| دسته بندی | اقتصاد |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
مقدمه
با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و احساس ضرورت بازنگری در روابط تجاری و مالی از یک طرف و تأکید بر حاکمیت مقررات شرعی و فقهی بر مناسبات مالی اشخاص از طرف دیگر موجب شد قانون عملیات بانکی بدون ربا انجام عملیات بانکی در قالب عقود اسلامی و معاملات خاصی را تجویز نماید. به دلیل ومت ربا یا همان بهره پول، مررات قانونی مصوب کسب سود برای سیستم بانکی را از طریق انجام معاملات بلامانع دانست. در ابتدا و قبل از ورود به بحث اصلی این نوشته لازم است اشارهای به چارچوب نظری در نظام بانکداری ربوی و اسلامی داشته باشیم.
اقلام عمده بدهی در یک بانک ربوی عبارتند از سرمایه و سپردهها که سپردهها خود شامل : جاری، پسانداز، ثابت (مدتدار) میشود.
از دیدگاه سرمایه تفاوت عمدهای بین دو نظام وجود ندارد. یعنی در این مورد با تعاریف ، ویژگیها و نحوه عمل مشابهی مواجه هستیم.
در نظام بانکداری ربوی از دیدگاه سپردهها تمامی نظام بر رابطه حقوقی داین ـ مدیون استوار است. بدین سبب در نظام مذکور دو نوع متمایز سپرده قابل تشخیص است:
1- سپرده جاری که تقریباً دارای همان ماهیت در نظام بانکداری اسلامی بوده و طبق تعریف در هر زمان بازپرداخت آن الزامی است.
2- سپرده پسانداز و مدتدار. در این مورد نیز بانک به عنوان بدهکار مکلف به بازپرداخت اصل و بهره متعلقه است. از دیدگاه تخصیص منابع (اعطای تسهیلات) نیز کل نظام در شیوه بانکداری ربوی بر رابطه حقوقی داین ـ مدیون قرار دارد و لذا مشتری به عنوان بدهکار مکلف به بازپرداخت اصل و بهرههای متعلقه به آنها است.
در حقیقت در نظام بانکداری ربوی عناصر تشکیلدهنده دین به شرح زیر است :
1- دین که معرف اصل بدهی است.
2- دوره بازپرداخت که زمان بازپرداخت اصل و بهره بدهی را دربرمیگیرد.
3- بهره که علاوه بر اصل بدهی پرداخت آن الزامی است و جزء لاینفک نظام بانکداری ربوی به شمار میآید.
هنگامی که نظام بانکداری اسلامی مطرح میشود چه از نظر شکل و چه از لحاظ محتوا با تصویر دیگری مواجه میشویم.
در نظام بانکداری اسلامی سپردهها به دو نوع تقسیم میشوند:
1- سپرده قرضالحسنه که در غالب کشورهای اسلامی که بانکداری اسلامی را به تجربه در آوردهاند مورد استفاده قرار دارد. از نظر حقوقی این نوع سپرده مبتنی بر رابطه داین ـ مدیون میباشد و بنابراین همانند سپرده جاری در هر زمان قابل طالبه است. در ضمن این نوع سپرده منبع اصلی وام بدون بهرهای است که برای مقاصد خاص تخصیص مییابد.
2- سپرده سرمایهگذاری که تقریباً مختص بانکداری اسلامی میباشد و بنیاد و شالوده آن از نظر حقوقی بر رابطه وکیل ـ موکل استوار است.
بر این اساس و بر مبنای اصل مشارکت در سود و زیان بانکداری اسلامی از دیدگاه سپرده سرمایهگذاری و مثابه وکیل و یا امین از جانب تمامی مشتریان خود (سپردهگذاران سرمایهگذاری) در استفاده از سپردههای سرمایهگذاری برای مصارف خاص در چارچوب قراردادها و معاملات اسلامی اقدام مینماید.
از لحاظ نظری این مطلب هسته اصلی بانکداری اسلامی در مقایسه با بانکداری ربوی را تشکیل میدهد. در ستون دارایی یک بانک ربوی در مقایسه با نظام بانکداری اسلامی نیز تفاوتهایی از نظر شکل و محتوی ملاحظه میشود.
در بانکداری ربوی متداولترین ابزار از این دیدگاه عبارتست از وامها و اعتبارات اعطایی.
در بانکداری اسلامی به عکس اعطای وام جز در مورد قرضالحسنه کاملاً منسوخ و تسهیلات اعطایی در چارچوب قراردادها و معاملات اسلامی بر اساس موازین اسلامی این نقش را ایفا میکنند.
بر این اساس تسهیلات اعطایی یا ابزارهای مالی که در چارچوب قراردادها و معاملات اسلامی مورد استفاده قرار میگیرند از نظر تقسیمبندی کلی به چهار گروه تقسیم میشوند:
1- تأمین منابع مالی از طریق وامدهی: منحصراً قرضالحسنه
2- تأمین منابع مالی از طریق مشارکت : مضاربه ، مشارکت (مدنی، حقوقی) سرمایهگذاری مستقیم، مزارعه و مساقات
3- تأمین منابع مالی از طریق مبادلات : فروش اقساطی، اجاره به شرط تملیک ، سلف ، خرید دین
4- تأمین منابع مالی از طریق تعهدات : جعاله
همانگونه که ملاحظه شد مشخصه اصلی نظام بانکداری اسلامی تحریم ربا و تأکید است که در زمینه منع معاملات ربوی وجود دارد. به عبارت دیگر آنچه از نظر شریعت مقدس اسلام منع شده است بازده ثابت و از قبل تعیین شده در معاملات مالی است و نه بازده غیرثابت و نامشخص که در قالب سود تبلور مییابد.
در این نوشته سعی بر آن است که خوانندگان محترم با قالبهای عقود اسلامی آشنا شده و نحوه تخصیص و موارد استفاده آنها را بشناسند همچنین با نحوه محاسبه سود در هر یک از این عقود آشنا شوند. در این رابطه مشارکت حقوقی و سرمایهگذاری مستقیم در سطح کلان اقتصادی انجام میشود و لذا امکان دسترسی به اطلاعات مبسوطی در رابطه با این دو نوع قرارداد وجود نداشته و نگارنده به ارائه تعریف و مشخصههای این دو نوع بسنده نموده است.
امید است با وجود کلیه کم و کاستی موجود در این نوشته، بتوانیم دریچهای فراروی خوانندگان محترم جهت شناخت بانکداری اسلامی قرار دهیم.
تعاریف و کلیات :
پس از ارائه تعریف و مقایسهای از دو نظام بانکداری اسلامی و ربوی و قبل از ارائه موضوع اصلی لازم است پارهای از اصطلاحات که در این نوشته به آنها اشاره شده تعریف شوند تا در هنگام مطالعه مباحث اصلی برای خواننده قابل درک باشند.
عقد:
عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر انجام امری و یا انتقال مالی بنمایند و مورد قبول طرفین باشد. در واقع عقد دو طرف دارد و اراده هر دو طرف دخیل است.
عقد بر دو نوع است :
عقد جایز: عقدی است که با اراده هر یک از طرفین قابل فسخ و یا ابطال است.
عقد لازم : عقدی است که هیچیک از طرفین توانایی فسخ آن را ندارند.
قرض :
قرض عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مالی را به دیگری تملیک مینماید و طرف دیگر متعهد میشود مثل آن را از حیث جنس و مقدار مسترد نماید.
بیع :
تملیک عین به عوض معلوم . در واقع به معنی خرید میباشد.
اجاره:
تملیک منفعت به عوض معلوم برای زمان محدود و معین.
سند:
سند نوشتهای است که در مقام دعوی و یا دفاع از دعوی قابل استناد باشد.
قرارداد :
سندی است که طی آن طرفین به انجام امری یا اموری و یا تملیک مالی تعهد کنند و یا در مقام رفع تنازع و حل اختلافات طی آن موافقتهایی بعمل آورند.
فصــل اول : قرضالحسنه
تعریف: ماده 14 قانون عملیات بانکی بدون با بانکها را مکلف نموده برای تأمین شرایط و امکانات کار در شکل تعاونی از راه وام بدون بهره و همچنین تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تأمین کند تسهیلات مالی اعطا نمایند. عقد قرض یکی از عقود معین قانون مدنی است که به معنای بریدن و قطع کردن است زیرا در عقد قرض شخص مقدار معین از مال خود را از مالکیت خود خارج و به مالکیت شخص دیگری درمیآورد تا قرض گیرنده در مهلت معین عین مال را مسترد کند و در صورت عدم امکان استرداد مثل، قیمت یومالرد را بدهد. موضوع عقد قرض در عملیات بانکی پول میباشد لذا هیچگونه سود یا منفعتی به آن تعلق نمیگیرد زیرا در معادلاتی که موضوع آن پول میباشد هرگونه سود یا منفعتی ربا بوده و حرام است و فقط بانکها سالانه به میزان 4% کارمز نسبت به مانده بدهی دریافت میدارند.
موارد پرداخت قرضالحسنه :
با توجه به ماده 14 قانون عملیات بانکی بدون ربا موارد پرداخت قرضالحسنه به ترتیب الویت به شرح زیر است :
1- تأمین وسایل و ابزار و سایر امکانات برای ایجاد کار جهت کسانی که فاقد اینگونه امکانات هستند در شکل تعاونی . با توجه به تعریف فوق شرط اعطای وام در این حالت داشتن قالب تعاونی ، تولیدی و خدماتی میباشد .
2- کمک به افزایش تولید با تأکید بر تولیدات کشاورزی و دامی و صنعتی. طبق دستورالعمل قرضالحسنه اعطای تسهیلات قرضالحسنه دراین خصوص منوط به مواردی به شرح زیر است :
الف ـ جلوگیری از توقف کار در کارگاهها و واحدهای تولیدی راکد
ب ـ ایجاد و توسعه کارگاههای واحدهای تولیدی کوچک در شهرهای کوچک و روستاها
ج ـ مواردی که تأمین نیاز کارگاهها یا واحدهای تولیدی از طریق سایر تسهیلات امکانپذیر نباشد.
د ـ ایجاد تسهیلات برای اشخاصی که در بخش کشاورزی فعالیت دارند و به علت بروز عوامل نامساعد طبیعی دچار زیان شدهاند.
3- رفع احتیاجات ضروری مثل تأمین هزینه ازدواج ، تهیه جهیزیه ، درمان بیماری، تعمیرات مسکن و ... این قالب تنها مختص اشخاص حقیقی است.
حداکثر مدت بازپرداخت قرضالحسنه در مورد قرضالحسنه دفع احتیاجات ضروری سه سال و در بقیه موارد 5 سال است.
حد مجاز: حد مجاز در اعطای تسهیلات قرضالحسنه از دو جنبه تعیین و ابلاغ میگردد.
حد مجاز جمعی: مجموع تسهیلاتی است که هر یک از بانکها مجاز میباشند در قالب یک تا ترکیبی از تسهیلات در مجموع اعطا نمایند که توسط شورای پول و اعتبار برای هر یک از بانکها تعیین و از سوی بانک مرکزی ابلاغ میشود.
در حال حاضر حداکثر مجموعه قرضالحسنه اعطایی توسط بانکها %10 مجموع کل تسهیلات اعطایی در آن سال تعیین گردیده است مشروط بر آن که از جمع کل سپردههای پسانداز قرضالحسنه تجاوز ننماید و ضمناً حداکثر سقف تسهیلات اعطایی قرضالحسنه جهت رفع حوایج ضروری اشخاص حقیقی نباید از% 20 کل تسهیلات قرضالحسنه تجاوز نماید.
مجاز فردی : عبارتست از میزان تسهیلاتی که بانک در قالب یک یا انواع تسهیلات میتواند در اختیار یک متقاضی قرار دهد.
کارمزد:
در اعطای تسهیلات قرضالحسنه بانک سودی دریافت نمیکند. ولی به موجب ماده 17 آییننامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا پیشبینی گردیده که هزینههای پرداخت قرضالحسنه بر اساس دستورالعملهای موجود محاسبه و از قرضگیرنده دریافت گردد. در حال حاضر نرخ کارمزد قرضالحسنه %4 در سال میباشد مشروط بر اینکه از هزینههای تجهیز منابع اعطای قرضالحسنه و نیز هزینههای اعطای آن تجاوز ننماید.
کارمزد قرضالحسنه در هنگام اعطا برای مدت باقیمانده از سال و در ابتدای هر سال نسبت به مانده آن برای کل سال یا مدت باقیمانده طبق فرمول زیر محاسبه میگردد.
تعداد ماههای باقیمانده تا پایان سال × نرخ کارمزد× میزان قرضالحسنه اعطایی دربدوامر
12 × 100 پرداخت قرضالحسنه
تعداد ماههای پرداخت اقساط در آن سال× نرخ کارمزد× مانده قرضالحسنه اعطایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = محاسبهکارمزددرابتدایسالبعد
12×100
جهت سهولت محاسبه بازپرداخت اقساط به صورت ماهانه در نظر گرفته شده است.
برای محاسبه کارمزد از فرمول زیر استفاده میشود:
مدت × نرخ × مانده ابتدای دوره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = کارمزد قرضالحسنه
1200
نکته قابل ذکر در اینجا این است که در محاسبه کارمزد دربدو پرداخت قرضالحسنه تاریخ پرداخت حائز اهمیت است. در واقع در این مورد ماه به دو نیمه تقسیم میشود. از ابتدا تا پانزدهم و از پانزدهم تا آخر ماه. بدین صورت که اگر پرداخت قرضالحسنه در نیمه اول ماه باشد آن ماه در محاسبه کارمزد حساب میشود و اگر پرداخت در نیمه دوم باشد آن ماه حساب نمیشود.
مثال : اگر دو میلیون ریال وام در تاریخ 16/7/83 پرداخت شود:
4 × 5 × 000,000,2
333/33 = ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = کارمزد سال جاری
1200
و اگر در تاریخ 15/7/83 پرداخت شود:
4 × 6 × 000,000,2
40000 = ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = کارمزد سال جاری 1200
برای محاسبه کارمزد سالهای بعد به شرح زیر عمل میکنیم:
ابتدا وام را قسطبندی میکنیم. یعنی 600,2 ریال را تقسیم بر 36 کنیم:
برای محاسبه کارمزد سال 84 باید مانده ابتدای سال 84 را داشته باشیم .
1705000 = 295000 – 2000000 : مانده ابتدای سال 84
4 × 12 × 000,705,1
68200 = ــــــــــــــــــــــــــــ = کارمزد سال 84
1200
کارمزد سال 85 :
000,045,1 = 660000 – 000,705,1 : مانده ابتدای سال 85
4 × 12 × 000,045,1
کارمزد سال 86 :
660000 = 55000 × 12 : میزان اقساط پرداختی 85
385000 = 660000 – 000,045,1 : مانده ابتدای سال 86
4 × 7 × 385000
981/8 = ـــــــــــــــــــــــــــــــ = کارمزد سال 86
1200
عملیات حسابداری قرضالحسنه :
1- ثبت حساب انتظامی قراردادها:
بدهکار – حساب انتظامی قرار دادها – قرضالحسنه اعطایی 1 ریال
بستانکار – طرف حساب انتظامی 1 ریال
2- ثبت وثایق و تضمینات :
بدهکار – حساب انتظامی وثایق و تضمینات مربوط به مبلغ ترهین / اسمی
بستانکار – طرف حساب انتظامی به مبلغ ترهین / اسمی
3- پرداخت قرضالحسنه و اخذ کارمزد :
بدهکار _ حساب مشتری به مبلغ کارمزد سال اول
بستانکار ـ حساب کارمزد دریافت به مبلغ کارمزد سال اور
بدهکار – حساب قرضالحسنه اعطایی به میزان قرضالحسنه پرداختی و کارمزد سالهای آینده
بستانکار – حساب مشتری به مبلغ قرضالحسنه پرداختی
بستانکار – حساب کارمزد سالهای آینده به مبلغ کارمزد سالهای آینده
لازم به ذکر است مبلغ کارمزد سالهای آینده هر سال با قسط فروردین ماه همان سال از مشتری اخذ میگردد و سند زیر صادر میگردد:
بدهکار _ کارمزد سالهای آینده به مبلغ کارمزد سال مربوطه
بستانکار _ کارمزد دریافتی به مبلغ کارمزد سال مربوطه
4- دریافت اقساط :
بدهکار _ حساب مشتری / صندوق به مبلغ اقساط دریافتی
بستانکار _ حساب قرضالحسنه اعطایی به مبلغ اقساط دریافتی
خاتمه قرارداد و تسویه حسابهای مربوطه:
بدهکار _ طرف حساب انتظامی و ثایق و تضمینات به مبلغ ترهین / اسمی
بستانکار _ حساب انتظامی و ثائق و تضمینات به مبلغ ترهین / اسمی
بدهکار _ طرف حسابهای انتظامی قراردادها مبلغ 1 ریال
بستانکار _ حساب انتظامی قراردادها ـ قرضالحسنه اعطایی مبلغ 1 ریال
لازم به یادآوری است که پس از اخذ کلیه اقساط سایر حسابها تسویه خواهد شد و فقط ثبتهای فوق انجام میشود.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 105 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 82 |
آیا هر چه در خلق هست، خداوند هم آن را دارد؟! اگر دارد چگونه ممکن است داراى اجزا نباشد؟! و اگر ندارد، چگونه آن را به دیگران اعطا مىکند؟!
آیا وجود خداوند متعال هر زمان و مکانى را پر کرده است؟!
آیا زمان و مکان، حادثند و مخلوق؟!
حدوث زمان و مکان چگونه تصوّر مىشود؟!
فاعل افعال بشر کیست؟! آیا ما در افعال خویش مجبوریم یا مختار؟
و آیا...
مسأله اقرار به وجود خداوند متعال براى خداپرستان اساسىترین مسائل و مباحث در شمار است لذا نهایت کوشش و سعى خود را در تثبیت اساس این مهم مصروف داشتهاند. در این مورد بین ایشان ادعاها و روشهاى گوناگون ظهور یافته به گونهاى که برخى وجود خداوند را ظاهر و آشکار،
و بىنیاز از اقامه دلیل و برهان و استدلال دانسته، و گروهى دیگر اثبات وجود بارى تعالى را از راه برهان محال انگاشتهاند.
دیگرانى ادله و براهینى براى اثبات وجود خداوند جلت عظمته تدوین کردهاند که برخى از ایشان هیچ ملاکى براى تمایز وجود خداوندى که در پى اثبات وجود اویند از ماسواى او ارائه ندادهاند، و برخى دیگر در این مورد ملاکاتى را مناط حکم و تصدیق خویش قرار دادهاند ولى ملاکات بیان شده از طرف ایشان از ارائه واقعیت تهى بوده، و آنچنان که باید در راه اثبات ذاتى که شایسته الوهیت و خالقیت باشد به فرجام نمىآید.
بر این اساس جویاى حقیقت معرفت و شناخت توحید الهى فراروى خویش جز این نمىبیند که در اولین قدم ملاک خالقیت خالق، و مخلوقیت ماسواى او را به خوبى بشناسد تا بر اساس آن هرگز موجودى را که آیت مخلوقیت بر جبین دارد معبود خود ندانسته، و ذات متعالى آفریدگار حقیقى خویش را با آفریدههاى او یا آفریدههاى اوهام و خیالات خود
اشتباه نگرفته، و تنها به اینکه نام خدا یا آفریدگار یا واجب الوجود بر یافته خود نهاده است دل خوش ندارد.
اینجاست که ما شالوده بحث خداشناسى را بر این مىنهیم که ملاک مخلوقیت موجوداتى که آنها را مىیابیم چه چیزى بوده و به کدامین دلیل حکم به نیازمندى آنها به خالق و آفریننده کرده، و وجود آنها را ازلى و مستغنى از وجود علت و آفریننده نمىدانیم؟! بدیهى است اگر در این باره به ملاکى واقعى و حقیقى دست یافتیم که روشنکننده جهت مخلوقیت و نیازمندى اشیا باشد، دیگر نباید آن ملاک در ذات خالقى که او را مخلوق و نیازمند نمىدانیم وجود داشته باشد، چه اینکه در غیر این صورت با الفاظ و اسامى بىمحتوا خود را دلگرم کردهایم و اعتقاد ما به خداوند اساسى نخواهد داشت.
شناخت شایسته و صحیح ذات قدّوسى که هرگز شناخته نخواهد شد ـ و فراترین درجه شناخت او، تنها علم عالمیان به وجود، و غیرقابل شناخت بودنِ ذات او مىباشد[1] ـ بر توجّه به اصول ذیل
1. امام سجّاد علیهالسلام مىفرمایند: لم یجعل فی أحد من معرفة إدراکه أکثر من العلم بأنّه لا یدرکه، فشکر معرفة العارفین بالتقصیر عن معرفته، وجعل معرفتهم بالتقصیر شکرا، کما جعل علم العالمین أنّهم لا یدرکونه إیمانا. (بحار الأنوار، 78 / 142، از تحف العقول): شناخت خود را براى احدى بیش از این قرار نداده است که بدانند او را ادراک نخواهند کرد. معرفت کسانى را که اعتراف به تقصیر در معرفت او دارند مشکور داشته، و همین معرفت ایشان را شکر خویش قرار داده است، همانطور که علم عالمیان به غیرقابل ادراک بودن خود را ایمان دانسته است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام مىفرمایند: الحمد للّه الّذی أعجز الأوهام أن تنال إلاّ وجوده. (التوحید، 72؛ بحار الأنوار،4 / 221): حمد و ستایش خداوندى را که اوهام و اندیشهها را از اینکه جز به وجود او رسند ناتوان ساخته است.
و مىفرمایند: لم تجعل للخلق طریقا إلى معرفتک إلاّ بالعـجز عن معرفتک. (بحــار الأنوار، 94 / 150): براى خلق خویش غیر از ناتوانى و عجز آنان، هیچ راهى به سوى معرفت و شناخت خود قرار ندادهاى.
امام صادق علیهالسلام مىفرمایند: من نظر فی اللّه کیف هو، هلک. (کافى، 1 / 93 ؛ بحار الأنوار، 3 / 259): هر کس اندیشه کند که ذات خداوند چگونه است، هلاک خواهد شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام مىفرمایند: کمال معرفته التصدیق به. (نهج البلاغه، خطبه اول): فراترین درجه شناخت خداوند، تصدیق به وجود اوست.
غیرقابل شناخت بودنِ ذات او مىباشد[1] ـ بر توجّه به اصول ذیل استوار است:
1. امام سجّاد علیهالسلام مىفرمایند: لم یجعل فی أحد من معرفة إدراکه أکثر من العلم بأنّه لا یدرکه، فشکر معرفة العارفین بالتقصیر عن معرفته، وجعل معرفتهم بالتقصیر شکرا، کما جعل علم العالمین أنّهم لا یدرکونه إیمانا. (بحار الأنوار، 78 / 142، از تحف العقول): شناخت خود را براى احدى بیش از این قرار نداده است که بدانند او را ادراک نخواهند کرد. معرفت کسانى را که اعتراف به تقصیر در معرفت او دارند مشکور داشته، و همین معرفت ایشان را شکر خویش قرار داده است، همانطور که علم عالمیان به غیرقابل ادراک بودن خود را ایمان دانسته است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام مىفرمایند: الحمد للّه الّذی أعجز الأوهام أن تنال إلاّ وجوده. (التوحید، 72؛ بحار الأنوار،4 / 221): حمد و ستایش خداوندى را که اوهام و اندیشهها را از اینکه جز به وجود او رسند ناتوان ساخته است.
و مىفرمایند: لم تجعل للخلق طریقا إلى معرفتک إلاّ بالعـجز عن معرفتک. (بحــار الأنوار، 94 / 150): براى خلق خویش غیر از ناتوانى و عجز آنان، هیچ راهى به سوى معرفت و شناخت خود قرار ندادهاى.
امام صادق علیهالسلام مىفرمایند: من نظر فی اللّه کیف هو، هلک. (کافى، 1 / 93 ؛ بحار الأنوار، 3 / 259): هر کس اندیشه کند که ذات خداوند چگونه است، هلاک خواهد شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام مىفرمایند: کمال معرفته التصدیق به. (نهج البلاغه، خطبه اول): فراترین درجه شناخت خداوند، تصدیق به وجود اوست.
1. امام سجّاد علیهالسلام مىفرمایند: لم یجعل فی أحد من معرفة إدراکه أکثر من العلم بأنّه لا یدرکه، فشکر معرفة العارفین بالتقصیر عن معرفته، وجعل معرفتهم بالتقصیر شکرا، کما جعل علم العالمین أنّهم لا یدرکونه إیمانا. (بحار الأنوار، 78 / 142، از تحف العقول): شناخت خود را براى احدى بیش از این قرار نداده است که بدانند او را ادراک نخواهند کرد. معرفت کسانى را که اعتراف به تقصیر در معرفت او دارند مشکور داشته، و همین معرفت ایشان را شکر خویش قرار داده است، همانطور که علم عالمیان به غیرقابل ادراک بودن خود را ایمان دانسته است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام مىفرمایند: الحمد للّه الّذی أعجز الأوهام أن تنال إلاّ وجوده. (التوحید، 72؛ بحار الأنوار،4 / 221): حمد و ستایش خداوندى را که اوهام و اندیشهها را از اینکه جز به وجود او رسند ناتوان ساخته است.
و مىفرمایند: لم تجعل للخلق طریقا إلى معرفتک إلاّ بالعـجز عن معرفتک. (بحــار الأنوار، 94 / 150): براى خلق خویش غیر از ناتوانى و عجز آنان، هیچ راهى به سوى معرفت و شناخت خود قرار ندادهاى.
امام صادق علیهالسلام مىفرمایند: من نظر فی اللّه کیف هو، هلک. (کافى، 1 / 93 ؛ بحار الأنوار، 3 / 259): هر کس اندیشه کند که ذات خداوند چگونه است، هلاک خواهد شد.
اصل اول: هر موجود ممکنى، عددى (= قابل شمارش، و پذیرش کمى و زیادى) است.
اصل دوم: هر موجود عددىاى، متجزّى است.
اصل سوم: نامتناهى، محال و موهوم است.
اصل چهارم: موجود داراى مقدار و اجزا (= ممکن)، حادث حقیقى (= داراى ابتداى وجود) است.
اصل پنجم: زمان و مکان، مقدارى و متناهى و حادث حقیقى مىباشند.
اصل ششم: موجودِ حادث، نیازمند به خالق است.
اصل هفتم: موجود مقدارى، خالق نتواند بود.
اصل هشتم: موجود ممکن (= مقدارى)، مجرّد از زمان نیست.
اصل نهم: ذات خداوند متعال هرگز شناخته نمىشود چه اینکه:
الف ) آنچه شناخته شود مقدارى و مخلوق است.
ب ) ذات فراتر از مقدار، قابل شناخت و وصول نیست.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
مقدمه:
فکر وسواسی[1] یک فکر، احساس[2]، یا حس[3] مزاحم و تکرارشونده است. عمل وسواس فکر با رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش، یا اجتناب است. فکر وسواس موجب افزایش اضطراب شخص
میگردد. در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش میدهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواس مقاومت میکند اضطراب زایش مییابد. (سید محمدی – 1384)
شخص مبتلا به اختلال وسواس – جبری معمولاً غیرمنطقی بودن افکار وسواسی خود را درک میکند. هم کار وسواسی و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود[4] شناخته میشود. اختلال وسواس جبری میتواند اختلالی
ناتوانکننده باشد. چون افکار وسواسی میتوانند وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه در برنامه معمول شخص، عملکرد حرفهای، فعالیتهای اجتماعی معمول، یا روابط با دوستان و اعضاء خانواده تداخل نماید. (همان منبع1384)
در چهارمین ویراست راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM- IV) اختلال وسواس جبری افکار وسواسی توصیف شده است که شدت آنها برای اتلاف وقت یا ایجاد ناراحتی بارز یا تخریب قابل ملاحظه کافی است. افراد مبتلا به این اختلال واقف هستند که واکنشهای آنها غیرمنطقی یا نامتناسب است. (kaplan – 1196)
درمان اختلال وسواسی – جبری نمونهای از اثرات مثبتی است که پژوهشهای امروز میتواند در زمان کوتاه روی یک اختلال داشته باشد. تا همین اواخر یعنی دهه 1980 اختلال وسواسی- جبری اختلال نه چندان شایع با پاسخ ضعیف نسبت درمان تلقی میشد. امروز، معلوم شده است که اختلال وسواس جبری شایعتر از آن است که تصور میشد و خیلی حساس به درمان است. (Kaplan- 1996)
بیان مسئله:
از آن جا که به نظر میرسد شیوع اختلالات وسواسی- جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده میشود بعضی از پژوهشگران تخمین زدهاند که بین بیماران سرپائی میزان شیوع این اختلال تا 10 درصد میرسد. این ارقام اختلال وسواسی- جبری را پس از فوبییا، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگی در ردیف چهارم شایعترین تشخیصهای روانپزشکی قرار میدهد. مطالعات همهگیری شناسائی در اروپا و آسیا و آفریقا این نسبتها را تأیید کردهاند. بین بزرگسالان احتمال ابتلا مرد و زن یکسان است. معهذا بین نوجوانها، پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی- جبری مبتلا میگردند. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها سن شروع کمی پائینتر از زنها است. از مجموع تقریباً در دو سوم بیماران، شروع علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع میشود. (Kaplan- 1996)
OCD یا اختلال وسواس- جبری شامل افکار و اعمال وسواسی میباشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفهای در روابط بین فردی و شخص بیمار میشود.(همان منبع)
افکار وسواسی[5] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[6] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[7]. (همان منبع)
به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش میدهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش میدهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت میکند اضطراب افزایش مییابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان[8] شناخته میشوند. این اختلالات میتواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD میتواند به یک اختلال ناتوانکننده تبدیل شود.
شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده میشود. اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع میباشد. بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها، سن شروع کمتراز زنها است. OCD میتواند در نوجوانی و کودکی در موارد محدود حتی سن 2 سالگی آغاز شود. (Kaplan- 1996)
در دیدگاه شناختی- رفتاری روی الگوهای تفکر ناسازگارانه تأکید میکند و اعلام میدارد که این الگوها در ایجاد و ادامه نشانههای OCD دخالت دارند، افراد مبتلا به OCD گرایش دارند به رویدادهای اضطرابآور در محیطشان، واکنش افراطی نشان دهند. فرض شده است که این درمانجویان به وسیله افکار مرتبط با نیاز به کامل بودن، اعتقاد به اینکه آنها مسئول آزار و اذیت دیگران هستند، نگرانی از امکان وجود خطر، آشفته میشوند. آنها با تصورات
ناراحتکننده مرتبط با این افکار دست به گریباناند و سعی میکنند آنها را از طریق انجام دادن تشریفات وسواسی متوقف یا خنثی کنند. اما هر چه سعی میکنند این افکار را متوقف سازند، ناراحتی و ناتوانی آنها در متوقف کردن آنها بیشتر میشود. احتمال دیگری که دیدگاه شناختی مطرح میکند این است که افراد مبتلا به OCD کاستیهای حافظه دارند که باعث میشود آنها در یادآوری رفتارها، نظیر خاموش کردن اجاق گاز یا قفل کردن در، مشکل داشته باشند، تردید دایمی آنها و نیاز به وارسی کردن، با ناتوانی در یادآوری انجام دادن این اعمال، ارتباط دارد. حتی حافظه مربوط به رویدادهای گذشته در زندگی آنها میتواند به خاطر وجود افکار مزاحم صدمه ببینند، مخصوصاً اگر به افسردگی هم مبتلا باشند. (سیدمحمدی- 1384)
هدف و ضرورت تحقیق:
هدف از این پژوهش مقایسه شیوع OCD در دو گروه دانشآموزان دختر پانزده الی هجده ساله ممتاز و ضعیف دبیرستانهای منطقه شش تهران است. اهداف فرعی مشتمل بر تعیین فراوانی مطلق و نسبی OCD با توجه به متغیرهای سطح درآمد خانواده، فرزند چندم خانواده بودن، سابقه OCD در بستگان درجه اول و دوم است. روش گردآوری دادهها از طریقه پرسشنامه بوده است. پرسشنامه مادزلی حاوی 30 سؤال جهت بررسی افکار و اعمال وسواسی میباشد که جهت دانشآموزان تهیه و ارائه گردید.
فرضیه پژوهش:
شیوع وسواس در دانشآموزان ممتاز و ضعیف تفاوت دارد.
سؤال پژوهش:
آیا شیوع وسواس در دانشآموزان ممتاز و ضعیف تفاوت وجود دارد؟
تعریف عملیاتی:
وسواس: تمره آزمودنی از آزمون وسواس فکری و عملی حادزلی است و منظور از دانشآموزان ممتاز کسانی هستند که معدل آنها بالای 19 است و منظور از دانشآموزان ضعیف کسانی هستند که معدل آنها پائین 14 است.
تعریف مفهومی:
OCD شامل افکار و اعمال وسواسی میباشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفهای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.
تاریخچه:
OCD یا اختلال وسواسی-جبری شامل افکار و اعمال وسواسی میباشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفهای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.
افکار وسواسی[1] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[2] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[3]. (سیدمحمدی- 1384)
به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش میدهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش میدهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت میکند اضطراب افزایش مییابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان شناخته میشوند. این اختلال میتواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD میتواند به یک اختلال ناتوانکننده تبدیل شود. شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده میشود. این اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع میباشد. در بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. (همان منبع)
میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در بین مردها، سن شروع کمی پائینتر از زنها است. در مجموع تقریباً در دو سوم بیماران شروع و علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع میشود. OCD ممکن است در نوجوانی و کودکی و در مواردی حتی سن 2 سالگی آغاز شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل به OCD مبتلا میشوند. هرچند این یافته احتمالاً بازتاب مشکل بیماران در حفظ روابط است. سایر اختلالات همراه با OCD شامل Major depression با شیوع 67% و Social phobia با شیوع 25% و پس از آن اختلالات شایع توأم با OCD مشتملند بر اختلالات مصرف الکل، فوبی خاص Disorder panic و اختلالات خوردن. (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994) که حدود 20 تا 30 درصد این بیماران، بهبود قابل ملاحظه و 40 تا 50 درصد بهبود نسبی و متوسط پیدا
میکنند.(همان منبع)
به طور کلی چهار الگوی شایع علایم وجود دارد که شامل موارد زیر است:
1)آلودگی[4]
2)تردید[5]
3)افکار مزاحم[6]
4)تقارن[7] (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994)
سیر و پیشآگاهی:
در نیمی از بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری شروع علائم به طور حاد است. در حدود 50 تا 70 درصد موارد شروع علائم در پی یک اتفاق استرسآمیز، مثل حاملگی، مسائل جنسی یا مرگ یکی از نزدیکان روی میدهد. چون بسیاری از بیماران علائم خود را پنهان میکنند، غالباً در مراجعه به
روانشناس 5 تا 10 سال تأخیر روی میدهد و سن متوسط برای بستری شدن 30 سالگی است. سیر اختلال معمولاً مزمن است و در بعضی از بیماران علائم سیر نوسانی داشته و در عدهای دیگر ثابت باقی میماند. حدود 20 تا 30 درصد این بیماران بهبود قابل ملاحظه، 40 تا 50 درصد نیز بهبود نسبی پیدا میکنند. گزارشهای گوناگونی هست مبنی براینکه 20 تا 40 درصد بیماران همچنان مبتلا مانده یا روز به روز بر شدت علائم آنها افزوده میشود. (سیدمحمدی- 1384)
تقریباً یک سوم این بیماران دچار افسردگی اساسی میشوند و خودکشی خطر مهمی در تمام این بیماران است. گزارشهایی وجود دارد مبنی براینکه بیماران وسواسی نسبت به اسکیزوفرنی کمی بیشتر از کل جمعیت آسیبپذیری دارند. پیشآگهی تاریکتر با تسلیم شدن به اعمال وسواسی (تا مقاومت در برابر آن) شروع در دوران کودکی، اعمال وسواسی غیرعادیتر، و نیاز به بستری شدن رابطه دارد. پیشآگهی خوب با تطابق شغلی و اجتماعی خوب، فقدان اعمال وسواسی وجود اتفاق آشکارکننده و ماهیت دورهای علائم مربوط است. محتوی فکر وسواسی ظاهراً ربطی با پیشآگهی ندارد. (همان منبع)
بررسی مقالات:
بر طریق آمار جهانی مطالعهای که در سال 2003 در کشور انگلستان بر روی 10483 کودک 15-5 ساله انجام شده است شیوع کلی OCD در این جمعیت 25% بوده است. شیوع OCD در این گروه به طور مشخص بعد از 13 سالگی افزایش قابل ملاحظه داشته و در بین کودکان زیر 8 سال تنها 1 مورد مبتلا وجود داشته است. همچنین این میزان در بین اقوام و نژادهای اقلیت واضحاً بیشتر بوده است. در این بررسی مشخص شده است که کودکانی که متعلق به خانوادههایی با سطح Socio- economic پائینتر بودهاند از نظر ابتلاء به OCD افزایش یافتهاند و همچنین در خانوادههای با جمعیت بالا شیوع OCD بیشتر بوده است. (انجمن روان شناس آمریکا- 1994).
همچنین در مطالعهای که در سال 2005 در پارتمان روانپزشکی دانشکده پزشکی میشیگان انجام شده بود 35 کودک مبتلا به OCD در مقایسه با 17 کودک گروه کنترل از نظر سابقه ابتلاء به OCD در بستگان درجه اول و دوم بررسی شدند که نتیجه مطالعات نشان داد در بستگان درجه اول کودکان مبتلا به شیوع این اختلال به مراتب بیشتر از بستگان درجه اول غیرمبتلاست. 5/22% در مقابل 6/4% اما این بررسی تفاوتی از نظر شیوع OCD در بستگان درجه دوم دو گروه را نشان نداد. (همان منبع- 1994).
مطالعاتی که در سال 2004 بر روی 3012 کودک 18-11 ساله در ترکیه انجام شده بود، شیوع OCD را در این جمعیت 3% گزارش کرده است. بررسیهای انجام شده تفاوتی را از نظر سطح تحصیلات، اشتغال و سطح درآمد خانواده بین مبتلایان به OCD نشان داد. بررسی از نظر تعداد فرزندان این طور است که در افراد تکفرزند بوده یا 1 خواهر و برادر داشتهاند و همچنین افرادیکه بیش از 7 فرزند بودهاند شیوع OCD بیشتر از افرادی بوده که بین 6-3 فرزند بودهاند.(همان منبع)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 71 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 122 |
فصل اول :
کلیات
مقدمه:
عبارت عوامل موثر بر سلامت نظام اداری در ایران گویای آن است که از یک طرف نظام اداری ایران ممکن است دچار بیمار گونگی وآسیب باشد و ما را نگران کرده است و از طرف دیگر عواملی که در کاهش یا افزایش سلامت نظام اداری ایران موثرند؛ قابل شناخت می باشند .
همچنین وقتی که از سلامت یا بیماری نظام اداری ایران سخن می گوییم از یک تمثیل ارگانیستی استفاده کرده ایم ونظام اداری را به اندام موجود زنده (ارگان ) تشبیه کرده ایم وبرای آن سلامت ویا بیماری قائل شده ایم .
بر این اساس لازم است شاخص های این بیماری یا وضعیت بیمار گونه و عوامل موثر بر این بیماری را نشان دهیم هر چند که سلامت در نظام اداری تنها به معنی بیمار نبودن آن نمی باشد ویک نظام اداری سالم علاوه بر اینکه بیمار نیست ، دارای پویای نشاط سرزندگی بهره وری کار آیی واثر بخشی سطح بالا نیز می باشد .
نظام اداری در ایران در طول زمان مناسب با تحولات دورنی جامعه وتغییرات در سطح جهانی دچار تحول در ساخت و کار کرد شده است.
.در گذشته نظام اداری تنها مسوول جمع آوری مالیات ایجاد نظم و امنیت انجام جنگ وصلح بود ولی امروز ه در اثر فر آیند های مختلف اجتماعی وپیدایش نهادهای اجتماعی جدید کار کردهای بیشتر ی بر عهده ی نظاماداری گذاشته شده است یعنی نظام اداری علاوه بر آنکه لازم است خدمات گذشته را در شکل وسیع تر وپیچیده تری ارایه کند باید خدمات جدیدتری نیز ارایه کند وکشور را درمسیر توسعه و پیشرفت یاری کند.
متاسفانه نظام اداری در ایران به دلایل مسایل درون سازمانی وبرون سازمانی چه در گذشته (قبل از انقلاب ) وچه بعد از پیروز ی انقلاب اسلامی نه تنها به فر ایند توسعه کشور کمک نکرده است بلکه به تثبیت عقب ماندگی کشور یاری رسانیده است
علیرغم برنامه های انقلاب اداری اصلاح اداری پاکسازی ادارات و قبض و بسط مدیریت مدیریت اداری کشور همچنان از مسائل ساختاری وموقعیتی رنج می برد وتاهنگامی که کشور ما نتواندبه یک مدیریت کار و سالم دست یابد ، نمی تواند اهداف متعالی خود را در چار چوب ارزشهای اسلامی آبادانی واستقلال کشور پیاده نماید ولی به هر حال شناخت علمی وبی طرفانه عوامل موثر بر سلامت نظام اداری ایران گامی لازم است که برای پروژه ساماندهی نظام ایران باید طی شود.
بیان مسئله:
نظام اداری در ایران علیرغم ظاهر مدرن خود قادر به ایفای کارکردهای یک نهاد مدرن در جامعه نبوده است ونیست .
یعنی نظام اداری ماناسالم و غیر کاراست.نا سالم بودن نظام اداری مشکل اجتماعی است Social problem یعنی مدیران کار کنان وارباب رجوع به خوبی وضعیت بیمار گونه (پاتولوژیک) را حس میکنند.
معهذا در اینجا به خطوط اساسی وضعیت ناسالم نظام اداری ایران اشاره می شود.
1.عدم تحقق اهداف سازمانی (نظام اداری ایران اغلب قادر نبوده است اهداف سازمانی را محقق سازد
2.پائین بودن کارایی،بهره وری،کارامدی واثر بخشی علاوه برعدم تحقق اهداف سازمانی اثر بخشی منابع تولید بیش از حدی برای تولید یک واحد به کار رفته است .
3کم بودن رضایت ارباب رجوع اغلب ارباب رجوع بعد از مراجعه به ادارات احساس رضایت نمی کنند .
4ازخود بیگانگیکارکنان در کار»کارکنان ادارات ایران اغلب در فرایند کار احساس بی قدرتی ،بی هنجاری ،مفهوم نداشتن کار ،جدایی از کار و بیزاری از کار می نمایند »
5 .فساد مالی در ادارات » به شکل رشوه اختلاس ،سرقت ،پارتی بازی،استفاده از منابع عمومی در جهت اهداف شخصی وغیره»
6 .پایین بودنرضایت شغلی کارکنان سازمانهای اداری (اغلب کارکنان چه از نظر ابزاری (پاداش مادی )و چه از نظر روانی (تائید از طرف دیگران ،موفقیت شغلی وامنیت شغلی )احساس رضایت نمی کنند .)
7 .چند پیشگی کارکنان ادارات (برای گذراندن زندگی مجبور به کارکردن در چند جا هستند )
8 .شانه خالی کردن کارکنان از زیر بار مسوولیت تصمیم گیری (اغلب در پی واگذاری مسوولیت تصمیمگیری ها به دیگران هستندو خود از پذیرش مسوولیت تصمیم گیری ها واهمه دارند )
9 .خلاءتجربه ومهارت در نظام اداری (کارکنان با تجربه و قدیمی تر مایل به انتقال مهارتها وتجربیات خود به کارکنان جوانتر نیستند )
10 .پایین بودن منزلت کارکنان نظام اداری (در جامعه منزلت کارکنان بسیار پایین است و با دید ترحم نگریسته میشود 9
11 .کاهش مشروعیت ومقبولیت مدیریت (مدیران چه از نظر کارکنان و چه از نظر ارباب رجوع اغلب مشروعیت و مقبولیت کافی ندارند .)
12 .پایین بودن قدرت و اختیار مدیریت (برای انجام تصمیمات مربوطه اختیار وقدرت کافی ندارند یا اختیار و مسوولیت انها هماهنگ نیست .)
13 .بی نظمی در امور (در برخی از امور اداری نوعی بی نظمی دیده میشود .)
14 .غیر قابل پیش بینی بودن تصمیمات (تصمیمات اغلب سلیقه ای ،متکی به فرد وغیر قابل پیش بینی است.)
15 .کندی کار (انجام کارهای اداری اغلب سرعت لازم را ندارند .)
16 فقدان شایسته سالاری (افراد در نظاام اداری اغلب در جایگاه شایسته خود نیستند.)
17 .رواج چاپلوسی ،تملق وظاهر سازی (کارکنان وارباب رجوع مجبور به بعضی ظاهر سازی ها هستند .)
18 .عدم احساس خدمتگذاری به مردم (کارکنان ومدیران اغلب خود را خدمتگذار به مردم نمی دانندونه تنها احساس نمی کنند که از مالیات پرداختی مردم حقوق ودستمزد آنها تامیین می شود بلکه خود را طلبکار می دانند وکارها را نه از روی وظیفه بلکه از روی لطف انجام می دهند )
19قدرت اندیشی در مدیریت (اغلب دربرابر مدیران بالا تر مطیع و در برابر پرسنل پایین تر انعطاف نا پذیر هستند و درستی یا نا درستی تصمیمات را با میزان قدرت پشت ان می سنجند )
20 .حجم وسیع دستگاه اداری (تعداد پرسنل زیاد که اغلب دست هستند تا مغز .)
21 .تضاد بین اهداف سازمانی و اهداف فردی کارکنان اداری (کارکنان بین اهداف فردی وسازمانی احساس یگانگی نمی کنند .)
22 .کم کاری کارکنان اداری (ساعات کار مفید انها بسیار پایین است .)
البته این خطوط اساسی آگزیم هایی هستند که باید به فرضییات مشخص تبدیل ودرستی یا نا درستی آنها در جامعه آزمون شود .
چارچوب نظری :
نظریه ای که در این مطالعه راهنمای ماست نظریه ی ساختی کارکردی تالکوت پارسنز می باشد. بر اساس این نظریه نظام اجتماعیSocial systemاست که با یکدیگر دارای ارتباط متقابل Interaction می باشد وبرای اینکه این نظام اجتماعی بتواند به بقا خود ادامه دهد وپیشرفت داشته باشد لازم است بتواند 4 کار کرد Function ایفا نماید یا به 4نیاز پاسخ دهد که پارسنز آنها را به اختصار AGIL می نامد .
در اینجا سعی می شود که سلامت نظام اداری ایران بر اساس این نظریه تبیین.Explanatiorشود.
سازمان اداری در ایران برای بقاء وپیشرفت خود باید بتواند 4 کار کرد داشته باشد یا به عبارت دیگر به 4 نیاز پاسخ گوید:
1. انطباق یا سازگاری Adaptation یا فرآیند بکار انداختن وسایل فنی برای دستیابی به هدف
2. دستیابی به هدف Goal Attainmentیا تامین حرکت پیوسته نظام به سوی هدف هایش.
3. یکپارچگی یا یگانگی Integrationیا برقرای و حفظ روابط عاطفی و اجتماعی مناسب در میان افرادی که مستقیمأ در فر آیند دسیابی به هدف همکاری می کنند.
4. حفظ الگو وکنترل نقش Latencyیا مراقبت در اینکه واحدهایی که بایکدیگر همکاری می کنند ؛ وقت وتسهیلات لازم را برای ایجاد یا شناخت توانایی های لازم برای ایجاد یا شناخت توانایی های مورد نیاز سیستم دارا باشند .
در جامعه ایران در درون هر یک از خرده نظامهای اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی ودر ارتباط متقابل بین این خرده نظامها با یکدیگر تعادل و هما هنگی وجود ندارد .
مجموعه ی این شرایط که یک میراث تاریخی می باشد باعث شده است که نظام اداری ایران نیز در تعامل بااین خرده نظامهای بیمار خود بیمار گونه عمل کند.
«نظام اداری مینیاتوری از کل جامعه است که در ارتباط نزدیک با ساختار های اجتماعی ، سیاسی ، حقوقی ، ایدئولوژیک و اقتصادی قرار دارد.».وقتی که جامعه دچار بی سازمانی اجتماعی است و خرده نظامهای آن کار کردهای خودرا ایفا نمی نمایند چگونه می توان انتظار داشت که نظام اداری سالم باشد و کار کردهای خود را به انجام برساند.
خرده نظام اقتصادی ایران غیر پویا و غیر تولیدی و رانتی است . خرده نظام سیاسی دارای میراثی از اقتدار طلبی می باشد . خرده نظام اجتماعی از ایجاد هماهنگی آگاهانه ناتوان است و خرده نظام فرهنگی دچار بحران هویت می باشد .
نظام اداری ایران در این محیط نفس می کشد البته علاوه بر مسائل محیطی نظام اداری نیز بر بیمار گونگی آن تاثیر دارد . خلاصه انکه خرده نظام اداری ایران به دلیل اینکه نتوانست 4 کار کرد فوق را ایفا نماید دارای وضعیت پاتولوژیک می باشد.
نظریه مبادله جرج هومنز:
جرج هومنز در مقدمه کتاب «عاطفه و فعالیت ها » توضیح می دهد که چگونه به سبب ناخرسندی از کار کرد گدایی به جانب روان شناسی کشیده شده و سرانجام به نظریه مبادله رسید هومنز می گوید که در علوم اجتماعی واژه « کارکرد»به سه نوع به کار برده می شود :
در نوع اول :مردم شناسان از پیوستگی کار کردی نهادهای جامعه سخن به میان می آورند .هر نهاد ،کارکرد دیگری است وآنان جملگی با هم ساختار اجتماعی کل را می سازند .
هومنز به پیوستگی نهاد ها به یکدیگر اعتراضی نداشت آنچه مخالفت او رابرانگیخت نتیجه ای بود که کار کرد گرایان از آن می گفتند وی می پرسد آیا نهادها آنچنان به یکدیگر وابسته اند که تغییر در هر یک موجب تغییر در دیگری میشود ؟وخود پاسخ میدهد که چنین نتیجه ای را ابدا نمی توان بدیهی انگاشت وباید برای رسیدن با ان دست به تحقیقات تجربی وسیعی زد
هومنز ادامه میدهد اگر به تحقیق تجربی دست بزنیم متوجه خواهیم شدکه در ساخت هر نهادی دقایقی غیر قابل پیش بینی وجود دارد. نهاد ها به یکدیگر مثل زائده های یک ماشین پیوندنخورده اند . هر نهاد رفتار مردمند وروابط آنها با میانجی گری رفتار مردم به هم متصل شده است.
قضایای عام:
هومنز با توسل به دو متغیر اساسی عام خود را بیان می کند این دومتغیر عبارتند از : ارزش وکمیت یعنی « واحد عمل»که بر شخصی وارد می شود وتعداد چنان واحدهایی که در طول زمانی معین وارد می شوند باید به یاد داشت که عملی که بر شخصی وارد می شود همان است که از شخص دیگری صادر شده است .
خود ارزش دارای دو جزء است : یکی با ثابت که سرو کارهومنز با همین جزء است ودیگری متغیر اگر ما مقدار عمل را بر شخصی وارد می شود کناربگذاریم باید بگویم که که وی آن فعل را بیشتر یا کمتر از عمل دیگر ارزش می گذاردواین رجحان به طورموقت ثابت باقی می ماند این اولین جزء است
اگر از سوی دیگر مقدار عمل وارد شده را به حساب بیاوریم باید اذعان کنیم که آن شخص این فعل را دریک زمان بیشتر از زمان دیگر باارزش می داند به عبارت دیگر هر چه فعل درزمان اخیر بیشتر بر او وارد شود او آن را کم ارز شتر می داند و این دومین جزء است هومنز میگوید :
ما باید ارزش وکمیت را دو طبقه تشکیل دهنده متغیر ها ی خود محسوب کنیم.
قضیه موفقیت :
از میان تمام اعمالی که شخص انجام می دهد بیشتر اوقات ممکن است شخص آن عملی را به پاداش منتهی شود تکرار کند این قضیه به خودی خود هیچ چیزی را در مورد تدارک آن عمل بیان نمی کند و بلکه در آن فقط دو پدیده پاداش و فعالیت به هم مربوط شده است در مورد یک حیوان تحت آزمایش مانند یک کبوتر به نظر می رسد که رفتار غریزی او طبعا متمایل به جست وجو در محیط اطراف خود می کند .این رفتار ضمن نگریستن به اشیاء انجام می شود و
ممکن است روانشناس قفس کبوتر را طوری قرار بدهد که با حرکت یک کلید فلزی دانه برایش رها شود اگر کبوتر در ضمن جست جوی قفس اتفاقابه به کلید نوک بزند ودانه را بخورد احتمال اینکهکبوتر دوباره خود را به هدف بزند افزایش می یابد.
سپس روانشناس قادر خواهد بود از تمایل کبوتر برای تکرار آزمایش استفاده کند وبه تجربیات بیشتری دست یابذ . شیبه همین نوع رفتار در بشر نیز ملاحظه می شود.
آنچه از فرض موفقیت نتیجه گیری می شود این است که دلیل عملی فردی انجام می دهد هر چه باشد همین که عمل را یکبار انجام داد ونتیجه گیری عمل برایش مثبت بود همان مفهومی را برای فرد پیدا می کند که به آنبعدا نام ارزش مثبت می دهیم و در حقیقت فرد مستعد تکرار آن می شود.
قضیه انگیزه :
این قضیه مربوط به تاثیر موقعیت ها بر اعملی است که در آن موقعیت ها رخ می دهد . این اعمال ممکن است ارادی یا غیر ارادی باشندودر هر حال این موقعیت ها زمینه ی محرک ویا انگیزش نامیده می شوند وباعث بر انگیختن عمل در انسان می گردند.
اگر در گذشته وجود یک انگیزه خاص یا یک مجموعه از انگیزه هافرصتی بوده است که در آن عمل شخص به پاداش منجر می شود هر قدروضعیت جدید شبیه گذشته باشد احتمال اینکه فرد به انجام عمل یا اعمال شبیه به آندست بزند بیشتر است.
بعضی از روانشناسان برای اینکه این نظر را به صورت علمی بدهند نقش پاداش عمل را جزء انگیزه به حساب می آورند وبه آن عنوان «انگیزه های تقویت کننده»می ذهند.
قضیه ارزش :
در قضیه اول بیان کردیم که تاثیر موفقیت آمیز یک عمل در کسب پاداش این احتمال را به وجود می آورد که شخص آن را باز هم در آینده تکرار کند در مورد پاداش ما فرض کرده ایم که ارزش نتیجه عمل بالاتر از صفر بوده یعنی وی نسبت به آن بی اعتنانبوده و آن را در حدتنبیه نیافته است .اما این قضیه درباره اینکه چگونه این تشویق فرد را مورد توجه خود می کند چیزی به ما نمی گوید : این میزان پاداش چیزی است که ما اکنون آن را مورد بحث وبررسی قرار می دهیم و آن راارزش مینامیم .
این قضیه را می توان به قرار زیر تعریف کرد:
« هر اندازهنتیجه ی عمل یک شخص برای او با ارزش تر باشد به همان اندازه علاقه وی نسبت به تدارک انجام آن عمل بیشتر می شود .» ونتایج اعمالی را که منفی هستند تنبیه می نامد.
این قضیه تلویحا بیانگر آن است که صرفا یک فزایش در ارزش مثبت یاپاداش این احتمال را افزایش می دهد که شخص یک عمل خاص راانجام دهد. بنابراین افزایش در ارزش منفی احتمال انجام آن عمل راکاهش مدهد.
با تعمیم قضیه انگیزه اگر وقوع یک انگیزه خاص فرصتی بود که عملی مورد تنبیه قرار گیرد تکرار انگیزه در موقعیت تازه احتمال انجام آن عمل را کاهش می دهد هر عملی که در نتیجه آن برای شخص فرصت اجتناب یا فرار از تنبیه باشد به منزله پاداش تلقی می شود و شخص با احتمال بیشتر آن را انجام خواهد داد.
بنابراین دو نوع پاداش وجود دارد : پاداش ذاتی ، حقیقی و پاداش اجتناب از تنبیه به طور مشابه دو نوع تنبیه ذاتی و تنبیه برای جلوگیری از پاداش.
استفاده از تنبیه برای تغییر در رفتار یک شخص وسیله موثری نیست البته ممکن است تتبیه به کار برود لیکن به ندرت مفید واقع می شود.از سوی دیگر ممکن است به کسی که عمل تنبیه را انجام می دهد احساس رضایت دست دهد امانتیجه آنممکن است کافی نباشد و این چیزی است که نباید کوچک شمرده شود.
لیکن تنبیه هنگامی کافی خواهد بود که در تنیجه آن شخص از انجام کاری باز داشته شود و حتی در این صورت اگر عملش به شکلی برایش پاداش به همراه داشته باشد شخص زود به خود می آید مگر اینکه تنبیه تکرار شودو در آن سختگیری به عمل آید
موثر ترین روش برای حذف یک عمل غیر قابل قبول به خود واگذار کردن شخص است برون دادن پاداش به نحوی که وی سر انجام به خاموشی گراید.
کل این نظریه بیان این واقعیت استکه ارزشهای مورد بحث ارزشهای خود انسان است نه آنهایی که دیگری فکر می کند که او باید داشته باشد . موفقیت انسان در کسب ارزشهای نوع پرستانه بر روی رفتار وی آثار مشابهی خواهد داشت.
دیدگاه هومنز درباره ی گروه :
گروه به عنوان یک نظام :
یکی از نظریات مشهور هومنز که در اثر معروفش به نام گروه انسانی منعکس شده در نظر گرفتن گروه به عنوان یک نظام است این مفهوم برای درک گروه به عنوان یک کل ضروری است
او نخست نظام را به عنوان یک سلسله عناصر وابسته به هم تجزیه کرده نظام اجتماعی را در محیط وسیعتر حیات خود قرار می دهد.
تعریف ابتدایی هومنز از گروه اجتماعی به طور اجمالی چنین است اگر افراد «الف» و «ب» و «ج»در دوره ی معینی از زمان کنش وواکنش بیشتری بر روی هم داشته باشد آنها یک گروه را تشکیل می دهند بااین تعریف عوامل موثر در رفتار گروه از منظر هومنز عبارتند از :
1.کنش : یعنی آنچه افراد انجام می دهند.
2.کنش متقابل : یعنی کنشی که موجب بر انگیختن فعالیت فعالیت فرد مقابل شود.
3. عواطف واحساسات یعنی مجموعه حالات درونی افراد گروه که در کنش متقابل با یکدیگر قراردارند.
عده ای عنصر چهارمی را نیز به عنصر فوق افزوده اند وآن عبارت از :هنجار ها یعنی مقررات گروه که آگاهانه یا نا آگاهانه در رفتار گروه رعایت می شود.
عواطف از نظر هومنز : به حالات ظاهری مانند : صدا رنگ چهره ایماها وبه احساسات دورنی لفراد اطلاق می شود. هر کدام از این حالات دارای معانی خاصی است و دیگران می توانند آنها را تشخیص دهند.
عوامل مذکرو و روابط میان آنها نظام اجتماعی را به وجود می آورد ویژگی های مذکور شبیه ویژگی هایی است که فلورین رنانیسکی برای نظام اجتماعی قائل است که عبارتند از :تمایلات وجههنظرها ارزشها رویه های اجتماعی واکنشهای اجتماعی وابزار های اجتماعی.
هومنز میان اجزاءدرونی وبیرونی نظام اجتماعی تمایز قایل شده است عناصر بیرونی عبارت از فعالیت ها کنشهای متقبل عواطف وروابط متقابل میان آنها . به اعتقاد تیماشف این طبقه بندی دقیقا به کمک تحلیلهای فونکسیونی میسر است.
عناصر نظام داخلی شامل مطالعه تفصیلی رفتار گروه وجنبه های ضروری کارکرد می باشد .تغییرات نظام خارجی برای نظام درونی محدودیت هایی و ایجاد می کندکه عبارتند از محدودیت های ناشی از فعالیت های متداخل و احساسات اعضاء گروه باید دانست که ارتباط نظام درونی وبیرونی الگو های جدیدی از سازمان در فعالیتها و کنش های متقابل واحساسات ایجاد می کند که حالات رشد یابنده ای داردو به تکمیل وپیچیدگی بیشتر گروه منجر می شود و نمونه ی تازه ای از کنش متقابل واحساسات را به وجود می آورد .
تعمیم نظریه مبادله به سطح نهادها :
در نظریه مبادله هومنز بیش از آنکه روابط گروهی و.نهادی قابل طرح باشند رابطه فرد با فرد مطرح میشود وتاکید اساسأ به فرد یا روابط میان دو فرد گذاشته می شود.لیکن هر نظریه جامعه شناختی باید به واحدهای جمعی بیش از دو نفر نیز توجه کند.
هومنز نیز از سطح مبادله فرد با دیگری فراتر رفته در نظریه خود مساله نهادها گروه هاو زیر نهاد ها را مورد بررسی قرار داده است.
هومنز می گوید : نهادهای اجتماعی به همان اصول اساسی مبادله استوار است تا رفتار های میان دو فرد و تفاوت آنها صرفا در این است که نهاد ها شبکه روابط بسیار پیچیده تری را شامل می شوند که به پیچیدگی فعالیتها وروابط غیر مستقیم مبادله مربوط می شود.
تخصصی شدن وظایف نیز در این میان نقش مهمی دارد چه اموری که در گذشته به وسیله فرد انجام می گرفت اروزه توسط افراد متعددی که هر کدام تخصص خاصی دارند انجام می گیرد وافراد زیادی از آن بهره می گیرند .
آری نظم نهادی شده موجب تثبیت تغییرات پیچیده در میان افراد مختلف می شود.
هومنز دلیل وجودی نهادهای اجتماعی را در طبیعت عام بشر می داند. در جوامع گوناگون مختلفی وجود دارد که همگی نیاز های مشابهی را بر می آورند.فرهنگ ها رفتار هایی را حمایت می کند که با اصول طبع انسان سازگاری داشته باشد هر چند که این سازگاری به گونه پیچیده تری صورت می گیرد.هومنز نیازهای اساسی طبع انسان را پاداشهای نخستین نامیده است .
هر کجا که پاداشهای نخستین نتواند فرد رانسبت به هنجارهای نهادی شده مشترک پایبند کند پاداشهای ثانوی وارد عمل می شود.به طور خلاصه هومنز سعی دارد قضایای نظریه مبادله را درتبیین انواع رفتارهای اجتماعی اعم از رفتارهای ساده ( بین دونفر) یا رفتارهای نهادی شده بسیار پیچیده گروهی به کار گیری واز طریق استنتاج منطقی پدیده هایی مانند تاثیر افراد بر یکدیگر قدرت احترام رقابت وهمنوایی را تبیین کند.
همچنین او با تکیه بر تحقیقات محققین قضایای استنتاجی خود را معتبر می سازد ونیز اعتبار روش خود را در تحلیل ساخت گروههای ویژه نشان می دهد.
دیدگاه کارکرد گرایان:
اگرچه نظر عمومی در مورد مسئله فساد در کشور های در حال توسعه احتمالا به طور کلی منفی است گرایش بخش مهمی از نوشتارهای علمی موجود در باب موضوع به سوی نگرشی است که کاملا مغایر با این نظر است .
در این نوشتارها فساد حاصل از تصادم ارزشهای بومی وهنجارهای بیگانه دیوانسالاران نوین قلمداد می شود. بنابراین فساد امر گریز ناپذیری تصور می شودومهمتر آن که متضمنات آن برای توسعه سیاسی و اقتصادی در مجمع مفید تلقی می گردد .
یکی از کار کردها با همین نگرش اظهار می دارد که : فساد در کشورهای در حال توسعه نقش به اندازه ی کافی مهمی را ایفا می کند که اگر وسیله این ابزار ایفا نشود باید ابزار دیگری ایفا گردد.در غیر این صورت ومهمتر از آن به خصلت کوشش های توسعه به شدت لطمه وارد می شود.
یکی از جامعه شناسان که اثرات مفیدی رادر فساد مشاهده کرده است دیوید بیلی Beley است.
بنا بر استدلال وی نظر به اینکه معمولا میزان حقوق ودستمزد در بخش دولتی برای تامین احتیاجات افراد مستعد ومتخصص کافی نیست پیشنهاد هایی علاوه بر مسیر عادی کار ودریافت حقوق ناچیز می تواند شرایط مساعدتری برای ابقای این افراد در سازمان ایجاد می کند وبه سازمان امکان دهد تا از تخصص وخدمت آنها استفاده نمایند.
بعلاوه به نظر بیلی ممکن است که رشوه خواران ومفسدان ،در آمدی را که از این طریق به دست میآورند در جریان سرمایه گذاری وارد می کنند و به این ترتیب کاهش در هزینه های مصرفی وافزایش در هزینه های سرمایه گذاری در ایجاد سرمایه موثر شود و به پیشرفت اقتصاد کمک کند .
پارتی بازی وحمایت از خویشان و استخدام انها در سازمانهای دولتی را که منجر به افزایش بیش از نیاز نیروی انسانی در بخش دولتی می گردد
،از دید دیگری نیز میتوان توجیه کرد این کار گامی در جهت اشتغال برای افراد بی کار و ایجاد وابستگی بیشتر به دولت ،و در نتیجه کاهش تشنجات سیاسی ناشی از بی کاری در میان مردم به این ترتیب تورم در منابع انسانی بخش دولتی جانشین اغتشاشات و التهابات سیاسی میشود در مقابل این نظر که فساد برای ثبات سیاسی کشور مضر است ،بیلی چنین ابرازعقیده می کندکه فساد وسیله ای برای تعدیل و تلطیف برنامه های غیر قابل انعطاف ،قاطع و خشک توسعه اقتصادی و اجتماعی است .
رشوه وفساد به آرامی وارد دستگاه می شود واز طریق ایجاد نوعی انعطاف پذیری در انتظارات خشک و رسمی برنامه ها ودر جهت ثبات سامانه موثر می افتد .مطالعاتی که ادبنفیلد درباره ی نفوذ سیاست در شهرداری شیکاگو انجام داده به این نتیجه منتهی گردیده که فساد در رده های بالا گاهی در ایجاد این انعطاف پذیری بسیار موثر است(1)
کنترل بیش از حددر مورد فساد ممکن است توسعه و پیشرفت رابه عقب بیندازد گاهی یکی از اثرات جنبی فساد کاهش فاصله ی موجود افرادثروتمند وسیاست مدار با دیگر اقشار جامعه است.
فاصله ی موجود در شکاف عظیمی که بین این دوطبقه و دیگران وجود دارد با قبول هدیهو دریافت رشوه کوتاهتر میشود وشاید این اقدامات باعث شود که جامعه طبقاتی به سمت جامعه ی بدون طبقه گرایش پیدا کند به عقیده ی مک مولن ، سطح پایینی از فساد باعث ایجاد بهبود در روابط کار مندان با مردم میشود.
شیل در همین زمینه معتقد است که فساد رفتار انسانی تری را در سازمانهای دولتی باعث می شود و از هیبت دولت می کاهد(2)
نوشته ها واستدلالهای برخی از دانشمندان علوم سیاسی نظیر ( ساموئل هانتیگتون) در دهه ی 1960 نیز سبب تقویت این گونه باور ها شده است .
هاتنیگتون معتقد است مقدار زیادی از رشوه ای که تجار وصنعتگران به کار مندان و مسئولان می پردازند صرفا برای تسریع درانجام امور اداری است و رفع موانع و وقفه های اداری ، سبب افزایش تولید و بهبود وضع اقتصادی می گردد(2).
در اواخر دهه ی 1970 ، ناتانیل لوف، از دانشگاه کلمبیا استدلال می کرد که ممکن است فساد عنصر رقابتی را وارد صنعتی کند که در غیر این صورت کاملا انحصاری می بود .و پرداخت سنگین ترین رشوه ها یکی از ضوابط اصلی تخصیص منابع و بدین ترتیب گرایش به کار آیی وارد نظام میشود.
فرانسیس لوی در یکی از شماره های مجله ی اقتصاد ی سال 1985 اظهار داشت که ارتشاء میانگین ارزش هزینه های زمانی معطل شدن در صف را تقلیل می دهد و در مواردی که رشوه خواری مجاز باشد ، کار مندان را به تسریع در ارائه ی خدمت ترغیب می نماید .(1)
متاسفانه در برخی از کشور ها که فساد در سطوح مختلف دولت ریشه دوانیده وبرای مدت درازی رواج داشته است ، بسیاری از مردم ومسئولان نه تنها به اشتباه باور کرده اند که راهی برای مبازره با این معضل وجود ندارد بلکه برخی تا آنجا پیش رفته اند که ادعا می کنند اصولا رواج این جرایم یک امر اجتناب ناپذیر است و عواقب اقتصادی سویی هم ندارد.
هر چند امروزه نظراتی این چنین جسورانه به ندرت ارائه می شود ،معذالک، تعابیر ظریفتر هنوز هم فراوان است.
تعابیر معاصر ، فساد را در هاله ای از ابها م می پوشاند. برای مثال گفته میشود که مفهوم فساد در فرهنگهای مختلف مبهم است بدین معنا که آنچه در غرب فساد تلقی می شوددر چار چوب آداب ورسوم اقتصادهای نوخواسته به نحوی دیگر تعبیر می گردد.
در سالهای اخیر انبوهی از نوشته ها از همایش ها ومقالات و روزنامه ها به این موضوع پرداخته اند بسیاری از نوشته ها حکایت از این دارد که فساد شمار بسیاری از کشورها فراگیر شده است .
بسیاری از کشور ها جامعه ی مدنی با صدای بلند خواهان رسیدگی به این مسئله شده است .سازمانهای غیر دولتی نظیر شفافیت بین الملل شبکه هایی به وجو آورده اند که اطلاعات راجع به شاخص های فساد در کشور های مختلف را عرضه می نماید.(2)
در سال 1994 یک محقق دانشگاه « پائولو» با تحقیقلت آماری جامعی بر روی مجموعه بزرگی از کشورها نشان داد که در کشور هایی که فساد اداری عدم کارآیی نظام اداری بیشتر باشد. میزان سرمایه گذاری و نرخ رشد اقتصادی از سایر کشورها پایین تر است.
پرسشهای پژوهش :
1. آیا بین پایین بودن رضایت شغلی کار کنان سازمانهای اداری ومیزان فساد اداری رابطه وجود دارد؟
2. آیا بین پایین بودن میزان دستمزد کارکنان سازمانهای اداری وبروز فساد اداری رابطه وجود دارد؟
3. آیا بین عدم احساس خدمتگذاری به مردم در بین کار کنان سازمانهای اداری وبروز فساد اداری رابطه وجود دارد؟
4. آیا بین پایین بودن قدرت واختیار مدیریت در سازمانهای اداری فساد اداری رابطه وجود دارد؟
5. آیا بین مشکلات مالی و اقتصادی کار کنان سازمانهای اداری ومیزان فساد اداری رابطه وجود دارد؟
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 181 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 64 |
ریشه های معماری مدرن
آنچه در پیش روست تاریخ معماری مدرن نیست، بلکه نگرهای نظریه پردارانه است و تلاشی را برای توصیف اینکه معماری مدرن درباره چیست به دست می دهد. آنچه ممکن است تا حدّی متظاهرانه به نظر رسد، ولی باید اذعان داشت که کژفهمی ها و سوء تعابیری که در کاراست که اینگونه روشنگریها را به چیزی ضروری بدل میسازد. محض رعایت بیطرفی باید آنچه را که جنبش مدرن واقعاً خواهان آن بود یادآوری کرد و آنچه را هم که در عمل به آن رسید خاطر نشان ساخت.
امروزه برخی از نویسندگانی که به این موضوع میپردازند، حتی مدعیاند که جنبش مدرن حکم نوعی «کلاف سردرگم» را دارد؛ آنان اظهار میدارند که معماران مدرن در عالم واقع «ایدیولوژی» مشترکی نداشتند و به طریق اولی معماری مدرن نمیتوانست اصولاً وجود داشته باشد. جنبش مدرن بیتردید مبنا و جهتگیری خاص خود را داشته است، و تنها آن دم که این به درستی درک گردد، امکان رسیدن به ارزیابی منصفانهای از پیامدهای آن، و از جمله کوششهای پسامدرن اخیر، فراهم میآید. به این طریق میتوان به نقطه عزیمتی برای جست و جو و پیگیری معماریای دموکراتیک در عصری که در آن به سر میبریم، دست یافت.
رویکرد اتخاذ شده، رویکردی است عینی و پدیدارشناختی. ازطریق نوشتن، «پیرامون» معماری، و با اولویت اصلی را به مسائل اجتماعی و سیاسی دادن، چیزی حاصل نمیآید. معماری را باید با مناسبات خود معماری درک کرد. البته این بدین معنی نیست که معماری را رشتهای «مجزا و خود مختار» برشمریم. معماری به مثابه نوعی هنر، به زندگی تعلق دارد. هدف آن نیز عبارت است از فراهم آوردن مکانهایی که زندگی بتواند در آن «به وقوع پیوندد». مکان، مجموعهای از منابع یا احیاناً ظرفی خنثی وبیطرف نیست؛ بل درواقع محیطی است عینی و ملموس که نوعی نظم و منش و ویژگی در خود دارد. بدین ترتیب چنانچه در سویی راجع به زندگی سخن رانده شود، و در سوی دیگر از مکان، چنین چیزی بی معناست. «طراحی برای زندگی» به واقع شعاری بود که برای بیان هدف کلی جنبش مدرن به کار میرفت.
تفصیل این امر، با توصیفی از جهان نو و نیاز انسان برای جهتگیری و تعیین هویت در آن، آغاز میگردد. معماری به طور کلی این نیاز را از طریق سازماندهی فضایی و بیان صوری، برآورده میسازد. اهمیت بنیادین این مفاهیم، مدتها پیش تشخیص داده شد لیکن تا امروز هیچگاه بحث شایسته و درخوری در مورد آن صورت نپذیرفت.
واژه «ریشهها» در این مقاله اشاره به ساختارهای ماندگار (و نه زودگذر) و الگویی، و همچنین تجارب و یافتههای دورههای تاریخی مربوط به آنها دارد. در برهه کنونی که ابعاد تاریخی معماری مجددا نقشی عمده یافتهاند، مشخصاً مباحثی از این دست اهمیت مییابند. برای ممکن ساختن طرح اینگونه مباحث، در هر فصل بخشهایی نظری با ماهیتی کلی گنجانده شده است. شیوه عرضه اینگونه مباحث، گاهشمارانه یا زمانبندی شده نیست بلکه برحسب مسائلی که جنبش مدرن را متأثر میساخت، سازماندهی شده است و به دنبال آن، مسیر تکوینی که گیدیون آن را «سنّت جدید» مینامید درج گردیده است. با این حال نوعی گاهشماری و یا زمانبندی نیز تلویحاً به چشم میخورد که با عناوینی همچون «پیش از مدرن»، «مدرن» و «پسامدرن» نشان داده شده است.
دنیای جدید و معماری جدید
معماری مدرن بدینخاطر پا به عرصه حیات نهاد که به انسان یاری رساند که در دنیای جدید همچون کاشانه خود احساس آسایش کند. مفهوم این احساس آسایش، فراتر از نیاز به سرپناه، پوشاک و غذاست؛ و در وهله نخست به مفهوم همانند پنداشتن خود با محیط زیست طبیعی و اجتماعی است. این مفهوم در عین حال نوعی احساس تعلق ومشارکت را نیز دربردارد، یعنی تملک جهان آشنا و درک شده. انسان باید احساس کند که از جمله درمعرض چیزهای شناخته شده و با معنی قرار دارد. ما همه آگاهیم که این تعیین هویت در جهان مدرن مشکلآفرین شده است. محیطهای بسته و امن گذشته فروپاشیدهاند، و ساختارهای جدیدی را میطلبند.
معماری مدرن یکی از این صور است. هدف کلی معماری مدرن این است که برای انسان سکونتگاه جدیدی تدارک ببیند. این سکونتگاه جدید باید نیاز به شناسایی را برآورده سازد و بدین ترتیب تجلی «رابطه دوستانه» جدید بین انسان و محیط زیست اوباشد. لوکوربوزیه در سال 1923 نوشت:« مسئله خانه، مسئله عصر است.»، «تعادل اجتماع به این مسئله بستگی دارد. معماری، در این دوره نوسازی، نخستین وظیفهاش تجدید نظر در ارزشها و عناصر تشکیل دهنده خانه است.»
نخستین اعلامیه مهم بینالمللی معماری جدید، وایسنهوف در اشتوتگارت –1927- در واقع نمایشگاهی با عنوان «سکونتگاه» بود. جنبش مدرن با در نظر گرفتن سکونتگاه به عنوان نقطه عطف، سلسله مراتب سنتی کارهای ساختمانی را دگرگون کرد. کلیسا و قصر، به عنوان مهمترین کارهای گذشته، اهمیت خود رااز دست دادند، و از آن زمان به بعد موسسات عمومی دولتی ، «توسعه» خانه را مورد توجه قرار دادند. به موجب همین امر نوعی نگرش دموکراتیک جدید، بر طبق ساختار دنیای جدید پدید آمد.
بارها پیشگامان معماری مدرن تازگی جهان مدرن را متذکر شدند، و تأکید ورزیدند که اکنون معماری نمیتواند با فرمهای گذشته به کار رود. در این باره، شعار لوکوربوزیه بسیار شناخته شده است: «عصر مهمی آغاز شده است. روحیه جدیدی به وجود آمده... سنتها و رسوم باعث سرکوب معماری شدهاند. «سبکها» دروغ اند... عصر متعلق به ما، و سبک متعلق به آن ، روز به روز معین میشوند.» و «میس ون دروهه» میافزاید:« نه دیروز، نه فردا، بلکه فرم را تنها در همین اامروز میتوان معین ساخت.» این عقیده که بیان شد بیتوجه به عقاید سیاسی بود، گرچه هر دو با نگرشی ریشهای با یکدیگر پیشمیرفتند. هانس مه یر مارکسیست در مقالهای با عنوان «دنیای جدید» نوشت: «هر عصری فرم جدید خود را میطلبد. رسالت ماست که به دنیای جدید، شکلی جدید با معانی امروز بدهیم. اما دانش ما از گذشته باری است که بردوش ما سنگینی میکند...» نتیجه آنکه، معماری باید از نو دست بهکار شود «انگار هرگز پیش از این نبوده است»، و این هدفی است که پیش از این درباره آغاز قرن مطرح نشده بود.
در 1914 ، آنتونیو سنت الیا پیرو فوتوریسم اظهار داشت: «معماری با سنت قطع رابطه میکند؛ ضرورت ایجاب میکند که معماری دوباره از اول آغاز گردد... تضاد شدیدی بین دنیای مدرن و قدیم با چیزی مشخص میشود که پیش از این وجود نداشت...» تمام اظهار نظرهایی که نقل قول شد، به پرسش میانه رو و بیپیرایه شینکل به سال 1826 برمیگردد: «آیا نباید بکوشیم که سبک متعلق به خود را بیابیم؟»
در واقع معماری جدید به عنوان چیزی از بیخ و بن جدید ظاهر شد. به نظرمیرسد فرمهای آن از گردآوریهای شتابزده، همچون مظاهر نگرش جدید دنیا، ابداع شده بودند. طرح «بازار مکاره جهان» هکتور هرو، در پاریس 1876 ، پیشاپیش همین موضوع را نشان میدهد. در این طرح فرمهای بسته و سنگین ساختمانهای گذشته از بین رفتهاند؛ فضا، بینهایت در تمام جهتها گسترش یافته، به گونهای با افق نامحدودی نشان داده شده است، و ساختمان به مثابه حجم باز و شفافی ظاهر میشود که به نوعی جزء سازندهای از کل فضاست. حجم ساختمان با عضوهای باریک چدنی مشخص شده است، که هر چند مانعی برای فضای باز و پیوستار اساسی آن هستند ولی در عوض ضرباهنگ و مقیاسی را به دست میدهند. بدین ترتیب، ساختمان وضعیت «جهانی» جدیدی را بیان میکند که نقطه عطفی برای نمایشگاههایی از این دست میشود و انسان را به مشارکت در جهانی که ویژگی آن آزادی جدید حرکت و انتخاب است ، دعوت میکند. ما هدف ها وپیامدهای معماری مدرن را درک میکنیم، بنابراین باید «تازگی» جهان مدرن را هم در نظر بگیریم و جویا شویم که چگونه معماری در آشکار ساختن آن به کار میآید.
تصور فضایی جدید
سنت الیا، کلیدی برای بحث تازگی جهانی مدرن پیشنهاد میکند و میگوید که جهان مدرن با « چیزی که پیش از این نبود » مشخص میشود . هانس مه یر در مقالهای که پیشتر عنوان شد، چیزهایی را توصیف میکند که قبلاً نبودهاند، مانند «اتومبیلهایی که با سرعت در خیابانها میروند، و هواپیماها که در هوا به پرواز در میآیند و دامنه حرکت و فاصله بین ما و زمین را عریض تر میکنند.» اما تحرک، تنها یکی از جنبههای درک جدید فضا و زمان است. مهیر همچنین اشاره میکند که «همزمانی رویدادها» به وسیله تبلیغات و نمایشگاهها (امروز ما میگوییم «رسانهها») به منصه ظهور میرسند، و ارتباط به وسیله «رادیو, تلگراف وبیسیم» سبب میشود که «ما از انزوای ملی رهایی یابیم و جزئی از اجتماع جهانی شویم.» دست آخر، مهیر خاطر نشان میکند که «خانههای ما متحرک تر از همیشهاند. بلوکهای بزرگ آپارتمانی ، واگنهای تختخوابدار، قایقهای تفریحی خانوادگی، کشتیهای مسافربری بین اروپا و امریکا، مفهوم محلی وطن را به تدریج ضعیف میکنند. ما جهان وطنی میشویم.» مهیر در سال 1926 اضافه میکند، آنچه که در حال بهدست آمدن است – و او به توصیف آنها میپردازد- پیش از اینها یعنی در حدود نیمه قرن نوزدهم به آن پیبرده بودند، و وضعیت مسلماً از امروز چندان متفاوت نیست. جهان فراگیر و باز همین است، و زمان آن فرار رسیده است که به همین صور باقی بماند. در 1930 میس ون دروهه گفت:« عصر جدید واقعیتی است که جدای از نظر مثبت یا منفی ما، وجود دارد.»
«چیزهای» جدید مسلماً برای خودشان چیزهای جالبیاند، اما تغیرات کلی در روابط میان انسان و محیطزیستی که در پی این امر شکل میگیرد، مهمترند. بنابراین ما درباره «آشکارگی»، «تحرک»، «ارتباط» و «همزمانی» صحبت میکنیم. تمام این واژگان به ساختارهای وابسته به فضا و زمان اشاره دارند و به نظر میرسد که تازگی جهان مدرن اساساً باید در شرایط چنینی درک شود. برای بسیای این درک ناممکن به نظر میرسد. وجود جهانی «پیچیده و متناقض » که در جست و جوی وجوه اشتراک یا خصیصهای ساختاری است، عبث به نظر میرسد. با این حال، این پیشگامان ظاهراً معتقد بودد که چنین خصیصههایی وجود دارند، و در نتیجه درک آنها را به عنان نقطه عطفی در نظر میگرفتند. آنها به ویژه توجهشان را به «تصورفضایی جدید» متمرکز داشتند و فرض کردند معماری هنری است که «مکانمندی» جهان را ظاهر میسازد.
به طور کلی، تصور فضایی جدید، در مقایسه با «مکانهای» مجزا از هم و نیم مستقل که ساختار فضایی دنیاهای گذشته را تشکیل میدادند، توجهی خاص به آزاد بودن و پیوستگی میدهد. این آزاد بودن هر چند اساساً افقی است، اما به وضعیت کلیای دلالت دارد مبنی بر اینکه ظاهر زمین منسجم است، در صورتی که جهت عمودی بر همین قیاس اهمیتش را از دست میدهد. رابطه با آسمان و «بعد مذهبی» ساختارهای گذشته، زمانی که زمین امکانات ایجاد گسترش افقی را فراهم میکند، به دست فراموشی سپرده میشوند.
معماری باروک برای غلبه بر گسترش افقی پدید امد. در طول قرن هفدهم، امر مطلقی که جهان قرون وسطی را نظم میبخشید، با انبوهی از سیستمهای متضاد، یعنی سیستمهای مذهبی، سیاسی، یا اقتصادی در آمیخته بود. به دلیل رقابت آشکار یا ضمنی، تکثیر نقشی اساسی به دست آورد، و الگوهای پویا و مرکز گریز رواج بافت. تکثیر تنها در مرکز، معنا و تأثیر مییابد و به همین ترتیب اصول بدیهی اساسی سیستم نشان داده میشود. در این مرکز، ارجاع عمودی، ترفندی برای ایجاد سیستمی است ک به مثابه نقطه کانونی ظاهر میگردد. سیستم باعزیمت از این نقطه میتواند بیاندازه گسترش یابد. نقشة شهرهایی مانند ورسای و کارلسروهه نمونههایی از شهرهای آزادند که در عین حال بر درک فضایی باروک متمرکزند.
تصور فضایی جدید که در طول نیمه دوم قرن نوزدهم مورد توجه قرار گرفت، زمام تصورات گسترش و تحرک را نیز در دست گرفت، اما مرکز نمادین را از بین برد. در جهان مدرن درک انسان دیگر به وسیلة چیزی که در رأس موضوع قدرت قرار دارد هدایت نمیشود، بلکه دست کم از بعد نظری، آزادی معینی وجود دارد و در دسترس هرکسی نیز قرار میگیرد. با این حال «نبود مرکز» درک ما از جهان را شدیداً دشوار میسازد. حال امکان تشخیص موقعیت و تعیین خویت انسان در جهان پویای ارتباط و دگرگونی چگونه خواهد بود؟ حل این مسئله، وظیفه معماری مدرن است.
زمانی که پیشگامان معماری «فرمهای گذشته» را رد کردند، قصدشان تنها نقوش خاص نبود، بلکه تصورات عادی فضایی مانند پرسپکتیو خطی رنسانس یا الگوهای یکهتاز باروک را نیز دربر میگرفت. اینان به ویژه با ترکیبهای معماری رسمی آکادمیک قرن نوزدهم نیز که محورها و مراکز هدفمند شهرسازی باروک را به حدّ بازی اشکال صوری نزول داده بودند ، مخالفت میورزیدند. ظاهراً چنین ترکیبهای مصنوعی و ایستا نمیتوانست با شکل زندگی جهان آزاد و پویا کنار بیاید. مهمتر اینکه، آنها سبکها را به عنوان سیستمهای انواع ساختمان و عناصر نمادین رد کردند. با سبکها تصورات فضایی گذشته در کارها مشخص بودند. سبکها به عنوان سیستمهایی منظم، اجزای به هم پیوستهای را تشکیل میدادند که درک جهان را همچون سلسله مراتبی بازتاب میداد و در آن میان هر جزء جایگاه و ارزش خاص خودش را داشت. در طول قرن نوزدهم، اجزاء خارج از بافت خود قرار داشتند، و تاریخ به «فروشگاه بزرگی» تقلیل داده شده بود، به طوری که فرمها هر زمان که «نیاز بود» به عاریه گرفته شوند. گیدیون این التقاط گرایی را به عنوان «کاهش ارزش نمادها» توصیف میکند، و نشان میدهد که چگونه این التقاط گرایی برای به دست دادن «انسان خود ساخته جدید»، نوعی «بهانه انسان گرایانه» را به خدمت میگیرد. شارل بودلر در حدود سال 1850 چنین مینویسد: «مهم نیست که او تا چه حد میتواند باهوش باشد، مهم این است که فردی التقاطی چیزی جز انسانی نالایق نیست؛ برای او انسان نه ستاره است و نه قطب نما. فرد التقاطی همچون کشتیای است که به یکباره در برابر هر باد، بادبان برمیافرازد. پس جای تعجب نیست که لوکوربوزیه به نقل از هانری وان دو ولد، سبک ها را «دروغ» مینامد.
رد کردن سبکها به طور ضمنی دلالت بر آن داشت که زبان جدید فرمها به منظور تثبیت تصور فضای جدید در کارها ضروری مینمود. «معماری معاصر باید راه دشواری را بپیماید. معماری نیز مانند نقاشی و مجسمه سازی باید از نو آغاز کند. معماری باید بر ابتدایی ترین چیزها از نو غلبه کند؛ انگار که چیزی پیش از این نبوده است. معماری نمیتواند به فضای یونان، روم، یا باروک برگردد و به تجربة آنها دل خوش کند. انسان باید در بحرانهای خاص در انزوا زندگی کند تا از احساسات و اندیشههای درونیاش آگاه شود. این بود وضعیت تمام هنرها در حدود سال 1910. با این حال، این میتوانست در تعبیر نیاز به روش جدیدی برای بیان به مثابه مسئلهای صرفا« صورت گرایانه»، نقشی سطحی داشته باشد. پیش از این تأکید شد که معماری جدید در نظر داشت کمک کند تا انسان پایگاه وجودی اش را به دست آورد. کاهش ارزش نمادها در واقع بخشی از بیگانگی کلی انان بود که درطول قرن نوزدهم نمود یافته بود. انسان با محروم شدن از نمادهای معنادار، دیگر نمیتوانست با محیطزیست خود احساس نزدیکی کند، و بدین ترتیب حس تعلق خود را از دست داد. تصور فضایی جدید نویدی را نشان میداد، اما به دلیل ذوق و سلیقه حاکم که در تحرکها و انگیزههای احساساتی و خیالبرانگیز پناهگرفته بود، شدیداً در حالت سرکوب به سر میبرد برای غلبه به این حالت بیگانگی، به هنر جدیدی نیاز بود، که بتواند دستیابی انسان عاطفی را نسبت به «چیزی که پیش از این وجود نداشت» ممکن سازد، و او را آماده کند تا با آزاد بودن و تحرک احساس امنیت کند. معماری مدرن بخشی از این هنر است، و به طور کلی هماهنگ با تحول هنر مدرن، به ویژه همراه با نقاشی و مجسمهسازی مدرن، شکل گرفته است.
سوراخ سوزنی هنر مدرن
هنگامی که تجربه گرایی به عنوان شیوه راهنمای جهان جدید برگزیده شد، هر چند زمام اعتقاد به خرد را هنر مدرن به دست گرفته بود، و در عین حال به بررسی «علمی» پدیدههای هنری، به ویژه در باهاوس مبادرت ورزید، اما بیشتر پیشگامان پی برده بودند که انسان نمیتواند جای پای وجودی خود را تنها از طریق خرد به دست آورد. علوم طبیع، جهان را به انچه که «اندازه گیری شدنی» است – یا همانا کیفیت های انتزاعی- تقلیل میداد، در حالی که کیفیت کارهای بتنی که جهان هر روزه ما به وجود میاورد مدام به یأس مبدل میشود. احساسات انسان در جهان کمّی شده تغییر میکنند، و بین طغیانهای ناگهانی و بیتفاوتی درونگرا نوسان مییابند. گیدیون مینویسد:«شکاف بین واقعیت اخیراً به وجود آمده و احساس عاطفی به وجود آمده با انقلاب صنعتی، به دلیل ماشینهای مهار نشدنی است – حاصل این امر، احساس دربهدری همچون پایانی در خود است – و نتیجه آن نیز،گریز به رمانتیسیسم است. این دوگانگی، طلوع هنر رسمی قرن گذشته را که هنوز هم معیار ذوق و سلیقه عامه مردم است ، بیان میکند. هنر مناسب و مطلوب نمایشگاهها، مراکز دانشگاهی و مطبوعات، یعنی هنری که قدرت واقعی داشت، با حاکم بودن بر جهان عاطفی عامه مردم عینیت مییافت و هنر صرفاُ به عنوان نوعی دارو و مواد مخدر تلقی میشد» «قرن نوزدهم بین جریانهای گوناگون که کاملاً کورکورانه در تمام جهات به آن دست مییافت، دست وپا میزد. قرن نوزدهم رهاییش را با فرار از گذشته جست و جو .میکرد...» بهبود بخشیدن به این «دوگانگی» در اندیشه واحساس، هدف اساسی جنبش مدرن هنر در معاری بود.
اانسان باید به شیوههای متفاو درک کند و جهان گذرای پدیدههایی را که نسبت به آنها احساس تعلق و وابستگی دارد «حفظ کند» . بدین لحاظ انسان تشابهات انتزاعی را طبقهبندی و به «قوانین طبیعی» وارد میکند. یا ابزار عملی میسازد تا بتواند موقعیتها را بر طبق مقاصد خود طبقهبندی کند. اما این کارها کافی نیست. درک تا اندازهای بیش از نظریه و عمل معنی میدهد. درک در عین حال به معنی حفظ دیدی اینکه اشیاء چگونه هستند و دید ماهیت واقعی آنها، که از روابط متقابل آنها ناشی میشود، نیز هست. یعنی اینکه ما باید این وضعیت را به عنوان کلیتی کمّی و به عنوان آن «زندگی – جهانی» پرمعنا که از علم و فنآوری میگریزد، درک کنیم. بدین ترتیب اثر هنری ای خلق میکنیم که به عنان انگاره جهان را توصیف نمیکند، بلکه باعث میشود جهان به مثابه واقعیتی ملموس، بماند. هیدگر میگوید: «فقط انگارهای که تجسم چیزی است دید را حفظ میکند، و با این حال انگاره تجسم شده به شعر تکیه دارد.» بنابراین اثر هنری و جهانی رویت پذیر را میسازد و آن را حفظ میکند. اثر هنری شیء را به معرض نمایش نمیگذارد. بلکه آنچه را که به عنوان شیء است نشان میدهد، و این یعنی «گرد آوردن» جهان. شیء هرگز تنها نیست بلکه به اشیاء دیگر مربوط میشود، و «شیء بودن» آن به همین روابط بستگی درد، یا به بیان هیدگر ، در جهان انباشته میشود. زمانی که هنرمند شیء را ارائه میدهد، این جهان را نشان میدهد و از این رهگذر شیئی میسازد که پرمعنا شود.
در طول نخستین دهه بیستم، «انقلاب بصری» ای در هنرهای تجسمی روی داد. که مبتنی بر عدول از نمایش واقعبینانه اشیاء زندگی روزمره که معیار نمایش اعصار گذشته به شمار میآمدند بود. در کوبیسم این شیوه از طریق استفاده از دیدگاههای متعدد همزمان به دست آمد، و به موجب آن چند جنبة شیء به صورت یک انگاره در آمدند. در نتیجه «نقش» سنتی دور ریخته شد، و نوعی «فرم آزاد» جدید به صورت موجود شکل گرفت. این انقلاب حدود همان زمانی که برخ از معماران سبکهای تاریخ ا کنار گذاشته و پیشگامان موسیقی مدرن نیز از تونالیته دست برداشته بودند، اتفاق افتاد. تمام این تجربهها را میتوان به مثابه تلاشهای موازی یکدیگر در توسعه هنر «مدرن» که میتوانست جهان جدید آزادی را متجلی سازد، درک کرد. پل کله میگوید: «هنر آنچه را که رؤیت پذیر است بازگو نمیکند، بلکه رؤیت پذیر میسازد»، و در آثار خود این اصول را که باعث میشود ما به کیفیت ذاتی پدیدهها پی ببریم به اثبات میرساند. طرح «باران» او، قطرههای جاری رگبار، شدت و غلظت متفاوت آن ، و سرچشمهاش را با «گنبد مینا»یی در دوردست ارائه میدهد. بنابراین، هنر مدرن میخواهد که از طریق انتزاع کیفیتهای اشیاء به ماهیت واقعی آنها نفوذ کند. گاه فرمهای ساده این ماهیت را نشان میدهد. با این شیوه هنر مدرن در برابر «کاهش ارزش نمادها» میجنگد، اما باید «راه دشواری را پیشبگیرد و به ابتدایی ترین چیزها انگار که پیش از این هرگز وجود نداشت دوباره دست یابد».
ریشه های معماری مدرن
هنر مدرن و معماری مدرن به یکدیگر تعلق دارند. هدف هردوی اینها کمک به انسان برای یافتن جای پای وجودی دردنیای جدید از طریق تجسم و ویژگیهای آن است. خصلت هنری معماری مدرن را پیشگامان آن تشخیص دادند. لوکوربوزیه تأکید خاصی به این دیدگاه داش، به طور که در تمام سه فصلی که در کتاب خود درباره «معماری» به نام <به سوی معماری جدید> ارائه کرده، همین نظر را مطرح میکند: « شما سنگ، چوب و بتن را به کار میگیرید و با این مواد خانه و کاخ میسازید. این کار، ساختن است. نوعی سازندگی در کار است.سپس ناگهان احساسات درونیام را بر میانگیزید، حالم را خوب میکنید، و من خوشحال میشوم و آن را زیبایی میخوانم. این معماری است و هنر در آن نقش دارد.» حتی میس ون دروهه که به کلی «خشکه مقدس» ترین پیشگامان تلقی میشود، در مقدمه نشریه رسمی Wessenhofsiedlang همان عقاید را بیان میکند: «امروز کاملاً ضرورت دارد تأکید شود که سکونتگاه جدید، به رغم جنبههای فنی و اقتصادی آن، مسئلهای هنر است. این امر تنها از طریق تلاشهای خلاق میتوان به آن دست یافت.» دست آخر آنکه، میس ون دروهه کلکسیونر نقاشیها کلی (و نه موندریان!) شد. بدین لحاظ، جنبش مدرن در معماری، در واقع جنبش هنری بود.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 64 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
یگانه سند معتبری که دربارهی شرح زندگی طالبوف در دست داریم، شرح حال مؤجزی است که طالبوف ، بنا به درخواست فریدون بیک کوچرلی و در حدود سال های 1906 – 1905 نوشته است. این شرح حال در روزنامهیی که به همت همین فرد منتشر می شد،به چاپ رسیده است. طالبوف در آن نامه، به طور خلاصه، از محل و تاریخ تولد، آثار قلمی خود، شغل و مکانی که در حال حاضر در آن زندگی می کند. سخن گفته است.
نام کامل وی میرزا حاجی عبدالرحیم ابن ابی طالب نجار تبریزی، معروف به طالبوف است. او بعداً خود را طالب زاده نامید زیرا واژه ی «اف» (دقیقاً هم معنی زاده یا فرزند) پسوند نامهای روسی بود[1]. وی در کوی سرخاب تبریز در خانوادهیی نجارپیشه چشم به جهان گشوده است خود وی تصریح می کند که پدرش استاد ابوطالب، نجار بود و جدش، استاد علیمراد همین حرفه را داشت[2].
طالبوف در حدود 17 – 16 سالگی شهر و دیار خود را مثل بسیاری از هموطنانش ترک کرده به تفلیس رفت و به کار مشغول شد. این امر باید در حوالی سال 1267 ، مصادف با سومین سال سلطنت ناصرالدین شاه اتفاق افتاده باشد.
در مورد سن مهاجرت او نظر دیگری نیز وجود دارد. در مقالهیی که به مناسب دخالت طالبوف در مجلهی «ایران نو» انتشار یافته، چنین می خوانیم «حاجی ملا عبدالرحیم ... در سی سالگی شرح حال :
1-جزوهی روابط فرهنگی ایران و شوروی ، تبریز، 1326
2-مجلهی راهنمای کتاب، شماره های 10 – 9 آذر دی 1348
3-رحیم رییس نیا، ایران و عثمانی، ج 1، ص 810
سه تفلیس رفته در آن جا با روشنفکران مسلمان و کنسول ایران روابط دوستانه بر قرار کرد».
در جایی دیگر نیز همین تأیید شده است «مرحوم طالبوف تحصیلات ابتدایی خود را اعم از صرف و نحو، منطق، فلسفه، در مدرسه طالبیهی تبریز اکمال (تکمیل) نموده و قریب سی سالگی از تبریز بادکو به رفت...[3]» اما خود طالبوف در نامهیی به میرزا محمدابراهیم خان معاون الدوله در تاریخ جمادی الثانی 1323 نوشته است:
«من پنجاه سال است در روسیه هستم، مرا نشناختند در برلین یک ماهه شناختند[4]».
این نوشته قول او نسخت تأیید می کند. در مجله ایشیق (روشنایی) که سال دقیق آن مشخص نیست، اما حدود سالهای 1323 ه. ق (1905) منتشر می شد. اشاره شده است که:
«... وی ظلم و استبداد جاری در مملکت خود را تحمل نتوانست کرد و پنجاه سال بیش از این ترک دارد و دیار کرد ...»
در مورد علت مهاجرت او دلایل زیادی ذکر شده است . رحیم رییس نیا علت اصلی مهاجرت های گروهی و فرد در آن برههی زمانی را «نابسامانی اقتصادی و عدم امنیت داخلی» ذکر می کند[5]. حائری دلیل مهاجرت شخص طالبوف را تلاش برای رسیدن به آرزوهای دور و درازی که در سر داشت، می داند[6]. اما به طور کلی دلیل مهاجرت او را با توجه به زمان و مکانی که در آن زندگی طی کرد، این گونه می توان دسته بندی کرد.
1-کسب ثروت، تحول و جداشدن از طبقهی فرودست. در آن زمان تبریز موقعیت تجاری و اقتصادی او را در گذشته را نداشت و بعد از جنگهای ایران و روس عدهی زیادی از تجار تبریز به همین دلیل رهسپار مناطقی دیگر، خصوصاً استانبول و قفقاز شدند. هم زبانی و گاهی خویشاوندی مشترک میان مردم تبریز و این نواحی نیز در تسریع این روند مؤثر بوده است.
2-علاقهی او به آموختن. به گفتهی حائری ، او علاقهی زیادی به آموختن داشت و بیشتر وقت خود را به مطالعهی مطالبی اختصاص می داد که از زبان های اروپایی به روسی ترجمه شده بودند[7]. این کار او سبب شد که در عین آموختن زبان روسی، آثار معروف بسیاری را از نویسندگان روسی و اروپایی بخواند. مطالعهی مداوم و خواندن آثار بزرگان، زبان روسی او را به حدی تقویت کرد که توانست تعدادی از آنها را نیز ترجمه کند. علاقه طالبوف به آموختن علم، از خلال آثارش به خوبی قابل مشاهده است. این اشتیاق او تا حدی است که علی اکبر ولایتی آن را «علم زدگی» می نامند[8].
3-موقعیت خاص قفقاز به عنوان دهلیزی برای ورود افکار نو به ایران. در حقیقت قفقاز و ترکیه عثمانی در آستانه مشروطیت در معبر اصلی و مهم ورود افکار جدید به ایران و پناهگاهی برای روشنفکران ایرانی بود[9].
مهاجرت طالبوف به هر دلیل که اتفاق افتاده، در اوایل با سختی همراه بوده است. او نیز همانند بسیاری از ایرانیان به ناچار شد که به عنوان کارگر فصلی، مشغول کار شود. بر اساس اطلاعات رسمی، در سالهای 1903 – 1891 اقامت حدود 62000 نفر کارگر فصلی ایرانی در قفقاز به ثبت رسیده است[10]. آنان معمولاً در شرکت های نفتی و شیلات آذربایجان و کارگاههای راه سازی گرجستان کار می کردند. در داغستان «یک چهارم همهی کارگران در صنعت و حمل و نقل را ایرانیان تشکیل می دادند[11].»
او در چنین شرایطی زندگی و کار در تفلیس را نزد محمدعلی خان کاشانی ، یک ایرانی مهاجر از طایفهی شیبانیان کرمان، آغاز کرد. محمدعلی خان به کار مطالعه کاری راههای قفقاز ( که در زبان روسی پدارتچی می نامند) مشغول بود و در طول مدتی که در تفلیس و سایر شهرهای قفقاز به سر می بردف توانسته بود با کوشش بسیار سرمایهی قابل توجهی، فراهم سازد.
طالبوف در تشکیلات محمدعلی خان مشغول به کار گشت. رفت و آمد خانوادگی با این فرد باعث آشنایی او با فرزندانش شد نامهای ماهرخ و اسد که در جای جای آثار او به چشم می خورد، مربوط به این اشخاص است. عندلیب کاشانی در حق محمدعلی خان و فرزندانش اشعار متعددی سروده، تاریخ و مناسبت محمد علی خان و تولد هر یک از فرزندان او (اسدالله، مهدی، خاور، ماهرخ و خورشید) را در سروده هایش آورده است.
طالبوف بعد از سالها کار و کوشش در خدمت محمدعلی خان ثروتی جمع آوری کرد و توانست مستقلاً به کار مقاطعه کاری بپردازد.
وی در آن جا به عنوان پیمانکار راه سازی می کرد و راه پستی مسیر راستوف – استاورپل و و کئورگی نمسک – پاتی گورسک و ولادی قفقاز را اداره می کرد.
طالبوف با ار در شهرهای قفقاز سرمایه خوبی به دست آورد و جز طبقه سرمایه دار ان زمان گردید. در این فاصله زبان روسی را نیز به طور کامل یاد گرفت و خواندن آثاری ادبی این زبان، تأثیر به سزایی در به وجود آوردن آثار خود وی داشت.
در اواخر دههی 1860 طالبوف به داغستان سفر کرد. این سفر با آغاز ساخت راه آهن در داغستان مصادف بود. وی محل سکونت دائمی خود را شهر تمیرخان شوره (به سوی ناکسک کنونی) مرکز اداری ولایت داغستان، قرار دارد و در آن چاپ پیمانکاری راه، ادارهی مراسلات پستی در مسیرهای مختلف و تجارت اشتغال داشت. او در این شهر بود که فعالیت روشنگرانه و خیرخواهانهی خود را آغاز کرد.
طالبوف در حدود سال 1306 روزنامهیی را به نام شاهسون با همراهی سید محمد شبستری (ابوالفیاء) در استانبول منتشر کرد. طبق نوشتهی محمدعلی تربیت تنها یک شماره از آن به چاپ رسیده است[12]. این روزنامهی بذله شد و طنز گونه، پسهنای منتشر شد و مضمون آن اصلاح طلبانه و علیه ظلم و ستم شاه بود.
طبق اطلاعات موجود طالبوف در دوران زندگی خود سه سفر به خارج از داغستان داشته است. اولین سفر او به استانبول در سال 1888 م صورت گرفته که، گفته ایرج افشار دلیل آن همان انتشار روزنامه هسون بوده است[13].
دومین سفر او سفر حج بود که در فوریه 1898 – 1317 به عنوان یک مسلمان معتقد به جا آورد. سومین سفر او ، سفری به برلین و وین است که اقامت یک ماههیی در آن جا داشته است. تاریخ این سفر طبق نوشتهی ایرج افشار در سال 1902 و یا 1903 ، همزمان با سفیری احتشام السلطنه علامیر در برلین، صورت گرفته است[14]. اما بر اساس نامهای که خود طالبوف برای میرزا احمد ابراهیم خان معاون الدوله نوشته و در آن آمده است: «اول مای روسی به ویانه (وین) و برلین سفر کردم.امروز ده روز است که مراجعت نمودهام.[15]» ، تاریخ ذکر شده نمی تواند صحیح باشد زییره معنای این نامه تاریخ دوم جمادی الثانی 1322 یعنی ژوئن 1905 را نسان میدهد.
دراین نامه طالبوف از ترجمه و احترامی سخن میگوید که در اروپا نسبت به او داده شده است: «جراید آلمان از بند 5 تفضیلات نوشتهاند و عکس مرا گذاشتهاند... من 50 سال در روسیه هستم ، مرا نشناختند ، در برلین یک ماهه شناختند.[16]»
علت این مسافرت راخود طالبوف ضعف چشم بیان کرده، از آن شکایت میکند: « چشمهایم روز به روز کم نورتر میشود. اگر نمی نوشتم و نمی خواندم یحتمل بهتر می شد، اما چه فایده که نمی توانم از غذای روح خود بی نصیب شوم[17].
در نامه یی به ابوالقاسم مرتضوی می نویسد: «اینک پنجاه مکتوب که در روی میز من حاضر و چشم های بی نور من ناظر، که کی جواب خواهم داد.[18]»
چشمان طالبوف در اواخر عمر به قدری ضعیف شد که برای برای خواندن و نوشتن مجبور بود، کاغذ را کاملاً به چشمانش نزدیک کند.
در دوره ی اول مجلس شورای ملی، طالبوف به عنوان نماینده ی آذربایجان از طرف مردم انتخاب شد. انتخاب او با وجودی که هنوز در قفقاز می زیست ، تنها به خاطر ارجح شناسی از نوشته ها و کوششهای پیشین وی بود. او قبل از آغاز انتخابات به یکی از دوستانش نوشته بود: «اگر بنده را انتخاب نمایند، سرقدم ساخته می آیم.[19]» همچنین پس از انجام انتخابات در پاسخ تلگرافی که برایش کردند، نمایندگی را پذیرفت و قول داد که در ماه صفر (یعنی سه چهار ماه بعد) بعد از سامان دادن به کارهایش روانه تهران شود ولی وفای به عهد نکرد. حتی هنگامی که هفت تن از دوازده تن نمایندهی آذربایجان از طریق تبریز جلفا- باکو – انزلی عازم تهران بودند، «جناب حاجی عبدالرحیم آقا طالبوف » هم قول داده، وعده می گذارند که «اواسط ماه صفر المظفر عازم تهران شوند[20]». او در باکو به نمایندگان می پیونددد و همراه آنها در دید و بازدیدهای مختلف شرکت می کند و با آنها عکس دسته جمعی می گیرد. عکسی که نخستین بار در شمارهی 13 (22 صفر 1325) مجله فیوضات به چاپ رسیده است (این عکس در بخش تصاویر موجود است)
حاجی میرزا ابراهیم آقا، یکی از نمایندگان آذربایجان که بعدها در جریان کودتای محمدعلی میرزا و بمباران مجلس شهید شد، گزارش مسافرت نمایندگان را از تبریز تا تهران نوشته، برای درج به جریدهی ملی – ارگان انجمن تبریز فرستاد و آن گزارش در چند شماره مسلسل همان روزنامه به چاپ رسیده است. از این گزارش چنین بر می آید که مردم در شهرهای سر راه این سو و آن سوی ارس به گرمی از نمایندگان استقبال می کردهاند. بعد از دیدار نمایندگان با کارگران فقیر صابونچی و مشاهده درد و رنج آنها، نمایندگان «با واپور جناب حاجی زین العابدین اقا به طر ف انزلی حرکت» می کنند، اما طالبوف از آمدن به ایران منصرف شده ، از آنها جدا می شود. او با مخابرهی یک تلگراف صد کلمهای در 6 محرم 1325 / 20 فوریهی 1907 به مجلس، استعفای خود را از نمایندگی اعلام می دارد، اما مجلس آن را مسکوت می گذارد.
درباره انصراف او از نمایندگی و رفتن به تهران نظرهای مختلفی ابراز گردیده که گذشته از مسئله ممنوع شدن کتاب مسالک المحسنین ، ضعف پری و تاری چشمه، رنجیدگی از عقب ماندگی ماست و بیم از افسار گسیختگی و بی بند و باری حاکمان کشور و ... از آن جمله است.
کسروی می گوید: او در این زمان دل خوشی از این جنبش و کوشش ایرانیان نداشت[21]. کسروی برای این وازدگی او دو دلیل ذکر می کند، یکی ممنوع شدن خواندن کتاب مسالک المحسنین، و جلوگیری از عواقب آن و دیگری آزردگی او از شورش مردم تبریز به مناسبت «منع دخول و سوختن نسخه های[22]» روزنامهی ملانصرالدین . در ضمن به طعنه یادآور می شود که «طالبوف را چون کتابی نوشته شبود، ارج نهاد ، بی آن که خودآگاه باشد، به نمایندگی اش برگزیدند.[23]»
کورش فتحی این نظر کسروی را قبول نکرده می نویسد «به نظر می رسد که قضاوت کسروی اندکی عجولانه باشد،چراکه بیش از هرچیز طالبوف را باید روشن فکری آرما نگه داشت تا عملگرا و لذا پر بیراه نیست که به نمایندگی مجلس به عنوان یک هدف و برنامه بنگرد. در ضمن او نظریه پردازی بود که قانون را می طلبید[24]». «قانونی که حقوق شاه و رعیت را تعیین می کند[25]». وی نظمی مدون و برخاسته از قانون را می طلبد که با نوع عملکرد مشروطه خواهان و ایجاد اختلاف به وجود آمده در صدر مشروطیت نمی خواند.
او به رغم تلاشهای روشنگرانهی فرهنگی خود بر این عقیده بود که «ایرانی و مجلس حکایت گاو دهل زن است» و «هر ایرانی که ملت خود را عبارت از آن سه هزار نفر [روشنگر] ... بودند و ایرانی را بیدار شده حساب نماید به ریسمان پوسیده آنها هیزم بچیند دیوانه است.» و «ایرانی تا کنون (تا اعلان مشروطه) اسیر یک گاو دو شاخهی استبداد بود، اما بعد از این اگر ادارهی خود را قادر نشود، به گاو هزار شاخهی رجاله دچار گردد و آن وقت مستبدین به نابالغی ما می خندند و دشمنان اطراف شادی کنان لاحول کنند. فاش می گویم که من این مسئله [را] بی چون و چرا می بینم.[26]»
اسماعیل یکانی هم علت قبول نکردن نمایندگی از سوی او را، دوستی وی با میرزا علی اصغر اتابک ذکر می کند. یکانی اضافه می کند، موضوع انتخاب شدن او همزمان با استفاده شدید آزادیخواهان و به خصوص وکلای آذربایجان از اتابک دلیلی شد تا طالبوف به تهران نیاید و در مخالفت بر ضد اتابک شرکت نکند. دوستی طالبوف با اتابک بسیار صمیمانه بود به طوری که اتابک هنگام بازگشت به ایران در بادکوبه، با طالبوف ملاقات کرد و از او شنار شنامهیی به عنوان سعدالدوله که هنوز از آزادیخواهان محسوب می شد، گرفت. اتابک در این مودر از ملکم خان هم که مورد علاقه و احترام بود چنین مکتوبی را گرفته بود[27].
صادق صادق ملقب به مستار الدوله، از آزادیخواهان بنام، وکیل دوره اول مجلس که مدتی هم رییس مجلس بود، دربارهی عدم قبول نمایندگی از طرف طالبوف نظر دیگری ارائه می دهد. او پیری ف ناتوانی و به خصوص ضعف چشم را دلیل این امر بیان می کند. تقی زاده نیز نظر اخیرا را قبول کرد، مسائل جسمانی او را دلیل نیامدنش عنوان می کند[28].
در هر صورت طالبوف از آمدن به ایران و حضور در مجلس سرباز زد و این مسئله گفت و گوهایی را در محافل برانگیخت و مقالاتی به طرفداری از او در مطبوعات، به چاپ رسید.
یکی از نویسندگانی که به دفاع از او برخاست احمد آقایف بود. او در شمارهی 47 ارشاد در این خصوص چنین نوشت:
«ایا این همان ملاعبدالرحیم نیست که جمله ایران به وجودش مباهات می کرد؟ آیا این همان عبدالرحیم نیست که از شاهان گرفته تا گدایان مفتون مواعظ او شده، نوشته هایش را دست بهدست می گرداند؟ آیا این همان عبدالرحیم نیست که همراه محدودی از مجاهدان از پنجاه سال باز، با ناقوس داد و فریاد باعث بیداری امروز ایران شدهاند؟ آی این همان عبدالرحیم نیست که کل ایران از انتخاب او به نمایندگی مجلس ملی به توسط مردم تبریز، خویشتن را بشارت داده، اهالی بالکلیه، خواهان عزیمت او به تهران شدند؟ پس در این میان چه شد؟.»
روزنامه ارشاد هم مدتی بعد و شمارهی مورخ (20 صفر 1325 / 22 مارس 1907) هم متن تلگراف صد کلمهای مذکور و هم نامهای از او را درج می کند. از نامهی نویسنده چنین بر می آید که او قریب یک ماه پیش تلگراف یاد شده را به تهران مخابره کرده است، اما به علت ماهیت افشاگرانهاش از مطرح شدن مضمون آن در مجلس و مطبوعات ممانعت به عمل آمده است. در حقیقت هم تلگراف اتهام نامهای بوده بر ضد دولت ایران.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 58 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
فصل اول
ویژگی جغرافیایی استان مرکزی و آشتیان
1-1 پیشگفتار
زندگی روستایی د رایوان سابقه قدیمی دارد و روستائیان همیشه نقش مهمی در تاریخ این مملکت داشته اند اما آن گونه که باید شناخته نشده اند بررسی و شناخته نشده اند بررسی و شناخت زندگی روستائی از چند جنبه حائز اهمیت است: اول آنکه روستائیان از فرهنگ و سنت های نیاگان خود پاسداری می کنند دوم آنکه زندگی روستانشینی شکلی از سازگاری اجتماعی فرهنگی با محیط طبیعی زندگی است .سوم آنکه مردم روستا از لحاظ اقتصادی قابل توجه هستند.زیرا روستائیان از زمانهای گذشته تا حال هر ساله مقداری مواد غذایی پوست و غیره به شهر عرضه می کردند و از این طریق مقداری از نیازهای اقتصادی آنها جبران می شود ولی امروز روستا که به عنوان محور و بستر توسعه کشاورزی بود به صورت مصرفی در آمده است . ما می دانیم درصدی از جمعیت ایران را روستائیان تشکیل می دهند و به عنوان کلید بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی جوامع می باشند و ما برای این که بتوانیم کمک ناچیز به روستائیان کنیم که از حالت مصرفی بیرون آیند برای رسیدن به این هدف مستلزم شناخت صحیح و اصولی روستا داریم.
( ) روستا گنجینه ای ناپیدا از اندوختها و تجارب سنتی و شفاهی را باخود دارد. روستا مهدوز ارگاه جمع کثیری از فرزانگان و اندیشمندان این مرز وبوم است.و چه بسیاری خردمندان و ادبایی که سراز بستر خاک روستا نه داشته اند روستا محل و بستر شهرها و امر شهرهای امروز است اما متحیر گوشه عزلت گزیده و تنها نظاره گر موج عظیم صفت ومندرنیزه است. روستای نادر آباد در شهرستان آشتیان از استان مرکزی قرار دارد و دارای آب و هوای نیمه بیابانی و خشک است و اقتصاد همین روستا برپایه کشاورزی می باشد و دارای پیشینه تاریخی غنی می باشد و بر ماست قبل از آنکه همین عناصر و مجموعه های فرهنگی در امواج فرهنگی بیگانه و مدرنیزه غرق شود و به ثبت و ضبط آنها بپردازیم و آن را به صورت طبیعی به نسلهایبعدی انتقال دهیم و در این رهگذر از علم مردم شناسی و مردم شفاری یاری می طلبیم. زیرا رسالت اصلی این علم همانا بررسی و مطالعه فرهنگ و سنت هاست. کلودلون اشتروس در تمرین مردم نگاری (Ethnogrophic ) می نویسد : «مردم نگاری شامل مشاهده و تحلیل گروهای انسانی است که هر یک جداگانه و با توجه به ویژگی های خاص آنان در نظر گرفته شد. می باشد و هدف از آن انعکاس هر چه درست تر جریان حیات هر یک از آنان است و حال آنکه مردم شناسی اسناد و مدارک حاصل از مردم نگاری را در جهت انجام مقایسه ها مورد استفاده قرار می دهد.(بیرو،1386،ص121)
پس در مردم نگاری مقصود پژوهشگر جمع آوری هر چه بیشتر ابزار ومصالح مادی تحقیق در یک بعد زمانی و مکانی مشخص است و باید آن را در یک گستره وسیع انجام دهد از این دوواژه ژرفانگرد پنهانگر در مورد درویش پژوهش در مردم نگاری به کار می رود.
2-1 موقعیت جغرافیای استان مرکزی
شهرستان اراک مرکز استان مرکزی ایران است که نسبت شهرنشینی در شهرستان اراک بیشتر از متوسط استانی بوده است.به طوری که این نسبت در سال 1375 درشهرستان اراک 27/66 درصد و درکل استان 09/57 درصد بوده است .این نسبت طی دوره (ساله 75-1365) همواره در حال افزایش بوده است.چنانکه در سال 1365 برابر62/56 درصد جمعیت شهرستان اراک درمناطق شهری ساکن بوده اند. تراکم نسبی جمعیت شهرستان اراک براساس آخرین تقسیمات سیاسی- اداری و محاسبات این مشاور درسال 1375. 1/82 نفردر کیلومتر مربع بوده است.(تصویر شماره 1)
استان مرکزی دارای 8 شهرستان می باشد که شهرستان آشتیان یکی از شهرستان های این استان محسوب می شود.(آشتیانی ،1375،ص 3) (تصویر شماره 2)
3-1 ویژگی جغرافیایی آشتیان
شهرستان آشتیان با وسعتی حدود1236 کیلومتر مربع مساحت 2/4 درصد از مساحت کل استان مرکزی را دارا می باشد که بین 50 درجه و 1 دقیقه طول شرقی و 34 درجه 32 دقیقه عرض شمالی واقع شده است این شهرستان در نیمه شرقی وحدوداً در مرکز استان مرکزی واقع شده است که در واقع واسط بین دو استان مرکزی وقم است. همسایگان این شهرستان حدوداً از شمال به تفرش و ازجنوب به اراک واز جنوب شرقی به دلیجان و ازغرب به استان تهران و قم محدود شده است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 2120 متر و مرتفع ترین نقطه آن قله شمالی آهو با ارتفاع 2750 متر و پست ترین نقطه مزرعۀ مهربان با ارتفاع 1950 متر از سطح دریا می باشد.
4-1 اقلیم آب و هوا
آشتیان به علت ارتفاع نسبتاً زیاد از سطح دریا دارای زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. طول دوره سرما،از اوایل آذر تا اواسط فروردین ادامه پیدا می کند. میانگین دمای سالانه این شهر ،7/11 درجه و میزان بارندگی از 200 تا 250 میلی متر در سالهای مختلف متغیراست.( آشتیانی ،1375: ص 14-17)
5-1 جفرافیایی تاریخی
در منابع تاریخی از آشنیان به نامهای دیگر نیز یاد شده است . ناحیه ای که امروز شهرستان آشتیان به شمار می آید تقریباً همان سرزمینی است که درمتون کهن (وّره)[1] نامیده شده است. آقای آشتیانی در این بار گفته است که درکتاب البلدان (از کهن ترین ماخذ در این باره که در حدود سال 280 ه ق. تالیف گشته است) اشاره شد که از مندرجات کتب جغرافیای ایران چه آنهای که در قرون گذشته توسط جغرافیا نویسان اسلامی ایرانی نوشته شده اندو چه آنهایی که توسط غیر ایرانی ها به رشته تحریر در آمده اند مانند مختصرالبلدان این فقیه همدانی و صوره الارض ابن حوقل بغدادی و حدود العالم و تاریخ تم ،چنین دریافت می شود که محدوده شهرستان کنونی آشتیان جزء ناحیه کوهستانی پهناوری بوده است که یونانیان آن ناحیه را «مدیا» و جغرافی نویسان اسلامی آنرا جبل یا جبال یا ایالت خوانده اند. مندرجات کتاب این فقیه نویسنده مختصر البلدان حاکی از آن است که آبادی های واقع در منطقه آشتیان ،تفرش و فراهان در سده های نخستین هجری قمری و دست کم تا اواخر قرن سوم از متعلقات همدان بوده اند.(آشتیانی ،1375 ف ص 13-14)
6-1 جغرافیای جمعیت
اطلاعات نشریه آماری مرکز آمار ایران در خصوص جمعیت این ناحیه چنین است:چنین شهرستان آشتیان بیش از 21000 نفر می باشد .که از این عده حدود 6000 نفر در خود شهر و بیش از 15000 نفر در روستاهای تابع ساکن هستند.
|
|
جمعیت |
مرد |
زن |
خانوار |
|
شهرستان آشتیان |
21328 |
11020 |
10308 |
5065 |
|
ساکن در نقاط شهری |
6239 |
3421 |
2818 |
1498 |
|
ساکن در نقاط روستایی |
15089 |
7599 |
7490 |
3567 |
شهرستان آشتیان از دیدگاه تقسیمات کشوری از بین بخش که شامل سه دهستان می باشد تشکیل شده است. دهستان های مزرعه نو،سیاوشان،گرگان دهستان های شهرستان آشتیان می باشد و همۀ آبادی های این دهستان ها فارس نشین می باشندو از ساختار اجتماعی فرهنگی یکدست برخوردار هستند.این بخش دارای 40 آبادی دارای سکنه با 12927 نفر جمعیت ساکن می باشد در این بخش 30 آبادی (75 درصد) دارای دسترسی به راه آسفالت می باشند که 12490 نفر (97 درصد جمعیت ساکن را در خود جای داده اند .همچنین 7 آبادی (18 درصد) که 2345 نفر (18 درصد) از کل جمعیت بخش را درخود جای داده اند دارای دسترسی به راه توسعه می باشند. تنها یک آبادی با جمعیت 5 نفر دارای دسترسی به راه مال رو می باشد.(آشتیان ،1375. ص 21-20)
7-1 مناطق روستایی شهرستان آشتیان
شهرستان آشتیان در سال 1375 دارای 41 روستا بود شمار جمعیت روستاهای طی دوره ده ساله 75-1365 در حال کاهش بوده است. نرخ رشد جمعیت این دهستان طی این دوره معادل 2/2- درصد بوده است. بررسی نرخ رشد جمعیت در طبقات مختلف روستاهای همگروه نشان می دهدکه شدت تخلیه روستاهای کوچک مقیاس شدیدتر از روستاهای بزرگ مقیاس است(تصویر شماره 3)
8-1 دهستان گرگان
دهستان گرگان درقسمت شمال شهرستان آشتیان واقع شده است این دهستان به مرکزیت روستای گرگان شامل 14 روستاست .این دهستان از جنوب به دهستان سیاوشان از شمال و غرب به شهرستان تفرش و از شرق به استان قم محدود می شود . بخش عمده اراضی این دهستان به صورت زراعت دیم و در برخی نواحی نیز بایر است..
9-1 مشخصات کلی
مرکز دهستان: گرگان با مساحت 252 کیلومترمربع می باشد که جمعیت آن 4458 نفر است. که تراکم نسبی آن 18 نفر در هر کیلومترمربع که دارای 140 مرکز سکونتگاهی است. دهستان گرگان در شش طبقه از روستاهای همگروه جای می گیرد. شمار جمعیت روستاهای این دهستان طی دورۀ 75-1365 در حال کاهش است نرخ رشد جمعیت این دهستان طی این دوره 55/2- درصد بوده است . برخی نرخ رشد جمعیت در طبقات مختلف روستاهای همگروه نشان می دهد که شدت تخلیه روستاهای کوچک مقیاس شدیدتر از روستاهای بزرگ می باشد میانگین جمعیت در روستاهای این دهستان 4/318 نفر می باشد برخی نشان می هد که اکثریت این دهستان در مقیاس کوچک هستند و در روستاهای این دهستان جمعیتی کمتر از 750 نفر دارند.
|
شهرستان آشتیان |
دهستان |
تعداد آبادی دارای مسکنه |
تعداد آبادی خالی از سکنه |
جمع کل |
|
سیاوشان |
9 |
21 |
30 |
|
|
گرگان |
14 |
18 |
32 |
|
|
مزرعه نو |
17 |
22 |
39 |
|
|
جمع کل شهرستان |
40 |
61 |
101 |
ماخذ: سال نامه آماری استان مرکزی 1380
|
تقسیمات روستایی بخش دهستان |
خانوار |
جمعیت |
||||||||
|
بخش مرکزی |
1375 |
1370 |
1365 |
1355 |
1345 |
1375 |
1370 |
1365 |
1355 |
1345 |
|
دهستان گرگان |
1203 |
1314 |
1308 |
1261 |
1170 |
4458 |
5487 |
5777 |
5425 |
5236 |
|
نادر آباد |
156 |
171 |
173 |
200 |
191 |
526 |
724 |
828 |
950 |
768 |
ماخذ : طرح جامعه شهری شهرستان آشتیان
فصل دوم
شناخت و بررسی روستا
1-2 علل پیدایش روستا
براساس اظهارات مسئولین محلی روستای نادرآباد قدمت روستا بیش از 260 سال قبل باز می گردد علل پیدایش و توسعه روستای نادرآباد مانند بسیاری از روستاهای ایران عمدتاً به دلیل وجود آب و زمین مناسب برای زراعت و واقع شدن روستا در زمینهای هموار بوده است از جمله علل پیدایش روستا نادرآباد را می توان وجود اراضی مناسب برای کشاورزی و باغداری و وجود آن کافی دسترسی مناسب به ویژه نزدیکی به جاده آشتیان – اراک و تهران است.
نزدیکی به مرکز استان به فاصله ای حدود150کیلومتر و قیمت مناسب برای ساخت و سازمی توان نام برد همچنین فاصله کم روستا با شهرهای آشتیان و اراک و مراکز صنعتی و کارگاهی (شرکت صنعتی گرگان) در اطراف روستا در سالهای اخیر از رشد کالبری و جمعیتی بالای برخودار بوده است.
روستا نادرآباد دهه های گذشته می شد روستای اطراف آن دستخوش تغییرات زیادی بوده به طوری که این استان در 30 سال گذشته در یک استان قرار داشته است. درسالهای 83-1355 در استان مرکزی و شهرستان آشتیان بخش مرکزی و دهستان گرگان واقع شده است.
2-2 وجهه تسمیه روستا
علت اصلی نامگذاری این روستا به طور دقیق مشخص نیست ولی از گفته ریش سفیدان و بزرگان روستا این طور استنباط شد که به لحاظ عبور نادر شاه و سپاهان ایشان و اطراق نمودن آنها در شرق روستا نادر آباد در کنار سنگ بزرگ این منطقه را به نام نادر آباد یا ندرآباد نامگذاری نمود.
نادرشاه بعد ار فتح خراسان برای رفتن به شیراز در این مکان اطراق می کند و سربازان به افتخار همین فتح به رقص پایکوبی می پردازند و این روستا را به خاطر ورود نادر شاه به این اسم نامگذاری می کنند.
یکی از افراد روستا می گوید در زمانهای خیلی قدیم برای زن و مردی که سالها بچه دار نمی شوند درگذار این منطقه زن که حامله بود در این مکان زایمان می کند و چون بچه آنها خیلی زیبا و قشنگ بود اسم آن را نادر گذاشتند و اسم این روستا را به نام بچه گذاشتند.
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3524 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 143 |
انسانها برای تامین نیازهای مادی ، معنوی و عاطفی خویش گروه تشکیل می دهند. یکی از
طبیعی ترین گروه هایی که می تواند نیازهای انسان را ارضاء کند خانواده است. فلاسفه و متفکران از دیرباز مدعی این نظریه بوده اند که خانواده نهادکلیدی در ساختار اجتماعی هر جامعه است وهرچه سلامت ورشدخانواده بیشتر باشد، بالندگی جامعه نیز افزون ترخواهد بود . برهمین اساس در فرهنگهای مختلف همواره تمهیداتی برای رشد هر چه بیشتر خانواده تدبیر شده است. با شروع تحولات نوین میل محققان به ارزشیابی عملی نظریه های موجود شدت گرفت وبه تبع آن ، نظریه مذکور نیز به محک آزمایش گذاشته شد. از جمله شاپ و یندتفلت [1] (1994)نشان دادند که بین تعامل های خانواده وآسیب شناسی روانی آنان ارتباط وجود دارد. (حسینی فر ،1384)
خانواده یک نظام اجتماعی واز ارکان جامعه می باشد که ازطریق تفاهم بین زن وشوهر تشکیل می گردد. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان وتربیت انها،برقراری ارتباط سالم اعضاء با هم و کمک به استقلال کودکان است حتی اگر کودک کم توان ذهنی باشددر هر صورت کودک یکی از اعضاء نظام خانواده است. کودک کم توان ذهنی و والدین نه تنها بریکدیگر تاثیر متقابل دارند ، بلکه سایر اعضای خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند در این زمان آرامش خانواده از بین می رود و تمام نگاههای خانواده به سوی کودک معلول معطوف می شود، به بیان دیگر معلولیت یکی از فرزندان مانع آن می شود که خانواده بتواند کارکردهای متعارف خود را به نحوئ مطلوب داشته باشد(دیسون[2]2000)از جمله این کارکردهاتامین محیطی دلپذیربرای اعضاء و ایجاد پایگاهی برای برقراری روابط اجتماعی اعضاءبا دیگران است. زن وشوهر هر کدام خودیا دیگری را مسئول تولد فرزند معلول می دانند ومشاجرات خانوادگی از همین جاشروع می شودودر نهایت ممکن است به طلاق وجدایی ،مشکلات روحی، روانی وبرهم خوردن سازگاری اعضای خانواده منجر شود.
وجود کودک معلول می تواند ضایعات واثرات جبران ناپذیری بر وضعیت بهداشت روانی خانواده داشته باشد. پدرومادرممکن است از داشتن چنین فرزندی به شدت رنج ببرندودچار حالاتی همچون افسردگی، اضطراب پرخاشگری ،ترس وخجالت شوند وآروزی مرگ داشته باشند. (ملک پور ، 1376).
تولد کودک معلول در روابط خانوادگی تغییراتی را ایجاد می کند به خصوص اگر معلولیتی شدید باشد یا کودک دارای معلولیتهای چندگانه باشد این تغییرها شدید خواهد بود.
معمولاً مادر بیشترین ضربه روحی را متحمل می شود و شاید بسیاری از مهارتهای مربوط به مراقبت از کودک را از دست بدهد و از طرف دیگر توجهش به دیگر اعضای خانواده کاهش پیدا کند.در چنین مواقعی نقش دیگر اعضای خانواده حساس تر و سنگین تر می شود.
واکنش اعضای خانواده تا حد زیادی به میزان سابقه فرهنگی ، باورها و ارزش های آنان بستگی دارد.همچنین تولد فرزند معلول یا ناتوان ذهنی در خانواده ای که دارای مشکلات مالی و ارتباطی است چه بسا موجب انحلال و از هم پاشیدن خانواده بشود.به تدریج کودک بزرگ می شود و والدین دل مشغولی استقلال کودک می شوند.
به راستی آیا او می تواند مستقل زندگی کند؟ بسیاری از مادران شیوه بیش حمایتی پیش
می گیرند که ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و متاسفانه نمی توان به راحتی بر آن غلبه کرد.این موضوع به خصوص از سال های نوجوانی به بعد اهمیت ویژه ای می یابد و ممکن است مشکلاتی را به دنبال داشته باشد.(علیزاه ، 1384).
فصل اول
کلیات
بیان مسئله
فرآیند تربیت کودک برای والدین لذت آور است و این در حالی است که این فرآیند با مشکلات و ناراحتی هایی نیز همراه می باشد.از والدین انتظار می رود صبور ،فهیم ، زیرک ، خوش خلق و قدرتمند باشند.حتی در مورد والدینی که دارای کودکان باهوش و سالمی هستند نیز شکیبایی ، خلوص و توانایی تفاهم زیادی لازم است . با وجود این چنین موقعیتی برای خانواده یک کودک ناتوان ذهنی پیچیده تر و مخاطره آمیز بوده و پاداش «والدین بودن» احتمالاً بسیار ناچیز است.
بررسی ها نشان داده است که بسیاری از خانواده هایی که فرزند معلول دارند معمولاً محدود
می شوند و برای این خانواده ها محدودیت هایی در زمینه فعالیت های اوقات فراغت، شرکت در ورزش ها و بهره گیری از تسهیلات اجتماعی ، استفاده از وسایل حمل و نقل وجود دارد و این خانواده ها متحمل هزینه های پزشکی زیادی می شوند.
اما گروهی دیگر از پژوهشگران به نتایج متضادی دست یافته اند آنها گزارش کرده اند که این خانواده ها با خانواده های دارای کودک عادی از نظر استرس و کنش خانوادگی تفاوتی ندارند (هانت[3]و مارشال ،1994).
کازاک[4] و ماروین معتقدند که این خانواده ها در مقایسه با والدین کودکان عادی رضایت زناشویی یکسانی دارند.روشن است که برخی از این تناقضات ناشی از ضعف های روش شناختی از قبیل طرحهای تحقیقی ناقص ، نداشتن گروه های مقایسه یا نمونه های تحقیقی کوچک می باشد ؛ بخش دیگر به عواملی از قبیل شرایط فرهنگی ، مذهبی و محیطی مربوط می شود ،همچنین مسائل شناختی و چگونگی ارزیابی خانواده ها از وقایع، تفاوتهای فردی ،وسایل فرهنگی ، اجتماعی و اعتقادات مذهبی و سبک مقابله فردی مربوط می شود محققین در تلاشند به این مساله پی ببرند که چه عواملی در سازگاری خانواده تاثیر می گذارد و حضور و وجود کودک ناتوان ذهنی در خانواده چه مسائل و مشکلاتی را بوجود می آورد.
در کشورهای دیگر تحقیقاتی انجام شده به نتایجی دست یافته اند این تحقیقات نه جامع است و نه می توان نتایج را به همه فرهنگها تعمیم داد.
بنابراین با توجه به منابع تحقیقی کم در زمینه خانواده های دارای فرزند مبتلا به عقب ماندگی ذهنی در ایران و با توجه به شرایط فرهنگی، مذهبی و صنعتی منطقه مورد پژوهش شهر (اراک ) سوال اصلی در پژوهش حاضر این است.
سوالات پژوهش
1) آیا والدین کودک ناتوان هوشی در مقایسه با والدین کودک عادی مشکلات روان شناختی بیشتری را تجربه می کنند؟
2) آیا مادران کودک ناتوان هوشی در مقایسه با پدران کودک ناتوان هوشی مشکلات روان شناختی بیشتری را تجربه می کنند؟
اهمیت پژوهش
اهمیت این تحقیق شناخت هرچه بیشتر و عمیق از خصوصیات خانواده یک کودک ناتوان هوشی و به خصوص ویژگیهای والدین آنان به عنوان یک عامل موثر در رشد کودک ناتوان هوشی و یک منبع مهم اطلاعات برای مربی در جهت ارائه هرچه بهتر برنامه های آموزشی برای والدین و کودکان ناتوان هوشی است.یکی از مهمترین شرایط لازم برای سلامتی روانی وجود محیط سالم خانوادگی است این محیط در دسترس آدمی است که می توان آن را طوری تنظیم کرد که هر آینه در بهبود وضع افراد اگر موثر نباشد لااقل موجب تخریب آن نگردد.در جامعه ما اعتقاد بر این است که حمایت از نظام اجتماعی – حمایت از جامعه انسانی است .
بنابراین حجم قابل توجهی از خانواده ها در جامعه ایرانی از اثرات منفی داشتن یک کودک ناتوان هوشی و همچنین از بار مراقبتی بسیار زیاد فشارهای روانی و اجتماعی و مالی و عاطفی ناشی از داشتن یک کودک معلول رنج می برند ، این عمل می تواند ثبات خانوادگی را بهم زده و باعث بر هم ریختگی سازمان خانواده شوند.
از طرفی دیگر بسیاری از محققانی که با افراد معلول و ناتوان هوشی کار می کنند به نیت خانواده واقف هستند و همچنین اثر شگرف یک کودک معلول را بر پویایی های یک خانواده را درک میکنند.متخصصان کودکان ناتوان هوشی از تاثیرات منفی و مثبت یک کودک معلول بر خانواده با خبرند و از سوی دیگر متخصصان تعلیم و تربیت در می یابند که خانواده یک کودک معلول و ناتوان می تواند سر چشمه لایزال حمایتی برای کودکان و یک منبع گرانقدر اطلاعات برای معلم است (ماهر ،1385).
اهداف تحقیق:
از آن جا که والدین نقش اساسی در تعلیم و تربیت کودک دارند و می توانند در خانواده با ایجاد جو عاطفی مناسب زمینه را برای تعلیم و تربیت موفق فراهم کنند.بویژه در سالهای اولیه زندگی کودک که فقط والدین واعضای دیگر خانواده با کودک بسر می برند.تلاش و کوشش بیشتر والدین در خصوص تعلیم وتربیت کودکان موجب پیشرفت و سرعت یادگیری آنها در سنین بعدی می شود و هر چقدر والدین توجه بیشتری به کودک داشته باشد و امکانات بیشتری را برای او صرف کنند یادگیری بهتر خواهد بود.این مسئله در مورد والدین با کودکان ناتوان هوشی نیز صادق است.
والدین با کودک ناتوان هوشی پس از آگاهی از ناتوانی هوشی فرزند شان دچار شوک شده و این شوک موجب بوجود آمدن بحرانهایی در والدین می شود.اگر والدین نتوانند ناتوانی هوشی فرزند خود را بپذیرند و در این زمینه مقاومت نشان دهند موجب می شود به تعلیم و تربیت کودک توجهی نکنند.عدم توجه به تعلیم و تربیت کودک منجر به این مسئله میشود که توانایی و استعداد شکوفا نشده و نتواند به یادگیری بپردازد.
هدف از پژوهش حاضر این است که مشکلات روان شناختی گروهی از والدین کودک ناتوان هوشی و والدین کودک عادی مقایسه شود تا مشخص شود که آیا والدین با کودک ناتوانی هوشی مشکلات روان شناختی بیشتری را تجربه می کنند یا خیر؟
متغیرهای پژوهش
در پژوهش حاضر به شیوه پس رویدادی مشکلات روان شناختی ناشی از حضور کودک ناتوان هوشی در خانواده مورد بررسی قرار گرفت ، متغیرهای مورد مطالعه در این پژوهش به شرح زیر است:
متغیر مستقل : متغیر مستقل در این پژوهش عبارتست از داشتن فرزند ناتوان هوشی- نداشتن فرزند ناتوان هوشی
متغیر وابسته : در این پژوهش متغیر وابسته عبارتست از مشکلات روان شناختی والدین کودکان ناتوان هوشی و والدین کودکان عادی که شاخص آن نمراتی است که والدین در پرسشنامه ScL90 بدست می آورند.
فرضیه های پژوهش
1) والدین کودک ناتوان هوشی مشکلات روان شناختی بیشتری را در عوامل نه گانه پرسشنامه 90 ScL در مقایسه با والدین کودک عادی تجربه می کنند.
2) مادران کودک ناتوان هوشی مشکلات روان شناختی بیشتری را در عوامل نه گانه پرسشنامه 90 ScL در مقایسه با پدران کودک ناتوان هوشی تجربه کنند.
تعریف واژه ها و اصطلاحات
از واژه ها و اصطلاحات در جاهای مختلف معانی گوناگونی می توان استنباط کرد از این رو در هر متن و یا هر کار پژوهش لازم است واژه ها و اصطلاحات طوری تعریف شوند تا دقیقاً همان منظوری که پژوهشگر از آن داشته است توسط خواننده استنباط گردد (هومن ،1383).
تعریف متغیرهای پژوهش:
مشکلات روان شناختی[5]:
مشکلات روان شناختی در این پژوهش مشکلاتی است که از طریق پرسشنامه SCL90مشخص می شود که شامل پرخاشگری، اضطراب ، افسردگی ،حساسیت بین فردی ، روان پریشی تصورات پارانوئیدی ، وسواس و شکایات جسمانی و ترس مرضی می باشد
عقب ماندگی ذهنی[6]
عقب ماندگی ذهنی ناظر است بر محدودیت های اساسی در عملکرد . ویژگی آن عبارت است از :
1) عملکرد هوشی که به طور معنی دار زیر میانگین باشد و 2) به طور همزمان با محدودیت هایی در دو یا چند مهار سازشی زیر همراه باشد : ارتباط ، مراقبت از خود ، زندگی در خانه ، مهارت های اجتماعی ، استفاده اجتماعی ،خود راهبری ، بهداشت و ایمنی ، تحصیلات کارکردی ،اوقات فراغت و کار ، 3) عقب ماندگی ذهنی قبل از 18 سالگی ظاهر میشود (روت لاکامون ،،ترجمه ماهر ، 1380)
دانش آموزان ناتوان ذهنی آموزش پذیر :
در این پژوهش افرادی که عملکرد هوشی آنها بین (70 تا 55) و در مدارس کودکان استثنایی مشغول به آموزش هستند و در رفتار انطباقی نیز مشکل داشته باشند جامعه دانش آموزان ناتوان هوشی پژوهش را تشکیل می دهند.
دانش آموزان عادی :
شامل کلیه افرادی که در کلاس دوم تا پنجم ابتدایی قرار می گیرند و از لحاظ هوشی مشکل ندارند و در مدارس عادی مشغول به تحصیل هستند.
فصل دوم
پیشینه تحقیق
تاریخچه ناتوانی هوشی:
با مطالعه متون عقب ماندگی شاهد تحول بزرگی در خصوص توجه و مراقبت از عقب ماندگان ذهنی هستیم در جوامع مختلف چگونگی برخورد و نگرش انسانها نسبت به مسئله کودکان که دچار اشکالات مشخص شده ذهنی و جسمی هستند ، بستگی به شرایط و آگاهیهای اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی ، مذهبی و اخلاقی مردم آن جامعه دارد اما بطور کلی از نقطه نظر تاریخی ، بشر از سه مرحله فکری متفاوت نسبت به کودکان گذشته است.در مرحله اول این قبیل کودکان یا به طرق مختلف از بین برده می شدند یا از اجتماع طرد می گشتند.در مرحله دوم به این گروه با دید ترحم و حمایت نگریستند.و در مرحله سوم یعنی در سالهای اخیر، پذیرفتن کودکان عقب مانده در جامعه در کنار دیگر کودکان و استفاده از تواناییهای آنان تا آنجا که امکان پذیر باشد مطرح گردیده است (سیف نراقی ،1384).
از مجموع مدارک بدست آمده چنین استنباط می شود تا قرن هیجدهم این افراد مورد توجه و لطف نبوده و پزشکان از پذیرفتن و درمان آنان خودداری می کردند.
در اواسط دهه 1800 میلادی بسیاری از کودکان عقب مانده ذهنی را به مراکز آموزشی شبانه روزی می سپردند زیرا معتقد بودند که این کودکان در صورتی که آموزشهای فشرده کافی دریافت کنند می توانند به میان خانواده باز گردند و در جامعه عملکرد بالاتری از خود نشان دهند.طرح اولیه آموزش این کودکان بطوری که بتوانند بر ناتوانی های خود فائق آیند تحقق نیافت.به تدریج این مراکز شبانه روزی بزرگتر شدند و نهایتاً از آموزشهای فشرده به مراقبت و نگهداری گرایش پیدا کردند.این مراکز اقامتی کودکان عقب مانده در اواسط سالهای 1955 بیشترین کاربرد را داشتند.تا اینکه عموم مردم از شرایط غیر بهداشتی و پر از ازدحام در برخی موارد شرایط توام با سو رفتار این مراکز آگاهی یافتند و همین امر آغاز گر طلوع موسسه زدایی بود.از اواخر 1965 به بعد تاکنون معدودی از کودکان ناتوان ذهنی به مراکز نگهداری سپرده شده اند و مفهوم «شامل سازی» در محیطهای مدرسه و عادی سازی در موقعیتهای زندگی در میان گروهها و اکثریت شهروندان اهمیت زیادی یافته است.از زمان تصویب قانون عمومی 142-94 (قانون آموزش کودکان معلول) در سال 1975 نظام مدارس عمومی ملزم شدند خدمات آموزشی مناسب را برای کلیه کودکان دچار ناتوانی فراهم کنند.قانون افراد دچار ناتوانی که در سال1990 تصویب شد قانون فوق را اصلاح نمود و آن را گسترش داد.در حال حاضر تدارک آموزش عمومی برای کلیه کودکان و از جمله کودکان دچارآت
ناتوانی طبق قانون اجباری است و این آموزش باید با کمترین محیط محدود کننده فراهم شود (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری ، 1382)
علاوه بر نظام آموزشی ، سازمانهای زیادی برای دفاع از حقوق افراد عقب مانده ذهنی به وجود آمده است.از جمله آنها شورای کودکان استثنایی (CEC ) و انجمن ملی شهروندان عقب مانده (NARC) شهرت دارند.NARC به عنوان سازمان نافذ اصلی والدین کودکان عقب مانده ذهنی عمل می کند و در تصویب قانون عمومی 142-94 موثر بوده است.
برجسته ترین سازمان مدافع این حوزه انجمن آمریکایی عقب ماندگی ذهنی (AAMR) است که بیشترین نفوذ را در آگاه سازی عمومی در مورد عقب ماندگی ذهنی و نیز حمایت از تحقیقات و قانون گذاری در رابطه با عقب ماندگی ذهنی داشته است (پور افکاری ، 1382).
تعریف ناتوانی هوشی
تاکنون صد ها تعریف مختلف از عقب ماندگی ذهنی توسط دست اندکاران و متخصصان مختلف ارائه گردیده.باید اذعان نمود که تعریف دقیق و روشن عقب ماندگی ذهنی چندان ساده نمی باشد زیرا که عقب ماندگی ذهنی با یک شرایط یکسان و به یک میزان و با علل مشابه و آثار همانند در همه افراد عقب مانده ذهنی مشاهده نمی شود.عقب ماندگی ذهنی یک پدیده تک بعدی و یا بسیط نمی باشد بلکه یک شرایط مرکب و پیچیده ذهنی است.به همین جهت بسیاری از متخصصین ، امور تربیتی ، روانشناسی ، روانپزشکی و پزشکی سعی دارند که بر اساس تمامی دانسته ها و یافته های خود تعریف خاصی از دیدگاه تخصصی خود پیرامون عقب ماندگی ذهنی ارائه دهند (افروز 1380).
یکی از مضمونهای اصلی تعاریف قدیمی مربوط به ناکامی و شکست افراد عقب مانده ذهنی در سازگاری با محیط پیرامونشان بوده است.
تردگلد[7] 1937 نقص ذهنی را چنین تعریف می کند " در حالتی از رشد و تحول ذهنی ناقص از نوع و حدّی که فرد قادر نیست خود را با محیط بهنجار همنوعان به گونه ای سازش دهد که بی نیاز از سرپرستی ، کنترل یا حمایت خارجی به زندگی خود ادامه دهد".(ماهر، 1377).
ادگاردال[8] 1941 عقب ماندگی ذهنی را به عنوان " بی کفایتی اجتماعی [9]ناشی از زیر هنجاری ذهنی که به لحاظ تکوینی تثبیت شده که به پختگی رسیده [10]دارای خاستگاه سرشتی [11]است و ضرورتاً علاج ناپذیر می باشد" تعریف می کند (ماهر، 1377 )
پیاژه روانشناس سوئیسی تعریف هوش و عقب ماندگی را اینطور بیان می کند : " هوش نتیجه تاثیر دائمی و متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل بصورت متعادلی صورت گیرد موجب توانایی سازگاری با محیط و پیشرفت هوش می شود.کودک در مراحل مختلف رشد تصاویر مختلفی دارد که از تصاویر ساده شروع می شود و به تصاویر پیچیده تر می رسد.گذشتن از این مراحل بستگی به تجارت زندگی او دارد" از همین جا پیاژه عقب مانده را افرادی از جامعه می داند که در مراحل پایین رشد هوشی متوقف می شوند و در آنها کشش های نهاد قوی و زیاد است (میلانی فر،1384).
در این رابطه تعریفی که از جامعیت خوبی برخوردار بوده است و مورد قبول اکثر مجامع علمی و متخصصین فن می باشد تعریفی است که از طرف انجمن عقب مانده های ذهنی امریکا(AAMR)[12] در قالب نظری و عملی ارائه گردیده است:
" عقب ماندگی ذهنی به این سطح ازعملکرد هوشی اطلاق می شود که به طور معنی داریا قابل ملاحظه ای کمتر از حد متوسط عمل کرده و با نقایصی در رفتار سازشی توام بوده و در دوران رشد پدیدار شده است".عملکردهوشی پائین تر از متوسط وبه میزان زیاد ، نمره ای است که از یک تست هوشی استاندارد شده بدست می آید مقدارش از نمره 97تا 98 درصد افراد همسن کمتر می باشد .منظور از« نقایص موجود در رفتار سازشی » ناتوانی در انجام استانداردهای مربوط به استقلال و مسئولیتهای اجتماعی است که از سن وگروه اجتماعی فرد انتظار می رود منظور از« دوره رشد»زمانی است که از تولد تا 18سالگی ادامه دارد(کرک ، گالاگر ، ترجمه جوادیان، 1380) .
طبقه بندی کودکان ناتوان هوشی:
طبقه بندی بر اساس شدت ناتوانی هوشی
ناتوانی هوشی خفیف
(IQ بین 55-50 تا 70) تقریباً 85 درصد موارد عقب ماندگی ذهنی را تشکیل می دهند بطور کلی عقب ماندگی ذهنی خفیف تا بعد از کلاس اول یا دوم که نیازهای تحصیلی افزایش می یابد شناسایی نمی شوند این افراد تا اواخر نوجوانی اغلب تا کلاس ششم پیش می روند.علل خاص عقب ماندگی ذهنی در این گروه اغلب شناسایی نمی شود.بسیاری از بزرگسالان دچار عقب ماندگی ذهنی خفیف با حمایت مناسب می توانند زندگی مستقلی داشته باشند و خانواده خود را اداره کند (پورافکاری ، 1382).
ناتوانی هوشی متوسط
IQ 40-35 تا 55-50) حدود 10 درصد موارد عقب ماندگی ذهنی را تشکیل میدهد.اکثر کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی متوسط زبان را می آموزند و می توانند در اوایل کودکی به میزان کافی ارتباط برقرار کنند.این افراد از لحاظ تحصیلی دچار مشکل می شوند و اغلب نمی توانند پیش از کلاس دوم تا سوم پیش روند.در دوران نوجوانی مشکلات اجتماع پذیری اغلب سبب انزوای این افراد می شود و حمایت فراوان اجتماعی و حرفه ای مفید خواهد بود.این افراد در دوران بزرگسالی ممکن است تحت نظارت مناسب به کارهای کم و بیش ماهرانه بپردازند (پورافکاری ، 1382).
ناتوانی هوشی شدید
(IQ 25-20 تا 40-35) حدود 1 تا 2 درصد موارد عقب ماندگی ذهنی را تشکیل
می دهند.در اکثر افراد دچار عقب ماندگی ذهنی عمیق علت عقب ماندگی قابل شناسایی است.به کودکان دچار این نوع عقب ماندگی می توان برخی مهارتهای مراقبت از خود را آموزش داد و این کودکان تحت آموزشهای مناسب ممکن است بیاموزند که نیازهای خود را بیان کنند (پورافکاری ، 1382).
طبقه بندی برای هدفهای آموزشی :
مدارس دولتی ، سازمانهای رفاهی و بطور کلی جامعه ، مسئول تهیه تدارکاتی برای کودکان ناتوان هوشی هستند.تهیه تدارکات برای کودکان نیاز به نوعی برنامه ریزی دارد، نیاز به اقدامات اداری و همچنین فنون آموزش دارد. به این علت لازم است کودکان را نه تنها از نظر پزشکی و روانشناسی و اجتماعی بلکه از نظر آموزشی نیز طبقه بندی کرد (کرک ، جانسون ، ترجمه مهدی زاده ،1380).
طبق راهنمای آماری و تشخیص بیماریهای روانی (1994، DSMIV) : در این راهنما
ناتوانی های هوشی به صورت زیر طبقه بندی شده است :
1- ناتوانی هوشی خفیف (IQ 55-50 تا 70) تقریباً معادل ناتوانی ذهنی آموزش پذیر در طبقه بندی متخصصان آموزش و پرورش است.
2- ناتوانی هوشی متوسط (IQ 40-35 تا 55-50)، تقریباً معادل ناتوانی هوشی تربیت پذیر در طبقه بندی متخصصان آموزش و پرورش است.
3- ناتوانی هوشی شدید (IQ 25-20 تا 40-35) حدود 3 تا 4 درصد ناتوانیهای هوشی را تشکیل می دهد و تقریباً معادل ناتوان هوشی حمایت پذیر در طبقه متخصصان آموزش و پرورش است.
4- ناتوانی هوشی عمیق (IQ زیر 20-25) حدود 1 تا 2 درصد ناتوانیهای هوشی را تشکیل می دهد و تقریباً معادل ناتوان هوشی حمایت پذیر در طبقه بندی متخصصان آموزش و پرورش است.
5- ناتوانی هوشی با شدت نا مشخص ، هنگامی مطرح است که با آزمونهای میزان شده هوشی نمی توان هوش فرد را تعیین کرد (سیف نراقی، 1384).
1- کودکان ناتوان هوشی آموزش پذیر [13]:
بدلیل این که شناسایی و تشخیص کودکان ناتوان ذهنی آموزش پذیر در سنین پایین به ویژه قبل از دبستان و دوره های اول دبستان بسیار مشکل می باشد تعداد قابل توجهی از آنان در مدارس معمولی ثبت نام می کنند.البته به تدریج همزمان با پیچیدگی نسبی دروس و بویژه در اواخر کلاس اول و از کلاس دوم به بعد ناتوانی ذهنی این قبیل دانش آموزان بیشتر آشکار گشته و شناسایی و تشخیص آنان آسانتر می شود.دانش آموزان ناتوان ذهنی آموزش پذیر نمی توانند بهره لازم و کافی را از برنامه های آموزشی کلاس های معمولی ببرند.این کودکان در هر حال آموزش پذیر بوده و قادر به فراگیری اطلاعات عمومی و درسهای رسمی کلاس از قبیل خواندن و حساب کردن و مهارتهای مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند (افروز، 80).
2- کودکان ناتوان هوشی تربیت پذیر[14]:
این کودکان و نوجوانان می توانند انجام امور ساده و آسان را فراگیرند و قادرند خود را از خطرات عادی حفظ نموده و از عهده کارهای شخصی خود برآیند.
قوه تعمیم و تمیز آنها محدود است- امور و کارهای ساده را به آهستگی و یا تاخیر می آموزند ولی برای یادگیری مسائل پیچیده استعداد کافی وتمرکز فکری لازم را ندارند.از لحاظ عاطفی وضع متغیری دارند.خیلی زود تحت تاثیر قرار می گیرند و در برابر مخالفت دیگران عصبانیت و حملات تهاجمی از خود نشان می دهند (میلانی فر، 1384).
در حد بالا این گروه افرادی هستند که بهره هوشی آنها به سطح کودکان آموزش پذیر
می رسد.بنابر این از توانایی بیشتری برای یادگیری برخوردار هستند و می توان با اصولی که در آموزش آنها لازم و ضروری به نظر می رسد به آنها در جهت یادگیری کمک کرد (مک کوبین وپاترسون[15] ،1983).
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 215 |
هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کنندة اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد و تحقیق حاضر با هدف تعیین ملاکهای تشخیص کودکان پیشدبستانی مشکوک به تواناییهای ویژه یادگیری انجام پذیرفت که برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 65 سؤال در زمینههای فعالیتهای حرکتی ، گفتاری ، ادراکی ، ویژگیهای عاطفی و روانی بود استفاده شده است.
برای این منظور گروه نمونهای به حجم 100 نفر (50 نفر کودک عادی و 50 نفر کودک L.D) دختر و پسر که در مقطع ابتدایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده، با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانگر آن بود که از نظر فراوانی و درصد، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی به تواناییهایی در زمینه رشد میرسند امّا بر اساس آزمون آماری x2 این تفاوت فقط در مورد تشخیص رنگها معنادار بود.
و همچنین از نظر فراوانی، ویژگیهای رفتاری، در بین کودکان عادی و L.D تفاوت وجود داشت بطوریکه کودکان L.D بیش از کودکان عادی ویژگیهای رفتاری فوق را نشان دادند امّا با محاسبه آزمون x2 ملاحظه شد این تفاوتها فقط در مورد عدم سرعت انجام کارها معنادار بود.
فصــل اول :
کلیات پژوهش
مقدمه :
بیش از یک قرن است که متخصصان علوم رفتاری در پی تشخیص درمان کودکانی هستند که دچار نارسای در یادگیری هستند. در سال 1950 روانشناسان و متخصصان آموزش ویژه به گروه خاصی از دانشآموزان که موسوم به اختلالات یادیگری [1] میباشند دارای ویژگیهایی از قبیل : ظاهری عادی، هوش نسبتاً طبیعی ، فاقد مشکلات خاص در گفتار، رفتار و خلق و شناخت میباشند. لیکن وقتی به مدرسه میروند در فرایند یادگیری خواندن و نوشتن ، حساب و مفاهیم به طور جدی با مشکلات مواجهه میباشند. (والاس و لافلین/ طوسی ، 1376)
مکاتب مختلف با توجه به دیدگاه خود تعاریف متفاوتی از این اختلالات ارائه نمودهاند. قانون آموزش و پرورش جامعه معلولین آمریکا معتقد است : «اختلالات یادگیری ویژه به معنی اختلال در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به صورت عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن ، نوشتن ، هجی کردن، با انجام محاسبه ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی ، در کارکرد مغز ، دیسکسی (نارساخوانی) و آفازیای رشدی را دربرمیگیرد. از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین ناتوانی هوشی یا محدودیتهای محیطی، فرهنگی، یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.»
دانش پزشکی اختلالات یادگیری را از دیدگاه بیمارشناسی مورد توجه قرار میدهد و درست به همان دلیل در تشریح و تبیین علل اختلالات یادگیری به دنبال خاستگاه و منشاء طبی آن هستند و زمینههایی از قبیل سکته مغزی[2]، آشفتگی مغزی[3]، صدمه مغزی[4]، ضایعه مغزی[5]، آپراکسیا[6]، دیسلکسیا[7]، آفاریا[8] را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سهم روانشناسان در بررسی و تحقیق اختلالات یادگیری ، اساساً در محدودهی ارزیابی تشخیص ، مشاهده، مشاور بوده است و در این رابطه مواردی چون اختلالات ادراکی ، رفتار تکانشی[9]، رفتار بیوقفه[10]، تکرار غیرارادی[11]، و زیاده فعالی[12] را برای مطالعه این افراد مورد توجه قرار دادهاند.
دانش مربوط به زبان (زبانشناسی ، فن بیان ، آسیبشناسی ، توسعه زبان و روانشناسی زبان) نیز اختلالات یادگیری را به عنوان پدیدهای نو در قلمرو و انواع اختلالهای زبان مورد توجه قرار داده و در این خصوص به اصطلاحاتی و تعاریفی چون آفازیا، دیسکسیا، آنومیا[13] (فراموشی نامها) اختلالهای زبان بیانی[14] و دریافتی [15]که مربوط به اختلالات ارتباطی و بیانی است ، دست یافتهاند. (فریار درخشان ، 1363).
در علوم آزمایشگاهی که دربرگیرنده مربیان ویژه ، متخصصان خواندن، آموزشگران بالینی ، متخصصان روانشناسی و دستاندرکاران برنامهریزی درسی میباشد، در بررسی اختلالات یادگیری ، بیشترین تأکید خود را بر روی شرایط یادگیری معطوف داشته است تا علت و ریشهشناسی اختلال.
از نقطه نظر شناختی مشکلات یادگیری از سه جز تکلیف ، کودک، محیط تشکیل شده است، این سه جزء مشکلات یادگیر را تشکیل میدهند و متخصصی که به جنبههای عملی مشکلات میپردازد با کودکی روبروست که از زمینه تکلیفی خاص در یک محیط معین با دشوار یادگیری روبروست. در فراشناخت معمولاً بر دو اصل مهم توجه داشته است :
1.آگاهی از اینکه انجام مؤثر و موفق یک فرایند یادگیری نیازمند چند مهارت ذهنی از قبیل توجه ، تمرکز، حافظه، ادراک ... است.
2.توان لازم برای استفاده از مهارتهای یادگیری مانند انگیزههای موجود ، ارزیابی میزان کارایی، سنجش دستآوردها، تفکر مجدد، در حل مشکلات ، تخمین سطوح دشواری و چارهاندیشی ذهین در حل آن ، توانایی تجزیه و تحلیل تکلیف و غیره.
نگرش بالینی به اختلالات یادگیری به هوش متوسط یا بالاتر، سلامتی حواس، محیط آموزش نسبتاً مناسب، فقدان ناهنجاری رفتاری، پیشرفت تحصیلی کمتر از بهره هوشی، سن، امکانات آموزشی که از آن برخوردارند دلالت دارد.
علل بروز نارساییهای ویژه در یادگیری نسبتاً مهم و هنوز در مراحل مقدماتی است از میان مراحل که برای این اختلال مطرح شده است سه دسته عامل تحولی (اعم از بیولوژیک و روانی) آموزشی و محیطی از مهمترین عوامل قابل اشاره میباشد.
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیبدیدگی جزئی یا شدید مغزی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
از نظر کلمنستن (1966) ویژگیهایی چون تحرک بیش از حد، ناتواناییهای ادراکی ـ حرکتی ـ نارساییهای عاطفی و ناهماهنگیهای کلی، اختلالات توجه (فراخنای کوتاه توجه، حواسپرتی، تکرار غیرعادی) بیاختیاری، اختلالهای حافظه و تفکر و اختلالات ویژه در یادگیری حساب کردن ، اختلالهای تکلم و شنوایی ، نشانههای نامعلوم عصبی و بینظمی در فعالیتهای الکتریکی مغز (EEG) را در چنین کودکان ، نشانههای از اختلالات یادگیری میدانند.
به طور کلی تعاریف و نظریههای متفاوتی در این باب وجود دارد که هر کدام بیانگر یک دیدگاه خاص هستند امّا در نهایت هدف همه آنان تلاش در شناخت و تشخیص به موقع و سریع و کمک به این افراد میباشد.
در این پژوهش سعی بر آن است بر اساس علائم تشخیصی که بر اساس نظریههای مختلف در مورد ویژگیها و انواع نارساییهای کودکان L.D در روند تحول مطرح است یک پرسشنامه جهت تعیین ملاکهایی برای کودکان پیش دبستانی مشکوک به اختلالات یادگیری تهیه شود تا قبل از ورود آنها به مدرسه بتوان اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود.
بیان مسئله :
آگاهی از توانایی فردی میتواند ما را در حل بسیاری از دشواریها یاری دهد. وقتی قبول کردیم اسنانها از نظر تواناییهای ذاتی و اکتسابی تفاوت دارند. در پی این نخواهیم بود که از همه رفتارهای یکسانی انتظار داشته باشیم وقتی پذیرفتیم که گذشته انسانها متفاوت و در نتیجه نگرشها و علائق آنها به گونهای دیگر است، هرگز در پی این نخواهیم بود که رفتارهای یکسانی را در آنها مشاهده کنیم. (گنجی ، 1371)
رویکرد تحول به مشکلات روانشناختی در طول چند دهه اخیر بیش از پیش پذیرفته شده است (زیگلر، 1995) رویکرد تحول تأکید دارد که مشکلات و نابهنجاری روانشناختی در کودکان یکباره بروز نمیکنند بلکه بتدریج در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد و در هر سنی به صورتی تجلی مییابند. بدیهی است تشخیص و اعمال مداخلات درمانی و توانبخشی زود هنگام احتمال درمان و عدم بروز هر اختلالی را افزایش میدهد. اختلالات یادگیری از جمله اختلالاتی هستند که بعد از ورود به مدرسه و بروز ناتوانی و محدودیت در یادگیری دروس مدرسه مورد تشخیص و مداخله قرار میگیرد در حالیکه رویکرد تحولی وجود نشانهها و نارساییهایی را در سالهای قبل از ورود به مدرسه در این کودکان مفروض میدارد و بسیاری از تحقیقات مشکلات گفتر و زبان ، مشکلات حرکتی ، بیشفعالی ، دیگر نارساییها و اختلالات تحولی را در پیشینه تحولی این کودکان گزارش نمودهاند . (دیویدسن ، 1990 ، دادستان ، 1382)
همچنین با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها عل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است که بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا سال 1994 حدود 4 درصد از دانشآموزان خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. که بر طبق همین آمار برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران در حدود 190 هزار دانشآموز مشکلات ویژه یادگیری ( با توجه به آمار یک درصد حداقل رقم گزارش شده) خواهیم داشت. (سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به این مسئله که بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوان یادگیری مضطرب، نامطمئین، بیاختیار، سرکش هستند و به دنبال شکستهای پیدرپی دچار ناکامی شدهاند موجب منزوی شدن و یا پرخاشگری آنها میشود. (والاس ، مک لافلین ، ترجمه منشی طوسی ، 1376)
علاوه بر این در تشخیص اولیه باید که ویژگیهای رفتاری عاطفی، اجتماعی دانشآموزان را در نظر بگیریم. زیرا گاهی مشکلات یادگیری با مسائل رفتار عاطفی و اجتماعی خود را نشان میدهد و ما اگر با ویژگیهای رفتاری این دانشآموزان آشنا نباشیم ممکن است تشخیص اشتباه بدهیم مثلاً با کودکان بیش فعال آنها را یکی بدانیم. بنابراین شناخت ویژگیهای رفتار عاطفی ـ اجتماعی دانشآموزان L.D ضرورت مییابد هم در تشخیص و هم در درمان.
با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع ، دیویدسن (1992) شیوع تأخیر در گفتار و مشکلات حرکتی ظریف را در دوره پیش دبستانی بین کودکان مقطع ابتدایی بطور معنیداری بیشتری از کودکان فاقد L.D گزارش نمودهاند.
جیسینگ (1998) وجود اضطراب جدایی (وابستگی) را در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی واجد L.D را 35% گزارش نموده است.
بسیاری از محققان از جمله شایدر (1985) ، مارال (1992) و تامسون (1998) خلق و خوی کودکان L.D را دشوار گزارش نمودند و صفاتی همانند لجبازی، پرتحرکی، گریه و زودرنجی را در بین آنها شایعتر از کودکان فاقد L.D دریافتهاند.
با توجه به مطالب ارائه شده یا تحقیقات انجام شده ، محقق درصد پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد:
1.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی نمودهاند؟
2.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند؟
3.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند؟
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، چگونه بوده است؟
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 713 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 160 |
مقدمه
شناسایی و ایجاد انگیزه در افراد جامعه و راهنمایی آنها برای آنکه بتوانند مشاغلی را انتخاب نمایند که توانایی واستعداد انجام آن را دارند می تواند گام بزرگی در راه رسیدن به رضایت شغلی باشد، فردی که با توجه به علایق و استعدادهایش و با انگیزه، شغلی را انتخاب کند نسبت به کسانی که بدون آگاهی از شغل و تصادفی شغلی را انتخاب می کنند، رضایت خاطر بیشتری خواهند داشت و البته این رضایت خاطر زمانی بیشتر می شود که فرد با گذراندن دوره های آموزشی احساس آمادگی بیشتری می کند زیرا که آمادگی بیشتر سبب موفقیت در کار و نهایتا رضایت بیشتر از شغل می شود.
هر فردی باید سرانجام با توجه به رغبتها و استعدادهای خود و نیاز جامعه شغل مناسبی را برگزیند. در جوامع صنعتی برخلاف جوامع سنتی هیچگاه مشاغل افراد از قبل تعیین شده نیستند بلکه رغبتها،تواناییها، استعدادها و نیازهای شغلی جامعه تعیین کننده شغل آینده فرد می باشد. رضایت شغلی معلم نیز یکی از عواملی است که باید به آن توجه شود. بسیاری از کشورهای جهان سوم در برابر فشار آنی و کیفیت نامطلوب سازمانهای آموزشی. مجبور به کاهش بودجه آموزش و پرورش می شوند تا به خیال خود به سرمایه گذاریهایی برای افزایش فوری تولیدات بپردازند اما غافل از آنند که کاهش بودجه آموزش و پرورش خود موجب نزول بیشتر کیفیت آموزشی زیربنایی همه حرفه ها و مشاغل می گردد و سرانجام دور باطلی را مداومت می دهد که وابستگی بیشتر از نتایج آن است.
بهترین بازخورد را آموزش و پرورش با فراهم کردن امکانات باید بتواند از محصول خود برای رفع نیازهای خود و درجهت تامین نیروی انسانی خویش داشته باشد. رضامندی شغلی تاثیر متقابل روی فرد و سازمان دارد، فرد همراه با خواستها و آرزوهایی به سازمان می پیوندد و هماهنگی و همسویی سازمان با این آمالها در فرد ایجاد رضایت شغلی می نماید و این رضامندی شغلی ، خود باعث نوآوری و خلاقیت در کار، افزایش میزان تولید و یا خدمات شده و از این رهیافت سازمان هم از سلامت و پویایی برخوردار می گردد.
بیان موضوع
بررسی رابطه موجود امکانات آموزشی و همکاری مدیر بر رضایت شغلی معلمان و نقش آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان.
فرضیه های تحقیق:
HO : امکانات آموزشی مدرسه رضایت شغلی معلمان را افزایش نمی دهد.
HA : امکانات آموزشی مدرسه رضایت شغلی معلمان را افزایش می دهد.
HO : همکاری مدیر مدرسه با معلمان رضایت شغلی آنان را افزایش نمی دهد.
HA : همکاری مدیر مدرسه با معلمان رضایت شغلی آنان را افزایش می دهد.
HO : پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با میزان رضایت شغلی معلمان رابطه ندارد.
HA: پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با میزان رضایت شغلی معلمان رابطه دارد.
متغیرها :
متغیر مستقل: امکانات آموزشی و همکاری مدیر
متغیر وابسته:رضایت شغلی معلمان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
اهمیت و ضرورت تحقیق:
کارایی و رضایت شغلی از عوامل مهمی هستند که باید در توسعه جامعه صنعتی مورد توجه قرارگیرند. هر فردی سعی دارد شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تامین نیازهای مادی از نظر روانی او را ارضا نماید. بدین لحاظ برای نیل به این هدف یعنی گماردن افراد در مشاغل مناسب. مطالعه فردی و بررسی خصوصیات آنها لازم و ضروری است.[1]
گرچه نتایج تحقیقات فی نفسه و بصورت انتزاغی هرچه که باشد با ارزش است اما زمانی این نتایج مفهوم واقعی خواهند داشت که از آنها به عنوان یک رکن مهم در تصمیم گیریها استفاده شود.
نتیجه تحقیق حاضر و پژوهشهایی از این قبیل حداقل می تواند به عنوان یک منبع اطلاعاتی مفید مورد استفاده دست اندرکاران امور اجرائی و تصمیم گیرندگان قرارگیرند. پژوهش حاضر نیز با الهام از نظریات پژوهشگران گذشته تحقیقی کاربردی را ارائه می نماید که نتیجه عملی این تحقیق می تواند ضمن شناساندن برخی عوامل موثر بر رضایت شغلی معلمان و نقش آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، مدیران را در صحنه عمل یاری نماید.
مدیران می توانند با بررسی و تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده از این پژوهش دریابند که عواملی مثل ، میزان قدردانی از معلمین به لحاظ خدمات آنها و ... در رضایت شغلی آنها و در نتیجه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا چه اندازه موثر است. از دیگر نتایج جنبی این پژوهش می تواند با فراهم آوردن اطلاعات مناسبی در زمینه میزان تاثیر مشورت با آنان در تهیه برنامه ها و میزان تخصص مدیران در رضایت شغلی معلمین، دست اندرکاران تعلیم و تربیت را یاری می نماید . تحقیقاتی از این قبیل می تواند ضمن ایجاد یک چارچوب نظری مناسب، مدیران را متوجه خطرات و چالشهایی که در این راستا پیش روی دارند، بنماید. و معلمان را هم بالاخص مورد حمایت و تشویق و ترغیب قراردهد.
رضایت شغلی براثر عوامل متعددی حاصل می شود. رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد، زائیده عواملی نظیر شرایط محیط، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تاثیر عوامل فرهنگی است. لذا می توان نتیجه گرفت رضایت شغلی احساسی روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متاثر می شود. انسان نسبت به جنبه های گوناگون کارش دارای طرز تلقی های متعددی می باشد. مجموعه طرز تلقی های فرد نسبت به کارش رضایت شغلی را تشکیل می دهد و هر فرد دارای خصوصیات روحی و جسمی خاص خود است و تقریبا احساس رضایت یا خوشایندی در افراد بطور سلیقه ای می باشد و اینکه نحوه برخورد افراد با مسائل و مشکلات مختلف می کند. مثلا شخصی جنبه مادی و درآمدی شغل رضایت او را برمی گزیند ولی در شخص دیگری درست انجام گرفتن وظایف محوله و پیشرفت کار موجب رضایت شغلی در او می شود. لذا در این تحقیق باید عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی را دریابیم و رضایت شغلی معلمان را مشخص کنیم و براساس نرم و یک استاندارد خاصی مورد سنجش قرارگیرد زیرا براساس یک حد وفور راحت تر می توان کاستیها و محدودیتها را تشخیص داد واز طرفی توقعات بالا در افراد را در شناخت و با آنها بطور منطقی برخورد کرد.
گاهی مسائل و امکانات پیشرفت و رضایت فراهم می باشد ولی نیازهای غیرمعقول و سطح بالای افراد مانع از رضایت شغلی می شود و جامعه مسئول آمالها و خواسته های عمومی و ذینفع می باشد. بنابراین باید عوامل مزاحم و مخل را شناخت و از طرفی امکانات و راههای پیشرفت و گسترش در مشاغل را گشود تا بتوان بنحو احسن به خواسته های افراد که همان رضایت شغلی و پیشرفت تولید می باشد، پاسخگو باشیم.
به عقیده بریل[2] اجتماع به فرد اجازه می دهد تا اصول لذت و واقعیت را با هم ترکیب کند تا هم به نیازهای آنی برسد و هم به نیازهای آتی که طویل مدت است برسد و برای رسیدن به این دو اصل باید سازش مناسبی برقرار سازد و برنامه ریزی کند.
اهداف تحقیق:
هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه برخی از عوامل موثر بر رضایت شغلی معلمان و نقش آن در پیشرفت و پیشبرد رضایت معلمین می باشد. از جمله هدفهای فرعی دیگر این پژوهش دستیابی به:
1- بررسی میزان رضایت شغلی معلمان و شغل معلمی
2- بررسی امکانات آموزشی مدرسه و تاثیر آن بر رضایت شغلی معلمان
3- بررسی رفتار و همکاری مدیر با معلمان و تاثیر آن بر رضایت شغلی معلمان
4- نقش رضایت شغلی معلمان و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
تعریف اصطلاحات
رضایت شغلی
به مجموع احساسات فرد در مقابل کارش اطلاق می شود. و تابعی از سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای فردی است و حالتی که این دو توافق و تعادل داشته باشند رفتار بطور همزمان برآورنده انتظارات سازمان و نیازهای فرد است و در این صورت رضایت شغلی حاصل می گردد. در این تحقیق رضایت شغلی عبارتست از درجه ای که شخص از شغلش راضی است و نسبت به آن احساس و کنش مثبتی را ابراز می دارد که توسط پرسشنامه سنجیده می شود.
امکانات آموزشی
خدماتی است که سازمان در اختیار معلم قرارمی دهد (مانند مناسب بودن و استانداردبودن فضای کلاس درس، وضعیت ساختمان، تعداد دانش آموزان در یک کلاس، وسایل آموزشی و کمک آموزشی، وضعیت روشنایی، وضعیت میز و نیمکت و تخته و ...)
همکاری مدیر
کوششهایی که از طرف مدیر مدرسه در جهت بهبود شرایط کاری معلمان صورت می گیرد. (از نظر فراهم آوردن محیطی آرام ودوستانه تشکیل جلسات بحث و گفتگو و ...)
پیشرفت تحصیلی
عبارتست از یادگیری و تغییری که بطور عمیق در اثر آموزش در فرد ایجادشده و برای مدتی طولانی اثر آن باقی می ماند و در نتیجه معلومات و مهارت فراگیران افزایش می یابد که محصول نهایی ، فرایند یادگیری فعال است که با کمک آموزشی و فعالیتهای تربیتی انجام می گیرد.
مقدمه
اغلب دانشمندان و متفکران مسایل تربیتی براین نظر هستند که معلمان بزرگترین عامل موثر در جریان تعلیم و تربیت هستند. بنابراین هر تلاشی که اصلاح فرایندآموزش و پرورش را مدنظر داشته باشد بی نیاز از توجه به معلمان نخواهدبود. از آن جایی که رابطه مستقیمی بین رضایت شغلی افراد با عملکرد آنان وجود دارد یعنی کسانی که از کار خود رضایت داشته باشند کار خود را بهتر و بیشتر انجام می دهند لازم است به موضوع رضایت شغلی معلمان توجه شایسته ای مبذول شود. از طرف دیگر ایجاد اراده و وضعیت مساعد برای ایفای نقش کارآمد معلمان و هدایت فعالیتهای آنان در جهت حصول به اهداف تعلیم و تربیت یکی از وظایفی است که برعهده مدیران آموزشی است. [3]
هر کوششی در جهت چگونگی بهتر اداره کردن انسانها مستلزم کشف نیازهای اساسی، درک انگیزه های رفتار افراد و واکنش مختلف کاری است. براین منظور سازمان باید از محرکهایی استفاده کند که یکی از بهترین آنها جهت افزایش کارایی و اثربخشی، رضایت شغلی است.[4]
نگرشهای کارکنان برای مدیرت منابع انسانی اهمیت دارد. زیرا که این انگیزشها رفتار سازمانی را تحت تاثیر قرارمی دهند بویژه نگرشهایی که به تعهد و رضایت شغلی مربوط می شوند از سودمندترین موضوعات رشته رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی می باشند.
رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است. رضایت شغلی عاملی است که باعث افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد. هرکارفرما به نوعی درصدد افزایش رضایت شغلی درکارکنان موسسه خود می باشد. محققان رضایت شغلی را از دیدگاههای گوناگون تعریف و توجیه نموده اند. از نظر دسلر[5] رضایت شغلی به میزان مجموعه تمایلات مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغلشان دارند، اطلاق می شود. [6]
اینکه فعالیتها امور و شرایطی که کار یک کارکن را تشکیل می دهند تا چه حدود و به چه خوبی نیازهایش را برآورده می سازند بستگی به قضاوت وی دارد. شخص باید موارد خوب و بد شغلش را موازنه کند. چنانچه خوبیها بر بدیها بچربند. احتمال دارد که از کارش راضی باشد. کیت دیویس و جان نیواستورم[7] خشنودی شغلی را مجموعه ای از احساسهای سازگار و ناسازگار که کارکنان با آنها احساس به کار خود می نگرند می دانند. [8]
از نظر نائلی رضایت شغلی (خشنودی شغلی) مجموعه ای از احساس های سازگار و ناسازگار است که کارکنان به وسیله آن به کار خود می نگرند. [9]
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 329 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 2 |
عصر خیام و دانش ستاره شناسی نجوم> نجوم و اختر فیزیک> فیزیک> علوم طبیعت (cached)
مقدمه
در پی "عصر بیرونی" با فاصله کمی از آن ، نیمه دوم قرم پنجم هجری با درخشش چهره یک دانشمند بزرگ دیگر و قرار دارد: این دوران در کتاب و ستاره شناسی ادامه حرکتهای پژوهشی و اکتشافات چشمگیری در زمینه ریاضیات خوانده می" عصر عمر خیام" "مقدمهای بر تاریخ علم" سارتن بنام شود. او در پی توصیفی که از شرایط دنیای علم در شرق و غرب جهان آن روز به عمل میآورد، درباره اعتبار فراوان علمی کارهای خیام در زمینه ریاضیات سخن گفته : و بعد به چگونگی پژوهشها و رصدهای او در امر نجوم پرداخته و چنین میگوید
در (... سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی او را به رصدخانه جدید رس (یا 07 -4701 نیشابور ، یا اصفهان) دعوت کرد تا تقویم ایرانی را اصلاح کند: 365 روز = روز + 7 ) روز41×07(. . پس از تسلط مسلمین جای خود را به تقویم اسلامی داده بود این تقویم به تاریخ جلالی (گرفته شده از نام جلال الدین ملکشاه) موسوم است، مبدأ آن تقویم خیام 10 رمضان م بود. راجع به اصلاح خیام تفسیرهای متعددی 4701 ماری 41 ق= 104 وجود دارد که هر کدام بر میزان معینی از دقت دلالت دارد، ولی به هر صورت ، تقویم شاید درسترین تفسیر یکی از سه . خیام بسیار دقیق بود، احتمالا دقیقتر از تقویم گریگوری تفسیر زیر و دومی محتملتر از هم است. راجع به هر کدام اول مأخذ ، سپس تعداد کبیسهها ...). و در آخر میزان خطا را ذکر کرده
سارتن در جلد دوم کتاب خود بار دیگر درباره تقویم جلالی خیام مینویسد: سده یازدهم با موفقیت بزرگی به پایان رسید: . تاریخ جلالی نه تنها در شرق ، بلکه در غرب هم بی رقیب ماند... یعنی با تاریخ جلالی عمر خیام رصدخانه ری یا نیشابور (زیج ملکشاهی)
از جمله فعالیتهای ارزنده نجومی در ایران میتوان ایجاد رصدخانه بزرگ ری یا نیشابور یا اصفهان را در زمان ملکشاه سلجوقی دانست، مدارک موجود و از جمله زیج ملکشاهی حاکی از آنست که دانشمندان بزرگی چون عمر بن ابراهیم الخیامی ، ابوالمظفر اسفزاری ، میمون بن نجیب الواسطی و تعدادی دیگر سرگرم بررسیهای علمی و تحقیقات و تاریخ بودهاند. بنای رصدخانه بزرگ زمان ملکشاه سلجوقی را همه وسیع در زمینه ستاره شناسی و اصلاح تقویم ذکر کردهاند، ولی در مورد محل بنای آن که ری بوده یا نیشابور یا اصفهان اشاره مستقیم و روشنی وجود 110سال . ندارد ابن اثیر در این باره اشارهای دارد
آورده است که در این سال نظام الملک و سلطان ملکشاه جماعتی از بزرگان و منجمین 110ابن اثیر در حوادث سال را گرد آوردند تا نوروز را در اول حمل مستقر ساخته و پیش از آن تاریخ نوروز در نیمه برج حوت واقع بود و این عمل سلطان مبدأ تقویمها شد. در همین سال رصدی برای سلطان ملکشاه ترتیب یافت و جماعتی از بزرگان منجمین در عمل آنم شرکت کردند و از آن جمله بودند عمر بن ابراهیم الخیامی و ابوالمظفر الاسفزاری و میمون النجیب الواسطی و دائر بود و بعد از وفات او متروک 187 جز آنان. در ترتیب این رصد مال بسیار خرج شد و تا سال وفات ملکشاه یعنی .)ماند
این رصدخانه و رصدبندی را در اصفهان ، نیشابور ، ری و مرو نوشتهاند، به نظر میرسد ترتیب رصدخانه در اصفهان مسلم باشد، زیرا از دو قرن پیش در این شهر رصدخانههای دیگری ایجاد شده و از سوی دیگر این شهر . پایتخت دولت بود فعالیتهای رصدی در قرن ششم
هـ.ق به توسط حکیم حسام الدین سالار و حکیم اوحدالدین انوری و 710بنا بر نوشته (وصاف الحضره) در سال به توسط حکیم 771 عبدالرحمن خازنی رصدخانه زیجی که به شاهی مشهور بود ساخت شد. همچنین مینویسد در سال فریدالدین ابویحیی علی بن عبدالکریم التالولی رصد و زیجی که مشهور به زیج علائی بود تأسیس شد، لیکن مکان و . محل آنها را ذکر نکرده است
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 87 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
فصل اول:
کلیات و مطالعات
مقدمه
شهرگرائی که حاصل توسعه اقتصادی و صنعتی می باشد، مشکلات متعددی را در پی داشته است. افزایش جمعیت و تراکم آن در واحد سطح شهرها، پیدایش موسسات خدماتی مانند بیمارستانها، دانشگاهها، آموزشگاهها، ادارات و ... توسعه واحدهای صنعتی و تولیدی بزرگ از جمله کارخانجات، صنایع نساجی و داروئی و غذایی و ...تولید حجم زیادی از فاضلابهای خانگی، شهری و صنعتی را به همراه داشته و سبب آلودگی در محیط زیست می گردد.
افزایش جمعیت در شهرهای توسعه یافته منتج به عدم تکافوی آب آشامیدنی و بی مصرف شدن آبهای سطحی زیرزمینی جهت شرب، در نتیجه آلودگی و گسترش شبکه آبرسانی متناسب با افزایش جمعیت و موسسات از یک طرف و جمع آوری فاضلاب شهری و صنعتی دفع مناسب آنها از سوی دیگر،دو عامل عمده از عوامل موثر در حفظ سلامتی مردم و اجتماع است. تخلیه فاضلاب حاصل از فعالیتهای مختلف سبب تنزل کیفیت جریان آبهای سطحی و زیرزمینی گردیده و افزایش آلودگی این آبها سلامت ساکنین شهرها را روزبروز در معرض مخاطرات جدی قرارداده است. کاربرد مواد شیمیائی و انواع مختلف دترژنت ها در زندگی روزمره و تخلیه آنها همراه با فاضلابهای انسانی به جریانهای آبهای سطحی و زیرزمینی و افزایش آلودگی آنها به فاضلاب از نظر شیوع بیماریهای عفونی و انگلی بطور مستقیم از طریق مصرف آبهای آلوده و بطور غیرمستقیم از طریق رشد و تکثیر عوامل بیماریزا و انتقال بیماریها توسط حشرات و بندپایان و آلوده شدن سبزیجات و صیفی جات آبیاری شده توسط فاضلابها امری واضح و روشن است. با نگاهی گذرا به آثار بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای انگلی و روده ای به اهمیت آبهای آلوده در انتقال این بیماریها پی برده از طریق کنترل آلودگی آبهای مصرفی می توان تا اندازه ای این بیماریها را مهار نمود.
در این راستا بیمارستانها نیز بعنوان منبع قابل توجه آلودگی بشمار می آیند و فاضلاب حاصل از فعالیتهای مختلف در این مکانها سبب آلودگی شدید آبهای زیرزمینی می گردد با توجه به این مسئله که بیمارستانها عامل تولید فاضلابهای خطرناک می باشند و اغلب بیمارستانهای موجود فاقد سیستم تصفیه فاضلاب مناسب بوده و فاضلاب تولیدی را بدون درنظرگرفتن قوانین زیست محیطی به کانالها یا جویهای آب تخلیه می نمایند، طراحی سیستم های فاضلاب جهت بیمارستانها امری ضروری محسوب می گردد.
روشهای جمع آوری فاضلابروهای شهری
جمع آوری فاضلابهای شهری را می توان به دو گونه انجام داد:
الف- جمع آوری ناقص: که در آن آب باران با کمک شبکه ای روبسته یا روباز جمع آوری و به بیرون شهر فرستاده می شود و فاضلابهای خانگی در چاههای جذب کننده وارد می گردند. این روش سنتی در بیشتر شهرهای ایران است به عللی که قبلا بیان شد، نباید در آینده به صورت فعلی مورد استفاده قرارگیرند.
ب- جمع آوری کامل: که در آن آب باران و فاضلابهای خانگی و صنعتی بوسیله شبکه هایی از شهر بیرون برده می شوند. برای اجرای جمع آوری کامل از دو روش ممکن است استفاده گردد:
روش 1: روش مجزا: در این روش فاضلابهای خانگی و صنعتی در یک شبکه لوله کشی به تصفیه خانه هدایت شده و فاضلابهای ناشی از آب باران در شبکه دیگر و به شکل مجزا مستقیما به رودخانه فرستاده می گردد.
روش 2: روش درهم: در این روش فاضلابهای خانگی و صنعتی و آن چه از آب باران است همگی بوسیله یک شبکه ی لوله کشی جمع آوری می گردند. برای جلوگیری از افزایش حجم بی رویه ی حجم تصفیه خانه با کمک ساختمانهای ویژه ای به نام سرریزه آب باران در واقع بارندگی مستقیما به رودخانه ، مسیل یا دریا می فرستند، و تنها قسمت کمی از آن همراه فاضلاب خانگی به تصفیه خانه فرستاده می شود.
مقایسه روشهای جمع آوری فاضلاب (مجزا- درهم)
الف- در روش مجرا دو شبکه لوله کشی و کانال سازی جداگانه با دریچه آدم رو، مخصوص به خود لازم است ولی در روش درهم تنها یک شبکه ی لوله کشی کافی است. لذا هزینه های ساختمانی شبکه ی مجزا خیلی بیشتر است.
ب- در روش مجزا لوله های فاضلاب خانگی درزیر و لوله های آب باران در سطحی بالا قرارمی گیرند و لذا در مواقع بارندگی شدید خطر ورود آب باران از شبکه فاضلاب به درون زیرزمینها وجود ندارد. یعنی روش مجزا دارای ایمنی بیشتری است.
ج- در روش مجزا چون تمام آب باران وارد رودخانه ها می شود، بزرگی تصفیه خانه و هزینه آن کمتر می گردد.البته در این روش نیز مقدار کمی از آب باران بوسیله اتصالهای غلط و غیرمجاز درون ساختمانها و نیز از راه دریچه های آدم رو در کف خیابانها وارد شبکه فاضلاب خانگی می شود که مقدار آن بستگی به سطح فرهنگ مردم ووجود یا عدم وجود شبکه ی فاضلاب آب باران در شهر تغییر می کند.
د- در روش مجزا احتمال ته نشینی مواد معلق کمتر است در حالی که در روش درهم به علت بزرگ بودن مقطع ها و اختلاف زیاد بین و بی ماکزیمم در حالت بارندگی و می نیمم در حالت بدون بارندگی، امکان ته نشین شدن مواد معلق افزایش می یابد. این عامل در خوب کارکردن و راحتی بهره برداری از شبکه تاثیر به سزایی دارد.
هـ- در روش مجزا چون تمام فاضلاب خانگی به تصفیه خانه هدایت می شود،محیط زیست سالمتر می ماند در حالی که در روش درهم قسمتی از فاضلاب خانگی در موقع بارندگی همراه آب باران و بدون تصفیه وارد محیط طبیعی می شود.
و- در روش مجزا در موقع بارندگی تغییری در برنامه و بازده تصفیه خانه داده نمی شود. در حالی که در روش درهم به علت کوتاه شدن مدت توقف فاضلاب در تصفیه خانه ممکن است برخی از تخم انگل ها فرصت جداشدن از فاضلاب را نیابند.
الگوهای جمع آوری فاضلاب
الگوهای سیستم جمع آوری فاضلاب و سیلاب براساس وضعیت خطوط نسبت به تصفیه خانه به عواملی از جمله سطح، شکل منطقه، پستی و بلندی و عوارض طبیعی منطقه، نوع سیستم جمع آوری، روش تصفیه و دفع و نیز تصفیه خانه بستگی دارد که الگوهای جمع آوری فاضلاب به شرح زیر می باشد:
1- الگوی شعاعی (Radial Pattern)
در مناطقی که به صورت صاف و مسطح بوده و شیب کمی از مرکز به اطراف دارند و نیز زمین کافی برای دفع یا استفاده مجدد پساب (به عنوان مثال در کشاورزی) وجود داشته باشد، از این الگو استفاده می شود،در این الگو لوله ها بصورت شعاعی از مرکز شهر به اطراف کار گذاشته می شوند. قطر لوله ها کوچک بوده اما نیاز به چند تصفیه خانه می باشد.
2- الگوی عمودی (Perpendicular Pattern)
در این الگو لوله های فاضلاب سرد طوری کار گذاشته شده اند که لوله اصلی تا محل رودخانه طبیعی کمترین فاصله را داشته باشد. این الگو بیشتر برای سیستم های مجزای شبکه فاضلاب و یا سیستم هایی که بخشی از آن مجزا باشد، (شبکه مختلط) مناسب است. زیرا در این حالت سیلاب به راحتی به رودخانه تخلیه می شود. این الگو به دلیل نیاز به تصفیه خانه های متعدد و نیز حجم زیاد فاضلاب در شبکه مشترک برای این سیستم فاضلابرو مطلوب نمی باشد.
3-الگوی تقاطعی (Interceptor Pattern)
این الگوی تقاطعی، اصلاح شده الگوی عمودی است. و یک خط کمربندی که در پایین ترین رقوم ارتفاعی سطح شبکه قراردارد. جریان فاضلاب را از تمامی خطوط گرفته و به تصفیه خانه هدایت می کند. این الگو برای شبکه مجزا و مشترک قابل استفاده است.
4-الگوی بادبزنی (Fan Pattern)
در این الگو تمام خطوط فاضلاب سرد از کل منطقه به محل تصفیه خانه هدایت می شود. امتیاز این الگو نیاز به یک تصفیه خانه است. در این الگو قطر لوله ها در طول مسیر به تدریج افزایش یافته که منجر به افزایش هزینه های احداث شبکه می شود. از محدودیتهای دیگر این روش،افزایش بار وارده به تصفیه خانه است.
5- الگوی ناحیه ای یا منطقه ای (Zon Pattern)
در مناطقی که بین بالاترین و پایین ترین نقطه، اختلاف ارتفاع و در نتیجه شیب زیاد باشد (مثل اجتماعات واقع در یک تپه شیب دار) کل منطقه به چند بخش از نظر شیب تقسیم شده و فاضلاب هر قسمت به صورت جداگانه جمع آوری و به یک تصفیه خانه هدایت می شود. مهمترین عیب این سیستم طول زیاد خطوط جمع آوری فاضلاب است.
آمار هواشناسی
کلان شهر تهران که در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز امتداد یافته، ارتفاعی حدود 1050 متر از سطح دریا داشته و وسعت تقریبی آن در حدود 700 کیلومترمربع و با جمعیتی در حدود 12 میلیون نفر می باشد که از آب و هوای نیمه خشک و کوهستانی برخوردار می باشد.
شهر تهران دارای شیبی از سمت شمال و جنوب می باشد که برای تعیین دقیق نوع آب و هوا و اطلاعات و آمار مربوط به کلیماتولژی شهر چندین ایستگاه سینوتیک ها و کلیماتولوژی در شهر واقع شده است.
که منطقه میدان امام حسین واقع در جنوب شرقی تهران بوده و بیمارستان بوعلی نیز در این ناحیه واقع شده که برای بدست آوردن اطلاعات آب و هوایی منطقه، ایستگاه مربوط ایستگاه دوشان تپه می بوده و آمار و اطلاعات بدست آمده در این ناحیه مربوط به یک دوره آماری 5 ساله می باشد و بر این اساس می توان میانگین دما، رطوبت نسبی ، فشار میزان بارندگی ، سرعت باد، ساعات آفتابی در طول روز،ارتفاع از سطح دریا و ... را بدست آورد.
کد منطقه 40753 و ارتفاع از سطح دریا 3542
میانگین دما برحسب درجه سانتیگراد 3/18 سالانه و میانگین رطوبت نسبی 53 میزان بازندگی در حدود (mm)6/23 و سرعت باد KNOTS7/2 ، ساعت آفتابی 8/2753 ساعت در طول سال می باشد.
از این گزارش می توان نتیجه گرفت که میزان بارندگی سالانه، سرعت باد، در این منطقه کم بوده و از آب و هوایی گرم برخوردار می باشد که بارش سالانه درصد چشمگیر نبوده و بدلیل عدم وزش باد، آلودگی ها در منطقه باقی می مانند.
نقشه برداری
نقشه برداری عبارت است از فن نشان دادن سطح مشخصی از زمین با تمام یا قسمتی از جزئیات طبیعی و مصنوعی آن در روی نقشه.
نقشه برداری شامل مراحل برداشت یعنی عملیات روی زمین، محاسبه و رسم نقشه می باشد.
نقشه
نقشه عبارت است از تصویر یک قطعه زمین با مقیاس معینی روی یک سطح افقی.
اگر قطعه زمین مورد برداشت کاملا افقی باشد، نسبت فاصله بین نقاط مختلف آن با فاصله آن نقاط درروی نقشه ثابت خواهدبود. در صورتی که اگر افقی نباشد،این نسبت تغییر می کند. علت این امر آن است که پس از آن که فاصله بین دو نقطه اندازه گیری شد، اگر هر دو نقطه در روی یک سطح افقی واقع باشد، عینا فاصله آنها با درنظرگرفتن مقیاس، روی صفحه کاغذ منتقل می شود. در صورتی که اگر هر دو نقطه روی یک سطح افقی واقع نباشد،ابتدا فاصله بین آنها تبدیل به فاصله افقی شده سپس با درنظرگرفتن مقیاس، روی کاغذ منتقل می شود. مثلا در شکل زیر اگر فاصله بین نقاط B,A مساوی I اندازه گیری شده باشد، ابتدا فاصله افقی آن یعنی که مساوی است، محاسبه و این مقدار با مقیاس موردنظر روی نقشه منتقل می شود.
مساوی زاویه بین خط AB و سطح افقی می باشد.
سطح افقی در هر نقطه از زمین عبارت از سطحی است که عمود بر خط قائم و یا امتداد شاغول در آن نقطه باشد.
انواع نقشه
نقشه را از نظر نحوه استفاده ومقیاس آن به شرح زیر طبقه بندی می نمایند:
الف- نقشه های توپوگرافی:
مقیاس این نقشه ها بین تا می باشد. پستی و بلندی زمین و نوع اراضی در روی این نقشه ها مشخص می باشد.
ب- نقشه های پلانیمتری:
فرق آن با نقشه های توپوگرافی در این است که دراین نقشه ها ارتفاعات مشخص نشده است.
ج- نقشه های جغرافیائی:
این نقشه ها از روی نقشه های توپوگرافی که قبلا تهیه شده و اطلاعات اضافی که از روی زمین برداشت شده است، تهیه می شود. مقیاس در این نقشه ها ممکن است تا یک میلیونیم برسد. در برخی از این نقشه ها ارتفاعات وجود دارد و در برخی دیده نمی شود.
د- نقشه های عمومی
این نقشه ها از روی نقشه های موجود و سایر اطلاعات لازم زمین تهیه می شود. مقیاس این نقشه ها غالبا کوچکتر از یک میلیونیم می باشد. در این نقشه ها، بعلت کوچکی مقیاس،برخی از اطلاعات نقشه مبدا حذف شده است.
هـ- نقشه های ثبتی
این نقشه ها از لحاظ تقسیم بندی زمین بین مالکین آن و استفاده ای که از زمین می شود تهیه میگردد. مقیاس آنها بین تا فرق می کند. ارتفاعات و سایر عوارض طبیعی و مصنوعی ممکن است در روی نقشه نشان داده شده یا نشده باشد.
و- نقشه های مخصوص:
این نوع نقشه ها جهت استفاده بخصوصی تهیه می شود. مانند نقشه های دریایی، زمین شناسی، آماری، نقشه های توریستی ممالک و شهرها و غیره. برخی از این نقشه ها از روی مقیاس نمی باشد.
ز- پلان:
همانطور که قبلا گفته شد ، نقشه ای که از قطعه زمین کوچکی تهیه می گردد، پلان نامیده می شود. مقیاس این قبیل نقشه ها بزرگتر از می باشد.
دوربین های نقشه برداری
دور بین های نقشه برداری برای اندازه گیری فاصله و زاویه افقی و زاویه عمودی و ترازیابی بکار می رود. دوربین های نقشه برداری شامل انواع دستگاههای تراژ، آلیداد، تاکئومتر و تئودولیت می باشد. دستگاههای آلیداد روی تخته سه پایه قرارداده می شود. سایر دوربین های نقشه برداری معمولا روی سه پایه مستقر می گردد.
قسمت اول- قسمتهای مختلف دوربین های نقشه برداری
دوربین های نقشه برداری شامل قسمتهای زیر است:
1- تراز
2- پیچ ها
3- صفحات
4- ورنیه
5- دوربین
6- ضمائم اضافی مانند ذره بین، قطب نما، شاغول
7- سه پایه و تخته سه پایه
8- شاخص (برای استفاده از غالب دوربینها باید شاخص بکاربرده شود)،
9- میکروسکوژ مخصوص زوایا
1- تراز
در روی غالب دستگاههای نقشه برداری محفظه ای شیشه ای به نام تراز وجود دارد که برای افقی کردن یا عمودنمودن بعضی از قسمتهای دستگاه بکار برده می شود. غالبا تراز از یک لوله شیشه ای خمیده تشکیل شده است که قسمت اعظم حجم داخلی لوله را مایعی که نقطه انجماد آن پائین باشد، از قبیل الکل یا اثر پرکرده و بقیه حجم لوله را گاز همان مایع بشکل حبابی قرارگرفته است که این حباب گاز همیشه در قسمت بالای لوله خمیده قرارمی گیرد. لوله شیشه ای از وسط به طرفین به درجاتی تقسیم شده است، برای آن که تراز بحالت افقی قرارگیرد،باید فاصله انتهای حباب گاز از دو طرف نسبت به مرکز برابر باشد، یا این که حباب بین دو خط نشانه که در روی لوله تعبیه شده است، قرارگیرد.
لوله شیشه ای داخل یک محفظه فلزی است که به وسیله پیچ هائی روی دستگاه قرارمی گیرد. تنظیم تراز با پیچی که در یک طرف آن قراردارد،عملی می گردد.
حساسیت این نوع تراز از طرفی به ساختمان آن و از طرف دیگر به طول لوله و شعاع انحنای آن بستگی دارد، یعنی هرچه طول لوله زیادتر و یا شعاع خمیدگی آن بیشتر باشد، تراز حساستر است زیرا با جزئی حرکت، حباب گاز در طول (در درجات) تراز، بیشتر جابجا می شود. جدول (1-1) حساسیت چند دستگاه مختلف را نشان می دهد.
|
نوع دستگاه |
شعاع انحنای لوله تراز برحسب متر |
تعداد ثانیه (قوس) در یک میلیمتر طول لوله تراز |
|
تراز مهندسی |
7/20 |
10 |
|
تراز دقیق |
3/206 |
1 |
|
تراز روی لوله دوربین تاکئومتر |
75/13 |
15 |
|
تراز روی صفحه تاکئومتر |
50/5 |
5/37 |
|
تراز روی دوربین آلبداد |
17/9 |
5/22 |
جدول (1-1) نشان میدهد که در تراز دقیق که شعاع انحناء لوله تراز 3/206 متر است، هر میلیمتر طول لوله آن نمایش دهنده یک ثانیه از قوس دایره می باشد. در حالی که در تراز روی صفحه تاکئومتر، هر میلیمتر طول لوله تراز نمایش 5/37 ثانیه بر قوس دایره است و با این ترتیب، دقت اولی به مراتب بیشتر از دومی است.
اعداد ستون 3 جدول (1-1) از تناسب ساده زیر بدست می آید:
ثانیه 60× 60× 360 = 360 درجه
محیط (فرضی) لوله برحسب میلیمتر 1000 × 7/20× 2
تراز در بعضی از دستگاههای نقشه برداری، بجای یک لوله شیشه ای، از یک محفظه استوانه ای شکل که سطح بالائی آن کروی است، تشکیل شده است. در این جا نیز حباب در قسمت بالائی محفظه دیده می شود، منتها شکل حباب دایره مانند است و برای تشخیص ترازبودن دستگاه، دایره ای در وسط سطح کروی رسم شده است که حباب گاز هنگام افقی بودن صفحه دستگاه کاملا در وسط این دایره مشاهده می شود.
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 120 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 169 |
مقدمه
تعاریف مختلفی در مورد وزوز ارائه شده است که به جهت وسیع بودن تعاریف نمیتوان مرز مشخصی بین نوع وزوز و منشأ آن قائل شد.
به عنوان مثال وزوز و سیتبولی یا منییری یا حلزونی یا وزوز عروقی.
در یک تعریف وزوز به دو دستهی subjective , Abjective تقسیم شده است. این در حالی است که ممکن است وزوز obj به شکلهای مختلفی وجود داشته ، فقط توسط بیمار قابل شنیدن باشد، نه آزمایش کننده و به موجب آن یک هم پوشی بین وزوز subj , obj وجود دارد. تعریفی که در این پایان نامه براساس پیشنهاد Justerboff و همکارانش ارائه میشود به صورت زیر است:
وزوز عبارتست از درک صوتی که هیچگونه منشأ مکانیکی در خارج ندارد و با هیچ گونه عامل ارتعاشی در حلزون گوش مرتبط نیست.
براساس این تعریف وزوز با اصوات خارجی تفاوت خواهد داشت و تفاوت آن در جنبه های حقیقی از جمله سایکو اکوستیک و masking است.
تمام اصوات دیگری که بیمار می شنود یا درک میکند و از تعریف فوق مستثناست به عنوان اصوات بدنی یا somato sound نامیده میشود. بدین معنی که رفتاری مشابه با اصوات خارجی دارند. از جمله اینکه:
1- منحنی masking آنها Vshape است.
2- در گوش ipisi بهتر از گوش contra ماسک میشوند. نیاز به شدت کمتری درIpsi نسبت به contraدارند.
3- اگر به صورت tonal با شند، با صوت خارجی دیگر حالت زنش پیدا میکنند در حالی که وزوز اصلاً beating ندارد
Subjective tinnitus
مکانیزم و روشهای درمان آن:
(وزوز ذهنی) هستند.s.t در طی 25سال گذشته مطالعات نشان دهنده ی افزایش شمار
به عنوان درک صدا یا چیزی شبیه احساس بدون مولد خارجی می باشد. s.t
یا وزوز ارتعاشی صدایی است که به وسیله ی دیگران شنیده Objective tinnitus
می شود وامکان اندازه گیری فیزیکی آن وجود دارد.
وماهیچه های کام به صدایstopedius -Tensor tempani میوکلونوس مزمن شامل
جریان خون شیپوراستاش باز از علتهای T عینی می باشند.
OAE نیز میتواند ازعلتهای T.O باشد دراین فصل ابتدا درباره ی مکانیزم ،ارزیابی
و درمان T.S می پردازیم.
به کسی که دچاربه T.S است ازطرف خدمات کلینیکی چهارپیام ارائه می شود . اول:
هیچ اجماعی دررابطه با علت T.S که یک بیماری با علتهای مختلف می باشد، وجود ندارد.
دوم: درمان شناخته شده ایی برای T.S وجود ندارد.
سوم:یک روش درمانی به تنهایی برای درمان T.S کافی نمی باشد. ما به افراد نمی گوییم که با روشهای ممکن نمیتوانیم آنها را درمان کنیم ولی به آنها اطلاعاتی درباره مولد نروفیزیولوژی وسایکودینامیکیT.S می دهیم.
چهارم:جستجوهای کلینیکی در زمینه های درمان T.S به اندازه کافی وجود دارد وتضمین کننده علاقه وفعالیتهای اودیولوژیستها می باشد.کار کردن با بیمار T.Sبستگی به نشانه های اختلال دارد. برای درمان این اختلال باید راهی برای سرکوب منبع وزوزویا فعامیتهای طبیعی غیر نرمال که باعث T.S میشود پیدا شود. کار ما این است که وزوز را از لحاظ تاریخچه ,شیوع, علت ومکانیزم ارزیابی ودرمان مورد بررسی قرار دهیم . درکوزوز ودرمان آن پیشرفت کرده است وبه جایی رسیده است که پزشک یا هر درمانگر دیگر به بیمار پیشنهاد میکند که " یاد بگیرد که چگونه با وزوز زندگی کند. "
مروری بر تاریخچه وزوز:
تاریخچه بسیاری از اختلالات که به نام T.S یا T.O هستند ثبت شده است. در چندین هزار سال پیش فنیقی ها اختلافی را که امروز با عنوان وزوز می توان تعریف کرد شناسایی کردند. خطوط تصویری مصریها نشان می دهد وزوزیکی از نگرانیهای آنها
بوده است . Pharaonic آنها در دوره ی
درحدود(1532-1650) بیماران باوزوز را به عنوان کسانی که Ebers popyrus
دارای گوشهای افسونشده هستند تعریف کرد.
خود توجه کرد. Problemata physicalبه پدیده ی وزوز در paristotle
وزوزرابه عنوان Alexander وزوزرابه عنوان انعکاس صدا تعریف کرد.Gelan
بحران فیزیکی یا احساسی تعریف کرد. اتیارد یکی از اولین کسانی بود که گفت می توان وزوزرا با ابزارهای خارجی ماسک کرد و ازصداهایی مثل آب وآتش وباد استفاده کرد.
یکی از اولین مداخله گرها در زمینه استفاده از محرکGrappengiesser در سال 1801
الکتریکی گوش در درمان وزوز بود.
دلایل و شیوع وزوز:
از انجا که علت T.Sشناخته شده نیست فرد می تواند تنخا فرض کند که بعضی چیزها باعث
می شود یا ارتباطا تی بین بعضی بیماریها و شروع T.Sوجود دارد. بعضی داروها , S.T
بیماریها وتروماها به شروع T.S کمک می کند. 25 %گزارشات نشان می دهد T.S در اثر قرار گیری در معرض نویز می باشد. 7% معتقدند که شروع وزوز به دلایل بیماریهای پاتولوژیک
مکانیزم شنوایی می باشد. علاوه بر این 6% معتقدند یک چرخه مثبت بین آسیب شنوایی و شروع وزوز وجود دارد. در 2% موارد آسیبخای شلاقی و ضربه ای باعث وزوز میشود. 15% مربوط به دیگر موارد بوده و47% بیماران با وزوز شدید پیشنهادی برای علت وزوز آنها نشده است.
وزوز تنها به کسانی با اختلال شنوایی محدود نمی شود و 70 مورد با شنوایی نرمال درermbach hoicanec قرار داده شدند که بیشتر از 5 دقیقه مدت آن نبود. در این جمعیت 94% وزوز سازگار با وزوز گروه کنترل که دارای اختلال شنوایی بوده اند را تجربه کردند مشخص شد که در افراد با شنوایی سالم صداهایی محیطی می تواند به طور مؤثر وزوز سطح پایین را skma کند.
وزوز نوع تونا ل به نظر می رسد بلندتر از وزوزی است که طیف فرکانسی بیشتری دارد.
در 1503 بیمار با وزوز شدید 88% بلندی وزوزآنها یا 11یا کمتر بود و به طور متوسط بلندی وزوز این گروه 5.7 بود ودر کل مطالعاتی که تا کنون روی وزوز انجام شده به این نتیجه رسیدند که در71%از بیماران وزوز دارای بلندی 10 یا کمتر می باشد .
در فرکانسهای 2000 تا 12000 در سطح 8 می تواند برای ماسک وزوز قابل پوشش Bbn
استفاده شود. هر قدر تعداد sl های ماسکر پایین باشد نشان دهنده مشکلات کمتر بیمار است.
کسانی که روی ماسک وزوز کار میکنند پدیده ی دیگری مشاهده کردند که
نام دارد.Residual inhibition
که به عنوان یک دوره موقتی سرکوب وزوز بوده که به دنبا ل ما سکینگ می باشد.بیمارانی مشاهده شدند که در اثر استفاده از ماسکر دوره I.R طولانی به مد ت چند روز و گاهی در حد چند ثانیه داشتند. از 1445 بیمار که برای I.R تست شدند 91% I.R جزئی نشان دادند. در بین این گروه بعضی I.R کامل نشان دادند.
: Sound of tinnitus صدای وزوز برای بیماران یکسان نیست.وقتی از بیماران پرسیده می شود صدای وزوز شما چگونه است ؟ پاسخها طیف وسیعی را در بر می گیرد.مثلا غرشی ،زنگ دار،حالت طبل،موزیکی ،پالسی،تونال و...
در جمعیت 1664 نفری 54 %وزوز خود را به صورت یک صدای واحد می شنیدند.در 26%وزوز را به صورت دو صدائی ،9% به صورت سه صدائی ،6% به صورت چهار صدا و بیشتر می شنیدند.و 5%نمی توانستند تعداد صداهای وزوز خود را تشخیص دهند.
در جمیت 1544 نفری 79% دارای وزوز خا لص ،6% وزوز نویزی و 15% دارای وزوز بین خالص نویزی بودند.
از لحاظ فرکانسی ،در مطالعه اول بیشتر بیماران دارای وزوز در فرکانسHZ 8000 بودند.
اغلب وزوز دو طرفه بود و محل وزوز نیز متفاوت بود.
روی 1932 بیمار ،60% دارای وزوز در هر دو Orgeon tinnitus registry در مطالعات
گوش بودند.20%دارای وزوز در یک گوش بودند. و 1%بین دو گوش بودند.صدای وزوز میتواند ممتد یا منقطع باشد..تعریف وزوز نیاز به درک علت آن و مکانیزم آن دارد. ولی مطالعات نشان دادند که ارتباطی بین تعریف و مکانیزم وزوز و محل ضایعه وجود ندارد. تعداد زیادی از بیماران در معرض نویز بودن را علت وزوز خود می دانند زیرا وزوز آنها بیشتر شبیه تن خالص بود تا نوع نویزی . نورینمای اکوستیک می تواند در زمره علل وزوز باشد.
مکانیزم وزوز:
وزوز یک اختلال عملکردی سیستم شنوایی است که می تواند از مناطق مختلف و ضایعات مختلف منشا بگیرد.سیستم شنوایی یک شبکه پیچیده است که از ارگانهای محیطی ،راههای آوران و وابران و هسته ها یی تشکیل شده که قادر به پروسه های شناخت مثل عادت،شناخت ،حافظه ،یادگیری می با شد.اگر اختلالی در هر یک از این مناطق به وجود آید همی سیستم درگیر می شود.از میان تعریفات زیادی که در مورد وزوز وجود دارند موارد زیر قابل ذکر هستند:
1 :وزوز ارتعاشی
2:تخلیه های خود به خودی اجسام سلولی که در آنها فعالیتهای الکتریکی نرمال وجود دارد.و با اعصاب مجاورهمزمان می شودو به اندازه کافی این سیگنال قوی شده وقابل درک می شود.
3:رفتار غیر عادی سیستم وابران
4:درگیری ودخالت مواد نروترانسمیتر
5:منشاء مرکزی
6:فشارهای عروقی عصب 7ودیگر مکانیزمها
کلینیسین به راحتی نمی تواند مشخص کند کدام منطقه مسئول تولید T.S است. دائمی بودن صدای وزوز ممکن است مرتبط با پدیده های سیستم عصبی مرکزی باشد که به وسیله فعالیتهای محیطی جدید القا می شود.به طور مثال :اطلاعات پیشنهاد می کند که وزوز چیزی مانند پدیده عضو کاذب می باشد. مثل فردی که قطع عضو داشته و هنوز دردی در ارتباط با آن عضو بعد ازعمل جراحی درک می کند.اگر چه فرد نمی تواند مکانیزم افزایش وزوز را به عنوان یک احساس کاذب درک کند اما چیزهایی وجود دارد که می گوید این چنین مکانیزم هایی فعال هستند وشبیه مکانیزم عصبی مسئول عضو کاذب ودیگر احساسهای حسی هستند.نقطه ی عطف این بحث جایی است که فهمیدند، بیماری با وزوز مزمن که تحت عمل جراحی قطع عصب8 قرار گرفت مشکلی از وزوز او برطرف نشد.اگرچه دربرخی وزوز کاملا قطع شد ودربرخی بعداز عمل جراحی بدتر ودربعضی تغییرات بسیارکمی داشت .مکانیزمهای عصبی مرکزی ومحیطی نقشهای مختلفی درشروع ودرک وزوز دارند .احتمالا علتهای ومکانیزم های مختلفی برای تولید وزوز وجود دارد.نویسنده با جا ستربا ف کلینیسین ها موافق است که معتقدند وزوز علتهای زیادی دارد و بر مکانیزم های مختلفی استوا ر است .
لاک وود وهمکارانش عمل مهمی انجام دادندکه هدف آن کمک به تشخیص مکانیزم عصبی وزوز وعکسبرداری از positron emission tomography (pET) , scanning بود. ابزار آنها
مناطق افزایش جریان خون بود.
لاک وود تیمش به صورت یک طرفه یکی ازگوشهای 6 مورد نرمال راباتن خالص تحریک
استفاده کردندتانشان دهند تا نشان دهند جریان خون در کورتکس دو طرف pETکردند.واز
افزایش می یابد. این ازمایش با چهار بیمار که دارای کاهش شنوایی حسی عصبی در فرکانس بالا بودند و وزوز انها با حرکات سر و صورت زیاد می شد انجام دادند. تحریک با تن خالص باز هم باعث افزایش جریان خون در کورتکس شد. و وقتی این بیماران حرکات سر و صورت را برای افزایش وزوز خود انجام می دادند افزایش جریان خون به یک سمت لترالیزه میشد.علاوه بر این وقتی بیمار دارای وزوز سمت راست باشد ،افزایش جریان خون در منطقه هیپوکامپوس چپ و هسته های لنتیکولار میباشد. این دو منطقه مغزی در ارتباط با پاسخها ی احساسی میباشد.
به گفته لاک وود و همکارانش وزوز صدایی تولید شده در حلزون است و پاسخها در کورتکس شنوایی برای وزوز حلزونی و دیگر صداهای خارجی یکسان است . پاسخهای غیر عادی کورتکس شنوایی مربوط به وزوزی است که باعث افزایش فعالیت سیستم شنوایی مرکزی می شود. درگیری قسمتهای لنتیکولارو هیپوکامپ(مراکز احساسی )باعث جلوگیری از ادپتاسیون وزوز میشود. شروع وزوز باید با تغییر و اصلاح در عادت و تحریک فعالیتهای عصبی در راههای شنوایی یا در جایی از سیستم محیطی مرتبط باشد. دو اصلاح قابل توجه در عملکرد سیستم شنوایی مرکزی به وسیله اختلال شنوایی تولید می شود.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 98 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 96 |
فصل اول
مقدمه
هرکسی شخصیتی دارد و شخصیت شما به تعیین محدودیت های موفقیت ، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می کند . ما درباره شخصیت صحبت می کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت های شماست گزافه گویی نکرده ایم . شخصیت شما تا حالا هم به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی شما کمک کرده است و در آینده نیز به همین کار ادامه می دهد .
همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده اید ، تمام چیز هایی را که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید ، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می تواند تحت تاثیر شخصیت شما و شخصیت های افرادی که با آنها تعامل دارید قرار گیرد .
چند بار فردی را به عنوان کسی که شخصیتی فوق العاده دارد توصیف کرده اید ؟ منظور شما از این توصیف معمولا این است که وی خوش بر خورد و دلپذیر است و به راحتی می توان با او کنار آمد ، فردی ممکن است او را به عنوان دوست ، هم اتاقی یا همکار انتخاب کنید . اگر شما برای سپردن یک تعهد برای رابطه ای شخصی خود را آماده کرده باشید ، ممکن است بخواهید یا با او ازدواج کنید که در این صورت تصمیم خود را طبق بر داشتی که از شخصیت او داشته اید قرار می دهید .
شما همچنین افرادی را می شناسید که به نظرتان شخصیت وحشتناکی دارند . امکان دارد این گونه اشخاص گوشه گیر ، متخاصم ، پر خاشگر ، سرد ، نا خوشایند باشند و کنار آمدن با آنها دشوار باشد . شما آنها را استخدام نخواهید کرد یا به همکاری با آنها علاقه نخواهید داشت و احتمالا دیگران نیز از آنها دوری می کنند آن ها را منزوی می سازند .
شخصیت شما می تواند انتخابهای شما را محدود کند یا آنها را گسترش دهد و مانع از سهیم شدن شما در تجربه های خاص با دیگران شود یا شما را قادر سازد تا اکثر این تجربه ها را داشته باشید شخصیت می تواند برخی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد .
در حالی که شما درباره شخصیت دیگران داوری می کنید ، آنها نیز داوری های مشابهی درباره شما می کنند . این قضاوتهای دو جانبه که هم در زندگی فرد داوری شده و هم داور را شکل می دهد ، هر بار که با یک موقعیت اجتماعی رو به رو می شویم که ما را ملزم به تعامل با دیگران می کند ، بارها تکرار می شوند . البته ، تعداد و تنوع موقعیت اجتماعی که مشتاقانه در آن شرکت می کنید نیز توسط شخصیت شما تعیین می شود ، مثل مردم آمیزی یا کمرویی نسبی شما . درست همانگونه که بدون تردید شما تصویر روشنی از شخصیت کلی خود دارید . می دانید که آن عامل را در کجا ارزیابی کنید . اما بسیار ساده لوحانه و بی معنی خواهد بود اگر بکوشیم کل ویژگی های شخصیت یک فرد را با به کار گیری اصطلاحات مبهمی مثل فوق العاده و وحشتناک ، جمع بندی کنیم . موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف ساده ای آن را بیان کرد ، زیرا انسانها در شرایط گوناگون و در برابر افراد مختلف ، بسیار پیچیده و تغییر پذیر هستند . ما باید در تعریف و توصیف شخصیت به اندازه کافی دقت بیشتری داشته باشیم . به همین دلیل ، روان شناسان تلاش قابل ملاحظه ای را صرف ساختن آزمونهایی برای ارزیابی یا سنجش شخصیت کرده اند .
امکان دارد معتقد باشید که به هیچ آزمون روان شناختی که به شما بگوید شخصیت شما چگونه است ، نیازی ندارید و در مجموع ممکن است حق با شما باشد . بالاخره ، شما احتمالا بهتر از هر فرد دیگری خودتان را می شناسید . اگر از شما بخواهند که واژه هایی را بنویسید که به بهترین وجه شخصیت شما را توصیف می کنند ، بی تردید می توانید بدون اینکه زیاد فکر کنید این کار را انجام دهید .
بیان مسئله
آیا بین سلامت روانی افراد درونگرا با سلامت روانی افراد برونگرا تفاوت وجود دارد ؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
هر قدر بشر به طرف تکامل پیش می رود و سطح اطلاعات مردم وسیعتر می شود انسان به شناسایی روحیات حقیقی اشخاص احتیاج بیشتری پیدا می کند در زمانی که مرد روح های پاک و بی الایش و افکار ساده تری داشتند برای شناختن غرایز و احساسات یکدیگر در جستجوی وسایل مختلفی بودند که از همه آنها رایج تر ، قیافه شناسی و دقت روی اعمال و گفتار اشخاص بوده شاید در آن زمان ها این وسایل برای شناختن روحیات اشخاص کافی بوده ولی امروزه وسایل فوق ارزش خود را از دست داده اند . حالا دیگر مردم می توانند خود را زیبا و مهربان نشان دهند و حتی با جراحی پلاستیک قیافه ای برای خود درست کنند که ابدا تناسبی با اخلاق و روحیات آنها ندارد حالا دیگر شیادان و ریا کاری و دروغگویان به قدری ماهر شده اند و اطلاعات روانشناسی و عملی آنها به قدری زیاد شده است که به هیچ وجه نمی توان از روی قیافه و اعمال و گفتار آنها منظور تمایلات نا مشروعشان را درک کرد پس بررسی و شناسایی شخصیتی افراد و دانسته های روانشناسی می تواند در شناخت نسبی افراد به ما کمک کند و مسئله دیگر بدون شک سلامت افراد جامعه است که از اهمیت بسزایی بر خوردار است زیرا جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند . بیماری و نا توانی روابط انسانی را مختل و در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . همانگونه که بهداشت بعنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت شایانی بر خوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است ، بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندر کاران قرار گرفته است .
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر : بررسی رابطه سلامت روانی افراد درونگرا با سلامت روانی افراد برونگرا می باشد .
تعریف مفاهیم
تیپ شخصیتی ، تعریف عملی: نمره ای است که آزمودنی در آزمون درونگرایی و برونگرایی آیزینگ بدست می آورد
تیپ شخصیتی ، تعریف نظری : تیپ شخصیتی شالوده کل رفتار را تشکیل داده و شرح می دهند که چگونه ما خود را به دنیای واقعی مربوط ساخته یا با آن تطبیق می دهیم . بیشتر شخصیتها ترکیبی از چند تیپ هستند ، ولی معمولا یک تیپ غالب است (شاملو ، 1360).
سلامت روانی ، تعریف نظری : علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی . ( شاملو ، 1360 )
سلامت روانی ، تعریف عملی : نمره ای است که آزمودنی در آزمون SCL-90 بدست می آورد .
فصل دوم
تاریخچه سلامت روانی
با توجه به بیماریها ی روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصا زندگی اجتماعی را شروع کرده همواره بوده است در حقیقت روان پزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورده قدیمی ترین ،چون بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد علل سر شتی و فرضیه مزاجها از همان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد . تازه ترین علم ، برای آنکه تقریبا از سال 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی ( CONGRESS INTERNATIONAL ) بهداشت روانی کار خود را شروع کرده از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا اواخر قرن 18 و هم زمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه سلامت روانی اطلاعات کافی در دست نیست اما در اوایل قرن 13 و اوایل رنسانس ارتباط جسم و روان و یکپارچگی واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعلاوه فرضیه ابوعلی سینا مسئله این ارتباط را به اسپانیا و کشور های دیگر کشاند و این زمینه جدید برای بیماریهای روان تنی شد .
اولین روانپزشک به نام جان[1] ویر که در سال 1515 در دهکده ای که در مرز آلمان و هلند به دنیا آمده بود پس از اتمام دوران رشد در سال 1563 کتابی در سوئیس نوشت که امروزه اهمیت زیادی درباره تاریخچه روانپزشکی دارد و نهضت روانکاری که توسط فروید به اوج قدرت رسید از اوائل قرن 20 از ابتدا توسط ژوزف[2] بروئر اتریشی که علائم هیستریک ، یک زن جوان را معالجه کرد شروع شده در قرن بیستم تئوری های مختلف روانکاری روانپزشکی – دینامیک – ژنتیک – بیولوژی- ارتباط جسم و روان – تئوریهای سرشتی – معالجه درباره اثرات الکترو شوک و عمل جراحی مغز در بعضی از بیماریهای روانی ، گشایش مراکز اورژانس روانپزشکی بعلت بروز جنگ جهانی دوم و مطالعات اپیدولوژیک کودکان که از خانواده هایشان جدا و به سایر کشورها مخصوصا سوئیس پناه آورده شده بودند شد .
در سال 1930 اولین کنگره بین المللی سلامت روانی با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شده و مسائل روشن کشورها از قبیل : تأسیس بیمارستانها ، مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت .
در سال 1984 فدراسیون جهانی سلامت روانی بنیان گذار شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو [3] سازمان سلامت [4] روانی در آمد و سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت را بر عهده گرفت .
از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود و در نتیجه تلاش و کوششهای پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام شد و در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشور ها مورد بررسی قرار گرفت و از مسئو لین بهداشتی کشور های مختلف خواسته شده تا برنامه های سلامت روانی را جزء بر نامه های عمومی قرار دهند . ( میلانی فر ، 1374 )
تعریف سلامت روانی
برای سلامت روانی تعاریف زیادی از سوی متخصصین مربوطه ارائه شده است با توجه به پیچیدگی های روان انسان و دشواری شناخت انسان به طور کلی ، هر یک از تعاریف به جنبه هایی از روان انسان توجه کرده و بنابراین نمیتوان تعریف جامع و مانعی برای سلامت روانی عرضه کرده اما به برخی از آنها اشاره می کنیم .
1 - علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماری های روانی . (شاملو،1360)
2-فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از نا سازگاری شخصی جلوگیری می کنند .
3- مطالعه اصول .و روشهای گسترش سلامت عقلی و جبران نا بسامانی های روانی . ( شعاری نژاد ، 1362)
4- سلامت روانی عبارت است از اینکه رفتار ها و عادات و طرز تلقی ها و افکار و ارزشهای فرد را به گونه ای سازمان دهیم که منجر به رشد همه جنبه های ضروری و سعادت اجتماعی بشود . ( لطف آبادی ، 1366)
سلامت روانی علمی است در خدمت بهزیستی و رفاه اجتماعی که هدف آن شناسایی علل و عوامل موثر در ایجاد بیماریهای روانی ، سعی در پیشگیری آنها و شناخت عواملی است که منجر به یک زندگی شاد ، سالم و بهنجار می شود .
واژه بهداشت از دو کلمه « به » به معنی نیکو و پسندیده و « داشت » به معنی نگاه داشتن و حفظ کردن تشکیل شده است که معنی ساده آن حفظ و نگهداری چیزی به نحو نیکو و مطلوب است پس بهداشت در واقع یک فرآیند است که از طریق آن و با استفاده از راهکار های مناسب به حفظ و نگهداری آنچه با ارزش است می پردازیم .
اهداف سلامت روانی
در اکثر کتب درسی اهداف و مقاصد سلامت روانی همان اهداف و مقاصدی است که بهداشت عمومی سعی در عمل کردن به آنها دارد ، با این تفاوت که سلامت روانی با حفظ سلامت روان و بهبود وضع روانی سرو کار دارد در حالی که محور اصلی بهداشت عمومی سلامت جسمی افراد جامعه است . ما اهداف سلامت روانی را در اینجا ذکر می کنیم . و اکثر متخصصین درباره اهداف با هم توافق دارند . که این اهداف عبارتند از :
1- ایجاد سلامت به وسیله پیشگیری از بروز بیماریهای روانی .
2- کنترل عوامل موثر در بروز بیماری روانی و تشخیص زود رس بیماری های روانی .
3- پیشگیری از عوامل ناشی از بازگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی .
4- درمان به موقع بیماری روانی .
5- ایجاد سیستم های حمایتی اجتماعی و روانی
6- شناخت علل و نحوه شیوع بیماریهای روانی[5] .
سازمان بهداشت جهانی این اهداف را در سه بخش کلی یعنی پیشگیری ، درمان و باز توانی یا توانبخشی تقسیم کرده و بنا به توصیه این سازمان سلامت روانی باید از طریق چهار کانال اصلی عملی گردد .
1- ارائه خدمات بهداشتی برای پیشگیری از ابتلا به بیماری روانی ، بیماریابی و درمان سریع بیماران .
2- آموزش متخصصین مثل : روانپزشکان ، روانشناسان ، دانشجویان ، پرستاران و کسانی که با سلامت روانی سرو کار دارند .
3- با انجام پژوهش درباره علل و نحوه به وجود آوردن بیماری روشی و چگونگی درمان و پیشگیری .
4- طرح و بر نامه ریزی بهداشتی و گسترش مراکز روانپزشکی و درمانی، ایجاد هماهنگی بین بر نامه های خدماتی آموزشی و پژوهشی ( سازمان جهانی بهداشت ، 1966 ) .
برخی از متخصصین مسأله بالا بردن سطح بهداشت و سلامتی را مطرح کرده اند ( سازمان جهانی بهداشت ، 1991 ) و هدف کلی سلامت روانی را چنین مطرح کرده اند « افزایش مثبت جوانب مختلف سلامت جسمانی ، روانی و اجتماعی همراه با پیشگیری از نا بهنجاری های جسمانی ، روانی و اجتماعی طبق این تعریف ارتقاء سطح سلامتی از سه راه قابل اجرا است .
1- آموزش
2- پیشگیری
3- حمایت یا محافظت
در مورد آموزش ، اسمیت ،([6]1979) چنین نظر می دهد : « آموزش در بهداشت یعنی ایجاد ارتباط با افراد و گرو ه های جامعه با هدف پیشبرد مثبت سلامتی و از میان بردن بیماری از طریق تحت تاثیر قرار دادن طرز فکر و اعتقادات و رفتار مسئو لین و عموم مردم . هدف اصلی آموزش ارائه مشکلات و اطلاعات لازم و کمک به مردم برای کسب مهارتهای اجتماعی است ، به طوری که افراد جامعه احساس کنند که کنترل شخصی و قدرت تصمیم گیری دارند .
پس محور اصلی آموزش تاکید بر روشهای بهتر زیستن و سالم زیستن است و به جای جلوگیری از بیماری به پیشبرد سلامتی و بهزیستی تا کید می شود . هدف اصلی پیشگیری کاهش خطر بروز بیماری و مشکلات و اختلالات است .
روانشناس انگلیسی روبرت داونی [7] و همکارانش (1990 ) اهداف پیشگیری را به صورت زیر طبقه بندی کرده اند .
1- پیشگیری از علائم اولیه فرآیند بیماری از راه کاهش دادن خطر بروز بیماری . برای مثال : الف ) تزریق واکسن سرخجه برای کاهش خطر نا هنجاری های جنسی ب) اضافه کردن کلروفلوراید به آب آشامیدنی
2- پیشگیری از پیشرفت بیماری از راه شناخت زود رس علائم بیماری در صورتی که این شناخت باعث درمان موفقیت آمیز شود برای مثال الف ) شناخت زود رس نا هنجاریهای جنینی با استفاده از روشهای متداول در علم طب مثل جنین شناسی ب) شناخت زود رس غده های سرطانی و معاینه مداوم افراد برای جلوگیری از سرطان سینه و رحم .
3-پیشگیری از اختلالات اجتناب پذیر در بیماریهای صعب العلاج یا لا علاج . برای مثال : پیشگیری از عفونت مجرای ادرار در افراد مبتلا به بیماری سفتی و تحلیل عضلات
4- پیشگیری از وقوع دوباره بیماری برای مثال : الف ) تلاش برای پیشگیری از دومین سکته قلبی ، ب) تلاش برای پیشگیری از اقدام به خود کشی مجدد در مورد کسانی که یکبار اقدام به خود کشی کرده اند .
در مورد حمایت و محافظت در بهداشت متخصصین اعتقاد دارند که این بعد شامل کنترلهای قانونی و قضایی یعنی ، مقررات و خط مشیها و سیاستهایی است که برای تامین سلامتی و جلو گیری از بیماریها و آسیبهای گوناگون در جامعه موجود و به مرحله اجرا در می آیند. برای مثال ، می توان از قوانین موجود درباره بستن کمر بند ایمنی هنگام رانندگی ، کنترل بیماریهای مسری ، کنترل و جلو گیری از خرید و فروش مواد مخدر نام برد .
پس در واقع اهداف اساسی سلامت روانی به دو بخش عمده یعنی پیشگیری از بیماریهای روانی و ارتقا سطح سلامتی روانی تقسیم می شوند . سلامت روانی در عملی کردن این اهداف با مشکلات زیادی روبروست از جمله می توان از مشکلات در تعریف بیماری و سلامت روانی تشخیص بیماری شناخت علل و نحوه شیوع بیماری روانی و عدم امکانات برای برنامه ریزی پژوهشهای بهداشتی نام برد .
دید گاهها و نظریه ها در سلامت روانی
از نظر تاریخی کلیه دید گاه ها و نظریه های ارائه شده در مورد سلامت روانی را می توان در سه گروه کلی جای داد . نخست دید گاههایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر مدل پزشکی قرار داشته و دارند . این دسته از نظریات را می توان تحت عنوان کلی « دید گاه گروهی » مطرح کرد . دوم ، نظریاتی که تحت تاثیر رویکرد انسان گرایی مطرحح شده اند و اصولا بر فردیت انسان تاکید می ورزند .
این دسته از نظریه هایی که کلا جامعه و معضلات اجتماعی را مورد بررسی قرار داده اند و تحت عنوان کلی « دیدگاه اجتماعی » قابل تجزیه و تحلیل هستند .
دیدگاه گروهی شامل هسته اصلی نظریات مطرح در روانشناسی و روانپزشکی سنتی می شود .
نظریه پرداز های سنتی درباره شخصیت ، روان تحلیل گیری و روشهای سنجش ، در این گروه قرار می گیرند . برخی از پیش فرضهای عمده دید گاه گروهی را می توان در چند مورد خلاصه کرد .
1- اینکه فرد بیمار ناتوان است و درمان بدون مداخله مستقیم وی امکانپذیر است .
2- اینکه بیمار های روانی و به طور کلی اکثر خصوصیات رفتاری و روانشناختی انسان مشخصاً قابل طبقه بندی است و در نتیجه بیماریها و افراد مبتلا به بیماری را می توان در گروههای مشخصی قرار داده
3- چون که افراد را می توان در طبقات و دسته های مشترکی قرار داد پس روشهایی که برای درمان یک بیماری خاص کاربرد دارد ، برای افراد مبتلا به آن بیماری نیز مشترک است .
4- هر چند ابعاد وجودی انسان به چند بعد جسمانی و روانی و اجتماعی تقسیم می شود ولی تاکید انسانی بر بعد جسمانی است .
دیدگاه فردی در اصل به مخالفت دیدگاه گروهی بر خاسته است دانشمندانی چون مازلو و راجرز در پنجاه سال گذشته بر فردیت انسان و نقشی که خصوصیات منحصر به فرد انسان در شکل گیری معنای بیماری روانی ایفا می کند تاکید ورزیده اند این محققین اصرار دارند که اولاً : انسان موجود ناتوانی نیست و قدرت تصمیم گیری و حق انتخاب در وی وجود دارد و اختلالات روانی به دلیل وجود ناتوانی یا ضعف در فرد نیست ، بلکه به دلیل نیاز های ارضا نشده به وجود می آیند .
ثانیا : پیروان دیدگاه فردی انسان را موجودی پویا و زندگی را هدفمند می بینند و اعتقاد دارند بیماری روانی واکنش فرد در مقابل باز داشته شدن از روند طبیعی رشد روانی و معنوی است این در حالی است که تجربیات هر انسانی منحصر به فرد است و طبقه بندی افراد بر حسب نوع بیماری ساده انگاری و نا دیده گرفتن پیچیدگی ماهیت بشر محسوب می شود . در نتیجه باید تاکید بر تجربیات منحصر به فرد انسان باشد و با توجه به نیاز های فردی بر نامه ریزی شود .
دیدگاه گروهی درباره تشخیص و درمان بیماری نمونه ای از فلسفه تاثیر بیولوژیک است . فلسفه ای که کاهش گرایی و در نتیجه مدل پزشکی از مشخصات و ویژگی های آن هستند . معتقدین این دید گاه عوامل فیزیکی و بیولوژیکی را پایه هستی بشر می دانند و معتقدند که کلیه حالات ذهنی و فکری بشر زیر بنای ملکولی و سلولی دارد . پیروان دیدگاه اجتماعی مانند لینگ [8] تحت تاثیر نهضتهای ضد روانپزشکی [9] با دیدگاه گروهی چنان شدید به مخالفت بر خاسته اند که اصلا بیماری روانی را یک نا بهنجاری قلمداد نمی کنند و جامعه را بیمار و نابهنجاری می بینند . این محققین بیشتر طرفدار فلسفه تاثیر فرهنگی هستند . فلسفه ای علمی یا سیاسی که تفکر تاثیرات فیزیکی در بیماری روانی را رد می کند و بیماری را تنها بعنوان یک بر چسب اجتماعی قبول دارد . فوکالت برای مثال ، اسکیزو فرنی را یک بیماری با ماهیت مستقل در فرد نمی انگارد بلکه آن را یک تعریف اجتماعی فرهنگی یا حتی سیاسی قلمداد می کند . لینگ روانپزشک اسکاتلندی در کتاب خویشتن از هم گسیخته نیز اسکیزوفرنی را مجموعه ای از واکنشهای طبیعی انسان نسبت به جامعه ای متعارض و بیمار می پندارد .
| دسته بندی | صنایع |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 251 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 390 |
نخست : کلیات
1-1 طرح مساله:
سیاحت و گردشگری سابقه ای به تاریخ بشریت دارد. بشر پس از یکجانشینی و پس از رفع نیاز به مسکن و غذا عامل دیگری برای تغییر مکان نداش و پس از گذشت سالها و در پی شناخت سایر سرزمین ها و تمدن ها تصمیم به سفر گرفتند.
بعد از انقلاب صنعتی اندیشه جهانگردی جدید برای اولین بار شکل گرفت و گردشگری بواسطه خاصیت اشتغالزایی و کسب درآمد به یک صنعت جدید تبدیل شد و از آن زمان به بعد این صنعت رو به رشد بوده در کشورهای پیشرفته با یک برنامه ریزی مناسب و ایجاد زیرساخت های صحیح، از آن به عنوان یکی از راه های پیشرفت و توسعه استفاده شد.
صنعت گردشگری بواسطه درآمد بالا و اشتغالزایی جزء سه صنعت برتر دنیا در کنار صنعت تجارت و نفت، در حال رقابت می باشد.
گردشگری نقش بسزایی در پیوستگی و نزدیک شدن روابط سیاسی و بین المللی دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل صلح و آرامش در سطح بین المللی محسوب شود.
علاوه بر آن فرهنگ های ملتهای گوناگون را به هم نزدیک و باعث تفاهم فرهنگی می گردد.
گردشگری باعث افزایش سطح سواد، تغییر نگاه مردم به زندگی، سطح بهداشت، رفاه اجتماعی و ... میزبان می شود و مهمترین بخش گردشگری ، نگاه اقتصادی گردشگری است. مساله ای که امروزه توجه اکثر دولتها و اقتصادانها را به خود جلب نموده است. مورد بعدی که به بخش توریسم مربوط می شود و یکی از عوامل توسعه به شمار می رود بحث ارتقای فرهنگی و تاثیرگذاری فرهنگی می باشد.
موضوع دیگر فعالیت های گردشگری، فعالیت بخش های خصوصی در این صنعت می باشد. سرمایه گذاری در این صنعت خیلی سریع به سودآوری تبدیل می شود. استفاده از نیروهای بومی و نیمه ماهر و نیز جلوگیری از مهاجرت افراد به مراکز و ایجاد اشتغال بدون مشکلات سایر بخشهای صنعتی از قبیل آلودگی و ... صنایع دستی از مظاهر فرهنگی و هنری محسوب می شود و نظر به اینکه هر فرآورده دستی بازنگر کننده خصوصیات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کشور محل تولید است می تواند هم عامل مهمی در شناساندن فرهنگ و تمدن به حساب آید هم آن که موجبی برای جلب و جذب گردشگران قلمداد شود.
صنایع دستی و صنعت گردشگری بر یکدیگر اثر متقابل داشته می تواند موجبات رشد و توسعه یکدیگر را فراهم سازند.
با این تفاسیر چیزی که در حال حاضر قابل مشاهده است آن است که سهم ما به عنوان یک ایرانی در گردشگری به خصوص گردشگری خارجی بسیار بسیار اندک است. با توجه به این که به لحاظ عقیدتی و سیاسی امکان استفاده از ابزارهای مهم پیشرفت گردشگری در کشور وجود ندارد صنایع دستی می تواند نقش بسزایی در بالا بردن انگیزه سفر به مناطق مختلف کشور ایران را ایفا نماید.
استان اصفهان به عنوان یکی از مهمترین قطب توریستی کشور دارای بیشترین و مهمترین صنایع دستی کشور می باشد.
در این تحقیق، پژوهشگر به دنبال آن است که تمامی موانع گسترش صنعت گردشگری بخصوص بخش صنایع دستی در منطقه را مطالعه کرده و در این پژوهش به شناسایی و معرفی صنایع دستی اصفهان بپردازد.
1-2 اهمیت و ضرروت تحقیق
استان اصفهان مهد تمدن های قدیمی ا یران است، معمولا صنایع دستی را به «هنر- صنعت» یا هنر کاربردی در برابر هنر محض تعبیر می کنند. به عبارت دیگر صنایع دستی به هر صورت حلقه ای مشترک است میان هنر و صنعت
به علت ارتباط نزدیک صنایع دستی با فرهنگ و سنت ها از یک سو و با ساختار اقتصادی از سوی دیگر، مفهوم و قلمرو آن در همه کشورها ثابت و یکسان نیست.
در کشور ما به دلیل مسائل عقیدتی و اسلامی و مغایرت آن با صنعت توریسم و نیز دیدگاه های مختلف مراجع نسبت به توریسم و گردشگری، به غیر از توریسم مذهبی، یکی از مهمترین برنامه ریزی ها در بخش گردشگری می تواند در خصوص صنایع دستی و معرفی صنایع دستی ایران به عنوان یک محصول تک و خاص و مربوط به یک فضای جغرافیایی ویژه باشد.
تهیه مولتی مدیای صنایع دستی اصفهان نیز به عنوان یک الگو برای سایر مناطق کشور نیز قابل اجرا می باشد.
1-3 پیشینه تحقیق
با مطالعات و تحقیقات انجام شده بجز چند مقاله از انجمن هتلداران ایران و نیز مقاله های اینترنتی در خصوص تاثیر صنایع دستی به عنوان یک پدیده فرهنگی، هیچ تحقیقی در این مورد صورت نگرفته است.
تحقیقات موجود در دانشگاه علامه صرفا در خصوص صنایع دستی کل کشور و یا فقط یک نوع صنایع دستی انجام گرفته است.
تحقیق ارائه شده ضمن معرفی تمامی صنایع دستی رایج و منسوخ و کم رونق اصفهان رابطه بین این صنایع بعنوان الگو با حرفه جهانگردی را مطرح می نماید.
1-4 اهداف تحقیق :
1- شناسایی نقش صنایع دستی در برنامه ریزی توریسم
جاذبه های گردشگری مبنا و یاپه حرفه گردشگری بوده و بدون وجود جاذبه، مقوله توریسم فاقد مفهوم می باشد. بنابراین برای وجود صنفی به نام توریسم در هر منطقه می بایست به دنبال جاذبه های مهم دیدنی جهت بازدید گردشگران بود. بررسی و شناخت صنایع دستی اصفهان اولین گام برای توسعه توریسم این منطقه به شمار می رود.
2- معرفی صنایع دستی اصفهان از قدیم تاکنون و صنایع منسوخ و نیز طبقه بندی آن جهت اطلاع دقیق گردشگران این استان.
صنایع دستی این استان بهترین صنایع دستی کشور را شامل می شود.
شناخت این صنایع و معرفی آنها به شکل صحیح و واقعی می تواند از سردرگمی گردشگر و انتخاب مناسب نوع صنایع دستی مورد نظر وی کمک بسزایی نماید.
3- شناسایی نارسایی های موجود در حرفه توریسم استان اصفهان در بخش صنایع دستی با شناخت و شناسایی نارسایی ها و مشکلات در زمینه صنایع دستی و تاثیر آن در بخش گردشگری که می توان در جهت بهبود وضعیت اقدام نمود.
بدیهی است بدون در نظر گرفتن مشکلات و کمبودها نمی توان در جهت توسعه گردشگری و جذب گردشگر تلاش کرد.
1-5 سوالات تحقیق
1- جایگاه صنایع دستی در استان اصفهان چیست؟
2- چگونه ارتباطی بین صنایع دستی و جذب گردشگر در این استان وجود دارد؟
1-6 فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد صنایع دستی در اصفهان علیرغم اهمیت، به خوبی معرفی نشده و جایگاه آن مشخص نشده است.
ظاهراً جذب گردشگر با صنایع دستی استان اصفهان دارای ارتباط تنگاتنگی می باشد.
1-7 قلمرو تحقیق:
در این پژوهش استان اصفهان به عنوان یک محدوده سیاسی، قلمرو تحقیق در نظر گرفته شده است.
استان اصفهان در مرکز ایران واقع شده 937/105 کیلومتر مرب وسعت دارد.
1-8 روش و مراحل تحقیق
این تحقیق توصیفی است که اطلاعات آن به روش کتابخانه ای و همین طور مشاهده ای جمع آوری شده است و مراحل آن به شرح زیر است:
مرحله اول : اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و مشاهده ای جمع آوری می گردد.
روش مشاهده ای:
یکی از روشهای جمع آوری اطلاعات می باشد که پژوهشگر طی آن به ثبت و ضبط اطلاعات مربوط به موضوع مورد نظر می پردازد. در این روش هدف پژوهشگر ایجاد تغییر در پدیده یا محیط مورد نظر نیست بلکه صرفا محیط را همانگونه که هست بررسی می کند.
روش کتابخانه ای:
از روشهای رایج در تحقیقات علمی به شمار می آید. در این روش از سایر اطلاعات، مدارک، اسناد و تحقیقات انجام شده توسط دیگر محققین استفاده می شود که این اطلاعات می تواند به شکل کتاب، جزوه، مجله، روزنامه، تحقیقات دانشگاهی، پایان نامه و غیره باشد.
مرحله دوم: اطلاعات جمع آوری شده مورد تحلیل قرار گرفته و پیشنهادات و راهکارهای لازم و مناسب ارائه می گردد.
1-9 تنگناها و محدودیت های تحقیق
همواره در انجام هر تحقیقی ممکن است مشکلاتی پیش آید که پژوهشگر در راه رسالت خویش دچار مشکلات و تحقیق را دچار نارسایی نماید. از جمله مهمترین محدودیتهای تحقیق عبارتند از :
- گسترش زیاد محدوده مکانی تحقیق که کنترل آن برای پژوهشگر مشکل ایجاد می کند.
- عدم همکاری مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی اصفهان و مرکزی تهران
- محدودیت زمانی از اصلی ترین مشکلات این پژوهش بود
- عم وجود بانک اطلاعاتی لازم در بخش صنایع دستی این استان و نبود صنف خاص در این صنعت.
فصل دوم : چارچوب نظری
2-1 تاریخچه جهانگردی در جهان
گردشگری در جهان به همراه آغاز مدرنیته شکل گرفت. مدرنیته اشکال مختلف زندگی را تنها بر پایه قابلیت های آنها در تولید منافعی که توسط افراد مصرف می شوند، مورد ارزیابی قرار داده و با مفاهیمی همچون همواره به پیش رفتن و کنارگذاران کهنه نگرش تازه انسان را به جهان و به خویش سبب گردید و بدین گونه با پیدایش بعد تازه ای از دگرگونی دائمی، انهدام رسوم و فرهنگ سنتی را در صحنه ی زندگی اجتماعی رقم زد. تفکیک میان کار و اوقات فراغت یکی از این دگرگونی ها می باشد که در آن کار در قالب ضرورت و گردشگری در قالب اوقات فراغت، که دمی آسودن از کار را برای تجدید قوا فراهم می آورد، قرار می گیرد.اوقات فراغت به عنوان زمانی از بیداری انسان، که فرد بتواند آن را به میل و دلخواه خود بدون هیچ گونه الزامی بگذارند، در مدرنیته مابین تمایز خانه و کار صورت رسمی به خود گرفت. اوقات فراغت به عنوان یک مفهوم جدید نمایانگر گذار از کار در مفهوم سنتی اش بود که با توسعه نوآوری های تکنولوژیکی و مدیریتی،با افزایش مصرف در جهان بوروکراتیک؛ عقل گرا و افسون زدایی شده، این فرصت را مهیا کرد- که هر چند کوتاه- انسان از اجبارها و محدودیت های نظم اجتماعی مدرن رها شود.
این رهایی با فشار ناشی از انقباض اجتماعی حاصل از روند مدرنیته، گذران اوقات فراغت را در قالب گردشگری تسهیل نمود و انسان مدرن فارغ از عمق فرهنگی نهفته در اوقات فراغت به عنوان گردشگر تنها رهایی از وظایف مدرن را دنبال نمود. جریان گردشگری شکل گرفته در این چارچوب نیز، انسان درن را با انگیزه تفریح در روند بازساخت شده سرمایه داری، به جستجوی محیط های گوناگون برای تمایز از محیط کار و تفریح واداشت. انسان در این رابطه توانست که نیاز به تفریح و استراحت و آرامش و دور شدن از گرفتاریهای زندگی مدرن را که یک مساله عمیق اجتماعی – فرهنگی دوران عصر مدرن است را به صورت سطحی حلک کند. خود همین امر به علت مسائل سرمایه داری و تکنولوژیکی در یک حالت تضاد با تبارهای درونی قرار داد. کار و تلاش بیشتر، خستگی و تحمل فشارهای روحی روانی بیشتر برای داشتن پس انداز برای رفتن به مسافرت و گردش برای استراحت، هر چه زندگی ماشینی تر و تکنولوژی زده تر می گردد، این مساله تضاد بین کار و استراحت (لااقل برای توده مردم) بیشتر می گردد( پاپلی یزدی و سقایی، 1382 ، 30و 31)
سرمایه داری در مدرنیته اولیه در پویش سرمایه داری تجاری، نخستین انباشت سرمایه را در سده هفده و هجدهم در اروپا تجربه کرد. این انباشت همراه با انقلاب راهها در فاصله زمانی 1745 تا 1760 و تنزل قیمت های حمل و نقل اولین جلوه های گردشگری مدرن را در چارچوب سفرهای آموزشی در اروپا شکل داد (همان منبع ، 33). در این میان گردشگری در رابطه مستقیم با توانمندی مالی در چارچوب تورهای خاصی شکل می گرفت که به سفرهای آموزشی (G.T) معرف بودند. سفرهای آموزشی اولین جلوه های گردشگری مدرن را در اروپا شکل داد. بیشتر اعضای این سفرهای آموزشی برای کسب دانش و تجربه های جدید به مسافرت می رفتند. معمولا این افراد از طبقات بالای اجتماع بودند که برای کسب دانش و فرهنگ مسافرت می کردند. اصولا پسران خانواده های مرفه برای دیدن آثار باستانی، مطالعه و نیز فراگیری علوم معماری و تاریخ به کشور خاصی اعزام می شدند. سفرهای آموزشی یک راهنمای سفر داشت که در سال 1778 میلادی توسط توماس نوگنت تهیه شد و پرفروش ترین کتاب معرفی گردید (وای، گی، 1382، 29).
اما در مدرنیته علیا پایه و اساس گردشگری دسته جمعی امروزی به وجود آمد. در این دوره تغییرات اقتصادی و اجتماعی عمیقی به وجود آمد که از آن جمله مهاجرت کارگران کشاورز از مناطق روستایی و روی آوردن آنها به شهرنشینی بود. انقلاب صنعتی قدرت بخار را که در قطارها و کشتی ها مورد استفاده قرار می گرفت، معرفی کرد. تغییرات اجتماعی، موجب تغییر مشاغل وگسترش طبقه میانی اجتماع گردید و این طبقه توان بیشتری یافت تا بیشتر به تفریح و مسافرت برود، در نتیجه افزایش تقاضا برای مسافرت باعث شد که مسافرت های تخصصی طبقه مرفه تورهای آموزشی شکل تازه ای به خود بگیرد ( همان منبع).
انقلاب صنعتی با پیش زمینه های فراهم آمده از انباشت سرمایه و دانش از نیمه دوم قرن هیجدهم در انگلستان آغاز گردید که روند رو به شتاب آن از سال 1780 سرعت زیادی یافت و اثرات بسیاری بر جای نهاد ( پالمر، 1357، 4) . انگلستان از آنجا که دارای کارهای تولیدی بسیاری بود، توانست بازارهای گسترده ای را برای تولیدات خود به دست آورد و سود بسیاری را کسب نماید. این سود در تکمیل صنایع کارگاهی به کار گرفته شد و سبب جایگزینی کارخانه به جای کارگاه و استفاده از صنایع ماشینی به جای صنایع دستی گردید این خود با سمت و سوی ویژه اقتصادی گذار از انقلاب تجاری را به انقلاب صنعتی سبب شد (لطفی، 1381 ، 298) . نخستین نمایشگاه صنعتی دنیا در 1851 میلادی در بریتانیا (فوگل، 1380، 914) ، نشان از آن داشت که انقلاب صنعتی در انگلستان به بالاترین درجه رشد در زمان خود رسیده است. از این زمان به بعد بود که انقلاب صنعتی در گسترش مابین سالهای 1914-1871 رخ داد که از آن به عصر ترقی یاد می شود (فوگل ، 1380، 1018). نوآوری های تکنولوژیکی در روندی از انقلاب صنعتی در مدرنیته علیا نقش با اهمیتی را در همه گیر شدن جریان گردشگری ایفا نمود. مهمترین این نوآوری ها، تکنولوژی راه آهن بود. هرچند نباید نقش کشتی های بخار را نیز در این امر نادیده گرفت. بعد از اختراع ماشین بخار به وسیله جیمز وات در سال 1769 ، از این ماشین در فناوری های مختلفی استفاده گردید.
روند توسعه گردشگری در چارچوب اقتصاد سرمایه داری با افزایش نوآوری های تکنولوژیکی و مدیریتی همراه با سیر تحول اجتماعی ناشی از آنها، در میل به مصرف اوقات فراغت بیشتر در مدرنیته متاخر ابعاد دیگری به خود گرفت. تولید انبوه که در این دوره در چارچوب فوردیسم شکل گرفت، نشان از یک روند دگرگون کننده داشت. این شیوه، تولید انبوه کالا به یک هنجار بدل شد و تولید استاندارد شده ، تولید محصول با استفاده از فرآیندهای گروهی (سیستم خط تولید انبوه)، تولید به مقدار بسیار زیاد و بهره گیری از الگوی یکسان (یخچال، لباسشویی، تلویزیون و غیره ) در عرصه هایی مانند مهندسی، کالاهای الکترونیکی و اتومبیل یک مشخصه بارز به حساب می آمد. کارخانجات تولیدی به طور معمول در مقیاس های بزرگ اندازه ایجاد شد. در بالاترین سطح کارخانه فورد در دیترویت چهل هزار کارگر را در یک مجموعه عظیم گردآورده بود و از آنجا که تولید انبوه کم هزینه، به اقتصادهایی با مقیاس کلان نیاز داشت، دارا بودن صدها یا هزاران کارگر امری عادی بود. تسری تولید انبوه به تمامی سطوح اقتصادی سرمایه داری، گردشگری را نیز در برگرفت. گردشگری در این میان با کسب ویژگی های سرمایه داری در چرخه تولید – مصرف، نه به عنوان سفری برای تجربه گردشگری، که خ ود کار محسوب گردید. این خود به شکل گیری گردشگری انبوه فرصت داد که در آن گردشگری به عنوان محصولی بسته بندی شده و استاندارد به عنوان دو هفته تعطیلات در سال و در کنار دریا ارائه گردد (Meethan,2005 , 26).
سواحل در گردشگری انبوه از اهمیت بالایی برخوردار بودند و گردشگران به وسیله تورهای گردشگری به صورت دسته جمعی به مناطق ساحلی روی می آورند و امتداد آرامش در خانه را در این مکان ها جستجو می کردند. «به عنوان مثال سواحل دریای مدیترانه نمونه خوبی برای گردشگری انبوه است. به گونه ای که رشد سفر به این سواحل از کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی افزایش چشمگیری یافت ( سلطانی، 1374 ، 96 ) ». آنچه فرایند گردشگری انبوه را در این سفرها رقم می زد، دلبستگی به چهار «s» معروف بود که در دریا، خورشید، ماسه و سکس خلاصه می شد. از این رو گردشگران انبوه به دنبال یافتن آرامش در جستجوی مناطقی بودند که از اهمیت چندانی برخوردار نبوده، اما به دلیل واقع شدن در کنار دریا و یا موقعیت خورشیدگیر انتخاب می شدند، این گردشگران از نظر فرهنگی خود را بالاتر از میزبانانشان دانسته و به همین دلیل احتیاج به آشپزی و امکانات مربوط به محیط خود را در خارج از کشور خود داشتند. آنان هر چند به دنبال آرامش بودند ولی معمولا باعث به وجود آودن تاثیرات مخرب بسیاری برای میزبانان خود می شدند. بطور کلی گردشگری انبوه نشان دهنده مصرف چشمگیر اوقات فراغت در مکان های استاندارد شده بود، که با افزایش بهره بری از فضاهای گردشگری- بخصوص در سواحل – حداکثر باز خور منفی را ایجاد می نمود (پاپلی یزدی و سقایی، 1383، 40).
در این میان گردشگری در عصر حاضر نه به عنوان یک مسافرت، سیاحت، تفنن و ... بلکه به یک فعالیت عظیم اقتصادی بدل گشته است به طوری که در سال 2000 تعداد کل گردشگران در دنیا، بالغ بر 702 میلیون نفر بوده که از طریق مسافرت این تعداد نفر به نقاط مختلف جهان حدود 621 میلیارد دلار وارد چرخه اقتصادی جهان گردیده است. پیش بینی ها حاکی از آن است که تا سال 2010 میلادی این صنعت به مبلغ غیرقابل باور 15 تریلیون دلار در سال دست خواهد یافت ( جدول 1 ). آنچه در این مقوله از اهمیت اساسی برخوردار است، آن است که گردشگری با تمامی انواع و اشکالش در حال تبدیل به فعالیت اقتصادی پیشتاز جهان در ربع اول قرن 21 و مهم ترین و سودآورترین تجارت جهان است.
2-2 جهانگردی در ایران
هرچند کشور ایران به ملاحظات گوناگون همواره مورد توجه مردم همه نقاط جهان بوده و هر چند ردپای جهانگردان از گذشته های دور را می توان در این سرزمین دنبال نمود، اما پرداختن به موضوع جهانگردی از دیدگاه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و معرفی کشور و آداب و رسوم و هنر و خصوصیات آن به جهانیان فقط از آغاز تاسیس سازمانی جلب سیاحان سابق صورت گرفته است. در اینجا نگاهی کوتاه و گذرا به گذشته جهانگردی در ایران می اندازیم:
2-2-1 جهانگردی در ایران قبل از اسلام
در ایران قبل، از اسلام و قبل از حکومت اریاها و پیش از تدوین تاریخ، نیز مسافر و جهانگردی دارای حقوق و امتیار بوده است که در حکومتهای مختلف و در تشکل های مدنی هر دوره، حدود و میزان آن یکسان و مشابه نبوده است بلکه با توجه به انگیزه و هدف مسافر یا جهانگرد حقوق و حدود آن، تعیین و اجراء می شد.
در زمان حکومت ایلامی ها که کشور ایران به صورت فدرال اداره می شد سیر و سفر معمول بوده و مسافرین نیز از امکانات موجود استفاده می کردند، اگرچه به سبب فقدان تاریخ و یا روایات مکتوب به چگونگی آن حقوق، دقیقا نمی توان وقوف یافت ولی آنچه مسلم است این است که سیر و سفر در آن دوران متداول بوده است و مسافرین اعم از ایرانگردان و جهانگردان از طریق و شوارع و تاسیسات و امکانات سرویس دهی مسافرین استفاده نموده اند. [1]
برای نمونه به مندرجات بخشی از کتاب مسافران تاریخ استناد و عینا آنرا نقل می کنیم:
... بی گمان سیر و سفر در آن روز و در آن سرزمین باستانی از رونق و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده، و تا قبل از نابودی این تمدن، مسافران داخلی و خارجی در جاده های میان شوش و ایالات داخلی و سرزمین های خارج از آن در رفت و آمد بوده اند و شاید تاسیساتی نیز برای رفاه حال آن مسافران ساخته شده بود که در حملة آشوریان از میان رفته است.
الف) دوران مادها و هخامنشیان:
از دوران مادها اطلاع صحیح و مستندی که نمایانگر سیر و سفر و یا وجود تاسیسات و بناهای مورد استفادة جهانگردی باشد در دست نیست، و در منابع و کتابهای موجود، نیز در این زمینه اخبار و اعلامی نشده است. اما از دوران هخامنشی و پادشاهان این دوران مدارک و مستنداتی موجود است که انکار ناپذیر می باشد و در آن مستندات از طرق و شوارع و ابنیه، احداث شده و قابل استفاده مسافرین اسم برده شده است.[2]
پس از فتح ایران، بوسیلة اسکندر مقدونی و دگرگونی تمدن و فرهنگ کهن ایرانی و رواج فرهنگ و تمدن یونانی (هلنیسم) [3]، جهانگردی خصوصاً سیر و سفر جهانگردان یونانی به ایران، تحرک بیشتری یافت و با ساخت شهرها و قصبات متعدد، سیاحانی با اهداف بازرگانی و تجاری به ایران آمده و از شهرهای تازه ساخت و امکانات جدید استفاده کرده اند.
در زمان سلوکیان و جانشیان اسکندر که به توسعة راهها و عریض کردن و نگهداری آنها، توجّه ویژه داشتند، تردّد کاروانها مبادلة کالا در طول سال و در نقاط مختلف ایران ، معمول و رایج بوده و سیّاحان تجاری و بازرگانی، از آن امکانات بهره می بردند.[4]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
پاسخگویی به این تقاضاها به منزله ارائه اطلاعات بسیار زیادی به رقبا خواهد بود.به نظر نمی رسد که کسی این پرسش را کرده باشد که آیا اصولاً این امکان و احتمال حتی به صورت ضعیف وجود دارد که بتوان اطلاعات مفیدی از این نوع ارائه نمود و آیا کنترل لازم در مورد هزینه های مربوط به تحقیق و توسعه می تواند عملاً منجر به نوآوری گردد.
تقاضاهای مطرح شده در این بررسی بیان کننده نگرانی عمومی در این مورد بود که چه پیش خواهد آمد.در ورای این نگرانی ، این تصور نیز نهفته است که ممکن است ما کاملاً بدانیم که چه پیش خواهد آمد و بدین شکل میزان بازگشت سرمایه و خطرات آن را محاسبه نماییم.تصوری که مورد تردید هیچ یک از افراد درگیر در این مسئله نبوده است.
تصورات دیگر عبارتند از آنکه فرایند نوآوری را می توان از بالا کنترل نمود و نیز خط مرز سود و زیان باید مورد توجه و عنایت خاص باشد.تمامی کسانی که در این مباحثه شرکت نموده اند نقشه ای کهنه و قدیمی را دنبال می نمایند.مسیری آشنا به سوی پایداری و اعتقاد راسخ بر اینکه این مسیر درست است.اما آیا واقعاً چنین است؟
تهیه نقشه هایی جدید برای حرکت در دریاهای ناشناخته
مشکلی که در مورد نقشه ها و طرحهای استاندارد و اصول ناوبری سنتی وجود دارد این است که از آنها تنها می توان در شناسایی مسیرهای شناخته شده ای که قبلاً توسط دیگران طی گردیده است استفاده نمود.به عبارت دیگر این نقشه ها و اصول تنها برای اداره امور معلوم می تواند مورد استفاده قرار گیرد.تنها تحت شرایط آشنا و شناخته شده است که یک ناخدای کشتی می تواند مقصد خود را در آن تعیین نماید.تنها تحت چنین شرایطی است که دنباله روی کورکورانه از فرماندهان برای اعضای گروه معنی و مفهوم می دهد.لکن هنگامیکه منطقه و مسیر جدید باشد دیگر نقشه قدیمی ارزشی نخواهد داشت.اطلاعات و اعتقادات کهنه و قدیمی برای وظایفی که امروزه مدیران با آنها رودرویند دیگر خالی از فایده است و اینجاست که مفهوم مدیریت ناشناخته ها شکل می گیرد.
در تعریف ، اصول استراتژیک بدیع سازمان را به سوی دریایی از ناشناخته ها هدایت می نماید چرا که اعتقاد بر این است که هیچ کس از مقصد یک سازمان نوآور در آینده آگاهی ندارد.مدیران سازمان همچنانکه به پیش می روند ، باید بیافرینند ،خلق نمایند ، ابداع کنند و مقصد خود را کشف نمایند.اگر قبول کنیم که هیچکس نمی داند سازمان به کجا می رود ، آنگاه هیچکس هم نمی تواند مسئول و فرمانده تلقی گردد.در عوض مدیران باید شرایطی را به وجود آورند که در آن ، رفتار سازمانی کنترل گردد حتی اگر کسی مستقیماً این کار را انجام ندهد ، اگر مدیران نمی توانند بدانند که سازمان به کجا می رود و یا آنکه فلسفه و خط مشی فعالیت کاری صحیح و مناسب برای آینده کدام است ، پس نباید به امور همسانی همچون «گروه یکپارچه» و یا «فرهنگ مشترک» که حتی اخیراً خیلی تبلیغ شده ، معتقد باشند.برعکس ، آنها باید همه چیز را مورد سوال و تردید قرار داده و از طریق بحث و برخورد عقاید نظریات نوینی ایجاد نمایند.آنان باید به جای صرف اتکا به قوا و منابع انسانی موجود و تنها سعی در تطبیق خود با محیط بازارهای موجود ، درصدد توسعه منابع انسانی جدید باشند و لااقل تا حدودی سعی نمایند تا محیط و شرایط جدید به وجود آورند.باید همچنانکه به پیش می روند اصول ناوبری دنیای ناشناخته های خود را توسعه داده و نقشه ها و طرحهای نوینی را ترسیم و تهیه نمایند.به منظور نیل به این هدف مدیران باید برداشت ذهنی قدیمی مربوط به ثبات را کنار گذاشته و آرایش ذهنی جدیدی را به وجود آورند که نقش مثبت ناپایدار و ناشناخته بودن برنامه های بلند مدت آینده را بشناسد.
مثالی از این نوع سفر نوآورانه و بدیع را می توان در مقاله دیگری در کنار مقاله قبلی در همان روز با عنوان «شرکت سونی به سوی هدف نشانه رفته است،» مشاهده کرد.
هدف مورد بحث در اینجا کسب موفقیت برای محصول الکترونیکی جدیدی به نام دیتادیسک من[1] یا سیستم اطلاعات شخصی قابل حمل است.این دیسک من دستگاهی است که به راحتی در کف دست جا می گیرد.در این دستگاه می توان از دیسکهایی حاوی کتب ، فرهنگهای لغت ،دروس زبانهای خارجی ، راهنمای مسافرتها ،بازیهای کامپیوتری و دیگر اطلاعات استفاده نمود.این دستگاه شامل صفحه نمایشگر کریستال است و با صدا و موسیقی نیز همراه است.در آینده نزدیک دیسک من انسان را قادر خواهد ساخت تا بتواند در کیف دستی و یا جیب خود کتابخانه مورد علاقه خود را حمل نماید.انسان به کمک این دستگاه می تواند در عرض چند ثانیه به قسمتهای مختلف کتابهای فراوانی دسترسی داشته باشد.
در حال حاضر شرکت سونی در ژاپن ماهانه بیست هزار دستگاه دیسک من یا به عبارت دیگر سیستم اطلاعات شخصی تولید می کند.در نوامبر 1991 شرکت سونی این محصول جدید را در بازارهای آلمان و ایالات متحده نیز عرضه کرد.در بهار 1992 این دستگاه به بازارهای انگلستان ، فرانسه و اسپانیا نیز راه یافت.
سونی چگونه این محصول را ساخت؟ درسال 1988 یوشی تاکایوکی تا[2] ، که مسئولیت ساخت دستگاه تک دیسک 8 سانتی متری را در شرکت سونی بر عهده داشت ، ناچار به قبول شکست در ارائه این محصول به بازار شد ، زیرا عرضه این دستگاه به بازار در مقابل رقبا بسیار دیر انجام گرفته بود.اما ناامید نشد و به فکر کاربرد دیگری برای این دستگاه افتاد ، و بالاخره این فکر به ذهن اش رسید که از این دستگاه به عنوان قلب یک سیستم اطلاعات شخصی استفاده نماید.یوکی تا سپس حمایت همکاران خود را در توسعه این فکر جلب نمود.آنها از ناشران خواستند که مطالب مرجع را بر روی دیسک ها قرار دهند ، و از طرفی از نویسندگان نرم افزار خواستند تا برنامه هایی را برای سازماندهی و اصلاح اطلاعات تهیه نمایند.آنها شروع به مهیا ساختن سیستم توزیعی نمودند که هم فروشگاههای کتاب و هم فروشگاههای لوازم الکترونیکی را ترغیب به فروش این محصول جدید نمود.
در طول این مدت ، این محصول حتی در شرکت سونی نیز موضوعی سری و محرمانه تلقی می گردید.این امر به آن دلیل بود که راز تازگی و نو بودن محصول حفظ گردیده و رقبا از مسئله بی خبر نگهداشته شوند.از طرفی فرهنگ سازمانی حاکم ،افراد را تشویق می کرد که تا جایی که بتوانند هر ایده ای را بر اساس طرح و نقشه خود و بدون کمک دیگری ارائه نمایند.
زمانی که تاریخ عرضه این محصول یعنی اول ژانویه 1990 فرا رسید ، لازم بود که آقای نوریواوگا[3] ، مدیر اجرایی شرکت سونی ، از جریان مطلع شود.وی نه تنها از این فکر حمایت نمود بلکه طرحی اصلاحی نیز پیشنهاد کرد که موجب بهبود محصول گردید هرچند این کار باعث شد تا عرضه محصول به بازار شش ماه به تعویق افتد.در ابتدا شرکت سونی انتظار فروش تعداد 5 هزار دستگاه را در ماه داشت ،اما آنها 8 هزار دستگاه فروختند ،و اکنون در حال تولید 20 هزار دستگاه درماه اند.یوکی تا به همراه بقیه از چنین نتیجه ای اظهار تعجب فراوان نمود.او به همراه همکارانش معتقدند که هیچکس نمی داند که چگونه این محصول در آینده توسعه خواهد یافت.این نمونه نکات مهمی را نشان می دهد.اول آنکه مدیریت رده بالای سونی نه مدیریت تولید دستگاه دیسک من را بر عهده داشتند ، و نه چنین انتظاری از آنها می رفت.در واقع آنها تنها هنگامی که این محصول آماده تولید نهایی شده بود ، از جریان مطلع گردیدند.مدیران غربی در این موارد به جز اظهار حیرت و تعجب عکس العمل دیگری از خود نشان نمی دهند.مدیران غربی اگرچه می دانند که هرگاه به کارکنان آزادی عمل بیشتری داده شود ممکن است برای ارائه ایده های نو انگیزه بیشتری پیدا کنند، لکن معتقدند که کنترل یک سازمان با این رفتار مغایرت دارد.باید خاطر نشان ساخت که رفتار یوکی تا و همکاران او به صورتی خودکار کنترل شده و دارای حالت و کیفیتی خود سازمانده بوده است.
کنترل خود سازمانده شامل گروه خاصی از پدیده هاست.این نوع کنترل ، زمانی پدیدار می گردد که تعامل و گفتگوهای متقابل بین اعضای یک گروه ، به رغم فقدان یک سلسله مراتب رسمی در میان آن گروه و یا عدم قدرت از خارج ، ایجاد رفتاری مرتبط و وابسته می نماید.گروه های غیر رسمی و شبکه مدیران درون یک سازمان به وضوح شکل می گیرند و خود را از طریق فرایندهای سازمانده رهبری و هدایت می نمایند.هیچ قدرت مرکزی شبکه ارتباطات و اتحاد غیر رسمی ای را که در سازمان ایجاد می گردد سازماندهی نمی نماید ، ولی در عین حال این شبکه می تواند به طریقی کنترل شده رفتار نموده و جز حیاتی و مهم سیستم کنترل سازمان محسوب گردد.بسیاری از مدیران هنوز به این نظریه خو نگرفته اند که یک سیستم ، یا به عبارت دیگر یک سلسله تعاملات و رفتارهای متقابل ، می تواند خود پایایی و خودمانایی داشته باشند ، در روش نوین تفکر- در مورد مدیریتی که در این کتاب مطرح گردیده- از اهمیت خاصی برخوردار است.در این کتاب بارها به این سیستمها اشاره می شود.به ویژه در فصل سه ، چهار ، و هفت.
دوم آنکه ، توجه داشته باشید که پیش بینی میزان موفقیت محصول یاد شده در بین کلیه کسانی که در توسعه و تولید دیسک من درگیر بودند نادرست بود.آنها واقعاً نمی دانستند که این محصول با موفقیت روبرو خواهد گردید ، و یا آنکه میزان فروش آن چقدر خواهد بود.اکنون نیز به صراحت اذعان می دارند که درباره موفقیت آینده این محصول چیزی نمی دانند.آنها با ناشناخته ها مواجه بودند و هنوز هم با ناشناخته ها مواجه هستند.
سوم آنکه ، این محصول جدید به جای پاسخگویی صرف به نیازهای موجود بازار ،تقاضای جدیدی در مشتریان ایجاد می نماید.فرایند ایجاد این نوع تقاضا فرآیند آزمون و خطا است که ممکن است موفقیت و یا شکست به دنبال داشته باشد.دستگاههای واک من[4] و کم کوردر[5] از دیگر نمونه های باز موفقیت شرکت سونی است.در حالی که سیستم ویدیویی بتاماکس[6] نمونه ای معروف از شکست این شرکت به شمار می رود و بالاخره ، توجه داشته باشید که چگونه دیسک من خود را از طریق آزمون و خطا از شکست رهایی یافت.قبل از آنکه یوکی تا و همکارانش مبادرت به سفر به ناشناخته ها بنمایند ، هیچ نقشه و یا طرحی برای پیگیری وجود نداشت.آنها خود همچنانکه به پیش می رفتند نقشه و طرح را آماده ساختند.در مورد چهار نکته یاد شده در فصلهای آینده به تفصیل بیشتری بحث خواهد شد.
نمونه هایی همچون تولید دیسک من این مطلب را روشن می سازد که چقدر بیهوده خواهد بود که از شرکتها خواسته شود تا اطلاعات خود را در مورد میزان بازگشت سرمایه و سطوح ریسک آن را در مخارج فعالیت های مربوط به تحقیق و توسعه و تهیه و منتشر سازند.هرگاه واحد تحقیق و توسعه یک سازمان یا شرکت بخواهد در مسیری نوآورانه گام بردارد ، احتمالاً هرگز کسی از قبل در مورد این مسائل چیزی نخواهد دانست.کسانی که به دنبال این گونه اطلاعات هستند ، بر طرحها و نقشه های کهنه و قدیمی اصرار می ورزند.در حالی که آنهایی که نوآوری دارند نقشه های جدید را ، در حالی که به پیش می روند ،تدارک می بینند.
رویارویی با ناشناخته ها
همه در این که اساساً مفهوم آینده ناشناخته است ،بویژه در مورد محصول و یا عملی بدیع ، اتفاق نظر دارند.اما این نظریه بسیاری از مدیران را آزرده خاطر می سازد و باعث می گردد تا ایشان آزردگی خود را با این تصور که حتی آینده بدیع و نو نیز در هر حال تا حدودی شناخته شده است ، تسکین بخشند.آنها معتقدند که انسان لااقل می تواند درباره آینده ای بلند مدت ،دید و تصوراتی داشته باشد.آنها می گویند انسان می تواند به صاحبان سهام و کسانی که در مقام کنترل کلان سازمانی می باشند اطلاعاتی مفید در مورد میزان آتی بازگشت سرمایه و سطوح ریسک و خطرات ناشی از آن ارائه نمایند.
من معتقدم که این وهم و خیالی تسکین بخش است که در واقع توجه را از دنیای واقعی منحرف و آن را تضعیف می نماید.مدیران امروزی به جای گریز از موضوع ناشناخته ها ، باید سعی نمایند تا با آن مستقیماً روبرو گردند.این به آن معنی است که شما واقعاً باور کنید که نمی دانید که آینده بلندمدت برای سازمان شما چه ارمغانی را به همراه خواهد داشت.وهم و خیال و داشتن تصورات نامفهوم واقع بینی نیست.باید این واقعیت را پذیرفت که هیچ فرد و یا گروه کوچکی عهده دار تمام مسئولیت آینده بلند مدت یک سازمان نیست و تضمین وحدت وهماهنگی فرضی به قیمت کاستن و از میان بردن اختلاف نظرها در میان افراد امری زیان آور است.این کار همچنین به معنی حفظ رفتارها و موقعیتهای متناقض و متضاد در درون سازمان است.شرکت سونی دارای نظام سلسله مراتب و تخصیص بودجه همراه با قدرت متمرکز در رده بالای سازمانی است ، اما افراد و گروههای پایین تر در سلسله مراتب می توانند عقاید و نظریات نوین را با آزادی نسبی ای که دارند ، بدون آنکه مجبور باشند فعالیتهای خود را برای مقامهای رده بالاتر توجیه نمایند ، طرح کنند.در طرز فکر نوین درباره مدیریت ، نگرش اساسی و مهم این است : حفظ تضاد و تناقض موجود بین کنترل و آزادی و نه دفع و از میان بردن آن.
برداشت و آرایش ذهنی نوین به معنی استفاده مثبت از بی ثباتی و ناپایداری است.سازمانهایی مثل سونی که این اجازه را به افراد خود می دهند تا بدون در جریان گذاشتن مدیران رده بالا تا جایی که می توانند در مسیر توسعه یک محصول پیش بروند ، ناچارند بروز بی ثباتی و ناپایداری را بپذیرند.بعضی از شرکتهای پیشروی ژاپنی به جای قلمداد نمودن این ناپدایداریها بعنوان محصول و عواقب شوم و ناخواسته نوآوری ، عمداً و با آگاهی تمام مشوق آن هستند.مثلاً شرکت هوندا تعداد زیادی از مدیران نیمه حرفه ای را از دیگر سازمانها به کار می گیرد تا فرهنگهای متفاوتی را در شرکت خود ایجاد نماید.بدین ترتیب هواندا کشمکش و مشاجره کاری را تشویق می نماید.
با آرایش ذهنی نوینی که در این کتاب ارائه می گردد ، یک مدیر از بی ثباتی و بحران ، به طریقی مثبت بهره خواهد جست تا دیدگاههای جدیدی را به وجود آورده و تردید و سوال مستمر و یادگیری مداوم سازمانی را برانگیزد.وضعیتی که از طریق آن آینده های ناشناخته کشف و ایجاد می گردد.این نگرش جدید نسبت به مفهوم مدیریت ممکن است ناراحت کننده تر از نگرش قدیمی به نظر برسد ، لکن در هنگام بی ثباتی و آشفتگی که مشخصه اکثر سازمانهای امروزی است بسیار پویاتر و مفیدتر است.این نگرشی است که مدیران را از هدف غیر واقعی و خیالی تعادل پایدار دور ساخته و این امکان را به وجود می آورد تا آنان بتوانند بر آینده ناشناخته سازمانهای خلاق غلبه نمایند.
همزیستی شناخته ها و ناشناخته ها
البته همه چیز ناشناخته نیست.در واقع ، در شرح شغل بسیاری از مدیران شناخته ها آمده است.مدیران غالباً می دانند که در کوتاه مدت به چه نتایجی لازم است برسند و می دانند که باید صرفاً مسئله چگونگی انجام آن را حل نمایند.به عبارت دیگر آنها از مقصد خود آگاهی دارند، لکن مسیر را نمی شناسند.در مورد این نوع مدیریت که در آن چارچوبهای اصلی و راه کارهای عمومی مشخص شده است ، بهتر است از تجزیه و تحلیل کمی برای شناسایی راه حلهای مسائل استفاده و انواع نظامدار و معین برنامه ریزی ، اجرا ، و کنترل را به کار بسته شود.در اینجا آرایش ذهنی سنتی قبلی کاملاً معتبر و کارساز است.
اما درست در همین زمان و در همین نوع از سازمان ضروری به نظر می رسد تا مدیریتی که چارچوبها را در هم می ریزد اعمال شود.مدیریتی که در آن عقاید مدیران با هم در تضاد سازنده قرار می گیرد ، آنها نظرات یکدیگر را زیر سوال می برند.بحث می کنند، یاد می گیرند ،یاد می دهند و در نهایت به کشفیات جدیدی دست می یابند.این شکل ، تناقض و تضادی اساسی در سازمان است.ساختارها و رفتارهای متناسب با مدیریت ثابت ناچار با هنجارها و اشکال غیر رسمی و ناپایا از یک شکل فوق العاده مدیریت که لازمه غلبه بر ناشناخته ها است ، در کنار یکدیگر قرار می گیرند هرچند که این تضاد و تناقض در ابتدا تنش شدیدی را در سازمانهای موفق به وجود می آورد ولی هدایت صحیح این تنش می تواند منشا خلاق توسعه مستمر سازمانها باشد.
ثبات و پیوستگی ، سیری به سوی فناوری زودرس سازمانی
ما به دو دلیل نیاز به نگرشی نوین در اداره امور داریم.اول آنکه ، شواهد روز افزونی وجود دارد مبنی بر اینکه نگرش قدیمی دیگر در دنیای کار و فعالیت امروزی به خوبی عمل نمی نماید.این مطلب ، که در این بخش به طور خلاصه به آن پرداخته شده است ، در فصل بعدی بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد.دوم آنکه ، نگرش قدیمی بر پایه تصوراتی در مورد طبیعت سیستمها استوار شده است که کشفیات علمی جدید ، بی اعتباری آنها را نشان داده است (این مطلب نیز در بخش بعدی به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته و سپس در فصل سوم کتاب به تفصیل درباره آن صحبت خواهد شد).
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 161 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 224 |
فصل اول
مقدمه
در قرآن کریم تاکید فراوانی به سیر و سیاحت و اندیشه در سرنوشت اقوام و ملل شده و این امر انگیزهای بسیار قوی است تا در احوال و سرگذشت اقوام و امم مختلف درزمینههای گوناگون از جمله تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و غیره کوشا باشیم. اگر کمی به گذشته برگردیم و سابقه و قدمت و اقتدار تمدن و فرهنگ اسلامی را مد نظر بیاوریم متوجه این نکته میشویم که ارمغان جاودانهای که اسلام به همراه مواهب دیگر برای بشریت آورد و برای همیشه او را مدیون مراحم عمیق خویش قرار داد، همان فرهنگ و تمدن انسان فراگیری است که هنوز انسانیت از ثمرات آن بهرهمند است. کارنامه اسلام در قرنهای درخشان آن، کارنامة فرهنگ انسانی است. این نکته که اسلام در طی قرنهای دراز موجد یک فرهنگ پیشرو بوده است چیزی است که از تاریخ فرهنگ انسانی به درستی بر میآید و به قول برخی از محققین «دنیای اسلام به قدر کافی افتخارات راستین دارد که نیاز به گزاف و دعوی نداشته باشد.»
با نگرشی بر جریانات حاکم بر جهان علم و سیاست، متوجه میشویم مدتی طولانی است که مبارزهای تمام عیار از سوی غربیها علیه مشرق زمین خصوصاً ممالک اسلامی در جریان است و هر لحظه بر التهاب شعلههای این نبرد و تهاجم فرهنگی و سیاسی افزوده میشود.
به نظر نگارنده یکی از راههای مبارزه صحیح و اصولی با این تهاجمات، مسلح شدن به سلاح علم و ایمان است. اگر ما مسلمانان مختصری از تاریخچة تمدن و فرهنگ عظیم و با شکوه اسلامی را بدانیم و با نقاط ضعف و قوت آن آشناشویم و بکوشیم افتخارات عظیم علمی گذشته ایران و اسلام را حتیالامکان زنده نماییم، خود بهترین حربه برای مبارزه با این شبیخون فرهنگی و سیاسی خواهد بود و به نظر میرسد «حداقل تحقیق و تفحص در احوال امم گذشته در کشورها و بلاد اسلامی میتوان آن حس حقارت نفس را که هجوم تجاوز گرانه فرهنگ غربی در بعضی بیخبران ما برانگیخته، بکاهد.» ما در گذشته توانستهایم و هم اکنون نیز میتوانیم در عرصه علم و دانش و تمدن و فرهنگ (به مانند قرون اولیه اسلامی) بدرخشیم، هر چند که این امر مستلزم پیمودن راهی بس مشکل و طولانی است اما رسیدن به آن محال نمیباشد.
با توجه به این موضوع، بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی کشورمان حداقل ما را با گذشتة شکوهمند آن در بستر زمان آشنا میکند و بدین ترتیب از نقاط ضعف و قوت آن مطلع میشویم و چون علم جغرافیای تاریخی در برگیرندة ابعاد مختلف و زمینههای متنوع علمی (وضعیت طبیعی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، آثار تاریخی و ...) است، در این جهت سودمندتر خواهد بود.
خراسان سرزمینی است گسترده در پهنه فلات ایران با شهرها و دهکدههایی کوچک و بزرگ که جایگاه آغاز ساختن و پرداختن زندگی و تمدن بشری بوده است و بدون تردید نه تنها در آفرینشهای تمدن ایران زمین بلکه در ساختارهای گوناگون جامعه انسانی نقش راستین را داشته و بدین جهت است که بسیاری خراسان را سرزمین مقدس جامعه انسانی به حساب آورده و شناخت و آشنایی با آنه در تاریخ زندگی انسان بر این محیط گذشته است تغییرات و تحولاتی که در این کانون در طول قرنها به وقوع پیوسته خود، حرکت انسان به سوی انسان شدن را نمایان میسازد و پیوسته بر این مسیر دشوار انسان بودن، حرکت خود را ادامه داده و بازگو مینماید، چه مشکلاتی در راه بوده تا روشنایی را تجدید حیات بخشد و بدین جهت گذشته خراسان چراغی است فرا راه آینده بشری.
آنچه بر دیدگاه مینشیند، پژوهشی است بر مبنای جغرافیای تاریخی پارهای از این سرزمین افسانهای که خود با رازهای بسیاری همراه است و اگر چه مفهوم جغرافیای تاریخی هنوز از نظر محققان به طور دقیق تعریف نشده و مشخص نگردیده است و گاهی آن را شعبهای از جغرافیای انسانی شمرده و زمانی مطالعه تغییرات عوامل جغرافیایی در طول زمان به حساب آوردهاند ولی به نظر میرسد که جغرافیا بستر رویدادهایی است که محتوای تاریخی دارند و باید چنین نتیجه گرفت که جغرافیای تاریخی مجموعهای است از مطالعات محلی با وجه به دگرگونیها و بازسازیها و خلاقیتهای انسان در طول حیاتش در آن ناحیه و بدین ترتیب جغرافیایی در طول تاریخ با توجه به عوامل انسانی تاثیر گذار بر این مکانهای جغرافیایی میباشد.
بیان مسئله
در این مجموعه که به صورت پایان نامه مکتوب گردیده سعی شده از اطلاعات و مدارجی که درج میشود به بهترین حالت ممکن استفاده شود تا در صورت امکان یک منبع اطلاعاتی به عنوان مفید در دسترس خوانندگان قرار گیرد. در این مجموعه علاوه بر جغرافیای طبیعی به ویژگیهای انسانی و تاریخی این منطقه اشاره گردیده است و علاوه بر آن اشارهای به رویدادهای تاریخی شده است و همین طور آشنایی با آداب و رسوم و باورهای مردم منطقه و تاثیر آن بر رفتاری مردمان آن دیار توجه گردیده است.
بیان هدف
هدف از انتخاب این موضوع این موضوع جهت ارائهی پایان نامه تحصیلی شناخت و معرفی هر چه بیشتر منطقهی باستانی از سرزمین کهنمان است.
همین موضوع باعث گردیده که با یاری خدا بتوانیم از این طریق شناخت بیشتری نسبت به منطقهی تاریخی گناباد پیدا کنم و در خدمت علاقمندان و دوستداران این گونه اطلاعات قرار دهم.
طرح تحقیق
آنچه در این تحقیق فراهم شده مختصری از مونوگرافی همان طوری که میدانیم مونوگرافی سبک نگاری جامعه یا اجتماعی است که در یک محل زیست میکند و در اصطلاح به معنی شناخت جغرافیایی و اقتصادی و اجتماعی و انسانی یک منطقه است.
مونوگرافی حاضر مربوط به روستای گناباد است و مونوگرافی روستایی بررسی موقعیت و شناخت جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و انسانی روستا یا ده است.
با این حال نویسنده کوشش دارد که فقط آمار و ارقام را ارائه ندهد بلکه علاوه بر آمار و ارقام، تحلیل بر مونوگرافی روستای گناباد داشته تا تحقیق جنبهی تحلیلی به خود بگیرد.
با توجه به فرهنگ روستا، نوع ساختار اجتماعی و هم چنین آداب و رسوم و زبان که آکنده از سنتهای اسلامی و قدیمی و لبریز از قوانین منظم و یا قبیلهای بوده است که خود نشان دهندهی غنا و قدمت روستا بوده که تحقیق در مورد این مسائل علاوه بر این که ما را با فرهنگ روستا آشنا میکند، چند دربارهی این سنتها را نیز میتواند به دنبال داشته باشد در واقع این تحقیق میتوان به یک رشته از اطلاعات و گوناگون که در مورد روستا است دست پیدا کرد.
وضعیت طبیعی گناباد
گناباد در منابع معتبر تاریخی و وجه تسمیه
گناباد از جمله شهرهای کهن و بسیار قدیمی ایران است که قدمت آن به چند هزار سال قبل می رسد. با نگرشی به منابع تاریخ و جغرافیای کشورمان درمی یابیم که این شهر طیّ دورانهای تاریخ به نامهای گوناگون نامیده اند که در برخی از آنها خود لفظ نشان دهندۀ معنی می باشد.
در این قسمت به برخی از اسامی گوناگون و تعابیر مختلفی که در جهت تعریف و شناساندن گناباد، در مراجع و فرهنگهای مورد مطالعه وجود دارد اشاره می شود.
در برخی از منابع آمده که : «قهستان(قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه ( مرکز) آن قاین و شهرهای آن ینابذ (گناباد) و طبسین است که ...»
همچنین مترجم ذکر می کند:« در شاهنامۀ فردوسی نیز به لفظ کُنابَد (کُنابُد) آمده است آنجا که می گوید:
یکی سوی کوه کنابَد برفت یکی سوی ریبَد خرامید نفت»
البته مؤلف در حاشیه توضیح می دهد که «ظاهراً این محل در شاهنامه همان کوغناباد است و [محلی به غیر از] گناباد می باشد» و در صفحات بعد آمده است که : « بادغیس دارای شهرهای کوه سیم (جبل الفضّه) کوه کوغناباد، بست، ... است و همین لغت در نزهةالقلوب به صورت کوه غناباد آمده است.»
نکته قابل ذکر اینکه تطبیق نقاط جغرافیایی مطرح شده در شاهنامه فردوسی (مرتبط با نبردهای حماسی ایران و توران در خراسان بزرگ و مرز توران) با گناباد فعلی واقع در جنوب خراسان، مورد تأیید اکثر محقّقین و مؤلفین می باشد.
البته در این باره برخی از محقّقین اعلام نموده اند که شاید منظور فردوسی از کَلات (محل نبرد فرود با طوس سردار کیخسرو) کلات گناباد نبوده و مثلاً کَلات مشهد یا منطقه ای واقع در ترکمنستان فعلی می باشد. البته به نظر نگارنده شواهد غیرقابل انکار و معتبری وجود دارد که نشان می دهد منظور فرودسی از کُنابَد و اعلام جغرافیایی دیگر چون کَلات، چَرَم و ... گناباد واقع در جنوب خراسان فعلی است. در این مورد در بخشهای تاریخ اسطوره ای و آثار تاریخی قبل از اسلام مطالبی بیان خواهد شد.
ازگناباد علاوه بر کنابد به صورت جنابد نیز نام برده شده و در شاهنامه فردوسی چنین آمده است:
چو پیران سپه از کنابد براند بروز اندرون روشنایی نماند
و مؤلفی دیگر نیز به نقل از شاهنامه می نویسد:
«نگفتم مرو بر کَرات چَرَم مزن بر کرات جنابد قدم»
یکی از جغرافی دانان اسلامی می نویسد:« اما قاین وسعت آن را به اندازۀ سرخس و بناهای آن ازگل و دارای قهندز (کهن دژ) است ... یُنابُذ(گناباد) شهری است
بزرگتر از خور، بناهایش ازگل و دارای قری و روستاهاست.»
و دانشمند دیگری در حدود نیمۀ دوم قرن چهارم هجری، در ذکر قهستان متذکر می شود که:
«قهستان از جملۀ خراسان است و بر سر حدّ بیابان فارس و کرمان و بدانجا هیچ شهر نیست بدین نام و این، نام ولایت است. شهرهای آن قاین و جُنابُد و تون، خور و خوسف، طبس کریت و طبس مسینان می باشد... و جنابذ بزرگتر از خور است و بنای ایشان از گل و آن را دیه ها و روستاها، آب ایشان از کاریز، و آن را حصار و قهندز خراب است.»
در نوشته ای از حدود قرن چهارم هجری آمده است که :«یُنابذ بزرگتر از خور است و ناحیت و روستا دارد و آب از کاریز بردارند.»
پژوهشگر دیگری ضمن اینکه شهرهای قاین را بیان می کند می نگارد که «قاین: تون، خوسف، خور، کری، طبس، رقه، یناورد (گناباد) سنّاود و طبس پایین را دارد.» و در بخش خراسان قسمت قوهستان می نویسد:« سرزمینی پهناور است که هشتاد فرسنگ سنگین در هشتاد فرسنگ است. ولی بیشتر آن را کوهها و دشتهای خشک و بی درخت فراگرفته قصبۀ آن قاین و شهرهایش تون، جنابد (بُنابد) ، طبس، ...[می باشد]، و در پاورقی در توضیح ُِنابِد می نویسد:« یُنابِد = بیاوُد= نُبایُذ = و بیایُد»
مؤلف معجم البلدان در این باره می نویسد: جُنابِذ : بالضم بعد الألف باء موحدۀ مکسوره و ذالمعجَمة : ناحیه ای از نواحی نیشابور است و اکثریت مردم می گویند که آن از نواحی قهستان می باشد و آن ولایتی است که به آن کنابد می گویند و گفته شده که آبادیی است.
همانطور که مشاهده می شود مؤلف چه در این کتاب، چه در کتاب دیگر خود (مراصدالاطلاع) بر نام جنابذ و اینکه این شهر از نظر جغرافیای سیاسی متعقل به نیشابور است،تأکید کرده و متذکر گردیده که اکثریت مردم می گویند از نواحی قهستان می باشد.»
دانشمند مسلمانی چنین می نویسد:« جنابُد: در تلفظ کنابُد گویند. شهری کوچک است بهتر از خور و چند موضع و تواقع دارد او را قلعه ایست که پسر گودرز ساخته و حصار محکم دارد. چنانکه از بالای آن تل ریگ تا غایت دیهها و ولایتها مجموع در نظر باشد امّا هرگز آن ریگ در باغات نمی آید و آبش از کاریز است و چهار فرسنگ درازای کاریز است و...».
در برخی از فرهنگها آمده که «کنُابِد : بضّم کاف و کسر با نام شهریست در خراسان و کوه منسوب بدان شهر را نیز گویند. آن در اصل گَون آباد بکاف فارسی بوده و گَوَن به ترکی به معنی آفتاب است و در قدیم الایام در آن محل فیمابین سپاه ایران و توران رزمی عظیم اتفاق افتاده و جماعتی از دو سوی کشته شدند و بر آن مقرر شد که گودرز و پیران و ده مرد دیگر که کفو باشند با یکدیگر رزم ازمایند تا کار بیکسو شود و باقی سپاه از جنگ آسوده باشند و چنین کردند و همۀ پهلوانان ایران براقران و اکفای خویش غالب و مظفّر شدند و پیران سپهسالار افراسیاب نیز بدست گودرز کشته شد، این رزم را یازده رخ نام است و مقام ایرانیان کوه کنابد و محلّ تورانیان دشت ریبد بود، چنانکه حکیم فردوسی گفته:
دو سالار هر دو زکینه بدرد همــی روی برگاشتنــد از نبرد
یکی سوی کوه کنابد برفت یکی سوی ریبـد خرامید تفـت»
قابل ذکر است که ریبد همان زیبد فعلی است و آبادیی است که مرکز دهستان زیبد می باشد و در 22 کیلومتری جنوب غربی گناباد (جویمند) واقع شده، در لغت نامه دهخدا در این باره چنین آمده است:» ریبد: بنابر روایات داستانی شاهنامه نام کوه یا صحرایی بوده در خراسان که تا گناباد سه فرسنگ فاصله داشته و جنگ دوازده رخ میان مردم ایران و توران بدانجا واقع شده [است].» و مؤلّف فرهنگ مزبور می افزاید که «... کنابد را معرب کرده جنابد گویند و در آن ولایت دو قریه است یکی را ولوئی و دیگری را نموئی گویند و در قریه نموئی نارونی است از غرایب اشجار عالم که هشتاد ذراع طول بالای آن است و صاف و بی اِعوجاج ببالا رفته و زیر و بالای آن در قطر اندک فرقی دارد...
مردم از اطراف، به تماشا و دیدن آن نارون به آن محل می روند.
هرکس که ندیده کشمری سرو گونارون کنابــدی بیـــن
و کنابد قریب ببلاد تون و طبس است و در کاف پارسی نگاشتن اَصح است زیرا که مخفف گوناباد است.» لازم به توضیح است که املای ولوئی و نموئی اشتباه است و در حال حاضر این دو نام، نام دو آبادی مجاور هم است که اوّلی را با دل مهمله «دلوئی» و دومی را با ثای مثلثه یا سین مهمله «ثموئی» تلفظ می کنند.
نارونی که ذکر شد در ثموئی بوده، نه در دلوئی ولی اکنون از بین رفته و محّل آن معین است... سرو کاشمر نیز در زمان خود معروف و از بزرگترین اشجار مشهور بوده که بدستور متوکّل عباسی قطع شده است.
برخی نیز نگاشته اند:« کوناباد را جنابد گویند و کبابِد نیز، امّا قول صحیح آن گیوآباد است. یعنی گیو، آباد کرده است و بعضی جن آباد گفته اند، یعنی جن آباد کرده است.»
همچنین گفته اند:« گنابدک به فتح اوّل و بای ابجد که رابع باشد و ثانی بالف کشیده و سکون آخر که دال بی نقطه باشد نام جایی و مقامی که در انجا کوهی است که گودرز سرلشکر کیخسرو فرود آمده بود و در آنجا بیژن دو سه برادر پیران را به چند مصاف کشت بعد از آن ده پهلوان دیگر از تورانیان به دست ده ایرانی کشته شدند و هم در آن روز گودرز پیران را در بالای کوه بقتل درآورد این جنگ را جنگ دوازده رخ گویند لیکن بیازده رخ شهرت دارد معرب آن جنابد باشد.»
علی اکبر دهخدا ضمن شرح مختصری در مورد تاریخچۀ گناباد می نویسد:« شهر گناباد که نام سابق آن جویمند بوده در 286 هزار گزی [حدود 297 کیلومتری] مشهد و 212 هزار گزی [حدود 220 کیلومتری] بیرجند در سه راهی زاهدان و مشهد و یزد واقع شده و مختصات جغرافیایی آن...»
و در ادامه توضیح می دهد:« دو گناباد دیگر نیز در جغرافیای ایران وجود دارد. گناباد دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ارداک شهرستان مشهد است و دیگری دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه شهرستان مشهد که در 39 هزار گزی [حدوداً 40 کیلومتری] شمال طرقبه واقع است.»
مؤلفّی نیز در کتاب خود که آن را در حدود سال 1320 تألیف کرده گناباد را به لفظ « کن آباد» آورده و «شامل بخشهای کن آباد، بجستان، فردوس، گلشن، کاشمر دانسته است و جمعیّت کن آباد را -/40000 نفر ذکر کرده است.»
البته کاربرد برخی از اسامی چون کن آباد بسیار نادر است و وجه تسمیه صحیحی نیز برای آن بیان نگردیده است. همچنین در کتابی آمده است:« گوناباد، نام قصبه ایست در جنوب ایالت خراسان (ایران)» و توضیح می دهد « گونابد مخفف آن است یا همان اصل است و جنابد معرب آن است.»
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 180 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 169 |
● چکیده پژوهش :
در این پژوهش عمده ترین عوامل موثر بر سنت پذیری از جمله خانواده که مهمترین آن است و بعد دوستان وجامعه و ... مورد بررسی قرارگرفته است . هدف ازاین پژوهش این است که بدانیم چرا سنت پذیری در بعضی خانواده ها وافراد با شدت زیاد و در برخی از شدت کمی برخوردار است ؟ برای بررسی این مسئله دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی را به عنوان جامعه آماری برگزیده وازبین آنان به صورت تصادفی 100 نفر راانتخاب کرده و به وسیله پرسشنامه اطلاعاتی را از آنها کسب کردیم . و اطلاعات به دست آمده در 21 جدول یک بعدی و 20 جدول دو بعدی با استفاده از آزمون X2( خی دو) ، و 20 نمودار تجزیه و تحلیل شد . و در نهایت به این نتیجه کلی رسیدیم که خانواده مهمترین فاکتور در سنت پذیری است.وهر چه در خانواده ای پدر یا مادر سالاری بیشتر باشد،ورفت و آمد با اقوام گسترش پیدا کند،متعاقبا گرایش به سنت بودن و سنتی فکر کردن در فرد افزایش پیدا می کند.فاکتور دیگر موضوع جامعه و دوستان می باشد و هرچه فرد به سمت اینها گرایش داشته باشد، از سنت دورتر می شود سنت پذیری هر چقدر در خانواده قوی و محکم باشد ، باز هم فرد تحت تاثیر جامعه و قرار می گیرد .
بنابراین نباید در پذیرش و درونی کردن سنت درجوانان افراط و تفریط کرد، بلکه باید حد اعتدال را رعایت نمود .
1- مقدمه
سنت پذیری چیست؟ جدای از معانی گوناگونی که از مفهوم سنت برداشت می شود سنت گرایی به تفکری اطلاق می شود که مدعی است تاملات عقلانی انسانها درهر زمان واوضاع واحوالی که باشند به مجموعه ی واحدی از حقایق رهنمون می شوند.
سنت پذیری وگرایش به یک سنت خاص از قدیم الایام بوده وهنوز هم هست، یعنی ازدوران های قبل هم یکسری از انگیزه های فرهنگی وقوانین وآداب ورسومی بوده که مورد پرستش وتبعیت قرار می گرفته.
سنت پذیری می تواند انواعی چون سنت پذیری شهری ، روستایی، قومی، قیبله ای خانوادگی و... داشته باشد که هر فرد به نوع فرهنگی که در آن رشد کرده به هر کدام از این انواع گرایش داشته باشد واز قوانین آن تبعیت کند.
تاکید بر مقوله ی تکلیف وگذشته نگری، تاکید بر اصالت، تکیه به مابعداالطبیه و....از به وجود آوردن واژه ای چون سنت می باشد.
امروز در اکثر کشورهای غربی واژه ی سنت پذیری بسیار کمرنگ شده و جای آن را مدرنیته گرفته وکمتر قوانین وآداب سنتی که یکی از آنها رفت وآمدهای خویشاوندی است از بین رفته است.
اما درایران هنوز سنت و سنت گرایی به چشم می خورد به خصوص در مورد روستاهای هریک استانها ولی نسبت به گذشته کمرنگ شده است . مخصوصا در کلان شهری مثل تهران. واین شاید به دلیل وجود رسانه هایی چون اینترنت وماهواره در بین قشر دانشجو وجوان می باشد.
مثلا گیدنز معتقد است که واژه ی سنت مفهوم خاصی از استواری وقوام امور را به وجود می آورد که به طور معمول عناصر شناختی واخلاقی را در هم می ریزد دنیا چنین است که هست. چون عملا همانطور است که باید باشد. بدین ترتیب در سخن او سنت همنشین باور به این اعتقاد است که دنیای ما بهترین دنیای ممکن است.
خانواده و بعد اجتماع از مهمترین عواملی هستند که می توانند سنت را برای فرد درونی کنند و یا فرد را از آن زده کنند . البته عوامل دیگری چون دوستان ، محیط زندگی ، و... هم از عوامل دیگری هستند که روی این مقوله می توانند تاثیر گذار باشند . ولی خانواده نقش پررنگ تری دارد . اگر سنت زیاد از حد در خانواده ای برقرار باشد طبیعتا انتخاب و یا زندگی برای اعضای خانواده در جامعه امروزی مشکل می شود و اگر هم اصلا در خانواده ای به آن اهمیت ندهند ، فرد با سنت هایی که در جامعه وجود دارد دچار مشکل می شود . بنابر نظریه دورکیم که همه چیز را اجتماعی می داند ، در این بحث هم به نظر سنت پذیری یک مقوله اجتماعی است ، یعنی بر حسب اجتماعی که فرد در آن زندگی می کند ، وتا اندازه ای که سنت ها رعایت می شود ، می تواند پذیرفته یا رد شود .
2- بیان مسئله یا طرح موضوع
سنت پذیری چیست ؟ فرد سنت پذیر چه کسی است ؟
منظور از سنت پذیری ، یعنی پذیرش سنت ، یعنی فردی که سنت را پذیرفته ودر همه امورزندگی اش و در تصمیم گیری هایش سنت را هم در نظر می گیرد وملاک قرار می دهد .
منظور از فرد سنت پذیر فردی است که یا به خاطر علاقه ویا به دلی اعتقاداتش سنت را دوست وقبول دارد . که البته پذیرش سنت هم درجه دارد . مثلا فردی بسیار سنت پذیر است و سنتی هم فکر می کند و فردی هم تا حدودی ، و با در نظر گرفتن شرایط جامعه سنت را قبول دارد .
سنت پذیری و اینکه فرد چطور و چگونه باید سنتی را بپذیرد ، بیشتر از همه از خانواده آن فرد ناشی می شود . یعنی بیشترین تاثیر را خانواده روی فرد می گذارد و بعد از خانواده اجتماع است که روی فرد تاثیر زیادی می گذارد . البته متغییرهای دیگری هم در کنار خانواده و اجتماع وجود دارند ، چون : دوستان ، محل زندگی ، تحصیلات ، قومیت و... . ارزش ها ، فرهنگ ، طبقه اجتماعی ، رفتار والدین و... از عواملی هستند که بسیار روی مقوله سنت پذیری تاثیر می گذارند . ودر این تحقیق به صورت کامل به توضیح این عوامل پرداخته شده است .
سنت پذیری باعث می شود که فرد هویت و اصل خود را بشناسد و به آن پایبند باشد و با عث می شود که سنت هایی را که در خانواده و یا قوم و قبیله و فامیل رایج بوده است را به نسل های بعدی منتقل کند ، مثلا همین مراسم های جشن عروسی ودیگر مراسم ها وجشن ها که در هر روستا واستانی ، با هم تفاوت دارد . و این تمایز باعث شده است که کرد ولر و ترک و... از هم مشخص باشند ، که البته این حسن سنت پذیری را در کلان شهرها نمی توان به عنوان حسن شناخت . مثلا در شهری مثل تهران این گونه مراسم های سنتی رایج نیست و فردی که خیلی سنتی است در برخی شرایط که در جامعه پیش می آید دچار مشکل می شود .
در این تحقیق شناخت و بررسی آنچه که قبل از این بیان شد ، علی الخصوص در میان قشر دانشجو و جوان دارای اهمیت است . به عبارت دیگر مسئله پژوهش حاضر این است که به چه میزان دانشجویان و قشر جوان سنت پذیر می باشند ؟
3- اهداف پژوهش
هدف کلی :
بررسی و شناخت میزان سنت پذیری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به منظور شناخت چگونگی پذیرش و درونی کردن سنت ها در نزد آنها .
هدف های جزئی :
الف) بررسی و شناخت عوامل خانوادگی مرتبط با سنت پذیری .
ب) بررسی و شناخت عوامل اجتماعی نظیر: تحصیلات ، طبقه اجتماعی ، منطقه محل سکونت و ... ، مرتبط با سنت پذیری .
ج) بررسی وشناخت عوامل فرهنگی نظیر رفت و آمدهای فامیلی و دوستانه و ... مرتبط با سنت پذیری .
4- اهمیت موضوع پژوهش
شناخت اینکه به چه میزانی وتا چه حدی سنت در بین جوانان و به خصوص قشر دانشجوی ما رایج است ، اهمیت این پژوهش را روشن می سازد . در حال حاضر تعداد پژوهش های جدی و با پشتوانه علمی در این زمینه بسیار کم است و جوانان ما روز به روز از سنت و فرهنگ خود فاصله می گیرند و به سوی غرب و تجدد پیش می روند . به همین دلیل ما نیازمند پژوهش های علمی و اساسی در این زمینه می باشیم که بدانیم تا چه حد سنت در میان جوانان ما و قشر دانشجو درونی شده است . و چرا وچه عواملی باعث شده که این پذیرش کمرنگ و یا پررنگ تر شود .
دلیل انتخاب این موضوع به عنوان موضوع تحقیق این بود که ما در سطح شهر و به ویژه دانشگاهها می بینیم که جوانان ما بسیار از این موضوع اغفال شده اند و مد ومد گرایی بسیار در بین آنان افزایش یافته است .
عوامل خانوادگی ، و به علاوه سن و میزان تحصیلات والدین ، رابطه با دوستان و همینطور جامعه و... باعث شده که جوانان یا از سنتی بودن گریزان و یا برعکس به آن گرایش داشته باشند .
این تحقیق قصد آن را دارد که میزان این پذیرش یا رد شدن را بسنجد و راههای موثر برای این افزایش یا کاهش را بررسی نماید .
5- فرضیات پژوهش
1) به نظر می رسد بین سن جوانان دانشجویان دانشگاه آزاد ومیزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
2) به نظرمی رسد که بین جنس جوانان دانشجویان دانشگاه آزاد ومیزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
3) به نظر می رسد بین رشته تحصیلی جوانان دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
4) به نظر می رسد که بین وضعیت مسکن جوانان دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
5) به نظر می رسد که بین میزان درآمد ماهیانه خانواده دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
6) به نظر می رسد که بین تحصیلات پدر دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
7) به نظر می رسد که بین تحصیلات مادر دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
8) به نظر می رسد که بین تعداد خواهر و برادرهای دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
9) به نظر می رسد که بین اختلاف سنی والدین دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
10) به نظر می رسد که بین ارتباط والدین دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
11) به نظر می رسد که بین نوع حاکمیت در خانواده دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
12) به نظر می رسد که بین نظردهی دانشجویان دانشگاه آزاد در تصمیم گیریهای خانوادگی و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
13) به نظر می رسد که بین علاقه دانشجویان دانشگاه آزاد به خانواده هایشان و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
14) به نظر می رسد که بین رفت و آمدهای فامیلی دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
15) به نظر می رسد که بین منطقه محل زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
16) به نظر می رسد که بین تعداد دوستان صمیمی دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
17) به نظر می رسد که بین رفت و آمدهای دانشجویان دانشگاه آزاد با دوستان خود و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
18) به نظر می رسد که بین تاثیر پذیری دانشجویان دانشگاه آزاد از دوستانشان و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
19) به نظر می رسد که بین مد جامعه و تاثیر پذیری دانشجویان دانشگاه آزاد از آن و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
20) به نظر می رسد که بین ساعات مطالعه هفتگی دانشجویان دانشگاه آزاد و میزان سنت پذیری آنان رابطه وجود دارد .
6- تعریف نظری و عملیاتی متغییرها ی پژوهش
سن
تعریف نظری: منظوراز سن تعداد سالهایی است که افراداززمان تولد تا حال گذرانیده اند.
تعریف عملیاتی : منظور از سن تعداد سالهای عمرانسان است با معرف هایی چون : تعداد سال ، ماه و روز ، که منظور محقق در اینجا تعداد سال ها می باشد که از طبقات زیر خارج نمی باشد :
- کمتر از 20 سال - از 20 تا 25 سال - بالاتر از 25 سال
تحصیلات
تعریف نظری: منظور از تحصیلات داشتن مدرک تحصیلی رسمی از آموزشکده ها یا آموزشگاه های عالی می باشد .
تعریف عملیاتی : منظور از تحصیلات داشتن مدرک از یک آوزشگاه یا آموزشکده عالی می باشد با معرف هایی نظیر نوع مدرک تحصیلی ، نوع رشته تحصیلی و ... که منظور محقق در اینجا نوع رشته تحصیلی می باشد که از طبقات زیر خارج نمی باشد :
- علوم اجتماعی و روانشناسی - جغرافیا - ادبیات و فلسفه
والدین
تعریف نظری : منظور از والدین کسانی هستند که مسئولیت سرپرستی یک فرد را به عهده دارند .
تعریف عملیاتی : منظور از والدین سرپرستان یک فرد می باشد با معرف هایی نظیر اختلاف سن آنها، میزان صمیت آنها و روابط آنها درمنزل که منظورمحقق دراینجا میزان اختلاف سنی والدین می باشد که از طبقات زیر خارج نمی با شد :
- کمتر از 5 سال - از 5 تا 10 سال - بیشتر از 10 سال
دوستان صمیمی
تعریف نظری : منظور از دوستان صمیمی کسانی هستند که با هم ارتباطات صمیمانه دارند و رابطه آنها غیر رسمی است .
تعریف عملیاتی : منظور از دوستان صمیمی افرادی هستند که با هم روابط غیر رسمی دارند. با معرف هایی چون تعداد دوستان صمیمی ، شدت صمیمیت و نوع صمیمیت که منظور محقق در اینجا تعداد دوستان صمیمی است که از طبقات زیر خارج نمی باشد :
- یک نفر - دونفر - سه نفر و بیشتر
مطالعه
تعریف نظری : منظور از مطالعه خواندن یک متن ، کتاب ، روزنامه و ... می باشد
تعریف عملیاتی : منظور از مطالعه خواندن می باشد با معرف هایی نظیر ساعات مطالعه نوع مطالعه و زمان مطالعه که منظورمحقق دراینجا ساعات مطالعه دریک هفته می باشد
که از طبقات زیر خارج نمی باشد:
- کمتر از 5 ساعت - از 5 تا 10 ساعت - بیشتر از 10 ساعت
7- محدوده مطالعاتی پژوهش
به لحظ نظری موضوع سازه سنت پذیری می باشد و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شده است . که شامل زن و مرد و متاهل و مجرد بوده است . وما در رابطه با سنت پذیری ، نظریات مرتبط با آن ، انواع سنت پذیری و وضعیت موجود آن در ایران و جهان و... به جمع آوری مطالب به صورت فیش اقدام کردیم و این فیش ها را تحلیل کرده و در برگه به صورت کامل آورده شد .
به لحاظ میدانی هم ما از طریق پرسشنامه اقدام به جمع آوری مطالب نمودیم . به این صورت که پرسشنامه ها در محدوده دانشگاه آزاد اسلامی ( دانشکده ولیعصر(عج) ) به صورت تصادفی در میان 100 نفر تقسیم و پر شد و مطالب آنها به صورت جداول یک بعدی و دو بعدی ونمودارها با تفاسیر آنها آورده شد . که به طور کامل در فصل 4 این پژوهش آمده است .
1-مقدمه
اصطلاحات و واژه های مرتبط با سنت پذیری
3-انواع سنت پذیری
4-عوامل موثر بر سنت پذیری
5-آثار و تبعات سنت پذیری
6-وضعیت موجود سنت پذیری در ایران و جهان
7-نظریه های مرتبط با سنت پذیری
8-چارچوب نظری
9-جمع بندی و نتیجه گیری
10- مدل مطالعاتی
11- منابع
1 - مقدمه
سنت پذیری چیست؟ جدای از معانی گوناگونی که از مفهوم سنت برداشت می شود سنت گرایی به تفکری اطلاق می شود که مدعی است تاملات عقلانی انسانها درهر زمان واوضاع واحوالی که باشند به مجموعه ی واحدی از حقایق رهنمون می شوند.
سنت پذیری وگرایش به یک سنت خاص از قدیم الایام بوده وهنوز هم هست .یعنی از دوران های قبل هم یکسری از انگیزه های فرهنگی وقوانین وآداب ورسومی بوده که مورد پرستش وتبعیت قرار می گرفته.
سنت پذیری می تواند انواعی چون سنت پذیری شهری ، روستایی، قومی، قیبله ای خانوادگی و... داشته باشد که هر فرد به نوع فرهنگی که در آن رشد کرده به هر کدام از این انواع گرایش داشته باشد واز قوانین آن تبعیت کند.
تاکید بر مقوله ی تکلیف وگذشته نگری، تاکید بر اصالت، تکیه به مابعداالطبیه و....از به وجود آوردن واژه ای چون سنت می باشد.
امروز در اکثر کشورهای غربی واژه ی سنت پذیری بسیار کمرنگ شده و جای آن را مدرنیته گرفته وکمتر قوانین وآداب سنتی که یکی از آنها رفت وآمدهای خویشاوندی است از بین رفته است.
اما درایران هنوز سنت و سنت گرایی به چشم می خورد به خصوص در مورد روستاهای هریک استانها ولی نسبت به گذشته کمرنگ شده است . مخصوصا در کلان شهری مثل تهران. واین شاید به دلیل وجود رسانه هایی چون اینترنت وماهواره در بین قشر دانشجو وجوان می باشد.
مثلا گیدنز معتقد است که واژه ی سنت مفهوم خاصی از استواری وقوام امور را به وجود می آورد که به طور معمول عناصر شناختی واخلاقی را در هم می ریزد . دنیا چنین است که هست. چون عملا همانطور است که باید باشد. بدین ترتیب در سخن او سنت همنشین باور به این اعتقاد است که دنیای ما بهترین دنیای ممکن است.
2- تعریف سنت پذیری واصطلاحات وواژه های مترادف با سنت پذیری
1/2. سنت واژه ای مبهم وچند پهلو وکثیرالاستفاده که به معانی مختلف مورد استفاده قرار گرفته است . معانی سنت معمولا ناظر به وضعیت های نهادینه شده ای از تفکر، احساس وعمل است که فضای زندگی آدمی را به عمومی ترین وجه شکل می دهند. انسان ها در درون سنت های خود به تفسیر رویدادها و حوادث (اعم از طبیعی واجتماعی)می پردازند ومعنا بخشی آنها به وقایع مختلف منبعث از سنتی است که در آن زیست می کنند. در این صورت می توان گفت سنت پیش فرضی برای امکان حرف معقول است . بدین ترتیب سنت عموما به امری که تاریخ دارد وواجد ارزش شمرده می شود اشاره دارد. (1)
*بنا بر آنچه که گفته شد می توان این نتیجه را گرغت که افراد برای معنا بخشی وقایع مختلفی که در زندگی شان رخ می دهد به سنت برمی گردند یعنی رفتار فرد منبعث از سنتی است که فرد به آن متکی است وبه آن اعتقاد دارد.
2/2. سنت مجموعه ای از افکار، احساسات وافعال موروثی و جا افتاده است که از سوی کسانی قانع کننده وحتی فوق سوال وچون وچرا ناپذیر تلقی می شود واز راه تاسی به اسوه گذشتگان (در منظر سنت بر خلاف مدرنیته سیر عالم رو به پیشرفت نیست)از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. در حالی که مدرنیته مجموعه ی اوصاف وخصایصی است که در تمدن جدیدی که در چند قرن اخیر در اروپا وآمریکای شمالی به ظهور پیوست وکمابیش حضور دارند. (2)
*همانطور که گفته شد سنت مجموعه ای از عادات ورسوم گذشتگان است که موروثی به نسل های دیگر منتقل شده بدون چون وچرا .
3/2. سنت گرای آموزه ها واصول کسانی است که از قبول وتبعیت سنت دفاع می کنند وسنت را قابل اعتمادتر از افکار احساسات وافعالی می دانند که بر اثر تجربه وتفکر شخصی حاصل آمده اند . در صورتی که مدرنیزاسیون فعالیتی خود آگاهانه وخود خواسته دراین جهت که جوامعی که دارای اوصاف و خصایص مدرنیته نیستند کما بیش واجد آنها شوند. (3)
*همانطور که گفته شد سنت گرایی رویه ی افرادی است که از تبعیت سنت دفاع می کنند و معتقدند سنت وتبعیت ازآ ن براساس تجربه ی گذشتگان بوده واشتباه نیست . درصورتی که مدرنیته را باید تجربه کرد .
4/2. طبقه ی سنتی : از ترکیب مفاهیم طبقه وسنت و با در نظر گرفتن معنای بیان شده برای هر یک، طبقه سنتی طبقه ای است که وجه نظری محافظه کارانه نسبت به قشربندی های سه گانه( تفکیک جنسی تفکیک نژادی قومی تفکیک اجتما عی) دارد واین وجه نظر نه تنها انتخابی بلکه تنها گزینه ای است که آنها از نظر ذهنی بدان آگاهی دارند. (4)
*همانطور که گفته شد طبقه ی سنتی طبقه ای است که محافظه کارانه برخورد می کند و واین وجه نظر هم انتخابی وهم گزینه ای است . زیرا تجربه آن را ثابت کرده .
5/2. مدرنیته : مدرنیته معرف یک عصر تاریخی است . یعنی تنها نسخه ای ادبی نیست.
بلکه نمود یک تمدن است. پس مفهومی است نه فقط فلسفی که تاریخی. بنا به گفته ی دانیل بل ، مدرنیته یک تمامیت است . عناصر تشکیل دهنده آن در علم ، درفلسفه ، در تکنیک ،
اقتصاد ، سیاست و مذهب یک مجموعه هماهنگ را شکل می دهند.این مجموعه در چار چوبه ی یک فضای کم و بیش همبسته و هماهنگ عمل می کند به شکلی که تضادی بنیادین و پایه ای ، میان آن عناصر وجود ندارد.دو خصوصیت اصلی مدرنیته، تاریخی و تام بودن آن است. (5)
*از مطلب فوق چنین می توان استنباط کرد که درست است که مدرنیته نمود یک تمدن است ولی تمدن هم بسیار مرتبط با سنت است و هر چه ما بخواهیم مدرنیته تر رفتار کنیم، باز سنت در آن نقش اساسی دارد.
| دسته بندی | شیمی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 122 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 226 |
فصل اول
در تحریک یک قطبی (Monopolar ) الکترود فعال (درون یا نزدیک هدف نورونی) کاتدوو الکترود بی تفاوت آن می باشد. در این تحریک جریانی که بوسیله ی کاتد تزریق شده به طور یکنواخت در همه جهات توزیع می شود.
در تحریک یک سه و چند قطبی، فعالیت فیبرهای عصبی همیشه در نزدیکی کاتد رخ می دهد. برای تحریک بینایی (optimal) در تحریک یک – سه – و چند قطبی، نحوه ی قرارگیری کاتد بسیار مهم تر از نحوه ی قرار گیری آند می باشد. در کاربردهای کلینیکی FES پدیده ای همچون قطع کاتد، تحریک آندی و قطع آند، احتمال وقوع ندارند(25)و(24) . آستانه ی جریان برای تحریک یک فیبرعصبی با فاصله ی بین کاتد و فیبر افزایش می یابد و به طور عکس با قطر فیبرهای رابطه دارد (رابطه ی عکس با قطر فیبرها دارد)
فیبرهای کوچک تر می توانند بیشتر فعال شوند وقتی که پالس ها وسیع تر هستند. مصرف جریان هنگامی که تحریک با یک کاتد محافظ (guarded) موازی با دسته فیبرها داده می شود به حداقل می رسد مانند آنچه در تحریک عصب محیطی و تحریک طناب نخاعی (SCS) وجود دارد.
گونه شناسی و گاهنگاری نسبی ظروف عصر آهن بخش پیش از تاریخ موزه ملی ایران باستان
هدف و اهمیت تحقیق:
تمدنهای امروزین بر پایه فرهنگ اداب و رسوم مذاهب و علوم تمدنهای گذشته بناشده است. بدیهی است که آثار به جای مانده از گذشته به تحلیل دقیقتر تمدن امروز کمک بسیاری می کند، دست سازهای بشر از جمله این آثار است. آثار سفالی به عنوان نمونه هایی عینی می تواند ما را با کمترین خطای ممکن به شناخت بسیار وسیعی پیرامون زندگی و تمدن دوره مختلف اقوام ایرانی رهنمون سازد.
بشر ابتدا ابزار و وسایل مورد نیاز خود را از سنگ ساخت و سپس از خمیر گل رس استفاده کرد وی از آغاز سفالینه ها را به صورت خام به کاربرد اما به تدریج دریافت که پختن موجب استحکام بیشتر این ظروف میشود.سفالینه های نازک و ظریف حاکی از مهارت بسیار سازندگان خود هستند. ساختن این ظروف تا جایی پیش رفت که از خمره های بزرگ در حکم قبر استفاده کردند.سفالگر باستان به دلیل نبود خط و کتابت از طریق تغییراتی که در شکل ظاهری و نقوش تزیینی به وجود آورده افکار خود را در رابطه با طبیعت و جامعه زمان خود منتقل کرده است.
امروزه باستان شناسان از طریق این دست آفریده ها قادرند منشاء و قدمت اشیاء را شناسایی کنند. با توجه به مطالب فوق الذکر در موزه ملی بخش پیش از تاریخ تعدادی ظروف منقوش وجود دارد که بطور دقیق محل کشف این اشیاء مشخص نیست و مورد مطالعه قرار نگرفته است بنابراین نگارنده با هدف مطالعه و بررسی علمی بر روی این سفالهای برای مشخص نمودن محل ساخت و تاریخ نگاری نسبی اقدام به انجام این عمل نموده و امیداست که این پژوهش بتوانند زمینه ای برای پژوهشگر و محققان در شناساندن این مجموعه قرار گیرد.
سوالات مورد تحقیق:
1- آیا با توجه به اینکه این اشیاء از حفاریهایی بدست آمده اند که ما اطلاع دقیقی از مکان و لایه نگاری آنها نداریم از طریق مقایسه کردن بر روی فرم و نقوش این ظروف حوزه فرهنگی و کسب هنری اشیاء مشخص نمود؟
2- آیا می توان با مطالعه و پژوهش بر روی این سفالینهای گاهنگاری این اشیاء را مشخص کرد؟
فرضیات:
1- با توجه سبک هنری هر منطقه می توان حوزه فرهنگی و سبک هنری این اشیاء را شناسایی کرد.
2- با مطالعه و تحقیق بر روی این اشیاء طبیعتا می توان در تایید یا رد گاهنگاری این اشیاء به نتایجی دست یافت.
قلمرو تحقیق:
از لحاظ فازمانی هزاره دوم تا هفتصد قبل از میلاد، و از لحاظ مکانی ظروف سفالی موجود در بخش پیش از تاریخ موزه ملی ایران
روش تحقیق:
روش تحقیق به دو صورت کتابخانه ای و موزه ای انجام میگرید یعنی مراجعه به کتابخانه های معتبر داخل کشور و فیش برداری از مدارک و اسناد موجود در ارتباط با باستان شناسی ، روش موزه ای بصورت مطالعه و مقایسه ظروف و نیز تهیه عکس ، اسلاید از اشیاء موجود در موزه و در پی فرایند مطالعات انجام گرفته پاسخ در رد یا تایید فرضیات داده خواهند شد.
فصل دوم
«سفال و سفالگری»
سفال:
سفال فراوانترین ، ارزانترین، وشکننده ترین متنوع ترین کالاهای مصنوعی بوده که انسان از دوران نوسنگی به بعد در اختیار داشته است. فراونترین از آن لحاظ که ماده اولیه آن بر عکس بسیار مواد اولیه دیگر، چون فلز سنگ و چوب که به آسانی د ردسترس نبود، تقریبا و بدون استثناء در همه جابه مقدار فراوان یافت می شود. ارزانترین به این جهت که تهیه گل رس مستلزم هزینه ناچیزی بوده است و افزون بر آن تولید پخت سفال می توانست در ساده ترین شکل ممکن انجام پذیرد. شکندترین به دلیل طبیعت شکنده آن و اینکه سفال شاید پر مصرف ترین وسیله مصنوعی بوده است که جوامع بیشتر از عصرفلز و حتی مدتها پس از آن در اختیار داشته اند. متنوع ترین از آن جهت که تولید فراوان و مداوم همیشه با دگرگونیها و نو آوریها در شکل و نقش سفال همراه بوده است، دگرگونیهای که بخشی از آن بر اثر تطور و رشد درونی فرهنگ در طول زمان به وجود می آمده ، و بخش دیگر به علت پیوند فرهنگی و اقتصادی با جوامع دور و نزدیک پدیدار می شود افزون بر آن از آنجا که سفال دارای ترکیبات معدنی است جز در موارد استثنایی (پخت در حرارتهای بسیار پایین و ترکیب خاص ناخالصیهای و ماده چسباننده) بسیار پایاست و گذشت زمان اسیب چشمگیری به آن نمی رساند.(مجید زاده ، 1370 ، ص4).
مطالعه سفال باید به تدریج از توصیف و طبقه بندی ساده و محدود متداول خارج شود و به شناخت جنبه های پیچیده تر و مفید تر فرهنگهای پیش از تاریخ بنجامد. شناخت نوع گل ناخالصیهای و ماده چسباننده و نحوه پخت سفال با جنبه های تکنولوژی و کاربردی آن بستگی مستقیم دارد. قصد سفالگر از ساختن سفال بیشتر متوجه جنبه های کاربردی آن در نتیجه محکم، سخت و متخلخل بودن آن است، حال آنکه رنگ و نقش ، که جنبه تزیینی دارد، به سفال زیبایی می بخشد و خود بحث دیگری است. (مجید زاده ، 1370، ص4)
هزاران سال پیش در عصر نوسنگی، زمانی که انسان توانست از ابزارهای سنگی استفاده کند و با فن سبد بافی آشنایی یابد احتمالا با اندوهکردن بدنه خارجی سبدها و قرار گرفتن آنها در کنار آتش به طور اتفاقی به شناخت ظروف گلی و مزایایی ان دست یافت، دسترسی به چنین وسیله ای تحولی چشمگیر در امر جمع آوری و نگهداری غذا پدید آورد و انسان در نقاط مختلف جهان با اختلاف زمانی چشمگیر ، به این مرحله از تحو.ل و خلاقیت قدم گذارد. طبق مطالعات انجام شده آغاز کشاورزی و یکجانشینی در ایران به هزاره ششم و هفتم ق.م بر می گردد.
نخستین سفالهای دوران جمع آوری غذا یا عصر نوسنگی قدیمی ترین ظروف گلی است که تا کنون در افریقای شرقی بدست آمده است.
این ظروف اسکلت سبدی دارد و در واقع سبدی گل اندوه است که در کنار آتش خشک شده است. فکر استفاده از پوسته ای د ارای حجم احتمالا پس از دیدن پوست میوه ای خشک شده حفره های سنگی قطعات سنگی باسطحی مقعر که آب باران را در خود نگهداری می نمود پدیده آمده است. قدر مسلم انسان با قراردادن دستهای کنار هم استفاده از آنها برای نوشیدن آب عملا به ایده ظرف و مظروف پی برده است. (توحیدی ، 1378، ص 5).
سفال یکی از خلاقیتهای ماندگار انسان از دوره های نوسنگی و ماقبل تاریخ است. سفال باستان امروزه به صورت زوائد و زباله از ویرانه های مدفون یا گورهای جوامع کهن به دست می آید. هیچ یک از مصنوعات و ساخته های فکر و اندیشدین از نظر ارزانی و فراوانی مواد اولیه در طیبعت به پای سفال نمی رسد. از طرف دیگر هیچ ماده مصنوعی دیگر ی مانند سفال در طبیعت وجود ندارد که طی هزاران سال در زیر خاک بدون فساد باقی نماند. اگر سفال اگر از خاک رس و مرغوب و گل کاملاً ورز داده شد ه و ترشیده و تخلیه شده از هوا، شکل گرفته و در درجه حرارت مطلوب پخته شده است هرگز فاسد و متلاشی نخواهد شد ولی در درون زمین و طی گذشت اعصار و زمانهای طولانی، زیر باران و برف و تابش و اشعه خورشید و سایر عوامل جوی، مانند دیگر پدیده های طبیعی هوازده و ساییده خواهد شد. اگر سفال دارای نقش ، لعاب یااندوه اضافی (اسلیپ) روی پوسته باشد این اضافات خیلی زودتر از هسته و خمیره فرسوده و گسیخته خواهند گردید. (کامبخش فرد ، 1379 ، مقدمه) کشف سفال و مانده های گل پخته جوامع باستانی عملا از قرن نوزدهم آغاز شده ولی علم و آگاهی و تشخیص قدمت و زمان ساخت و تولید فعال وبه تبع آن شناخت جوامع تولید کننده سفال طی یکصد سال اخیر وارد مباحث علمی باستان شناسی گردیده است. هنگامی که سفال در دوره های باستانی کشف شده ابتدا موارد مفید و کاربردی آن مد نظر بود در مسیر تشکیل روستاهای اولیه که با گذراندن از دوران جمع آوری غذا به تولید غذا، روی آورنده نیاز به ابزارهای برای ذخیره غذایی اضافی به وجود آمده است. برای این منظور از سفال به صورت کندو، کپ، خمره و کوزه که معمولا در زمین کار می گذاشته استفاده می شد. وقتی هم که سفال به صورت بوم نقاشی وارد مقوله هنر شد، موارد کاربردی آن ثبت پیامهای خواسته هاو نیازها، دادن اطلاعات و در حقیقت انتقال اندیشه بود. مجموعه نمادهایی که قبل از پیدایش خط روی سفالینه ها نقش می شد ، در معاملات پایاپای و در بین جوامع حرکت می کرد و دست به دست می گشت .در این بده بستانها ساکنان روستاهای دور نزدیک از موقعیت های صنعتی، دامداری ، کشاورز، عاطفی یکدیگر اطلاع و آگاهی پیدا می کردند و در مورد نیاز رابطه را توسعه می دادند. سفال از بد و پیدایش خود مراحل تکوینی آن از قبیل سستی، سختی، نقشی و بی نقش را طی کرده است. (کامبخشن فرد ، مقدمه 1379)
روشهای ساخت سفال:
پدیده سفال وقتی که پس از تشکیل روستاهای اولیه مراحل تولید اندک و انفرادی رسید، کالایی خشن و آمیخته با کاه و پوک که در آفتاب یا اجاق خانه نیم پخته شده است. در لایه E گنج دوره یک تکه سفال ساده خشن و در لایه D سفالهای زیادتری بدست آمده است یا از جمله خمره هایی برای ذخیره سازی آب و غذا که در زمین و پای دیوار خانه ها نشانده شد، و با این که در آفتاب نیم پخته شده بودند، گنجایش صد تا دویست لیتر آب را داشتند اولین تکه سفال نئولیتیک در غار بیستون گزارش شده و در غار هوتو و کمربند بهشهر نیز نخستین تکه سفالهای سست و پوک بدست آمده که پدیده ای از اولین سفالهای بوده است. سفال این روستاهاو پناهگاههای اولیه دوره نوسنگی که مقدمات تولید اولیه سفالها را فراهم آورده اند (مانند آسیاب،گنج دره و گوران) به موجب آزمایش ها و ارقام رادیو کربن حدوداً 7000 تا 8650 سال ق . م قدمت داشته اند. دهکده های نوسنگی محمد جعفر ، چغاسفید چغا سرخ دهلران، چغا نبوت دشت خوزستان و در همین زمانها سفال را تولید کرده اند. بدون آنکه بتوان تصویری از تکه سفالهای خشن و اولیه که طی بررسیهای و کاوشها ی باستان شناسی از این میادین کشف گردیده و اینک در آرشیو مؤسسات شرق شناسی غرب جای گرفته انده ارائه داد و مدارک را در اثبات ادعا مستند نمود، می توان اظهار داشت که مشخصه این نوع سفالها خشنونت فراوان، نرمی و پوکی فوق العاده و اختلاط بسیار باکاه، خرده علف و شن است. این سفالها در آفتاب یا اجاق خانه ها نیم پخته گردیده و فاقد هر گونه نقش و طرحی بوده اند. (کامبخش فرد 1379، مقدمه) .
ساخت سفال به دو روش استفاده از چرخ سفالگری و بدون استفاده از آن معمول بوده است و در مجموع در هر دو روش دو مرحله شکل بخشیدن به گل و پختن آن وجود دارد. در مرحله اول شکل دادن بدنه پیش از نصب دسته ولوله و سایر ملحقات آن است که بدان مرحله مقدماتی می گویند و پس از شکل دادن ثانویه است که در این مرحله سفال پرداخت، تزئیین و فزوده کاریها پیش از خشک شدن ظرف صورت می گیرد.(توحیدی ، 1378 ، ص 19).
نخستیتن و کهنترین شیوه شکل دادن یا مرحله اول را در مورد ظرف و اشیاء مصرفی و مورد نیاز می توان دید. طبق بررسی تاریخچه سفالگری انسان از دور دست خود به طریق مختلف استفاده کرده است؛مثلاً با قراردادن کف یک دست به عنوان قالب از دست دیگر برای گل گذاری وتحدب بخشی استفاده و در نهایت شیء ساخته که شیبه دو کف دست بوده و آن را برای برداشتن آب از چشمه و نوشیدن به کاربرده است. در این شیوه سفالگری یک چانه گل ورز داده را در کف دست خود قرارداده و با دست دیگر شروع به شکل دادن آن می کرده است. بدین ترتبیب که ابتدا روی چانه گل را با شست دست فشار داده و گودال کوچکی را با فشار دادن کم کم بالا آورده است، در حالیکه چانه گل همچنان در کف دست حرکتی دورانی داشته است. به نظر میرسد با این روش فقط ظروف کوچکتر براحتی ساخته شده و معمولا از نظر شکل نیز کاسه ها و قدحها را که دهانه ای باز دارند، شامل می شده است.(توحیدی ،1378 ، ص 19).
در این روش با توجه به اینکه شی حاصل دارای کف گرد وتخم مرغی شکل بود، برای خشک شدن و انجام مراحل بعدی باید روی تخته سنگ یا سطی صاف قرار می گرفت که در ابتدا با اندکی فشار روی سطح ظرف کف کوچکی زیر آن ایجاد می شد.
این حرکت گام بسیار ارزشمندی بودن در جهت اینکه سفالگر از چیز دیگری که دارای سطخ اتکای مناسبی بود برای جابجایی و چرخش گل استفاده کند و در بزرگ کردن و شکل دادن به بدنه و لبه ظرف آزادی عمل بیشتری داشته باشد در واقع با آزاد شدن دستهای انسان، (مخصوصا دست نگهدارنده) آزادی عمل و قدرت تفکر و توانایی انسان در سفالگری افزایش یافت.(توحیدی ، 1378 ، ص 20). سفالگران با کسب مهارت در ساخت ظروف سفالی به روش حرکت و جابجایی تخته کار ، عملا قدم موثر دیگری برای ساخت حجمهای بزرگ و ضخیم برداشتند. برای ساخت ظرفهای بزرگ از روش شکل دادن حلقوی و مارپیچی و فتیله ای در ساخت تنوع و خمره های بزرگ که امکان چرخش آن روی سطح چرخ سفالگری وجود ندارد استفاده میشود.(عابدی ،1362 ،ص 28).
در روش دوم سفالگری شکل بخشیدن به سفال با چرخ گردان است. دراین روش چانه گل روی صفحه ای که قابلیت جابه جایی دارد یا در جای خود قابلیت چرخش تا 360 درجه را دارد، قرار می گیرد. برای این صفحه گردان ، محور یا پایه ای درست می کنند که صفحه روی محور به کمک دست می چرخد و در واقع همان چرخ سفالگری کند یادستی است. این دستگاه ساده صفحه ای است روی پایه ای با نوک گرد که درون حفره ای می چرخد را به گردش در می آورد که معمولا شاگرد سفالگیر مامور چرخاندن این چرخ بوده است. تجربه این دستگاه راه را برای اختراع چرخ پایی همواره کرد. آثار مربوط به وجود چرخ دستی در دروان باستان را میتوان در نقاشیهای مربوط به 3000 ق . م در مصر مشاهده کرد.(توحیدی 1387، ص 21).
اهمیت سفال در باستان شناسی
بیشترین یافته ها در جایگاه های باستانی- تاریخی و به ویژه گورها ،سفالینه ها و دست ساخته های سفالین است.گوناگونی آن گویای ویژگیهای بسیار زمانی ،مکانی و کاربردی است.دیرمانی و مقاومت سفال ،در گستره زمان ،و فراوانی آن در اشکال گوناگون ،آن را برای بررسی و مطالعه ممتاز ساخته است .هم از این رو است که مطالعه جایگاه های باستانی و تاریخ گذاری نسبی یافته ،بر پایه مطالعه ویژگیها و مقایسه سفالینه ها ،تا حدود بسیاری راهگشاست.
سفال پدیده ای است که بیش از دیگر بازمانده های زندگی بشری در دسترس است.سفال قدمتی ده هزار ساله دارد و تا به امروز فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته است.رنگ سفال ،یکی از وجوه و راهنما در مطالعه آن است.فراگیری رنگ سفال در یک دوره ،گاه مشخصه آن دوره است.همچون رنگ قرمز در سفالهای هزاره پنجم و نخودی پس از آن ، و سفال خاکستری رنگ که تا دوره ماد و هخامنشی دیده شده است.عوامل گوناگونی به تلون و تنوع رنگ سفال می انجامد ،که رنگ خمیره (خاک و آمیخته های آن) ،حرارت ،هوا (نوع کوره شیوه دمیدن هوا و...) لعاب و... از آن جمله است (مهرکیان ،1374 ،ص 58)..
امروزه بسیاری از محققان اذعان دارند که مهمترین مدرک برای بررسی سیر مهاجرت و شناخت و تغییر شیوه زندگی اقوام پیش از تاریخ ،در درجه اول سفال و پس سایر مصنوعات آنهاست.سفال به علت نیاز دائم و تداومی کاربرد آن در زندگی انسان تغییرات بطئی یا سریع را در شیوه معیشت و پیشرفتهای صنعتی انسان بخوبی بازگو می کند.(توحیدی ،1378 ،ص 18).
علم باستان شناسی کلید شناخت تطور و تکامل فرهنگی جوامع و بنیان و اساس پژوهشهای علوم انسانی و اجتماعی است. باستان شناسی تلاش و کوشش زیادی در بازسازی جوامع گذشته جهت درک فعالتیهای فرهنگی دارد که حوامع برای ابقای خود ابداع می کنند. باستان شناسان در پی کشف ساختاری های بنیادی جوامع هستند، اما این امر مهم با مطالعه جزئیات به ظاهر کم اهمیت آغاز می شود.از این رو باستان شناس بیشتر درگیر مسائلی است که به نظر پیش پا افتاده و روزمره می آیند.
بله! حقیقت این است که باستان شناسان زباله مردم باستان را کاوش می کنند، بازمانده ویران خانه هایشان را ، تکه های شکسته ظروفی که در آن پخت و پز می کردند و نیز گورهایشان را که پس از گذراندن زندگی در آن دفن می شدند وبه اشیایی را که در هنگام مرگ براساس اعتقاداتشان با خود به گور می برند. باستان شناسان تکه های بزرگ و کوچک سفال را که د رکاوشهای میدانی خود بدست می آورند کنار هم گذاشته و پایه داستانهای (فرضیه ها ) خود از تمدنها و فرهنگهای گذشته قرار می دهند. از این رو باستان شناسان همواره سرگرم دگرگونی صحنه و یا ویراستاری داستان خود می باشند.(فهیمی ،1381 ،ص13).
چنین پژوهش همیشگی و محتاج به تغییر و تعدیل تصویرهایی که ما از گذشته ترسیم می کنیم، در حقیقت از طبیعت روش علمی باستان شناسی سرچشمه می گیرد و نشانگر قدرت آن است نه ضعف آن. در این میان تکیه تعصب آمیز بر پاسخهای و پافشاری در تایید و درستی آنها با روشهای علمی بیگانه است و از پیشبرد پژوهش علمی صحیح، جلوگیری خواهد کرد. چنین تعصبی به ویژه در آموزش به دانشجویان زیان آور بوده و می تواند به آسانی توانایی های ذهنی بالقوه آنان را در نطفه خفه کند. به هر ترتیب آنچه که پس از کشف آثار باستانی باید به آن دقیق پرداخته شود پاسخ به سوالات مطرح شده در خصوص فرهنگ مردمان پیشین است ؛ اینکه آنان چگونه می زیستند ، دارای خلق و خوی بودند، به چه پیشرفتهایی در زمینه های گوناگون علمی رسیده بودند، عقاید مذهبی آنها در برگیرنده چه موادردی بوده پیشه آنها چه بود، عوامل اصلی که دروند شکل گیری فرهنگ و تمدن آنها دخیل بوده شامل کدام موارد می باشد و سوالاتی از این قبیل.(فهیمی ،1381 ،ص 13).
(پیشینه مطالعات باستان شناسی سفال)
قدیمی ترین سفالهای ساخته شده دست انسان مربوط به مرحله بین گردآوری و تولید خوراک است.این دوره حساس که مقطعی ویژه از زندگی انسان به لحاظ تحول فرهنگی ،شکل گیری نوع سکونت و مرحله استقرار است ،خود مراحلی دارد که باید بدان توجه داشت.در ابتدا انسان نوعی استقرار موقت داشت که بخشی از زندگی خود را با کشاورزی در دشت می گذارند و بخش دیگری را برای خواب و فرار از حوادث و مخاطرات پیرامون در غار به سر می برد.پس از آن استقرار دائم بود که آغاز ده نشینی است.در اینجا به بررسی سفالگری در این هر دو دوران می پردازیم و می کوشیم فن سفالگری را در هر دوره مشخص کنیم.(توحیدی ،1378 ،ص 46).
استقرار موقت : اولین مرحله سفالگری در فلات مرکزی
قدیمی ترین سفالهای دوران نوسنگی یا غار نشین که به نام دوران گردآوری خوراک معروف است ،در غار هوتو ، نزدیک بهشهر فعلی ،شناسایی شده است.حفاری غار هوتو را در 1329 ،کارلتون کون ، استاد انسان شناس دانشگاه پنسیلوانیا ،انجام داد و نتایج آن به چاپ رسید.
در عمق 7 متر و 15 سانتی متری این غار و آثاری از تیغه ها و ابزار سنگی به دست ساز نرم و پولک و بدون نقش به همراه سنگ ساب و تیغه های سنگی به دست آمد که تاریخ آن با کرین 14 حدود 5400 سال ق.م برآورده شده است.
کاوشهای فرانک هول در سال 1347 در تپه علی کش خوزستان انجام داد ،ظروف سنگی سنگی پیدا شده در همین تپه دراویه ای که به نام دوره محمد جعفر (7000-6600 ق.م) معروف است ،قطعه سفالهایی از نوع نرم و سبک به دست آمده.این دوره که قدیمی ترین دوره بعد از علی کش و بزمرده است در آزمایش کربن 14 تاریخ 180±6465 ق.م برآورده شده که در واقع مرز بین استقرار موقت و دائم است.(توحیدی ،1378 ،ص 47).
در تپه سراب ،واقع در هفت کیلومتری شمال شرق کرمانشاه که در سال 1329 حفاری شد،کشف پیکر کی گلین نشان دهنده استفاده از گل وند داده شده و شکل دادن آن برای مصارف مختلف است.اینکه پیکرک گلی به شکل زنی نشسته است که پاهای خود را دراز کرد و گردنی کشیده با سینه های برجسته و باسن بزرگ دارد که تقریباً تجسمی از پا و سم حیوان است و به علت شکل هنری و نمادین به «ونوس- سراب» معروف شده است.ظروف سفالی در این منطقه دراویه های قدیمی تر شامل سفالهای نرم و سبک که ماده چسباننده آن کاه خرد شده است و به شکل کاسه بیضی دست ساز به اندازه متوسط در لایه های بالاتر به شکل کاسه های صیقلی و دارای نقوش بسیار ابتدایی پیدا شده است (6006-5689) ق.م با مطالعه سفالهای گنج دره ، واقع در مهرسین کرمانشاه ،نیز اطلاعاتی در زمینه قدیمی ترین سفالهای غرب کشور به دست آمد ونیز در دره سلدوز (حاجی فیروز) در نتیجه بررسیهای گیراتون و رالف سولکی روی 300 مکان تاریخی این دره آثار دوران نوسنگی با سفال توام بوده است.
تپه سنگ چخماق را اولین بار در سال 1348 پروفسور ماسودا از دانشگاه توکیو شناسایی کرد و در سال 1349 و 1351 در دو فصل حفاری گردید.در تپه غربی ضمن کشف پیکرهای گلی انسان و حیوان ، در فصل دوم کاوش چند قطعه سفال نیز از لایه 3 به دست آمد و در تپه شرقی تعداد سفال بیشتری به دست آمد که مشخصه آنها ضمیره خوب و نقشهای ساده و مهندسی قرمز روی کاسته های گود است که به روش فتیله ای ساخته شده اند.از زیباترین سفالهای این تپه می توان به دو اثر بسیار ارزنده استفاده کرد که شامل ماکت انسانی یک خانه و یک ظرف کوزه ای شکل به نقوش ابتدایی طرح سبدی به رنگ سیاه روی زمینه قرمز است.بر اساس آزمایش کربن 14 ،تپه غربی 5300 ق.م و تپه شرقی حدود 5830 ق.م تاریخگذاری شده است.(توحیدی ، 1378 ،ص 48).
فصل سوم
موقعیت جغرافیایی فلات مرکزی ایران
فلات مرکزی ایران
از دیدگاه باستان شناسان فلات مرکزی یک محدوده فرهنگی محسوب میگردد، اما در تعریف این محدوده فرهنگی الزاما نمی توان با توجه محدوده ی زیست ریخت شناسی فلات مرکزی حدود قطعی آن را از دیدگاه باستان شناسان معین کرد چرا که وجود برخی از موانع طبیعی کوههای زاگرس و البرز و کویرهای شرق ایران هر چند ارتباط فرهنگی این منطقه را با سایر نواحی ایران به کلی قطع نمی کنند ولی اشکالات فراوانی مخصوصا در ادوار پیش از تاریخ ایجاد نموده اند. از سوی دیگر تفاوتهای فاحشی از نظر اقلیم و بوم شناختی بین مناطق جنوبی (حواشی جنوبی دشت لوت) و مناطق شمالی فلات (کوهپایه های جنوبی البرز) به چشم می خورد. (ذنوبی 1373ص17).
ویژگی مهم این فلات موقعیت جغرافیایی آن است ، قسمت اعظمی از کشور ایران بیش از دو سوم وسعت خاک کشور را فلات مرکزی تشکیل میدهد. این منطقه وسیع که قدیمترین دهکده های دوران آغاز استقرار را در خود جای داده است از شمال به رشته کوههای البرز ، از غرب و شمال غرب به سلسله جبال زاگرس، از جنوب به بیابانهای گرم و خشک بیرون آمده از دل کویر و از شرق به کویر بزرگ مرکزی محدوده میشود. این حوضه های کوچک در وسیعترین منطقه شوره زار کویر به طرف جنوب و شرق فلات ایران قرار گرفته است کویر بزرگ مرکزی در شمال شرق به طرف ارتفاعات مرکزی در قسمت اصلی سیستان و بپلوچستان و د رجنوب شرق به طرف کرمان ادامه می یابد( بدیعی، 1370) میانگین ارتفاعات مرکزی در قسمت اصلی در حدوده 1000 متر بالاتر از سطح دریا است. میانگین بارندگی در نواحی داخلی در حدود 18/3 متر مکعب است در حالیکه قستمهای خارجی بخصوص در بخشهای شمالی و غربی به میزان قابل ملاحظه ای پر باران است. بیشتر آبهای شور فصلی از نهر هایی که سرچشمه اصلی آنها ارتفاعات شمال غربی زاگرس است میگردد. دریاچه نمک که در یاچه قم یا حوض سلطان هم نامیده میشود در قسمت مرکزی این بخش مرتفع قرار گرفته است. بنابراین این منطقه از دیدگاه باستان شناسی فلات ایران محسوب میشود. و موانع طبیعی مانند کوههای زاگرس و البرز و کویرهای شرق ایران ، هر چند ارتباط فرهنگی این منطقه را با سایر نواحی ایران در دنیای باستان به کلی قطع نمی کنند ولی اشکالات فراوانی ایجاد کرده اند. این انزوای طبیعی هویتی فرهنگی به منطقه داده است که اطلاعات بسیار ناچیزی از چگونگی تطور تکامل آن در دست است (ملک شهیرزادی1378،، ص 523).
همچنین دامنه های سرسبز و پر آب میان بریدگیهای موجود در بخشهای از ارتفاعات شمالی و غربی احتمالا راه ورود ساکنان اولیه فلات بوده است. شرایط جغرافیایی داخل فلات مرکزی مانند دامنه های سرسبز و خنک ارتفاعات مزبور، دشتهای حاصلخیز متعدد مانند قزوین، کرج، تهران، ری، سمنان، دامغان، ساوه، قم، کاشان و نواحی گرم و خشک کویر ظاهرا شرایط مناسبی برای زندگی مردمی که قبلا اهلی کردن بز و گوسفند را آموخته بودند فراهم آورده اند (مجید زاده، 1368ص164.)
در مورد پوشش گیاهی منطقه دکتر ملک با تحقیقاتی که براساس بررسی انتخاب نمونه هایی از نقوش تزیینی سفالگران باستان در تپه های فلات مرکزی از آنها برای تزیین ظروف سفالی استفاده کرده اند تصویرای از چگونگی پوشش گیاهی و حیوانی منطقه را در فاصله 7500 تا 5500 ق. م ارائه نموده اند و د رآخر الامر چنین نتیجه گیری می کنند:
هر چند که بقایایی این روستا ها در حاشیه کویر رد داخل بیابان ، یعنی منطقه ای خشک و غیر قابل کشت و زرع واقع شده اند و در زمان آبادانی، یعنی د رحدود 7500 سال پیش در منطقه معتدل و مناسب برای زیست انواع گیاهان و جانوران واقع شده بودند. این منطقه در گذشته کلیه امکانات لازم را برای این روستاییان که با تولید غذا از طریق کشاورزی و دامداری در روستاها زندگی می کردند دارا بوده است. بتدریج این منطقه در حدود 7500 سال پیش محیط مناسب برای زیست حیوان و گیاه و نیز استقرارهای انسانی بوده است در طی 2000 سال به صورت منطقه ای خشک د رآمده و پوشش گیاهی و جانوری آن به کلی تغییر و به صورت امروزی در آمد.
قسمتهای حاصلخیز فلات مرکزی ایران شامل چند ناحیه است که به ترتیب عبارتند از:
1- نواحی دامغان و سمنان و گرمسار
نواحی دامغان ، سمنان ، گرمسار از طرف غرب به دشت ری از طرف شمال به کوههای البرز و از جنوب به وسیله کویر دامغان ، کویرسمنان ،کویر سنگفرش محدوده شده ، و سلسله کوههای کم ارتفاعی که از شمال به جنوب کشیده شده نواحی سمنان و دامغان را از هم جدا می کند. این کوهها به طرف قسمتهای جنوب ادامه پیدا کرده و داخل صحرا شده وبه تدریج ناپدید میشوند. تمام رود خانه دشت سمنان فصلی هستند.
مهمترین آنها رودخانه گل رودبار است ککه پس از عبور از این ناحیه داخل کویر سمنان میشود. رودخانه های فصلی در دشت دامغان شامل:
1- چشمه علی که در اصل از کوههای شاه کوه در جنوب گرگان سرچشمه می گیرد.
2- رودبار که سرچشمه آن در نواحی گرگان است.
3- رود داریان که سرچشمه اش در کوههای مرتفع قوشه است. تمام این رودخانه پس از عبور از میان نواحی مزبور داخل کویر دامغان میشود.
4- هبله رود تنها رودی ناحیه گرمسار تنها منبع اصلی آب جهت کارهای کشاورزی است. میزان متوسط بارندگی نواحی گرمسار5/119
متر مکعب است در حالیکه دردشت دامغان میزان متوسط بارندگی به 14/55 می رسد(7: pp، 1967،Magidzadeh)
3- دشت قزوین:
دشت قزوین در ارتفاعات 1290 متر بالاتر از سطح (جعفری 1368ص24) در نواحی شمال غربی فلات مرکزی قرار گرفته است. از شمال به وسیله سلسله جبال البرز ، از غرب به وسیله کوههای چهار گاه از جبال زاگرس ، از جنوب به وسیله یک ردیف کوههای پست از شرق به غرب کشیده شده محدوده میشود، گذرگاه طبیعی کرج و منجیل این منطقه را با مناطق ساحلی دریای خزر مرتبط می نماید. دشت قزوین از طرف شرق به دشت کرج باز میشود. در سمت غرب و جنوب غربی و دو راه عبور گذر از کوههای سهمگین زاگرس را امکان پذیر می سازد وجود دارد این راههای عبور در طول ابهر رود بین قزوین و زنجان در غرب و قزوین و همدان قرارداد.در این ناحیه رود شور تنها رود اصلی است ولی چند رودخانه کوچکتر فصلی نیز وجود دارد که تمام آنها در طول مسیرشان به رود شور می پیوندند رودخانه مزبور عبارتند از: ابهر رود که از حومه سلطانیه سرچشمه می گیرند از شمال شرقی به طرف جنوب غربی جریان دارد و رودخانه جاجرود را در همسایگی ضیاآباد به خرقان رود که در طول فصل تابستان آب بسیار کمی دارد متصل می کند(Majdzadeh , 1976 , pp :10-12) آورده رود که ان هم از کوههای زاگرس در غرب سرچشمه می گیرد بطرق شرق و دشت قزوین جریان می یابد و با لاخره و در شرق دهکده بستانک وارد رود خر میشود. رود خر بزرگترین رود دشت قزوین است که از کوههای قزل داغ در کاشان سرچمشه می گیرد و به طرف جنوب جریان یافته و به دریاچه نمک نزدیک قم می ریزد. معدل سالیانه باران د ردشت قزوین 33901 متر مکعب است (فرهنگ آبادیهای کشور، 1348، ص 52).
4- دشت کرج:
دشت کرج در ارتفاع 1360 متر از سطح دریا قرار گرفته منبع اصلی آب برای دشت کرج رودخانه کرج است که از کوههای مکون تبک سرچشمه می گیرد. این رود پس از مشروب نمودن دشت کرج وارد جلگه شهریار شده اراضی شهریار مشروب می سازد. رود کرج را مسیر خود که جهت شمال غربی – جنوب شرقی دارد به موازات رودشور به جریان خود ادامه می دهد و ضمن یک گردش قوسی شکل به سوی جنوب متمایل می گردد و در 20 کیلومتری سالاریه به رود جاجرود ملحق میشود. آب بندعلی خان که ناشی از الحاق دو رود کرج و جاجرود می باشد بطرف جنوب جاری و در آخر به داخل دریاچه نمک قم می ریزد. میزان متوسط بارندگی در این ناحیه 4/314 متر مکعب است(بدیعی.1367ص96)
5- ناحیه قم:
منطقه قم در حدود 930 متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته(جعفری، 1368ص11) از جنوب به کاشان از شمال به تهران و از غرب به اراک و از شمال غربی به ساوه محدود شده است. در غرب قم بخشی از کوههای مرکزی ایران قرار گرفته که نشیب آنها بطرف دریاچه قم و کویر نمک است. قسمت غربی قم به واسطه مجاورت با کوهستان دارای آب فراوانی و حاصلخیز است.
ولی قسمت شرق که مجاور کویر است بی حاصلی می باشد. رود قره سوا از شرق به غرب جاری و رود انار بار از خوانسار سرچشمه می گیرد و از جنوب به شمال جاری و از شهر قم می گذرد. رودخانه قم تنها منبع آب این ناحیه است. این رودخانه که بنام گل افشان شناخته شده در اصل از کوههای مرتفع نواخی گلپایگان در جنوب غربی سرچشمه می گیرد. اگر چه رود قم دائمی است ولی در فصل تابستان آب بسیار کمی دارد. میزان متوسط بارندگی در نواحی قم 2/114 متر مکعب است(کیهان، 136ص394).
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 242 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 266 |
بسمه تعالی
فصل اول- کلیات طرح
1-1 بیان مسئله
بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه که در آن با توجه به بازه زمانی بین سالهای 910هـ..ق الی 1210هـ..ق و با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان و و شاید حس کنجکاوی در مورد چگونگی و ضعیف ادبیات عرب در ایران در دوره اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان مرا برآن واداشت تا این بررسی و سیر تحولی ادبیات عرب در این دوره را بررسی کنم و آشنایی بیشتر با این سیر تحولاتی را بیان نمایم.
1-2 هدف های تحقیق
به طور اجمال می توان هدف از تحقیق فوق را در چند مسئله بیان نمود به طوری که نه تنها اطلاعاتی از زبان ادبیات عرب بر ما آشکار سازد بلکه بتوان اطلاعاتی در زمینه ادبیات عرب در این دوره و شناختن بازه زمانی آن و همچنین تحولات این دوره را برای ما نمایان سازد که به اجمال به بیان اهداف مورد نظر به صورت فهرست وار می پردازم.
1- تاریخ ادبیات عرب از گذشته تا دوره فوق .2- واژه های مورد نیاز در ادبیات عرب.3- بررسی دوران صفویه و افشاریه و زندیه شامل سلاطین و وضعیت دوران فوق.4- علما و دانشمندان و نویسندگان و آثار علمی آنها که به نگارش در آمده و اطلاعات آن را در دسترس ما می باشد.
4- نمونه ای از ادبیات شعری در این دوره.5- تحلیل ادبی تعدادی از ابیات از نظر فنون شعری از دیدگاه غزل ،قصیده ، ملمع و...
اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن
1-3 باید اذعان نمود از آن جهت موضوع فوق اهمیت دارد که کمتر شخصی این زمان را مورد تحلیل قرار داده و در این زمان ادبیات عرب به نوعی دارای نقصان و افول قرار شده است چرا که از طرفی سلاطین به نوعی مخالفت خود را با ترویج ادبیات عرب اظهار داشته و از طرفی شاهان ایرانی زنده نگاه داشتن ادبیات فارسی را در فکر خود پرورش می دادند و انگیزه بیشتر من جهت انتخاب موضوع فوق ارتباط کاری و نوعی حس کنجکاوی بررسی وضعیت ادبیات عرب در آن زمان برایم به وجود آمده بود لذا بر آن شدم که موضوع را تحلیل نمایم.
سوالات فرضیه تحقیق
1-4 سوالاتی که برایم در این زمینه مطرح شد عبارتند از :
1- ادبیات عرب چگونه به زمان صفویه رسید و تاریخچه اجمالی آن چیست؟
2- دوران صفویه و افشاریه و زندیه چه زمانی می باشند.
3- چه دانشمندان و نویسندگانی در این دوره در ایران می زیسته و فعالیت می کرده اند؟
4- آیا نمونه ای از شعرا در زمینه ادبیات عرب توسط نویسندگانی ایرانی موجود می باشد.
5- آیا می شود تعدادی از آنها را تحلیل نمود.
فرضیه های تحقیق : شامل ادبیات عرب و چگونگی عدم شکوفایی در سه دوره فوق و نوسیندگان در دوره مورد نظر ، علل افول ادبیات عرب ، برخورد علما با ادبیات عرب ، چگونگی رفتار سلاطین با ادبیات عرب و علت پس رفت ادبیات عرب در این دوره.
1-5 مدل تحقیق
1-7 روش تحقیق کتابخانه ای و فیش برداری- اینترنت
1-8 قلمرو تحقیق : کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه ملی- اینترنت- کتابخانه حوزه علمیه خوانسار.
1-10 مشکلات تحقیق : موجود نبودن تحقیق و پیشینه ای در رابطه موضوع فوق.
عدم دسترسی به منابع کتب که در دوره فوق به نکارش درآمده.
تازه بودن مسئله- کمی زمان برای جمع آوری اطلاعات.
فصل دوم
مقدمه
همواره تاریخ و ادب مقوله ای زیبا و دوست داشتنی برای نسل بشر به شمار می رفته همیشه مردم به سرگذشت پیشینیان علاقمند بوده و گاه به عنوان سرگرمی یا به منظور تجربه اندوزی از آن بهره می جستند با نگاهی به کتب و مطالب موجود در کتابخانه ها تعدد و بسیار بودن مطالب در رابطه با تاریخ به چشم می خورد مانند تاریخ اسلام - تاریخ ایران- تاریخ طبری و... کهً بسیاری از آنها انسان را به وجد و سرور می آورد.در این خصوص تاریخ عرب و علی الخصوص تاریخ ادبیات عرب که منظور نظر تحقیق اینجانب می باشد از جایگاه خاص خود در میان دانش پژوهان واستادان این حوزه برخوردار می باشد لذا بر آن شدم که گوشه ای کوچک از سرگذشت این ادبیات کهن را گردآوری نمایم بدین منظور در این فصل گذری بر ادبیات عرب و تعریف نمودن تاریخ به اجمال مطالبی را در حوزه ادبیات عرب ،شامل انواع شعر ، متون ادبی و خلاصه ای از ادوار تاریخ ادبیات عرب پرداخته و سپس به خلاصه ای از تاریخ صفویه ، افشاریه ، زندیه را بیان نموده ام و سپس به معرفی دانشمندان و فضلا و ادیبان این دوره های فوق پرداخته ام که دوره زمانی آن از 910 هجری قمری شروع شده و به سال 1210 هجری قمری ختم می شود.
هرچند در اثر جنگها و حتی حمله افغانها به اصفهان در دوره صفوی بسیاری از ارزش فرهنگی ایران زمین از بین رفته است و لیکن تنها آثار معماری بسیاری از دوره صفویه بر جای مانده که نشان از شکوفایی علوم در آن دوران در ایران دارد.
2-1 تاریخ
تاریخ علمی است که گذشته را زنده کرده و حوادث را به هم ربط داده و سیر عمومی تطور و تحول بشری را می نمایاند و با اسلوبی جالب و دلپسند که مورخ به وسیله آن در ضمن تفسیر گذشته به حال حاضر و نشان دادن گوشه های ناپیدا و پنهان آینده از دور وقایع و رویدادها اشاره می کند تا عقول را تنویر و روشن و نفوس را تزکیه و تهذیب کند و با آوردن مثالها و نمونه هایی از فداکاری و از خود گذشتگی و شجاعت و دلیری مردان خدمت گذار و میهن دوست به جوانان و مردان آینده و یک درس وطن خواهی و نوعدوستی و صفات جوانمردی و نیکوکاری بیاموزد (جرجانی 1378 ص22).
پس می توان گفت تاریخ آموزش دهنده و عبرت آموز بوده و خواهد بود و به نوعی انتقال دهنده دانش و معلومات گذشتگان برای آیندگان خواهد بود به مصداق آیه شریفه قل سیر و فی الارض افلا تعقلون را برای ما آویزه گوش قرار می دهد.
2-2 تاریخ ادبیات عرب
2-2-1 تعریف ادب و ادبیات
لفظ ادب در لغت عرب از مادبه (به ضم دال) و به معنی دعوت بر سر سفره و هیز طعام است در عصر جاهلیت و اسلام در معنی مکارم اخلاقی استعمال شده است سپس به معنی تهذیب نفس و تعلیم صفات نیک و آموختن معارف و اشعار اطلاق گردیده است از قرن سوم به بعد تعبیری بوده از معارف وعلومی که باعث کمال ذهنی انسان و برتری و فضل شخص گردد.مانند تمام علوم و فنون فلسفی و ریاضی و پزشکی و تاریخی و ادبی.در قرن ششم منحصراً در علوم لغوی و بلاغی در شعر و نثر و درک محاسن و نکات این دو دانش زبانی اطلاق و استعمال گشته است ولی اکنون ادب عبارت است از مجموعه آثار مکتوب که عقل انسانی در اثر انشاء یا فن نویسندگی در آن تجلی و خود نمایی کرده باشد.پس ادب این نیست که یک سری از جملات و عبارات و یک سلسله افکار و الفاظ پشت سر هم ردیف گردد ، بلکه ادب فنی است که به واسطه آن انسان قدرت پیدا می کند تا از روی فکر و اندیشه صحیح و مفید از مراد و مقصود خود با بیانی زیبا و شیوا و گویا تفسیر نموده و سخن گوید زیرا ادب بازگویی شخصیت ادیب وتصویر زندگانی و وصف خاطرات وافکار و احساسات گوینده و به عبارتی دیگر ادب آیینه تمام نمایی است از طرز زندگی و افراد و اقوام (ترجانی زاده ، 1348، 1).
فلذا ادبیات هر ملتی مجموعه ای است از آثار فکری و زبانی و قلمی که مولود اجتماع و زاییده افکار محیط و مظهر و جلوه گاه روحیه و اخلاق و چگونگی زندگی مادی و معنوی آن ملت است.ادبیات نیز مانند سایر امور و شئون مردم از تاثیر زمان و مکان دور نبوده وارتباط مستقیم با افکار و آیین و علوم متداول عصر و پیوستگی وناگسستنی با جریان تاریخ اقوام و ملل دارد از این رو ادیب خارج از محیط و خارق عادات و قیود و حدود زمان و مکان یعنی خود ساخته و وارسته از قید و بند تقلید و تعصب و عرف و عادت بس کمیاب و نادر و انگشت شمار است (همان منبع ، 2).
2-2-2 اقسام ادب
ادب بر دو گونه است.ادب انشایی و ابعادی و ادب وصفی یا موضوعی ادب انشایی آن است که ادیب با قوای فطری و غریزی با کسبی خود آن را ایجاد می نماید که خود بر دو قسم است.
2-3-2-1 الف) نثر که بیان مطلب به طور عادی و معمولی بدون مقید بودن به وزن و قافیه و خیال ادا می شود و جز به دوستی فکر در راستی گفتار و روانی بیان نیاز به چیز دیگری نمی باشد.
ب) شعر که در بیان آن از حیث معنی اتکا بر قوه خیال و از نظر لفظ اعتماد بر وزن و قافیه باشد و از احساسات و هیجانات درونی گوینده سرچشمه گرفته است و عواطف شنونده را تحریک می نماید.
ادب وصفی عبارت است از مطالعه و تحقیق و بررسی در ادب انشایی که آن نیز بر دو قسم است : الف) نقد ادبی که در آن از نظر اصل و ریشه عناصر صفاتی بررسی می شود و آن اثر را بصورتی فنی درآمده و روی عناصر و خصایص و امتیازات فنی آن اثر ارزیابی می کند و ارزش فنی و تاریخی و سایر فواید وتاثیرات آن تشخیص داده و تعیین گردد این عمل را تحلیل و نقد ادبی گویند.
ب) تاریخ ادب : اگر رسیدگی و بحث در ادبیات به ترتیب اعصار و ادوار تاریخی خود دسته بندی گردد و از جنبه قوت و ضعف و ترقی و انحطاط و سایر رویدادهای فنی هریک با بیان علل و عوامل آن ، فضا و داوری ، و یا حفظ ربط و پیوستگی لایق لاحق به مجموعه ادبیات یک قوم رسیدگی شود.این عمل را تاریخ ادب خوانند که معمولاً در کتب تواریخ ادب در یکجا و با هم تاریخ ادبیات و نقد ادبی را بیان و گردآوری می نمایند (همان منبع ، ص3).
2-2-3 عناصر ادب
ادب ساخته و پرداخته عقل بشری است و لازمه آن سه عنصر مهم فکر ، خیال و عاطفه می باشد.تالیف هر اثر ادبی از سه جز فوق (لاینفک بوده زیرا ایجاد افکار و اقامه احکام و تنظیم خیالها کار عقل می باشد.
لذا اساس ادب ابتدا فکر و موجد آن عقل می باشد بدین جهت آثار ادبی خالی از فکر یا آمیخته به اغواء و گمراهی نباید ادب حقیقی به شمار آید.
دوم قوه خیال که افکار را به صورتی محسوس درآورده در جماد روح حیات می بخشد و آن صورت و مظهر باید نو ، قوتی و الهام بخش باشد.
سوم عاطفه.یعنی انفعالات و تاثیرات وجدانی و درونی که سرچشمه آنها احساسات است و اساس تمام صفات عاطفی صدق و امانت است فلذا ذوق نیز کارش این است زشتی و زیبایی و محاسن و معایب آثار ادبی را از جهات لفظی و معنوی بسنجد (همان منبع ص 4).
2-2-4 خط و کتابت عربی
حروف و خط عربی از اصل به طور جداگانه وضع نشده بلکه از تطور و تنوع حروف نبطی که قبل از اسلام در شمال عربستان متداول بوده به دست آمده است بدینگونه که از خط مصری قدیم خط فنیقی و از آن خط مسند پیدا شد که دارای چهار نوع بوده که شامل خط صفوی ، نمودی ، لحیانی و سبئی یا حمیری و سپس از خط مسند خط کندی و نبطی به وجود آمد و از نبطی هم حیربی و انباری مشتق گشته و از خط انباری خط حجازی که همان خط نسخ عربی است پیدا شده است و خط کوفی که همان خط مجازی است که با دستکاری و آرایش و صنعت بدین صورت و شکل درآمده است (همان منبع 13 و 14).
2-2-5 متون ادبی
فنون ادب که مظاهر عمومی و فنی فکر بشریت است ممیزات و قواعد و مقرراتی خاص دارد که بر دو گونه است.الف) فنون شعری ، ب) فنون نثری.
الف : فنون شعری سخنی است منظوم که دارای آهنگ و هجای متوازن با مشخصات سه گانه.
1- معنی و موضوع : که غرض شاعر از سرودن شعر یعنی اغراض شعر
2- قافیه : یعنی حرف یا حروفی که شاعر در ادبیات خود در نظر گرفته و از آن تجاوز نخواهد کرد.
3- وزن که نوعی از آهنگ موسیقی مولف است از اجرایی به تزئینی مخصوص مثلاً معلقه امرءالقیس که در بحر طویل و بر روی لام است و باید در تمام ابیات از آن وزن و قافیه عدول نشود (احمد ترجانی زاده ، 1348 ، 16).
2-2-6 فنون ادبی شعر
الف) فن قصصی (داستانی) به عبارت دیگر شعر داستانی که در آن شاعر شخصیت خود را از یاد برده و به وصف کارزار- حوادث جنگی هنرنمایی و شجاعت پهلوانان با اغراق و خوارق شگفتی ها می پردازد مانند شاهنامه- ایلیاد هومر
ب) فن غنایی (آهنگی) که در آن شاعر از افکار و امثال خویش دم می زند و تصورات و تخیلات خود را درباره محیط بیان می کند و در دل خود را با زبان شعر بازگو نماید.
ج) فن تمثیلی (نمایشی) که در آن شعر یک حادثه تاریخی یا خیالی از حوادث بشری توسط کارگردان از طرف شاعر روی صحن نمایش آورده می شود.
د) فن تعلیمی (آموزشی) که شاعر به آموزش و پرورش عقل و قلب پرداخته و تنها منظور شاعر تربیت فکری است.(همان منبع ص 18).
2-2-7 انواع شعر
فن شعر غنایی عرب دارای انواع مختلفی است که به شرح آن می پردازیم.
1- غزل : یا تشبیب به معنی مغازله و عشق بازی یا توصیف یا تعریف ذکر احباب و اطهار شوق دیدار محبوب یا گریه و ناله و شکوی از دوری و مهجوری یار.
2- فخر : مدح و ستایش خویش و اقوام و بستگان شاعر که شعر حماسی نیز داخل این نوع است.
3- هجا یا هجو : شمردن نقاط و معایب ضعف دشمن و اهانت و بدگویی از او.
4- مدح : شمارش محاسن خویش با قومش.
5- رثاء : شرح و بیان مناقب مرده و اطهار تاسف و تاثیر بر او.
6- زهد : یاد مرگ و فنای دنیا و راز و نیاز با خدا و تشویق به خیر و جلوگیری از فساد و شر.
7- حکمت : سخن کوتاه و پر مغز مستخرج از تجربیات و معارف و ملاحظات خود که در بیتی یا دو بیت به منظور پند و اندرز گفته می شود.
8- وصف : بیان اقسام شی و شرح وضع و حال آن تا در ذهن شنونده حاضر و روشن گردد.شعر عربی نسبت به شعر اقوام دیگر کوتاه است و از قوام آن قصیده است که گاهی از ده بیت کمتر و گاه از صد بیت بیشتر است.
مقطوعه : از هفت بیت کمتر که نه تنها هر قصیده با مقطوعه خود و احدی مستقل بوده.بلکه هر بیتی نیز استقلال دارد و تنها وحدتی که دارند این است که تمام ابیات بر یک وزن می باشد.
ارجوزه که در آن هر بیت قافیه و وزن جداگانه دارد (همان منبع ، 18).
2-2-8 نهضت ها و عهدهای ادبیات عرب
1- نهضت جاهلی و اموی.2- نهضت عصر خلفای عباسی.3- نهضت جدید از اواخر قرن 18 میلادی یا 12 هجری قمری.
که دوره صفویه جایگاه چندانی در این نهضت ها ندارد.
2-2-9 ادوار تاریخ ادبیات عرب
1- دوره جاهلی اواخر قرن پنجم میلادی تا ظهور اسلام (450 یا 475-622 میلادی).
2- دوره راشدی و اموی (622 تا 750) برابر (1-132 هـ.ق).
3- دوره عباسی (750 تا 1258 م) یا (132-606 هـ.ق).
4- دوره ترکی (1258-1798) یا ( 656-1213) که به عهد انحطاط معروف می باشد.
5- دوره نهضت از اواخر قرن هجدهم میلادی تا کنون (ترجانی زاده 1348 ، ص 20).
2-2-11 فنون شعری
نثر سخنی است طبیعی بدون رعایت شروط و قیود شعر که بر دو قسم است.
الف) نثر مرسل- ب) نثر مسجع
2-2-12 فنون ادبی نثر
1- خطابه : فن اقناع و ترغیب شنونده است و خطیب با سخن شیوا و زیبا که هم عقل را راضی و هم دل را بر باید بیان می شود.
2- قصه : داستان و حکایتی است که در لفافه به درس و بحث اخلاقی و صفات نیک و پسندیده اشاره می گردد.
3- مثل : سخنی مشهور که با وضع و معنی آن شبیه باشد که آن را حقیقی گویند اگر از اصلی معروف نقل گردد و فرضی نامند اگر از زبان حیوان با نبات یا جماد گفته شود.
4- حکمت : قولی است جالب متضمن پند و اندرز که بر اساس پختگی و تجربه گفته میشود و در خطابه و اشعار زیاد به کار برده می شود.
5- مناظره : عبارت است از سخنوری یا بیاناتی به منظور به کرسی نشاندن مقصود و تایید و اثبات نظر یه ای و ابطال و رد رای یا مطلبی با دلیل و برهان و استدلال منطقی.
6- مقامات : داستانی است خیالی و کوتاه با سجع و جملاتی مرتب که از قول یک نفر بیان گشته و به نصیحت با حکمت یا نکته ای پایان می یابد.
7- رساله یعنی مذاکره و مباحثه از طریق قلم و نوشتن و یا اصلوب فنی و بلیغ و موثر.
8- فن آموزشی : عبارت است از بحث و بیان یا عبارات آراسته و متین فنی درباره مسائل احتراعی و مذاهب علمی و ادبی و فنی و غیره.
2-2-13 انواع قصص
1- قصص موضوع : یعنی نقل حکایات و اخبار در مجموعه ادبی
2- قصص منقول : ترجمه و اقتباس از داستانها و قصص دیگر
2-3 علل افول ادبیات عرب در دوران صفویه
ادبیات در عصر صفویه در زمره ادبیات منحط به شمار می رود.
زیرا صفویه را مشغله و گرفتاری پیش از آن بود که به شعر و شاعری توجهی داشته باشند.علایق فرهنگی آنان بر محور تبلیغات و تحکیم مبانی مذهب آمیخته با سیاست دور می زند که از یک سو از راه تقویت علوم دینی و از سوی دیگر به وسیله ادبیات مذهبی انجام می گیرد و البته هر دو در مسیر تشیع پیش می رود.
نباید نادیده گرفت که قبل از برآمدن این سلسله بخش قابل توجهی از ملت پیرو تسنن بود بدیهی است که نه آسیای مرکزی و نه افغانستان و نه هندوستان که همگی کشورهای سنتی مذهب بودند نمی توانستند در هماهنگ ساختن ادبیات با مذهب تشیع که لازمه ی سیاست خاص شیعی بود به عبارت دیگر ادبیات از جنبه بین المللی خود خارج شد و به تدریج جنبه ای صرفاً فازسی پیدا می کند.
با آنکه زبان خانوادگی صفویه ترکی بود زبان فارسی اهمیت خود را از دست نداد زبان فارسی از نگارش مسائل دینی هم که سابقاً فقط به زبان تازی نگاشته می شد به کار رفت صرف نظر از این قسمت نثر دوره صفویه دنباله ی مستقیم در نثر است.
سروده هایی که در نیایش پیامبر (ص) در مدح علی (ع) و اشعاری که در رثاء آنان سروده می شد جای قصاید مدیحه و غزلیات دنیوی را می گیرد از آنکه بگذریم بی علاقگی به شاعران و آثار و مدفن های آنان حکمفرما و کاملاً محسوس است در عوض ابراز علاقه به امام زادگان که اعقاب امامان مقدس و تقریباً تا به سرحد الوهیت مورد پرستش اند و همچنین بقاع آنان که آن را امامزاده می نامند هرچه بیشتر چشمگیر است.
اختلاف شعر و ادب این دوره با سابق در این است که سابقاً ادبیات روی هم رفته پر مایه تر بود این کم مایگی را می توان نشانه ای یک انحطاط واقعی دانست ولی از سوی دیگر چنانچه در این سبک نوین که تا حدودی جانشین سبک خراسانی و عراقی هر دو گشته است فضایی عمیق تر به عمل آید و مخصوصاً بر آن پیش واحدی کمتر از آنچه بعد از دوره ی صفوی تا امروز حاکم بر نظریات بوده حکم فرما باشد دور نیست.
با بر آمدن دوره صفویه امور شدیداً متمرکز می شود آنان عقاید مذهبی را تحت اصول معینی قرار داده و به یکسان ساختن آراء عمومی می پردازند و به موازات آن به طور کلی تحصیلات را مقید می سازند.
تحصیل علوم دینی غایت آمال جوانان عصر صفوی است و هدف آنان مجتهدی توانا شدن می باشد (یان و یبکا ، ترجمه شهابی 1354-465).
نظر به اینکه شاهان صفویه کمر به توسعه متصرفات خود داشته در نتیجه تفکرات و دید عرفانی نیز از عرصه شعر وادب رخت بر می بندد.
در دوران صفویه که نزدیک به دو قرن طول کشید تنها دو پادشاه لایق وجود داشت و تا حدودی فقط در عصر شاه عباس اوضاع تا حدودی برای شاعران مساعد بوده و در عرصه های بعد شاعران به کشور هند کوچ نموده در آنجا به فعالیت می پردازند که این امر بر نامساعد بودن ادبیات و سبک ادبی در این دوره می باشد.
ترک تازی افغانان تباهی بی حد و حصری به بار آورد و به حیات فرهنگی و ادبی ضربات سهمگین وارد ساخت که اثراتش مدتها بر جای ماند (همان منبع ، ص 484).
در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه در عهد خود کامگی های نادری فتوری کاملاً چشمگیر و توجیه پذیر دامنگیر ادبیات می گردد (همان منبع ، 489).
در دوره صفویه تعداد ایرانیانی که به زمان تازی (عربی) شعری می سرایند به حداقل می رسد لکن این زبان هنوز مقام خود را در علوم طبیعی علوم دقیقه و بعضی علوم انسانی حفظ می کند مستحکم ترین جایگاه های زبان عربی علم کلام فقه و فلسفه است ولی در دوران صفویه که تبلیغات نیرومند و پر هیاهوی شیعه به عنوان مذهب رسمی دولت طبقات بزرگ جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و فارسی مخصوصاً در علم کلام و فقه نفوذ می کند (همان منبع ، 501).
در قرن نهم شیوه کار علوم ادبی همان است که در قرن هشتم بود یعنی تلخیص و تحشیه و شرح و شرح شرح کتب درسی و گاه تنظم قواعد ادبی زبان عربی به قصد تسهیل کار معلمان این علوم و امثال این اعمال در این زمان نکته ای که قابل شرح است کاسته شدن از میزان تالیفات به زبان عربی و افزوده شدن بر شمار کتابهای فارسی در زمینه علوم ادبی است و این خود نشانه ای است از ادامه داشتن گسیختگی ارتباط ایرانیان در زیر سلطه مغلولان و ترکان جغتایی از قلمرو و رواج فرهنگ عربی اسلامی.( صفا ، 1364 ، ص 110).
تدوین کتابهایی در صرف و نحو عربی در این عهد به شیوه دیگر دانشهای متصوّر بوده است به نگارش شروح و حواشی به آثار علمای سلف و مقصود از این حاشیه نویسی ها و شرح و شرح بر شرح و حاشیه بر شرح همواره خدمت به طالبان علم در مدارس و تسهیل کار در فراگیری بوده و بس و همچنانکه در سایر دانشها باب شده بود در صرف و نحو عربی هم ترتیب دادن دفترهای به پارسی یا حتی منظومه های پارسی در درک قواعد ، زبان فارسی معمول اهل زمان بود (همان منبع ، ص 114).
در زمانی که صفویه دولتی عظیم و متحد در ایران تشکیل دادند علم و حکمت و ادب در این کشور در حال جان سپردن بود (جلبی ، 1381 ، 603).
آثار حمله مغولان و استیلا و ستمگری های تیمور لنگ انحطاط و تنزل علمی و ادبی ایران در عهد صفویه کاملاً ظاهر شد و شاهان صفوی علی رغم ایجاد دولتی منسجم بر اساس وحدت ملی و دینی و علی رغم ایجاد اعتباری فوق العاده برای ایرانیان به علت قلندر منشی و فرقه سازی و ترویج تعصب مذهبی شدید به آزار برخی از حکیمان پرداخته و پاره ای از مدارس تدریس حکمت و فلسفه را ممنوع کردند و این پادشاهان از فهم شعر درست و لطیف به کلی بی نصیب بودند به همین جهت ادبیات در عهد آنان به منتهای پستی و رکالت افتاد و شعر و نثر این دوره به استثنای یک عده کتابهای تاریخی تحت تاثیر سبک هندی قرار گرفت که نمونه های آن قابل قیاس با متوسط ترین آثار ادبی پیش از صفویان نیست (همان منبع ، 602).
شاید بتوان گفت هجرت فقهای جبل عامل لبنان و بحرین و حله فوج فوج به ایران آمده و در کنار شاهان صفوی قرار می گرفتند.
شکی نیست که در عهد صفویه ادبیات و حکمت به پایه پستی افتاد و حتی یک شاعر درجه اول هم در این عصر به ظهور نیامد که بزرگترین علت این قضیه ظاهراً این است که سلاطین صفویه به حسب نظرات سیاسیه و ضدّیتی که با دولت عثمانی داشتند شمشیر قوای خود را صرف ترویج مذهب شیعه و تشویق علمایی که از علم اصول و قوانین این مذهب اطلاعات کامل داشتند می نمودند اما اگرچه علمای مزبور مساعی جمیله در توصیه مذهبی به کار بردند که نتیجه آن وحدت سیاسی مملکت شد و اساس ایران فعلی را که ساکنانش علی العموم دارای مذهب و لسان و نژاد واحد هستند برپا نمود.لیکن از طرف دیگر از لحاظ ادبیات و شعر و عرفان و حکمت و به قول خودشان هرچه متعلق به کمالات بود در مقابل شرعیات نه تنها در توسعه و ترقی آن کوشش نکردند بلکه به نوعی به آزار و اذیت نمایندگان کمالیات پرداختند (همان منبع ، 606).
2-4 تاریخ صفویه
شیخ صفیالدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرینکلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفیالدین تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبانهای ایرانی و زبان بومی آذربایجان بودهاست.(قدیانی 1381 - 550)
دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل اول با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد. این پیروان که عمدتاً از ایلهای ترک آناتولی بودند ,و بعداً به قزلباشها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آققویونلوها و قراقویونلوها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزونحسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار میآمد.
مهمترین عامل قدرت صفویه بودن قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران که در واقع نوعی الوهیت برای شاه اسماعیل قایل بودند بود که با شکست در جنگ این اعتقاد آنها رو به سستی نهاد.
2-4-1 .ارزش تاریخی دوره صفوی
رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و نادر به مرز دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که جداً در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گرانبها و ارزشمند محسوب میشد، به نحوی که مآل اندیشان قوم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نجات خویش و نعمتی برای خود میپنداشتند و به همین سبب با پیامهای دلگرم کننده خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تحریض میکردند. بعد از عقب نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و فقدان آذوقه، برخی میپندارند تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمینهای اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت
از نظر تاریخ ایران معاصر، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛ دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص که بدان شناخته شده و به خاطر دفاع از همان مذهب، دشواریهای بزرگ را در برابر هجومهای دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نموده است. در این مورد، مذهب رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون ایدئولوژیهای سیاسی در تشکیل حکومتها میکنند.(قزوینی و دیگران1378-109)
رشته اصلی و اساسی این پیوند ملی، مذهب تشیع بود، و گرنه با وضعی که در آن ایام پیش آمده بود، هیچ عامل دیگری نمیتوانست چنین تأثیری در بازگرداندن آن پیوند و همبستگی داشته باشد، چنانکه اهل سنت ایران که در عهد شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب زیر فشارهای سختی بودند، بقای دولت عثمانی و ضمیمه شدن ایران را به خاک آن دولت آرزو میکردند. دستههایی از کردان سنی مذهب که تمایلی به اطاعت از یک پادشاه شیعی مذهب نداشتند، بی هیچ گونه مقاومتی و مخالفتی در قلمرو عثمانی باقی ماندند؛ و دست به دست گشتن برخی از نواحی کرد نشین میان دو دولت عثمانی و صفوی تأثیری در مذهب آنها نداشت.(امینی 1346-74)
2-4-3
ساختار حکومتی دولت صفوی
سیستم حکومتی صفویان در ابتدا ترکیبی از ساختار سلسله مراتبی صوفیان و ساختار سنتی حکومت در ایران بود. به این صورت که در بالای هرم قدرت شاه قرار داشت که هم شخص اول حکومت و هم مرشد کامل بود و پس از او وکیل یا وکیل نفس نفیس همایون بود. وکیل دارای نقش وزیر اعظم (رییس دیوانسالاری) بود و هم واسط بین مرشد کامل و صوفیان.در ساختار نظامی قبایل قزلباش نیز سلسله مراتب قبیلگی صوفیانه وجود داشت.اما دیوانسالاری حکومت بر اساس ساختاراهای کهن ایرانی عمل میکرد چراکه قزلباشان از ابتدا در امور دیوانی نقش چندانی نداشتند.در زمان شاه عباس شاهد ایجاد سازمان حکومتی جدیدی هستیم که بر اساس الگوی دیوانسالاری کهن ایرانی بنا شد و تا پایان حکومت قاجارها تقریباً پایدار ماند. در این ساختار حکومتی شاه در راس هرم قدرت قرار دارد.فرمانهای او قانون محسوب میشود و کسی حق مخالفت با او را ندارد.وزیر اعظم بالاترین مقام اجرایی پس از شاه است و ریاست نظام دیوانی را بر عهده دارد.وی واسطه میان دولتیان و شاه است.گزارشاتی که از ادارات وسازمانهای برای شاه فرستاده میشوند ابتدا توسط وی خوانده میشوند و در صورت صلاحدید وی به اطلاع شاه میرسند.در مورد شاهان صفوی پس از شاه عباس باید یاد آور شد که از وظایف مهم وزیر اعظم جلوگیری از رسیدن اخبار و گزارشات ناراحت کننده به شاه بود(همان منبع 74)
2-4-5
نظام قضایی به دو بخش عرفی و شرعی تقسیم میشد. بخش عرفی شامل رسیدگی به اموری مانند قتل و ضرب و جرح و تجاوز (اموری که مربوط به حفظ نظم و امنیت و نظام سیاسی بود) میشد و بخش شرعی شامل رسیدگی به دعاوی حقوقی و شرعی بود. ریاست بخش رسیدگی به دعاوی عرفی با مقام دیوان بیگی است و مسوولین رسیدگی به این دعاوی در شهرها نیز داروغهها هستند.ریاست نظام قضایی شرعی نیز بر عهده صدر است.صدر بالاترین مقام مذهبی در دولت را داراست و خود از میان علمای صاحب نام شیعه انتخاب میشود.قضات شرع از میان علمای شیعه (ملاها) انتخاب شده و توسط صدر منصوب میشوند.از وظایف دیگر صدر عزل نصب شیخ الاسلامها در شهرها و رسیدگی به امور موقوفات در کل کشور است. قضات منسوب از طرف صدر یا قضات شرع متصدیان ثبت رسمی اسناد هم محسوب میشوند و اسناد معاملات و نقل و انتقالات و مالکیت مردم تنها با ممهور شدن به مهر آنها رسمیت مییابند. ابهام موجود میان امور شرعی و عرفی از گاهی موجب اختلالاتی در سیستم قضایی میشد (همان منبع -84)
2-4-6
کشور ایران از زمان شاه عباس یه پنج ناحیه تقسیم شده بود و هر کدام از آن نواحی را نیز به نواحی کوچکتر (تا ۲۵ ناحیه تقسیم کرده بودند).خان بالاترین مقامی بود که از طرف شاه برای اداره یک ناحیه مشخص میشد و تنها زیر نظر شاه انجام وظیفه کرده و.ناحیه تحت حکومت یک خان خود به چند ناحیه تقسیم میشد که اداره آنها را افرادی که دارای سمت سلطان بودند به عهده داشتند. سلطانها در واقع والیان درجه دوم بودند.مقام بعدی در میان والیان پس از سلطان بیگلربیگی نام داشت.خانها و سلطانها در ناحیه تحت حکومت خود مانند یک شاه کوچک حکومت میکردند.خانها بخش اصلی در آمد ناحیه خود را برای امور داخلی اداری و شخصی خود و نیز تعهد پرداخت مواجب سربازانی که از مرکز به آنها محول شده بود مصرف میکردند و مقدار نسبتاً کمی را برای دربار میفرستادند. آنها در مقابل در مقابل تهدیدات خارجی متعهد به حفظ ناحیه تحت حکومت خود بودند.اکثریت قریب به اتفاق خانها و سلطانها را امرای قزلباش تشکیل میدادند و با قبیله خود در ناحیه تحت حکومت زندگی میکردند.
در این میان برخی از نواحی کشور بودند که حاکم آنها از خود مختاری خان یا سلطان برخوردار نبود و در واقع وکیل یا نمایندهای از طرف شاه آنها را اداره میکرد که آنها را وزیر مینامیدند.تمام در آمد این نواحی برای دربار فرستاده میشد و بودجه مصرفی این نواحی را دربار تعیین و تامین میکرد.این نواحی را خاصه مینامیدند.در ابتدای سلطنت صفویان نواحی خاصه محدود به ایالات نزدیک به تختگاه بودند اما از زمان شاه عباس به این نواحی افزوده شد.زیرا از یک طرف درآمد مستقل شاه را افزایش میداد و از طرف دیگر از افزایش قدرت امرای قزلباش در مقابل شاه جلوگیری میشد.اما در مقابل حاکمان نواحی خاصه از قابلیت نظامی و مدیریتی و انگیزه بسیار کمتری نسبت به خانها و سلطانها برای اداره برخوردار بودند و در مقابل تهدیدات خارجی بسیار سستی میکردند.
.
بالاترین مقام اجرایی در شهر خان یاسلطان یا وزیر آن ناحیه محسوب میشد (چه در آن شهر مقیم باشد چه نباشد).پس از خان یا سلطان یا وزیر، داروغه شهر قرار داشت.اداره کننده اصلی شهر در واقع داروغه بود.داروغه وظیفه حفظ امنیت و نظم شهر و همچنین وظیفه رسیدگی به دعاوی مربوط به ضرب و جرح وقتل را به عهده داشت.عسس، کوتوال، کلانتر و محتسب همه تحت تحت نظر داروغه کار میکردند.عسس فرماندهی نگهبانان شب را به عهده داشت.کوتوال مسوول خفظ و نگهداری از استحکامات بود و در شهرهایی که داروغه نداشت عسس وظیفه داروغه را نیز دارا بود.
کلانتر رابط بین داروغه و مقامات بالاتر و مردم عادی بود.در شهرهای بزرگ هر محله برای خود دارای کلانتر بود.کلانتر وظیفه دفاع از حقوق مردم در مقابل دولتیان و تقسیم کارهای مشکل (تکلیف شده از طرف مقامات) به صورت عادلانه بین مردم ا و وصول مالیاتها از مردم را بر عهده داشت.در دهات کدخداها وظایف کلانترها را عهده دار بودند. محتسب بر درستی مقیاسها و اوزان در شهر نظارت میکرد نرخ کالاهای اساسی را نیز در شهر تعیین و اعلام میکرد.(همان منبع 114)
2-4-7
قوای سپاه ایران در ابتدای به قدرت رسیدن شاه اسماعیل تا زمان سلطنت شاه عباس متشکل از قبایل قزلباش بود.قزلباشان به صورت سواره میجنگیدند و سواران آنها را قورچی مینامیدند.قورچیها مسلح به شمشیرهای هلالی شکل (مناسب برای نبرد سواره)، کمان و تفنگ بودند.از زمان شاه عباس به بعد نیروهای پیاده مسلح به تفنگ از مردم تاجیک (غیر قزلباش) و نیز سپاه غلامان خاصه (متشکل از گرجیها، چرکسها و ارمنیها) تشکیل شد.توپخانه نیز معمولاً در محاصره شهرها از زمان شاه طهماسب به کار گرفته میشد اما به دلیل نوع تاکتیکهای جنگی ایرانیان که مبتنی بر تحرک زیاد در میدان جنگ بود در جنگهای مستقیم نقش زیادی نداشت.بالاترین مقام نظامی از زمان شاه عباس به بعد سپهسالار ایران بود.این سمت در ابتدا دایمی بود ولی از زمان شاهان بعد از شاه عباس در زمان جنگ تعیین میشد.مقامات اصلی سپاه ایران در زمان شاه سلمیان به شرح زیرند(منقول از سفرنامه کمپفر).
قوللر آقاسی: فرمانده سپاه غلامان.سپاه غلامان از از گرجیان، چرکسها، ارمنیان و دیگر غیر ایرانیان تشکیل میشد که به صورت سواره میجنگیدند.تعدادآانها حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر تخمین زده میشد و سالانه کمی کمتر از ۱۰ تومان مزد میگرفتند.
به جز قوای نظامی ذکر شده گروهی متشکل از ۲۰۰۰ سرباز مجهز پیاده موسوم به جزایری وجود داشتند که مواجب آنها را شاه پرداخت میکرد و وظیفه حفاظت از دربار را به عهده داشتند.آنها تحت فرماندهی ایشیک آقاسی بودند. واحدهای داخلی در سپاه را افسرانی دارای عنوانهای زیر اداره مینمودند. این عنوانها همگی از اصطلاخات ترکی تشکیل شدهاند:
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1617 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 95 |
فهرست
* مقدمه .............................
*حد پایین کم شنوایی قابل کمک.........
افت تن خالص و شکل ادیو گرام.....
توانایی شناسایی گفتار............
ناتوانی و معلولیتی که خود بیمار گزارش می کند
محیط شنیداری، ،نیازها و انتظارات.
نگرانی های زیبایی شناختی.........
ظریف کاری و مدیریت...............
سن...............................
شخصیت............................
اختلال پردازش شنوایی مرکزی........
وزوز.............................
فاکتورها در مجموع................
مشاوره با بیمار بی میل............
*حد بالای کم شنوایی قابل کمک..........
توانایی فهم گفتار ضعیف............
سمعک یا کاشت حلزون...............
Tactile aid سمعک یا......................
*موارد منع پزشکی فیتینگ سمعک.........
* اظهارات نهایی......................
مقدمه
اگر چه تصمیم برای استفاده از سمعک نهایتاً به وسیله بیمار گرفته می شود، بسیاری از بیماران در مورد این که آیا آن ها باید سمعک بگیرند و برای پیشنهاد و توصیه به متخصص بالینی متوسل شوند یا نه مردد خواهند بود. این توصیه باید به غیر از آستانه تن خالص، بسیاری از فاکتورها را به حساب آورد.
انگیزه اولیه برای گرفتن سمعک، عامل تعیین کننده ای برای تداوم استفاده از سمعک از سوی بیمار به شمار می آید. انگیزه بیمار نشان می دهد که تعادلی بین مزایا و معایب سمعک وجود دارد یا نه. جدا از این که همه این انتظارات مثبت و منفی واقعی هستند یا نه. مزایای مورد انتظار بیمار تحت تأثیر میزان ناتوانی و معلولیتی که او احساس می کند دارد قرار می گیرد. ناتوانی، میزان مشکلی را که شخص برای شنیدن در وضعیت های مختلف دارد توصیف می کند در حالی که معلولیت، میزان ناتوانی فرد برای شرکت در فعالیتها به دلیل کاهش شنوایی را نشان می دهد. معایب به طور بالقوه شامل اثر استفاده از سمعک در تصور ذهنی بیمار از خود است. مزایا و معایب مورد انتظار سمعک تحت تأثیر آن چه که دیگران درباره سمعک به بیمار می گویند، قرار می گیرد. متخصص بالینی باید تلاش کند تا انتظارات بیمار را کشف کند و آنهای را که به طور غیرواقعی کم اند و یا به طور غیرواقعی زیادند اصلاح کند. اگر چه سمعکها در سکوت و در نویز کمک کننده اند، اما کمک بیشتری در سکوت دارند، بنابراین اگر بیمار به کمک شنوایی در مکان های ساکت نیاز داشته باشد، محتمل تر است که سمعک ارزشمند باشد و مورد استفاده قرار گیرد.
وقتی متخصص بالنی با بیمار دچار نقص شنوایی برخورد می کند که سمعک را نمی پذیرد، او باید دریابد که آیا این عدم پذیرش به این دلیل است که بیمار از کم شنوایی خود آگاهی ندارد، به مشکل آگاه است اما نمی خواهد وجود سمعک را بپذیرد، یا این که به کم شنوایی خود اعتراف می کند اما نمی خواهد هیچ کاری برای آن انجام دهد. اگر مورد آخر درست است،دلایل بیمار نیز باید کشف شود.
مشکل بیمار در استفاده از سمعک ، به مقدار زیادی در کارآیی آن اثر می گذارد. بنابراین متخصص بالینی باید مهارت های دستی بیمار را هنگام مشخص کردن کاندیداتوری و نوع سمعک مورد توجه قرار دهد. بیماران دارای وزوز اغلب درمی یابند که استفاده از سمعک مشکلاتشان را کم می کند، بنابراین وزوز به صورت مثبت بر کاندیداتوری اثر می گذارد. وجود اختلال پردازش مرکزی و سن بالا هر دو می توانند بر کاندیداتوری اثر گذارند، ولی به طور کارآمد، برای تحت تأثیر قرار دادن توصیه متخصص بالینی قابل پیش بینی نیستند.
در افرادی با کم شنوایی شدید تا عمیق ، احتمال آن که کاشت حلزون کارآمدتر از سمعک باشد، بیشتر است. مفیدترین شاخص برای این که چه وسیله ای برای آنها بهتر است، امتیاز گفتاری است که آن ها در ازای فیتینگ خوب سمعکها پس از چند سال که به آن ها عادت کردند، دریافت می کنند. برای نوزادان غیرممکن است که تصمیم برای کاشت حلزون در ابتدا بر اساس آستانه های شنوایی با سمعک یا بدون سمعک باشد ( و همچنین به عدم منع موارد پزشکی یا روانی نیاز دارد).
در صورتی که بیمار تمایلی به عمل کاشت حلزون نداشته باشد، سمعک های ویبروتکتایل و الکتروتکتایل جانشین سودمندی برای افراد ناشنوا به منظور دریافت تحریک شنیداری مفید از سمعک هستند. همچنین برای افرادی که کاشت حلزون از نظر پزشکی یا مسائل روانی مناسب نیست، این سمعکها مفیدند. آموزش تلفیق اطلاعات لامسه ای با اطلاعات بینایی ضروری است.
استفاده از سمعک نباید صرفاً به این دلیل که امتیاز آزمون های گفتاری با هدفون کمتر از یک ملاک قراردادی است چشم پوشی شود. از سوی دیگر، مشکلات ادیولوژیکی / پزشکی متعددی وجود دارد که باعث می شود فیتینگ سمعک تا حل علت این مشکلات به تأخیر افتد.
بنابراین یک متخصص بالینی باید تعداد زیادی از فاکتورهایی که ممکن است کاندیداتوری سمعک را تحت تأثیر قرار دهند، مورد ملاحظه قرار دهد. هیچ کدام از فاکتورهای موجود را که چنین اثر قوی دارند، نمی توان نادیده گرفت.
سمعک تجویز شود یا نشود، سؤال این است. به طور دقیق تر، چه موقع متخصص بالینی باید یک بیمار مردد را تشویق کند تا سمعک بگذرد، و چه موقع باید به بیمار مشاوره دهد که سمعک احتمالاً مفید نیست. تصمیم گیرنده نهایی برای این که سمعک گذاشته شود، بیمار (یا یک خویشاوند نزدیک او) خواهد بود. اگر بیمار تحت هر شرایطی مردد باشد، متخصص بالینی می تواند به طور عمده روی این تصمیم اثر گذارد. قسمت سخت برای متخصص بالینی شناخت این مسئله است که به چه روشی و چگونه به طور قوی، فعالیت کند.
مطالعات کم شنوایی نشان داده اند که بسیاری از افراد مبتلا به کم شنوایی از سمعک استفاده نمی کنند. تقریباً 10 تا 16 درصد از جمعیت بزرگسال گزارش داده اند که در شنوایی مشکل دارند. اگر ما روش ادیومتریک را برای تعیین مشکلات شنوایی به کارگیریم، 16 درصد از جمعیت بزرگسال کم شنوایی بیش از dBHL 25 در میانگین 4 فرکانس در گوش بهتر و 7 تا 8 درصد کم شنوایی بیش از dBHL 35 خواهند داشت. مطالعات مختلف نشان می دهند که از افرادی که به نظر می رسد کم شنوایی دارند و آنهایی که به طور عینی کم شنوایی دارند، فقط 14 تا 24 درصد دارای سمعک هستند. بنابراین، تقریباً از هر 5 نفر کم شنوا 4 نفر، سمعک ندارند.
آیا همه این افراد کاندید خوبی برای سمعک هستند، اگر می توانستند متقاعد شوند که سمعک بگذارند، یا آیا آن ها تصمیم خوبی گرفته اند که برایشان ، معایب عملکردی و روانی بر فواید آن ارجح است؟ تحقیقات نشان می دهند که وقتی این افراد خواستار سمعک می شوند و به آن ها فرصت استفاده از آن داده می شوند، در می یابند که سمعک مفید است و به استفاده از آن ادامه می دهند. (1997) kochkin با استفاده از ارزیابی های خود ارزیابی برآورد کرد تعداد افرادی که می توانند از سمعک بهره مند شوند، حداقل دو برابر تعداد افرادی است که در حال حاضر دارای سمعک اند. به هر حال، تا زمانی شواهد مجربی ثابت شده ای وجود نداشته باشد، ما نخواهیم فهمید که چه نسبتی از جمعیت از سمعک سود می برند. اپیدمیولوژیست ها تنها کسانی نیستند که درباره این که چه تعداد از مردم به سمعک نیاز دارند، مرددند. هر متخصص بالینی می تواند انتظار داشته باشد بیماران زیادی را ببیند که درباره این که سمعک به آنها کمک خواهد کرد یا نه مرددند.
دو جنبه کلی برای این سؤال که آیا یک شخص از سمعک بهره مند خواهد شد وجود دارد: شخص به اندازه کافی کم شنوا است یا خیلی کم شنواست؟ همان طور که خواهید دید، در آغاز، این سؤال ها را نمی توان از روی ادیوگرام پاسخ داد. دومین سؤال می تواند به طرز دیگری بیان شود که شخص از سمعک استفاده بیشتری خواهد برد یا کاشت حلزون یا tactile aid؟ این فصل بعضی از فاکتورهایی را که باید هنگام تصمیم برای توصیه سمعک به بیمار مورد ملاحظه قرار گیرد، تعیین می کند.
در این مرحله، یک روش کاملاً کمی برای این تصمیم ممکن نیست، زیرا تعداد فاکتورها بسیار زیاد است و ما نمی توانیم بفهمیم که چگونه بهترین فاکتور را اندازه گیری کنیم و یا آن ها را به طور مناسب برای هر فرد انتخاب کنیم. مقیاس احتمال برای پیش بینی استفاده از سمعک (FSPHAU) تلاشی است برای ترکیب کمی برخی از فاکتورهایی که مشخص می کند شخص سمعک را سودمند خواهد یافت یا نه. متأسفانه، به نظر نمی رسد که این مقیاس ( در حقیقت، یک نسخه از آن) پیش بینی کننده معتبری از سودمندی باشد. به طور مشابه، اگر چه نشان داده شده که موفقیت سمعک بستگی به مجموع فاکتورهایی دارد (معلولیت، آموزش، میزان داروها و سن)، این ترکیب نمی تواند کاندیداتوری را با صحت کافی برای سودمندی پیش بینی کند.
استفاده از یک روش کاملاً کمی چندان امکان پذیر نیست (با توجه به اهمیت ارتباط متقابل بین بیمار و متخصص بالینی) حتی اگر به نظر نویسنده به کارگیری روش های کاملاً کمی مناسب باشد!هر بیماری بی مانند است. اگر شما با تردید و تصمیمات با جهت نامعلوم احساس ناراحتی می کنید، بهتر است روش جدیدی برای چیره شدن بر این مشکل پیدا کنید! مگر برای بیمارانی با کم شنوایی متوسط یا متوسط تا شدید، که اغلب تردید درباره این که آیا سمعک بهترین انتخاب خواهد بود وجود دارد.
اولین بخش این فصل، به طور خاص به بیماران بزرگسال پرداخته، اگر چه بسیاری از فاکتورها مربوط به کودکان می باشد مباحث و شواهد متفاوتند. البته، این فصل، به بیمارانی که قبلاً هرگز سمعک نگذاشته اند یا آن هایی که برای چندین سال از آن استفاده نکرده اند، نیز می پردازد. برای افرادی که سمعک را امتحان کرده اند و فیتینگ آن را به خوبی نپذیرفتند، سمعکهای مدرن احتمالاً به سؤال کاندیداتوری به جزء کم شنوایی، نیازها یا تغییرات نگرش بیمار پاسخ داده اند. با این وجود، این ارزشمند است که مشخص کنیم چرا شخص ناامید است، و برای بیمار چه باید کرد تا متوجه شود که سمعک ارزشمند است. روش های تقویت کنندگی به سرعت در حال توسعه است.
1. 8 حد پایین کم شنوایی قابل کمک
تلاش های بسیاری برای یافتن میزان کم شنوایی تن خالصی که می تواند بین آن دسته از افرادی که از سمعک سود می برند و آن هایی که از سمعک بهره مند نمی شوند افتراق دهد، صورت گرفته است. همه این تلاش ها، به طور دیدنی ناموفق بوده اند. در نگاه اول، این مسئله تعجب آور به نظر می رسد. در نهایت، استنباط می شود که هر فردی با کم شنوایی شدید، از سمعک بهره بسیاری خواهد برد و فردی با شنوایی نرمال، از سمعک بهره نمی برد. بنابراین چرا غیرممکن است میزان کم شنوایی که باعث افتراق افرادی که از سمعک بهره می برند و آن هایی که بهره مند نمی شوند را پیدا کنیم؟
پاسخ این است که برای این مقادیر بینابینی کاهش، سایر فاکتورها بیشتر از ادیوگرام سودمندی از سمعک را تحت تأثیر قرار می دهند. قوی ترین این فاکتورها را می توان، انگیزه شخص برای به دست آوردن سمعک در نظر گرفت. البته، انگیزه واقعاً در نتیجة تعدادی از فاکتورهای مثبت و منفی ایجاد می شود. این فاکتورها عبارتند از :
استفاده کنندگان از سمعک، واقعاً دیدگاه مثبت تری نسبت به افراد دچار نقص شنوایی که از سمعک استفاده نمی کنند دارند، اگر چه مشخص نیست که آیا سمعک به طور مثبت در دیدگاه فردی مؤثر است، یا افرادی با دیدگاه مثبت محتمل تر است که از سمعک استفاده کنند. بسیاری از بیماران، ترجیح می دهد که دیدگاهشان ناکارآمدی اجتماعی باشد تا نقص شنوایی. بنابراین دیدگاه آن ها ممکن است با عدم آگاهی از افتشان بهتر حفظ شود.
عدم آگاهی بیماران از مشکلات شنوایی شان، و بنابراین میزان انگیزه آن ها برای انجام کارهایی درباره مشکلشان، به طور قوی مرتبط با این مسئله است که آنها متعاقباً چقدر سمعک را استفاده می کنند. انگیزه در یک زنجیره از مخالفت شدید با بکارگیری سمعک تا اشتیاق زیاد برای به کار بردن آن تغییر می کند. (1981) Goldstein and Stephens چهار نوع نگرش را که برای این زنجیره ترسیم شده ارائه دادند و اظهار کردند که نگرش های منفی ممکن است واقعاً بیان شود یا ممکن است به ذکاوت کلینیکی قابل ملاحظه نیاز داشته باشد تا شناسایی شود.
اگر انگیزه بسیار مهم است، آیا می توان آن را تغییر داد؟ حتی اگر یک بیمار نظرات غیرواقع بینانه درباره هر یک از این عوامل داشته باشد، احتمال دارد که انگیزه کلی او به سمت به دست آوردن سمعک نتیجه ای منطقی از این نظرات باشد: تغییر دادن انگیزه تنها با تغیر عقاید و نظرات اصلی امکان پذیر است متأسفانه، تحقیقات کمی وجود دارد که نشان دهد آیا نگرشها می توانند با مشاوره مناسب پیش از فیتینگ سمعک تحت تأثیر قرار گیرند. (1999) Nobel بررسی کرد که مشاوره می تواند منجر به پذیرش این موضوع از سوی بیماران شود که کم شنوایی شان علت مشکلاتشان است به جای این که مشکلات را به کار سایرین نسبت دهند. خوشبختانه، ما متوجه شدیم که صرف زمان برای فهمیدن نگرانی های بیماران، و دادن اطلاعات و دستورالعمل ها به آن ها، قبل و بعد از فیتینگ سمعک، میزان استفاده بیماران از سمعک را علیرغم نگرش اولیه شان افزایش می دهد.
مثال هایی از این که چگونه می توان نظرات غیرواقع بینانه و غیر مؤثر بیمار را تغییر داد در بخش 12. 1. 8 نشان داده شده است. در ابتدا، ما نشانه هایی مبنی بر این که چه تعدادی از عوامل ، شانس استفاده یا دریافت سودمندی بیمار از سمعک را تحت تأثیر قرار می دهند، بررسی می کنیم.
هنگام خواندن این فصل، شما باید به خاطر بسپارید که افراد دچار نقص شنوایی، نه بطور محو نشدنی، بلکه به طور ناآشکار، قبل از این که به کلینیک شما بیایند به آنها برچسب کاندیدا یا غیرکاندید زده می شود. این طور نیست که کاندیداتوری از پیش تعیین شده باشد، و وظیفه متخصص بالینی این است که تشخیص دهد یک بیمار خاص جزء کدام گروه است. بنابراین اگر متخصص بالینی بررسی کند که آیا فاکتورهایی وجود دارد که از دریافت سودمندی سمعک توسط فرد کم شنوا جلوگیری کند، و اگر چنین است، برای تغییر این فاکتورها چه کاری می توان انجام داد، بیمار بهترین خدمات را دریافت خواهد کرد.
1. 1. 8 افت تن خالص و شکل ادیوگرام
سودمندی که افراد از سمعک می برند و تعداد ساعاتی در روز که از سمعک استفاده می کنند، با میزان کاهش شنوایی تن خالص افزایش می یابد. متأسفانه، اگر تجزیه و تحلیل به افرادی با کم شنوایی ملایم و متوسط محدود شود، میزان کم شنوایی پیش بینی کننده ضعیفی از استفاده یا سودمندی است. یک مطالعه نشان می دهد که افرادی با ادیوگرام فلت نسبت به افرادی با ادیوگرام شیب دار بیشتر از سمعکشان استفاده می کنند، با این حال سایر مطالعات چنین اثری را نشان نمی دهد. به نظر می رسد که ناتوانی و نقص شنوایی مشخصاً بیشتر در ارتباط با آستانه های شنوایی فرکانس پایین است تا آستانه های فرکانس بالا، اگر چه هر دو محدوده فرکانسی برای شنوایی خوب مهم اند.
با این وجود، گفته شده که افرادی با افت کمتر از dBHL 25، 30، 35 در میانگین سه فرکانس (میانگیHz 500، 1000، 2000) از سمعک سود نخواهند برد اما افرادی با افت بیشتر سودمند خواهند شد. در این گفته، مشکلات بسیاری وجود دارد. هیچ اطلاعاتی برای این گفته وجود ندارد که افت تن خالص نشانه معتبری است از این که چه کسی سود خواهد برد، و اطلاعات کافی برای این اظهار که آن نشانه معتبری نیست، نیز وجود ندارد. مثلاً، از 98 نفر با افت کمتر مساوی dBHL20 در Hz500، 1000 ، و کمتر مساوی dBHL35 در Hz2000، به نظر
می رسید که در 85% آن ها پس از 6 ماه استفاده، سمعک سرمایه گذاری ارزشمندی بود. این افراد همه افت کمتر مساوی dBHL 25 در میانگین سه فرکانس داشتند.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 109 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 119 |
بیان مسأله :
دعا از گذشته تا کنون تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و روش زندگی مردم گذاشته است وهمیشه از ارکان مهم زندگی مردم بوده است . هر چه به عقب بر می گردیم دعا ، دعا نویسی ، جادو و امثالهم در فرهنگ و آیین ها پررنگ تر دیده می شود .
دعا در زندگی روزمره ی مردم نقش داشته و دارد ، مواردی از قبیل بیماری ، کشاورزی ، عزا ، عروسی ، تولد نوزاد ، مراسم مختلفی که در هر منطقه وجود دارد ، ولی نکته قابل توجه این است که در گذشته جزو ارکان زندگی بوده است ولی امروزه استفاده از دعا کمرنگ تر شده است .
در گذشته (خصوصاً ) مردم برای انجام هر کاری و یا باز کردن گره ای یا حل گرفتاری به دعا متوسل می شدند و دعا نویسان نزد مردم از احترام خاصی برخورداربودند ، با اینکه همانطور که ذکرشد این اعتقادات امروزه کمتر مورد توجه قرار می گیرد ولی دعا و دعانویسی در مقایسه با دیگر فرهنگ های گذشته پا برجاتر است وهنوز هم جایگاه خاصی بین مردم دارد ، به خصوص در کشورهای جهان سوم.
در جوامع ابتدایی دعا بیشتر به صورت جادو و جادوگری رواج داشته است ، و جادوگران جوامع را زیر سیطره و نفوذ داشتند و مردم در بیشتر موارد به آنها مراجعه می کردند و دستورات آنها را اجرا می کردند و حتی در دل ترسی از این افراد داشته اند . همچنین در رابطه با دعا نیز مردم از استفاده ی نادرست از دعاها می ترسیدند و از اینکه دچار دعا یا دعا زده شوند و یا برای آنها از طرف دشمنان دعا نوشته شود می ترسیدند و این اعتقاد وجود داشته و دارد که به وسیله ی دعا زندگی آنها دگرگون شود .
روش تحقیق :
دراین پایان نامه از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی همراه هم کمک گرفته شده است ، در زمینه ی تحقیقات کتابخانه ای از نوشته های نویسندگان بزرگ و صاحبنظران در زمینه ی دعا کمک گرفته شده است وهمچنین از کتابهای دعا و دعا نویسی و همچنین از کتابهای آسمانی استفاده شده است .
در زمینه ی تحقیقات میدانی با مراجعه به دعانویسان و همچنین افرادی که به این افراد مراجعه می کنند و آنها را باور دارند و تحقیق در مورد اعتقادات مردم در بهتر انجام دادن پایان نامه تلاش کردن .
مشکلات تحقیق :
با وجود اینکه دعا در زندگی روزمره مردم ایران نقش ارزنده ای دارد ولی متأسفانه منابع واطلاعات بسیار کمی در این مورد در ایران وجود دارد و اطلاعات به راحتی و سهولت در رست رس قرار نمی گیرد و همچنین دعا نویسان و کسانی نیز که در این باره اطلاعات زیادی دارند به راحتی اطلاعات خود را در اختیار کسی قرار نمی دهند ، و انجام این تحقیق با مشکلات بسیاری همراه بود . و همچنین منابع خارجی نیز به سختی به دست می آید .
جادوگری و پیدایش آن :
همانطور که ذکر شده جادو و جادوگری در زندگی بدویان نقش مهمی داشته است . جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استعمال قرار می گرفته است ، مثل مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالا بردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان واز این قبیل .
جادو را بر اساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد: « جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
منبع این اعتقادات از گذشته در میان مردم بوده است ؛ همان گونه که لوکرتیوس حکیم رومی گفته است : ترس ، نخستین مادر خدایان است و از میان اقسام ترس ، خوف از مرگ مقام مهمتری دارد .
زندگی انسانهای اولیه مشکلات زیادی داشته است و کمتر اتفاق می افتاده است که انسانها به مرگ طبیعی بمیرند و بیشتر قبل از آنکه به پیری برسند از دنیا می رفتند . به همین جهت بود که انسان اولیه نمی توانست باور کند که مرگ یک اتفاق طبیعی است و همیشه برای آن علتی غیر طبیعی تصور می کرد . در اساطیر ساکنان جزیره ی بریتانیای جدید چنین آمده است که مرگ نتیجه اشتباهی از خدایان است . بسیاری از قبایل چنین می پندارند که مرگ نتیجه جمع شدن و کوچک شدن پوست است و اگر انسان می توانست پوست خود را عوض کند ، جاودانه زندگی می کرد . ترس از مرگ و تعجب از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند و امیدواری به کمک خدایان و شکرگزاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان حاصل می شده ، همه عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب شده است . آنچه بیشتر مایه ی تعجب انسان می شد و در نظر وی اسرار آمیز بوده است مسایل مربوط به خواب دیدن و تأثیر موجودات سماوی برروی زمین و انسان بوده است . انسان اولیه از اینکه در خواب اشباحی به نظرش می رسیدند و مخصوصاً وقتی اشباح کسانی بوده اند که قبلا ً از دنیا رفته اند ، دچار ترس و وحشت می شده و به فکر فرو می رفته است. او مردگان خود را با دست خود در خاک می گذاشت ویا مراسم تدفین مخصوص به خود را برای او انجام می دادند تا از بازگشت آنان در امان بمانند و زندگان از شر آنها در امان بمانند .
حتی در برخی از مناطق ، انسان های اولیه در دیوار خانه سوراخی ایجاد می کردند و مرده را از آنجا بیرون می بردند و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آنجا دور می کرد و به خاک می سپردند تا روح راه بازگشت به خانه را گم کند و دیگر هرگز نتواند به آنجا سر بزند .
نظایر چنین حوادثی که انسانهای اولیه با آنها برمی خورد اورا به این فکر می اندازد که هرموجود زنده باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در هنگام بیماری یا خواب یا مرگ از بدن خارج شود .
در کتاب اوپانیشادها آمده است که هرگز شخص خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید چه ممکن است روح در راه بازگشت به بدن راه را گم کند که چاره آن بسیار دشوار است .
به نظر انسان اولیه و در نظر شاعران سراسر روزگار ، کوه ها ، رودخانه ها ، سنگها ، درختان ، ستارگان ، ماه و آسمان همه عناصر مقدسی هستند و مظهر خارجی نفوس باطنی و غیر مرئی.
در نزد یونانیان قدیم آسمان ، خدایی به نام اورانوس بوده است،
ماه خدایی به نام سلنه و به همین ترتیب .
چون برای هر چیز روحی تصور شود به عبارت دیگر خدایی در آن نهفته باشد ؛ عدد اشیای پرستیدنی نامحدود می شود . این خدایان بی شماررا می توان در شش دسته قرار داد : آسمانی ، زمینی ، جنسی ، حیوانی ، انسانی و الهی . طبیعی است که نمی توان گفت اولی موجودی که مورد پرستش قرار گرفت چه بوده و شاید ماه در زمره ی آنها ئی باشد که مقام اولویت را داشته اند . ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته است و آن را به عنوان خدای حامی خود می پرستیده اند . قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده است و چنین تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد . وخورشید نیز زمانی جانشین ماه گردید و شاید آن هنگامی بوده است که کشاورزی جانشین شکار شد و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصل خیزی زمین می شود . در این هنگام زمین به عنوان الهه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آن را آبستن می کند و از همین وقت مردم خورشید را چون پدر هر چه زنده است مورد پرستش قرار دادند . از اینجا بود که آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستانه قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند ؛ حالت تجسمی و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند . هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسان رسم می کردند اثری از همین خورشید پرستی قدیمی بوده است .
شاید در دوره کشاورزی که نقش زن در جوامع بشری شکل آشکارتری گرفت ودر اجتماعات ابتدایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت زن به تدریج به بصورت یک عامل مذهبی در آمد و امروزه جادوگری را حرفه ای زنانه می پندارند و نیز شاید در اثر همین تفکر که زنان در برابر وسوسه های شیطانی سست تر از مردانند همچنانکه در داستان حوا هم اوست که آسانتر گول مار را می خورد در جوامع غربی زنان را جادوگر می پندارند . در آفریقا نیز بر این باورند که مردمانی خاص و به ویژه زنان دارای قدرتی هستند که می توانند خود را به هیأتی در آورند و تن و روح دشمنان یا خویشان را اسیر خود سازند .
آسمان خود خدای بزرگی بود که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول یا بند آمدن باران میدانستند . در نزد بسیاری از قبایل اولیه برای نامیدن آسمان و الوهیت کلمه واحدی به کارمی رفته است . لفظ خدای بزرگ را تنگری می نامیدند که به معنی آسمان هم بود . در چین نیز کلمه تی همین مفهوم را داشت . در هندوستان ودایی خدا را به نام پدر آسمان می نامیدند . نزد یونانیان نان خدا را زئوس به معنی آسمان و گرد آورنده ی ابرها بوده است و در میان ایرانیان کلمه ی اهورا معنی آسمان آبی داشته است .
هسته ی مرکزی علم اساطیر نیز اتحاد و ازدواج بارور زمین و آسمان بوده است . زمین نیز یکی از خدایان بوده است و به هر یک از اوضاع اساسی آن خدایی حکومت می کرده است . برای درختان هم درست مانند انسان ، روحی قایل بوده و انداختن آن را با کشتن یکی می دانسته اند . در روئیده ها برای گیاه – انگل خاصی که به درخت بلوط می پیچد احترام خاصی می گذاشتند . هنوز هم در انگلستان برای چیدن این گیاه تشریفات خاصی به کار می رود قدیمی ترین عقیده در قاره آسیا عبارت بوده است از پرستش درخت و رودخانه و کوه . بسیاری از کوه ها مقدس بوده اند و جایگاه خدایانی به شمار می رفته اند که صاعقه ها را ایجاد می کرده اند .ز مین لرزه وقتی حاصل می شده که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را با لا می انداخته است . همان گونه که روح عمیق شاعرانه ی انسان اولیه ، سری الهی را در نمو گیاه می دید باردار شدن زن و ولادت را نیز تأثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . تقریباً تمام ملت های قدیمی هر یک به شکلی آلات تناسلی را می پرستیده اند نه از آن جهت که به جنبه ی قبیح آن نظر داشته اند بلکه بدان سبب که از این را عنایت خود را به حاصل خیزی زمین و زن آشکار می ساخته اند .
احتمالاً رواج توتم پرستی نیز از روی ترس بوده است . انسان به خاطر نیرومندی حیوانات آنان را می پرستیده و به خیال وسایل خوشنودی آنان را فراهم می ساخته است . و زمانی که کشاورزی ایجاد شد کم کم حیوان پرستی جای خود را به خدایان انسانی داد ولی خدایان انسانی نیز نمادی از حیوانات را داشتند .
در آثار هومر که بسیار پیشرفته و مترقی است . یکی از خدایان چشم جغد دارد و خدای دیگر چشم گاو . خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و تنه ی حیوان دارند همین مرحله ی انتقال از عالم حیوانی به انسانی را تشکیل می دهد . اما بسیاری از خدایان مردگانی بوده اند که پس از مرگ بر اثر نیروی تخیل زندگان حالت پهلوانی پیدا کرده اند . خواب دیدن مردگان از عواملی بوده است که باعث پرستیده شدن آنها شده است.مردانی که در زمان حیات خود نیرومند بوده اند وباعث ترس و وحشت دیگران پس از مرگ نیز مورد پرستش واقع می شدند . حتی در بسیاری از زبانهای اولیه خدا به معنی مرد مرده است .
همچنین روح پرستی کم کم ایجاد شده تا به صورت نیا پرستی شد . همه مردم از مردگان میترسیدند و سعی می کردند تا آنها را خوشنود و راضی نگه دارند تا مورد لعنت یا انتقام آنها قرار نگیرند . پرستشی که مردم نسبت به گذشتگان خود می کردند واز ترس آغاز شده بود بعدها جای خود را به حس احترام و تقدیس مردگان داد . در آخر کار به صورت ورع و تقوای مذهبی در آمد.
هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت بدون آنکه ماهیتی واقعی و تمایلات آنها را بداند درصدد برآمد که خوشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید به این ترتیب که بر جانگرایی برای اشیاء که ریشه ی دیانت اولیه است عامل دیگر سحر و جادو افزوده شده است واین سحر به منزله ی روح شعایر دینی به شمار می رود . روشهایی که در ابتدا برای جلب کمک ارواح و پس از آن خدایان به کار می رفته روش تقلیدی بوده است به این معنی که هر کاری را که انسان می خواسته خدایان انجام دهند نظیر آن را می کرده وظاهراً می خواسته است خدایان را به تقلید از خود وادار سازد . برای مثال اگر می خواستند باران ببارد جادوگر آب را بر زمین می پاشید و برای آنکه تقلید شده باشد آب را از روی درختی به زمین می ریخت . در سوماترا زن نازا مجسمه ی طفلی درست می کند و در بغل می گیرد به این امید که هر چه زودتر جنینی در شکم او ظاهر شود .
روش تلقین بسیار به کار می رفته است . درنزد بعضی از ملت ها رسم چنان است که از میان خود برای فصل بهار شاه و ملکه ای انتخاب می کنند و آن دو را در یک مجلس علنی به یکدیگر تزویج می کنند به این امید که مزارع عبرت گیرند و شکوفه کنند و بارور شوند . غالباً در هنگام بذرافشانی جشنهای خاص گرفته می شد و زن و مرد بدون مراعات هیچ قاعده ای با هم می آمیختند از برپاداشتن این جشن ها سه چیز منظور بوده است . یکی یادی از گذشته خود می کردند هنگامی را به خاطر می آوردندکه همه از آزادی روابط جنسی برخورداربودند. دیگر اینکه فرصتی به دست می آوردند تا زنهایی را که شوهرانشان عقیم بودند بارور کنند . سوم آنکه در ابتدای بهار به زمین بفهمانند که از محافظه کاری زمستانی بیرون آید . چنین جشن هایی در قبیله کامرون کنگو در میان کافرها و قبایل هرتنتوت و بانتودیده می شود .
دربعضی نواحی ازجمله نزد مردم پاونی وهندیشمردگان گوایاکیل مردی را می کشتند و خونش را هنگام بذر افشانی بر زمین می پاشیدند تا محصول بهتری بدست آورند . بعدها این قربانی به صورت قربانی حیوانی در آمد . هنگامی که موقع درو می شد آن را تعبیری از تجدید حیات مرد قربانی شده به شمار می آوردند و به همین جهت پیش از کشته شدن و پس از آن برای مرد قربانی شده جنبه ی خدایی قایل شده و او را تقدیس می کردند.
شاعری نیز در زیبا ساختن سحر و جادو تأثیر داشته و آنرا به نوعی علم الهی تبدیل کرده است .
قایل شدن جان گرایی برای اشیاء سبب پیدایش تعداد زیادی عقاید خارق العاده از قبیل نمازها ، مناسک مختلف شده است . مردم قبیله کوکی درحین جنگ با شجاعت به کارزار می رفتند و مطمئن بودند که اشخاصی که به دست ایشان کشته می شوند در جهان دیگر به بندگی آنان در خواهند آمد .
همانطور که در ابتدای صحبت ذکر شد سحر و جادو و انواع دعاها در مراحل نخستین تاریخ بشریت پیدا شده است و تا کنون هم ادامه دارد .
فتیشیسم از اعتقاد به سحر سابقه ی زیادتری دارد و آنچه از آن بر جای مانده شدید تر است چون چنین تصور می شود که بسیاری از حرزها و طلسم ها اثر محدود دارند به این معنی که هر طلسم برای عمل خاص به کار می رود به این جهت افرادی وجود دارند که با ر سنگینی از اقسام طلسم را همراه خود دارند تا در مقابل هر بدبختی که بخواهد برآنان هجوم آورد آماده باشند .
همانگونه که تصور حیات و روحانیت در اشیاء سبب پیدایش شعر گردیده سحر و جادو نیز وسیله ی ایجاد هنر نمایشی و علوم شده است .فریزر می گوید ریشه پیروزی های افتخار آمیز علم به موهومات و سخافت های علم سحر و جادو می رسد . حقیقت این است که هر وقت جادوگری در انجام منظور خود دچار شکست می شده در صدد بر می آمده است که وسیله ای بدست آورد تا به کمک آن بتواند نیروهای فوق طبیعت را به تبعیت از اوامر خود ناچار سازد . به این ترتیب بوده است که خرده خرده نیروهای طبیعی بیشتر مورد توجه قرار می گرفته ولی ساحر برای آنکه مقام خود را از دست ندهد اثر این نیروهای طبیعی را پنهان می داشته است تا مردم تصور کنند که اثر مربوط به همان نیروهای فوق طبیعت است . این درست شبیه به تفکر مردم این زمان است که برای نسخه داروها خاصیت سحری قایلند . به این ترتیب است که از جادوگری به تدریج پزشکی ، شیمی ، استخراج نفت و علم هیأت پدید آمده است .
کاهن یا عالم روحانی از سحر و ساحری به وجود آمده ؛ به تدریج مرد عادی به علت فراوانتر و پیچیده تر شدن مناسک و آداب ورسوم نمی توانست همه ی آنها را به خاطربسپارد و به آنها عمل کند . به همین دلیل حرفه خاصی از مردم مسئول انجام وظایف و آداب دینی شدند . کاهنان نیز مانند ساحران می توانستند از راه قطع رابطه روح با جسد و دریافت وحی وبه وسیله ی اذکار و اوراد و ادعیه ی مجرب و مستجاب خود را به اراده ی ارواح و خدایان نزدیک کنند واز این اراده برای منظورهای بشری استفاده نمایند . برای اینکه مردم درباره این علم واین نیروی خاص تصور می کردند که نیروهای عظیم فوق طبیعت در سر هر پیچ راه زندگی انسان وجود دارد و در سرنوشت او مؤثر است . ولی باید دانست کاهن دین را ایجاد نکرده است بلکه مانند هر مقام دیگری وی نیز برای رسیدن به مقاصد خود دین را مورد استفاده قرار داده است . کاهن از لحاظ باقی نگه داشتن مردم در افکار و باورهای دینی و منحصر داشتن پاره ای از علوم به خود مقصر به شمار می رود .
_جادو و تعریف آن :
بیان شد که جادو در زندگی مردم ابتدایی نقش مهمی داشته است.
جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، مانند: مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالابردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان و از این قبیل مسائل.
جادو را براساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
«جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
فروید در کتاب توتم وتابو می نویسد :
اصل و علت وجودی جادو را با کمک دو دسته از اعمال جادویی زیر می توان روشن کرد ک
یکی از شیوه های جادویی که معمولاً از آن برای ضربه زدن به دشمن استفاده می شود همانا درست کردن آدمکی به شکل و شمایل اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست و هر بلایی که بر سر این آدمک قراردادی بیاورند ، درست مثل این است که به سر همان دشمن واقعی ( الگوی اصل یک آدمک ) آورده باشند . برای مثال : اگر به قسمتی از بدن آدمک آسیب وارد آورند قسمت مربوط در بدن دشمن آسیب خواهد دید .
در عوض استفاده اط این شیوه ی جادویی برای ارضاء حس خصومت فردی ، می توان آن را در خدمت عبادات گذاشت ،به این معنی که به کمک آن از خدایان در برابر گزند شیاطین و ارواح خبیثه استفاده کرد .
درزیر قسمتی از کتاب فریزر را که به موضوع بحث نزدیک است نقل می کنیم :
« هر شب که خدای خورشید (درمصر باستانی) به مقر خود در غرب سوزان باز می گشت ، مجبور بود جنگی شدید را با قشونی از شیاطین که به رهبری اپپی apepe ، دشمن سرسخت او آغاز می شد رهبری کند . همه ی شب با آنها می جنگید و قوای ظلمت غالباً آنقدر قوی بود که حتی هنگام روز با ارسال ابرهای تیره وتار می توانست آسمان آبی را به ظلمت بکشاند و او را از اعمال خود برای روشن کردن جهان بازنگه دارد .
تشریفات زیر برای کمک به خدا هر روز در معبد او در تبس thebes برگزار می شد ، آدمکی از دشمن را از موم می ساختند و آن را به شکل تمساحی ترسناک یا ماری با حلقات بی شمار می آوردند و روی آن با مرکب اسم شیطان را می نوشتند و آن را در غلافی از کاغذ مصری می نهادند و مجدداً نام شیطان را روی این غلاف رسم می کردن و با موهای سیاه آن را می پوشاندند ، بعد کشیش روی آن آب دهان می انداخت و با کاردی از سنگ چخماق آن را پاره کرده به خاک می افکند ، سپس پای چپ خود را روی آن می گذاشت و بالاخره با آتش زدن آدمک با آتشی که از نباتات فراهم آمده بود مراسم را به پایان می رساندند . اپپی که بدین ترتیب از بین می رفت همه ی شیاطین رکاب او نیز با پدر و مادر و بچه هایشان منهدم می شدند ، تشریفات خدایی مزبور که با چند نطقی هم توام می شد نه تنها هنگام روز بلکه بعد از ظهر و شب هم انجام می شد ، بلکه در هر موقع روز نیز ممکن بود تکرار شود به شرط آنکه طوفانی بر می خاست و یا باران سیل آسایی نازل می شد یا اینکه ابرهای سیاهی آسمان را تیره و تار میکرد . دشمنان خبیث از آثار اعمالی که با آدمک شبیه آنها انجام گرفته بود ، آسیب می دیدند آنچنان که گویی مجازات مزبور مستقیماً در حق آنها اعمال شده است .»
اعمال جادوی که بر همین اصول و انگیزه ها استواراست بسیار است که در زیر به دو مورد آن اشاره می کنیم :
اعمال جادویی همیشه نقش مهم و قابل توجهی در میان اقوام اولیه ایفا کرده و باز تا اندازه ای در اساطیر و آداب پرستش اقوام پیشرفته تر بعدی محفوظ مانده و به شکل های مختلفی بروز کرده است .
عده ای غربال بزرگی به دشت می گرفتند و آب را به سبک باران از آن فرومی ریختند و حال آنکه عده ای دیگر دیگی را که با بادبان و پارو مجهز بود و به صورت یک کشتی در آمده بود در دهکده می گرداندند و اما راجع به برداشت محصول فراوان اینکار را با اعمال جنسی روی زمین عملی می کردند و به عنوان مثال در جزیره ی جاوه وقتی که زمان شکوفه کردن برنج فرا می رسد دهقانان مرد و زن شب هنگام به مزارع می روند تا به اعمال جنسی بپردازند . ولی اگر اعمال جنسی بوی زنای با محارم بدهد به دلیل آثار بد آن در میزان محصول به شدت شرمنده شده از آن دوری می کنند .
وقتی که قسمتی از ساکنان دیاک به شکار گراز می روند ، آنها که در دهکده می مانند نباید به آب روغن دست بزنند در نتیجه انگشتان شکارچیان نرم می شود و از عهده ی شکار بر نخواهند آمد و یا وقتیکه فلان شکارچی گیلک در جنگل رد پای شکاری را تعقیب می کند بچه هایش که در خانه هستند مجاز نیستند روی چوب یا شن تصویری رسم کنند و گرنه جاده های باریک جنگلی مانند خطوط تصویرهای این بچه ها درهم و برهم شده و شکارچی موفق به پیداکردن راه بازگشت نخواهد شد .
مورد دیگری از این اعتقادات به این صورت است که برای ضربه زدن به دشمن از شیوه های دیگری نیز می توان استفاده کرد و آن جمع آوری تراشه های موها و ناخن ها و یا قسمتی از لباس اوست که باید در معرض اعمال خصمانه مطلوب قرار گیرد. این اعمال به نحوی انجام می شود که گویی دشمن عیناً در دست شماست و بلاهایی که بر سر این اشیاء متعلق به او در می آورید به سر او می آید ، به عقیده ی مردمان بدوی این اسم افراد است که قسمت اساسی شخصیت آنها را نشان می دهد ؛ وقتیکه اسم شخصی یا روحی را می دانیم همین کافی است که بر او تسلط پیدا کنیم به همین دلیل است که در به کار بردن نام افراد و اشیاء احتیاطات و ممنوعیت های زیادی را باید مراعات کرد .
درمردمان اولیه ی آدمخوار نیز به این صورت بوده است که با خوردن قسمتهای مختلف بدن یک شخص ،استعدادهای او را نیز از آن خود می کردن ، به همین دلیل اسلوب تغذیه در مواردی محدودیت هایی را داشت . برای مثال زن آبستن از خوردن گوشت بعضی از حیوانات که دارای صفات رذیله ای مانند بزدلی بودند خودداری می کرد ، در غیر این صورت این صفات به بچه ی او انتقال پیدا می کرد .
کارآیی اعمال جادویی به هیچ وجه سبب جدایی جزء از کل یا اینکه فلان شی ء فقط به مدت کوتاهی به فلان دشمن تعلق داشته است تخفیف نمی یابد ، به همین مناسبت اعتقاد به رابطه ی جادویی میان یک جراحت و سلاحی که آن را سبب گشته است بدون کمترین تغییری هزاران سال همچنان محفوظ باقی مانده است .
مثلاً وقتی یک مرد ملانزی موفق می شود کمانی را که با آن مجروح شده به تصرف خود در آورد آن را در یک محل خنک با احتیاط قرار می دهد و عقیده دارد که با این عمل از تورم جراحت خود کم خواهد کرد ، اما اگر آن کمان در دست دشمنان باقی بماند آنها آن را در کنار آتش می گذارند تا به تورم زخم دامن بزنند .
پلینی در کتاب تاریخ طبیعی می گوید : اگر کسی از آسیب رساندن به دیگری پشیمان شده باشد باید روی دستی که اینکار را کرده است آب دهان بیاندازد چه با این عمل درد آن شخص بیدرنگ آرام خواهد گرفت .
فرانسین بیکن در کتاب تاریخ طبیعی خود می گوید که برای تسکین یک درد به عقیده ی عده ای کافی است سلاحی را که موجب آن شده است با اندکی روغن اندود کنند .
برخی ازد هقانان انگلیسی امروزه حتی به این حکم عمل می کنند ووقتی که باداس زخمی می شوند آن داس را در غایت پاکیزگی نگه می دارند تا بدانواسطه از چرکی شدن زخم جلوگیری کنند ، یکی از روزنامه های محلی انگلستان نوشته بود: به سال 1902 زنی به نام ماتیلد هنری از اهالی نورویچ که میخی به پاشنه ی پایش فرو رفته بود ، بدون آنکه بگذارد زخمش را کسی ببیند و حتی بدون کندن جورابش به دخترش دستور داد میخ را خوب روغن اندود کند تا به این وسیله از وخیم تر شدن زخم جلوگیری شود ، اما چند روز بعد به سبب ضد عفونی نکردن زخم از بیماری کزاز در گذشت .
فریزر این نوع جادوها را جادوی تقلیدی می نامد که در ادامه ی پایان نامه در مورد آن بیشتر صحبت خواهد شد . و همچنین وی جادو را چنین تعریف می کند :
انسان ها اشتباهاً روابطی را که میان اشیاء در ذهن آنها وجود دارد با روابطی که رد عالم واقعی و در طبیعت میان آنها هست اشتباه می کنند و در نتیجه تصور می کنند چون قادرند در ارتباطاتی که ذهن آنها بین اشیاء به وجود می آورد اعمال نفوذ کنند ، پس در ارتباطات واقعی بین اشیاءنیز قادر به اعمال نفوذ و اراده باشند .
قابل توجه است که این انگیزه ها چیزی جز امیال و آرزوهای آدمی نیست . انسان های اولیه اعتقاد بی اندازه ای به قدرت امیال خود داشتند ، در اصل همه ی آنچه را که می خواستند به وسایل جادویی به دست آورند در واقع به این دلیل به دست می آوردند که آن را می خواستند . به همین دلیل است که در آغاز سر و کارتان فقط با اراده و میل و آرزوی آنهاست .
در میان بدویان کلمه جادو به معنای به حرکت در آوردن است . وقتی این حرکت در جهت مطلوب باشد به آن جادوی خوب گفته می شود . پس سحر یا جادو مانند افراد می تواند خوب یا بد باشد . ازنظر شیوه فرقی میان این دو دسته نیست بلکه نحوه ی استفاده از آن مهم است .
درفرهنگ مصاحب آورده شده است که جادو فن تسخیر قوای طبیعی و فوق طبیعی به وسیله ی افسون و اعمال مخصوص دیگر با تشریفات خاص است . جادو رابطه ای نزدیک با دین داشته است ولی بین این دو تفاوت است . زیرا دین متوجه تعظیم و پرستش موجودات طبیعی است ولی هدف جادو مهارکردن قوای طبیعی و فوق طبیعی و تغییر دادن مسیر آن بر وفق مراد است . بنیاد جادو این است که همه چیز در اختیار نفوس غیر طبیعی است و به وسیله ی اوراد ، طلسم و تعویذ یا تقلید بعضی اعمال می توان براین نفوس مستولی شد .(اما امروزه جادو شکل دیگری پیدا کرده است و دین هم در آن راه پیدا کرده است و اعمالی که انجام داده می شود را به دین هم نزدیک می کنند که در ادامه بیشتر صحبت خواهد شد .)
واژه سحر ، گاه مترادف با جادو به کار گرفته می شود که در فرهنگ مصاحب می خوانیم : واژه ای است لفظ عربی به معنی تغییر یا گردانیدن ماهیت و صورت واقعی شی ء به امری غیر حقیقی و خیالی .
تعریف اصطلاحی سحر ، وسیع و تا حدی مبهم است . گاه نشان دادن صوری است برخلاف واقع چنانکه گویی حقیقت شی ء دگرگون شده است ( مانند این که ریسمانی را به مار تبدیل کنند ) و گاه اطلاق شده است به احداث امور عجیبه با استمداد از ارواح و شیاطین یا استفاده از تأثیر کواکب و اجرام آسمانی . حتی بعضی از نویسندگان کارهای عجیبی که از راه آلات و ترکیبات علمی صورت می پذیرد ، جزء سحر به شمارآورده اند و در این صورت علم حیل جزء سحر خواهد بود .
دهخدا گوید : جادو ، ساحر باشد و جادوی سحری و سحر کردن و عوام سحر را جادوی دانند و ساحر را جادوگر خوانند و این غلط است و در برهان قاطع چنین آمده است ک در اوستا یاتو،
ساحر و در هندی باستان و در بسیاری از مواضع اوستا یاتو = جادو ، به گروه شیاطین ساحر و گمراه کنندگان و فریبندگان اطلاق شده است.
در سوره ی اعراف آیه 113 به جادوگرانی اشاره شده است که در مقابل شکست موسی از فرعون پاداشت طلب می کنند . جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند اگر غلبه یابیم مارا پاداشی هست ؟ و در آیه 20 همان سوره شکست جادوگران را در مقابل موسی بیان می کند ، جادوگران به سجده وادار می شوند . در بسیاری از سوره ها قرآن انسان را از جادوگری برحذر می کند. و خود می دانستند که خریداران آن جادو را در آخرت بهره ای نیست ، خود را به بد چیزی می فروختند . در همان سوره اشاره میکند که دیوها و هارون و ماروت به انسانها جادوگری می آموزند . از افسونی که دیوها به روزگار پادشاهی سلیمان می خواندند پیروی کردند و سلیمان کافر نبود ولی دیوها که مردم را جادوگری می آموختند کافر بودند و نیز آن افسون که برآن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد درحالیکه آن دو به هر کس جادوگری می آموختند می گفتند : کارفتنه است مباد کافر شوی و مردم از آن دو جادوهایی آموختند که می توانستند میان زن و شوهر جدایی افکنند و آنان جز به فرمان خدا به کسی زیانی نمی رسانیدند و آنچه مردم می آموختند به آنها زیان می رسانید نه سود . در پانویس همین سوره آمده است که دو فرشته بودند که خدا بر آنها خشم گرفت و در چاه بابل سرنگونشان بیآویخت و مردم از آنها سحر می آموختند . در روایت از ابن عباس آمده است که هاروت و ماروت هردو مسلسل و معکوس آویخته اند در چاهی ، به زمین بابل تا روز قیامت به سبب گناهی که از آنان سر زد .
جادو و شعبده را در زبانهای اروپای magic می نامند که از زبان یونانی گرفته شده است . اعتقاد پاره ای براین است که خود این واژه یونانی از مغ آمده است . پیداست که یونانیان حکمت مغان را چنین می نامیدند ، و چون در آن علوم غریبه و غیبی بسیار بود ولی بعدها به سحر و جادو اطلاق شد .
انواع جادو :
جادو در جایی آغاز می گردد که تکنولوژی مکانیکی وجود ندارد . هر فرد از اهالی ملانزی می داند که جادو برای او بذری نخواهد کاشت ، لذا خود این کار را می کند . وی همچنین می داند که هر چقدر با مهارت شخم بزند و تخم بکارد باز عوامل ناشناختنی بسیاری مانع رشد و فراوانی محصول می گردند ، و کنترل این نیروها از عهده ی او خارج است . بنابراین برای به دست آوردن محصول بهتر و زیادتر وبرای کنترل نیروهای ناشناخته به جادو متوسل می شود . جرج فریزر در کتاب شاخه زرین جادو را به گونه های مختلف بخش کرده است .
جادوی لفظی :
جادو کاری چه درزمان قدیم و چه در زمان حاضر به طور کلی از دو راه معمول شده است . یکی به وسیله ی الفاظ ، کلمات و جملات ، مانند اوراد واذکار ، نفرین و دیگری به وسیله ی اعمال ، حرکات و اشیاء . از این رو با ید جادو کاری را به دو قسمت تقسیم کرد .
جادوی لفظی ساده و ابتدایی تر از جادوی عملی است . از این رو جادوی لفظی را غالب اشخاص در میان قبیله و گروههای اجتماعی می توانند اعمال کنند ، اما جادوی عملی پیشرفته تر از لفظی است و از این رو پیچیده تر است . بدان سبب به جادوگران حرفه ای قبیله وعشیره اختصاص دارد و افراد عامی از انجام آن ناتوان هستند . از این جهت اختصاصی شدن آن باعث ظهور گروه خاص کاهنان و جادوگران و ساحران قبایل واقوام شده است و دین یاران ادیان ابتدایی را تشکیل داده اند.
در جامعه اولیه انسان ، که توسل به سحر و جادو را حلال مشکلات خود می داند ، مسأله بدشگونی و خوش شگونی کلمات و جملات و بعضی اعمال و برخوردها را مورد اعتماد خود قرار میدهد . یعنی ایراد بعضی کلمات و جملات را دارای اثری خوشایند و بعضی دیگر را دارای اثری بد وناخوشایند می پندارد . همچنین است موضوعات بد یمنی و خوش یمنی منشاء همه این تصورات از نتایج جادوی لفظی است که بقایای آنها را در جوامع مترقی هم بر جای مانده است . به طور مثال دعاهای خیر مانند الهی پیر شوی ، عمرت دراز باد ، خیر پیش یا دعای بد، دستت بشکند ، خیز نبینی ، کور بشی ، از آثار نمونه های جادوی لفظی ابتدایی هستند . فریزر پا را فراتر نهاده و به بیان دیگر صورت تحول یافته جادوی لفظی هستند . احتمال قوی دارد که این تعارفات اولیه منشاءپیدایش جادو باشند .
جادوی عملی :
جادوی عملی از راه بعضی اعمال و به کاربردن اشیاء ، طلسمات و تعویذات معمول می شود . از این رو از جادوی لفظی هم مشکل تراست .
جادوی عملی به مرحله تخصصی رسیده و مخصوص به جوامع اواخر و اوایل عصر فلز ، از حدود ده هزار تا سه هزار سال پیش از میلاد یعنی آغاز عصر کشاورزی و چوپانی در آستانه شهرنشینی است . این شیوه جادوکاری ، نه تنها با الفاظ و جملات ـــ اوراد دعاگونه و نفرین گونه ـــ بلکه به وسیله ی اعمال و حرکات مخصوص به همراه بعضی اشیاء افسون آمیز ، طلسم ها و تعویذها توسط جادوگران قبیله های ابتدایی انجام می شده است . این گونه سحر و جادو هم اکنون نیز در میان قبیله های بومی بعضی مناطق استرالیا ، جزایر پلونزی ، ملانزی و آفریقا مرسوم است .
در جادوی عملی جادوگران با اعمال و حرگات سحر آمیز همراه با تعویذات و طلسم ها می کوشند بر دشمنان قبیله غلبه کنند. پدیده های طبیعی را مسخر نمایند وارواح و شیاطین را از تن بیماران بیرون برانند و این قبیل پندارهای مشابه . این جادوگران بعدها به شمن ها و شیوه ی جادوگری شمنیزم خوانده شدند و این گروه ابتدایی در جوامع بعدی پیشرفته و شهر نشین به کاهنان یعنی دین یاران پیشگو تبدیل شدند . کاهنان ادیان بعدی علاوه بر جادوکاری به ستاره شناسی و طالع بینی هم می پرداختند .
در جادو کاری عملی جادو کارها بیشتر با ابزار و وسایل جادوگری و افسون آمیز به سحر و جادو می پردازند درمیان قبیله های آفریقایی بیشتر یا اشیاء مخصوص استخوانی ، چوبی و سنگی و گاهی فلزی و مجسمه های انسان وامثال آنها به جادو کاری دست می زنند . جادوگران قبیله آفریقایی ماندینگ همیشه همراه خود کیسه ای از پوست حیوانی پر از وسایل و ابزار سحر آمیز مانند بعضی از گیاهان خشک ، ظرفی از گل خشک شده پر از آب افسون آمیز ، تمثال هایی از زن و مرد ، چهار تا زنگوله استوانه ای ، شاخ حیوانات ، پنجه خشک شده گرگ و امثال آنها دارند . آنان هنگام جادو کردن ابتدا اوراد و عزایمی می خوانند و بعد آن اشیاء را با حرکات و اعمال مخصوصی به کار می بندند .
ابزارها و وسایل جادوکاری که در اصطلاح تعویذ و طلسم خوانده می شوند در اصطلاح مردم شناسی فتیش نامیده می شود .
جادوی تقلیدی و تهدیدی :
هر یک از جادوهای لفظی و عملی یا تقلیدی هستند یا تهدیدی، جادوی تقلیدی چنان است که انسان ابتدایی چون همه ی موجودات را مانند خود دارای نفس واراده تصور می کند از آنها می خواهد که دوستانه کارهایی را که جادوگر می خواهد و به عنوان الگو انجام می دهد ، آنها نیز از او تقلید کنند و چنان نمایند . به طور نمونه در ایام خشکسالی جادو کار قبیله و روستا از بالا به پائین آب می پاشد و از آسمان یا ابر هم می خواهد که از او تقلید کنند . زن عقیم به دستور جادو کار عروسکی در بغل می گیرد و جادوگر از ارواح می خواهد که از او تقلید کرده آن زن را صاحب بچه کنند و یا اینکه از راه انجام اعمال جنسی روی مزرعه ، از زمین می خواهند که بارور شود .
فریزر معتقد است در جادوی تقلیدی شرط اساسی این است که میان عمل جادویی مورد تقلید و آن چیزی که مورد جادو است. شباهت و همانندی وجود داشته باشد ، مانند آب پاشیدن و بارش باران ، عروسک و بچه . بنابراین شباهت سازی مبنای جادوی تقلیدی است .
در میان بعضی قبایل دیده شده است که قبل از شروع جنگ ف مجسمه یا صورتکی از رئیس دشمن را مجروح می کنند و یا می سوزانند تا صاحب آن نیز تحت تأثیر و سرایت آن عمل جادویی واقع شده و از آن تقلید کند . از این جهت است که جادوی تقلیدی را جادوی مسری و یا به نام نیز خوانده اند . چون تا عمل جادو در مورد نظر به وسیله اعمال و حرکات جادوگر سرایت نکند ، از او تقلید نمی کند . غالباً این سرایت و تقلید جنبه ی دوستانه و مسالمت آمیز دارد .شرط سرایت عمل جادویی در مورد نظر در جادوی مسری ، به عقیده ی فریزر ، تماس واتصال است که در روانشناسی مجاورت یا تداعی معانی می خوانند . اعتقاد بر این است که یا موجودی که واسطه ی انتقال سحر به موضوع یا شخص مورد جادو است ، با هم تماس و اتصال داشته باشند ، روی یکدیگر اثر جادویی می گذارند . از این رو در جادوی مسری ، تقلیدی جادوگر می کوشد اجزاء و متعلقات چیز یا شخص مورد نظر را مورد سحر و جادو قرار بدهد که ازآنها به صاحب آن اجزاء و متعلقات سرایت کند . از این رو است که جادوکاران سعی در به دست آوردن ناخن ، مو ، لباس ، تصویر وحتی سایه و خانه ی شخص مورد نظر دارند ، چرا که شخص با آنها اتصال دارد .
در نظر انسان ابتدایی نام اشخاص جزیی از وجود است .وقتی نام یک فرد یا یک روح دانسته شود جادوگر می تواند نوعی سلطه ی سحر آمیز بر صاحب آن داشته باشد . از این روست که در بسیاری از جوامع ابتدایی اشخاص در حفظ اجزاء و متعلقات بدن و تصویر ولباس و نام خود اصرار دارند .
جادوی تقلیدی مسری اگر همراه با دشمنی و کینه توزی باشد ، جادوی تهدیدی خوانده می شود . غالباً جادوی تقلیدی مسری جادوی عملی است که انجام دادن آن تخصصی است و مخصوص جادوگران است و جنبه ی مبارزه طلبی دارد . در حقیقت در تمام شیوه های مذکور در جادوکاری به خصوص که مورد نظر انسان باشد ، منظور اول تسخیر ارواح و شیاطین دشمن است و دوم راه یافتن جادوگر به روح انسان مورد سحر و افسون است و اگر مورد نظر غیر انسان باشد ، مطیع ساختن آن به اراده جادوگر ، برای استفاده از آن یا دفع شر آن منظور است .
تمرکز قوای فکری بر روی یک موضوع به خصوص پیدایش نیروی عظیمی است . همانطوری که توسط ذره بین پرتوهای نور خورشید متمرکز نیروی انسان بمانند امواجی از بدن خارج می شود و متمرکز کردن این نیروها به سوی هدفی خاص تأثیر زیادی برآن هدف می گذارد . کسانی که در به کار بردن این نیرو ورزیدگی پیدا کنند و بتوانند به اراده ی خود از آن استفاده کنند دارای ادراک مافوق محسوسات می شوند .
بر همین اساس ساده جادوگران اعتقاد دارند که بدن انسان منبع نیروهای بسیاری است و برای استفاده بیشتر از این نیروها جادوگران سعی در برهنگی دارند چرا که با پوشاندن تن این نیروها بیرون نخواهند آمد و بر اساس فلسفه دیگری نیز هنگام برهنگی همه یکسان به نظر خواهند آمد و هیچ کس خود را برتر و یا حقیر تر از دیگران نخواهد شمرد .
ماه در نزد جادوگران اهمیت زیادی داشته و دارد و عقیده آنان براین است که ماه دارای قدرت خارق العاده ای است که می توان از آن استفاده کرد . علت برگزاری مراسم در شب نیز استفاده از نیروی الهه ماه ــ دیانا است . البته تأثیر ماه و مغناطیس خصوصاً قرص کامل آن بر هیچکس پوشیده نیست .
پرستش عناصر طبیعی آفتاب ، خاک ، آب و آنچه که معیشت بشر آن روز را تأمین می کرد ، پیش از ظهور پیامبران مرسوم بوده و این عناصر تجسمی از قدرت خدایان به شمار می رفتند . طبیعت پرستی بعد از مسیحیت به نام دین باستانی معروف گردید . الفت و انس جادوگران با طبیعت ، آنان را با گیاهان مختلف آشنا نمود و از این رو به درمانگری نیز پرداختند .
گوردون چایلد باستان شناس معروف معاصر می گوید : از حدود شش هزار سال پیش کوشش هایی برای درمان بیماری ها به عمل آمده بود . به یقین می توان گفت پزشکی ابتدایی مانند قبایل وحشی دوران ما بیشتر بر پایه ی جادو بوده و کار طبیب تا حدبسیاری به خواندن اوراد و شعبده بازی بستگی داشته است . در هر جامعه ی ابتدایی به محض آنکه جادوگران حرفه ای پدید می آمدند هنر درمان کردن بیماران نیز به انحصار آنان در می آمد . از این رو بوده است که از حدود 5 هزار سال پیش پزشکان بین النهرین یعنی سومریان و بابلیان همان کاهنان و ساحرانند .
برای مثال در متون طبی که از الواح بابلی به دست آمده درباره ی علت تب چنین نوشته اند : تب براثر نفوذ شیطان در بدن انسان بروز می کند شیطان داخل بدن انسان را می خورد و اورا نابود می کند و فکر می کردند که این شیطان بدجنس در گوشه های معابر کمین کرده و بر عابرین بیچاره تاخته و آنها را می گرفته است . فکر وجود شیطان بیماری هم چنان در طول اعصار در مغز انسان باقی مانده تا به ایام ما رسیده است . این همان اسلوبی است که به عقیده ی مسیحیان ، عیسی مسیح برای معالجه ی دیوانگان علیل به کار می برد و همان طریقه ای است که اعراب امروز برای شفای مجنون یا جن زده به کار می گیرند .
بنابراین به طور کلی جادو به عنوان کوشش های انسان برای
کنترل عالم ، توسط انجام یک سلسله اعمال ویژه تلقی شده است . در این صورت جادو هسته های علم را آفرید زیرا جهان را به عنوان یک پدیده طبیعی که در آن رابطه ی علت و معلولی جریان دارد مورد توجه قرار داد .
جادو میان بدویان :
ذهن مردم بدوی چون قادر به تحلیل منطقی رویدادها نبود برای ارضای خاطر خود و برگرداندن خیالی جریان امور به نفع خویش به و جادو پناه برد .چنانکه سحر و جادو در تارو پود زندگی مردم بدوی نفوذ بسیاری داشت و جادوگران نیز تأثیر بسیار زیادی در چنین جوامعی داشتند .
در میان جماعات بدوی دو دسته از جادوگران فعالیت داشتند :
1. دسته ای که از تجربیات و فعالیت های خود به سود مردم و بهبود زندگی آنها استفاده می کردند که جادوگران خوش خیم هستند که در رأس آنها جادو پزشکان قرار دارند که در واقع طبیبان هر قبیله بودند که سعی در درمان بیماریها با استفاده از سحر و جادو و مبارزه با بیماری داشتند . و دیگر جادوگران خوش خیم جادوگرانی بودند که کارهایشان بر خلاف منافع و مصالح مردم بود و فال بینان ، پیشگویان و متخصصان تعویذ و طلسم بودند ، در میان پاره ای از اجتماعات بدوی یکی دو کاهن همه ی این امور را انجام می دادند . اما به نسبت جمعیت افراد جادوگران کم و زیاد می شدند.
2. دسته ی دوم جادوگران ساحرانی بودند که پنهانی کار می کردند و اعمال آنها به ضرر مردم بوده و مردم از آنها ترس و وحشت داشتند .
دسته ی اول مورد تأیید و پذیرش مردم بودند و دسته ی دوم مورد نفرت و ترس آنها می شدند .
به علت نوع فکر بدویان جادو و جادوگری و سحر و دعا امری بود فطری و ارثی که از پدر به پسر و از والدین به فرزندان منتقل می شد . یک جادوگر بدخیم هنگامی که متولد می شد یک جادو ساز زیانکار محسوب می شد .
در شکل امروزی نیز دعا نویسان شغلی ارثی دارند ، یعنی معمولاً این شغل از پدر به پسر منتقل می شود و همچنین تعدادی از دعا نویسان فقط برای حل مشکلات مردم و کارهای نیک دعا می نویسند ولی عده ای نیز برای گره انداختن در زندگی مردم یعنی وقتی کسی به چنین دعا نویسانی مراجعه می کند و عنوان می کند که می خواهد مشکلاتی را برای فلان شخص یا خانواده ایجاد کند دعاهایی را با دستوراتی برای اجرای آنها می دهند تا آن شخص به مقصود خود برسد
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 105 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 86 |
فصل اول- مفهوم وتبیین گسترده دعا
1-مقدمه
2-دعا در لغت و اصطلاح
3-تعریف دعا
4-انواع دعا
5-ارزش و اهمیت دعا
6-فلسفه دعا
7-دعا در آیات
8-دعا در روایات
9-شرایط و استجابت دعا
10- دعای پیامبران
11- دعای ائمه
12- امر به اکتار دعا
مقدمه
دعا صمیمی ترین شیوة ارتباط بندگان با خداوند است که از رهگذر آن هر کس به فراخور جهان وجود خود با ساحت قدس ربوبی راز و نیاز می کند: یکی برآورده شدن نیازهای خرد و کلن دنیوی را می طلبد؛ دیگری، شرمنده از سیاهی نامة عمل خویش بخشایش الهی را درخواست می کند؛ بنده ای دیگر که گام در راه پرنشیب و ف راز سلوک معنوی نهاده و شراب معنا، پیمانة جانش را لبالب ساخته، توشه ای افزوت تر طلب می کند؛ در مرتبه ای بس فراتر اولیای الهی از آن که بنا به ضرورت با ابنای زمان در آویخته و از غرقه شدن در دریای عشق و تماشای جلوة جمال و جلال حق، ساعاتی محروم مانده اند، با اشک سوز، عذر تقصیر می آورند و توفیق جبران گذشته را از دوست انتظار می برند. باری، در این سوی دعا، بندگانی با هزاران خواسته، با اشک و آه، یک سره جویای خواستة خودند. در سوی دیگر وجودی ایستاده که خداوندگاری زیبندة او است و خور را بیش از همه به صفت «رحمان» و «رحیم» موصوف کرده، و در نخستین آیات کتابش خود را کریم دانسته است[1]؛ خداوند آنقدر بدبار است که از اصرار فزون از حد بندگانش رنجور نمی شود، و چنان بر قلة فرازمند جود و سخا ایستاده که هرچه ببخشد، خزینه های کرمش پایان نمی گیرد، و چنان قدرتمند است که در راه اجابت خواست بندگانش، هزاران مانع خرد و کلان را از سر راه برمی گیرد. از همه شیرین تر آن که نه بارگاه او حاجبی دارد و نه لختی آسایش می طلبد تا نیاز داران را براند و به زمانی دیگر حواله دهد. بندگانش همیشه و همه جا ، در خلوت و جلوت، در مکنت و در نکبت، ریسمان دل را به آسمان مهربانی اش پیوند می زنند، و جانشان را با امید به او روشنایی می بخشند. آیا چنین معبودی زیبندة راز و نیاز و دعا و حاجت خواهی نیست؟[2]
1-1 دعا در لغت و اصطلاح
«دعا» در لغت بهمعنای «خواندن» ، «درخواست انجام دادن کار»[3] یا «حاجت خواستن»[4] است. اصل آن «دعاو» بوده و به دلیل قرار گرفتن واو پس از الف، بر اساس قواعد اعلال تبدیل به همزه شده است.[5]
راغب، دعا را به معنی بانگ زدن و خواندن نوشته است.[6] دعا نوعی نیایش و درخواست از خداوند با کلماتی است که در اوقات مختلف در مقام استغاثه از خداوند و طلب آموزش یا درخواست خیر و برکت و برآورده شدن حاجت بخواند.[7]
دعا در اصطلاح شرعی به معنای روی آوردن به خداوند و درخواست از او با حالت خضوع است. الشرکاة از باب مجاز به حرف تمجید و ستایش خداوند نیز دعا گفته شده است چ ه انسان در کنار آن درخواست خود را یادآوری کند و چه نکند.[8]
ابواسحاق معتقد است دعا و درخواست از خداوند بر سه گونه است: اول- بیان توحید و ثنای الهی است؛ چنان که گویند: «یا لا اله الاّ انت». دوم- درخواست بخشش و رحمت از خداوند است چنان که گویند: «اللهم اغفرلنا». سوم- دخواست بهرة دنیایی چنان که گویند: «اللهم ارزقنی مالا و ولدا». به تمام این گونه ها دعا گفته می شود؛ زیرا انسان در آغاز درخواست خود می گوید: یا ا....، یا ربّ، یا رحمن[9]. بر این اساس در معنای اصطلاحی دعا، مفهوم لغوی آن، یعنی درخواست و طلب، لحاظ شده است؛ با این تفاوت که اولاً مخاطب دعا در معنای لغوی عام است و شامل انسان هایی برابر یا برتر از داعی می باشد؛ در حالی که مخاطب دعا در مفهوم اصطلاحی تنها خداوند است.
ثانیاً در مفهوم لغوی دعاء کرنش و خضوع داعی لحاظ نشده است: چنان که درخواست از مخاطب برابر، ضرورتاً با کرنش همراه نیست: اما در مفهوم اصطلاحی دعا، کرنش و خضوع در برابر خداوند لحاظ شده است.[10]
1-2 تعریف دعا
در فرهنگ انسان ساز اسلام، مفاهیمی وجود دارد که بی نیاز از هرگونه استدلال و پرسش است و تنها با داشتن تصوری از آن ها پذیرفته می شوند. دعا، یکی از این مجموعه مفاهیم ارزشمند است. بشر آن گاه که از تلاش بی حاصل خویش در برهوت دنیای مادی و ناکامی های جانکاه و آه و افسوس های بی پایان، دچار سرشکستگی می گردد و همة روزنه های امید را به روی خود بسته می بیند ناگهان دستی قدرتمند از اعماق وجود آدمی سربرآورده، او را متوجه قدتی می سازد که همه چیز از آن اوست و توان انجام هرکاری فقط از وی ساخته است. آری، این دست دعاست که در بحرانی ترین لحظه ها ارتباط انسان را با خدای خویش برقرار ساخته، جریان دوباره حیات و امید را در رگ های وی جاری می سازد. دعا، ترجمان و زبان گویای این ارتباط است.[11]
در خصوص دعا تعریف های زیادی شده است که به ذکر چند نمونه از آن بسنده می کنیم:
علامه طباطبایی می فرماید: «دعا عبارت است از این که دعاکننده نظر مدعو را به سوی خود متوجه کند و پس از جلب توجه، فایده و نعمتی را از وی درخواست نماید»[12].
دکتر الکسیس کارل نیز بیان زیبایی در تعریف دعا دارد. وی می گوید: «نیایش اصولاً کشش روح به سوی کانون غیرمادی جهان است. به طور معمول، نیایش عبارت است از تضرع و ناله و طلب یاری و استعانت و گاهی یک حالت کشف و شهود روشن و آرام درونی و مستمر و دورتر از اقلیم هجمه محسوسات است. به عبارت دیگر، می توان گفت که نیایش پرواز روح به سوی خداست و یا حالت پرستش عاشقانه ای نسبت به آن مبدأ که معجزه حیات از او سرزده است و بالاخره نیایش نمودار کوشش انسان است برای ارتباط با آن موجود نامرئی آفریدگار همه هستی عقل کل، قدرت مطلق و خیر مطلق.[13]»
بنابراین اگر بخواهیم تعریف دقیق تری از دعا ارائه دهیم، باید بگوییم دعا مجموعه ای ازمعیارها و ضوابط اعتقادی و توحیدی است که ارتباط بی واسطه و مستقیم انسان با خدا را به گونه ای صحیح و دور از انحراف، نظم و نسق می بخشد به طوری که هدایت و کنترل مستمر این ارتباط سازمان یافته، انسان را در حد اعلای توان و ظرفیتش از نیروهای شور وعشق و دلبستگی و وفاداری نسبت به مفاهیم اعتقادی و توحیدی لبریز می کند. دعا، همان نیایش است و درخواست از خداوند؛ همان حالت روحی که میان انسان و معبودش، رابطة انس و کشش برقرار می سازد.[14]
1-3 انواع دعا
برای دعا می توان سه نوع تقسیم بندی در نظر گرفت:
دعای تکوینی یعنی همه موجودات به زبان طبیعت و هستی خویش- که جز فقر ذاتتی چیزی نیست- از خدای هستی بخش یاری می جویند؛ هر موجودی بهمیزان استعداد و ظرفیت فیض، از خدا طلب می کند که آیه «یسئله من فی السموات و الارض کل یوم هو فی شان»[15] اشاره بدین حقیقت است.
همه هستند سرگردان چو پرگار پدید آرنده خود را طلبکار
دعای تشریعی، این دعا مخصوص موجودات مختار و با اراده است که طبق درجه معرفت، از قدرت مافوق مطالباتی دارند ولی غالباً بر اثر فاصله گرفتن از تعلیمات پیامبران، بشر به غیرخدا پناه می برد اما هنگامی که بفهمد ملک و قدرت و عزت و ذلت دست خداست به قدرت فناناپذیر روی می آورد این نوع دعا در تکامل انسان آزاد و مختار تأثیر بسزایی دارد.[16]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بیان می کند: «دعا، اگر به خدای تعالی نسبت داده شود معنایش هم دعوت کردن تکوینی است کههمان ایجاد آن چیزی است که حق تعالی اراده کرده، گویا خدای تعالی آن چیز را به سوی ارادة خود دعوت نموده- مانند این قول خدای تعالی که می فرماید: «یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده»[17] که منظور از این جمله این است که خدای تعالی شما را (که در قبرهایتان آرمیده اید) برای زندگی کردن در عالم آخرت دعوت می کند، و شما دعوت او را با قبول خود اجابت می کنید، که در این آیه، دعوت به معنای ایجاد و خلقت است در نتیجه معنای تکوین را می دهد. و هم خواندن و دعوت کردن تشریعی، و آن عبارت است از این که خدای تعالی به زبان آیاتش بندگان را تکلیف کند به آن چه که از آنان می خواهد[18].
دوم- دعای حق و باطل دعایی است که هرگز از استجابت تخلف ندارد، و دعای باطل، دعایی است که به سوی هدف اجابت، هدایت نمی شود، مانند دعا و خواندن کسی که دعا را نمی شنود و یا قدرت بر استجابت ندارد[19].
سوم: دعا برای نیازهای مادی، دعا برای نیازهای معنوی و دعایی که متضمن اقرار به گناهان و طلب مغفرت از خداوند[20].
دعا برای رفع حوائج مادی و دنیوی: انسان برای رهایی از گرفتاری هایی که در دنیا دربند آن ها اسیر شده، دعا می کند و رفع بلا و استجابت خواسته هایش را از خداوند یکتا می طلبد. شاید ذکر این مطلب خالی از فایده نباشد که بیشتر دعاهای عامه مردم، از این قسم و با در نظر داشتن حوائج مادّی، جسمی و دنیایی است.
قسم دیگر دعا، برای برآورده شدن درخواست ها و نیازهای معنوی و امور متعالی و معرفتی است. این دعا با آن جنان لذتی همراه است که شخص احساس می کند درخواستش، همراه با دعا اجابت شده. به عبارت بهتر اجابت دعایش، با دعا همزمان است. در این نوع از دعا، انسان تلاش می کند، چیزی نگوید و نخواهد، جز آن چه او را به پروردگارش نزدیک کرده و ارتباط بین او با خالقش را مستحکم تر می سازد.
مناجات با پروردگار، قسم دیگری نیز دارد که متضمن اقرار و اعتراف به گناهان و معاصی و طلب غفران و بخشایش از ایزد متعال است. این جاست که با اخلاص در دعا و با حال تضّرع و التماس از خدا درخواست می کنیم که خطاها و گناهانمان را ببخشاید، توبه مان را بپذیرد و ما را به خودمان وانگذارد تا دوباره مرتکب نواهی اش شویم[21].
«الکسیس کارل می گوید: نیایش در مرحله عالی ترش از سطح درخواست و عرض حال بالاتر می رود، انسان در برابر خداوندگار هستی نشان می دهد که او را دوست دارد، نعمت های او را سپاس می گذارد و آماده است تا خواسته های او را، هر چه باشد، انجام دهد. در این جا نیایش به صورت یک سیر روحانی و مکاشفه درونی در می آید»[22].
نیایشگران واقعی، دعا را به منظور پاسخ به نیاز ذاتی و فقر وجودی انجام می دهند. از تفرع و ابتهال و ارتباط با حضرت حق لذتی وصف ناپذیر می برند. سخن گفتن با محبوب و راز دل گشودن برای آنان از همه دنیا عزیرتر است[23].
1-4 ارزش و اهمیت دعا
از هر دریچه که بنگریم، «دعا» در اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، از بررسی آیات و روایات و پژوهش پیرامون سیرة پیامبر (ص) و ائمه (ع) مشخص می شود که تا چه میزان پیشوایان معصوم ما، به این مهم اشتغال داشته اند[24].
اصولاً امر خداوند، خود بهترین دلیل بر اهمیّت یک موضوع است زیرا می دانیم خداوند تعالی بندگانش را جز به امور ارزشمندی، که دقیقاً در راستای هدف خلقت قرار دارند، فرمان نمی دهد. خلاصه آن که دلیل شایسته یا ناپسند بودن هر امری، کلام الهی است و بس[25]. فذکروک بمنک و شکرون بفضلک و دعوک بامرک، پس تو را به خاطر نعمت و بخششت یاد کردند و تو را به واسطه فضل و احسانت سپاس گزاردند و تو را به حسب امر و فرمانت خواندند[26]. نکتة بسیار ظریفی است با این که لفظ خطاب، خطاب کننده و مورد خطاب در هر سه موضوع ذکر و شکر و دعا مشترک است، اما امام (ع)، ذکر را در مقابل منّت ها و بخشش های الهی، شکر را در مقابل تفضّلات الهی، و فقط دعا را در امتثال امر و فرمان الهی می داند. چراکه در واقع، ذکر وشکر پاسخ ماست در مقابل نعمات و تفضّلات الهی، و عکس العملی است در مقابل عمل او و فقط در مورد دعاست که شروع از ماست، که البته همان گونه که در کلام امام دیدیم قبل از آن امر و دستور پروردگار منّان است، هرچند که در این رابطه، وجود نعمت هدایت را جهت پرداختی به دعا و هر امر دیگر ف راموش نمی کنیم. به هر صورت، خداوند فرمان داده است و فرمانش مطاع، و هر دلیلی است بر ارزش و اهمیت آن چه بدان امر شده[27].
در فرمایشات معصومین (ع) نیز، امر به دعا بسیار به چشم می خورد. امام صادق (ع) می فرماید: «علیک بالدعاء» بر شما باد به دعا کردن[28].
نکته قابل اهمیت دیگر، این است که نه تنها خداوند متعال به دعا امر فرموده است، بلکه به پیامبرانش نیز فرمان داده است که شما نیز بندگان مرا به دعاکردن توصیه نمائید. قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام (ص) بیان می دارد: «قل ادعوا ا.... بگو خدا را بخوانند»[29].
در اهمیت و ارزش دعا آیات و روایات بسیاری وجود دارد و هم چنین سخنان اندیشمندان نیز بیان شده که به مهم ترین آن ها اشاره می شود.
الف) ارزش و اهمیت دعا از دیدگاه آیات:
«قل ما یعبو بکم ربی لولا دعائکم فقد کذبتم فسوف تکون لزاما»[30] بگو: اگر به خاطر دعوت شما به اسلام نبود، خداوند توجهی و عنایتی به شما نداشت بدیهی است که چیزی که مورد توجه و عنایت نباشد، وجود و عدمش یکسان است. ممکن است منظور این باشد که اگر دعا و عبادت شما نبود، خداوند به شما عنایت و توجهی نداشت. یعنی کسی که عبادت نکند، پیش خدا قدر ومنزلتی ندارد[31].
«ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین»[32]، کسی که از این عنبادت بزرگ (دعا) استکبار نماید و سرباز زند حتماً با ذلت و خواری به جهنم می رود. در این آیه دلالت بر عظمت قدر دعا در نزد خداوند و فضیلت انقطاع به سوی خداوند شده است[33].
ب) ارزش و اهمیت دعا از دیدگاه روایات:
- برترین عبادت: زراره از امام باقر (ع) روایت می کند که فرمود: «خدای عزّ و جلّ می فرماید: «همانا آنان که از پرستش من روی بگردانند، زود است که سرافکنده به دوزخ درآیند[34]. مقصود از عبادت، دعاست و بهترین عبادت دعاست عرض کردم: «مقصود از «اوّاه» در این آیه چیست که خداوند می فرماید: «همانا ابراهیم اوّاه و شکیبا بود»[35] فرمود: «اوّاه» یعنی بسیار دعاکننده به درگاه خداوند[36]. برای پی بردن به مفاهیم کلمات معصومین(ع) در حد توان باید توجه کرد که افضل بودن به معنای ارزش بیشتر داشتن و ترجیح داشتن بر بقیه است لکن این افضلیت، قطعاً از همة جهات نیست، زیرا اولاً قابل باور نیست که یک دعای زبانی و یا یک خواستة قلبی، همراه با دعای زبانی از همه افضل باشد؛ و ثانیاً چنین امری با وجود این همه احکام و قوانین سازش ندارد و لازمه اش آن است که فقط دعا واجب شده باشد وبس؛ اما این افضل بودن از حیث تحریک کردن و منشأ بودن واز جهت اعتقاد توحیدی است. زیرا مراد از دعا، خواستن است وخواستن از خداوند، منشأ همة عبادت هاست و هنگامی که انسان سعادت اخروی و بهشت و نعم جاودانی و دیدار پروردگار را از خداوند بخواهد، حتماً به دنبال امتثال و اطاعت از فرمان های خداوند می رود و واجبات و مستحبات را انجام می دهد؛ و از جملة آن ها خواندن خود ادعیه است که متضمن خواسته های معنوی و مادی وحتی توفیق در اطاعت و عبادت است. پس دعا به معنای خواست، نه تنها عامل محرک برای عبادت الهی است بلکه عامل ترک گناه و معصیت است زیرا وقتی انسان می خواهدگرفتار عذاب نشود،گناه نمی کند. پس دعا افضل همة عبادت هاست؛ یعنی ارزشش در تحریک، از همة عبادت ها زیادتر است. دعا علت است و عبادات معلول آن[37].
- برتر از تلاوت قرآن: از امام صادق (ع) سؤال شد: «زیاد خواندن قرآن افضل است یا زیاد خواندن دعا؟» فرمودند: «دعا»[38].
- مخ و مغز عبادت: پیامبر اسلام می فرماید: الدعاء مخّ ا لعباده و لا یملک مع الدّعاء احد، دعا مغز عبادت است و با دعا کسی هلاک نمی شود[39]. مغز همة عبادت ها، خواستن از خداوند است که منشأ قصد قربت است پس عبادت به منزلة پوست، و خواستن به منزلة مغر و لُبّ و مخ عبادت و خط دهنده آن است[40].
- محبوبت ترین عمل در روی زمین: حضرت علی (ع) می فرماید: احب الاعمال الی ا... عزّ و جلّ فی الارض الدعاء، محبوب ترین کارها در روی زمین برای خدای عزّ و جلّ، دعاست[41].
- درمان هر درد: امام صادق (ع) می فرماید: علیک بالدعاء فأن فیه شفاء من کل داء، بر شما باد دعا کردن زیرا که دعا شفای هر دردی است[42].
- وسیلة دفع بلاها: امام علی (ع) فرمود: ادفعوا امواج البلاء عنکم بالدعاء قبل ورود البلاء، امواج بلا را به وسیله دعا قبل از پیش آمدن حادثه و بلا از خود دور کنید[43].
در یک تحلیل کوتاه می توان به عمق مفاد این احادیث رسید، زیرا دعا از یک سو انسان را به شناخت پروردگار (معرفه ا...) که برترین سرمایة هر انسان است دعوت می کند. و از سوی دیگر سبب می شود که خود را نیازمند او ببیند و در برابرش خضوع کند، و از مرکب غرور و کبر که سرچشمة انواع بدبختی ها و مجادله در آیات ا... است فرود آید، و برای خود در برابر ذات پاک او موجودیتی قائل نشود و سرانجام نعمت ها را از او ببیند، و به او عشق ورزد، و رابطة عاطفی او از این طریق با ساحت مقدسش محکم گردد[44].
ج) ارزش و اهمیت دعا از دیدگاه اندیشمندان اسلامی و غیراسلامی:
امام خمینی (ره) پیرامون اهمیت دعا و نیایش می فرمایند: در همه خیرات و برکات از هماندعا خوانهاست، حتی آن ها که به طور ضعیف دعا می خوانند و ذکر خداوند را می گویند، به همان اندازه که طوطی وار در آن ها تأثیر کرده بهتر از آن هایی هستند که ترک دعا کرده اند. نماز خوان ولو مرتبة پایینی داشته باشد، از نماز نخوان بهتر است. آری، همین دعا خوان ها و همین کسانی که به ظاهر اسلام عمل می کنند یا پرونده جنایت ندارند یا خیانتشان نسبت به دیگران کمتر است، همین دعاخوانها در نظم این عالم دخالت د ارند، دعا را نباید از بین این جمعیت بیرون برد، جوانان ما را نباید از دعا منحرف کرد[45].
الکسیس کارل می گوید: کاملاً مشروع است که برای کسب نیازمندی های خود از خدا کمک بگیریم؛ ولی در عین حال، نامعقول است که از او بخواهیم تا به هوس های ما جامة عمل بپوشاند و یا آن چه را به کوشش میسر است، به «دعا» عطا کند. تنها در موردی نتایج نیایش می تواندمطمئناً به تحقق برسد، که همه راه های درمانی، غیرعملی یا مردود باشد. دعا، مثل نفس کشیدن و آب خوردن از ضروریات زندگی است[46].
1-5 فلسفه دعا
در بعضی شرایط، پاسخی که در مقابل عملی نصیب ما می شود علت پرداختن به آن عمل باشد. چرا دعا کنیم؟ برای این که به فلان شیء احتیاج داریم. درخواست می کنیم تا آن را بدست آوریم. یعنی اجابت شدن و گرفتن پاسخ و مورد درخواست می تواند فلسفه دعا و هدف دعا کننده باشد[47].
اما آیا چنین است؟ دعا می کنیم که جواب بگیریم؟ و اگر جواب گرفتن، هدف نهایی از دعاکردن وخواندن باشد؛ دیگر نباید مورد خطاب فرق کند. خدا باشد یا غیرخدا! ممکن است سراغ یک فرد متمول و قدرتمند و دلسوز برویم و برخی امکانات از او بخواهیم که البته از نظر محسوس بودن پاسخ در نظر عام چه بسا در مورد اجابت کردن خواهش های دنیوی، او از خدا (معاذ ا...) سریع الاجابه تر باشد[48]. حداقل مراحل اجابتش محسوس تر و ملموس تر است. آیا این عمل و عکس العلمل هم دعا و اجابت نامیده می شود. یعنی همان دعای با ارزش و گرانقدری که وضعش را گفتیم؟ این سؤالات و در حد وسیع تر بررسی فلسفة دعا را در سنجش پاسخ خواهیم داد[49].
الف) فلسفه و هدف نهایی از دعا کردن اجابت نیست:
- اصولاً اجابت و گرفتن پاسخ، یکی ار فواید مهم دعاست، ولی هدف نبوده ونیست به چند دلیل:
1-اگر فلس فه و هدف دعا فقط اجابت باشد از هر کسی که بتواند خواهش ما را اجابت کند می توان درخواست کرد و این با روح توحید که نفی عبودیت غیرخداست، مخالف است.
2-اگر فلسفه و هدف دعا فقط اجابت باشد دیگر تأخیر در اجابت معنی ندارد و تأخیر در اجابت از جانب خدا کاری عبث و بیهوده خواهد بود که صد البته چنین نیست چطور ممکن است خداوند منّان به خاطر دادن نعمتی امر به دعا کند در صورتی که بسیاری از نعمات را بی دعا می دهد و عده ای هستندکه در تمام طول عمر گرد دعا نمی چرخند چگونه ممکن است خداوند نقض غرض کند اگر هدف دعا را اجابت بدانیم تأخیر دعا چیزی جز نقض غرض نیست که از خداوند چنین فعلی سر نمی زند[50].
- کبر و روح برتری طلبی و غرور بی جا عامل مهم دعا نکردن و عدم درخواست شخص از خداوند می باشد تا آن جا که شخص خود را بالاتر از آن می داند که در مقابل خداوند سر بر خاک نهد و با زاری و دست های باز هم چون گدایان از او چیزی بخواهد[51]. به امام صادق (ع) عرض شد: کیف المسأله الی ا... تبارک و تعالی؟ قال تبسط کفّیک[52]، درخواست از خدا چگونه باشد؟ فرمودند: هر دو کف دست به جانب بالا کن.
دعا زمین زننده و کشندة روح کبر در آدمی است این نکته هم جای گفتن دارد که گناه شیطان که او را با سابقة عبادت چندین هزار ساله از اوج عزّت به حضیض ذلت رساند همین کبر بود پس هدف از دعا کردن، میراندن روح کبر، این معصیت کبیره، در آدمی است دیر اجابت شدن مایة زاری و خواهش و تمنای بیشتر است و وجود او را در مقابل کبر مقاوم می کند[53].
- توحید، این اولین و مهم ترین اصل اعتقادی ادیان الهی، در تمام زمان ها مورد هجوم انحرافات گوناگون بوده و هست و البته تمامی عقاید و انحرافات سرچشمه در درون آدمی دارد هدف اصلی بعثت انبیا توجه دادن به توحید «دعا» است دعا کننده ای که به توحید بی توجه باشد، دعایش دعا نیست و مورد قبول واقع نخواهد شد فرد د عاکننده، فردی که دعا را آن چنان که هست می شناسد، باید از همة آن چه که غیر خداست قطع امید کند و خداوند را خالصانه بخواند البته قطع امید از همه و توجه به مبدأ چیزی جز توحید نیست و در این صورت خداوند پاسخش می دهد[54].
ب) فلسفه دعا: آن ها که حقیقت و روح دعا و اثرات تربیتی و روانی آن را نشناخته اند ایرادهای گوناگونی به مسألة دعا دارند؛ گاه می گویند: دعا عامل تخدیر است؛ چرا که مردم را به جای فعالیت، کوشش و استفاده از وسایل پیشرفت و پیروزی، به سراغ دعا می فرستد، و به آن ها تعلیم می دهد که به جای همة این تلاش ها دعا کنند!
1- «اقراء و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم» (علق، آیهة 5-4)
2- علی اکبر ارشاد، دانشنامة امام علی (ع)، ج4، تهران: مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی، ص 317 و 318
1- ابن منظور، لسان العرب، ج 2، بیروت: دارالجیل، دارلسان العرب، ص 986؛ علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج2، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ص 344
2- سید علی اکبر قرشی، مفردات نهج البلاغه، ج1، تهران: مؤسسة فرهنگی نشر قبله، ص 986؛ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج7، تهران: دانشگاه تهران، ص 9602
4- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، سید غلامرضا خسروی حسینی، ج1، تهران: مرتضوی، ص 676.
6- محسن فیض کاشانی، التحفه السینه، ص 25
8- دانشنامة امام علی، ج4، ص 319
1- عبدا... امیدی فرد، نقش د عا در زندگی اجتماعی، تهران: میثم تمّار، ص 17 و 18.
2- سیدمحمدحسین علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج10، قم: دفتر انتشارات ا سلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم، ص 52.
3- الکسیس کارل، نیایش، محمدتقی، شریعتی، تهران: شرکت سهامی انتشار، ص 41.
4- نشریه اسوه، شماره 83 به نقل از: علی ایزدی، دعا و اهمیت آن، پایان نامه کارشناسی دینی عربی، سال 76، ص 6.
2- سورة اسراء، آیه 52 «روزی که او شما را می خواند، و شما او را با حمدش اجابت می کنید».
3- ترجمة تفسیر المیزان، ج10، ص 52.
5- نجوای عارفانه، احمد، سجادی، تهران: بنیاد قرآن و عترت، ص 14.
2- علیرضا برازش، قرآن صاعد، تهران؛ امیرکبیر، ص 13.
4- صحیفه کاملة سجادیه، جواد، فاضل، ج هفتم، تهران: امیرکبیر، ص 382. (دعای 45)
5- ر.ک: قرآن صاعد، ص 14 تا 16.
6- شیخ کلینی، اصول کافی، محمدباقر کمره ای، ج6، چ چهارم، تهران: اسوه، ص 16 تا 19.
2- شیخ طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، احمد، بهشتی، ج17، تهران: فراهانی، ص 231؛ امین الاسلام طبرسی،ترجمة تفسیرجوامع الجامع حبیب روحانی و علی عبدالحمیدی، ج4، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، ص 388؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، احمد، علی بابابی، ج15، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ص 172 و 173.
4- شیخ طبرس، ترجمة تفسیر مجمع البیان، علی صحت، ج 21، تهران: فراهانی، ص 265.
8- نقش دعا در زندگی اجتماعی، ص 33 تا 35.
1- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج90، بیروت: مؤسسه الوفاء، چ چهارم، ص 299.
3- نقش دعا در زندگی اجتماعی، ص 35.
4- علامه مجلسی، همان، ج 90، ص 297.
1- ابراهیم غفاری، آیین نیایش، چ پنجم، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، ص 23 و 24.
2- حسین موسوی راد لاهیجانی، روزه درمان بیماری های روح و جسم، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، ص 220 به نقل از: نیایش الکسیس کارل، ص 9 و 21.
3- اسوه، نشریه، شماره 84 و 85.
4- ر.ک: قرآن صاعد، ص 31 تا 39.
5- اسوه، نشریه ، شماره 84 و 85.
6- ر.ک: قرآن صاعد، ص 31 تا 39.
1- ر.ک: قرآن صاعد، ص 31 تا 39.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3497 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 164 |
مقدمه:
در سراسر تاریخ افراد بشر همواره درپی بهبود توانایی خویش برای دریافت و جذب اطلاعات درباره محیط پیرامون خود و افزایش سرعت، وضوح و تنوع در انتقال مربوط به خود بودهاند . آنان کار برقراری ارتباط را با استفاده از اشارات سر ودست و علایم صوتی آغاز کردند. و برای انتقال پیامهای خود به توسعه و تکمیل یک رشته ابزار غیر لفظی پرداختند : موسیقی ، رقص ، طبل ، آتشهای نشانه ، نقاشی و دیگر نمادهای ترسیمی مانند پیکتوگرام[1] از این دستهاند. در پی پیکتوگرام ، ایدئوگرام [2] که اهمیت ویژهای داشت ، زیرا به بیان موضوعی یا اندیشه انتزاعی کمک میکرد. اما آنچه به نوع بشر در دنیای حیوانی ، یک موقعیت ممتاز بخشید تکامل زبان بود. که به ارتباط انسانی ، رسایی و دقت بخشید. تمام این ابزارهای ارتباط که هم زمان از آنها استفاده میشد، درفرآیند تشکل افراد به صورت جامعه و برای بقاء آنان ابزاری ضروری بود.
خط، دومین پیشرفت و دستاورد عمده بشری، به کلام ، دوام و بقاء و به جوامع استمرار بخشید. خط یا نوشتن ، که همانا استفاده از نشانههای نموداری برای توصیف منظم زبان گفتاری است، به نظر برخی صاحب نظران موثرترین رویداد در سراسر تاریخ فرهنگی و یکی از بزرگترین دستاوردها در تاریخ تمدن است . عصر پیش از تاریخ با اختراع خط پایان یافت و آدمی از تاریکی آن دوره به روشنی تاریخی پای نهاد و نوشتههایی برجا گذاشت و تصویر روشن یا روشنتری از خود و پیرامون خود به آیندگان نشان داد. خط ابزاری بود برای نگاه و حفظ داشتن هرگونه پیام و یا اطلاع در زمان حال و آینده و ابزرای برای از میان برداشتن موانع برسر انتقال ، حفظ و نگهداری دانستههای بشری و استمرار جامعه انسانی بود. سومین دستاورد بزرگ تاریخ بشری که تاریخ عصر ارتباطات نوین از آن آغار میشود ، اختراع چاپ بود فنی که در چین در قرن هشتم میلادی و در اروپا در قرن پانزدهم پدید آمد. سرانجام این امکان به وجود آمد که تعداد زیادی از نسخههای یک کتاب بدون توسل به جریان پر زحمت نسخهبرداری دستی تهیه شود. و همچنین چاپ تا اندازه زیادی سرشت روتدها و رویدادهای تاریخی را نیز تغییر داد، زیرا دانش و اطلاعات تا آن زمان در اختیار افراد محدودی بود و اختراع چاپ این حصار را شکست. فراوان بودن کتاب ، میل به سوادآموزی را که تا قرن شانزدهم تقریباً بخشهای گستردهای از جوامع شهری در برخی از کشورها را در برگرفت برانگیخت.
اختراع ماشین چاپ ، مشکل دیرین آزادی اندیشه را پدید آورد . زیرا تغییرات به راحتی و بدون ابراز مقاومت از سوی پاسداران مذاهب و عقاید سیاسی رخ نمیداد ، درست آنگونه که سقراط بهای «فاسد کردن» جوانان را با زندگی خود پرداخت. و یک سانسور سنتی توسط پاسداران مذهب به کتابها و مطبوعات غیر ادواری اعمال میشد.
همینطور نیز این چشمانداز که «اندیشهؤهای خطرناک» بتواند به نحوی گسترده در سراسر کتابهای چاپی جریان یابد موجب اقداماتی پیشگیرانه شد. چاپخانهها تنها با داشتن پروانه کار اجازه فعالیت داشتند و پیاپی کارشان توقیف میشد یا اینکه واقعاً از میان میرفتند.
در قرن هفدهم به دنبال کتاب ، جزوه و سپس روزنامهها پدید آمد با اختراع و رواج چاپ ، تولید کتاب و انتشار روزنامههای جهان شاهد پدیدهای بود که از آن به عنوان انفجار اطلاعاتی یاد میکنند. پدیدهای که به کمک تکنولوژی حرکت سیل آسایی داشته میباشد. چاپ از زمان رواج عمومی آن در قرن شانزدهم در اروپا تا سالهای اخیر که سده بیستم به پایان رسیده است. به مدت چند قرن تنها ابزار موثر و کارآمد نشر بود، اما اکنون این حکومت بلامنازع و انحصاری بیرقیب چاپ درهم شکسته است و راهها و ابزارهای دیگری به سدت آورده و عرصههای فعالیت آن دگرگون شده است.
فناوریهای جهان امروز، چاپ را به عرصه تازهای کشانده که با گذشته متفاوت است چاپ و نشر هم اکنون دستخوش تحولاتی است که رهاوردهای نظام اطلاعاتی و ارتباطی ، دم به دم بر شتاب آن میافزاید. به طوری که هم اکنون از دو مفهوم نشر چاپی و نشر غیرچاپی سخن به میان میآید . تحولات اطلاعاتی و ارتباطی شرایطی ایجاد کرده است که میتوان اثر منتشر کرد، اما از چاپ استفاده نکرد. در این تحقیق برآنیم که بیشتر به جنبهی نشر چاپی و تحولاتی که از آغاز تاکنون با آن مواجه بوده بپردازیم.
اهمیت تحقیق:
چاپ یکی از اساسیترین و مؤثرترین شیوههای نگهداری، انتقال و اشاعه اطلاعات در سراسر تاریخ بشر است. چاپ موجب شد ذهنیت بشر به نوشتار و به نقش تبدیل شود و به صورت کثیر به دیگران انتقال یابد، در واقع چاپ یک نیاز ضروری برای بشر بود تا بتواند اندیشههای خود را نگهداری و انتقال دهد. اهمیت و ضرورت این تحقیق از همین نیاز ضروری بشر ناشی میگردد. چرا که تحقیق در روند گسترش صنعت چاپ در جوامع انسانی ما را به این موضوع میکشاند که یک جامعه در چه سطحی از رشد فرهنگی قرار دارد.
رشد و توسعه پدیدهای است همه جانبه، رشد علمی و فرهنگی بدون رشد فکری و معنوی تحقق نیافته است و از شاخصهای اصلی و عمدة رشد فکری و معنوی ، انتشار کتاب است.
یکی از عواملی که باعث عدم توسعه یافتگی کشورهای جهان سوم میباشد فقر فرهنگی مردمان این کشورهاست. در کشورهای جهان سوم ، رشد فرهنگی به حدی نیست که بتواند پشتوانه قابل اتکایی برای فعالیتهای علمی ، فنی ، صنعتی و دیگر باشد. کتاب ، جزوه و مطبوعات که ستون اصلی این پشتوانه است به اندازة لازم تولید و منتشر نمیشود و به اندازة کافی خوانده نمیشود.
پس چاپ و نشر نه تنها شیوهای برای نگهداری ، انتقال و اشاعه اطلاعات است، بلکه نقش ویژهای در توسعه یافتگی کشورها ایفا میکند.
از سوی دیگر، کتاب ، مجله ، روزنامه و آنچه که به وسیله چاپ انتشار پیدا میکند ، یک وسیله ارتباطی محسوب میشود و به صورت نوشتههای چاپ شده روی کاغذ راه خود را طی میکند و به مخاطب منتقل میشود. و به این جهت در قلمروی مطالعات مربوط به ارتباطات قرار میگیرد.
«چاپ» واژهای است که احتمالاً از chapana (چاپانا) واژه هندی گرفته شده است. در هند، به چاپ کردن «چهاپه» و به چابگر «چهاپه گر» میگویند. این واژهها در روزنامههای فارسی هند به کار گرفته شده است.
عدهای معتقدند که چاپ از «چاو» مغولی گرفته شده و چاو نوعی پول در عصر ایلخانیان بوده است. اما به نظر میرسد صاحبنظران بیشتر به پذیرفتن اشتیاق از ریشة هندی تمایل دارند تا مغولی.
واژه عربی «طبع» و مشتقال آن نیز ، البته اکنون کمتر، در زبان فارسی به کار گرفته است اما برخی ترکیبات مانند «حق طبع» یا «تصحیح مطبعهای» هنوز در زبان فارسی کاربرد دارد. واژه دیگری که برای چاپ به کار میرفته ، «باسمه» است . و اصطلاح «باسمه کاری» ، در عصر مغولان در ایران رایج بود و به عمل و وسیلة انتقال نقش و طرح روی پارچه و موارد دیگر گفته میشود . بعدها در عصر صفویه ، باسمه تغییر معنا داد و تقریباً همان معنایی را پیدا کرد. که امرز کلمة چاپ در زبان فراسی دارد.
چاپ عبارت است از فن ، صنعت و گاه نیز هنر نقش کردن کلمات و تصاویر بر کاغذ، پارچه ، پلاستیک ، فلز ، شیشه و نظایر آنها. چاپ اکنون فرایندی است که برای انتقال نقش و تصاویر با سرعت بالا و حجم زیاد به کار میرود، مانند چاپ کتاب ، روزنامه ، مجله ، تمبر ، اعلامیه ، پوسترها و اخیراً مدارهای چاپی میباشد.
فصل دوم( مطالعات نظری )
بخش اول
از نخستین انقلاب فرهنگی تا انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی
نخستین انقلاب فرهنگی با اختراع خط آغاز شد. خط یا نوشتن، که همانا استفاده از نشانههای نموداری برای توصیف منظم زبان گفتاری است، به نظر برخی از صاحبنظران، هوشمندانهترین و مؤثرترین رویداد در سراسر تاریخ فرهنگی و یکی از بزرگترین دستاوردها در تاریخ تمدن است. عصر پیش از تاریخ یا اختراع خط پایان یافت. آدمی از تاریکی آن دوره به عهد روشن تاریخی پای نهاد و نوشتههایی بر جای گذاشت و تصویر روشن یا روشنتری از خود و پیرامون خود به آیندگان نشان داد.
خط، تدبیر و ابزاری است برای نگاه داشتن و انتقال هرگونه پیام یا اطلاع در زمان حال و آینده. نیاز بشر به برقراری ارتباط، پیش از خط نیز به قوت خود باقی بود، اما این نیاز را حافظه و ارتباط شفاهی برآورده میساخت. در موارد بسیار، وظیفة یادسپاری، یادداری، یادآوری و انتقال به دیگران و آیندگان به گروه خاصی از مردم سپرده میشد که حافظههای نیرومندی داشتند و در حفظ و نگهداری امین بودند؛ برای مثال در صدر اسلام و پیش از کتابت قرآن کریم، عدهای به نام «حْفّاظ» که از یاران و نزدیکان پیامبر اسلام (ص) بودند، سورهها و آیات را به یاد میسپردند. ولی انتقال شفاهی محدودیتهایی دارد، از جمله:
- بدون تماس حضوری ممکن نیست؛
- نیازمند زمانی است که متناسب انتقال باشد؛
- محدودیّت مکانی دارد؛
- بسیاری چیزها، مانند شکل ، تصویر، نقشه، طرح و هر آنچه جنبة بصری و تصویری دارد، از این طریق قابل انتقال نیست؛
- میزان و حجم انتقال از این راه بسیار محدود است.
اما انتقال کتبی مشکلات انتقال شفاهی را ندارد، زیرا:
- به زمان محدود نیست؛
- به مکان مقیّد نیست؛
- محدودیّت حجم و میزان ندارد؛
- محدودیّت یادگیری ندارد؛
- محدودیّت انتقال آن بمراتب کمتر از انتقال شفاهی است.
خط، ابتکار و تدبیری بود برای غلبه بر این محدودیتها و از میان برداشتن مانعهای سر راه انتقال. در طول تاریخ و در جامعههای مختلف، از مواد گوناگونی برای نوشتن استفاده شد، مانند سنگ ، چوب، استخوان، نی، برگ و پوست درختان، پوست جانوران، عاج فیل، پارچه، لوحههای گلی، صفحههای موم اندود و سرانجام کاغذ. هر کدام از اینها امکانات کاربردها و محدودیّتهای خود را دارد، اما هیچکدام نتوانسته است جای کاغذ، این وسیلة کارآمد و آسان را بگیرد.
نخستین پیشینههای خط از راه کاوشهای باستانشناسی در بینالنهرین و مصر به دست آمده است. قدمت این پیشینهها به هزارة چهارم قبل از میلاد میرسد. سومریان نخستین قومی بودند که از خط در زمینههای مختلف تمدن خود سود بردند و پیشینة بسیاری از فعالیتها، از جمله معاملات و معاهدات بازرگانی خود را بر لوحههای گلی ثبت کردند. بابلیان، آشوریان و هیتیان نیز روی لوحههای گلی مینوشتند و آنها را با گرمای خورشید یا حرارت تنور میپختند، سخت میکردند و به آنها عمر طولانیتر میبخشیدند. مصریان پاپیروس را اختراع کردند و روی طومارهای پاپیروس نوشتند. نوشتههای مصریان باستان به کتابهای امروزین بیشتر شباهت دارد تا به لوحههای گلین همسایگان همروزگارشان. چینیان باستان نخست روی باریکههای چوب و خیزران مینوشتند، اما بعدها کاغذ را اختراع کردند و روی آن نوشتند. یونانیان، طومارهای پاپیروس را از مصریان اقتباس، و رومیان شیوه و مادة نوشتن را از یونانیان اخذ و بعدها نیز خود از مادة دیگری استفاده کردند. ایرانیان باستان بر کتیبههای سنگی و لوحههای گلین مینوشتند. در عصر ساسانیان استفاده از اوراق کاغذ، تقریباً به شکل امروزی، آغاز شد. در عصر تمدن اسلامی، نوشتن، استفاده از کاغذ و تدوین کتاب به اندازهای وسعت گرفت که در تاریخ تمدن و فرهنگ بشر بیسابقه بود. بعضی از کتابهایی که در این تمدن نوشته شده است با کتابهای امروزین تفاوت چندانی ندارد، و حتی برخی از آنها از نظر نفاست و ظرافت هنری بیمانند است. در سدههای میانه و تا عصر چاپ در اروپا، حتی تا مدنهای مدید پس از این عصر، نوشتن بر پوست و کاغذ در آن قاره تداول داشت.
با رشد و پیشرفت فرهنگ و تمدن، کتاب بتدریج پدید آمد و به بهترین رسانه برای مجموعههای کامل و جامع اطلاعات در هر حوزهای تبدیل شد. کتاب، ابزار مؤثر انتقال فکر، فرهنگ و دانش، و نیز دستاورد میراثهای گذشتگان برای سپردن به آیندگان در آن جمع شد. کتاب، محمل نشر اندیشه قرار گرفت، اما با این وصف، امان تکثیر و اشاعة آن محدود بود. کتاب را باید کاتبان و نسّاخان مینوشتند، و چون در روز بیش از چند صفحه نمیشد نوشت، و نور شمع و چراغ در شب نیز برای نوشتن کافی نبود، هفتهها و گاه ماهها طول میکشید تا از کتابی نسخهای یا نسخههای دیگری تهیه میکردند. تکثیر کتاب بسیار محدود، وقتگیر و گران بود، و همین محدودیتها مانع از آن میشد که همة افراد جامعه به کتاب دسترسی داشته باشند. شاهان، امیران، اشراف و صاحبان قدرت و ثروت میتوانستند کتاب بخرند و در تملک خود نگاه دارند. در حقیقت دستیابی به کتاب و استفاده از آن، یا به عبارت دیگر، بهرهمندی از دانش و اطلاع، با پایگاه فرد در سلسله مراتب اجتماعی معمولاً ارتباط مستقیم داشت؛ از این رو کتاب فقط در اختیار عدهای اندک و جمعی معدود قرار میگرفت. اگر در جامعهای نهادهایی نبود که دسترسی همة افراد یا بخشنهایی از جامعه را به کتاب میسّر سازد، اگر نظام اجتماعی از طبقات نفوذناپذیر تشکیل میشد، اگر کتاب در سنت جامعه جایگاهی والا نداشت، و سرانجام اگر امکانات محدود بود، نه تنها فرهنگ عمومی روی به تنزل مینهاد، چه بسا که اشتیاقهای فردی برای فراگیری به هیچ جایی نمیرسید. تحوّل بنیادی و زیر و زبرساز در تاریخ فرهنگی بشر زمانی بروی داد که دانش و اطلاعات از انحصار عدهای اندک خارج شد و در اختیار همة افراد جامعه و سراسر جامعة بشریت قرار گرفت.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 222 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 153 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست جدول ها.....................................................................................................................................
فهرست شکل ها.......................................................................................................................................
چکیده.......................................................................................................................................................
فصل یکم: مقدمه پژوهش
مقدمه......................................................................................................................................................3بیان مسأله.............................................................................................................................................10
هدف پژوهش.......................................................................................................................................13
اهمیت موضوع پژوهش........................................................................................................................14
فرضیه پژوهش.....................................................................................................................................15
تعریف عملیاتی متغیرها.......................................................................................................................16
فصل دوم: پیشینه پژوهش
مقدمه....................................................................................................................................................18
بخش اول: فشار روانی و راهبردهای رویارویی...............................................................................19
فشار روانی...........................................................................................................................................19
مروری بر تاریخچه شکل گیری مفهوم فشار روانی.............................................................................23
موضع گیریهای نظری در قلمرو فشار روانی........................................................................................24
مدل مبتنی بر محرک.............................................................................................................................24
مدل مبتنی بر پاسخ...............................................................................................................................25
پاسخ های روان شناختی به استرس ها.................................................................................................25
الگوی تعاملی.......................................................................................................................................26
الگوی پردازش اطلاعات......................................................................................................................28
الگوی زیست شناختی..........................................................................................................................30
الگوی روان شناختی.............................................................................................................................31
فهرست مطالب
عنوان صفحه
نظریه لازاروس در رابطه با فشار روانی................................................................................................32
منابع فشار روانی و عوامل تنش زا......................................................................................................34
راهبردهای رویارویی............................................................................................................................35
بررسی تاریخچه شکل گیری مفهوم مقابله...........................................................................................38
پیدایش توانایی و مهارتهای رویارویی با موارد فشارزا.........................................................................40
جنبه های مفهومی روش های رویارویی..............................................................................................40
نظریه تحول چرخه زندگی در رابطه با رویارویی...............................................................................43
نظریه لازاروس در ارتباط با رویارویی.................................................................................................43
پیشینه نظری مفاهیم رویارویی.............................................................................................................44
الگوهای رویارویی................................................................................................................................45
بررسی چند دیدگاه نسبت به راهبردهای رویارویی..............................................................................47
چند رویکرد نسبت به راهبردهای رویارویی........................................................................................50
عوامل مؤثر بر راهبردهای رویارویی.....................................................................................................54
بخش دوم: راهبردهای رویارویی در کودکان با نیازهای ویژه........................................................65
اختلالات یادگیری................................................................................................................................65
تعریف اختلال درخواندن:....................... ............................................................................................66
تعریف اختلال در محاسبه....................................................................................................................66
ویژگی های دانش آموزان با اختلال یادگیری.......................................................................................67
راهبردهای رویارویی در کودکان با نیازهای ویژه.................................................................................90
فصل سوم: روش پژوهش
مقدمه....................................................................................................................................................98
جامعه آماری.........................................................................................................................................98
نمونه و روش نمونه گیری...................................................................................................................98
فهرست مطالب
عنوان صفحه
ابزار اندازه گیری..................................................................................................................................99
روش جمع آوری اطلاعات................................................................................................................108
روش تحلیل داده ها...........................................................................................................................108
فصل چهارم: تحلیل داده های پژوهش
مقدمه..................................................................................................................................................110
توصیف داده ها..................................................................................................................................110
شاخص های آماری نمره راهبردهای رویارویی آزمودنی ها در چهار مقیاس....................................111
شاخص های آماری نمره راهبردهای رویارویی آزمودنی ها در ده خرده مقیاس...............................114
استنباط آماری داده ها........................................................................................................................120
فصل پنجم: نتایج پژوهش
بحث و نتیجه گیری ..........................................................................................................................149
محدودیت های پژوهش.....................................................................................................................152
پیشنهادهای پژوهش.................................................................................... ......................................152
منابع
منابع فارسی ......................................................................................................................................153
منابع انگلیسی.....................................................................................................................................156
پیوست...............................................................................................................................................161
فهرست جدول ها
شماره عنوان صفحه
1-3 ضرایب همبستگی هر سؤال با نمرات کل سؤال های خرده مقیاس های سازه سطح بالاتر برای کل نمونه (94=n) قبل از حذف سؤال های نامناسب.......................................................100
2-3 ضریب اعتبار سازه های سطح بالاتر مقیاس راهبردهای رویارویی کودکان (ccsc) برای کل نمونه (94=n) قبل از حذف سؤال های نامناسب........................................................................103
3-3 ضرایب همبستگی هر سؤال با نمرات کل سؤال های خرده مقیاس های سازه سطح بالاتر برای کل نمونه (94=n) پس از حذف سؤال های نامناسب.....................................................104
4-3 ضریب اعتبار سازه های سطح بالاتر مقیاس راهبردهای رویارویی کودکان (ccsc) برای کل نمونه (94=n) پس از حذف سؤال های نامناسب........................................................................107
1-4 فراوانی گروه نمونه بر حسب جنسیت و نوع اختلال..............................................110
2-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبردهای جستجوی حمایت...............................111
3-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبردهای اجتنابی.............................111
4-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبردهای حواسپرتی.......................112
5-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبردهای رویارویی فعال.................112
6-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد حمایت متمرکز بر مسأله.........114
7-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد حمایت متمرکز بر هیجان......114
8-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد اعمال اجتنابی........................115
9-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد اجتناب شناختی......................115
10-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد تخلیه بدنی هیجان ها..........116
11-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد اعمال حواس پرتی..............116
12-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد تصمیم گیری شناختی..........117
13-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد حل مسأله به طور مستقیم....117
14-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد در پی درک مسأله بودن.......118
فهرست جدول ها
15-4 میانگین و انحراف استاندارد نمره راهبرد سازمان دهی مجدد شناختی مثبت .................................................................................................................118
16-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبردهای جستجوی حمایت).........................................................................................................................120
17-4 میانگین نمره راهبردهای جستجوی حمایت به تفکیک نوع اختلال.....121
18-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبردهای اجتنابی).............123
19-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبردهای حواس پرتی) ............................................................................................................................125
20-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبردهای رویارویی فعال...............................................................................................................................127
21-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد حمایت متمرکز بر مسأله..............................................................................................................................129
22-4 میانگین نمره راهبرد حمایت متمرکز بر مسأله.......................................130
23-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد حمایت متمرکز بر هیجان)...........................................................................................................................131
24-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبردهای اعمال اجتنابی).........................................................................................................................133
25-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد اجتناب شناختی).........................................................................................................................135
26-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد تخلیله بدنی هیجانها).........................................................................................................................137
27-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد اعمال حواس پرتی).............................................................................................................................139
فهرست جدول ها
28-4 میانگین نمره راهبرد حمایت متمرکز بر مسأله.....................................140
29-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دومتغیری (راهبرد تصمیم گیری شناختی).........................................................................................................................141
30-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد حل مسأله به طور مستقیم...........................................................................................................................143
31-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد در پی درک مسأله بودن...............................................................................................................................145
32-4 جدول نتایج تحلیل واریانس دو متغیری (راهبرد سازمان دهی مجدد شناختی مثبت.................................................................................................................147
فهرست شکل ها
شماره عنوان صفحه
1-4 نمودار میانگین نمره راهبردهای رویارویی آزمودنی ها در چهار مقیاس اصلی..............................................................................................................................113
2-4 نمودار میانگین نمره راهبردهای رویارویی آزمودنی ها در ده خرده مقیاس............................................................................................................................119
3-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبردهای جستجوی حمایت در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).....................................................................122
4-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبردهای اجتنابی در تعامل و نوع اختلال محاسبه/ خواندن)...........................................................................................................124
5-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبردهای حواس پرتی در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)......................................................................................126
6-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبردهای رویارویی فعال در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)......................................................................................128
7-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد حمایت متمرکز بر مسأ له در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).....................................................................130
8-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد حمایت متمرکز بر هیجان در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).....................................................................132
9-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد اعمال اجتنابی در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).............................................................................................134
10-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد اجتناب شناختی در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)......................................................................................136
11-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد تخلیه بدنی هیجان ها در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)....................................................................138
فهرست شکل ها
12-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد اعمال حواس پرتی در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).................................................................................140
13-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد تصمیم گیری شناختی در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)....................................................................142
14-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد حل مسأله به طور مستقیم در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن).....................................................................144
15-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد در پی درک مسأله بودن در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)....................................................................146
16-4 نمودار مقایسه میانگین نمره راهبرد سازمان دهی مجدد شناختی مثبت در تعامل جنسیت و نوع اختلال (محاسبه/ خواندن)..........................................................148
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناخت راهبردهای رویارویی کودکان دارای اختلال در محاسبه و کودکان دارای اختلال در خواندن برای مقابله با فشارهای روانی و مقایسه این دو گروه با یکدیگر است.
نمونه متشکل از 18 دانش آموز (11 پسر و 7 دختر) دارای اختلال در خواندن و 12 دانش آموز (8 پسر و 4 دختر) دارای اختلال در محاسبه بودند. راهبردهای رویارویی کودکان با فشارهای روانی با سیاهه راهبردهای رویارویی کودکان (ccsc) که توسط آیرز (1991) طراحی شده، سنجیده شد. به منظور تحلیل داده ها از فنون آمار توصیفی (محاسبه میانگین، انحراف معیار، توزیع فراوانی، درصد فراوانی و رسم نمودار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس دو متغیری) استفاده شد.
نتایج حاصل از تحلیل پاسخ های کودکان به سیاهه راهبردهای رویارویی نشان داد که: بین راهبردهای رویارویی کودکان با اختلال در محاسبه و کودکان با اختلال در خواندن در سه راهبرد رویارویی یعنی در راهبرد رویارویی فعال، حواس پرتی و اجتنابی تفاوت وجود ندارد، اما در راهبرد رویارویی جستجوی حمایت در این دو گروه تفاوت وجود دارد. کودکان در هر دو پایه تحصیلی و در هر دو نوع اختلال صرف نظر از جنسیت، راهبردهای رویارویی فعال را به عنوان راهبرد غالب خود معرفی کردند و تمایل کمتری را نسبت به راهبردهای حواسپرتی، حمایتی و اجتنابی نشان دادند.
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناخت راهبردهای رویارویی کودکان دارای اختلال در محاسبه و کودکان دارای اختلال در خواندن برای مقابله با فشارهای روانی و مقایسه این دو گروه با یکدیگر است.
نمونه متشکل از 18 دانش آموز (11 پسر و 7 دختر) دارای اختلال در خواندن و 12 دانش آموز (8 پسر و 4 دختر) دارای اختلال در محاسبه بودند. راهبردهای رویارویی کودکان با فشارهای روانی با سیاهه راهبردهای رویارویی کودکان (ccsc) که توسط آیرز (1991) طراحی شده، سنجیده شد. به منظور تحلیل داده ها از فنون آمار توصیفی (محاسبه میانگین، انحراف معیار، توزیع فراوانی، درصد فراوانی و رسم نمودار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس دو متغیری) استفاده شد.
نتایج حاصل از تحلیل پاسخ های کودکان به سیاهه راهبردهای رویارویی نشان داد که: بین راهبردهای رویارویی کودکان با اختلال در محاسبه و کودکان با اختلال در خواندن در سه راهبرد رویارویی یعنی در راهبرد رویارویی فعال، حواس پرتی و اجتنابی تفاوت وجود ندارد، اما در راهبرد رویارویی جستجوی حمایت در این دو گروه تفاوت وجود دارد. کودکان در هر دو پایه تحصیلی و در هر دو نوع اختلال صرف نظر از جنسیت، راهبردهای رویارویی فعال را به عنوان راهبرد غالب خود معرفی کردند و تمایل کمتری را نسبت به راهبردهای حواسپرتی، حمایتی و اجتنابی نشان دادند.
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
فشار روانی[1] الگویی از حالت های هیجانی منفی و واکنش های فیزیولوژیکی است و در موقعیت هایی رخ می دهد که فرد احساس می کند هدفهای مهم او مورد تهدید قرار گرفته و قادر به برخورد و رویارویی با عامل تهدید کننده نیست. وقایع فشارزا شخص را از نظر هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی تحت تأثیر قرار می دهد، و در نتیجه فرد از روش هایی برای برخورد با عوامل فشارزا استفاده می کند و اثرهای زیان بخش این عوامل را با راهبردهای رویارویی کاهش می دهد (ریو، 1995 ترجمه سید محمدی،1378).
اولین بار واژه فشار روانی در قرن پانزدهم میلادی به معنای تنش یا فشار فیزیکی به کار برده شد. در سال 1704 این واژه برای توصیف سختی، دشواری یا بدبختی به کار برده شد و در اواسط قرن 19 به معنای فشار گسترش بیشتری یافت و تنش بر روی اعضای بدن و یا نیروی ذهنی را هم دربرگرفت(ربر،1985).
در فرهنگ روان شناسی ربر(1985) تعاریف زیر در مورد فشار روانی ارائه شده است:
1-فشار روانی به هر نوع نیرویی اشاره می شود که هنگام وارد شدن بر یک دستگاه موجب تغییرات قابل توجهی در شکل آن گردد و معمولاً شامل یک تغییر و تحریف در شکل دستگاه می شود. این اصطلاح بر فشارها و نیروهای اجتماعی، روان شناختی و جسمانی اشاره دارد. در این معنا فشار روانی یک علت محسوب می شود.
2-فشار روانی یک حالت تنش روان شناختی که به وسیله فشار دو نیروهایی که به آنها اشاره گردید، ایجاد می شود. در این معنا فشار روانی معلول و محصول فشارهای دیگری است در این صورت در مورد عامل ایجادکننده تنش از اصطلاح فشارزا استفاده می شود.
در زمینه روان شناسی دامنه ای از تعاریف وجود دارد که نشانگر ناهمگرایی دیدگاه های مؤلفان است. در این زمینه بیشترین پژوهش و بررسی را هانس سلیه[2]، پزشک معروف اطریشی در سال 1976 انجام داده و به همین دلیل نیز «پدر فشار روانی» نامیده شده است. اولین مقاله او در این باره نیز قبل از آن یعنی در سال 1936 در مجله انگلیسی (نی چر)[3] منتشر شد. به عقیده وی فشار روانی مجموعه ای از واکنش های غیر اختصاصی بدن است که به رغم عامل تولید کننده آن، عکس العمل های فیزیولوژیک مشابهی را ایجاد می کند. وی تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناختی ناشی از فشار روانی را مورد توجه قرار داد. (پیرلو، هنری لو[4] ترجمه قریب، 1371).
سلیه (1993) در زمینه فشار روانی می گوید انسان پیوسته در حالت فشار و تنش به سر می برد چرا که فشار پاسخی است اختصاصی که ارگانیسم در برابر هر گونه درخواستی از خود نشان
می دهد. استرس ضعیف ترین و آسیب پذیرترین افراد را هدف قرار می دهد ولی در عین حال قویترین افراد هم از گزند آن در امان نیستند.
تعریف انجمن پزشکی آمریکا از فشار روانی عبارت است از هر نوع مداخله که مزاحم سلامت روانی و جسمانی فرد باشد (اینلندر و موران، 1378 به نقل از احمدی، 1380).
توماس هولمز[5] (1979) به نقل از گنجی (1379) نیز تعریفی مشابه با تعریف فیرز[6] ارائه نموده است و فشار روانی را واقعه محرکی که لازم است فرد با آن سازگار شود، می داند. بنابراین در دیدگاه این دو نفر فشار روانی به عنوان یک محرک در نظر گرفته شده که از خارج بر فرد تحمیل می شود.
کارلسون[7] (1990 به نقل از حاجت بیگی، 1381)، فشار روانی را دربرگیرنده پاسخی می داند که مکانیسم های فیزیولوژیک را فرا می خواند. این پاسخ ها به وسیله محرک های زیان آور یا خطرناک و به واسطه دستگاه عصبی خود مختار و دستگاه درون ریز فعال می گردد. این تعریف نیز همانند دیدگاه سلیه فشار روانی را به منزله یک پاسخ فیزیولوژیک در نظر گرفته است.
فشار روانی به مقوله وسیعی از مشکلات اشاره دارد که متمایز از دیگر حیطه های مشکل است، زیرا با فشاری که وارد می آورد نظام را، (اعم از نظام فیزیولوژیک، اجتماعی یا روانی و نیز پاسخهای آن نظام) برآشفته می سازد. (لازاروس، 1971 به نقل از محمدی،1380) وی در ادامه
می گوید: واکنش فرد به نحوه تفسیر یا ارزیابی (هوشیارانه یا ناهوشیارانه) او از اهمیت رویداد زیان بخش، تهدید آمیز یا چالش انگیز بستگی دارد(پاول و ایزابت، 1991) به نقل از حاجب بیگی، 1381). این تعریف برای الگوی فشار روانی سه مؤلفه مهم دارد:
1- فشاری که نظام را برآشفته می سازد.
2- این باور که نوعی ارزیابی یا ادراک از تهدید وجود دارد.
3- اهمیت پاسخ آن نظام.
وقتی که یک فرد با حوادث و رویدادهای فشارزا روبرو می شود برای رویارویی مؤثر با آن موقعیت، مراحل متعددی را طی می کند؛ اولین مرحله، ارزیابی موقعیتی است که از نظر او ارائه دهنده یا پیش بینی کننده یک فشار روانی باشد. لازاروس (1984) این مرحله را به نام مرحله ارزیابی شناختی نام گذاری کرده است. در واقع در این مرحله فرد یک سری فعالیت هایی را انجام می دهد و می تواند موقعیت را به شیوه های گوناگون سودمند و مفید، تهدید آمیز و غیر مناسب و یا فشارزا تعبیر کند. بر این اساس یک حادثه را به سه طریق ارزیابی کرده است. اول: آسیب رسان، دوم: تهدید آمیز و بالاخره سوم: ارزیابی مبارزه و درگیری و رقابت است (لازاروس و لانیر،1978 به نقل از محمدی،1380)
به علاوه رویدادهای فشارزا در هر عصر و زمانی به اشکال مشخص وجود داشته اند و امروزه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مشکلات ناشی از رویدادهای فشارزا در قرن بیست و یکم به ویژه در کشورهای پیشرفته غربی افزایش یافته است. تا جایی که بعضی از صاحب نظران، عصر ما را عصر فشار روانی (تنیدگی) نامیده اند(گلدبرگر و برزنتیز،1993 به نقل از کافی،1375).
راهبردهای مداخله ای، فرآیند واسطه ای میان دانش آموزان و محیط هستند که برای تسکین آلام، بهبود رفتار و بهداشت روانی آنان به کار برده می شوند. معمولاً دانش آموزان با مشکلات یادگیری، ناتوانی هوشی و اختلال هیجانی که رفتار نامناسبی دارند با پاسخ های منفی از طرف همسالان خود مواجه می شوند. به نظر می رسد که آنها در کنترل خود و سازگاری فردی و اجتماعی دچار نقصان هستند. این راهبردها ممکن است شامل گفتگو، طرح های خلاق و ایفای نقش باشد. طرح های خلاق که حوزه های هنر، موسیقی، ادبیات و قصه را در بر می گیرند، شیوه های مناسبی برای
کمک به دانش آموزان در ابراز هیجان هایشان هستند(گرهارت، دی رویتر و سیلئو،1986[8]، به نقل از متین، 1384).
امروزه روشن شده است که مردم در مواجهه با موقعیت های فشارآور از پاسخ های مقابله ای متفاوتی استفاده می کنند(کارول[9]، اسکینر[10]، و وینتراب[11]، 1989؛ لازاروس و فولکمن، 1984؛ کاتانزار[12] و همکاران، 1995) به علاوه خصوصیات و ویژگی های موقعیت به ویژه کنترل پذیری استرسور، پاسخ های مقابله ای متفاوتی را بر می انگیزد (اسکولر[13]، 1978؛ تیلور[14]، 1991) و به کارگیری انواع شیوه های مقابله پیامدهای متفاوتی در سلامت جسمانی و روانی فرد دارد (فلتون و ریونسون، 1984). در این راستا مطالعات زیادی بر اهمیت اقدامات مقابله ای فرد در جهت حفظ سلامت هیجانی افراد بزرگسال تأکید کرده اند(کوهن[15] و لازاروس، 1979 به نقل از ملتون و ریونسون، 1986؛ موس و بیلینگ[16]، 1982).
عبارت رویارویی، بیانگر تمام روش هایی است که اشخاص برای چیرگی به فشار روانی خود و یا کاهش آن به کار می بندند (پاری، 1994 ترجمه مقدسی، 1373). از نظر فریدنبرگ و لوئیز[17](1993) روش رویارویی یعنی، میزان سازگاری با مشکلات، پیدا کردن راه حل و سعی و تلاش در کسب دانش.فلک من و لازاروس[18] (1991) به نقل از رپتی (1999) رویارویی را در واقع تلاش های شناختی و رفتاری شخصی، برای غلبه کردن بر تنیدگی تحمل کردن، کاهش دادن یا به حداقل رساندن اثر آن می داند. بر اساس این تعریف دو نوع رویارویی، مسأله محور و هیجان محور مطرح شده است. در رویارویی مسأله محور فرد به طور مستقیم بر رویداد فشارزا متمرکز می شود تا آن را تغییر دهد یا کنترل کند. در رویارویی هیجان محور فرد تلاش می کند تا هیجان های ناشی از تنش را کنترل نماید. روش مسأله محور شامل فنونی است چون گردآوری اطلاعات، حل مسأله، آموزش مهارت های اجتماعی و ارتباطی، برنامه ریزی و کسب راهنمایی از دیگران می شود. رویارویی هیجان محور شامل انکار، بی توجهی به مسأله و جلب حمایت عاطفی است.
در واقع افرادی توانایی استفاده از روش مسأله محور در مواجهه با رویدادهای فشار زا را دارند که از مهارت های شناختی و اجتماعی کارآمدی برخوردار باشند. در این زمینه مطالعات هین[19] (1996) به نقل از متین (1384) نشان داده است دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری به دلیل نقص در مهارت های شناختی و اجتماعی نمی توانند به فعالیت هیجانی خود نظم بخشند و همواره درگیر کشمکش درونی خواهند بود و همین امر موجب عدم تمرکز آنها در هنگام تفکر و کار می شود و از انرژی فعال آنها می کاهد و سرانجام موجب ناتوانی در حل مسائل و تصمیم گیری درست
می شود. چون این کودکان مهارت ها را به کندی می آموزند، نمی توانند راهبردها و دانش لازم برای انجام موفقیت آمیز یک تکلیف را کسب کنند. این امر ممکن است در ظاهر چنین بنماید که او دارای ساختار شناختی متفاوتی است. کودکانی که به درجات ضعیف و متوسط مشکلات یادگیری دچارند در موقعیت های حل مسأله ناتوان تر هستند(ویز[20]،1978 به نقل از متین، 1384).
شیوه های رویارویی نقش مهمی در سازگاری روان شناختی افراد دارد. مطالعات مختلف نشان
می دهند افرادی که بر مهارت های حل مسئله متمرکز می شوند در موقعیت های فشارزا شواهد کمتری از آشفتگی را از خود بروز می دهند. این افراد نسبت به کسانی که از رویارویی متمرکز بر هیجان استفاده می کنند، تسلط بیشتری بر موقعیت دارند و بهتر می توانند خود را با شرایط دشوار سازگار کنند و نشانه های مرضی کمتری در آنها بروز می کند (توتیز، 1995؛ تری[21]، 1994؛ فولکمن و لازاروس، 1986؛ مکدونالد[22]،1998 به نقل از کافی، 1375).
وجود رویدادهای فشارزای عمده و جزئی در زندگی کودکان و نوجوانان مبتلا به مشکلات یادگیری به طور معنی داری با مشکلات هیجانی و رفتاری آنها ارتباط دارد. (کامپاس، مالکارنی و فونداکار[23]،1998)می تواند در برخی از نوجوانان به فشار روانی و مشکلات سازگاری منجر شود. این تجربه ها چون با خواست این دانش آموزان مبنی بر گسترش استقلال عمل (خود پیروی) و ایجاد ارتباط صمیمی تر با همسالان همراه است، فشار روانی بیشتری را برای آنها ایجاد
می کند(گراس و سیپراستین[24]،1998).
باور نکردنی است که بتوان از همه موقعیت های فشارزا اجتناب کرد البته از نظر بهداشت روانی نیز درست نخواهد بود که تحت هیچ نوع عامل فشارزا قرار نگرفت، آنها را تجربه نکرد و برای مقابله با آنها آماده نشد. انسان همه تنش های کاری، سیاسی، گرفتاری های روزانه و دگرگونی ها را تحمل می کند. او مجبور است که ناکامی هایی مانند: مرگ عزیزان را تحمل کند و نمی تواند که از تنش به دور باشد(گنجی،1376).
کودکان آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند و در زمان وقوع یک رویداد فشارزا آسیب پذیریشان افزایش می یابد. هنگام وقوع یک رویداد فشارزا فراوان ترین نشانه هایی که در کودکان می توان دید، یکی تغییر در رفتارها و دیگری واپس روی در رفتارهاست. کودکان می توانند واکنش ها و تغییراتی را در رفتارشان نشان دهند که در حالت های عادی فاقد آنها می باشند. گروه های سنی مختلف، واکنش های مختلف نشان می دهند که به سطح رشدی آنها بستگی دارد، و بازشناسی این نشانه آسان نیست(دی بورد[25]،2001).
چیزی که بیش از تجربه های تنش زا موضوع بحران است، چگونگی درک افراد از فشار و شیوه پاسخگویی به آن است (مسی،1999) چگونگی رویارویی با فشار تحت یک فرآیند، پیشرونده ایجاد می شود (سیوارد، 1997 به نقل از مسی،1999). بنابراین این مهم است که کودکان و نوجوان فرصت هایی برای رشد مهارت های زندگی داشته باشند. چرا که به آنها کمک خواهد کرد تا با دردسرهای روزمره رویدادهای اصلی زندگی و تغییرات رویارو شوند (مسی،1999).
زندگی در جامعه امروزی با داشتن مشکلاتی مانند نارسایی در یادگیری می تواند فرد را در آسیب پذیری بیشتری برای مشکلات همایند دیگر قرار دهد (تایلور و همکاران[26]،2004).
افراد بسیاری معتقدند که هر دانش آموز مبتلا به ناتوانی یادگیری اساساً دارای چند نوع مشکل هیجانی یا اجتماعی می باشد. اگرچه این نظر تا حدی اغراق آمیز به نظر می رسد، ولی تحقیق نشان داد که افراد بسیاری در این زمینه ها مشکل دارند. بررسی هایی که دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری را با همسالان عادیشان مقایسه کرده این نکته را نشان می دهد که آنها
مضطرب تر و گوشه گیر تر هستند (کالینان، اپستین، لوید،1981 به نقل از تجلی، 1383)، در تعامل هایشان با معلمین و والدین مشکلات بیشتری دارند (برایان و برایان،1986) و در ارتباط با بزرگسالان مشکلات رفتاری دارند (دشلر، شوماکر،1983) و از لحاظ اجتماعی مهارت کمتری دارند (استون[27]،1984 هر سه به نقل از تجلی، 1383).
بیان مسأله
راهبردهای رویارویی، کوشش های هشیارانه فرد است که رویدادها و تقاضاهای فشارزا را مهار
می کند و منابع شخصی فرد (مانند: عاطفه مثبت، اطمینان و خود کنترلی) را ارتقاء می بخشد تا شدت تنش کاهش یابد(لازاروس، 1999 به نقل از آنشل و دالانی[28]،2001).
راهبردهای رویارویی دو کاربرد دارند:
هیجان های منفی حاصل از درماندگی را تنظیم می کند.
عاملی را که موجب درماندگی شده، تغییر می دهند. (برینک[29] و دی لاری[30]،2001).
به منظور سازگاری با رویدادهای فشارزا روش های مختلفی مطرح شده است. راهبردهای رویارویی آن دسته از فعالیت های شناختی و رفتاری هستند که به منظور کاهش اثرات تنیدگی به کار گرفته می شود. وقتی افراد توانایی رویارویی با موقعیت های مشخص را نداشته باشند آن موقعیت ها برایشان فشارزا تلقی می شود. بدین ترتیب ارزیابی اشخاص از توانایی خودشان برای رویارویی با موقعیت در ادراک تنیدگی حائز اهمیت است. این ارزیابی در سه مرحله انجام می شود. در ارزیابی نخستین شخص بررسی می کند که آیا موقعیت تهدید کننده است و اینکه چه نوع از ارزش ها، نیازها و خواسته های وی را تحت تأثیر قرار می دهد. در مرحله ارزیابی ثانویه ماهیت و توان نیروهای رویارویی با تنیدگی بررسی شده و نوع رویارویی متناسب با موقعیت مشخص می شود. مرحله سوم که ارزیابی مجدد نام دارد شامل تغییر قضاوت فرد از موقعیت ها یا منابع موجود برای رویارویی است (اندلر[31]،1998).
منابع رویارویی مجموعه پیچیده ای از عوامل هیجانی، انگیزشی، شناختی و به طور کلی
ویژگی های شخصیتی هستند که زمینه لازم را برای روش های رویارویی فراهم می کند. این منابع ویژگی های غیر موقعیتی ثابتی هستند که بر فرایندهای رویارویی اثر می گذارند، به عبارت دیگر به عنوان اقدامات پیشگیری کننده اجتماعی و روان شناختی هستند که می توانند احتمال آسیب دیدگی ناشی از تنیدگی را کاهش دهند و به افراد کمک می کنند که یا در مواجهه با رویدادهای فشارزا نشانه های مرضی کمتری داشته باشند و یا اینکه پس از مواجهه سریعاً بهبود یابند. ویژگی هایی همچون برخورداری از احساس عزت نفس[32]، احساس تسلط بر موقعیت، سبک های شناختی، موضع کننترل درونی[33]، خود اثر بخشی[34]، توانایی حل مسئله و سخت رویی[35] به عنوان منابع رویارویی محسوب می شوند. تفاوت راهبردهای رویارویی با منابع رویارویی آن است که راهبردهای رویارویی رفتارهایی هستند که پس از مواجهه با رویدادهای فشارزا به کار گرفته می شود در حالی که منابع رویارویی ویژگی های شخصیتی هستند که قبل از وقوع فشارزا ها وجود دارند (تری[36]، 1994؛ زید نروهامر، 1992؛ انسل ولین، 1991 به نقل از دیماتو[37]، 1991).
جان دی و کاترین مک آرتور [38] (1998) به نقل از شلی تیلر[39] در تعریف راهبردهای رویارویی اشاره به این دارند که راهبردهای رویارویی به مجموعه اقدامات رفتاری یا روان شناختی گویند که فرد در مواجهه با اتفاقات پر تنش، برای مدیریت، تحمل و کاهش اثرات آن از خود بروز می دهد. آنها دو روش را مطرح کرده اند: نوع اول رو به رو شدن بر پایه حل مسأله است که سعی در انجام فعالیت هایی دارد که منجر به آرام تر شدن اوضاع شود، در صورتی که تأکید نوع دوم بر کاهش اثرات عاطفی ناشی از تنش متمرکز شده است و شامل مجموعه کوشش هایی است که بر اداره عواقب عاطفی اتفاقاتی که افتاده اند و یا امکان وقوع آنها در آینده وجود دارد پایه ریزی شده اند.
شیوه های رویارویی به دلیل نقش میانجی و تعدیل کننده ای که در ارتباط بین فشار روانی و پیامدهای آن دارد یک مفهوم اساسی در تحقیقات مربوط به سلامت روان است. بروز رفتارهای رویارویی مستلزم وجود فشار روانی است. به عبارت دیگر به هنگام بروز فشار روانی برای انتخاب و ساختن پاسخ مناسب، کوشش و تلاش بیشتری می کنیم(لازاروس و فولکمنT، 1984)
مقابله و رویارویی صحیح، ایجاد تعادل روانی و آرامش روحی می کند و شخص را از ابتلاء به اختلالاتی مثل فشار روانی و اضطراب و افسردگی مصون می نماید و ما را به هدف اصلی از سلامت روانی که ارتقای عملکرد اجتماعی و نداشتن علائم افسردگی و اضطراب است نزدیک
می نماید (تودور[40]،1983 به نقل از حاجب بیگی، 1381).
کودکان با نیازهای ویژه هنگام مواجهه با فشار روانی معمولاً فشارهای کلامی و تصویری و صوتی را بروز می دهند که بیانگر احساس خطر یا احساس عدم امنیت و عدم اطمینان است. (انجمن ملی روان شناسان مدرسه[41]،2001).
این علامت ها برای کودک خاص است و از تجربه های گذشته، ارتباط با حادثه، مشاهده ترس در بزرگسالان و غیره ناشی می شوند. بزرگسالان باید در نظر داشته باشند که وقتی کودکان با
موقعیت های فشارزا و غیر عادی روبرو می شوند، مهارت های خودکنترلی کمتری را نشان می دهند و به اطلاعات عینی متناسب با سطح درک و رسش شان نیاز دارند (همان منبع).
خودپنداره و ادراک از خود، دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری، زمینه دیگری است که مورد بررسی قرار گرفته است. اشنایدر[42](1984) متوجه شد که بسیاری از دانش آموزان نسبت به ماهیت مشکل خود بینش اندکی دارند و آن را به تنبلی نسبت می دهند. راجرز و سافلوسکی (1985 به نقل از تجلی، 1383) گزارش کردند که دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به همسالان خود از خودپنداره ضعیف تری برخوردارند، بیشتر تحت سلطه محیط خارجی قرار می گیرند. از خودشان توقع کمتری دارند.
طبق اظهار نظر مایرز و هامیل (1976) و لویت (1978) به نقل از والاس و مک لافین ترجمه منشی طوسی (1373) مشکلات اجتماعی – عاطفی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری در همه آنها مشابه است. برخی از این ناراحتی ها که نوعاً در این کودکان مشاهده شده است، عبارتند از: حواس پرتی شدید، کمی فراخنای توجه، تحرک بیش از حد، ارزیابی نادرست از خود، گوشه گیری، مسائل شخصیتی – اضطراب و نداشتن رابطه قوی با دیگران.
بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری اتکای شدید به والدین، معلمان و سایر بزرگسالان دارند. اتکای زیاد اینگونه کودکان معمولاً به این صورت ظاهر می شود که آنان بیش از حد می خواهند آنها را یاری و تأیید کنند، و برای انجام اکثر فعالیت هایی که به انجام آن مشغولند از دیگران یاری می خواهند(بلکهام و سیلبرمن،1975 به نقل از والاس و مک لافین ترجمه منشی طوسی،1373).
با توجه به آنچه گفته شد این پژوهش قصد دارد به سؤال زیر پاسخ دهد:
آیا بین راهبردهای رویارویی کودکان دارای اختلال در محاسبه و کودکان دارای اختلال در خواندن برای مقابله با فشار روانی تفاوت وجود دارد؟
هدف پژوهش
هدف پژوهش حاضر شناخت راهبردهای رویارویی کودکان دارای اختلال در محاسبه و کودکان دارای اختلال در خواندن برای مقابله با فشارهای روانی و مقایسه این دو گروه با یکدیگر است.
اهمیت موضوع پژوهش
عدم سازش و وجود اختلال های رفتاری در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است و هیچ فردی از ابتلاء به ناراحتی های روانی مصون نیست. بنابراین به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی، افزایش سه عامل راهبردهای رویارویی، عزت نفس و گروه های حمایت کننده منجر به کاهش شیوع و اختلال روانی به ویژه در کودکان و نوجوانان می گردد(شاملو،1378).
کودکان در جریان رشدشان فشار روانی را احساس می کنند. بسیاری از کودکان با تعارض های خانوادگی، طلاق، تغییراتی در ثبات مدرسه، همسایگان، تربیت فرزندان، فشار همسالان و خشونت در خانه و اجتماع روبرو می شوند (هاک[43]،2001) که نسبت به این فشارها، واکنش های جسمی، هیجانی، رفتاری و شناختی با شدت و ترتیب متفاوت نشان می دهند(اداره پلیس سیاتل[44]،2001). هر چه منابع بهتری برای رویارویی داشته باشند کمتر احتمال دارد که دچار آسیب شوند (ساراسون و ساراسون ترجمه نجاریان و همکاران،1375).
اکثر گروه های کودکان با نیازهای ویژه هنگام رویارویی با رویدادهای فشارزا، به حمایت های
ویژه ای نیاز دارند. هر چند که کودکان دارای مشکلات یادگیری ممکن است به حمایت های متفاوت از کودکان عادی نیاز نداشته باشند با این وجود، برخی از کودکان دارای مشکلات یادگیری در مهارت های اجتماعی و مدیریت خود مشکلاتی دارند و در زمینه کنترل خشم، تحمل تفاوت های فردی و خودبازبینی به آموزش ویژه نیاز دارند(اداره پلیس سیاتل،2001).
مراقبت کنندگان و کارکنان مدرسه اگر یک کودک را در مدرسه بطور دقیق مشاهده کنند و
پاسخ های او را به فشارهای روانی گذشته ببینند، خیلی خوب می توانند واکنش ها و رفتارهای او را پیش بینی کنند(همان منبع).
همچنین والدین باید توجه داشته باشند که کودکان با نیازهای ویژه چطور به فشارهای روانی پاسخ می دهند و باید بتوانند واکنش های به دنبال یک بحران را پیش بینی کنند. راهبردهایی که در گذشته مؤثر بوده اند، بهترین راهبردهای اجرایی امروز هستند. برخی از این کودکان ممکن است برای کاهش عوامل اضطراب زا، در اوج یک بحران به حفاظت و نظارت بیشتری از جانب بزرگسالان نیاز داشته باشند(انجمن ملی روان شناسان مدرسه،2001).
بنابراین شناخت راهبردها هنگام رویارویی با مشکلات روزمره (مانند: مشکلات بین فردی و تحصیلی) و رویدادهای مهم زندگی (مانند: طلاق، کودک آزاری) از اهمیت بسزایی برخوردار است.
همچنین آموزش مهارت های رویارویی به منظور کمک به شاگردان در سازماندهی رفتارهای اجتماعی صورت می گیرد. الیس معتقد است که تمرین راهبردهای رویارویی به شاگردان می آموزد تا متغیرهای مربوط به حل مسأله را بشناسند و مهارت های رویارویی ویژه ای را برای انجام مؤثر تکلیف به کار گیرند(گیج و برلاینر ترجمه لطف آبادی،1374).
بنابراین شناخت کودکان حساب نارسا و نارساخوانی از این نظر که آنها از کدام یک از راهبردهای رویارویی استفاده می کنند حائز اهمیت است و همین طور به ما بینشی در مورد چگونگی پاسخ این کودکان در موقعیت های تنش زا و فشارزا می دهد.
فرضیه پژوهش
پژوهش به بررسی فرضیه زیر پرداخته است:
بین راهبردهای رویارویی کودکان دارای اختلال در محاسبه و کودکان دارای اختلال در خواندن برای مقابله با فشار روانی تفاوت وجود دارد.
تعریف عملیاتی متغیرها
راهبردهای رویارویی: منظور آن چیزی است که سیاهه راهبردهای رویارویی کودکان (ccsc)[45]
می سنجد.
کودکان دارای اختلال در محاسبه: منظور دانش آموزانی است که توسط متخصصان مراکز اختلالات یادگیری شهر تهران دارای اختلال در محاسبه تشخیص داده شده اند.
کودکان دارای اختلال در خواندن: منظور دانش آموزانی است که توسط متخصصان مراکز اختلالات یادگیری شهر تهران دارای اختلال در خواندن تشخیص داده شده اند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه
مطالب این فصل شامل دو بخش (فشار روانی و راهبردهای رویارویی، فشار روانی و راهبردهای رویارویی با مشکلات یادگیری) می باشد. در بخش اول بعد از مقدمه به موضوع فشار روانی (تعاریف آن، بررسی تاریخچه شکل گیری مفهوم آن، مدل های مربوط به آن، منابع فشار روانی) و همین طور به موضوع راهبردهای رویارویی (تعاریف، بررسی تاریخچه شکل گیری مفهوم رویارویی، جنبه های مفهومی روش های رویارویی، پیشینه نظری مفاهیم رویارویی، الگوهای رویارویی،
دیدگاه های رویارویی، رویکردهای مربوط به آن، خرده مقیاس های راهبردهای رویارویی، عوامل مؤثر در راهبردهای رویارویی) پرداخته شده است.
بخش دوم در خصوص کودکان با اختلالات یادگیری(اختلال در محاسبه و اختلال در خواندن) تعاریفی شده و به موضوع ویژگی های شخصیتی و رفتاری دانش آموزان با اختلالات یادگیری ، راهبردهای رویارویی در کودکان با نیازهای ویژه پرداخته شده است.
بخش اول: فشار روانی و راهبردهای رویارویی
فشار روانی
نظریه پردازان مختلف از فشار روانی تعاریف متفاوتی ارائه داده اند. این گوناگونی به علت میزان تأکید آنها بر رویدادهای فشارزا، پاسخ ها یا ارزیابی فردی از موقعیت ها به عنوان ویژگی مرکزی فشار روانی می باشد(کوهن، کسلر و گوردن[46]،1998).
اولین بار واژه فشار روانی در قرن پانزدهم میلادی به معنای تنش یا فشار فیزیکی به کار برده شد. در سال 1704 این واژه برای توصیف سختی، دشواری یا بدبختی به کار برده شد و در اواسط قرن 19 به معنای فشار گسترش بیشتری یافت و تنش بر روی اعضای بدن و یا نیروی ذهنی را هم دربرگرفت(ربر[47]، 1985).
در فرهنگ روان شناسی ربر (1985) تعاریف زیر در مورد فشار روانی اراده شده است.
1- فشار روانی به هر نوع نیرویی اشاره می شود که هنگام وارد شدن بر یک دستگاه موجب تغییرات قابل توجهی در شکل آن می گردد و معمولاٌ شامل یک تغییر و تحریف در شکل دستگاه می شود. این اصطلاح بر فشارها و نیروهای اجتماعی، و روان شناختی و جسمانی اشاره دارد. در این معنا فشار روانی یک علت محسوب می شود.
2- فشار روانی یک حالت تنش روان شناختی که به وسیله فشار دو نیروهایی که در بالا به آنها اشاره گردیده ایجاد می شود. در این معنا فشار روانی معلول و محصول فشارهای دیگری است در این صورت در مورد عامل ایجاد کننده تنش از اصطلاح فشارزا استفاده می شود.
در زمینه روان شناسی دامنه ای از تعاریف وجود دارد که نشانگر ناهمگرایی دیدگاه های مؤلفان است. در این زمینه بیشترین پژوهش و بررسی را هانس سلیه[48]، پزشک معروف اطریشی در سال 1976 انجام داده و به همین دلیل نیز «پدر فشار روانی» نامیده شده است. اولین مقاله او در این باره نیز قبل از آن یعنی در سال 1936 در مجله انگلیسی (نی چر[49]) منتشر شد. به عقیده وی در فشار روانی مجموعه ای از واکنش های غیر اختصاصی بدن است که به رغم عامل تولید کننده آن، عکس العمل های فیزیولوژیک مشابهی را ایجاد می کند. وی تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناختی ناشی از فشار روانی را مورد توجه قرار داد. (پیرلو، هنری لو[50] ترجمه قریب، 1371).
سلیه (1993) در زمینه فشار روانی می گوید انسان پیوسته در حالت فشار و تنش به سر می برد چرا که فشار پاسخی است اختصاصی که ارگانیسم در برابر هر گونه درخواستی از خود نشان می دهد. استرس ضعیف ترین و آسیب پذیرترین افراد را هدف قرار می دهد ولی در عین حال قوی ترین افراد هم از گزند آن در امان نیستند.
تعریف انجمن پزشکی آمریکا از فشار روانی عبارت است از هر نوع مداخله که مزاحم سلامت روانی و جسمانی فرد باشد (اینلندر و موران، 1378، به نقل از احمدی، 1380).
توماس هولمز[51] (1979) نیز تعریفی مشابه با تعریف فیزر ارائه نموده است و فشار روانی را واقعه محرکی که لازم است فرد با آن سازگار شود می داند. بنابراین در دیدگاه این دو نفر فشار روانی به عنوان یک محرک در نظر گرفته شده که از خارج بر فرد تحمیل می شود(گنجی، 1379).
کارلسون[52] (1990 به نقل از حاجت بیگی، 1381)، فشار روانی را دربرگیرنده پاسخی می داند که مکانیسم های فیزیولوژیک را فرا می خواند. این پاسخ ها به وسیله محرک های زیان آور یا خطرناک و به واسطه دستگاه عصبی خود مختار و دستگاه درون ریز فعال می گردد. این تعریف نیز همانند دیدگاه سلیه فشار روانی را به منزله یک پاسخ فیزیولوژیک در نظر گرفته است.
فشار روانی به مقوله وسیعی از مشکلات اشاره دارد که متمایز از دیگر حیطه های مشکل است، زیرا با فشاری که وارد می آورد نظام را، (اعم از نظام فیزیولوژیک، اجتماعی یا روانی و نیز پاسخهای آن نظام) برآشفته می سازد. (لازاروس، 1971، به نقل از محمدی، 1380). وی در ادامه می گوید: واکنش فرد به نحو تفسیر یا ارزیابی (هوشیارانه یا ناهوشیارانه) او از اهمیت رویداد زیان بخش، تهدیدآمیز یا چالش انگیز بستگی دارد(پاول و ایزابت، 1991، به نقل از حاجت بیگی، 1381). این تعریف برای الگوی فشار روانی سه مؤلفه مهم دارد:
4- فشاری که نظام را برآشفته می سازد.
5- این باور که نوعی ارزیابی یا ادراک از تهدید وجود دارد.
6- اهمیت پاسخ آن نظام.
هولمز (1979 به نقل از گنجی، 1379) فشار روانی را به عنوان محرکی که لازم است فرد با آن سازگار شود تعریف کرد. سلیه (1972) فشار روانی را به صورت یک پاسخ فیزیولوژیکی در نظر گرفت. لازاروس و فلک من (1984) فشار روانی را به عنوان محرک و نه پاسخ فیزیولوژیکی، بلکه به عنوان یک فرآیند تعریف کردند. تأکید زیاد این تعریف به فرآیندهای شناختی است که بین رویارویی با یک فشار روانی و واکنش های نهایی شخص به آن، میانجی می شوند. طبق نظر لازاروس رویارویی با فشار روانی از طریق فرآیندی سه مرحله ای صورت می گیرد. نخستین مرحله، مرحله پیش بینی است. فرد سعی می کند بفهمد که این موقعیت به چه چیزی شبیه است و چه پیامدهایی ممکن است به همراه داشته باشد. مرحله دوم، مرحله انتظار است. زمانی که فرد منتظر پس خوراند است که آیا پاسخ های رویارویی او شایستگی لازم را دارد یا نه. مرحله آخر مرحله پیامد است که شامل روبرو شدن شخص با پیامدهای خوشایند یا ناخوشایند راهبردهای رویارویی اش است. لازاروس در سراسر این فرآیند سه مرحله ای، بر دو مفهوم اصلی ارزیابی شناختی و راهبردهای رویارویی تأکید دارد(ریو، 1992 ترجمه سید محمدی،1378).
در حقیقت اثرات فشار روانی بر بعد جسمانی انسان، نشانه وحدت ابعاد بیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی انسان است. مروری بر شواهد و مدارک نشان می دهد که بین فشار روانی و بیماری رابطه وجود دارد اما نه یک رابطه یک طرفه فشار روانی بر روی سلامتی جسمانی به طرق گوناگون اثر
می گذارد از جمله: فشار روانی می تواند منجر به تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناختی شود که در ایجاد بیماری نقش دارند. به عنوان مثال فشار روانی می تواند عملکرد سیستم ایمنی بدن را کاهش داده و فرد را برای ابتلا به سرماخوردگی و امراض دیگر مستعدتر کند. این به این معنا نیست که هر کس تحت فشار روانی قرار گرفت بیمار می شود. این امر نشان می دهد که زمینه های قبلی یا متغیرهای مداخله گر در این زمینه نقش دارند.
با وجود همه تفاوت هایی که در تعریف فشار روانی وجود دارد، همه رویکردها در مورد فشار روانی یک نظر مشترک دارند و آن نقش فشار روانی در بروز بیماری است. اگر افراد درخواست های محیطی را عامل تهدید کننده و فراتر از توانایی خود ارزیابی کنند راهبردهای خود را مناسب نبینند، درخواهند یافت که تحت فشار روانی هستند و ممکن است هیجان های منفی را نشان دهند. این حالت های هیجانی اگر به حد اعلای خود برسد، ممکن است موجب بروز ناهنجاری های روانی انفعالی گردد. این حالت ها به نوبه خود ممکن است موجب تحریک پاسخ های رفتاری یا روانی شناختی گردد و شخص را در معرض خطر ابتلاء به بیماریهای جسمی یا روانی قرار دهد. در ضمن درخواست محیطی ممکن است مستقیماً به پاسخ های رفتاری یا روان شناختی منجر شوند. در این الگوی ارائه شده بازخوردهای بالقوه بیشماری وجود دارد. به عنوان مثال: حالت های هیجانی (مانند عواطف افسرده) ممکن است باعث ایجاد تغییر در ارزیابی گردند. یا تحریک فیزیولوژیکی می تواند پاسخ های هیجانی و ارزیابی ها را دستخوش تغییر قرار دهند(کوهن، کسلر و گوردن،1998).
لازاروس اعتقاد دارد یکی از دلایلی که استرسور باعث استرس بالا در یک فرد و استرس پائین در فرد دیگری می شود، این است که آن دو فرد استرس را به نحو متفاوتی ارزیابی می کنند این ارزیابی، ارزیابی شناختی نامیده می شود. در ارزیابی اولیه شما استرس را بودن در یک موقعیت معین ارزیابی می کنید. بعد از اینکه موقعیت استرس زا قضاوت شد، با برآورد اینکه تطابق شما با استرسور چگونه است وارد مرحله ارزیابی ثانویه می شوید (لازاروس[53]، فولکمن[54]، 1985).
مروری بر تاریخچه شکل گیری مفهوم فشار روانی
کلمه استرس، از زبان انگلیسی گرفته شده است و معادل دقیق غیر از کلمه فشار ندارد(شاملو، 1378). این واژه برای اولین مرتبه در قرن پانزدهم میلادی به معنی فشار و کنش توجیه شد و از قرن هیجده به بعد استرس و فشار روی اشیاء به فشار روی انسان تعمیم پیدا کرده است (شفره 1990 به نقل از مبینی کشه، 1384).
واژه فشار روانی یا استرس که از لاتین Strisrus, Stringere گرفته شده است به معنی سخت کشیدن یا بستن است و به نظر می رسد واژه مزبور در قرن هفدهم در کارهای پزشکی و زیست شناسی معروف رابرت هوک[55] اهمیت فنی خود را بدست آورده است و تحت تأثیر هوک به تدریج این واژه در علوم زیستی و روان شناسی کاربرد یافت (لازاروس، 1992 به نقل از مبینی کشه، 1384).
در سال 1936، هانس سلیه اولین رساله خود را در مورد واکنش هشدار دهنده منتشر ساخت او عمومی سازگارS,G,A[56] را با جنبه های بیوشیمیایی و مکانیسم های هورمونی اش بیان کرد. (پیرلو، هنری لو ترجمه قریب، 1371) هینکل نیز معتقد است فشار روانی، در قرن هفدهم میلادی متداول شده و به معنی سختی، دشواری، فلاکت و سخت به کار رفته است در اواخر قرن هجدهم معنی آن به نیرو و فشار و زور و تلاش بسیار تغییر یافته است و منظور از آن در وهله اول نیروهای ذهنی و جسمی فرد یا افراد می باشد (هینکل، 1973 به نقل از کوپر 1988 ترجمه قراچه داغی و شریعت زاده، 1373 به نقل از اسلامی، 1380).
سلیه در نظریه مربوط به نشانگان سازگاری یا GAS تشریح کرد که چگونه تعادل حیاتی از هم
می پاشد و واکنش فشار روانی تحت شرایط شدید آشکار می گردد (شاملو، 1378).
موضع گیریهای نظری در قلمرو فشار روانی
به منظور فهم دقیق مفهوم تنیدگی اساساً مدل های مختلفی ارائه شده که در هر کدام جنبه های خاصی از این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت مدلهای مربوط توضیح داده می شود.
مدل مبتنی بر محرک[57]
بر اساس این مدل، تنیدگی ها به عنوان محرک ها یا عواملی هستند که منجر به تنش[58] می شوند. این محرک ها می توانند اعم از محرک های بیرونی نظیر گرما، سرما، سر و صدا و شلوغی یا درونی از قبیل درد، فعالیت های ذهنی مثل افکار و احساسات یا تعارض های درونی باشند. فویراشتاین و همکاران (1987) بر اساس مدل ارائه شده توسط کاکس[59] تنیدگی را معادل محرک هایی می دانند که از محیط بر فرد وارد می شود و او را تحت تأثیر قرار می دهد.
تمرکز اصلی مدل مبتنی بر محرک تنیدگی زاهاست. سه منبع عمده تنیدگی زاها توسط تونیز (1995 به نقل از آقازاده، 1381) مطرح شده که عبازتند از: روبدادهای زندگی، فشارهای روانی مزمن[60] و تنیدگی روزمره[61]. به تغییرات مهم و مشکلات ناگهانی که غالباً برای افراد پیش می آید و زندگی عادی آنها را بر هم می زند رویدادهای زندگی نامیده می شود مثل طلاق، از دست دادن شغل، بیماری و مرگ نزدیکان. فشارهای روانی مزمن عبارتست از وجود موقعیت های تنیدگی زای نسبتاً پایدار که مستلزم آن است که شخص در جریان زندگی خود کم و بیش به طور مداوم با آن موقعیت ها سازگار شود از قبیل معلولیت جسمانی، تنگدستی و تراکم جمعیت. تنیدگی روزمره رویدادهای جزئی هستند که معمولاً در فعالیت های عادی روزانه برای بسیاری از افراد پیش می آید مثل گیر کردن در ترافیک، ایستادن در صف و تراکم کارهای روزمره.
مدل مبتنی بر پاسخ[62]
سلیه به عنوان واضع این مدل، تنیدگی را پاسخ غیر اختصاصی موجود زنده به عامل تندیگی زا تلقی کرده است. این پاسخ میتواند یک پاسخ فیزیولوژیکی مثل فعالیت دستگاه عصبی خودکار یا نوعی پاسخ روان شناختی از قبیل حالات هیجانی منفی یا نشانه های استیصال را دربرداشته باشد.
بر اساس این الگو، فشار روانی پاسخ خاص یا الگوی پاسخ های فرد در برابر عوامل فشار زا است که این پاسخ ها منعکس کننده موقعیتی است که فرد در آن تحت فشار یک عامل فشارزا است.
مطالعاتی که درمورد این الگو انجام شده فشار روانی را به عنوان یک متغیر وابسته مورد توجه قرار می دهند و در حقیقت پاسخ های فیزیولوژیایی و روان شناختی را به عنوان پاسخ هایی که به عوامل استرس زا داده می شوند در نظر می گیرند(سلیه، 1950 به نقل از دیوسون، 2000).
پاسخ های روان شناختی به استرس ها
در طی واکنش هشدار و پس از آن تا مرحله مقاومت، فرد پاسخ های رفتاری و شناختی متعددی را از خود بروز می دهد. تنیدگی می توانند سبب بی قراری و ناآرامی فرد بشود و یا امکان دارد مشکلاتی را در زمینه دقت، توجه و حافظه پیش آورد. امکان دارد شخص به دلیل تأثیر تنیدگی در به یادآوردن صحیح همه مطالب دچار اشکال شود. اثرات تنیدگی بر هیجان می تواند اعم از نشانه های خشم یا شادی ناگهانی، تغییرات شدید خلقی مانند افسردگی یا فعالیت بیش از حد باشد. سایر واکنش های شایع تنیدگی عبارتند از: ناتوانی در تمرکز حواس و تصمیم گیری، افزایش افکار منفی درباره خود، اجتناب از موقعیت های اضطراب برانگیز، گوشه گیری و انزوا، احساس از دست دادن کنترل، احساس استیصال و نومیدی، ناکامی مداوم، تحریک پذیری، اختلال در خوابیدن، بیداری صبح زود و خستگی زیاد و مداوم/ بدین ترتیب ملاحظه می شود تنیدگی با پاسخ های رفتاری، شناختی و هیجانی همراه است. از نظر پاسخ های روان شناختی نشانه نزدیک شدن به مرحله تحلیل رفتگی، ناتوانی و ضعفی است که با خستگی مفرط همراه است. (پاول وان رایت، 1991؛ بک و همکاران، 1998 به نقل از آقازاده، 1381).
فوروویتز چهار مرحله را تحت عنوان نشانگان پاسخ به تنیدگی مطرح کرده است. مرحله اول واکنش تکان نام دارد که با احساسات غیر واقعی و کندی ادراک مشخص می شود. در مرحله دوم که تحت عنوان انکار است پذیرفتن رویداد برای شخص بسیار مشکل است لذا در این حالت طوری رفتار
می کند که انگار واقعه ای اتفاق نیفتاده است. درصورتی که انکار شدید باشد نشانه هایی چون یادزدودگی، اختلال های حسی، هراس و واکنش های تبدیلی شکل می گیرد. در مرحله سوم یعنی هوشیاری شخص به تدریج از رویدادهایی که اتفاق افتاده آگاه می شود و آن را درک می کند در این مرحله همچنین متوجه اهمیت و تأثیر رویداد دردناک بر هیجان های خود از قبیل احساس ناکامی و افسردگی، خستگی و ضعف عصبی می شود تشدید شدن اضطراب در این مرحله می تواند سبب انزوا و کناره گیری شخص شود. در چهارمین مرحله که پذیرش نامیده می شود فرد قبول می کند که تغییر حاصل از رویداد در زندگی وی اجتناب ناپذیر است. بدین ترتیب ضمن پذیرفتن رویداد سعی می کند با آن سازگار شود. فوروویتز استفاده از روش هایی همچون درمان با آرام بخش ها[63]، حساسیت زدایی نظام دار[64]، خواب انگیزی[65] و مکانیزم های دفاعی را در افزایش سازگاری مؤثر
می داند.(همان منبع)
الگوی تعاملی
این الگو تنیدگی را به عنوان فرآیندی ارتباطی بین شخص و محیط می داند. بر اساس این الگو ارزیابی فرد از ارتباط خود با محیط نقش تعیین کننده در ایجاد تنیدگی دارد. اگر شخص محیط خویش را بیش از حد تنیدگی زا تلقی کند و احساس کند توانایی مواجهه با موقعیت های دشوار را ندارد تنیدگی افزایش خواهد یافت اما اگر بداند که رویدادهای تنیدگی زا آنچنان است که توانایی رویاریی با آنها را دارد تنیدگی کمتری را احساس خواهد کرد (دیماتو، 1991). در واقع این دیدگاه که تلفیقی از دو دیدگاه قبلی است فرد را به عنوان یک عنصر فعال در جریان تنیدگی می داند که به منظور کاهش دادن اثرات نامطلوب تنیدگی روش های رویارویی شناختی، رفتاری و هیجانی را به کار می گیرد. لذا مدل های متمرکز بر پاسخ و محرک را از این نظر که در جریان تنیدگی
تفاوت های فردی را نادیده گرفته اند مورد انتقاد قرار می دهد. مدل لازاروس شاید بهترین نمونه یک مدل تعاملی باشد زیرا وی ارزیابی شناختی را در ادراک شخص از تنیدگی بسیار مهم می داند علاوه بر آن روسکیز، کاکس و مک کی (1978) از جمله کسانی هستند که از این مدل استفاده
کرده اند(به نقل از آقا زاده، 1381). این پژوهشگران چگونگی ارتباط شخص با محیط را در رویارویی با رویدادهای تنیدگی زا در قالب مراحل زیر توضیح داده اند. مرحله اول وجود خواست ها یا محرک های تنیدگی زاست که اعم از خواست های درونی یا بیرونی است. خواست های درونی شامل نیازهای جسمانی (گرسنگی، تشنگی) و روان شناختی (تعارض های درونی) است که می تواند تنیدگی زا باشد خواست های بیرونی نیز به عنوان منبع مهم تنیدگی محسوب می شود که می تواند ناشی از عوامل محیطی مثل وضع شغل یا تحصیل باشند. در مرحله دوم شخص خواست های تنیدگی زای درونی و بیرونی را درک می کند و به وجود آنها پی می برد.
همچنین از میزان توانایی خود برای رویارویی با تنیدگی ها آگاه می شود. در این حالت استرس وقتی بروز می کند که تعامل بین ادراک فرد از رویداد و توانایی رویارویی با آن برقرار نباشد. اینجاست که متغیرهای شخصیتی همچون برخورداری از حرمت خود و ادراک حمایت اجتماعی
می تواند در ارزیابی از رویداد استرس زا سهم بسزایی داشته باشد. مرحله سوم پاسخ به تنیدگی است که با استفاده از روش های مناسب رویارویی همراه است. ادراک تنیدگی با تغییرات شناختی، رفتاری، فیزیولوژیکی همراه است که در بیشتر اوقات این تغییرات سبب کاهش تنیدگی می شود در مدل مبتنی بر پاسخ مرحله سوم به عنون آخرین مرحله است اما بر اساس مدل تعاملی دو مرحله دیگر نیز وجود دارد. در مرحله چهارم نتایج حاصل از روش های رویارویی مورد توجه قرار
می گیرد. وقتی فرد در رویارویی با تنیدگی ناتوان است با زمانی که نتیجه منفی ناشی از عدم موفقیت نوع روش به کار گرفته شده مشخص می شود. تنیدگی همچنان ادامه پیدا می کند. در مرحله پنجم تأثیر پس خوراند هر یک از مراحل گذشته ارزیابی می شود. اگر پس خوراند توانایی شخص را برای سازگاری با تنیدگی افزایش دهد پاسخ مناسبی است اما چناچه صدمه ای به فرد تحمیل کند و توانایی وی را کاهش دهد پاسخ نامناسبی است. این پس خوراند می تواند در سطح فیزیولوژیکی روان شناختی و اجتماعی باشد.
بر اساس نظر اندلر (1988) در مدل رگه[66] بر عوامل تعاملی رفتار تأکید شده است. این مدل ثبات نسبی را در واکنش به موقعیت های مختلف پیش بینی می کند. در ارتباط با تنیدگی و اضطراب در مدل رگه آمادگی های قبلی افراد تفاوت های فردی و اندازه گیری این قضاوت ها مورد توجه قرار می گیرد. بدین ترتیب اندلر ضمن تأکید بر متغیر های شخصیتی مدلی ارائه داده که در آن تأثیر متقابل شخص و محیط حائز اهمیت است. طبق این الگوی تعاملی آمادگی قبلی با موقعیت های محیطی و متغیرهای شناختی، انگیزشی و هیجانی عامل اصلی ادراک فرد از تنیدگی و چگونگی رویارویی با آن است. اندلر الگوهای روان پویشی را از این نظر که عمدتاً به تعیین کننده های درونی تنیدگی ها مثل تعارض ها، کشاننده ها، تکانه ها توجه کرده اند مورد انتقاد قرار داده است. به علاوه او مدل های محیطی مثل مدل دالارد[67] و میلر[68] را که در آن عوامل بیرونی تنیدگی ها تأکید شده ناقص می داند به طور کلی به نظر اندلر موقعیت ها و ویژگی های شخص در تعامل با هم بر واکنش به تنیدگی اثر می گذارد. طبق این مدل فن فعال است و ارزیابی با معنی دادن روان شناختی یک موقعیت تنیدگی زا برای شخص عامل اساسی پاسخ به تنیدگی هاست. اندلر در مدلی که از اضطراب ارائه داده تأثیر تعاملی پیش آمادگی یعنی داشتن ویژگی های اضطرابی، موقعیت های تنیدگی زا و پاسخ به این موقعیت ها را به خوبی بررسی کرده است.
الگوی پردازش اطلاعات
این الگو تندیگی روان شناختی، فیزیولوژیکی، بیوشمیایی را از یکدیگر متمایز می کند هم تنیدگی زاها و هم پاسخ به تنیدگی را مورد توجه قرار می دهد اما تأکید می کند که تنیدگی را نمی توان بدون تغییر و تفسیر محرک ها با عوامل آنها شناخت. به عبارتی تأکید خاصی بر ارزیابی شناختی دارد. تعبیر شخصی از تنیدگی مستلزم دقت انتخابی است همچنین توجه به این موضوع که کدام محرک لازم است در حافظه کوتاه مدت جریان داشته باشد و کدامیک نادیده گرفته شود. به علاوه پردازش اطلاعات مستلزم ساخت های حافظه دراز مدت است. یعنی زمینه شناختی که به شخص اجازه میدهد بعضی محرک ها را خوشایند و بعضی را ناخوشایند ارزیابی کند به عبارت دیگر
ادراک های حاصل از محرک ها با ادراک فرد که از تجربه به دست آمده اند و در حافظه وجود داند مقایسه می شوند. ارزیابی شناختی محرک ها و پاسخ ها به عنوان عوامل تنیدگی زا، مستلزم دقت در حافظه کوتاه مدت، حافظه دراز مدت، فرآیندهای اتخاذ تصمیم و توجه هستند. به علاوه این فرایند ها سبب بروز پاسخ های هیجانی و عاطفی شرطی شده ای همچون اضطراب، ترس، خشم یا غمگینی می شود. پاسخ های عاطفی و هیجانی نیز در فعال ساختن فرآیندهای ارزیابی شناختی حائز اهمیت هستند.
بر اساس این الگو هر چه عوامل تنیدگی زایی که فرد ادراک می کند شدیدتر باشد به همین ترتیب فشار روانی بیشتری را تحمل خواهد نمود. این مدل سه نوع کلی تنیدگی زا را مشخص کرده که عبارت است از:
1- پیش بینی خطر یا درد جسمی
2- موقعیت هایی که فرد را به کناره گیری اجتماعی یا طرد شدن تهدید می کند.
3- محرک های پیچیده ی که یا مستلزم پاسخ به نیازهای متناسب با آن است یا مستلزم پاسخ به نیازهای جدید و پیچیده.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 222 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 62 |
فهرست مطالب :
عنوان صفحه
پیشگفتار
فصل اول : کلیات تحقیق
مقدمه ......................................... 2
بیان مسئله .................................... 4
سوالات تحقیق
اهداف تحقیق ................................... 6
فرضیات ........................................ 7
تعریف نظری وعملیاتی ........................... 9
اهمیت وضرورت تحقیق ............................ 10
پیشینه تحقیق .................................. 11
فصل دوم : ادبیات نظری تحقیق
مثدمه ......................................... 15
بخش اول : مطبوعات
1- تاریخ مطبوعات ایران .................. 16
2- طرز انتشار ........................... 20
3- نخستین مطبوعات ایران ................. 21
4- پیدایش تفکرات سیاسی ونقش مطبوعات وشکل گیری آنها 21
5- ضعف وقدرت مطبوعات در برخورد با سیاست 23
6- وسایل خبری وسیاست .................... 25
7- ارتباطات ورسانه های همگانی ........... 27
بخش دوم : خبر ................................. 29
1- اخبار سخت ............................ 31
2- اخبار ویژه ........................... 33
3- گزارش تحقیق .......................... 33
4- وسعت خبر.............................. 34
5- تداوم خبر ............................ 35
6- تنوع خبر ............................. 35
7- ضمیمه خبر ............................ 36
8- اعتبار وتاثیر گذاری آن ............... 39
بخش سوم : اعتبارمنابع خبر...................... 40
1- اعتبار منبع خبر از نگاه روانشناسی .... 40
2- قدرت منبع خبر ........................ 41
3- تاثیر جنسیت در اعتبار منبع خبر ....... 42
4- گزینش گر خبر ......................... 42
5- همگنی منبع خبر وگیرنده ............... 43
بخش چهارم : عوامل تاثیرگذار بر مطالعه
1- عامل جنسیت ........................... 44
2- عامل سن .............................. 45
3- سطح سواد وتحصیلات ..................... 46
4- انگیزه ها وعلائم ...................... 47
بخش پنجم : نظریه های مرتبط .................... 47
1- نظریه استفاده و خشنودی ............... 47
1-1-رویکرد استفاده وخشنودی ........... 51
2-1- خشنودی های مطلوب ومکتسب ........ 52
3-1- نیازها وانگیزه ها ............... 54
2- نظریه چشم داشت ارزش .................. 56
خشنودی ............................... 57
3-الگوی استفاده وتاثیر .................. 57
1-3- الگوی مصرف پیامهای وسایل ارتباط جمعی( استفاده وتاثیر )......................................... 59
2-3- پیامدها واثرات آن ............... 61
4-نظریه دست بندی های اجتماعی ............ 62
پیشگفتار :
در تحقیق حاضر که با عنوان میزان بهره مندی دانشجویان از اهداف سیاسی مطلبوعات است شامل 5 فصل میباشد .
فصل اول : کلیات تحقیق که شامل مقدمه وبیان مسئله است دربخث اهداف تحقیق ما به دو هدف اصلی وفرعی اشاره کرده ایم که هدف اصلی آن بررسی رابطه بین رشته تحصیلی دانشجویان ومیزان بهره مندی از اخبار سیاسی مطبوعات به منظور شناخت بیشتر گرایش دانشجویان نسبت به مطبوعات سیاسی وتوصیف وضعیت دانشجویان از نظر میزان بهره گیری جهت ارائه راهکارها ودر بحث اهداف فرعی مابه بررسی رابطه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی دانشجویان وجنس وتنوع وتازگی مطالب روزنامه ها ومیزان بهره مندی آنها از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد وآیا تنوع وتازگی مطالب سیاسی با عث گرایش دانشجویان با توجه به رشته تحصیلی آنان به خواندن روزنامه می شود .
درتعاریف نظری وعملیاتی متغیرها میزان بهره مندی وپایگاه اقتصادی اجتماعی وتنوع وتازگی تعریف شده است .درقسمت اهمیت وضرورت تحقیق می خواهیم پی به صحت و سقم دریافت ذهنی خود وهمچنین سنجش نگرش مردم جامعه علی خصوص دانشجویان نسبت به نوع مطالب منتشره در مطبوعات ببریم پی بردن به انگیزه خوانندگان از مطالعه یا عدم مطالعه مطبوعات علی خصوص اخبار سیاسی مطبوعات .
فصل دوم شامل ادبیات نظری تحقیق می باشد دراین فصل مقدمه ای درباره خصوصیات مطبوعات ونحوه استفاده از آن توسط خوانندگان آورده شده است .
که شامل پنج بخش می باشد دربخش اول ویژگیهای مطبوعات وزیر بخشهای آن را داریم .دربخش دوم خبر وانوع وتاثیر گذاری آن بخش سوم شامل اعتبار منابع خبر است زیر مجموعه هایی شامل قدرت منبع خبر اعتبار منبع خبر از نگاه روانشناسی تاثیر جنسیت در اعتبار منبع خبر وهمگنی منبع خبر وگیرنده خبر می باشد وهمچنین گزینش گران خبر که درآن توضیحاتی در مورد اینکه اگر انتخابهایی که گزینش گر انجام می دهد در جهت تامین نیازهای خبری خواننده باشد خواننده ازتوسل به راههای ارتباطی دیگر جهت کسب خبر صرف نظر می کند .
دربخش چهارم عوامل تاثیر گذار درمطالعه که همان جنسیت ، سن ، سطح سواد وتحصیلات وانگیزه ها وعلائق است .
بخش پنجم مربوط به نظریه های مرتبط می باشد .نظریه های همچون نظریه استفاده وخشنودی ، نظریه دسته بندی های اجتماعی والگوی استفاده وتاثیر ونظریه چشم داشت وتاثیر.
درفصل سوم که روش شناسی پژوهش است ما طرح تحقیق روش انجام تحقیق جامعه آماری وروش نمونه گیری وابزار اندازه گیری تحقیق را داریم .توضیحی دررابطه با کد گذاری واستخراج داده ها داده شده که با استفاده از روش پرسشنامه گرد آوری شده است که براساس جداول یک بعدی ودوبعدی بدست آمده است .متغیرهای وابسته ومستقل ومحدودیت های پژوهش که جمله بسته شدن روزنامه شرق .
درفصل چهارم تجزیه وتحلیل داده های آماری می باشد که با استفاده از جداول یک بعدی ودوبعدی بدست آمده که آن را تجزیه وتحلیل نموده ایم .وهمچنین نمودارهای به صورت رنگی با تفکیک درصد آن برای نمایش بهتر تحلیل ها آورده شده است .
در فصل پنجم که بحث ونتیجه گیری است در آن خلاصه تحقیق ویافته های نهائی تحقیق وراهکار ها وپیشنهادها ارائه شده است .
دراین تحقیق سعی شده است رابطه بین رشته تحصیلی دانشجویان با میزان گرایش آنان به مطبوعات سیاسی بررسی شود که آیا رابطه ای وجود دارد ومسائل مختلفی که با عث این گرایش می شوند سنجیده شود مثل شغل وجنس افراد درنهایت وضعیت رابطه به چه صورت است معنی دار است یا خیر .
مقدمه
نظم دوره ای و کم فاصله ، سرعت چاپ و انتشار ، توجه خاص به وقایع جاری روزانه، نفوذ عمیق در گروههای ناهمگون اجتماعی و کثرت و تنوع مطالب از مهمترین خصوصیات مطبوعات است. روزنامه های معاصر با استفاده از پیشرفتهای فنی جدید هر روز مدت بسیار کوتاهی تهیه و در چندین میلیون نسخه تکثیر می گردد و در چند ساعت پس از وقوع رویدادها در سرزمین های وسیع در اختیار خوانندگان گذاشته می شود . بدین صورت روزنامه ها می توانند جریان وقایع جاری روز را در ظرف مدت کوتاهی در سراسر جهان پخش کنند و در میان مردم شادی و امید و یا اندوه و یأس پدید آورند . روزنامه بر اساس نیازهای فوری خوانندگان تهیه می شود و در هر روز در ساعات معین هزاران و حتی میلیونها نفر در انتظار دریافت آن می باشند به همین جهت روزنامه می تواند به عنوان یک وسیلۀ نیرومند ارتباط جمعی اندوه فراوانی را زیر پوشش اخبار قرار دهند همچنین در انتخاب مطالب مورد مطالعه ایجاب می کند که روزنامه ها و مجله های با کیفیت خوب در اختیار خوانندگان گذاشته شود زیرا افرادی که روزنامه می خواهند توقع دارند از وقت مطالعۀ خود به بهترین وجه بهره برداری کنند و در صورتیکه مطبوعات از لحاظ کیفی خواستهای خوانندگان را تأمین ننماید و برای آنان امکان انتخاب مطالب مورد علاقه را نیز فراهم نسازند با بی اعتنایی روبرو
می شوند و از پیشرفت باز می مانند بنابراین مطبوعات که سبب فراوانی تعداد صفحات از لحاظ کمیّت مطالب بر سایر وسایل ارتباطی برتری دارند باید از پر کردن صفحات خود با مطالب خسته کننده پرهیز کنند . مطبوعات مخصوصاً باید کوشش کنند خبرهایی را که هر روز پیش از انتشار آنها از رادیو تلویزیون پخش می شوند به همان صورت منتشر سازند بلکه به تعقیب و تکمیل آنها بپردازد. روزنامه ها می توانند با انتشار روزنامه ها و بررسی ها و مقاله ها و تفسیرهای مختلف، کیفیت محتوای خود را بالا ببرند و کنجکاوی خبری خوانندگان را که با شنیدن خبرهای کوتاه رادیویی و تصویرهای تلویزیونی تحریک شده اند ارضاء کنند .
پیشگفتار :
در تحقیق حاضر که با عنوان میزان بهره مندی دانشجویان از اهداف سیاسی مطلبوعات است شامل 5 فصل میباشد .
فصل اول : کلیات تحقیق که شامل مقدمه وبیان مسئله است دربخث اهداف تحقیق ما به دو هدف اصلی وفرعی اشاره کرده ایم که هدف اصلی آن بررسی رابطه بین رشته تحصیلی دانشجویان ومیزان بهره مندی از اخبار سیاسی مطبوعات به منظور شناخت بیشتر گرایش دانشجویان نسبت به مطبوعات سیاسی وتوصیف وضعیت دانشجویان از نظر میزان بهره گیری جهت ارائه راهکارها ودر بحث اهداف فرعی مابه بررسی رابطه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی دانشجویان وجنس وتنوع وتازگی مطالب روزنامه ها ومیزان بهره مندی آنها از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد وآیا تنوع وتازگی مطالب سیاسی با عث گرایش دانشجویان با توجه به رشته تحصیلی آنان به خواندن روزنامه می شود .
درتعاریف نظری وعملیاتی متغیرها میزان بهره مندی وپایگاه اقتصادی اجتماعی وتنوع وتازگی تعریف شده است .درقسمت اهمیت وضرورت تحقیق می خواهیم پی به صحت و سقم دریافت ذهنی خود وهمچنین سنجش نگرش مردم جامعه علی خصوص دانشجویان نسبت به نوع مطالب منتشره در مطبوعات ببریم پی بردن به انگیزه خوانندگان از مطالعه یا عدم مطالعه مطبوعات علی خصوص اخبار سیاسی مطبوعات .
فصل دوم شامل ادبیات نظری تحقیق می باشد دراین فصل مقدمه ای درباره خصوصیات مطبوعات ونحوه استفاده از آن توسط خوانندگان آورده شده است .
که شامل پنج بخش می باشد دربخش اول ویژگیهای مطبوعات وزیر بخشهای آن را داریم. دربخش دوم خبر وانوع وتاثیر گذاری آن بخش سوم شامل اعتبار منابع خبر است زیر مجموعه هایی شامل قدرت منبع خبر اعتبار منبع خبر از نگاه روانشناسی تاثیر جنسیت در اعتبار منبع خبر وهمگنی منبع خبر وگیرنده خبر می باشد وهمچنین گزینش گران خبر که درآن توضیحاتی در مورد اینکه اگر انتخابهایی که گزینش گر انجام می دهد در جهت تامین نیازهای خبری خواننده باشد خواننده ازتوسل به راههای ارتباطی دیگر جهت کسب خبر صرف نظر می کند .
دربخش چهارم عوامل تاثیر گذار درمطالعه که همان جنسیت ، سن ، سطح سواد وتحصیلات وانگیزه ها وعلائق است .
بخش پنجم مربوط به نظریه های مرتبط می باشد .نظریه های همچون نظریه استفاده وخشنودی ، نظریه دسته بندی های اجتماعی والگوی استفاده وتاثیر ونظریه چشم داشت وتاثیر.
درفصل سوم که روش شناسی پژوهش است ما طرح تحقیق روش انجام تحقیق جامعه آماری وروش نمونه گیری وابزار اندازه گیری تحقیق را داریم .توضیحی دررابطه با کد گذاری واستخراج داده ها داده شده که با استفاده از روش پرسشنامه گرد آوری شده است که براساس جداول یک بعدی ودوبعدی بدست آمده است .متغیرهای وابسته ومستقل ومحدودیت های پژوهش که جمله بسته شدن روزنامه شرق .
درفصل چهارم تجزیه وتحلیل داده های آماری می باشد که با استفاده از جداول یک بعدی ودوبعدی بدست آمده که آن را تجزیه وتحلیل نموده ایم .وهمچنین نمودارهای به صورت رنگی با تفکیک درصد آن برای نمایش بهتر تحلیل ها آورده شده است .
در فصل پنجم که بحث ونتیجه گیری است در آن خلاصه تحقیق ویافته های نهائی تحقیق وراهکار ها وپیشنهادها ارائه شده است .
دراین تحقیق سعی شده است رابطه بین رشته تحصیلی دانشجویان با میزان گرایش آنان به مطبوعات سیاسی بررسی شود که آیا رابطه ای وجود دارد ومسائل مختلفی که با عث این گرایش می شوند سنجیده شود مثل شغل وجنس افراد درنهایت وضعیت رابطه به چه صورت است معنی دار است یا خیر .
بیان مسئله :
در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله عقاید عمومی در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی بر عهده گرفته اند بطوریکه بسیاری از دانشمندان عصر کنونی زندگی انسان را عصر ارتباطات نامیده اند در این میان مطبوعات به عنوان فراگیرترین رسانه جمعی نقش مهمی از فضای زندگی مردم بویژه جوانان و قشر تحصیلکرده را به خود اختصاص داده است این رسانه نقش برجسته ای در میان طبقه روشنفکر جامعه دارد برخی از مطبوعات با توجه به اینکه به نیازهای جامعه توجه دارند گاهی در رابطه با بعضی اخبار بنا به موقعیت و خط مشی مدیران و مسئولان پیش می روند البته موقعیت اجتماعی امروز مملکت ما به گونه ای است که جامعه به طور کامل سیاسی شده و همة مردم به طور دائم در تمام امور زندگی با مسائل سیاسی برخورد زیادی دارند و این موضوع باعث شده که تعداد کمی به مسائل سیاسی بی توجه شوند و به مطبوعاتی که بیشتر مطالب فرهنگی و اجتماعی و هنری می پردازند توجه بیشتری نشان می دهند و خوانندگان زیادی جذب این مطبوعات شوند. چرا که احساس می کنند مسائل سیاسی زیاد از حد ایشان تکراری شده است در کل می توان گفت اینگونه مطالب خوانندگان خود را تا حدودی از دست داده اند و مردم می خواهند لااقل زمانی که روزنامه می خوانند از این وضعیت فرار کنند و کمی آسایش و دوری از سیاست داشته باشندومطبوعات زمانی اهمیت بیشتری پیدامی کند که بدانیم قشرتحصیل کرده یک جامعه چقدر از اخبار مطبوعات بهره می برد ما می خواهیم بدانیم با توجه به اینکه جامعه ما جامعه ای با افکار سیاسی می باشد وقسمت اعظم ابعاد زندگی افراد با سیاست تلفیق شده است ومسائل سیاسی نفوذ بیشتری در افکار قشرتحصیکرده جامعه دارد وباتوجه به اینکه دراخبار سیاسی مطبوعات سانسورها وکنترل هایی انجام می شود تاچه میزان قشر تحصیلکرده ما از اخبار سیاسی دریک جامعه سیاسی بهره منده می شوند و آیا این بهره مند میزان بالایی دارد یا دانشجویان ترجیح می دهند به اخبار فرهنگی یا علمی اجتماعی رو آورند.
سوالات تحقیق :
1- آیا بین رشتة تحصیلی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات کثیرالانتشار رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوهات کثیرالانتشار رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین جنس دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه وجود دارد؟
آیا بین تنوع و تازگی مطالب روزنامه ها و میزان بهره مندی دانشجویان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه وجود دارد؟
اهداف تحقیق :
هدف اصلی: بررسی رابطه بین رشته تحصیلی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات به منظور شناخت بیشتر گرایش دانشجویان نسبت به مطبوعات سیاسی و توصیف وضعیت دانشجویان از نظر میزان بهره گیری جهت ارائه راهکارها.
اهداف فرعی:
1- بررسی رابطه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات.
2- بررسی رابطه بین جنس دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات .
3- بررسی رابطه بین تنوع و تازگی مطالب روزنامه ها و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات.
فرضیات تحقیق :
1- به نظر می رسد بین رشته تحصیلی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد.
2- به نظر می رسد بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد.
3- به نظر می رسد بین جنس دانشجویان و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد.
4- به نظر می رسد بین تنوع و تازگی مطالب روزنامه ها و میزان بهره مندی آنان از اخبار سیاسی مطبوعات رابطه معنی داری وجود دارد.
در رابطه با اهمیت این تحقیق باید گفت که در کشور ما مطالب سیاسی خوانندگان زیادی پیدا نکرد حتی در زمان پیروزی مشروطیت که اوج فعالیتهای سیاسی نشریات بود ما شاهد یک اتحاد کامل بین نشریات نبودیم با وجود زیاد بودن نشریات در آن زمان مشاهده
می شود که به غیر از چند روزنامه که به سیاست پرداخته اند سایرین اجتماعی و ادبی عمل
می کردند پس بدیهی است که این پایه و اساس تا امروز باقی مانده است. با این بررسی می توان عدم بهره مندی قشر تحصیلکرده جامعه را از اخبار سیاسی مطبوعات برطرف کرد.
به همین دلیل این روزها مطبوعاتی که به مطالب سیاسی کمتر و با شکل هیجان انگیز نمی پردازند با مخاطبان بیشتری مواجه هستند و وجود همین مخاطبان زیاد، پشتیبان مناسبی برای ادامه کار و حیات روزنامه هاست البته باید یادآورد شد که در بعضی موارد برخی از مسائل سیاسی هستند که خوانندگان زیادی می طلبند مانند زمانی که هویت و امنیت ملی جامعه یا ارزشهای فرهنگی کشور در خطر باشد و یا زمانی که مردم هدف مشترکی را دنبال می کنند در این زمان مطبوعات به مسائل سیاسی می پردازند و از محبوبیت بیشتری برخوردارند.
* این تحقیق درصدد است رابطة بین ویژگیهای اقتصادی ، اجتماعی، جنس و رشتة تحصیلی دانشجویان و گرایش آنان به اخبار سیاسی مطبوعات را بررسی کند که آیا رابطه ای وجود دارد؟ و آیا تنوع و تازگی مطالب سیاسی باعث گرایش دانشجویان با توجه به رشته تحصیلی آنان می شود؟
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها و مفاهیم بکار رفته در سؤالها و فرضیه ها:
میزان بهره مندی: یعنی مقدار ساعات یا زمانی از روز را که دانشجویان اختصاص به خواندن اخبار سیاسی مطبوعات می دهند و از آن بهره می گیرند.
پایگاه اقتصادی و اجتماعی: یعنی موقعیتی که یک دانشجو از نظر استقلال اقتصادی می تواند در آن قرار داشته باشد به عبارت دیگر میزان درآمد و نوع شغلی که دارد پایگاه اقتصادی اجتماعی او را معین می کند. میزان درآمد ماهیانه ـ نوع شغل- تحصیلات- وضعیت مسکن ، محل سکونت
تنوع : 1- عبارتست از مختلف بودن موضوعات و منطقه جغرافیایی که ارزشهای خبری در آن رعایت شده باشد.
2- پرداختن به موضوعات مختلف سیاسی مربوط به مناطق جغرافیایی داخل و خارج کشور
تازگی : یعن مدت زمانی از وقوع آن نگذشته باشد جایی مطرح نشده باشد و موضوع آن جدید باشد.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
در بحث انگیزه انتخاب موضوع باید گفت روزنامه ها بیشتر مطالب آن سیاسی است و تا زمانی که مطالب سیاسی برای چاپ باشد این اخبار در الویت هستند ولی با دقت به میزان فروش این روزنامه ها می توان دریافت که مخاطبان زیادی ندارند یعنی همة اقشار ملت یا قشر دانشجو را دربرنمی گیرد جز افرادی که خط فکری و سیاسی خاص دارند با تعدادی از خریداران این مطبوعات که صحبت و سؤال شد که چرا این روزنامه ها را می خرید یا آیا هر روز می خرید یا نه می گفتند می خریم ببینیم چه چیزهایی دارد یا می گفتند که هر چند وقت یکبار آن را می خریم و یا می گفتند اگر ما این روزنامه را می خریم به خاطر وجود سایر مطالبی است که در آنها به چاپ می رسد پس تصمیم گرفتم که در این مورد به تحقیق بپردازم تا به صحت و سقم این دریافت ذهنی خود پی ببرم باتوجه به اینکه دانشجویان قشر مهمی ازنخبگان را تشکیل می دهند که در آینده وارد عرصه قدرت می شوندواین افراد اطلاعات خود را از روزنامه می گیرند می خواهم ببینم چقدر به روزنامه اعتمادمی کنند وبه آن تکیه دارند پس همانطور که گفته شد یکی از اهداف این تحقیق پی بردن به صحت و سقم دریافت ذهنی خود و همچنین تعیین نیاز مردم جامعه علی الخصوص دانشجویان نسبت به نوع مطالب منتشره در مطبوعات را دریابیم و پیدا کردن انگیزه خوانندگان از مطالعه یا عدم مطالعه مطبوعات علی الخصوص اخبار سیاسی آن است.
پیشینه تحقیق :
بر اساس مطالعات و بررسی پایان نامه های گوناگون، تعدادی از آنها که به نوعی مرتبط با موضوع تحقیق می باشند، به این ترتیب است:
- یکی از این تحقیقات توسط خانم بیتا بابایی را در سال تحصیلی 83-82 در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی تحت عنوان « بررسی تطبیقی میزان اعتماد دانشجویان علوم ارتباطات دانشگاه آزاد نسبت به اعتبار اخبار رسانه های مکتوب و تلویزیون صورت گرفت. در این تحقیق میزان اعتماد دانشجویان به اعتبار اخبار تلویزیون و اخبار روزنامه های یومیه در مقایسه با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد و محقق بر آن است که به سؤالات زیر پاسخ دهد:
1) آیا میزان اعتماد دانشجویان به اعبتار اخبار روزنامه ها بیش از اعتماد آنها به اخبار تلویزیون است؟
2) آیا بین مدت زمان تماشای اخبار تلویزیون در مقایسه با مدت زمان مطالعه اخبار و روزنامه ها و بی اعتمادی دانشجویان به اخبار تلویزیون رابطه وجود دارد؟
3) آیا بین عدم وجود جاذبه محتوایی در اخبار تلویزیون در مقایسه با اخبار روزنامه ها و بی اعتمادی دانشجویان رابطه وجود دارد؟
4) آیا بین سوگیری در اخبار تلویزین در مقایسه با اخبار روزنامه ها و میزان بی اعتمادی دانشجویان به اخبار تلویزیون رابطه وجود دارد؟
5) آیا بین درستی و نادرستی اخبار تلویزیون در مقایسه با اخبار روزنامه ها و میزاان بی اعتمادی دانشجویان به اخبار تلویزیون رابطه وجود دارد؟
آنچه در نهایت از یافته های این پژوهش به دست آمده این است که دانشجویان اخبار تلویزیون را در مقایسه با اخبار روزنامه ها رسانه معتبری نمی دانند.
- محقق دیگری به نام آقای داریوش کریمی در سال 1379 در پایان نامه خود با عنوان « مطبوعات و توسعه سیاسی در ایران» به بررسی تأثیر مطبوعات بر روند توسعه و ایجاد فضای مناسب سیاسی پرداخته است و نتایج به دست آمده از بررسی تأثیر مطبوعات بر تحولات و توسعه سیاسی بیانگر این واقعیت است که مطبوعات همیشه در تحولات سیاسی و اطلاع رسانی به مردم نقش به سزایی را ایفا نموده است.
- خانم فاطمه قنبری در سال 1379 در پایان نامه خود تحت عنوان « بررسی نقش مطبوعات در جلب مشارکت سیاسی» فرضیات زیر را به آزمون گذاشت:
1- میان میزان استفاده از مطبوعات و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد.
2- میان میزان اعتماد دانشجویان به مطبوهات و میزان مشارکت سیاسی رابطه معنادار وجود دارد.
3- میان علاقه مندی به تعدد و تکثیر مطبوعاتی و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد.
4- میان آشکار و صریح بودن وابستگی مطبوعات به احزاب ، تشکل ها و گروههای سیاسی و میزان تحصیل دانشجویان به استفاده از مطبوعات رابطه معناداری وجود دارد.
5- میان تمایل به انتشار اخبار و مطالب سیاسی از سوی مطبوعات و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.
6- میان تهییج و بسیج مردم توسط مطبوعات و میزان مشارکت سیاسی رابطه معناداری وجود دارد.
7- میان نوع جنسیت و میزان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.
8- میان نوع سن و میژان مشارکت سیاسی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.
یافته های پژوهش نشان داد که مطبوعات می توانند در جلب مشارکت سیاسی نقش برجسته ای ایفا کنند.
- پایان نامه دیگری در زمینه بررسی میزان بهره مندی از مطبوعات انجام شد که مربوط به آقای غلامرضا نریمان نژاد در مقطع کارشناسی ارشد بوده است. لازم به ذکر است جامعه آماری این پژوهش شهروندان خرّم آبادی بوده اند و فرضیات این تحقیق عبارتند از :
1- افراد متاهل کمتر از افراد مجرد زمان برای مطالعه مطبوعات صرف می کنند.
2-بین میزان درآمد خوانندگان و مطالعه مطبوعات رابطه معناداری وجود دارد.
3- بین میزان تحصیلات خوانندگان و مطالعه مطبوعات رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 222 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 107 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات تحقیق
مقدمه ...................................... 2
بیان مسئله ................................. 4
هدف پژوهش .................................. 6
ضرورت پژوهش ................................ 7
فرضیه پژوهش ................................ 8
تعاریف اصطلاحات ............................. 9
فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه ...................................... 12
مفهوم و تعریف های مختلف هوش ................ 13
تعریف تربیتی هوش ........................... 18
تعریف تحلیلی هوش............................ 18
تعریف کاربردی هوش .......................... 19
انواع هوش از دیدگاه ثراندایک ............... 19
انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن ................ 20
انواع هوش از دیدگاه ترستون ................. 20
تقسیم بندی هوش به انواع کلامی و عملی ........ 21
انواع هوش از دیدگاه اشترن برگ .............. 21
انواع هوش از دیدگاه گاردنر ................. 22
هوش از دیدگاه رشد .......................... 22
تاریخچه مطالعات مربوط به هوش ............... 23
تاریخچه آزمون های هوش ...................... 24
سیرتحول نظری های زیربنایی تست های هوش ...... 25
عوامل موثر بر هوش .......................... 31
محیط و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی............ 31
اهمیت خانواده .............................. 32
تاثیر محیط خانواده در هوش .................. 32
عوامل بیولوژیکی ............................ 33
خانواده با وضعیت اقتصادی مطلوب ............. 34
خانواده با وضعیت اقتصادی نامطلوب ........... 34
موفقیت اجتماعی خانواده ..................... 35
میزان تحصیلات والدین ........................ 37
کم خونی و فقر آهن و اثر آن بریادگیری ....... 38
غلبه طرفی .................................. 39
تفاوتهای جنسیتی............................. 41
سنجش و ارزیابی کودکان پیش دبستانی .......... 43
طرح سنجش سلامت جسمانی و آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان در ایران ......................................... 48
نتایج پژوهشهای انجام شده در ایران .......... 55
نتایج پژوهشهای انجام شده در خارج............ 59
فصل سوم: روش تحقیق
جامعه آماری................................. 64
نمونه و روش نمونه گیری ..................... 64
روش نمره گذاری ............................. 65
روایی و اعتبار تست ......................... 65
دستور اجرای آزمون .......................... 67
روش آماری .................................. 67
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه....................................... 69
جداول یک بعدی............................... 70
الف- توصیف متغیرها.......................... 70
ب- تحلیل داده ها............................ 79
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
محدودیت ها و مشکلات.......................... 105
پیشنهادها................................... 105
پیشنهادهای کاربردی.......................... 105
پیشنهادهای پژوهش ........................... 105
منابع و ماخذ ............................... 106
منابع انگلیسی
چکیده انگلیسی
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-3 ضرایب همسانی درونی به تفکیک گروه های جنسی 66
جدول 2- 3ضرایب همسانی درونی به تفکیک گروه های سنی 66
جدول 3-3 پایایی بازآزمایی آزمون دابرون- 2... 66
جدول (1-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب محل سکونت 70
جدول (2-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب متغیر جنسیت 71
جدول (3-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب سابقه آموزش قبل از دبستان 71
جدول (4-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب متغیر وضعیت زبان 72
جدول (5-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب متغیر دست غالب 73
جدول (6-4) متغیر تحصیلات پدر ............... 74
جدول (7-4) متغیر تحصیلات مادر .............. 74
جدول (8-4) شاخصهای آماری مربوط به توزیع سن مادران کودکان 76
جدول (9-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب سن مادران 77
جدول (10-4) متغیر افراد خانواده............. 78
جدول (11-4) آمارههای توصیفی نمره آمادگی تحصیلی کودکان برحسب متغیر جنسیت و سابقه آموزش ........................ 19
جدول (12-4) خلاصه جدول تحلیل واریانس دوراهه برای نمره آمادگی برحسب سابقه آموزش و جنسیت ........................ 80
جدول (13-4) آمارههای توصیفی نمره آمادگی برحسب عوامل جنسیت و تحصیلات مادران......................................... 82
جدول (14-4) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوراهه برای نمره آمادگی برحسب 83
جدول (15-4) آزمون شفه برای تحصیلات مادران ... 84
جدول (16-4) آمارههای توصیفی نمره آمادگی برحسب متغیر جنسیت و تحصیلات پدران.......................................... 85
جدول (17-4) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوراهه برای نمره آمادگی برحسب 86
جدول (18-4) آزمون شفه برای تحصیلات پدران .... 87
جدول (19-4) شاخصهای توصیفی نمره آمادگی برحسب متغیر تعداد افراد خانواده ....................................... 88
جدول (20-4) آزمون لون برای همسانی واریانس .. 88
جدول (21-4) خلاصه تحلیل واریانس نمرات آمادگی تحصیلی برحسب متغیر تعداد افراد خانواده ................................. 89
جدول (22-4) آزمون شفه برای تعداد افراد خانواده 90
جدول (23-4) آمارههای توصیفی نمره آمادگی برحسب متغیر سن مادر 91
جدول 24-4 آزمون لون برای همسانی واریانس .... 91
جدول (25-4) تحلیل واریانس نمرات آمادگی تحصیلی برحسب سن مادران 92
جدول 26-4 - آماره های توصیفی متغیر زبان و نمره آمادگی تحصیلی 93
جدول27-4: نتایج آزمون t برای نمره آمادگی تحصیلی کودکان یک زبانه و دو زبانه....................................... 94
جدول 28-4آماره های توصیفی متغیر دست غالب و نمره آمادگی تحصیلی 95
جدول29-4: نتایج آماری t برای نمره آمادگی تحصیلی کودکان دست راست و چپ............................................ 96
جدول 30-4 آماره های توصیفی متغیر محل سکونت و نمره آمادگی تحصیلی 97
جدول31-4: نتایج آزمون t برای نمره آمادگی تحصیل کودکان شهری و روستایی............................................ 98
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار (1-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب تحصیلات پدران 75
نمودار(2-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب تحصیلات مادران 75
نمودار (3-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب سن مادران 77
نمودار (4-4) توزیع فراوانی کودکان برحسب اینکه تعداد افراد خانواده آنها چند نفر است؟
............................................ 78
مقدمه :
همانطور که میدانیم یکی از مهمترین مسائل و ویژگیهای صحیح نظام تعلیم و تربیت توجه کامل به سلامت جسمانی و روانی و تفاوتهای فردی ، توانائیها و استعدادهای کودکان و تنظیم برنامههای آموزش متناسب با این استعدادها است که این امر قطعاً در فرآیند آموزش و پرورش کشور مفید خواهد بود. اگر آموزش فراتر از میزان توانمندی کودک باشد، تلاش و کوشش معلم، مدرسه و والدین علاوه بر بینتیجه بودن، ممکن است در بعضی موارد موجب بروز مشکلات جدیدی شود. براساس آمارهای موجود بیش از 10 درصد از کودکان هر جامعه به گونهای از نارساییهای متفاوت جسمانی و روانی رنج میبرند که بعضی از همین مشکلات میتوانند به بروز معلولیتها و بیماریهای جبرانناپذیری منجر گردند. همچنین طبق تحقیقات انجام شده، 50 تا 70 درصد موفقیت دانشآموزان در هر پایه تحصیلی منوط به آمادگی شناختی و سلامت جسمانی و روانی آنان است و 80 درصد اُفت تحصیلی نیز در مقطع ابتدایی در نتیجه مشکلاتی چون بینایی،شنوایی و هوش است که اگر به موقع تشخیص داده نشوند، نهتنها باعث مردودی و تکرار پایهها توسط این دانشآموزان میشوند بلکه در اکثر موارد باعث بروز مشکلات و عوارض وخیمتر میشود. (کارشناس دفتر آموزش و پرورش 1384).
عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت بر این است که شخصیت هر انسان در 6 سال اول زندگی او شکل میگیرد، سالهای اولیه زندگی کودک از نظر تعلیم و تربیت چنان پراهمیت است که حتی یک ساعت تأخیر در آن زیانبار است و اگر گفته شود هر کسی فرزند دوران کودکی خودش است، اغراق نخواهد بود، بدین جهت نباید کودک را تنها به عنوان یک انسان کوچک در نظر گرفت و شاهد رشد و قد کشیدن او بود، برای پربار کردن این سالهای طلایی مراکز پیش دبستانی نقش مهمی را برعهده دارند هدف در ایجاد مراکز پیش دبستانی کمک به رشد حسی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودکان و در نهایت کمک به شکوفایی استعدادها و علایق آنان میباشد. کوشش برای تربیت و پرورش و پیشرفت کودکان بعنوان نسل فردا زمانی تحقق مییابد که استعدادها و نیازهای نونهالان خود را بشناسیم و آنگاه برنامهریزی و سرمایهگذاری مادی و معنوی آنان بپردازیم. تعلیم و تربیت آنان رسالت سنگین و مسئولیت مهمی است که ما در مقابل کودکان خانواده جامعه و در نهایت در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی به عهده داریم بنابراین همة مسئولین و آحاد مردم باید تلاش کنند تا متولیان تعلیم و تربیت کودکان، بتوانند کارآمد و توانمندتر شده و نیازهای کودکان را شناخته و با بکارگیری از روشهای نوین تعلیم و تربیت و یافتههای جدید روانشناسی تربیتی و ابزارهای نوین آموزش به رسالت و مسئولیتی که به عهدة آنهاست با درایت و شناختی نسبی گام بردارند. یکی از مسائل مهمی که باید در تعلیم و تربیت در نظر گرفت وجود تفاوتهای فردی دانشآموزان و شناخت تواناییها و استعدادهای آنان میباشد. زیرا اگر آموزش بیش از حد توانایی کودک باشد کلاس معلم و مدرسه ووالدین اثر چندانی نداشته و حتی در بعضی از موارد موجب بروز مشکلات جدیدتری نیز خواهد شد (کارشناسی دفتر آموزشی و پرورشی ، 1384) .
بسیار بدیهی است که محیط و شرایط زندگی شامل نحوه زندگی مردم، ارزش های مهم مردم و نوع عملکرد تاثیر مشخص به روی مهارتان ذهنی و هوشی افراد دارد، مثلاً کشاورزان برنج در لیبر[1] یا در تخمین میزان برنج مسلط اند، بچه های اهالی بوسترانا[2] در گفتن داستان و حافظه خوبی از نظر حکایات دارند. فرهنگ ها بطور مشخص از یکدیگر از جهات مختلف متفاوت است و تفات های خاصی فرهنگی را نمی توان معلول علل منفرد و مشخص دانست. متن بررسی تفاوت های خاص فرهنگی در زیرگروههای جمعیتی یک جامعه فرهنگی کار بسیار سخت و دشواری است. اگر ما متوجه شویم که افرادی در محیط های متفاوت از نظر فرهنگی زندگی می کند دارای میزان های هوشی متفاوت هستند، در نتیجه بر این استنباط ساده میرسیم که تفاوت های محیطی باعث تفاوت در میزان بهرۀ هوش می گردد. از طرفی برعکس می توان اظهار داشت قابلیت های فردی است که باعث می شود افراد در محیط های تفاوت به سر برند، این قابلیت ها با آزمون های هوش قابل اندازه گیری و سنجش است. بررسی ها نشان داده است که پسران که بهره هوشی شان از بهره هوشی پدرانشان بالاتر است مایلند که در وضعیت و کلاس اجتماعی بالاتری قرار گیرند تا پسرانی که بهره هوشی شان پایین تر از پدرانشان دارند. این چنین استنتاجی شگفت انگیز نیست و گویای ارتباط مستقیم بین میزان بهرۀ هوشی و سال های تحصیل فرد دارد.(والر[3]،1971).
بیان مساله
در کشور ایران هر سال بیش از یک میلیون کودک به طور رسمی وارد اولین عرصه کسب علم و دانش یعنی دبستان میشود. با شروع سال تحصیلی کودک محیط خانه را ترک و وارد نظامی میشود که این نظام در تکوین ساختار سالم جامعه در آینده از جایگاه رفیعی برخوردار است. (دفترچه راهنمای اجرای سنجش آمادگی،سال 1384)
نظام آموزشی کشور هنگامی میتواند در شکلدهی ساختار تکاملی جامعه نقش موثر و ارزندهای ایفا نماید که در آن تناسب رعایت شده باشد و این تناسب به دست نمیآید مگر این که دانشآموزان که اصلیترین عنصر این نظام هستند ضمن برخورداری از سلامت جسمی و ذهنی در جایگاه آموزشی مناسب جایگزین شده باشد. سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور با دیدگاه تشخیص تفاوتهای فردی و با هدف جایدهی صحیح کودک در نظام آموزش از سال 1372 با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح سنجش سلامت جسمی و آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان را به مرحله اجرا درآورد. اصل مهم در طرح سنجش این است که بکارگیری نیروی انسانی متخصص و همچنین استفاده از آزمونهای غربالگری و تشخیص دقیق تا حد امکان هر کودک را از نظر آموزش در محل جایگزینی نماید که شرایط آن با توجه به ویژگیهای جسمی و ذهنی متضمن حداکثر بهرهوری کودک از خدمات آموزش و پرورش باشد. در اسفند ماه سال 1375 طبق مصوبه شماره 127472/17779 مورخ 19/12/75 مقرر شد تا طرح سنجش زیر نظر شورای سیاستگذاری و برنامهریزی سازمان به اجرا درآیدو بعد از آن سال هر ساله به اجرا درآمد تحقیق حاضر مربوط به سنجش سال 1385 میباشد که به منظور شناخت بعضی از تواناییها و استعدادهای کودکان برنامهریزی شده است و از آنجایی که سلامت جسمانی به ویژه برخورداری از سلامت بینایی،شنوایی و همچنین آمادگی قبلی کودک برای شروع به تحصیل اهمیت بیشتری دارد، بنابراین در این طرح فقط وضعیت بینایی و شنوایی و آمادگی تحصیلی کودکان مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. (دفترچه راهنمای اجرای آموزش سنجش آمادگی، 1384).
مساله اساسی در پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر آزمون آمادگی تحصیلی کودکان 6 ساله شهر قزوین در سال 1385 می باشد. این عوامل شامل عوامل فردی – اجتماعی نظیر جنس تحصیلات والدین، تعداد افراد خانواده، یک زبانه یا دو زبانه بودن، شهری- روستایی بودن، راست دستی یا چپ دستی می باشد.
هدف پژوهش:
از مهمترین وظایف آموزش و پرورش در اختیار قرار دادن امکانات آموزشی برای کودکان لازم التعلیم است، که یکی از معیارهای موفقیت در این امر مهم تشخیص سطح آمادگی کودکان لازمالتعلیم است. تعیین درجه آمادگی نوآموزان برای بهرهمند شدن از فرصتهای آموزش پیشبینی شده در برنامه با توجه به میزان موفقیت آنان در دروس موجب میشود که هم نیروی تعلیم دهنده به هدر نرود و هم نوآموزانی که نمی توانند همپای دیگر دانشآموزان در کلاس پیش روند از احساس ناکامی و شکست دور بمانند.
هدف پژوهش حاضر عبارت است از :
1- شناخت عوامل موثر بر تفاوتهای فردی نوآموزان در آزمون آمادگی تحصیلی نظیر جنسیت یک زبانگی – دوزبانگی، راست برتری، چپ برتری .
2- شناخت عوامل موثر اجتماعی و خانوادگی نوآموزان در آزمون آمادگی تحصیلی نظیر سن والدین، تحصیلات والدین، تعداد افراد خانواده، شهری – روستایی بودن.
ضرورت پژوهش:
انسانها در جستجوی و کنش متقابل با محیط هستند، میل به چالش دارند و مهمتر از همه، پدیدهها را تعبیر و تفسیر میکند، تعبیر و تفسیر پدیدههاست که در رفتار تأثیر میگذارد،نه خود پدیدهها. (جینزبرگ و اوپر، 1969)[4]
کودکان و بزرگسالان دائماً دانش خود از جهان را میسازند و بازسازی میکنند و میکوشند تا به تجارب معنایی بدهند و نیز در تلاشند تا دانش خود را در قالب ساختهایی به مراتب منسجمتر و کارآتر سازمانبندی کنند. ( یاسایی، 1370)
برای معلمان آموزش و پرورش شناخت تواناییها و تفاوتهای فردی نوآموزان از اهمیت ویژهای برخوردار است. توجه به رشد همهجانبه کودکان و نیازهای اجتماعی و هوشی و جسمی و عاطفی آنان، تدوین طرح و برنامهریزی، استفاده از امکانات آموزشی و شناسایی تفاوتهای فردی دانشآموزان را میسر میسازد. کودکان منفعلانه دانش دریافت نمیکنند و تفکر صرفاً محصول تدریس مستقیم یا تقلید از دیگران نیست. جریان شناختی نیز اصولاً محصول رسش مغز قلمداد نمیشود. اکتساب دانشآموز در کلاس اول این محیط کوچک ولی آموزشی باید بگونهای باشد که معلمان را به فعالیت کمتر و در عوض فراگیران را به فعالیت بیشتر وادار سازد و نشاط و پیشرفت در رشد را جایگزین یأس و شکست نماید و در نتیجه آموزش صحیح، از رنج و سردرگمی و ابهام رها گشته و به نظم و آرامش بیشتر، دست یافت. در آموزش نوآموزان، به این مطلب باید توجه داشت که کودک را دقیقاً در زمان مناسب یعنی زمانی که برخوردهای محیطی بیشترین تأثیر را در شکوفایی استعدادهای ذاتی کودک میگذارند، آموزش داد. در حال حاضر آنچه که معلم را با مشکلی روبهرو میسازد این است که هر ساله عدهای از کودکان که در کلاس درسش حضور دارند در فراگیری مطالب تدریس شده با شکست مواجهه میشوند و ناگزیر باید سال بعد همان تلاش را از سرگیرند:
جهت بهبود کیفیت آموزش و پرورش در دبستان و از بین بردن تأثیر نامطلوب عدم موفقیت در تجربۀ یادگیری نوآموزی که اولین بار در موقعیت آموزش قرار گرفته است، ابزاری در سال 69 تهیه شد که بوسیله آن آمادگی ذهنی و پیشرفت تحصیلی حدود شصت هزار کودک داوطلب ثبت نام در کلاس اول مورد بررسی قرار گرفت و اعتبار و روایی این تست محاسبه و نرمی برای مقایسه تهیه گردید. با توجه به اینکه ازمون آمادگی تحصیلی نقش بسیار مهمی در غربال کردن دانش آموزان در بدو ورود به مدرسه دارد، پژوهشهایی از این نوع که عوامل موثر با این آزمون را مورد بررسی قرار می دهند بسیار ضروری می باشند(دفترچه راهنمای اجرای آموزش سنجش آمادگی،1384).
فرضیهها:
1- سابقة آموزش پیش از دبستان بر نمره آمادگی تحصیلی کودکان دختر و پسر تأثیر دارد.
2- تحصیلات مادران بر نمرة آمادگی تحصیلی دختران و پسران تأثیر دارد.
3- تحصیلات پدران بر نمره آمادگی تحصیلی دختران و پسران تأثیر دارد.
4- بین تعداد افراد خانوار و نمره آمادگی تحصیلی کودکان رابطه وجود دارد.
5- سن مادر بر نمرة آمادگی تحصیلی کودکان تأثیر دارد.
6- بین نمره آمادگی تحصیلی کودکان یک زبانه و دوزبانه تفاوت وجود دارد.
7- بین دانشآموزان دست راست و چپ از نظر نمرة آمادگی تحصیلی تفاوت وجود دارد.
8- بین دانشآموزان روستایی و شهری از نظر نمرة آمادگی تحصیلی تفاوت وجود دارد.
تعاریف عملیاتی و نظری اصطلاحات و متغیرها
آمادگی تحصیلی
تعریف عملیاتی: متغیر آمادگی تحصیلی برحسب نمره آمادگی تحصیلی که دانشآموزان در تست دابرون-2[5] کسب کردهاند مورد سنجش قرار گرفتهاند این تست حاوی 71 سؤال میباشد که توسط سازمان آموزش و پرورش استان قزوین اجرا و نمرهگذاری شده است و نمرات آن و مشخصات دانشآموزان توسط سازمان آموزش و پرورش استان قزوین وارد کامپیوتر شد و آن در اختیار پژوهشگر قرار گرفته است.
تعریف نظری : دارا بودن مهارتها، دانش، نگرش، انگیزهها و سایر ویژگیهای رفتاری است که شرط اولیه برای حداکثر استفاده از تحصیلات آموزشگاهی تلقی میشود.
آموزش پیش از دبستان
تعریف عملیاتی : کودکانی که به مهد کودک و یا پیش دبستان رفتهاند و از آموزشهای مربوط به این دوران استفاده کرده اند در این پژوهش منظور از آموزش پیش از دبستان عبارتست از دوره 9 ماهه که دانش آموزان پیش دبستانی طبق آئین نامه آموزش و پرورش می گذرانند.
تعریف نظری: تعلیماتی است که در مراکز مهد کودک و پیش دبستانی به کودکان داده میشود مانند مفاهیم کمی و ریاضی و مفاهیم اجتماعی .....
سن مادر
در این تحقیق محدودة سنی مادران به طبقات 20 تا 35 -36 تا 45 -46 تا 70 تقسیم شده است.
زبـان
در این پژوهش 1 زبانه زمانی است که کودک با یک زبان آشنایی دارد و صحبت میکند و 2 زبانه یعنی کودک با دو زبان آشنایی دارد و برای مثال در خانواده زبان مادری زبان دیگری است و در بیرون از خانواده به زبان فارسی با او صحبت میشود.
تحصیلات والدین:
در این پژوهش سواد والدین در چهار طبقه:
بیسواد ـ ابتدایی ـ راهنمایی ـ دیپلم و بالاتر .
تعداد افراد خانوار
در این پژوهش تعداد افراد خانوار در 4 طبقه 3 نفری ـ 4 نفری ـ 5 نفری ـ 6 نفری و بالاتر طبقهبندی شده است.
دست غالب
کودک با کدام دست مسلط به نوشتن است راست یا چپ.
شهری و روستایی
کودک در داخل شهر زندگی مینماید یا در روستا.
مقدمه :
در گذشته، بسیاری از اقدامات برای رشد و تکامل کودکان خردسال بر دو عملکرد متکی بود:
آماده کردن کودکان برای ورود به دبستان و یا آزاد کردن خانواده ها از گرفتاری مراقبت از کودکان در روزهای کار. این دو عملکرد بخش مهمی از سیاست و اقدامات تربیتی رشد و تکامل کودکان خردسال را تعیین می کردند. اکنون در رشد و تکامل کودکان خردسال، بْعد سومی که تاکنون نادیده گرفته شده بود، بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است و به عنوان پایه و اساس آن تلقی می شود و آن تندرستی و رفاه کلی کودک و رشد و تکامل احساس و ذهن او است.این بْعد اهمیت خود را در دنیای پرآشوب و تضاد و دستخوش تغییرات دائم نشان می دهد. همانگونه که تحقیقات مکرر نشان داده است، مراقبت برای رشد و تکامل کودکان خردسال راه گشای زندگی در آموزش، خوداتکائی و پژوهش است. رشد و تکامل کودکان خردسال، مراقبت برای رشد و تکامل کودکان خردسال نامیده می شود تا بیشتر بر مفاهیم رشد و تکامل تأکید شود. لیکن چه عبارت رشد و تکامل کودکان خردسال و چه مراقبت برای رشد و تکامل کودکان خردسال بکار رود، منظور فرایند تحقق یافتن حق هر کودک برای زنده ماندن، پشتیبانی، مراقبت و مطلوب ترین رشد و تکامل از آغاز بارداری به بعد است. کودک انسان، بی دفاع است و عدم آمادگی اش برای دنیای خارج بسیار طولانی است، طولانی تر از دورانی که برای موجودات شناخته دیگر وجود دارد. خردسالی دورانی پر از بیم و خطر و همچنین پْر از امکانات فوق العاده است. زمانی است برای اکتشاف، تجربه و تغییرات عمده. در این دورة حساس، کودک تمایل مثبتی به یادگیری و نیز علاقة زیادی به مشارکت در کارهای دنیای خارج پیدا می کند. (سازمان ملل متحد یونیسف، ترجمه: عالی پور، 1380).
مفهوم و تعریف های مختلف هوش
همچنان که افراد بشر از نظر شکل و قیافه ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند، از نظر خصایص روانی مانند هوش، استعداد، رغبت و دیگر ویژگیهای روانی و شخصیتی نیز بین آنها تفاوتهای آشکار وجود دارد. مطالعه نوشتههای فلاسفه و دانشمندان قدیم نشان می دهد که انسان حتی از گذشتههای بسیار دور از تفاوتهای فردی آگاه بوده است. چنانکه افلاطون در کتاب جمهوریت تفاوتهای فردی انسان ها را مورد توجه قرار داده و گفته است که هر فرد باید به شغلی متناسب با استعدادها و تواناییهایش گمارده شود. او دربارة تفاوتهای افراد، در کتاب جمهوریت خود چنین گفته است: «اشخاص به طور کاملاً یکسان به دنیا نمی آیند، بلکه از نظر استعدادهای طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند، یک شخص برای نوع خاصی از شغل و دیگری برای شغلی دیگر مناسب است».( شریفی، 1383).
ارسطو شاگرد برجستة افلاطون نیز در نوشته های خود تفاوتهای فردی و گروهی انسانها را از نظر تواناییهای مختلف مورد توجه قرار داد و به تفاوتهای موجود بین گروههای نژادی اجتماعی، و جنسی اشاره کرد. در قرون وسطی تفاوتهای فردی چندان مورد توجه قرار نگرفت. تصمیمهای فلسفی در رابطه با ماهیت ذهن عمدتاً به طور نظری انجام می گرفت و روشهای تجربی در مشاهده و سنجش رفتار به کار بسته نمیشد. در این زمان روان شناس قوای ذهن که توسط سنت آگوستین و سنت توماس مطرح شده بود بر نظام آموزش قرن عصر حاکم بود. (شریفی، 1383).
براساس این نظریه، حافظه، تخیل و ارادة عناصر اساسی ذهن به شمار می روند و پرورش این قوا موجب می شود که انسان در همة زمینه ها توانایی و مهارتهای لازم را کسب کند. در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی عده ای از دانشمندان تعلیم و تربیت مانند روسو، پستالوزی هربارت، و فروبل تفاوتهای فردی کودکان را از نظر علایق، فعالیتهای ذهنی و توانایی های یادگیری مورد توجه قرار دادند که در روشهای تعلیم و تربیت کودکان تأثیری عمیق برجای گذاشت.( شریفی،1383).
یکی از مسایل مهمی که در تعلیم و تربیت و رسیدن به اهداف پرورشی باید در نظر گرفت اصل تفاوت های فردی است. این اصل بدین معنا است که همه کودکان صرفنظر از تفاوت های درون فردی و بین فردی بتوانند از امکانات و فرصت های آموزشی مطابق با حداکثر توانایی ها و ظرفیت خود استفاده نمایند بدون توجه به این که ظرفیت و توانایی آموزشی آنان کم باشد یا زیاد. برای آنکه تفاوت های بین فردی و درون فردی دقیق تر اندازه گیری شوند، به وسایلی برای سنجش نیاز است تا بدین وسیله بتوان آموزش و پرورشی مبتنی بر شناخت همه جانبه کودکان و متناسب با توانایی ها و رغبت هایشان ارائه داد. براساس دیدگاه مرسوم، هوش عبارت است از برخی ویژگی های نسبتاً ثابت فرد که در تعامل بین محیط و وراثت شکل می گیرد(استرنبرگ[6] و گریگورنکو[7]، 1997).
پدیده هوش بارزترین فعالیت توان ذهنی در بشر می باشد که قدرت سازگاری او را در محیط میسر می سازد. مطالعه هوش از دیرباز مورد نظر روان شناسان بوده و در سالهای اخیر تحقیقات فراوان در این باب انجام گرفته است.(عظیمی، 1380)
یکی از تعریفهایی که خیلی زیاد مورد استفاده قرار گرفته تعریفی است که وکسلر در 1958 پیشنهاد کرده است. او هوش را به عنوان یک استعداد کلی شخص برای درک جهان خود و برآورده ساختن انتظارات آن تعریف کرد. بنابراین، از نظر وی هوش شامل توانایی های فرد برای تفکر منطقی، اقدام هدفمندانه و برخورد مؤثر با محیط است از نظر وکسلر هوش می تواند اجتماعی، عملی و یا انتزاعی باشد و نمی توان آن را از ویژگی هایی مانند پشتکار، علایق و نیاز به پیشرفت مستقل دانست. به نظر هامفریز[8] هوش عبارت است از خزانة مهارتهای ذهنی آدمی و بورینگ[9] عقیده داشت هوش چیزی است که به وسیلة آزمونهای هوش اندازه گیری می شود.( شریفی، 1383)
چندین راه برای تعریف هوش وجود دارد، سه نظر متداول:
- هوش عبارت است از توانایی یادگیری
- هوش عبارت است از توانایی فرد در تطبیق با محیط خود
- هوش عبارت است از توانایی تفکر انتزاعی (براونینگ[10]، 1990).
این سه تعریف مغایر یکدیگر نیستند، تعریف اول تأکید بر تعلیم و تربیت دارد. تعریف دوم بر شیوه مواجه افراد با موقعیتهای جدید تأکید می کند، و تعریف سوم ناظر بر توانایی افراد در زمینه استدلال کلامی و ریاضی است. به این ترتیب، این سه توانایی با یکدیگر وجوه مشترکی دارند.
در زمینه هوش دو نظر کلی، تواناییهای ذهنی انسان دارای یک عامل مشترک است که اسپیرمن آن را عامل g [11] معرفی می کند. در نظریه چند عامل، چند عامل مجزا یا مهارتهای اساسی وجود دارد که هر فعالیتی با یک یا چند عامل از آنها درگیر است.( بامدادی ،صادق پور، 1387به نقل از سایت اینترنتی ام قاعد)
هوش، یکی از مفاهیم انتزاعی است که تغییر و تحول زیادی داشته است. عده ای هوش را محصول استعدادهای ذهنی و تعدادی هوش را توانایی یادگیری، خوب استدلال کردن، سازگاری با محیط و تحلیل اطلاعات می دانند. بینه عقیده داشت:« هوش چیزی است که به وسیلة تست او سنجیده می شود» و بورینگ[12] معتقد بود: «هوش چیزی است که به وسیلة آزمونهای هوش اندازه گیری می شود». کوششهایی که برای تدوین یک تعریف دقیق از هوش به عمل آمده اغلب با مشکل مواجه بوده و به تعریفهای بحث انگیزی منجر شده است. دلیل این امر آن است که هوش یک مفهوم انتزاعی است و درواقع هیچگونه پایة محسوس و عینی و فیزیکی ندارد. هیچ نقطه ای در مغز انسان وجود ندارد که بتوان آن را جایگاه هوش دانست. اصطلاح هوش فقط نامی است که به فرایندهای ذهنی فرضی یا مجموعة رفتارهای هوشمندانه اطلاق می شود و نظریه های هوش در عمل نظریه های مربوط به رفتار هوشمندانه است (شریفی، 1383).
چنین رفتاری شامل توانایی های مختلف و دیگر متغیرهای شخصیتی است که از فردی به فرد دیگر تفاوت می کند. بنابراین، هوش یک برچسب کلی برای گروهی از فرایندهاست که از رفتار ما و پاسخهای آشکار افراد استنباط می شود. به عنوان مثال، می توان فنون حل مسئله را مشاهده کرد و نتایج حاصله از به کار بستن این فنون را مورد سنجش قرار داد، اما هوش، که فرض می شود این فنون را به وجود می آورد به طور مستقیم قابل مشاهده و اندازه گیری نیست. مفهوم هوش تا اندازه ای شبیه اصطلاح «نیرو» در فیزیک است: نیرو را می توان از روی آثارش شناخت و از این طریق حضور آن را استنباط کرد. هوش نیز موجب می شود که شخص به محض برخورد با مسائل مختلف به شیوه های معین رفتار کند. (شریفی،1383)
دیدگاه بدیل دربارة هوش آن است که هوش یک نوع خبرگی رشد یابنده است و آزمونهای هوش نوعاً یک بعد محدود از خبرگی را اندازه می گیرد. دیدگاه تکوین خبرگی سهم عوامل ژنتیکی را منبع تفاوتهایی در توانایی تکوین مقدار مشخصی از خبرگی نمی داند. بسیاری از ویژگی های انسانی از جمله هوش، نشان دهندة تغییرات همگام و تعامل میان عوامل ژنتیکی و محیط است. اگر چه سهم ژن ها را در هوش افراد نمی توان به طور مستقیم اندازه گیری و یا حتی برآورد کرد. اما چیزی که اندازه گیری می شود بخشی از آن چیزی است که علائم تکوین خبرگی نامیده می شود.(استنبرگ[13]، ترجمه: حجازی و عابدینی، 1385)
یکی از قدیمی ترین تعریفهای هوش توسط بینه و سیمون[14] (1916) به صورت زیر مطرح شده است:
«قضاوت، و به عبارتی دیگر، عقل سلیم، شعور عملی، ابتکار، استعداد، انطباق خود با موقعیتهای مختلف، به خوبی قضاوت کردن، به خوبی درک کردن، به خوبی استدلال کردن اینها فعالیت های اساسی هوش به شمار می روند. در حالی که بینه و سیمون هوش را در اصل قضاوت درست در برخورد با مسائل تلقی می کنند، روانشناسان دیگر هوش را توانایی تفکر انتزاعی، توانایی یادگیری، استعداد حل مسئله یا توانایی سازگاری با موقعیت های جدید می دانند.( شریفی،1383)
وکسلر روان شناس آمریکایی هوش را این طور تعریف می کند:
- مجموعه شایستگیهای فرد در تفکر عاقلانه رفتار منطقی و سودمند و اقدام موثر در سازش با محیط.
آلفرد بینه در سال 1857-1911 روان شناس فرانسوی می گوید:
- هوش آن چیزی است که آزمونهای هوش آن را می سنجد و باعث می شود که افراد عقب مانده ذهنی از افراد طبیعی و باهوش متمایز کند.(میلانی فر، 1387)
استرنبرگ (1985) عملکرد در آزمونهای هوش و در شاخص های موفقیت را به عنوان فرامؤلفه های تفکر مطرح می کند. بازشناسی مسائل، تعریف مسائل و تنظیم راهبردهای حل مسائل، بازنمایی اطلاعات، تخصیص منابع و نظارت و ارزیابی راه حلهای مسئله، تکوین این مهارتهای حاصل تعامل و تغییر همگام محیط و ژن است.
همانطور که افراد بشر از نظر شکل و قیافة ظاهری با یکدیگر متفاوت هستند، از لحاظ خصایص روانی مانند هوش، استعداد، رغبت و دیگر ویژگی های روانی و شخصیتی نیز با هم تفاوت دارند. حتی نوشته های فلاسفه و دانشمندان قدیم بیان می دارد که انسان درگذشته های دور به تفاوتهای فردی اعتقاد داشته است. افلاطون حتی برای گزینش سربازان و نظامیان مناسب برای مدینة فاضله خود گونه ای از «آزمون عملی» را پیشنهاد کرد. (آناستازی[15]، 1958، ترجمه: شریفی، 1376)
| دسته بندی | اقتصاد |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2554 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
مقدمه .…….………….…….……………………………
قسمت طراحی ………….….…….………………………….
قسمت فلز کاری ………….….…………….………………...
قسمت جوشکاری ………….….…………….……………….
قسمت پانچ ………..…………….……………….……...…
قسمت خم کاری ………….…….….………………………...
قسمت خم کاری………….……………….…………………
عملیات جوشکاری ………….……….………………………
نقاشی …….……………….…………………………….
شرح عملیات نقاشی ………….……………….……………...
مرحله رنگ کاری …………….….…………………………
روشهای تست رنگ ………………………….……………...
قسمت مونتاژ تابلو …………….……………………………
سپم ها (sepams) …………………………………….………………..
کاربرد ………….………………………………………
مزایا ………………..…………………………………..
عملکرد……………..……………………………………
مثالهایی از کاربرد……………………………………………………
Sepam 100 LA
کاربرد …………………………………………………………….
مزایا…………………………………………..…………………
عملکرد …………………..………………………………………
حفاظت فازی ……………………………………..………………..
حفاظت فازی در زمین ...……………..………………………………
Sepam 100 MI
کاربرد ……………………………..…………………………….
مزایا ………...……………………………………………………
توضیح ……………………………………………………………
انواع مختلف مدار از این نوع سپم ……………………………..………
Sepam 100 RT
کاربرد ……………...……………………………………………..
مزایا …………………………...…………………………………
اطلا عات واضح …………………………………………………….
عملکرد وابسته به اثرات محیط ……………...…………………………
نمایی از جایگاه قرار گرفتن CCT برروی این سپم ………………………..
حفاظت …………...………………………………………………عملکرد ……….……...……………………………………………
تشخیص منطقی …………...………………………………………..
ارتباطات ……….………………………………………………….
توابع تشخیص عملکرد ……….…..…………………………………
Fixed Advance UMI ……….………………………………….
Remote Advance UMI ……….……………………………….
Expert UMI ……….…..………………………………………
Sepam 2000
مزایا …...……….………………………………………………..
کاربرد ……………....….…………………………………………
ضمیمه
تابلوهای فشار ضعیف کشوئی سری N680 …………….………………..
شرحی در باره سلول این تابلوها ………….….…………………………
باسبارهای اصلی ……….………..…………………………………
باسبارهای فرعی ….……………………….…….…………………..
تجهیزات سلولها …...………………….…………………….………
تابلوهای کشوئی 1/1
قسمت متحرک کشو ……..…….……………….……………….……
وضعیتهای عملکرد ………….……………………………………...
تمام کشو 2/1
مدارهای کنترلی و کمکی ……………………………………………….
اتصالا ت قدرت و کمکی ………………………………………….…..
نکات قابل توجه در اجرا ….…...……………………………………..
بطوریکه اطلاع داریم کلیه وسایل الکتریکی که مورد استفاده روزانه قرار می گیرد شامل یک پریود طراحی و ساخت می باشد . قدر مسلم انواع تابلوهای فشار قوی و فشار ضعیف و کنترل نیاز به طراحی و ساخت دارد که در طول دوره کارآموزی که در شرکت جابون مشغول به کار بوده ام توانسته ام در طول این مدت کوتاه از تجربه و تخصص عوامل اجرایی این کارخانه نهایت استفاده را ببرم . حال مراحلی که برای ساخت یک تابلو در این شرکت انجام می شود را به سمع و نظر شما می رسانم
مراحل ساخت تابلو :
به منظور ساخت تابلو مراحل مختلفی باید انجام گردد که در ذیل به اختصار شرح داده شده است .
الف ـ طراحی :
در اکثر کارخانجات تابلوسازی دفتری به عنوان دفترفنی وجود دارد که خواسته و نظریات کارفرما را برحسب سفارش ، بررسی و طبق درخواست کارفرما به طراحی مقدمات و تهیه نقشه های اجرایی که شامل قسمتهای مکانیکی و الکتریکی می باشد تهیه ودر اختیار مدیر پروژه قرار می گیرد . که پس ازبررسی و تائید نقشه ها به منظور ساخت به قسمتهای مختلف به شرح ذیل ارجاع می گردد .
ب ـ قسمت فلزکاری :
به منظور ساخت هرتابلو ابتدا باید سلول آن ساخته شود که دراین مرحله توسط گروه فلزکاری انجام می گیرد . برای ساخت سلول معمولاً ازدو نوع ورق 1ـ گالوانیزه 2ـ ورق روغنی با ضخامتهای بین 5/1 تا 3 میلیمتر استفاده می گردد که معمولاً از ورقهای گالوانیزه بیشتر برای بدنه تابلوها استفاده می گردد . این ورقها در مناطق شمالی و جنوبی کشور ( مناطق مرطوب ) که دارای قابلیت استحکام می باشد و احتیاجی به رنگ ندارد بیشترین استفاده را می کنند . اما از ورقهای روغنی بیشتر برای ساخت درب تابلو استفاده می شود .
1ـ قسمت جوشکاری : دراین قسمت برحسب نوع طراحی تابلو ورقها برش داده می شود . معمولاً عملیات برشکاری توسط دستگاه برش NC با مارک LVD بلژیک که به صورت نیمه اتوماتیک می باشد و قابل برنامه ریزی است می توان با این دستگاه ورقها را با ابعاد 1000 mm × 3000 وضخامت تا 6 mm را می توان برش داد . این دستگاه با ولتاژ 380 ولت تغذیه می شود .
2ـ قسمت پانچ : دراین بخش قطعات برش داده شده را جهت عملیات پانچ کاری آماده می کنند . این عملیات توسط دستگاه CNC با مارک LVC بلژیک که به صورت تمام اتوماتیک می باشد قابل برنامه ریزی است اجرا می شود . برنامه این دستگاه توسط گروه فنی طراحی شده و اطلاعات حاصله را برروی یک دیسکت ذخیره می کنند . در مواقعی که از این برنامه بخواهند استفاده کنند دیسکت را وارد قسمت کامپیوتری کرده و کاربر به وسیله مانیتوری که در گوشه دستگاه طراحی شده است می تواند عملیات را کنترل کند .
3ـ بخش خم کاری : در شرکت جابون از دو دستگاه برای خم کردن ورقها استفاده می شود . دستگاه 40 TON با مارک LVD به ولتاژ ورودی آن 380 V می باشد ورقها را با عرض 1250 mm خم می کند و به صورت نیمه اتوماتیک می باشد . دستگاه دیگری که عملیات خم کاری را انجام می دهد دستگاه 110 TON که ورقهای 3000 mm را خم کرده و به صورت اتوماتیک کار می کند وقابل برنامه ریزی می باشد .
|
4ـ دستگاه چند کاره : این دستگاه قادر است چند کار را انجام دهد که عبارتند از :
الف ـ خم زدن ورقها با طول کم مثلاً 300 mm
ب ـ پانچ زدن
ج ـ R زدن ( معمولاً سر شمشها را به حالت R در می آورند این کار بدین منظور می باشد که از آزاد شدن الکترونها جلوگیری شود ) .
این دستگاه ساخت ایتالیا می باشد و منبع تغذیه آن 380 V می باشد .
5 ـ استفاده از پرسهای ضربه ای : در بعضی از مواقع که قطر ورقها بیشتر از حد مجاز باشد جهت فرم دادن یا سوراخ کردن ورقها از این پرسها استفاده می شود این امر در شرایطی صورت می گیرد که دستگاه پانچ قادر به انجام کار مورد نیاز نباشد . همچنین در بعضی مواقع می توان از دستگاه هیدرولیکی برای خم کردن شمشها استفاده کرد . این دستگاه هم با منبع 380 V تغذیه می شود . که این دستگاه به دستگاه 3 کاره هیدرولیکی معروف است .
ج ـ عملیات جوشکاری :
در این کارخانه ( جابون ) برای اتصال قطعات سلول بهم توسط پیچ و مهره انجام می گیرد . ولی در بعضی مواقع که در اتصال ورقها و قطعات محدودیت می باشد از نقطه جوش یا جوش CO2 استفاده می گردد که در ذیل به اختصار شرح داده شده می شود .
|
1ـ نقطه جوش : برای اتصال دو قطعه ورق بهم دیگر از نقطه جوش استفاده می گردد طریقه استفاده از این جوش بدین صورت است که قطعه مورد جوشکاری را بین دو قطعه مسی که نوک آنها به صورت مخروطی می باشد قرار می دهیم بوسیله فشار روی پدال قطعه مسی بالایی با ورق اتصال داده می شود . پس از عبور جریان الکتریکی در نقطه اتصال دو ورق بهم متصل می گردد .
2ـ جوش CO2 : در مواقعی که نیاز به جوش پیوسته و یکنواخت داریم از این جوش استفاده می گردد و استفاده از این جوش بیشتر برای استحکام بالا و تمیز بودن جوش می باشد زیرا در جوشکاری با برق پس از اتمام الکترود جوشکاری دومرتبه باید از الکترود دیگری استفاده کرد بهمین دلیل فصل مشترک خط جوشکاری شده بهم دیگر به طور صددرصد متصل نمی گردد ولی در جوشکاری CO2 بدلیل اینکه از الکترود جوشکاری استفاده نمی گردد و از سیم مفتول استفاده می شود جوش ایجاد شده بطور پیوسته و منظم می باشد .
د ـ نقاشی :
|
پس از اتمام عملیات جوشکاری قطعات بدنه تابلوها جهت عملیات نقاشی به کارخانه شماره یک حمل می گردد . بمنظور جلوگیری از هرگونه اشتباه در سلولهای ساخته شده آنها را بوسیله کد مخصوصی که از یکدیگر مشخص می کنند . معمولاً بدنه تابلوها را به دو دلیل رنگ آمیزی می کنند اول اینکه بخاطر حفاظت در برابر رطوبت و استحکام بیشتر در تابلو و دوم بخاطر زیبایی تابلو .
شرح عملیا ت نقاشی : به منظور نقاشی تابلوها باید مراحل ذیل روی قطعات انجام گیرد .
1ـ مرحله شستشو
2ـ مرحله رطوبت گیری و خشک کردن
3ـ رنگ کاری
4ـ پخت رنگ داخل کوره
5ـ تست قطعه رنگ شده
مرحله اول که مربوط به شستشو می باشد در این حالت به دو روش انجام می گیرد یکی شستشو بوسیله پاششی و دیگری بوسیله غوطه ور کردن قطعه در وان شستشو .
در حالت اول شستشو به روش پاششی می باشد پس از قرار دادن قطعه برروی خط نقاله که دراین خط هر قطعه در مدت یک دقیقه حدود 1 متر را طی می کند وارد خط شستشو می گردد . این خط شامل پنج وان می باشد که نحوه کارهر کدام از آنها به شرح زیر می باشد .
|
مخزن شماره 1 مرسوم به مخزن چرم گیر می باشد . همانطور که اطلاع داریم اکثر ورقهای سیاه بنام ورقهای روغنی معروف می باشد و این بخاطر جلوگیری از زنگ زدگی و نرمی ورق در مواقع خم کاری می باشد . که اکثر ورقهای مورد استفاده از طریق ساخت داخل و توسط کارخانجات فولاد مبارکه تهیه و تامین می گردد . در این مخزن قطعات با آب گرم 60°c همراه با مواد چربی گیر مخلوط بوده که بتواند چربی ورقهای ساخته شده را کاملاً پاک نماید . گنجایش این مخزن ( وان ) 1300 لیتر می باشد .
مخزن شماره 2 که این مخزن برای شستشو دادن با آبکش کردن قطعات که از وان شماره یک خارج می گردد استفاده می شود دمای آب برای عملیات آبکش حدود 40°c می باشد و ظرفیت این مخزن 1300 لیتر می باشد .
مخزن شماره 3 بمنظور فسقاته کاری روی قطعات می باشد . نحوه کار بدین صورت است که از مواد اسیدی آماده استفاده می گردد که بوسیله اسپری که برروی سطح قطعه پاشیده می شود ( تا مقداری از روی سطح ورق خورده شود که این مقدار خوردگی حدود 6 میکرون می باشد ) این عمل به خاطر این انجام می گیرد که چنانچه آثاری از چربی یا روغن روی سطح ورق باقیمانده باشد کاملاً از بین برود و قطعه برای مراحل بعدی کاملاً آماده گردد.
مخزن شماره 4 این مخزن برای شستشو عملیات فسقاته کاری انجام می گیرد که به آبکش شماره 2 معروف می باشد .
|
مخزن شماره 5 به منظور یکنواخت کردن عملیات فسقاته کاری از محلول سیلر استفاده می گردد. زمان مورد نظر جهت این مرحله حدود25 دقیقه طول می کشد.
پس از عملیات شستشو قطعات باید کاملاً خنک گردد و هیچ گونه رطوبت نداشته باشد که رنگ کاملاً برروی قطعه جذب شود برای این کار قطعه را از تونل حرارتی عبور می دهند که زمان لازم برای خشک کردن قطعه حدود 10 دقیقه می باشد .
مرحله رنگ کاری : طریقه رنگ زدن قطعات به روش الکتروستاتیکی صورت می گیرد که این دستگاه یک میدان مغناطیسی برروی صفحه ایجاد می کنند در این حالت بار دستگاه و بار قطعه منفی می باشد و از این طریق رنگ بصورت یکنواخت روی سطح قطعه می چسبد . در سیستم رنگ آمیزی به دو روش اول که مربوط به رنگ مایع است در سه مرحله انجام می شود 1 ـ آستراول 2ـ رنگ دوم 3ـ رنگ سوم . این سه مرحله باید انجام گیرد تا رنگی که مدنظر سازنده است بدست آید که معمولاً ضخامت رنگ مایع 50-90 میکرون می باشد .
در رنگ کاری با روش پودری رنگ در یک مرحله انجام می گیرد و نسبت به رنگ مایع خیلی بهتر و آسانتر می باشد . این روش به طریقه الکتروستاتیکی و به وسیله دستگاه Gema Mas رنگ آن کنترل می شود . ضخامت رنگ پودری 70-110 میکرون می باشد . مدت زمانی که صرف عملیات رنگ کاری می شود حدود 5min دقیقه می باشد .
|
در مرحله چهارم بعد از رنگ کاری قطعات رنگ شده وارد کوره شده پخت می شود تا رنگ کاملاً تثبیت و خشک گردد . درجه حرارت لازم جهت خشک کردن رنگ معمولاً بین 180-200°c می باشد و برای رنگهای مایع درجه حرارت 155-170°c استفاده می شود حداکثر زمانی که قطعه در داخل کوره قرار می گیرد حدود بیست دقیقه است .
روش دوم : غوطه وری
این روش از نظرعملکرد شبیه روش قبلی است با این تفاوت که قطعات را بجای آنکه روی نقاله قرار دهند در سبدهای بزرگ فلزی قرار می دهند و آنها را داخل وان قرار می دهند و با مواد شوینده قطعات را شستشو داده و در بقیه مراحل مانند روش پاشش عمل می کند و در قسمت رنگ کاری یک اطاقک بزرگ وجود دارد که هم رنگ پودری و هم رنگ مایع می توان استفاده کرد و پس از عملیات رنگ کاری قطعات داخل کوره می شوند و با دمای قابل تنظیم رنگ قطعات پخته می شود پس از پایان عملیات نقاشی بمنظور کنترل کیفیت رنگ چند نمونه قطعه رنگ شده جهت آزمایش های مختلف برداشته و عملیات ذیل روی آنها انجام می گیرد .
روشهای تست رنگ :
1ـ ضربه مستقیم ( رانشی )
2ـ ضربه غیر مستقیم ( کششی )
3ـ چسبندگی ( کراسات )
4ـ خراش ( HARONESS )
|
5ـ آزمایش ( ASLT APRAY )
درروش اول و دوم جهت تعیین مقاومت رنگ در برابر ضربه( مستقیم و غیرمستقیم ) انجام می شود در این روش توسط دستگاه IEMPACT انجام می گیرد . بدین صورت که وزنه 2ω/in برروی قطعه رنگ شده رها می کنند تا مشاهده شود که آیا در اثر ضربه رنگ قطعه از بین می رود یا خیر .
در روش سوم ( CROSS – CUT ) میزان چسبندگی رنگ برروی قطعه مورد آزمایش قرار می گیرد . جدولی که برای سنجش چسبندگی رنگ سطح قطعه طبقه بندی شده و با استاندارد آمریکا مقایرت دارد و از 0B تا 5B تقسیم بندی شده که شرکت جابون موارد 5B و 4B را در مورد قبول و استاندارد خود می داند .
روش چهارم ـ فراش می باشد که توسط شیئی مانند تیغ برروی سطح قطعه رنگ شده کشیده می شود که در رنگ کاری مایع خراش بین 800 – 2000 می باشد و در رنگ کاری پودری حداکثر 2000 می باشد .
|
یکی از مهمترین آزمایشاتی که برروی قطعات نقاشی شده انجام می گیرد آزمایش با دستگاه SALT SPRAY می باشد . این دستگاه برای تست پایدار بودن رنگ در حالتهای جوی متفاوت رامورد بررسی قرار می دهد. این دستگاه شرایطی را ایجاد می کند که محیط داخل دستگاه حالت کنار دریا را بخود می گیرد . مثلاً قطعه ای که رنگ مایع خورده حداقل 200 ساعت برای رنگ پودری 500 ساعت می باشد . در این مدت اگر قطعه ای زودتر از ساعت مقرر زنگ بزند آن رنگ مورد قبول نمی باشد . پس از پایان تست و کنترل کیفیت قطعات نقاشی شده به کارخانه شماره 2 ارجاع می گردد تا عملیات مونتاژ قطعات الکتریکی صورت گیرد . که در این قسمت دو نوع تابلو مونتاژ می گردد.
قسمت مونتاژ تابلوها
دراین قسمت دو نوع تابلو مونتاژ می گردد :
1ـ تابلوهای فشار ضعیف ( LOW VOLTAG )
2ـ تابلوهای فشار متوسط ( MEDIUM VOLTAG )
تابلوهای L.V اصولاً با ولتاژ صفر تا 400 ولت تغذیه می شوند و شرکت جابون تحت لیسانس آ لستوم فرانسه به مونتاژتابلوها می پردازد
انواع تابلوهای فشار ضعیف به دو دسته عمده تقسیم می شوند :
1ـ تابلوهای فیکس
2 ـ تابلوهای کشویی
|
برای مونتاژ تابلوهای فشار ضعیف از نوع فیکس که شامل دو مرحله مکانیکی و الکتریکی می باشند در قسمت مکانیکی با استفاده از نقشه طرحهای مربوط به بدنه سلول از ورق گالوانیزه و پیچ و مهره به یکدیگر متصل می شوند . برای اتصال شینها به تابلو معمولاً از مقره های اتکایی استفاده می کنند . ابتدا قسمتهای قدرت و سپس مدار فرمان و تجهیزات اندازه گیری مانند : رله ها ، ترانسها و غیره … نصب می گردد . در قسمت مونتاژ الکتریکی به سیم کشی مدار قدرت و فرمان و همچنین وسایل اندازه گیری می پردازیم . طبق طراحی که برای مدارها شده عمل می کنیم تا تابلوتکمیل گردد . تابلوهای فیکس به سه مدل بارانی ، دیواری ، ایستاده تقسیم می شوند و تابلوهای تیپ کشویی به دو دسته عمده N660 و N680 تقسیم می شوند .
نوع N660 مربوط به تابلوهای توزیع و کنترل موتوری می باشند و همچنین تجهیزات کشویی شامل کلیدهای اتوماتیک و کنتاکتورها می باشد تیپ N660 دارای مشتقاتی می باشند که عبارتند ازN663 ،N663C ،N664 ،N664C ،N667R ،N669 و … .
برای مونتاژ تابلوهای کشویی در قسمت مکانیکی ، طبق شکل شماره 1 ابتدا قسمتهای پایه و کف سلول و ستونها نصب می گردد تا تابلو شکل و فرم ظاهری خود را بدست آورد . همچنین از ورقهای گالوانیزه برای مجزا کردن طبقه کشوها ( مدول ) استفاده می شود . هر سلول از دوازده مدول تشکیل شده است که این مدولها به سایزهای متفاوتی یافت می شود که عبارتند از : یک مدوله ، دو مدوله ، سه مدوله ، چهار مدوله، سپس وسایلی مانند باسبارهای عمودی و افقی ، شمشها ، مقرها و … نصب می گردد . بعدازآن قطعات مدار قدرت وفرمان وهمچنین وسایل اندازه گیری نصب می شود .
قطعات نشان داده شده در شکل زیر :
1ـ محافظ باسبار اصلی ( افقی )
2ـ بلوک باسبارفرعی ( عمودی )
3ـ کشوها 4ـ اتصال زمین
5ـ محفظه باسبار کمکی وارتباط بین سلولها
|
6ـ محافظ ریلی تابلو ( با درخواست کارفرما )
شکل شماره یک : نمایی از تابلوهای کشویی
محل مونتاژ کشو دریک قسمتی از کارخانه انجام می گیرد که معمولاً برای راحتی کار کشوها را بر روی میز کار مونتاژ می کنند و برای مرحله الکتریکی آماده می سازند .
|
در قسمت الکتریکی ابتدا مدارهای قدرت مانند ( اینترلایک ، دستگیره کشو ، اهرمهای مکانیکی ، سکسیونر و … نصب می شود . بعد از آن مدار فرمان سیم کشی می شود ( طبق نقشه ) . کشوها پس از نصب تجهیزات سیم کشی می شوند و خروجی آنها وارد سوکت می شود . سپس این کشو زمانی که وارد مدول خود می شود درون سلول یک سوکت مادگی وجود دارد که وقتی که سوکت نری وارد مادگی می شود . اتصال الکتریکی برقرار شده و مدار فرمان و قدرت عمل می کند . معمولاً این وکتها از حرف A تا R طراحی شده
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1041 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 157 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول(مقدمه)
1-1 مقدمه............................... 3
2-1 موضوع تحقیق......................... 6
3-1 متغیرهای پژوهش...................... 6
4-1 بیان مسئله.......................... 6
5-1 فرضیه پژوهش ........................ 6
6-1 هدف پژوهش.......................... 7
7-1 ضرورت واهمیت پژوهش................. 8
8-1 تعاریف مفهومی متغیرها.............. 12
9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها............. 13
فصل دوم: گستره نظری پژوهش
1-2 مقدمه............................... 15
2-2 دیدگاههای نظری وتاریخچه موضوع مورد پژوهش
- موسیقی چیست؟.......................... 16
- مختصری در مورد عناصر موسیقی........... 18
- چرا موسیقی برای سلامتی مفید است؟....... 24
- موسیقی باعث می شود که ما بهتر احساس کنیم. 25
- موسیقی بخش های غیر قابل نفوذ را متأثر می کند. 25
- موسیقی به عنوان یک عنصر سلامتی ........ 27
- هیجانها، علم و موسیقی................. 30
- تاریخ موسیقی راک...................... 33
- مشخصه های موسیقی پاپ.................. 45
- تاریخچه موسیقی پاپ.................... 51
- روانشناسی تم های موسیقی............... 56
- تعریف بهداشت روانی ................... 60
- ماهیت وتشخیص بیماری روانی............. 72
- دیدگاهها ونظریه ها در بهداشت روانی.... 76
- پیشگیری وروشهای تحقیق در بهداشت روانی 79
- موسیقی واسترس......................... 84
- موسیقی وسیستم ایمنی بدن............... 86
- موسیقی وآرامش ورهایی.................. 87
- نقش موسیقی در پرورش مهارت های فردی واجتماعی 89
- تأثیر موسیقی بر مهارت های احساسی واجتماعی 96
- موسیقی وتعبیر وتفسیر افراد از مسائل... 98
-تقویت تعامل اجتماعی.................... 99
- تنظیم وضعیت روحی وخلق و حد توسط موسیقی 100
- آیا موسیقی می تواند اثرات منفی داشته باشد؟ 101
-نقش موسیقی در رها کردن انرژی در روزشکاران 103
- تأثیر سازه های ضربه ای در ابتدای مسابقه ها 108
-موسیقی، ریتم قلب را تغییر می دهد....... 109
3-2 ادبیات (یا پیشینه پژوهش)........... 111
بررسی وضعیت روانی هنرجویان موسیقی و مقایسۀ آن با افراد عادی امیر قمرانی ، سمانه سادات جعفر طباطبایی 111
بررسی تاثیر موسیقی بر شدت درد مرحله اول زایمان در زنان نخست حامله بستری در یکی از زایشگاههای شهر ساری سال 1376 فریده رضائی ابهری، به راهنمایی : منصوریه یادآورنیکروش. 113
بررسی تفاوتهای شخصیتی موسیقی دانان و غیرموسیقی دانان شهر تهران در برخی عوامل شخصیتی آزمون 16PF درسال 1373-74 فیض الله افتخاری: به راهنمای: مریم سیف نراقی.............. 115
بررسی اثر موسیقی غیرفعال و حرکات خودانگیخته در مهارکردن پرخاشگری کودکان عقب مانده ذهنی – نویسنده: مریم سادات پور محمود................................... 117
بررسی تاثیر آموزش موسیقی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی سال تحصیلی83-1382 شهرستان نجف آباد سعید فخاری زاده : به راهنمایی : عزت الله نادری، استادمشاور: محمدرضا بهرنگی 118
بررسی تاثیر موسیقی بر میزان دردها مزمن مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان سانترال شهر تهران (1376) علی یوسفی نژاد، به راهنمایی : روشن نژاد................................ 120
تاثیرات فیزیولوژیک و روانشناختی موسیقی کلاسیک و موسیقی پاپ بر دانش آموزان دختر دبیرستانی............ 122
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
1-3 جامعه آماری......................... 149
2-3 نمونه آماری......................... 149
3-3روش نمونه گیری....................... 149
4-3 ابزار پژوهش......................... 150
5-3 روش اجرا............................ 153
6-3 روش تحقیق و تحلیل داده ها........... 154
فصل چهارم: داده های آماری
1-4 داده های آماری...................... 156
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
1-5 بحث ونتیجه گیری..................... 161
2-5 محدودیت ها.......................... 166
3-5 پیشنهادات......................... 167
4-5 منابع فارسی......................... 168
6-5 ضمایم............................... 169
چکیده:
سلامت روانی نقش بسزایی در افراد دارد وعوامل بسیاری در بهبود سلامت روانی ویا کاهش آن دخیل هستند یکی از عوامل مهمی که امروزه بحث در مورد آن بسیار است موسیقی است.
موسیقی انواع بسیاری دارد که هر شکل ونوع از آن علاقمندان خاص خود را دارد انواع موسیقی مانند پاپ، راک، رپ، کلاسیک و ... هر کدام ریتم ومضامین خاص خود را دارد وافراد با توجه به روحیات خود به سمت یک یا چند نوع از انها گرایش پیدا می کنند.
با توجه به نقش مهم موسیقی بر سلامت روانی و همچنین تنوع بسیار اشکال مختلف موسیقی ،پژوهشی را در رابطه با مقایسه سلامت روانی دانشجویان علاقه مند به موسیقی پاپ وعلاقمند به موسیقی راک را انجام دادم تا متوجه شوم که آیا تفاوت معناداری بین سلامت روانی آنها دیده می شود یا خیر برای تعیین سلامت روانی آنها از پرسشنامه سلامت عمومی( GHQ) استفاده شد وسپس به وسیله آزمون t مستقل میانگین سلامت روانی آنها مورد آزمون قرار گرفت ونتیجه بدست آمده فرضیه پژوهش را رد وتفاوت معناداری را بین آنان نشان نداد این نتیجه با نتایج پژوهشهای دیگر مورد بررسی قرارگرفت ونشان داد که موسیقی وشکل و نوعی می تواند اثرات مثبتی روی افراد داشته باشد.
1-1 مقدمه:
هنر در طول تاریخ وسیله ای برای سازگاری، انعطاف، خلاقیت، عشق ودوستی وآرامش مردم بوده است.
در میان هنرها، موسیقی به دلیل داشتن انرژی، تحرک وجاذبه ذاتی، بسیار نافذ بوده وبه طرز فوق العاده ای بشر را به خود مشغول کرده است.
در تمام زوایای زندگی در هر برنامه فرصت وفراغتی موسیقی به شکل حضور دارد وچاشنی برنامه ها ویا همراه آنهاست.
اما با وجود استفاده های فراوان و رواج زیاد، عموم از واقعیت آن اطلاعات کافی ندارند وکمتر از آنچه مصرف می کنند وبه آن می اندیشند واز ضرورت وکیفیت آن می پرسند این وظیفه انسان امروزی است که بداند چه مصرف می کند وآنچه که مصرف می کند چه کیفیتی دارد ونیاز واقعی به آن چه قدر است وچگونه باید از آن استفاده کند طبیعی است که باید مطالعه کند، بخواند بحث وگفتگو کند وبرای افزایش اطلاعات آموزش ببیند وبه اندازه کافی موسیقی بشنود.
موسیقی یکی از ابزارهای تربیتی واثرگذار زندگی معاصر است وهر کس ناگزیر به شکلی از آن استفاده می کند.
پس فهم آن نیز جزء آموزش فکری مردم واز جمله وظایف آموزش وپرورش هر کشوری است.
موسیقی مانند یک زبان مکالمه وبه دلیل همگانی بودن ونیاز عمومی به آن در واقع نوعی زبان مادری ودرونی بشر است زبانی که هر روز به صورت های مختلف، کلمه ها ومفاهیم آن را می شنویم وحس می کنیم.
شایسته آن است که قواعد اجزا وترکیب وارکان این زمان رایج را بشناسیم وبافهیم ودرایت به دنیای زیبا، تصور الهام های آن وارد شویم وزیبایی ، تجربه های عرفانی والهی وسید روحی آن را احساس کنیم.
(کاربردهای موسیقی درمانی، دکتر علی زاده مهدی، 1380)
موسیقی نیازی فیزیولویک، ذهنی، احساسی، اجتماعی وفرهنگی در زندگی انسان است واز طریق این نیازها ریشه ای گسترده در تار وپود زندگی بشر پیدا کرده است موسیقی رابطه زیستی وفیزیولوژیک، مغز آدمی دارد رقیم، محرک بیولوژیک و ملودی مولد لذت، خوشی وخیال انگیزی است به این دلیل کوچک ترین کنش رتیمیک ونوای موزون روح وجسم را بر می انگیزد وتحریک می کند.
موسیقی نیازی شناختی است با توجه به موسیقی دنیایی ارزیابی ها رمز وراز صوت ها هماهنگی و وحدت اجزا و ارضای خیال انگیزی ها گشوده می شد وذهن از ورود به تصورهای تازه، الهام وخلق افکار جدید لذت می برد.
اما موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی واحساسی است موسیقی سیستم عواطف( لیمبیک) مغز را به سرعت تحریک می کند وبه تحریک احساسی وفرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود ودر بسیاری از مواقع زندگی که کلام وبیان پاسخگو نیست، می تواند موجب همدردی وهم حسی شود واز همه مهم تر احساس هارا وسعت بخشد.
همچنین موسیقی نیازی اجتماعی است وهمبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد هر جا موسیقی جاری است گروهی در کنار هم وگردهم جمع اند زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس ها وبیان مشترکی را در جمع به وجود آورد ونیروی عمومی را بر انگیزد موسیقی نیروی همدلی است به همین خاطر قدرت وحدت وپیوستگی دارد واز ان می تواند در تفاهم اجتماعی وسلیقه ملی بهره جست وصحبت وهمدلی را در جامعه تقویت کرد.
2-1 موضوع تحقیق:
مقایسه سلامت روانی دانشجویان 30-20 ساله علاقمند به موسیقی راک علاقمند به موسیقی پاپ.
3-1 متغیرهای پژوهش:
متغیرهای مستقل : علاقه مندی به موسیقی راک وعلاقه مندی به موسیقی پاپ
متغیروابسته: میزان سلامت روانی
4-1 بیان مسئله:
آیا بین سلامت روانی افرادی که در الویت اول علاقه مند گوش دادن به موسیقی راک هستند وافرادی که در الویت اول علاقمند به موسیقی پاپ هستند تفاوت وجود دارد؟
5-1فرضیه پژوهش
بین سلامت روانی افرادی که در الویت اول علاقه به گوش دادن موسیقی راک دارند وآنها که در الویت اول علاقه به گوش دادن موسیقی پاپ دارند تفاوت معنادار وجود دارد.
6-1هدف پژوهش
موسیقی در همه جا شنیده می شود در خانه ها، محل های کار، در ماشین ، بیمارستان ها، مدرسه ها، آموزشگاه ها ونیایشگاهها وهر حالی دیگر به گوش می رسد موسیقی در خانه شور ونشاط ، آرامش وادراک وفرصتهایی برای رفع خستگی به وجود می آورد موسیقی در مدرسه ها ودانشگاه ها به عنوان درس آموخته می شود که درک از محیط وزیبایی وکشف احساس و فکر را ارتقا می بخشد موسیقی در بیمارستان ها ومراکز درمانی شنیده می شود تااحساس راحتی ،خوشی، سلامتی وارتباط به وجود آورد وبیماری بهتر تحمل شود موسیقی در توان بخشی ها برای تقویت مهارت ها به کار می رود.
موسیقی آرام بخش در معابد، عبادتگاهها ونیایشگاهها وکلیسا ها شنیده می شود تا اثر افکار وتمرین های روحی وتمرکزی واحساس معنوی بهتر القا شود موسیقی اوقاتی لذت بخش، شور ونشاط و وسیله ای برای تخلیه هیجان کودکان وجوانان وفرصتی برای یادآوری خاطرات سالمندان وزمینه ای برای الهام وکشف اهل تفکر و واقهه است.
با توجه به مطالب گفته شد و وجود موسیقی در همه جا واثرات آن برروی ادراک واحساسات وعواطف وافکار هدف این پژوهش بررسی ومقایسه اثر دونوع موسیقی پاپ وراک بر روی سلامت روانی افراد می باشید تا متوجه شویم که آیا نوع موسیقی که افراد به آن علاقه دارند وروزانه به آن گوش می دهند برروی سلامت روانی آنها اثر می گذارد یا خیر قابل توجه است که بدانیم موسیقی پاپ موسیقی ساده وقابل درک است که عموم مردم به آن گوش می دهند و موسیقی راک از انواع موسیقی های هیجانی است که بعضی به طور افراطی به آن گوش می دهند.
هدف دیگر در این پژوهش بررسی راههای استفاده مناسب از موسیقی درجهت سلامت روانی بیشتر می باشد واینکه آیا افرادی که به موسیقی با نوع خاص که در اینجا موسیقی راک مد نظر می باشد وبیشتر به صورت آهنگهایی با رقم های هیجانی اجرا می شودو علاقمند هستند از سلامت روانی پایین تری نسبت به افرادی که به موسیقی های عامه پسند علاقه مندند برخوردارند ویا خیر این نوع خاص از موسیقی تأثیری بر روند سلامت روانی آنها داشته یا خیر؟
7-1 ضرورت واهمیت پژوهش
این پرسش همواره مطرح بوده است که هرکس باید روزانه چه اندازه موسیقی گوش دهد این سوال کلی مانند این است که بپرسیم هر کس روزانه چه قدر غذا یا پروتئین وچربی مصرف کند یک پاسخ کلی وجود دارد که برای مثال افراد سالم روزانه صد گرم پروتئین نیاز دارند اما این پاسخ برای هر کس معنا وکاربرد دقیق ندارد ممکن است برای فردی پنجاه گرم پروتئین هم زیاد باشد وبرای فرد دیگر صد وپنجاه گرم هم کافی نباشد.
در مورد موسیقی پاسخ کلی این است که شنیدن نیم ساعت موسیقی برای عموم کافی است اما ممکن است به دلایل درونی ونیازهای ذهنی ویا فیزیولوژیک این مقدار فرد لازم نباشد وبرای فرد دیگری یک ساعت هم باشد.
شنیدن موسیقی تا حدودی مانند خواندن کتاب به شرایط مختلف روحی، علاقه ونیاز وظرفیت عصبی فرد بستگی دارد برای استفاده از موسیقی نخست باید به موسیقی خوب، عادت کنیم وآثار ارزشمند هنرمندانی مانند ریوالدی، چایکوفسکی ، موتزارت رشتراوس، شوین،بتهوون ودیگر بزرگان را بفهمیم آثار ملی واصیل را خوب وباهوشیاری درک کنیم وتنها به موسیقی برای شور وحال ویا تفنن گوش نکنیم.
بی شک عموم مردم به موسیقی ساده وقابل درک مانند موسیقی پاپ نیاز دارند اما این دلیلی برای عظمت از فهم موسیقی خوب نیست باید شرایط درک وشناخت آثار زیبا وجدی از طریق رادیو وتلویزیون فراهم شود زیرا تنها با رشد فکری و آموزش است که مردم از شنیدن موسیقی هیجانی وموسیقی های ادوار خو وافراطی پرهیز می کنند وبی جهت وبی مقدار به آن گوش نمی دهند.
چرا مردم از خوردن غذاهایی که به بدن آنها نمی سازد حتی اگر برای آنها لذیذ باشد پرهیز می کنند؟ آیا مردم هر نوع غذای را هر وقت می خورند؟ آیا برای احتیاط فقط تجربه وشناخت کافی است؟ در مورد استفاده از موسیقی نیز تنها با شناخت و تمرین است که می توان درایت لازم برای مصرف موسیقی را به دست آورد.
هر کس در زندگی شخصی خود تا حدودی عواطف وروحیه خود را شناخته است ومی داند چگونه چقدر وچرا برانگیخته می شود. چه نوع ارتباط، چه غذا، چه فیلم چه مطلب وموضوعی وحتی چه نوع رفتار ویا چگونه فردی او را تحریک می کند وچه تاثیری به او می گذارد بنابراین با توجه به احساس ها، هیجان ها، نیازها وبه طور کلی با توجه به حال خود باید موسیقی را نیز جزء برنامه قرار دهد چرا که مصرف بیش از حد موسیقی هیجانی می تواند در بعضی از افراد موجب بی قیدی عاطفی، آشفتگی های ذهنی ونوسان خلقی شود. با توجه به این مطالب ضرورت این تحقیق تحقق می یابد.
همچنین شنیدن توأبا فهم وتفکر کمک می کند تاآدمی بادرک درستی از موسیقی تأثیر بپذیرد وهر موسیقی سبک وبی ارزش او را متأثر نسازد. اگر موسیقی به مفهوم واقعی وعلمی آن در مدارس و رسانه ها همگانی آموزش داده شود از ترویج ودلبستگی عموم به موسیقی غیر اصولی و بی مقدار کاسته می شود اگر فکر واندیشه با موسیقی علمی آشناشود وتمرین کافی انجام دهد، خواه ناخواه موسیقی باارزش را تمیز خواهد داد وگرایش آن به موسیقی سبک کم می شود.
اهمیت این پژوهش نیز به دلیل اهمیت تأثیراتی است که موسیقی بر روی افراد می گذارد ودرک درست از موسیقی وانتخاب موسیقی که بتواند مطابق با روحیات نیازهای افراد باشد خواهد توانست به سلامت روانی آنها کمک کند همچنین با توجه به تحقیقاتی که در زمینه های مختلف برای اثرات مختلف موسیقی به مغز،استرس،بیماریها و... انجام شده این پژوهش به بررسی اثر نوع خاصی از موسیقی بر روی سلامت روانی افراد می پردازد تا بتوان با توجه به نتایج آن متوجه این موضوع شد که آیا نوع موسیقی هم می تواند تأثیری منفی یا مثبت بر روی افراد داشته باشد یا خیر واگر اینطور است سعی داشت تادر آینده اثر انواع دیگر موسیقی را هم بر روی افراد بررسی کرد تا بتوان بهترین نوع آنها را شناسایی کرد وبه دیگران معرفی کرد همچنین نیزمی توان اثرات موسیقی های مختلف را برروی عوامل دیگری جز سلامت روانی بررسی کرد وتأثیر هر کدام را برروی عوامل دیگر ومثبت یا منفی بودن اثراتشان را متوجه شدو در اختیار دیگران نیز گذاشت چون با توجه به مطالبی که در ابتدا گفته شد موسیقی در همه جا هست وتقریباً هر روزه خواه ناخواه به گوش همه می رسد واز همه مهمتر امروز علاقه به موسیقی وگرایش به سمت این هنر بسیار زیاد شده پس چه بهتر با آگاهی بیشتر به آن گوش دهندواز اثرات مثبت آن در زندگی بهره مند شوند.
8-1 تعاریف مفهومی:
سلامت روانی: یعنی داشتن هدف انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات زندگی، سازگاری با محیط اجتماعی بر اساس موازین علمی واخلاقی وایمان کار ومسئولیت پذیری وپیروی از اصل نیکوکاری وخیرخواهی وهمچنین سازگاری با محیط اجتماعی است.(شفیع آبادی /1365)
موسیقی راک: راک اندرول یک نیک واژه است راک اندرول کردن معنی رقصیدن را داشته وبا علم به این که رقص بیان عشقبازی های افقی به شکل عمودی است به راحتی می توان به مفهوم این نیک واژه پی برد .چارلی جیلت درکتابش با عنوان آوای شهر می نویسد، در موسیقی ریتم اند بلوزواژه های rocking (جنبیدن) و rocking(چرخیدن، غلت خوردن) مفهومی سکسی داشتند.
موسیقی پاپ: موسیقی پاپ معمولاً به عنوان موسیقی تعریف می شودکه به شکل تجاری تهیه می شود ویا هدف تولید آن سودمالی است بنا به تعریف = فریت Simon Frith ، منتقد موسیقی وجامعه شناس متخصص موسیقی مردم پسند ، موسیقی پاپ به عنوان یک صنعت شناخته می شود نه هنرالبته این موسیقی را می توان در حیطه بازار، ایدئولوژی ، تولید وزیبایی شناسی هم معنا کرد در واقع «پاپ» طوری طراحی شده که برای همه جالب باشد واز هیچ جای خاصی نیامده وقرار هم نیست سلیقه خاصی را اعمال کند.
9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها:
سلامت روانی: سلامت روانی در این پژوهش به وسیله تست GHQ بدست می آید وبه پرسشنامه سلامت عمومی 28-GHQ معروف است که نمره 33 وبالاتر بیانگر عدم سلامت روان ونمره پایین تر از 23 بیانگر سلامت روان می باشد.
نوع موسیقی راک یا پاپ (ملایم): پاسخ آزمودنیها به این سوال از طریق سوال درج شده در پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است.
1-2مقدمه
شواهد عینی نشان مید هند زمانیکه بتوان از موسیقی وهنرهای مربوط به آن صحیح استفاده کردآنها می توانند در آموزش ویادگیری، اثرات مثبت ومنافع بلند مدت داشته باشند تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است به خاطر وسعت وعمق خود، حمایت قابل توجهی از این نتایج واثرات می کنند.
خوش بیانی از طریق موسیقی، یک کار طبیعی وذاتی به حساب می آید وکاربرد آن قطعاً ماورای یک سرگرمی وتفریح است در واقع بعضی از محققان اعتقاد دارند که موسیقی به خاطر کیفیت تکاملی ای دارد، سیستم بیولوژیکی انسان به طور ذاتی به آن وابسته است بنابراین گوش کردن به موسیقی به علت ارزش بیولوژیکی آن می تواند در به دست آوردن مهارت های دیگر به انسان کمک نماید بعضی از متخصصان در رشته عصب شناسی معتقد هستند همان گونه که موسیقی زیباشناسی زندگی محسوب می شود ودر شناخت زیبایی ها به انسان کمک می کند از نظر بیولوژیکی نیز بخش از زندگی انسان محسوب می گردد.
موسیقی چیست؟
ای کاش فقط یک جواب ساده برای این سوال وجود داشت چندین راه ساده برای تعریف موسیقی وجود دارد در این مورد تعاریف متفاوت وگاهاً متناقض و گیج کننده ای در مورد اینکه اصولا موسیقی چیست وچه چیزی باید باشد، وجود دارد البته، تلاش برای رفع این تناقض بیهوده است ما به جای تعریف موسیقی، شما را به بررسی عناصر موسیقی که در به وجود آوردن موقعیت بهتر سلامت موثر هستد دعوت می نماییم.
عجالتاً، قبول کنیم که موسیقی می تواند در لوح فشرده، نوار کاست یا یک برگ کاغذ ذخیره شود. ولی خود موسیقی قابل رویت نیست وشاهد به همین علت باشد که موسیقی تعاریف متفاوتی دارد ونمی توان یک تعریف کلی برای آن مشخص کرد.
فرایند تعریف موسیقی کار بس مشکلی است در این مورد، ما طنزی را به یاد شما می آوریم:«نوشتن درباره موسیقی، مانند رقصیدن درباره معماری است»
به راستی اگر قرار بود موسیقی با کلمات قابل وصف وتعریف باشد، چه دلیلی داشت که موسیقی وجود داشته باشد؟
هیچ نوشته ای وجود ندارد که بتواند بگوید چرا بعضی از اصوات باعث گریه می شوند وبعضی باعث خنده در این مورد، ما چندین تعریف متفاوت را در اختیارتان می گذاریم.
موسیقی این است:
مارک ترامو می گوید:« تمام قطعات موسیقی بر اساس قواعد موسیقی ساخته شده اند، در تمام فرهنگها آواز وجود داردهمه جوامع آوازهایی دارند که با مفاهیم و احساسات خاصی توام هستند وشاید به همین دلیل باشد که افراد به موسیقی به عنوان زبان مشترک رجوع می کند»به نظر بتهون،«موسیقی رابط بین روح و جسم» می باشد.
«زمانی که موسیقی ما را به وجد می آورد وما را وادار به رقصیدن می کند، فقط یک عامل حرکتی محسوب نمی شود موسیقی فقط در مدت چند دقیقه چنان اثری روی ما می گذارد که هیچ چیزی در زندگی. روزمره نمی توان آن اثر را داشته باشد.
موسیقی پرقدرت وبیش از حد شادی بخش است. ولی گذشته از همه اینها، به قول رابرت جوردن، موسیقی زیباست»
«تنها چیزی که در مورد موسیقی می توان گفت این است که موسیقی چیز عجیبی است موسیقی قابل رؤیت نیست، قابل لمس نیست ولی قابل احساس است همه ما فقط این را می دانیم که موسیقی از ارتعاشات ساخته می شود.که اشتباه بزرگ همه در همین است که موسیقی فقط ساخته ارتعاشات نیست هر چه هست می تواند همه شکافها راپر کند. پت متنی می گوید «موسیقی مانند خاطره ای است که همه آن را به یاد می آورند موسیقی همه را به یاد وقایع گذشته می اندازد به یاد آنچه قبل از شنیدن یک قطعه موسیقی وجود داشته، وبه یاد آنچه پس از شنیدن موسیقی اتفاق خواهد افتاد به همین دلیل، موسیقی، پرکننده شکافهاست» به گفته آرون کوپلند « موسیقی یک هنر بدون شکل است که همیشه خطر سقوط از آن وجود دارد».
شاید بهترین تعریف از موسیقی در بحث ما این باشد که «موسیقی بیان یکپارچه احساسات است» ماقصد داریم نشان دهیم که کدام یک از عناصر موسیقی اثر بیشتری بر سلامتی انسان دارد وچگونه می توانیم مشخص کنیم که کدام بخش از این راز که ما به عنوان موسیقی می شناسیم به سیستم عصبی ومغزی ما رسوخ می کنند وروح ما را تحت تأثیر قرار می دهند؟ (موسیقی و سلامتی / میترا چ.ام. لی/ ترجمه آذر عمرانی گرگری)
مختصری در مورد عناصر موسیقی
در تجارب کلینیکی موسیقی عنصر کلیدی ارتباط بین ذهن، جسم و روح می باشد عناصر اصلی موسیقی، عبارت اند از: ریتم، تن صدا هارمونی، ملودی، دینامیک وشدت وضعف صدا. درک این عناصر، می تواند چگونگی تحت تأثیر قرار گرفتن احساسات را توسط موسیقی توجیه نماید.
موسیقیدانان ونظریه پردازان موسیقی، زبان خاص ولازمی را برای توضیح صدا وموسیقی، ابداع کرده اند.
در این راستا، درک مفهوم ریتم اهمیت زیادی دارد موسیقی مانند جسم انسان ، طبیعتاً از مجموعه ای از ریتمها، تشکیل شده است.قلب، اعضای داخلی بدن، مغز وسیستم عصبی، همگی دارای ریتم هستند تمام وجود انسان با ریتم کنترل می شود در درون ریتم نیز، ریتم وجود دارد ما مجموعه باشکوهی از ریتم را در درون جسم خود داریم. روش راه رفتن، حرف زدن وکارهایی که انجام می دهیم با الگوهای ریتمی اداره می شودند.
بهترین تعریف ریتم، «واحد زمان وصدا» می باشدریتم، قدم یا گامی است که صدا با آن حرکت می کند هر ریتمی دارای ضرب یا زمان مشترکی است هر بخش از ریتم می تواند شکسته شود یا به ضربهای دیگر تقسیم شود.
در موسیقی، ریتم، روش ارایه عقیده موسیقیایی را زمانی که با عناصر تن صدا، شدت وضعف صدا، ملودی و هارمونی توام شود، به وجود می آورد. تن صدا مربوط به نامی است که ما به یک صدا می دهیم معمولا تن صدا در ارتباط آن با صداهای دیگر مشخص می شود واز آنجایی که تمام اصوات به یکدیگر مربوط هستندتن صدا قابل اندازه گیری می باشد تن صدا می تواند در طیف وسیع صدا از بالا تا پایین یا جایی بین این دو، قرار گیرد.
ملودی، مجموعه ای از تن صداست که برای زمان خاصی تنظیم شده است شما نیز می توانید با ردیف کردن گروهی از صدا ها در یک زمان، ملودی درست کنید البته این ملودی لزوماً زیبا نخواهد بود ولی در هر حال، یک ملودی است یک ملودی روشی را برای تشخیص قطعات موسیقی از یکدیگر ایجاد می کند یک ملودی در ساده ترین شکل خود، به معنی یک سری از تن صداهات در یک تجسسم وسیع تر، ملودی می تواند وسیله ای برای ارتباط با خداوند باشد.
ملودی پیامهایی به همراه خوددارد ریتم از این پیامها حمایت می کند هارمونی پیام را گسترش می دهد ولی پیام اصلی در ملودی است عکس العملهای احساسی ما نسبت به یک قطعه موسیقی، مربوط به ساختار ملودی است.هر کسی داستان زندگی خاصی دارد وهر کسی می تواند بر اساس داستان زندگی خود، با ملودی خاصی ارتباط بر قرار کند یک ملودی خوب، ملودی ای است که با هر بار گوش کردن به آن، درک واحساس جدیدی را در انسان ایجاد می کند احساس قبلی را دور می کند سلامتی ما می تواند عمیقاً تحت تأثیر ملودی قرار گیرد.
هارمونی، ابعاد جدیدی به تجربه یک ملودی، می افزاید ساده بگوییم هارمونی یک یا چند تن صدا را برای ایجاد صدای خاص در یک زمان، توأم می کند.
بعضی ها اعتقاد دارند که هارمونی حتماً می باید غنی و دلنشین باشد با وجود این، اهمیت واقعی هارمونی در این است که یک ایده موسیقیایی را تقویت می نماید.
در استفاده از موسیقی برای سلامتی، دانستن تئوری موسیقی اهمیت ندارد، کافی است بدانیم که در طبیعت، نظم وجود دارد وموسیقی نیز یک نظم است.
سرعت اجرای قطعات موسیقی را تمپو[1] یا تعداد ضرب در یک دقیقه می گویند.
مابه طور غریزی به دنبال قطعات موسیقی باسرعتهای متفاوت در ساعات مختلف روز هستیم آهنگسازان در ایجاد ملودیها، هارمونیها وموضوعات مختلف موسیقی از سرعتهای متفاوت ( تعداد ضرب در دقیقه) استفاده می کنند استفاده از تمپو، در اجرای موسیقی به عنوان نشان دهنده وضعیت روحی آهنگساز، کاملاً متداول است به عنوان مثال، در حال حاضر سرعت سازهای الکتریکی برای موسیقی رقص، خیلی منظم است اغلب در سرتاسر یک قطعه موسیقی، سرعت موسیقی به اندازه 125 تا 129 ضرب در دقیقه است تولید کنندگان این نسل از موسیقی بخوبی آگاه هستند که هر قطعه موسیقی بدون در نظر گرفتن کیفیت هارمونی وملودی، مردم را برای رقص به هیجان خواهد آورد به شرط آنکه ریتم وتمپو به قدر کافی منظم باشند معمولاً سرعت موسیقی رقص بین 123 تا 129 ضرب در دقیقه می باشد.
این موسیقی شامل چند چرخش وتکرار است ومفهوم اشعار یا ترانه ها، سطحی وبیشتر در مورد طبیعت است این موسیقی به خاطر تکراری که دارد، هم قابل پیش بینی است وهم محرک.
ملودی موسیقی رقص، قابل پیش بینی است ودر آن یک عنصر امن وجود دارد که بخش عمده آن به خاطر این است که ملودی قدرت تحریک ذهنی کمتری دارد وشنونده را به حرکت وا می دارد این نوع موسیقی، جسم را به شدت تحریک می کند و به حرکت وا می دارد به نظر می رسد که تکرار ملودی در این نوع موسیقی، موقعیت هشیاری را مدام تغییر می دهد که این تغییر به نوبه خود شنونده را تحت تأثیر قرار می دهد تحقیقات روی افرادی که قادر هستند مدت زیادی برقصند، نشان داده است که تغییر موقعیت هشیاری در آنها باعث می شود که آنها بتوانند برروی عناصر موسیقی تمرکز کنند اغلب استفاده از کلمات (شعر- ترانه) در موسیقی، بعد دیگری نیز به یک تجزیه موسیقی اضافه می کند این بعد در تمام نسلهای موسیقی واقعیت دارد اصولاً یک رابطه تکمیلی بین کلام وموسیقی وجود دارد این رابطه زمانی به اوج خود می رسد که شعر وموسیقی هماهنگی داشته ویکدیگر را کامل کنند شعر یا ترانه، بعد شاعرانه ای را به موسیقی می افزاید کلماتی که در اشعار می آیند می توانید تجربه موسیقی را به یک سطح جدیدی از زیبایی ودرک ارتقا دهند. با وجود این، گاهی اوقات نیز شعار یا ترانه می تواند مفهوم موسیقی را عوض کند یا مبهم سازد.
زمانی که عناصر موسیقی به روش درستی ترکیب شوند، حاصل آن یک تجربه موسیقی مطلوب ورضایت بخش خواهد بود این رضایت از شنیدن موسیقی، مطمئناً هدف عمده گوش کنندگان به موسیقی می باشد گذشته از این، موسیقی، خود باعث غنی ویکپارچه شدن سایر تجارب زندگی می شود گاهی اوقات این تجارب به بخشی از تجربه کلی زندگی تبدیل می شوند توضح رضایت حاصل از یک تجربه موسیقی، مشکل ترین تعریف یک تجربه موسیقی است این تجربه، غیر قابل لمس وماورای تعریف وتوضیح است.
تجربه موسیقی، غیر قابل لمس است چرا که هر یک از ما متکی به احساس وذوق سلیقه خود به هنگام گوش کردن به یک کارهنری هستیم. تجربه مطلوب یک قطعه موسیقی برای هر فردی، خاص خود فرد است. هر یک از ما تعریف خاصی از مطلوبیت داریم . با وجود این، در جوار کسانی که سلیقه مشترک با ما دارند، احساس آرامش می کنیم واز طریق تجارب مشترک، زمینه های مشترکی نیز بین افراد ایجاد می شود این زمینه های مشترک باعث می شوند که ما پی ببریم به اینکه چرا یک قطعه موسیقی خاص، شخصی را وادار به گریه می کند، در حالی که یک قطعه موسیقی دیگر ممکن است باعث شادی او شود.
کلمات وعلوم نمی توانند زیبایی موجود در این جهان را تشریح کنند از طرف دیگر، موسیقی، هم تجربه زیبایی را به وجود می آورد وهم آن را توجیه می کند. ممکن است، موسیقی جزو علوم نباشد ولی واقعیت این است که موسیقی خود، علم زیبایی است (موسیقی و سلامتی / میترا چ.ام. لی/ ترجمه آذر عمرانی گرگری) .
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3869 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 180 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
مقدمه
فصل اول : کلیات و مبانی نظری
بخش اول : کلیات
1-1) بیان مسئله ............................... 2
1-2) سوالات اصلی................................ 3
1-3) فرضیه ها.................................. 3
1-4) قلمرو تحقیق............................... 4
1-6 ) اهداف پژوهش.............................. 4
1-7 ) روش کار تحقیق............................ 4
5) پیشینه تحقیق................................ 4
بخش دوم : مبانی نظری
1-2-1) مفهوم ژئوپولیتیک........................ 7
1-2-2-) کدهای ژئوپولیتیکی...................... 11
1-2-3) مفهوم تهدید و فرصت...................... 12
1-2-4) بحران های قومی (تبیین نظری)............. 14
1-2-5) آسیای مرکزی، نام و موقعیت............... 16
فصل دوم : جغرافیای سیاسی آسیای مرکزی و دریای خزر
2-1) موقعیت آسیایی مرکزی ...................... 19
2-2) روابط خارجی............................... 21
2-3)نقش آسیای مرکزی در امنیت جدید خاورمیانه.... 35
2-4) نگاهى به منابع انرژی آسیای مرکزی و حوزه خزر 38
2-5) سازمان های منطقه ای....................... 40
2-6)دریای خزر.................................. 50
2-7) رژیم حقوقی در یای خزر.................... 59
فصل سوم : جغرافیای طبیعی و انسانی قزاقستان
3-1) موقعیت جغرافیایی کشور قزاقستان............ 68
3-2) اقلیم..................................... 70
3-3) منابع آب.................................. 71
3-4) دریاچه آرال............................... 74
3-5) مشکلات زیست محیطی دریاچه آرال.............. 75
3-6)عوارض طبیعی................................ 78
3-7) بنادر مهم................................. 78
3-8) شهرهای مهم................................ 79
3-9) انتقال پایتخت از آلماتی به آستانه......... 83
3-10) اوضاع اقتصادی............................ 84
3-11) تولیدات کشاورزی.......................... 87
3-12) انرژی.................................... 89
3-13)پیشینیه تاریخی............................ 92
3-14) جغرافیای انسانی.......................... 99
3-15) ادیان و مذاهب............................ 107
3-16) اوضاع اجتماعی............................ 113
3-17) تلویزیون در جامعه قزاقستان............... 126
فصل چهارم : ژئوپولیتیک قزاقستان
4-1) چکیده ای از جغرافیای قزاقستان............. 128
4-2)موقعیت ژئوپولیتکی قزاقستان................. 130
4-3) کدهای ژئوپولیتیکی و تاثیر آن بر روابط کشورها 132
4-4) کدهای ژئوپولیتیک منفی یا تهدیدات ژئوپولیتیکی قزاقستان 133
4-4-2) تنگناهای جغرافیایی...................... 133
4-4-2) تنگناهای جمعیتی......................... 138
4-4-3) مشکلات اقلیمی............................ 141
4-5) کدهای ژئوپولیتیک مثبت یا فرصت های ژئوپولیتیکی 145
4-5-1) موقعیت جغرافیایی و ارتباطی.............. 145
4-6-2) منابع طبیعی متنوع و فراوان.............. 147
4-6-3)تولید وسیع غلات........................... 151
4-6-4) وسعت سرزمین و عمق استراتژیک............. 153
4-6-5) انتقال پایتخت از آلماتی به آستانه....... 154
4-6-6)در اختیار داشتن میراث استراتژیک شوروی سابق 155
4-6-7) نرخ با سوادی بالا........................ 157
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1) جمع بندی و نتیجه گیری..................... 159
5-2) آزمون فرضیه ها............................ 161
5-3)پیشنهادات.................................. 164
منابع و ماخذ................................... 166
فصل اول
«یکی از مسائلی که در استراتژی ملی کشورها در نظر گرفته می شود، بررسی، مطالعه و تحلیل امکانات و توانایی های ناشی از عوامل مختلف جغرافیایی – انسانی یک کشور تحت عنوان «فرصت های ژئوپولیتیکی» و مشکلات و محدودیت های آن کشور تحت عنوان «تهدیدهای ژئوپولیتیکی» است که از آن به عنوان تدوین «کدهای ژئوپولیتیک» یاد می شود. این عوامل ژئوپولیتیکی با توجه به نقشی که در افزایش یا کاهش قدرت و منافع ملی یک کشور دارند هم می توانند به صورت عوامل مثبت (با کارکرد مثبت)، قدرت یک کشور را افزایش داده و هم می توانند به صورت عوامل منفی (با کارکرد منفی)، قدرت یا منافع ملی آن کشور را به چالش بکشانند. تدوین کدهای ژئوپولیتیک یا «استراتژی ژئوپولیتیکی» علاوه بر اینکه پایه و اساس سیاست خارجی کشور را تشکیل می دهد، همچنین مشخص می کند که یک کشور با توجه به وزنی که در سطح جهانی، منطقه ای یا محلی دارد چگونه قدرتی به حساب می آید و بر اساس آن کدامیک از کدهای سه گانه مذکور را می توان برای آن کشور تدوین نمود.
با پیدایش دولتهای جدید در آسیای مرکزی، قزاقستان از جمله کشورهایی است که بدلیل موقعیت و ویژگی های خاص ژئوپولیتیکی، مورد توجه قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است. در این پژوهش به مطالعه و بررسی ویژگی های یاد شده بر پایه ی تقسیم بندی فوق می پردازیم و کدهای ژئوپولیتیکی کشور قزاقستان را در دو قالب فرصت ها و تهدیدات بیان خواهیم کرد.
وضعیت ژئوپولیتیکی قزاقستان بدلایل مختلف با دیگر کشورهای آسیای میانه تفاوت دارد و این کشور را می توان مهمترین کشور این منطقه دانست زیرا این سرزمین همواره مکمل استراتژی اقتصادی و استراتژی دفاعی قدرتهای همجوار و قدرتهای فرامنطقه ای بوده است. اگر بر اساس نظریات جهانی ژئوپولیتیک، کشورهای شمال ایران را بخشی از سرزمین هارتلند به حساب آوریم، ایران به عنوان سرزمین حاشیه ای این کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به شرایط جدید کشورهای آسیای مرکزی و به دلیل موقعیت جغرافیایی این کشورها که محاط در خشکی بوده و جهت فعال شدن در اقتصاد بین الملل نیاز به سرزمین های مکمل خارجی خواهند داشت، خاک ایران می تواند گزینه ای بسیار مناسب برای این منظور باشد.
مطالعه منطقه آسیای مرکزی و شناخت فرصت ها و تهدیدات ژئوپولیتیکی این همسایه جدید اما تاریخی، می تواند قدمی هرچند کوچک در شناخت بهتر این کشور و یافتن زمینه های همکاری و فراهم آوردن شرایطی مناسب تر برای ترسیم و تنظیم بهینه روابط سیاسی - اقتصادی میهن عزیزمان، ایران اسلامی با این کشور و این منطقه مهم از جهان باشد.
1-2) سوالات اصلی
الف) فرصت های ژئوپولیتیکی قزاقستان کدامند؟
ب) تهدیدهای ژئوپولیتیکی قزاقستان کدامند؟
ج) جایگاه جهانی قزاقستان بر اساس استراتژی ژئوپولیتیکی (کدهای ژئوپولیتیکی جهانی، منطقه ای یا محلی) چیست؟
1-3) فرضیه ها
الف) به نظر می رسد در اختیار داشتن منابع طبیعی فراوان به خصوص منابع انرژی و نیز موقعیت جغرافیایی پیوند دهنده قزاقستان در میان روسیه، چین، سایر کشورهای آسیای مرکزی و ایران (از طریق دریای خزر از جمله فرصت های ژئوپولیتیکی این کشور باشد.
ب) عدم دسترسی مستقیم به آب های آزاد و تنگناهای جمعیتی شامل ناموزونی شدید جمعیت و تراکم جمعیت پایین، می تواند مهمترین تهدیدهای ژئوپولیتیکی این کشور به شمار رود.
ج) بر اساس استراتژی ژئوپولیتیکی قزاقستان، این کشور نمی تواند یک قدرت جهانی به حساب آید و احتمالا قدرتی منطقه ای یا محلی خواهد بود.
1-4) قلمرو پژوهش
قلمرو این پژوهش کشور قزاقستان و حوزه ژئوپولیتیکی محاط بر آن یعنی حوزه ژئوپولیتیکی آسیای مرکزی و قدرت های تاثیر گذار بر این حوزه شامل روسیه، چین، ایران، ترکیه، پاکستان، افغانستان و تا حدودی عربستان می باشند. همچنین بدلیل حضور جدی و نفوذ قابل توجهی که آمریکا و اروپا در این حوزه پیدا کرده اند (اگرچه پیوستگی جغرافیایی با این منطقه ندارند) در قلمرو این پژوهش مورد اشاره قرار می گیرند.
1-5) اهداف پژوهش
الف) ترسیم حوزه های ژئوپولیتیکی و ژئواکونومی جدید ایران در آسیای مرکزی و در ارتباط با مهمترین کشور این حوزه، قزاقستان؛
ب) شناخت زمینه ها و فرصت های همکاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و قزاقستان؛
ج) یافتن راهکارهای کاربردی برای تبدیل فرصت ها و تهدیدات ژئوپولیتیکی قزاقستان به فرصت های همکاری در بخش های مختلف اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران با این کشور؛
1-6) روش کار تحقیق
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و روش کار، بهره گیری از منابع مکتوب و دیجیتالی شامل کتب مرجع، سایت های اینترنتی، مجلات تخصصی و مصاحبه ها می باشد.
1-7) پیشینه تحقیق
با پایان یافتن دوران هفتاد ساله حاکمیت کمونیستی و ظهور پدیده شگرف فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که به همسایگی جدید ایران با دولتهای تازه استقلال یافته ی آسیای مرکزی (و قفقاز) منجر شد و اهمیت یافتن نقش ژئوپلیتیکی این مناطق در سطح بین المللی و منطقه ای، ضرورت مطالعه و تحقیق در این خصوص بویژه برای کشور ایران اجتناب ناپذیرگردیده است.
در سال های اخیر گرچه در این حوزه توسط مراکز مختلف مطالعاتی انجام گرفته و مقالاتی (عمدتا سیاسی) به رشته تحریر درآمده است، اما آنطور که باید و شاید خصوصا حول محور جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک این منطقه مطالعات و تحقیقات کافی صورت نگرفته است.
آنچه این پژوهش را از دیگر تحقیقات متمایز ساخته، توجه به ویژگیهای ژئوپولیتیکی مهمترین کشور منطقه آسیای مرکزی و فرصت های همکاری اقتصادی- سیاسی که در این منطقه و دریای خزر، برای جمهوری اسلامی ایران فراهم آمده است، می باشد. بویژه آنکه در سالهای اخیر سیاست خارجی کشورمان، در جهت بهره گیری از فرصتهای بدست آمده و توجه بیشتر به تحولات دریای خزر معطوف گردیده است.
بخش دوم : مبانی نظری
1-2-1) مفهوم ژئوپولیتیک
فزونی گرفتن تحقیقات جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک در سالهای اخیر به خصوص پس از فروپاشی اتحاد شوروی مباحث یاد شده را به جمع مباحث کاربردی جاری در فرهنگ سیاسی زبان فارسی افزوده است و می توان گفت مفاهیم جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک به تدریج در بستر اصلی مباحث دانشگاهی - مطبوعاتی دنیای فارسی زبان قرار می گیرد.
الف) ژئوپولیتیک و جغرافیای سیاسی
ژئوپولیتیک در مفهوم مصطلح خود از اواخر قرن نوزدهم و تحت تاثیر تحولات اروپا وارد ادبیات سیاسی - نظامی شد. «پیروز مجتهدزاده» ژئوپولیتیک و جغرافیای سیاسی را دو مبحث مکمل هم، از یک موضوع علمی می داند که به مطالعه نقش آفرینی «قدرت» سیاسی در محیط جغرافیایی می پردازد. به اعتقاد وی «جغرافیای سیاسی اثر تصمیم گیری های سیاسی انسان را روی اشکال جغرافیایی مربوط به محیط های انسانی مشخص شده (کشور)، همچون حکومت، مرز، مهاجرت، توزیع، نقل و انتقال و ...، مطالعه می کند». در حالیکه «ژئوپولیتیک یا سیاست جغرافیایی اثر محیط و اشکال محیط و اشکال یا پدیده های محیطی، چون موقعیت جغرافیایی، شکل زمین، منابع کمیاب، امکانات ارتباطی و انتقالی (زمینی، دریایی، هوایی و فضایی)، رسانه های ارتباط جمعی و ....، را بر تصمیم گیریهای سیاسی، به ویژه، در سطوح گسترده ی منطقه ای و جهانی، مطالعه و بررسی می کند». (مجتهد زاده، 1382، 128)
عزت الله عزتی معنای لغوی ژئوپولیتیک را سیاست زمین عنوان کرده و می گوید، «ژئوپلیتیک یا سیاست های جغرافیایی، نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل را مورد بررسی قرار می دهد.» (عزتی، 1372، 1)
«کارل هاوس هوفر» بنیانگذار مکتب آلمانی ژئوپولیتیک می گوید، ژئوپولیتیک، تحقیق در خصوص رابطه میان زمین و سیاست است. «ریمون آرون» در کتاب «جنگ و صلح» در تعریف خود ژئوپولیتیک را عبارت از طراحی جغرافیایی روابط استراتژیک همراه با تحلیل اقتصادی – جغرافیایی منابع و تفسیر نگرش های دیپلماتیک حاصل از حیات جوامع بشری و محیط زیست پیرامون آنها می داند. (ولدانی، 1381، 2)
بر اساس تعریف دایره المعارف بریتانیکا، ژئوپولیتیک عبارت از تحلیل نفوذ عوامل جغرافیایی بر روابط قدرت در سیاست بین الملل است. در دایره المعارف امریکانا نیز در تعریف دو واژه جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک آمده است «در حالیکه جغرافیای سیاسی چشم انداز های سیاسی پدیده جغرافیا را مطالعه می کند، ژئوپولیتیک، چشم اندازهای جغرافیایی امر سیاسی را مطالعه می کند.
«جغرافیای سیاسی بطور کلی درگیر تحلیل فضایی پدیده های سیاسی است ضمن اینکه به تظاهرات و اختصاصات فضایی فرایند سیاسی نیز توجه دارد.» (میرحیدر، 1373، 3)
ساده ترین تعریفی که جغرافیدانان از جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک کرده اند این است که، «جغرافیای سیاسی اثر تصمیم گیری های سیاسی انسان روی چهره و اشکال جغرافیایی مربوط به محیط انسانی، همچون حکومت، مرز، مهاجرت، ارتباطات، توزیع، نقل و انتقال و غیره مطالعه می کند. درحالیکه ژئوپلیتیک به مطالعه اثر عوامل جغرافیایی روی سیاست های دگرگون شونده جهانی میپردازد» (تقوی اصل، 1384، 27).
از آنجا که بین عوامل جغرافیایی و سیاست دولت ها ارتباط وجود دارد، دولتها با توجه به اوضاع جغرافیایی کشور خود اقدام به سیاستگذاری می کنند. به همین دلیل مطالعات ژئوپولیتیکی اهمیت ویژه ای دارد. ژئوپولیتیک علاوه بر بررسی رابطه بین عوامل جغرافیایی و سیاست یک کشور، به تفسیر وقایع نیز می پردازد و می تواند تحولات آینده را تحلیل و گمانه زنی نماید. (sulivan, 1986, 2)
همانطور که ملاحظه می شود تفاوت ها بر سر میزان تمرکز و تاکید است. جغرافی دانان سیاسی بر تاثیرات سیاسی انسان بر محیط جغرافیایی (بر ایجاد یا بازسازی چشم انداز و نظم فضایی) تاکید دارند. اما محققین حوزه ژئوپولیتیک بر تاثیرات عینی و ذهنی عوامل جغرافیایی، اعم از عوامل جغرافیای طبیعی و یا جغرافیای انسانی، بر زندگی سیاسی تاکید می کنند.
ژئوپولیتیک در مفهوم جدید را می توان مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل روابط متقابل جغرافیا، قدرت ملی و سیاست های دولتی تعریف نمود که ابعاد متفاوتی از سطوح تحلیل (خرد و کلان) را در بر می گیرد و موجب آگاهی بیشتر از تحولات می شود. به زبان دیگر، طرفداران ژئوپولیتیک مدرن بر مبنای مفاهیم ژئوپولیتیک کلاسیک، اقدام به برقراری ارتباط بین عامل جغرافیایی و ابزار قدرت در سیاست خارجی می کنند. به نظر می رسد آثار و نوشته ها درباره ژئوپولیتیک به مقولات زیر قابل تقسیم باشند:
این مقولات سه گانه شامل آثاری نیز می شود که در حوزه اکوپولیتیک انتشار یافته اند. (واعظی، 1386، 19)
دیدگاه های متفاوتی در مورد تعریف مفهوم ژئوپولیتیک در میان اندیشمندان وجود دارد. ژئوپولیتیک در برداشت کلی به عنوان یک موضوع علمی مرکب از جغرافیا، تاریخ، علوم سیاسی، قدرت و روابط بین الملل می باشد و به نفوذ تعیین کننده محیط (یعنی عواملی مانند ویژگیهای جغرافیایی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، و منابع اقتصادی) بر سیاست یک کشور اشاره دارد.
از مطالعه متون ژئوپولیتیک می توان چنیین استنباط نمود که ژئوپولیتیک روش و ابزاری در خدمت سیاست خارجی برای شناخت وتحلیل دقیق تر تحولات جاری و آینده است و مفاهیم متفاوتی را در عرصه های گوناگون همچون کسب قدرت، تاثیر عوامل جغرافیایی بر سیاست و استراتژی در بر می گیرد. در مجموع، می توان گفت با توجه به شرایط جهانی، ژئوپولیتیک اینک بیش از گذشته به عنوان عاملی برای واقع گرایانه ساختن سیاست خارجی کشور ها مورد توجه قرار گرفته است.
دیدگاه های مخالفی نیز در خصوص اهمیت ژئوپولیتیک در عصر جدید وجود دارد. برخی از اندیشمندان معتقدند به دلیل پیشرفت های فن آوری در زمینه های حمل و نقل، ارتباطات و اطلاعات، مفاهیم ژئوپولیتیک در روابط بین الملل دیگر چندان واجد اهمیت نیست و از «یک جهانی بودن» سخن به میان می آورند اما این نظریات هنوز نتوانسته اند در عمل در برنامه قدرت ها مورد توجه قرار گیرند.
ب) ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی
ژئواستراتژی مفهومی بسیار مرتبط با ژئوپولیتیک دارد. می توانیم واژه ژئواستراتژی را کاربرد ژئوپولیتیک در برنامه ریزی نظامی در بالاترین سطح به منظور استفاده بهینه از منابع دفاع ملی تعریف کنیم. با توجه به گسترش حیطه عملیات نظامی در نیمه اول قرن بیستم وامکان نامحدود شدن جنگها، ژئو استراتژی وظیفه جغرافیای نظامی را در سطح کلان در چنین جنگ هایی بر عهده گرفت. ژئواستراتژی علم کشف روابط حاکم بین استراتژی و محیط جغرافیایی است.
مفهوم ژئواستراتژی پس از پایان جنگ سرد به لحاظ اهداف دچار تغییر و تحول گردید. با تجزیه و تحلیل همه جانبه ژئواستراتژی این امکان فراهم می شود که بسیاری از تحولات ژئوپولیتیکی و دگرگونی در روابط بین الملل را در سطح استراتژیک درک کرد.
ج) ژئوپولیتیک و ژئواکونومی
در جهان امروز، قدرت اقتصادی یکی از عوامل مهم وتعیین کننده جایگاه ونقش کشورها در نظام بین الملل می باشد، زیرا مفهوم سنتی قدرت بر پایه قابلیت های صرفا نظامی تغییر کرده و امروزه توانایی اقتصادی و تکنولوژیک نیز از ضروریات مفهوم جدید قدرت به حساب می آیند (ولدانی، 1381، 15).
در گذشته، قلمروهای ژئو استراتژیک توجیه سیاسی - نظامی داشتند، اما در جهان امروز قلمروهای ژئواستراتژیک باید توجیه اقتصادی - نظامی داشته باشند. به دلیل این چرخش قابل ملاحظه، ما شاهد تغییر در استراتژی های گوناگون قدرت ها به ویژه ایالات متحده آمریکا هستیم. بر اساس این تحولات بود که در اواخر دهه 1990 واژه «ژئواکونومی» (ژئوپولیتیک اقتصادی) مطرح شد. در این رابطه «برژینسکی» در مقاله خود تحت عنوان «ژئواستراتژی از راه ژئواکونومی» به این موضوع پرداخت (عزتی، 1385، 2). بسیاری از مناطق ژئواکونومی با قلمروهای ژئواستراتژیک قرن 21 انطباق دارد. مناطق ژئواکونومیک مناطقی با اهمیت اقتصادی بالا و تعیین کننده هستند که در این میان، حوزه خزر یکی از آن مناطق محسوب می گردد.
د) ژئوپولیتیک و ژئوکالچر
از دیگر مفاهیم موجود در تفکر پولیتیک که در حوزه ای خاص تر به کار می رود، مفهوم «ژئوکالچر» یا ژئوپولیتیک فرهنگی است که در اواخر دهه هشتاد از سوی «امانوئل والرستین» جامعه شناس مارکسیست آمریکایی مطرح شد.
در این راستا، ژئوکالچر مفهومی متناظر با ژئوپولیتیک است که به جای سیاست، بر فرهنگ تمرکز دارد. ژئوکالچر مفهومی است که بر تحمیل الگوهای فرهنگی از سوی قدرت های هسته ای بر کشورهای پیرامون و نیمه پیرامونی برای زایل ساختن فرهنگ های بومی آنها اشاره دارد. در تصور والرستین از ژئوکالچر در دوران جدید کشاکش های بین المللی دیگر صرفا ابعاد نظامی یا بین المللی ندارد، بلکه واجد ابعاد فرهنگی و معنوی نیز هست.
1-2-2) کدهای ژئوپولیتیکی
«یکی از مسائلی که در استراتژی ملی کشورها در نظرگرفته می شود، مشخص کردن شرح وظایف حکومت در امور سیاسی و به ویژه سیاست بین الملل است، که اصطلاحا" آن را «استراتژی ژئوپولیتیک» یا تدوین «کد ژئوپولیتیک» برای کشور می نامند، بدین صورت که یک کشور با توجه به وزنی که در سطح جهانی، منطقه ای و محلی دارد، شرح وظائف خود را دراستراتژی ملی اش تعیین می کند. اگر کشوری یک قدرت جهانی است، کدی جهانی و چنانچه یک قدرت منطقه ای است، کدی منطقه ای و اگر هیچ یک از دو ویژگی بالا را ندارد فقط کد محلی را برای خود تدوین می کند.» (فرجی، 1383، 16)
امروزه، کد ژئوپولیتیک را معادل روانشناسی سیاسی می دانند. در حالیکه کد ژئوپولیتیک در واقع می خواهد چهارچوبی را طراحی کند که استراتژی ملی در درون آن حرکت کند. کدهای ژئوپولیتیکی یک کشور ممکن است توانمندی ها یا آسیب پذیری های آن کشور را تشکیل دهند، که دولت ها براساس این عوامل، سیاست خارجی خود را تدوین می کنند.(علیپور، 1383، 66)
کدهای ژئوپولیتیک با توجه به نقشی که در افزایش یا کاهش قدرت ملی یک کشور دارند هم می توانند به صورت عوامل مثبت (با کارکرد مثبت)، قدرت یک کشور را افزایش داده و فرصت های ژئوپولیتیکی آن کشور به حساب آیند وهم می توانند به صورت عوامل منفی (با کارکرد منفی)، تهدیدات ژئوپولیتیکی محسوب شده و قدرت یک کشور را به چالش بکشانند.
1-2-3) مفهوم تهدید و فرصت
الف) تهدید
«باری بوزان» در کتاب جدید خود (چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت) که به همراه «پاپ دوویلد» و «اولی ویور» نوشته است پس از آنکه تهدید وجودی را از تهدیدات نازل تر تفکیک می کند در این ارتباط می نویسد، «تهدید وجودی را تنها می توان در ارتباط با سرشت خاص موجودیتی که مد نظر است فهمید... کیفیت گوهری هستی، در بخش های گوناگون و سطوح مختلف تحلیل بسیار متفاوت است و از همین رو، سرشت تهدیدات وجودی نیز با هم تفاوت بسیار دارد». وی در ادامه تهدید را به انواع نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی تقسیم می کند و سپس درتعریف تهدید سیاسی میگوید، «هر چیزی که شناسایی، مشروعیت یا اقتدار حاکمه دولت را مورد تردید قرار دهد می تواند تهدیدی وجودی برای حاکمیت (که اصل سازنده دولت است) باشد». (1386، 47)
باری بوزان در بخش اجتماعی ضمن نسبی دانستن تهدیدات معتقد است، «با توجه به سرشت خاص این گونه واحدها به دشواری می توان مرزهایی قطعی برای متمایز ساختن تهدیدات وجودی از تهدیدات نازل تر ترسیم کرد. واحدهای جمعی (ملت ها ومذاهب) طبعا در پاسخ به تحولات داخلی و خارجی تکامل و تغییر می یابند. اینگونه تحولات می تواند تهاجم آمیز یا بدعت گذارانه قلمداد شود و سرچشمه شان به عنوان تهدیدی وجودی اعلام گردد و یا اینکه به عنوان بخشی از تکامل هویت پذیرفته شود. (همان، 48)
باری بوزان همچنین موضوع مهاجرت را از جمله تهدیدات اجتماعی و تهدیدات برای هویت می انگارد و می نویسد، مهاجرت را می توان روی طیفی جای داد که در یک سر آن تهدیدهای عمدی، برنامه ریزی شده و سیاسی وجود دارد و در سر دیگرش تهدیدهای غیر عمدی وساختاری. مردم ممکن است به دلائل مختلفی، از جست و جوی فرصت اقتصادی گرفته تا فرار از فشارهای زیست محیطی وبهره مندی از آرزوهای مذهبی بطور فردی تصمیم به جابجایی بگیرند. ولی از این گذشته ممکن است به عنوان بخشی از برنامه های سیاسی برای همگون سازی جمعیت کشور مانند چینی کردن تبت و روسی کردن آسیای مرکزی و دولت های بالتیک از جایی به جای دیگر نقل مکان کنند. (همان، 187)
«مک کین لای» به نقل از «آلن اسکات» و همکارانش (در کتاب محدودیت های جهانی شدن) تهدید را آن چیزی می داند که موجد به دنبال داشتن کانون های نا امنی است و کانون های نا امنی را در حوزه سیاسی به طور مشخص فرو پاشی دولت ملتها و بر هم خوردن نظم حاکم می داند. وی کانون های ناامنی را در حوزه اجتماعی و روانشناختی موجب بروز منازعات تازه از ناحیه برخورد اقلیتهای نژادی – مذهبی یا ملی گراها عنوان می کند. (کین لای-لیتل، افتخاری، 1380، 55)
تهدید در هر یک از موضوعات امنیتی نشانگر میزان خدشهای است که به احساس امنیت وارد میشود. (عبداله خانی-عصاریان نژاد، 1385، 1)
دائره المعارف «انکارتا 2007» معانی مختلفی برای تهدید ارائه می کند از جمله «در معرض مخاطره قرار دادن» و «کسی یا چیزی که موجب مشکل، آزار یا دردسر شود». ( Microsoft ® Encarta ® 2007.)
ب) فرصت
در علوم سیاسی فرصت را می توان به دو مفهوم کلی فرصت های ناشی از زمان (فرصت های تاریخی) و فرصت های ناشی از مکان و موقعیت (فرصت های ژئوپولیتیکی) تقسیم کرد. در جغرافیای سیاسی فرصت را عموما معادل امکانات و موقعیت های جغرافیایی گوناگونی می گیرند که می تواند قدرت و منافع ملی را افزایش داده و یا به تحقق اهداف ملی منتج گردد.
الهه کولایی در فصلنامه تخصصی امنیت بین الملل (2) می نویسد، «... برای همه نظام های سیاسی در ساختار کنونی قدرت در جهان حفظ منافع ملی و افزایش آن تابع بهره گیری از امکانات و ابزارهای متنوعی است که یا به صورت پایدار و یا ناشی از دگرگونی هایی است که در مراحل گوناگون تحولات جهانی و منطقه ای فراهم می آیند. فرصت ها یا امکانات به تحقق و افزایش منافع کشورها کمک می کنند. و آنها را در تامین اهداف ملی و ارتقای ارزش های متنوع خود یاری می رسانند (کولایی، 1384، مقاله دوم).
1-2-4) بحران های قومی (تبیین نظری)
با توجه به تحولات شتابنده نظام بین الملل و وضعیت خاص آسیای مرکزی (و قفقاز) این سوال مطرح میشود که ثبات در جوامع چند فرهنگی و چند فرقه ای چگونه ممکن است؟ در مورد این کشورهای مستعد آشوب، نظریه پردازان دموکراسی پیشنهاد می کنند که (لازم است) ثبات به تغییر تقدم یابد. از آنجا که به تجربه مشخص می شود که دموکراسی یک واقعیت اجتناب ناپذیر تاریخی است، پیشنهاد این دسته از نظریه پردازان آن است که دموکراسی «هم انجمنی و گروهی» جایگزین دموکراسی فردگرا شود. در این نگرش ثبات بر تغییر اولویت وتقدم می یابد و حل و فصل تعارض های قومی و فرقه ای در قالب دولت ملی جستجو می شود. (Williams, 1989, 1)
به طور تشریحی طرفداران حقوق عمومی و قانون اساسی گرایانی که تمایلات نومحافظه کارانه دارند، راه هایی برای حل وفصل مشکلات قومی- فرقه ای در دولت ملی مطرح می کنند. از جمله آنکه «لیپهارت» چهار مکانیسم و «نوردلینگر» شش مکانیسم زیر را برای رفع مشکلات مزبور در قالب دولت ملی پیشنهاد می کنند: «ائتلاف نخبگان گروه های مختلف، امتیاز دهی، امتحانات تناسبی، سیاست زدایی از جامعه، فدرالیسم و وتوی متقابل. (Lijphart, 1977, 12) نگرش نو محافظه کاری افرادی چون لیپهارت و نوردلینگر با دو ذهنیت محافظه کارانه دیگر از سوی «هانتینگتون» و «پارسونز» مواجه است.
هانتینگتون بعد ها خوش بینی نو محافظه کاران قانون اساسی گرا را تا حد زیادی نفی می کند. پیش بینی نظری او ناظر بر «برخورد تمدن ها» است. این نگرش حاکی از آن است که گرایشات قومی- فرقه ای و فرهنگی به احتمال زیاد زمینه ساز تعارض و برخورد فرهنگی می شود. (Huntington, 1993, 22 ) پارسونز نیز از جمله محافظه کاران نظریه سیستم ها است. او نیز معتقد است در جوامعی که تعارض فرهنگی وجود داشته باشد، به احتمال زیاد با بحران مواجه خواهند شد. در نتیجه، او دو نوع الگوی تحول را پیشنهاد می کند که به نام مدل ثبات و مدل تحول مشهورند. وی هر جامعه سیاسی را حاوی چهار نهاد اقتصادی، سیاسی، حقوقی، و فرهنگی می داند. در مورد جوامع با ثبات تصور او این است که این جوامع می توانند بدون دغدغه خاطر، تحول را از اقتصاد شروع کنند و به دیگر حوزه ها به ترتیب نمای زیر تسری دهند (از راست به چپ).
اقتصاد (نقطه آغازین) --------» سیاست --------» حقوق --------» فرهنگ (نقطه پایانی)
در نظر پارسونز، مدل تحول در جوامع نااستوار شکل معکوس پیدا می کند. ابتدا باید مشکل فرهنگی حل شود، سپس حوزه های کارکردی دیگر به شکل زیر فعال شوند.
اقتصاد (نقطه پایانی) «-------- سیاست «-------- حقوق «-------- فرهنگ (نقطه آغازین)
در نظر پارسوز هر یک از نهاد های تابعه فوق دارای کارکرد خاصی است. فرهنگ به همبستگی معنوی جامعه می انجامد و حقوق همبستگی بیرونی را تضمین می کند، نظام تابعه سیاسی زمینه را برای نیل به هدف هموار می سازد و اقتصاد کار ویژه انطباق گرایی نظام سیاسی را به عهده دارد.
1-2-5) آسیای مرکزی؛ حدود جغرافیایی و نام
مراجعه به آمار و نوشته هایی که اصطلاح آسیای مرکزی را به کار برده اند نشان دهنده آن است که نویسندگان مختلف آسیای مرکزی را به ناحیه مشخصی محدود نکرده اند. «علی اکبر ولایتی» وزیر خارجه اسبق در تعریف آسیای مرکزی چنین می نویسد، «امروز کلمه آسیای مرکزی به نقطه ای از آسیا اطلاق می شود که در گذشته نامهای دیگر داشته است. بخش اعظم آسیای مرکزی امروز همان ماوراءالنهر گذشته است». (ولایتی، 1371، 1)
نقشه ای که روی جلد مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز از نشریات وزارت امور خارجه چاپ شده است که قاعدتا نشانگر دیدگاه این وزارتخانه می باشد عبارت است از، جمهوری های ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان به انضمام افغانستان. (1372، شماره 1)
در فرهنگ «فارسی معین» ذیل ماده «آسیای مرکزی» چنین آمده است، «بخشی از آسیا که شامل کشورهای مغولستان، ترکستان، ایران، افغانستان و تبت می باشد». در این تعریف ترکستان مبهم است که در ذیل ماده ترکستان چنین آورده است: «ناحیه ای است در آسیا که از شمال به سیبریه، از مغرب به بحر خزر، از جنوب به افغانستان، هند و تبت از مشرق به مغولستان محدود است و بین اتحاد جماهیر شوروی (سابق) و چین تقسیم شده است».
در فرهنگ «تاریخ و جغرافیای عمید» اصطلاح آسیای میانه مترادف با آسیای مرکزی آمده است و محدوده آن را چنین تعیین کرده است، «متصرفات روسیه در شرق بحر خزر و شمال شرقی ایران شامل ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستان، این ناحیه را در قدیم خوارزم و ماورالنهر می گفتند».
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1238 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
عنوان صفحه
تقدیر و سپاس الف
پیشـگفتار ب
فصل اول
بخش اول : مقدمه 1
بخش دوم : واژه شناسی 4
بخش سوم : تاریخچه 6
فصل دوم
بخش اول : مواد اولیه ساخت قلمدان 10
بخش دوم : کاغذ و کاغذ گری 13
فصل سوم
ساخت قلمدان 18
بخش اول : شیوه های سنتی ساخت قلمدان 19
بخش دوم : ساخت و سازهای ابتکاری 26
فصل چهارم
تزئینات قلمدان 34
بخش اول : مراحل قبل از نقش آفرینی 36
الف- آماده سازی سطح قلمدان (بوم سازی) 36
ب- رنگ و رنگ سازی 41
بخش دوم : مراحل نقش آفرینی 48
انواع تزئین 50
شیوه های دیگر تزئین 73
بخش سوم : استادان مزین ساز 76
بخش چهارم : مراحل بعد از نقش آفرینی 83
بخش پنجم : بازسازی و تعمیر قلمدان 88
فصل پنجم
تصاویر 93
حسن ختام 101
فهرست منابع 103
بخش اول
مقدمه
در مقوله هنرشناسی اولین سوالی که مطرح می شود این است که هنر چیست ؟!
البته مسلم است که نمی توان تعریف مانع و جامعی که دربرگیرنده تمامیت این واژه باشد ارائه نمود و علت اصلی عدم توانمندی ، همان تنوع و تکثری است که در سرتاسر این واژه سایه افکنده است. تنوع سلیقه ها و تکثر نظرها و عقاید از سویی و رفع نیازهای مادی و معنوی از سوی دیگر باعث گردید که هنر در قالبها، گونه ها ، شیوه ها و سبک های بیشماری به منحصه ی ظهور برسد که هرکدام به گونه ای ، دربرگیرنده بخشی از آمالها ، آرزوها و گاهاً خواسته های درونی خالقان و آفرینندگان آن می باشد.
با تکامل اندیشه های اجتماعی ـ زیستی انسان ، هنر نیز به رشد بالنده ای دست یافت که توانست خود را به تدریج از دیواره غارها بیرون کشد و در فضایی قرار گیرد که جنبه کاربردی تری را از خود به نمایش می گذاشت .
نیازها باعث ابدا شده بود و ابداعات نیز آراسته به سلیقه ، ذوق ، استعداد و در نهایت هنر بود.
هنری که روز به روز همگام با تکامل انسان به کمال ذاتی خود نزدیکتر می شد و همسان با این تکامل، تقسیم پذیری آن به شاخه های گوناگون و متفاوت نیز به وقوع پیوست . شاخه هایی که در عین وحدانیت هنری بودنشان هرکدام برای خود دارای سبک و سیاقی مشخص و هدفی معین وسازنده و ارزشی در خور توجه بود. این ارزشهای هنری که در قالبهای گوناگونی ظهور پیدا کرده بود، زمانی به اوج خود رسید که زندگی گروهی به زندگی قبیله ای مبدل گشت و سپس قومیت گرایی و ملیت های متعددی پا به عرصه حضور گذاشتند که هریک از اینها سابقه ی هنری خویش را سند معتبری در جهت عینیت بخشیدن به پیشینه تاریخی خود و سبقت از دیگر ملل، مطرح می کردند.
با بررسی سابقه هنری اقوام و ملل مختلف به وضوح می توان دریافت که هنر با تمامی کمی ها و کاستی های خود در سرزمینهای دور و نزدیکی چون بین النهرین ، مصر ، هند ، یونان ، رم باستان ، خاور دور، ایران و بسیاری از نقاط دیگر به مرحله ظهور رسیده است و در همین سرزمینها بوده که از خود آثاری ارزشمند و گرانبها به جای گذاشته است.
قلمدان و هنر قلمدان سازی یکی از همین آثار ارزشمند و ارزنده است که امروزه دیگر از آن سخنی به میان نمی آید و کمتر کسی پیدا می شود که به ساخت آن ، رغبتی نشان دهد و این در حالی است که این هنر زیبا و ظریف سالیانی نه چندان دور از این ، مورد استفاده ی دانش پژوهان و دانش دوستان و اصحاب ذوق و هنر و قلم قرار می گرفته است و در راه تشویق و ترغیب دانش اندوزی و فراگیری علم و ادب رسالت مهم و ارزشمندی را ایفا می کرده است.
اگرچه در این زمان از آن همه ظرافت و اهمیت و ارزش کمتر اثری باقی مانده است ولی امید می رود با یاری اندیشمندان هنر دوست و هنرمندان اندیشمند ، غبار فراموشی و غربت از وجود چنین هنرهایی زدوده شود.
در این مجموعه سعی شده است ضمن بزرگداشت مقام والای مجموعه هنرهای اصیل سنتی یادمانی از هنر ارزشمند قلمدان سازی شود تا شاید بدین وسیله ضمن شناسایی فنون قلمدان سازی که نزد بسیاری گمنام و ناشناخته مانده است، گامی گرچه کوچک و ناچیز نیز در راه اعتلای نام این هنر ارزشمند که زمانی مایه فخر و مباهات فرهنگ این مرزو بوم بوده است برداشته شود.
بخش دوم
واژه شناسی
« قلمدان قوطی کوچک دراز مقوایی یا چوبی یا فلزی است که در قدیم ، قلم ، قلمتراش ، قیچی قط زن و دوات را در آن می گذاشتند . »[1]
این شا ید سلیس ترین تعریفی باشد که می توان از واژه ی «قلمدان » به لحاظ مفهوم کاربردی آن ارائه داد. در سایر فرهنگهای لغت نیز ، تعریفی نزدیک به آنچه نقل شد، آمده است. و با این تعریف از قلمدان به عنوان وسیله ای « جهت نگهداری » نام برده اند.
« قلمدان » در میان واژه های اروپایی معادل مشخصی ندارد ولیکن به لحاظ نوعیت ساخت شاید بتوان با پاره ای ملاحظات ، واژه ی انگلیسی lacquer و نیز واژه ی فرانسوی papier - mache را بدان اطلاق کرد. ا لبته ذکر این نکته ضروری است که واژه های مذکور هردو به یک فن اشاره داشته و در واقع هردو از یک منظر به «قلمدان و قلمدانسازی» نگریسته اند.
Lacquer که در فرهنگ لغت به معنای لاک و جلا ـ لاک و الکل زدن [2] آمده است به همان هنر « لاکی » اشاره دارد که در قدیم برای ساخت و پرداخت جلاهای روغنی ، قلمدانها ، رحل ها ی قرآن و حتی قابهای آینه و نیز دیگر اشیاء مربوط به صنایع دستی ایرانی ، از آن استفاده می شده است و papier -mache «پاپیه ماشه » نیز که اساساً واژه ای فرانسوی است و در فرهنگ لغت به معنای کاغذ فشرده آمده است به همان معنا و مفهومی اشاره می کند که واژه ی انگلیسی lacquer آن را در بر می گرفت با این تفاوت که «پاپیه ماشه » اصطلاحی است که امروزه به جای واژه ی «لاکی» به کاربرده می شود و در واقع کاربردی امروزی دارد . اما به لحاظ دستوری «قلمدان » واژه ای مرکب است که از ترکیب کلمه قلم « pen » و پسوند « دان » به وجود آمده است که این ترکیب از جمله ترکیبات فرجی است و این بدان معناست که مرکب فرجی در حکم مفرد است و باید که مانند یک کلمه تلفظ شود و جدا نویسی آن به هنگام کتابت جایز و مطلوب نیست و بایستی آن را متصل به هم و به صورت تک کلمه ای نوشت .
بخش سوم
تاریخچه
قلمدان ـ چونان بسیاری از هنرهای پیشین ـ تاریخ تولد معین و روشنی ندارد . در میان کتبی که در آنان از قلمدان سخن به میان آمده است کمتر می توان مطلبی را در زمینه ی تعیین زمانی دقیق جهت ظهور این هنر بدیع پیدا کرد. اما آنگونه که مسلم است و از قرآین پیداست هنر قلمدان سازی از دیرباز در ایران زمین به گونه های خاص خود مرسوم بوده است به نحوی که از این ابزار به نیات و جهات خاصی از جمله تشویق و ترغیب به آموختن سواد و گسترش دایره ی دانش اندوزی ، نگهداری ابزار الات مربوط به کتابت [3]، هدیه دادن به افرادی که یا مورد لطف و علاقه هدیه دهنده و یا باید به نوعی از آنان تقدیر و تشکر می شد [4] و مواردی دیگر مورد استفاده قرار می گرفته است.
در اثر تحقیقات و تفحصات قابل توجهی که در این زمینه صورت پذیرفته است محققان توانسته اند، قلمدانهایی را بیابند که مربوط به دوران پیش از اسلام است. با این تحقیق مسلم شده است که در دوران ساسانیان پیش از آنکه اسلام ظهور پیدا کند قلمدان سازی نیز رواج داشته است. قلمدانهای آن زمان بیشتر از موادی چون فولاد و مفرغ بوده و به صورت مشبک و غیر مشبک ساخته می شده است و به جهت زیبایی هرچه بیشتر بدنه و رویه آن را ، نقره کوبی و گاهاً طلاکاری می کردند.
با اوج گیری هنر فلزکاری در عهد سلجوقیان هنر قلمدان سازی نیز پا به پای آن رشد کرد. اما این رشد تنها به خاطر بالندگی هنر فلز کاری نبود بلکه تا اندازه ی بسیار زیادی باید آن را مرهون تشویق رجال و بزرگان کشور و همچنین دستان توانا و سحر آمیز هنرمندان آن زمان دانست ، چه که همین دو عامل باعث گردید که این هنر ارزنده رشد صعودی خود را با عزتی خاص در عصر تیموریان ادامه داده و همچنان راه ترقی و پیشرفت خود را بهتر از پیش بپیماید.
این رشد و بالندگی بدان درجه از تعالی رسید که امروزه برخی از قلمدانهای برنجی و پولادین عهد سلجوقیان و تیموریان در ارزنده ترین موزه های جهان با دقت و وسواسی خاص نگهداری و محافظت می شود تا مبادا گزندی بر این گوهرهای هنری ارزشمند وارد آید. البته این پایان دوران افتخار آمیز هنر قلمدان سازی در ایران نیست.
بلکه با روی کار آمدن دوران صفویه ، صنعت ساخت قلمدان دچار تحول و دگرگونی عظیمی گردید چه که در این دوران بود که هنرمندان به اهمیت استفاده از کاغذ در ساخت ابزاری چون قلمدان پی بردند و توانستند با استفاده از این روش، مشکل عظیم قلمدانهای دوران پیشین را که همان سنگینی قلمدانها بر حکم فلزی بودنشان بود را از بین ببرند و باعث رونق و پیشرفت سریع و غیر قابل تصور این هنر شوند.
قلمدانهایی که از این پس به وسیله کاغذ ساخته شد به علت سبکی وزن و نیز به دلیل نقش و نگارهای بسیار بدیع و زیبایی که در روی آنها به کار رفته بود، پیش از هرزمانی دیگر نظر هنردوستان و هنرپژوهان و نیز دانش طلبان و ادب دوستان را به خود جلب کرد.
بیشترین تزئینات قلمدانهایی که به وسیله ی مقوا ساخته شده بود را نقشهای گل و بلبل، تصاویر انسان ، جانواران و مناظر و درختان و طبیعت تشکیل می داد که هریک از این نقشها دارای ظرافت و دل انگیزی منحصر به فردی می باشند که در نوع خود بی نظیرند، و درست در همان زمان بود که به واسطه ی جلوگیری از آسیب هایی که ممکن بود بعدها به این نقشها و نگارها وارد آید، سرتاسر قلمدان را به روغنی به نام روغن کمان[5] آغشته می کردند، و بدین خاطر چنین قلمدانهایی را قلمدانهای روغنی نیز می نامیدند.
تکامل و تزئینات هنر قلمدان سازی بدان پایه از شکوه و ارزش و اهمیت خود رسید که دیگر از حکم ابزاری برای نگهداری قلمها و دواتها خارج شد و به وسیله ای کاملاً هنری و نفیس مبدل گشته که به تدریج توجه جهانگردان و سیاحان خارجی را به خود جلب کرد تا آنجا که بسیاری از جهانگردان از بردن قلمدانهای ایرانی به عنوان ارمغانی ارزشمند دربازگشت به کشورشان غفلت نمی ورزیدند.
در عصر قاجار، روند تکامل قلمدان سازی به اوج خودرسید، ولی در واقع باید این دوره را علی رغم پیشرفتهایی که در قلمدان سازی به وقوع پیوست دوره ی توقف و ایست این هنر دانست . چه که از این پس به علت تغییرات سیاسی و بروز برخی نابسامانی های اجتماعی ، اقتصادی و نیز ظهور تکنولوژیهای اولیه ای چون صنعت چاپ، سقوط تدریجی و در عین حال تاثر انگیز ارزش و مقام و اهمیت این هنر بدیع آغاز گردید و تا بدان جا ادامه یافت که به جز نامی و هراز گاهی یادی دیگر هیچ از آن باقی نماند. رشد روزافزون تکنولوژی و به عرصه آمدن ماشینهای چاپ و تحریر همه و همه باعث گردید که سرانجام در اواخر دوران قاجاریه شغل فروزان هنر قلمدان سازی آخرین نفسهای حیات ارزشمند خویش را بکشد و بعد از چندین قرن زندگانی با شکوه و سراسر تغییر و تحول و تکامل به ناگاه سر به زمین فراموشی گذاشت و اندک اندک چونان بسیاری از هنرهای دیگر، شمع وجودش به خاموشی گرایید و چونان نام و رسم صاحبانش، برای همیشه به تاریخ کهن هنرهای ملی این سرزمین پیوست.
| دسته بندی | صنایع نفت و گاز |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5576 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
فهرست
عنوان صفحه
سیستم هیدرولیک-------------------------------- 11
سیستم Trip Oil---------------------------------- 18
سیستم IGV------------------------------------- 27
سیستم Starting --------------------------------- 31
سیستم سوخت گازوئیل---------------------------- 36
سیستم سوخت گاز-------------------------------- 47
سیستم هوای سیل-------------------------------- 53
سیستم اتمایزینگ و سیستم پرژ گازوئیل----------- 61
سیستم پرژ مسیر گاز---------------------------- 71
سیستم Cooling Water----------------------------- 74
سیستم تهویه و گرمایش کوپهها------------------- 80
سیستم اطفاء حریق------------------------------ 85
سیستم Water Wash------------------------------- 89
Setting----------------------------------------- 97
DIAGRAM, SCHEM PP-LUB OIL-0416------------------------------ 108
DIAGRAM, SCHEM PP-LUB OIL-0416------------------------------ 109
DIAGRAM, SCHEM PP-HYDR SUPPLY-0434-------------------- 110
DIAGRAM, SCHEM PP- IGV- 0469----------------------------------- 112
DIAGRAM,SCHEM PP-STARTING MEANS- 0421-------------- 113
DIAGRAM, SCHEM PP- LIQ FUEL-0424--------------------------- 114
DIAGRAM, SCHEM PP-FUEL GAS- 0422-------------------------- 115
DIAGRAM, SCHEM PP-CL & SLG AIR- 0417-------------------- 116
DIAGRAM, SCHEM PP- ATOMIZING AIR- 0425--------------- 117
DIAGRAM, SCHEM PP- FUEL PURGE- 0477--------------------- 118
DIAGRAM, SCHEM PP- COOLING WATER- 0420------------- 119
DIAGRAM, SCHEM PP- FLOW- HEATING & VENT- 0436- 120
DIAGRAM, SCHEM PP- FIRE PROTECT- 0426----------------- 121
DIAGRAM, SCHEM PP- TURB & CPRSR WSHG- 0442------ 122
سیستم IGV
اجزاء تشکیل دهندة سیستم IGV:
1- فیلتر روغن هیدرولیک FH6
2- دمپ ولو هیدرولیکی مکانیکی VH3
3- سر و ولو 90TV
4- سیلندر هیدرولیک
5- گایدون
نحوة کار سیستم:
ابتدا روغن هیدرولیک وارد فیلتر FH6 میشود تا در آن آلودگیها و مواد زائد روغن گرفته شود در مسیر روغن هیدرولیک بعد از فیلتر دمپ ولو VH3 و سروولو 90TV قرار گرفتهاند و بعد از آنها نیز روغن هیدرولیک جهت باز و بسته کردن گایدون وارد سیلندر هیدرولیک میشود
ترتیب ورود روغن هیدرولیک به ولوهای VH3 و 90TV بسته به اینکه واحد درشرایطبهرهبرداری نرمال از گایدونباشدیادرحالتتریپآنبصورتزیرتغییر
میکند.
|
مرحلة چهارم |
مرحلة سوم |
مرحلة دوم |
مرحلة اول |
|
|
HYDRAULIC SILENDER |
VH3 |
90TV |
FH6 |
بهرهبرداری نرمان |
|
|
HYDRAULIC SILENDER |
VH3 |
FH6 |
حالت تریپ گایدون |
در حالت بهرهبرداری نرمال بر اثر فشار روغن TRIP OIL که پشت دمپ ولو VH3داریم این ولو در حالتی قرار میگیرد که ورودی روغن هیدرولیک از سمت فیلتر به آن بسته میشود در نتیجه روغن بطرف سرو ولو 90TV میرود و سپس به نحوی در مسیرهای داخلی سرو ولو و سپس دمپ ولو هدایت میشود که به یکی از مسرهای بالایی یا پایینی سیلندر هیدرولیک بسته به اینکه حالت بسته شدن و یا باز کردن گایدون مد نظر باشد هدایت میشود.
اگر هدف بستن IGV باشد روغن پس از خروج از دمپ ولو وارد مسیر پایینی سیلندر هیدرولیک میشود در نتیجه دیسک میانی سیلندر بطرف بالا هدایت میشود و گایدون میبندد در این هنگام بر اثر فشار صفحة میانی بطرف بالا، روغن قسمت بالای سیلندر از مسیر بالایی بطرف دمپ ولو رفته و از آنجا درین میشود و در حالت باز شدن IGV نیز عکس مراحل بالا تکرار خواهد شد در هنگام تریپ این سیستم نیز سرولو توسط سیستم کنترل به نحوی قرار میگیرد که هیچ روغنی به آن وارد و یا از آن خارج نمیشود و بر اثر افت فشار روغن TRIP OIL پشت دمپ ولو، این ولو نیز به نحوی قرار میگیرد که روغن هیدرولیک را مستقیماً بدون دخالت سرو به نیمة پایینی سیلندر هیدرولیک هدایت میکند تا در نهایت منجر به بسته شدن گایدون شود و روغن قسمت بالای سیلندر نیز از طریق مسیر بالایی توسط دمپ ولو درین میگردد.
نکتههای تکمیلی:
1)- LVDTهای 1,2 96TV در هر لحظه POSITION گایدون را مشخص و فیدیک مربوطه را جهت سیسم کنترل ارسال میکند.
2)- جهت تنظیم مقدار فلوی روغن به سیلندر هیدرولیک در هر 2 مسیر منتهی به آن یک ORIFICE (2.0 MM) نصب شده است.
3)_ در شکل ضمیمة این مطالب وضعیت VH3 و 90TV در سه حالت:
1- عمل کردن سیستم TRIP OIL
2- بسته شدن گایدون
3- باز شدن گایدون
مشخص شده است.
سیستم TRIP OIL
در ابتدا بصورت کلی بد نیست توضیحی دربارة تریپ توربین گاز در شرایط اضطراری و در ارتباط بین این سیستم با سایر سیستمها بطور خلاصه در چند سطر داده شود تا این سیستم بطور ملموستری قابل فهم باشد.
اگر مشکلی برای سیستم پیش بیاید که ادامة روند بهرهبرداری از سیستم ممکن نباشد و یا خطری برای سلامت واحد رخ دهد این مشکلات توسط سوئیچهای مختلف و مدارهای حفاظتی حس میشوند و سیگنال آنها به سیستم SPEED TRONIC فرستاده میشود حال اگرمشکل در حدی باشد که باید منجر به توقف واحد شود SPEED TRONIC با ارسال فرمان به سیستم TRIP OIL موجبات این کار را فراهم خواهد ساخت. سیستم TRIP OIL نقش میانی در تریپ دادن توربین گاز دارد به اینصورت که میتواند با عملیاتی که انجام میدهد باعث تخلیة روغن سیلندرهای هیدرولیک مربوط به شود که در نهایت منجبر به تریپ واحد خواهد شد حال اینکه چگونه سیستم TRIP OIL روغن سیلندرهایی هیدرولیک این ولوها را در ین میدهد و با توجه به چه پارامترهایی عمل میکند مقولهای است که در این مبحث به آن میپردازیم.
شکل زیر دیاگرام مراحل تریپ توربین گاز را نشان میدهد.
انشعابات مسیر TRIP OIL:
مسیر TRIP OIL دارای یک مسیر اصلی میباشد که مربوط به سیستم IGV میباشد این مسیر سپس به 2 شاخة دیگر که مربوط به FUEL LIQ وGAS FUEL میباشد تقسیم میگردد.
همانطور که در شکل فوق مشخص است در صورت اشکال در سیستم IGV دو مسیر سوخت نیز حتماً با حفاظت TRIP OIL تاثیر میپذیرند ولی مسیرهای مربوط به سوخت چون بصورت 2 شاخة موازی هستند میتوانند بصورت مستقل عمل کنند.
پس همیشه یکی از 2 مسیر مربوط TRIP OIL که مربوط به سیستم گاز یا گازوئیل است فشاردار میباشد بجز در حالت سوخت 2 گانه که فشار روغن TRIP OIL در هر 2 مسیر وجود دارد.
اجزاء تشکیل دهندة TRIP OIL:
1- ORIFICE موجود در ابتدای مسیر TRIP OIL
2- سلونوئید ولوهای (20TV-1) , (20FG-1) , (20FL-1)
3- سوئیچهای فشار 63HL , 63HG
4- مجموعههای ORIFICE , CHECK VALVE
5- MECANIKAL OVER SPEED TRIP
6- EMERJENCY TRIP VALVE VM3
1- ORIFICE موجود در ابتدای مسیر TRIP OIL
این ORIFICE در ابتدای سیستم TRIP OIL که از هدر یاتاقان گرفته میشود قرار دارد و سوراخ آن دارای بیشترین سطح مقطع در کل ORIFICEهای این سیستم میباشد زیرا همانطور که در نقشه مشخص شده تمام روغن ورودی به سیستم TRIP OIL از این ORIFICE میگذرد اندازة این ORIFICE طوری انتخاب شده که 3 پارامتر زیر را تامین میکند.
1- مقدار سیال روغن به سیستم TRIP OIL را محدود میکند
2- حجم کافی روغن جهت کلیة دستگاههای TRIP OIL را تامین میکند
3- در صورت عملکرد سیستم TRIP OIL اختلالی در سیستم روغن کاری اصلی بوجود نمیآید
2- سلونوئید ولوهای (20TV-1) , (20FG-1) , (20FL-1)
این ولوها باتوجه به شکل
(فقط جنبة مفهومی دارد)
این ولوها از یک مگنت الکتریکی و یک فنر تشکیل شدهاند در حالت عادی که ولو برق داراست نیروی مغناطیسی به اندازهای در نظر گرفته شده که از نیروی فنر بزرگتر باشد که با غلبه بر آن موجب کشیده شدن فنر و بسته شدن مسیر درین روغن میشود و در هنگامی که تریپ واحد توسط SPEED TRONIC صادر میشود برق ارسالی به سلونوئید قطع میشود در نتیجه مگنت آن قطع شده و نیروی کششی فنر در مقابل یک نیروی صفر قرار میگیرد بنابراین با جمع شدن فنری که کشیده شده بود مسیر درین بطرف تانک اصی روغن باز شده و سیستم بیفشار میگردد بیفشار شدن سیستم TRIP OIL تاثیرات و روابطی با سیستم هیدرولیک و سوخت و هوا دارد که در نهایت بر اثر افت فشار هیدرولیک منجر به تریپ واحد خواهد شد.
حال با تلفیق 3 نقشة سوخت مایع، هیدرولیک و TRIP OIL نحوة ارتباط این سیستمها را با هم در توقف واحد شرح می دهیم البته توجه شود در ین قسمت فقط قسمتی ازنقشه گازوئیل که به TRIP OIL مربوط میشود به جهت روشنتر شدن مطالب بعنوان مثال مورد بحث قرار میگیرد و بعداً جداگانه به شرح هر یک از نقشههای IGV , LIQ FUEL , GAS FUEL خواهیم پرداخت.
همانطور که گفته شد با توجه به شکل بالا در حالت عادی سیستم TRIP OIL فشار دارا است. فشاردار بودن این سیستم باعث میشود در DAMP VALVE که دارای 2 مسیر رفت و برگشت روغن به SHUT OFF گازوئیل است مسیر رفت روغن به SHUT OFF باز و مسیر برگشت آن که همان مسیر درین روغن هیدرولیک است بسته باشد.
با صدور فرمان تریپ توسط SPEED TRONIC به سلونوئید 20FL و درین روغن TRIP OIL توسط آن فشار روغن در DAMP VALVE افت میکند در نتیجه نیروی فنر آن که تا این لحظه کوچکتر از نیروی فشار روغن TRIP OIL بود بزرگتر از آن خواهد شد بزرگتر شدن نیروی فنر از نیروی فشار TRIP OIL در دمپولو باعث میشود که اسپول آن به نحوی تغییر کند که مسیر رفت روغن هیدرولیک در ولو مذکور بسته و مسیر درین آن باز شود با تخلیة روغنِ سیلندر هیدرولیک در نهایت در SHUT OFF نیز نیروی فنر از نیروی فشار هیدرولیک بزرگتر خواهد شد که این پدیده منجر به هدایت ولو در جهت بستن لاین گازوئیل و توقف واحد خواهد گردید.
3 سوئیچهای فشار 63HL , 63HG
سوئیچهای 63HL فشار روغن TRIP OIL رادر قسمت سوخت مایع تحت کنترل دارند چنانچه 2 عدد از آنها به SET خود برسند با تکمیل RANG مربوط به آلارم شماره 16
(LIQUID FUEL HYDRAULIC TRIP PRESSURE LOW) SET شده و توسط SPEED TRONIC در صفحة CRT نمایان میشود. که در نهایت منجر به بازشدن سلونوئید 20FL و تریپ واحد خواهد شد.
در ضمن اگر یک سوئیچ از سه سوئیچ مذکور به SET تعیین شده برسد آلارم شماره 19 با تکمیل RANG آن تکمیل و ارسال خواهد شد در ضمن برای هر سوئیچ یک مسیر درین و یک والو ایزوله نیز در نظر گرفته شده که بوسیلة بستن ولوایزوله و بازکردن مسیر درین میتوان با بوجود آوردن افت فشار، سوئیچ مورد نظر را در شرایط تست قرار داد.
توضیحات فوق ار میتوان در مورد سوئیچهای 63HG که مربوط به مسیر روغن TRIP OIL سوخت گاز میباشند تعمیم داد که آلارمهای شماره 19 , 18 مربوط به آن میباشند.
نکته:
میدانیم که یکی از حفاظتهای سیستم CHANG سوخت میباشد اما این تغییر فقط در هنگام افت فشار گاز انجام میشود و تغییر از گازوئیل به گاز هیچ وقت بصورت AUTO انجام نمیشود در ضمن بر اثر افت فشار روغن TRIP OIL و عمل کردن هر یک از سوئیچهای موجود در سیسم TRIP OIL مربوط به گاز یا گازوئیل 63HL) یا (63HG تغیر سوخت انجام نمیشود. البته در حال حاضر در تمام 6 واحد گازی موجود درنیروگاه منتظر قائم سیگنال مربوط به CHANG سوخت بعلت اینکه منجر به TRIP واحد میشود FORCE شده است.
4 مجموعههای ORIFICE , CHECK VALVE
در سیستم TRIP OIL سه عدد مجموعه ORIFICE , CHECK VALVE وجود دارد که یکی پس از انشعاب مربوط به سلونوئید IGV و 2 تای دیگر در ابتدای هر یک از مسیرهای TRIP OIL مربوط به گازوئیل و گاز نصب شدهاند. برای توضیح کار این مجموعهها نقش ORIFICEها و نقش چک لوها را بطور جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم.
A) نقش ORIFICE ها:
هنگامی که از هر یک از سوختهای گاز و یا گازوئیل استفاده میکنیم سلونوئید مسیر TRIP OIL مربوط به سوختی که در مورد بهرهبردای قرار نگرفته باز میباشد یعنی اگر از گاز استفاده کنیم مسیر 20FL و اگر از گازوئیل استفاده کنیم مسیر 20FG باز است. بنابراین افت فشاری در سیستم TRIP OIL بعلت درین شدن روغن توسط سلونوئید ایجاد میشود برای جلوگیری از این افت فشار ORIFICEهایی قبل از هر یک از سلونوئیدها 20FG , 20FL تعبیه شده تا در صورت باز بودن مسیر درین دبی روغن خروجی را محدود کند
در ضمن ORIFICE نصب شده پس از انشعاب IGV نیز بیشتر نقش تنظیم کنندة دبی برای 2 مسیر مربوط به گاز و گازوئیل را برعهده دارد.
B) نقش چک ولوها:
با توجه به اینکه جهت باز بودن چک ولوها بطرف آغاز خط TRIP OIL است بنابراین هر سه چک ولو در حالت نرمال بهرهبردای بسته هستند ولی اگر افت فشار هیدرولیکی بعلت عمل کرد OVER SPEED TRIP یا تریپ دستی VM3 بوجود آید چون فشار در این قسمت کمتر میشود بنابراین چک ولوها عمل کرده و روغن مربوط به خطوط سوخت را از طریق OVER SPEED TRIP یا VM3 که مسیر درین آنها باز شده تخلیه میکنند تا واحد از مدار خارج گردد که البته در این حالت علاوه بر تخلیة سیلندرهای هیدرولیک و بستن SHUT OFF ها، سوئیچهای 63HL , 63HG نیز عمل میکنند و در نهایت سلونوئید ولوها نیز بر اثر سیگنال ارسالی SPEED TRONIC باز میشوند.
شایان ذکر است اگر سلونوئید IGV عمل کند چک ولو مربوط به آن با توجه به موقعیتی که در نقشه قرار گرفته روغن کل سیستم را از طریق سلونوئید آن درین داده و موجب توقف واحد خواهد شد.
5- OVER SPEED TRIP:
این مکانیزم به دو صورت مکانیکی و الکترونیکی وجود دارد که حالت مکانیکی آن مربوط به سیستم TRIP OIL میباشد که به توضیح آن میپردازیم:
سیستم مکانیکی OVER SPEED شامل یک گوی گردان (گاورنر) میباشد که به شفت اصلی توربین متصل است با افزایش دور توبین فاصله این گوی از مرکز دوران افزایش یافته بنحوی که در دوری که برای آن SET شده به قطعهای بنام OVER SPEED BOLT برخورد میکند که تحریک آن باعث فعال شدن سوئیچ 12HA-1 و در نهایت درین روغن هیدرولیک و تریپ واحد توسط OVER SPEED TRIP میشود در ضمن بوسیلة سیستم OVER SPEED TRIP میتوان بصورت دستی نیز واحد را تریپ داد که پس از هر بار عمل کردن OVER SPEED باید در محل حضور پیدا کرد و آنرا بصورت دستی با کشیدن دستة عصایی که در آن قرار دارد برای بهرهبرداری مجدد REAST کرد.
6 تریپ والو اضطراری دستی VM3:
این ولو برای تریپ دادن واحد بصورت اضطراری در نظر گرفته شده و مانند سایر قطعاتی که در سیستم TRIP OIL منجر به توقف واحد خواهند شد بر اساس درین دان روغن و ایجاد افت فشار عمل میکند
والو فوق دارای 2 حالت TRIP , REAST میباشد که قرار گرفتن در هر یک از 2 حالت مذکور کاملاً بصورت دستی انجام میشود.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 90 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 150 |
|
فصل اول-سبکها و روشهای مدیریت در معدن
1-1- تاریخچه مدیریت
1-2- دلایل موفقیت مدیران
1-3- عوامل شکست مدیران
1-4- انواع مکاتب مدیریت
1-4-1- پیدا کردن مدیریت آمریکائی
1-4-2-نارسایی کردن مدیریت آمریکائی
1-5-مکتب نئوکلاسیک یا مدیریت ژاپنی
1-5-1- تفاوت مدیریت کلاسیک و نئوکلاسیک
1-6-مکتب سیستمهای اجتماعی
1-7-روشهای مدیریت
2-1- مفهوم نوآوری و خلاقیت
2-2- خلاقیت و مدیریت
2-3- شخص نوآور و سازمان نوآور
2-4- نکات کاربردی در مدیریت
2-5-اهمیت نو آوری
2-5-1-فایده های خلاقیت و نو آوری
2-5-2- تکنولوژیها، محصولات و خدمات جدید
2-5-3- متغیرهای محیطی و نوآوری
2-6- نوآوران
2-6-1- عوامل روانی و اجتماعی
|
2-6-2- شایستگی متمایز
2-7- تأسیس و راه اندازی یک سازمان جدید
2-8- انتخاب یک سازمان
2-9- خلاصه
3-1- مقدمه
3-2- عملکرد مدیریت و سازمان
3-3- فرآیند مدیریت
3-3-1- برنامه ریزی
3-3-2- در برنامه ریزی هشت گام زیر را باید طی کرد
3-3-3- عوامل عدم موفقیت برنامه
3-3-4- طبقه بندی برنامه ها
3-3-5- روش Dispathing
3-4-1- سازماندهی
3-5-1- رهبری
3-6-1- کنترل
3-2-6-هشت عنصر مهم در نظام کنترلی
3-7- تصمیم گیری
3-7-1- درخت تصمیم گیری
3-8- سطح مدیریت و مهارتهای مدیران
3-8-1- سطوح مدیریت
3-9- نقش مدیریت
|
3-9-1- نقشهای ارتباطی
3-9-2- نقش اطلاعاتی
3-9-3- نقشهای تصمیم گیری
3-10- چالشهای مدیریت
4-1- مقدمه
4-2- اصول بنیادی طرح ایمپروشر (Improshare)
4-3- کنترل طرح ایمپروشر
4-4- تعریف اصطلاحات طرح ایمپروشر
4-5- سقف درآمدها و بازخرید
4-6- تغییرات تجهیزات سرمایه ای و تکنولوژیکی
4-7- اندازه گیری بهره وری با استفاده از اصول ایمپروشر:
4-8- بنیان اندازه گیری ایمپروشر
4-9- چند مورد اجرایی از مدیرت بهره وری در صنایع سنگین
4-9-1- شاخصهای بهره وری
4-9-2- شاخص روحیه کاری
4-9-3- بهره وری ارزش افزوده
4-9-4- بهره وری کارگران
5-1- انواع روشهای مدیریت
5-2- منظور و مقصود از M.B.O
5-3- مراحل مدیریت بر مبنای هدف
|
5-3-1- تعیین نقشها و مأموریتها
5-3-2- اقدامات و نتایج مورد انتظار
5-3-3- تعیین شاخصها
5-3-4- تعیین هدفها
5-3-5- طرحهای عملیاتی
5-3-6- کنترل
5-4- لزوم تعریف نقشها و مأموریتها
5-5- تعیین اقدامات و نتایج مورد انتظار
5-6- شناخت و تعیین شاخصهای اثربخشی
5-7- انتخاب و تعیین هدفها
5-7-1- دسته بندی هدفها براساس اولویت
5-8- تهیه طرح عملیاتی
4-8-1- برنامه ریزی اجرایی
5-8-2- تنظیم برنامة اجرایی:
5-8-3- برنامه ریزی زمانی
5-8-4- بودجه بندی
5-8-5- تعیین مسئولیتها
5-8-6- بازنگری اصلاح
5-8-7- ایجاد مکانیسمهای کنترل
5-9- تعیین استانداردها
5-10- اثرات تکنیک M.B.O
|
6-1-مفهوم بهره وری و اندازه گیری آن در واحدهای صنعتی
6-2- مفهوم بهره وری
6-3- شاخصهای بهره وری
6-3-2- بهره وری سرمایه
6-3-3- بهره وری مواد اولیه
6-3-4- بهره وری انرژی
6-3-5- محاسبه بهره وری کل
6-4- مدیریت بهره وری
6-5- سطوح بهره وری
6-6- بهره وری و رقابت
6-7- ارتقاء بهره وری
6-8- طرح ریزی واحدهای صنعتی
6-9- مراحل شکل گیری یک واحد صنعتی
نتیجه گیری
منابع و مراجع
1-1- تاریخچة مدیریت:
1-2- دلایل موفقیت مدیران:
در بررسی مؤسسة گالوروی 782 مدیر موفق در جهان دلایل موفقیت ایشان عبارتند از: 1- صداقت 2- جدّیت و سخت کوشی 3- توانایی کار با مردم. سایر پارامترها عبارتند از: مهارت در برنامه ریزی و سازماندهی – تخصص حرفه ای – ایجاد انگیزه در پرسنل – هدایت و رهبری مؤثر – انعطاف پذیری – هوشیاری و درک موقعیت – قضاوت منصفانه.
1-3- عوامل شکست مدیران:
درک نکردن موقعیت – عدم توانایی کار با دیگران – آگاه نبودن به آنچه در حول و حوش سازمان می گذرد – نداشتن انگیزه – مردود بودن در انگیزه – مخالفت با تغییر – متکی نبودن به خود – غیر مسئولانه برخورد کردن – ضعف در حل معزلات – عدم صداقت در رفتار و گفتار از عوامل شکست مدیران بوده اند.[1]
1-4- انواع مکاتب مدیریت:
مدیریت دارای سه مکتب کلاسیک، نئوکلاسیک و مکتب سیستمهای اجتماعی است.
الف- مکتب کلاسیک یا مدیریت علمی یا مدیریت تبلور یا مدیریت آمریکایی
در سال 1911 توسط فردیک تیلور تئوریسین اقتصاد صنعتی آمریکا ارائه شد. دارای چهار اصل به شرح زیر است:
1- کشف روش علمی هر جزء از کار کارگر بجای روشهای غیر علمی سنتی
2- انتخاب کارکنان با استفاده از روشهای علمی و انتخاب نیروی انسانی مناسب برای هر شغل همراه با تعلیم و آموزش او در ضمن خدمت.
3- همکاری صمیمانه و تسریک مساعی مدیر با کارکنان و تقسیم مساوی کار و مسئولیت بین مدیر و کارکنان.
4- ایجاد کنترل و برقراری تشویق و تنبیه بطوریکه هر کارگری که خوب کار کرد مورد تشویق و کارگری که به خوبی از انجام مسئولیتهای خود فارق نشد مورد تنبیه قرار گیرد. [1]
1-4-1- برای پیدا کردن مدیریت آمریکایی انجام موارد زیر پیشنهاد می شود:
1- بررسی مجموعه فعالیتهای شرکت، اندازه گیری دقیق زمان هر جزء کار و تعیین نحوة انجام آن.
2- استاندارد کردن کلیه ابزار، تجهیزات و مقررات و تعیین بهترین شیوة استفاده از آنها.
3- تخصصی کردن کارها در سازمان و ایجاد سرپرستهای جداگانه.
4- تهیه شرح وظایف هر کدام از کارکنان و تعریف شرح شغل.
5- تنظیم سیستم و پرداختن حقوق و دستمزد متناسب با کیفیت کار کارکنان.
علاوه بر تیلور که تئوریسین مدیریت کلاسیک می باشد دانشمندان دیگری نیز در تکوین مدیریت علمی اثرگذار بودند از جمله هنری فایبل که اصل تفکیک وظایف را مطرح کرد و مبتکر نمودار سازمانی بود و فرانک گیلبرت که روشهای متعددی برای تجزیه و تحلیل کار بوجود آورد و نمودار جریان کار به حرکت سنجی از نتایج فعالیتهای اوست. [1]
1-4-2- نارسایی مدیریت علمی:
پیروان این مکتب حدود فیزیکی، عملکرد پرسنل را بررسی می کنند و آنرا بصورت وزن، آهنگ، سرعت، خستگی و … بیان می کنند. انسان و سازمان را با دید مکانیکی نگاه می کنند. کارکنان را بصورت ابزار و وسیله ای برای تولید می سنجند و بطور خلاصه به عوامل انسانی و اخلاقی توجه ندارند این تئوری در معدن زغالسنگ روسیه توسط آقای استتخف باعث شد تولید یک معدن 25 برابر افزایش پیدا کند. [1]
1-5- مکتب نئوکلاسیک یا روابط انسانی یا مدیرت ژاپنی:
بنیانگذار این نظریه آقای مایو استاد دانشگاه هاروارد همزمان سرپرست برنامه های تحقیقاتی وستر الکتریک شهر شیکاگو و قبل از مرگ مشاور صنعتی دولت بریتانیا بود او اعتقاد دارد کارکنان سازمان پیچ و مهره و یا لوازم کار نیستند. هویت و روحیه بخشیدن بر آنها می تواند اثرات شگفتی در کمیت و کیفیت تولید داشته باشد. در این مکتب مدیریت، مدیر نگرش خاصی به نیروی انسانی دارد، او ارتباط و شرایط کار و میزان تولید را بررسی می کند، نتایج مهمی که از این نظریه استخراج شده عبارتند از:
1- سطح تولید یک کارخانه بوسیلة هنجارهای اجتماعی تعیین می گردد نه مقررات فیزیکی سازمان
2- پاداش معنوی بزرگترین نقش را در ایجاد انگیزه دارد البته پاداش مادی نیز مؤثر است.
3- عمل و عکس العمل کارکنان بر مبنای خواسته های گروه است نه فرد.
4- رهبر غیررسمی گروه نقش اساسی در تعیین معیارها دارد.
5- در صورت مشارکت پرسنل در تصمیم گیریها نه تنها وظایف معمولی به بهترین وجه اجراء می شود بلکه رابطة حقیقی و صمیمی جهت به ثمر رساندن اهداف سازمان نیز ایجاد می کند.
یک مدیر خوب باید حداکثر استفاده را از سازمانش از گروههای غیررسمی ببرد. [1]
1-5-1- تفاوت مدیریت کلاسیک و نئوکلاسیک:
طرفدارن مدیریت نحوة کلاسیک توجه خاصی به انسان دارند و دیدگاه ماشین به این پارامتر در سازمان ندارند. اما طرفداران مدیریت علمی به افراد سازمان با دید اقتصادی نگاه می کنند و عقیده دارند افراد صرفاً تحت تأثیر انگیزه های مادی قرار می گیرند. احساس غرور و برتری، شخصیت و هویت دادن به افراد در مدیریت علمی جایگاهی ندارد.
1-6- مکتب سیستمهای اجتماعی:
این روش بر مبنای ریاضیات کاربردی، مدلهای ریاضی، علوم هندسی و کامپیوتر بود. پایه گذار این مکتب آقای هربرت سایون، سازمان را بعنوان یک سیستم وفاق پذیر تعریف کرد که بقائش منوط به تعدیل در مقابل تغییرات محیط خارج است. هر سیستم دارای ورودی و خروجی می تواند باشد ورودی می تواند پول، نیروی انسانی، انرژی، اطلاعات و هر نوع تقاضا یا نیاز باشد و خروجی می تواند محصول، نیروی انسانی متخصص، اطلاعات و یا هر نوع عرضه باشد. برای تبدیل ورودی به خروجی مجموعة فعالیتها انجام می شود که به آن پردازش می گویند.
سیستم برای بقاء خود باید قدرت انطباق با شرایط محیط را داشته باشد و در هر لحظه با هر تغییری به نقطة تعادل برسد. همانطوریکه سیستم به سمت تعادل میل می کند ممکن است بسوی فناء نیز میل نماید این خاصیت در اثر عاملی بنام آنتروپی بوجود می آید. آنتروپی بی نظمیهای موجود در سازمان است. هر سازمان برای اینکه پایدار بماند مقداری از انرژی خود را برای مبارزه با بی نظمی صرف نماید.
برای اینکه یک سیستم پایدار بماند باید محصولی به جامعه عرضه کند که جامعه برای آن ارزش قائل باشد. اگر محصول تولیدی مورد نیاز جامعه نباشد در بهترین شرایط نیز سازمان محکوم به فناست.
تناسب اجزاء یکی از قابلیتهای یک سیستم خوب است، در صورت نبودن تناسب بین اجزاء سیستم متلاشی می شود، سیستم بصورت واحد با جمع اجزاء آن متفاوت است. بین اجزاء یک سیستم به راههای مختلف می توان ارتباط برقرار کرد و ترکیب مختلفی بوجود آورد هر ترکیب دارای خصوصیات مختلفی است بنابراین نحوة ارتباط بین اجزاء سیستم باید بگونه ای باشد که اهداف سازمان را پوشش بدهد. سیستم می تواند باز یا بسته عمل کند، سیستمی که از طریق ارتباط دائم با محیط خارج خود را هماهنگ می کند و با تغییرات محیط تغییر کرده بر محیط نیز اثر می گذارد و دائم در حال کنش و واکنش با محیط است را سیستم باز می گویند.
سیستم بسته دارای ارتباط محدود با محیط است، همیشه در حال تعادل بوده و تا وقتیکه یک فشار خارجی به آن وارد نشود در نقطة تعادل است، مشکل اساسی این سیستم توقف و رکود آن است. [6]
1-7- روشهای مدیریت:
1- مدیریت مبتنی بر هدف: در این شیوة مدیریت اهدافی بین مدیر و کنندة کار معین می شود، اهدافی که ضمن عملی بودن قابل اندازه گیری و ارزیابی نیز باشند. سپس برنامه ریزی هماهنگ و دقیقی با در اختیار داشتن ابزار قابل دسترس طراحی می شود. اساس این روش بر دسترسی بر اهداف تعیین شده، بطوریکه در محدودة زمانی خاصی بکمک تمام ابزار ممکن اهداف تحقق بیابد (در این روش مدیریت قبل از توجه به نیازهای فردی به نیازهای سازمانی توجه می شود و هرگونه تغییر در وظایف، روابط و مسئولیتها براساس اهداف سازمان شکل می گیرد) شعار اصلی طرفداران این روش مدیریت اینست که: هدف وسیله را توجیه می کند.
2- مدیریت اقتضائی: طرفداران این نظریه اعتقاد دارند شرایط این محیط روش مدیریت را دیکته می کند، استفاده از هر سبک مدیریت براساس شرایط محیط پی ریزی می شود. بهترین شیوه و رفتار برخورد مدیر، بسته به محیطی است که سازمان در آن قرار گرفته. در این روش مدیریت سازمانها را به دو گروه تقسیم می کنند:
الف- سازمانهای با تولید کم نیروی متخصص، مشاغل بسیار تخصصی
ب- سازمانهایی با تولید انبوه، یکنواختی در کارها
در گروه اول تأکید مدیریت بر جنبه های فنی استوار است، بنابراین مکتب نئوکلاسیک (اخلاقی) توصیه می شود.
در گروه دوم با توجه به وسعت کار، مدیریت کلاسیک یا علمی توصیه می شود. همچنین می توان بسته به شرایط محیط بعضاً از مدیریت کلاسیک یا نئوکلاسیک تواماً استفاده کرد.
3- مدیریت ترکیبی: طرفداران این روش مدیریت اعتقاد دارند بایستی دو مکتب مدیریت را با یکدیگر ترکیب کرد و ضمن توجه به اهداف سازمان به روابط انسانی نیز توجه داشت.
در این روش مدیریت شبکه ای از وظایف مدیر و روابط اجتماعی او ترسیم می کند.
برای هر تصمیم گیری مدیر باید تعیین کند تصمیمی که او گرفته در کدام قسمت نمودار قرار می گیرد. تصمیمی مناسب است که ضمن افزایش بازدهی تولید، مراعات روابط نیروی انسانی را نیز کرده باشد.
4- نظریه مدیریت مقداری: از ریاضیات در حل معزلات سازمان استفاده می شود مدیری که به این سبک اعتقاد داشته باشد از این طریق عمل می کند:
1- مشکل را بصورت یک معادلة ریاضی عرضه می کند.
2- مدل ریاضی برای موضوع می سازد.
3- برای این مدل راه حلهای متعددی پیدا می کند.
4- نتایج بدست آمده را با واقعیتها کنترل می کند.
5- راه حل انتخاب شده را به کار می بندد.
6- پیگیری نظارت و کنترل و در صورت نیاز اصلاح سیستم.
در این روش مدیریت از برنامه ریزی خطی، روش صف بندی، تصمیم گیری آماری، روش برنامه ریزی حمل و نقل، Simplex برای محاسبه سرمایه از NPV و IRR برای محاسبة مقدار تولید، تعیین نقطة سربه سری و بودجه بندی استفاده می کنند.
5- مدیریت مشارکتی: هیچ مدیری به تنهائی قادر نیست طرح مناسبی ارائه و خود به تنهائی اجرا کند. بنابراین او باید توانائی کارکنان را شناسائی و در زمینة مورد علاقه از این توان بهره گیری نماید.
در مشارکت سه نکته حائز اهمیت است:
1- پرسنل باید احساس مسئولیت کرده با تمام شخصیت و وجدان خود مشارکت را باور کرده باشد.
2- داوطلبانه دارای قسمتی از کار را که به آن علاقه و تخصص دارند را به عهده بگیرد.
3- پرسنل باید علاقه به کار گروهی داشته باشند و مسئولیت پذیر باشند.
مدیریت ژاپنی دارای سه اصل زیر است:
1- استخدام مادام العمر
2- زمینه سازی برای بروز خلاقیت و نوآوری
3- بهره مندی از مزایای پیشنهادی که داده شده و برای سازمان آیدی داشته.
6- مدیریت اسلامی: یعنی مدیریت الهی، آنچه که خدا می خواهد و منافع مخلوق را در بر دارد.
در مدیریت اسلامی مدیر باید خداجو، خدا ترس، صادق، صالح و رفاقت پیشه باشد، مدیر نباید متظاهر باشد ضمن آگاهی کاری باید طرز برخورد مناسب و عادلانه ای داشته باشد کارها براساس شور و مشورت انجام شود و تعیین کارها بصورت دسته جمعی و موازین و معیارهای دین اسلام است. زهد و تقوی همراه با بخشش و ارشاد باعث جلب رضایت خدا و خلق می شود. شناختن خویشتن، صبر و دوراندیشی رعایت نظم و ترتیب، توجه به اولویتها وارستگی ظاهری و توسعه گرا بودن از ویژگیهای مدیریت اسلامی است. [6]
نوآوری و اهمیت آن در مدیریت معادن
2-1- مفهوم نوآوری و خلاقیت
افراد خلاق و نوآور در پی فرصتهایی هستند که مدیران اجرایی نمی توانند آنها را ببینند یا به آنها توجهی نمایند. مدیران در شرکتهای بزرگ به مسائل خاصی توجه می کنند و در برابر آنها واکنشهای احتیاط آمیز نشان می دهند ولی افراد خلاق و نوآور در پی فرصت بوده و می خواهند با پذیرفتن ریسک سنگین سود زیاد ببرند.
تغییرات سریعی که امروز در دنیا مشاهده می شود موجب پیدایش تعداد زیادی افراد و سازمانهای خلاق و نوآور شده است. افراد خلاق و نوآور در زمینه تولید دارای تواناییهای خاصی هستند یعنی با استفاده از عوامل تولید، مثل زمین، نیروی کار و سرمایه خدمات یا کالای جدیدی را عرضه می نمایند. برخی افراد خلاق و نوآور از اطلاعاتی استفاده می کنند که برای تولید چیزهای جدید در دسترس همگان قرار دارد. به طور مثال می توان به اقدام هنری فورد اشاره کرد که موضوع تقسیم کار را در صنعت اتومبیل (بخش مونتاژ) به کار برد.
2-2- خلاقیت و مدیریت
با تعریف فوق کسانی که در مورد خلاقیت آنها هیچ شک و تردیدی وجود ندارد به صورت دائم نمی توانند چنین نقشی را ایفاء کنند. افراد خلاق نقشهای متفاوتی ایفا می کنند، مثلاً هنگامی که فرد به عنوان سرمایه دار (صاحب سرمایه) یا مدیر نقشی را قبول می کند در همان زمان می تواند به صورت فردی خلاق یا نوآور جلوه گر شود. (بسیاری افراد خلاق که می خواهند نوآور باقی بمانند می فهمند که باید سازمان یا چیزی را که خلق کرده اند ترک گویند) زیرا دارای چنان انرژی و نیرویی نیستند که بتوانند سازمانی را که تأسیس کرده اند اداره نمایند.
مسئله مهم این که نوآوری با پدیده تغییر ارتباط دارد یعنی افراد خلاق تغییر را پدیده ای بهنجار حساب کرده و فرد نوآور همیشه در پی تغییر است، به دنبال تغییر می گردد، در برابر تغییر واکنش نشان می دهد و چون فرصتی پیش می آید آنرا از دست نخواهد داد.
بقای هر سازمان منوط به ایجاد تغییر و تحول در آن سازمان است و پذیرش این تغییر مهمترین عامل گسترش یک سازمان است، خلاقیت و نوآوری باید تازگی داشته باشد، مفید و ثمربخش باشد به سادگی و سهولت قابل دسترس باشد دقت فرمائید برای ایجاد تحول شرایط محیط و برخورد پرسنل باید همزمان مورد مطالعه قرار گیرد وظیفة مدیر در این زمینه عبارتست از:
1- شناسایی ضرورت تحول
2- برقراری محیط مناسبی برای تحول که در آن پرسنل انگیزه برای تغییر داشته باشند
3- بررسی بودجه و زمان مناسب برای تغییر
4- ایجاد واحدی با اختیارات و امکانات کافی برای مبارزه با اینرسی منفی عوامل بیرونی و درونی
5- ارزیابی نتیجه حاصل از تفسیر [6]
2-3- شخص نوآور و سازمان نوآور
(معمولاً شخص نوآور با تعداد انگشت شماری کارمند نیمه وقت یا تمام وقت کاری را شروع می کند.) اگر درون یک سازمان بزرگ، شرکت یا سازمان کوچکتری به وجود آید این عمل را نوآوری سازمانی نامند. فرآیند بسط و گسترش قلمرو سازمان و ایجاد فرصتها و امکانات جدید در درون آن موجب ایجاد منابع جدید خواهد شد.
2-4- نکات کاربردی در مدیریت
علت پیدایش و بروز نوآوران بر یک اصل ساده استوار است: نوآوری و خلاقیت در نهاد نوع بشر به امانت گذارده شده است. خلاقیت یعنی ایجاد چیزی که هرگز پیش از آن وجود نداشته یا هرگز بدان گونه کار نکرده است. پس می توان نتیجه گرفت که شرکتها و (سازمانهای بزرگ که در پی کسب سود هستند افراد را تشویق و ترغیب نمایند تا بیشتر در جهت ابداع و نوآوری فکر کنند.)
2-5- اهمیت نوآوری
2-5-1- فایده های خلاقیت یا نوآوری:
نوآوری یا خلاقیت دست کم برای جامعه سه فایده دارد:
1- باعث افزایش رشد اقتصادی می شود.
2- بهره وری را بالا می برد.
3- باعث به وجود آمدن تکنولوژی، کالاها و خدمات جدید می گردد.
الف- رشد اقتصادی: پژوهشگری به نام دیوید برچ برآورد نمود در آمریکا بیش از چهار پنجم مشاغل جدید به وسیله سازمانهای کوچک به وجود می آید، سی درصد رشد اقتصادی متعلق به شرکتهایی است که بیش از پنج سال از عمرشان نمی گذرد. البته هر شرکت کوچک تازه تأسیس شغلی به وجود نمی آورد. سازمانهایی که باعث ایجاد شغل می شوند نسبتاً تازه تأسیس تر هستند. بعد از تأسیس به سرعت فعال می شوند و در نخستین سالهای فعالیت یا دوره جوانی رشد بسیار سریعی دارند و دامنه فعالیت خود را گسترش می دهند.
ب- بهره وری: بهره وری یعنی توانایی در به کارگیری مقدار کمتری نیروی کار و سایر مواد مصرفی و تولید یا ارائه خدمات بیشتر. در معادن ایران موضوع بهره وری مظلوم واقع شده و یک بسیج عمومی را برای بالا بردن بهره وری در سطح معادن می طلبد. یکی از علل توجه بیشتر به نوآوری و خلاقیت نقشی است که می توان بدان وسیله بهره وری را بالا برد. اصولاً بهره وری به بهبود فنون یا تکنیکهای تولید مربوط می شود و این کار از وظایف اصلی نوآوری و خلاقیت است که باید هدف پیشرفت یا شکوفایی سیستم اقتصادی را دنبال کند. دو کلید اصلی در افزایش بهره وری تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری در ماشین آلات جدید می باشد. عامل مهم دیگر در افزایش بهره وری مقررات دولتی و سیاست دولت در زمینه اقتصاد کلان است (مالیات بندی، میزان مصرف و افزایش پول در جریان) با رشد تصاعدی نرخ بهره که نتیجه دخالت دولت در امور اقتصادی است نوآوری کاهش می یابد که افراد نوآور می توانند اثرات منفی مقررات را خنثی کنند. [1]
1-5-1-3- تکنولوژیها، محصولات و خدمات جدید: بسیاری از افرادی که توانسته اند تکنولوژیهای جدید یا خدمات تازه ای را ارائه کنند یا محصولات جدیدی را عرضه نمایند از کارکنان شرکتهای بزرگی بودند که نظرات آنها در آن شرکتها مورد توجه قرار نگرفت و مجبور شدند به صورت فردی خلاق یا نوآور در صحنه اقتصادی ظاهر شوند.
2-5-2- متغیرهای محیطی و نوآوری: برخی از جوامع (آمریکا، کره و بعضی از کشورهای آسیای جنوب شرقی مثل تایلند، مالزی و …) دارای تعداد زیادی نوآور هستند. برعکس در شوروی و چین تعداد بسیار کمی نوآور وجود دارد که تغییرات اخیر در این کشورها نشانگر این است که می خواهند نوآوری و خلاقیت را تشویق نمایند. برای درک موضوع سطوح مختلف نوآوری در جوامع مختلف باید متغیرهای اقتصادی و غیراقتصادی را که غیرمستقیم بر محیط جوامع مختلف اثر می گذارند بررسی کرد.
الف- متغیرهای اقتصادی: چون نوآوری و خلاقیت اصولاً موجب تشدید تغییرات اقتصادی می شود پس همان عوامل موجب رشد اقتصادی و افزایش توسعه می توانند موجب پیدایش نوآوران در جامعه شوند. دو نوع عامل اقتصادی ذی ربط می باشند، نخست انگیزه هایی است که در بازار وجود دارد یعنی نیازهای جدید اجتماعی باعث می شود یک نوآور درصدد برآید آنها را به روشهای نوین تأمین کند. روند خصوصی سازی می تواند به این عامل و تشویق نوآوری کمک کند. دومین عامل اقتصادی مربوط به سرمایه می باشد.
باید مقدار زیادی سرمایه وجود داشته باشد تا بتوان شرکت جدیدی راه اندازی کرد و سازمانهایی مثل بانکها هم باید بخواهند سرمایه خود را در مسیر نوآوری به مصرف برسانند که می توان برای این منظور از طریق مشارکت خصوصی با شرکتهای خارجی سرمایه سهامی کشور را افزایش داد.
ب- متغیرهای اجتماعی: هر چند شوروی سابق در زمان کنونی از آمریکا فقیرتر است ولی در قرن نوزدهم بیش از آمریکا ثروت داشت با این وجود افراد خلاق و نوآور نداشت که تأثیر متغیرهای اجتماعی (تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی) را می رساند. در آمریکا نوآوری مشروعیت دارد و سیستم اقتصادی و اجتماعی به گونه ای است که از افراد نوآور و خلاق استقبال می شود. در فرهنگ آمریکا به اصالت فرد تأکید می شود که تشویق خلاقیت را به دنبال دارد و برعکس در ژاپن به طور سنتی بر کار گروهی تأکید می شود. همچنین تفکیک طبقات مردم در بعضی جوامع مثل هند اجازه فعالیت فرد در رشته دیگر و نوآوری در زمینه های دیگر را نمی دهد. برداشتن مرزهای قومی و مالیاتهای سنگین برای درآمدهای شخصی و شرکتها نوآوری را رواج می دهد.[1]
2-6- نوآوران:
2-6-1- عوامل روانی و اجتماعی: در سالهای میانی 1980 توماس بگلی و دیوید بوید بین افراد خلاق و نوآور و کسانی که سازمانهای کوچک اداره می نمودند تفکیک قائل شدند و پنج بُعد زندگی آنها را مشخص کردند:
1- نیاز به کسب موفقیت: نوآوران همواره در پی هدفهای بلند پروازانه هستند و می خواهند هر چه بیشتر موفق شوند.
2- مرکز کنترل: یعنی این دیدگاه که فرد (نه شانس و سرنوشت) حاکم بر زندگی خویش است. نوآوران و مدیران هر دو چنین می اندیشند آنها خود را حاکم بر سرنوشت خود می دانند.
3- تحمل ریسک: نوآوران و افراد خلاقی که ریسک متوسط می پذیرند از کسانی که هیچ ریسکی را نمی پذیرند از محل سرمایه گذاریهای خود درآمد و بازده بیشتری به دست می آورند.
4- رویارویی با وضع مبهم: هر مدیری تا حدی با چنین وضعی رو به رو می شود زیرا بسیاری از تصمیمات براساس اطلاعات ناقص است ولی نوآوران با وضعی مبهم تر رو به رو هستند زیرا آنها دست به کارهایی می زنند که برای نخستین بار انجام می شود و زندگی خود را در گرو موفقیت آن اقدام می گذارند.
5- رفتار از نوع A : یعنی باید در زمانی به دست آوردهای بیشتری رسید و اگر ایجاب کند اعتراضات دیگران را هم نادیده گرفت.
بدیهی است نوآوران باید اعتماد به نفس، پویایی، خوشبین، جرأت و شهامت اقدامات شگرف را داشته و پا را از دریافت چک حقوق و امنیت آن فراتر گذارند. هدفهای دیگر نوآوران را که می توان ذکر کرد عبارتند از: ثروت، قدرت، حیثیت و اعتبار، امنیت شغلی، خودشکوفایی و خدمت به جامعه.
2-6-2- شایستگی متمایز:
تا امروز تحقیقات چندان زیادی در این زمینه انجام نشده تا مشخص شود که چرا بسیاری از افراد خواستار تأسیس و راه اندازی شرکتهای جدید هستند و در این میان تعداد انگشت شماری از آنها دست به چنین کاری می زنند. برای این وجه اختلاف می توان دو دلیل ارائه کرد: نخست، به طور حتم بین کسانی که در سمینارها شرکت می کنند و عقاید یا نظرات مفیدی که به وسیله افراد ابراز می گردد رابطه متقابل وجود دارد. دوم بسیاری از کسانی که نوآور هستند یا صاحب ابتکار عمل و خلاقیت می باشند آنچه را که تحلیل گران آنرا شایستگی متمایز می نامند ندارند. بین داشتن تمایل در تأسیس و راه اندازی شرکت بخصوص و داشتن شایستگی و صلاحیت لازم برای رقابت به صورت مؤثر تفاوت زیادی وجود دارد.[1]
2-7- تأسیس و راه اندازی یک سازمان جدید:
پی بردن به یک نیاز و داشتن نظری ویژه برای تأمین آن نیاز نمی تواند مبنایی چندان قوی برای تأسیس یک سازمان جدید باشد. به ویژه اگر این سازمان از نظر سرمایه با مشکل مواجه باشد و باید پولهایی قرض بگیرد. بیشتر شرکتهای موفق توانسته اند یک طرح تجاری خلق کنند یعنی یک سند رسمی که در برگیرنده نکات زیر است: مأموریت سازمان، شرحی از محصولات و خدماتی که ارائه می شود، تجزیه و تحلیل بازار، پیش بینی های مالی و برنامه ریزی مالی و شرحی از روشهای مدیریت که به منظور تأمین هدفهای شرکت برنامه ریزی شده اند. قبل از اینکه نوآوران بتوانند یک برنامه یا طرح تجاری بنویسند باید متوجه باشند که برای شروع کار با موانعی روبرو خواهند شد از این رو باید یک استراتژی تدوین نمایند، یک شکل قانونی از سازمان انتخاب کنند و فرهنگ سازمانی که در آن واحد تازه تأسیس مورد توجه قرار می گیرد نیز تعیین نمایند. [1]
2-8- انتخاب یک سازمان
نوآوران یعنی کسانی که می خواهند شرکتی را راه اندازی کنند باید از نظر حقوقی با نوع سازمان آشنا باشند از آنجا که یک مدیریت سالم لازمه یک سازمان یا هر سازمانی است افراد مؤسس باید از نظر قانونی و محدودیتهای مدیریتی به شکلهای سازمان و انواع شرکتها اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشند.
2-9- خلاصه:
نوآور یا خلاق کسی است که موجب ایجاد تغییر در محیط می شود و این کار را نوعی فرصت به حساب می آورد. او برای تولید و عرضه کالاها و خدمات جدید از عوامل تولید استفاده می کند. نوآوری از مدیریت متفاوت است، زیرا به هنگام نوآوری و خلاقیت به ایجاد تغییر توجه می شود و شخص نوآور باید در بسیاری از موارد هر دو وظیفه را، یعنی وظیفه یک مدیر و یک سرمایه دار را بر عهده بگیرد. خلاقیت و نوآوری زمانی روی می دهد که فرد یا گروهی واحد جدیدی را تأسیس کنند یا مربوط به زمانی است که شرکتی در حال کار دست به کار نوعی فعالیت جدید شود و محصول یا خدمات جدیدی را عرضه کند که آنرا خلاقیت سازمانی گویند. در حال حاضر نوآوری یا خلاقیت یکی از زمینه های مهم تحقیق و پژوهش می باشد و در امر رشد اقتصادی جامعه، بهره وری آن و نیز عرضه تکنولوژی محصولات و خدمات جدید نقش مهمی ایفاء می کند. نوآوری در سطح ملی یا در سطح کشور به هر دو عامل اقتصادی (وجود سرمایه یا تأمین آن) و غیراقتصادی (تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی) بستگی دارد. دو پژوهشگر به نامهای بگلی و بوید پنج ویژگی نوآوران را شناسایی نمودند که عبارت اند از: نیاز به پیشرفت، مرکز کنترل، تحمل ریسک تحمل ابهام و رفتار نوع A ، به علاوه موقعیتهای اجتماعی، مثل نبودن فرصت برای پیشرفت یا استخدام نیز موجب می شود برخی افراد به نوآوری روی آورند و ابتکار عمل به خرج دهند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
«فهرست مطالب»
عنوان |
صفحه |
فصل اول |
|
|
مقدمه |
|
|
بیان مسأله |
|
|
هدف تحقیق |
|
|
فرضیات تحقیق |
|
|
اهمیت و ضرورت تحقیق |
|
|
پیشینه تحقیق |
|
|
تعاریف عملیاتی |
|
فصل دوم |
|
|
مقدمه |
|
|
تنیدگی حرفه ای |
|
|
منابع وابسته به محیط کار |
|
|
تنیدگی حرفه های کنترل و نگهبانی |
|
|
تنیدگی وابسته به افراط یا تفریط در کار |
|
|
منابع وابسته به تطبیق فرد با محیط |
|
|
تنیدگی ارتباطی |
|
|
الف- مدیران |
|
|
ب- افراد تابع |
|
|
سبک مدیریت و روابط انسانی |
|
|
تامین بهداشت روانی |
|
|
ویژگی های افرادی که سلامت روانی دارند |
|
|
عملیاتی که سلامتی روانی را به خطر می اندازد |
|
|
روابط میان فردی |
|
|
خستگی ناشی از شغل |
|
|
فشا رناشی از کار |
|
|
اهمیت رضایت شغلی |
|
|
نگرش کلی فرد نسبت به شغلش |
|
فصل سوم |
|
|
تعریف آمار |
|
|
جامعه آماری |
|
|
روش نمونهگیری آماری |
|
|
روش جمع آوری اطلاعات |
|
|
ابزار پژوهش |
|
فصل چهارم |
|
|
تفسیر نتایج و تجزیه و تحلیل نتایج کمی و کلی پژوهش |
|
فصل پنجم |
|
|
نتیجه گیری |
|
|
فهرست منابع |
|
|
|
|
مقدمه:
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: بهداشت روانی در دوران مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری باعث عقب ماندگی نیست.
معیار اصلی قضاوت درباره بهداشت روانی شخص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماهنگ داشته باشد.
انسان سالم توانایی را دارد که به طور دائم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد. برای نیل به این هدف او به همکاری دو عنصر حیاتی نیاز دارد: شخص و محیط.
اگر خود شخص را کنار بگذاریم هرچه در اطراف باقی می ماند محیط محسوب خواهد شد. بنابراین برای هر شخص محیط های مختلفی وجود دارد: مدرسه، محیط کار، محل سکونت و غیره.
می توان عوامل تشکیل دهنده محیط کار را به دو گروه عمده تقسیم کرد: عوامل فیزیکی و عوامل انسانی.
جای تردید نیست که هر دو عامل می توانند بر بهداشت روانی مدیران اثر مثبت یا منفی داشته باشند.
امروزه استرس به عنوان مهمترین فاکتور به وجود آورنده امراض روحی، جسمی و رفتاری انسانها توجه پزشکان روانشناسان و دانشمندان علوم رفتاری و مدیریت را به خود معطوف نموده به طوری که باید عنوان نمود که فشارهای عصبی نقش مهمی در فراهم نمودن مشکلات روحی و جسمی در انسانها ایفا می کند.
مدیران به واسطه سختی کار و مسئولیت زیاد عوامل تحت فشار می باشند، استرس بازده مدیران را کاهش می دهد و براساس یافته های مطالعات متعدد، استرس ضمن کاهش بازدهی کار مدیران لذت زندگی را از افراد سلب می کند. در نتیجه بر بازده کل نظام آموزشی اثر می گذارد.
بیان مسأله
عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی و در هر گروه وجهی، اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، پزشک و مهندس، زارع استاد دانشگاه و غیره خطر ابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد. البته دانستن اینکه هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت روانی فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشی گرفتن از وقوع ناراحتی ها می باشد. پیش گیری به معنای وسیع آن، عبارت می باشد از به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و نورمال است. به علاوه درمان اختلالات جزئی رفتار، به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی است.
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشورهای جهان علاقه مخصوصی هم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است. اگرچه هنوز مدت زمانی از این توجه و علاقه نگذشته ولی اثرات آن در بهبود اوضاع بیمارستان های روانی و به کار بردن روش های صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. با وجود این پیشرفت های محسوس می توان گفت که مردم ما هنوز از فهم و درک صحیح ماهیت و علل اختلالات روانی به درستی آگاهی ندارند. و متأسفانه آمارهای دقیق مربوط به این موضوع نیز در دسترس نیست. برحسب آمارهایی که کشورهای مختلف ارائه داده اند معلوم شده است که تعداد بیماران روانی به طور مداوم رو به ازدیاد می باشد. بعضی از تحقیقات ابتدائی در ایران نیز رشد روزافزون بیماری های روانی را تایید می کند.
گذشته از کسانی که در بیمارستان ها بستری شده اند ما به تعداد زیادی از بیماران روانی بر می خوریم که تحت هیچگونه درمانی قرار نگرفته و اغلب در میان خانواده ها و اجتماعات به سر می برند.»
احتیاج یعنی کششی که فرد را به عملی وادار می کند. احتیاج نه تنها جسمانی است بلکه دارای جنبه روانی نیز میباشد. در این صورت شدت احتیاج حالت روانی نیز شدید می گردد. هنگامی که احتیاج ارضاء شود، تنش کم شده حالت عاطفی آرامی، جانشین غلیان قبلی خواهد شد.
در صورت رفع نکردن احتیاج، حالت شدید هیجان روانی ادامه پیدا خواهد کرد. این هیجان تاثیرات مختلفی روی دستگاه های عضوی دارند. برای اینکه به درستی بتوانیم ماهیت احتیاجات روانی را بفهمیم باید اطلاعاتی در مورد دستگاه خود کار اعصاب داشته باشیم. زیرا این دستگاه وظیفه مهمی در ایجاد رفتار هیجانی دارد. در حالات شدید هیجانی، دستگاه مذکور به حالت آمده باش در می آید و اگر حالات هیجانی، مداوم و مزمن باشد این دستگاه فعالیت مداوم پیدا می کند و این وضع باعث خستگی می شود.
عواطف و افکار، نزدیکی زیادی با هم دارند، بدین معنی که طرز فکر افراد احساساتی و زودرنج، تحت تاثیر احساسات و عواطف آنها قرار گرفته، نحوه تفکر ادراک آنها را تغییر می دهد و اغلب آنها را از تفکر و تعقل صحیح و دقیق دور می نماید.
چمقدمه:
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: بهداشت روانی در دوران مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری باعث عقب ماندگی نیست.
معیار اصلی قضاوت درباره بهداشت روانی شخص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماهنگ داشته باشد.
انسان سالم توانایی را دارد که به طور دائم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد. برای نیل به این هدف او به همکاری دو عنصر حیاتی نیاز دارد: شخص و محیط.
اگر خود شخص را کنار بگذاریم هرچه در اطراف باقی می ماند محیط محسوب خواهد شد. بنابراین برای هر شخص محیط های مختلفی وجود دارد: مدرسه، محیط کار، محل سکونت و غیره.
می توان عوامل تشکیل دهنده محیط کار را به دو گروه عمده تقسیم کرد: عوامل فیزیکی و عوامل انسانی.
جای تردید نیست که هر دو عامل می توانند بر بهداشت روانی مدیران اثر مثبت یا منفی داشته باشند.
امروزه استرس به عنوان مهمترین فاکتور به وجود آورنده امراض روحی، جسمی و رفتاری انسانها توجه پزشکان روانشناسان و دانشمندان علوم رفتاری و مدیریت را به خود معطوف نموده به طوری که باید عنوان نمود که فشارهای عصبی نقش مهمی در فراهم نمودن مشکلات روحی و جسمی در انسانها ایفا می کند.
مدیران به واسطه سختی کار و مسئولیت زیاد عوامل تحت فشار می باشند، استرس بازده مدیران را کاهش می دهد و براساس یافته های مطالعات متعدد، استرس ضمن کاهش بازدهی کار مدیران لذت زندگی را از افراد سلب می کند. در نتیجه بر بازده کل نظام آموزشی اثر می گذارد.
بیان مسأله
عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی و در هر گروه وجهی، اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، پزشک و مهندس، زارع استاد دانشگاه و غیره خطر ابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد. البته دانستن اینکه هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت روانی فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشی گرفتن از وقوع ناراحتی ها می باشد. پیش گیری به معنای وسیع آن، عبارت می باشد از به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و نورمال است. به علاوه درمان اختلالات جزئی رفتار، به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی است.
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشورهای جهان علاقه مخصوصی هم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است. اگرچه هنوز مدت زمانی از این توجه و علاقه نگذشته ولی اثرات آن در بهبود اوضاع بیمارستان های روانی و به کار بردن روش های صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. با وجود این پیشرفت های محسوس می توان گفت که مردم ما هنوز از فهم و درک صحیح ماهیت و علل اختلالات روانی به درستی آگاهی ندارند. و متأسفانه آمارهای دقیق مربوط به این موضوع نیز در دسترس نیست. برحسب آمارهایی که کشورهای مختلف ارائه داده اند معلوم شده است که تعداد بیماران روانی به طور مداوم رو به ازدیاد می باشد. بعضی از تحقیقات ابتدائی در ایران نیز رشد روزافزون بیماری های روانی را تایید می کند.
گذشته از کسانی که در بیمارستان ها بستری شده اند ما به تعداد زیادی از بیماران روانی بر می خوریم که تحت هیچگونه درمانی قرار نگرفته و اغلب در میان خانواده ها و اجتماعات به سر می برند.»
احتیاج یعنی کششی که فرد را به عملی وادار می کند. احتیاج نه تنها جسمانی است بلکه دارای جنبه روانی نیز میباشد. در این صورت شدت احتیاج حالت روانی نیز شدید می گردد. هنگامی که احتیاج ارضاء شود، تنش کم شده حالت عاطفی آرامی، جانشین غلیان قبلی خواهد شد.
در صورت رفع نکردن احتیاج، حالت شدید هیجان روانی ادامه پیدا خواهد کرد. این هیجان تاثیرات مختلفی روی دستگاه های عضوی دارند. برای اینکه به درستی بتوانیم ماهیت احتیاجات روانی را بفهمیم باید اطلاعاتی در مورد دستگاه خود کار اعصاب داشته باشیم. زیرا این دستگاه وظیفه مهمی در ایجاد رفتار هیجانی دارد. در حالات شدید هیجانی، دستگاه مذکور به حالت آمده باش در می آید و اگر حالات هیجانی، مداوم و مزمن باشد این دستگاه فعالیت مداوم پیدا می کند و این وضع باعث خستگی می شود.
عواطف و افکار، نزدیکی زیادی با هم دارند، بدین معنی که طرز فکر افراد احساساتی و زودرنج، تحت تاثیر احساسات و عواطف آنها قرار گرفته، نحوه تفکر ادراک آنها را تغییر می دهد و اغلب آنها را از تفکر و تعقل صحیح و دقیق دور می نماید.
بی گمان به مدیران و مسئولان سازمان ها به دنبال تحقق اهداف سازمانی خود می باشند و در این راستا کارکنان سازمان نقش مهمی جهت به ثمر رساندن این اهداف خواهند داشت، یکی از شرایطی که قادر است ضامن دستیابی به اهداف سازمانی باشد تاثیر سلامت روانی مدیران در رضایت شغلی کارکنان و معلمان می باشد تا کارایی و بازده کار آنها را افزایش دهد.
مدیرانی که از سلامت برخوردار نیستند برای سازمان تهدید محسوب می شوند زیرا در رضایت شغلی سایر کارکنان تاثیرات منفی می گذارند. هدف کلی از این تحقیق بررسی سلامت روانی مدیران در رضایت شغلی معلمان در مدارس ابتدایی می باشد.
فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی: بین سلامت روانی مدیران و رضایت شغلی معلمان رابطه معنی دار وجود دارد.
فرضیات فرعی:
1- آیا بین سلام روانی مدیران با نحوه و خروج معلمان در مدرسه رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد معلمان با دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد آنان در بعد تهیه و تجهیزات آموزشی رابطه وجود دارد؟
4- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد آنان در بعد اداری ومالی رابطه وجود دارد؟
5- آیا بین سلامت روانی مدیران با مشارکت دادن معلمان در امور مدرس رابطه وجود دارد؟
«اهمیت و ضرورت تحقیق»
ضرورت این تحقیق در راستای افزایش بازدهی لازم است و در جهت عملکرد مدیران صورت می گیرد. رفتار موجود بشر تابع تمامیت وجود اوست بدین معنی که روان تابع تن است و هر فرد انسانی بر اثر ارتباط خصوصیات روانی و جسمی موجود دست به عملی می زند. زیرا سلامت روانی مدیر در رضایت شغلی معمان تاثیر بالایی دارد و یکی از عللی که سبب می شود معلمان با روحیه وارد کلاس شوند و انگیزه بالاتری داشته باشند این است که مدیر از سلامت روانی برخوردار باشد و یکی از عللی که سبب می شود معلمان کم روحیه باشند و با انگیزه کمتری وارد کلاس شوند و کلاس کارایی لازم را نداشته باشد و وجود کلاس برای آنها غیرقابل تحمل باشد این است که مدیران از سلامت روانی برخوردار نیستند و در این صورت است که سازمان کارایی و بازده لازم را نخواهد داشت.
«پیشینه تحقیق»
از میان انواع مدیریت، مدیریت آموزشی با اهمیت ترین و ظریفترین نوع مدیریت است که موضوع آن (انسان) است. انسانی که در مدارس وموسسات آموزشی وارد شده و نیازمند تعلیم و تربیت رشد ابعاد جسمانی عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اخلاقی است.
عظمت توجه به مدیریت آموزشی تا آن حد است که در قرن بیست و یکم، هنر و علم اداره کردن گروه های کوچک و بزرگ انسانی، از شاخص ها و خصوصیات عمده تمدن معاصر اعلام شد. و این دانش در زمره یکی از رشته های تخصصی علوم انسانی درآمده است. در ایران نیز توجه به مدیریت آموزشی، و سرمایه گذاری در تربیت مدیران شایسته در سطوح عالی، میانیو اجرایی ضرورت دارد. (صافی، 1379، ص1)
1- جمشید نژاد (1375) تحقیقی تحت عنوان «بررسی و مقایسه استرس شغلی و رضایت شغلی در مدیران مدارس ابتدائی و متوسطه شهر اهواز» به عمل آورده که در آن از دو پرسشنامه سنجش استرس شغلی مدیران و رضایت شغلی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.
در این تحقیق اطلاعات جمع آوری شده پس از تجزیه و تحلیل نتایج زیر را مشخص کرده است:
اکثر مدیران شغل خود را به عنوان مدیر مدرسه زیاد و یا خیلی زیاد استرس آور ارزیابی کرده اند که کمی بیش از این تعداد از شغل خود خشنود نبوده اند.
2- یادگاری، فردوس، بررسی تاثیر بهداشت روانی مدیران بر عملکرد معلمان، 1369 پایان نامه کارشناسی ارشد،
3- موسوی ده مدردی، علی، رابطه خشنودی شغلی را انگیزه پیشرفت با سلامت روانی سال 1377، کارشناسی ارشد.
4- یادگاری خندایی، فردوس، بررسی تاثیر بهداشت روانی مدیران بر عملکرد معلمان، سال 11370، پایان نامه کارشناسی ارشد.
(تفاوت عملیاتی)
1- استرس: Stress
استرس حالتی پویا و هیجان انگیز است که فرد با یک فرصت، محدودیت و یا تقاضای غیر عادی مواجه می شود واکنشهای احساسی، فیزیکی، و شناختی از خود نشان می دهد.[1]
2- عملکرد: Performance
عملکرد نتیجه واقعی و قابل اندازه گیری تلاش است. اگرچه تلاش منجر به عملکرد می گردد، این دو را نمی توان با یکدیگر برابر داشت و میان این دو تفاوت فاحشی وجود دارد. (سعادت، 1376/ ص 261)
3- روابط انسانی: احساس دوستی و یکدلی بین کارکنان، سازگاری آنها با یکدیگر، احترام قائل شدن برای یکدیگر و شاد شدن از پیشرفت دیگران و همین طور رقابت سالم برای انجام کارها روابط انسانی می گویند.[2]
4-رضایت شغلی: نگرش کلی فرد نسبت به شغلش را رضایت شغلی می گویند کسی که رضایت شغلی بالا دارد نگرش وی به کار مثبت و کسی که رضایت شغلی پایین دارد نگرش به کارش منفی خواهد بود. «رضایت شغلی به مفهوم لذت روحی ناشی از ارضاء نیازها و تمایلات و امیدها است که افراد از کار خود به دست می آورند»[3]
5- سلامت روانی: برخورداری از رفاه کامل روانی و پیشگیری از ابتلا به اختلالات و بیماری های روانی (تعریف نظری)
6- بهداشت روانی: به نمره ای اطلاق می شود که فرد در آزمون سلامت عمومی GHQ کسب می نماید (تعریف عملیاتی)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
فهرست مطالب
چکیده ................................. الف
فصل اول.................................. 1
مقدمه ................................... 2
بیان مساله .............................. 6
اهمیت و ضرورت تحقیق...................... 8
اهداف تحقیق............................. 11
تعریف اصطلاحات .......................... 12
فصل دوم،پیشینه ، تحقیق.................. 14
مقدمه .................................. 15
دیدگاههایی درباره شخصیت................. 16
شخصیت از نظر فروم....................... 16
شخصیت از نظر یونگر...................... 17
شخصیت از نظر ماری....................... 17
نگرش فرانکل به شخصیت.................... 18
نگرش مزلو به شخصیت...................... 18
چشم اندازی به رشد شخصیت ................ 18
دیدگاههایی در باره رشد شخصیت ........... 19
رشد شخصیت از نظر یونگر.................. 19
رشد شخصیت از نظر ماری................... 20
عوامل موثر بر رشد شخصیت................. 20
نظریه های نسخ شناسی شخصیت............... 21
نظریه های تحلیلی عاملی شخصیت............ 23
نظریه کاتل.............................. 23
نظریه انسان گرایی در شخصیت.............. 25
نظریه های شناختی شخصیت.................. 26
ماهیت شخصیت ............................ 27
سنجش شخصیت.............................. 28
مسائل اساسی در سنجش شخصیت............... 28
اعتبار.................................. 29
مهار ................................... 29
میل به مهار............................. 30
توهم مهار............................... 31
پیامدهای اعتقاد داشتن به مهار........... 32
تفاوتهای فردی در درک جایگاه مهار ....... 33
واکنش در برابر از دست دادن مهار......... 35
جایگاه مهار............................. 35
جایگاه مهار درونی – بیرونی ............. 37
طبقه بندی سه بعدی از نظر واینر.......... 40
جایگاه مهار درونی و بیرونی از نظر واینر. 42
نظریه یادگیری اجتماعی................... 43
توان رفتاری ............................ 43
انتظار.................................. 44
ارزش تقویت.............................. 44
موقعیت روان شناختی ..................... 45
آزادی حرکت.............................. 45
روشهای راتر برای سنجش مفاهیم خود........ 46
انگیزش رفتار از نظر راتر................ 48
انتظارات مربوط به جایگاه هندسی مهار..... 49
نظریه اسناد............................. 53
اسنادهای بعد از موفقیت و شکست........... 53
تغییر دادن اسنادها برای بهبود عملکرد.... 55
دیدهای بازده تحصیلی بر اسناد............ 56
زمینه های کاربردی آزمونها............... 58
زمینه تحصیلی ........................... 59
پیشنهادات .............................. 61
نتیجه گیری.............................. 62
خلاصه ................................... 63
منابع .................................. 65
چکیده:
تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کردهاند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوههای تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین میکند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد میشوند» تعریف میکنند.
شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره میگذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود میزند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد.
شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق میشود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله میتوان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق میشود.
شخصیت یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط میشود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر میشود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را میتوان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.
از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط میشود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونههای شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش میدهد. در حالی که برخی تجربهها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر میشود مثلا وقتی گفته نمیشود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که میتواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر میشود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بیشخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در جهت منفی.
در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت میشود که هر یک ویژگیهایی را میرسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده میشود مثلا وقتی گفته میشود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهرههای مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار میرود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».
دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بیشخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمیشوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریههای متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanities Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.
فصل اول
مقدمه:
روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون، برای شناخت شخصیت انسان از دیر باز کوششهای فراوانی به عمل آمده که برخی آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.
شخصیت معادل انگلیسی personality وpersonalite فرامنه است و هر دو اقتباس از persono است. درک لزوم مطالعه روانشاسی شخصیت چندان دشوار نیست.
شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، ازیک جنبه، ارضا حس کنجکاوی، و مایل به حقیقت جوئی را در انسان دنبال می کند، زیرا این ناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امکان می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه های ارضای برحس کنجکاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهیمت است.
شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگیهای جسمی و روانی، و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند اطلاق می شود.(کریمی،1375)
گروهی از صاحب نظران، نظریه نسبت دادن معتقدند، که افراد موفقیتها و شکستهای خود را یا به عوامل خصی نسبت می دهند، یا به عوامل محیطی و از این رو این دو عامل مهم یکی درونی و دیگری را بیرونی شناسائی کرده اند و به نظریه جایگاه مهار شهرت دارد.
وجولیان راتر (1966) درباره نظام اعتقادی افراد را به جایگاه مهار به دو دسته تقسیم می شوند.
1.گروهی که موفقیها و کستهای خود را به شخص خود، نسبت می دهند (دورنی)
2.گروهی که موفقیتها و کستهای خود را به عوامل محیطی نسبت می دهند.(بیرونی) (جمالفر، 1375)
و برای سنجش مهار درونی و بیرونی[1]،راتر پرسشنامه گزارش شخصی را عرضه کرده است. مقیاس جایگاه مهار درونی و بیرونی، معروف به مقیاس(I-E) شامل 23 شق انتخاب اجباری[2] است. آزمورینها بادی از زوجهای شقوق ارائه شده. هر زوج را که بهتر از همه اعتقاد آنها درباره ماهیت جهان نشان می دهد. برگزینند (راتر،1966) تعیین اینکه کدامیک اززوجهای شقوق، نامیده مهار درونی و بیرونی است، چندان دشوار نیست.
علاوه بر مقیاس راتر، مقیاسهای دیگری ساخته شده است. یکی از مقیاسها، مقیاس نویکی[3]، مقیاس استریکلند[4] برای کودکان است که یک آزمون 40 ماده ای با اعتبار و پایانی بالاست.
(نویکی، استریکلند،1973،1989)
این آزمون در بیش 70 پژوهش به کار رفته و بیش از 12 زبان خارجی ترجمه شده است. شکلی از این، مقیاس برای بزرگسالان ساخته شده است.(کریمی، 1375)
تمرکز راتر روی متغیرهای درونی از سوی بعضی روانشناسان به عنوان یک نقطه قوت و از سوی دیگر به عنوان یک نقطه صنعت تلقی می شود. منتقدان از جمله بعضی کسانی که طرفدار متغییرهای شناختی هستند معتقدند که راتر خیلی تند رفته است. به عقیده آنان موضوع او آنچنان از رفتارگرایی سنتی دور افتاده است که نمی توان آنرا ابدا یک روش رفتاری تلقی کرد به علت میزان پذیرش راتر از متغیرهای شناختی، روش شناسی او بیش از حد ذهنی به نظر می آید.
پژوهشهای راتر، در حدی که موضوع پژوهش اجازه می دهد، دقیق و کنترل شده است و هرگاه که امکان پذیر باشد. او از مشاهده عینی رفتار مشاهده استفاده می کند. همچنین نظریه او با درجه دقت بالایی تعریف شده اند به طوری که آنها از نظر تجربی بنحوی قابل سنجش است.
تحقیقات انجام شده روی جنبه های مختلف نظریه او تایید این جنبه ها منجر شده است.
مقیاس جایگاه درونی و بیرونی (مقیاسI-E) صدها تحقیق به دنبال داشته و کاربرد گسترده ای فراتر از آزمایشگاه در زمینه های بالینیو آموزشی پیدا کرده است.
به اعتقاد راتر شاید در حوزه سنجش شخصیت است که نظریه یادگیری چشمگیرترین ونظامدارترین کمکها را کرده باشد(راتر1982)
آنچه درمورد نظریه راتر می توان گفت:
این است که در مورد نفوذ قوی و فزاینده او بر روانشناسی امروز هیچ جای تردید نیست(شولتز1991)
طرفداران راتر معتقدند که او مفاهیمی را عرضه کرده است که با اصطلاحاتی روشن و دقیق تعریف شده اند. و با روشهای آزمایشی یا همبستگی قابل سنجش هستند. راتر کوشیده است تا رابطه کاری بین متغیرهای شناختی و تقویت برقرار کند. و به نظریه یادگیری اجتماعی یک محتوای انگیزش قوی داده است.(کریمی 1375)
بررسی جایگاه مهار درونی و بیرونی با رشته های تحصیلی و رضایت تحصیلی
جایگاه مهار توسط افرادی از جمله راتر مطرح شده و به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم میشود.
جایگاه مهار توسط افرادی از جمله راتر مطرح شده و به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود.
جایگاه مهار درونی عبارت است از گروهی که موفقیت و شکستهای خود را به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت می دهد. و جایگاه مهار بیرونی عبارت است از گروهی که موفقیتا و شکستهای خود را به عوامل محیطی بیرون از خود (بخت و اقبال و سطح دشواری) نسبت می دهند. و این دو جایگاه مهار نام دارد.(جمالفر 1375)
فردی که دارای جایگاه مهار درونی است، معتقد است که کنترل کافی برای زندگی خود دارد و مطابق همین باور رفتار می کند. تحقیق نشان داده است که آنان در تکلیف خود عملکرد بهتری دارند، کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می گیرند. برای مهارتها و پیشرفتهای شخصی خود ارزش والاتری قایلند و نسبت به قرینه های محیطی که می توانند برای هویت رفتار خود از آنها استفاده کنند، هشیار ترند.افراد دارای جایگاه بیرونی نیز دارای ویژگیهایی هستند، آنها معتقدند رفتارها یا مهارتهایشان در تقدیسهایی که دریافت می کنند اثری ندارد. در کوشش برای بهبود موقعیت خود فایده ای نمی بینند.
آنان به جایگاه مهار زندگی خود، در زمان حال وآینده، باور چندانی ندارد.
در ضمن باید اضافه نمود که افراد دارای جایگاه درونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی بیشتر نسبت به افراد دارای جایگاه مهار بیرونی دارند. تحقیقات مقدماتی حایک از آن است که افراد دارای جایگاه مهار درونی از بهداشت روانی بهتری برخوردارند.(فیروز[5]1976) (کریمی، 1375
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 740 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
مقدمه:
رویکرد شناختی و روانی شناسی امروزه مورد توجه بسیار قرار گرفته است وبیشتر از هر رویکرد دیگری مورد تجربه واقع می شود (ای وی، ای وی و مورگان 1993،ص258)
رویکرد شناختی معتقد است که ریشه رفتارهای انسان در نوع تفکر و نگرش وطرز تلقی های اوست برنز، 1367، ص 17) می گوید:
«نخستین اصل شناخت گرایی است که حال اسنان نتیجه شناخت ها و تفکرات اوست.» با استفاده از تئوری ABC درمان شناختی- رفتاری پیشرفت بسیار زیادی از دهه 1970 تاکنون داشته است و اکنون یکی از راجترین اشکال درمان روان شناختی است (الیس، 1991،ص2) عبارت زیر نیز توضیحی از این توسط الیس است. «در سالهای اخیر روان درمانیهائی که گرایش شناختی دارند. نه فقط به دلیل پژوهش هایی که اثر بخشی آن را تأئید کرده اند، بلکه به دلیل شهرت عامی که یافته اند، موفقیت زیادی داشته اند و سهولت گرایش شناختی در درمان مستقیم باعث شده است که این شیوه نسبت به سایر شیوه ها مطبوعتر و کمتر تهدید کننده باشد. (الیس، 1989، ص3)
صدها مطالعه در تحقیقی کنترل شده نشان داده اند که RET و CBT مقایسه با سایر روش های روان درمانی به طور معنی دارتری به مراجعان کمک کرده اند تا کمتر پریشان باشند.
چند ده مطالعه دیگر نشان داده اند که آزمون هایی که برای سنجش باورهای غیر منطقی و نگرش مختل بر اساس تئوری ABC ساخته شده اند به طول معنی داری گروه های پریشان گروه های افراد کمتر پریشان را از یکدیگر متمایز می سازد. (بایسدن 1980، دیجیوسپی، میلروترکسر 1959، الیس، 1979، هرلن و بمیس 1981، شوارتس،1982، وودز به نقل از الیس، 1991 ص2).
اساس شکل گیری نظریه منطقی-هیجانی ارائه مدل ABC درباره پریشانی هیجانی است (الیس 1962 الیس، a1997، b1977 به نقل از الیس، 1991 ص 3) بر اساس این رویکرد پیامدهای هیجانی پریشان کننده (Cها) به طور مستقیم از وقایع فعال ساز (Aها) پیروی نمی کنند.
بلکه تاثیر وقایع فعال ساز بر پیامدهای هیجانی به وسیله باورهای شخص (Bها) تحت تاثیر قرار می گیرد. الیس (شفیع آبادی،1373، ص 126-122) بر مجموعه ای از باورها تاکید می کند.
که فرض می شوند رایجترین منبع های پریشانی هیجانی باشند. این باورها مشتملند:
1-اعتقاد فرد به این که لازم و ضروری است که همه افراد دیگر جامعه او را دوست بدارند و تاییدش کنند.
2-اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.
3-اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردن بد و شرور هستند و باید به شدت تنبیه شوند.
4-اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری از بعضی مشکلات زندگی و مسئولیت های شخصی فرد آسانتر از مواجه شدن با آنهاست.
5-اعتقاد فرد به اینکه اگر حوادث و وقایع طوری نباشد که او می خواهد. بی نهایت ناراحتی و بیچارگی می آورد.
6-اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او به وسیله عوامل بیرونی به وجود آمده است.
7-اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی می شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تاخیر بیاندازد.
8-اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتر تکیه کند.
9-اعتقاد فرد به اینکه تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند و اثر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ وجه نمی توان نادیده انگاشت.
10-اعتقاد به اینکه انسان باید در مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملا برآشفته و محزون شود.
اعتقاد فرد به اینکه هر مشکلی همیشه یک راه حل درست و کامل فقط یک راه حل وجود دارد و اگر انسان بدان دست نیابد بسیار وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.
الیس می گوید این باورها منجر به این می شوند که افراد وقایع را بسیار ناراحت کننده تلقی کرده و مطابق با آن پاسخ خواهند داد این مدل اساسی محرک بزرگی برای دیدگاه شناختی که به رفتار درمانی و زمینه های وابسته مربوط می شوند، بوده است (الیس 1977)
اساساً این باورها غیر منطقی تحت چهار عنوان قرار می گیرند:
1-باور وحشتناک بودن
2-باور مربوط به تحمل ناکامی پائین
3-تقاضاها یا خواسته های مستبدانه
4-ارزیابی از خود به صورت کلی
هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به نظریه الیس نشان دهد تفکرات غیر منطقی حاکم بر فرد می تواند میزان اضطراب فرد ارتباط داشته باشد.
انسان عصر ما به دنبال آرامش روانی است. دنیای امروز با پیچیدگی ها و ویژگی های خاص فرهنگ ماشینی انسان را درگیر و دار اضطرابهای کشنده ای قرار داده است که چهره زندگی را رنگ بس نازیبا زده و آن را غیر قابل تحمل ساخته است. آرزوی هر انسانی آرامشی است که بتواند در آن مسیر زندگی خود را به سوی سعادت طی کند و اضطراب سدی است محخیط بر انسان و محاط در انسان که سراسر حیات درون و بیرون او تحت تاثیر خود قرار داده است و این سوال برای هر یک از ما مطرح است که ریشه اضطراب های انسان در چیست؟ و چگونه می توان به مقابله با آن پرداخت؟ با توجه به اینکه هر یک از مکاتب روان شناسی انسان و مشکلات او را از دریچه ای خاص مورد مطالعه قرار می دهد، بر اساس دیدگاه خود راه حل هایی برای مشکلات او مطرح میکند.
اساس طبقه بندی روان درمانی، تمرکز درمان بر روی یکی از جنبه های عملکرد روان میباشد. این سه جنبه عبارتند از رفتار، عواطف و تفکر.
رفتار درمانی با تمرکز بر توری یادگیری و تغییر رفتار معتقد است که تمام رفتارها حاصل یادگیری است درمان عاطفی، عواطف متعارض و اظهار نشده فرد را ریشه مشکلات روانی می داند. و درمان بر اساس تفکر معتقد است که رفتار بر اساس معنی که فرد به حوادث و پدیده ها می دهد شکل می گیرد و تغییر می کند.
این پژوهش بر اساس روش درمان عقلانی- عاطفی RET ) الیس 1970 و (Elis پی ریزی و دنبال شده است).
الیس معتقد است که دو اضطراب و اختلالات عاطفی نتیجه تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی هستند به نظر او افکار و عواطف کنشهای متناوب و جداگانه ای به شمار نمی آیند.
انسان به وسیله اشیای خارجی مضطرب و آشفته نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که از اشیا دارد موجب نگرانی و اضطراب وی می شوند. تمام مشکلات افراد از تفکرات موهومی سرچشمه می گیرند که از نظر تجربی معتبر نیستند. (ناصری، شفیع آبادی1365).
سوال تحقیق:
1- آیا رابطه ای بین سطح تفکرات غیر منطقی و میزان اضطراب وجود دارد؟
ضرورت تحقیق:
کلی می گوید: اختلال روانی عبارت است از استفاده از ساختارهای ذهنی که عدم صحت و کارایی آنها به اثبات رسیده است (شاملو 1368)
اضطراب مفهوم اساسی در همه نظریه های شخصیت و یکی از عوامل مهم در اختلالات رفتاری است. مطالعاتی که در زمینه هایی غیر از آسیب شناسی روانی، به ویژه در حیطه یادگیری و ادراک انجام گرفته نشان می دهد که تاثیر اضطراب فراتر از موارد بالینی بوده است (اسپیلبرگر 1996).
حدود 5 تا 20 درصد از مردم ممکن است از اضطراب حاد یا مزمن ناراحت باشند و زنها دوبار بیشتر از مردها از این اختلال در عذابند. (احمدی 1368)
همچنین گفته می شود که حدود 10 تا 14 درصد مراجعین به متخصصین قلب مبتلایان به نوروز اضطراب هستند.) (توحیدی،1364).
با توجه به اهمیت موضوع تفکر و گستره و حاکمیت آن در زوایای زندگی از طرفی و اهمیت موضوع اضطراب به عنوان ریشه اساسی همه بیماری های نوروتیک (فروید،1369) از طرف دیگر لازم به نظر می رسد که جایگاه تفکر در ایجاد اضطراب مشخص می شود تا بتوان از نحوه های تفکر اضطراب زا پیشگیری کرده و به اصطلاح آن بپردازیم.
اهداف پژوهش
1-بررسی ارتباط تفکرات غیر منطقی یا اضطراب
2-معرفی شیوه عقلانی- عاطفی الیس به عنوان یک شیوه درمانی
فرضیه:
1-هرچه تفکرات غیر منطقی در فرد بیشتر باشد میزان اضطراب در فرد بالاتر است.
تعریف عملیاتی واژه ها
تفکر:
ونیکه معتقد است که تفکر به انعکاس، تعمق، عقیده، اندیشه، قضاوت یا خیال پردازی و به آنچه در ذهن می گذرد اطلاق می شود و از دیدگاه روان شناختی تفکر عبارت است از: سازمان یافتگی و دوباره یابی آموخته های گذشته در موقعیت کنونی.
تفکر منطقی:
اسمیت و هرلینش (1371) تفکر منطقی را با اندیشیدن مترادف می دانند و معتقدند که تفکر منطقی با دیگر انواع تفکر از این جهت که به وسیله هدفی (حل مسئله) کنترل و هدایت می شود تفاوت دارد.
تفکر غیر منطقی:
شفیع آبادی (1368) می نویسد: تفکر غیر منطقی از نظر الیس همان اندیشه باطل وهمی و خیالی می باشد که منجر به بروز اختلالات روانی می گردد.
در این تحقیق غیر منطقی آن چیزی است که از طریق تست سنجیده می شود.
اضطراب:
پریشانی در عین حال روانی و بدنی که در اثر ترسی مبهم و احساس نا ایمنی و تیره روزی در فرد آدمی به وجود می آید. معمولا اصطلاح دلهره را به حسهای بدنی که با اضطراب همراهند اختصاص می دهند. (منصور، دادستان راد:1365)
اضطراب در این پژوهش: آن چیزی است که از طریق تست (40 سوالی) اضطراب کامل سنجیده می شود.
زمینه مسئله
مقدمه
در این بخش زمینه ای بر روان درمانی و تئوری ها و تحقیقات انجام شده در رابطه با مسئله تحقیق (ارتباط تفکرات غیر منطقی با بروز حالات اضطراب) مورد بحث قرار میگیرد.
بشر در ابتدا امراض روانی را پدیده ای ماورا الطبیعه می دانست و از طریق جن گیری به درمان امراض می پرداخت. مثلا جمجمه را سوراخ می کرد و روح پلید را آزاد می کرد.
بقراط (460 تا 370 قبل از م) با تئوری های تازه خود اساس این علم را پایه ریزی کرد. او مرکز فعالیت های بشر را مغز می دانست و اختلال در آن را سبب بروز اعتراض روانی او حمام، رژیم غذایی، گرفتن خون و موسیقی را علاج بیماری های روانی می دانست.
تلاشی که از زمان بقراط شروع شده بود به وسیله آریتوس Aritus و سورانوس Soranus ادامه یافت اما با مرگ یکی دیگر از علمای آن زمان به نام گالن Gallen (110-130 ق.م) متوقف ماند.
دانشمندان و حکما حالات نوروتیک را از روزگاران باستان می شناخته اند ملای رومی در مثنوی قصه کنیزکی که دچار سودای عشق شده بود را می گوید که چگونه ناکامی و محرومیت حالاتی از بیماری روانی را در او ایجاد کرده بود. طبیب الهی با پرستش و پاسخ نخست از ممالک شهرها و کوی و برزن نام می برد تا به دیار معشوق می رسد و سپس نام معشوق را جستجو می کند و با تدبیر حکیمانه کنیزک را درمان می کند.
بیانات دانشمندان اسلامی چون بوعلی سینا درباره ادراک، احساس، عواطف که برای تبین آنها از زیر بنای زیستی استفاده های دقیقی انجام شده و متاسفانه به دلیل عدم آگاهی دانش پژوهان مسلمان و یا شاید سهل انگاری آنان نادیده گرفته شده است میدان بزرگی از تحقیق را در این زمینه پیش رو قرار می دهد.
در قرن شانزدهم شخصی به نام وایوز Vives یک قرن قبل از هایز و سه قرن قبل از فروید درباره افکار و تاثیر عواطف بر آن بحث می کرد و این نوشته ها شباهت بسیاری با نوشته های فروید دارد. پاراسلوس Paraceluses و وایر Weyer نیز سعی بر جدائی روان شناسی طبی از الهیات کردند.
در قرن نوزدهم هر چند در زمینه آناتومی و فیزیولوژی اعصاب پیشرفت محسوسی روی داد هنوز توسعه روان شناسی در اختیار فلاسفه ای چون: بیکن (قرن 17) دکارت قرن 18 هابز، مالبوانش و اسپینوزا بود.
در1796 م. ویلیام توک Tuke بیمارستانی در انگلستان ترتیب داد و فیلیپ پینل pinel در قرن 18 ریاست بزرگترین روانی فرانسه را به عهده گرفت و فرایک Fricke در سال 1795 در آلمان گامهایی در همین زمینه برداشت بنجامین راش Rash نیز در سال 1800 در آمریکا به اقدامات مشابهی دست زد.
ظهور مسمریزم Mesmerism در قرن نوزدهم و شناخت هیپنوتیزم در ایجاد پیسکوآنالیز و تئوری های جدید شخصیت تاثیر بسزایی داشت.
شارکو و برنهایم به منظور تحقیق و درمان از روش هیپنوتیزم کمک گرفتند. پیرژانه Janet نیز با تحقیق در زمینه «از هم گسیختگی شخصیت» به پیشرفت این زمینه کمک کرد.
روان درمانی از سه جریان تاریخی ریشه می گیرد:
1-روش جادوئی برخورد با مشکلات انسانی.
2-روش های تداوی مذهبی.
3-روش های علمی در روان درمانی، (احمد احمدی 1363).
با وجود انکه بشر از دیرباز به نقش سازنده و پر اهمیت روابط کلامی در تغییر طرز فکر، احساس و رفتار آدمیان واقف بوده و همیشه این شیوه را در ترغیب افراد به انجام اموری که مقبولیت اجتماعی داشته است به کار می داشته معهذا باید روان درمانی را به معنایی که امروز در روان شناسی بالینی مطرح است دانشی نوخاسته دانسن گرچه پینل در قرن 18 با سعی در شناخت هر چه بیشتر بیماران روحی و ایجاد روابط انسانی با آنان اصول روان درمانی را تا حدودی منظور داشت و با وجود انکه در همان قرن مسمر (Mosmer) پدیده رواین هیپنوتیزم را در درمان بعضی از ناراحتی ها به کار بست. معهذا باید اواخر قرن نوزدهم را سالهای آغاز کاربرد منظم تکنیک های روان شناسی در درمان بیماری های روانی بدانیم. شارکو (Charcot) با کاربرد هیپنوتیزم و برونر با تشویق و ترغیب بیماران به بیان آزادانه آنچه در درون دارند و فراهم داشتن محیطی که در آن بیمار بتواند بدون بازداری های گوناگون آنچه می خواهد بگوید فصل جدیدی را در درمان بیماری های روانی گشودند. فروید که تحت تاثیر افکار شارکو و برونر بود و خود نیز مدتی هیپنوتیزم را در موارد معینی بهع کار برده بود با مطالعه دقیق روش های پیشنهادی این دو و تجربیاتی که خود اندوخته بود مکتب روان کاوی را بنیاد نهاد. نهضت او انگیزه ای بود برای روان شناسان اروپائی و امریکائی که فصول جدیدتری بر کتاب روان درمانی بیفزاید و مکاتب نوینی را پیشنهاد نمایند (اخوت،1335)
همزمان با فروید پاولف به قوانینی که حاکم بر ضوابط پاسخ ها و محرک های محیطی بود دست یافت. او نشان داد که چگونه سگها را می توان در وضعیتی قرار داد که باعث بروز رفتار نوروتیک گردد. پاولف بعدا از یافته های خود در مورد بیماری های روانی استفاده کرد. ثورندایک واتسون و اسکینر در مورد یادگیری و شرطی شدن تحقیق کردند و قوانین یادگیری و شرطی های عاملی را بیان کردند. و نحوه یادگیری رفتار غیر عادی را بیان کردند. راجرز (Rogers)به مفهوم «خود» توجه کرد و مزلونیازهای انسانی را مورد تاکید قرار داد و فرانکل اشکال انسان را نداشتن معنایی در زندگی دانست.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1077 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
کشوری که میخواهد توسعه یابد، باید به اندازه کافی کارآفرین داشته باشد . منظور از کارآفرین عناصری هستند که علاوه بر داشتن علم در یک حوزه تخصّصی ، از قدرت ریسکپذیری بالایی برخوردارند، دارای خلاقیّت و نوآوری هستند، اهل کار وتلاش هستند و از نفسکار لذّت می برند .
در شرایط موجود کشور، یکی از معضلات توسعه، تعداد محدود کارآفرینان است . پس به دلیل نقش و جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه و رشد اقتصادی ، بسیاری از دولت ها در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه تلاش می کنند با حداکثر امکانات و بهره برداری از دستاوردهای تحقیقاتی، شمار هر چه بیشتری از جامعه را که دارای ویژگی کارآفرینی هستند به آموزش در جهت کارآفرینی و فعالیّت های کارآفرینانه تشویق و هدایت کنند .
کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصتها ، موقعیّتها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیّتها دارند ، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولاتاجتماعی محسوب میشوند .
امروزه کارآفرینی به عنوان یکی از تازه ترین موضوعات دانشگاه های مهندسی مبدل شده است. تعداد دانشکده هایی که دروس مرتبط به کارآفرینی را تدریس می کنند از 24 دانشکده در سال 1970 به بیش از 500 دانشکده در سال 1993 افزایش یافته است و امروزه کمتر دانشکده ای را می توان یافت که دروس کارآفرنی را ارائه ننماید. (شاه حسینی، 1383، ص 124)
متأسّفانه در کشور ما و در چند برنامه اخیر توجّه خاص به این مهم نشده و حتی می توان گفت که این مفهوم برای بسیاری از دست اندرکاران و افراد جامعه ناشناخته و غریب می باشد . شاید به همین دلیل است که تا کنون برنامهریزی و بسترسازی مناسبی در حوزههای اقتصادی ، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعه کارآفرینی به ویژه در دانشگاه های کشور صورت نپذیرفته است .
در شرایط کنونی اقتصاد کشورمان که با مسائل و نارسائیهای مهمی نظیر فرار مغزها ، بیکاری یا کم کاری (به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاه ها و نیروی انسانی متخصص) کاهش سرمایه گذاری دولت ، عدم تحرک و رشد اقتصادی کافی روبروست، پرورش و آموزش کارآفرینان و رشد هر چه بیشتر کارآفرینی و برطرف کردن موانع کارآفرینی در کشور به ویژه در میان قشر تحصیل کرده و دانشجو از اهمیّت مضاعفی برخوردار است .
سن از عواملی است که مورد مطالعه قرار گرفته است، در ارزیابی نتایج تحقیقات در این مورد مهم است که سن کارآفرینی (سنوات تجربی کارآفرین) و سن شناسنامه ای را از هم جدا کنیم. بر حسب سن شناسنامه ای اغلب کارآفرینان حرفه کارآفرینی خود را در سنین بین 22 تا 45 آغاز کرده اند. تحقیقات نشان می دهد در این مورد بین کارآفرینان زن و مرد تفاوت وجود دارد. عموماً کارآفرینان مرد این روند را از اوایل 30 تا 40 سالگی آغاز می کنند در حالی که کارآفرینان زن در اواسط 30 تا 40 سالگی به فعالیت کارآفرینانه دست می زنند. (هستریج، 1383، ص 97)
1-2- بیان مسئله
با عنایت به آنچه در مقدمه آمد این پرسش مطرح است که موانع کارآفرینی فارغ التحصیلان رشته مدیریت در سازمانهای دولتی شهر تهران و کرج چیست؟ و راهکارهای اساسی جهت توسعه کارآفرینی در میان آنها کدام است؟
این تحقیق بر آن است تا این مهم را در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران که در سازمان های دولتی مشغول به کار هستند و با تمرکز بر روی موانع رفتاری ، ساختاری و محیطی مورد بررسی قرار دهد.
در این تحقیق در نظر است موانع کارآفرینی از ابعاد سه گانه رفتاری ، ساختاری و محیطی مورد بررسی قرار گیرد و سپس با استفاده از متون علمی و مصاحبه با خبرگان، موانع شناسایی شده و سرانجام از طریق پرسشنامه نظر سنجی در یک نمونه آماری 50 تایی در میان فارغ التحصیلان رشته مدیریت موانع مزبور اندازه گیری گردد .
هدف اساسی این پرسشنامه استخراج و تعیین عوامل رفتاری ، ساختاری و محیطی می باشد که در مسیر توسعه کارآفرینی سازمانی ایجاد مانع میکنند.
مدل مفهومیتحقیق ، مدل سه شاخگی است که کلیه موانع کارآفرینی را در قالب سه شاخه: موانع رفتاری ، موانع ساختاری و موانع محیطی با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مورد بررسی قرار داده که داده های تحقیق با استفاده از آزمونهای آماری در بخشهای بعدی منعکس گردیده است. باشد تا با شناسایی و تبیین مشکلات و موانع کارآفرینی در میان این قشر، گامی در جهت گسترش و رشد کارآفرینی برداشته شود.
1-3- اهمیت موضوع :
نگاهی هرچند اجمالی به شرایط خطیر امروز کشورمان و با توجه به تاثیرات انکارناپذیر پارامتر های اقتصادی از قبیل نرخ بیکاری نیروی متخصص و همچنین ساده و اثر بی چون و چرای آن بر مشروعیت سیاسی ، اهمیت موضوعاتی از قبیل کار آفرینی را هر چه بیشتر آشکار می کند .
1-4- اهداف تحقیق:
اهداف تحقیق را می توان به دو بخش هدف اصلی و فرعی تقسیم نمود :
1-4-1- هدف اصلی:
1)تعیین و تبیین موانع کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
1-4-2- اهداف فرعی:
1)تعیین و تبیین موانع رفتاری کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
2)تعیین و تبیین موانع ساختاری کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
3)تعیین و تبیین موانع محیطی کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
4)ارائه راهکارهای اساسی پیرامون رفع موانع رفتاری ، ساختاری و محیطی در جهت توسعه کارآفرینی
1-5- سئوالات پژوهشی:
1)چه موانع رفتاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
2)چه موانع ساختاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
3)چه موانع محیطی در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
1-6- فرضیات تحقیق:
1)عوامل رفتاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
2)عوامل ساختاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
3)عوامل محیطی در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
1-7- تعریف علمی و مفهومی کارآفرینی سازمانی:
کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیّت توسعه داده می شوند.
1-7-1- تعریف عملیاتی کارآفرینی سازمانی:
فعالیّتهایی میباشند که به طور صریح از حمایت قانونی و منابع سازمانی در جهت تلاشهای نوآورانه برای ارائه محصول جدید ، رشد ، بهبود محصول و فرآیندهای جدید تولید، برخوردار میگردند و سبب می شوند شرکت نوآورتر شده و نسبت به موقعیتهای بازار سریعتر عکس العمل نشان دهد و از طریق ایجاد حسِّ مالکیت، کارکنان را بر میانگیزاند و به اجرای یک اندیشه نوآورانه منجر میشود.
1-7-2- تعریف عملیاتی کارآفرین سازمانی:
کارآفرین سازمانی، فردی است که مجری و اهل عمل است . افرادی هستند که در محیطهای انگیزشی و حمایتی فعالیّت می کنند و کلید اصلی بازاریابی و توسعه محصول در یک شرکت میباشند .
در زیر چتر یک شرکت محصولات ، فعالیّت ها و فناوری جدید را کشف و به بهره برداری می رساند و حیثیت شغلی خود را بر روی نتایج حاصل از نوآوری می گذارند و این فرد محاسبه می کند که چگونه یک فکر را به یک واقعیت سودآور تبدیل نماید .
1-8- قلمرو تحقیق :
این تحقیق در بازه زمانی سال 1385 و در محدوده مکانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران انجام یافته و قابل تعمیم به زمان و یا مکان دیگری ندارد .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 315 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 175 |
فهرست مطالب |
|
فصل اول |
|
|
مقدمه |
|
|
بیان مساله |
|
|
اهمیت و ضرورت پژوهشی |
|
|
اهداف تحقیق |
|
|
متغیرهای تحقیق |
|
|
فرضیه های پژوهش |
|
|
تعاریف عملیاتی متغیرها |
|
فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش |
|
|
تعریف فرار |
|
|
عوامل موثر بر فرار |
|
|
اقسام فرار |
|
|
نظریه های مختلف شناخت رفتار |
|
|
فرار از نظر روانکاوی |
|
|
نظریه روانی تربیتی |
|
|
نظر بیولوژیکی |
|
|
فرار از نظر روانشناختی |
|
|
فرار از نظر جرم شناسی |
|
|
وضعیت فرهنگی خانواده |
|
|
روابط عاطفی خانواده |
|
|
چگونگی ارتباط و بهداشت روانی نوجوانان |
|
|
ویژگی های شخصیتی نوجوانان |
|
|
تاثیر مدرسه بر بهداشت روانی دانش آموز |
|
|
کثرت اولاد |
|
|
سطح تحصیلات والدین |
|
|
مهاجرت |
|
|
روابط دختر و پسر |
|
|
رشد هویت جنسی |
|
|
تحقیقات انجام شده |
|
|
فصل سوم(روش تحقیق) |
|
|
طرح تحقیق |
|
|
جامعه آماری |
|
|
روش آماری |
|
|
ابزار تحقیق |
|
|
اعتبار و روایی پرسشنامه |
|
|
چگونگی اجرای آزمون |
|
فصل چهارم |
|
|
مقدمه |
|
فهرست جداول و نمودارها |
|
الف ویژگیهای توصیفی دختران |
|
|
جدول شماره 1: توزیع فراوانی پایه تحصیلی و سطح تحصیلی دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 2: توزیع فراوانی رشته تحصیلی دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 3: وضعیت شغل پدر دختران فراری گروه نمونه را نشان می دهد. |
|
|
جدول شمار 4: توزیع فراوانی سطح تحصیلات پدر دختران فراری را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 5: وضعیت زنده یا فوت پدر دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 6: وضعیت معتاد بودن یا نبودن پدر دختران فراری گروه نمونه را نشان می دهد. |
|
|
|
|
مقدمهانسان در طول تاریخ از انواع انحراف ها و آسیب های اجتماعی و روانی رنج برده و همواره در جستجوی علل و عوارض آن و رهایی از این مسائل بوده است. یکی از این انحراف ها و آسیب ها فرار دختران از خانه است که امروز به عنوان یک بحران جامعه، بخصوص شهر تهران را درگیر نموده است. این معضل روز به روز گسترش بیشتری مییابد و سلامت و رشد افراد جامعه و بخصوص نوجوانان و جوانان را تهدید مینماید.اگر کودکان و نوجوان که آینده سازان کشور هستند، در مسیر انحراف و بزهکاری قرار گیرند، به زودی جامعه خود را به ورطه فساد و تباهی می کشانند. بدون تردید جامعهای قادر است در جهت ترقی گام بردارد که بتواند کودکان و نسل جوان خود را از بیراهه به راه راست و در جهت سازندگی هدایت نماید. مسئولیت جامعه در مورد کودکان و نوجوانان فراری از خانه و در معرض خطر به مراتب سنگین تر از مجرمین بزرگسال است. براساس اصل پیشگیری مقدم بر درمان است. برای جلوگیری از صرف هزینه های گزاف و اتلاف وقت به جهت بازداری افراد از آسیبهای اجتماعی و مفاسد، و رعایت اصل پیشگیری مقدم بر درمان است. مطالعه در زمینه آسیب های اجتماعی به عنوان ضروری ترین اقدام محسوب می شود. بنابراین از اینگونه تحقیقات که علل فرار دختران از منزل را شناسایی میکند اقدام اساسی جهت پیشگیری از وقوع حوادث و بروزمشکلات روانی می باشد. هرگاه والدین، مربیان و مسئولین امور با عوامل بوجود آورنده مشکل آشنا باشند راحت تر می توانند نسبت به پیشگیری از بروز حوادث اقدام نمایند. داشتن اطلاعات پایه و اساسی پیرامون مشکل برای تصمیم گیری در مورد استفاده از روش های پیشگیری و درمان، بسیار ضروری می باشد و با انجام پژوهش های مختلف پیرامون مشکل فرار دختران از خانه حقایقی روشن می گردد که براساس آن می توان در این رابطه اقدام اساسی بعمل آورد. بیان مسأله در مطالعات علمی، میزان کجرفتاری ها و آسیب های اجتماعی با شاخص های متعددی مثل، شاخص های فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی مقایسه شده است و به این نتیجه رسیده اند که آسیب های اجتماعی باستثناء خودکشی تنها با بحران های اقتصادی رابطه نداشته و جریان زندگی ماشینی و بهزیستی و تعارض هنجارها در پیدایش کج رفتاری ها و بیماری های اجتماعی تاثیر بیشتری داشته است. مسائل اجتماعی مثل بیکاری، تراکم جمعیت، محل زندگی نامناست، عدم مراقبت های بهداشتی مشکلات آموزشی، بزهکاری جوانان، اختلافات روانی، تعارضات اخلاقی، هزینه جنگ ها وتخریب آنها هر یک زمینه مساعدی برای ناسازگاری های اجتماعی است. در عصر جدید، با پیشرفت تکنولوژی توجه به ارزش های مادی و بی توجهی نسبت به امور معنوی، اخلاقی، اعتقادی و اختلاف بین دو نسل (والدین و فرزندان) بیشتر می شود. در نتیجه تعاملات و روابط انسانی در خانواده و سپس در جامعه، خدشه وارد میشود. پرورش محیط نامساعد، به بیکاری و ولگردی افراد کمک میکند و ولگردی نیز به نوبه خود به ازدیاد ارتکاب جرایم منجر می شود. دوران نوجوانی، دوره بحرانی است که فرد باغلیان احساسات و تغییر حالت های آنی روبروست، معمولا دارای خلقی سرکش است در زمینه تغییر عقاید و ایدئولوژی کنجکاوی به خرج می دهد و انتظاراتش از زندگی بیشتر می شود. نوجوان معمولا بدنبال استقلال فکری است و سعی میکند خود را با معیارهای جدید و دلخواهش هماهنگ سازد و به همین خاطر با اولیاء مدرسه و والدین خودش، اختلاف عقیده پیدا میکند. معمولا والدین خواستار ارزش های سنتی هستند ولی نوجوانان پذیرای این ارزش ها نیستد و معیارهای جدید فرهنگی را بیشتر می پسندند. جوانان استقلال فکری و استقلال در تصمیم گیری را حق مسلم خود می دانند، در حالی که والدین فرزندان و نوجوانان خود را به عنوان کودکانی فرض می کنند که قدرت تصمیم گیری درست را ندارند. با عمیق شدن این اختلافات رابطه عاطفی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و نوجوان احساس خلا وتهی بودن میکند و فضای منزل و مدرسه را برای خود غیر قابل تحمل می داند و چون در این دوره قدرت خطرپذیری فرد فوق العاده بالاست، ممکن است برای اثبات حقانیت خود، دست به کارهای مخاطره آمیز بزند و محیط خانواده را ترک کند. اهمیت ضرورت پژوهشیانسان به عنوان موجودی منحصر به فرد و اشرف مخلوقات، مسائل و مشکلات پیچیده ای دارد که تحلیل و حل و فصل آنها نیاز به تعمق و دید همه جانبه دارد. هر فرد ظرفیت روانی خاصی دارد که غفلت از آن جامعه بشری را با تهدید و خطر روبرو می سازد. امروزه بسیاری کودکان و نوجوانان بدون آینده مشخص و امیدوار کننده همراه با احساس اضطراب، بی هویتی، سرگردانی در معرض خطر هستند. بر طبق آمار 55% از بزهکارانی که در کانون های اصلاح و تربیت نگهداری می شوند نوجوانانی هستند که به نحوی فرار از مدرسه و یا فرار از خانه داشته اند. به ویژه در چند سال اخیر آمار فراریان از خانواده رو به فزونی است و متاسفانه تعداد زیادی از این آمار را دختران تشکیل میدهند که از نظر جسمی و روانی نسبت به پسران آسیب پذیرتر هستند. برای مطالعه و بررسی علمی رفتارهای انسانی، بخصوص در زمینه کجروی، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص، و هم به کمک ابزار و وسایل تحقیق عینی برای گسترش پژوهش های علمی در این زمینه نیازمندیم (فرجاد، 1375). در هر جامعه برای شناخت چگونگی ماهیت کجروی، ابتدا باید اطلاعاتی در مورد آن جامعه و هنجارهای فرهنگیش، یعنی آنچه که به وسیله خود مردم خلق شده و از آن پیروی می کنند داشته باشیم (همان منبع). در فرهنگ جامعه ایرانی، نوجوانانی که خود مدار هستند و کمتر حاضر به اطاعت و تسلیم در برابر اولیا هستند، خاطی به شمار می روند و همین مسئله باعث تضاد و تعارض بین نوجوان و خانواده می گردد. فرزند این خانواده ها، اکثراً به علت فقدان آگاهی لازم، ناپختگی و عدم بلوغ اجتماعی و فکری چاره مشکلش را در فرار می بینند. بدیهی است پس از اقدام به فرار، خطرات زیادی این فرزندان را که به راستی سرمایه های عظیم این مملکت هستند تهدید میکند. از یک طرف سلامتی جسمی، روانی و امنیت فرد در معرض خطر قرار می گیرد و از طرف دیگر سلامتی جامعه تحت تاثیر قرار می گیرد. فرار دختران در مقایسه با فرار پسران به دلیل مسائل فرهنگی جامعه و نیز آسیب های جدی که دختران در معرض آن هستند و خصوصیات فردی و جنسی این گروه، مشکلات بیشتری را برای آنها و خانوادههایشان ایجاد میکند. به طوری که بازگشت مجدد آنها پس از خروج از خانه حتی برای چند روز قابل پذیرش نیست. این افراد معمولا برای رفع نیازهای اولیه خود مثل گرسنگی و داشتن سرپناه مجبورند به سرقت وهمکاری با باندهای قاچاق و … می شود و معمولا پس از دستگیری، مدتی را در زندان یا کانون های اصلاح تربیت به سر می برند. در این مراکز نوجوانان راه های بیشتری برای اقدام به بزهکاری یاد می گیرند و متاسفانه بدون هیچگونه اصلاحی و بدون هیچتگونه توضیحی به علت و ریشه اصلی فرار، به جامعه و خانواه باز گردانده میشود و از آنجا که مُهر فرزند بد و دانش آموز بد به پیشانی آنها خورده است ایندفعه بیش از پیش تحت فشار روانی قرار می گیرند و معمولا مجدداً اقدام به فرار می کنند و مرتکب جرائمی مثل سرقت، فحشا و یا فروش مواد مخدر می گردند. تحقیق حاضر در صدد است با جمع آوری اطلاعات، پیرامون علل بروز مشکل فرار دختران از خانه راهگشای اقدامات موثر در زمینه پیشگیری و درمان مشکل مذکور باشد. اهداف تحقیق: اهداف اصلی این تحقیق عبارت است از: نشان دادن درستی این مطلب است که نامساعد بودن و جو عاطفی خانواده، وجود ارتباط بین دختر و پسر و فشار روانی ناشی از محدودیت های ایجاد شده از جانب مدرسه احتمال فرار دختران از خانه را افزایش می دهد. متغیر های تحقیق: متغیر مستقل: در این تحقیق متغیر مستقل عبارت است از 1- نامساعد بودن جو عاطفی خانواده 2- ارتباط بین دختر و پسر 3- فشار روانی و عاطفی از جانب مدرسه و مشکلات تحصیلی 4- فقر اقتصادی 5- فقر فرهنگی متغیر وابسته: در این تحقیق متغیر وابسته عبارت است از «فرار دختران از خانه»متغیر تعدیل کننده: در این تحقیق متغیر تعدیل کننده جنسیت و سن می باشد که به همین منظور جهت کنترل این متغیرها از دختران سنین 15 تا 18 سال استفاده شده است.
فرضیه های پژوهش 1-نامساعد بودن جو عاطفی خانواده، احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 2-ارتباط بین دختر و پسر، احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 3-فقر اقتصادی، احتمال فرار دختران را از خانه را افزایش می دهد. 4-فقر فرهنگی، خانواده (جمعیت زیاد، بیسوادی والدین، مهاجرت) احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 5-احساس فشار روانی از جانب مدرسه و مشکلات تحصیلی، سبب فرار دختران از خانه می شود. تعاریف عملیاتی متغیرها: - خانواده: واحد اساسی جامعه است که شامل دو نسل است که با ازدواج، خون و فرزندخواندگی با هم عهده دار مسئولیت، رشد، ثبات و حفظ خود هستند می باشد (ثنایی، 1375). - نامساعد بودن جو عاطفی خانواده: عبارت است از حالتی است که خانواده را دچار مشکل میکند از جمله ناتوانی در کارکرد های خانوادگی، عدم ارضاء نیازهای اعضاء خانواده، روشن نبودن نقشها و انتظارات و روابط نابسامان در بین اعضاء خانواده. - ارتباط بین دختر و پسر: برقراری روابط پنهانی بین دو جنس مخالف پیش از ازدواج. - فقر اقتصادی: عبارت است از ناتوانی برآورده شدن نیاز های مالی فرد - فقر فرهنگی: عبارت است از تفاوت هنجارهای خانواده با هنجارهای موجود در جامعه و از جمله مهاجرت و اسکان در محله های فقیر نشین، پایین بودن سطح تحصیلات والدین و کثرت فرزندان در خانواده ها (خانواده هایی با بیش از 3 فرزند) - فشار روانی: احساس تنش و ناراحتی که در اثر یک رخداد برای فرد پیش می آید و موجب ایجاد اختلال در کارکردهای بدنی و روانی فرد می شود. - مشکلات تحصیلی: هرگونه مسئله ای که از روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان جلوگیری میکند مثل برخورد منفی معلمین، مقررات محدود کننده مدرسه - فرار دختران از خانه: خروج از خانه توسط دختران 18-15 ساله، بدون اجازه والدین و به قصد عدم مراجعت به منزل. - فشار روانی ناشی از محدودیت های ایجاد شده از جانب مدرسه: شامل ضوابط و قوانین محدود کننده ای است که در مدرسه وجود دارد مثل محدودیت در تاخیر ورود به مدرسه و غیبت، محدودیت در پوشش و اونیفورم مدرسه، محدودیت در آرایش، ضعف درسی و …. |
|
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 378 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
باسمه تعالی
(مقدمه )
«فَإذا فَرَغْتَ فَاَنْصَبْ»
بدون شک دانش آموزان هرجامعه ، سرمایه های گرانبهائی اند که اگر مورد
بی توجهی قرارگیرنددر تصمیم گیری ها مد نظر نبا شند، آن جامعه دچار خسران زیادی خواهد شد . با نگاهی به ارقام بودجه کشورهای صنعتی وپیش رفته در مقایسه با کشورهای جهان سوم فاصله زیاد بین آن دورا می توان دید .
بسیاری از کشور های توسعه یافته معتقدندکه هرچه دراینارتباطهزینهنمایند ، تبدیل به سرمایه های دیگری در ابعاد مختلف آن کشور خواهد شد .در میان
دانش آموزان با توجه به دانش آموزان متوسط جایگاه ویژه ای دارد .زیرا علاوه بر این که در آینده نزدیک می توانند در امور جامعه مؤثر واقع شوند .در زمان تحصیل هم به دلیل ویژگیهای خاصی که دارند ،قادرند منشا ءحرکت های سازنده یا مخرب شوند . بدین لحاظ هر چه به این نیروی خارق العاده توجه شود از قدرت خروشان وپر تحرک آنان می توان بهره جست و هر چه به بوته فراموشی سپرده شوند ،این سیل عظیم می تواند خسارت زیادی را به وجود آورد ،
سئوا لی که دراین جا مطرح است این است که دربرابر هدر رفتن فرصت های جوانی چه کسانی مسئولند .بدیهی است که نظام تعلیم وتربیت به تنهایی نمی تواند در تربیت واستفاده صحیح از جوانان موفق شود .یکی از موضوعات بسیار مهم
برنامه ریزی برای اوقات فراغت دانش آموزان می با شد که اگر اصولی و حساب شده باشد میتوانند زمینه رشد و تعالی جامعه مهیا نمایند و کشور را از آسیبها وخطرات احتمالی که ممکن است در اثر بی توجهی به این امر گریبان گیر کشور شود مصون بدارد .فلسفه اوقات فراغت از پیچیدگی ،تنوع وتفاوتهای بنیادی برخورد است هرفرد براساس تفا وت های زیست شناختی (بیولوژیک )فرهنگی ،نگرش و تجربیات گذشته واهداف ومقاصدی که برای آینده خود دارد، تعبیرمتفاوت یا ومتضاد نسبت بهدیگران از تأمین اوقات فراغت وچگونگی تأثیرآن برانگیز دارد . اگر ما بتوان تأثیر وتأثری را که این دو واثرانگیزواوقات فراغت یکدیگردارند را به درستی مشخص نمائیم قدم مثبتی در راه کسب هر چه بهتر علم و دانش همراه با لذت بردن از زندگی برداشته ایم .
تعریف اوقات فراغت :
اوقات فراغت را غالباً به معنا ی بیکاری ،اوقات غیرموظف ،ساعات بدون برنامه ، اوقات غیر رسمی و … تلقی می نمایند .به همین علت بزرگسالان مربیان واولیا برای جلوگیری از هدر رفتن این اوقات سعی می کنند که با برنامه ها ،سرگرمی و اشتغالات مختلف اوقات فراغت دانش آموزان را پر کنند .
حال فلسفه اوقات فراغت این است که فرد بدون اجبار وخارج از چارچوب های قبلی بودن اشتغال ورزی دیگرساخته خود با میل و رغبت به فعالیت های دلخواه خویش بپردازد و از طرف دیگر گفته می شود که اوقات فراغت منشاء خلاقیت ها باروری افکار ، شکل دهی شخصیت ، تأمین انرژی و بازیابی قوای حیات و کشف و اختراع و نوآوری و ابتکار ، بازاندیشی و اصلاح افکار ، محاسبه ومراقبت ، ارزیابی و بازیابی و ایجاد انگیزه و رغبت و میل در فرد می شود .
اوقات فراغت را به حسب تفاوت های ارزشی و فرهنگی ، نگرش ها ، تجربیات ، شرایط و موقعیت های مادی و معنوی هر فرد تعریف کرد . طبیعت آدمی اساساً به گونه ای است که دائماً در حال تعادل جوئی است . نظریه در روان شناسی انگیزشی وجود دارد که معتقد است حالات هیجانی و انگیزش با حالات متضاد و متعارض همراه می گردد که این نظریه به عنوان نظریه فرآیند متضاد
OPPOMENT PROGRESS THEORY مشهود است .
پس موضوع تحقیق :
( بررسی رابطه بین اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مدارس متوسطه شهرستان گچساران می باشد )
هدف از انتخاب موضوع :
اگر بپذیریم که مهمترین بخش شکل گیری شخصیت نوجوانان و جوانان در اوقات آزاد ، فارغ از همه وظایف و برنامه های از پیش تعیین شده بیرونی ودیگر ساخته است و اگر قبول کنیم که ذهن هنگامی به جوشش و خلاقیت می افتد که منشاء تحریک آن تمایلات درونی و خود انگیخته باشد و فرد فعالانه و با انتخاب آزاد و به دور از انتظارات بیرونی ومقبولیت نهادی و نقش بازی کردن های تصنعی ، در شکل دادن افکار و اندیشه ها واعمال خود دخالت نماید ، آنگاه می تواند به فلسفه وجودی اوقات فراغت ، آن هم با جهت گیری مثبت ، رشد دهنده و کمالزا پیبرد .
با توجه به انحرافات و مشکلات پیچیده و عدیده ای که در جامعه امروزی وجود دارد برای استفاده بهینه از اوقات فراغت و تأثیر بیشتر آن بر ایجاد انگیزه در
دانش آموزان به نظر رسید که می توان قدم مثبتی در این راه برداشت و همین امر ما را مصمم کرد که به این عنوان بپردازیم شاید مثمرثمر واقع گردد .
علل و دلایل انتخاب موضوع :
نکاتی در پی می آید می توانند در علل و دلایل انتخاب موضوع مؤثر باشند :
1) فعالیت ها و برنامه های متنوع و متعددی وجود داشته باشند که در خلال آن دانش آموزان بتوانند به صورت انتخابی ، آزاد . خودانگیخته و به میل خود به
آن ها مشغول شوند وبازدهی و کارآئی مناسبی دهند .
2) از تبدیل اوقات فراغت به اوقات سرگرمی و گذراندن وقت ، صرف انرژی بیهوده و اشتغالات بدون هدف پرهیز شود .
3) زمینه ای فراهم نمود که دانش آموز فرصت کاوش ، تفکر و تأمل درباره خود ، قابلیت و خدای خویش داشته باشد .
4) باعث حرمت نفس ، شکوفائی ، زیبا دوستی ، حقیقت یابی . خیرخواهی و خیر دوستی از جمله عناصر سازندة برنامه اوقات فراغت می باشد .
5) دانش آموز باید بین لذت و فرح و نشاط تفاوت قائل شود .
6) زمینه بهتر ومناسبی برای حسن کنجکاوی ، حیرت ، شکوه و پرسش گری دانش آموز را اوقات فراغت تحریک می کند .
قلمرو تحقیق :
الف- قلمرو موضوعی :
همانگونه که از عنوان تحقیق پیداست قصد بر آن است که رابطه اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی پرداخته شود . این موضوع گرچه تاحدود زیادی گسترده است و انجام تحقیق را نیز با مشکل مواجه می کرد ولی به حول وقوه الهی این مهم صورت گرفت . امید است که پاره ای از مشکلات را مشخص ساخته و درحل آنها راه حل هائی نیز بتواند ارائه و پیشنهاد نماید .
ب- قلمرو زمانی :
قلمرو و دوره زمانی این تحقیق در سال تحصیلی 80-79 می باشد .
ج- قلمرو مکانی :
قلمرو مکانی این تحقیق مدارس متوسطه دخترانه وپسرانه شهر گچساران اعم از دولتی و غیر انتفاعی می باشد که اطلاعاتی از مدارس سطح شهر جمع آوری گردید وبراساس آن اطلاعات به تجزیه و تحلیل موضوع پرداخت خواهد شد .
محدودیت های تحقیق :
بیشتر تحقیقات علوم اجتماعی که اساس و پایه اش انسان است همیشه با شکل جمع آوری اطلاعات مواجه بوده است . این مشکل در کشورهای جهان سوم که فاقد فرهنگ ، روحیه و مدیریت تحقیق می باشند ، مضاعف است تحقیق حاضر از این امر مستثنی نیست درامر جمع آوری اطلاعات با مشکلات عدیده ای روبرو بوده است .
× محدودیت دوم : محدودیت منابع ، مأخذ غنی و تحقیقات انجام شده قبلی در زمینه موضوع تحقیق یا موضوعات مرتبط با آن است با توجه به نقش و اهمیت خاص که اوقات فراغت درایجاد انگیزه در مدارس متوسطه دارد تحقیقات بسیار کمی در این زمینه انجام شده است به همین خاطر در بخش ادبیات تحقیق و مبانی نظری با مشکل منابع و مأخذ مواجه بوده است .
× یکی دیگر از محدودیت ها ، محدودیت بودجه بود . با توجه به گستردگی تحقیق به فراخوی موضوع به بودجه هنگفتی نیاز دارد و هیچ سازمان و نهادی هم هزینه را تقبل ننموده بود .
× محدودیت دیگر به نظر می رسید که افراد با میل و رغبت و براساس بینش و آگاهی قابل قبولی به پرسش ها پاسخ نمی دهند و وقت زیادی را صرف خواندن و مطالعه سئوالات نمی کردند که همین امرما را به وسواس انداخته بود که نکند نتایج قابل قبولی به دست نیاید .
× شاغل بودن و داشتن شغل دوم به علت فشار مالی و اقتصادی شاید بتوان به عنوان یکی از محدودیت ها از آن ذکر کرد .
انگیزه :
عبارت است از نیروی محرک درونی افراد که آنها را وادار به انجام عملی می کند .
هیچ کس به اجبار و فشار تن در نمی دهد مگر ناگزیر باشد . ( برشت )
تعریف انگیزش :
انگیزش ، فرآیند انگیز به نیروهای پیچیده ، سائقه های نیاز وشرایط تنش زا یا مکانیسم های دیگری اطلاق می گردد که فعالیت انسان را جهت تحقیق هدف های وی آغاز نموده و به آن تداوم می بخشد . به عبارت دیگر ترغیب کردن افراد به انجام کار را انگیزش می گویند.
اوقات فراغت :
اوقات فراغت را غالباً به معنای بی کاری ، اوقات غیر موظف ، ساعات بدون بهره ، اوقات غیر رسمی و … تلقی می نمایند . یا به عبارتی :
وقت فراغت زمانی است که احساس مسئولیت فرد درآن شرایط به پائین ترین وضعیف ترین درجه خود برسد .
پیشرفت تحصیلی :
پیشرفت تحصیلی را می توان گام هائی به جلو برای استفاده بهینه از استعداد و توانائی های خدادادی امکانات و منابع آموزشی جهت کسب بیشتر علوم و معرفت انسانی تعریف نمود .
مدارس :
مکان یا جاهای مناسبی که عده ای اعم از معلم و دانشن آموز گردهم جمع شده اند در آن به کسب علم ودانش ومعرفت بشری جهت شناخت موانع و مشکلات و
یاد دهی و یادگیری یا تغییر رفتار می پردازند .
تعریف بازدهی ( کارآئی ) :
عبارت است از میزان محصول افراد یک سازمان ، میزان تلاش فرد برای تحقق اهداف و انتظارات .
انگیزش :
گویای عملی ارادی و دلخواه از سود فرد ، فردکارکن ممکن است بر آن شود که تا سخت بکوشد و تلاش جانانه به عمل آورد . پس فهم انگیزش مستلزم درک آن نیروهای درونی است که به فرد توان می بخشد و او را در راستای رفتاری که به عمل می آورد سوق می دهد .
یادگیری :
یادگیری اساس رفتار افراد را تشکیل می دهد . از طریق یادگیری فرد با محیط خود آشنا می شود و یادگیری را با مفاهیم زیر ارتباط دارد :
× یادگیری به عنوان کسب اطلاعات و مهارت ها :
تعلیم و تربیت با توجه به این امور عبارت است از : انتقال معلومات علمی و ادبی به درذهن شاگردان
× یادگیری به معنی تغییر رفتار از راه تجربه :
یادگیری در این معنی جریانی است که در آن رفتار فرد از طریق تجربه تغییر می کند ، یادگیری امری دائمی است و نسبت به افراد مختلف فرق
می کند درجریان یاد گیری کل شخصیت فرد دخالت دارد .
عوامل یاد گیری :
1- آمادگی :
آمادگی را می توان شرایط اساسی یادگیری دانست منظور از آمادگی دارا بودن رشد کافی در زمینه های مختلف است .
2- تجربیات قبلی :
تجربیات قبلی پایه و اساس فهم و بصیرت ادراک حسی و یادگیری است .
3- موقعیت یادگیری :
موقعیت یادگیری را به عنوان شرایطی اطلاق می کنند که درجریان یادگیری تأثیر دارد .
4- فعالیت یادگیرنده :
بعضی از رواشناسان فعالیت را یکی از احتیاجات اساسی افراد می دانند .
سئوالات تحقیق :
عنوان : بررسی رابطه بین اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مدارس متوسطه شهرستان گچساران
1) اردوهای تابستانی توسط واحدهای آموزشی باعث افزایش انگیزه
دانش آموزان می گردد .
2) برگزاری کلاس های فوق برنامه در طول سال تحصیلی باعث افزایش انگیزه به درس می گردد ( مثل : ورزش ،کامپیوتر ، هنر ، احکام و غیره )
3) مشارکت دادن دانش آموزان در امور مدارس باعث افزایش
دانش آموزان در امر تحصیلی می گردد.
4) انتخاب دانش آموزان و فرستادن آنها به ارودهای تابستانی براساس معدل و میانگین نمرات باعث ایجاد رقابت سالم درمیان آنان و افزایش انگیزه می گردد.
5) انتخاب دانش آموزان منضبط و با اخلاق و درس خوان و معرفی آنان به دیگر دانش آموزان و فرستادن آنان به اردوهای تابستانی باعث ایجاد انگیزه برای بهتر شدن اخلاق و انگیزه در آنان در امر تحصیل می گردد.
6) قول مساعد راجع به اعزام دانش آموزان برای دیدن آثار باستانی و اماکن متبرکه و … در تابستان باعث ایجاد انگیزه در آنان می گردد .
7) قول مساعد به دانش آموزان در مورد اعزام آنان برای دیدار با اشخاص مهم دولتی و مملکتی ( کشوری ) انگیزه آنان را در توجه بیشتر به تحصیل افزایش می دهد .
8) برگزاری کلاس های آموزشی وسرگرمی ( هنر و خط و نقاشی و …) ضمن ایجاد مهارت در دانش آموزان باعث افزایش انگیزه به مطالعه و تمرین دروس آنان می گردد .
9) برگزاری کلاس های آموزش کامپیوتر ضمن مهارت آموزش باعث رشد و شکوفائی و آماده سازی ذهن آنان به فراگیری دروس عملی می گردد و انگیزه به درس را افزایش می دهد .
10) برگزاری کلاس های احکام ، قرآن ، … باعث ایجاد انگیزه برای پذیرش و تعلق بیشتر به مسائل دینی در دانش آموزان و باعث رشد و شکوفائی دروس آنان می گردد.
11) برگزاری کلاس های بدن سازی و مهارت های فردی ضمن تقویت روحیه و سلامت جسم انگیزه لازم برای فراگیری بهتر دروس را ایجاد می کند .
12) مشارکت دادن دانش آموزان در امور مدارس مثل برگزاری مراسم
( صبحگاهی و ظهرگاهی – جشن ها و اعیاد ) باعث ایجاد انگیزه لازم برای توجه بیشتر به درس در آنان می گردد.
13) در انجام بعضی از امور مدارس مشورت کردن با دانش آموزان باعث تقویت انگیزه آنان و توجه بیشتر به امر تحصیلی می گردد .
14) انتخاب بعضی از دانش آموزان به عنوان شورای مدرسه و نظر خواهی از آنان راجع به بعضی از مسائل و مشکلات مدرسه باعث ایجاد انگیزه در آنان و دیگر دانش آموزان درتوجه بیشتر به دروس می گردد .
15) همکاری نزدیک عوامل اجرائی مدارس و دانش آموزان و نظر خواهی از آنان باعث ایجاد انگیزه لازم در دانش آموزان برای توجه بیشتر به دروس می گردد .
16) مشارکت دادن دانش آموزان در تصمیم گیری ها انگیزه لازم پذیرش قوانین و مقررات مدرسه و توجه بیشتر به دروس را افزایش می دهد .
17) نظرخواهیراجع به چگونگی پر کردن اوقات فراغتوتهیهپرسشنامه ای جهت گرفتن و عمل کردن به نظرات مفید دانش آموزان باعث افزایش انگیزه می گردد .
18) جلساتی با حضور اولیاء و د انش آموزان در اوقات فراغت جهت استفاده بهتر از این اوقات باعث افزایش انگیزه می گردد .
19) پخش برنامه های متنوع از شبکه های گوناگون و صدا و سیما ونوارهای ویدئوئی باعث ایجاد انگیزه در دانش آموزان در طول سال تحصیلی
می گردد .
20) پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان در تابستان باعض کاهش بزهکاری و ناهنجاری های اجتماعی و ایجاد انگیزه لازم در آنان برای توجه بیشتر به درس می شود .
21) هماهنگی بین دستگاهها و سازمان های ذیربط متصدی پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان انگیزه بیشتر برای توجه به درس را ایجاد می کند .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 95 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
فصل اول:
- مقدمه
- بیان مسأله
- فایده و اهمیت تحقیق.
- فرضیه های پژوهش.
- تعریف اصطلاحات.
مقدمه:
امروزه پدیده وابستگی دارویی یکی از معضلات بزرگ جوامع بشری است که توجه روانپزشکان، جامعه شناسان و حقوقدانان، روانشانسان و علمای تعلیم و تربیت را به خود اختصاص داده است این موضوع نشان می دهد که پدیده اعتیاد یا سوء مصرف مواد دارای ابعاد چندگانه است که در بروز و شیوع آن دخیلند، بنابراین در مبارزه با اعتیاد چنانچه یکی از عوامل مد نظر قرار گیرد و از سایر عوامل چشم پوشی شود فرض بر آنکه آن عامل تأثیر مثبتی نیز در جلوگیری از اعتیاد داشته باشد. عوامل دیگر تأثیر عامل مورد نظر را کاهش خواهند داد.
یکی از عوامل مؤثر در ایجاد و تداوم اعتیاد عامل فردی می باشد که نظر بسیاری از محققان را جلب کرده است و بر همین اساس تحقیقی که وایلتت [1] در سال 1962 انجام داد بر عامل فردی و ویژگیهای شخصی معطوف بود که نشان داد افراد معتاد در مقایسه با غیر معتاد نیمرخ روانی غیر عادی تری دارند. از طرفی جیر[2] در سال 1990 به این نتیجه رسید که افرادی که اختلال روانپزشکی دارند 7/2 مرتبه بیشتر از افراد فاقد اختلال سوء مصرف مواد را نشان می دهند.
ویکلرراسور[3] نیز در سال 1953 یکی از قواعد کلی اعتیاد را از نظر روانی بیان کرد که اعتیاد می تواند با مشکلات شخصیتی فرد همبستگی داشته باشد.
(فرجاد 13740).
با توجه به اینکه یکی از عوامل مؤثر در وابستگی دارویی می تواند عوامل فردی و ویژگی های شخصیتی داشته آنچه در این زمینه مورد توجه است این است که آیا این عامل می تواند ارتباطی با بازگشت مجدد معتادین درمان شده داشته باشد؟
بنابراین در این پژوهش با این مسأله روبه رو هستیم که آیا نیمرخ روانی افراد با مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه دارد؟ آیا نیمرخ روانی با دفعات مصرف مواد بعد از سم زدایی رابطه دارد؟ نیمرخ روانی معتادین آیا در گروهی که بعد از سم زدایی مصرف مجدد داشتند با گروهی که مصرف نکردند تفاوت دارد؟ تا بر حسب رابطه بتوانیم این عامل را در درمان و پیشگیری مورد توجه قرار بدهیم.
بیان مسأله:
وابستگی روانی عبارت است از یک حالت خاص که به وسیله ولع و احساس اجبار شدید در ادامه مصرف یک دارو و یا ماده مخدر شخص می گردد و این احساس دلع معمولاً به خاطر استفاده از لذت و اثرات دلخواه آن است بنابراین وابستگی روانی علاوه بر نوع ماده مصرفی به حالات روحی و روانی فرد مورد نظر هم مربوط است.
یکی از مشخصات برجسته وابستگی روانی Craving (اشتیاق) است که عبارت است از یک تمایل بسیار شدید و غیر عادی نسبت به مصرف ماده مخدر که تقریباً به ندرت می توان چیز دیگری را جایگزین آن نمود در بالاترین و شدیدترین درجه اشتیاق ممکن است فرد هر اقدامی را به منظور تأمین و تهیه مواد انجام دهد که این قسمت به عنوان رفتار کلیشه ای و قالبی معتادان شناخته می شود.
تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از عوامل در علت شناسی و تداوم اعتیاد دخالت دارند که یکی از عوامل می تواند جنبه های روانپزشکی اعتیاد باشد بیشتر شواهد روانپزشکی مبیّن این حقیقت است که اعتیاد به مواد مخدر به ویژه هروئین می تواند ناشی از اختلالات عمده و شدید روانی و یا شخصیتی باشد تحقیق وایلتت[4] در سال 1962 همین نظریه را تأئید کرد که نیمرخ روانی معتادها متفاوتتر و غیر عادی تر از افراد سالم است.
تحقیق جیر[5] نیز در سال 1990 نشان داد که افراد مبتلا به بیماریهای روانی مشکلات مربوط به داروها را بروز بدهند.
بنابراین در این تحقیق با مسائل زیر روبه رو هستیم:
1-آیا نیمرخ روانی افراد بر اساس مقیاسهای M.M.P.I در گروهی که بعد از سم زدایی بازگشت مجدد را داشتند با گروهی که بازگشت نداشتند متفاوت است؟
2-آیا بین نیمرخ روانی افراد و مصرف مجدد رابطه وجود دارد؟
3-آیا میان نیمرخ روانی و دفعات بازگشت به مصرف مواد رابطه وجود دارد؟
4-در صورت وجود رابطه آیا می توان با استفاده از نیم رخ روانی بازگشت مجدد افراد را پیش بینی نمود؟
5- فایده و اهمیت پژوهش:
سوء مصرف وابستگی به مواد مخدر با دوره های بهبود و عود آن شخص می گردد و در یک بررسی کلاسیک توسط هانت[6]، بارنت[7] و برانج[8] در (1971) نشان داده شد که هروئین، نیکوتین و الکل با درجات و الگوهای مشابهی از عود همراه بودند این پژوهشگران نشان دادند که اعتیاد افراد درمان شده در مدت 12 ماه بازگشت نمود. آنها اشاره کردند که این یافته ها انعکاس فرایندهای معمولی است که زیر بنای اعتیاد را تشکیل می دهند.
در مطالعه ای که توسط Greard hornestshg انجام شد 32 تن مورد تست و مطالعه قرار گرفتند این مطالعه بیشتر روی تجارب معتادان در مورد مصرف مواد مخدر و (تاریخچهای) از وضعیت جسمی و روانی و شخصیتی آنان را در بر می گرفت. نتایج نشان داد که اعتیاد تا اندازه زیادی مربوط به ساختمان شخصیتی و تأثیر متقابل مناسبات گذشته و حال فرد و خانواده در گروه همگن است نتایج به شرح زیر گزارش شد:
گروه معتاد شامل 2 نفر اسکیز فرنی بارز، 8 نفر اسکیزفرنی مرزی، 12 نفر اختلال شخصیت سایکوپات و 4 نفر اختلال شخصیت بی کفایت بودند. در گروه کنترل شامل 1 نفر اسکیزوفرنی 4 نفر اسکیزوفرنی مرزی اختلال شخصیت سایکو پات در این گروه یافت نشد. اختلال نورونیک 6 نفر، اختلال شخصیت بی کفایت 2 نفر، شخصیت سالم 10 نفر بودند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در گروه معتاد در مقایسه با گروه کنترل اختلال شخصیتی بیشتر است. (فرجاد محمد حسین 1378).
این موضوع می تواند در درمان اعتیاد حائز اهمیت باشد. زیرا آسیب پذیری افراد معتاد در برابر مشکلات زندگی و ساختمان شخصیتی افراد معتاد می تواند تأثیری در تداوم مصرف مواد بعد از سم زدایی داشته باشد بنابراین در این پژوهش بر آن شدیم که ابتدا نیمرخهای روانی را مورد مقایسه قرار دهیم و سپس رابطه نیمرخها راو با تمایل به مصرف مجدد بررسی کنیم. در صورت متفاوت بودن نیمرخهای گروهی که بعد از سم زدایی مجدداً مصرف داشتند با گروهی که مصرف مجدد نداشتند، و یا در صورت وجود رابطه با نمونه های مذکور می توان افراد دارای ریسک بالا برای را مشخص نمود و جهت پیش گیری اقدامات لازم را در پروسههای درمانی مد نظر قرار داد و پژوهشی را با آزمودنی های ایرانی در سطح کشور انجام داد. در صورت تأئید فرضیه ها ضمناً می توان در مورد معتادان تمرکز اصلی از درمانهای رفتاری جسمی را به سوی درمان شخصیت و انواع اختلالات آن بازگرداند و در مانگری را به انتخاب نوع درمان حساس نمود و موجب شد تا آنها نوع درمان را بر حسب به دست آوردن نیمرخ شخصیتی فرد انجام بدهند و ظرافت و حساسیت تکنیکی خاص را در مورد هر نیمرخ شخصیتی مد نظر قرار بدهند.
فرضیه های پژوهش:
1-مقیاسهای روایی آزمودنی ها در گروهی که بعد از سم زدایی مصرف مجدد نداشتند با گروهی که مصرف مجدد داشتند تفاوت معنی دار دارند.
2-بین دو گروه در خصوصیت خودبیمار انگاری تفاوت معنی دار وجود دارد.
3-بین دو گروه در خصوصیت افسردگی تفاوت معنی دار وجود دارد.
4-بین دو گروه ما در خصوصیت هستیری تفاوت معنی دار وجود دارد.
5-بین دو گروه در خصوصیت جامعه رنجوری تفاوت معنی دار وجود دارد.
6-بین دو گروه در خصوصیت پارانوئید تفاوت معنی دار وجود دارد.
7-بین دو گروه در خصوصیات ضعف روانی، اسکیزوخرنی، هیبومانی تفاوت معنی داری وجود دارد.
8-بین نیمرخ روانی و مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه وجود دارد.
9-بین نیمرخ روانی و دفعات مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه وجود دارد.
تعریف اصطلاحات:
تعریف نیم رخ روانی:
نیمرخ (Profile ).
- نمایش نمودارهای یک رشته نمرات
Profile analysis - :
طرح نیمرخ روانی یک شخص یا معرفی کلی صفات شخصیتی و ویژگی ها نسبت به یک رشته هنجارهای خاص برای کل جمعیت. تحلیل ممکن است به صورت نمایش نموداری یا شکل نیمرخ استعاره ای کل، به معنی مرور مشخصات یا صفات شخص به طور مختصر انجام گیرد. (پورافکاری 1376).
در این پژوهش نیمرخ روانی با استفاده از پرسشنامه شخصیتی متیه سوتا تا M.P.I M. (فرم کوتاه) با توجه به کدهای بر افراشته و مصاحبه بالینی تشخیص گذاری شده است.
1-تعریف اعتیاد: (Dependency) Addiction
(Dependence) وابستگی عبارت است از مصرف مرتب مواد به طوری که فرد مصرف کننده برای انجام عملکرد معمول نیاز به آن داشته باشد و عدم مصرف آن باعث پیدایش علائم خاص می شود که در اثر اختلال در عملکرد ارگانهای مختلف بدن بوده و به آن علائم قطع مواد (Withdrawal syndrom) می گویند. طبق تعریف DMSIV وابستگی یک ویژگی هم دارد و آن مقاومت بدن یا Tolerance است یعنی نیاز به ماده بیشتر برای حصول مسمومیت یا کاهش تأثیر همان مقدار با ادامه مصرف.
در این پژوهش معتاد فردی است که مدتی مواد مخدر مصرف کرده باشد و در صورت قطع دارو دگرگونی فیزیولوژیک و رفتاری نشان بدهد و بعد از انجام تست مورفین نتیجه تست مثبت باشد.
سم زدایی (Detaoxification):
قطع مصرف مواد برای مدت زمان کافی تا تمام مواد موجود در گیرنده های بدن دفع شود و بعد از اتمام این دوره فرد از نظر جسمانی علائم قطع مواد (withdrawal) را نشان می دهد و تست مورفین منفی است.
سم زدایی به روشهای مختلف پزشکی و در زمانهای مختلف و توسط داروهای گوناگون صورت می گیرد ولی نتیجه همگی دفع کامل مواد و تست منفی می باشد.
روشهای درمانی افراد وابسته به مواد در کلینیک ها به صورت زیر می باشد. همه افراد وقتی به کلینیک مراجعه می کنند ابتدا تحت درمان سم زدایی قرار می گیرند تا مواد از بدن آنها دفع شده و علائم جسمانی ترک بر طرف شود و تست مورفین آنها منفی شود. روشهای سم زدایی به صورت URD و R.D و A.M.D و نیز سم زدایی با بوپرنورفین بوده است که با توجه به شرایط فنی و جسمی و خواسته خود بیمار انتخاب می شود. مرحله دوم در حال به دنبال منفی شدن تست مورفین بیمار انجام می گیرد و تحت رواندرمانی فردی از نوع شناختی حمایتی قرار می گیرند (هفته ای یک بار) و همچنین گروه درمانی و خانواده درمانی و تمرینات یوگا جزء درمان های 6 ماهه بعد از سم زدایی می باشد بیماران در این دوره 6 ماهه تحت درمان نگهدارنده با کپسول نانترکسان بوده و به محض قطع دارو تحت سم زدایی مجدد قرار می گیرند.
فصل دوم
وابستگی به مواد:
تعریف:
در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد (Addiction) دیگر اصطلاح علمی نیست و وابستگی Draug Dependence را به جای آن توصیه نمود. مفهوم وابستگی مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوان داشته است. اساساً در ارتباط با تعریف وابستگی، از خود مفهوم استعداد شده است.
وابستگی رفتاری و وابستگی جسمی، وابستگی رفتاری بر فعالیتهای مواد جوئی و قرائن مربوطه الگوهای مصرف بیمار گونه تأکید کرده است. وابستگی جسمی بر اثرات جسمی (فیزیولوژیک) دوره های متعدد مصرف مواد تأکید نموده است.
ملاکهای تشخیصی برای وابستگی به مواد بر اساس DSMIV:
الگوی غیر انطباقی مصرف یک ماده که به ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی منجر می شود و با سه تا (یا بیشتر) از علائم زیر که زمانی در طول 12 ماه روی می دهند تظاهر می کند.
1-تحمل (Tolerance)، با هر یک از حالات زیر تعیین می شود:
a) نیاز به مقادیر بسیار بالاتر یک ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه.
b) کاهش قابل ملاحظه تأثیر با ارائه مصرف همان مقدار ماده.
2) ترک (with drawal) با هر یک از حالات زیر تعیین می شود.
a) سندرم ترک شخص برای ماده
b) همان ماده و یا ماده ای مشابه برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می شود.
3) ماده غالباً به مقادیری بیشتر و دوره های طولانی تر از آنچه مورد نظر است مصرف میشود.
4) میل دائم با تلاشهای ناموفق برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد.
5) وقت زیادی در فعالیتهای لازم برای به دست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی های طولانی). مصرف ماده (مثلاً تدخین پیاپی) با رهائی از آثار ماده مصرف می شود.
6) فعالیتهای مهم اجتماعی شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود.
7) ادامه مصرف مواد علیرغم آگاهی به مسائل مستمر یا عود کننده جسمی یا روان شناختی که احتمالاً از مصرف مواد ناشی شده و یا تشدید می شود مثلاً ادامه مصرف کوکائین علیرغم وجود افسردگی ناشی از کوکائین یا ادامه مصرف الکل علیرغم شناخت این موضوع که زخم گوارشی با ادامه مصرف آن شدت می یابد.
ملاکسهای تشخیص برای ترک مواد بر اساس DSMIV:
A: پیدایش یک سندرم مختص به ماده در نتیجه قطع و یا کاهش مصرف زیاد و طولانی یک ماده.
B. سندرم مختص به ماده ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی یا تخریب در عملکرد (اجتماعی، شغلی) با سایر زمینه های مهم به وجود می آورد.
C. علائم حاصل یک اختلال طبی کلی هستند و یک اختلال روانی دیگر توضیح بهتری برای آنها ارائه نمی کند. (کاپلان، جلد دوم).
وابستگی فیزیولوژیایی (Physiological):
بدان معنا است که بدن فرد در نتیجه مصرف منظم یک ماده تغییر کرده است و غائب از طریق ایجاد تحمل نسبت به ماده ایجاد نشانه های مترضی ترک یا هر نشان داده میشود.
وابستگی روان شناختی:
کنترل آسیب دیده بر مصرف دارو را بدون علائم فیزیولوژیایی و اعتیاد در بر می گیرد. وابستگی روان شناختی ممکن است در غیاب وابستگی فیزیولوژیایی رخ بدهد. افراد ممکن است کنترل مصرف ماریجوان را حتی اگر در صورت مصرف آن نشانه های قرضی تحمل یا ترک را ظاهر نسازند. برخی از داروها با وابستگی روان شناختی همراهند. ولی به طور قطعی وابستگی فیزیولوژیایی را نشان نداده اند. از جمله PCP.
چگونگی ایجاد وابستگی دارویی:
1-آزمایش: در مرحله آزمایش، یا استفاده گاه گاهی، دارو در مصرف کنندگان به طور موقت احساس خوب حتی به صورت سرخوشی ایجاد می کند. مصرف کنندگان احساس کنترل داشتن بر مصرف آن می کنند و عقیده دارند که هر زمان که بخواهند می توانند آن را متوقف کنند.
2-مصرف منظم: در خلال مرحلة بعد که دوره ای از مصرف منظم داروست، افراد ساختن زندگی خوب تعقیب و مصرف داروها را آغاز می کنند. انکار در این مرحله نقش مهمی بازی می کند، به طوریکه مصرف کنندگان پیامدهای منفی رفتارشان را برای خود و دیگران پنهان می کنند. ارزشها تغییر می کند و آنچه قبلاً مهم بوده است مانند خانواده و کار به موضوعاتی کم ارزش تر از داروها تبدیل می شوند. با ادامه مصرف منظم دارو مشکل بالا می گیرد. مصرف کنندگان بیشتر زمان خود را صرف داروهایشان می کنند.
3-اعتیاد یا وابستگی: زمانی مصرف منظم دارو تبدیل به اعتیاد یا وابستگی می شود که مصرف کنندگان برای مقاومت در برابر داروها احساس عجز کنند خواه به این دلیل که می خواهند تأثیر آنها را تجربه کنند یا به دلیل اجتناب از پیامدهای ترک کردن آن (آزاد. 1377)
سبب شناسی:
1- عوامل اجتماعی و فرهنگی:
وابستگی به مواد افیونی محدود به طبقات پائین اجتماعی- اقتصادی نیست. هر چند میزان بروز وابستگی در این گروه ها از طبقات اجتماعی- اقتصادی بالاتر است. انواعی از عوامل اجتماعی وابسته به فقر بشری احتمالاً در وابستگی به مواد افیونی دخلات دارند. حدود 50 درصد مصرف کننده های هروئین در شهرها کودکان تک والدی و یا والدین از هم جدا شده هستند. از خانواده هایی برآمده اند که در آنها حداقل یک عضو مبتلا به اختلال مصرف مواد است.
این برخی الگوهای رفتاری ثابت به نظر می رسد در معتادین جوان وجود دارد این الگوهای رفتاری سندرم رفتار هروئینی (heroin behavior syndrom) نامیده شده است. افسردگی زمینه ای غالباً از نوع تهییجی همراه با علائم اضطرابی، رفتار تکانشی یا گرایش منفعل مهاجم، ترس از شکست، استفاده از مواد به عنوان ضد اضطراب برای پوشاندن احترام به نفس پائین، درماندگی و پرخاشگری ، استراتژیها و آگاهی رابطه احساس خوشی و مصرف دارو احساس ناتوانی رفتاری که موقتاً با مصرف دارو به کنترل موقت بر موقعیت زندگی تبدیل میگردد. اختلالات در روابط شخص و بین فردی با معتادها که تجارب مشترک داروئی موجب دوام آن می گردد.
2- بیماری توأم
حدود 90 درصد افراد وابسته به مواد افیونی یک تشخیص روانپزشکی دیگر هم دارند. شایعترین تشخیص های روانپزشکی توأم عبارتند از اختلال افسردگی اساسی، اختلالات وابسته به الکل. اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات اضطرابی حدود 15 درصد کسانی که وابستگی ترکیبات تریاک دارند حداقل یک بار سعی کرده اند خود را بکشند.
3-عوامل زیست شناختی و ژنتیک:
فرد مبتلا به اختلال وابسته به مواد افیونی ممکن است کاهش فعالیت با منشاء ژنتیکی در سیستم افیونی داشته باشد. این کاهش فعالیت ممکن است نتیجه کمتر بودن تعداد حساسیت کمتر گیرنده های افیونی به آزاد شدن کمتر مواد افیونی درونزاها یا غلظت بالای انتاگونیست های فرضی مواد افیونی درونزا بوده باشد. همچنین ممکن است با کارکرد نابهنجار سیستم ناقل عصبی دوپامینرژیک یا سیستم ناقل عصبی نورآدرنرژیک رابطه داشته باشند.
4- نظریه روانکاوی
بر حسب تثبیت لیبدوئی، با پسرفت به سطوح پیش تناسلی دهانی یا حتی سطوح ابتدائی تر رشد روانی جنسی توصیف شده است عوامل روانکاوی بیش از همه روی حالت دهانی تأکید می کند. پاتولوژی شدید الگو غالباً تصور می شود که با سوء هدف دارو ارتباط دارد و حاکی از آشفتگی های عمیق مربوط به رشد می باشد.
عوامل سایکودینامیک در شروع مصرف مواد و وابستگی به آن و مصرف دوباره بعد از ترک مواد نقش مهمی دارند. بررسی های روانکاوی نشان می دهد که این افراد دچار «خویشتن ناقص» می باشند که به صورت عدم توانایی در اداره احساسات آنها مثل احساس گناه و خشم و اضطراب خود را نشان می دهد. بعضی از معتادان احساسات درونی خود را نمی توانند تجربه کرده و بیان کنند که به آن آلکس تایمی گفته می شود. بنابراین مصرف مواد افیونی باعث می شود آنها به طور واقعی یا به طور سمبولیک بر احساسات خود تسلط یابند و در واقع مصرف مواد را به عنوان نوعی خوددرمانی ادامه دهند.(1)
مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهند که مصرف کنندگان مواد بخصوص تریاک ارزش زیادی برای مستقل بودن قائلند و به تحصیلات ارزشی قائل نیستند و عده ای از آنها قبل از مصرف مواد به خلافکاری دست زده اند. تعداد قابل توجهی از مصرف کنندگان مواد افیونی ویژگیهای شخصیت ضد اجتماعی را دارند.
رابطه بین بیماریهای روانپزشکی و مصرف مواد افیونی همواره مورد توجه می باشد. در یک مطالعه در نیوهاون در سال 1980 نشان داد که 87% مصرف کنندگان مبتلا به نوعی بیماری روانی هستند. و نیز در مطالعه دیگر در بالتیمور در سال 1990 نشان داد که 24% افرادی که مواد افیونی مصرف می کنند مبتلا به اختلالات محور I و 35% مبتلا به اختلالات محور II می باشند. در هر دو مطالعه شایعترین بیماریهای همراه با مصرف مواد افیونی، اختلالات خلقی، الکسیم، اختلالات شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات اضطرابی می باشد. مطالعاتی در اروپا و استرالیا هم اختلالات مشابه را در مصرف کنندگان مواد افیونی به دست آورده اند.
در میان خانمها، افسردگی و اضطراب و اختلالات شخصیتی مرزی شایع تر از مردان بوده است و الکسیم و مصرف حشیش و اختلال ضد اجتماعی کمتر بوده است.
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 78 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
فهرست مطالب
تعریف روابط عمومی 1
فصل اول- اهمیت، نقش و کارکرد روابط عمومی 2
فصل دوم - انجمن ها و نهادهای حرفه ای و تخصصی روابط عمومی در ایران و جهان 6
هدف 7
اهداف انجمن های روابط عمومی 8
اهداف انجمن های روابط عمومی 8
انواع روابط عمومی 10
عوامل مؤثر در ارتقاء روابط عمومی 12
انجمن های روابط عمومی در جهان 13
انجمن های بین المللی روابط عمومی 14
تاریخ روابط عمومی در ایران 14
جمع بندی 15
فصل سوم - انجمن ها و مؤسسات و شراکت های بزرگ روابط عمومی در جهان 17
انجمن های جهانی روابط عمومی 18
انجمن جهانی ارتباط گران بازرگانی 18
انجمن های افکار عمومی 19
تاریخچه AAPOR 19
انجمن جهانی افکار عمومی AAPOR 21
قسمت پنجم 23
اکثریت لازم برای مذاکره 23
قسمت ششم 24
قسمت هفتم 24
انجمن اجرایی 24
اعضا 26
انجمن اجرایی و کمیته ها 27
قسمت اول 27
قسمت دوم 27
رای دادن و هدایت تجارت 30
خزانه و سرمایه 31
زبان 31
نمادهای روابط عمومی در ایالات متحده امریکا 31
انجمن روابط عمومی آمریکا 31
روابط عمومی در قاره آسیا 32
روابط عمومی در قاره اروپا 32
روابط عمومی در قاره افریقا 33
فصل چهارم-روابط عمومی سیاره ای 34
روابط عمومی در عصر حاضر 35
جهانی شدن روابط عمومی 35
آینده روابط عمومی 36
جایگاه روابط عمومی در ایران 37
روابط عمومی در هزاره سوم 38
جمع بندی 43
فصل پنجم-مفهوم مدیریت و روابط عمومی 45
مقدمه 46
ویژگی های یک مدیر روابط عمومی اندیشمند 46
کاستی های مدیریت روابط عمومی 48
جمع بندی 49
فصل ششم- کاربرد اینترنت در روابط عمومی 52
پست الکترونیکی 56
مجله الکترونیک 56
برد الکترونیکی 57
تلفن گویا 57
مجله ویدئویی 58
ماهواره 58
نتیجه گیری 59
مقدمه
تعریف روابط عمومی
جی ای گرونیک نظریه پرداز معاصر روابط عمومی را مدیریت ارتباط بین یک سازمان در این رشته و همگان هایی میداند که با آن سروکار دارند.
رکس هارلو که از پیشقدمان روابط عمومی در جهان است و تالیفات گوناگونی در این رشته دارد این تعریف را پیشنهاد میکند:
روابط عمومی عبارت است از دانشی که بوسیله آن سازمان ها آگاهانه میکوشند به مسئولت اجتماعی خویش عمل نمایند تا بتوانند تفاهم و پشتیبانی کسانی را که برای مؤسسه اهمیت دارند بدست آورند.
درواقع روابط عمومی هنری است که به کمک آن میتوان مؤسسه، سازمان و فرد مورد علاقه و احترام کارمندان، مشتری ها و مردمی که با آن سروکار دارند قرار داد. روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است. عملی است ممتد، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمان ها میکوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار دارند بدست آورند.
فصل اول- اهمیت، نقش و کارکرد روابط عمومی
تاکنون در هزاران مقاله-کتاب و سخنرانی در سراسر جهان به تبیین، اهمیت، نقش، هدف و کارکردهای روابط عمومی در جامعه پرداخته شده است و ابعاد گوناگون آن تشریح و تبیین شده است با این وجود بازهم شاهدیم که نویسندگان و اندیشمندان بسیاری علاقه مندند به تفحص در این عرصه بپردازند و در این تلاش امیدوار هستند که شاید اطلاع دیگری به اطلاعات موجود بیفزایند و گامی دیگر در راستای شفاف سازی موضوع بردارند.
تقریبا 102 سال از تاسیس روابط عمومی (به مفهوم نوین) در ایالات متحده امریکا و 49 سال در ایران گذشته است. روابط عمومی در غرب محصول نیاز ذاتی جامعه و در ایران مهمانی ناخوانده بوده و هست. چرا این مهمن هنوز مورد پذیرش قرار نگرفته؟ شاید یکی از عمده ترین علت هایش نامناسب بودن شرایط اجتماعی، نا آمادگی جامعه برای پذیرایی از یک پدیده نوین و نبود الزام ها و شروطی است که استقرار و حیات این پدیده را غیرممکن میسازد. داشتن روابط عمومی، نگرش، گرایش، حیات، منش و رفتار و سرانجام فرهنگ، هنجارها و ارزشهای خود را طلب میکند.
هدف روابط عمومی میانجی گری منصفانه میان مؤسسه و مخاطبان است. وساطت میان کسانی که میخواهند کالا و خدماتی را بفروشند و آنانی که مایلند آنها را
خریداری کنند.
روابط عمومی آن دسته از اعمال مدیریت است که مدیر بوسیله آنها برخورد و رفتار عامه را میسنجد و درنتیجه خط مشی ها و طرز عمل فرد یا مؤسسه را به صورتی که متضمن منافع همگان و فرد یا مؤسسه مزبور باشد تعیین و برنامه عمل و فعالیت خود را به منظور حصول حسن تفاهم و قبول جامعه طرح میکند. اندیشمندان و کارشناسان وظایف عمده روابط عمومی را به سه بخش تقسیم میکنند:
1. اطلاع رسانی 2. تبلیغ و تهییج 3. افکار سنجی
اطلاع یا خبر و آگاهی یکی از اشکال ارتباط میان افراد و گروه هاست و بیان ارتباط و اطلاع نسبت به کل و جزء برقرار است.
از آنچه گفته شد چنین بر میآید که بازشناسی نقش، اهمیت و کارکرد اطلاع رسانی روابط عمومی و سایر نهادها و سازمانهایی که با اطلاعات و داده ها سروکار دارند به علت تحولات تکنولوژیکی روزافزون و به دلیل تغییر در شکل و ماهیت روابط اجتماعی در سطح ملی- منطقه ای و جهانی براساس ضرورت بازتولید آگاهی ها نسبت به این تحولات و شناخت وضعیت جدید همواره ضرورت دارد. روابط عمومی و اطلاع رسانی دارای نسبت کل به جزء بوده و محیط اجتماعی-تاریخ-ژئوپولوتیک- روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نوع کیفیت ساختارهای سیاسی-اجتماعی در چگونگی و سرشت این نقش بسیار تاثیر دارد. روابط عمومی را دری منصفانه و غیر جانب دارانه میان مؤسسه و مخاطبان است که براساس اطلاعات دقیق حاصله از سنجش محیط نیاز، مخاطب، امکانات و نیز هدف گذاری، سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای برنامههای مؤثر تحقق مییابد.
روابط عمومی ها امروزه باید در چهارچوب سازمانهای نوین و براساس مدیریت استراتژیک یا راهبردی با چشم اندازهای جهانی به فعالیت بپردازند. درباره مهارت بیان و امتناع یادآوری کردیم که امروزه متصدیان روابط عمومی باید مهارت استفاده از رسانهها را کسب کنند، تا بتوانند با اطلاعات جامع و انعطاف پذیری مناسب مخاطبان را از طریق برنامه های مؤثر اقناع کنند.
فصل دوم
انجمن ها و نهادهای حرفه ای و تخصصی روابط عمومی در ایران و جهان
هدف:
انجمن های حرفه ای و تخصصی روابط عمومی از کدام نوع تشکل ها هستند؟
پیدایش آنها به چه انگیزه ها، ضرورت ها و نیازهایی است؟
این تشکل ها برای دستیابی به چه اهدافی پا به عرصه وجود میگذارند؟
نقش ها و کارکردهای آنان چیست؟
آسیب ها و آفت های آنان کدامند؟
در این نوشتار سعی شده است به هر یک از این پرسش ها پاسخ مناسب داده شود.
اهداف انجمن های روابط عمومی
انجمن های روابط عمومی یکی از اشکال انجمن های حرفه ای است که با مشارکت داوطلبانه و آزادانه علاقه مندان، کارشناسان، کارگزاران و پژوهشگران رشته روابط عمومی به منظور پاسداری از علایق و منافع مشترک و توسعه و گسترش رشته روابط عمومی بوجود آمده اند.
اهداف انجمن های روابط عمومی
همگان و افکار عمومی را از فلسفه وجودی، ضرورت، نقش، اهمیت و فعالیت روابط عمومی آگاه کرده و برای آن مقبولیت و شناخت عامه جستجو مینماید.
زمینه ها و شرایط مناسب توسعه و پیشرفت آن را جستجو کرده و راههای ارتقاء و تکامل آن را بیابند.
با رسانه ها و افکار عمومی مشکلات و مسائل روابط عمومی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و در پی دریافت راه حل آنان برآیند.
در مقابل انتقادات و ایرادهای مطرح شده از سوی محافل –مجامع- اشخاص و سازمان ها از رشته حرفه روابط عمومی به طور منطقی و مستند به دفاع برخیزند.
با تولید اطلاعات محافل، مجامع و همگان را در زمینه همه جنبه های روابط عمومی تغذیه اطلاعاتی نمایند.
معیارها و استانداردهای حرفه ای را ارائه داده و بطور مستمر سعی در ارتقاء آنها نمایند.
زمینه های اجرای دوره های آموزشی و توسعه ادبیات روابط عمومی را فراهم نمایند.
معیار حداقل های ورد به شغل و حرفه روابط عمومی را تعیین نمایند.
اطلاعات و اخبار جدید را بین حرفه و تخصص روابط عمومی به چرخش در آورند و خانواده روابط عمومی را با دیدگه و دانش های نوین آشنا سازند.
منشور اخلاقی روابط عمومی را تهیه و تدوین نمایند و همکاران را ترغیب به اجرای آن نمایند.
اندیشه حرفه ای گرایی و تخصیص گرایی را با هدف تعمیق دانش و مهارت های اعضاء ترویج و تبلیغ کنند.
امکان رقابت سالم را در عرصه کارها با هدف شناخت کاستی ها و نقص ها و پیشبرد توانمندی ها فراهم سازند.
از جانب رشته و حرفه روابط عمومی صحبت کرده و سخنگویی آن را به عهده گیرند و به پرسش ها پاسخ گویند.
رویدادهای اجتماعی-فرهنگی-سیاسی و اقتصادی مرتبط با روابط عمومی را بررسی کرده و پیش از آنکه هنجارهای محدود کننده روابط عمومی بوجود آیند نظریات خود را بیان داشته و سعی در اعمال آن نمایند.
در پیشبرد و تعمیم فرهنگ تعامل، گفتگو، تفهیم و تفاهم و ارتباطات در جامعه که بستر فعالیت های روابط عمومی هستند اهتمام ورزند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 437 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 67 |
فهرست مطالب
عنوان
چکیده.......................................... 1
فصل اول :مقدمه تحقیق........................... 3
1-1 بیان مساله 6
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق............................................. 9
1-3 اهداف تحقیق 12
1-4 فرضیه هاُی تحقیق 13
1-5 تعرُیف متغیرهای اصلی تحقیق........................................ 13
فصل دوم: بررسُی مطالعات پیشین................... 15
2-1 خود........................................ 17
2-2 خودپنداره.................................. 22
2-3 عزت نفس.................................... 26
2-4 عزت نفس و جنسیت............................ 30
2-5 اثر بخشی .................................. 32
2-6 نقش مدیر در اثر بخشی مدارس................. 34
2-7 معُیارهای ارزیابی اثربخشی مدیران............ 35
2-8 ویژگی هاُی مدیران اثر بخش .................. 43
فصل سوم :روش اجرای تحقیق....................... 48
3-1روش تحقیق .................................. 49
3-2جامعه آماری................................. 49
3-3 حجم نمونه.................................. 49
3-4روش نمونه گیری.............................. 50
3-5 ابزار تحقیق................................ 50
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها............... 53
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها.............. 60
5-1 نتایج مربوط به فرضیه اول................... 61
5-2 نتایج مربوط به فرضیه دوم................... 62
5-3 نتایج مربوط به فرضیه سوم................... 62
5-4 نتایج مربوط به فرضیه چهارم................. 63
5-5 نتیجه گیری کلی............................. 64
5-6 محدودیت ها................................. 64
5-7 پیشنهادها.................................. 65
منابع فارسی.................................... 66
ضمائم.......................................... 68
ضمیمه 1: تست آُیزنک............................. 69
ضمیمه 2: پرسشنامه اثربخشی...................... 71
چکیده
پژوهش حاضر به منظور رابطه بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 2 آموزش و پرورش شهرستان مشهد انجام گرفت. فرضیه اساسی در این پژوهش آن است که بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس ارتباط معنی داری وجود دارد.
جامعه اماری در این تحقیق کلیه مدیران مدارس راهنمایی دخترانه (20نفر) و کلیه معلمان (220 نفر) در ناحیه 2 شهر مشهد است.
گروه مورد بررسی کلیه مدیران مدارس راهنمایی دخترانه (20N=) است. بنابراین برای گروه مدیران از روش سرشماری بجای نمونه گیری استفاده شده است و حجم نمونه برای گروه معلمان 55 نفر می باشد. ابزار گرد آوری اطلاعات در این پژوهش را در یک پرسشنامه محقق ساخته تحت عنوان (اثر بخشی مدیران) که برای تعیین اثر بخشی مدیران توسط معلمان مربوطه تکمیل می گردید و دیگر یک تست (مقیاس عزت نفس آیزنک) برای تعیین عزت نفس مدیران که توسط خود مدیران پاسخ داده می شود تشکیل می دهد.
روش تحقیق در این بررسی همبستگی است و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی استفاده شده است.
نتایج به دست آمده عبارتند از :
1- بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان رابطه معنا داری وجود دارد.
2- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند و مدیرانی که عزت نفس پایین دارند تفاوت معنی دار وجود دارد.
3- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند تفاوت معنی داری وجود ندارد.
4- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند با مدیرانی که عزت نفس پایین دارند تفاوت معنی دار وجود دارد.
نتایج به دست آمده گویای این واقعیت است که هر چه عزت نفس مدیران بالاتر باشد ، اثر بخشی آنان بیشتر است و برعکس. وهمچنین بیشتر مدیران مدارس تقریبا از عزت نفس بالایی برخوردار می باشند.
فصل اول
مقدمه تحقیق
مدیریت اثربخش احتمالا عامل اصلی در کشورهای توسعه یافته و مورد نیازترین عامل برای کشورهای در حال توسعه است. (پیتردراکر)[1]
هر سازمانی برای تحقق هدف یا هدفهایی بوجود می آید و تمامی کارکردها و وظایفی که برای نقش های مختلف در سازمان پیش بینی می شود به منظور تحقق همین هدفهاست.
عصر کنونی دوره شتابنده غیر قابل پیش بینی است. سازمانها برای مقابله با تهدیدات محیطی و استفاده از فرصت های احتمالی ، ناچارند ظرفیت ها و توانمندیهای دورنی خود را بشناسند. نقاط ضعف را ترمیم و به تقویت نقاط قوت بپردازند. سازمانها نباید در انتظار موج باشند ، بلکه باید خود منبع موج وتحول گردند و در جهت بهبودی خود بکوشند تا بتوانند پاسخ گوی نیازهای جدید تمدن امروزی باشند.
مهمترین عاملی که می تواند تحقق هدفهای سازمان را تعیین نماید اثر بخشی سازمانی است که این اثر بخشی به میزان زیادتر در گرو اداره موثر سازمان توسط مدیران سازمان می باشد. در هر صورت میزان اثر بخشی ارتباط مستقیمی با عملکرد مدیر دارد و هنگامی که رفتار مدیر در جهت تحقق هدفها و نتایج مطلوب باشد می گوییم اثر بخشی تحقق یافته است. لذا ملاک اثر بخشی معمولا رفتاری است که مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
در میان سازمانهای اجتماعی مختلف ، مدرسه از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است و به جهت ماهیت فعالیتها و اهداف آموزش و پرورش ، جامعه توجه و حساسیت خاصی نسبت به مدرسه و نحوه اداره آن نشان می دهد و همواره فعالیت ها و عملکرد مدرسه را تحت نظارت و ارزشیابی مستقیم قرار می دهد و در مورد آنها قضاوت می کند.
نظام آموزشی همواره به دنبال یافتن مناسب ترین ملاکهای گزینش مدیران مدارس و ارزشیابی از رفتار آنان بوده است تا از آن طریق با بکارگیری رهبران آموزشی واقعی بتواند معلمان را در انجام هر چه بهتر خدمات آموزش و پرورش یاری دهند.
در طول صد سال گذشته بسیاری از روانشناسان این نظریه را پذیرفته اند که انسان دارای نیاز به عزت نفس است وارزشیابی شخصی از خویشتن مهمترین عامل موثر در روند رشد روانی است. بنابراین نیاز به عزت نفس یا خود ارزشمندی یا احترام به خود از جمله نیازهای طبیعی انسان است. زمانی که نیاز به احترام به خود ارضاء شود ، انسان احساس خوشایندی از اعتماد به نفس و خود ارزشمندی ، توانایی ، قابلیت ، لیاقت، و کفایت پیدا می کند و وجود خود را در زندگی مفید و موثر می داند. میزان رضایت از خود یا ارزشی که انسان برای خود قائل است ، اهمیت بسیار زیادی در رفتار و پویایی دورنی فرد دارد و بیشتر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس(ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی – اجتماعی افراد می دانند.
با این مقدمه محقق قصد دارد در این پژوهش عزت نفس و رابطه آن با اثر بخشی مدیران را مورد بررسی قرار دهد.
1-1 بیان مساله : انسان ها از نظر خصوصیات روانی ، جسمی ، رغبت ها ، و استعدادها با هم تفاوت هایی دارند. ارزشیابی شخصی از خویش اثرات برجسته ای در جریان فکری، احساسات، تمایلات ، ارزشها و هدفهای وی دارد که کلید فهم رفتار اوست. برای شناخت کیفیت روانی افراد و پی بردن به روحیات او باید به طبیعت و میزان عزت نفس و معیار قضاوت وی درباره خویشتن آگاهی یافت. انسان تمایل به داشتن عزت نفس را امری ضروری وا ساسی می داند. هیچ کس نمی تواند نسبت به داوری خود درباره خویشتن بی تفاوت باشد. انسان آنچنان مشتاق و نیازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خویش است ، به گونه ای که ممکن است حقایق را تحریف یا انکار نماید. (کروکر48،35،25،1993) [2]
انسان نمیتواند خود را از محدوده ارزشها آزاد ساخته و خویشتن را از آن معاف دارد ، هر انسانی خود را براساس معیارهای معینی می سنجد و به هر اندازه که نتواند خود را با آن معیارها وفق دهد به همان اندازه حس ارزشمندی و احترام نسبت به خویش جریحه دار می شود. اگر انسان در انجام وظیفه تفکر و استدلال ناکام شود ، شایستگی خویش در امر زیستن را کاهش می دهد و نمیتواند احساس ارزشمندی خود را نگاه دارد. عزت نفس متضمن خودبیانگری در شناخت می باشد و با آن توام است ، که بوسیله عادت به تفکر و قضاوت و تنظیم رفتار بر طبق آن تجلی می کند. (اسمال و دیگران 602،1993)[3]
از طرفی مدیریت در کلیه سازمانها ، دولتی و خصوصی ، اهمیت دارد. این مدیریت است که نسبت به دیگر علوم و فنون ، در قرن بیستم مقام و موقعیت برجسته یافته و شیوه ها و تکنیک های مدیریت ، بخصوص آهنگ رشد سریعتری داشته اند.
مدیرت از موضوعاتی است که در طول هزاران سال ، همواره مورد توجه خاص و بحث انگیز بوده است و اینکه مطالعات حول مدیریت همچنان ادامه دارد ، مبین این حقیقت است که مدیریت واجد جنبه ها و پیچیدگی های ویژه است.
و در این میان نظام آموزش و پرورش سنگ زیر بنای توسعه اجتماعی ، اقتصادی سیاسی و فرهنگی هر جامعه است و مدیریت آموزشی در مقایسه با سایر مدیریت ها از ویژگی و حساسیت خاص برخودار است ، در نظام آموزشی به طور کل و مدرسه بطور خاص ، مدیر هسته اصلی به شمار می رود و ویژگی های شخصیتی او در کامیابی کل سازمان اثر می گذارد. اثر بخشی مفهوم پیچیده ای است که به طرق گوناگون تعریف شده و متناسب با هر تعریف قابل اندازه گیری و ارزیابی است.
توتر[4] اثر بخشی را چنین تعریف می کند:«اثربخشی فرایندی چرخشی و مداوم است که از طرح برنامه شروع و شامل تمام فعالیت هایی است که هم در جهت دستیابی به اهداف سازمان است و هم تعیین می کند که انجام آن تا چه اندازه خوب و مطلوب صورت گرفته است.(شیرازی ،25،1373)
آنچه مسلم است اثر بخشی سازمان در گرو اثر بخشی مدیرریت است و میزان اثربخشی ارتباط مستقیمی با عملکرد مدیر دارد و هنگامی که رفتار مدیر در جهت تحقق هدفها و نتایج مطلوب سازمانی باشد می گوییم اثر بخشی تحقق یافته است.
لذا شناسایی ویژگی های مدیر می تواند به مراجع تصمیم گیرنده جهت انتخاب مدیران مدارس کمک کند ، روی این اساس ، این تحقیق با هدف بررسی میزان عزت نفس مدیران و رابطه آنان صورت پذیرفته است.
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق
اکثر نظریه های روانشناختی کلاسیک و معاصر معتقدند که همه افراد نیاز فزاینده و فراگیری به عزت نفس بالا دارند. عزت نفس یکی از جنبه های مهم کلیت آدمی است که در دنیای فاعلی، معنی دار و از ارزشمندی بسیاری برخوردار است. افراد عزت نفس را با پایدار سازی مفهوم واقعیت حفظ کرده و با درونی ساختن ارزشهایی که توصیف کننده اعتقادات آنها است زندگی می کنند ، هر فرد بطور فزاینده به عزت نفس بالا نیازمند است. زیرا عزت نفس هسته مرکزی ساختارهای روانشناختی اوست که وی را در برابر اضطراب محافظت نموده و آسایش خاطر وی را فراهم می کند.
«بین تهدید روانی و عزت نفس رابطه معکوسی وجود دارد ، بدین معنی که با افزایش عزت نفس شدت و میزان تهدید روانی کاهش می یابد و با کاهش عزت نفس تهدید روانی افزایش می یابد».
نتایج تحقیقات و مطالعات انجام گرفته بر روی عزت نفس ، به نقش اساسی عزت نفس در رابطه با سازگاری عاطفی، هیجانی و شناختی تاکید کرده اند و عزت نفس پایین را به منزله یک عامل مستعد کننده ناراحتی ها و اختلالات روانی قلمداد نموده است. در راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی از عزت نفس پایین بعنوان نشانگان فرضی ، چندین اختلال در دوران کودکی و بزرگسالی نام برده شده است.(بیابانگرد،26،1379)
محسنی در را بطه با افراد با عزت نفس بالا می گوید:« افراد با عزت نفس بالا در برخورد اشخاص و موقعیت ها ، انتظار موقعیت و مورد پذیرش بودن دارند ، نسبت به ادراکات و قضاوت خود اطمینان دارند و اعتقاد دارند که کوشش و تلاش آنها در حل مسائل ، موفقیت آمیز خواهد بود نگرش مثبتی که نسبت به خود دارند موجب می گردد تا عقاید خود را بپذیرند و هنگامی که در برابر عقاید متفاوتی قرار می گیرند به قضاوت خود اعتبار بخشیده و به آن اطمینان داشته باشند چنین نگرش مثبتی موجب می شود تا عقاید جدید را نیز مد نظر قرار دهد. » (محسنی ، 273،1375)
مدیریت در هر سازمان عامل تلفیق کننده ، بارور سازی و بهره دهی منابع و امکانات مادی و نیروی انسانی موجود در جهت دست یابی به هدف های سازمانی است. مدیریت ار آموزش و پرورش نیز این وظیفه را بر عهده دارد، با این تفاوت که اهمیت و حساسیت نتیجه کار او به مراتب بیشتر است و اثرات نحوه کارکرد نیز مهم و قابل توجه است.( گنجی ،1370، 305)
جامعه به نظام آموزش امکانات و سرمایه می دهد و در مقابل انتظار دارد که نظام آموزشی نیازهای حرفه ای را بر آورده سازدو افرادی مفید تحویل جامعه دهد. پاسخ گویی به نیازها و انتظارات جامعه مستلزم تحقق هدفهای آموزشی است. که مبین آرمانهای آن جامعه می باشدو تحقق هدفهای آموزشی نیز مستلزم اقر بخشی سازمانی و آن دیز در گرو اداره اثر بخشی است. اگر مدیر مدرسه نتواند کارکرد ها و وظایف پیش بینی شده خود را بطور موثر درجهت تحقق اهداف به انجام رساند علاوه بر مدرسه ها جامعه نیز زیان می بیند و حتی عدم اثر بخشی مدیر مدرسه در سطح وسیع می تواند به بحرانهای اجتماعی بیانجامد.
بنابراین برای نظام آموزشی جامعه حائز اهمیت است که به اثر بخشی مدیران توجه نمایند و درصدد شناسایی و بکارگیری شاخص هایی برآیند که در افزایش اثربخشی مدیریت مدارس موثر واقع گردد.
«مدیریت آموزشی ، باید از عناصر مطلع ، آگاه و پژوهشگر و مدبری انتخاب شوند که در عین حال از استعدادها و زمینه های مناسب شخصیتی برخوردار باشند. (گنجی، 307،1370)
با نظر به این مقدمات این تحقیق، پیرامون رابطه عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس ابتدایی دخترانه صورت پذیرفته است.
1-3- اهداف تحقیق
1- شناسایی میزان عزت نفس مدیران مدارس راهنمایی
2- شناسایی میزان اثر بخشی مدیران مدارس راهنمایی
3- شناخت رابطه عزت نفس مدیران با اثر بخشی آنان در مدارس راهنمایی
1-4- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی :«بین عزت نفس مدیران و اثربخشی آنان در مدارس راهنمایی رابطه معنی داری وجود دارد.»
فرضیه های فرعی:
1-« بین اثربخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس پایینی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
2- « بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس متوسطی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
3- « بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند با مدیرانی که عزت نفس پایینی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
1-5- تعریف متغیرهای اصلی تحقیق
الف) متغیر مستقل : عزت نفس مدیران
ب) متغیر وابسته : اثر بخشی مدیران
ج) متغیرهای کنترل : جنسیت ، مقطع و محل خدمت
1-6- تعریف مفاهیم و اصطلاحات کلیدی
عزت نفس: از نظر ربر[5] عزت نفس[6] عبارتست از:« میزان ارزشی که شخص برای خود قائل است».
و منظور از عزت نفس نمره ای است که از مقیاس عزت نفس آیزنک به دست می آید.
اثر بخشی : عبارت است از « میزان موفقیت در تحقق هدفها و یا انجام ماموریتها.»(درک فرنچ و هسیر ساور ،46،1371)
اثر بخشی مدیران : اثر بخشی مدیران بر مبنای انجام موفقیت آمیز وظایف محوله و تحقق هدفهای سازمان و رضایت زیر دستان و رعایت نظام ارزشی جامعه تعیین می شود.
در این تحقیق اثر بخشی مدیران با استفاده از پرسشنامه اثر بخشی که توسط معلمین تکمیل می گردد به دست می آید.
مدیران اثر بخش: « به زعم دانشمندان چنانچه مدیران مدارس بتوانند اهداف مناسبی انتخاب کنند یا کارها و وظایف را به درستی انجام دهند تا منجر به دستیابی اهداف شود، مدیران اثربخشی هستند.» (نیکنام ، 18،1375)
فصل دوم
بررسی مطالعات پیشین
مقدمه
میزان رضایت از خود یا ارزشی که انسان برای خود قائل است ، اهمیت بسیار زیادی در رفتار درونی فرد دارد ، و بیشتر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس را بعنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی – اجتماعی افراد می دانند.
نیاز فرد به احترام، عشق و با ارزش بودن از جانب دیگران ، نیاز آموختنی است و جزء خود پندار می باشد و با قسمت اعظمی از تجارب فرد همراه است.
این نیاز یک نیاز دوجانبه است. به این معنی که اگر فردی نیاز دیگران را به احترام و نظر مثبت ارضاء کند ، لزوما نیاز خود وی به نظر مثبت ارضاء می شود و فرد از برآورده شدن آن احساس خوشنودی می کند. بنابراین ارضاء این نیاز در دیگران ، آنقدر قوی است که فرد ممکن است آن را بر تجارب مثبتی که در جریان تحقق نفس احساس می کند ، ترجیح دهد.
از نظر مازلو « ارضای نیاز به عزت نفس با احساساتی از قبیل اعتماد به نفس ، ارزش ، قدرت ، لیاقت، کفایت و مفید و مثمر ثمر بودن در جهان منتهی خواهد شد اما بی اعتنایی به این نیازها موجب احساساتی از قبیل حقارت ، ضعف ، و درماندگی می شود. این احساسات به نوبه خود به وجود آونده دلسردی و یاس اساسی خواهند بود و یا اینکه گرایشهای روان نثر نداند یا جبرانی را بوجود خواهد آورد. (اسلامی نسب ، 46،26، 1373)
بنابراین به موضوعات خود ، خود پنداره ، عزت نفس و اثر بخشی خواهیم پرداخت و در پایان تحقیقاتی که پیش از این انجام شده را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
پیشگفتار 1
1- اهداف 2
2- پیشینه ی تحقیق 4
3- روش تحقیق 6
3- ارتباط بین ساختار خانواده بر ابراز محبت و پیامدهای رفتاری جوانان و نوجوانان 7
3-1 وضعیت اقتصادی: 8
3-2 اجتماعی سازی: 9
3-3 استرس 10
3-4 رفاه روانشناختی مادری: 11
4- مقایسه ی میزان مهرورزی در بین خانواده های دارای فرزند خوانده، دو والدی تنی، مادر تنها، پدر خوانده و مادر خوانده 12
4-1 بد نام سازی به عنوان یک فاکتور کلیدی: 14
4-2 اجتماعی سازی توسط دو والد به صورت بهینه: 15
4-3 تحقیق طلاق و والدین ناتنی: تقدم روابط تنی: 16
4-4 تاثیر فرایند های خانواده: 17
4-5 اهمت ساختار خانواده در پیش بینی رفاه روانی، مهرورزی و کیفیت روابط اعضای خانواده: 18
5- مهرورزی در سیره امام موسی کاظم(ع) 21
6- موانع مهرورزی 34
7-نتیجه گیری 35
منابع 39
چکیده
بدون شک ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یک موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یک فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شکل های مختلفی بروز نماید که مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد. باید توجه داشت که ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت که معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می کند مواردی را که به صورت غیر آشکار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشکل دار در میزان ابراز محبت و بالعکس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.
والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های مختلفی که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری.
چهار دیدگاه تئوریک باعث فرضیه هایی درباره اینکه آیا ساختارهای خانوادگی از یکدیگر متفاوتند و اگر هستند چگونه، شده است. یک دیدگاه این است که بدنامی فاکتور کلیدی است که منجر به پیامد های توصعه ای ضعیف می شود.
خانواده های فرزند خوانده رفاه کمتر و کیفیت روابط ضعیف تری نسبت به خانواده های واقعی نشان می دهند. مادر خوانده ها بیان می کنند که بچه های آنها بیشترین مشکلات برون سازی را دارند.
دومین دیدگاه این است که اجتماعی سازی توسط دو والد بهینه است. اگر این مسئله درست باشد، باید انتظار داشت که خانواده های تک والدی بدتر از سایر چهار نوع دیگر باشند. مشخص شده که مادران تنها رفاه کمتری نسبت به مادران متاهل داشتند. آنها در روش های سازگار از سایر خانواده ها متفاوت نبودند و بچه ها در خانواده های مادر تنها هیچ تفاوتی در رفاه یا سایر روابط در مقایسه با سایر خانواده ها گزارش نداده اند.
سومین دیدگاه بر تقدم روابط تنی با دو والد تاکید دارد. بر اساس این دیدگاه می توان انتظار داشت که خانواده های تک والدی ، والد ناتنی و فرزند خوانده در مقایسه با خانواده هایی که دو والد متاهل که با فرزندان تنی خود زندگی می کنند، ناقص هستند. یافته های تحقیقی حمایت محدودی برای این دیدگاه ایجاد می کند.
دیدگاه چهارم اهمیت فرایند های خانواده در همه ساختار های خانواده را بیان می کند و بیان می کند که ساختار خانواده در پیش بینی رفاه و کیفیت روابط و میزان مهرورزی و کیفیت روابط نسبتاً غیر مهم است.
پیشگفتار
مهر و محبت یکی از برترین و باارزش ترین گوهرهای وجودی انسان بوده و مهروزی اساس شکل گیری و انسجام جوامع انسانی را تشکیل می دهد. در سایه ی مهر و محبت انسان ها روابط سالم با یک دیگر برقرار کرده و امکان پیشرفت جامعه ی خود را فراهم می آورند. بدون شک وجود مهر و محبت در یک جامعه اطمینان و اعتماد افراد به یک دیگر را افزایش داده و با کاهش تنشها و مشکلات ناشی از آن، تمام توان انسان صرف نیکوکاری و پرداختن به همنوعان خواهد شد.
وجود مهر و محبت و مهرورزی در یک خانواده از مهمترین ویژگی های یک خانواده ی موفق و سالم می باشد. برقراری روابط محبت آمیز بین والدین و همچنین بین والدین و فرزندان و بین فرزندان با یکدیگر می تواند اطمیانی برای پیشرفت کودکان باشد. چرا که کودکان در سایه ی مهر و محبت می توانند جدای از استرس ها وتنشها و نگرانی ها به فعالیت پرداخته و استعداد های خود را شکوفه کنند. با توجه به اهم مهروزی و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، این تحقیق به بررسی این موضوع پرداخته است.
1- اهداف
بدون شک خانواده، مهمترین و بینیادی ترین نقش را در شکل گیری افکار، عقاید، نگرش ها، رفتار، شخصیت و نحوه ی زندگی و عملکرد هر فرد دارد. اولین و مهمترین آموزشهایی که به هر یک از افراد بشر در طول تاریخ داده شده است در درون خانواده شکل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولین آموزگاران بشریت، منش ها و اخلاق را به کودک آموخته اند و شخصیت او را تا حد زیادی شکل داده اند. افرادی که در کودکی از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمایت خانواده توانسته اند به یک جهانبینی دقیق و صحیح دست یابند و مراحل پیشرفت را طی کرده، باعث ترقی جامعه ی خویش شوند.
مهر و محبت خانواده و تاثیر آن بر پیشرفت فردی و اجتماعی و همچنین تاثیر خانواده در گسترش مهرورزی و تمایل افراد برای ابراز محبت، موضوعی است که در این پژوهش مورد نظر بوده است.
بدون شک ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یک موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یک فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شکل های مختلفی بروز نماید که مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد. باید توجه داشت که ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت که معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می کند مواردی را که به صورت غیر آشکار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشکل دار در میزان ابراز محبت و بالعکس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.
2- پیشینه ی تحقیق
ارتباط بین ساختار خانواده و پیامدهای اخلاقی و رفتاری وهمچنن نحوی تاثیر این ساختارها بر نوع زندگی آینده ی افراد جوان زیاد مورد سوال قرار نگرفته است (McLanahan & Sandefur, 1994; Wu, Cherlin, & Bumpass, 1997). برای بررسی میزان تاثیر عوامل مختلف روحی روانی و یا مادی خانواده بر روی فرزندان میتوان از مقایسه ی ساختارها ی مختلف خانواده گی و تاثیر این ساختار ها استفاده نمود. بررسی ها نشان داده که خانواده های تک والدی یعنی خانواده هایی که یکی از والدین (پدر یا مادر) با انها زندگی نمی کنند می تواند ارتباط زیادی با رفتار های مشکل دار جوانان داشته داشته باشد (Dornbusch et al., 1985; Steinberg, 1987). (البته باید توجه داشت که در زندگی بسیار پیچیده ی انسان عوامل و شرایط بسیار متنوعی دخالت دارند که می توانند این نتایج را دگرگون کنند اما در یک جامعه ی آماری می توان تا حدود زیادی احتمال تاثیر هر موضوع را بررسی کرد.) همچنین این نوع ساختار تک والدی خانوادگی ارتباطی تگاتنگ با مشکلاتی مانند استفاده جوانان از مواد مخدر، الکل و تنباکو (Covey & Tam 1990; Stern, Northman, & Van Slyck, 1984)، خود باوری پایین (Parish, 1991)، ترک مدرسه (Astone & McLanahan, 1991)، سن پایین در هنگام ترک خانه (Goldscheider& Goldscheider, 1993) و فعالیت جنسی زود هنگام (Tornton & Camburn, 1987; Wu. 1996) داشته است.
به این علت که والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های تئوریک که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری.
3- روش تحقیق
با توجه به گسترده بودن اطلاعات و تحقیقات انجام شده در جنبه های مختلف خانواده و اهمیتی که این موضوع در دنیای امروزی دارد، می توان از مقالات علمی جدید برای بهبود روابط خانواده و ارتقاء سطح کیفیت روابط خانواده گی استفاده کرد. وجود اطلاعات و مقالات بی شمار در زمینه ی خانواده باعث می شود، تفکیک یک موضوع خواص و بررسی دقیق آن احتیاج به جمع آوری تعداد بسیار زیادی از این گونه مقالات علمی داشته باشد. از این رو در این تحقیق از تعداد 28 منبع علمی جهت تکمیل اطلاعات استفاده شده است. این تحقیق به روش کتابخانه ای انجام شده است و از مجلات علمی مختلف استفاده شده است. این مقالات بیشتر از کتابخانه های دانشگاه تهران و تربیت مدرس و همچنین از سازمان ملی جوانان تهیه شده و بعد از مطالعه دقیق آنها موضوعاتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مهرورزی ارتباط داشته است انتخاب شده. موضوعات دسته بندی شده و بعد از تکمیل آنها و بیان دیدگاه ها نتیجه گیری در مورد موضوع بیان شده است.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 230 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
چکیده:
در این تحقیق سعی شده است به این سؤالات پاسخ داده شود که در گذر از فضای دولتی حاکم بر صنعت بیمه کشور به سمت فضای رقابتی و به بیان دیگر گسترش خصوصی سازی و فراهم نمودن عنوان زمینه های آزادسازی در این صنعت، ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری های شرکت های بیمه ای، به چه نحو تغییر پیدا خواهد کرد. در این تحقیق فرض بر این است که آزادسازی و تسهیل مقررات به منظور حضور شرکتهای بیمه خصوصی فراهم می باشد و ما بدنبال تغییرات در ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری ها می باشیم.
در این پژوهش پس از بیان مفاهیم خصوصی سازی و اهداف آن، خلاصه ای از عملکرد شرکتهای بیمه دولتی ایران، البرز، آسیا و دانا را بررسی کردیم و همچنین به بررسی تجارت خصوصی سازی در کشورهای منتخب پرداختیم.
و نیز در ترکیب سرمایه گذاری ها پس از خصوصی سازی تلاش در جهت کاهش سرمایه گذاری به صورت موجود نزد بانکها، سرمایه گذاری در طرحهای پر بازده، عدم علاقه به سرمایه گذاری دولتی، علاقه به سرمایه گذاریهای خویش فرما، عدم علاقه به خرید اوراق مشارکت دولتی و علاقه به حضور پررنگتر در بورس دیده می شود.
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات
1-1)عنوان تحقیق............................. 2
2-1)بیان مسأله.............................. 2
3-1)اهمیت انجام تحقیق....................... 4
4-1)اهداف تحقیق............................. 5
5-1)سؤالات تحقیق............................. 6
6-1)فرضیه های تحقیق......................... 6
7-1)روش انجام تحقیق......................... 6
8-1)روش جمع آوری اطلاعات..................... 6
9-1)محدودیت های تحقیق....................... 7
10-1)سازماندهی مطالب........................ 7
فصل دوم: ادبیات خصوصی سازی با رویکرد صنعت بیمه
1-2)مقدمه................................... 10
2-2)تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه........... 10
3-2)مکاتب اقتصادی و جایگاه بخش خصوصی........ 13
4-2)اهداف خصوصی سازی........................ 16
الف-کاهش حوزه فعالیت بخش دولتی.............. 17
ب-انتقال مالکیت و کنترل اقتصادی............. 18
ج)افزایش کارایی............................. 18
د)کاهش کسر بودجه و بدهی های مالی............ 19
ه)تعدیل سوبسیدها و اختلال قیمت ها............ 19
ز)افزایش رقابت.............................. 20
ح)ایجاد دلبستگی و علاقه در شاغلین شرکت ها.... 21
ط)گسترش بازار سرمایه........................ 21
ی)تأمین منافع مصرف کنندگان.................. 21
5-2)مراحل خصوصی سازی و ملاحظات مربوط به آن... 22
6-2)خصوصی سازی صنعت بیمه آثار اقتصادی خصوصی سازی صنعت 24
الف)نقاط ضعف صنعت بیمه...................... 25
ب)نقاط قوت صنعت بیمه........................ 26
ج)فرصت های خصوصی سازی....................... 26
د)تهدیدهای خصوصی سازی....................... 28
7-2)انواع مقررات نظارت بر شرکتهای بیمه ای... 30
الف- مقررات نظارت بر توانگری مؤسسات بیمه ای. 30
ب)مقررات نظارت بر بازار..................... 31
8-2)ضرورت نقش نظارتی بیمه مرکزی در شرایط خصوصی سازی صنعت بیمه 31
9-2)روشهای خصوصی سازی و بیان مشکلات عملیاتی صنعت بیمه کشور 32
الف)عرضه سهام واحد به بخش خصوصی............. 33
ب)فروش دارایی های واحدی دولتی............... 33
ج)ادامه روند شرکت های بیمه دولتی............ 35
11-2)مشارکت بخش خصوصی خارجی و نحوه فعالیت آنان در داخل کشور(مورد صنعت
بیمه)....................................... 43
12-2)تجربه چند کشور منتخب در امر خصوصی سازی با رویکرد صنعت بیمه 43
الف)تجزیه خصوصی سازی بیمه انگلستان.......... 43
ب)تجربه خصصی سازی بیمه در سری لانکا.......... 44
ج)تجربه خصوصی سازی بیمه در شیلی............. 47
د)تجربه خصوصی سازی بیمه در مصر.............. 49
هـ)تجربه خصوصی سازی بیمه در هند............. 51
13-2)نتیجه گیری............................. 53
فصل سوم: پیدایش صنعت بیمه و آثار اقتصادی آن
1-3)مقدمه................................... 56
2-3)پیدایش بیمه............................. 56
3-3)مفهوم بیمه.............................. 57
4-3)تقسیم بندی بیمه ها و اصول حاکم بر آنها.. 59
5-3)تفاوت مؤسسات بیمه اجتماعی و بیمه بازرگانی 62
الف-محاسبات حق بیمه......................... 62
ب-بیمه اتکائی............................... 62
ج-مقررات حقوقی.............................. 63
د-جنبه اختیاری بودن......................... 63
ه-تحصیل سود................................. 64
6-3)سیر تحول بیمه در جهان................... 64
الف)تاریخچه بیمه دریایی (باربری)............ 65
ب)تاریخچه بیمه آتش سوزی................. 66
ج)تاریخچه بیمه عمر...................... 67
د)تاریخچه بیمه حوادث.................... 68
7-3)نتیجه گیری.............................. 71
فصل چهارم: بررسی عملکرد شرکتهای بیمه دولتی و خصوصی در ایران
1-4)مقدمه................................... 71
2-4)معرفی نسبت های مالی و معیارهای سنجش عملکرد در تجزیه و تحلیل صورت های
مالی........................................ 71
3-4)تجزیه و تحلیل نسبت های مالی شرکتهای بیمه 76
4-4)بررسی عملکرد شرکتهای بیمه داخلی......... 78
5-4)نتیجه گیری.............................. 81
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات............ 83
1-5)خلاصه.................................... 83
2-5)نتیجه گیری.............................. 84
3-5)پیشنهادات............................... 87
1-1)عنوان تحقیق: بررسی آثار و پیامدهای خصوصی سازی صنعت بیمه بر
ساختار دارایی و سرمایه گذاری های شرکت بیمه
2-1)بیان مسئله:خصوصی سازی سیاسی اقتصادی در راستای ایجاد تعادل میان دولت و دیگر بخش های اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل، افزایش کارآیی، افزایش سرمایه گذاری و بطور کلی برای نیل به اهداف مختلف اقتصادی می باشد. در یک دیدگاه کلی خصوصی سازی صنعت بیمه فرآیندی در جهت نیل به وضعیت تعادلی در فعالیت های بیمه ای بخش دولتی با ساز و کار بازار است. می توان ادعا نمود که سهم گسترده ای از فعالیت های بیمه ای در ایران در اختیار شرکت های با ساختار دولتی می باشد. در حالت دولتی، علاوه بر معیار سود که مورد توجه بخش خصوصی است به منافع اجتماعی فعالیت های اقتصادی نیز توجه می شود. با این توصیف اگر شرکتهای بیمه دولتی با ساختار فعلی بخواهند به شکل خصوصی درآیند بالطبع مدیریت سرمایه گذاری های این شرکت کاملاً متفاوت از حالت دولتی خواهند بود.
در این پژوهش سعی بر این است که بهترین ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه در حالت خصوصی مشخص گردد. مؤسسات بیمه ای در قبال اطمینان خاطری که به مشتریان خود می فروشند مبالغی را از آنها دریافت می دارند و این مبالغ تا زمانی که یکی از مشتریان دچار حادثه ای نشده باشد نزد شرکتهای بیمه باقی میماند.
لذا همواره وجوه هنگفتی از حق بیمه های فروخته شده نزد آنان باقی می ماند. طبق آمار میانگین موجودی و سپرده های بانکی مؤسسات بیمه طی سالهای 71-61 بالغ بر 60% بوده است. بدین معنا که بیش از 60% موجودی نزد مؤسسات بیمه ای به هر علتی به صورت حسابهای جاری و یا پس انداز به سیستم بانکی سپرده می شود که غالباً به آنها سودهای بسیار اندک تعلق می گیرد. از طرف دیگر ساختار دولتی، شرکتهای بیمهای را موظف به خریداری اوراق قرضه ای می کند، اغلب هیچ بهره وری به آنها تعلق نمی گیرد. در بهترین حالت شرکتهای بیمه ای قادر به سرمایه گذاری در سهام سایر شرکتها هستند که در این حالت، هم سود اندکی پس از کسر مالیات به آنها تعلق می گیرد. و هم نتوانسته اند نقش مهمی در بازار سرمایه از حیث سرمایه و سرمایه گذاری داشته باشند.
ورود شرکت بیمه ای خصوصی که از مدیریت دارایی ها و سرمایه گذاری های مستقل بهره مند هستند بر حجم سرمایه گذاری ها و عملیات در بازار سرمایه مؤثر خواهد بود به طوریکه نحوه تخصیص وجوه از طریق شرکتهای بیمه خصوصی تجربه ای مفید برای شرکتهای بیمه دولتی محسوب می گردد. و این قبیل شرکت برای ادامه حیات خود در شرایط رقابتی ایجاد شده، نیازمند به یک بازنگری کلی در چگونگی تخصیص وجوه در دسترس خود و تعهد پرداخت های آینده خواهند بود.
3-1)اهمیت انجام تحقیق: توجه به روند خصوصی سازی در کشورهای در حال توسعه بیانگر آن است که این کشورها همانند کشورهای توسعه یافته صنعتی در دوران خاصی از رشد خود یعنی دوره خیز اقتصادی، نیازمند دخالت مقتدرانه دولت هستند. در این دوران دولت ها با سرمایه گذاری در بخشهای غیر سودآور ضروری و لازم جهت حیات اجتماع، رفاه جامعه را تأمین می کند و زمینه لازم برای ایجاد ثبات و امنیت اجتماعی که خود شرط لازم برای جذب سرمایه گذاری ها می باشد را ایجاد می کند. در بیشتر کشورهای در حال توسعه بدلیل ضعف ساختار دولتی و ضعف عمومی ساختار اقتصادی، دولت ها نمی توانند سیاست های خصوصی سازی و تقویت بخش خصوصی را به درستی و با نتایج منطقی به انجام برسانند. در کشور ما نیز به عقیدة کارشناسان، نبود زمینه های مناسب فرآیند خصوصی سازی، اجرای آن را در مراحل مختلف دچار مشکل نموده است.
اما در عین حال متوجه می شود که افزایش رقابت و کارآیی اقتصادی و استفادة بهینه از منابع تولیدی و از این طریق رسیدن به رشدهای بالاتر اقتصادی مستلزم خصوصی سازی صنایع کشور است.
صنعت بیمه کشور به عنوان یکی از نهادهای مالی کشور جایگاه ویژه ای را در پروسه خصوصی سازی داراست به طوری که عملکرد کارایی این صنعت در تخصیص وجوه در دسترس آن، محرک سایر بخشهای اقتصادی خواهد بود در واقع وجوه اندکی که توسط بیمه گذاران به شرکت های بیمه ای سرریز می شود، مبالغ هنگفتی را تشکیل میدهند که چرخهای بزرگ اقتصادی را به گردش در می آورند، دولتی بودن مدیریت و مالکیت شرکتهای بیمه ای ایران و عوامل غیر انگیزش سبب شده است که سهم عمده ای از این وجوه با نرخ سودهای اندک، به سیستم بانکی منتقل می شود. همنچنین بدلیل آماده نبودن بسترهای لازم نمی توان مستقیماً اقدام به خصوصی کردن شرکتهای بیمه ای دولتی نمود.
در این شرایط عملیاتی کردن ورود شرکت های بیمه ای خصوصی و میدان دادن به این شرکت و کمک به ایجاد فضای رقابتی سالم بین شرکتهای بیمه خصوصی و دولتی بر ساختار دارایی و سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه دولتی مؤثر واقع می شود و نقش صنعت بیمه را در کنار دو بازار بورس و بانک که رئوس مثلث مالی هر جامعه را تشکیل می دهند، پر رنگ خواهد نمود.
4-1)اهداف تحقیق:هدف از انجام این تحقیق، یافتن یک ترکیب بهینه دارایی و سرمایه گذاری در حالت خصوصی شرکت های بیمه است. اصلی ترین هدف این تحقیق، ارائه یک نوع مدیریت سرمایه گذاری در شرکتهای بیمه ای که خصوصی شدهاند جهت ارائه راهکاری که ریسک را کاهش و بازده را به حداکثر برساند، عدم توجه به جنبه های خصوصی سازی می تواند عواقب نامطلوبی به دنبال داشته باشد به طوری که مزایای اقتصادی آن را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین به جهت یافتن یک طرح کامل و همه جانبه در خصوصی سازی صنعت بیمه توجه به تجربه خصوصی سازی بیمه در سایر کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نیز توصیه می گردد.
5-1)سؤالات تحقیق: 1)تغییراتی که در ساختار دارایی و سرمایه گذاری شرکتهای بیمه در گذر از شکل دولتی به خصوصی لازم است تا در حد رقابتی در حالت خصوصی بازدهی مناسب داشته باشند کدامها هستند؟
2)چه تغییراتی در ساختار سرمایه گذاری شرکتهای بیمه جهت بازدهی مناسب پس از ورود به فضای خصوصی سازی لازم است؟
6-1)فرضیه های تحقیق:1)ترکیب سبد دارایی شرکتهای بیمه در گذر از شکل دولتی و خصوصی تغییر می کند.
2)نرخ بازده سرمایه گذاری های شرکت های بیمه در گذر از شکل دولتی به خصوصی افزایش می یابد.
7-1)روش انجام تحقیق:روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های تحقیق آزمون t تک نمونه می باشد.
که به منظور آزمون، یک فرضیه در خصوص میانگین جامعه انجام می شود.
رد یا قبول کردن فرضیه های تحقیق با مشخص شدن دامنه قابل قبول و دامنه غیر قابل قبول تحلیل پرسشنامه تنظیم شده صورت می پذیرد. تجزیه و تحلیل اطلاعات پرسشنامه به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت و کلیة اطلاعات استنباطی از طریق این نرم افزار استخراج می گردد.
8-1)روش جمع آوری اطلاعات:به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه های تحقیق، پرسشنامه ای در قالب 24 سؤال تنظیم شد که در سطح مدیران ارشد شرکتهای بیمه ای دولتی و خصوصی توزیع گردید.
همچنین تهیه اطلاعات مربوط به نسبت های مالی و عملکرد شرکتهای بیمه خصوصی منتخب خارج کشور به کمک اینترنت و یا مراجعه به کتابخانه و پژوهشکدة بیمة مرکزی صورت پذیرفت.
1-9)محدودیت های تحقیق:محدودیت های انجام این تحقیق غالباً از منبع جمعآوری اطلاعات بوده است. اگرچه سعی بر این بوده است که پرسشنامه تنظیم شده بین کلیة مدیران ارشد توزیع گردد، اما پس از جمع آوری آنها مشخص شد تنها که تعدادی از پرسشنامه ها مفید بوده اند. همچنین آمارهای مربوط به عملکرد شرکتهای بیمه خارجی به راحتی قابل تهیه نیست و لذا در بخش آمارهای بیمه گران خارجی، آمار ارائه شده چندان با شرکتهای بیمه داخلی قابل مقایسه نیست.
10-1)سازماندهی مطالب:مطالب مندرج در این پژوهش در 5 فصل به شرح زیر سازماندهی شده است.
در فصل اول پس از بیان تعریف مسأله و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، هدف از انجام تحقیق حاضر بیان شده است و در این راستا سؤالات و فرضیات مرتبط با موضوع تحقیق عنوان گردیده است.
بدلیل آنکه موضوع این رساله به خصوصی سازی در صنعت بیمه مرتبط است لذا در فصل دوم ابتدا به بیان مفاهیم و تعاریف مرتبط با خصوصی سازی پرداخته شده است و سپس مفاهیم خصوصی سازی در صنعت بیمه مورد بررسی قرار گرفته است و پیرامون نقش نظارتی بیمه مرکزی در جریان خصوصی سازی، مشارکت بخش خصوصی داخلی و خارجی در خصوصی سازی و مشکلات عملیاتی خصوصی سازی در صنعت بیمه توضیحاتی ارائه گردیده است.
فصل سوم این رساله به بیان تاریخچة پیدایش بیمه در جهان و ایران می پردازد و در ادامه به بیان آثار اقتصادی و اجتماعی عملکرد صنعت بیمه پرداخته شده است. فصل چهارم در این فصل پس از معرفی نسبتهای مالی و معیارهای سنجش عملکرد شرکتهای بیمه به بررسی عملکرد شرکتهای بیمه داخلی پرداخته شده است.
فصل پنجم رساله در ابتدا خلاصه ای از آنچه در فصول گذشته انجام شده را بیان میکند و سپس به طور کلی نتایج تحلیل پرسشنامه را تشریح می کند و سپس پیشنهاداتی در خصوص چگونگی مشارکت بخش خصوصی در صنعت بیمه کشور و چگونگی نظارت نهادهای قانونی در این امر ارائه می گردد تا از این طریق موجبات افزایش بازده سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه ای و متعاقباً افزایش نرخ رشد بازده اقتصادی کشور حاصل گردد.
1-2)مقدمه
خصوصی سازی یکی از دهها سیاست عمده دولت ها در جهت نیل به وضعیت مطلوب اقتصادی کشورها است که خصوصی سازی بیمه به عنوان یکی از راهکارهای اساسی در رسیدن به وضعیت مطلوب در این صنعت شناخته شده است. برای درک بهتر فرآیند خصوصی سازی صنعت بیمه برآنیم تا در این فصل به ادبیات خصوصی سازی با دیدگاه صنعت بیمه بپردازیم. مرحله اول این فصل تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه است که این مهم را از دید اقتصاددانان بررسی می نماییم و بطور خلاصه به بررسی نظر مکاتب عمده مورد خصوصی سازی مانند مکتب کلاسیک و مکتب افزایشی مکتب کیفری و نئوکلاسیک و پول گرایان و ساختار گرایان می پردازیم.
2-2)تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه
دیدگاه کلی خصوصی سازی صنعت بیمه فرآیندی است در جهت نیل به وضعیت تعادلی در ملیتهای بیمه ای بخش دولتها با ساز و کار بازار.
در خصوصی سازی بهینه می توان به مواردی مانند افزایش کارایی شرکتهای بیمه، هدایت پس انداز خانوارها به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی، توسعه بازار سرمایه در اقتصاد کشور، گسترش مالکیت در بخش خصوصی، مشارکت وسیع مردم در فعالیتهای اقتصادی، کاهش درجه انحصار و افزایش رقابت بین شرکتهای بیمه ای اشاره نمود. البته نتیجه تمام موارد فوق الذکر نیل به توسعه اقتصادی پایدار و افزایش سطح رفاه اقتصادی جامعه است. با بررسی تجارت کشورهای دیگر در امر خصوصی سازی مشاهده می شود که اتخاذ سیاستها و تصمیم های مقطعی و شتابزده سبب رکود و یا توقف روند خصوصی سازی شده است. و بنابراین موقعیت کامل در رسیدن به اهداف خصوصی سازی مستلزم یک برنامه ریزی جامع و پیگیری بلند مدت و با ثبات است.
آنچه که در روند خصوصی سازی صنعت بیمه کشور مهم به نظر می رسد شناخت ظرفیتهای بالقوه بیمه ای کشور است. همچنین در کنار این مهم بررسی تجارت کشورهایی با ساختار اقتصادی مشابه در امر خصوصی سازی بی تأثیر نخواهد بود. اگرچه بحث خصوصی سازی در ادبیات جدید اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است اما اقتصاددانان و مراجع ذینفع تعاریف گوناگونی از آنها ارائه می دهند که در ادامه به طور مختصر به برخی از آن تعاریف اشاره می شود.
بیس لی ولیتل چایلد خصوصی سازی را وسیله ای برای بهبود عملکرد فعالیتهای اقتصادی صنایع از طریق افزایش نقش نیروهای بازار می داند البته در صورتی که حداقل 50 درصد سهام دولتی به بخش خصوصی واگذار گردد.
ولجانوفسکی اینگونه خصوصی سازی را تعریف نمود است: انجام فعالیتهای اقتصادی توسط بخش خصوصی یا انتقال مالکیت دارایی ها به بخش خصوصی.
تعریف شوارتز: خصوصی سازی بدین شرح است: خصوصی سازی به معنای بوجود آوردن نظام اقتصادی جدید بر اساس بازار و در نتیجه دگرگونی و تحول در ابعاد مختلف اقتصادی می باشد: این دانشمند خصوصی سازی را برای کشورها با اقتصادی متمرکز فراتز از انتقال مالکیت و تعدیل در مقررات می داند که در تعریف خود به آن اشاره داشته است.
هندرسون خصوصی سازی را فروش مجوز تولید کالا و خدماتی که پیش از آن در اختیار دولت بوده به بخش خصوصی تعریف می کند.
باس (BOS) معتقد است که خصوصی سازی نشانه تعالی تفکر سرمایه داری و اعتماد به کارایی بازار در مقابل عدم اطمینان به کارایی بخش عمومی می باشد.
تامپسون معتقد است واژه خصوصی سازی روشهای متعدد و مختلفی برای تعمیر رابطه بین دولت و بخش خصوصی را شامل می گردد که از آن جمله زدملی کردن، فروش دارائی های متعلق به دولت، مقررات زدایی و یا حذف ضوابط محدود کننده و معرفی رقابت در انحصارهای دولتی و یا واگذاری تولید کالاها و خدماتی که توسط دولت اداره و تأمین مالی می شوند به بخش خصوصی هستند.
فرانک لیوسی، تعریف نسبتاً جامعی از خصوصی سازی بیان داشته است: خصوصی سازی به انتقال منابع و فعالیتهای اقتصادی از بخش عمومی به بخش خصوصی به عنوان یک سیاست کلی دولت اشاره دارد.
همچنین در دو دیکشنری اقتصادی اکسفورد و مک میلان تعاریف مختلفی برای خصوصی سازی ذکر شده: دیکشنری اکسفورد خصوصی سازی را انتقال مالکیت و کنترل دارایی ها و یا مدیریت آنها که قبلاً در اختیار بخش دولتی بوده به بخش خصوصی می داند بطوریکه آن اموال می تواند متعلق به دولت مرکزی و یا مراکز دولت منطقه ای باشد.
دیکشنری اقتصادی مک میلان خصوصی سازی را طیف وسیعی از سیاستها از قبیل فروش اموال دولتی تا واگذاری خدمات بخش عمومی مانند جمع آوری زباله به بخش خصوصی اطلاق می کند.
با توجه به تعریف فوق می توان فهمید که از دیدگاه هر دانشمند خصوصی سازی جنبههای متفاوتی را شامل می شود؛ اما آنچه که در کل از خصوصی سازی قابل برداشت است، خصوصی سازی در واقع کوچک کردن نقش دولت در اقتصاد و گرایش و حرکت به سوی اقتصاد و بازار است به بیان دیگر واجد شرایط بازداری کردن و باز نمودن درهای یک مؤسسه اقتصادی عمومی به روی نیروهای بازاری است. فرآیند باز شدن درها به مقدار قابل ملاحظه ای به سیاستهای کلی دولت و مقررات زدایی و ایجاد زمینه های آزادسازی مربوط است.
3-2)مکاتب اقتصادی و جایگاه خصوصی
در این قسمت از پژوهش به بررسی تحلیل و تحولات فکری، مکاتب و نظامهای اقتصادی در خصوص بخش خصوصی می پردازیم توضیح داده می شود که برخی مکاتب صرف حضور بخش خصوصی در اقتصاد را کافی می دانند و برخی دیگر صرفاً با دولتی کردت فعالیتها موافق هستند، البته گروهی هم این دو بخش دولتی و خصوصی را مکمل یکدیگر می دانند.
بعضی از این مکاتب عبارتند از مکتب کلاسیک، اتریشی، کینزی، نئوکلاسیک، پول گرایان، مکتب ساختار گرایان که در اینجا به توضیح برخی از آنها می پردازیم:
مکتب کلاسیک:وظیفه اصلی دولت را صرفاً در تأمین امنیت، عدالت و امور عمومی محدود می کند، آدام اسمیت عدم دخالت دولت در اقتصاد را سبب افزایش رقابت و کارایی در اقتصاد می داند. وی معتقد است مکانیزم آزاد و بدون مانع بازار سبب نیل به بالاترین سطح درآمد می شود و هرگونه سیاست اقتصادی دولت به منظور تأثیرگذاری بر میزان و ترکیب سرمایه گذاری ها هدف حداکثر سازی درآمد را مختل می کند. آدام اسمیت خود به بسیاری از کاستیها و نقایص بازار از جمله انحصار، تبعیض ها، تبانی در قیمت ها، توزیع نابرابر امتیازها و کاستیها در تضمین و اجرای عدالت اجتماعی متعارف بوده است. او لزوماً به این نتیجه نرسید که دخالت دولت در این موارد بر آزادی طبیعی ارجحیت دارد.
مکتب اتریشی:حضور دولت در اقتصاد به عنوان یک ابزار جهت فراهم آوردن زمینههای لازم جهت خصوصی سازی و رقابت توجه شده است. اگرچه رقابت کامل مورد توجه این مکتب نیست پیروان این مکتب بر اساس اصول ذکر شده خود، تفکر مبتنی بر اقتصاد رقابتی و تصمیم گیری فردی را اساس ظهور خلاقیت و پیدایش اختراعات و ابداعات دانسته و در نتیجه اقتصاد متمرکز را بدون انگیزه و علت کاهش دارائی های واحد اقتصادی دولت می داند، از این دیدگاه مطلب بازار رقابتی با بازار مبتنی بر تصمیم گیری های فردی انگیزه لازم برای خلق فعالیتهای نوآورانه و ابتکاری را فراهم می سازد که نتیجه آن شکوفایی اقتصاد و افزایش رفاه ملی خواهد بود؛ البته تمام پیروان مکتب اتریشی چه یک حد لیبرال نبوده اند و انعطاف پذیری نسبت دخالت دولت در امور اقتصادی در بین پیروان این مکتب یکسان نبوده.
با استفاده از موقعیتی که بحران مالی سال 1929 میلادی بوجود آورد حضور دولت در اقتصاد عاملی جهت کنترل نظام سرمایه داری و لیبرال معرفی شده و سبب پیدایش مکتب کنزی شد.
کنز علت اصلی رکود و بیکاری فزاینده در آن مقطع را نارسائی های مکانیزم بازار و نظام سرمایه داری معرفی نمود و اتخاذ سیاستهای بودجه ای و مالی توسط دولت را راه حل این معضل می دانست. در واقع طرفداران این مکتب موافق دخالت بخش عمومی به طور عمده در فعالیتهای اقتصادی هستند و نظریه های شکست بازار را بیان میدارند.
در مکتب نئوکلاسیکها برای دولت نقش دوگانه ای لحاظ شده است، بدین صورت که برخی پیروان این مکتب اگرچه دخالت دولت در اقتصاد را به منظور انجام وظائف متعارف خود لازم می دانند. از طرف دیگر معتقدند که دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی موجبات پیدایش پدیده رانت طلبی می شود لذا این مکتب بهترین گزینه جهت از بین بردن رانت طلبی را محدود به دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی به گونه ای که تنها حامی بخش غیر دولتی باشد.
پیروان مکتب پول گرایی:مخالف دولت بزرگ و دخالت دولت در اقتصاد بشمار میآیند آنها معتقدند علت اصلی بحران های سال 1929 نارسایی نظام لیبرال و سرمایه داری نبوده است بلکه ناشی از موانع و محدودیت هایی بوده که دولتها ایجاد کرده بودند و عملکرد آزاد قوانین بازار و ابزار درونی نظام لیبرال را مختل کرده بودند آنان معتقد بودند که پایداری از خصایص ذاتی بخش خصوصی است و رها کردن اقتصاد به حال خود پایدارتر از هنگامی خواهد بود که دولت در آن مداخله کند اما ساختار گرایان و مکتب آنان قطب مخالف نئوکلاسیکها در رابطه با رفتار و مکانیزم بازار هستند و با دخالت برنامه ریزی شده است در امور اقتصادی موافق هستند. طرفداران این مکتب اساساً برای دولت نقش تأمین کننده کالا و خدمات عمومی و توزیع عادلانه درآمد را در نظر گرفتند. لذا حضور دولت در اقتصاد از نظر پیروان این مکتب به عنوان ابزاری جهت ایجاد انعطاف پذیری ساختاری بویژه برای کشورهای جهان سوم معرفی گردیده است البته شاید بتوان نقش دولت حامی و دولت مولد را منظور هواداران این مکتب در نظر گرفت.
بنابراین مشاهده می شود در همه مکاتب فوق بجز مکتب کنز حضور دولت در اقتصاد را یا علت اصلی کاهش دارائی شمرده و یا محدود به انجام وظائف متعارف خود و البته برنامه ریزی شده می داند.
4-2)اهداف خصوصی سازی
در هر کشوری با توجه به سیستمهای اقتصادی متفاوت حاکم در جوامع، خصوصی سازی ابزاری است که اهداف متعارف را پیگیری می کند. بطوریکه در کشورهایی که دارای نظام و اقتصاد متمرکز و دستوری خصوصی سازی اهداف اولیه ای نظیر معرفی اقتصاد آزاد افزایش کارایی اقتصادی و گسترش درآمدهای دولتی را دنبال می کند. ناگفته پیداست که اهداف فوق الذکر نیازمند تعمیرات ساختاری مهم در چنین اقتصادهایی نظیر تعمیر در مدیریت و سازماندهی و آموزش نیروی کار ماهر و فراهم آوردن ارز لازم می باشد، تا نظام های کشور به کلی متحول گردد و مؤسسات و سازمانها و نهادهای وابسته به دولت به تدریج حذف و مکانیزم بازار جایگزین آن میشود.
در کشورهای جهان سوم خصوصی سازی واکنشی به گسترش حوزه فعالیتهای دولتی و اقدامی جهت ایجاد شتاب در فرآیند توسعه اقتصادی است. بطوریکه خصوصی سازی فرصتی مناسب برای پویا نمودن اقتصاد شمرده می شود.
اهداف خصوصی سازی در این نوع کشورها گسترش بازارهای مالی، افزایش کارایی و بازدهی تولید و افزایش کمیت کالاها و خدمات ارائه شده و مواردی از این قبیل میباشد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 130 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 60 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: شخصیت انسانی ومعنی جوان
بخش اول: هویت یابی 2
بخش دوم: معنی جوان ونوجوان 4
درباره جوان 5
فصل دوم: بلوغ روانی واجتماعی جوان
بخش سوم: بلوغ روانی وجنسی جوان 7
رشد اجتماعی 10
فصل سوم: بررسی مشکلات سنی
بخش چهارم: بررسی مشکلات سنی 12
بخش پنجم: مشکلات ونیازهای دوره ی جوانی ونوجوانی 14
افسردگی 16
اضطراب 18
بخش ششم: اعتیاد درجوانان
نقش شخصیت دراعتیاد 20
اعتیاد وموادمخدردرنوجوانان 22
بخش هفتم: آسیب های اجتماعی دررابطه با جنس مخالف
الگوپذیری ورابطه با جنس مخالف 25
آسیب های اجتماعی دختر وپسر 26
فصل چهارم: نقش خانواده
بخش هشتم: هنجارهایی درتربیت 29
روش پرورش جوانان ونوجوانان 29
نقش خانواده 32
برخوردهای نامطلوب 33
بخش نهم: توصیه های بهتر برای ارتباط باجوانان 35
نکته ای به والدین(رشد اجتماعی) 37
پدرها ومادر ها حتماً بخوانند 37
بخش دهم: آسیب ها وموانع اجتماعی
پسران ایرانی شغل می خواهند 40
ازدواج 42
فراردختران عواقب ومشکلات آن 45
آسیب های اجتماعی فرار پسران 50
جوانان دیروز 55
ضمائم 60
‹‹بخش اول››
هویت یابی
(یکی ازوظایف مهم درتعلیم وتربیت یک نسل، یاری دادن آن برای یافتن هویت خویش است . روان شناسان، دوره نوجوانی یعنی حد فاصل بین 13 تا 18 سالگی را دوره حساسی برای یافتن هویت می دانند.درصورتی که نوجوان بتواند دراین مدت برای خویش تصویری رضایت بخش وامید آفرین بدست آورد، مراحل بعدی زندگی را با تعادل، پرشور وپرتحرک آغاز خواهد کرد. نوجوان درچنین وضعیتی قدم دردوره های جهانی خواهدگذاشت، به گونه ای که می داند چه می خواهد ومی داند که چه راهی پیش رو دارد وچه باید بخواهد. درصورت تحقق ناپذیری این هویت ، نوجوان دچار‹‹ آشفتگی نقش ›› خواهد شد. یعنی درمورد خود ونحوه رفتاری که می بایدداشته باشد ، دچار تردیدی می شود.درچنین صورتی، انتخاب یک الگوی مشخص برای او مشکل خواهد شد به همین لحاظ ممکن است هرچند صباحی، به رنگی وشکلی درآید.
درجوامعی که پیچیدگی وتنوع رفتاری، زیاد به چشم می خورد، الگوهای متعددی درمقابل نوجوان وجود خواهدداشت، که او را درانتخا ب یک یاچند الگو برای همانند سازی، یعنی انتخاب شیوه ای برای زیستن باالهام از آن الگوها، با مشکل مواجه می سازد.درجوامع ساده، مانند جوامع روستایی وعشایری، هویت یابی نوجوانان با مشکلات کمتری مواجه خواهد بود. دراین گونه جوامع معمولاً چند نوع شغل وشخصیت معدودبه منزله الگوهای قالبی درمقابل نوجوان قراردارند که نوجوان دربرخورد با مشکلات می تواندبا آنها همانند سازی کند. از این رو درجوامع ساده ایران به فراوانی با نوجوانان 14 یا 15 ساله ای روبرو می شویم که مانند مردان وزنان آن جامعه رفتار می کنند ودرجمع آنان وتقریباً همپای آنان رفتار کرده، اظهار نظر می کنند.
یکی از مسائل مهم درهویت یابی ، ‹‹ هویت یابی جنسی›› است.وقتی سخن از هویت یابی است، می باید نوجوان درمورد جنسیت خویش ونقش های مربوط به آن نیز به تصور روشنی دست پیدا کند. پسر باید به این نکته واقف شودکه مرد کیست وچه خصوصیاتی لازم است داشته باشد. دختر نوجوان نیز لازم است درمورد اینکه زن کیست وچه خصوصیاتی باید داشته باشد، به تصور روشنی باید برسد.)1
‹‹بخش دوم››
معنی جوانی ونوجوانی
مجموع فرازونشیب دوران زندگی بشر درسه مرحله خلاصه می شود: کودکی، جوانی، پیری.
جوانی منزل قوت ونیرومندی ایام زندگی است که از دوطرف محفوف به ضعف وناتوانی است ازطرفی ضعف ایام کودکی وازطرف دیگر ناتوانی دوران پیری.
بشردرپیمودن راه زندگی وطی کردن پستی ها وبلندی های آن مانند کوه نوردی است که یک روز دامنه ی فراز را می پیماید تاخود را به مرتفع ترین قله ی کوه برساند، وروز دیگر از دامنه ی نشیب عبور می کند تا با آخرین نقطه ی نزولی برسد.موقع پیمودن دامنه ی نماز، هرروزی که بروی می گذرد چشم اندازش وسیع تر می گردد، ونقطه ی تماشایی اش را بیشتر می بیند.
وقتی که برقله کوه قدم می گذارد به همه جا مسلط می شود وعالی ترین نازل را مشاهده می کنیم. برعکس موقع پیمودن راه نشیب، هرروزی که براو می گذرد چشم اندازش محدودتر می شود ونقاط تماشایی یکی پس ازدیگری پنهان می گردند تا بکلی همه مناظر زیبا از نظرش غائب می شوند. 1
درباره جوان
ایام جوانی رسیدن به مرتفع ترین وعالی ترین منازل زندگی است. دردیدگاه جوان مناظر زیبا وچشم اندازهای مطبوع ودل پسند، بسیار است. روح جوان لبریز از آمال وآرزو وسرشار از عشق وامید است.
ایام جوانی دوران درخشندگی وفروغ زندگی است. دوران سرور وشادمانی، دوران قوت وقدرت، دوران نشاط وامید، دوران کار وکوشش ودوران شور وهیجان.
علی علیه السلام فرموده اند: دو چیز است که قدر وقیمتشان را نمی شناسند مگر کسی که آن دو را ازدست داده باشد، یکی جوانی ودیگر تندرستی وعافیت است. در این حدیث علی علیه السلام نعمت جوانی را درردیف بزرگترین نعمت های الهی، یعنی صحت وسلامت آورده است وبه اندازه ای آنرا مجهول القدر دانسته که می فرماید تنها درموقع فقدان جوانی می توان به ارزش آن پی برد. 1
‹‹ بخش سوم››
بلوغ روانی وجنسی جوان
ازنقطه نظر روابط شخصی درخانه معمولاً سال های بین 12 تا 16 سالگی برای جوان ودیگر اعضای خانواده بسیار دشوار است. اغلب پدر ومادرها اوج این دوران را بین 13 تا 15 سالگی می دانند اما دراین دوره مشخصات به حد زیادی متغیر است. اولین تجلی تغییر جوان درخواست استقلال است. این مسئله دارای دامنه ی وسیعی است . نوجوان از کنترل وراهنمایی می رنجد و می خواهد درمورد خود فکر کند وچون فردی مستقل عمل نماید وآنچه را که نشان دهنده بچگی اوست می کند. آرزویش بزرگ جلوه کردن است. از قبول الگو ومعیار خانوادگی به عنوان تنها چیز قابل پذیرش سر باز می زند. درباره هر مطلب جزئی وبی ارزش زندگی روزانه به بحث می پردازذ. از 13 سالگی به بعد نوجوان می خواهد دوستان خویش را خود انتخاب کند. درانتخاب لباس اظهار رأی می کند درباره ی ضرورت وقت شناسی ودقت، زود خوابیدن، ظاهر تمیز، نظافت درمنزل، شرکت درکارهای عادی منزل و .... وهزاران مسئله ی روزمره که درهر خانواده بوجود می آید بحث کند مخصوصاً نسبت به هرچیزی که سبب تبعیض بین برادران وخواهران گردد زود رنج وآزرده خاطر می شود. نسبت به آزادی بچه های بزرگ تر رشک می برد واگر احساس نماید که والدین اجازه آزادی بیشتری به آنها می دهند حسادت می کنند ورنج می کشند. نوجوان وجوان درحال رشداحساس کینه ودشمنی می کنند اما درمورد بچه های کوچکتر معتقدند که والدین انها را بیشتر آزاد می گذارند وتوجه کمتری دارند. بنابراین جوان درگروه خانواده بین دو حد قرار گرفته واغلب احساس می کند که درخانواده مردود بوده ودرک نمی شود. بنابراین جوان مستعد پذیرش هستند واحساس می کنند همه سعی دارند کوشش واعمال آنها را جهت رسیدن به استقلال بی اثر کنند. تمام خانواده مایلند آنها را درهمان وضع نگه دارند. نوجوان از احساس اعتقاد به خود به دورند وبرای آنها درک هماهنگی حرکات با، سن وچگونگی تفاوتشان از دیگر مردم ویا احساس درستی یا نادرستی عملی مشکل است. هیجانات به علت تغییرات جسمی وروانی که جوان می گذراند، نامتعادل است. احساس جوان خیلی شدید است وهمیشه کاملاً جدی است. جوان مایل است تجربه جدید بیاموزد وسعی می کند زندگی را با دودست درچنگ گیرد.هنوز به مرحله ای نرسیده است که قادر باشد به آینده دور بنگرد. اما خواهان همه چیز درهمان لحظه است. بدون آنکه فکر کند، آیا آن لحظه برای آنچه که می خواهد درتحصیل آن بکوشد مناسب است یانه.
آنها کاملاً فاقد حضور ذهن هستند ومایلند به هرچیزی چون توپی درکنار دروازه حمله برند. یکی ازخواص آنها تمنای خلوص وصداقت برای خودشان ودیگران است. اما غالباً این تمنا منجر به بحث درباره ظرز تفکر آنها می شود که معمولاً سبب انتقاد می شود.
بزرگترها از آن چون نوعی گستاخی وبی تربیتی یا می کنند. یادآوریش خیلی مهم است که جوان تازه بالغ هرچند ناجور باشد نسبت به پدر ومادر خود عشق می ورزندوبه آنها بیشتر ازقبل نیاز دارندوپس از یک صحنه تند خویی که معمولاً ازهیچ ناشی می شود ومنجربه بیرون رفتن طوفان جوانی ازاتاق وکوبیدن درمی گردد. غرور خودرا به کناری گذاشتن ومعذرت خواستن مشکل است وبرای والدین توصیه می شود. این کارعاقلانه نیست. درخیلی ازمواقع بهتر است پس ازمدتی به اتاق بچه رفت ومثل معمول شب بخیر گفت . درغیر او خیلی غمگین بوده وممکن است نتواند بخوابد. برخورد صبح روزبعد باید با تبسم معمول همراه باشد. اغلب نوجوانان فقط محبوسند ومشتاقانه درآرزوی رفع اختلاف وآشتی هستند. بعضی پدر ومادرها اگر نادان ونا آگاه باشند، بچه ها را درموقعیتی قرارمی دهند که نمی توانند به راحتی روابط خوب خود را بدون تحقیر علنی خودشان درمحفل خانوادگی ازسرگیرند شاید بچه ها پیش پدر ومادراهمیت زیادی به تحقیرشدن ندهند، اما تحقیر دربرابر برادرها وخواهر ها غیر قابل تحمل است.
رشد اجتماعی
رشد اجتماعی به تدریج صورت می گیرد و در دوره ی جوانی به کمال نسبی می رسد. یک جوان که از نظر اجتماعی رشد یافته است: خود کفا و مستقل است. میانه رو و معتدل است. مسئولیت پذیر است. با گذشت و افع کننده است. صبور و شکیبا است آینده نگر، امیدوار و خوش بین است. اهل تعاون و همکاری است. زندگی را آسان می گیرد. گشاده رو، متواضع و خوش خلق است. از لحاظ اجتماعی، تحول نوجوان و جوان دلبستگی دارد به اینکه در چه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رشد نموده باشند، زیرا محیط های اجتماعی درساخت فکری و شخصیتی آنها تأثیرات مختلف به جای می گذارند. در دوره جوانی، علی رغم رفتار و ظاهر کاملاً متغایر، والدین بیش از همیشه در زندگی نوجوان مطرح هستند. آنها خانه ای محکم و استوار را مهیا می سازند که نوجوان با پذیرفتن خطر از آن جدا می شود اما می تواند در عین حال اطمینان خاطر داشته باشد که همیشه مکانی مطمئن و قابل تحمل برای بازگشت وجود دارد اتفاقاً، آنچه که والدین آن را بی احترامی نسبت به خود می دانند، تعریف و تمجید از آنهاست. والدین اعتراض می کنند که: برای دوستانت هرکاری می کنی، اما نوبت به ما که می رسد ما را خیلی دست کم می گیری. بله، دقیقاً همینطور است.اگرچه دوستان متفاوتی می آیند و می روند و دوستی های او بسیار ناپایدار است، اما خوانواده هر گز از بین نمی رود و عشق والدین به فرزند، بسیار به اثبات است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 89 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
فصل یکم
سوالات یا فرضیه 5
فرضیه 5
تعریف متغیرها 6
تعریف عملیاتی 9
جامعه آماری 9
نمونه تحقیق 10
نوع تحقیق 10
روش نمونه گیری 10
ابزار اندازه گیری 10
طرح پژوهش و روش تجزیه و تحلیل 11
یافته های پژوهشی 11
مقدمه 12
جامعه آماری معلمین مشهد 12
جدول سوالات پرسشنامه 13
جدول آماری یک 15
جدول آماری دوم 16
جدول آماری سوم 18
جدول آماری چهارم 19
جدول آماری پنجم 20
جدول آماری ششم 21
جدول آماری هشتم 22
جدول آماری نهم 23
جدول آماری دهم 24
جدول آماری یازدهم 25
جدول آماری دوازدهم 26
جدول آماری سیزدهم 27
جدول آماری چهاردهم 28
جدول آماری پانزدهم 29
جدول آماری شانزدهم 30
جدول آماری هفدهم 31
جدول آماری هیجدهم 32
جدول آماری نوزدهم 33
جدول آماری بیستم 34
بیان مسئله پژوهش 35
تجزیه و تحلیل داده ها 39
محدودیت پژوهش 39
پیشنهاد و کاربردهای پژوهشی 40
چکیده تحقیق :
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم . بنابراین لازم است والدین ، معلمان ، استادان ، مدیران نهادهای آموزشی و پرورشی و بطور کلی همه مسئولان کشور مهمترین و اساسی ترین وظایف خود را پیرامون رفع نیازهای ضروری و آینده این قشر عظیم متمرکز سازند روشن است که اگر حرکات تفکرات و تصمیمات بسیار متفاوت نوجوانان و جوانان امروز در مسیر و جایگاه منطقی خود قرار نگیرند ممکن است این امر عواقب و عوارض وخیمی را به دنبال داشته باشد مقابله با ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان از اهمیت زیادی برخوردار است دانش آموزان که گرفتار نارسایی اخلاقی و رفتاری هستند به کمک و یاری نیاز دارند لذا بایستی ریشه های این نارسائیها شناسایی شده و راههای کاهش و نهایتا درمان آنها مشخص گردد .
پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فرد می باشد محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرآیند دارند هدف از این پژوهش شناخت عوامل موثر در پرخاشگری دانش آموزان ابتدایی و غیر روشهای مناسب جهت تعدیل این رفتار می باشد .
در این تحقیق به عوامل متعددی نظیر نقش والدین وضع اقتصادی خانواد ه سطح سواد آنها و روابط خانوادگی و شیوه رفتار دانش آموزان با همکلاسیها و معلم مورد توجه قرار گرفته است وبیشتر مطالعاتی که تا کنون انجام شده مربوط به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری می باشد گاهی پرخاشگری حالتی هیجانی دارد و برای جلب توجه و یا هنگام خشم و ابزار می شود یا استفاده از اقدامات منطقی و منظم می توان پاسخهای پرخاشجویانه را از طریق رههای غیر مستقیم به رفتاری مطلوب تبدیل کرد نقش معلم در این فرایند از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چون پرخاشگری از راه تقلید قابل یادگیری است لذا معلم و همکلاسیها می توانند نقش مناسبی را ایفا نمایند .
مقدمه :
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم و با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند ارضائ نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک را ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد .
هدف کلی این آموزش آشنایی با مفهوم پرخاشگری منشا و چگونگی کنترل آن است و همچنین پرخاشگری یک غریزه است که به طور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان و والدین آنها یاد داد که چگونه پرخاشگری خود و فرزندان خود را در راه مثبت ارضا کنند .
و همچنین پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فردی می باشد و محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرایند دارند که پرخاشگری آنها را به نحوه صحیحی کنترل کنند و روشهای درست و منطقی در اختیار فرزندان آینده جامعه قرار دهند تا ما شاهد جامعه ای سالم و خوب باشیم .
بیان مساله پژوهش
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات زیر را عنوان نموده ام تا بتوانیم از طریق این سوالات پی ببریم که فرزندها تا چه اندازه پرخاشگر هستند تا از طریق استدلالهای منطقی میزان پرخاشگری آنها را در رابطه با محیط اطراف کودک والدین کودک و ناکامی کودک تماشای فیلمهای خشونت آمیز و امسال آنها و میزان پرخاشگری که در آنها هست کم کنیم .
با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند جهت ارضاء نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد لذا با توجه به تفاوتهای فردی کودکان و شناخت ویژگیهای عاطفی و رفتار آنان برای حل تعارضات و رسیدن به سلامت شخصی و رشد مطلوب و شکوفایی استعداد کودکان را یاری رسانیم تا به جای پرخاشگری و ارعاب در آنها ، اعتماد به نفس و احساس امنیت و نیاز به خود شکوفایی و رضایت از زندگی به وجود آوریم ایجاد پرخاشگری در کودکان با عوامل گوناگون مرتبط است که با شناسایی آنها می توانیم کمک های لازم را به دانش آموزان مربیان و خانواده های آنان بنماییم .
هدف کلی تحقیق :
پرخاشگری یک غریزه است و بطور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان کمک کرد تا پرخاشگری خود را در راههای درست و مثبت ارضاءکند هدف از این تحقیق یافتن مشکلات دانش آموزان پرخاشگر و ارائه راه حلهای مناسب برای بهبود رفتار به آنان است و شناسائی عوامل پرخاشگری دانش آموزان و پرداختن به طریق اصلاح آن .
آگاهی از علل پرخاشگری و عوامل ایجاد کننده آن آگاهی از رابطه رفتار والدین با هم و تاثیر آن در پرخاشگری کودکان آگاهی از راههای پیشگیری از پرخاشگری کودکان آگاهی از چگونگی رفتار معلمان با دانش آموزان ، آگاهی از وضعیت اقتصادی خانواده و رابطه آن با میزان پرخاشگری ،آگاهی از وضعیت میزان آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری آگاهی از چگونگی رفتار دیگر افراد و هم سالان با این شاگردان آگاهی از ریشه و علل پرخاشگری در کودکان ،آگاهی از اصلاح رفتار پرخاشگرانه در کودکان .
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات و فرضیه های زیر را عنوان نموده ام .
1-آیا الگو های محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
2-چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد .
3-ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
4-آیا آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری ارتباط دارد .
5-آیا تماشای صحنه های خشونت در بروز پرخاشگری موثر است .
6-برخورد نامناسب اطرافیان در پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه تا چه میزان موثر است .
7-برخورد نامناسب معلم تا چه میزان پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه را تشدید می کند .
8-عدم آشنایی والدین با مسائل روانشناسی تا چه میزان در تشدید پرخاشگری موثر است.
فرضیه :
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات فرضیه زیر را عنوان نموده ام .
1-خانواده پرخاشگر 2- جدا شدن والدین از هم 3- تشویق و تنبیه شدید 4- نداشتن تفریحات سالم .
به این نتیجه رسیده ام که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که بسیار پرخاشگرند و هم چنین تشویق تنبیه شدید حمایت از فرزندان در هنگام نزاع با همسالان در پرخاشگری او بسیار موثر است .
کودکانی که پدرو مادرشان از هم جدا شده اند و بد دهانی والدین و نداشتن تفریحات سالم از عواملی هستند که در پرخاشگری موثر است .
1-ضعیف ا قتصادی 2- وضعیت فرهنگی 3- آشنایی والدین با مسائل تربیتی .
پس از انجام این مراحل به این نتیجه رسیدم که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که از وضعیت اقتصادی ضعیف برخوردارند .
و همچنین از نظر فرهنگی رشد نکرده اند والدین آنها با مسائل تربیتی آشنایی نداشته اند لذا در اینگونه خانواده ها تنبیه بدنی و تبعیض بین کودکان اعمال می شود .
تعریف متغیرها :
در این تحقیق اصلاحاتی مانند هم چون پرخاشگر ، تغییردفاع ، هیجان ، ناکامی فشار روانی ، پاداش ، تنبیه و ……… تعریف شده است .
تنبیه :
خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است تنبیه عبارت است از ارائه یک محرک آزار دهنده و به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش احتمال وقوع مجدد آن رفتار .
پرخاشگر :
به فردی اطلاق می شود که تمایل به حمله کردن و مبارزه طلبی دارد و رفتار او بر خلاف کسی است که از خطر با مشکلات می گریزد .
مشاهده :
نوعی توجه آگاهانه است و یکی از بهترین روشهای مهم شناخت در مطالعات و تحقیقات به شمار می رود و از طریق آن به شناخت و ارزیابی رفتار دانش آموزان دست پیدا می کن .
نزاع والدین :
بحث و گفتگو شدید که بعضی مواقع بازد وخورد همراه است و کودکان مشاهده گر این صحنه است و به عنوان الگو از آنها پیروی کرده و خلق و خوی پرخاشگرانه پیدا می کند .
تبعیض :
بعضی را به بعضی دیگر ترجیح دادن تبعیض قائل شدن افراد از نظر نژادی مذهبی ، جنسی.
رفتار خصمانه و تهاجمی : رفتار خصمانه و تهاجمی واکنش به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است که به صورت ضرب و جرح و آزار واذیت و تخریب و صدمه زدن به دیگران بروز می کند .
مسائل تربیتی :
هر آنچه را که ما انجام می دهیم یا دیگران برای ما انجام می دهند تا ما را به کمال طبیعتمان نزدیک کنند و به عبارتی پروردن و آموختن
دفاع :
عبارت است از مکانیزم ناهنجار که به وسیله آن تن خود را از آسیب ها ما با تاثیراتی که برای تمامی ارگانیزم خطرناک به نظر می رسند جدا می سازد .
هیجان :
یک حالت برانگیختی که توام با فعالیت یک غریزه است که بدن را به سرعت به فعالیت وا می دارد یا به مشابه پاسخی معین به یک محرک خاص تعریف کرد
فشار روانی :
نظام نیروهای درونی خواه معنوی خواه روانی است که بدن را خسته فرسوده می کند .
جبران :
یکی از مکانیز های دفاعی خود است که مشخصه آن رفتاری است که به منظور متوازن سازی متقابل کمبودی و احتمالی یا خیالی طرح ریزی می شود .
تعریف عملیاتی :
اضطراب : پریشان شدن ، لرزیدن ، پریشانی ، بی تابی .
انگیزش : تحریک ، ترغیب ، تحریض .
پاداش : مزد ، سزاء ، جزای عمل .
اختلال رفتار : بد زبان ،مخرب ، غیر قابل پیش بینی ، غیر مسئول ریاست طلب ،دعواگر موزی ، حسود ، بی اعتقاد ( خلاصه نقطه مثبتی ندارند که دیگران بسوی آنها جلب شوند .)
پالایش : تخلیه هیجانی برای کنترل رفتار پرخاشگرانه .
افسردگی : نگران بودن ، دلهره داشتن از دست دادن اعتماد به نفس بی قراری ،آسوده نبودن ، مشغله فکری داشتن ، اخلاق ناشی از رفتار روانی : استرس هیجانی رفتار آشفته بی قراری ترس وحشت زدگی درماندگی در افراد وجود دارد .
تنبیه : محروم کردن از یک محرک خوب کتک زدن فرصت ندادن دوباره .
جامعه آماری :
معلمین ناحیه چهار آموزش و پرورش شهر مشهد که تحقیق روی آنها انجام می شود که تعداد مدرسه ی ابتدای آنها بالای 100 تا مدرسه بود و تعداد معلمین که در آن ناحیه تدریس می کردنند بالای 1000 نفر بودند .
نمونه آماری :
آزمودینهای پژوهش از میان معلمین آموزش و پرورش ناحیه چهار مشهد بودند که تعداد کل معلمینی که به پرسشنامه نظر خواهی درباره دانش آموزان در این پژوهش پاسخ دادند حدود 100 نفر از معلمین بودند که آنها را به طور تصادفی که دارای مدرک فوق دیپلم و بالاتر و دارای سابقه تحصیلی بالای 8 سال بودنند انتخاب کردیم. نوع تحقیق :
نوع تحقیق توصیفی است چون این روش شرایطی را بیان می کنند و هدف آن تجزیه و تحلیل شرایط موجود است مثل جمع آوری نظرات معلمین .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تصادفی است چون مدارس را به طور تصادفی انتخاب کرده و معلمین را نیز به طور تصادفی از میان آنها انتخاب کرده ایم .
ابزار اندازه گیری :
ابزار پژوهش پرسشنامه ای با عنوان پرسشنامه نظر خواهی از معلمین شامل 20 سوال بود که در آن از معلمین خواسته شد تا نظر خود را نسبت به میزان پرخاشگری دانش آموزان به صورت یک مقیاس درجه بندی از خیلی زیاد تا زیاد و متوسط و کم در مقابل هر سوال مشخص کنند .
چند نمونه از سوالات در زیر آمده است .
1-آیا الگوهای محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
2-ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
3-چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد و غیره ………
شیوه جمع آوری از طریق مطالعات کتابخانه ای بوده و پس از انتخاب پرسشنامه نظر خواهی آنها را در اختیار معلمین قرار دادیم تا آنها به طور طبیعی به فرم های ارزشیابی پاسخ دهند و معلمین پس از پاسخ دادن به سوالات به صورت خیلی زیاد و زیاد و متوسط و کم جواب دادند و آنها را از طریق روش آماری و گرفتن میانگین آن سوالات به طریق رسم جدول فراوانی و توزیع درصد رسم نمودار مورد محاسبه قرار دادیم .
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 708 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 41 |
عنوان: پاورپوینت افشای اختیاری
دسته: حسابداری (ویژه ارائه کلاسی درس بررسی موارد خاص در حسابداری)
فرمت: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 41 اسلاید
این فایل در زمینه " افشای اختیاری" می باشد که در حجم 41 اسلاید همراه با توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درس بررسی موارد خاص در حسابداری رشته حسابداری در مقطع کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
نقش افشا در بـازارهای سرمایه
مشکل اطلاعات
جـریانهای مالی و اطلاعاتی در بازار سرمایه
مسائل نمایندگی
ادبیات افشای اختیاری
بهبود نقدینگی سهام
کاهش هزینه سرمایه
افزایش واسطههای اطلاعاتی
انگیزههای افـشای اختیاری
فرضیه معاملات بازار سرمایه
فرضیه پاسخ خواهی در خصوص کنترل شرکت
فرضیه سهام جایزه
فرضیه هـزینه دعاوی حقوقی
فرضیه آشکار کردن توانایی و استعداد مدیریت
فرضیه هـزینه خصوصی
اعتبار افـشای اختیاری
اهمیت شفافیت و افشای داوطلبانه
مزایای افشای داوطلبانه
مهمترین مزایای افشای کامل و گزارشگری بهتر
مسائل اصلی در افشای داوطلبانه
نتیجه گیری
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 687 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
عنوان: پاورپوینت استراتژی رقابتی و حسابداری مدیریت
دسته: حسابداری – مدیریت مالی- مجموعه مدیریت(ویژه ارائه کلاسی درس حسابداری مدیریت)
فرمت: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 20 اسلاید
این فایل در زمینه " استراتژی رقابتی و حسابداری مدیریت" می باشد که در حجم 20 اسلاید همراه با توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درس حسابداری مدیریت رشته های حسابداری، مدیریت مالی و گرایش های مجموعه مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
تعریف استراتژی
ماهیت تدوین استراتژی
هدف استراتژی رقابتی
حسابداری مدیریت چیست؟
حسابداری مدیریت استراتژیک چیست؟
هدف حسابداری مدیریت –مثلث استراتژیک
ماهیت حسابداری مدیریت
مشخصه های یک سیستم حسابداری مدیریت مناسب
ارتباط با تصمیم گیری
نتیجه گیری
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1622 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 185 |
فهرست
بخش اول
کلیات
فصل اول: مختصری از تاریخنگاری در ایران تا عصر پهلوی 1
فصل دوم: کلیاتی در تاریخنگاری دوره پهلوی 13
بخش دوم
جریانهای اصلی تاریخنگاری در عصر پهلوی
فصل اول: جریان شرق شناسی
شرق شناسی و دیرینه آن 33
ایران شناسی و ایران شناسان مهم 41
سیاست شرق شناسی- سیاست ایران شناسی 50
روش سیاسی و رهیافت تاریخنگاری لمبتون 61
4-I- نقش سیاسی لمبتون در ایران 64
الف- همزیستی مسالمت آمیز: توده ای نفتی – توده ای روسی 66
ب- لمبتون و قحطی نان 75
ج- میس لمبتون 80
د- میس لمبتون و کودتای 28 مرداد 86
فصل دوم: جریان ناسیونالیستی
کارنامه فرهنگی 103
1- تاریخنگاری محتاط 103
2- ناسیونالیستی محافظه کار 111
بخش سوم
جریان آکادمیک
بررسی و نقد تاریخنگاری اقبال 118
بخش چهارم
جریان مارکسیستی
جریان مارکسیستی 130
فصل اول: زمینه های تاریخی پیدایش مارکسیسم 132
فصل دوم: اندیشه های اساسی مارکس در باب تاریخ 132
الف- حتمیت تاریخی، پیروزی پرولتاریا: الغای مالکیت خصوصی و الغای دولت 139
فصل سوم: تاریخچه ورود اندیشه مارکسیستی به ایران 142
فصل چهارم: تاریخنگاری مارکسیست، لنینیستی در ایران (انجماد و انحراف) 155
الف- علمی بودن تاریخ 158
ب- سیر تاریخ ایران 159
ج- شخصیت در تاریخ 163
د- عدم بی طرفی در نگارش تاریخ 164
هـ- سبکی برانگیزنده- موضوعی واحد 165
بخش پنجم
نتیجه گیری کلی
نتیجه 169
فهرست منابع 184
فصل اول
« مختصری از تاریخنگاری در ایران تا عصر پهلوی »
نتیجه می گوید: « نخستین بار ایرانیان تاریخ را درک کردند و آن را به دورانهای مختلف تقسیم کردند» و هرودوت تاریخ خویش را چنین آغاز می کند: «به روایات ایرانیان بهترین تاریخ شناسان هستند….»[1].
غرض از نقل دو قول مذکور این بود که در آغاز، علم تاریخ در بیشتر کشورهای شرق و غرب، علمی ناشناخته بود و فقط در ایران وقایع روزانه در بار و رویدادهای کشور را در روزنامه ها، آیین نامه ها، خداینامه ها، تاج نامه ها، سالنامه ها و شاهنامه ها می نوشتند. اما این بدان مفهوم نیست که در آن دوره، تاریخنگاری به مفهوم امروزین رواج داشته است، بلکه بر عکس در ایران عصر باستان تاریخنگاری اهمیت زیادی نداشت و حتی یک اثر تاریخی واقعی که متعلق به این دوره باشد در دست نیست.
اشپولر می گوید: « در میان نوشته های جوامع زردشتی بعد از اسلام و در میان آثار فارسیان هند (پناهندگان زردشتی سال 98/717) هیچ اثر واقعی تاریخی، چه از ریشه قبل از اسلامی و چه بعد از اسلامی دیده نمی شود. »[2]
وی پس از ذکر تاریخچه ای از تاریخنگاری اعراب قبل و بعد از ظهور اسلام، نتیجه می گیرد که بنابر این در بان عربی نوعی تاریخنگاری وجود داشت که در زبان فارسی دیده نمی شده است و همین امر دلیلی بوده برای اینکه ایرانیان، آثار تاریخی شان را به زبان عربی بنویسند[3] همچنانکه تاثیر زبان عربی در جهان اسلام و ضرورتی که ایرانیان برای حفظ تماس خودشان با دنیای عرب احساس می کردندن، می تواند دلایل دیگر این رویکرد در عرصه تاریخنگاری باشد.
درست است که شعر و تاریخ در اعراب، عمری دیرینه داشته ولی نوشته هرودوت، پدر تاریخ را که بی شک با تاریخ ایران و ملل مختلف آشنایی کامل داشته است را نیز نباید با بی اعتنایی برگزار کرد.
به هر حال با ورود اعراب به ایران نیز تاریخنگاری ایرانی دستخوش دگرگونی چدی نشد و رشدی کیفی نکرد. با ظهور سلسله های ایرانی نژاد که گسترش زبان فارسی و تکامل فرهنگی را در پی داشت، تاریخنگاری ایرانی نیز ایجاد شد و تاریخ طبری در عصر سامانیان که یک «سلسله ایرانی نژاد» بود به فارسی ترجمه شد. بلافاصله بعد از ترجمه تاریخ طبری به فارسی (در حدود سال 352/963) سلسله های ترک نژاد در اکثر ولایات ایران به حکومت رسیدند. آنها که سرسپردگان مذهب تسنن به شمار می رفتند و ارثان فرهنگی سلسله های ایرانی نژاد شدند. بزرگترین سلطان سلسله غزنوی یعنی سلطان محمود، حامی فردوسی و از جمله طرفتداران واقعی تسنن اسلامی در دره سند محسوب می شد. مقارن روی کار آمدن سلجوقیان در قرن پنجم، سه نوع تاریخنگاری در ایران قابل شناسایی است. تاریخنگاری اسلام شمولی، تاریخنگاری محلی و تاریخنگاری سلسله ای.
سلجوقیان علاقمند بودند که فرهنگ ایرانی را اقتباس نمایند و سعی می کردند که نژاد تورانی خود را فراموش کرده و در عمق ایرانیت فرو روند. ترکان پیروز زبان فارسی را به صورت دومین زبان فرهنگی جهان اسلام مسجل کردند ولی در عرصه تاریخنگاری جز تعداد زیادی از ترجمه های متون تاریخی که در واقع روایاتی از شرایط زندگی ایرانیان بودند، چیز چندانی تولید نکردند، دامنه تاریخنگاری این عصر محدود و تنگ و محصولات تاریخنگاری فارسی در زمان حکومت سلاجقه و خوارزمشاهیان، بی نهایت کمتر است.[4]
تحولات تاریخنگاری فارسی اما در حوالی ایلغار مغول در سال 616/1220 و بعدها در سال 654/1256 رخ نمود. این لشکر کشی برای مردم شرق یعنی ماورءالنهر خراسان مصیبت بار بود، اکثر دهقانهای ایرانی از بین رفتند و طبقه دهقان هم نفوذ خود را از دست داد.
مغولان با تاکید بر مذهب و فرهنگ خود، چندین دهه سنتهای ملی و فرهنگی شان را حفظ کردند و این در حالی بود که ایرانیان نیز برای احیاء زبان و فرهنگ ایرانی بیکار ننشستند. در عرصه تاریخنگاری این دوره، دو مورخ برجسته یعنی عطاملک جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی ظهور کردند که اولی به سبک پیچیده و مصنوع و دومی به سبک ساده و صریح می نوشت، هر دو مورخ مذکور به روش تاریخنگاری اعراب آشنا بودند و در آثار آنان می توان درک عمیق، فهم تاریخی و توجه به مسایل اجتماعی و اقتصادی را مشاهده کرد.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت که علی رغم ضعف هایی که تاریخنگاری ایرانی از سده سوم تا هشتم، دچار آن بود، فن تاریخنویسی به طور کلی پیشرفت کرد و در بعضی زمینه ها آثار نوی را عرضه نمود و حتی جهش های بسیار مترقی داشت. از لحاظ وقعه یابی و واقع بینی، برخی از مورخین روش نقد علمی درست را به کار بردند، برخی به تحلیل و تعلیل حوادث پرداخته، نتیجه گیری تاریخی نمودند و مورخان دیگری به موضوعات اجتماعی و اقتصادی توجه داشته اند، اما به جریانهای اصلی تاریخ پی نبرده اند. در هر حال در آن دوره تاریخ نویسان ایرانی از همقطاران فرنگی خود که غرق در جهالت نصرانیت بودند، فرسنگ ها جلو بودند.[5]
به لحاظ روش شناسی نیز تا این زمان دو رویکرد قابل شناسایی است، نخست رویکرد جزء گرایانه یا تجزیه ای که ویژگی اصلی آن تجزیه زمانی و مکانی پیکر تاریخ بشر به اتم های حوادث، اندیشه ها، اختراعات و غیره است. در این مشرب، گذشته ، با پلوی هم قرار دادن این واحدهای تاریخی و از تجمع آنها تشکیل می گردد. تواریخی مثل تاریخ طبری از این دست است. در این تاریخ یکایک وقایع به یکدیگر پیوند داده شده اند. اما در آنها، نویسنده به ترسیم نقش کلی و چشم انداز عمومی تاریخ خویش نپرداخته است. دوم، نگرش کل گرایانه که در آن اقوام و ملتها، پیکر های زنده ای هستند که مثل هر ارگانیسم زنده دیگری دارای مراحل پیایی، رشد، پیری و زوال می باشند. در این زمینه تاریخ کسانی چون ابن مسکویه، فیلسوف و مورخ ایرانی سده چهارم هجری را می توان از تاریخ نگاران کل گرای به شمار آورد. وی مانند اخوان الصفا، از اندیشمندان دانشنامه نویس سده چهارم هجری، گونه ای قانونمدی برای جوامع و دولتها قایل شده است. ابن مسکویه در چشم انداز تاریخی جوامع به جستجوی علل رفتار جوامع (ظهور– ترقی– انحطاط و فتور) می رود.[6]
ابن خلدون نیز مانند اخوان الصفا، ابن مسکویه، فارابی و بسیاری از پیشینیان دیگر جوامع و دولتها را ارگانیسم زنده ای می پندارد و برای آنها مراحل پیدایی – رشد، پیری و زوال قائل می شود. نظر وی بر آن است که دولتها (عوامل کنترل کننده جوامع) همانند مردم عمر طبیعی دارند که پس از طی آن دوره به پیری می رسند و دچار انحطاط و نیستی می گردند.[7]
به طور کلی تا این زمان دو جریان متمایز در تاریخ نویسی ایران می توان تشخیص داد که پابه پای هم رشد کردند 1- تاریخنگاری ملی- باستانی 2- تاریخنگاری اسلامی. در نوع اول تاریخ از پادشاهی کیومرث و در جریان دوم از هبوط آدم شروع می شده است. آنچه از تاریخ ایران باستان وجود داشته آشفته، در هم و بر هم و آمیخته به افسانه بوده است مگر درباره عصر ساسانی که به عهد اسلامی نزدیک است.[8] جریان دوم تاریخنگاری یعنی تاریخنگاری اسلامی – اشکال مختلف زیر را داشته است :
1- تاریخ عمومی که از آفرینش انسان شروع می شده و تا زمان مولف ادامه می یافته است.
2- تواریخ محلی که بر اثر توصیه امرای یک ولایت پس از غلبه بر ولایت دیگر به رشته تحریر در می آمد.
و شامل سالشماری و تاریخ رجال و تراجم احوال بوده است. « این تاریخ با تاکید عمده بر شرح حال خاندانها و مامورین محلی نوشته می شد ». در واقع می توان گفت مناسبات مرید و مراد و وابستگی ویژه ایالتی دو نماد از تلقیاتی بوده است که در حیات اجتماعی سده های میانه ایران نقش چشمگیری داشته است. دلیل پیشرفت تواریخ محلی این بوده که شهرها، واحدهای مستقلی بوده اند که در مواقع آشوب، منحصراً تحت رهبری قاضی یا شیخ محل عمل می کرده اند و این امر زمینه ای بوده است تا تواریخی پدید آید که در آن شرح حال مردان معروف شهر در آن نگاشته شود مانند تاریخ گزیده اثر حمد الله مستوفی که شرح خاندانهای عمده قزوین است و محاسن اصفهان فروخی (مکتوب به عربی در سال 421/1030) که شرح حال مردان معروف اصفهان است.[9]
3- تک نگاری در مورد افراد ، مثل النوادر ابن شداد راجع به صلاح الدین ایوبی.
4- نوعی کتاب اداری که تحت عنوان قوانین الدواوین تالیف می شده است.
موضوع تاریخ تا این زمان، شامل تاریخ انبیاء ، تاریخ امم و قرون، تاریخ مغازی رسول، تاریخ فتوح، تاریخ خلفا و سلاطین و وزراء ، تاریخ بلاد، تاریخ مذاهب و فرق، تاریخ طبقات و رجال، تاریخ حوادث و رفیات، تاریخ مقابر مزارات و تاریخ حوادث طبیعی بوده است. موادی که مورخین به کار می برده اند بیشتر به روش سینه به سینه (سماع) به دست می آمده است، به طور مثال ابن اثیر می گوید، که در مورد اتابکان، اکثر مواد کتاب خود را از پدرش شنیده است. در اینگونه موارد، مورخ بعد از اتمام پژوهش، اثرش را پیش یکی از شیوخ می برد تا به قول ابن عساکر صحت نسخ خطی خود را با سماع بیازماید. اکثر مورخین دوره های مورد بحث مشاغلی غیر از تاریخنویسی هم داشتند و قریب به اتفاقشان، دارای پست های درباری بودند. چنانکه بلاذری در دستگاه متوکل، ندیم بود. ابوعلی مسکویه در دربار آل بویه کتابداری می کرد و عطاملک جوینی و عبدالله و صاف و حمد الله مستوفی نیز در دستگاه مغول وظایف اداری داشتند. از آنجا که بیشتر سلاطین و خلفا بای امور جاری کشورشان از تاریخ پیشینیان سر مشق می گرفتند، لذا صاحب منصبان دربار به ظبط و نقل تاریخ گرویده می شدند. می گیوند که منصور دوانیقی در کشتن ابومسلم تردید داشت، از ندیم خویش حکایت شاپور ساسانی را سئوال کرد که چگونه وزیر خود را کشت؟
مورخین ایرانی تا این زمان اکثراً علاقه داشتند که آثار تاریخی خودشان را به زبان عربی بنویسند مثل طبری و دینوری.
در این مقطع موضوع تاریخنگاری همیشه شامل ثبت وقایع نبوده، بلکه کسانی مانند ابن اثیر به تعلیم حوادث هم می پرداختند و نتایج آنها را می سنجیدند. همچنین تاریخنگارانی مثل بیهقی و رشید الدین فضل الله نسبت به موضوعهای اجتماعی و اقتصادی نیز آگاهی هایی داشته اند. رشید الدین فضل الله، افق تاریخی اش وسیع بود. وی حیطه تاریخنویسی را از مرزهای اسلامی گذراند و به هندوستان، چین و مغولستان رساند. اما از قرن هشتم تا قرن سیزدهم، فن تارخی نویسی به پستی گرائی تا حدی که می توان آن را دوره فترت عقلی و تنزل تاریخنویسی نام نهاد،در این مدت نه سنجش تاریخی در کار بود و نه نقد و ارزشیابی منابع و نه نتیجه گیری تاریخی، وقایع را بدون ارتباط علت و معلول سر هم می کردند و حتی از ذکر حقایق به دلیل مصلحت، ترس و یا عدم درک، چشم می پوشیدند. در عصر صفوی جنگ بین شیعه و سنی و استیلای خرافه پرستی عامل مهم دیگری در تنزل فن تاریخ بود. معایب این شیوه تاریخنگاری، اغراق گویی های فراوان، مغلق نویسی، پرحرفی و فضل فروشی های جاهلانه است.[10]
در عصر قاجار نیز همان سنت تاریخ نویسی ادامه یافت. از آغاز قرن سیزدهم/ نوزدهم، مورخین باز هم از نوع سبک مصنوع و مطلول استفاده می کردند که میراث گذشته آنها بود. این سبک واقعیتها را منعکس نمی کرد و به همین دلیل تاریخ واقعی مردم محسوب نمی شد. بلکه تاریخچه های شاهزادگان و وزرای آنها بود، از معروفترین آنها می توان از ماثر السلطانیه دنبلی، ذیل روضه الصفای هدایت و ناسخ التواریخ سپهر را نام برد با این تاکید که در عده معدودی از این آثار واقعیات مهمی عرضه شده که نمی توان از آنها چشم پوشید.[11] در این دوره ، مورخین، بی نهایت کثیر التألیف بودند و برای اینکه با هم رقابت کنند بر اساس شعار «یا بنویس و یا بمیر» به نوشتن می پرداختند و صد البته، هر یک از آنان، حامیان ولخرجی در دربار داشتند. حکام قاجار، علاوه بر حمایت از تاریخچه نویسان سنتی، توسعه فن ترجمه را نیز وجهه همت خود قرار دادند و این امر در واقع یکی از مظاهر تلاش برای غربی کردن کشور بود. از این دوه ترجمه آثاری در زمنیه علوم، تاریخ، تراجم احوال، سیاحتنامه و ادبیات از زبانهای عربی به فارسی وجود دارد که دارای اهمیت است. مسئله ترجمه با حمایت عباس میرزا شروع و توسط شاهان بعد حمایت و با تاسیس دارالترجمه ای تحت نظارت ناصر الدین شاه به باروری رسید.
از میان آثاری که ترجمه می شد، کتابهای تاریخی و تراجم احوال در صدر قرار داشت و این خود دو دلیل مشخص داشت: 1- حکام قاجار هر چند که با بدبختی های تاریخی احاطه شده بودن ولی احساس می کردند که جایی درتاریخ دارند. آنان خود را با حکام برجسته زمانها و مکانهای دیگر مقایسه می کردند تا خودخواهی هایشان ارضا شود ، ضمن اینکه ضرورت دست و پا کردن نوعی تاریخ ملی را نیز احساس کرده بودند. 2- مدیر دارالترجمه ، محمد حسن اعتماد السلطنه بود که به آثار تاریخی علاقه زیادی داشت و خود نیز مورخ بود. آثاری هم که منتشر می شد یا ترجمه خود او بود و یا به دستور وی ترجمه می شد که آثار نویسندگان اروپایی نیز از آن جمله بود.
علی رغم تداوم حمایت اشرافیت قاچار از مورخین سنتی، ترجمه آثار نویسندگان اروپایی ، منجر به نوعی توسعه تاریخنگاری فارسی شد. این تاثیر که به نحوی بطئی و کند رخ نمود در اواخر قرن نوزدهم خود را در آئینه اسکندری میرزا آقا خان کرمانی نشان داد و در اوایل قرن بیستم، یعنی در دوره مشروطیت به اوج خود رسید.[12]
برخورد ایران با مدنیت جدید اروپا، علاوه بر نهضت ترجمه، دلایل دیگری نیز داشت که شاید اهمیت پاره ای از آنها کمتر از ترجمه هم نبود که از جمله آنها می توان از عوال زیر نام برد:
1- شکست های ایران از روس و گاهی از قدرت اروپا که موجبات تحرک عده ای را فراهم ساخت. این امر خود به انگیزه ای برای ترجمه آثار اروپایی تبدیل شده و تاریخ پطر کبیر – اثر ولتر و نیز شرح احوالات ناپلئون – شارل دوازدهم و اسکندر مقدونی – در همین دوره به فارسی ترجمه شد. همچنین شخصی به نام میراز رضا مهندس «انحطاط و زوال امپراتوری روم» تالیف گیبن را تحت عنوان تاریخ تنزل و خرابی دولت روم برای عباس میرازا به فارسی ترجمه کرد.
2- کشفیات تاریخی، خواندن سنگ نبشته های باستانی و تحقیقات شرق شناسان نیز عواملی بودند که در آشنایی ایران با تمدن اروپا موثر افتادند.
3- تاسیس مدرسه دارالفنون.
4- رمانهای تاریخی و ترجمه آنها که آشنایی با ادبیات تاریخی اروپا را به دنبال داشت.
5- سیاحتنامه های اروپائیان و سفرنامه های ایرانیان مثل سفرنامه خسرومیرزا، میرزا اصالح شیرازی و نظام الدوله آجودانباشی و خاطرات امین الدوله و اعتماد السلطنه.[13]
عوامل فوق که موجب طرح تاریخنگاری در ایرن گردید. طبعاً دارای نتایج و پی آمدهایی بود که شاید اثرات آن را در جامعه فعلی ایران نیز بشود مشاهده کرد. در این دوره، به طور کلی افق تفکر تاریخی تا اندازه ای ترقی کرد. در مفهوم و متد تاریخ تغییراتی حاصل شد و به معایب تاریخنگاری سنتی نیز پی برده شد. علاوه بر همه اینها علاقه و توجه خاص نسبت به تاریخ ایران باستان پیدا شد که خود معلول رواج تفکر ناسیونالیستی بوده است. شرحی که اعتماد السلطنه تحت عنوان « تصحیح علم تاریخ » نوشته می تواند موید این گرایش باشد.
روی هم رفته انعکاس تحول در عرصه تاریخنگاری ایران را که در نتیجه عوامل فوق و عوامل دیگر ایجاد شد، می توان در آثار زیر مشاهده کرد:
نامه خسروان از جلال الدین میرزا، تاریخ ایران از صنیع الدوله، تاریخ سوانح افغانستان از اعتضاد السلطنه، تاریخ مفصل افغانستان از مودب السلطان، تاریخ کلده و آشور از لسان السلطانه، تاریخ ملل مشرق از مترجم السلطنه، تاریخ یونان از نصرت السلطان و غیره.
هر چند اغلب این آثار در حکم ترجمه هستند ولی اعتبار شان به این است که روش کهن تاریخنگاری را کنار زده اند.[14]
اما پیشرو واقعی انتقاد از سنت تاریخ نویسی، میرزا فتحعلی آخوندزاده است که در کتاب ایرادات بر روضه الصفای ناصری سبک و موضوع و ماهیت تاریخنگاری را به شدت انتقاد کرد هاست. سید جمال الدین اسد آبادی نیز یکی از پیشگامان انتقاد به شیوه تاریخنگاری مشرق (عرب – ایرانی – ترک) محسوب می شود. در عصر او دو مورخ ظهور کردند که سهم زیادی در پیشرفت تاریخنگاری ایران داشتند: نخست محمد حسن خان اعتماد السلطنه، فارغ التحصیل دوره اول دارلفنون، که در طی 4 سال ماموریت در فرانسه – به جایی رسید که توانست تاریخ، جغرافیا و ادبیات فرانسه را در دانشگاه پاریس تدریس کند. وی در سال 1308/هـ . ق تاریخ اشکانیان را به نگارش در آورد و طی 4 سال سه جلد بزرگ تاریخ اشکانی را تدوین کرد. این کتاب ظاهراً نخستین تاریخی است که به علمی و به زبان فارسی نوشته شده است.[15]
پس از او منطق الملک و میرزا آقاخان کرمانی دست به تدوین تاریخ ایران باستان به شیوه علمی زدند. شخص اخیر، نماینده تمام عیار طغیان علیه سنت تاریخنویسی است و تنها کسی است که نه تنها روش تحقیق که تفکر تاریخی را در این دوره ترقی داد وی تاریخ را از ثبت و قایع و سرگذشت شاهان به تحولات اجتماعی و جریانهای تاریخی برگرداند. در نگارش تاریخ شیوه اتسدلال و استقراء را به کار برد و جریان تاریخ را به توجه به رابطه علت و معلول مورد تامل قرا رداد. وی همچنین، نخستین کسی است که از اصول علم اجتماع و فلسفه مدنیت بحث نمود و بنیانهای سیاسی و پدیده های اجتماعی را در تحول تاریخ ایران بررسی کرد و تا امروز گفتارش درباره علل تباهی و زوال ساسانیان پر مایه ترین نوشته های فارسی است.[16] یکی دیگر از آثاری که در همین دوره قابل ذکر است . تاریخ بیداری ایرانیان تالیف ناظم الاسلام کرمانی است. که پس از برقراری مشروطیت نوشته شده است. انتشار این کتاب از نظر منابع اسناد و سبک منثور آن، فصلی نوین در تاریخنگاری ایارن محسوب می شود.[17]
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 106 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
چکیده
درتحقیق حاضر سعی شده با توجه به بحث امنیت ملی که به عنوان یکی از مهمترین مسائل موجود در یک کشور می باشد به مسأله توریست که تأثیر بر امنیت ملی دارد، پرداخته شود که روش موجود کتابخانه ای می باشد.
تحقیق دارای 5 فصل می باشد که در فصل اول به بیان مسأله، اهمیت و اهداف پژوهش پرداخته شده ضمناً سؤالات پاسخ داده شده در پژوهش و تعاریف و اصطلاحاتی که رد تحقیق ارائه گردیده بیان شده است.
در فصل دوم به بررسی پیشینه موضوع، در فصل سوم به بیان روش تحقیق پرداخته شده است.
در فصل چهارم به توصیف و تحلیل یافته ها در 8 بخش (انگیزه های جهانگردی و انواع جهانگرد- حقوق و تکالیف جهانگردان غیر مسلمان در کشور- اثرات جهانگردی و حضور توریست در کشور- امنیت و تأثیر جهانگردی بر آن- عوامل مهم در رونق جهانگردی- روش جاری و تخلفاتی که علیه و توسط توریست در کشور انجام می شود- آمار مربوط به توریست ها و علل عقب ماندگی صنعت توریسم در کشور) پرداخته شده است.
در فصل پنجم نتایج تحقیق و سپس پیشنهادات ارائه گردیده است.
فهرست مطالب :
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات
مقدمه 1
مسأله پژوهشی 3
اهمیت مسأله پژوهشی 3
اهداف پژوهش 4
پرسش های تحقیق 4
تعاریف و اصطلاحات 7
فصل دوم:بررسی پیشینه پژوهش :
بررسی پیشینه پژوهش 12
فصل سوم: روش تحقیق :
روش پژوهش 14
فصل چهارم: یافته های پژوهش
بخش اول: انگیزه های جهانگردی و انواع جهانگرد 16
بخش دوم: حقوق و تکالیف جهانگردان غیر مسلمان در کشور 21
بخش سوم: اثرات جهانگردی و حضور توریست در کشور 48
بخش چهارم: روش جاری اداره کل اتباع و تخلفات بر علیه و توسط توریست 54
بخش پنجم: امنیت و تأثیر جهانگردی بر آن 56
بخش ششم: آمارهای مربوط به توریست 58
بخش هفتم: علل عقب ماندگی صنعت توریست در کشور 64
بخش هشتم: عوامل مهم در دولت جهانگردی 67
فصل پنجم :نتیجه گیری و پیشنهادات :
نتیجه گیری 68
پیشنهادات 69
فصل ششم : منابع و مآخذ و پیوست :
منابع و مآخذ 71
پیوست ها 73
فصل اول :
کلیات
مقدمه
سیر و سیاحت یکی از راه های خداشناسی و رسیدن به کمال سیر آفاق و انفس است که از آن به هجرت به درون و بیرون تعبیر می شود. با در نظر گرفتن خلقت هستی و انسانها و بیهوده نیافریده شدن انسان که در قرآن بدان اشاره شده و مسیر زندگی نوع بشر به وسیله انبیاء تعیین و هدایت شده است.
جهانگردی در قرون گذشته از امتیازات ویژه عده ای انگشت شمار از مردم بودولی در نیمه دوم قرن نوزدهم و در اثر اختراعات مختلف و بهبود معیشت و وضع اقتصادی افراد و امنیت و اطمینانی که در وضعیت حمل و نقل اهم از زمین، هوایی، دریایی بوجود آمد. جریان مسافرتها سرعت بخشید وبدینسان موجودیت خود را در کشورهای پیشرفته ارائه نمود .
جهانگردی، پیشه انسانهایی است که در اندیشه وسعت نگاه خود اقناع حس کنجکاوی، رنج سفر را بر عافیت حضر می خرند و پنجه در پنجه شدائد به کشف ناگفته ها و نادیده ها می پردازند. دیگران از اندوخته های آنان بهره برده و در سکون و آرامش خود به رمز هزاران سؤال نهفته پی می برند. این نوع جهانگردی که به زمانهای دور مربوط می شود، امروزه چهره متفاوتی پیدا کرده است. در عصر حاضر میلیون ها تن در طول سال به انگیزه مشاهده آثار باستانی و طبیعی، آشنایی با آداب و رسوم سنت های ملی و مذهبی، شرکت در جشنواره ها، بازدید از اماکن مقدسه دینی که غالباً آمیزه ای از عشق، هنر و مهارت است، قدم بر عرصه کشورهایی می گذارند که صدها سال قبل محل سکونت و حیات آدمیان بوده است.
توریست به عنوان عنصر اصلی جهانگردی محسوب که با ورود خودبه یک کشور موجبات اشتغال و ارزآوری و همچنین دارای مزایای ارتباطی، سیاسی، فرهنگی و تأثیرات بین الملل است.
در این تحقیق سعی شده با مشخص نمودن وضعیت حقوقی جهانگردان غیر مسلمان و ارائه مزایا و معایب صنعت توریست و اشاره به خطرات حضور افراد خارجی در کشور با ارائه پیشنهاد در این خصوص افزایش توریست و چگونگی کنترل صحیح آنها در کشور عزیزمان باشیم.
مسأله پژوهش
گردشگری امروز یکی از اقتصادی ترین فعالیت ها در چرخه ملی کشورها، به خصوص از جهت اشتغال و ارزآوری و رونق مناطق مختلف تلقی می شود که علاوه بر آن دارای مزایای ارتباطی، سیاسی، فرهنگی تأثیرات بین الملل خاصی است. به همین دلیل اغلب کشورهای جهان که دارای میراث فرهنگی غنی و نیز مناطق طبیعی هستند و از این فعالیت به منزله ابزاری راهبردی در توسعه اقتصادی استفاده می کنند.
کشورها علی رغم داشتن استعدادهای فراوان، وجود منابع عظیم گردشگری، جاذبه های فرهنگی و طبیعی چنانکه شایسته است، نتوانسته در زمینه بهره گیری از درآمدها و ورودی های گردشگری عرصه بین الملل به جایگاه در خور مقام خود دست یابد. در مسئله گردشگری یکی از عوامل مهم وجود افراد خارجی است که توریست نامیده می شود و با ورود خود به کشور باعث ایجاد رونق اقتصادی ارتباطی و فرهنگی بین المللی در کشور می شود. که باید کنترل دقیق روی این افراد صورت گیرد بنابراین این موضوع را در بحث اطلاعات قرار داد. و اداره کل اتباع خارجه مسئول کنترل این افراد هستند.
اهمیت مسئله پژوهش
با توجه به مسئله گردشگریو توریست که بیان شد از لحاظ اقتصاد، ارتباطی، فرهنگی و تأثیرات بین المللی مزایای زیادی برای کشور دارد. توریست می تواند در کشور مفید یا مضر باشد. پس باید آنها را کنترل نمود تا بتوان مزایای وجود آنها در کشور استفاده نمود. بنابراین با کنترل صحیح آنها از جاسوسی، جمع آوری اخبار و ترویج فرهنگ غرب جلوگیری کرد و این خود اهمیت توریست و جهانگردی در کشور را می رساند.
اهداف پژوهش
اهدافی که در این پژوهش می توان دنبال کرد شناخت صنعت جهانگردی و آثار آن در جامعه ما شناسایی انواع خارجیانی که به کشور وارد می شوند و اهدافی که از ورود به کشور دارند، دادن پیشنهاد در خصوص کنترل هرچه بیشتر توریست و چگونگی جذب بهتر آنها از دیگر اهدافی است که در پژوهش می توان ذکر کرد.
پرسش های پژوهش
1- اثرات جهانگردی چیست؟
2- تبعات حضور توریست در کشور چیست؟
3- جرائم علم توریست در کشور چیست؟
4- جرائم که توسط توریست انجام می شود چیست؟
5- حقوق و تکالیف جهانگردان غیر مسلمان در کشور چیست؟
6- تأثیر صنعت توریست و توریست برامنیت کشور چیست؟
توریست
به شخصی خارجی جهت سیاحت، گردش، ورزش، که اقامت آن کمتر از 24 ساعت نباشد و بیشتر از 2 ماه هم نباشد توریست گفته می شود.1(نقل از جناب سروان نبوی فر)
کمیته 22 ژانویه سال 1937 تعریف زیر را برای توریست توجیه نمود.
فردی که به مدت 24 ساعت یا بیشتر به کشوری مسافرت می کند و معمولاً حق اقامت در آنجا را دارد.
کمیته افراد ذیل را جهانگرد محسوب می کند:
1- افرادی که برای تفریح، مسائل خانوادگی، بهداشتی و غیره مسافرت می کنند.
2- اشخاصی که برای شرکت در جلسات و یا هیئت های علمی، اداری، سیاسی، مذهبی و ورزش مسافرت می کنند.
3- افرادی که برای تجارت مسافرت می کنند.
4- کسانی که از طریق مسافرتهای دریایی وارد کشوری می شوند وقتی که کمتر از 24 ساعت در آن کشور می مانند.
افراد ذیل در اعداد جهانگردان نیستند:
1- افرادی که با قرارداد یا بدون قرار داد برای کسب شغل یا اشتغال در تجارت وارد کشوری می شوند.
2- سایر اشخاص که برای اقامت واردکشوری می شوند.
3- دانشجویان که در مدارس و مؤسسات شبانه روزی اقامت دارند.
4- ساکنان مرزی و افرادی که مقیم کشوری هستند ولی در مملکت مجاور کار می کنند.
5- مسافرانی که بدون توقف از کشوری عبور می کنند و چنانچه حتی این مسافرت بیش از24 ساعت طول بکشد باز در زمره جهانگردان بشمار نمی آیند.
کمیسیون آماری سال 1953 سازمان ملل متحد
بازدید کننده
افراد غیر مقیمی که می خواهند بدون اشتغال بکاری به مدت یکسال یا کمتر در کشوری اقامت کند و این امر شامل افراد وابسته به آنها نیز می شوند.
کمیسیون مذکور تقسیم بندی این مقوله را طبق منظور از بازدید به شرح ذیل توجیه نمود.
ترانزیت، تعطیلی، تحصیل، تجارت یا سایر بازدیدکنندگان.
کنفرانس سال 1963
کنفرانس مذکور تعریف جامعی از اصطلاح بازدید کننده را از لحاظ آماری چنین تعریف می کنند.
کسی که از کشوری غیر از مملکتی که در آن اقامت دارد و نیز بغیر از کسب شغل دیدن کند. این تعریف شامل 2 طبقه می باشد. جهانگردان، سیاحان
جهانگردیعنی بازدید کننده موقتی که باید حداقل24 ساعت در کشور مورد نظر بازدید بماند.
و منظور از مسافرت یکی از اهداف زیر است:
1- استراحت، تفریح، تعطیلات، سلامتی، تحقیق، مذهب، ورزش.
2- تجارت، دلایل خانوادگی، مأموریت، شرکت در جلسات.
سیاح : بازدید کننده موقتی که کمتر از 24 ساعت در کشوری می ماند و شامل مسافران دریایی نیز می باشد.
صنعت جهانگردی
جهانگردی به معنی عام
می توان آن را به عنوان پدیده جمعی و تنوع تمدن صنعتی که از سفر و اقامت همزمان غیر بومیان منشأ گیرد تعریف کرد.2
جهانگردی به معنی فشرده
جهانگردی عبارتست از مجموعه فعالیت هایی که درایام فراغت انجام می شود البته نه در جهت انجام کار و امور وابسته به آن بلکه به منظور استراحت یا بازیابی نیروی از دست رفته افزایش شناخت، آگاهی، روابط انسانی و غیره که به سفر و اقامت غیر از مسکن مأوای همیشگی.3
تعریف اخیر در واقع جهانگردی را مثل پدیده ای با چشم انداز فرهنگی معرفی می کند.
تعریف دیگر در صنعت جهانگردی
صنعت که یک پدیده هنری و ابداع تکنولوژی متنوع زایده فکر و دست بشر بود . در جریان گردش معاملات درآمد حاصل آن در گردش چرخهای اقتصادی کشوری به کار گرفته می شود. در جهانگردی هم که از نظر اقتصادی پدیده ای است سودآور که با انجام آن و ورود این افراد به سرزمین کشوری نیز به ذخایر ارزی آن می فزاید گفته می شود صنعت جهانگردی و یا بعبارت دیگر عصر ما که عصر ارتباطات است و جهانگردی بویژه برای شکوفایی و معرفی فرهنگ پیشرفته انقلاب اسلامی و میلی و جاذبه های متنوع و با ارزش طبیعی و فرهنگی کشور ما امری است ضروری و بهمین خاطر باید گفت صنعت جهانگردی و یا بعبارت دیگر یک صنعت بدون دود .
افرادی که هدفشان از ورود به کشور داد و ستد و استفاده از معافیت های گمرکی است این افراد که بیشتراز کشورهای تازه استقلال یافته شوروی، پاکستان، ترکیه، آفریقا وارد کشور می شوند. بیشترفروش کاغذ رادیولوژی به صرافی ها به همراه یک ماده قلابی جهت تبدیل به دلار.4(به نقل ازسروان نبوی فر)
گذرنامه
سندی است که از طرف (نیروی انتظامی) به اتباع کشور، که قصد مسافرت به خارج دارند، داده می شود.5
ویزا یا روادید
اجازه نامه است که از طرف مأموران کنسوی ایران در خارج به بیگانگانی که دارای گذرنامه معتبر خارجی اند به منظور ورود به ایران ویا عبور از آن داده می شود.6
امنیت ملل
امنیت ملی به معنای امنیت کل یک هویت اجتماعی- سیاسی است. منظور از امنیت ملی توانایی پیک کشور در حفظ ارزشهای خودی در برابر تهدیدهای خارجی است.
امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می دهد از تهدید بالقوه یا بالفصل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد و در راه رفاه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی، و انسانی و تأمین وحدت و موجودیت کشور و رفاه عامه فارغ از مداخله بیگانه گام بردارد.
امنیت
دارای تعاریف گوناگونی است که به دو نمونه آن اشاره می شود.
- عبارت است از نیل به سطحی از اطمینان خاطر برای تحصیل و صیانت منابع ملی
- عبارت است از توانایی کشور در رفع تهدیدهای خارجی علیه حیات سیاسی یا منافع ملی خود.
گردشگری بین المللی
شخصی که به کشور دیگری غیر از کشور محل اقامت خود برای مدت حداقل یک شب و حداقل یک سال سفر و در مراکز اقامتی عمومی یا خصوصی آن کشور اقامت نماید هدف او از سفر انجام فعالیت هایی برای کسب موقعیت شغلی (مهاجرت بر کاری) نباشد.
هیئتهای سیاسی، دیپلماتها، کارمندان عالی سفارت خانه ها، اعضای نیروهای مسلح که از کشور مبدأ خود به کشور مورد مأموریت یا بالعکس سفر می کنند مهاجرانی برای کار یا اقامت، پناهندگان، آوارگان، مسافران عبوری، افرادی که مستقیماً میان فرودگاه ها و دیگر ترمینال ها جا به جا می شوند یا برای مدت کوتاهی در محل معینی در ترمینال هوایی باقی می مانند، افرادی که به شاغلان مرزی معروف هستند در زندگی مرز کشور سکونت دارند لیکن در کشور همسایه مشغول به کار می باشند، همچنین کسانی که کمتر از یک شب در کشور اقامت داشته باشند جزء گردشگران بین الملل محسوب نمی شوند.
پی نویس
1- نبوی فر- سروان- مسئول دایره جهانگردان اداره حراست ویژه اداره کل اتباع خارجه
2- پروفسور آلبرتا از کتاب عوامل جامعه شناسی و روانشناسی جهانگردی- ترجمه محمد دباغ
3- همان منبع پیشین
4- نبوی فر- سروان- مسئول دایره جهانگردان اداره حراست ویژه اداره کل اتباع خارجه
5- قانون گذرنامه- ماده 1
6- طباطبایی مؤتمنی- دکتر منوچهر- آزادی های عمومی و حقوق بشر- ص 52