| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 1782 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
تعریف جمعیت:
به مجموعهای از انسانهایی گفته میشود که در یک محل خاص سکونت داشته باشد.
انواع طبقهبندی جمعیت :
1) مقیم: به جمعیتی گفته میشود که در یک منطقه خاص زندگی میکنند و ثابتا
2) جمعیت واقعی: به جمعیتی گفته میشود که موقع سرشماری همان لحظه حاضر باشند.
3) جمعیت اصلی: کل جمعیت منطقه را در بر میگیرد.
4) جمعیت فرعی: جمعیت کوچکی از جمعیت اصلی میگویند.
5) جمعیت بسته: به جمعیتی گفته میشود که فقط زاد و ولد وجود داشته باشد.
6) جمعیت باز: به جمعیتی گفته میشود که علاوه بر زاد و ولد مهاجرت هم نقش دارد.
تعریف جمعیت شناسی
علم مطالعهی جمعیتها که این جمعیتها را از ترکیبهای مختلف ببینیم.
جمعیتشناسی:
کیفی: مطالعهی خصوصیات انسانها را کیفی میگویند.
کمی: ترکیب و حرکات جمعیت در زمان و مکان مشخص
تعریف ساختار جمعیت:
بین سن و جنس مقایسه برقرار کند که همهی انسانها از این دو گزینه مطالعه کند.
تعریف توزیع جنس جمعیت:
هر جمعیت از افراد گروههای مذکر و مؤنث تشکیل شده ویژگیهای جسمانی معینی که مرد و زن را از هم متمایز میکند جنس نام دارد.
پاورپوینت 39 اسلاید
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5004 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
نام فضای آموزشی : مرکز آرونوف
(Aronoff Center )
سازنده : ایزن مان ( Eisenman )
کشور : نیویورک
تاریخ تکمیل : 1990
محوطه ساختمانی : 13400 متر مربع
مقدمه
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5075 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
روش استاندارد برای تعیین خمیرنرمال (غلظت نرمال)
| دسته بندی | علوم آزمایشگاهی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5155 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
1- هسته انگور:
1- سلولهای هسته انگور از سه قسمت تشکیل شده است
باگچی و همکاران1 در سال 2002 ابراز داشتند که هسته انگور شامل یک ترکیب پیچیده به طور تقریبی 40% فیبر، 16%روغن، 11%پروتئین و 7%فنولهای پیچیده و تانن ها، بعلاوه شکرها،نمکهای معدنی و غیره. پروآنتوسیانیدین ها یک گروه از پلی فنول فلائونیدها هستند که در هسته انگور وجود دارند که می دانیم فعالیت دارویی و پتانسیل درمانی وسیعی دارند.[ ]
بریلووسانگ2 در سال 2006 ترکیبات پلی فنول چنین معرفی کردند که از خود فعالیت های ضد باکتریایی، ضد ویروسی، آنتی اکسیدان، ضد اشتعال و ضد سرطان نشان داده اند.
فهرست مطالب
1- هسته انگور
2- آنتی اکسیدان ،طبقه بندی وخواص آنتی آکسیدانها
3- مروری بر پژوهش های پیشین
4-انتخاب سیستم حلال
5-بازده استخراج
6-ارزیابی قدرت احیاءکنندگی آهن
7-به دام انداختن رادیکالهای آزادبااستفاده از روش DPPH
8 -نتیجه گیری
9-پیشنهادات
پاورپوینت 48 اسلاید
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 155 |
1-1- اهمیت تحقیق
موضوع این پایان نامه همان گونه که از اسمش پیداست بررسی جایگاه و سهم ادبای گرگان در ادبیات عرب آن هم در فاصله زمانی اوایل قرن دوّم تا نیمه قرن هفتم هجری می باشد. زبان عربی زبان اسلام و قرآن است و در دوره عباسی بیشتر به عنوان زبان تألیف معروف بوده است یعنی آثاری را که علما برجای می گذاشتند به زبان عربی بود و حتی غالب این تألیفات نیز شامل علوم عربی همانند صرف، نحو، بلاغت، لغت، قرائت، و علوم دینی همچون تفسیر، حدیث، فقه، کلام و ... بود. البته زبان ادبای گرگان در عصر عباسی فارسی بوده است لیکن تأثیر زبان عربی و فارسی بطور متقابل بررسی می شود. در بستر ارتباط چند جانبه دینی، سیاسی، ادبی، علمی، فرهنگی و اجتماعی ادبای گرگان با ادبای عرب و عربی دانان واژگان فراوانی میان این دو زبان متبادل شده است که بیشتر به اصطلاحات نظامی، دیوانی (اداری)، حکومتی و مالی محدود می شود و نیز برخی از عادات، رسوم و فرهنگ ادبای این دو زبان نیز بطور دوجانبه جابجا و منتقل شده است. بدلیل گستردگی حوزه فعالیت ادبای گرگان و نیز تعداد بسیار زیاد ایشان، این تحقیق اهمیت می یابد. این مهم است که بدانیم در کشوری که زبان فارسی عموماً رایج است، ادبای یک منطقه خاص به چه میزان در ترویج، تکوین و تکمیل ادبیات عرب سهیم بوده اند. مهمتر اینکه وقتی می بینیم این ادبا و دانشمندان در زمینه های غیرادبی شامل فقه، تفسیر، کلام، منطق و سایر علوم نیز مطالبی نگاشته اند و همین مطلب نیز علاقمندی دوجانبه را میان ایشان و آنان که در عربی و ادبیات آن دستی دارند، می افزاید، به طور طبیعی اهمیت این تحقیق آشکارتر می شود.
1-2- ضرورت تحقیق و پیشینه آن
وقتی مشاهده می کنیم که زبان عربی در دوره عباسی زبان اداری و سیاسی بوده است و غالباً پادشاهان و حکما و رجال دولتی آن را نیک می دانستند، مشخص می شود که عربی در ارتباطات ایشان با ممالک غیرعرب نیز بکار می رفته است و چون تاکنون درخصوص تأثیر ادبای گرگان که یکی از مهمترین نقاط غیرعربی است که در آن زبان و ادبیات عرب تقریباً در همه جا و آن هم به شکل فراگیر رایج بوده است، در زبان و ادبیات عرب بحثی نشده است، این تحقیق ضرورت می یابد امّا از آنجایی که تاریخ این مسأله طولانی است، یکی از دورانهای مشخص (دوره عباسی) مدنظر قرار گرفته و پیرامون آن بررسی و تحقیق شده است. در لابلای کتب ادبی و تاریخی نیز کمتر به مضمون این تحقیق و یا مضامین مشابه برمی خوریم که خود جای خالی چنین کاری را نشان می دهد و از ضرورت آن پرده برمی دارد.البته ناگفته نماند که در کتب و منابع معتبر بسیاری نظیر وفیات الاعیان ابن خلکان ، معجم الادباء یاقوت حموی و غیر اینها بحث از رجال ، علما و ادبای گرگان به میان آمده و در شرح احوال، آثار وافکار آنان مطالبی نگاشته شده است لیکن به طور مشخص وبه صورت یکجا و ویژه ، راجع به نقش وسهمی که درادبیات عرب داشته اند کار چشمگیری انجام نشده که تحقیق حاضر به دنبال رفع این خلاء می باشد .
1-3- روش تحقیق
در این تحقیق سعی شده است از حداکثر امکانات و روشها جهت پی بردن به کنه موضوع و رعایت دقت در نگاشتن مطالب استفاده شود. امّا به طور مشخص از روش تحقیق کتابخانه ای استفاده شده است. بنابر صلاحدید استاد محترم راهنما قرار بر این شد که پس از مطالعه آثار مربوط و کتب تاریخی و ادبی که به این موضوع ارتباط دارد و استخراج مطالب اولیه، آن مطالب در قالب چندین فصل منظم شده و پس از پروراندن موضوع و بحث درباره آن در طی فصول پایان نامه نتیجه منطقی را که عائد می گردد، به عنوان خاتمه مباحث بیاوریم که البته اینگونه هم شد. در این تحقیق سعی شده است حتی المقدور بر اساس معجم الادباء یاقوت حموی ، وفیات الاعیان ابن خلکان ، چندین دایره المعارف مرتبط و تاریخ ادبیات شادروان دکتر صفا مطالب استخراج و منظم گردد که البته در تکمیل و بازبینی مطالب، از سایر منابع نیز استفاده شده است. برای جمع آوری منابع و مآخذ بیشتر و بهتر که نهایتاً شمار آنها به حدود یکصد جلد کتاب می رسد، به کتابخانه های معتبر تهران، خراسان (آستان قدس رضوی)، گرگان و برخی جاهای دیگر مراجعه شد که حاصل آن بدست آوردن انبوهی از اطلاعات در زمینه های گوناگون در باره مردم گرگان، موقعیت جغرافیایی و طبیعی آن، و اوضاع گوناگون پیشینیان این منطقه می باشد.
1-4- هدف تحقیق
هدف از انجام مراحل این تحقیق همانگونه که از نامش پیداست، بدست آوردن میزان سهم و جایگاه ادبای گرگان در ادبیات عرب در دورة عباسی حد فاصل سالهای 132 الی 656 هجری قمری می باشد، اینکه دهها و بلکه صدها ادیب و عالم چیره دست در منطقه گرگان وجود دارد و اتفاقاً اسامی آنها به صورت عربی بر آنان نهاده شده است در حالی که منطقه فارسی نشین می باشد، مطلبی است که پیدا کردن چرایی آن، هدف تحقیق حاضر را تشکیل می دهد.
و نیز ازاهداف این تحقیق مواردی دیگر نظیر یافتن وجوه توانمندیهای مختلف ادبا و علمای گرگان در عصر عباسی، بررسی قابلیتهای یک منطقه در یک زبان در عین عدم شهرت آن و انتساب رسمی آن به زبان موصوف، و دهها دستاورد دیگر است که در طول مراحل تحقیق به آن دست پیدا می کنیم. به هر حال بررسی، تحقیق و تتبع در این موضوع توانسته است علاوه بر وجه ادبی و توانمندی ادبیاتی و نیز سوابق ادبای گرگان، پرده از سایر جوانب نیز بردارد که البته این نیز خود به صورت تلویحی هدف از تحقیق حاضر می باشد.
1-5- مشکلات و موانع تحقیق
گذشت قرنها از دوره عباسی، در دسترس نبودن همه منابع و مآخذ لازم و کافی، تناقض در مطالب مندرج در دو یا چند منبع و عدم امکان اطمینان کافی به صحت مطالبی که استخراج می شود و همچنین روشن نبودن اسنادی که یک مطلب به آن نیاز دارد تا به عنوان یک مطلب درست و صحیح مورد استفاده و استناد قرار گیرد، از جمله مهمترین مشکلات و موانع سرراه این تحقیق بوده است که جهت کاستن از موانع مزبور تلاش زیادی صورت پذیرفته از جمله سعی شده است به منابع بیشتری مراجعه شود، به اوثق مطالب و مندرجات تکیه شده و در استخراج مطالب حتی المقدور والامکان همه ملاحظات و مقتضیات در نظر گرفته شود تا شاهد اثری خوب و ارزنده باشیم امّا به هر حال نگارنده این تحقیق را باز هم نیازمند مساعدت و راهنمایی دیگران و تحقیق بیشتر تا تکمیل مطالب توسط خود و سایرین می بیند. باشد که آیندگان نیز جهت هر چه بهتر بدست آوردن حقایق و موضوع این تحقیق و مسائلی که از رهگذر آن به ذهن خطور می کند و پیش می آید، به طور جدّ تلاش نمایند و همگان را از نتایج بررسی و کنکاش خود در حوزه های مختلف بهره مند سازند.
2-1-گرگان و استرآباد در عصر عباسی
می دانیم که فرهنگ و علم و ادب، تابع مؤلفه های گوناگونی از جمله شرایط اجتماعی و اقتصادی یک جامعه است.
ادبا و دانشمندان زیادی در خطه گرگان تربیت شده اند. گرگان از اوایل قرن 4 عصر حکومت زیاریان تا قرن 6 هجری در اوج شکوه و عظمت بود و توانست بزرگان و افاضل زیادی را در خود بپروراند. مساجد گرگان دارای حلقه های درسی فراوان بود و مدرسان نیز که در مساجد بودند، به تدریس علوم مختلف می پرداختند و همین امر نیز سبب شد که ادبای زیادی در آن پرورش یابند.
آنقدر شرایط فرهنگی و اجتماعی و علمی در گرگان فراهم بود که می بینیم در گرگان بزرگان علوم مختلف و دانشمندان بزرگی چون ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی چندین سال در آن محیط مناسب بسر می برند و به تحصیل و تدریس می پردازند. و نیز غزالی مدتها در آنجا ماند و به تحصیل علم و ادب پرداخت.
در آن زمان یعنی در قرن 3 و 4 زلزله ویرانگری در سال 260 هجری قمری به همراه طاعون وحشتناک سالهای 378 و 379هـ و نیز درگیریهای فراوان بین حکومتهای محلّی بر سر این منطقه که آنجا را محل تردد و برخوردهای متعدد آنها نموده بود، نه تنها این شهر، بلکه کل ایالت گرگان و تختگاهش استرآباد را نیز به ویرانی کشاند و شهر جرجان برای همیشه به انحطاط و نابودی گرایید.[1]
اما پس از نابودی گرگان ، استرآباد یک قرن بعد مجدداً جانی تازه گرفت وازاین قرون به بعد شاهد درخشش این شهر درتاریخ اسلام هستیم .
اکثریت جمعیت شهر را مسلمانان سنی مذهب تشکیل می دادند. هر مذهبی در آن زمان مسئوول و بزرگی برای خود داشت. مثلاً ابوجعفر کمیل بن جعفربن کمیل فقیه گرگانی بکرآبادی رئیس حنفیان شهر در نیمه دوّم قرن 4 بود امّا در استرآباد به احتمال زیاد اکثریت با شیعیان بود هر چند ابن سهمی به وجود تسنن نیز اشاره کرده است و می نویسد که مثلاً فقیه بزرگ شافعی مذهب به نام ابراهیم بن مطرف بن حمید از مردم این شهر بود. وی که کنیه اش ابواسحاق استرآبادی بود، به سال 249 درگذشت. و نیز ابویعقوب معروف به ابن ابی عمران شافعی از علمای بزرگ فقه اوّلین کسی بود که کتابهای شافعی اهل تسنن را به استرآباد آورد.[2]
2-2-موقعیت جغرافیایی گرگان در عصر عباسی
گرگان عصر عباسی را نباید با گرگان فعلی که مرکز استان گلستان در شمال جمهوری اسلامی ایران است، یکی دانست. دو منطقه گرگان و استرآباد نیز به یک نقطه واحد گفته نمی شود. هر کدام از این جاها از نظر جغرافیایی با دیگری فاصله دارد. ایالت گرگان و منطقه استرآباد و شهر جرجان (یا گرگان) هر کدام در نقطه ای واقع شده اند.
از میان اسامی فوق ایالت گرگان از همه وسیعتر بود و شامل منطقه ای می شد که از «تمیشه» روستای خرابه شهر فعلی کردکوی آغاز می شودو تقریباً تا حوالی گنبد کاووس (قابوس) فعلی که هم اکنون در نود کیلومتری شرق گرگان مرکز استان گلستان قرار دارد، ادامه می یافت.[3]
استرآباد نیز به شهری گفته می شود که در مقاطعی از تاریخ، «تختگاه» یا مرکز این ایالت بوده است.
امّا شهر جرجان یا گرگانِ قدیم شهری بود در منتهی الیه شرق ایالت گرگان که هم اکنون نیز ویرانه ها و آثاری از آن در حاشیه شهر گنبد کاووس فعلی باقی مانده است.
به عبارتی ساده تر می توان حدود جغرافیایی استرآباد، ایالت گرگان، گرگان، جرجان و گنبد کاووس را بدین شرح توصیف نمود:
1- استرآباد : مرکز ایالت گرکان (از کردکوی تا گنبد فعلی) بوده است.
2- ایالت گرگان : از حدود کردکوی آغاز و تا گنبدکاووس ادامه داشته است.
3- گرگان : در سال 1316 این نام به جای استرآباد استفاده شد.
4- جرجان : تقریباً گنبدکاووس فعلی را شامل می شود.
5- گنبدکاووس: تقریباً همان جرجان یا گرگان قدیم است.
البته طبرستان نیز همان مازندران فعلی می باشد و در این رساله به همین معنا در نظر گرفته می شودو گرگانج نیز توسط عربها نامیده شده که این نامگذاری توسط آنان بین سالهای 600الی 1200هجری کاربرد داشته است .[4]
2-2-1- نقشه ایالت گرگان در عصر عباسی
2-2-2- نقشه و تقسیمات سیاسی فعلی استان گلستان
گرگان یا استان فعلی گلستان به عنوان یکی از 30 استان کشور مستقل و پهناور جمهوری اسلامی ایران می باشد.
سابقه تبدیل آن به یک استان جداگانه به حدود 10 سال می رسد. تعداد شهرستانهای گلستان به مرور و با توجه به مقتضیات خاص سیاسی، جغرافیایی ، طبیعی و ... در حال تزاید است فعلاً تعداد یازده شهرستان به نامهای گرگان، گنبد کاووس، علی آباد، آزاد شهر، رامیان، کردکوی، آق قلعه، مینودشت، کلاله، بندرگز و بندرترکمن در این استان وجود دارد و شهرهای مهم دیگری نیز که به لحاظ کشاروزی، صنعتی و نیروی انسانی در سالهای اخیر در سطح استان و کشور بیشتر مطرح شده اند نیز در حال ارتقای سیاسی به مرکز شهرستان می باشند که از مهمترین آنها می توان به شهر زیبا و دیدنی دَلَند در 60 کیلومتری شرق گرگان مرکز استان گلستان اشاره نمود.
این استان از شمال به کشور ترکمنستان ، از جنوب به استان سمنان ، ازشرق به استان خراسان شمالی و ازغرب به خلیج گرگان واستان مازندران محدود می باشد .[5]
2-2-3-اظهار نظر بزرگان علمی و ادبی در کتب مختلف در مورد گرگان
یعقوبی در البلدان می نویسد:
«خراج گرگان 10 میلیون درهم است.... انواع جامه های حریر، شتران تنومند و درخت خرما فراوان دارد....»[6]
ابن حوقل در صوره الأرض می نویسد:
«درگرگان بارانهای دائمی دارد ... اصل ابریشم طبرستان از ولایت گرگان به دست آید... در انیجا ثلج (نمک چینی)، خرما، ترنج، انجیر و زیتون بدست می آید... دانشمندان معروف بسیاری داشته است. اغلب توابع گرگان کوهستانها و قلعه های استوار است که شمار آنها از هزار بیشتر باشد... عواید آن از وشمگیربن زیاد و بهستون بن وشمگیر است که حدود 000/200 تا 000/000/2 درهم است.»[7]
در کتاب حدود العالم من الشرق الی المغرب به سال 370 هـ.ق آمده است:
«مردمان گرگان درشت صورت و جنگی و با مروت هستند ... از آن جامه ابریشم سیاه خیزد و وقایه و دیبا و قزین... استرآباد هم شهری است بر دامن کوه و خرم و آبهای روان و مردم به 2 زبان سخن می گویند : 1- لوترای استرآبادی 2- پارسی گرگانی و از آن جامه بسیار خیزد از ابریشم چون مبرم و زعفوری.»[8]
اصطخری در اواخر قرن 4 هـ.ق چنین نوشته است:
«.... در نواحی گرگان آبهای بسیار باشد و نواحی کشاورزی فراوان هست و چون از عراق گذشتی هیچ شهری جامعتر از گرگان نیست.... استرآباد به دریا نزدیک است و بندربزرگ آبسکون را دارد.»[9]
مقدسی نیز در سال 375 هجری قمری می نویسد:
« از گردشگاههای زمین بهتر آن از نظر ساخت گرگان باشد... نهرها پر آب، باغها فراوان، روستاها بزرگ و پربرکت ... شهر بازار، کاروانسرا و مساجد زیبا دارد و مسجدها را نقاشی کرده اند ... پیران با دین و دانش و ثروت دارد ... خطیب ایشان حنفی است ... شیعیان هم در گرگان و طبرستان هستند ... زبان مردم قومس و گرگان نزدیک است ... اندرزگویی با فقیهان و راویان است ... استرآباد خوش هواتر و آبی گواراتر از گرگان دارد... مسجد جامع در بازار و جلوی آن نهریست..»[10]
ثعالبی در اثر معروف خود به نام یتیمه الدهر می نویسد:
» من نیز به جرجان سفر کردم ...و به خدمت صاحب بن عباد که تا به سال 373 هـ وزارت مؤید الدود آل بویه را در گرگان داشت، رفتم...»[11]
وی در کتاب التمثیل و المحاضره نیز در مورد گرگان می نویسد:
« ... کتاب المبهج را در گرگان به اسم قابوس وشمگیر، حاکم گرگان نوشتم و اهداء نمودم ....»[12]
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1001 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
چکیده
هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند . به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل 1 این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها . یک نمونه 30 تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه 2 تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان ) و یک پرسشنامه محقق ساخته بود و نیز استفاده از روش تحلیل استنباطی (کروسکال والیس ) .
در انتها به بحث و نتیجه گیری در مورد نتایج بدست آمده پرداخته و مشخص شد که تفاوت معناداری بین سلامت روان این 3 گروه وجود نداشت و تنها رضایت از زناشویی در بین گروه سنتی بالاتر بود که شاید به دلیل بالا بودن مدت زمان تاهل این افراد بود که در سطح معناداری قرار داشت .
فصل اول
مقدمه
بدون شک سلامت افراد جامعه اهمیت بسزایی دارد جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند. بیماری و ناتوانی روابط انسانی را مختل می کند در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . پس طبیعی است که علم طب با هدف دستیابی به اطلاعات جدید همواره در حفظ و بهبود سلامت جامعه تلاش می کند ، حفظ سلامت جسمانی افراد یک جامعه یعنی جلوگیری از شیوع یا ریشه کن ساختن بیماریهایی که باعث از کار افتادن یا نابودی انسان می شوند .
همانگونه که بهداشت به عنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت بسزایی برخوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندرکاران قرار گرفته است . ( شهیدی ، 1381 ، ص 7) در نظام آفرینش و در حیات پدیده ها و سیر حرکت آنها ، اگر با دیدی عمیق و عارفانه بنگریم جلوه وحدت و محبت آن را می بینیم که این جلوه در میان انسان ها از عوامل انس و روابط انسان است . دست آفرینش میان زن و مردچنین جلوه ای را مبلغی ساخت تاآن دو را به هم پیوند دهد و در کنار هم آرامش گیرند و بنیان اصلی خانواده را تشکیل دهند .
به درستی هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند ، چنانچه از خانواده هایی سالم برخودار نباشد . بی هیچ شبهه ، هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد . لذا ما در این پژوهش بر آنیم تا یکی از فاکتورهای مهمی را که در تعیین سلامت روان خانواده نقش بسزایی دارد که در واقع نحوه شروع و آغاز رابطه زوجین با یکدیگر است را بررسی می کنیم . ما در این پژوهش 3 شیوه ارتباط و آشنایی را که مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از :
1) سنتی 2) نیمه سنتی 3) مدرن
در فصل 1 این پژوهش : ما سوالات و مفروضاتی را که در ذهنمان یا در ذهن سایر مردم وجود دارد را مطرح ساخته و انواع متغیرها را تعیین کرده و تعریف می کنیم .
در فصل 2 این پژوهش : ادبیات و پیشینه موضوع مورد تحقیق را اعم از سلامت روان و ازدواج را مطرح می کنیم .
در فصل 3 ما جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری ، ابزار تحقیق و... را مد نظر قرار خواهیم داد .
در فصل 4 داده های بدست آمده از پرسشنامه ها را تحلیل توصیفی و استنباطی خواهیم کرد .
در فصل 5 نتیجه گیری کرده و محدودیت های پژوهش را عنوان خواهیم کرد و نتیجه پژوهش را با دیگر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است مقایسه کرده و در آخر منابع را ذکر می کنیم .
ضرورت پژوهش :
می دانیم که خانواده رکن بنیادی و اساسی جامعه است و برای داشتن جامعه ای سالم باید افراد سالمی داشته باشیم ، لازمه برخورداری افراد( کودکان ، نوجوانان ، جوانان ) از سلامت روان ، داشتن والدینی است که خود از سلامت روانی بالایی بهره مندند . برای اینکه یک زوج احساس رضایتمندی کرده وسلامت روانی مطلوبی داشته باشند ، علل و شرایط مختلفی دخیل است . از جمله : وضعیت اقتصادی ، نوع اشتغال ، وجود تفاهم در علائق ، در فرهنگ ، تفاوت سنی که بینشان وجود دارد و پیشینه ای که در زمان تجردی و زندگی با پدر و مادرشان تجربه کردند و...
ولی از آنجایی که یکی از فاکتورهای مهم واساسی در تضمین سلامت روانی زوجین نحوه آشنایی و شیوه همسرگزینی آنهاست ، لذا ضرورت ایجاب می کند تا ما در این پژوهش این مهم را بررسی نماییم .
در این تحقیق ماسه شیوه همسرگزینی را مدنظر قرار داده ایم :
1)آشنایی و دوستی قبل از ازدواج ( بدون دخالت اولیه خانواده ها ) = مدرن
2)آشنایی به هنگام خواستگاری ( گذراندن مدت زمانی بیش از 6 ماه به عنوان نامزد با نظارت و آگاهی خانواده های هر دو طرف و آزادی در مورد قطع یا ادامه ارتباط) = نیمه سنتی
3)آشنایی به هنگام خواستگاری ( و در مدتی کمتر از 6 ماه عقد و عروسی کردن)= سنتی
سوالات پژوهش
1- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « سنتی – مذهبی » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
2- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « نیمه سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
3- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « غیر سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
4- آیا سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی » داشته اند و افرادی که « ازدواج غیر سنتی و مدرن » داشته اند تفاوت معناداری با یکدیگر دارد ؟
5- میزان رضایت شغلی ، رفاه اقتصادی ، اعتقادات مذهبی و... در این 3 گروه افراد با ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن چگونه توصیف می شود ؟
فرضیه های پژوهش :
1)سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی داشته اند و افرادی که ازدواج غیر سنتی داشته اند تفاوت معناداری دارد .
2)افرادی که ازدوج « نیمه سنتی » داشته اند نسبت به دو گروه دیگر از سلامت روانی بیشتری برخوردارند .
تعیین متغیرها :
متغیر مستقل ß ( انواع ازدواج ) 1)سنتی – مذهبی 2)نیمه سنتی
3)غیر سنتی- مدرن
متغیر وابسته ß سلامت روان در زندگی زناشویی
متغیرهای مزاحم ß جنسیت ، تحصیلات ، مدت تاهل، عقاید مذهبی ، شغل رفاه مالی –داشتن و نداشتن فرزند
متغیر کنترلßسن (افراد 35-20 ساله ) ،منطقه سکونت(منطقه 2 تهران)
تعاریف مفهومی
1)ازدواج : ازدواج از نظر لغوی بعضی جفت کردن و شوهر کردن و با یکدیگر جفت و قرین شدن و نکاح اما به طور کامل رابطه حقوقی است که به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد ایجاد می شود ( معین ، 1375 ).
2)ازدواج مدرن : در این پژوهش عبارت است از : مراوده و تعامل بین دو جنس مخالف که همراه با « رابطه عاطفی » است و بعضا می تواند با رابطه جنسی همراه باشد و میزان تعهد در این روابط اغلب متغیر است و ممکن است گاهی به ازدواج ختم شود .
3)ازدواج سنتی : اساسا ازدواجی است که طبق اسلام با خواستگاری و توصیه بزرگترها شروع شود و افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را ندارند و در کمتر از 6 ماه ازدواج کنند .
4)ازدواج نیمه سنتی : این نوع ازدواج ، ازدواجی است که علیرغم شروع با خواستگاری و توصیه بزرگترهای خانواده ، افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را دارند و نیز حداقل 6 ماه قبل از عقد با یکدیگر رفت و آمد کرده و به راحتی در مورد قطع یا ادامه رابطه تصمیم بگیرند .
تعاریف عملیاتی :
سلامت روان : در این پژوهش نمره ایی که هر فرد با استفاده از پرسش نامه با GHQ خواهد گرفت تعیین کننده سلامت روان وی خواهد بود .
فصل دوم
سلامت
سنت علمی بر آسیب شناسی مبتنی است .نیومن (1979) برای یکپارچه کردن دیدگاه ها به سلامت و بیماری ،تعریف گسترده ای از سلامت را بدین شرح ارایه می کند که در آن سلامتی ترکیبی از بیمار بودن و بیمار نبودن است:
1.سلامتی ،شرایطی را شامل می شود که به صورت بیماری و آسیب شناسی توصیف می شود.
2.شرایط آسیب شناسامه را می توان تظاهر سبک کلی فرد تلقی کرد.
3.سبک فرد که عاقبت خود را به صورت آسیب شناسی نشان می دهد،ابتدایی بوده و قبل از تغییرات ساختاری ،کارکردی وجود دارد .
4.شما بر طرف کردن آسیب ،سبک فرد را تغییر نخواد داد.
5.اگر بیمار شدن شما راهی است که می تواند سبک خود را آشکار کند پس این بیماری ،شکلی از سلامتی را برای او به نمایش می گذارد.
6.سلامتی ،گسترش هشیاری است.(کیت تودور،ترجمه خواجوی ،1382،ص 56و55)
وضعیت سلامتی
وضعیت سلامتی به تجربه کلی فرد یا جمعیت از سلامت گفته می شود . از نظر نیومن(در کنار سلامت به عنوان ظرفیت ،یا فرایند)وضعیت سلامتی یک رویکرد به تعریف سلامت ،و از نظر سنتی به عنوان یک تعریف علوم طبیعی است،یعنی وضعیت عینی که نیازمند تایید زیستی – پزشکی است ، اگرچه هیچ دلیلی برای عدم امکان ارایه یک تعریف ذهنی از وضعیت سلامتی و جود ندارد.
شاخص سلامتی ،مقیاس و وضعیت سلامتی است.
فهرست سلامتی ،ترکیبی از شاخص های متعدد سلامتی است.
فهرست وضعیت سلامتی ،مقیاس خلاصه شده ای از وضعیت سلامتی است.(همان منبع ،1382،ص 57)
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 144 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 139 |
فصل اول
کلیات
1-1- بیان مسئله
بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواجها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج انجام دادهاند. در دوره کنونی عواملی که سبب تغییرات در شکل و نوع و سن ازدواج میشود بررسی میگردد.
2-1- اهمیت و ضرورت مسئله:
در این مورد ما میفهمیم که هدف مردم در سه دوره مختلف در زمینه ازدواج چیست و به جنبههای فرهنگی- اقتصادی- جغرافیایی- سیاسی-اجتماعی در ازدواج دست مییابیم وهمچنین به ریشهیابی نوع ازدواجها میپردازیم و عوامل مختلفی نیز که سبب تحولات در ازدواج شده است را بررسی میکنیم.
3-1- انگیزه تحقیق:
بررسی دقیق و تخصصیتر و شناخت کامل از ازدواج از دوره قاجاریه به بعد و همچنین تحلیل مردمشناسی در مورد ازدواج و پیامدهای حاصل تغییرات ازدواج در جامعه.
4-1- اهداف تحقیق:
اهداف تحقیق بررسی
1. ازدواج و همسرگزینی در بین شاهان قاجاریه.
2. ازدواج در بین طبقات مختلف مردم در دوره قاجاریه.
3. انواع ازدواجها در دوره قاجاریه.
4. اهداف ازدواجها در دوره قاجاریه.
5. تحول ازدواج در دوره پهلوی.
6. تأثیر تحولات جامعه بر ازدواج در دوره پهلوی.
7. تغییرات الگوی ازدواج در جامعه کنونی.
8. بررسی عوامل تغییر سن ازدواج در جامعه فعلی.
5-1- پرسشهای تحقیق:
1. آیا پادشاهان در همسرگزینی معیار خاصی برای ازدواج داشتند؟
2. آیا ازدواج در بین طبقات مختلف، متفاوت است؟
3. آیا ازدواج انواع خاصی دارد؟
4. آیا ازدواجها دارای هدفهای خاصی بوده است؟
5. آیا تغییراتی در دورههای مختلف در زمینه ازدواج به وجود آمده است؟
6-1- قلمرو جغرافیایی تحقیق:
با توجه به ژرفانگر بودن روش مردمشناسی محدود کردن قلمرو مورد مطالعه ضروری است قلمرو جغرافیایی این تحقیق کشور ایران است.
7-1- زمان تحقیق:
ازآن جایی که تحقیق مردم شناسی است مدت تحقیق و مطالعه یک سال می باشد .
8-1- روش تحقیق:
استفاده از روش میدانی. مشاهده مشارکتی
مطالعه اسنادی مهمترین روش اتخاذ شده در زمینه موضوع تحقیق است.
استفاده از ابزارها و تکنیکهایی مثل ضبط صوت، دوربین عکاسی و فیلمبرداری.
9-1- روش جمعآوری اطلاعات:
ثبت و ضبط دقیق مشاهدات
استفاده از مشاهده مستقیم و میدانی
استفاده از مصاحبه حضوری
استفاده از اسناد و مدارک موجود در کتابخانهها
10-1- پیشینه تاریخی:
1. مقاله آقای دکتر آزاد ارمکی و خانمها: مهناز زند- طاهره خزایی که در مورد تأثیر تحولات جمعیتی و اجتماعی در امر همسرگزینی طی سه نسل در خانواده ایرانی، بود به بررسی مطالعه تطبیقی در مورد سن ازدواج، دفعات ازدواج، علت ازدواجهای مجدد، دایره و دامنه همسرگزینی در میان سه نسل متوالی پرداخته بودند.
2. مقاله آقای محمد احمدی موحد به بررسی روند تغییرات شاخصهای ازدواج و طلاق طی سالهای 1380-1375 پرداخته است.
3. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم زهرا المطهری- از دانشگاه علوم اجتماعی و به راهنمایی دکتر محمد میرزایی و مشاورت دکتر شهلا کاظمیپور- دانشگاه تهران 1375 که به بررسی تحلیل دموگرافیک وضعیت زناشویی پرداخته.
4. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم پروانه آستینفشان از دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر محمد جلال عباسی شوازی و مشاورت دکتر محمد میرزایی تهران 1380 که به بررسی روند تحولات سن ازدواج و عوامل اجتماعی پرداخته است.
5. پایاننامه کارشناسی علوم اجتماعی- آقای حمید پوریوسفی به راهنمایی دکتر جمشید بهنام از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 1355 که به بررسی سن ازدواج در ایران پرداخته است.
6. مقاله خانم ناهید درودیآهی که به بررسی وضعیت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشویی پرداخته.
11-1- مشکلات تحقیق:
این تحقیق با وجود تمام جاذبههایی که داشت متأسفانه دارای مشکلات بزرگی بود که سبب میشد که من آنطوری که لازم است نتوانم اطلاعات آماری دقیقی از اشخاص به دست بیاورم. زیرا هر منبع اطلاعات آماری آن با منبع دیگر متفاوت بود و همچنین همکاری نکردن بعضی از ارگانها برای ارائه خدمات و قرار ندادن اطلاعات جامعتر در منابع. و همچنین سنگین بودن هزینههای سفر برای تحقیق زیرا برای کامل کردن تحقیق خود لازم بود به شهرهای مختلف سفر کرده که این خود مستلزم پرداخت هزینههای بسیار گزافی بود.
12-1- ادبیات تحقیق:
همان گونه که در همه تیرهها و ملتها به گونهای که ویژه خودشان است، زن و شوهر با هم ازدواج میکنند و در روزگار باستان هم چنین بوده و زن و شوهر به گونهای با هم پیوند زناشویی میبستند، اشو زرتشت هم برای پیروان خود آئین زناشویی را با دوشی استوارتر و درستتر از همه ملتها برقرار نمود. زناشویی به آهنگ زندگی خوش و خرم و همبستگی و همراهی و زیادشدن مردم و برپایی خانواده را بر پایهای چنان درست و شایسته استوار کرد که خود ضامن ماندن و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار میساخت. در آئین زرتشت از دیدگاه آراسته شدن کارهای جهان و استوار ساختن یگانگی و جلوگیری از تباهی اخلاقی، درباره زناشویی بسیار سفارش شده است. (رضایی/ 1381/784)
در کیش قدیم ایران زناشویی به آهنگ پدید آوردن زندگی خوش، یگانگی و همراهی تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام میپذیرد. اشو زرتشت در وهشیتواشیتگات سینا 56 قطعه 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز میدهد: ای دختران شویکننده و ای دامان اینک بیاموزم و آگاهتان سازم با غیرت از پی زندگی، پاکمنشی بجویید، هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری پیشی جوئید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشید.
کیش زرتشتی بر استواری پیوندهای یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از راه زناشویی تأکید فراوان دارد. در این کیش کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگدستی بیهمسر ماندهاند، از کارهای نیک شمرده شده است.
در ایران باستان عقد ازدواج بر چند گونه بود:
1. پادشاه زنی- این اصطلاح برای موردی به کار گرفته میشود که پسر و دختری برای نخستین بار با خشنودی پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج میکنند.
2. (ایوک دت یگانه) زنی- ایوک زنی عبارت آنست که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمیتواند اموال خانه پدر خویش را به خانواده دیگری منتقل سازد، پس بایستی نخستین پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد.
3. چاکرزنی- این ازدواج در مورد زن بیوهای به کار میرفت که پس از مرگ همسر نخستین درصدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر زن اول بمیرد یا دیوانه شود یا نازا بوده است تا مرد میتواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکرزن مینامند.
4-در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی( زنی پادخشای) خوانده می شود که در واقع انتقال قیومیت دختر ازپدر ازشوهربود (نجفی،1365/805)
5- انواع دیگری هم از ازدواج بود ازجمله: چگر که هنگامی که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت ، زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می داد تا فرزندآورند،چگر رابه صورت چکر می نوشتند. نوع دیگر که باعث جدل های زیادی میان امروزیان شده است، ازدواج با محارم است.
6-خودسرزنی- چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند مؤبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند و آن دو از ارث محروم خواهند شد. (رضایی/ 1376/ 257 و 256)
فصل دوم
جغرافیای طبیعی ایران:
1-2- جغرافیای طبیعی ایران:
الف) موقعیت جغرافیایی ایران:
ایران در نیمکره شمالی از سطح کره زمین بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا (مدار مبدأ) و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ مبدأ انتخابی واقع شده است. نیمکره شرقی، نیمکره شمالی (جز فلات ایران، ممالک خاورمیانه در مغرب آسیاست. مساحت ایران 000/648/1 کیلومتر مربع است.
ایران از اقیانوسها و دریاهای بزرگ دور است ولی از دو سوی شمال و جنوب به دریا چسبیده است. از سوی شمال ایران با دریای خزر که دریایی است بسته و در حقیقت دریاچه بزرگ است که هیچگونه ارتباطی با اقیانوس و دریاها ندارد در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و این دریاها به اقیانوس راه دارد. (بدیعی/ 1372/ 13 و 12)
از شمال به جمهوری روسیه شوروی و دریای خزر، از مشرق به کشور افغانستان و جمهوری پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس، از مغرب به جمهوری عراق و جمهوری ترکیه، از شمال غربی به قفقاز (روسیه شرقی).
کوههای مهم در ایران چهار رشته کوهستان وجود دارد:
1. رشته کوههای شمالی- کوههای البرز
2. رشته کوههای غربی- کوههای زاگرس
3. رشته کوههای مرکزی و شرقی
4. رشته کوههای جنوبی با کوههای ساحلی
برطبق سرشماری نفوس و مسکن 1385 تقسیمات کشوری ایران 30 استان- 336 شهرستان- 889 بخش- 1015 شهر و 2400 دهستان است. (شاملویی/ 1361/ 85)
2-2- آب و هوای ایران:
کشور ایران دارای آب وهوای متنوع و متفاوت بوده و با مقایسه نقاط مختلف کشور این تنوع را میتوان به خوبی مشاهده نمود.
1- مناطق صحرایی:
در سواحل جنوبی از گواتر تا خوزستان که به آن خشک ساحلی مینامیم که مشخصات این آب و هوا، گرمای زیاد توأم با رطوبت و به مقدار کمی باران میباشد و حداکثر هوا به 53 درجه میرسد و باران در این مناطق نامنظم است و در زمستان باران میبارد.
و خشک داخلی: در داخل صحرا و کویرها همین نوع آب و هوا با اختلاف جزئی وجود دارد که به آن خشک داخلی میگوئیم.
2- آب و هوای نیمه صحرایی و کوهپایهای:
این آب و هوا حد فاصل آب و هوای صحرایی و مرطوب میباشد. منطقه اقلیمی کوهپایهای میتوان دزفول، کازرون، اصفهان، تهران و مشهد را ذکر کرد.( کیانی/ 1379/ 27 و 28)
3- آب و هوای معتدل:
الف) آب و هوای معتدل کوهستانی: این منطقه شامل کوهستانها و نواحی کوهستانی آذربایجان، البرز، زاگرس و قسمتی از برجستگیهای مرکزی ایران میباشد.
ب) آب و هوای معتدل خزری: رشته کوههای البرز عامل مؤثری است که بین سواحل شمالی و جنوبی آن دو نوع آب و هوای کاملاً متمایز به وجود آورده است این منطقه شامل سواحل تالش گیلان و مازندران و گرگان است و سواحل جنوبی دریای مازندران، دارای دو نوع آب و هوای خزری مرطوب و خزری خشک میباشد.
4- آب و هوای سرد:
یا جنگلی سرد است که کوههای مرکزی ترکیه در مغرب ارومیه و سایر نقاط کوهستانی دارای این نوع آب و هوا هستند. (کیانی/ 1379/ 32-30)
3-2- پوشش گیاهی و جانوری ایران
در جاهای مختلف ایران پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده میشود. این نوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده میشود.
1- پوشش گیاهی و جانوری ناحیه خزری:
این قسمت شامل جنگلهای انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور میباشد. علت این امر بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.
مساحت جنگلهای شمال حدود 000/840/1 هکتار میباشد و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است این جنگلها از بجنورد تا آستارا کشیده شده است.
جنگلهای ناحیه خزری پوشیده از درختان پهنبرگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره میباشد. انبوهی و فشردگی این درختان در بعضی جاها بسیار زیاد و در زیر درختان کوتاه قد و درختچههای گوناگون روئیدهاند، به طوری که از آنها نمیتوان عبور کرد.
به طور کلی پوشش گیاهی ناحیه خزری را از نظر اهمیت میتوام به چهار دسته تقسیم نمود:
1- جنگلهای انبوه
2- جنگلهای متوسط
3- جنگلهای درجه 3
4- مزارع و اراضی غیرجنگلی(فرجی/ 1366/ 64)
جانوران ناحیه خزری نیز متنوع میباشند. در جنگلهای این ناحیه گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی و خرگوش و جوجه تیغی زندگی میکنند.
در بیشهزارها و مزارع مرغ سواحل جنوبی رودخانه ارس و برخی از نقاط جنگی کشور یافت میشود. مرغابی، غاز، قو، و حواصیل خصوصاً در فصول پائیز و زمستان به فراوانی یافت میشود. همچنین دریای خزر و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است. در جنگلهای ایران گوزن قفقازی و بز وحشی را نیز میتوان نام برد. در بعضی نقاط از کنارههای دریای خزر دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره نیز یافت میشود.
2- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه معتدل کوهستانی
ناحیه کوهستانی ایران از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری میبارد و تبخیر به علت پائین بودن دما به کندی صورت میگیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آنجا جنگل نیز دیده میشود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است گیاهان کمتری دیده میشود.
جنگلهای ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تنک و فاقد گیاهان زیر درختی هستند و در برخی جاها انبوهتر میباشند و در زیر آنها درختچههای گوناگون میرویند. بارزترین این جنگلها، جنگلهای غرب ایران است و از آنجایی که بیشتر درختانشان بلوط میباشد به جنگلهای بلوط معروفند. این جنگلها از جنوب غربی ارومیه شروع میشود و از امتداد سلسله جبال زاگرس تا کوههای بختیاری و جنوب شرقی فارس ادامه دارد. بیشتر قسمتهای کردستان، باختران، لرستان، کوههای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوههای بخش کازرون فارس از جنگلهای بلوط پوشیده شده است. در این جنگلها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.
به طور کلی بیشتر ناحیه کوهستان ایران از استپ پوشیده شده است که در این نوع استپها درختچهها و درختها نیز دیده میشوند. از آنجایی که در این نوع استپها فواصل گیاهان کمتر است به استپ کوهی معروفند. این نوع استپ قسمتهای پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران را پوشانده است. در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران و در فواصل پوشش استپ کوهی به خاطر وجود شرایط مساعد چمنزار یا مرتع وجود دارد که این چمنزارها، کوچنشینها را به خصوص در ماههای گرم سال برای چرای دامها به طرف خود جلب میکنند. وسعت این چمنزارها در قسمتهای غربی و شمال غربی از دیگر قسمتهای کوهستانی بیشتر است.
جانوران ناحیه کوهستانی حیواناتی از قبیل خرس، کفتار، خرگوش، بز وحشی، انواع قوچ و میش وحشی، گوزن زرد، گوزن خالدار و پلنگ میباشند. همچنین پرندگانی از قبیل عقاب، کبک، تیهو و کرکس و غیره در این ناحیه دیده میشود. (فرجی/ 1366/ 67-66)
3- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی:
در ناحیه بیابانی ایران به علت باران کم و تبخیر زیاد و وزش باد پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی میتوانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و بافاصله میباشند. در این ناحیه خصوصاً در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوههای شاهسواران و بارز جنگلهای بسته که اغلب آنها را نبه نیز مینامند همراه با درختان بادام وحشی دیده میشوند.
همچنین در کرانههای دریای عمان و خلیج فارس جنگلهای گرمسیری به صورت پراکنده دیده میشوند که درختان آنها عبارتند از: گز، کهود، کنار (به نام سدر به جای صابون) مصرف میشود آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
در قسمت نیمه بیابانی ایران، به خاطر ریزش برف و باران بیشتر نسبت به ناحیه بیابانی و دارا بودن طبقه خاک ضخیمتر، شرایط رشد گیاهان بهتر و فاصله درختان کمتر از ناحیه بیابانی میباشد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی میکنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا همچنین در کنارههای دریای جنوب و درمیان آبها سنگپشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهیها وجود دارد. (فرجی/ 1366/ 68)
در ضمن پراکندگی حیوانات ایران به شرح ذیل میباشد: انواع جوندگان مانند موشها (موشهای صحرایی و موش کور و ...) تقریباً در تمام نقاط و مخصوصاً در بخشهای کویری و نیمه کویری دیده میشوند. آهو در اغلب نقاط دیده میشود. شتر یک کوهان و دو کوهان فقط به حالت اهلی وجود دارد. از حیوانات تکسم که تقریباً در جنوب غربی آسیا از بین رفتهاند در قسمتی از ایران به ندرت گورخر و خر وحشی هم دیده میشود.
از درندگان در قسمتهای مرتفع ایران، یوزپلنگ در اطراف کویرها به شکار آهو میپردازد. در کوههای البرز خرس خاکستری و گربه کوهی نیز دیده میشود.
ظاهراً تا این اواخر در تمام قسمتهای جنوبی ایران شیر یالکوتاه ایران وجود داشته است پرندگان ایران نیز بسیار متنوع هستند. از تیره ماکیانها، بلدرچین و در کوههای نیمه خشک و دامنههای آنها تیهو و کبک و کبک دری و در جنوب و از کنارههای دریای خزر و دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره و در درههایی رودها و نقاط کم درخت، قرقاول و در قسمتهایی از جنوب غربی ایران هوبره خاکستری و در جنوب دریای خزر و سواحل خلیج فارس، اروند رود، درنا، غاز، غاز سرخ دیده میشود. از پرندگان گوشتخوار در کوهها و دشتها باشد، بازسرفید، لاشخور، عقاب، دال، کرکس و غیره یافت میشود. از مرغان پا بلند، حواصیل و مرغ ماهیخوار، آب چلیک و غیره در ساحل دریای خزر و رودهای کشور یافت میشوند.
در موقع زمستان از دریاچهها و رودهای روسیه میلیونها اردک و غاز به سوی ایران آمده، پس از تمام شدن فصل زمستان و گرم شدن هوا مجدداً مراجعت میکنند.
در ایران کبوترهای وحشی و کبوترهای کوهی که در کوهها لانه میکنند فراوان است. از تیره کلاغها انواع کلاغ و هدهد، پرستوی شب و دارکوب و جغد و مرغ شباهنگ و بوم تقریباً در اکثر نقاط کشور وجود دارند.
گنجشکها انواع فراوان دارند ولی تمام آنها از اقساط کوچک میباشند. در میان آنها میتوان توکا، دمجنبانک، گنجشک، چرخ ریسک، کاکلی را نام برد.
در کشاورزی ایران به سار اهمیت زیادی داده میشود. این پرندگان در دامنههای سنگی درههای کوهستانی لانه نهاده در شهرستانهای شمالی و جنوب در کوههای فارس دیده میشود.
خزندگان ایران نیز وضع مخصوص به خود دارند. در دشتها و بیابانها غالباً جوندگان بسیارند،ن بیشتر از همه سوسمارها و مارها دیده میشوند. از سوسمار انواع مارمولک و سوسمار و سرگرد دیده میشود و در نقاط مرطوبتر سوسمارهای پهن و خشن و سفید و سبز فراوان است. مارهای ایران از انواع عادی و زیتونی و سفید و زرد و قفقازی و شاخدار میباشند. در بعضی نقاط اقسام مارها شبیه به مار بوآ و بیزهر و مارهای خیزان غالباً دیده میشود. از مارهای زهری و مارهای سمی خطرناک برای انسان و حیوانات اهلی باید افعی و کبرا را ذکر کرد. گرزه در سوراخهای جوندگان و در محلهای بیآب در کوههای کم ارتفاع خشک زندگی میکنند و آنها را میتوان در سوراخهای نزدیک چشمهها مشاهده کرد.
در جنوب ایران و در آبهای خلیج فارس سنگپشتهای بزرگ دریایی و مارهای دریایی و در دلتاهای رودهای شرقی کروکودیل دیده شده است.
دوزیستان ایران به واسطه خشکی هوا کمترند ولی سمندر سبز و قورباغه و غوک و وزغ برگهای و قفقازی فراوان است.
ماهیهای آب شیرین از نظر انواع، بسیار زیاد و متفاوت و حتی در بعضی قسمتها، ماهیهای مخصوص بومی میتوان مشاهده کرد. میگو و خاویار ایران شهرت جهانی دارد. جانوران بیمهره ایران بسیار زیادند مثل ملخ دشتی- پشههای پادرشت و پاریز و شپشکها و رطیل و عقرب فراوان است. عقربها جانورانی شبانه هستند و روزها در زیر سنگها و شکافها و سوراخ موشها بسر میبرند. (کیانی/ 1379/ 64-62)
4-2- گروه قومی:
پیش از ورود و استقرار آریاییها در ایران، نژادهای بومی در این کشور میزیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م. اقوام غیرآریایی در ایران میزیستهاند. که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشتهاند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی ایران، کاسیان، در زاگرس- لرستان، لولوبیها در زاگرس. کرمانشاهان، کادوسیال در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را میتوان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق.م. شروع شد. آریائیان شاخهای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عده ای به سرزمین هند و گروهی به فلات ایران رو میآورند.
5-2- خط:
ایرانیها در طول تاریخ چهار نوع خط متفاوت داشتهاند. نخست خط میخی دوره هخامنشیان و دیگری خط پهلوی که در زمان اشکانیان و ساسانیان معمول و متداول بود و آثار آن هنوز هم باقی است. خط نوع سوم، اوستایی است که براساس خط پهلوی تنظیم گردیده است و بالاخره خط کنونی ایران که با ایجاد و تغییراتی اقتباس از خط عربی است. علاوه بر افزودن چهار حرف بر الفبای عربی، ایرانیها در تحریر این خط نیز تغییرات و ابداعاتی انجام دادند. به طوری که از سده 8 ه.ق. خطوط ایرانی درمیان خطوط اسلامی ظاهر شد. این خطها عبارتند از: تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق که شکل و ترکیب آنها با سایر خطهای اسلامی متفاوت بود، و ترکیب و گردش حروف در آنها شباهت به خطوط باستانی ایرانی یعنی پهلوی و اوستایی دارد ولی در حال حاضر خط فارسی در کشور ایران رایج است.
6-2- دین:
دین مردم ایران در دوران پیش از اسلام، زرتشتی بوده است. در حال حاضر قریب به کل جمعیت آن مسلمان و اکثریت مردم آن پیرو مذهب شیعه میباشند. مسحیان، یهودیان و زرتشتیان دیگر اقلیتهای دینی این کشور بشمار میروند.
7-2- زبان:
زبان اکثریت مردم ایران فارسی است. این زبان اصطلاحاً بر زبان واحد و بر ریشه اصلی و اساسی تمام لهجههای گوناگونی اطلاق میشود که در ایران از آغاز مهاجرت آریائیان تا امروز معمول بوده است. این زبان شعبهای است از زبان هند و ایرانی که آن نیز به نوبه خود یکی از زبانهای هند و اروپایی یعنی زبانهای مجموع اقوام سفید پوستی است که سکونتگاههای اصلی آنها از هندوستان تا سواحل اقیانوس اطلس در اروپا همچنین بریتانیا گسترده است. زبان اصلی فارسی است و زبانهای ترکی- کردی- عربی- لری- گیلکی، مازندرانی نیز در نواحی مختلف کشور ایران رایج است. (کیانی/ 1379/ 96-95)
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 970 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 59 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ................................................................................... 9
مقدمه ................................................................................... 10
فصل اول : معرفی پژوهش ............................................ 11
بیان مسئله......................................................................... 12
اهمیت مسئله....................................................................... 12
تعریف مفاهیم .................................................................. 14
فصل دوم : مبانی نظری پژوهش................................... 15
حساسیت کنتراست ............................................................. 16
کنتراست................................................................................ 21
تست حساسیت کنتراست .................................................... 22
تست csv1000.......................................................................... 33
فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه ......... 36
مروری بر تحقیقات گذشته .......................................... 37
اهداف - فرضیه................................................................ 39
فصل چهارم : روش تحقیق ............................................ 41
انتخاب جامعه آماری .................................................... 42
روش انجام آزمون ........................................................... 42
فصل پنجم : نتایج و نمودارها .............................. 49
نتایج ................................................................................... 50
نمودارها ............................................................................ 52
فصل ششم : بحث و نتیجه گیری................................... 53
بحث و نتیجه گیری ........................................................ 54
منابع ................................................................................ 56
چکیده
در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند .
این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05)
همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .
مقدمه
سیستم بینایی یکی از ارگان های مهم بدن می باشد و چشم بیشترین اطلاعات را از محیط در اختیار انسان قرار می دهد که همواره توسط بیماری های مختلف تهدید می شود . اگر این بیماری ها در مراحل اولیه تشخیص داده شوند شاهد عملکرد مخرب آنها بر روی سیستم بینایی نیستیم ، از آن جایی که مسئولیت تشخیص سلامت و بهبود عملکرد سیستم بینایی بر عهده اپتومتریست می باشد ، لذا یک اپتومتریست باید این توانایی را داشته باشد که با استفاده از تکنیک های دقیق و حساس به ارزیابی سیستم بینایی بپردازد و به پیشگیری و ارجاع بیمار جهت درمان اقدام کند و حتی در جهت تشخیص افتراقی بعضی بیماری ها گام بردارد و فرایندهای درمانی و بهبود بینایی را در افراد بررسی کند . آنچه امروزه به یقین اثبات شده است این است که علم ( به صورت مکتوب ) با همه محدودیتهای خاص آن تا به امروز کاروان فکر و اندیشه بشری را به سر منزل مقصود هدایت کرده است و از نظر تاثیر گذاری در آموزش راهی بس مطمئن و اثربخش می باشد . امید است این تحقیق اثری مفید در جامعه بشری داشته و مورد قبول درگاه حضرت باریتعالی و مورد استفاده پژوهندگان این علم قرار گیرد .
توکلی ، ذبیحی ، هاشمی
فصل اول
معرفی پژوهش
بیان مسئله
در زمینه تعیین حساسیت کنتراست افراد مایوپ که از لنز تماسی نرم و عینک برای اصلاح عیوب انکساری خود استفاده می کنند تاکنون مقاله علمی در ایران منتشر نشده ، اما تحقیقات متعددی پیرامون این موضوع در کشورهای دیگر انجام گرفته که به عنوان نمونه چند مورد که در دسترس ما قرار داشتند در قسمت منابع ذکر گردیده است .
اهمیت مسئله
ارزیابی عملکرد سیستم بینایی در یک فرد ، نه تنها شامل اندازه گیری
حدت بینایی است بلکه بررسی کارایی مهارتها و تواناییهای بینایی فرد نیز امری ضروری است . البته شایان ذکر است که حدت بینایی رابطه مستقیمی با توانایی های بینایی دارد یعنی با افزایش تیز بینی مهارتهای بینایی فرد نیز بهبود می یابد . به هرحال مشاهده می شود که بسیاری از افراد علی رغم اینکه حدت دید معادل 20/20 یا بهتر دارند نیز از دید کم شکایت می کنند . حقیقت این است که بیش از یک قرن پیش چارت اسنلن برای معین کردن میزان بینایی بوجود آمد، که میزان دید را تحت شرایط کانتراست بالا ( حروف سیاه در زمینه سفید) اندازه گیری می کند و برای استفاده های امروزی ( اندازه گیری کامل از عملکرد و سلامت بینایی ) طراحی نشده است .
تست حساسیت کنتراست یک تکنولوژی جدید است که میزان دید را تا مقادیر بالای کنتراست اندازه می گیرد و این امکان را بوجود می آورد که هرگونه اشکال در سیستم بینایی شامل رتین ، راههای عصبی تا کورتکس را بهتر و زودتر شناسایی کنیم .
همان طور که تحقیقات نشان داده اند ، استفاده از لنزهای تماسی برای طولانی مدت و حتی استفاده از یک لنز بافیت نامناسب در مدت زمان کم می تواند باعث ایجاد ادم در قرنیه شود که این امر منجر به کاهش حساسیت کنتراست می شود .
در این تحقیق حساسیت کنتراست افراد ، با عینک و لنز تماسی نرم مقایسه شده و عملکرد این دو تصحیح را بر سیستم بینایی در حالتی که هنوز سیستم بینایی تحت تاثیر عوامل مداخله گر قرار نگرفته بررسی کردیم . امیدواریم نتایج این تحقیق مبنایی جهت تشخیص عملکرد سیستم بینایی ، تشخیص اثرات لنز و عینک بر سیستم بینایی و گامی در جهت کمک به اپتومتریستها و دانشجویان محترم باشد .
تعریف مفاهیم
1- حساسیت کنتراست : توانایی تشخیص تفاوت های کم در روشنایی بین یک شی و زمینه اش .
2- کنتراست : تفاوت میزان تاریکی نسبت به روشنایی یک تارگت
3- فرکانس فضایی : تعداد نوارهای روشن و تیره در واحد مکان یا طول
4- فتورسپتور : سلول های گیرنده نور
5- ON : روشن . اصطلاحی است که برای تحریک کانال به کار می رود .
6- OFF : خاموش . اصطلاحی است برای کانال هایی که مهار می شوند .
7- مخروط های L : مخروط هایی که طول موج های بلند نور آنها را تحریک می کند.
8- مخروط های M : مخروط هایی که توسط طول موج های میانی تحریک می شوند .
9- مخروط های S : مخروط هایی که طول موج های کوتاه نور آنها را تحریک می کند .
10- آنتاگونیسم: تضاد . برای سلولهای افقی و آماکرین که عمل فرستادن ایمپالس مخالف برای سلول های مجاور را انجام می دهد به کار می رود .
فصل دوم
مبانی نظری پژوهش
حساسیت کنتراست
تئوری سه رنگی Helmholtz بیان می کند که در شبکیه چشم ما سه دسته سلول حساس به نور (مخروطی) وجود دارد. سلولهای حساس به نور قرمز ،سلولهای حساس به نور سبز ،سلولهای حساس به نور آبی ، که با عنوان سلولهای L, M, S مشخص می شوند، سلولهای S به طول موجهای کوتاه پاسخ می دهند و به رنگ آبی حساس هستند،سلولهای M به طول موجهای متوسط مثل سبز و L به طول موجهای بلند یا نور قرمز حساس هستند و طبق این تئوری هر رنگ از تلفیق این سه رنگ بدست می آید.
ولی هرینگ و دوستانش به این نتیجه رسیدندکه تئوری سه رنگی توصیف کننده تمام رفتار رنگی سیستم بینایی ما نیست، لذا هرینگ این طور پیشنهاد کرد که تشخیص رنگها در سیستم بینایی ما در یک تضاد دو گانه برای رنگها به وجود می آید. به عبارت دیگر رنگهایی مثل زرد، سبز، قرمز، RF
( Receptive Field) رنگی متضادی را ایجاد می کنند که این RFهای متضاد باعث تشخیص و تمایز رنگها می شوند همان طور که RFهای روشنایی باعث تمایز و تفاوت توزیع روشنایی نسبت به مکان می شوند. (G/R, R/G, B/Y)
داخلی ترین لایه عصبی شبکیه شامل فتورسپتورهای نور (مخروطی و استوانهای) می باشد. یکی از سه نوع پیگمان رنگی در هر یک از مخروطهای مختلف وجود دارد و به این ترتیب این مخروطها را به طور انتخابی نسبت به رنگهای مختلف آبی، سبز، قرمز حساس می سازد.
نمایش درجه تحریک مخروطهای مختلف حساس به رنگ بوسیله 3 نور تک رنگ متفاوت: آبی، سبز، زرد
بیشتر سلولهای بینایی حتی فتورسپتورها یکسری سیگنالهای مخالف یا آنتاگونیستیک (Antagonistic) از سلولهای مجاور دریافت می کنند. یعنی به عبارت دیگر فتورسپتورها تنها به تغییرات طیفی (یا رنگ محرک) پاسخ نمی دهندبلکه خصوصیات یا ویژگی های فضایی محرک هم بر روی فتورسپتورها تأثیر می گذارد. این حالت آنتاگونیسم طیفی – فضایی سبب ایجاد کنتراست لبه ها و حاشیه های اشیاء خواهد شد. سلولهای آماکرین و افقی (در سطح شبکیه) مسئول یک چنین آنتاگونیسمی می باشند.
سلولهای افقی به طور عرضی بین اجسام سیناپسی استوانه ها و مخروطها و نیز با دندریتهای سلولهای دو قطبی ارتباط برقرار می کنند. خروجی سلولهای افقی همیشه مهاری است بنابراین ارتباط جانبی همان پدیده مهار جانبی را ایجاد می کند، به این معنی که به انتقال طرح های بینایی با کنتراست بینایی مناسب به داخل سیستم عصبی کمک می کند.
در شکل (2 – 2 ) مسیر بینایی در مرکزی ترین ناحیه که نور به آن برخورد می کند تحریک می شود، در حالیکه ناحیه کناری مهار می شود به عبارت دیگر: به جای اینکه سیگنال تحریکی به علت گسترش شاخه های دندریتی و آکسونی در لایه های شبکیهای به طور وسیع در شبکیه پخش شود انتقال از طریق سلولهای افقی با ایجاد مهار جانبی در ناحیه اطراف این کار را متوقف می کند. این مکانیسم، کنتراست را در محل لبه ها (تاریکی / روشنایی) افزایش می دهد.
تحریک و مهار یک ناحیه از شبکیه توسط یک پرتو کوچک نور که اصل مهار جانبی را نشان می دهد.
برای درک بهتر این مسأله، فرض می کنیم در شکل (3-2)، گیرنده وسطی بر اثر پرتوی نور تحریک شود و در همان حال، یکی از دو گیرنده طرفی در تاریکی بماند.
لکه روشن نور، مسیر مستقیم را از طریق سلول دو قطبی تحریک می کنند. در آن صورت با توجه به این که گیرندههای طرفی در تاریکی قرار دارند، یکی از سلولهای افقی مهار می شود، بدین ترتیب، اثر مهاری آن (گیرنده طرفی) بر سلول دو قطبی برداشته می شود و امکان تحریک بیشتر سلول دو قطبی فراهم می گردد. لذا هر کجا که تقابل بینابین وجودداشته باشد پیام هایی که از مسیرهای مستقیم و جانبی می گذرند، یکدیگر را تقویت می کنند.
نمونهای از طرز قرار گرفتن استوانه ها، سلولهای افقی (H)، یک سلول دو قطبی (B)، و یک سلول گانگلیونی (G) در شبکیه که تحریک شدن را در سیناپسهای بین استوانه ها و سلولهای افقی، اما مهار شدن بین سلولهای افقی و سلولهای دو قطبی را نشان می دهد.
دومین لایه، بعد از فتورسپتورها، سلولهای دوقطبی می باشند که دو نوع هستند: دپولاریزه شونده و هایپرپلاریزه شونده که مکانیسم دومی برای مهار جانبی علاوه بر مکانیسم سلولهای افقی ایجاد می کند و در نهایت سلولهای گانگلیونی می باشند، این سلولها دارای یک آنتاگونیسم فضایی Center Surround می باشند. ما اصولاً دو نوع سلول گانگلیونی داریم، سلولهای Center- On سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که یک لکه نوری با اندازه مشخص متناسب با بخش مرکزی RF، تنها باعث تحریک بخش مرکزیشان شود.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
فهرست صفحه
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع........................ 1
متغیرهای تحقیق...................................... 3
قلمرو تحقیق......................................... 3
فرضیه های تحقیق..................................... 4
استفاده کنندگان از تحقیق............................ 5
محدودیتهای تحقیق.................................... 5
تعریف بیمه.......................................... 7
تعریف واژگان تخصصی.................................. 11
فصل اول
مبحث اول : بیمه های عمر در جهان..................... 18
الف ) پیدایش بیمه های غیر بیمه عمر.................. 18
ب ) پیدایش بیمه های عمر............................. 24
مبحث دوم : پیدایش بیمه در ایران..................... 30
الف ) بیمه های غیر بیمه عمر......................... 30
ب ) بیمه عمر قبل از انقلاب........................... 37
ج ) بیمه عمر بعد از انقلاب........................... 38
د ) انواع بیمه های عمر.............................. 39
عوامل مؤثر در نرخ حق بیمه........................... 45
موانع توسعه بیمه های بازرگانی....................... 47
تأثیر عوامل برون زا در روند رشد بیمه های بازرگانی... 49
بازار بیمه.......................................... 51
اصول حاکم بر معاملات بیمه ای......................... 55
الف ) اصل حسن نیت................................... 55
ب ) اصل احتمال...................................... 56
ج ) اصل تعاون....................................... 56
د ) اصل جبران خسارت................................. 57
تقسیمات بیمه........................................ 57
فصل دوم
روش تحقیق........................................... 61
جامعه آماری......................................... 61
پرسشنامه............................................ 62
ویژگی پرسشنامه...................................... 62
توزیع مقدماتی پرسشنامه.............................. 63
فصل سوم
تجزیه و تحلیل یافته ها.............................. 64
بررسی فرضیه ها بر اساس آمارهای جمع آوری شده از سطح شرکتهای بیمه 64
فرضیه اول........................................... 64
فرضیه دوم........................................... 68
فرضیه سوم........................................... 68
بررسی فرضیه ها با استفاده از داده های پرسشنامه ای... 70
فرضیه اول........................................... 70
فرضیه دوم........................................... 70
فرضیه سوم........................................... 71
فصل چهارم
جمع بندی ، نتیجه گیری و پیشنهادها................... 73
زمینه های تحقیقاتی.................................. 83
فصل پنجم
منابع و مأخذ........................................ 85
کلیــــات
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع
متغیرهای تحقیق
قلمرو تحقیق
فرضیه های تحقیق
استفاده کنندگان از تحقیق
محدودیتهای تحقیق
تعریف بیمه
تعریف واژگان تخصصی
هدف و علت انتخاب موضوع
بیمه یکی از منابع مهم تأمین درآمد جهت اجرای طرح های زیربنایی کشور می باشد. اهمیت این رشته به حدیست که صاحبنظران آن را "صنعت" می خوانند. بیمه باعث شکوفایی اقتصادی شده و با اشکال متنوعش موجب می شود تا بیمه گذاران و بیمه شدگان بتوانند به راحتی و با اطمینان گام بردارند. در این میان نفعی که بیمه برای اقشار آسیب پذیر دارد بسیار درخور توجه است ولی متدسفانه غالب اشخاص از آن اطلاع چندانی ندارند. در تحقیق حاضر سعی شده است تا در حد توان به افراد جامعه درباره بیمه عمر و نقش آن در اقتصاد خانواده آگاهی داده شود و بدین ترتیب میزان فروش بیمه عمر افزایش یابد. البته طبق گفته مسئولین امر، بیمه در برنامه پنجساله دوم تاکنون از رشدی بیش از حد انتظار پیش بینی شده برخوردار بوده است. در راستای نیل به آنچه که در سطور بالا به عنوان هدف تحقیق بیان گردید سه فرضیه بررسی گردید:
1-نوع ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش بیمه عمر موثر است.
2-افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود.
3-محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است.
متغیرهای تحقیق
در تحقیق حاضر که با عنوان "بررسی ارتباط میان روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمهای" انجام پذیرفته است، دو متغیر، مد نظر بوده اند:
1)روشهای منتخب بازاریابی (متغیر مستقل)،
2)میزان فروش خدمات بیمه ای (متغیر وابسته)
که سعی شده است در ضمن تحقیق، رابطه همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته تبیین گردد.
((سایر عوامل)u، روشهای منتخب بازاریابی) f = میزان فروش خدمات بیمه ای.
قلمرو تحقیق
الف) مکانی: قلمرو مکانی تحقیق، شرکتهای بیمه ایران، آسیا، البرز و دانا را دربرمی گیرد.
ب) موضوعی: در بازاریابی روشهای نظیر: پیشبرد، کالا(محصول)، قیمت و مکان وجود دارد. تحقیق حاضر تدثیر دو روش از روشهای فوق (یعنی قیمت و حق بیمه) البته این رساله وارد بحث قیمت گذاری و تئوریهای مربوط نمی شود و تنها به بررسی تأثیر قیمت با حق بیمه در میزان فروش بیمه عمر می پردازد و پیشبرد را در میزان فروش خدمات بیمه ای بررسی می نماید. شایان ذکر است که در روش پیشبرد آنچه مدنظر قرار گرفته، آگهی های تجاری بوده است. ضمناً نوع بیمه مورد بررسی ـ به دلیل وسعت حجم کار ـ صرفاً بیمه عمر می باشد.
ج) زمانی: تحقیق حاضر بعضاً به بررسی محدوده زمانی سالهای بین 68 تا 72 پرداخته است.
فرضیه های تحقیق
تحقیق حاضر دارای یک فرضیه اصلی می باشد که توسط سه فرضیه جزئی به آزمون گذاشته شده است.
فرضیه اصلی: بین روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمه ای رابطه معنی دارای وجود دارد.
فرضیه های جزئی:
1)"ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش فروش بیمه عمر موثر است."
2)"افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود."
3)"محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است."
استفاده کنندگان از تحقیق:
پیش بینی می شود افرادی که می توانند از تحقیق حاضر استفاده کنند به قرار ذیل باشند:
الف) شرکتهای بیمه.
ب) پژوهشگران و دانشجویان.
پ) اقشار اسیب پذیر جامعه خصوصاً، و سایر اقشار عموماً.
ت) سازمانهای خیریه، از جمله کمیته امداد امام خمینی(ره).
ث) و سایر علاقمندان.
محدودیت های تحقیق
این پایان نامه با وجود محدودیتهایی که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، تهیه و تدوین شده اس:
اولین و مهمترین محدودیت، عدم وجود آمار و اطلاعات مدون و همگن مورد نیاز بود، که بدین ترتیب، محقق مجبور شده با مراجعات مکررف از مسئولین امر اجازه بگیرد تا پرونده ها را مستقیماً بررسی، و آمارهای لازم را استخراج نماید. حتی در بعضی موارد، آمار و ارقام بدست آمده را دراختیار شرکتها قرار داده و اهمیت آنها را در تصمیم گیریها گوشزد می کرده است.
دومین محدودیت، برخوردهای بسیار متفاوت مسئولین بود بطوریکه بعضی از آنها با محقق جهت جمع آوری آمار و ارقام همکاری نکرده و از آن کار ممانعت بعمل می آوردند.
سومین محدودیت، تعویض برخی از مسئولین در خلال انجام تحقیق را می توان محدودیتی دیگر دانست. برای هر مسئولی که پس از مسئول قبلی، متصدی امور می شد لازم بود تا تمامی ماجرا از اول شرح داده شود، تا شاید راضی شده و اجازه جمع آوری اطلاعات لازمه را به محقق بدهد.
چهارمین محدودیت، قدیمی بوده غالب منابع مرتبط فارسی بود که برای جبران این امر، محقق مجبور به استفاده گسترده از کتابهای لاتین شد.
بکر بودن موضوع تحقیق، پنجمین محدودیتی بود که خودنمایی می کرد.
کثرت متغیرهای کیفی و مشکلات خاص کمی کردن آنها، ششمین محدودیت تحقیق بود.
محدودیتهای مالی(هزینه های فراوان کپی، تکثیر، ایاب و ذهاب، استفاده از کامپیوتر جهت انجام محاسبات و ...)، هفتمین محدودیت تحقیق بوده است که اهمیت زیادی داشت.
تعریف بیمه[1]
برای واژه بیمه تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
((بیمه ضمانت مخصوصی است از جان یا مال که در تمدن جدید رواج یافته است، اینطور که برای شخص یا مال، مبلغی به شرکت بیمه می دهند و در صورت اصابت خطر بر جان و مال، شرکت مبلغ معینی می دهد.))[2] ضمناً مرحوم دهخدا واژه بیمه را برگرفته از زبان هندی می دانند.((بیمه یعنی اطمینان در مقابل مخاطره ای که محتمل الوقوع باشد.))[3]
((بیمه عملی است که از اشخاص با پرداخت وجهی، قراردادی منعق کنند تا در صورتی که موضوع بیمه گذاشته شده به نحوی از انحاء در مخاطره افتد، شرکت بیمه از عهده خسارت برآیند.))[4] مرحوم معین معنای لغوی بیمه را ضمانت دانسته ، ضمناً بیمه گر، بیمه گزار، بیمه کردن ـ که تعاریف آنها خواهد آمد ـ را از مشتقات بیمه به حساب می آورد.
استاد شهید مرتضی مطهری در این خصوص در کتاب "مسئله ربا به ضمیمه بیمه" گفته اند:
... در رساله آقای دکتر جباری آمده است که کلمه بیمه که یک لغت فارسی است، مفهوم اصلی فرهنگی این لفظ را درست نمی رساند ولی کلمه عربی آن یعنی تأمین، این مفهوم را به خوبی می رساند. تأمین یعنی امنیت دادن. شاید در فارسی هم که بیمه گفته اند به اعتبار این است که نفی بیم می کند و بیمه رفع کننده بیم."[5]
دکتر ایزدپناه، تعریف فرهنگستان ایران را از بیمه اینگونه بیان میکنند:
"عملیست که اشخاص با پرداخت پول، مسئولیت کالا یا سرمایه یا جان خود را به عهده دیگری می گذارند و بیمه کننده در هنگام زیان، باید مقدار زیان را بپردازد."[6]
آقای عرفانی، دیدگاه مرحوم جهانشاهی نسبت به بیمه را چنین بیان می کند: "... بیمه را یک لغت خالص فارسی می داند که از هیچ زبانی وارد نشده است و ریشه آن نیز به احتمالی بیم به معنای ترس می باشد: زیرا عنصر اولی و اصلی، ترس از خطر است و از ترکیب اصطلاح روسی استراخ((ctpax)) که به معنای ترس است و همچنین کلمه استرواخانه ((ctpaxo ha bue)) که در زبان روسی به معنای عقد بیمه می باشد را شاهد آورده است."[7]
"بیمه عملیست که به موجب آن یک طرف بنام بیمه گر با متشکل کردن گروهی از افراد به نام بیمه گذار، در یک سازمان منظم به نام موسسه بیمه تعهد می کند در ازای وجه یا وجوهی به نام حق بیمه که هر یک از افراد گروه به موسسه مذکور می پردازد در صورت وقوع حادثه معینی برای هر یک از آنها خسارت وارده را جبران نماید و یا وجه معینی بپردازد."[8]
"در زبان لاتین کلمه "سکوروس"[9] برای کلمه بیمه به کار رفته است که به معنای اطمینان می باشد. در زبان فرانسوی کلمه "آسورانس"[10] به عقد بیمه اطلاق می شود که به معنای اطمینان است و در زبان انگلیسی از واژه های ((Assurance)) ((Insurance)) برای بیان عقد بیمه استفاده می شود. هر دو واژه ریشه لاتین ((سکورس)) را دارند."
ماده یک قانون بیمه مصوب 1316، بیمه را چنین تعریف کرده است:
"بیمه عقدیست که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه گر، طرف تعهد را بیمه گذار، وجهی را که بیمه گذار به بیمه گر می پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می شود موضوع بیمه نامند."[11]
در یکی از تعاریف فوق کلمه تأمین برای بیمه به کار رفته است و گوینده آن را رساتر از بیمه در ترجمه واژه خارجی آن دانسته است. این مسئله حائز اهمیت و دقت نظر است. همانگونه که آقای مازلو در سلسله مراتب نیازها به مسئله تأمین ایمنی اشاره می نمایند، بیمه یا همان تامین ـ به تعبیری دقیقتر ـ یکی از سلسله مراتب نیازهای مازلو را تشکیل می دهد. غالب تعارف فوق تا حدود زیادی بیمه را معرفی می نمایند. اما اگر بخواهیم تعریفی واحد، جامع و مانع را سرلوحه کار و زیربنای مطالب بعدی قرار دهیم، بهتر است به تعریفی که قانون بیمه ـ ماده (1)ـ از بیمه ارائه داده است، استناد کنیم و لذا از این به بعد، بیمه را چنین تفسیر و تعبیر نماییم که:
"عقدی را که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد را بیمه می گویند."
تعریف واژگان تخصصی
1) بیمه عمر[12]
قرار دادیست دوطرفه که به موجب آن یکی از طرفین (بیمه گر) تعهد می کند در ازای دریافت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار)، سرمایه ای را یکجا یا به اقساط در صورت حیات یا ممات شخص معینی (بیمه شده) به شخصی که قرارداد بیمه عمر به نفع او منعقد می شود، (استفاده کننده) بپردازد.
2) بیمه گر[13]
بیمه گر شخصی است ـ حقیقی یا حقوقی ـ که شغل او برعهده گرفتن عواقب خطرناک موضوع عقد بیمه است و به عبارت دیگر شخصی است که در مقابل پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار) متعهد می شود که هنگام بروز حادثه و خطر، خسارت وارده به بیمه گذار (در صورتی که بیمه گذار، خود "بیمه شده" باشد). یا بیمه شده را به استفاده کننده (ذی نفع) بپردازد.
3) بیمه گذار[14]
"بیمه گذار هر شخص حقیقی و یا حقوقیمی باشد که ریسک اموال، اشخاص و مسئولیت خود را از طریق انتقال به بیمه گر، بیمه می نماید."[15]
4) بیمه شده
"بیمه شده، شخصی است که قرارداد بیمه، بر عمر او متکی است. فوت یا حیات اوست که موجب انجام تعهدات بیمه گر می شود از این رو وضع سلامتی او ماخذ قبول بیمه و محاسبه حق بیمه از طرف بیمه گر است، و رضایت کتبی بیمه شده شرط اصلی صحت قرارداد است."[16]
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1723 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 153 |
مقدمه
در سالهای اخیر توجه به بهداشت روان در جهان و به خصوص در کشورهای در حال توسعه به دلیل نیاز روزافزون ساکنین آنها به خدمات بهداشتی ابعاد تازه تری یافته است. با این وجود نیازمند مبرم به برنامه ریزی صحیح و جامع در تأمین بهداشت روانی کارمندان کاملاً محسوس است ، چرا که آنان نقش مهم و تعیین کنندهای در ساختن جامعه به عهده دارند و اگر به مشکلات روانی آن توجه نشود این احساسات نمی تواند به جامعه کمکی برساند.
افسردگی یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی است که باعث مراجعه به روانپزشکان، روانشناسان و دیگر متخصصان بهداشت روانی می گردد از این لحاظ افسردگی با سرماخوردگی در میان ناراحتی های جسمانی قابل مقایسه است. (زلیگمان 1975) در هر لحظه از زمان 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی شدید را از خود نشان دهند. حداقل 12 درصد از جمعیت کشورهای توسعه یافته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی شدید به متخصصان روانی مراجعه می کنند.
حدس زده می شود که 75 درصد افرادی که در مؤسسات درمان روانی بستری می شوند دچار افسردگی هستند به دلایلی که هنوز کاملاً روشن نشده درصد بیشتری از بانوان دچار افسردگی می شوند. نسبت زنان به مردان افسرده در ممالک پیشرفته صنعتی تقریباً دو بر یک است . (براون وهرس، 1987)
مطالعاتی که در سالهای اخیر از طرف متخصصان سازمان جهانی بهداشت در کشورهای در حال توسعه آسیا و آمریکا انجام گرفته از افزایش دامنه شیوع افسردگی در میان علل در حال رشد حکایت می کند (سازمان جهانی بهداشت، 1973).
هدف آموزش در ادارات و مؤسسات مالی پرورندان شخصیتهای سالم و متعالی است که با دانش خویش بتوانند برای جامعه مفید باشند چون کارمندان با مسائل و مشکلات زیادی روبرو هستند. توجه به بهداشت روانی آنها از مهمترین مسائل و در رأس مسائل آموزشی است، با این وجود بدون پژوهش و انجام نظرسنجی های لازم نمی توان به صراحت اعلام نمود که رسیدگی به مسائل روانی در مراکز از چه اولویتی برخوردار است. (صالحی، طرح پژوهش، 1380).
بنابراین توجه بیشتر به سلامت روانی کارمندان لازم و ضروری است. بیماری افسردگی جسم، روان، افکار انسان را گرفتار می سازد. خوردن و خوابیدن وی را مختل می کند و به طرز تفکر رفتار بیمار با دیگران اثر می گذارد. بیماری افسردگی را نباید به حالت زودگذر افسردگی در موقعیت های خاص برای مدتی کوتاه پیش می آید، اشتباه گرفت. افراد مبتلا به این بیماری به تنهایی قادر نیستند از عهده زندگی خود برآیند و برای بازیافتن سلامتی به فرد کمک کنند. (جلالی، منیژه، 1380).
مشکل روحی افسردگی با ضریب بالایی در میان کلیه اقشار به ویژه نسل جوان و مخصوصاً زنان میدان تاخت و تاز فزایندهای به خود گرفته و هر روز جمعی را به سوی خود جذب می کند تا آن جا که پی آمدهای این بیماری روحی زنگ خطری برای آنان که دلسوز نسل جوان هستند نواخته است و باید همه و همه را برای شناخت پیشگیری و مقابله با این مشکل بسیج کرد. متأسفانه از جمله تأثیرات این مشکلات بر روی کارمندان مسأله است بر روی بهرهوری شغلی که با توجه به اهمیت بسزایی که در رفع نیازهای زندگی دارد این مشکل باید مورد توجه علما و متخصصین و روانشناسی و جامعه شناسی قرار گیرد.
شیوع روزافزون این اختلال افسردگی به قدری است که عدهای از محققین و صاحبنظران را بر آن داشته است تا از آن بعنوان (سرماخوردگی روانی) یاد کنند. همان گونه که کسی در طول حیات خود در مقابل سرماخوردگی قبلاً شود هیچ کس نیز در مقابل افسردگی مصونیت نداشته و امکان ابتلا به افسردگی در مقایسه با سایر اختلالات روانی بیشتر است. (اویسون، 1982، هیدرینگتون، 1986).
با توجه به عوامل یادشده و تعاریف افسردگی آن چه که در این پژوهش مورد نظر محقق است تأثیر این اختلال در بوجود آوردن افت بهرهوری شغلی می باشد، چرا که این مسئله از نگرانیهای شایع خانواده هاست و هم مسئله تعداد زیادی از شاغلین با این مسئله مواجه هستند و اثرات سوئی که بر سلامت روان آنها وارد و آن را مخدوش می سازد.
در حال حاضر، روند رو به توسعه تکنولوژی در بخشهای مختلف صنعت و معدن، خدمات کشاورزی و همچنین ارتباط نزدیک بین انسان و ماشین آلات، انسان به ویژه کارگران را با عوامل فیزیکی، بیولوژیکی متعددی مواجه ساخته که اثرات نامطلوب و بیماری زای بسیاری از این عوامل به خوبی شناخته شده و به اثبات رسیده است. این امر متخصصان علوم بهداشتی را بر آن داشته تا پیشگیری از اثرات ناخواسته و مضر عوامل زیان آور بپردازند، چرا که در غالب موارد بیماری های شغلی غیرقابل درمان بوده و اصولاً پیشگیری از کلیه جهات بهتر از درمان می باشد. از طرفی بهرهوری و مسئله کارایی و اثربخشی سازمانهای تشکیل دهنده یک جامعه عامل اصلی رشد و توسعه آن جامعه محسوب می شود.
بهرهوری یک ابزار اساسی برای توسه در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و اقتصادی است. بهرهوری بالا در جامعه و در سطح کوچکتر در سازمان از یک سو زمینه حرکت ملی را فراهم می آورد و از سوی دیگر باعث تقویت انگیزههای یکایک افراد در به ثمر رسانیدن این تلاشها می شود. به طور کلی فعالیتهایی که سه مشخصه کارایی، اثربخشی و کیفیت را در برداشته از بهرهوری مناسبی برخوردار خواهند بود. (حقیقی، 1380).
با توجه به اینکه افسردگی می تواند یکی از مسائل مهم در کاهش بهرهوری باشد تحقیق حاضر بر این است که رابطه افسردگی و بهرهوری را بسنجد و ببیند که افسردگی تا چه حد بر روی بهرهوری سازمان تأثیر می گذارد.
بیان مسئله
تحقیقات و بررسی های انجام شده و نیز تجربیات روزانه حاکی از آنند که تعداد قابل توجهی از کارمندان در عاطفه، ادراک، تفکر خود علایم نشانه هایی را بروز دهند که بیانگر افسردگی آنان است. این عارضه افسردگی، علاوه بر آن که موجب کاهش کارایی شغلی و اجتماعی کارمندان می شود آنان را به مشابه کودکانی خجول و گوشه گیر و ناامید، درمانده و فاقد اعتماد به نفس بالا و ... انگشت نمای همکارا نشان می سازد و مانع از به فصل درآمدن و بروز توانمندیهای بالقوه این افراد می شود.
گرچه کارمندان افسرده در خانواده افرادی آرام و حتی منفعل هستند و دردسرها و شیطنت های کمتری در خود نشان می دهند ولی تفاوت رفتاری آنها با دیگر افراد موجبات نگرانی خانواده را فراهم می آورد و ممکن است آنان را برانگیزاند تا در پی کمک و چاره برآیند (به نقل از پایان نامه نرگس خاتون درویش).
سازمان مدیریت جهانی سال 2001 را به بهداشت روان اختصاص داد. در سال 1990 در میان 10 علت اول ناتوانی در جهان از 5 علت مربوط به اختلالات روانی اولین عامل، افسردگی تک قطبی است. در حال حاضر افسردگی چهارمین علت بیماریهای شایع در جهان می باشد. افسردگی تک قطبی است. و طبق برآوردهای انجام شده تا 2020 دومین، علت شایع بیماری در جهان افسردگی خواهد بود. بر اساس آمار WHO در حال حاضر 340 میلیون نفر درجهان از افسردگی رنج می برند.
بنا به گفته همین سازمان مسائل عصبی – روانی سبب بخش عظیمی از ناتوانی ها و درد و رنج بشر است. کمبود تحقیق در خصوص این پدیده کارمندان موجب ناشناخته ماندن ابعاد و جنبه های مختلف آن شده است و هر نوع اظهارنظر در خصوص آن تنها ملاکی بر تحقیقات دیگران و دادهای نظری است.
حال با توجه به این که قشر عظیمی از جمعیت کشورها را کارمندان تشکیل می دهد بنابراین آینده کشور ما بستگی به اینان دارد. مطمئناً اگر بتوان با تشخیص به موقع مسائلی که باعث افسردگی آنان می شود را شناخت و موانع را از سر راه آنان برداشت، آنان با روحیه بهتری خواهند توانست در محیط کاری پیشرفت نمایند.
اهداف تحقیق
افسردگی از جمله اختلالاتی است که در ایران کمتر موضوع مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است و ارتباط آن با فاکتورهای احتمالی مختلف از جمله بهرهوری شغلی کودکان ناشناخته مانده است و این در حالی است که محققین خارجی به خصوص روانشناسان و روانپزشکان غربی جلدها تحقیق و بررسی پیرامون افسردگی می افزاید. در کشورهای مختلف همواره از مسایل مهم و حیاتی در برنامه ریزی های مقطعی برنامه ریزی های بلندمدت بوده و هست. در کشور ما نیز این موضوع به دلیل وجود کثیر جوانان و ضرورت بهرهوری مناسب و مکفی از این نیروها در جهت توسعه و پیشرفت کشور یکی از مهمترین مسائل در برنامه ریزیهای مقطعی و بلندمدت کشورمان را تشکیل می دهد.
هدف کلی
بررسی مقایسهای میزان افسردگی و تأثیر آن بر بهرهوری شغلی مردان و زنان شاغل در شرکت ایزوگام بام گستر دلیجان می باشد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
بهرهوری شغلی امروزه یکی از نگرانیهای مهم مدیران و دست اندرکاران است همه ساله تعداد زیادی از کارمندان در کشورهای جهان با پدیدهای به نام افت بهرهوری شغلی مواجهند و علاوه بر افت شغلی بر آثار سوء اقتصادی در شکل ملی تأثیر ناگواری بر سلامت روان مردم گذاشته و نگرانی نامطلوبی برای خانواده ها به دنبال داشته است.
راستی افت راندمان کاری چیست؟
چگونه می توان افت راندمان کاری و عوامل بوجود آورنده آن را در کارمندان تشخیص داد؟ وظیفه خانواده و مدیران و مسئولین در این خصوص است.
«منظور از افت بهرهوری شغلی یا افت راندمان کاری کاهش عملکرد شغلی که (شرکت ایزوگام بام گستر دلیجان) مقدار از نمره 1 – 20 توسط مسئولین به کارمندان داده می شود) از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است» آن چه مهم است این است که بسیاری از کارمندان توانایی بالقوه برای موفقیت و پیشرفت و بهرهوری بهتر را دارند ولی دچار افت یا شکست می شوند که با شناخت دقیق و درست علل و عوامل این پدیده، می توان جلوی بسیاری از افتها و شکستهای کاری را گرفت. از جمله عواملی که می توان در موفقیت و شکست کارکنان مؤثر دانست سه دسته است:
1- عوامل فردی
2 – عوامل سازمانی
3 – عوامل خانوادگی و اجتماعی
آن چه که در این پژوهش مورد نظر است تا بررسی گردد تأثیر افسردگی بر بهرهوری شغلی است که می تواند هر سه عامل بطور مثال عدهای از کارمندان محیط کار به دلیل فشارکاری بالا و عدم رسیدن به اهداف در خود فرو می روند، تنهایی و گوشه گیری را انتخاب می کنند و به افسردگی های خفیف زودگذر مبتلا می شوند. این حالت در زنان بیشتر دیده می شود. که اغلب بی حوصلهاند معمولاً یکی از دلایل آن عادت ماهانه می باشد که نگرانند مبادا دیگران از وضع و حال آنان باخبر شوند این موضوع اگر از حد معمول تجاوز کند و در آن افراط شود از یک حالت طبیعی خارج شده و منجر به گوشه گیری و افسردگی در فرد می شود. عدهای دیگر به علت مسائل خانوادگی و تربیتی، برخوردهای تحقیرآمیز دیگران، مراقبتهای شدید و افراطی از آنها و یا به علت عوامل درونی دیگر، خود را از تماسهای اجتماعی برکنار می دارند به جزء با عده معدودی از افراد غیرمعاشرتی گفت و گو و رفت و آمدی ندارند و کمرویی و حیای افراطی آنان باعث منزوی شدن آنها می گردد. در محیط کار هم همیشه تنها هستند و در گوشه گیری کز می کنند. در رفتارشان نیز حالت تردید، ناشی گری، کم حرفی و عدم مشارکت در فعالیتهای جمعی وجود دارد و سعی دارند هیچ وقت در مقابل سؤالات دیگران قرار نگیرند. همیشه از حضور در میان جمع ناراحتند وگاهی از شدت شرم و خجالت سرخ می شوند و عرق بر روی پیشانیشان می نشیند. اگر کمرویی و گوشه گیری های اولیه شدت داشته باشد ممکن است فرد را به افسردگی های شدید بکشاند و او را فردی سست عنصر، مأیوس، خوار و از زندگی بیزار نماید و افکار خودکشی در او ظاهر می شود.
موضوع دیگر قابل بحث تأثیر استرس محیطی و حوادث زندگی بر افسردگی است. بسیاری از روانشناسان بالینی معتقدند که رابطهای بین آغاز افسردگی و استرس محیطی وجود داشته و عدهای نیز بر این باورند که چنین حوادثی نقش عمدهای را بازی می کنند جمعی تحقیقات اخیر وجود رابطه بین عوامل استرس زای محیطی و شروع افسردگی را تأیید میکنند. حال با توجه به این که برخورداربودن از سلامت روح و روان در دوره جوانی از اهمیت بسزایی برخوردار است لذا محقق را بر آن داشت تا به تأثیر افسردگی بر بهرهوری شغلی بپردازد و آن را مورد بررسی قرار دهد.
فرضیه اصلی پژوهش
بین افسردگی کارکنان با بهرهوری شغلی آنها رابطه معناداری وجود دارد.
متغیرهای پژوهش: متغیرهای مورد بررسی پژوهش عبارت است از :
متغیر پیش بین که شامل افسردگی می باشد.
متعغیر ملاک که شامل بهرهوری شغلی می باشد.
تعاریف عملیاتی متغیرها:
افسردگی (تعریف نظری)
مایکل گیلدار[1] و همکارانش (1988) در کتاب روانپزشکی آلسفورد می نویسد احساس غمگینی در موقعیتهای ناجور یکی از تجارب طبیعی انسان است. علایم افسردگی جزیی از بسیاری از سندرمهای روانپزشکی بوده و در برخی بیماریهای جسمی نیز نظیر ثبت غدهای[2] یکی از یافته های شایع است.
نلسون وایزرائل[3] (1984) در میان افرادی که دست به خودکشی می زنند تعداد جوانان افسرده بوضوح بیشتر از جوانانی است که دچار افسردگی می شوند.
کلارسن ج راو[4] (1987) پس از افسردگی یک هیجان عادی بشری نیز هست. این افسردگی های عادی با علایم مثل غمگینی، دلشکستگی، نومیدی، ناکامی یا ناشادی مشخص می شوند. این احساس همگانی و عمومی است و هبط ن اختلال عینی عادی تلقی نمی شود اما گاهی به حدی شدید است که بیمار ممکن است رابطه خود را با واقعیت از دست بدهد دچار هذیان شود و چه بسا دست به خودکشی بزند (لو[5]و لو[6]، 1991) افسردگی به منزله و یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است.
(بلاک برن[7] و کوترو[8] ، 1990).
در سطح معمول، بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده می شود.
افسردگی (تعریف عملی)
منظور از افسردگی در این پژوهش نمرهای است که آزمودنی در تست بک از 15 سال به بالا میگیرد که البته این آزمون بر اساس مقیاسهای بالینی و روانشناسی طراحی شده است.
بهرهوری شغلی (تعریف نظری)
بهرهوری عبارت است از نسبت مطلوبیتهای حاصله (ستاندهها) بر منابع و آن چه که برای حصول به نتیجه صرف شده (دادهها) است. (مرکز بهرهوری ژاپن، ترجمه از شفقی، 76)
بهرهوری شغلی (تعریف عملی)
منظور از بهرهوری در این پژوهش میزان نمرهای می باشد که آزمودنی از پرسشنامه هنجار شده بهرهوری شغلی بدست می آورد.
مقدمه
در این بخش که به پیشینه و چهارچوب نظری تحقیق پرداخته می شود که مستقل بر تعاریف افسردگی، تاریخچه، طبقه بندی ماهیت افسردگی از دیدگاه میچل، مدل بیولوژیکی و دیدگاههای نظری افسردگی که شامل تحلیل گری، رفتارنگری، شناختی، رفتارگرایی طبیعی، انسان گرایی، هستی گرایی، علماء اسلامی پرداخته می شود و سپس به نشانه شناسی حالات افسردگی، پیشینه بهرهوری شغلی و علل آن و تحقیقاتی که در داخل و خارج کشور انجام شده پرداخته می شود.
تعاریف افسردگی
در تعریف افسردگی کازدین (1990) آن را به عنوان یک نشانه یا حالتی از غمگینی می داند که در فرد در زندگی روزمره تجربه می کند و یک سندرم آن را مجموعهای از علایم شامل فقدان علاقه در فعالیتها، احساس بی ارزشی، تغییر در اشتها، آشفتگی در خواب و ... قلمداد می کند.
از دیدگاه رفتارنگری فرسترولوینس و همکاران معتقدند افسردگی عبارت است از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی، از دیدگاه شناختی بک افسردگی نوعی تغییر در سازمان فکری و شناختی بیمار است تغییری که به ایجاد دیدگاهی منفی درباره خود وتجارب گذشته و آیندهاش منتهی می گردد. از دیدگاه روان تحلیل گری آبراهام، افسردگی عبارتست از مفاهیم، عزا، فقدان، ناکامی، ضرر و زیان و تجربههای ضربه آورد و دوره کودکی و عواملی که فرد بزرگسال را در برابر گسستگی افسردهوار آسیب پذیر می سازند.
لو و لو (1991) افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است (بلاک برن و کووترو، 1990).
در سطح معمول بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرار و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده می شود.
تاریخچه افسردگی
افسردگی از زمانهای بسیار دور در نوشته ها آمده و توصیفهایی از آن چه ما امروز اختلالات خلقی می خوانیم. در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس در ایلیاد هومر. هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کردهاند حدود 450 سال قبل از میلاد بقراط اصطلاح مانی و ملانکوکی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد. حدود 100 سال قبل از میلاد کورئیوس سلسوس در کتاب Demedicina افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود. این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (180 – 120) بعد از میلاد و جالینوس (199 – 129) بعد از میلاد نیز بکار بردند. همینطور الکساندر ترالز در قرن 6 در قرون وسطی طبابت در ممالک اسکامی را رونق حاد و رازی و ابن سینا و پزشک یهودی میمویند، ملانکولی را هنرامندن بزرگ جهان نیز مجسم کردهاند. در سال 1686 بونت نوعی بیماری روانی را توصیف نمود و آن را mania comelan cholicus نامید. در سال 1854 ژول فالره حالتی را توصیف نمود و آن را جنون ادواری نامید. چنین بیمارانی متناوباً حالت خالقی مانی و افسردگی را تجربه می کنند. تقریباً در همان زمان یک روانپزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح «سایکلوتایمی» مانی افسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف نمود. امیل کرپلین در سال 1896 بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی و آلمانی مفهوم تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند.
فقدان آن سیر رو به دماسن – دپرسیو را شرح داد که شامل اکثر ملاکهای تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند. فقدان سیر رو به دماسن و تباهی در پیسکوزمانیک دپرسیو آن را از دماسن پره کوز و اسکیزوفرنی تفکیک می نمود. کرپلین نوع خاصی از افسردگی را نیز شرح داد که پس از یائسگی در زنها اواخر بزرگسالی در مردها شروع می شود. و این بیماری بعداً به افسردگی رجعتی معروف شد از آن به بعد یکی از معادلهای اختلالات خلقی شمرده می شود.
طبقه بندی افسردگی
اختلالات افسردگی و شیدایی در کودکان و نوجوانان گزارش می شود. با این حال تردیدهای زیادی در مورد وجود آن ها مطرح شده است. عدهای عقیده دارند که کودکان بنا به دلایل نظری مانند ساختارهای شخصیتی ناپخته نمی توانند طیفهای گسترده خلقی را تجربه کنند (شالته، برانت، وراسیکنی، 1977) . از این نظر چون فراخود کودکان هنوز به کمال خودنرسیده است افسردگی بالینی نمی تواند در کودکان وجود داشته باشد (برس، 1966) عدهای افسردگی را در کودکان یک موجودیت آسیب شناختی درونی و مشاهده ناپاپذیر می دانند که به صورت انواع شکایتهای رفتاری نمود می یابد (مالم کوسیت، 1977) و عدهای دیگر (لفکوتیز و برتون، 1978) با طرح نشانه گذاری رشدی تظاهرات بالینی افسردگی را به شرط شیوع در کودکان بهنجار منتفی می دانند و در دیدگاه دیگر که کودکان را شبیه افسردگی بزرگسالان می پندارند (میشل و همکاران 1988) که در اینجا به طبقه بندی افسردگی ها بر اساس DsmIII و IIIR و Dsm IV می پردازیم.
تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است. در IIIDsm بویژه آمده است که تشخیص افسردگی در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسلان بکار می رود. هرچند قبل از این تشخیص رسمی در سال 1985، وجود افسردگی در کودکان اغلب مورد بحث بود. این بحث بدین علت بود که به نظر نمی رسید رفتاری که در بین بسیاری از کودکان به چشم می خورد نشان اختصاصی افسردگی باشد. یک دلیل برای این موضوع غلبه نظریه روان پویایی در تعیین طبقات تشخیصی سنتی در مرکز بررسی و راهنمایی کالیفرنیا، یک مطالعه طولانی مشهور درباره رشد کودکان (مک فارلین و دیگران، 1954) ، از تولد تا بلوغ صورت گرفت. نتایج این تحقیق 35 درصد از کودکان در شش سالگی اشتهای نامطلوب داشتند ولی در 9 سالگی نسبت آنها به کمتر از 8 درصد رسید.
از سوی دیگر خودداری افراطی (که می تواند رفتار کناره گیرانه نامیده شود). در سالهایی که سایر رفتارها مورد سنجش قرار گرفت دارای میانگین 35 درصدی بود و هرگز از 17 درصد پایین تر نرفت. این موضوع بیانگر آن است که رفتارهای معینی که ممکن است دلالت بر افسردگی در بزرگسالان داشته باشد لااقل در مراحل معینی از رشد کودک و نوجوان غیرطبیعی محسوب نمی شود.
چون کودکان همواره در حال رشد و تغییرات بدنی و روانی هستند ارزیابی مفهوم یا اثرات درازمدت رفتارهای افسردگی و سایر مسائل رفتاری مشکل است.
بررسی های کمی که درباره مطالعات پی گیری شده وجود دارد غالباً دلالت بر آن دارد که افسردگی کودکی در ارتباط با اختلال عاطفی بزرگسال نیست (دهل، 1972) . تا کنون به اثبات نرسیده است که نشانههای مرضی تعیین کننده افسردگی در کودکی پیش بینی کنندههای ثابت افسردگی در بزرگسالی می باشد. هر چند اگر بسیاری از کودکان افسرده وقتی به سن بزرگسالی می رسند دیگر افسردگی نداشته باشند، نمی توانیم از چگونگی تأثیر افسردگی کودکی بر رشد و سازگاریهای دوران بزرگسالی اطمینان داشته باشیم.
در یک مطالعه، بیشتر از 17درصد از کودکانی که والدینشان در برنامه بهداشت خانواده شرک نموده بودند یا در بیمارستان دانشگاه متولد شده بودند غمگیینی یا افسردگی معنی دار بالینی نشان دادند، در حالی که کمتر از 2 درصد آنان معیارهای مربوط به اختلالات عاطفی را در DSM نشان دادند. (کاشانی، سیموزند، 1979).
هرچند این کودکان غمگین تفاوتهای معنی داری با کودکان غیرغمگین داشتند. آنان شکایتهای بدنی بیشتری داشتند، احتمال پیش فعالی در آنان زیادتر بود، اعتماد به نفس پایین تری داشتند و احتمال بیشتری وجود داشت که در دعواهایی دیگر شوند و از مدرسه رفتن امتناع ورزند. تمام این خصیصه ها می تواند بیانگر احتمال بروز افسردگی معمولی در سالهای بعدی زندگی باشد.
شیوع افسردگی در بین کودکانی که به دلیل بعضی مسائل رفتاری بطور سرپایی در کلینیکها مورد معاینه قرار گرفته نیز زیادتر بوده است. برآوردها بسیار متفاوت است ولی رقم 25 درصد به نظر می رسد که یک مقیاس محافظه کارانه باشد (پتی، 1981).
در میان کودکان مدارس ابتدایی که به دلیل مسائل آموزشگاهی به کلینیکهای روانی – تربیتی ارجاع شدهاند، آنهایی که در سالهای بعد، افسردگی نشان دادهاند درصدشان بالاتر بوده و بیش از شصت درصد می رسد.
اکنون این توافق بالنسبه کلی وجود دارد که کودکان نیز ممکن است مانند بزرگسالان افسرده شوند. اکثر متخصصان بالینی نیز موافقند که نشانه های افسردگی درگروههای سنی تغییر می کند. فرد 6 تا 8 ساله افسرده احساس غم، بیچارگی و شاید ناامیدی می کند. خصوصیات فرد افسرده 8 تا 10 ساله عبارتست از از افکار منفی درباره اعتماد به نفس آنان احساس میکنند که بی ارزش دوست داشتنی و عاطلاند، فرد 10 تا 13 ساله می تواند بعنوان کسی که احساس گناه می کند توصیف شود. آنان دستخوش گنهکاری شده و فکر می کنند که به دلیل گنهکاری خواهند مرد و یا کشته خواهند شد. (مکلاکن ویل و دیگران، 1973).
علاوه بر این شکل سنتی افسردگی، ممکن است کودکان افسردگی، به طریقه های غیرمستقیم یا آن چه گاهی اوقات افسردگی تغییر چهره داده نامیده می شود نیز ظاهر سازند. افسردگی تغییر چهره داده شامل رفتارهایی از قبیل فرار از آموزشگاه، فرار از خانه، ماجراجویی، بیماریهای سیپوکندریاکسا و رفتارهای ضداجتماعی و تحریک آمیز می گردد. (سترین و ماک ینو، 1974) (گلاس، 1968، تولن، 1962).
مسائل چندی درباره این مفهوم وجود دارد، زیرا رفتارهایی که نمونه افسردگی ماسک زده شده تعریف شدهاند همگی مسائل عمومی دوره کودکی هستند و اگر تمام این رفتارها بعنوان نشانه های مرضی افسردگی تلقی می گردد، درصد کودکانی افسرده بصورت برجستهای بالا خواهد بود و مسائل زیادی را مطرح خواهد ساخت. افسردگی ماسک زده شده را مورد بحث قرار دادهاند و خاطر نشان می سازند که غالباً نشانه های سنتی می تواند از طریق تحلیل خواب و رؤیا، خیالبافیها و سایر اظهارات کلامی مشخص می گردد. نشانه های افسردگی ماسک زده شده آمیخته و درهم است. در یکی از مطالعات درازمدت مدت درباره افسردگی، پوزنانزکی و دیگران (1976) گروهی از کودکان پرخاشگرانه را که به علت طغیانهای آشوبگر برای درمان ارجاع شده بودند، مورد بررسی قرار دارند.
آنها دریافتند که 55 درصد از این گروه قبلاً از لحاظ بالینی افسرده تشخیص داده شده بود و اکنون که بطور متوسط شش سال و نیم از آن می گذرد و مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتهاند. از طرف دیگر در یک مطالعه روی... . کودکی که برای بستری شدن بیمارستان روانی پذیرفته شده بودند کسانی که در پذیرش آنها وجود افسردگی ماسک زده شده از قبیل پرخاشگر جدی، رفتار غیرقابل کنترل در جامعه، یا بدرفتاری در خانه و مدرسه قید شده بود، دوست داشتند که تشخیص افسردگی در مورد آنان اعمال شود. اما کسانی که مسائل افسردگی از قبیل کوشش برای خودکشی یا اظهارات مختلف درباره افسردگی داشتند به هنگام ترک بیمارستان دوست داشتند که به عنوان افراد افسرده مورد تشخیص قرار بگیرند. (کرست و دیگران، 1981).
یکی از مسائل مربوط به مطالعه افسردگی کودکی عبارتست از فقدان یک تعریف روشن از خصوصیات گروه مورد مطالعه به تازگی ابزارهای ارزیابی خاصی برای اندازه گیری رفتار افسردگی در کودکان، شبیه به آن که در مورد بزرگسالان مورد استفاده واقع می شود، ساخته شده است. یکی از مشهورترین آنها پرسشنامه افسردگی کودکان است که از پرسشنامه افسردگی بک اقتباس گردیده است. (کواکز و بک، 1979) .
چندین نوع مصاحبه میزان شده نیز تهیه شده است (پوزنانسکی و دیگران، 1979، پیک انتیج و دیگران 1978).
استفاده از چندین مقیاس و معیارهایی که در DSMIII آمده است می تواند به تعریف افسردگی کودکی به نحوی که محققان بتوانند ارتباط آن را با افسردگی بزرگسالی بهتر بفهمند، کمک نمایند.
- ضوابط تشخیص افسردگی بر اساس DSMIIIR
ضوابط تشخیصی کژخویی (خلق افسرده)
الف: وقتی افسردگی خلقی (که ممکن است آن را در کودکان و نوجوانان به صورت خلقی که زود برانگیخته و آزرده می شود مشاهده کرد) عملاً در تمام روز، اکثر اوقات توسط شخص ابراز یا توسط دیگران، لااقل به مدت دو سال (یکسال برای کودکان و نوجوانان)، مشاهده گردد.
ب: در فرد افسرده لااقل دو ضابطه از ضوابط زیر دیده می شود.
1) از دست دادن اشتها یا فزون خواری
2) بی خوابی یا فزون خوابی
3) کاهش انرژی یا خستگی
4) احساس کم ارزشی یا بی حرمتی
5) مشکلات تمرکز ذهنی یا مشکل تصمیم گیری
6) احساس از دست دادن امید.
ج: در یک دوره لااقل دو ساله (یکساله برای کودکان و نوجوانان)، نشانه هایی که در زیر بند الف ذکر شدهاند هرگز بیش از دو ماه پی در پی از بین نرفته باشند.
د: فقدان علامتهای مربوط به افسردگی گسترده (مهاد) در خلال دوسال اول اختلال (فقط درسال اول برای کودکان و نوجوانان).
تذکر: وقتی یک فرد افسردگی گستردگی قبلی وجود داشته باشد، این افسردگی بالینی به بهبود کامل (نبودن علائم و نشانه های مرضی معنادار، لااقل از شش ماه پیش) قبل از پدیدار شدن کژخویی رسیده باشد.
از سوی دیگر، از دو سال اول (یکسال برای کودکان و نوجونان) بروز کژخویی، احتمال افزوده شدن رویدادهای افسردگی گسترده، وجود دارد، در این صورت باید هر دو تشخیص (کژخویی، افسردگی گسترده) مورد نظر قرار گیرند.
ه: هیچگاه رویداد آشفتگی یا رویداد کم – آشفتگی واضح و رخ ننموده باشد.
و: این اختلال به یک اختلال روان گسسته وارمزمن از نوع روان گسیختگی یا اختلال هذیانی افزوده نشده باشد.
ز: نمی توان یک عامل بدنی (مثلاً تجویز طولانی داروهای ضدفشار خون) را تداوم بخش این اختلال دانست باید ریخت نخستین و ثانوی اختلال را تشریح گردد.
ریخت نخستین: اختلال خلقی به اختلالی که از پیش وجود داشته باشد و در شمار اختلالات محور I یا III از نوع اختلالات مزمن، غیرخلقی (مثلاً بی اشتهایی روانی، اختلال اضطرابی یا اختلالات مفصلی روماتیسم گونه) محسوب گردد، وابسته نیست.
ریخت ثانوی: اختلال خلقی ظاهراً به یک اختلال پیشین در محور I یا III مزمن یا غیرخلقی، وابسته است.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 62 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 85 |
کلیــــات
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع
متغیرهای تحقیق
قلمرو تحقیق
فرضیه های تحقیق
استفاده کنندگان از تحقیق
محدودیتهای تحقیق
تعریف بیمه
تعریف واژگان تخصصی
هدف و علت انتخاب موضوع
بیمه یکی از منابع مهم تأمین درآمد جهت اجرای طرح های زیربنایی کشور می باشد. اهمیت این رشته به حدیست که صاحبنظران آن را "صنعت" میخوانند. بیمه باعث شکوفایی اقتصادی شده و با اشکال متنوعش موجب می شود تا بیمه گذاران و بیمه شدگان بتوانند به راحتی و با اطمینان گام بردارند. در این میان نفعی که بیمه برای اقشار آسیب پذیر دارد بسیار درخور توجه است ولی متأسفانه غالب اشخاص از آن اطلاع چندانی ندارند. در تحقیق حاضر سعی شده است تا در حد توان به افراد جامعه درباره بیمه عمر و نقش آن در اقتصاد خانواده آگاهی داده شود و بدین ترتیب میزان فروش بیمه عمر افزایش یابد. البته طبق گفته مسئولین امر، بیمه در برنامه پنجساله دوم تاکنون از رشدی بیش از حد انتظار پیش بینی شده برخوردار بوده است. در راستای نیل به آنچه که در سطور بالا به عنوان هدف تحقیق بیان گردید سه فرضیه بررسی گردید:
1- نوع ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش بیمه عمر موثر است.
2- افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود.
3- محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است.
متغیرهای تحقیق
در تحقیق حاضر که با عنوان "بررسی ارتباط میان روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمهای" انجام پذیرفته است، دو متغیر، مد نظر بوده اند:
1) روشهای منتخب بازاریابی (متغیر مستقل)،
2) میزان فروش خدمات بیمه ای (متغیر وابسته)
که سعی شده است در ضمن تحقیق، رابطه همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته تبیین گردد.
((سایر عوامل)u، روشهای منتخب بازاریابی) f = میزان فروش خدمات بیمه ای.
قلمرو تحقیق
الف) مکانی: قلمرو مکانی تحقیق، شرکتهای بیمه ایران، آسیا، البرز و دانا را دربرمی گیرد.
ب) موضوعی: در بازاریابی روشهای نظیر: پیشبرد، کالا(محصول)، قیمت و مکان وجود دارد. تحقیق حاضر تدثیر دو روش از روشهای فوق (یعنی قیمت و حق بیمه) البته این رساله وارد بحث قیمت گذاری و تئوریهای مربوط نمی شود و تنها به بررسی تأثیر قیمت با حق بیمه در میزان فروش بیمه عمر می پردازد و پیشبرد را در میزان فروش خدمات بیمه ای بررسی می نماید. شایان ذکر است که در روش پیشبرد آنچه مدنظر قرار گرفته، آگهی های تجاری بوده است. ضمناً نوع بیمه مورد بررسی ـ به دلیل وسعت حجم کار ـ صرفاً بیمه عمر می باشد.
ج) زمانی: تحقیق حاضر بعضاً به بررسی محدوده زمانی سالهای بین 68 تا 72 پرداخته است.
فرضیه های تحقیق
تحقیق حاضر دارای یک فرضیه اصلی می باشد که توسط سه فرضیه جزئی به آزمون گذاشته شده است.
فرضیه اصلی: بین روشـهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمه ای رابطه معنی دارای وجود دارد.
فرضیه های جزئی:
1) "ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش فروش بیمه عمر مؤثر است."
2) "افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود."
3) "محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر مؤثر است."
استفاده کنندگان از تحقیق:
پیش بینی می شود افرادی که می توانند از تحقیق حاضر استفاده کنند به قرار ذیل باشند:
الف) شرکتهای بیمه.
ب) پژوهشگران و دانشجویان.
پ) اقشار آسیب پذیر جامعه خصوصاً، و سایر اقشار عموماً.
ت) سازمانهای خیریه، از جمله کمیته امداد امام خمینی(ره).
ث) و سایر علاقمندان.
محدودیت های تحقیق
این پایان نامه با وجود محدودیتهایی که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، تهیه و تدوین شده است:
اولین و مهمترین محدودیت، عدم وجود آمار و اطلاعات مدون و همگن مورد نیاز بود، که بدین ترتیب، محقق مجبور شده با مراجعات مکرر از مسئولین امر اجازه بگیرد تا پرونده ها را مستقیماً بررسی، و آمارهای لازم را استخراج نماید. حتی در بعضی موارد، آمار و ارقام بدست آمده را دراختیار شرکتها قرار داده و اهمیت آنها را در تصمیم گیریها گوشزد می کرده است.
دومین محدودیت، برخوردهای بسیار متفاوت مسئولین بود بطوریکه بعضی از آنها با محقق جهت جمع آوری آمار و ارقام همکاری نکرده و از آن کار ممانعت بعمل می آوردند.
سومین محدودیت، تعویض برخی از مسئولین در خلال انجام تحقیق را می توان محدودیتی دیگر دانست. برای هر مسئولی که پس از مسئول قبلی، متصدی امور می شد لازم بود تا تمامی ماجرا از اول شرح داده شود، تا شاید راضی شده و اجازه جمع آوری اطلاعات لازمه را به محقق بدهد.
چهارمین محدودیت، قدیمی بوده غالب منابع مرتبط فارسی بود که برای جبران این امر، محقق مجبور به استفاده گسترده از کتابهای لاتین شد.
بکر بودن موضوع تحقیق، پنجمین محدودیتی بود که خودنمایی می کرد.
کثرت متغیرهای کیفی و مشکلات خاص کمی کردن آنها، ششمین محدودیت تحقیق بود.
محدودیتهای مالی(هزینه های فراوان کپی، تکثیر، ایاب و ذهاب، استفاده از کامپیوتر جهت انجام محاسبات و ...)، هفتمین محدودیت تحقیق بوده است که اهمیت زیادی داشت.
تعریف بیمه[1]
برای واژه بیمه تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
((بیمه ضمانت مخصوصی است از جان یا مال که در تمدن جدید رواج یافته است، اینطور که برای شخص یا مال، مبلغی به شرکت بیمه می دهند و در صورت اصابت خطر بر جان و مال، شرکت مبلغ معینی می دهد.))[2] ضمناً مرحوم دهخدا واژه بیمه را برگرفته از زبان هندی می دانند.((بیمه یعنی اطمینان در مقابل مخاطره ای که محتمل الوقوع باشد.))[3]
((بیمه عملی است که از اشخاص با پرداخت وجهی، قراردادی منعق کنند تا در صورتی که موضوع بیمه گذاشته شده به نحوی از انحاء در مخاطره افتد، شرکت بیمه از عهده خسارت برآیند.))[4] مرحوم معین معنای لغوی بیمه را ضمانت دانسته ، ضمناً بیمه گر، بیمه گزار، بیمه کردن ـ که تعاریف آنها خواهد آمد ـ را از مشتقات بیمه به حساب می آورد.
استاد شهید مرتضی مطهری در این خصوص در کتاب "مسئله ربا به ضمیمه بیمه" گفته اند:
... در رساله آقای دکتر جباری آمده است که کلمه بیمه که یک لغت فارسی است، مفهوم اصلی فرهنگی این لفظ را درست نمی رساند ولی کلمه عربی آن یعنی تأمین، این مفهوم را به خوبی می رساند. تأمین یعنی امنیت دادن. شاید در فارسی هم که بیمه گفته اند به اعتبار این است که نفی بیم می کند و بیمه رفع کننده بیم."[5]
دکتر ایزدپناه، تعریف فرهنگستان ایران را از بیمه اینگونه بیان میکنند:
"عملی است که اشخاص با پرداخت پول، مسئولیت کالا یا سرمایه یا جان خود را به عهده دیگری می گذارند و بیمه کننده در هنگام زیان، باید مقدار زیان را بپردازد."[6]
آقای عرفانی، دیدگاه مرحوم جهانشاهی نسبت به بیمه را چنین بیان میکند: "... بیمه را یک لغت خالص فارسی می داند که از هیچ زبانی وارد نشده است و ریشه آن نیز به احتمالی بیم به معنای ترس می باشد: زیرا عنصر اولی و اصلی، ترس از خطر است و از ترکیب اصطلاح روسی استراخ((ctpax)) که به معنای ترس است و همچنین کلمه استرواخانه ((ctpaxo ha bue)) که در زبان روسی به معنای عقد بیمه می باشد را شاهد آورده است."[7]
"بیمه عملی است که به موجب آن یک طرف بنام بیمه گر با متشکل کردن گروهی از افراد به نام بیمه گذار، در یک سازمان منظم به نام موسسه بیمه تعهد می کند در ازای وجه یا وجوهی به نام حق بیمه که هر یک از افراد گروه به موسسه مذکور می پردازد در صورت وقوع حادثه معینی برای هر یک از آنها خسارت وارده را جبران نماید و یا وجه معینی بپردازد."[8]
"در زبان لاتین کلمه "سکوروس"[9] برای کلمه بیمه به کار رفته است که به معنای اطمینان می باشد. در زبان فرانسوی کلمه "آسورانس"[10] به عقد بیمه اطلاق می شـود که به معنای اطمینان است و در زبان انگلیسی از واژه های ((Assurance)) ((Insurance)) برای بیان عقـد بیمه استفاده می شود. هر دو واژه ریشه لاتین ((سکورس)) را دارند."
ماده یک قانون بیمه مصوب 1316، بیمه را چنین تعریف کرده است:
"بیمه عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه گر، طرف تعهد را بیمه گذار، وجهی را که بیمه گذار به بیمه گر می پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می شود موضوع بیمه نامند."[11]
در یکی از تعاریف فوق
کلمه تأمین برای بیمه به کار رفته است و گوینده آن را رساتر از بیمه در ترجمه واژه خارجی آن دانسته است. این مسئله حائز اهمیت و دقت نظر است. همانگونه که آقای مازلو در سلسله مراتب نیازها به مسئله تأمین ایمنی اشاره می نمایند، بیمه یا همان تامین ـ به تعبیری دقیقتر ـ یکی از سلسله مراتب نیازهای مازلو را تشکیل می دهد. غالب تعارف فوق تا حدود زیادی بیمه را معرفی می نمایند. اما اگر بخواهیم تعریفی واحد، جامع و مانع را سرلوحه کار و زیربنای مطالب بعدی قرار دهیم، بهتر است به تعریفی که قانون بیمه ـ ماده (1)ـ از بیمه ارائه داده است، استناد کنیم و لذا از این به بعد، بیمه را چنین تفسیر و تعبیر نماییم که:
"عقدی را که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد را بیمه می گویند."
تعریف واژگان تخصصی
1) بیمه عمر[1]
قرار دادیست دوطــرفه که به مــوجب آن یکی از طـرفین (بیمه گر) تعهد می کند در ازای دریافت وجــه یا وجـــوهی از طــرف دیگــر (بیمه گذار)، [2] سرمایه ای را یکجا یا به اقساط در صورت حیات یا ممات شخص معینی (بیمه شده) به شخصی که قرارداد بیمه عمر به نفع او منعقد می شود، (استفاده کننده) بپردازد.
2) بیمه گر[3]
بیمه گر شخصی است ـ حقیقی یا حقوقی ـ که شغل او برعهده گرفتن عواقب خطرناک موضوع عقد بیمه است و به عبارت دیگر شخصی است که در مقابل پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار) متعهد میشود که هنگام بروز حادثه و خطر، خسارت وارده به بیمه گذار (در صورتی که بیمه گذار، خود "بیمه شده" باشد). یا بیمه شده را به استفاده کننده (ذینفع) بپردازد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 216 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 183 |
پیشگفتار
الحمدلله رب العالمین باری الخلائق اجمعین والصلوة والسلام علی عبدالله ورسوله و حبیبه و صفیه، حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارض بابی القاسم مصطفی محمد و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین.
قرآن کریم ، قانون اساسی اسلام و ضامن سعادت بشر در تمامی صحنه های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و ... می باشد.
قرآن به زبان فطرت انسان سخن می گوید و اختصاص به عصر و منطقه و یا گروهی خاص ندارد. اما همگان توفیق بهره گیری از آنرا ندارند ، و بهره مندان نیز به طور یکسان از آن سود نمی برند . و از همان آغاز نزول این کتاب مقدس ، مخاطبان ، موضع گیریهای گوناگون و متعددی داشتند که قرآن کریم آنها را به سه گروه شاخص و بارز تقسیم می کند . دسته ی اول کسانی هستند که در مقابل دستورات و اوامر و نواهی قرآن صادقه سر تسلیم فرود آورده و در مسیر هدایت پرودرگار قرار گرفتند که خداوند از آنها به عنوان متقین یاد می کند.[1]
و گروه دوم کسانی هستند که اندرزهای پیامبر اکرم (ص) و قرآن در آنان هیچ تأثیری نگذاشته و از همان ابتدا با صراحت در مقابل آیات وحی موضع گیری نموده و پیامبر اکرم (ص) را تکذیب نمودند و خداوند در مورد آن چنین فرمود که : «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم.» [2]
و اما گروه سومی را هم خداوند در قرآن معرفی می کند که نه ایمان و اخلاص متقین را داشته و نه صداقت کفار در ابراز عقیده ، بلکه بیمار دلانی ، با غرض و مرض هستند که جامعه ی اسلامی را از همان ابتدا تا کنون ، در ابعاد مختلف اعم از فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و اجتماعی ، دچار مشکلات فراوانی نموده و از نشر و گسترش فرهنگ ناب اسلامی ناخرسند بوده و با انواع و اقسام مکر و حیلهها ، بر سر راه حق مانع ایجاد کرده و می کنند. که قرآن کریم با بلیغ ترین بیان و شیواترین اسلوب این گروه نابکار را معرفی نموده و پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان را از نقشه های شوم آنها آگاه نموده و شیوه های برخورد با این دشمنان دوست نما را ترسیم نموده است. که به حول قوه الهی در صدد بررسی روانشناسی منافقان یا به عبارتی ویژگیهای رفتاری منافقان از دیدگاه قرآن و روایات هستیم تا انشاءا... جامعه ی اسلامی ما بیش از پیش با خطر این فاسقان آشنا شود.
سئوال های تحقیق
1- روانشناسی منافقان یعنی چه و معنای لغوی و اصطلاحی واژه ی نفاق و تفاوت آن با دروغ و تقیه چیست؟
2- تاریخ شروع نفاق از چه زمانی بوده است؟
3- منافقان از نظر روانی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
4- منافقان از نظر اجتماعی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
5- منافقان از نظر فرهنگی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
6- منافقان از نظر سیاسی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
7- خداوند در قرآن کریم چه راهکارهایی را برای برخورد با منافقان ترسیم نموده است؟
پیشینه ی تحقیق :
با مراجعه به کتابخانه ، رساله یا کتابی با این عنوان «روانشناسی منافقان» مشاهده نگردید. اما کتابهای متعددی با محوریت موضوع نفاق به زبان های فارسی و عربی چاپ و منتشر شده است که به طور اجمال و مختصر به بیان صفات منافقان و ارائه آیات مربوط به آنها و برخی شأن نزول این آیات پرداخته است که البته بیشتر مربوط به غزوات و جنگهای صدر اسلام می باشد. که به تعدادی از این کتابها اشاره می کنیم:
1- مسأله ی نفاق ، شهید مطهری
2- دشمنان دوست نما ، جعفر سبحانی
3- حقیقت نفاق از دیدگاه قرآن ، حکمت یار
4- پیامبر و منافقین ، سیروس سعیدی
5- منشور جاوید ، جلد 4 ، جعفر سبحانی
6- منافقین از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه ، مهدی عرفانی
برخی از کتابهایی که به زبان عربی درباره ی منافقان چاپ و منتشر گردیده است به شرح ذیل می باشد.
1-المنافقون فی القرآن الکریم ، السید حسین اسماعیل الصدر
در این کتاب ، برخی از صفات و عملکرد منافقان ، در چند بخش بیان شده و آیات مربوط به آنها را مطرح می کند.
2-المنافقون فی القرآن ، دکتر عبدالعزیز الحمیدی
این کتاب ابتدا آیه ی مورد نظر را بیان نموده و سپس به شأن نزول آن پرداخته و بحثهایی نیز پیرامون جایگاه زمانی آیه و بیان مفردات آیه دارد. در مواردی نیز به ارتباط آیات با حوادث کنونی جامعه اسلامی اشاره می کند وا حادیثی که در ذیل آیات آورده است بیشتر از صحیحین کتب روایی اهل سنت می باشد.
مؤلفان در کتاب فوق الذکر ادعا کرده اند که بین 300 تا 340 آیه در مورد منافقان نازل شده است که متأسفانه هیچکدام کل آیات و یا شماره آیات با سوره ها را بیان نکرده اند . که ما دراین تحقیق جدولی از آیات که در مورد منافقان نازل شده است را ارائه خواهیم داد.
3-لغه المنافقین فی القرآن الدکتور عبدالفتاح لاشین
در هر یک از فصلهای این کتاب ، یکی از سوره ها و آیات آن را که در مورد منافقان نازل گردیده ، به ترتیب مصحف کنونی ، مطرح می کند و از جهت لغوی و اعجاز لفظی نیز بحثهایی را ارائه می نماید و در آخر هر فصل ، تحیلی تحت عنوان «تعقیب» می آورد.
بعد از بررسی منابع مذکور در خصوص مسأله ی نفاق به این نتیجه می رسیم که متأسفانه تحقیق گسترده و شامل و کاملی که تمامی آیات مربوط به نفاق و منافقان را در برگیرد یافت نمی شود و حتی مفسر بزرگ معاصر یعنی علامه طباطبایی (ره) هم به غیر از تفسیر آیات مربوط به نفاق ، مطلب جداگانه ای در این خصوص ندارد هر چند که ایشان قصد ارائه ی مبحث گسترده ای پیرامون نفاق داشتند و در پایان تفسیر سوره ی توبه اینگونه مرقوم فرمودند که «قبلاً بنا داشتیم وقتی به آخر سوره ی برائت می رسیم یک فصل جداگانه ای را برای بحث و گفتگو از وضع منافقین در اسلام اختصاص داده و آیاتی را که درباره ی آنان نازل شده از قرآن کریم استخراج نموده ، آنگاه به تجزیه و تحلیل تاریخ پرداخته تا فسادی را که این طایفه به راه انداختند و ضرباتی را که بر پیکر اسلام وارد آوردند از نظر خواننده ی گرامی بگذرانیم ، ولیکن از آنجایی که مطالب تفسیر طولانی شده از ایراد این بحث صرفنظر کردیم و آنرا به انتظار رسیدن موعد مناسبی به تأخیر انداختیم و از خدا توفیق مسألت داریم که او ولی توفیق است.» [3]
باید بگوییم که متأسفانه نه در المیزان و نه در سایر آثار مرحوم علامه این بحث مهم (موضوع نفاق و منافقان) دیده نمی شود و بدین ترتیب از فیوضات ایشان و آنچه را که در ضمیر داشتند محروم ماندیم . به هر حال از خداوند متعال علو درجات ایشان را مسألت داریم.
روش تحقیق :
این تحقیق همانند اکثر رشته های علوم انسانی کتابخانه ای می باشد که با مراجعه به کتابخانه و منابع تفسیری، بعد از مشخص نمودن آیات مربوط به نفاق و منافقان که حدود 240 ایه می باشد ، آیات را به طور کامل و دقیق مطالعه نموده و تمامی آیات را به ترتیب سوره ها نوشته و سپس بنا به تناسب موضوع که در سئوالهای تحقیق آمده است به کتب معتبر تفسیر و برخی کتب دیگر مراجعه نموده و با توجه به عناوین فصول ، هر دسته از آیات ذیل فصل مربوطه همراه با مختصری تفسیر و تحلیل بیان می گردد. با توجه به اینکه عنوان این تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات می باشد، کمتر از واژه روانشناسی استفاده شده است چرا که بررسی ویژگیهای رفتاری منافقان اعم از روانی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ، خود مقوله ی روانشناسی می باشد و به همین دلیل کمتر به اصل واژه پرداخته شده است.
هدف تحقیق :
همانطور که از نامگذاری این تحقیق استنباط می شود ، هدف این تحقیق و پژوهش شناسایی ویژگیها و خصوصیات اخلاقی منافقان و بررسی عملکرد آنها در زمان پیامبر اکرم (ص) و همچچنین دلایل و علل انتخاب چهره ی ملون از طرف منافقان و چگونگی شیوه برخورد پیامبر اکرم (ص) و جامعه ی اسلامی با این گروه رذل می باشد.
فصل اول:
کلیاتی در خصوص موضوع روانشناسی و نفاق
در این فصل به طور اجمال تعاریفی از روانشناسی و همچنین نفاق خواهیم داشت تا از همین ابتدا صورت مسأله به طور کامل روشن شود و هر گونه ابهامی پیرامون آن برطرف گردد . به همین منظور بخشهای این فصل به شرح ذیل تنظیم گردیده است :
1- تعریف روانشناسی
2- معنای لغوی نفاق
3- معنای اصطلاحی فاق
4- وجه تسمیه ی منافق
5- تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر
6- تفاوت نفاق با تقیه
7- نفاق از مختصات انسان است
8- ضرورت و اهمیت شناخت منافقان
9- تاریخچه ی پیدایش نفاق
10- بررسی آماری آیات نفاق
1-1- تعریف روانشناسی
برای واژه ی روانشناسی که در علوم اسلامی از آن به عنوان «علم النفس» یاد می شود ، تعاریف متعددی شده است که ما فقط به سه تعریف اکتفا می کنیم .
1- روانشناسی عبارت است از مطالعه ی جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر[4]
2- روانشناسی علمی است که به شناخت ، توصیف ، پیش بینی و تأثیر رفتار بویژه رفتار انسانی مبادرت می ورزد.[5]
3- روانشناسی به مفهوم علمی و امروزین خود ، رشته ای است جوان و کم سابقه متکی به روش علمی که موضوع آن مطالعه و بررسی رفتار انسان است با همه ی نمودها و جلوه های بارز و نهان رفتار به مفهوم عام خود در روان شناسی موضوع پژوهش و بررسی است.[6]
با توجه به این تعاریف از روانشناسی ، موضوع و هدف از مبحث روان شناسی ، منافقان کاملاً مشخص و آشکار می شود که در پی این هستیم که رفتار منافقان را از زوایای مختلف با توجه به آیات قرآن مورد نقد و بررسی قرار دهیم .
1-2-معنای لغوی نفاق
لغت شناسان برای ریشه ی واژه ی نفاق (نفق) معانی متعددی را ذکر کرده اند که تعاریف آنها خیلی به هم نزدیک است و ما به چند تعریف مشهور به شرح ذیل اکتفا می کنیم . نفاق از ریشه های «نفق» یعنی «خرج کردن» «رواج یافتن» ، «تمام شدن» ، «پنهان کردن چیزی» ، «مردن» و ... همچنین راغب می گوید : «نفق الشیئ مضی و نفد ، یعنی شیئی رفت و تمام شد.[7]
1-3-معنای اصطلاحی نفاق
ابن اثیر ، لغت شناس مشهور در کتاب نهایه چنین نوشته است (المنافق) «و هو اسم لم یعرفه العرب بالامعنی المخصوص و هوالذی یستر کفره و یظهر ایمانه»
«یعنی منافق اسمی است که عرب (قبل از اسلام) نمی شناخته است در حالیکه (بعد از اسلام) منافق به کسی گفته می شود که کفرش را پنهان می کند و ایمانش را اظهار می نماید.[8]
همچنین در کتابهای لغت آمده است که «لانه ی موش صحرایی در زیر زمین ، یک راه آشکار برای داخل شدن دارد که «قاصعاء» نا میده می شود و راه خروجی مخفی نیز در جای دیگر دارد که «نافقا» نامیده می شود و این حیوان هنگامی که احساس خطر کند از طریق راه پنهانی ، از لانه اش خارج شده و خود را نجات می دهد و با توجه به این معنا ، نفاق به معنی «دخول در دین از دری و خروج از آن از در دیگر» می باشد. [9]
1-4-وجه تسمیه ی منافق
دلیل نامگذاری منافق هم از این جهت است که شخص منافق کفر خود را در دل پنهان کرده ولی به زبان اظهار ایمان می کند.
بعضی در وجه تسمیه منافق می گویند: منافق به سوی مؤمن ، با ایمان و به سوی کافر، با کفر خارج می شود و از این جهت قرآن کریم ، منافقان را فاسق می شمارد ، چونکه از شرع خارج شده اند و می فرماید:
«ان المنافقین هم الفاسقون» [10]
صاحب تفسیر التبیان نیز در تعریف «منافق» چنین می گوید:
«هوالذی یظهر الاسلام بلسانه و یکفر بقلبه» [11]
وقتی ماده ی «نفق» را به باب مفاعله ببریم معنای «پنهان نمودن» و «مخفی کردن» شدت و دقت بیشتری می یابد زیرا که باب مفاعله معنای مبالغه و شدت و استمرار نیز می دهد و منافق به کسی گفته می شود که پرده ای از ایمان بر کفر خودش کشیده است و به عبارتی نفاق یعنی کفر زیر پرده.[12]
1-5-تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر
برای اینکه به تفاوت نفاق با دروغ پی ببریم ، اول باید دروغ را تعریف کنیم ، در کتاب «تفاوت های فردی یا روانشناسی اختلافی» آمده است : «دروغگویی در واقع به منظور فریفتن دیگری و قبولاندن گفتار و رفتاری است که با حقیقت مطابقت ندارد.»[13]
هر چند که یکی از مهمترین یا می توان گفت بدترین صفت منافق دروغگویی است اعم از دروغ در گفتار ، دروغ در نیت و اراده و دروغ در اعمال، سوگند دروغ، شهادت دروغ ، و ... ولی تفاوت نفاق با دروغ در این است که نفاق ، معمولاً کذب مخبری است زیرا منافقان درصدر اسلام نوعاً به زبان ، اعتقادات درستی را ابراز می کردند و کلام و بیان آنها معمولاً ظاهری جذاب و مسلمان پسند داشت و به عبارت دیگر خبر آنها خبر صدق بود اما آنچه را که بر زبان می آوردند به آن اعتقاد نداشتند ، نتیجه اینکه خبر صدق ، ولی مخبر کاذب بود که خداوند پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان را از این واقعیت مطلع نموده و چنین می فرماید:
«اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون.»[14]
بنابراین منافق سخنی می گوید که به آن ایمان ندارد ، حال این سخن راست باشد مثل رسالت پیامبر اکرم (ص) یا اینکه سخن دروغ باشد که بارزترین آن ادعای ایمان در نزد مؤمنان و اظهار همراهی با شیاطینشان در خلوت است. [15]
در حالیکه مورد بحث در «کذب» اختلاف سخن با واقع است. یعنی کلام مطابق واقعیت نیست . حال خود گوینده به این موضوع توجه داشته باشد یا اینکه توجه نداشته باشد . به عبارت دیگر نفاق و کذب در این جهت مشترکند که یک نوع دوگانگی و اختلاف در هر دو وجود دارد ولی اختلاف نفاق، همان تضاد ظاهر انسان با باطن اوست و در آیات قرآن هم هر کجا درباره ی نفاق و منافق سخن به میان می آید ، آنچه که بیشتر محسوس است «تخالف لسان با قلب» می باشد در حالیکه در مورد دروغگویان اینگونه نیست که به عنوان مثال به دو آیه اشاره می کنیم :
خداوند در مورد «تخالف لسان با قلب» اینگونه می فرماید: «ولیعلم الذین نافقوا .... یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم والله اعلم بما یکتمون.» [16]
همانطور که از محتوای آیه مشخص است ، معرفی چهره های نفاق و بیان دوگانگی زبان با قلب می باشد در حالی که در قرآن هر موقع در مورد »صدق و کذب» سخن می گوید : موضوع را از دریچهی تطابق آن با واقع یا عدم آن می نگرد مثلاً داستان مباهله ی پیامبر اکرم (ص) با سران نجران که برای حضرت عیسی (ع) به مقامی مانند الوهیت معتقد بودند مسأله ی دورویی و نفاق را مطرح نکرده و چون صحت گفتار طرفین مطرح است ، لفظ «کذب» را به کار برده است[17] و می فرماید:
«..... ثم نبنهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین».[18]
1-6-تفاوت «نفاق» با «تقیه»
احادیث و روایات متعددی در خصوص تقیه وارد شده است از جمله حدیث مشهور امام صادق (ع) که فرمود : «التقیه جنه المؤمن» «تقیه سپر مؤمن است.»[19]
همچنین آن حضرت در حدیث دیگر می فرماید «اصحاب کهف » ایمان را پنهان و شرک را اظهار کردند و از این جهت دارای دو پاداش گردیدند.[20]
با بیان این دو حدیث متذکر می شویم که نفاق و تقیه از یک مقوله نبوده و نه تنها در حکم «تجویز و تحریم» با هم متفاوتند بلکه تفاوت «جوهری» نیز با یکدیگر دارند . توضیح اینکه لفظ «نفاق» یک اصطلاح اسلامی است که قرآن برای نخستین بار به جهت مناسبت با معنای اصلی آن (دورویی) به کار برده است و پیش از نزول قرآن کریم چنین اصطلاحی وجود نداشته است. همچنان که عبدالفتاح لاشین در کتاب «لغه المنافقین فی القرآن» در صفحه 21 اینگونه توضیح داده است که «نفاق اسمی اسلامی است که در دوره ی جاهلیت استعمال نمی شد و از الفاظی است که با ظهور اسلام در دایرهی لغات وارد شد مانند الفاظ کفر و صلاه» بنابراین فرد منافق، کفر باطنی خویش را پنهان نموده و ایمان را که در قلب او هیچ جایگاهی ندارد آشکار می نماید و شخص منافق اهداف و انگیزه های متعددی دارد که خداوند در قرآن کریم ، منافق صفتان را اینگونه توصیف می فرماید:
«و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهدالله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد.» [21]
از این آیات نتیجه می گیریم که نفاق ، نوعی دورویی و تلون است که «هدف» از آن ، سودجویی و کسب مقام و ریاست و یا آسیب رسانی و فساد در جامعه می باشد ، اما اگر فردی از این «دورویی » برای حفظ جان و ناموس و حتی مقام شرعی خود و با هدف جلب رضایت و خشنودی خداوند ، بهره بگیرد نه تنها نکوهیده نیست بلکه در مواردی از نظر عقل و شرع لازم و واجب هم می باشد چنان که در قرآن کریم آمده است ، مؤمن آل فرعون برای حفظ جان حضرت موسی (ع) «تقیه» می کرد. یعنی هدف او از کتمان ایمان به حضرت موسی (ع) و اظهار ایمان ظاهری به فرعون ، حفط جان خود و حفظ جان حضرت موسی (ع) بود که خداوند در این مورد چنین می فرماید :
«و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم.»[22]
آیه ی دیگر بنا بر نقل روایات به تقیه ی عمار یاسر اشاره دارد که عملکرد این صحابی بزرگ رسول خدا به عنوان تقیه مورد تأیید خداوند و پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته :
«و من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان...... »[23]
از مضمون روایات استفاده می شود که بعد از مهاجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه تعدادی از مسلمانان از جمله عمار و پدر و مادرش (یاسر و سمیه) و چند نفر دیگر که هنوز در مکه بودند ، توسط مشرکین قریش مورد شکنجه قرار گرفتند تا از دین اسلام دست بردارند ، یاسر و سمیه زیر شکنجه ، شهید شدند اما عمار از راه تقیه و با اظهار کفر ظاهری نجات پیدا کرد ولی از این کار خود خیلی ناراحت بود و در فرصتی مناسب جریان را برای پیامبر اکرم (ص) تعریف نمود که پیامبر در جواب فرمودند : «اگر بار دیگر به تو چنین کردند تو هم همان کار را تکرار کن که خدا در معذور بودنت این آیه را نازل کرد»
زیرا عمار قلبش مطمئن به ایمان بود و تنها به خاطر رهایی از دست مشرکان و از روی اکراه به ساحت مقدس پیامبر (ص) توهین کرده بود.[24]»
نکته ی دیگر در مورد تفاوت نفاق با تقیه این است که در بعضی از روایات «ذولسانین» مورد نکوهش قرار گرفته است و منظور از «ذولسانین» کسی است که زبان ظاهری او با زبان باطنی اش مخالف باشد ، در این صورت تقیه را چگونه می توان توجیه نمود زیرا فرد تقیه کننده نیز به عبارتی «ذولسانین» می باشد؟
پاسخ این سئوال روشن است ، زیرا آن «ذولسانینی» بدونکوهیده است که هدف او سودجویی و کسب مقام و یا آسیب رسانی به دیگران باشد در حالیکه دورویی و یا «ذولسانین» که از روی تقیه باشد هدف او حفظ جان و ناموس و اصلاح ذات بین و از همه مهمتر اجرای احکام الهی و کسب رضایت خشنودی خداوند، همانگونه که خدوند دستور داده است ، می باشد.[25] و شیخ طوسی هم در مورد تفاوت «نفاق» و «تقیه» اینگونه می فرماید:
«ان المنافق یظهر الخیر و یبطن الشر و المتقی یظهر القبیح و یبطن الحسن» [26]
محققاً منافق نیکی را آشکار و بدی را پنهان می کند و تقیه کننده زشتی را آشکار و نیکی و خوبی را مکتوم می دارد.
1-7-نفاق از مختصات انسان است
یکی از خصوصیات رفتاری را که فقط می توان به انسان نسبت داد همین رفتار و برخورد ملون و نفاق آمیز است که در حیوانات به ندرت دیده می شود . ولی از آنجایی که انسان دارای قوه ی تفکر و تعقل می باشد می تواند با این قدرت خدادادی آنچه را که در باطن دارد کتمان نموده و ظاهری کاملاً متفاوت نمایان سازد ، در صورتیکه سایر حیوانات اینگونه نیستند مثلاً اگر حیوانی خشمگین است تمام وجود آن حیوان سراپا خشم است و اینطور نیست که مثلاً خشمگین و ناراحت و عصبانی باشد ولی در برخورد با دیگر حیوانات یک قیافه ی مهربانانه از خود به نمایش بگذارد ، حال آنکه انسان قادر است چهره و قیافه ی متفاوت از خود به نمایش بگذارد و البته ، این رفتار به طورمطلق مورد نکوهش و سرزنش قرار نگرفته است ، چرا که خداوند در قرآن کریم در خصوص نیازمندان و فقرای آبرومند که نمی خواهند کسی به فقرمادی آنها پی ببرد می فرماید : «یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف ... » [27]
بنابراین می توان گفت که یکی از پیام های این آیه این است که برخی از فقیران مؤمن به قدری بزرگ منش هستند و مناعت طبع دارند که نیاز مادی خود را آشکار ننموده بلکه بر عکس از روی تعفف خود را بی نیاز از دیگران جلوه می دهند تا کسی از فقر آنها آگاه نشود و قرآن کریم این رفتار را می ستاید و حضرت علی (ع) هم می فرماید : «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»[28]
بنابراین، این نوع دورویی از نظر اسلام مذموم و نکوهیده نیست بلکه مورد تأیید و حتی سفارش پیامبر و ائمه معصومین(ع) هم می باشد ، و شاید یکی از دلایل آن هم این باشد که این نوع دو چهرگی و دورویی آسیب و زیانی به کسی نمی رساند در حالی که نفاق و تلون به دیگران آسیب میرساند و به همین دلیل اسلام از یک نفر مسلمان ، صراحت و صداقت می خواهد ، نه کذب و نفاق و مثل معروفی هست که می گویند «جو فروشی و گندم نمایی»[29]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 263 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
-1طرح مساله:
موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه بین استفاده از رسانه های جمعی با میزان اعتماد اجتماعی شهروندان تهرانی است. اعتماد اجتماعی عبارت است از« حسن ظن فرد به سایر افرادونهادهای جامعه با این انتظار که آنها به گونه ای عمل خواهندکردکه نتایج منفی به حداقل کاهش یافته و دستیابی به اهداف میسر گردد.»
رویکردهای مختلفی به اعتماد وجود دارد که نیوتن و دالهی[1] آنها را بطور کلی در دو گروه فردی و اجتماعی جمع کرده اند.رویکرد فردی شامل تمام نظریه هایی است که اعتماد را از بعد روانشناسی و روانشناسی اجتماعی مورد توجه قرار می دهند.در این رویکرد اعتماد محصول عوامل فردی و روانشناختی چون تجارب دوران کودکی ویژگی های روحی و تجارب زندگی روزمره محسوب می شود.مطرح ترین نظریه پردازان این رویکرداوسلنر[2]واریک اریکسون[3] هستند.اما در رویکرد اجتماعی اعتماد محصول عواملی چون؛ مشارکت مدنی،محیط اجتماعی،روابط اجتماعی و میزان گستردگی جامعه انسانی به حساب می آید.در این رویکرد می توان از افرادی چون توکوویل،پارسونزو پوتنام نام برد.با این حال امروزه اغلب نظریه پردازان این حوزه سعی دارند تا تلفیقی از این دو رویکرد را دربررسی اعتماد به کارگیرند.
تحقیق حاضر با رویکرد اجتماعی،اعتماد را در سه نوع میان فردی،عام و نهادی مورد توجه قرار داده است.اعتماد میان فردی در سطح یک رابطه چهره به چهره قرار می گیرد.در این نوع از روابط،اعتمادمتوجه دوستان،آشنایان و اعضای خانواده است.اعتماد عام در سطحی فراتر از روابط چهره به چهره و دوستانه قرار می گیرد. هدف اعتماد شخص معینی نیست،بلکه بصورت کلی مطرح می شودبرای مثال اعتماد به زنان در مقابل مردان.یا اعتماد به نژاد و ملیت متفاوت. اعتماد نهادی متوجه نهادها و سازمانهای رسمی یا غیر رسمی وبطور کلی ساختار های غیر شخصی است.
با توجه به اهمیت اعتماد در کنش اجتماعی به عنوان عاملی برای کنترل و پیش بینی رفتار کنشگران در سطوح مختلف،اعتماد نقش موثری در تعین نظم اجتماعی دارد.از این رو همواره مورد توجه متفکران حوزه جامعه شناسی نظم بوده است. به زعم نظریه پردازان این حوزه بی اعتمادی و یا پایین بودن میزان اعتماد اجتماعی کنش اجتماعی را دشوار و در نتیجه نظم اجتماعی را مختل خواهد کرد.به این معنی که افراد در موقعیت های توام با بی اعتمادی عملا نمی توانند با آسودگی خاطر دست به کنش با همنوعان خود بزنند. این امر هزینه های مختلفی را برای آنان جهت انجام کنش اجتماعی تحمیل خواهد کرد.
شواهد موجود نشان می دهد که اعتماد درجامعه ما وضعیت چندان مطلوبی ندارد.تحقیقی که با عنوان »ارزشها و نگرشهای ایرانیان« درسال 1381 از سوی دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام گرفته است،نشان می دهدکه فضایی توام با شک،ناامنی و بطور کلی بی اعتمادی در بین افراد حاکم است.به عنوان نمونه در استان تهران پاسخ افراد به این سوال که امانت داری در بین مردم به چه میزان رواج دارد ؟به این شرح است :6/ 33 درصدپاسخ ها میزان رواج این ارزش اخلاقی در بین مردم را متوسط عنوان کرده اند 5/ 24در صد کم،4 /15درصد خیلی کم و6/7درصدپاسخها به گزینه اصلا تعلق دارد .همین درصدها در رابطه با ارزش صداقت و راستگویی که به عنوان یکی از عناصر اصلی اعتماد از آن یاد می شود(امیر کافی به نقل از جانسون،1380: 19).به این ترتیب است گزینه کم با بالاترین در صد 9/29گزینه متوسط 3/29درصد گزینه خیلی کم 9/19در صد گزینه اصلا 7/9درصد زیا د 2/8درصد خیلی زیاد 3/2درصد وگزینه کاملا 7/0درصد پاسخ ها را به خود اختصاص داده اند.(ارزشها و نگرشهای ایرانیان1381:63)در مورد میزان رواج ارزش اخلاقی پایبند بودن به قول قرارها در بین مردم وضعیت پاسخ ها به این شرح است :گزینه متوسط 8/38درصد،کم 4/24درصد،خیلی کم7/14درصد زیاد8/9درصد،خیلی زیاد 6/2درصد،کاملا8/0درصد.همچنین دررابطه با رواج دورویی در بین مردم بیشترین پاسخ ها زیاد و خیلی زیاد به ترتیب با 3/37و4/29درصد بوده است.(همان،1380: 64) همانطورکه اشاره شد،صفات اخلاقی فوق به عنوان شاخص های اعتماد فردی از سوی»جانسون» مطرح شده است.به این ترتیب می توان گفت که اعتماد اجتماعی وضعیت مطلوبی در جامعه ندارد.این امردر پژوهش دیگری که به طور مستقیم به بررسی اعتماد میان فردی و عام پرداخته نیز مشاهده شده است.«بررسی تجربی نظام شخصیت»عنوان پژوهشی است که توسط مسعود چلبی انجام گرفته است.در این پژوهش بی اعتمادی شخصی و بی اعتمادی غیر شخصی عام مورد سنجش قرار گرفته که نتیجه یافته ها به نقل از چلبی بیانگر وضعیت نامطلوب اعتماد در جامعه است.«یافته های موجود نشان می دهدکه میزان اعتماد تعمیم یافته و اعتماد شخصی در هیچ یک از شهر های مورد مطالعه در سطح مقبولی نیست و این امر بالقوه مخل نظم روانی و اجتماعی است.«(شهر های مورد مطالعه در این پژوهش عبارتند از :تهران،تبریز،مشهد،کرمان و استهبان میانگین بی اعتمادی شخصی و بی اعتمادی تعمیم یافته در این پژوهش به ترتیب برابر با 45و 39 گزارش شده است)(چلبی،1380: 172-170)
در ادبیات مربوط به اعتماد اجتماعی عوامل اجتماعی و فردی مختلفی به عنوان عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی مشخص شده اند.عواملی که از طریق مکانیسم های مختلف موجب تقویت و یا تضعیف اعتماد اجتماعی می شوند.میزان عام گرایی،احساس امنیت اجتماعی،تعهداجتماعی،میزان آگاهی از محیط،میزان توسعه سازمان های داوطلبانه،شبکه های روابط اجتماعی ونحوه آموزش هنجارها و ارزشهای مربوط به اعتماد کردن در فرایند جامعه پذیری از جمله عوامل اجتماعی موثر بر اعتماد اجتماعی هستند.
در این بین برای رسانه های جمعی با توجه به گستردگی و نفوذ آنها در جامعه نقش ویژه ای تعریف شده است.جیمز کلمن، پیوتر زتومپکا,رابرت پوتنام و آنتونی گیدنز از جمله نظریه پردازان اعتماد اجتماعی هستند که در بحث های خود به نقش رسانه های جمعی در تضعیف و یا تقویت اعتماد اجتماعی تاکید کرده اند به این ترتیب که رسانه های به عنوان منبع مهم اطلاعات و همچنین یکی از عوامل اصلی فرایند جامعه پذیری نقش موثری در فرایند اعتماد کردن بازی می کنند.
نظریه پردازان اعتماد نقش رسانه های جمعی در تقویت و تضعیف اعتماد اجتماعی را به شکل زیر ترسیم کرده اند.
رسانه ها به تصورات افراد از محیط شکل می دهند؛آنها می توانند با ارائه تصویری زشت ویا زیبا از جامعه میزان اعتماد در بین مخاطبان خود را افزایش و یا کاهش دهند.رسانه ها به شکل گیری الگوهای کنش در بین مخاطبان کمک می کنند- این الگوهای کنش به افراد کمک می کنند تا در موقعیت های مختلف دست به کنش بزنند.رسانه های جمعی از طریق تحرک روانی امکان تعاملات اجتماعی را در بین مخاطبان خود افزایش می دهند.رسانه های جمعی می توانندزمینه دسترسی به نهاد های انتزاعی و تخصصی را برای مخاطبان خود فراهم کرده و در نتیجه موجب اعتماد ویا بی اعتمادی به این نهاد ها در بین مخاطبان خود شوند و نهایتا اینکه رسانه های ارتباط جمعی به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری نقش موثری درنهادینه کردن ارزشها و هنجارهای اعتماد در بین مخاطبان خود دارند (Sztopka,1999.Putnam,1995,.کلمن،1378،گیدنز،1378).
با توجه به نقش رسانه های جمعی در تسهیل،تقویت و تضعیف اعتماد اجتماعی، رابطه میزان استفاده از آنها با میزان اعتماد اجتماعی مخاطبان در سه نوع فردی،عام و نهادی بررسی می شود.در تحقیق حاضر رسانه های ارتباط جمعی در سه بعد مورد توجه قرارگرفته اند در یک بعد میزان استفاده از نوع رسانه موردتوجه است که منظور میزان تماشای تلویزیون و میزان روزنامه خواندن است.در بعد دیگر نوع تلویزیون مورد توجه قرار گرفته که در این بعد رابطه تماشای دو نوع تلویزیون داخلی و ماهواره ای با اعتماد اجتماعی بررسی خواهد شد.
سوالات اساسی تحقیق :
آیا میزان استفاده از رسانه های جمعی بر میزان اعتماد اجتماعی مخاطبان موثر است؟
- آیا تاثیر میزان استفاده از رسانه های جمعی در انواع مختلف آنها(تلویزیون،روزنامه)بر اعتماد اجتماعی متفاوت است؟
- آیا تاثیر میزان تماشای تلویزیون در دو نوع داخلی و خارجی بر اعتماد اجتماعی متفاوت است؟
- آیا بین تماشای انواع مختلف پیام های تلویزیون داخلی،خارجی وخواندن انواع مختلف مطالب روزنامه ها رابطه متفاوتی با اعتماد اجتماعی وجود دارد یا خیر؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
اعتماد یکی از مفاهیم مهم حوزه جامعه شناسی نظم به حساب می آید این اهمیت در وهله نخست ریشه در جایگاه اعتماد در کنش اجتماعی دارد. نیکلاس لومان[4] نظریه پرداز حوزه اعتماد از زاویه کنترل و پیش بینی کنش اجتماعی نگاه کارکردی به اعتماد دارد به ویژه در شرایط جامعه مدرن که توام با پیچیدگی و ریسک یا خطر پذیری است،در این شرایط اعتماد نقش مهمی در تعین و حفظ نظم اجتماعی بازی می کند.
زتومپکا،کلمن و گیدنز نیز چنین کارکردی برای اعتماد اجتماعی قائل هستند.اعتماد این اجازه را می دهد که افراد به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.به واسطه این تسهیل کنش است که از اعتماد به عنوان یکی از مهمترین ابعاد سرمایه اجتماعی یاد می شود.(کلمن،1378: 456)
منابع علمی محدود اعتماد به زبان فارسی وتعداد اندک پژوهش های انجام گرفته با موضوع اعتماد نشانگر این نکته است که تا کنون توجه جدی به اعتماد اجتماعی در جامعه ما نشده است. اما این امر به معنای کم اهمیت بودن آن در جامعه نیست.جامعه ایی که به اشکال مختلف واجد برخی از ویژگی های مدرنیته است.اگر چه تا کنون در متنی دیده نشده که از آن به عنوان جامعه مدرن یاد کنند ولی در اغلب متون به در حال توسعه بودن آن با عبارت مبهم در حال گذار اشاره شده است.بویژه با توجه به تحولات ساختاری و جمعیتی دهه اخیر،تحولاتی چون افزایش جمعیت،گسترش شهر نشینی،توسعه رسانه های ارتباط جمعی درحوزه های داخلی وخارجی وبدنبال آن تحولات ارزشی و فرهنگی.(رفیع پور.1378ربیعی1378)مجموعه ایی از این تحولات به همراه افراط و تفریط های موجود در حوزه های مختلفی چون سیاست،اقتصاد و فرهنگ عملا فضای پیچیده و آشفته ایی به جامعه ما داده است.
توسعه شهرها درنتیجه تحولات جمعیتی،بویژه افزایش جمعیت و مهاجرت و بدنبال آن نفوذ پذیری مرزهای درون گروهی سبب شده تا دامنه روابط اجتماعی افراد از محدوده سنتی خود فراتر رود؛شهروندان همواره در محیط هایی قرار می گیرند که با غریبه هایی از گروهها و قومیت های مختلف مواجه هستند،بویژه با توجه به تنوع قومی و گروهی موجود در جامعه،شرایط موجود اجتماعی و اقتصادی،ارتباط و تعامل با دیگران ناشناس را برای ماگریز ناپذیرکرده است،با این حال فقدان اعتماد در چنین وضعیتی شرایط را برای افراد دشوارتر خواهد کرد.شهروندان مجبور خواهند بود هزینه های زیادی را برای جبران بی اعتمادی متحمل شوند؛ لزوم قرار دادهای رسمی و غیر رسمی و ضرورت وجود تضمین درمراودات اجتماعی وپایین آمدن سطح ارتباطات اجتماعی در بین افراد ازجمله پیامدهای وجود بی اعتمادی است در صورتیکه وجود اعتماد اجتماعی به تسهیل کنش کمک کرده وبه زعم پوتنام به مانند روغنی چرخ های ارتباط اجتماعی را روان خواهد کرد.با توجه به ویژگی های فوق،اهمیت اعتماد در جریان کنش های اجتماعی روشنترمی شود.از طرف دیگر همانگونه که اشاره شده اعتماداجتماعی در جامعه مورد مطالعه ما وضعیت مطلوبی ندارد.
شواهد مبتنی بر پژوهش های اجتماعی نشان می دهد که اعتماد اجتماعی در جامعه ما وضعیت چندان مطلوبی ندارد.نظریه پردازان اعتماد عوامل مختلفی را در تضعیف و یا تقویت اعتماد بین افرد موثر می دانندو رسانه های جمعی یکی از همین عوامل موثر بر اعتماد در نزد آنان است.(,1999.پوتنام,1995,.کلمن،1378،گیدنز،1378).
رسانه های جمعی،امروزه نقش موثری در زندگی روزمره ما ایفا می کنند و یکی از واقعیت های انکار ناپذیرزندگی بشر امروزی به شمار می آیند.آنها بخش مهمی از زمان و مکان زندگی ما را به خود اختصاص داده اند.ما همواره در معرض پیامهای مختلفی هستیم که در قالب های متفاوت از سوی آنها ارسال می شود پیامهایی که درموقعیتهای مختلف به نیازهای متفاوتی پاسخ می دهند.وسایل ارتباط جمعی واجد کارکردهای متنوعی هستند هارولد لاسول کارکرد این وسایل را به این شرح خلاصه کرده است :نظارت بر محیط ،ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط وانتقال میراث فرهنگی. (مک کوایل،1382 :108).بطور کلی میتوان گفت رسانه ها نقش مهمی در زندگی اجتماعی افراد بازی می کننداطلاع رسانی وآگاه کردن افراد از واقعیت های محیط(حوادث ورویدادها)،آموزش هنجارها و ارزشهای رایج و اجتماعی کردن افراد ،ایجاد همدلی وانسجام اجتماعی در بین افراد (همان،1382: 109).
رسانه ها نقش موثری بر شکل گیری نگرش افراد نسبت به محیط و افراد حاضر در آن دارند،رسانه ها همچنین در نهادینه کردن ارزشهای رایج،برجسته کردن ایده ها و افکار خاص وشکل دادن به تصور افراداز جامعه موثر هستند. در تحقیق حاضر با توجه به نقش و جایگاه رسانه های جمعی، تاثیر میزان استفاده از آنها بر اعتماد اجتماعی بررسی شده است.
فرضیات تحقیق
بین استفاده از انواع رسانه ها ی مورد استفاده و میزان انواع اعتماد اجتماعی رابطه وجود دارد.
بین میزان استفاده از تلویزیون های ماهواره ای با میزان اعتماد اجتماعی رابطه وجود دارد.
نگرش مثبت نسبت به رسانه های داخلی در میزان اعتماد اجتماعی افراد موثر است.
کسانیکه از مطبوعات بیشتر از تلویزیون استفاده می کننداز اعتماد اجتماعی بیشتری برخوردارند ..
تعریف مفاهیم:
تعریف نظری و عملی مفاهیم تحقیق :
مفاهیم تحقیق حاضر شامل متغیرهای وابسته،مستقل،واسطه،کنترل و متغیر های زمینه ایی تحقیق است.
متغیر وابسته تحقیق :
اعتماداجتماعی:
تعریف اعتماد اجتماعی عبارت است از حسن ظن فرد نسبت به سایر افراد و نهادهای جامعه با این انتظارکه آنها به گونه ایی عمل خواهندکردکه نتایج منفی به حداقل کاهش یافته و دستیابی به اهداف میسر گردد.
اعتماد میان فردی:
این نوع ازاعتماداجتماعی در روابط چهره به چهره جای می گیرد. سطحی حداقل از کنشگران، ارتباطی که در آن دو نفر حضور دارند.
اعتماد نهادی:
این نوع از اعتماد متوجه ساختارهای غیرشخصی است.هر چند ساختارهای غیر شخصی درسطحی خردازافراد تشکیل شده انداما این افرادباتوجه به ساختاری که درآن قرارگرفته اند تعریف می شوند.
متغیر های مستقل تحقیق:
متغیر مستقل تحقیق حاضر رسانه های ارتباط جمعی است.
بطور کلی رسانه های ارتباط جمعی عبارتند ازآن دسته از وسایل ارتباطی که مورد توجه جماعت کثیری باشد وسایل ارتباطی که در تمدنهای جدید بوجودآمده و مورد استفاده اند وویژگی اصلی آنان قدرت وشعاع عمل زیاد است.(کازنو،1377: 4)
تلویزیون:
با توجه به جامعه مورد مطالعه دو نوع تلویزیون دولتی و ماهواره ایی انتخاب شده اند.تلویزیون دولتی شامل تمام شبکه هایی است که مالکیت آنها با دولت بوده و توسط دولت نیز کنترل می شود.در جامعه مانیز تلویزیون توسط دولت اداره می شود و هر شش شبکه آن دولتی هستند.در کنار شبکه های تلویزیون دولتی به مدد توسعه تکنولوژی ارتباطات امروزه افراد می توانند با استفاده از گیرنده های ماهواره ایی از برنامه های سایر شبکه های تلویزیون که از نقاط مختلف جهان پخش می شوند استفاده کنند.این شبکه ها در تحقیق حاضر با عنوان شبکه های ماهوارهایی مورد توجه قرار گرفته اند.
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 74 |
فصــل اول
« بدون تبلیغات که بطور مداوم به توسعه خدمات و کالاها می افزاِید امروز ثروتمندترین ملتی نبودیم که تاکنون به وجود آمده است.»
«لوتر . اچ. هرجز»
مقدمه:
سیصد سال پیش در طول کم و بیش نیم سده انفجاری رخ داد که امواج آن سراسر کره زمین را به لرزه درآورد، جوامع را در هم ریخت و تمدنی نوین آفرید. این انفجار انقلاب صنعتی بود.
جهانی بود که در آن انقلاب صنعتی ناگهان ظاهر شد و ضد تمدنی عجیب، قدرتمند و فوق العاده پر انرژی خلق کرد، نظام صنعتی چیزی بیشتر از دودکشها و خط تولید کارخانه ها و تولید انبوه بود. یک نظام اجتماعی غنی و چند وجهی را تشکیل می داد که بر تمام جنبه های زندگی اثر گذارد و همه ویژگیهای گذشته را مورد یورش قرار داد.
خیزش بسوی نظام جدید انرژی با پیشرفت عظیم تکنولوژی همگام بود از جمله تکنولوژی صنعتی و اقتصادی جوامع.
جریان یافتن انبوهی اطلاعات در جوامع نیاز مبرم بود و این امر از عهده کانالهای پیشین ساخته نبود. در همه رسانه های همگانی از جمله روزنامه و تلویزیون و ...
ما دیگر بار شاهد اصول اساسی کارخانه ها در تولید بودیم. یعنی همگی آنها مهر پیامهای واحدی را به ذهن میلیونها انسان می زدند، درست به همانگونه که کارخانه ها محصولات واحدی را برای استفاده میلیونها خانه تولید می کنند. بنابراین در کشورهای صنعتی، اعم از سرمایه داری و یا سوسیالیستی یک سپهر اطلاعاتی پیشرفته بوجود آمد، یعنی مجاری ارتباطی که از راه آن پیامهای فردی و همگانی را می توان به مثابه کالا یا مواد خام بخوبی توزیع کرد.
انقلاب صنعتی از یک طرف یک نظام اجتماعی که به سان شگفت آوری یکپارچه بود ایجاد کرد که تکنولوژیهای خاص خود، نهادهای اجتماعی ویژه و مجاری ارتباطی مختص خود را که همگی به یکدیگر مرتبط بوده اند را دارا بود. اما از سوی دیگر یگانگی جامعه را از هم درید و شیوه ای از زندگی مملو از تنشهای اقتصادی و تعارضهای اجتماعی و ناراحتیهای روانی ایجاد کرد.
همانطور که جوامع صنعتی به ساختن اقتصاد ملی خود پرداختند یک تغییر بنیادی در آگاهی عمومی ظاهر شد. بنابراین افقهای ذهنی بتدریج گسترش یافت. رسانه های همگانی جدید مردم را در معرفی اطلاعات و تصورات ذهنی تازه درباره سرزمینهای دوردست قرار دادند. تحت تأثیر این تحولات آگاهی ملی شکل گرفت. عده ای از مردم برای فروش کالاهای خود یا تبلیغات سیاسی، جامعه ها را زیر بمباران تبلیغی قرار دادند. میتوان گفت تبلیغات به خودی خود نه خوب است و نه بد، بسته به استفاده ایست که از آن می شود.
تبلیغات یا علنی صورت می گیرد یا غیر علنی، یعنی یا مستقیماً تلقین می شود و از همان ابتدا هدف مبلغ روشن است یا در فاصله زمانی نسبتاً طولانی مقصود ظاهر می شود. روانشناسان خود نظر مثبتی نسبت به تبلیغات ندارند، بخصوص تبلیغات و آگهی های تجاری که از نظر آنها موجب پیدایش مد و شیدایی اجتماعی می شود. البته تبلیغات فرهنگی و سیاسی نیز اگر صادقانه نباشد بعلت بازیچه قرار دادن احساسات و باورهای مردمی و تغییر دادن ارزشهای اجتماعی بنفع طبقه یا دسته و گروهی، خود امری مرسوم است. روانشناسان تبلیغات از هر نوعی را القاء فکری و تحمِیل عقاید و منحرف کردن ذهنها به سمت و سویی که یک گروه برتر مایل است میدانند. چه خوب است که بینندگان آگهی ها چندان تحت تأثیر زیبایی تبلیغ قرار نگرفته و با تعمق و اندیشه، نه از روی بی حوصلگی و کمبود به تبلیغات بنگرند که بعد نادم و پشیمان نشوند.
بر همین اساس می توان گفت که عصر، عصر تبلیغات است و تبلیغات توانسته تمام ارکان و فرهنگ جامعه های گوناگون را دگرگون سازد و افراد خواسته یا ناخواسته در هر نقطه از جهان تحت تأثیر جنبه های گوناگون تبلیغات قرار دارند. گاهی اوقات رسانه ها با پیامهای دروغین و ارائه الگوهای خودخواسته، آنچنان از همه طرف مردم را بمباران تبلیغاتی می کنند که فرصت اندیشیدن و انتخاب کردن را از افراد سلب می نمایند. در چنین جهانی، آدمی دیگر مختار نیست بلکه تنها می تواند آنچه را که مبلغین در بوقها دمیده اند برگزیند و چون یک عروسک هر لحظه به سمت و سویی حرکت کند و الفاظی بکار ببرد که به آنان آموخته شده نه آنچه را که خود دریافته است. در چنین جوامعی بجاست که سطح آگاهی مردم را بالا ببریم و به آنان صبر و حوصله و تحمل القاء کنیم. بایستی این تفکر را در آنها تقویت کرد که در تصمیم گیری برای زندگی خویش عجله نکنند و به خود و به افکار خود استعداد خویشتن آنقدر بها بدهند که خود را مقدم بر هر پدیده بی روح دیگر بدانند.
« چارلز لیند بلام[1] ، یکی از چهره های برجسته علوم سیاسی آمریکا، حل رابطه میان حکمرانان و مردم را از سه راه ممکن می داند: اجبار، مبادله و اقناع. در قرن حاضر یعنی قرن بیست و یکم، استفاده از زور و روشهای جبری آشکار به تدریج رنگ می بازد و تفوق ساز و کارهای بازار بر اقتصادهای دولتی، ابزارهای اقتصادی دولتها برای سلطه بر شهروندان را نِیز محدود می سازند. از سوی دیگر گسترش روزافزون انواع رسانه های همگانی و حضور فراگیر آنها در عرصه های گوناگون زندگی اقناع را به بهترین و مؤثرترین ابزار حل مناسبات میان حاکمان و مردم و نیز میان آحاد مختلف مردم تبدیل کرده است[2] ».
طرح مسأله تحقیق :
تحولات اجتماعی و اقتصادی قرنهای هجدهم و نوزدهم، سبب پیشرفت و تکامل مطبوعات شد. در حکومتهای دموکراسی آزادی گرا، به مطبوعات در کنار ارگان سه گانه مقننه، قضائیه و مجریه، عنوان « رکن چهارم دموکراسی» داده شد.
در واقع از اواسط قرن نوزدهم به سبب توسعه مدارس و دادن حق رأی در انتخابات به عموم افراد، مطبوعات که تا آن موقع فقط در قشر کوچک مردم باسواد نفوذ کرده بودند. میدان گسترده تری پیدا کردند. در همین دوران توسعه صنعتی کشورهای غربی باعث افزایش جمعیت شهرها و دگرگونی وضع اجتماعی میشد، تأسیس کارخانه ها و افزایش فعالیتهای صنعتی، اهالی روستاها را که در شرایط خاص روابط خانوادگی زندگی می کردند، به شهرها کشاند و به زندگی گروهی توده وار واداشت. چنین مردمی که از نقاط مختلف به شهر روی آوردند، هر چند به هیچ روی یکدیگر را نمی شناختند ولی به سبب داشتن وضع اجتماعی یکسان دارای احساس واحد شدند.
خوبست بدانیم که پیوند اجتماعی افراد دراین جامعه های بزرگ بر خلاف پیوند لفظ مستقیم در جامعه های کوچکتر، پیوند فکری و روحی است. همان پیوندی که در جامعه شناسی به ارتباطات ثانوی معروف است. این طرز زندگی و این روحیه با نتایج اجتماعی زیر و رو کننده خود در سرنوشت مطبوعات نیز تأیید قاطع گذاشت. قبل از پدیده توده وار شدن جوامع، روزنامه ها تنها یکی از راههای ارتباط اجتماعی بود ولی مهمترین راه آن بشمار نمی رفت.
در آن موقع مطبوعات فقط دو وظیفه داشتند. از یک سو اطلاعات موجود را در همه جا پراکنده می کردند و از سوی دیگر اندیشه ها و عقایدی را که در جامعه ها پدید آمدند اشاعه می دادند. با این دو عمل مطبوعات در واقع چیزی از خود نمی نوشتند بلکه آنچه از پیش وجود داشت را انتشار می دادند.
در جامعه های صنعتی، مطبوعات نقش مهمتری بدست آوردند و در واقع به عامل اصلی ارتباط اجتماعی تبدِیل شدند، در یک چنین جامعه هایی مطبوعات وظیفه یافتند که بعنوان مهمترین وسیله ارتباطی، به زبان همه مردم تبدیل شوند.
اما نباید فراموش کرد که ایجاد و تکامل صنعت چاپ و بهره برداری از آن برای تکثیر کتابها و روزنامه ها در تاریخ وسایل نوین ارتباطی یک نقطه عطف محسوب می شود.
پیدایش صنعت چاپ در قرن پانزدهم میلادی، در واقع سرآغاز تحولات بزرگی بود که آثار آن در پنج سده اخِیر در فنون انتشاری و ارتباطی نمایان گشت. به عقیده مک لوهان، اختراع خط الفبایی، صنعت چاپ اروپایی و وسایل ارتباطی الکترونیکی معاصر نظِیر تلویزیون و رادیو را باید اساس تحولاتی دانست که در طول تاریخ بشر در فرهنگ جامعه ها پدید آمده اند. بنظر مک لوهان اختراع خط الفبایی و مخصوصاً توسعه چاپ، نوع زندگی را از بین می برد و فرهنگ را نیز دگرگون می سازد. فردگرایی[3]، ملی گرایی[4]، گسترش سوادآموزی و آموزش مدرسه ای و ایجاد صنایع جدید که، کهکشان گوتنبرگ را تشکیل می دهند همه از مظاهر صنعت چاپ هستند.
باید یادآوری کنیم که در افزایش تعداد صفحات مطبوعات آگهی های بازرگانی نقش مهمی دارند و در کشورهای دارای اقتصاد آزاد، روزنامه ها و مجله ها موقعی می توانند میزان خبرها و مطالب سرگرم کننده را بالا ببرند که به موازات آن، میزان آگهی ها نیز افزایش یابد. در این صورت، چون اصولاً مقاصد انتفاعی مطبوعات هدفهای اجتماعی آنها را تحت الشعاع قرار می دهند، مدیران مطبوعات نمی توانند تنها با توجه به نیازهای خوانندگان بر تعداد صفحات بیفزایند.
معمولاً پژوهشهای انگیزشی که در بازاریابی کاربرد دارد شامل دو مرحله است:
1-کشف انگیزه های مصرف کننده که ممکن است به محصول ربط داشته باشد.
2-تغییر شکل محصول به نحوی که توانایی آنها برای ارضای نیازهای کشف شده مشخص تر باشد.
اولین عامل شامل تلاش برای شناختن نیازهای پیش آگاه و یا ناخودآگاه است. بنابر تعریف، شخص از این نیازها آگاهی ندارد، اما آنها می توانند تأثیرات پویایی بر رفتار آگاهانه او داشته باشند[5]. نیازها موقتاً خفته هستند، اما می توان آنها را به جریان انداخت تا به فروش محصولات کمک شود و از این راه مرز تازه ای گشوده می شود.
دومین عامل در تحقیق انگیزشی شکل دهی محصول است تا اینکه انگیزه های کشف شده را تحریک کند. بعبارت دیگر به محصول شخصیت و موقعیت مناسبی نسبت داده می شود. افزایش فروش شدیداً با افزایش اطلاعات درباره انگیزه های افراد ارتباط دارد.
هدف پژوهش:
هدفهای کلی و جزئی که در این تحقیق مد نظر قرار دارند عبارتند از :
1)هدف کلی: روشن ساختن جایگاه و ارزش تبلیغات روزنامه ها در عصر حاضر
2)هدف جزئی: روشن ساختن جایگاه تبلیغات در روزنامه ها از منظر مخاطبان به ویژه دانشجویان. (تبلیغات روزنامه ای از چه جایگاهی بین مخاطبان برخوردار است)
اهمیت پژوهش:
نقش و اهمیت تبلیغات
تبلیغات در تحولات عمومی جهان، در همه امور جاری فعالیتهای بشری اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فردی و گروهی تأثیر فراوان دارد.
تبلیغات در تمام تار و پود زندگی انسانها گره خورده است. تبلیغات در وجه مثبت خود یک ضرورت و در حقیقت بوجود آورنده ارتباطات لازم و منطقی است. اگر چه اثرات تبلیغات پیوسته بادوام نیست و پیوسته با مقاومتها و ضد تبلیغها مواجه می شود، اما به هر حال بسیاری از اهداف مبلغین، گر چه بطور مقطعی، تحقق مییابد در مجموع می توان اینطور بیان کرد که، تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می سوزد و هم می سوزاند، آگاه می کند و گمراه می کند. موجب ترقی و تعالی و پیروزی می شود و باعث خمودی و شکست و فراموشی می شود. اما به هر چه که هست حضور دارد و روزگار بدون تبلیغات سپری نخواهد شد.
در دنیای پرهیاهو و ملتهب امروز ضروری است تا هر فرد اطلاعات کافی از اوضاع و احوال اجتماعی و جهانی دوران خود داشته باشد و نسبت به رویدادها و جریانهای مختلف دارای اطلاعات و بینش لازم باشد تا در امواج پر تلاطم و سهمگین حوادث بتواند موقعیت خود را درک کند و راه زندگی موفق و سعادتمند را بیابد و به ویژه آنکه در بازار پر رونق مکاتب مختلف جهانی و گرایشهای فکری و خرقه ای، هر گروه و دسته ای تلاش دارد تا مانند صیادی ماهر دام خود را بگسترد و افراد جامعه خصوصاً قشر جوان آن را طعمه خود قرار دهد. در این آشنایی با فرهنگهای گوناگون ، همچنین روشهای نفوذ فرهنگها و تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر و شناخت فرهنگ مهاجم و سلطه گر لازم می آید تا در افزایش سطح آگاهی و بینش لازم در رویارویی با جریانهای فرهنگی از هوشیاری و دقت بیشتری برخوردار باشیم. تبلیغ از همان صیغه مبالغه است و به واقع بهتر، واضح تر و بلیغ تر نشان دادن هر ایده ای یا هر فکر و کار و فعالیتی می باشد. تبلیغات واقعاً متبلور کردن یک موضوع است حالا آن موضوع می تواند یک موضوع اقتصادی باشد و یا یک فکر اجتماعی و فرهنگی. هر چه باشد تبلیغ اصولاً با بشر به دنیا می آید و با او نیز از دنیا می رود. وسایل ارتباط جمعی با دارا بودن توانایی ها و ویژگیهایی قادرند تأثیر بسزایی بر افکار عمومی بگذارند و سبب تغییر الگوها و رفتارهای مردم بشوند و از آن جمله تبلیغات تجاری است که جا پای محکمی را برای خود در بین شؤون زندگی مردم باز کرده است و تأثیرات و تغییراتی را در عادات و رفتار مردم موجب شده است.
از بین وسایل ارتباطی، امروزه بیش از همه سخن از رسانه های گروهی به میان آورده می شود. وسایلی شگرفت که مظهر ارتقای تکنولژیک انسانند دارای بیشترین تأثیر فرهنگها از میان تمامی ابزار و فنون جدیدند و این وسایل بر خلاف انتظار، پدیده های خنثی و صرفاً کاتالیزور نیستند، خود عنصری نوپدید می آوردند و بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند. در کل مجموعه این وسایل (خانواده وسایل ارتباطی)خوانده می شوند که در این میان نباید از تأثیر روزنامه ها در آگاهی رساندن و تبلیغات به مخاطبان غافل بمانیم .
هدف تحقیق :
منظور از هدف، عبارتست از نقطه ای که برای رسیدن به آن تمام نیرویمان را متمرکز می کنیم. هدف عبارت است از جهتی که برای قرار گرفتن در مسیر آن باید تمام منابع خویشتن را متمرکز کنیم. جهت تبلیغ عبارت است از فراهم آوردن موجبات ارتقاء سطح تفکر مردم و تأمین زمینه های لازم از نظر آگاهیهای حیاتی بطوری که با تجهیز نیروی انسانی و افزایش درجه آگاهی و کارایی مردم حل مشکلات امکانپذیر باشد.
« از آنجایی که کار و وظیفه اصلی تبلیغات در صحیح ترین عبارت است از عرضه کردن نوعی خدمات آموزشی و ارشادی است و هر اندازه که انجام این امر با کیفیت بهتری صورت گیرد به همان اندازه در تغییر اوضاع اجتماعی توفیق بیشتری حاصل می شود. هدف از طرح و اجرای تبلیغات، ایجاد تحولاتی مطلوب در سطح فکر و میزان معلومات و بالاخره نحوه برخورد و نگرش جامع در مقابله با مشکلات، مسائل و پدیده هاست.[6]»
ضرورت تحقیق :
اینک در قرن بیست و یکم تبلیغات که در آغاز ، چنانکه اشاره شد مفهوم پخش و منتشر کردن و شناساندن و جنبه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی داشت، امروزه با محفوظ داشتن معانی دیرین خود، با پیدا کردن شکل و محتوا یا اشکال و اهداف خاص در دست یغماگران بین المللی ، بصورتی سازمان یافته و گسترده به عامل بسیار مهمی در اثرگذاری و دگرگون سازی افکار و آرای عامّه مردم درآمده است؛ که با فراهم ساختن بسترهای مناسب و جلب بیشترین شمار ممکن از افراد وگروهها، و القای یک اندیشه و یا تلقین پیوستن به یک حزب یا دسته و جمعیتی، و یا تحمیل پاره فرهنگ یا عنصر و عناصری از خرده فرهنگ و تعمیم اندیشه و عمل سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی گروهها و اقوام و ملل را بسویی و بویژه به تعهدی فعال می خواند یا میراند.
بدین ترتیب تبلیغات در مفهوم ساده و به ظاهر بی غرضانه اش از سوی نظریه پردازان مشرق زمین از جمله دریان کور (Derien court) «تکنیکی عملی شمرده می شود که هدف از آن، تأثیر ٍدیرپا و استفادة عقلانی و هوشمند از اجزاءهای لازم جهت فراهم ساختن شرایط ضروری برای پیوستن انسانها به یک اندیشه ، یک آیین ، و به دست آوردن هواداری و پشتیبانی فکری و معنوی آنان و برانگیختن و واداشتشان به انجام عملی معین است.[7] اهمیت و جایگاه تبلیغات و نقش مؤثر آن در تمام ابعاد و زمینه های زندگی مسأله ای نیست که بر اهل نظر پوشیده باشد. امروزه از قدیمی ترین و اسطوره ای ترین آیین ها گرفته تا جدیدترین مکتبها همه در فکر یافتن راههای نو و افقهای تازه ای برای جذب طرفداران بیشترند و با استخدام شیوه ها و ابزارهای پیشرفته سعی در راه یافتن به بارارهای جدید برای عرضه افکار خویشند.
در این تحقیق بررسی نگرش دانشجویان ارتباطات نسبت به تبلیغات در حیطه روزنامه ها و مطبوعات مهمترین نکته مورد پژوهش و بحث در مقوله تبلیغات است.
در کشور ما، اگر چه تبلیغات کالاهای تجاری در صدا و سیما از دهه های پیشین آغاز شده بود، اما در سالهای نخست پس از دوران جنگ و یک دوران طولانی توقف در روند کلی تبلیغات تجاری آگهی ها با شتاب برنامه ها و شکبه های مختلف رادیو و تلویزیون بخش قابل توجهی از صفحات روزنامه ها و قسمت عمده ای از در و دیوار شهر را تسخیر کردند چندان که تبلیغات تجاری به یک «پدیدة شگرف» مبدل شد.
حال که این پدیدة شگرف در وجه مثبت خود یک ضرورت است پس ضروری می نماید که، بررسیهای موشکافانه تری در این زمینه صورت پذیرد تا مخاطبان بیش از پیش به جایگاه ارزشی تبلیغات در رسانه های گروهی واقف شوند.
| دسته بندی | منابع طبیعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 141 |
مقدمه :
سرزمین ایل بختیاری یا لُر بزرگ که از مهمترین ایلات کوچرو ایران کنونی است در شمال و باختر سرزمین ایلات کهکیلویه یعنی زاگرس مرکزی قرار دارد. (ایلات و عشایر انتشارات آگاه ، سال 1362، ص 20) قلمرو این ایل که به نام خاک بختیاری معروف است در ناحیهای میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته و سلسله جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو میگذرد و آن را به دو بخش کوهستانی در شرق و جلگهای در غرب این جبال تقسیم میکند بخش کوهستانی ییلاق و بخش جلگهای قشلاق ایل بختیاری است. این منطقه محدود است از طرف شمال به لرستا، از سوی شرق به اصفهان و چهارمحال از سوی جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویر احمد و ایل ترک زبان قشقایی و از سوی غرب به دشت خوزستان. جمعیت ایل را در حدود 500000 نفر تخمین زدهاند که در سرزمینی به مساحت 7500 کیلومتر مربع زندگی میکنند. از کل جمعیت 200000 نفر یعنی 40 درصد زندگی کوچنشینی و نیمه کوچنشینی دارند که ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت آنها مبتنی بر پرورش دام از نوع گوسفند و بز است، منطقه ییلاقی ایل در مرتفعات غرب اصفهان واقع شده است که بلندترین قلّة آن به ارتفاع 4549 متر در زیر کوه قرار دارد. سرزمین قشلاقی در دامنه شرقی سلسله جبال زاگرس واقع شده و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد. ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است، اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق میکوچند و پاییز برمیگردند. فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و در مداری به 300 کیلومت میرسد. کوچ بختیاریها به طور منظم صورت میگیرد، هر طایفه از مسیر معینی ((ایل راه)) که تقریباً ثابت است میگذرد، در ییلاق هم محل ثابتی دارند که دیگر طوایف نمیتوانند از آن استفاده کنند. در بازگشت به گرمسیر آثاری از سنگچین ها بر جای میماند که مجدداً در سال آینده هر طایفه در محل خود چادرها را برپامیدارد. (رجوع شود به : اصغر کریمی ـ ژان پیر دیگار، ایل بختیاری در مجموعه مقالات مردمشناسی مرکز مردمشناسی ـ وزارت علوم و آموزش عالی ، دفتر دوم، ایلات و عشایری پاییز 1362 ، ص 11 تا 51.) ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک «هفت لنگ » و «چهار لنگ» تقسیم میشود که هر کدام در کل قلمرو بختیاری دارای سرزمین مشخص است ... هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرقی خوزستان یعنی «اندیکا» و «مسجد سلیمان» و «شوشتر» و «ایذه» و «شهرکرد» و «بروجن» در چهارمحال و بختیاری در حرکت و کوچ اند به چهار گروه دورکی، بابادی ، بختیاروند (یا بهداروند) و دنیارانی تقسیم میشود. چهار لنگ نیز که عمدتاً بین دزفول و ایذه در خوزستان از سویی و «داران» در اصفهان و «الیگودرز» و «بروجرد» در لرستان از سوی دیگر ییلاق ـ قشلاق میکنند و به گروههای هم وند، «محمد صالح» (مم صالح) ، «موگویی» و «کیان ارثی» تقسیم میشود... بسیاری از تیرههای طوایف چهار لنگ اسکان یافتهاند. (ایلات و عشایر، انتشارات آگاه، سال 1362 ص 20 ) .
معیشت اصلی بختیاریها دامپروری توأم با مختصری زراعت است که بیشتر به صورت دیم و کمتر به صورت آبی کشت میشود. زراعت آبی عمدتاً در محدوده روستاها و میان یک جانشینان متداول است، صنایع دستی هم یکی از فعالیتهای اقتصادی بختیاریهاست که زنان انجام آن را بر عهده دارند. مواد اولیه صنایع دستی عمدتاً از تولیدات دامی تأمین میشود.
بیان مسئله :
ایل بختیاری که همیشه به عنوان یکی از ایلهای پرجمعیت و دارای نفوذ گستردة سیاسی ندارد ، اقتصادی در جنوب غربی کشور شمرده شده، بارها مورد بررسیهای مختلف فرهنگی ، اجتماعی و مردمشناسی قرار گرفته است. سعی ما در این تحقیق بر این است که مسائل انسانی، اقتصادی و تاریخی را به صورت پیوسته و از دید علم جغرافیا بررسی کنیم و تنها به شناخت عوامل و پدیدهها بسنده نکرده، ضمن شناخت، به روابط بین آنها نیز اشاره نماییم.
یکی از علل بررسی ایل مذکور آن است که بختیاریها از اصیلترین و قدیمیترین اقوام ایرانی محسوب گردیده، پرجمعیتترین جامعة عشایری کشور نیز به شمار میروند؛ جامعهای که در طول تاریخ بس طولانی خود، با جمعیت انبوه بر منطقه تسلط داشته، قادر به انتقال ویژگیهایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به ساکنان بخشهای مجاور نیز بوده است ؛ به طوری که بخشهایی از خوزستان ، لرستان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و فارس کاملاً از ویژگیهای فرهنگ بختیاری برخوردار بوده ، متأثر از اقتصاد آنان هستند.
ایل بختیاری با تحولات سیاسی و اقتصادی کشور، بویژه از 1340 به بعد، بنیانهای اصیل اجتماعی و اقتصادی خود را از دست داده و امروزه پدیدة یکجانشینی، اشتغال در صنایع نفتی جنوب، پراکنده شدن در شهرها و قصبات منطقه و مشکلات عدیده دیگر، تشکیلات و ساختار ایلی و سنتی آن را تا حدودی از هم گسسته است.
با شنیدن نام بختیاری برای نخستین بار، اینطور استنباط میشود که قومی واحد از یک نژاد و فرهنگند، اما در عمل خواهیم دید که دقیقاً اینطور نیست و در بین آنان مردمانی از اقوام ایرانی، عرب و ترک نیز وجود دارند که همگی در یک تشکیلات سیاسی اجتماعی به نام بختیاری، منسجم و متحد گردیدهاند و نفوذ و توسعة فرهنگی و اقتصادی آنان در جنوب ایران، در بین چندین استان کشور گسترده شده است. پس این مطلب مهم است که منطقة بختیاری یا حدود تحت قلمرو ایل بختیاری هیچ رابطهای با تقسیمات سیاسی کشور، از جمله سطح استانها و مرز شهرستانها ندارد، بلکه بیشتر تابع مساعدت محیط طبیعی منطقه و میزان نفوذ سیاسی، اداری و اقتصادی بختیاریهاست ، به طوری که حتی بخشهایی از استان مرکزی و شمال شرقی اصفهان ، نظیر گلپایگان ، خوانسار، خمین ، محلات و کوهپایة اصفهان نیز تحت نفوذ بختیاریها بوده است که البته امروزه به سبب تحلیل قدرتهای اجتماعی و کاهش مراتع و رواج پدیدة یکجانشینی ، عملاً از حیطة نفوذ آنان خارج شده و فقط آثاری از گذشته به صورت بناها، سنگ قبرها، لهجهها و ... باقی مانده است.
حدود و وسعت . به طور کلی ، محدودة ایل بختیاری در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگهای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی، این محدوده، از بلندترین نقطة قلل مرتفع، یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده، به سمت غرب و جنوب تا جلگة پست و آبرفتی خوزستان ادامه مییابد.
طول و عرض جغرافیایی . چون محدودة مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کردهایم که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار میرود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای 31 درجه و 16 دقیقه (رامهرمز) و 33 درجه و 22 دقیقه شمالی (الیگودرز) قرار دارد و تقریباً بیش از دو درجه و 6 دقیقة عرض شمالی را میپوشاند. از نظر طول جغرافیایی بین نصفالنهار 48 درجه و 50 دقیقه (شوشتر) و 51 درجه و 27 دقیقة شرقی (بروجن) قرار دارد. (اطلس کامل گیتاشناسی ؛ مؤسسه کارتوگرافی گیتاشناسی، مبحث ایران ، ج دهم ، 1368.)
این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف، تقریباً با هم برابر است و مسیرهای کوچ، صرف نظر از مناطق دشوار کوهستانی و درهها نسبتاً کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخشهای مختلف، بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواختتر و سادهتر انجام میگیرد، بر خلاف مسیر ایل قشقائی که در کوچ از جنوب به شمال، باید طی کنند.
موقعیت نسبی . منطقة بختیاری در دو محدودة مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است : منطقة اول شامل شمال و شرق آن میباشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدودة زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است، به طوری که ارتفاع این منطقه از هزار متر در جنوب تا بیش از 4500 متر در شمال متغیر است (زردکوه 4527 متر، اشترانکوه در لرستان 4328 متر). منطقة دوم، جلگة خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود میشود (بخش قشلاقی بختیاریها) . این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوضة گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمالی تفکیک میشود.
به طور کلی، شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدودة ارتفاعات فشرده و چینخوردة زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی ، آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته، برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگة خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیدههای زیستی از جمله رویش گیاهی کاملاً متفاوت بوده، با وضعیت طبیعی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.
تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی، زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند موجب کوچ و جابجایی عشایر و دام آنان میشود.
حدود سرزمین بختیاری. امروزه منطقههای اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان نشان داده میشود، اما حوزة نفوذ سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آنان در خارج از این استانها کاملاً مشهود است. به طور کلی ، منطقة سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود میشود : از شمال به نجفآباد ، داران، الیگودرز؛ از مشرق به اصفهان ، شهرضا، بروجن ؛ از جنوب به سمیرم ، لردگان و شمال استان کهگیلویه و بویراحمد و بالاخره از مغرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر رامهرمز، شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها ـ اگر چه تا اهواز نیز گسترش دارد.
وسعت . اگر چه تعیین مساحت واقعی منطقة بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار سادهای نیست توانستهایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با در نظر گرفتن ناحیة بین شوشتر و بروجن (منتهیالیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهیالیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود 50626 کیلومتر مربع به دست میآید که از این مقدار 14870 کیلومتر مربع در استان چهارمحال و بختیاری ؛ 6202 کیلومتر مربع در شهرستان ایذه ؛ 4313 کیلومتر مربع در شهرستان رامهرمز، 3538 کیلومتر مربع در شهرستان شوشتر؛ 6986 کیلومتر مربع در شهرستان مسجد سلیمان ؛ 7976 کیلومتر مربع در شهرستان الیگودرز و 6741
کیلومتر مربع نیز بین شهرستانهای استان اصفهان، شمال کهگیلویه و بویراحمد سردسیر و دزفول واقع شده است. (اطلس کامل گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) مطابق این تقسیمبندی ، اینطور استنتاج میشود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمیشود و این خود نشاندهندة وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است؛ زیرا معمولاً در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر، فقر پوشش گیاهی و خشکسالیهای متعدد، نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولاً قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد، نظیر قشلاق قشقائیها که دو برابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان . در مورد بختیاریها تقریباً موازنهای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملاً تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است بمراتب کمتر از محدودههای مذکور وسعت دارد، به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق دوازده هزار کیلومتر مربع در نظر گرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است ؛ در حالی که دامنة نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از پنجاه هزار کیلومتر مربع) تعیین میشود.
ژئومورفولوژی ییلاق . منطقة ییلاق بختیاریها کوهستانی است. این منطقه در محدودة چینخوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و بر خلاف منطقة گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. رسوبات این کوهها به دوران سوم زمینشناسی مربوط است بویژه آهک و کنگلومرای بخیتاری که در دوران سوم چینخورده است. مرتفعترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است از جمله زردکوه به ارتفاع 4527 متر که سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبز کوه به ارتفاع 3900 متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار میرود و با کوههای بزکوه، سفیدکوه، کارکنان، منگشت و مالدران و کوه بریک در سطح استان چهارمحال و بختیاری و ارتفاعاتی در استان لرستان، مانند کوههای الیگودرز، ملاوی، اشترکوه و کوههای نجفآباد که بیش از 2500 متر ارتفاع دارد مجموعة فشرده و مرتفعی را در سطح منطقة ییلاقی بختیاریها به وجود آورده است. جهت این ارتفاعات بر جهت عمومی رشته کوه زاگرس منطبق است که از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد. این کوههای جوان که به آخرین دورة کوهزایی مربوط است ، به سبب نظمی که در قرارگیری ناودیسهاوتاقدیس ها (به صورت موازی) دارد دارای نوعی وحدت جغرافیایی است. کلیة شبکه آبگیر دایمی و غنی رودخانهای نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین میکند در این منطقه است.
زمین دراین ارتفاعات، به طور عمده، رسوبیِ آبرفتی است و آهکها، ماسه سنگها و سنگهای آذرین و کنگلومرا نیز گسترش بسیاری دارد.
از معروفترین و مرتفعترین ارتفاعات این قسمت، زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با درههای بسیار عمیق و وحشتناک نیز بر عظمت این کوهستان افزوده است. این عوامل مشکلاتی برای کوچ عشایری به وجود میآورد؛ مثلاً صعود به ارتفاعات و عبور از درهها بخصوص عبور از کارون را مشکل کرده، غالباً خساراتی به بار میآورد.
ژئومورفولوژی قشلاق. قسمت گرمسیری که بخش شرقی خوزستان را دربرمیگیرد سرزمین همواری میباشد که رسوبات دوران چهارم سطح بیشتر آن را پوشانده است.
جنس این زمینها از مواد آبرفتی، آهکی و رسی زاگرس با بافت بسیار ریز تشکیل شده و دیوارة کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق، این منطقه را احاطه کرده است. شبکة آبها، بستر رودخانهها، درههای خشک سیلابی و تعدادی از تپه ماهورها در این بخش دیده میشود، بخصوص در ناحیة دزفول که ناهمواریها متراکمتر است و بخش جانکی ایذه که اغلب در جنوب با تشکیلات گچی و رسی همراه میباشد. به طور کلی، در این منطقه هر چه به سمت جنوب و مغرب پیش رویم از ارتفاع آن کاسته و بر همواری و یکنواختی آن افزوده میشود. ارتفاع در این ناحیه کم است، به طوری که ارتفاع شوشتر از سطح دریا 170 متر، رامهرمز 115 متر، مسجد سلیمان 362 متر، اهواز 20 متر، دزفول 143 متر و ایذه کمتر از 700 متر است و در ماهشهر، در کنار خلیجفارس، ارتفاع به کمتر از 10 متر کاهش مییابد.
آب و هوای ییلاق. این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار میباشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها از دو هزار متر بیشتر است دورة سرما در حدود چهار تا پنج ماه ادامه مییابد. هوای این منطقه از اوایل پاییز تغییر میکند و از اواسط آبان یخبندان آغاز میشود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده میبارد و در نقاط مختلف، از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع میشود و از این هنگام به بعد، برفهای سنگین و پیاپی میبارد. در پایان دورة یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامیرسد. اعتدال هوا معمولاً از اوایل اردیبهشت آغاز میشود و تا اواخر خرداد ادامه مییابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.
آب و هوای قشلاق. قشلاق بختیاریها در شرق استان خوزستان واقع است؛ بنابراین ، توضیح دربارة آب و هوای استان و تأثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر میرسد. مهمترین عوامل مؤثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از :
الف ) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 32 درجه و 58 دقیقه شمالی واقع شده است.
ب ) کاهش ارتفاع. این دو شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاریها باشد؛ زیرا جلگة خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است جلگهای هموار و کمارتفاع میباشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریهاست تپههایی کمارتفاع دیده میشود، به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر ( به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای 2500 – 4500 متر ییلاق قرار دارد.
ج ) قرار داشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق میوزد و موجب شدت گرما، تبخیر شدید و آلودگی هوا میشود.
تابستان این جلگه، بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار میکند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخشهای کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد؛ مثلاً در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار میرود و ارتفاع متوسط آن 150 متر است درجه حرارت متوسط در برخی ماهها به قرار زیر است :
- دی 5/10 درجه سانتیگراد؛
- بهمن 9/13 درجه سانتیگراد؛
- اسفند 2/16 درجه سانتیگراد؛
- خرداد 5/32 درجه سانتیگراد.
در ماههای دی، بهمن و اسفند ، یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجة حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجة حرارت در شوشتر بالای 10 و به طور متوسط 5/12 است که همراه با رطوبت زمستانی ، محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم میآید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از 35 درجه دیگر قابل استفاده نیست. در همین ماهها میزان بارشهای جوی به قرار زیر است:
- دی 107 میلیمتر ؛
- بهمن 33 میلیمتر؛
- اسفند 5/61 میلیمتر؛
- فروردین 10 میلیمتر ؛
- خرداد 0 میلیمتر.
میبینیم که در طول فصل زمستان ، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر میرسد و همراه با قطع بارش، درجة حرارت هم افزایش مییابد و در اینجاست که زمینة کوچ به سمت ییلاق فراهم میشود و عشایر با ع جله قشلاق را ترک میکنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان 1/45 درجه و حداقل آن 7/5 درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از 4/25 درجه سانتیگراد میرسد که حاکی از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دوره گرماست.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
ریشه های تاریخی هوش هیجانی[1]
ذهن انسان از سه طریق شناخت[2]، احساس[3] و انگیزش[4] عمل می کند. حوزه شناخت شامل اعمالی از قبیل: حافظه فرد، استدلال، قضاوت و به طور کلی اعمال فکری انسان می شود. حوزه احساس شامل: عواطف، حالات روحی، ارزشیابی ها و دیگر حالات احساسی می شود. حوزه انگیزش که می توان گفت همان حوزه شخصیت می باشد و شامل انگیزه زیستی یا رفتار هدف گرا که قابل یادگیری است، می باشد. دو حوزه اول که شامل شناخت و احساس می باشد در واقع تشکیل دهنده هوش هیجانی هستند یعنی می توان گفت که هوش عاطفی همان استفاده آگاهانه از عواطف و احساسات می باشد. (پون- 2002)
در اغلب مواقع روانشناسان هنگام مطالعه هوش بر جنبه های شناختی آن از قبیل حافظه و قدرت حل مشکل توجه می کنند. این در حالی است که در گذشته محققان زیادی به نسبت جنبه های شناختی انسان بر اهمیت جنبه های غیرشناختی[5] نیز تاکید کرده اند. اگر به مطالعات رهبری اوهایو (در دهه 1940) توجه کنیم می توان ملاحظه کرد که در نتیجه این مطالعات توجه به افراد (در مقابل توجه به وظیفه) به عنوان یکی از عوامل اصلی رهبری اثربخش معرفی شد که با الهام از این مطالعات بعدها رهبران اثربخش به عنوان کسانی معرفی شدند که بتوانند اعتماد و احترام متقابل با زیردستان خود داشته و با آنها روابط دوستانه برقرار کنند. با توجه به نتایج این مطالعات می توان دید که جنبه های غیرشناختی رفتار انسان به عنوان عاملی مهم در موفقیت رهبران به شمار می آید. (چرمیس- 2002)
در سال 1940 دیوید وچلر[6] در کنار توجه به عوامل عقلانی[7] به عوامل غیرعقلانی از قبیل عوامل اجتماعی، فردی و احساسی نیز توجه نشان داد و در سال 1943 وی اظهار داشت که توانایی های غیرعقلانی از عوامل ضروری موفقیت در زندگی می باشند. وی در سال 1958 هوش را به صورت ظرفیت کلی فرد برای عمل هدفدار، فکر منطقی و برقراری ارتباط مؤثر با محیط تعریف کرد. ولی او تنها کسی نبود که به اهمیت جنبه های غیرشناختی هوش در موفقیت و سازگاری انسانها با محیط پی ببرد. (چرمیس- 2002)
رابرت ثرندایک[8] در سال 1920 مفهوم هوش اجتماعی را مطرح کرد و آنرا به عنوان توانایی درک دیگران و توانایی برای برقراری ارتباط با آنها تعریف کرد. ولی متاسفانه کارهای وی تا سال 1983 فراموش شده و یا نادیده گرفته شدند. (پون- 2002)
تا اینکه در سال 1983 گاردنر[9] از نظریات او استفاده کرد و به انتشار مطالبی درباره هوش چندجانبه[10] پرداخت. وی بیان داشت که هوش درون فردی[11] و هوش بین فردی[12] نیز به اندازه بهره هوشی افراد (IQ) که با تستهای خاصی اندازه گرفته می شود، اهمیت دارند. (چرمیس- 2002)
اصلاح هوش عاطفی همانند چتری است که مجموعه ای از مهارتها و خصایص فرد را در زیر خود جمع کرده است و بعضی دانشمندان این مهارتها را در دو گروه عمده مهارتهای بین فردی و مهارتهای درون فردی تقسیم بندی می کنند. این مهارتها به گونه ای هستند که با حوزه های سنتی مهارت و تخصص از قبیل دانش مشخص، هوش عمومی و مهارتهای فنی و حرفه ای ارتباط چندانی ندارند و از آنها جدا می باشند. اغلب دانشمندان هوش عاطفی عقیده دارند که به منظور تعادل در رفتار، برخورداری از عملکرد بهتر در جامعه و یا در یک سازمان یا حتی در درون خانواده و زندگی زناشویی باید انسانها دارای بهره هوشی (IQ) و بهره عاطفی (EQ) بوده و استفاده مناسبی از هر دو اینها ببرند. هوش عاطفی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی تعامل این عواطف با IQ می باشد یعنی فردی که می خواهد در زندگی خود موفق باشد و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد. (کرستید – 1999)
در سال 1985 یک دانشجوی مقطع دکتری در رشته هنر در یکی از دانشگاههای آمریکا پایان نامه ای را به اتمام رساند که در عنوان آن از واژه هوش عاطفی استفاده شده بود. این چنین به نظر می رسید که این اولین استفاده علمی و آکادمیک از واژه هوش عاطفی باشد. (هین، 2004). در سال 1990 سالوی و مییر[13] با آگاهی از کارهای انجام شده در زمینه جنبه های غیرشناختی هوش داشتند، اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند. (چرمیس- 2002) این دو دانشمند بیان داشتند که هوش عاطفی این امکان را برای ما فراهم می کنند که به صورت خلاقانه تری بیاندیشیم و از عواطف و احساسات خود در حل مسائل و مشکلات استفاده کنیم. این دو دانشمند تحقیقات خود را در زمینه اندازه گیری و سنجش هوش عاطفی ادامه دادند و در سال 1988 بیان داشتند که هوش عاطفی تا حدی باهوش عمومی همپوشانی دارد و شخصی که دارای هوش عاطفی باشد، باید چهار مهارت زیر را داشته باشد:
1- تشخیص عواطف[14]
2- استفاده از احساسات و عواطف[15]
3- فهم عواطف[16]
4- تنظیم و کنترل عواطف[17]
به جای کسانی که برای اولین بار اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند،دانیل گلمن[18] کسی است که بیشتر از همه نامش با عنوان هوش عاطفی گره خورده است. وی که خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز بود، رشته روانشناسی را در هاروارد به پایان رساند و مدتی نیز با دیوید مک کلی لند و دیگران کار کرد. گروه مک کلی لند[19] می خواستند بدانند که چرا تستهای هوش نمی توانند مشخص کنند که افراد در زندگی خود موفق می شوند یا نه. گلمن در سال 1995 کتابی تحت عنوان هوش عاطفی منتشر کرد که این کتاب پرفروشترین کتاب سال شد و تلویزیون امریکا با مصاحبه های گسترده ای که با وی در زمینه هوش عاطفی داشت موجب معروف شدن وی در سطح جهان گردید. گلمن در کتاب خود اطلاعات جالبی در ارتباط با مغز، عواطف و رفتارهای آدمی ارائه می دهد. تعریف گلمن از هوش عاطفی بدین صورت است: «ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران، برای برانگیختن خود و کنترل موثر احساسات خود و استفاده از آنها در روابط بادیگران». به عقیده وی هوش عاطفی در محیط کار از سازه ای چند بعدی تشکیل شده که شامل پنج جزء زیر می باشد:( کرستید، 2000)
1- خودآگاهی[20]
2- خودکنترلی[21]
3- انگیزش[22]
4- همدلی[23]
5- مهارتهای اجتماعی[24] (راحیم، 2003)
هوش عاطفی و بهره هوشی (IQ & EQ)
سالها بود که IQبه عنوان مهمترین پیشبینی کننده موفقیت آتی افراد در زندگی مطرح بود و تصور براین بود که افرادی که دارای میزان ضریب هوشی بالاتری باشند، نسبت به دیگران موفق تر خواهندبود. در نتیجه این گونه تصورات حتی در مدارس نیز سعی براین بود که آگاهی و دانش بچهها را تا حد ممکن افزایش دهند و به آموزش بهای زیادی داده می شد. اما تحقیقات اخیر نشان می دهند که IQبه تنهایی نمی تواند بیان کننده علل موفقیت افراد در سر کار یا زندگی باشد. چرا که ما می توانیم افرادی را ببینیم که دارای ضریب هوشی بالایی هستند و در تحصیل موفق بوده اند اما در زندگی به عنوان یک فرد موفق مطرح نمی باشند. (پون، 2002)
در ارتباط با این که IQ به تنهایی نمی تواند پیش بینی کننده عملکرد شغلی افراد باشد، در سال 1984 تحقیقات جیهانتر و آرهانتر[25] نشان داد که در بهترین وضعیت IQ مسئول 25 درصد تغییرات می باشد. درس ال 1996 نیز استرنبرگ[26] با بررسیهای مختلفی که در زمینه هوش انجام داد به این نتیجه رسید که IQ می تواند حداکثر 10 درصد و حداقل 4 درصد مسئول موفقیتهای افراد باشد که البته 10 درصد واقعی تر به نظر می رسد. محققان زیادی نیز اظهار می دارند که هوش عاطفی یک جزء لازم برای رهبری اثربخش می باشد. یک فرد بدون هوش عاطفی حتی اگر بهترین آموزشها را در جهان دیده باشد و دارای ذهنی تحلیلی و دقیق باشد و بهترین ایده ها را هم در سر داشته باشد،باز هم نمی تواند یک رهبر بزرگ باشد.
در حقیقت 80 درصد موفقیتهای افراد در سرکار به هوش عاطفی وابسته است و تنها 20 درصد آن به IQ بستگی دارد و اغلب کسانی که دارای عملکرد بهتری می باشند هوش عاطفی بالایی دارند. این در حالی است که اکثر افرادی که عملکرد پایین تری دارند به این علت نیست که مهارتهای فنی کمتری نسبت به دیگران دارند بلکه اکثرا این گونه افراد مهارتهای بین فردی کمتری دارند. ارتباطات کاری شان ضعیف است، اقتدارطلب و یا جاه طلب می باشند یا این که با مدیریت سطح بالا اختلاف دارند. تعجب آور نیست،اگر گفته شود تاثیر هوش عاطفی همزمان با بالارفتن مدیران در سلسله مراتب سازمانی افزایش می یابد چرا که اهمیت ارتباطات سازمانی زیاد می باشد. (جانسون- 1999)
گلمن در طی تحقیقات خود به عنوان مشاور سازمانها دریافت که در تمام سطوح سازمانی EQ دوبرابر مممتر از داشتن مهارتهای فنی و IQ می باشد. تحقیقات دیگر نشان دهنده این است که هوش عاطفی نقش مهمتر و بیشتری در سطوح بالای سازمانی بازی می کند، زمانی که گلمن این موضوع را مورد بررسی قرارداد به این نتیجه رسید که در سطوح بالای سازمانی کسانی که عملکرد بهتری نسبت به افراد متوسط دارند،تقریبا 90 درصد تفاوت در ویژگیهایشان قابل استناد به هوش عاطفی است تا تواناییهای شناختی. (راحیم، 2003)
در مطالعه ای در دانشگاه برکلی از 80 دانشجوی دکتری در هنگام فارغالتحصیلی، تستهای شخصیت، تستهای هوش و مصاحبه های دیگری به عمل آمد. چهل سال بعد زمانی که آنها در اوایل هفتادسالگی قرارداشتند، دوباره مورد مطالعه قرارگرفتند و میزان موفقیت آنها در زمینه تخصصی خود سنجیده شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که در مورد موفقیت حرفهای و پرستیژ و شهرت فردی، تواناییهای عاطفی و اجتماعی 4 برابر مهمتر از IQ می باشند. (کرستید- 2000)
در طی سالهای 1998 گلمن در طی بررسی 200 شرکت و سازمان در سرتاسر جهان به این نتیجه رسید که تفاوت در بین افراد به علت تواناییهای شناختی و مهارتهای فنی می باشد و بقیه به علت تفاوت در شایستگی های عاطفی می باشد و حتی در موقعیتهای رهبری در سطوح بالای سازمانی بیش از تفاوتهای بین فردی به علت شایستگیهای عاطفی می باشد. (پون- 2002)
البته احمقانه است که بگوییم مهارتهای شناختی برای موفقیت افراد مهم نمی باشند، بلکه این مهارتها در صورتی که به همراه مهارتهای عاطفی باشند، موثرتر و اثربخشتر خواهدبود. برای نمونه مهارتهای شناختی جزء مهمترین عوامل برای موفقیت در تحصیل می باشند. چنانچه شمال مایل به ادامه تحصیل در دانشگاهی همچون برکلی باشید به میزان زیاد به چنین مهارتهایی نیاز دارید تا در این دانشگاه پذیرفته شوید اما چنانچه بعد از فارغ التحصیلی و ورود به جامعه، خودتان را با همکلاسیهای دیگر خود که دارای هوش عاطفی بالاتر و مهارتهای اجتماعی بیشتری نسبت به شما بودند ولی بهره هوشی آنها تا حدی از شما کمتر بود، مقایسه کنید خواهید دید که درست است برای دانشمند یا دکترشدن به بهره هوشی در حدود 120 نیاز است اما برای مقاومت در مقابل مشکلات زندگی و کاری و داشتن همکاری بهینه با دیگران به مهارتهای عاطفی نیاز است. می توان گفت کسانی که هوش عاطفی آنها نسبت به دیگران زیاد است ولی 10 تا 15 امتیاز بهره هوشی (IQ) کمتر دارند، در همکاری با زیردستان خود و برقراری روابط اجتماعی و در نتیجه در زندگی و کار خود موفق تر خواهندبود. (کرستید، 2000)
در مطالبی که مطرح گردید اکثرا سعی براین بود که اهمیت مهارتهای عاطفی و داشتن هوش عاطفی بالاتر پررنگ نشان داده شود ولی نباید فراموش کرد که در واقع مهارتهای شناختی و غیرشناختی مکمل هم هستند. تحقیقات دانشمندان بیان کننده این مطلب است که مهارتهای عاطفی واجتماعی موجب بهبود عملکرد شناختی فرد خواهندشد و هیچ کدام از این مهارتها به تنهایی مثمرثمر واقع نخواهندشد.
آموزش هوش عاطفی
یک بچه زمانی که متولد می شود بطور ذاتی دارای هوش می باشد، درست است که او قادر به خواندن و نوشتن نیست و نمی توان از او آزمون هوش گرفت ولی با وجود این می توان گفت که این بچه هوشمند است. همه ما تواناییهایی داریم که ذاتی بوده و نمی توان آنها را افزایش داد و در مقابل، بعضی از تواناییهای دیگر در وجود هر فرد هستند که قابلیتهای آموزش، یادگیری و بهبود و توسعه را دارند. هوش عاطفی به طور ذاتی و فطری در درون هر فرد وجود دارد ولی می توان مهارتهای عاطفی را نیز به افراد آموزش داد و دانش و آگاهی آنها را نسبت به عواطف خود و دیگران افزایش داد که در نتیجه آن هوش عاطفی افراد نیز افزایش خواهدیافت. (هین- 2004)
بهترین خبر درباره هوش عاطفی این است که آن برخلاف IQ قابل یادگیری است. اگر انسانها درباره احساسات و تجارب خود با هم بحث و گفتگو کنند این امر به نوعی موجب یادگیری عاطفی آنها خواهدشد که البته یادگیری درباره عواطف بدین گونه نیست که چند تمرین خاص را انجام داد و نتیجه یادگیری را بلافاصله مشاهده کرد بلکه نتیجه این نوع یادگیری در تعامل با افراد و در فعالیتهای گروهی نمایان خواهدشد. آموزش هوش عاطفی بدین معنا نیست که به افراد پند و نصیحت بدهیم بلکه بدین صورت می باشد که در آنها نسبت به احساسات و عواطف، حساسیت ایجاد کرده و آگاهی و دانش آنها را نسبت به ابعاد عاطفی موجود در درون انسانها افزایش دهیم. مهارتهای عاطفی را که افراد می آموزند به آنها در زمینه برقراری ارتباط با دیگران در محیط کار واجتماع کمک خواهد کرد که در نتیجه آن همکاری بین افراد بهتر شده و عملکردشان نیز بهبود خواهدیافت. آموزش هوش عاطفی و افزایش آگاهی افراد نسبت به عواطف خوب و بدی که در درون انسانها نهفته اند به طور موثری موجب افزایش مهارت خوب گوش دادن، برقراری ارتباط با دیگران و بیان احساسات خود،حل تعارضات و مقابله با فشار عصبی و استرس خواهدشد.
جیمز پون[27] در نتیجه تحقیقات خود در سنگاپور بیان می دارد که سطح هوش عاطفی افراد به طور ژنتیکی ثابت نیست و می توان آنرا بهبود داد و اگر ما آگاهی افراد را نسبت به مزایای هوش عاطفی افزایش دهیم، افراد بیشتری سعی خواهند کرد که برروی هوش عاطفی خود سرمایه گذاری کنند تا موفقیتشان در زندگی کاری افزایش یابد. انسانها همزمان با آگاه شدن نسبت به عواطف و احساسات خود سعی خواهندکرد که تاثیر عواطف و احساسات را در تعاملاتشان با دیگران نیز درک کنند که این گونه آگاهیها بر روابط اجتماعی و کار گروهی آنها تأثیر مثبت خواهندداشت. (پون-2002)
هوش عاطفی در محیط کار
در گذشته به کارکنان گفته می شد که عواطف و احساسات خود را در خانه رها کرده و به سر کار بیایند که کارکنان نیز اجبارا از این رویه تبعیت می کردند ولی این رویه زمان زیادی به طول نیانجامید. چرا که انسانها در هر سازمان یا گروهی که مشغول بوده و با انسانهای دیگری سروکار داشته باشند،محتاج تعاملات عاطفی با دیگران هستند. (جانسون- 1999)
احساسات و عواطف برهرچیزی که ما انجام می دهیم، تأثیر دارند. علیالخصوص در محیط سازمانی عواطف منجر به رفاقت و صمیمیت در بین اعضای تیم شده و بهرهوری سازمان را افزایش می دهند. البته نباید فراموش کرد که همین عواطف چنانچه درست از آنها استفاده نشود، می توانند ویرانگر و نابودکننده نیز باشند پس می توان گفت که هوش عاطفی به روابط بین فردی شکل می دهد. البته با وجود همه این حرفها هنوز هم بسیاری از مدیران هستند که تمایل به کنارگذاری عواطف واحساسات دارند و دوست دارند فقط با منطق کار کنند ولی تحقیقات فراوانی نشان دهنده این مطلب اند که چنانچه عواطف به طور مفید و موثری اداره شوند، موجب افزایش اعتماد متقابل، وفاداری و تعهد کارکنان خواهندشد و بهره وری سازمانی افزایش خواهدیافت. از طرف دیگر، نوآوریهای سازمانی و همکاریهای کارکنان نیز بهبود خواهند یافت و عملکرد تیمی و سازمانی نیز در کل بهتر خواهدشد.(جانسون و همکاران 1999)
کلید عوامل غیرشناختی با عملکرد شغلی افراد در سازمانها ارتباط دارند به طوری که جای تحقیقات فراوانی در این زمینه وجود دارد. اکثر تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیده اند که عوامل غیرشناختی از مهمترین تعیینکنندگان رفتار کاری می باشند. مخصوصا در محیطهای کاری متغیر امروزی که داشتن انعطاف پذیری و سازش با تغییرات و همگامی با آنها از ضروریات میباشد، تنها چیزی که هنوز جای ابهام دارد، اندازه گیری و سنجش دقیق این عوامل غیرشناختی و انتخاب کارکنان شایسته براساس آنها می باشد.
از دیدگاه گلمن استفاده از مهارتهای عاطفی در محیط کار و داشتن کارکنانی با هوش عاطفی بالا از دو جهت برای سازمانها سودمند است، بدین ترتیب که اولا افراد بر خودشان می توانند کنترل داشته و خود را اداره کنند و ثانیا روابط اجتماعی بین افراد نیز بهبود خواهدیافت که موجب برقراری ارتباط موثر در بین کارکنان خواهدشد. (کرستید 1999)
در نتیجه تحقیق جانسون و ایندوک[28] مشخص شد که مدیران و کارکنان هر دو باید در درون سازمان مورد مطالعه قرارگیرند. کارکنان به منظور برقراری ارتباطات اثربخش با سایرین به هوش عاطفی نیاز دارند و مدیران نیز چنانچه دارای مهارتهای عاطفی بالایی باشند می توانند موجب عملکرد فراتر از انتظار کارکنان شوند. هوش عاطفی و داشتن مهارتهای عاطفی در درون سازمانها هم برای مدیران و هم برای کارکنان مفید است چرا که مدیران دارای کارکنانی هستند که دارای شور و اشتیاق فراوان برای کار هستند و کارکنان نیز مدیرانی خواهندداشت که آنها را درک می کنند و به مشکلات و نیازهایشان رسیدگی می کنند. (جانسون و همکاران 1999)
کای[29] خاطرنشان می کند که هوش عاطفی موجب انطباق فردی و کاهش مقاومت آنها در مقابل تغییرات خواهدشد. از طرف دیگر مطالعات اسکات[30] و همکارانش نشان می دهد که هوش عاطفی رابطه مستقیم با تمایلاتی از قبیل خوش بینی، گرایش به شادزیستن، و تمایل به کاهش اعمال غیرارادی دارد. همچنین تحقیقات مارتینز پونز[31] نیز بیانگر این مطلبند که افزایش هوش عاطفی موجب رضایت از محیط کاری و زندگی اجتماعی افراد خواهدشد و علائم افسردگی را نیز کاهش خواهدداد. خلاصه این که با مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه هوش عاطفی به این نتیجه می رسیم که هوش عاطفی موجب نتایج مثبتی برای سازمانها خواهدشد و بر رفتار و نگرش کارکنان تاثیر خواهدگذاشت. (راحیم، 2003)
هوش هیجانی نماینده توانایی تشخیص، ارزیابی و بیان هیجان و آگاهی از هیجانها، توانائی دستیابی به / و یا ایجاد احساسات تسهیل فعالیتهای شناختی و عمل سازگارانه و توانایی تنظیم هیجانها در شخص و دیگران می باشد (مایر و سالوی 1997) . به عبارت دیگر، هوش هیجانی عبارت از پردازش مناسب اطلاعاتی می باشد که بار هیجانی دارند و استفاده از آن برای هدایت فعالیتهای شناختی مانند حل مساله و تمرکز انرژی برروی رفتارهای لازم. اصطلاح مذکور این فکر را انتقال می دهد که راههای دیگری برای باهوشبودن وجود دارد که غیر از تاکید بر تستهای استاندارد بهره هوشی می باشد. اینکه فراد می تواند این توانائیها را پرورش دهد و اینکه هوش هیجانی می تواند پیشبینیکنندة مهمی برای موفقیت در روابط شخصی، خانوادگی و محل کار باشد. هوش هیجانی در مقایسه با مفاهیم سنتی هوش متبلور، اصطلاح امیدوارکنندهای بنظر می رسد. به همین دلایل هوش هیجانی به روانشناسی مثبت تعلق دارد.
اولین شاخه هوش هیجانی با ظرفیت ملاحظه و بیان احساسات شروع می گردد. هوش هیجانی بدون قابلیتهائی که در این شاخه اول وجود دارند غیرممکن می باشد (در این مورد سارنی[32] 1990 و 1999 نیز همین موضوع را عنوان می کند. اگر هر بار که احساسات ناخوشایند به وجود می آید مردم به آن توجه ننمایند، در مورد احساسات، معلومات بسیار کمی بدست می آورند. احساس هیجانی شامل ثبت، توجه و معنی سازی پیامهای هیجانی می باشد، به آن صورتی که در حالات صورت، تُن صدا ،یا محصولات هنری فرهنگی بیان گردیده اند. شخصی که حالت ترس را در صورت دیگری می بیند، خیلی بیشتر در مورد هیجان و افکار آن شخص می فهمد تا کسیکه این عملات را از دست داده و به آن توجه ننموده است. شاخه دوم هوش هیجانی در مورد سهولت در فعالیتهای شناختی می باشد. هیجانها ترکیبی از سازمانهای مختلف روانی، فیزیولوژیکی، تجربی، شناختی وانگیزشی می باشند. هیجانها از دو طریق وارد سیستم شناختی می گردند: به عنوان احساسات شناخته شده،مانند مورد کسی که فکر می کند «حالا من کمی غمگین هستم» و به عنوان شناختهای تغییریافته، مانند وقتی یک شخص غمگین فکر می کند «من خوب نیستم». تسهیل هیجانی تفکر – شاخه دوم- متمرکز براین موضوع است که چگونه هیجان برروی سیستم شناختی اثر می نماید و به این ترتیب چگونه می تواند برای حل مساله بنحو موثر، استدلال، تصمیم گیری و کارهای خلاق بکاررود. البته شناخت می تواند بوسیله هیجان هائی از قبیل اضطراب و ترس مختل گردد. از طرف دیگر هیجانها می توانند در سیستم شناختی الویت ایجاد کنند که به چه چیز مهمی توجه کند و به آن بپردازد (ایستربروک[33] ، 1959 ،ماندلر[34] 1975، سیمون[35] 1982)؛ و حتی در مورد چیزی که در یک خُلق معین بهتر انجام میشود تمرکز نماید.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 188 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 278 |
معصوم چهاردهم قائم آل محمد علیه السلام، امام منتظر و مهدی موعود عجل الله تعالی و فرجه که جهان در انتظار مقدم مبارکش دقیه شماری می کند و دست استعانت به درگاه باریتعالی دراز نموده است و آرزوی فرج آقا امام زمان (عج) را از ساحت مقدس پروردگار می خواهند.
سنت الهی بر این بوده که روی کره زمین بدون حجت الهی خالی نماند،
سنت الیه بر این بود که خلقی بیافریند و آنها را بسوی کمال مطلوب بوسیله پیامبران خود هدایت و راهنمائی فرماید، تا در تمام ازمنه و اوقات قیام به حق کنند و شرایط موفقیت را در قیام آنها شرح و بسط داده که از چه شرایطی قیام نمایند تا به موفقیت نهائی قائل شوند و برسند،
این قیام از وظائف حتمی افراد است، خواه آن فر مطاع باشد یا مطیع و در هر حال حکم قیام باید انجام بگیرد، قیامی به حق برای نشر توحید و حفظ وحدت عقیده،
قیام برای خدا در اقامه صلوه و اداء زکوه، قیام برای اصلح جامعه، قیام برای پایداری دین و استواری اساس اجتماعی اسلام و قیام برای تکامل احکام و انسانیت که انسانیت در سیر تکاملی دعوت انبیاء بوده و هر نبی و پیغمبر هم قیام به وظیفه خود کرده و ملت و امت خود را دعوت به قیام الله نموده است،
حضرت آدم ابوالبشر نبی اول مأمور به قیام بوده تا رسید به رسالت حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و حضرت خاتم النبیین (ص) که همه قیام به حق کرده و عقیده توحید را در خود کیفیت فهم و مشاعر مردم عصر و شرح و بسط داده اند و این سنت نیز تا آخرین فرد ناجی بشریت خاتم انبیاء حضرت محمد (ص) بوده است، با آنکه بعد از رسول الله پیامبر دیگری وجود نداشت که رسالت مهم الهی را بعهده بگیرد، 12 نفر اوصیای اولی الامر امام بعد از رسول خدا به امر خداوند تبارک و تعالی انتخاب و معرفی شد و حضرت خاتم الاوصیا مهدی آل محمد (ص)، که ولایت به وجود او تمام می شود، با تقدم وجودی تأخیر ظهوری دارد و همواره د رحال قیام هستند، ولی قیام ها نیز از نظر زمانی دارای انگیزه های مختلف هستند، مثلاً قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام قابل مقایسه با قیام سایر مردان جنگی با سایر قیام اجتماعی حکومتی نیست، زیرا این قیام برای بقاء حقیقت و ابقاء حکم توحید بوده و قیام آل محمد (ص) هر یک در صف خود اثر عمیق در جامعه بخشیده است، قیام قائم آل محمد (ص) حضرت مهدی (عج) در تمام بشر عصر ظهور اثر می بخشد و آن قیام آسمانی است که دست قدرت الهی این ودیعه ولایت را برای قیام به جهت ابقای توحید و نبوت و احیاء دین و تجدید مجدد عظمت اسلام در پس غیبت نگاهداشته تا روزی که ظهور کند و دعوت به قیام الله نماید و انسانیت را تحت لوای قرآن بسوی تکامل معنوی هدایت نماید.
پیامبر اکرم و رسول مکرم اسلام دارای عقل کل و ختم رسل و قائم بالله بود و جهان به نور ارشاد او منور گشت و در میان هزار انبیاء در سطح بالاتر رسالت قرار داشت و اکمل و اشرف انبیاء و انسانها بود، بلکه نه تنها رسول بود که رسالت به او ختم و به فرزندش مهدی قائم علیه السلام نیز ختم ولایت ختم خواهد شد. زیرا که امامت همدوش نبوت و مستحکم رسالت است و امام مهدی دوازدهمین وصی بلافصل پیامبر اکرم است و همان شخصیتی که خود سالهای سال قبل از تولد مهدی به جهان اسلام معرفی نمود، که فرموده است: حجه بن الحسن العسکری قائم به حق است و راعی قیام و دوازدهمین وصی من است.
از اوصاف حضرت مهدی (عج) چنین به ما روایت شده که آن حضرت دعوت نبوی را تجدید می کند و شجاعت وصول حیدریه را نشان می دهد، که اوست عصمت و عفت فاطمه زهرا سلام علیها را نشان خواهد داد و به ظهور خواهد رساند، اوست که حلم حسن مجتبی و بردباری و شکیبائی سبط اکبر را در قیام مهم خود دارد، قائم به حق است که شجاعت حسینی سالار شهیدان را ظاهر می سازد اوست که عبادت و اطاعت و طریق بندگی زین العابدین را به مردم عصر نشان می دهد آن قائم به حق است که تاثر علمی باقر علوم اسلام را متجلی می سازد.
حجه بن الحسن العسکری که علوم جعفری را بر مردم می رساند و آموزش و پرورش جعفریه را تجدید می کند، اوست که علوم کاظمی و ریزه کاریهای علمی باب الحوائج را ظاهر می سازد و احتجاجات رضوی را با علمای خارجی و داخلی تجرید مطلع می کند و چهره حقایق را به جهانیان نشان می دهد، اوست که دارای جود و بخشش تقی متقی و دارای تفاوت تقوی و شرافت و کرامت فاطمی می باشد: قائم به حق دارای هیبت عسکری و صاحب غیبت الهی است، او حکمه اللهی است که دست قدرت برای روز مصادیق و مفاهیم صفات اولیاء خود در پس پرده غیبت نگاه داشته و آنچه خوبان همه دارند او به تنهائی واجد همة فضائل است،
امام زمان علیه السلام قیام می کند که فرصت های از دست رفته را برای تکامل معنوی تجرید فرماید، او قیام می کند تا بشر را با تعدیل تمدن مادی به سرحد تکامل معنوی برساند،
او مظهر نمونه عدل و داد و عدالت و تساوی حقوقی جامعه انسانی بوده و هست و اوست که به زنگی پرآشوب جهان و قتل و غارت و کشتارهای بی رحمانه خاتمه می دهد و یک محیط امن و امان و پرآسایش را توام با حکمیت قرآن بوجود خواهد آورد که قرنها ادامه خواهد داشت.
این حجت الهی و این قائم جهان اسلام و این آفتاب عالمتاب وجود دوازدهمین شخص ولایت در آسمان وجود بشریت در نیمه شعبان سال 255 هجری در کشور عراق در شهر سامرا (سرمن رای) بر جهانیان پرتوافکن گردید،
امام مهدی (عج) در پانزدهم شعبان المعظم سال 255 هجری در زمان حکومت المتعمد عباسی متولد، پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری و مادر محترمه اش (نرجس) دختر امپراطور روم شرقی است، که آن حضرت پنج ساله بود که پدرش امام حسن عسکری شهید شد و در مسند امامت قرار گرفت و در پنج سالگی بنا به فرمان خداوند غیبت صغری فرمود (علت غیبت آن حضرت عملیات ایدائی حکومت سفاک عباسی و بعضی از نزدیکان آن حضرت مانند عمویش جعفر کذاب بود البته ناگفته نماند که مصلحت و تقدیر خداوندی نیز در غیبت آنجناب دخیل بوده).
و اما جعفر کذاب برادر امام حصن عسکری در مقام غصب مقام منیع امامت که یک ودیعه الهی می باشد، بود و با دسیسه چینی و پشتیبانی حاکمان مزدور خود را امام معرفی کرد و عده ای از اشخاص ساده لوح و خصوصاً حکومتی ها دور و برش جمع شدند. جعفر از دشمنان درجه اول آن حضرت و امام مقتدا ولی عصر محسوب می شد و در موقع تشییع جنازه امام حسن عسکری (ع) جعفر کذاب خواست بر جسد برادر نماز بخواند که وجود مقدس امام مهدی فوراً وارد شد و دست عموی خود را گرفت و به عقب زد و فرمود: عمن من از شما اولی ترم و نماز بر پدر بزرگوار خود خواند،
امام حسن عسکری (ع) در سال 231 متولد و در سال 260 هجری مسموم شد و درگذشت و 29 سال عمر پربرکتش بود فقط نسل او منحصر به مهدی پسر پنج ساله اش بود که از نرجس خاتون ملکه رومی و یگانه کنیز خود پیدا کرده بود و دست قدرت الهی حوادثی به وقوع آورد ، تا این لعبت رومی را که از صالحترین زنان و پاکترین نسلهای بشری در اروپا بود آن را به عراق کوچ داد و نصیب حضرت ابو محمد حسن العسکری علیه السلام کرد تا صدف درج گرانمایه ولایت گردد.
ناگفته نماند که این یک نیت الهی است که کانون پرورش اولیاء خود را از سایر ارحام الهات منزه دارد و از مصالح عالیه ساختمان کند و به تربیت نیکو پرورش دهد و هیچ شکی نیست که کارهای خوب را خداوند بدست مردان خوب می سپارد و او بهترین افراد و بندگان خود را می شناسد و لذا هر کار خوب را از دست مردان خوب خارج می نماید و امور خطیر را بدست مردان بزرگ و با کفایت و لایق سپرده که آنها انجام دهند، برای پرورش اوصیاء خود که گوهرهای تابناک خلقت بوده اند صدفهای پاک و پاکیزه ای آفرید و بدست مربیان خداپرست و نیکو سیرت داده تا آنها پرورش نمایند تا قابل یار وجود امام ولی خود گردد ود رخمسه طیبه که آیة تطهیر آنها را منزه از هر پلیدی معرفی فرمود و گاهی در علل و اقوام دیگر دوشیزگانی پاک و روشن ضمیر انتخاب و بدست قدرت خود او را حفظ کرده و از شهری به شهر دیگر انتقال داد تا با آفتاب امامت وضع و مجازات یافته و از میان مادران که اصداف گوهرهای تابناک ولایت بوده اند چند نفر آنها را دیدیم که از ملل غربی انتخاب و به سرزمین وحی و الهام فرستاده اند و ماد رامام عصر نیز یکی از آن ملکه های وجاهت و زیبائی است که از نسل حواریون عیسی بن مریم بوده و دست قدرت این لطیفه آسمانی را برای همسری امام حسن عسکری فرستاده تا گوهر تابناک مهدویت در آن رحم پاک پرورش یابد. نمونه بارز دیگر شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده که از مدائن رانده شد و در مدینه کشور عربستان نصیب سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) گردید و حضرت سجاد علیه السلام از او بوجود آمد و نرجس خاتون دختر بزرگترین قیاصره روم و از خاندان شمعون وحی بلافصل حضرت عیسی بن مریم علیه السلام بوده که دست قدرت این شاهزاده رومی را برای مادری حجه بن الحسن علیه السلام حفظ کرد و به کشور عراق فرستاد.
موضوع مهدویت یک امر آسمانی و در تمامی کتابهای مقدس ذکر آن شده است.
در کتاب زبور داود ص 1955 چاپ لندن که جزو تورات و انجیل به چاپ رسیده بشارت می دهد جهانیان را بوجود مصلحی که از دریا یا دریا داد کند و باقصای جهان حکمرانی نماید و جمع امتهای جهان او را بندگی خواهند کرد وجودش برای عالمیان برکت است و این گفتارها همه با معتقدات شیعه نیز مطابقت دارد،
در کتاب اوسیای تورات باب دوازدهم چاپ لندن ص 10113 جنگ عمومی قبل از ظهور مصلح بزرگ واقع م یشود و ایمنی برای کسی باقی نمی گذارد سخن می گوید و سپس وعده امن و امان می دهد و در باب 33 همان کتاب وعده پادشاه عادلی را می دهد که مالک روی زمین می شود و عالم را بعد از آنکه سه دوم از اهلش نابود می شود اصلاح می کند.
در باب دوم کتاب (اشعیای نبی) مرقوم است که برای خدا روزی است که بر هر چیزی فرود می آید و آنها در برابرش پست می شوند. اشعیای نبی در باب سیزدهم کتاب خود می گوید، روز خداوند نزدیک است و هلاکتی از جانب قادر متعال می آید تا جهان را ویران سازد و گنه کاران را هلاک نماید،
در انجیل نیز مطالبی آمده است که حضرت رسول را آفتاب و حضرت علی را ماه و دوازده امام را به دوازده ستاره که بر سر من قرار دارد تعبیر می کند و نزد خدا رهبری می شود.
در کتاب (دادنگ) از کتب براهمه و کتاب (جاماسب زردتشتیان) و بعضی فصول انجیل مانند (مکاشفات یوحنا) و کلمات متی و کتاب (دسندرة عیسویان) نقل شده است که در آخرالزمان پس از آنکه جهان پر از ظلم و جور شد و از اسلام جز نامی بعلت فسق و فجور عالمیان و ظلم ظالمان و حسد حاسدان نماند، پادشاهی که از امت و نسل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است ظهور می کند و مشرق و مغرب عالم را می گیرد و بسیار کسان را می کشد و بتخانه ها را خراب می کند و بتان را به دریا می افکند و بسیار از نیکان را زنده می کند و به کارهای بزرگ می گمارد و بسیاری از بدان و جادوگران را کیفر میدهد و بدعت ها را از میان برمی دارد وعصای موسی و انگشتر و دیهیم سلیمان باد و خواهد بود، همه خلایق او را مطیع می شوند و جزیه ا زیهودیان قبول نمی کند و اگر مسلمان نشوند آنها را می کشد و پاپ را به قتل می رساند و پادشاه فرنگ را خوار می سازد و مسیح از آسمان به کمکش فرود می آید و همه خلایق را بدین واحد در می آورد از خوانندگان عزیز تقاضا می شود در صورت امکان به کتاب مکاشفات یوحنا باب 19 ص 117 مراجعه و مطالعه فرمایند و در بعضی دیگر از فصول انجیل از پادشاهی سخن می گوید که کلیه جهان را مسخر می کند و مرغان جهان از پاره های گوشت دشمنانش سیر می شوند و در قرآن مجید نیز بطور صریح در این بیان آمده که مسیح روزی از آسمان بزمین خواهد آمد و همه مردم اهل کتاب باو ایمان خواهند آورد واین همان سخ نی است که علمای اسلام شیعه متذکر به آن شده که در تاریخ شیعه ص 137 آمده که مسیح از آسمان بزمین می آید و پشت سر مهدی نماز می گذارد و مسیحیان او را می شناسند و با او و حضرت مهدی (عج) بیعت و پیروی می نمایند ما شیعیان و معتقدان ولی عصر ارواحنا الفدا انتظار ظهور امام زمان (عج) را داریم یعنی مصلح عالم بشریت ک دنیا انتظار او را دارند که بساط عدل حقیقی را در عالم بگستراند و دنیا را از تاریکی و کفر و نفاق و از ظلم و تعدی صهیونیست های ضد اسلام و دین برهاند، نام مبارک امام مهدی و قائم آل محمد صلی الله علیه و آله هم نام جدش رسول ا لله و کنیه آن حصرت ابوالقاسم و القابش حجت، مهدی، خلف الصالح، القائم المنتظر و صاحب الزمان می باشد.
این جوان هاشمی دوازدهمین یادگار پیشوای اسلام است که دارای چشمان سیاه و ابروهای پیوسته و بینی زیبا و بلند قد و ریش انبوه و خال هاشمی درگونه راست می باشد.
رسول خدا د رحق امام قائم فرمود: مهدی از اولاد من است صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد رنگش عری گندم گون بلند قد خواهد بود، اوست که زمین را از عدل و داد پر کند همانطوریکه از ظلم و جور پرشده باشد،
زندگانی آن حضرت از سن 5 سالگی از سال 260 هجری تا سال 330 هجری هفتاد سال (زمان غیبت صغری) شروع شده که توده مردم و عمال دولت از زیارت جمالش محروم بودند ولی خواص و علما به خدمتش رسیده و کسب فیض می کردند، و امور شرعی دین و دنیای خود را می پرسیدند و مشاهیر این دسته چهار نفر وکلای اربعه که بنام نواب اربعه مشهورند که واسطه فیض بشرح زیر بودند:
1- عثمان بن سعید عمری ملقب به ابوعمر که وکیل حضرت عسکری بود به نیابت آن حضرت منصور شده و این مرد بزرگوار در سال 300 هجری وفات کرد.
2- محمد بن عثمان پسر بزرگ وکیل امام عسکری که مردی راستگو و متقی و با فضیلت بوده به وکالت حضرت مهدی منصور شد و او هم در سال 305 هجری وفات نمود.
3- ابوالقاسم حسین بن نوح نوبختی که محمد بن عثمان قبل از فوتش به امر حضرت حجت ایشان را معرفی نمود که به نیابت و وکالت برقرار شد و او هم در شعبان هجری وفات کرد.
4- ابوالحسن علی بن محمد سمری که از بزرگترین موثقین و معتمدین و از فحول علماء فقهای اسلام است به وکالت و نیابت برگزیده شد واین مرد متقی و زاهد هم د رنیمه شعبان سال 329 هجری درگذشت که قبل از فوت نایب چهارم توقیفی صادر شد که دیگر آن حضرت نایبی نداشته و غیبت کبری اختیار خواهد نمود و دومین دوره زندگانی آن حضرت از سال 330 شروع می شود. همان غیبت کبری است تا روزی که فرمان مهمی از طرف پروردگار صادر و حضرت مأمور به خروج و ظهور بشوند.
از امام حسین علیه السلام روایت است که آن حضرت فرمود از ما دوازدهمین مهدی است که اول ایشان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و آخر آنها نهمین فرزند من است و نماند که تمام ائمه اطهار علیه السلام به آمدن مهدی قائم صلوات الله علیه تصریح فرموده اند،
چنانچه هست فلک را دوازده تمثال که آفتاب بر آن دور می کند مه و سال
بر آسمان ولایت دوازده برجند چو آفتاب ترتیب همه بر اوج کمال
مثال دوازده ماه و دوازده کوکب به آفتاب نبوت نموده استقبال
ستارگان سپهر ولایت شرفند که ایمنند ز نقصان و احتراق و وبال
این دین اسلام با تمام جهات فرعی آن تا این ساعت بطور کامل با وفق زمان کامل چرخیده و به لازمه توصیف و تشریح و تفسیر و تأویل و ادامه طرق و ایصال به مطلوب و عنوان مظاهر و مصادیق اعمال و احکام بود، تمام آنها را در طول سه قرن دوازده نور پاک ولایت به مردم فهمانید و مانند آن است که منظوم ه شمس نبوت در بروج ولایت یکدوره کامل گردش کرده و تمام جهات و خصوصیات متصوره دین را که برای آسایش اندیشه و آرامش خاطر بشر فرستادند عملاً ترجمه کرده و به مردم جهان نشان دادند و در این اوقات که در غیبت کبری امام زمان علیه السلام عمری را می گذرانیم دوران گردش منظومه شمسی تمام و مدتی چهره زیبای دوازدهمین مهر سپهر ولایت زیر ابرهای عدم سنخیت مخفی است تا ظاهر گردد و اسلام را احیاء و زنده کند و ندا بر عالم زند: «انی بقیه الله و حجته و خلیفته علیکم»
همه شب آرزویم که ببینم از تو روئی چه زیان تو را که منهم برسم به آرزوئی
بکسی جمال خود را ننموده و ببینم همه جا بهر زبانی بود از تو گفتگوئی
نه بباغ ره دهندم که گلی بکام بویم نه دماغ آنکه از گل شنوم بباغ بوئی
الهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السا عه و فی کل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین.
تولد امام زمان (عج)
از پس پرده برون آی بکن عشوه گری تو گلی از چمن و باغ و گلستان علی
ناز بر ما مفروش ما که گرفتار توئیم تو به گلزار امامت گلی اندر چمنی
روی بر ما بنما عاشق رخسار توئیم روی زیبای تو محراب عبادت به منی
قد رعنای تو را جان فدا خواهیم کرد ای که سروی به گلستان تو درّ یمنی
یوسف مصر بزیبایی تو کی برسد جمله عالم به تو عاشق شه چون ممتحنی
باز آ جان به فدایت همه عشاق کشند ماه را نور توئی نور خدا را ضمنی
تو پناهی به ضعیفان تو مهدی بتول یادگاری تو ز انوار حسین و حسنی
چاره سازی بهمه درد بیا مهدی جان روح بر جسم همه روح تواندر بدنی
دست ما سوی خدا دیدن تو می طبیم عطر تو می شنونیم عطر گل یاسمنی
تو فریدی تو عزیزی همه هست عاشق تو در ملاحت فصاحت که شیرین سخنی
در فراقت همه شب دست بدعا برداریم کی بیائی به نامت که تو کی زنی
«البرزم» دست تمنا بسویت به تلاش کی بود مدح مرا جلوه ای پیش مهمنی
(البرز)
1- اما چگونگی بهره مندی (مردم) به هنگام غیبت من، همانند بهره م ند شدنشان از خورشید به هنگام نهان شدنش در پشت ابر است،
2- من امان اهل زمینم چنانکه ستارگان ، امان اهل آسمانند.
3- نامه ای امام زمان (عج) به آخرین نایب آن حضرت علی بن محمد سمری شش روز قبل از وفاتش، (وفات علی محمد بن محمد سمری)
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری، خداوند اجر و پاداش دوستانت را در مصیبت تو زیاد کند، تا شش روز دیگر خواهی مرد، خود را آماده کن و برای جانشینی خود به کسی وصیت ننما که غیبت تام (من) فرا رسیده است و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر با دستور خداوند متعال، آنهم پس از دورانی طولانی و پس از قساوت دلها و پرشدن زمین از ستم، دیری نخواهد پایید که از میان پیروانم کسانی خواهند بود که ادعای دیدار مرا کنند، اما آگاه باشید که هر کس پیش از خروج (سفیانی) و پدید آمدن، صیحه، مدعی دیدار من بشود دروغ زن و مفتری است و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم،
«به نظر می رسد که فرمان حضرت برای دورانی بود که عده خود را آماده کرده بودند از انتشار دیدار با آن حضرت سوء استفاده نمایند لذا امام فرموده اند هر کس ادعای دیدار مرا داشته باشد دروغ می گوید و این نیز حتماً از آنهائیکه هر روز داستانی علم می کنند و از آن بهره برداری غیرمنطقی می نمایند می باشد د رصورتیکه ما روایات بی شماری داریم که از حضرات آیات عظام و اشخاص متفرقه به خدمت آقا مشرف شده اند مانند شیخ مقدس، علامه حلی و علامه بحرالعلوم و صدها هزار اشخاص دیگر، البته ناگفته نماند که امام زمان (عج) در میان ما زندگی می کند ولی دیدن آفتاب با چشمان غیرمسلح امکان ندارد باید اول دل و جان و روح را با اصل مبدأ آفرینش پیوند بدهی تا اینکه موفق بدیدار امام زمان (عج) گردی»
4- بدرستیکه من سبب امنیت برای اهل زمین هستم.
5- برای تعجیل در فرج من بسیار دعا کنید والسلام علی من اتبع الهدی
نیمه شعبان
آمد به جهان حجت حق حامی قرآن روشنگر آئین و صفابحش و دل وجان
تفسیر خود شرح هدی ضامن پیمان بر اصل جهان واسطة رحمت یزدان
آن قائد دین نبی و مظهر ایمان آن پور حس زادة نرجس شه دوران
آمد به گلستان نبی خسرو خوبان از مقدم او صحن جهان رشگ وجنان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
او جلوه ی دلجوی خداوند جهان است در پرده ای غیبت اگر از دیده نهان است
از عطر خوشش صحن جهان مشگ جنان است روشن ز رخش جمله کران تا به کران است
بالاتر از اندیش و برتر ز گمان است این حجت حق گرچه نهانست و عیان است
اما به عیان حامی مظلوم جهان است او قلب حیات و بشر و کهف امان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
چون نور ظهورش برسد بر کرة خاک اسلام فراتر رود از گنبد افلاک
ای آنک مقام تو بود برتر از ادراک تا چند کنم جامه جان را ز غمت چاک
کی آئی کنی روی جهانرا از بدی پاک جانم بفدای تو شود ای شه مولاک
ایران شده شاها همه از لطف تو بی باک از معدلتست ملک پر از امن و امان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
امید صد امید که از غایت تدبیر روزی بنهایت رسد این دورة تاخیر
بر درگه تو بنده شود قدرت و تقدیر روشن بشود چشم و چراغ فلک پیر
دل شیشه پر خون شود از آن مژه و تیر شرمنده از آن نور جمالت شده نیر
تا عرش خداوند رسد نفخه تکبیر آنروز همه رسم و ره کفر نهان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
آنروز شب تیرة هجران بسرآید اندر پی یلدای فراقش سحر آید
خورشید جمالش بجهان جلوه گر آید یزدان متجلی بظهورش دگر آید
اسرار ازل جملگی از پرده برآید فرزند بتول منتقم را دگر آید
امشب بجهان پادشه پرثمر آید آنروز بهاریست که خالی ز خزان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
او پرتو انوار خداوند جهان است او معنی پاینده گی دور و زمان است
او مقصد و او ملجاء و او کهف زمان است در چهره ئی او جلوه دادار عیان است
از قدرت او چهره بیدار نهان است فرزند علی آمده چون شیر ژیان است
از مقدم او پشت عدو همچو کمان است آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
در بحر جمالش که بود نا شناهی شد یونس اندیشة من طعمه ماهی
ننماید اگر چهره خورشید پناهی هرگز به سپیدی نبرد راه سیاهی
نابود شود هر ستم و ظلم و گناهی از ظلم شده زندگی خلق تباهی
خشکیده شود ریشة دشمن به نگاهی گنجور خبردار از آن گنج گران است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
آن چهره خدایا زپس پرده بیرون آر از صولت نامش علم کفر نگون آر
بگسسته زهم سلسله دشمن دون آر هر کفر و تباهی به شکست و به زبون آر
اوضاع پرآشوب جهان را به سکون آر هر دشمن دشمن تو الهی به فنون آر
از کید عدو حجت خود را تو مصون آر چشم برهش یار خدا یا نگران است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
مائیم به فرمان قضا راضی و تسلیم مائیم میان بسته پی نشر، تعالیم
تا دین برسد بر همه آفاق و اقالیم با حکم تو از دوری دلدار بنالیم
اما چه کنم طالب دید از جمالیم با هجر بسازیم و از این فخر ببالیم
یا رب م ددی ده که ما تشنه وصالیم او حاضر و در جمع محبان به میان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
ای سرو سرافراز فدای گل خوشبوی مداح تو شد مجلسی و کرد به توروی
خواهد ز تو توفیق و تکاپوی از گلشن مدح تو وجد تو سخن گوی
ثابت قدمش دار و ثناخوان و خداجوی بیمار رخ یاریم و هستیم شفاجوی
ما دیده براهیم که بیایی تو ضیاروی ای آنکه قدش از غم هجرش کمان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
ای در گهر بار گل گلشن زهرا ای پور حسن عسکری ای سید والا
سوگند تو را خون شهیدان مصلی محتاج در رحمتیم ای آیت عظما
ما منتظر لطف توئیم سید طاها امروز که عید است به ما کن عطایا
بر ما نظر لطف نما ای شه والا زیرا نظرت رحمت غفران خدا است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
بیژن فاضل مجلسی
بسمه تعالی
امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین کوکب درخشندة امامت در افق آسمان ولایت در مدینة منوره طالع شد، و با عمر کوتاه ولی پربرکت خویش روشنی از زندگی خود باقی گذاشت، که مأثر بلند و دامنه دارش تا ابد باقی است، این پیشوای بزرگ که علم و دانشش متصل و مربوط به اقیانوس عظیم علم نبوت و سرچشمه وحی و الهام بود و در عصر سفاکترین حاکم جبار زمان متوکل عباسی می زیست، بیست و هشت سال زندگی چون گل کوتاه امام حسن عسکری علیه السلام همواره تحت نظر و مراقبت خلفای عباسی بود. زندگی پربرکت این امام همام به سه دوره تقسیم می شود، دوره اول سیزده سال در مدینه، دوره دوم در سال در عراق و شهر سامرا قبل از امامت و دوره سوم زمان ولایت و تصرف او در امور بوده که بیش از شش سال طول نکشید و در این مدت همان مردم و برنامه و خط سیری که اجداد والاتبارش رفته بودند رفت و همان مقصد را تعقیب فرمود، و در مدت شش سال امامت خود سه سال در زندان بنی عباس عمر شریف را گذراند، حضرت امام عسکری علیه السلام فرزند امام علی النقی الهادی و مادرش سوسن از زنان صالح روزگار و دارای فضائف نفسانی بود که اسم اصلی این بانو سلیل از اولاد پادشاهان رومی بود.
فرزند امام هادی حضرت حسن عسکری علیه السلام در مدینه منوره 24 ربیع الاول سال 232 متولد و در دوم همان ماه در سال 260 هجری به شهادت رسید،
مورخان اسلامی نگاشته اند که پس از شهادت آنحضرت شیعیانش مویه و زاری بسیار کردند و مردم شهر سامره کار و دکاکین خود را تعطیل و در تشییع جنازه و سوگواری آن حضرت شرکت کرده و همه مردم می گریستند و به شخصیت والای آن بزرگوار اعتراف می کردند،
امام یازدهم د رامامت خود تعلیمات ع دلیه از قرآن و دین اسلام داد که تجدید عظمت و نیزوی آن گردید و در اواسط قرن سوم هجرت بود که این جنبش علمی پیدا شد فلاسفه بزرگی چون اسحق کندی و ابونصر فارابی از برکت وجود امام و تعلیمات آن حضرت بهره مند می شدند و در فقه واصول دین یک نهضت نویی بوجود آورد که ملت اسلام را از آن خواب غفلت و ناگهانی بیدار کرد،
شخصیت امام حسن عسکری علیه السلام بر محور این مطلب که پدر مهدی موعود است دور می زند، ناگفته نماند که خلفای بنی عباس از سفاح گرفته تا آخرین آنها در ظلم و خشونت و تجاوز و دشمنی با آن رسول الله دست کمی از اولاد بنی امیه نداشتند و کارهائی که یزید و یزیدیان و جرثومه کثیف خاندان بنی امیه انجام داده بودند اینها تجاوز و ظلم و کشتار اولاد فاطمه و رسول خدا را از حد و مقیاس بنی امیه گذراندند،
بنی عباس که به نام بنی هاشم و گرفتن حق اولاد علی به صحنه آمده بودند وقتی بر اریکه سلطنت نشستند تمام وعده و وعیدها را فراموش کردند و اولین تاخت و تاز را بر علیه خاندان علی المرتضی شروع کردند، در هر جا نامی از علی و اولاد علی بود به سخترین شکل برای از بین بردن آن اقدام می کردند، هنوز در زیر پایه های کاخ های فرعونی بنی عباس، هارونها و معتصم ها اجساد اولاد فاطمه که زنده، زنده در زیر پی گذاشته شده اند بیانگر جنایات این خاندان است.
آنها هر یک به نحوی در کشتار اولاد پیامبر دست داشتند، زهر حلال مشکلات آنها بود و تمام ائمه که در دوران آنها بودند همه را با زهر مسموم کردند.
معاویه یا یزید حداقل مراعات بعضی از اصول را برای پایداری حکومت خود لازم می دانستند، معاویه اگر حسن به علی را با دستیاری عمله جات خود مسموم می کند حداقل امام موسی بن جعفر را در زندان 17 سال محبوس و به زندگیش با زهر خاتمه نمی دهد، ادعای معاویه در مورد مسمومیت حسن به علی اشکهای مزورانه بود یا یزید وقتی پرده از جنایاتش برداشته شد. لعن و نفرین به ابن سعد و ابن زیاد و عمله جات بی اراده اش می نمود وی گفت اگر حسین به پیش من می آمد هر چه می خواست بپایش می ریختم، البته با ریا و تزویر پایه های حکومتش را که لرزان شده بود می خواست حفظ نماید.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
چکیده پژوهش:
از آنجائیکه نوع تیپ شخصیتی افراد بر روی عملکرد آنها تاثیرگذار است ، و از طرف دیگر با توجه به نوع کاری که افراد در سازمانها و یا شرکتها انجام میدهند، میتوان گفت که نوع تیپ شخصیتی افراد عبارتست از اینکه درونگرا یا برونگرا باشند با روی بازده کار افراد و یا به طور کلی بر روی بهرهوری سازمان اثرگذار است.
بنابراین محقق د رپژوهش حاضر سعی دارد که با استفاده از آزمون تیپ شخصیتی آیزنک بزرگسالان که میزان درونگرایی و برونگرایی افراد را میسنجد و مشخص میکند که فرد برونگرا است و یا درونگرا و نیز محقق ساخته بهرهوری که میزان بهرهوری را در سازمانها میسنجد ، و دیگر اینکه این آزمونها بر روی کارکنان مرکز خدمات مدیریت صنایع اجرا شده است. و در این رابطه محقق در جهت نیل به اهداف پژوهش فرضیههای زیر را ارائه نموده است:
فرضیه 1- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر توجیه مستمر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه2- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر حمایت رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 3- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر بازخورد مستمر مدیر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 4- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر آگاهی مدیر از محیط خارجی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 5- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر مشارکت دادن کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
نمونهآماری در این پژوهش تشکیل شده از 30 نفر کارکنان مرکز خدمات مدیریت صنایع که سن آنها بین 24 تا 45 سال قرار دارد. محقق پس از تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش به این نتیجه رسید که بین تیپ شخصیتی درونگرا – برونگرا با هیچ یک از خرده مقیاسهای آزمون بهرهوری رابطه معناداری وجود ندارد.
اینجانب سارا سلیمانی روزبهانی دانشجوی رشته روانشناسی صنعتی- سازمانی با شماره دانشجویی 80123708 در تاریخ / 12/83 این پایاننامه را شروع و در تاریخ /5/84 به پایان رسانیدم.
امضـاء استـاد راهنمـا
فصــل اول
مقـــدمــه پــژوهــش
مقدمه
از زمان آغاز کار روانشناسی به عنوان یک علم این موضوع همیشه مطرح بوده است که علت اصلی رفتارهای انسان چیست؟ و چرا انسانها در موقعیتهای مشابه مانند هم رفار نمیکنند. در پاسخ به این سوال و سئوالهای شبیه به این دیدگاههای مختلفی از از منظر خود پاسخهایی دادهاند.
بعضی دانشمندان معتقدند که بیشتر رفتار انسان بر ترکیب ژنتیکی ، رشد فیزیولوژیکی و عملکرد عصبی او مربوط میشود. وراثت گرایان معتقدند که تفاوت تا حد زیادی ناشی از تفاوتهای ارثی و هیجانی است، از طرف دیگر محیطگرایان بر تاثیرهای محیطی و اجتماعی در الگوهای رشد تاکید دارند، آنها معتقدند که اشخاص به مردم و اشیاء اطراف خود واکنش نشان میدهند، بسیاری از دانشمندان مدعیاند که از هیچ طریقی نمیتوان متغیرهای محیطی را از هم جدا کرد، یا یکی را به دیگری ترجیح داد، زیرا هر دو از لحظه تولد و شاید قبل از تولد درهم تاثیر میگذارند. ( مالسن و همکاران ، 1373)
در مورد تیپهای شخصیتی باید به مفهوم درونگرایی[1] و برونگرایی[2]اشاره کرد. بعضی معتقدند که درونگرایی و برونگرایی متکی به عوامل موروثی است. اما این عوامل تا آن اندازه نیست که ما نتوانیم شخصیت خود را تغییر دهیم، به علاوه ، اغلب درونگراییها و برونگراییها ممکن است محصول تجربه و یادگیری باشد. از این رو، هر کس میتواند رفتار خود را عمداً در سیر درونگرایی و برونگرایی سوق دهد. به طور کلی شخصیت درونگرا ، در رفتار و عمل و حل مسائل، دارای انگیزه و هدفهایی است که با خواستههای درونی خودش متناسب میباشد. فرد درونگرا شیفتهی دنیای درون است و هر امر ذهنی را که درون او میگذرد ، بصورت عینی , یعنی مانند امری که در دنیای خارج وجود دارد، توصیف میکند. اما فرد برونگرا ، بین خود و اعتقادی که دارا میباشد تمایزی قائل نیست، و هر انتقاد یا حملهای به اعتقاد او به منزلهی حمله به خود است. در حالی که درونگرا ممکن است به سختی از یک عقیده دفاع کند، اما میداند که از یک عقیده دفاع میکند نه از شخص خود. (فرجی ، 1376)
بدین ترتیب برونگرایی واقعی کسی است که سعی میکند به خاطر مردم و امور دنیوی زندگی کند و در راه کسب قدرت، ثروت و جلب تحسین و ستایش دیگران گام بردارد. این شخصیت پروانهصفت در جهان کار و کوشش میکند و اغلب مشاغلی از قبیل سیاست مدیریت , هنرپیشگی را اختیار میکند. اما درونگرا واقعی معمولاً یک شخصیت منزوی، غیراجتماعی ، علاقمند به اندیشهها و احساسات و تجارب خود، متفکر ، معقول و پایبند به اصول و معیارهای اخلاقی است و اغلب در تعقیب هدفها و اثبات عقاید خود سخت و خشک انعطافپذیر است.
از آنجا که سیستمها و حالتها و واکنشهای افراد و همچنین خلق و حالات روحی و روانی در افراد مختلف یکسان نیست و هم چنین تیپهای شخصیتی افراد کاملاً متفاوت استاد این پژوهش سعی شده است رابطهی ویژگیهای شخصیتی افراد و بهرهوری آنها بررسی گردد. و در پژوهش حاضر منظور از بهرهوری بیشتر بهرهوری از بعد نیروی انسانی است و رابطه آن با تیپهای شخصیتی مد نظر است. – ( فرجی ، 1376)
بیان مسئله :
بحث دربارهی شخصیت و تشریح عوامل موثر در آن از جمله مباحثی است که هم انسان را در شناخت خود و دیگران یاری میکند و هم متقاعد میسازد که افکار، نیازها و انگیزههای آدمی در بزرگسالی متاثر از تجارب دوران خردسالی است.
شخصیت عبارت است از سازمان ثابت و پایداری از منش، خلق و خوی، حالات عاطفی و انفعالی و خصوصیات درونی و جسمی شخص است که هم بر روی میزان سازگاری با محیط تاثیر میگذارد و هم بوسیله آن میتوان به عکسالعملهایی که انسان از نظر رفار و احساسات در ارتباط مردم, یا نسبت به زندگی نشان میدهد، پی برد. در مورد انواع شخصیت، طبقهبندیهای مختلفی وجود دارد، در این پژوهش روی نوع برونگرا و درونگراو رابطهی هر یک از آنها با بهرهوری تاکید شده است. همانطور که میدانید معمولترین تعریف بهرهوری عبارت است از نسبت خروجی به ورودی در این تعریف کلیه عناصر از قبیل بهرهوری کار ، مواد ، سرمایه، زمین، تکنولوژی و مدیریت در نظر گرفته میشود و در پژوهش حاضر منظور از بهرهوری بیشتر بهرهوری از بعد نیروی انسانی است و تاثیری که شخصیت افراد درونگرا و برونگرا دارد، مد نظر است. – (فرجی، 1376)
اهمیت و ضرورت پژوهش:
بهرهوری مقوله جدیدی نیست. قدمت نوشتههای راجع به آن به سالهای 400 سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد با یک نگرش دقیقتر متوجه میشویم، قدمت ان به شالودهی زمان شروع زندگی انسان در روی زمین برمیگردد. ( هانس و دیگران ، 76)
و با توجه به احتمال وجود رابطه بین بهرهوری و تیپهای شخصیتی افراد ، انجام پژوهشی در زمینهی بررسی وجود رابطه بین تیپهای شخصیتی (درونگرایی و برونگرایی) و میزان بهرهوری در هر جامعهای ضروری به نظر میرسد و چنین امری در زمینههای شغلی از اهمیت بالایی برخودار است.
هدف پژوهش
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین تیپهای شخصیتی (درونگرا و برونگرا) و میزان بهرهوری میپردازد و هدف ان است که به این سئوال پاسخ دهد که آیا بین درونگرایی و برونگرایی و بهرهوری شغلی رابطه وجود دارد. بهرهوری مفهومی است جامع و کامل که افزایش آن به عنوان یک ضرورت ، جهت ارتقاء به سطح زندگی و رفاه بیشتر ، آرامش و آسایش انسانها، که هدف اساسی برای همهی انسانها محسوب میشود ، همواره مد نظر دستاندرکاران سیاست و اقتصاد و درلتمدران بوده است، (خاکی، 1376).
سوال پژوهش:
فرضیه اول- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر توجیه مستمر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر حمایت رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر بازخورد مستمر مدیر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر آگاهی مدیر از محیط خارجی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه پنجم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر مشارکت دادن کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
متغیر مستقل: بهرهوری کارکنان
متغیر وابسته: نوع تیپ شخصیتی کارکنان که خود شامل درونگرایی و برونگرایی است.
تعاریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش:
تعریف نظری بهرهوری: ( productivity)
بهرهوری عبارتست از تحقق اهداف سازمان از طریق استفادهی موثر از منابع. لذا بهرهوری یک معیار و سیع در عملکرد سازمان است که هم شامل اثربخشی و نیز کارایی میگردد، (زارعی متین ، 1374).
تعریف عملیاتی بهرهوری:
منظور از بهرهوری در این پژوهش میزان نمرهدای میباشد که آزمودنی از پرسشنامه محقق ساخته در خصوص بهرهوری شغلی بدست میآورد.
تعریف نظری برونگرایی: ( Extroversion)
یکی از انواع شخصیت که در آن فرد ماجراجو و مغرور است، سریعاً واکنش نشان میدهد و تمایل به پرخاشگری دارد، احساسات وی در کنترلش نیست و او بدون تامل و اندیشه عمل میکند، ( ستوده ، 1381).
تعریف عملیاتی درونگرایی و برونگرایی:
منظور از درونگرایی و برونگرایی در این پژوهش میزان نمرهای است که آزمودنی از پرسشنامه آبزنک بدست میآورد.
پیشینه پژوهش
بخش اول
تاریخچهای در ارتباط با موضوع شخصیت:
ایشان از دوران یونان باستان و شاید هم هزاران سال قبل از آن به مطالعه و تحقیق در مورد ماهست شخصیت علاقمند بوده است. با این حال در مقایسه با آموزگاران تعداد کمی به صورت حرفهای به بررسی این مسئله پرداختهاند. پیچیدگی شخصیت انسان مشکلات خاصی را که برای آن دسته که یک تعریف جامع برای واژه داشتهاند ایجاد کرده است. بعضی از این تلاشها که به صورت گستردهای هم ادامه یافته است، به قول آلپورت به نظر میرسد که همه جوانب را در نظر گرفته و ما را به ادامه این مسیر هم ترغیب میکند. بسیار مشکل است که بتوانیم مسئله را بسیار مو شکافانه مورد بررسی قرا دهیم. زیرا در زندگی روزمره تقریباً غیرممکن است شخصیت کسی را تصور کرد بدون آنکه تواناییهای ذهنی، جسمی ، خلاقیت و … او را در نظر گرفت، ( هیلگارد، 1369).
به طور کلی واژه شخصیت در زبان روزمره معانی گوناگونی دارد. مثلاً وقتی در مورد کسی گفته میشود " بسیار با شخصیت است" عالباً درجه کارایی و جاذبه اجتماعی وی مورد نظر است.
روانشناسان در مورد تعریف دقیق شخصیت اتفاق نظر دارند. با این حال در بحث حاضر مراد از واژه شخصیت الگوهای معینی از رفتار و شیوههای تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین میکنند. در این تعریف اصطلاح معین به همسانی رفتار اشاره دارد. بدین معنی که مردم در شرایط گوناگون به این گرایش دارند که به طرز نسبتاً معین تفکر کنند یا دست به عمل بزنند، ( هلیگارد، 1369).
رفتار نتیجه تعامل ویژگیهای شخصیت با شرایط مادی و اجتماعی محیط است. شخصیت اجتماعی هر کس شامل ( حرکات و اطوار ظاهری) مانند : سخن گفتن و نحوه راه رفتن خلق و خوی کلی ( یعنی روی هم رفته خوش خلق یا بدخلق بودن) و نحوه واکنش در برابر شرایط تهدید کننده و هم چنین نگرشهای مشاهده شده و بسیاری از واکنشهای دیگر وی است.
اگر چه رفتار آدمی در اجتماعات بزرگ ممکن است با رفتاری که در بین گروه کوچکی از دوستان صمیمی خود دارد، متفاوت باشد با این حال دیگران میتوانند جنبهی اجتماعی شخصیت وی را مشاهده و با روشهای گوناگون مورد سنجش قرار دهند، بنابراین شخصیت دارای جنبهی خصوصی و ناآشکارسازی میباشد، جنبه خصوصی شخصیت شامل تخیلات ، تفکر، تجاربی است که شخص نمیخواهد دیگران را در آنها سهیم کند. ممکن است شما تجربههای خاصی داشتهاید که آنها را هیچگاه یه هیچ کس نگفتهایم ، آرزهایی که به نظرتان کودکانهتر و یا خجالتآورتر از آن بوده که آشکار کنید ، رویاها و خاطراتی که فقط در ذهن خودتان میمانند.
اندیشهها و خاطراتی که به هنگام انتظار برای رفتن به کلاس درس با قدم زدن در جنگل از ذهن شما میگذرند بخشی از شخصیت خصوصی شماست. ممکن است قسمتی از آنها را به شخص بسیار نزدیک و صمیمی ابراز کنید. ولی این گونه اندیشهها و خاطرهها به طور کلی در ذهن شما باقی میمانند، (دهلیگارد، 1369).
تعریف شخصیت:
تعریف کردن مفهوم شخصیت، مانند اکثر مفاهیمی که به ویژگیهای انسان مربوط میشود، کار آسانی نیست، زیرا مفهومی که این کلمه در زبان عامیانه پیدا کرده است، با مفهومی که در روانشناسی ، برای آن قائل شدهاند ن تفاوت زیادی دارد، در زبان عامیانه کلمه شخصیت معانی مختلفی دارد. مثلاً در لغتنامه دهخدا معانی زیر برای آن آمده است : شرافت ، نجابت، بزرگواری و درجه و … یا در صحبتهای روزمره وقتی که میگوییم که فلانی آدم با شخصیتی است، منظورمان این است که مقام، منزلتی دارد، مورد احترام دیگران است، کارهای ناشایست انجام نمیدهد و …. ، ( گنجی ، 1375).
در روانشناسی اصطلاح شخصیت هیچ یک از معانی فوق را ندارد بلکه معنای آن عبارت از سبک یک فرد است. البته بدون آنکه در باره آن کوچکترین قضاوت ارزشی داشته باشیم. بنابراین باید بگوییم که هر فرد سبک خود یعنی شخصیت خاص خود را دارد که از او انسانی واحد و منحصر به فرد میسازد برای روشنتر شدن مفهوم شخصیت ، بهتر است ریشهی این کلمه در نظر گرفته شود کلمه شخصیت ترجمه کلمه پرسونالیتی [3] انگلیسی یا پرسونالیتد [4] فرانسوی است که هر دو از کلمه پرسونالاتین مشتق شدهاند.
پرسونا ماسکی بود که در زمان قدیم بازیگر تئاتر بر چهره خود میزند و آن را تا آخر نمایش نگاه میداشت. بنابراین یکی از ویژگیهای این ماسک، ثبات و دائمی بودن آن در طول نمایش بود.
به این ترتیب میتوان گفت که شخصیت یعنی عنصر ثابت رفتار فرد, شیوه بودن او، به طور کلی آنچه که همواره با اوست و موجب تمایز او از دیگران میشود، (گنجی ، 1375).
بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت ، تصویری و صوری و اجتماعی بودن آن است وبر اساس نقشی که فرد در هر جامعه بازی میکند ، ترسیم میشود. یعنی در واقع ، فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه میدهد که جامعه بر اساس آن ، او را ارزیابی مینماید. شخصیتی در محدودهی تیپشناسی میگنجد، ( شاملو 1368).
با نگاهی اجمالی به تعاریف شخصیت نشان داده که تمامی معانی شخصیت را نمیتوان در کی نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی دارد به نوع تئوری یا نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی دارد به نوع تئوری یا نظریه هر دانشمند . برای مثال راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته و دائمی میداند که محور تمام تجربههای وجود ماست. داتسون شخصیت را مجموعهی سازمان یافتهای از عادت میپندارد. اریکسون معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی، اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان تابع نتایج آنهاست و جرج برکلی روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی شخصیت میداند، ( شاملو ، 1368).
تعاریفی که آلپورت از شخصیت کرده است و به عمل آمده بدین شرح میباشند:
شخصیت مجموعه عوامل درونی است که به تمام فعالیتهای فردی ار جهت میدهد، (آلپورت، 1949).
شخصیت سازمانبندی پویایی است در درون فرد از آن دسته از نظامهای روانی – فیزیکی که رفتار و تفکر شاخص او را تعیین میکنند، ( رضوانی ، 1370).
از تعاریف دیگر شخصیت میتوان گفت شخصیت سبک ویژهای است که هر فرد در فکر و رفتار خود دارد. شخصیت مجموعهای از جنبههای بدنی، عادات ، تمایلات و حالات و افکار و استعدادها و رفتار هر فرد که به صورت نسبتاً پایدار در آمده است ، ( سیاسی، 1379). برداشت متفاوت از مفهوم شخصیت ، به وضوح نشان میدهد که معنای شخصیت در سیل تاریخ گستردهتر از مفهوم تصویری صوری و اجتماعی اولیه آن شده است. در حال حاضر، شخصیت به روند اساسی و مداوم در باره فرد انسان اطلاق میشود. غیر از این توافق اساسی در تعریف شخصیت ، نظریههای مختلف وجوه تشابه دیگری نیز دارند که عبارتند از:
1- اغلب نظریهها ، شخصیت ازنوعی سازمان یا ساخت فرضی میدانند. در شخصیت رفتارها تا حدی وحدت و سازمان دارد. به عبارت دیگر شخصیت نوعی پدیده انتزاعی است که آن را بر اساس رفتار بیرونی فرد میتوان شناخت.
2- اکثر تعاریف به وجود تفاوتهای شخصیتی بین افراد تاکید مینماید. در لغت شخصیت این معنا مستقر است که هر فردی، واحد منحصر به فرد و به اصطلاح عوامل " تک " است و هیچ شخص دیگری را نمیتوان یافت که کاملاً شبیه او باشد. با مطالعه شخصیت افراد، خصوصیاتی که بر اساس آن فردی از فرد دیگر متمایز میگردد، روشن میشود.
3- بیشتر تعاریف اعتقاد دارند که شخصیت را باید از دیدگاه تاریخچه تکامل فردی ارزیابی نمود. شخصیت در واقع پدیدهای تکاملی و تدریجی است که تحت تاثیر بسیاری از عوامل بسیاری از عوامل درونی و بیرونی ، من جمله وراثت، خصوصیات جسمانی، شرایط اجتماعی شکل میگیرد و رشد و تکامل مییابد، ( شاملو ، 1368).
شخصیت عبارت است از مجموعه سازمان یافته و واحد متشکل از خصوصیات نسبتاً ثابت و مداوم که بر روی هم یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز مینماید ، ( شاملو، 1368). عوامل به وجود آورنده شخصیت به دو دسته تقسیم میشود: 1- عوامل وراثتی ، که به وجود آورندهی ویژگیهای جسمی هستند. 2- عوامل محیطی ،که زمینهساز رشد و توسعه جنبههای وراثتی و ایجادکننده بسیاری از خصوصیات اکتسابی ، شخصیت میباشند.
سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی گذاشته میشود که یک اسپرماتوزوئید ( سلول جنسی نر) با یک سلول جنسی ماده ترکیب میشود و سلول تخم را به وجود میآورد، ( کریمی ، 1374).
مفهوم برونگرایی: ( extaversion)
افراد برون گرا به سوی دنیای بیرون گرایش دارند مصاحبت با دیگران را ترجیح میدهند، و تمایل به این که بسیار مردمآمیز ، تکانشی ، سلطهگر و خطرجو باشند. درونگرایان کاملاً نقطه مقابل هستند، آیزنک علاقمند بود بداند که آنها از نظر زیستی و ژنتیکی چه فرقی به هم دارند. او دریافت که برونگرایان و درونگرایان از نظر سطح انگیختگی مغزی با یکدیگر فرق میکنند به طوری که برونگرایان سطح پایینتر دارند. برونگرایان به خاطر پایین بودن سطح انگیختگی مغزشان به برانگیختگی و تحریک نیاز دارد و به طور فعال ان را میجویند. در مقابل درونگرایان شدیدتر از برونگرایان به تحریک حسی واکنش میدهند. بررسی نشان دادهاند که درونگرایان به محرکهای سطح پایین حساسیت نشان میدهند و آستانه درد پایینتری نسبت به برون گرایان دارند، ( سید محمدی ، 1377).
در یک پژوهش تجربی واقعی ، شرکت کنندگان به دو گروه درونگراها و برونگراها تقسیم شدند. این دو گروه در برنامههای تنظیمی آزمایشگاهی
شرکت کردند تا مشخص شود که آیا بر حسب پاسخهایشان میتوان آنها را از هم متمایز کرد یا خیر. این امر بارها تایید شده است. در اینجا به مثالهایی در این زمینه اشاره میشود. وقتی آزمایشگر نور بسیار شدیدی را به چشمان آزمودنیها میانداخت, مردمک چشم درونگرا سریعتر از مردمک چشم برونگراها منقبض میشد. اما زمانی که آزمودنیها وارد مراحل بسیار تاریکی مردمک چشم برونگراها خیلی سریعتر از چشم درونگراها منبسط میشد. در فعالیتهای طولانی و خستهکننده مانند تماشای صفحه رادار برای توجه به علایمی که گاهگاه ظاهر میشوند، درونگراها بهتر از برونگراها عمل میکنند. مطالعاتی مربوط به حافظه، شرطی شدن و یادگیری نشان داده است که درونگراها خیلی سریعتر از برونگراها به محرکها پاسخ میدهند، متعاقباً به نظر میرسد، سیستم عصبی برونگراها آهستهتر از درونگراها تحریک میشوند. به عبارت دیگر بعد برونگرایی و درونگرایی وابسته به یک شالوده زیستی هستند، ( راس ، 1375).
شکلگیری شخصیت:
نوزاد همراه با یک رشته ظرفیتهای بالقوه به دنیا میآید. خصوصاً جسمانی مانند رنگ چشم و رنگ مو ، ریخت بدنی و بینی انسان اساساً در هنگام بسته شدن نطفه تعیین میشود هرسن و بعضی استعدادهای خاصی مانند استعداد موسیقی و هنر نیز تا حدی به وراثت بستگی دارد. شواهد روزافزون نشان میدهد که ممکن است تفاوتهای میان آدمیان از لحاظ پاسخ دهی هیجان نیز امری خطری میباشند در کی از مطالعات که با نوزادان بعد از تولد آنان صورت گرفته از لحظ خصوصیاتی مانند میزان قابلیت، فراخنای توجه , سازگاری با تغییر محیط و خلق و خوی کلی، تفاوتهای پایانی بین آنان دیده میشود، ( توماس وجین ، 1977).
زمینههای زیستی که شخص با خود به دنیا میآورد بر اثر تجارب درون شکل میگیرد بعضی از این تجارب که مشترک هستند و اغلب افرادی که در یک فرهنگ یا گروه خاص پرورس مییابند در آنها سهیمند دسته دیگر از تجارب، مختص فرد هستند، ( محمدتقی براهنی، 1377).
رشد شخصیت:
فروید معتقد است که فرد پنج سال اول زندگی از چند مرحله رشد عبور میکند که شخصیت او تاثیر میگذارند. وی با تعریف گستردهای از جنسیت, این دورهها را مراحل روانی جنسی [1] نامید در هر یک از این مراحل تکانههای لذتطلب نهاد به بخشی از بدن و فعالیت مربوط به آن متمرکز میشود.
فروید نخستین سال زندگی را مرحله دهانی [2] رشدروانی – جنسی نامید در این مرحله نوزادان از پرستاری و مراقبت و مکیدن لذت میبرند . در واقع آنها انگشت خود و یا هر شیئی دیگری را که در دسترس داشته باشند، به دهان خود میگذارند ، ( براهنی، 1378).
کودکان در سال دوم زندگی یعنی در مرحله مقعدی [3] برای نخستین بار کنترل تحصیلی را به صورت آموزش آداب توالت رفتن تجربه میکنند، چنین فرض میشود که آنان از نگهداشتن و با دفع موضوع رضایت خاطر پیدا میکند.
در مرحله آلتی [4] که از سن 3 تا 6 سالگی کودکان از وررفتن با آلت تناسلی خود لذت میبرند. آنها تفاوتهای موجود بین زن و مرد را مشاهده کرده و ممکن است تمایلات جنسی در حالت بیداری خود را معطوف والد جنس مخالف خویش بنماید.
مرحله نهفتگی: [5] به دنبال پایان یافتن مرحله آلتی آغاز میشود. علائق جنسی نوجوانان معطوف افراد دیگر میشود و عشق و محبت در آنان صورت پختهتری به خود میگیرد، فروید معتقد است که بروز مشکلات خاص در هر یک از این دورهها موجب توقف و یا تثبیت رشد میشود و آثار یا پایداری در شخصیت بر جای مینهد. در چنین وضعی زیست مایه شخص همچنان فعالیتهای همان دوره از رشد باقی میماند, ( براهنی، 1378).
مثلاً اگر فردی به اندازه کافی از مکیدن لذت نبرده ممکن است در مرحله دهانی تثبیت گردد در بزرگسالی این شخص ممکن است به شدت به دیگران متکی باشد و علاقه شدیدی به لذتهای دهانی مانند خوردن، نوشیدن ، سیگار کشیدن نشان دهد. در مورد اینان گفته میشود که شخصیت دهانی دارد. اشخاصی که در مرحله مصتدی رشدی و روانی چشمی تثبیت شدهاند ممکن است بیش از حد معمول با پاکیزگی ، نظم و ترتیب و پس انداز کردن علاقه نشان دهند و در برابر فشارهای بیرونی مقاوم باشند، ( براهنی ، 1378).
دیدگاههای نظری در مورد صفات شخصیتی :
- رویکرد روانکاوی :
اولین رویکرد به مطالعه رسمی شخصیت ، آفرینش روانکاوی ، زیگموند فروید بود که کار خود را در سالهای نزدیک به قرن نوزدهم آغاز کرده از نظر وی غرایز [6] عناصر اصیل شخصیت هستند. نیروی برانگیزانندهای که رفتار را سوق میدهند و جهت آن را تعیین میکنند. طرح اولیه فروید شخصیت را به سه دسته تقسیم میکند: هوشیار، نیمه هوشیار، ناهوشیار. اما بعداً نطریه فروید در بارهی شخصیت تغییر کرد وی سه ساختار اساسی را در آناتومی شخصیت معرفی کرد: نهاد[7], من [8]، فرامن [9]. نهاد محزن غرایز است و به طور مستقیم به ارضای نیازهای بدنی مربوط است و طبق اصل لذت عمل میکند، (سید محمدی ، 1377).
برونگراییمتفکر |
منطقی، عینی ، متعصب |
برونگراییاحساسی |
عاطفی، احساسی، معاشرتی ، بیشتراز این نوع صفات خاص زنان است تا مردان |
برونگراییجسمی |
اجتماعی ، لذتجو، انعطافپذیر |
برونگراییشهودی |
خلاق، قادربه برانگیختگی دیگران، غنیمت شمردن فرضتها |
درونگراییمتفکر |
بیشتر به اندیشهها علاقمند هستند تا مردم |
درونگراییاحساسی |
تودار، برخوردار، قادر به داشتن عواطف عمیق |
درونگراییجسمی |
درظاهر بیاعتنا، خشک، خود را در فعالیتهای هنری و شناختی ابراز میکنند |
درنگراییشهودی |
بیشتر در ارتباط با ناهوشیاری هستند تا واقعیتهای روزمره |
-رویکرد شناختی:
جورج کِلی[10]( 1976-1905) : یک گروه از نظریههای شخصیت که به شیوههای شناخت مردم از محیط و از خودشان تاکید میورزند. نظریههای شناختی شخصیت نام دارند. نظریه جورج کلی از جمله این نظریهها میباشد. نظریهسازه شخصی کلی در مورد شخصیت میگوید که هر یک از ما درباره محیط خود سازههای شخصی به وجود میآوریم. منظور وی این بود که ما بوسیله سازههای شخصی، رویدادها و روابط اجتماعی زندگی خود را بر حسب یک نظام یا الگو، تغییر داده و سازمام میدهیم. ما بر پایه این الگو درباره خودمان و درباره افراد دیگر و رویدادها پیشبینی میکنیم. ما این پیشبینیها را برای تنظیم پاسخهایمان و هدایت اعمالمان به کار میگیریم. پس برای اینکه شخصیت را بشناسیم، ابتدا باید الگوهایمان را درک کنیم، یعنی آن شیوههایی را که با آنها دنیای خود را سازمان میدهیم و یا میسازیم ، (سیدمحمدی، 1377).
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کنندة اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد و تحقیق حاضر با هدف تعیین ملاکهای تشخیص کودکان پیشدبستانی مشکوک به تواناییهای ویژه یادگیری انجام پذیرفت که برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 65 سؤال در زمینههای فعالیتهای حرکتی ، گفتاری ، ادراکی ، ویژگیهای عاطفی و روانی بود استفاده شده است.
برای این منظور گروه نمونهای به حجم 100 نفر (50 نفر کودک عادی و 50 نفر کودک L.D) دختر و پسر که در مقطع ابتدایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده، با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانگر آن بود که از نظر فراوانی و درصد، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی به تواناییهایی در زمینه رشد میرسند امّا بر اساس آزمون آماری x2 این تفاوت فقط در مورد تشخیص رنگها معنادار بود.
و همچنین از نظر فراوانی، ویژگیهای رفتاری، در بین کودکان عادی و L.D تفاوت وجود داشت بطوریکه کودکان L.D بیش از کودکان عادی ویژگیهای رفتاری فوق را نشان دادند امّا با محاسبه آزمون x2 ملاحظه شد این تفاوتها فقط در مورد عدم سرعت انجام کارها معنادار بود.
فصــل اول :
کلیات پژوهش
مقدمه :
بیش از یک قرن است که متخصصان علوم رفتاری در پی تشخیص درمان کودکانی هستند که دچار نارسای در یادگیری هستند. در سال 1950 روانشناسان و متخصصان آموزش ویژه به گروه خاصی از دانشآموزان که موسوم به اختلالات یادیگری [1] میباشند دارای ویژگیهایی از قبیل : ظاهری عادی، هوش نسبتاً طبیعی ، فاقد مشکلات خاص در گفتار، رفتار و خلق و شناخت میباشند. لیکن وقتی به مدرسه میروند در فرایند یادگیری خواندن و نوشتن ، حساب و مفاهیم به طور جدی با مشکلات مواجهه میباشند. (والاس و لافلین/ طوسی ، 1376)
مکاتب مختلف با توجه به دیدگاه خود تعاریف متفاوتی از این اختلالات ارائه نمودهاند. قانون آموزش و پرورش جامعه معلولین آمریکا معتقد است : «اختلالات یادگیری ویژه به معنی اختلال در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به صورت عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن ، نوشتن ، هجی کردن، با انجام محاسبه ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی ، در کارکرد مغز ، دیسکسی (نارساخوانی) و آفازیای رشدی را دربرمیگیرد. از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین ناتوانی هوشی یا محدودیتهای محیطی، فرهنگی، یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.»
دانش پزشکی اختلالات یادگیری را از دیدگاه بیمارشناسی مورد توجه قرار میدهد و درست به همان دلیل در تشریح و تبیین علل اختلالات یادگیری به دنبال خاستگاه و منشاء طبی آن هستند و زمینههایی از قبیل سکته مغزی[2]، آشفتگی مغزی[3]، صدمه مغزی[4]، ضایعه مغزی[5]، آپراکسیا[6]، دیسلکسیا[7]، آفاریا[8] را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سهم روانشناسان در بررسی و تحقیق اختلالات یادگیری ، اساساً در محدودهی ارزیابی تشخیص ، مشاهده، مشاور بوده است و در این رابطه مواردی چون اختلالات ادراکی ، رفتار تکانشی[9]، رفتار بیوقفه[10]، تکرار غیرارادی[11]، و زیاده فعالی[12] را برای مطالعه این افراد مورد توجه قرار دادهاند.
دانش مربوط به زبان (زبانشناسی ، فن بیان ، آسیبشناسی ، توسعه زبان و روانشناسی زبان) نیز اختلالات یادگیری را به عنوان پدیدهای نو در قلمرو و انواع اختلالهای زبان مورد توجه قرار داده و در این خصوص به اصطلاحاتی و تعاریفی چون آفازیا، دیسکسیا، آنومیا[13] (فراموشی نامها) اختلالهای زبان بیانی[14] و دریافتی [15]که مربوط به اختلالات ارتباطی و بیانی است ، دست یافتهاند. (فریار درخشان ، 1363).
در علوم آزمایشگاهی که دربرگیرنده مربیان ویژه ، متخصصان خواندن، آموزشگران بالینی ، متخصصان روانشناسی و دستاندرکاران برنامهریزی درسی میباشد، در بررسی اختلالات یادگیری ، بیشترین تأکید خود را بر روی شرایط یادگیری معطوف داشته است تا علت و ریشهشناسی اختلال.
از نقطه نظر شناختی مشکلات یادگیری از سه جز تکلیف ، کودک، محیط تشکیل شده است، این سه جزء مشکلات یادگیر را تشکیل میدهند و متخصصی که به جنبههای عملی مشکلات میپردازد با کودکی روبروست که از زمینه تکلیفی خاص در یک محیط معین با دشوار یادگیری روبروست. در فراشناخت معمولاً بر دو اصل مهم توجه داشته است :
1.آگاهی از اینکه انجام مؤثر و موفق یک فرایند یادگیری نیازمند چند مهارت ذهنی از قبیل توجه ، تمرکز، حافظه، ادراک ... است.
2.توان لازم برای استفاده از مهارتهای یادگیری مانند انگیزههای موجود ، ارزیابی میزان کارایی، سنجش دستآوردها، تفکر مجدد، در حل مشکلات ، تخمین سطوح دشواری و چارهاندیشی ذهین در حل آن ، توانایی تجزیه و تحلیل تکلیف و غیره.
نگرش بالینی به اختلالات یادگیری به هوش متوسط یا بالاتر، سلامتی حواس، محیط آموزش نسبتاً مناسب، فقدان ناهنجاری رفتاری، پیشرفت تحصیلی کمتر از بهره هوشی، سن، امکانات آموزشی که از آن برخوردارند دلالت دارد.
علل بروز نارساییهای ویژه در یادگیری نسبتاً مهم و هنوز در مراحل مقدماتی است از میان مراحل که برای این اختلال مطرح شده است سه دسته عامل تحولی (اعم از بیولوژیک و روانی) آموزشی و محیطی از مهمترین عوامل قابل اشاره میباشد.
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیبدیدگی جزئی یا شدید مغزی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
از نظر کلمنستن (1966) ویژگیهایی چون تحرک بیش از حد، ناتواناییهای ادراکی ـ حرکتی ـ نارساییهای عاطفی و ناهماهنگیهای کلی، اختلالات توجه (فراخنای کوتاه توجه، حواسپرتی، تکرار غیرعادی) بیاختیاری، اختلالهای حافظه و تفکر و اختلالات ویژه در یادگیری حساب کردن ، اختلالهای تکلم و شنوایی ، نشانههای نامعلوم عصبی و بینظمی در فعالیتهای الکتریکی مغز (EEG) را در چنین کودکان ، نشانههای از اختلالات یادگیری میدانند.
به طور کلی تعاریف و نظریههای متفاوتی در این باب وجود دارد که هر کدام بیانگر یک دیدگاه خاص هستند امّا در نهایت هدف همه آنان تلاش در شناخت و تشخیص به موقع و سریع و کمک به این افراد میباشد.
در این پژوهش سعی بر آن است بر اساس علائم تشخیصی که بر اساس نظریههای مختلف در مورد ویژگیها و انواع نارساییهای کودکان L.D در روند تحول مطرح است یک پرسشنامه جهت تعیین ملاکهایی برای کودکان پیش دبستانی مشکوک به اختلالات یادگیری تهیه شود تا قبل از ورود آنها به مدرسه بتوان اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود.
بیان مسئله :
آگاهی از توانایی فردی میتواند ما را در حل بسیاری از دشواریها یاری دهد. وقتی قبول کردیم اسنانها از نظر تواناییهای ذاتی و اکتسابی تفاوت دارند. در پی این نخواهیم بود که از همه رفتارهای یکسانی انتظار داشته باشیم وقتی پذیرفتیم که گذشته انسانها متفاوت و در نتیجه نگرشها و علائق آنها به گونهای دیگر است، هرگز در پی این نخواهیم بود که رفتارهای یکسانی را در آنها مشاهده کنیم. (گنجی ، 1371)
رویکرد تحول به مشکلات روانشناختی در طول چند دهه اخیر بیش از پیش پذیرفته شده است (زیگلر، 1995) رویکرد تحول تأکید دارد که مشکلات و نابهنجاری روانشناختی در کودکان یکباره بروز نمیکنند بلکه بتدریج در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد و در هر سنی به صورتی تجلی مییابند. بدیهی است تشخیص و اعمال مداخلات درمانی و توانبخشی زود هنگام احتمال درمان و عدم بروز هر اختلالی را افزایش میدهد. اختلالات یادگیری از جمله اختلالاتی هستند که بعد از ورود به مدرسه و بروز ناتوانی و محدودیت در یادگیری دروس مدرسه مورد تشخیص و مداخله قرار میگیرد در حالیکه رویکرد تحولی وجود نشانهها و نارساییهایی را در سالهای قبل از ورود به مدرسه در این کودکان مفروض میدارد و بسیاری از تحقیقات مشکلات گفتر و زبان ، مشکلات حرکتی ، بیشفعالی ، دیگر نارساییها و اختلالات تحولی را در پیشینه تحولی این کودکان گزارش نمودهاند . (دیویدسن ، 1990 ، دادستان ، 1382)
همچنین با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها عل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است که بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا سال 1994 حدود 4 درصد از دانشآموزان خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. که بر طبق همین آمار برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران در حدود 190 هزار دانشآموز مشکلات ویژه یادگیری ( با توجه به آمار یک درصد حداقل رقم گزارش شده) خواهیم داشت. (سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به این مسئله که بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوان یادگیری مضطرب، نامطمئین، بیاختیار، سرکش هستند و به دنبال شکستهای پیدرپی دچار ناکامی شدهاند موجب منزوی شدن و یا پرخاشگری آنها میشود. (والاس ، مک لافلین ، ترجمه منشی طوسی ، 1376)
علاوه بر این در تشخیص اولیه باید که ویژگیهای رفتاری عاطفی، اجتماعی دانشآموزان را در نظر بگیریم. زیرا گاهی مشکلات یادگیری با مسائل رفتار عاطفی و اجتماعی خود را نشان میدهد و ما اگر با ویژگیهای رفتاری این دانشآموزان آشنا نباشیم ممکن است تشخیص اشتباه بدهیم مثلاً با کودکان بیش فعال آنها را یکی بدانیم. بنابراین شناخت ویژگیهای رفتار عاطفی ـ اجتماعی دانشآموزان L.D ضرورت مییابد هم در تشخیص و هم در درمان.
با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع ، دیویدسن (1992) شیوع تأخیر در گفتار و مشکلات حرکتی ظریف را در دوره پیش دبستانی بین کودکان مقطع ابتدایی بطور معنیداری بیشتری از کودکان فاقد L.D گزارش نمودهاند.
جیسینگ (1998) وجود اضطراب جدایی (وابستگی) را در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی واجد L.D را 35% گزارش نموده است.
بسیاری از محققان از جمله شایدر (1985) ، مارال (1992) و تامسون (1998) خلق و خوی کودکان L.D را دشوار گزارش نمودند و صفاتی همانند لجبازی، پرتحرکی، گریه و زودرنجی را در بین آنها شایعتر از کودکان فاقد L.D دریافتهاند.
با توجه به مطالب ارائه شده یا تحقیقات انجام شده ، محقق درصد پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد:
1.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی نمودهاند؟
2.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند؟
3.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند؟
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، چگونه بوده است؟
5.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، چگونه بوده است؟
6.خلق و خوی کودکان L.D نسبت به کودکان عادی چگونه بوده است؟
اهمیت پژوهش :
با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها علل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است . در جداول رسمی آمار کودکان استثنایی درصد شیوع این نوع اختلال معمولاً بین 1 تا 3 درصد تخمین زده میشود، در حالیکه در سال تحصیلی 86-1985 حدود 5 درصد از جمعیت دانشآموزان در مدارس دولتی آمریکا، تحت پوشش خدمات مربوط به نارسائیهای ویژه در یادگیری قرار داشتهاند. نیز وزارت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش سال 1994 اعلام داشته است که بیش از 4 درصد از تمام دانشآموزان سن مدرسه، خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. باید در نظر داشت که تاکنون ارقام گزارش شده در باره کودکان با اختلالات ویژه در یادگیری کمتر از 1 درصد نبوده است لذا اگر همین پایینترین رقم گزارش شده را برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران بپذیریم در حدود 190 هزار دانشآموز به مشکلات ویژه یادگیری خواهیم داشت.(سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به اینکه اکثراً بعد از سن مدرسه متوجه به این مشکل میشوند باعث میشود از نظر آموزشی پیشرفت قابل ملاحظهای نداشته باشند. نتایج این تحقیق میتواند برای کودکان قبل از ورود به سن مدرسه و دریافت آموزش مفید باشد چرا که اگر تشخیص به موقع در مورد وجود اختلالات یادیگری در کودکان پیش از سن دبستان انجام گیرد، میتوان اقدامات درمانی و همچنین فعالیتهای آموزشی خاص برای آنها در نظر گرفت با توجه به این که این کودکان اکثراً مشکلات ادراکی، هیجانی ... در مورد مسائل دارند لذا یافتههای پژوهش برای والدین ، و بیان و افراد بلکه به نوعی با این کودکان سروکار دارند نیز میتواند مفید باشد.
همچنین میتوان بر اساس نتایج این تحقیق کلاسهای خاصی برای والدین ، معلمان ، این کودکان جهت تدریس ویژه با مهارتهای خاص در نظر گرفت تا هر چه بهتر بتوانند به این کودکان آموزش دهند. به گونهای که آنان بتوانند در جریان بهنجرا و عادی زندگی وارد شوند و قرار بگیرند.
هدف پژوهش :
به لحاظ مشکلات در شناسایی کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش دبستانی ، برنامههای پیش دبستانی چندنی تدوین نشده است. (گئوخ و گلادر ، 1980، وسر ، آلگوزین و تریفیلتی ، 1979)
همانطور که گئوخ و لگادر ، خاطرنشان میسازند که وقتی ما در مورد آزمایش کودک پیش از دبستان ناتوان در یادگیری صحبت میکنیم، به واقع بیشتر از پیشبینی حرف میزنیم تا از شناسایی : به عبارت دیگر ، از آنجا که کودکان پیش دبستانی معمولاً در دروس تحصیلی درگیر نیستند، نمیتوان به دقت گفت تا آنها از لحاظ تخصیلی برتر یا کمترند. متأسفانه ، حتی در صورت ثابت بودن دیگر عوامل پیشبینی همیشه نسبت به شناسایی از دقت کمتری برخوردار است.
اغلب متخصصان نسبت به تدوین برنامهای برای کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش از دبستان تمایل شدیدی دارند. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کننده اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد.
فرضیههای پژوهش :
1.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی مینمایند.
2.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند.
3.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند.
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی ، متفاوت است.
5.خلق و خوی کودکان مبنلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
6.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
تعریف مفاهیم :
کودکان دارای اختلالات یادگیری:
از نظر آموزشی کودکان دارای نارساییهای یادگیری کودکانی هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی بالقوه آنان و عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری وجود داشته باشد. وجود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص شدهای در سیستم اعصاب مرکزی باشد. اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقبماندگی ذهنی ، محرومیتهای فرهنگی ، آموزشی ـ اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست. (سیف نراقی ، نادری ـ 1379)
تعریف عملیاتی :
منظور از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در این پژوهش کودکانی هستند که به مرکز اختلالات یادگیری به دلیل داشتن انواع اختلالات یادگیری چون اختلال در حساب، خواندن ، نوشتن ، ... مراجعه کردهاند و نمراتشان در دروسی چون ریاضی ، دیکته و ... پایین بوده بطوریکه علائمی چون عدم درک مناسب از مفاهیم دروس ریاضی ، وارونه نوشتن ، آینهوار، جاانداختن نقطه در دیکته از خود نشان دادهاند.
ناتوانی یادگیری:
اختلالی که در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن، خواندن ، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی باشد، ظاهر میشود این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادارکی، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز، دیسلکسی یا نارساخوانی، آفازی رشدی را دربر میگیرد. از سوی دیگر، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری ـ شنیداری ـ حرکتی ، همچنین عقبماندگیهای ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. (والاس ، مک لافین ، 1987، مترجم منشی طوسی، 1378)
تعریف عملیاتی :
ملاکهای DSM-IV-TR برای اختلال یادگیری مستلزم ناهمخوانی قابل ملاحظه بین IQ و میزان پیشرفت و پایین بودن قابل ملاحظه پیشرفت در خواندن در مقایسه با سایر کودکان همسن است . (کاپلان ـ سادوک ، ترجمه پورافکاری ـ 1382)
کودک پیشدبستانی :
منظور از کودک پیش دبستانی در این پژوهش ، کودکانی هستند که در سنین 6 سالگی و قبل از سن مدرسه هستند و در مراکز پیش دبستانی مشغول به آموزش هستند.
اختلالات یادگیری:
اندکی بیش از 40 سال است که دانشآموزان واجد ناتوانیهای خاص در یادگیری مرکز توجه پژوهشهای روانی آموزش قرار گرفتهاند علت توجه محققان به این دانشآموزان آن است که آنها به رغم برخورداری از هوش نزدیک به هنجار و یا گاه بالاتر مشکلات عمدهای در زمینه اکتساب مهارتهای آموزشگاهی و اجتماعی از خود نشان میدهند. (رمضانی ، 1380)
در سال 1963 نمایندگان چندین سازمان در سمپوزیومی که از جانب صندوق کودکان معلول ادراکی برگزار شده بود، شرکت کردند. ساموئل کرک خطاب به شرکتکنندگان این سمپوزیوم اظهار داشت ، موضوع بحث ما در این جا کودکانی هستند که یا به لحاظ سببشناسی ( برای مثال نقص کار مغز، نقص جزئی در کار مغز، اختلال عصبی ـ روانی ) یا به سبب جلوههای رفتاریشان ( برای مثال اختلالهای ادراکی ـ فعالیتهای حرکتی بیش از حد ـ نارساخوانی یا (دیسلکسی) ) نامی برای آنها نهاده شده است. کرک[16] در اظهارات خود پیشنهاد کرد که به خاطر پرهیز از معمای عامض کار ناقص مغز، از اصطلاح ناتوانی یادگیری که دربرگیرنده تمام افراد مورد نظر است استفاده شود. وی همچنین به راه صحیح ارزیابی و چارهجویی آموزش اشاراتی دارد.
از آن زمان به بعد، اصطلاح «ناتوانائیهای یادگیری» بتدریج مورد پذیرش گروههای متخصص گوناگون و والدین قرار گرفت و یک رشته تحقیقاتی نیز در این زمینه به وجود آمد. والدین کودکانی که ممکن بود با نگرشهای دیگری کودکانشان را عقبمانده بخوانند، امیدوار شدند که مشکل چندان بزرگ نیست و میتوان آن را درمان کرد، معلمان از این گمان که برای عدم موفقیت برخی کودکان مورد سرزنش واقع شوند، رهایی یافتند.
گردانندگان مدرسه و سایر دستاندکاران متخصص به واژهای دست یافتند که میتوانست کودکان را مستحق بهرهگیری از خدمات ویژه بداند. از این رو شمار کودکانی که به عنوان ناتوان از یادگیری شناخته شدند رو به افزایش گذارد. در عین حال، برآوردها در مورد میزان رواج، تفاوت برجستهای را نشان میدهد و بر حسب تعریف و روش اختلاف دارد. «گوتلیب [17] 1979، هالان و کافمن 1978، شاپیر[18] 1979، زینکوس [19]1979) در این باره که پسران بیش از دختران به اختلالات یادگیری دچار میشوند، پژوهشگران همرأیند. امّا احتمال دارد که برآوردها در مورد نسبت میان این دو گروه گمراهکننده باشند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کنندة اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد و تحقیق حاضر با هدف تعیین ملاکهای تشخیص کودکان پیشدبستانی مشکوک به تواناییهای ویژه یادگیری انجام پذیرفت که برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 65 سؤال در زمینههای فعالیتهای حرکتی ، گفتاری ، ادراکی ، ویژگیهای عاطفی و روانی بود استفاده شده است.
برای این منظور گروه نمونهای به حجم 100 نفر (50 نفر کودک عادی و 50 نفر کودک L.D) دختر و پسر که در مقطع ابتدایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده، با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانگر آن بود که از نظر فراوانی و درصد، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی به تواناییهایی در زمینه رشد میرسند امّا بر اساس آزمون آماری x2 این تفاوت فقط در مورد تشخیص رنگها معنادار بود.
و همچنین از نظر فراوانی، ویژگیهای رفتاری، در بین کودکان عادی و L.D تفاوت وجود داشت بطوریکه کودکان L.D بیش از کودکان عادی ویژگیهای رفتاری فوق را نشان دادند امّا با محاسبه آزمون x2 ملاحظه شد این تفاوتها فقط در مورد عدم سرعت انجام کارها معنادار بود.
فصــل اول :
کلیات پژوهش
مقدمه :
بیش از یک قرن است که متخصصان علوم رفتاری در پی تشخیص درمان کودکانی هستند که دچار نارسای در یادگیری هستند. در سال 1950 روانشناسان و متخصصان آموزش ویژه به گروه خاصی از دانشآموزان که موسوم به اختلالات یادیگری [1] میباشند دارای ویژگیهایی از قبیل : ظاهری عادی، هوش نسبتاً طبیعی ، فاقد مشکلات خاص در گفتار، رفتار و خلق و شناخت میباشند. لیکن وقتی به مدرسه میروند در فرایند یادگیری خواندن و نوشتن ، حساب و مفاهیم به طور جدی با مشکلات مواجهه میباشند. (والاس و لافلین/ طوسی ، 1376)
مکاتب مختلف با توجه به دیدگاه خود تعاریف متفاوتی از این اختلالات ارائه نمودهاند. قانون آموزش و پرورش جامعه معلولین آمریکا معتقد است : «اختلالات یادگیری ویژه به معنی اختلال در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به صورت عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن ، نوشتن ، هجی کردن، با انجام محاسبه ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی ، در کارکرد مغز ، دیسکسی (نارساخوانی) و آفازیای رشدی را دربرمیگیرد. از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین ناتوانی هوشی یا محدودیتهای محیطی، فرهنگی، یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.»
دانش پزشکی اختلالات یادگیری را از دیدگاه بیمارشناسی مورد توجه قرار میدهد و درست به همان دلیل در تشریح و تبیین علل اختلالات یادگیری به دنبال خاستگاه و منشاء طبی آن هستند و زمینههایی از قبیل سکته مغزی[2]، آشفتگی مغزی[3]، صدمه مغزی[4]، ضایعه مغزی[5]، آپراکسیا[6]، دیسلکسیا[7]، آفاریا[8] را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سهم روانشناسان در بررسی و تحقیق اختلالات یادگیری ، اساساً در محدودهی ارزیابی تشخیص ، مشاهده، مشاور بوده است و در این رابطه مواردی چون اختلالات ادراکی ، رفتار تکانشی[9]، رفتار بیوقفه[10]، تکرار غیرارادی[11]، و زیاده فعالی[12] را برای مطالعه این افراد مورد توجه قرار دادهاند.
دانش مربوط به زبان (زبانشناسی ، فن بیان ، آسیبشناسی ، توسعه زبان و روانشناسی زبان) نیز اختلالات یادگیری را به عنوان پدیدهای نو در قلمرو و انواع اختلالهای زبان مورد توجه قرار داده و در این خصوص به اصطلاحاتی و تعاریفی چون آفازیا، دیسکسیا، آنومیا[13] (فراموشی نامها) اختلالهای زبان بیانی[14] و دریافتی [15]که مربوط به اختلالات ارتباطی و بیانی است ، دست یافتهاند. (فریار درخشان ، 1363).
در علوم آزمایشگاهی که دربرگیرنده مربیان ویژه ، متخصصان خواندن، آموزشگران بالینی ، متخصصان روانشناسی و دستاندرکاران برنامهریزی درسی میباشد، در بررسی اختلالات یادگیری ، بیشترین تأکید خود را بر روی شرایط یادگیری معطوف داشته است تا علت و ریشهشناسی اختلال.
از نقطه نظر شناختی مشکلات یادگیری از سه جز تکلیف ، کودک، محیط تشکیل شده است، این سه جزء مشکلات یادگیر را تشکیل میدهند و متخصصی که به جنبههای عملی مشکلات میپردازد با کودکی روبروست که از زمینه تکلیفی خاص در یک محیط معین با دشوار یادگیری روبروست. در فراشناخت معمولاً بر دو اصل مهم توجه داشته است :
1.آگاهی از اینکه انجام مؤثر و موفق یک فرایند یادگیری نیازمند چند مهارت ذهنی از قبیل توجه ، تمرکز، حافظه، ادراک ... است.
2.توان لازم برای استفاده از مهارتهای یادگیری مانند انگیزههای موجود ، ارزیابی میزان کارایی، سنجش دستآوردها، تفکر مجدد، در حل مشکلات ، تخمین سطوح دشواری و چارهاندیشی ذهین در حل آن ، توانایی تجزیه و تحلیل تکلیف و غیره.
نگرش بالینی به اختلالات یادگیری به هوش متوسط یا بالاتر، سلامتی حواس، محیط آموزش نسبتاً مناسب، فقدان ناهنجاری رفتاری، پیشرفت تحصیلی کمتر از بهره هوشی، سن، امکانات آموزشی که از آن برخوردارند دلالت دارد.
علل بروز نارساییهای ویژه در یادگیری نسبتاً مهم و هنوز در مراحل مقدماتی است از میان مراحل که برای این اختلال مطرح شده است سه دسته عامل تحولی (اعم از بیولوژیک و روانی) آموزشی و محیطی از مهمترین عوامل قابل اشاره میباشد.
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیبدیدگی جزئی یا شدید مغزی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
از نظر کلمنستن (1966) ویژگیهایی چون تحرک بیش از حد، ناتواناییهای ادراکی ـ حرکتی ـ نارساییهای عاطفی و ناهماهنگیهای کلی، اختلالات توجه (فراخنای کوتاه توجه، حواسپرتی، تکرار غیرعادی) بیاختیاری، اختلالهای حافظه و تفکر و اختلالات ویژه در یادگیری حساب کردن ، اختلالهای تکلم و شنوایی ، نشانههای نامعلوم عصبی و بینظمی در فعالیتهای الکتریکی مغز (EEG) را در چنین کودکان ، نشانههای از اختلالات یادگیری میدانند.
به طور کلی تعاریف و نظریههای متفاوتی در این باب وجود دارد که هر کدام بیانگر یک دیدگاه خاص هستند امّا در نهایت هدف همه آنان تلاش در شناخت و تشخیص به موقع و سریع و کمک به این افراد میباشد.
در این پژوهش سعی بر آن است بر اساس علائم تشخیصی که بر اساس نظریههای مختلف در مورد ویژگیها و انواع نارساییهای کودکان L.D در روند تحول مطرح است یک پرسشنامه جهت تعیین ملاکهایی برای کودکان پیش دبستانی مشکوک به اختلالات یادگیری تهیه شود تا قبل از ورود آنها به مدرسه بتوان اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود.
بیان مسئله :
آگاهی از توانایی فردی میتواند ما را در حل بسیاری از دشواریها یاری دهد. وقتی قبول کردیم اسنانها از نظر تواناییهای ذاتی و اکتسابی تفاوت دارند. در پی این نخواهیم بود که از همه رفتارهای یکسانی انتظار داشته باشیم وقتی پذیرفتیم که گذشته انسانها متفاوت و در نتیجه نگرشها و علائق آنها به گونهای دیگر است، هرگز در پی این نخواهیم بود که رفتارهای یکسانی را در آنها مشاهده کنیم. (گنجی ، 1371)
رویکرد تحول به مشکلات روانشناختی در طول چند دهه اخیر بیش از پیش پذیرفته شده است (زیگلر، 1995) رویکرد تحول تأکید دارد که مشکلات و نابهنجاری روانشناختی در کودکان یکباره بروز نمیکنند بلکه بتدریج در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد و در هر سنی به صورتی تجلی مییابند. بدیهی است تشخیص و اعمال مداخلات درمانی و توانبخشی زود هنگام احتمال درمان و عدم بروز هر اختلالی را افزایش میدهد. اختلالات یادگیری از جمله اختلالاتی هستند که بعد از ورود به مدرسه و بروز ناتوانی و محدودیت در یادگیری دروس مدرسه مورد تشخیص و مداخله قرار میگیرد در حالیکه رویکرد تحولی وجود نشانهها و نارساییهایی را در سالهای قبل از ورود به مدرسه در این کودکان مفروض میدارد و بسیاری از تحقیقات مشکلات گفتر و زبان ، مشکلات حرکتی ، بیشفعالی ، دیگر نارساییها و اختلالات تحولی را در پیشینه تحولی این کودکان گزارش نمودهاند . (دیویدسن ، 1990 ، دادستان ، 1382)
همچنین با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها عل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است که بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا سال 1994 حدود 4 درصد از دانشآموزان خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. که بر طبق همین آمار برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران در حدود 190 هزار دانشآموز مشکلات ویژه یادگیری ( با توجه به آمار یک درصد حداقل رقم گزارش شده) خواهیم داشت. (سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به این مسئله که بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوان یادگیری مضطرب، نامطمئین، بیاختیار، سرکش هستند و به دنبال شکستهای پیدرپی دچار ناکامی شدهاند موجب منزوی شدن و یا پرخاشگری آنها میشود. (والاس ، مک لافلین ، ترجمه منشی طوسی ، 1376)
علاوه بر این در تشخیص اولیه باید که ویژگیهای رفتاری عاطفی، اجتماعی دانشآموزان را در نظر بگیریم. زیرا گاهی مشکلات یادگیری با مسائل رفتار عاطفی و اجتماعی خود را نشان میدهد و ما اگر با ویژگیهای رفتاری این دانشآموزان آشنا نباشیم ممکن است تشخیص اشتباه بدهیم مثلاً با کودکان بیش فعال آنها را یکی بدانیم. بنابراین شناخت ویژگیهای رفتار عاطفی ـ اجتماعی دانشآموزان L.D ضرورت مییابد هم در تشخیص و هم در درمان.
با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع ، دیویدسن (1992) شیوع تأخیر در گفتار و مشکلات حرکتی ظریف را در دوره پیش دبستانی بین کودکان مقطع ابتدایی بطور معنیداری بیشتری از کودکان فاقد L.D گزارش نمودهاند.
جیسینگ (1998) وجود اضطراب جدایی (وابستگی) را در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی واجد L.D را 35% گزارش نموده است.
بسیاری از محققان از جمله شایدر (1985) ، مارال (1992) و تامسون (1998) خلق و خوی کودکان L.D را دشوار گزارش نمودند و صفاتی همانند لجبازی، پرتحرکی، گریه و زودرنجی را در بین آنها شایعتر از کودکان فاقد L.D دریافتهاند.
با توجه به مطالب ارائه شده یا تحقیقات انجام شده ، محقق درصد پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد:
1.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی نمودهاند؟
2.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند؟
3.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند؟
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، چگونه بوده است؟
5.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، چگونه بوده است؟
6.خلق و خوی کودکان L.D نسبت به کودکان عادی چگونه بوده است؟
اهمیت پژوهش :
با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها علل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است . در جداول رسمی آمار کودکان استثنایی درصد شیوع این نوع اختلال معمولاً بین 1 تا 3 درصد تخمین زده میشود، در حالیکه در سال تحصیلی 86-1985 حدود 5 درصد از جمعیت دانشآموزان در مدارس دولتی آمریکا، تحت پوشش خدمات مربوط به نارسائیهای ویژه در یادگیری قرار داشتهاند. نیز وزارت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش سال 1994 اعلام داشته است که بیش از 4 درصد از تمام دانشآموزان سن مدرسه، خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. باید در نظر داشت که تاکنون ارقام گزارش شده در باره کودکان با اختلالات ویژه در یادگیری کمتر از 1 درصد نبوده است لذا اگر همین پایینترین رقم گزارش شده را برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران بپذیریم در حدود 190 هزار دانشآموز به مشکلات ویژه یادگیری خواهیم داشت.(سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به اینکه اکثراً بعد از سن مدرسه متوجه به این مشکل میشوند باعث میشود از نظر آموزشی پیشرفت قابل ملاحظهای نداشته باشند. نتایج این تحقیق میتواند برای کودکان قبل از ورود به سن مدرسه و دریافت آموزش مفید باشد چرا که اگر تشخیص به موقع در مورد وجود اختلالات یادیگری در کودکان پیش از سن دبستان انجام گیرد، میتوان اقدامات درمانی و همچنین فعالیتهای آموزشی خاص برای آنها در نظر گرفت با توجه به این که این کودکان اکثراً مشکلات ادراکی، هیجانی ... در مورد مسائل دارند لذا یافتههای پژوهش برای والدین ، و بیان و افراد بلکه به نوعی با این کودکان سروکار دارند نیز میتواند مفید باشد.
همچنین میتوان بر اساس نتایج این تحقیق کلاسهای خاصی برای والدین ، معلمان ، این کودکان جهت تدریس ویژه با مهارتهای خاص در نظر گرفت تا هر چه بهتر بتوانند به این کودکان آموزش دهند. به گونهای که آنان بتوانند در جریان بهنجرا و عادی زندگی وارد شوند و قرار بگیرند.
هدف پژوهش :
به لحاظ مشکلات در شناسایی کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش دبستانی ، برنامههای پیش دبستانی چندنی تدوین نشده است. (گئوخ و گلادر ، 1980، وسر ، آلگوزین و تریفیلتی ، 1979)
همانطور که گئوخ و لگادر ، خاطرنشان میسازند که وقتی ما در مورد آزمایش کودک پیش از دبستان ناتوان در یادگیری صحبت میکنیم، به واقع بیشتر از پیشبینی حرف میزنیم تا از شناسایی : به عبارت دیگر ، از آنجا که کودکان پیش دبستانی معمولاً در دروس تحصیلی درگیر نیستند، نمیتوان به دقت گفت تا آنها از لحاظ تخصیلی برتر یا کمترند. متأسفانه ، حتی در صورت ثابت بودن دیگر عوامل پیشبینی همیشه نسبت به شناسایی از دقت کمتری برخوردار است.
اغلب متخصصان نسبت به تدوین برنامهای برای کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش از دبستان تمایل شدیدی دارند. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کننده اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد.
فرضیههای پژوهش :
1.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی مینمایند.
2.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند.
3.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند.
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی ، متفاوت است.
5.خلق و خوی کودکان مبنلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
6.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
تعریف مفاهیم :
کودکان دارای اختلالات یادگیری:
از نظر آموزشی کودکان دارای نارساییهای یادگیری کودکانی هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی بالقوه آنان و عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری وجود داشته باشد. وجود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص شدهای در سیستم اعصاب مرکزی باشد. اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقبماندگی ذهنی ، محرومیتهای فرهنگی ، آموزشی ـ اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست. (سیف نراقی ، نادری ـ 1379)
تعریف عملیاتی :
منظور از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در این پژوهش کودکانی هستند که به مرکز اختلالات یادگیری به دلیل داشتن انواع اختلالات یادگیری چون اختلال در حساب، خواندن ، نوشتن ، ... مراجعه کردهاند و نمراتشان در دروسی چون ریاضی ، دیکته و ... پایین بوده بطوریکه علائمی چون عدم درک مناسب از مفاهیم دروس ریاضی ، وارونه نوشتن ، آینهوار، جاانداختن نقطه در دیکته از خود نشان دادهاند.
ناتوانی یادگیری:
اختلالی که در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن، خواندن ، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی باشد، ظاهر میشود این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادارکی، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز، دیسلکسی یا نارساخوانی، آفازی رشدی را دربر میگیرد. از سوی دیگر، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری ـ شنیداری ـ حرکتی ، همچنین عقبماندگیهای ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. (والاس ، مک لافین ، 1987، مترجم منشی طوسی، 1378)
تعریف عملیاتی :
ملاکهای DSM-IV-TR برای اختلال یادگیری مستلزم ناهمخوانی قابل ملاحظه بین IQ و میزان پیشرفت و پایین بودن قابل ملاحظه پیشرفت در خواندن در مقایسه با سایر کودکان همسن است . (کاپلان ـ سادوک ، ترجمه پورافکاری ـ 1382)
کودک پیشدبستانی :
منظور از کودک پیش دبستانی در این پژوهش ، کودکانی هستند که در سنین 6 سالگی و قبل از سن مدرسه هستند و در مراکز پیش دبستانی مشغول به آموزش هستند.
اختلالات یادگیری:
اندکی بیش از 40 سال است که دانشآموزان واجد ناتوانیهای خاص در یادگیری مرکز توجه پژوهشهای روانی آموزش قرار گرفتهاند علت توجه محققان به این دانشآموزان آن است که آنها به رغم برخورداری از هوش نزدیک به هنجار و یا گاه بالاتر مشکلات عمدهای در زمینه اکتساب مهارتهای آموزشگاهی و اجتماعی از خود نشان میدهند. (رمضانی ، 1380)
در سال 1963 نمایندگان چندین سازمان در سمپوزیومی که از جانب صندوق کودکان معلول ادراکی برگزار شده بود، شرکت کردند. ساموئل کرک خطاب به شرکتکنندگان این سمپوزیوم اظهار داشت ، موضوع بحث ما در این جا کودکانی هستند که یا به لحاظ سببشناسی ( برای مثال نقص کار مغز، نقص جزئی در کار مغز، اختلال عصبی ـ روانی ) یا به سبب جلوههای رفتاریشان ( برای مثال اختلالهای ادراکی ـ فعالیتهای حرکتی بیش از حد ـ نارساخوانی یا (دیسلکسی) ) نامی برای آنها نهاده شده است. کرک[16] در اظهارات خود پیشنهاد کرد که به خاطر پرهیز از معمای عامض کار ناقص مغز، از اصطلاح ناتوانی یادگیری که دربرگیرنده تمام افراد مورد نظر است استفاده شود. وی همچنین به راه صحیح ارزیابی و چارهجویی آموزش اشاراتی دارد.
از آن زمان به بعد، اصطلاح «ناتوانائیهای یادگیری» بتدریج مورد پذیرش گروههای متخصص گوناگون و والدین قرار گرفت و یک رشته تحقیقاتی نیز در این زمینه به وجود آمد. والدین کودکانی که ممکن بود با نگرشهای دیگری کودکانشان را عقبمانده بخوانند، امیدوار شدند که مشکل چندان بزرگ نیست و میتوان آن را درمان کرد، معلمان از این گمان که برای عدم موفقیت برخی کودکان مورد سرزنش واقع شوند، رهایی یافتند.
گردانندگان مدرسه و سایر دستاندکاران متخصص به واژهای دست یافتند که میتوانست کودکان را مستحق بهرهگیری از خدمات ویژه بداند. از این رو شمار کودکانی که به عنوان ناتوان از یادگیری شناخته شدند رو به افزایش گذارد. در عین حال، برآوردها در مورد میزان رواج، تفاوت برجستهای را نشان میدهد و بر حسب تعریف و روش اختلاف دارد. «گوتلیب [17] 1979، هالان و کافمن 1978، شاپیر[18] 1979، زینکوس [19]1979) در این باره که پسران بیش از دختران به اختلالات یادگیری دچار میشوند، پژوهشگران همرأیند. امّا احتمال دارد که برآوردها در مورد نسبت میان این دو گروه گمراهکننده باشند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 111 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
چکیده:
اثری که پیش روی شماست یکی از غامض ترین پدیده های عصر ما را بررسی می کند.
پدیده طلاق راه حل رایج وقانونی عدم سازش زن وشوهر ، فروریختن ساختمان خانواده، قطع پیوند زناشویی واختلال ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد.
طلاق از دیدگاهی یک پدیده ارتباطی است ، بدینسان در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم وطبیعی است پیوند رابطه زناشویی نیز استثنا نیست. پیوند های ازدواج به زودی برقرار می شوند ، بزودی نیز قطع می گردند .
پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است ، بلکه از دیدگاه جامعه ، فرهنگ ، اقتصاد و حتی جمعیت نیز قابل بررسی است .
موضوع این تحقیق بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روان شناختی طلاق ، اثرات سوء ، راههای پیشگیری و درمان طلاق می باشد . بطور کلی طلاق از 3 حیــــطه مورد بررسی قرار می گیرد .
اول اینکه در به وجود آمدن طلاق چه عوامل مهمی نقش اساسی دارند . دوم اینـکه بروز طلاق چه اثرات سوء و مخربی از لحاظ روانی ، اجتماعی ، فرهنگی واقتـصادی بــجای میگذارد ونکته سوم اینکه برای پیشگیری ، درمان یاحد اقل ، کاهش آمار آن چه اقداماتی می توان انجام داد.
مقدمه :
مشاهده مشکلات موجود در ازدواج جوانان که منجر به طلاق می شود در
جامعه ایرانی مرا به این اندیشه وا داشت که در مورد این
موضوع تحقیق کنم .
با مشاهده وضعیت فعلی جامعه در میا بیم که هنوز ملت ما علیرغم
بسیاری از نواوری ها وتجددها هنوز در قرون گذشته طی طریق می کند .
ما عموما به سنت ها و مذهب به یک دید نگاه می کنیم و حتی به سنت ها
فرا تر از مذهب و دین می نگریم در حالی که باید بین این دو جدایی قائل شد .
وقتی مذهب ما برای حل مشکلات ازدواج جوانان راه حل مناسبی ارائه
می دهد که هم او را از نظر روانی آرام میکند و هم مشکلات جنسی جوانان
را حل می کند ما هم بایــــــــد نگرشمان را به این امر مــهم هم با توجــه
به سنت و دین و با توجه به سنت و دین و بــا توجه به دورانــی که
درآن زندگــی می کنیم عوض کــنیم . پس باید بین سنت ها و مذهب تفکیک قائل شد .
چرا تفکیک ؟
به خاطر اینکه ما مسلمان هستیم و به این اصل معتقدیم که حقوق اسلامی ،
قوانین اسلامی چون منبعث از فطرت است و همان قوانینی است که ساخت
دست و اراده خالــــق قوانین طبیعت است .
قوانین طبیعت کهنه نمی شود بنـابراین ارزشها در امر ازدواج
کهنه نمی شود . اما سنت اجتماعــــــی زائیده نظام تولید ، نظام مصرف ،
نظام فرهنگــــــی اجتماعــــــی است . این نظام وقتی دوره اش تغییر می کند
تحول پیدا می کند عوض می شود کهنه می شود منفی می شود و یا مانع ترقی
می گردد .
بیان مسئله :
طلاق را از مهم ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند . این پدیده دارای
اضلاعی بـه تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامه انسانی است .
پدیده طلاق پدیده ای است دقیقا چند عاملی . بدینسان هرگز یک عامل به
تنهایی نمی تواند موجبات پیدایی آن را فراهم کند . چند یا چندین عامل بهم
می پیوندند و با هم شبکـــــه ای پیچیده فراهم می آورند .
این شبکه در نوع خود منحصر به فرد است . به بیان دیگر هر طلاق ،
از دیدگاه علی در نوع خود بی نظیر است . زیرا یک زن و شوهر با
توجه به شخصیت خاص هر یـک از آنان ، خانواده منشا ، نوع همسر گزینی ،
منش ، خلق و خوی هر یک ، رابطه ای خاص منحصر به فرد از عوامل صورت پذیر
است . از این روست که روشهایی چون مطالعه موردی زندگی نامه فردی
بهترین و دقیق ترین شیوه ها در راه شناخت همه ابعاد و عوامل طلاق به حساب می آیند .
طلاق پدیده ای کاملا اجتماعی است . از اینرو هرگز نه با یک عامل پدید می آید
و نه با یک عامل از بین می رود . برخی از عناصری را که ممکن است
به طور بلقوه طلاق زا باشند مثل فقر ، جهل و نا آگاهی بر شمردیم .
اما هرگز آنان نمی توانند به تنهایی جدایی را موجب شوند . گفته می شود
که فقر ، جهل ، وناآگاهی عواملی موثر بر طلاقند ، اماتمامی فقرا و بی سوادان
همسران خود را طلاق نمی دهند . باید عوامل یا عناصری دیگر با این پدیده
بیامیزد تا از آن جدایی بر خیزد . آنچه در این زمینه اهمیت دارد ،
شناخت علل و عوامل طلاق در دنیایی است که رشد آنرا موجب شده است .
در بروز طلاق علل و عوامل متعددی نقش دارند ، عمده ترین عوامل آن عبارتند از:
1)ناسازگاری ، عدم تفاهم ، بداخلاقی و بگو مگوهای مکرر .
2)وجود شخص ثالث در روابط زنا شویی (خیانت).
3)تفاوت فاحش سنی هنگام ازدواج .
4)انواع انحرافات از قبیل اعتیاد ، الکلیسم ، قمار ، عیاشی .
5)اختلافات روانی ، رفتاری از قبیل عصبانیت شدید ، وسواسی ، اضطراب حاد
بدبینی ، کم خوابی ، رشد عاطفی و اخلاقی نا مناسب .
6)مشکلات مادی و اقتصادی از جمله بدست آوردن شغل وتهیه مسکن .
7)مداخله بیجا و بی مورد والدین و سایر اعضای خانواده .
8)عدم میانجیگری والدین درمشکلات و اختلافات زوجین .
9)عدم مشورت وتحقیق در امر ازدواج و انتخاب همسر .
چارچوب نظری :
کارکرد گرایان ریشه نیازهای نظام اجتماعی را در نیازهای اشخاص می بینند .
مالینوفسکی به عنوان نماینده این دیدگاه معتقد است که : اگر انسانها به
علت ترکیب جسمی و روحی خود ، نیازهای مستمری دارند . پس
برای براورده شدن ایـن نیازها ترتیباتـــــی اجتماعــی باید به وجود باید و
این ترتیبات است که بر مبنــای آنها نظام های اجتماعــــی بوجودمی آیند .
ممکن است به نظر رســد که نظامهای اجتـــماعی بر طبق اصــول خاص
خود سازمــــان یافته اند اما دست کم برای مالینوفســـکی این امرهرگز حقیقت ندارد .
در عوض او می تواند بگوید که در زیر هر شـکلی از نظام های اجتماعی انسانی نیاز
شخـــــص عمده ای وجود دارد.
شناسنامه نظریه کارکرد گرایی بسیار ساده می باشد . هر کل مرکب از
اجزایی است که به نحو خاصی با هم ترکیب شده اند و حتی اگر هر دو بخش
یعنی اجزاء کل دچار تغییر و دگرگونی هم شوند باز هم به حفظ ثبات
کل حیات کمک می کنند .کارکردگرایان نظام اجتماعی را دارای تعادل می دانند .
این امر موجب می شود که آنها بهوحدت اجزاء اهمیت دهند . در نظر
آنان کل و اجزاء متشکله با یکدیگر در آمیخته و به وفاق رسیده ، هویت واحدی
پیدا کرده اند . این نگرش نسبت به زندگی اجتماعی برالگو سازی
بسیار مناسب است .
فونکسیون :
برای فهم کارکرد ، مستقیم ترین راه این است که اثر و نتیجه هر پدیده را
به صورت معلوم ببینیم . به طور مثال مراسم مبادله و هدیه دادن چه اثر و
فایده ای دارد که گفته می شود کارکرد هدیه و بخشش ، ایجاد همبستگی
اجتماعی است یعنی هدیه اثری ملموس در زندگی اجتماعی دارد. بنابراین
کارکرد گرایی درنخستین مرحله سعی می کند معلولهای دو طرفه را در
فعالیت های اجتماعی شناسایی کرده ، سپس اثر کل آنها را در
سیستم روشن سازد .
دیدگاه لیبرالی :
در این دیدگاه جامعه شناسان کوشیده اند تا انتساب روانشناسانه ویژگیهای
مشخص زنان و مردان و نقشهای جنسی آنان را در خانواده معاصر نقض نماید .
به عقیده صاحبنظران این دیدگاه ، هر نسل برای همنوایی با جامعه و بر
اساس آن تربیت می شود . به عبارت دیگر ویژگیهای رفتارهای زن و مرد
در جامعه توسط عواملوراثتی ژنتیک مشخص نمی شود بلکه تحت تاثیرو شرایط اجتماعی وفرهنگی قرار دارد .
دیدگاه کنش متقابل :
این دیدگاه که مبنای اتخاذ روش خاص در مطالعات مربوط به خانواده
گردید در اواسط قرن حاظر بیش از روشهای ذیگر بکار برده شد .
خانواده را از حیث کنش متقابل افراد و بر اساس موقعیت های خاص آنان و نقشهایی که ایفا می کنند مورد بررسی قرار داد . علاوه بر آن پایگاه حقوقی افراد در رابطه آن با قدرت و ابتکار ، فرایندارتباط ، تعارض ها وراه حل آنها مورد توجه قرار می گیرد.جورج هربرت مید در آمریکا ، ارنست بورکس ویس ، کونیت در آلمان و آندره میشل درفرانسه در مطالعات خود استفاده کرده اند .
تدوین فرضیه پژوهش :
1) به نظر می رسد بین میزان تحصیلات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی دار
وجود دارد.
2) به نظرمی رسد بین پایگاه اجتماعی زوجین و درخواســـت طلاق رابطه مستقیـــم
وجود دارد .
3) به نظر می رسد بین برآورده نشدن انتظارات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی
داری وجود دارد .
4) به نظر می رسد بین سن و میزان تفاوتهای سنی وطلاق رابطه وجود دارد .
5) به نظر می رسد بین میزان شناخت زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری
وجود دارد .
6) به نظر می رسد بین عقاید زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
7) به نظر می رسد بین شغل مرد و میزان رضایت یا عدم رضایت از همسر و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
8) به نظر می رسد بین نظر مثبت خانواده و دوستان و نسبت به طلاق و درخواست طلاق و درخواست طلاق رابطه معنی دار وجود دارد .
9) به نظر می رسد بین اعتیاد مردان و درخواست طلاق از سوی زنان رابطه وجود
دارد.
اهداف پژوهش :
از هدفهای مهم این پزوهش و تحقیق می توان موارد زیر را ذکر کرد :
1) شناخت و بررسی علل و انگیزه های طلاق درجامعه .
2) بررسی و معرفی عواقب و اثرات سوء طلاق که در حقیقت نشان دهنده
پیامد های نامطلوب این پدیده می باشد .
3) پیشگیری از وقوع طلاق در جامعه به منظور پاکی و سالم داشتن محیط ، مردم ونسل .
4) درمان طلاق با استفاده از روش های مناسب و سازنده و قطع ریشه ها ،
انگیزه ها وعلل طلاق و در کل ایجاد زمینه برای دست اندرکاران ، مسئولان
و مجریان و سازندگان جامعه که قادر شوند جامعه ای انسانی ، مبتنی بر طرز
فکر مذهب یا مکتب و فلسفه ای پایه گذاری کنند و نسل موجود و آینده
را از گزندها و عوارضی که در سر راه آنهاســـت دور و برکنار دارند .
انگیزه و ضرورت تحقیق :
اقدام به این پژوهش دلایل متعددی داشت . مثلا کنجکاوی طبیعی انسانی ،
آگاهی از روندهای اجتماعی ، میل به آزمودن اعتبار نظرهای تثبیت شده و
صاحب نفوذ در مورد مسائل مهم ، اشتیاق به داشتن چیزهای تازه
در مواردی که هنوز ظاهرا خلاءهایی وجود دارد . آخرین دلیل ،
که البته کم اهمیت ترین نیست آنکه گذشته شخص پژوهشگران نیز
ممکن است در علایق و توجها تشان تاثیر بگذارد . همه این عوامل
پیش زمینه پژوهش فعلی را تشکیل داده اند .
طلاق و پیامد های آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود
بطــوری که در سالهای اخیر طلاق به یک روند ووجه اجتماعی مهم زندگی
خانوادگی بدل شده است و بیش از هرزمان ساده ترین و متداول ترین راه
حل یک ازدواج نا موفق گشته است .گسستن رابطه زناشویی و رها
ساختن زندگی مشترک زن و مردی را که به هم پیوسته بودند به راههای
گوناگون می کشاند هرچند امکان دارد چنین زن ومردی ، هر یک
خوشبختی نایافته یا از دست رفته را در کنارهمسری دیگر بیابد اما در بیشتر
موارد کاراینگونه نیک فرجام نیست . مشکلتر از سرنوشت آن دو نابسامانی فرزندان اســـت که ناچارند به محبت یکی از پدر و مادر بسنده کنند ویا در زیر سایه نا پدری
یا نا مادریروزگار بگذرانند .
تمامی این مشکلات زاییده جوامع امروزی است . هر چند که اصل مشکل در گذشته نیز
وجود داشته است . اما گاهی ازآن و ابعاد آن به اندازه حالا جدی و ضروری نبوده است .
در گذشته بار سنت های اجتماعی چنان بود که بسیاری از ناسازگاری های زندگی زناشویی کمتر مجال ظهور می یافت و از سوی دیگر نا آشنایی مردم به حقوق خود سبب می شد که نابسامانی ها را حق دانسته و تحمل کنند .
در دنیای کنونی به هم ریختن بافت سنی جوامع ، دگرگونیهای اقتصادی و
اجتماعی بی تردید در بالا بردن میزان طلاق موثربوده است .
که کشور ما نیز از این تحولات بی نصیب نمانده است . بنابراین با توجه به تفاسیر
و دلایل فوق انجام چنین تحقیقی در مورد طلاق و ارائــــه پیشنهادات درمانـــی وپیشگیری برای آن ازطرف اینجانب به عنوان یک مددکاراجتماعی لازم وضروری به نــظرمی رســید.
واژگان کلیدی پژوهش :
خانواده : در مورد خانواده تعاریف متعددی در منابع مختلف مجود دارد که به دو نمونه آن اشاره می شود .
" نهاد خانوادگی نظامی است که به تنظیم ، ثابت کردن و استاندارد کردن روابط
جنسی وتولید مثل انسانی می پردازد . رایج ترین صورت آن اتحاد زن و مرد
با فرزندان دردا خل یک خانوار است این نهاد یک سری نهاد های فرعی
مانند ازئواج ، نگهداری فرزندان وروابط خانوادگی را شامل می شود " .
" خانواده واحد اساسی جامعه شامل دو نسل که با ازدواج به هم پیوسته اند
واز نظرعاطفی با یکدیگر متکی اند و عهده دار مسئولیت رشد ، ثبات و حفظ هستند " .
ازدواج : ازدواج عبارت است از یک رابطه تائید شده اجتماعی بین دو بزرگسال میباشد .
ازدواج نقشهای مشخصی برای زن و شوهر معین می کند که مستلزم تعهدات ،
وظایف وحقوق دو جانبه است .
طلاق : طلاق عبارت است از ازاله نکاح (رابطه نکاح) با اجرای صیغه مخصوص .
درمان طلاق : اصول وروشهای درمانی برای زوجی که در فکر طلاق یا مواجه با
عواقب آن هستند .
تاریخچه :
سابقه طلاق به 20 قرن می رسد مذاهب مختلف همانطور که در زمینه ازدواج
و روابط زن مرد رهنمود ها و معیارهایی مقرر کرده اند به امکان قطع این
رابطه و نحوه ی آن نیز پرداخته اند . اما فقط در چند دهه اخیر است که
طلاق به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی مطرح است . این از یک جهت نشان
دهنده قدمت معضلات مناسب زن ومرد در قالب خانواده است و از جهت
دیگر دلیلی است بر اینکه در گذشته خانواده از استحکام
بیشتری برخوردار بوده و طلاق امری نادر و استثنایی بوده است و شرایط
در هم ریزیو انحلال خانواده فقط در عصر حاضر است که حاد شده است .
روند تاریخی پدیده طلاق نشانگر آن است که هر چند از نظام زمینداری به
جامعه صنعتی وسرمایه داری نزدیک تر می شویم امکان و فراوانی طلاق
افزایش می یابد . محو تدریجی و بعضاّ ناگهانی نهادهای خاص جامعه فئودال ،
خانواده پدر سالار و نیز شرایطی که نگهدار ارکان خانواده سنتی بوده است
و در کنار رشد تضاد ها و تقابلهای روز افزون اجتماعی باعث فروریختن
سنت های کهن وجایگزینی ارزشهای اخلاقی واجتماعی تازه می گردد و
مفاهیم سنتی زندگی خصوصی و خانوادگی را متحول کرده و به مبارزه می خواند .
دورانی که مرد بر خانواده حاکمیت بلامنازع داشته باشد و زن همه چیز
خود را در شوهر خلاصه کند و جهانش محدود به محیط خانوادگی باشد سپری میشود .
گرچه هنوز هستند زنانی که از طریق شوهر با محیط خارج خانواده مربوطند و به
وسیله او و با چشم او به جهان می نگرند ، لیکن روند موجود نه زن را دیگر زن
در حــال سـازگــاربـاقـی مـی گــذارد و نـه مـرد را آن مـوجـود بـلا منــازع وهمــه کــــاره خانواده اش . جامه صنعتی از طریق رشد دادن فردیت ، وارد کردن زنان به فعالیت تولیدی و اجتماعی خارج از خانه ،تقویت استقلال اقتصادی افراد وبه تبع
آن کاهش بردباری آنان نسبت به یکدیگر، شناخت و تثبیت و افزایش حقوق
زنان ف قانونی کردن حق طلاق ، شهرنشینی ، مهاجرت از روستا به شهر تحرک
اجتماعی و اقتصادی وحلی بیشتر وگسترش تماسها و روابط اجتماعی ،
کاهش نفوذ مرد در خانواده و بسیاری از عوامل دیگر از این قبیل ، بر وضع
نهاد خانواده تاثیر می گذارد . اما به هر صورت جامعه صنعتی شکل قدیم خانواده
وروابط درون آن را تغییر داده و صورت جدیدی از خانواده پدید آورده است .
ظهورخانواده جدید ناشی از تغییرات پدید آمده در شرایط اجتماعی در قرن اخیر است .
از نتایجاین تحول می توان انتقال نقشهای اقتصادی ، حفاظتی ، آموزشی ، تفریحی
از خانواده بهجامعه را نام برداین انتقال کارکرد های خانواده ، به شکل روزافزونی
در حال تکامل است . تغییر نقش تولیدی و مصصرفی خانواده سنی و انتقال واگذاری
آن به نهاد های اجتماعی جدید زوال تدریجی خانواده سنتی را به دنبال دارد .
اشتغال و ورود زنان در امور اجتماعی نیز مزید بر علت می شود و به جایگزینی خانـــواده جدید با خانواده سنتی کمک می کند .
به هر حال اکنون خانواده جدید شکل حاکم و غالب خانواده است و خانواده سنتی
در موقعیت مغلوب و دفاعی قرار دارد . شکل کنونی خانواده تک همسری شده
ثمره تحول تاریخی طولانی نهاد خانواده رابطه زن و مرد است که اشکال
گوناگونی از قبیل چند همسری ، چند شویی ، خانواده پدر سالاری گسترده و محدود و...
را از سر گذرانده و در بیشتر جوامع به عنوان عالی ترین قالب تنظیم روابط زن و مرد به رسـمـیــت شـنـاخـت هــشـده اســت . اکـنـون دیـگر ، اشـکـال کـهـن ازدواج در بــیـشــتر جوامع متروک شده اند شکل جدایی و متارکه زن و شوهر نیز پس از طی مسیری تاریخی و آزمونها و تجاربغیر قابل شمارش انسانی به صورت کنونی اش در آمده ودیدگاهی است که حتی محافظه کارترین جوامع کاتولیکی طلاق را به عنوان
یک حق اجتماعی پذیرفته اند که آخرین آن سال1970 در ایتالیا بود که پس
از کشمکش طولانی کلیسا ودولت صورت گرفت . در هر حال امروزه طلاق هر چند امری منفی طلقی می شود که باید حتی المقدور از توسل به آن اجتناب شود .
اما جامعه نسبت به آن بردباری و قبول بیشتری نشان می دهد و مبادرت به طلاق را یک گناه اخلاقی طلقی نمی کند چرا که در واقع در پاره ای موارد اقدامی صحیح لازم وحتی اخلاقی است و با اینکه کمتر پیش می آید که برخورد جامعه به استفاده
از حق طلاق نظیر برخورد آنبه استفاده از حق ازدواج باشد و معمولا طلاق
نظیر مرگ احساس منفی و ازدواج نظیر تولد احساس مثبت می آفریند ، باید
قضاوت درمورد آن با در نظر گرفتن جوانب خاص هر مورد باشد .
پیشینه پژوهش :
مفهوم و تعریف طلاق :
معنای لغوی طلاق : طلاق مصدرر است و به معنای رها شدن آمده است و در اصطلاح عبارت است از پایان دادن زنا شویی به وسیله یکی از طرفین می باشد .
پایان دادن به زناشویی به وسیله طلاق یکی از تاسیات حقوقی است که مراحل مختلفی
را در مسیر تاریخ اقوام و ملل پیموده و تحولات گوناگونی را تحمل نموده است .
دانشمندان علوم اجتماعی و حقوقی نظریات مخالف و موافق ابراز داشته و تاکنون وضعیت ثابتی را در عالم علم حقوق نگرفته است .
طلاق در لغت به معنای گشودن گره است و گفته می شود که در رها کردن ،
واگذار کردن ، می گویند که فلان چیز طلاق است یعنی رهاست . هرکجا که
می خواهد می رود گویند که طلاق دادم فلان قوم را یعنی واگذاردم ایشان را و
در شــــرع از برای بر طرف کردن قید نکاح است .
روایت شده است از حضرت پیامبر اکرم (ص) فرموده : " که محبوب ترین
مباحات به سوی خداوند متعال نکاح است و مغبوض ترین مباحات در نزد خداوند
متـــــعال طلاق و مثل آن می باشد " .
ذکر این نکته بسیار ضروری است که طلاق به حکم آنکه مفاد آن قطع رابطه
زناشویی و انفصال و جدایی است . در نزد اسلام بسیار مبغوض و
مکروه است ولی ازآنجایی که گاه بر اثر عوامل مختلف و ضرورتها ، روابط
بین زوجین آنچنان تیره می شود که علاج منحصر به متارکه و قطع علاقه زوجیت است .
ناگفته نماند که روشها و سنن جاهلیت در باب طلاق یک به یک در اسلام منسوخ و تحریم گردید. درماده 1134قانون مدنی آمده است: طلاق باید به صیغه طلاق و در
حضورلا اقل دو شاهد عاقل مرد که حکم طلاق را بشنوند واقع گردد .
در ماده 1136 قانون مدنی آمده است : طلاق دهنده باید بالغ و عاقل باشد و قاصد و مختار باشد . طلاق گفتن شخص لال به وسیله اشاره کردن و افکـندن روسری به سر زن است .
تعریف طلاق :
طلاق مهمترین عامل ازهم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی
خانواده است . طلاق در لغت به معنی رهاشدن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد
نکاح است و دیده ای است قراردادی که به زن و مردامکان می دهد تا تحت
شرایطی پیوند زناشویی خود را گسیخته و از یکدیگر جدا شوند .
طلاق بر انحلال یک ازدواج رسمی در زمانی که طرفین آن هنوز در قید حیاتند
و بعد از آن آزادند تا دوباره ازدواج کنند دلالت می کند . یا به عبارت دیگر
طلاق شیوه نهادی شده اختیاری پایان یک ازدواج است . متفکران و جامعه شناسان ، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی به شمار آورده ، بالا رفتن میزان آن را
نشانه بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و در
مجموع دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می دارند و این مهم در زندگی خانواده هایی که شالوده آن به فقر اقتصادی وفرهنگی نهاده
شده است به چشم می خورد .
اززاین رو در تواریخ ملل قدیم یونان در ایران باستان و قوانین حمورابی مسئله
طلاق وجود داشته و غالبا نیز طلاق دهنده مرد بوده و زن در آن اختیاری نبوده است . بـــــا ملاحظه قوانـین دنیا می توان گفت که طـلاق تا اواخر قرن 19 در اروپا رسما ممــنوع بود .
| دسته بندی | الکترونیک و مخابرات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 163 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 327 |
1ـ 3ـ مبانی نظری:
ایران عضو جامعه اطلاعاتی جامعه است و تاکنون مشارکتهای خوبی در تصمیم سازی برای این جامعه هزاره سوم داشته است. هدف ازاین اجلاسهای تاریخی که تکرار آنها بعید به نظر می رسد ، خلق یک دیدگاه مشترک در مورد عصر اطلاعات تحت عنوان جامعه ی اطلاعاتی بوده است. از جمله دستاوردهای مهم این دو اجلاس اعلامه اصول و برنامه عمل آن بوده است که با مشارکت 192 کشور از جمله ایران بدست آمده است. در برنامه اصول به موارد زیادی از جمله فقر زدایی، توانمند سازی زنان، جوانان، محرومان، تحصیلات ابتدایی برای همه، جهان شمولی، همبستگی ملل جهان، آزادیهای اساسی، حق توسعه برای همه، آزادی بیان، رعایت آزادی دیگران،دسترسی همه به اطلاعات ، حق حاکمیت کشورها، تنوع فرهنگی، حفظ و توسعه زبانهای محلی، چند زبانی در محیط های مجازی، کاهش شکاف دیجیتالی، رشد سلامت و پیشگیری بیماریها و موارد بسیار دیگر پرداخته شده است. علاوه بر موارد فوق در اعلامیه اصول به مواردی پرداخته شده است که نیاز به مطالعه و مشارکت بیشتر کشورها را دارد تا ابعاد مختلف آن بیشتر مشخص و برای اجرا به اطلاع جامعه جهانی برسد. مثلا در یکی از بندهای اصول اساسی جامعه اطلاعاتی برای همگان به موضوعی تحت عنوان «دسترسی به اطلاعات و دانش» اشاره شده است. در بندهای دیگر به مواردی مانند : ظرفیت سازی و توانمند سازی، پرداختن به ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی، تشویق همکاریهای بین المللی، بهبود دسترسی ارزان، عمومی، فراگیر و عادلانه به فناوری و زیر ساختهای ارتباطی اشاره شده است.
اینگونه موارد باید در سطح جهانی معرفی و راهکارهای مناسب برای اجرایی شدن آن تهیه شود. سئوال اساسی آن است که چگونه می توان بدون ایجاد یک محیط مناسب و تربیت شهروندان با تفکری بر اساس توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات چنین آرزوهایی بزرگی را تحقق بخشید؟ چگونه می توان جوامع کوچکتر اطلاعاتی را شکل داد و از مجموعه این جوامع کوچک به جامعه اطلاعاتی جهانی رسید؟ مطمئنا توسعه شهرهای الکترونیک بهتریه ایده برای تمرین ورود به جامعه اطلاعاتی جهانی خواهند بود.
در ایران فرهنگ شهرهای الکترونیکی و اینترنتی در حال گسترش است و کم کم باور مسئولین در درک نیاز حرکت به سمت و سوی شهرهای الکترونیکی در حال شکل گیری است. شاید در سال 1379 که برای اولین بار بحث شهرهای الکترونیکی مطرح و متاقب آن همایش جهانی شهرهای الکترونیکی و اینترنتی با حضور بیش از 1500 نفر از مسئولین و متخصصین ارشد کشور در حوزه های مختلف برگزار شد موضوع برای کشورمان خنده دار و باور نکردنی بود و یا حداقل باور نداشتیم که فقط 5 سال بعد باید راهکار برون رفت از چالشهای شهر بزرگی مانند تهران را در ایجاد شهر حاصل تغییرات فناوری های جدید باشیم و شهر الکترونیک را به عنوان یک نیاز و ضرورت هزاره سوم بپذیریم.
شهر الکترونیک یک اختراع و یا یک پیشنهاد نوآورانه نیست بلکه واقعیتی است که بر اساس نیاز جای خود را باز می کند. اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشرت قدم در اجرای آن بگذاریم.
شهر الکترونیک ما را از دنیای یک بعدی که شهرهای سنتی و امروزی ما هستند، به دنیای دو بعدی می برد که دستاورد فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات دنیای اینترنتی می باشند. توجه کنیم که فناوری ها همچنان به سرعت توسعه می یابند و بزودی دنیای سه بعدی را عرضه می کنند که در آن صورت، ما شاهد شهرهای مجازی سه بعدی خواهیم بود که حتی تصور آن برایمان سخت است. شاید سئوال شود که آیا امکان ایجاد شهر الکترونیک برای کشور مانند ایران که با ساختارهای سنتی عجین شده است و در مقابل تغییر فناوریها همواره دنباله رو بوده است مقدور می باشد؟
اگر به خود اعتماد داشته باشیم و علمی فکر کنیم و دانش و علم را در کلیه امور زندگیمان بکار گیریم قطعا نه تنها ایجاد شهر الکترونیک که پروژه های بزرگتر و پیچیده تر را که بر اساس توسعه ابزارهای نوین مانند فناوری اطلاعات و ارتباطات است به راحتی می توانیم انجام دهیم. یکی از مشکلات اساسی در کشور ما در توسعه اینگونه پدیده ها پذیرش مسئولیت افرادی است که هیچ آشنایی به این موضوعات نداشته و گاها مخالف هم هستند و به عمد مسئولیت می پذیرند تا جلو آنرا بگیرند. اگر مسئولیت اینگونه خدمات به افراد متخصص، علاقمند و توانمند سپرده شود قطعا مشکل خاصی برای توسعه پدیده هایی مانند شهر الکترونیک نداریم.
بله سخن از شهر الکترونیک است که در غالب آن با عرضه خدمات دستگاه های دولتی به صورت الکترونیک صرفه جویی زیادی در زمان و پول شهروندان صورت می پذیرد. با این نگاه که در هزاره سوم و شروع قرن 21 باید تسلیم پدیده های حاصل تغییرات فناوری های جدید باشیم و شهر الکترونیک را به عنوان یک نیاز و ضرورت هزاره سوم بپذیریم.
دیگر نیازی به حرکت فیزیکی شهروندان برای دسترسی به خدمات دولت و نهادهای خصوصی نیست. در این شهر الکترونیکی ادارات دیجیتالی جایگزین ادارات فیزیکی می شوند و سازمان ها و دستگاه هایی همچون شهرداری، حمل و نقل عمومی، سازمان آب منطقه ای و... بیشتر خدمات خود را به صورت مجازی و یا با استفاده از امکاناتی که ICT در اختیار آنان قرار می دهد به مشترکین و مشتریان خود ارایه می دهند. در شهر الکترونیک علاوه بر اینکه شهروندان در شهر مجازی و در وزارتخانه اه و سازمان های الکترونیک حرکت می کنند، قادرند خدمات جاری خود را همچون خریدهای روزمره از طریق شبکه انجام دهند. البته باید به این نکته توجه کرد که شهر الکترونیک یک شهر واقعی است که دارای شهروند، اداره ها و سازمان های مختلف و... است که در آن فقط ارتباطات و برخی تعامل های اجتماعی و تأمین بخش عمده ای نیازهای روزمره از طریق اینترنت صورت می گیرد.
می توان بیشترین ویژگی های این شبکه اطلاع رسانی را در شبکه حمل و نقل شهری و اطلاع رسانی در مورد حوادث غیر مترقبه جست و جو کرد که در زمان بروز حوادث غیر مترقبه با توسل به این سیستم می توان در کمترین زمان بحران پیش آمده را در منطقه مدیریت کرد.
تاریخچه دولت ها و شهرهای الکترونیک در جهان:
با وجودی که مقوله شهر الکترونیک در جهان یک پدیده جدید و نو ظهور محسوب می شود، اما به دلیل قابلیت ها و مزایای بالقوه مورد توجه همگان قرار گرفته است. لذا انتظار می رود توسعه شهرهای الکترونیکی در جهان به سرعت گسترش یافته و بر کمیت و کیفیت آنها با توجه به رشد فناوری های روز افزوده گردد.
اینترنت به عنوان نقطه عطف گذر از جامعه صنعتی که شهرنشینی در آن رواجداشت به جامعه اطلاعاتی که زمینه های ظهور آن در قالب موضوعاتی مانند شهر الکترونیک نمایان شده می باشد. حضور اینترنت از اوایل دهه 1960 میلادی در وزارت دفاع آمریکا شروع و در سال 1969 با همکاری دانشگاه کالیفرنیا توسعه یافت. در سال 1983 عملا کار غیر نظامی اینترنت با سرویس پست الکترونیکی آغاز شد و به سرعت توانایی آن در ارسال داده ها با سرعت بیشتر فراهم شد. در اواسط سال 1990 در سراسر جهان 46 هزار شبکه اطلاعاتی، شامل 2/3 میلیون دستگاه رایانه و 25 میلیون کاربر از طریق اینترنت امکان تبادل اطلاعات یافتند. مقایسه ارقام فوق با نیازهای یک شهر الکترونیکی نشان می دهد که تا این زمان عملا نمی توانستند امکانات فناوری برای ایجاد شهر الکترونیک وجود داشته باشد. اما آخرین آمار فصلنامظ پیام یونسکو در اکتبر ماه 2003 آخرین آمار کاربران اینترنت را 655 میلیون نفر در جهان نشان می دهد. این در حالی است هک تعداد رایانه ها نیز به 650 دستگاه افزایش یافته است. این آمارها به همراه برنامه های وسیعی که در توسعه فناوری اطلاعات در جهان در دست انجام است دور نمای توسعه شهرهای الکترونیکی را به صورت تجربی نشان می دهد.
اولین اقدام کلان و اساسی جهت ایجاد دولت الکترونیک در جهان، به برنامه توسعه فناوری اطلاعات سنگاپور در سال 1992 معطوف می گردد. پس از آن در سال 1993 میلادی، پروژه توسعه زیر ساختار ملی آمریکا جهت گسترش زیر ساختار فناوری ارتباطات و اطلاعات، تدوین و راه اندازی شد. کشور کره جنوبی نیز در این سال، طرح توسعه زیر ساختار ملی فناوری ارتباطات و اطلاعات خود را ارایه و آماده اجرا کرد. کشورهایی مانند ژاپن، تایوان و انگلستان نیز در طی سال های 1993 تا 1996، برنامه های کلانی را در این زمینه دنبال نموده اند. تاریخ دقیقی از زمان ایجاد شهرهای الکترونیک در دسترس نیست. اما می توان اذعان داشت که طرح ایجاد این شهرها به زمان ایجاد و توسعه دولت الکترونیک در جهان مرتبط می باشد. بدین ترتیب می توان گفت که پیش از یک دهه از ایجاد اولین شهرهای الکترونیک جهان نمی گذرد و در این فاصله شهرهای الکترونیک بزرگی چون برلین، بوستون، تورنتو و شهر اینترنتی دبی هر یک با رویکردهای متفاوت ایجاد شدند.
شهرهای الکترونیک برتر جهان:
با توجه به رشد و توسعه شگرف فناوری اطلاعات، شهرهای بیشتری در جهان به جرگه شهرهای الکترونیک می پیوندند. هر چند بیشتر این شهرها در کشورهای توسعه یافته شکل می گیرند اما به نوبه خود به عنوان عامل محرکی جهت سایر کشورها محسوب می شوند. دو رویکرد اساسی برای توسعه شهرهای الکترونیک وجود دارد. در رویکرد اول توسعه شهرهای الکترونیک به عنوان بستر مناسب برای توسعه فناوری اطلاعات تلقی می شود که از جمله این شهرها می توان شهر اینترنتی دبی را نام برد. این شهر با فراهم نمودن زیر ساختار و پی بستر مناسب، به محل فعالیت نمایندگی های بزرگترین شرکت های نرم افزاری دنیا تبدیل شده است. در رویکرد دوم، توسعه شهرهای الکترونیک، با هدف استفاده از قابلیت های فناوری اطلاعات برای ارایه خدمات مطلوب شهری به شهروندان صورت می گیرد. البته در برخی موارد هر دو رویکرد با یکدیگر به کار می روند. در این بخش رتبه بندی برترین شهرهای الکترونیک جهان آورده شده است، که در این مقایسه شهرهایی از هر دو رویکرد با یکدیگر مقایسه شده اند. به عنوان مثال دره سیلیکون آمریکا از نوع اول و شهر الکترونیک تایپه از نوع دوم می باشد. بر اساس تحقیقات مزبور که درجولای سال 2000 توسط مجله آمریکایی IT Magazine wired در بین 46 شهر الکترونیک جهان انجام شده نتایج زیر در مورد رده بندی شهرهای الکترونیک بدست آمده که جدول نشان داده شده است.
جدول 1ـ برترینشهرهای الکترونیک جهان در سال 2000 میلادی
|
رتبه |
نام شهر |
نام کشور |
امتیاز |
|
1 |
دره سیلیکون آمریکا |
آمریکا |
16 |
|
2 |
بوستون |
آمریکا |
15 |
|
3 |
استکهلم |
نروژ |
15 |
|
4 |
هلنینکی |
فنلاند |
14 |
|
5 |
لندن |
انگلستان |
14 |
|
6 |
رالی ـ دورهام ـ چاپل 4 |
آمریکا |
14 |
|
7 |
کارولینای شمالی |
آمریکا |
14 |
|
8 |
تایپه |
تایوان |
13 |
|
9 |
آستن |
آمریکا |
13 |
|
10 |
تگزاس |
آمریکا |
13 |
|
11 |
سانفرانسیسکو |
آمریکا |
13 |
|
12 |
بنگلور |
هند |
13 |
در جدول 2ـ نیز برترین شهرهای الکترونیک اروپا به ترتیبت امتیاز آورده شده است. این رده بندی در سال 2002 میلادی صورت گرفته است.
جدول 7ـ 2ـ برترین شهرهای الکترونیک اروپا در سال 2002 میلادی
|
رتبه |
نام شهر |
کشور |
سایت شهر |
|
1 |
کیهناک |
دانمارک |
|
|
2 |
برلین |
آلمان |
|
|
3 |
اشتونگارت |
آلمان |
|
|
4 |
برمن |
آلمان |
www.bremen.de |
|
5 |
هامبورگ |
آلمان |
|
|
6 |
آراهوس |
دانمارک |
www.aarhus.dk |
|
7 |
کلن |
آلمان |
|
|
8 |
هلسینگی |
فنلاند |
www.hel.fi |
|
9 |
وین |
اتریش |
|
|
10 |
بارسلونا |
اسپانیا |
ب: تاریخچه دولت و شهر الکترونیک در ایران:
در سالیان اخیر در ایران فعالیت های پراکنده و وسیعی در عرصه فناوری اطلاعات توسط دانشگاهاه و مراکز گوناگون آموزشی و صنعتی صورت گرفته است. اولین اقدامات سازمان یافته و فراگیر در این زمینه به ماه های آغازین سال 1381 معطوف می شود که طی آن طرح توسعه کاربری فن آوری اطلاعات (تکفا) در کشور تدوین و تصویب شد.
در اردیبهشت ماه سال 1380 از سوی دانشگاه علم و صنعت ایران و سازمان منطقه آزاد کیش همایشی با عنوان همایش شهر الکترونیکی و اینترنتی جهان برگزار شد که این اقدام سر فصل جدیدی در مسیر توسعه فناوری اطلاعات در کشور بود. در این همایش که به حضور جمعی از متخصصین داخلی و خارجی و برخی از مسئولین کشوری برگزار شد بسیاری از مفاهیم و ابعاد فنآوری اطلاعات همچون تجارت الکترونیک، دولت الکترونیک آموزش الکترونیک، بانکداری الکترونیک، کارت های اعتباری و اینترنت و کاربردهای گوناگون آن برای نخستین بار به صورت جدی در کشور مطرح شد و این همایش از نظر اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی در مورد فنآوری اطلاعات نقش بسیار موثری را بر عهده داشت. همایش جهانی ثمرهای الکترونیکی و اینترنتی در جهان را می توان نخستین اقدام برای راه اندازی شهر الکترونیک در ایران به شمار آورد.
به ادامه برگزاری سمینارها و همایش های مشابه در سطح کشور، ضرورت سازماندهی و سیاست گذاری فنآوری اطلاعات در دراز مدت مشخص شده و موجب تدوین و تصویب طرح تکفا گردید و این طرح که با هدف هم جهت نمودن فعالیت های اجرایی در کشور دراین زمینه تدوین شده است در تاریخ 9 تیر ماه سال 1381 به تصویب هیأت وزیران رسید و جهت اجرا به سازما های ذیر ربط از جمله شورای عالی اطلاع رسانی ابلاغ گردید.
در تاریخ 15 تیرماه سال 1381 شورای عالی اداری کشور به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور طرح تحقق دولت الکترونیک را تصویب نموده این طرح که اتوماسیون الزامی فعالیت های عمومی و اختصاصی دستگاههای دولتی را در بر داشت بریا اجرای تمامی سازمان های دولتی زیربط ارجاع گردید.
در ماههای پایانی سال 1381 خلاصه طرحی تحت عنوان سند راهبردی توسعه فنآوری اطلاعات ملی از سوی وزارت پست و تلگراف و تلفن منتشر گردید که در آن چشم انداز، راهبردها، سیاست ها و برنامه های اجرایی توسعه فنآوری اطلاعات و ارتباطات ملی تبیین شده است. در شکل 1ـ 1ـ تاریخچه اقدامات دولت الکترونیک و شهر الکترونیک در ایران نمایش داده شده است.
دی 1381 سند راهبردی توسعه ملی ICT
مهر 1381 همایش بین المللی فن آوری اطلاعات در شیراز
تیر 1381 طرح تحقق دولت الکترونیک
تیر 1381 طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات
دی 1380 همایش نقش فنآوری اطلاعات در اشتغال
اردیبهشت 1380 همایش شهرهای الکترونیکی و اینترنتی کیش
نمودار زمانی اقدامات صورت گرفته در حوزه فنآوری اطلاعات و دولت الکترونیک در کشور
پژوهشکده الکترونیک دانشگاه علم و صنعت ایران
2ـ 1ـ 3ـ روش شناسی: روش شناسی مطالعه حاضر با بهره گیری از مدل های موجود برنامه ریزی آرمانی[1] و دقیق کردن ابتکارات و ابداعات نو با توجه به موضوع شکل گرفته است این روش شناسی از 5 مؤلفه اصلی به شرح ذیل تشکیل شده است:
الف : بررسی مفاهیم و ادبیات موضوع:
ـ مفاهیم دولت الکترونیک
ـ مفاهیم شهر الکترونیک
ـ مزایای دولت الکترونیک
ـ خدمات دولت الکترونیک
ب : بررسی و مطالعه تطبیقی وضعیت جهانی:
ـ وضعیت دولت الکترونیک در جهان
ـ کشورهای پیشرو در زمینه دولت الکترونیک
ـ بررسی برخ از شهرهای الکترونیک در جهان
ج : بررسی و تحقق وضعیت موجود:
ـ بررسی اقدامات صورت گرفته
ـ بررسی وضعیت فنآوری اطلاعات شهر و شهرداری
ـ شهر الکترونیک از نظر مدیران و صاحبنظران شهری
د ـ تدوین وضعیت مطلوب شهر الکترونیک:
ـ تدوین چشم انداز شهر الکترونیک
ـ تدوین راهبردها و سیاست های شهر الکترونیک
هـ : مشخص کردن طرح های راهبردی جهت نیل به وضعیت مطلوب و دستیابی به اهداف
ـ تدوین برنامه های پیاده سازی شهر الکترونیک
رویکردی که در این روش شناسی دنبال شده است یک رویکرد متمرکز بر شهرداری الکترونیک با تأکید بر تحقق و استقرار آن توسط شهرداری می باشد یعضی موضوعات گسترده شهر الکترونیک، شهروند الکترونیک و شهرداری الکترونیک با محوریت و شهرداری بررسی شده اند.
نمودار 1ـ 1ـ روش شناسی شهر الکترونیک
شهر الکترونیک یک نیاز غیر قابل انکار:
رویکرد جهانی طی 20 سال گذشته به سمت اطلاعاتی شدن جوامع بوده و امروزه جامعه ای پیشرفته تر است که به لحاظ اطلاعاتی سرعت و قابلیت بیشتری در تولید و تبادل اطلاعات داشته باشد. با توجه به تکنولوژی های جدید که پیچیدگی زندگی اجتماعی را به دنبال دارند، نیازمند تسهیل امور مختلف زندگی هستیم و بدون توجه به فناوری بسیاری از امور، زندگی قابل عمل، پی گیری و اجرا نیست. در حال حاضر تکنولوژی اطلاعات این امکان را به افراد داده و کمک می کند تا سریع تر به اهداف خود دست یابند. ایجاد شهر الکترونیک و قدم گذاشتن در مرحله تکنولوژی IT نیز یک فرصت انکار ناپذیر است. این شهر عاملی در جهت ایجاد سازمان های شیشه ای است به گونه ای که تمام کارکردها و هدف های سازمان به طور شفاف قابل مشاهده باشد.
شهر الکترونیک دسترسی الکترونیکی شهروندان به شهرداری، ادارات دولتی، بنگاه های اقتصادی و کلیه خدمات فرهنگی و بهداشتی شهری به صورت شبانه روزی را قابل اطمینان و امن می کند. این شهر از بستر پیشرفته اطلاعات مخابراتی برخوردار است، به صورتی که می توان از طریق کامپیوتر با خانه ها، مدارس، ادارات و غیره ارتباط برقرار کرد.
البته شهر الکترونیک یک اختراع و یا یک پیشنهاد نوآورانه نیست بلکه واقعیتی که بر اساس نیاز جای خود را باز می کند اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشتر قدم در اجرای آن بگذاریم.
تبیین رویکرد ایجاد شهر الکترونیک:
با توجه به موارد بررسی شده در بسیاری از شهرها و کشورهای جهان، رویکرد شهروند محوری برای ایجاد شهر الکترونیک یک رویکرد مناسب و منطقی به نظر می رسد. علاوه بر این با توجه به موقعیت خاصی سیاست های کاهش هزینه های دولت، توجه به شهروندان در نظام جمهوری اسلامی و مردم سالاری نیز بر اهمیت این رویکرد تأکید می کند بنابراین رویکرد ارایه مطلوبترین خدمات به شهروندان رویکرد مناسب ایجاد شهر الکترونیک می باشد.
برای فراهم شدن این شاخه ها توجه به زیر ساختهای تکنولوژیکی، منابع انسانی و زیر ساخت فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای ایجاد زیر ساخت تکنولوژیکی باید دسترسی به ابزار فناوری اطلاعات و تجهیزات لازم فنی و مخابراتی آماده شود و مردم دسترسی آسان به اینترنت داشته باشند و نرخ استفاده از اینترنت بالا رود. در زمینه منابع اسنانی باید متخصصان IT و فرآیندها به حد لازم در جامعه آموزش ببیند و وجود داشته باشند. از طرفی مردم برای استفاده از تکنولوژی های جدید آمادگی های لازم را داشته باشند و به عبارتی زیر ساخت فرهنگی برای ایجاد شهر الکترونیک مهیا باشد.
اما برای ایجاد یک شهر هوشمند چه باید کرد؟ متخصصان به این سوال این گونه پاسخ می دهند که در کنار ایجاد زیر ساخت های لازم باید در ارایه خدمات اصلاح صورت گیرد. این بدین معناست که باید در تمام امور با استفاده از مهندسی مجدد فرآیندها اصلاح شود و در تمام امور تغییر و تحول های لازم به وجود آید نه اینکه ارایه خدمات با وضع موجود به صورت الکترونیکی تبدیل شود از طرفی در کنار این تغییر و تحولها مجهز بودن به مدیریت و تغییر و تحول نقش بسزایی دارد.
چون همواره کارمندانی وجود دارند که از ترس از دست دادن شغل خود با وردو تکنولوژی های جدید یا بی حوصله در یادگیری اصولی که لازمه این تغییرات است، با این تغییرات مقابله می کنند. در کنار این موارد لازم است از برنامه های کاربردی مناسبی استفاده شود تا قشرهای مختلف شهروندان تجارت های مختلف و... را در نظر بگیرید و زیر ساخت ها را با توجه به سیاست های کلان و طرح های جامع به کار اندازد.
برای رویکرد ایجاد شهر الکترونیکی باید دسترسی مناسبی به سیستم وجود داشته باشد و در ضمن سیستم ها از امنیت بالایی برخوردار باشند تا همه اعم از شهروندان، کارمندان و صاحبان صنایع و بازرگانان به این سیستم اعتماد کنند همچنین خدمات باید به گونه ای ارایه شود که به راحتی مورد استفاده قرار گیرند.
در جوامعی چون جامعه ایران که سواد کامپیوتری چندان بالا نیست، ارایه خدمات نباید به گونه ای باشد که دسترسی به خدمات مستلزم داشتن دانش زیاد کامپیوتر باشد. از سوی دیگر در ابتدای امر باید خدماتی برای ارایه به روشهای جدید انتخاب شوند که جذابیت داشته باشند و از سوی دیگر بسیار مورد استفاده مردم باشند.
همچنین خدماتی برای این کار انتخاب شوند که اجرای آنها به شیوه سنتی مشکل ساز باشد و از سوی دیگر به راحتی قابلیت ارایه در فرم الکترونیک را داشته باشند. به این ترتیب تجربه های اول برای مردم جذابیت لازم را به همراه دارند و مردم با استفاده از خدمات نوین تشویق می شوند.
اجرای تبلیغات به منظور ایجاد انگیزه نیز شیوه ای است که به همه گیر شدن استفاده از خدمات الکترونیکی کمک می کند. مثلا در نظر گرفتن تخفیف ویژه برای خرید الکترونیک به جای استفاده از پول می تواند روش مناسبی برای این منظور باشد.
ازدحام و تراکم جمعیت های بزرگ و تفاوت جمعیت شب و روز در شهرهایی مثل تهران، همراه با آلودگی گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافیک و زمان، منشاء یافتن چاره ای برای کاهش آلام ناشی از زندگی در این گونه شهرها شده است. مهمترین مسئله در این شهرها حرکت جمعیت است. حرکت جمعیت اعم از حرکت با وسیله نقلیه و یا ازدحام جمعیت در مراکز فروش و خدمات اداری و رفاهی شهر، علت اصلی بسیاری از «مسائل شهری» اعم از مسائل انسانی شهری و یا حوادث و سوانح شهری در شهرهای بزرگ می باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات، کامپیوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه ای در قالب اینترنت فضای جدیدی برای شهر بوجود آمد که از تعبیر به «شهر مجازی» می شود. ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش «حرکت جمعیت» در شهر واقعی و در درجه بعدی «فضاهای همزمان» را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی امکان پذیر می سازد. در واقع دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی «مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری» محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند. در شهر مجازی، خدمات اطلاعاتی بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت. در این فضای جدید دیگر مفهوم باز کردن و بستن دروازه شهر و یا تقسیمات شهری بر اساس میدان، خیابان و کوچه و یا اساسا معماری مبتنی بر مکان محوری به پایان می رسد، بلکه معماری فضای مجازی مبتنی بر تغییر تکنولوژیکی زمان و مکان است و ساخت های قابل دسترسی همزمان برای همگان است.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
پژوهشی در
تاریخ قرآن کریم
عناوین و اسامی قرآن کریم
کلام الهی یعنی قرآن کریم به اسامی وعناوین متعددی نامبردار است که از این اسامی نیز در قرآن کریم یاد شده است. میان این اسامی، چند نام دارای شهرت بیشتری می باشد که مورد اتفاق اکثر دانشمندان علوم قرآنی است که می توان آنها را بعنوان اسامی و نامهای قرآن تلقی کرد، و آنها عبارتند از: قرآن، فرقان، کتاب، ذکر و تنزیل[1].
قرآن: از این نام در قرآن حدود پنجاه و هشت مورد یاد شده است مانند «انه لقرآن کریم[2] » و «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم[3] » درباره معنی قرآن و مبدأ اشتقاق آن میان علما، اختلاف نظر وجود دارد:
شافعی می گوید: قرآن از هیچ مبدئی مشتق نشده است. بلکه ارتجالا و ابتداء برای کلام الهی وضع شده است و بنابراین مشتق از «قرء» نخواهدبود، و الا باید بتوانیم بر هر چیزی که قرائت می شود، لفظ قرآن را اطلاق نماییم. زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج گوید: قرآن مشتق از «قرء» بمعنی جمع و گردآوری است، و کلمه قرء در جمله «قرات الماء فی الحوض» بهمین معنی است. و چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است آنرا قرآن نامیده اند. و قتاده نیز دارای همین رای و عقیده بوده است[4]. ولی لحیانی را عقیده بر آن است که قرآن مشتق از قرء بمعنی قرائت و پیروهم آوردن و خواندن می باشد. و چون قاری قرآن بهنگام تلاوت آن حروف و کلمات آنرا بدنبال هم می اورد ، قرآنش نامیده اند. بنابراین قرآن مصدری است. بمعنی مفعول یعنی تلاوت شده و چنانکه کتاب بمعنی مکتوب است قرآن نیز بمعنی مقروء است . ابن عباس نیز همین سخن را تایید کرده است.[5]
اشعری می گوید: کلمه قرآن از ریشه «قرن» بمعنی ضمیمه کردن و پیوستن و یا نزدیک ساختن چیزی به چیز دیگر است. و چون حروف و کلمات و آیات و سور قرآن، مقرون بهم هستند و با کیفیتی خاص با هم ارتباط و پیوستگی دارند آنرا قرآن نامیدند.
فراء گوید: قرآن مشتق از قرائن است و قرائن نیز جمع قرینه می باشد از این جهت که هریک از آیات قرآنی، قرینه و مؤید آیات دیگر می باشند آنرا قرآن گویند. بنابراین –طبق دو عقیده اخیر- واژه قرآن مهموز نخواهدبود[6].
فرقان: این کلمه در هفت مورد از قرآن بکار رفته که منظور از آن در دو مورد ؛ کتاب موسی است (توراه) و در دو مورد دیگر نیز قرآن است چنانکه گوید: «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا»[7] و در موارد دیگر، معنای دیگری دارد. و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است، و آن دو را از هم مشخص می سازد، به فرقان نامیده شد؛ چنانکه ابن عباس همین وجه تسمیه را پذیرفته است[8]. و بعضی را عقیده برآن است که قرآن از آن جهت به فرقان موسوم گشت که این کتاب آسمانی، انسان را به نجات و موفقیت نائل می سازد و آیه «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا»[9] نیز موید همین معنی است. زیرا کلمه فرقان در این آیه بمعنی نجات دادن است.
کتاب: کلمه کتاب در قرآن حدود دویست و پنجاه و پنج مورد بکار رفته که در موارد بسیاری، منظور از آن قرآن کریم می باشد و کتاب در اصل لغت بمعنی گردهم آوردن است و هر نبشته ای را از آن جهت کتاب می نامند، چون حروف و کلمات در آن گردهم آمده اند و قرآن را هم بدین جهت کتاب نامیدند که انواع آیات و قصص و احکام در آن گردهم آمده است.
و ما بعنوان نمونه آیه ای را یاد می کنیم که کلمه کتاب در آن آمده و منظور از آن، قرآن کریم می باشد چنانکه گوید: «الر تلک الکتاب و قرآن مبین».[10] باید یادآور شویم که قرآن در میان منابع فقه اسلام بعنوان کتاب نام بردار است چنانکه گوید منابع فقه اسلام عبارتست از کتاب، (قرآن)، سنت، اجماع، و عقل.
ذکر: این کلمه که از واژه های اصیل تازی است در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرارگرفته که منظور از آن در بعضی از موارد، قرآن کریم می باشد. از قبیل: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[11] ؛ «هذا ذکر مبارک»[12] و ذکر – بمعنی شرف- نیز در قرآن بکاررفته است چنانکه گوید:
«و لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم»[13]
باری، وجوه تسمیه قرآن به «ذکر» از آن جهت است که خداوند متعال با سخن خود بندگان خویش را به فرائض و احکام یادآور می گردد.[14]
تنزیل: این کلمه که دارای اصالت در زبان تازی است چندین بار در قرآن مورد استفاده قرارگرفته است. مانند آیه »و انه لتنزیل رب العالمین»[15] و قرآن از آن جهت به این کلمه نامبردار است که آیات آن از طریق وحی بتدریج بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل گردید. چون کلمه تنزیل غالبا از نزول تدریجی قرآن حکایت می کند و کلمه انزال در اکثر موارد نمایانگر نزول دفعی قرآن می باشد.
این اسامی و عناوین از نامهای شایع و معروف قرآن است ولی گروهی ازدانشمندان در تعداد نامهای قرآن دچار مبالغه شده اند. شیخ طاهر جزایری در کتاب «التبیان» خود آورده است که حر الی[16]، اسامی قرآنت را به نود و اندی رسانده است و نیز سیسوطی بنقل از کتاب «البرهان» زرکشی می نویسد: قاضی شیذله[17]، پنجاه و پنج نام برای قرآن یاد کرده است[18] که عبارتند از:
کتاب، مبین، قرآن، کریم، نور، هدی، رحمه، فرقان، شفاء، موعظه، ذکر، مبارک، مرفوعه، علی، حکمه، حکیم، مبین، حبل، مطهره، صراط، مستقیم، قیم، قول، فصل، نبأ، احسن الحدیث، مثانی، متشابه، تنزیل، روح، وحی، عربی، بصائر، صحف، بیان، علم، حق، مکرمه، هادی، عجب، تذکره، عروه الوثقی، صدق، عدل، امر، منادی، بشری، مجید، نور، بشیر، نذیر، عزیز، بلاغ و قصص.[19]
بدون تردید همه این عناوین نمی تواند اسامی قرآن باشند. بلکه اکثر آنها اوصاف قرآن هستند که قاضی شیذله و دیگران با اسمها و القاب قرآن خلط نموده اند. البته این اوصاف در آیات قرآن در مورد خود قرآن بکار رفته، ولی صرف استعمال این اوصاف در آبات قرآن نمی تواند دلیل آن باشد که آنها اسامی قرآن باشند.
باری، قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده و در مصاحف و دفاتر گردآمده و به تواتر به ما رسیده است و قرآن موجود، همان کلام الهی است که مردم، مامور به قرائت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچگونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است. و تعریف قرآن به این معانی، مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می باشد.
وحی الهی
معنی لغوی وحی:
قبلا یادآور شدیم که قرآن از طریق وحی بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده ولی چون کلمه وحی در قرآن و جز آن، دارای معانی گوناگونی است بهمین مناسبت درباره آن، گزارش کوتاه زیر در توضیح معنای لغوی وحی نگارش می شود:
1- الهام فطری به انسان: مانند الهام خداوند به مادر موسی (ع) که به وی شیر دهد و او را در میان صندوقی قرارداده، و به دریا افکند تا از شر فرعون – که دامنگیر اطفال ذکور بنی اسرائیل گردید- مصون ماند، و قرآن کریم نیز به این قضیه اشاره کرده و از کلمه وحی استفاده نموده است:
«و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه و القیه فی الیم...»[20]
2- الهام غریزی به حیوان: از قبیل الهام خداوند به زنبور در ساختن لانه خود، چنانکه قرآن می گوید: «و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون».[21]
3- اشاره سریع و مرموز: چنانکه خداوند درباره زکریای پیامبر (ع) می گوید: «فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوه بکره و عشیا»[22]
ضمن این آیه، نوشته اند که زکریا – بدون این که هیچگونه سخنی با قوم خود به میان آورده باشد- مقصد و منظور خود را به آنان تفهیم کرد.
4- اشاره با جوارح و اعضاء: چنانکه شاعر می گوید:
نظرت الیها نظره فتحیرت دقائق فکری فی بدیع صفاتها
فاوحی الیها الطرف انی احبها فاثر ذاک الوحی فی وجناتها[23]
5- وسوسه و فتنه انگیزی شیطان: چنانکه قرآن در این مورد می گوید:
«و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الجن و الانس یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا»[24] یا می بینیم که قرآن در جای دیگر می گوید:
«... و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم...»[25]
بدیهی است که وحی خداوند متعال به انبیا (علیهم السلام) بر طبق هیچیک از معانی مذکور نیست بلکه وحی دارای همان رابطه نهانی پیامبر با خداوند می باشد که حقایق مربوط به جهان و مردم را از آن طریق دریافت می کند و رسولان خداوند، آنرا نیز به مردم ابلاغ می نمایند.
6- القاء امری به فرشتگان: تا آنرا فورا فرمان برند، قرآن کریم در این مورد می گوید: اذا یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا ....»[26]
اصولا القاء هر امری به دیگری با کیفیت خاصی که در قرآن مطرح است، مانند القاء آیات کتب آسمانی بوسیله جبرئیل بر پیغمبر (ص) – که از آن به وحی تعبیر شده است- با معنی وحی خداوند متعال به خود پیغمبر (ص) تناسب و ارتباط نزدیکی دارد ، وحی بهردو صورت یعنی وحی به جبرائیل (ع) و وحی به پیامبر، هر دو ایجاد وظیفه و رسالت می نماید یعنی فرشته موظف است با نقلی راستین، وحی الهی را به پیامبر برساند و پیامبر نیز با امانت ویژه خود، آنرا به مردم ابلاغ کند. و ایه «فاوحی الی عبده ما اوحی»[27] ناظر بهمین نکته است ، زیرا منظور این است که خداوند به بنده خود جبرائیل (ع) – که فرشته امین وحی است- همان چیزی را وحی کرده که جبرائیل به پیغمبر رسانده است. و مفهوم وحی در این آیه با مدلول «تنزیل» در آیه «و انه لتنزیل رب العالمین، نزل به الروح الامین، علی قلبک لتکون من المنذرین»[28] جدایی ندارد.
7- سخن گفتن خداوند با انبیاء: چون در خود قرآن یادآوری شده است که سخن گفتن باریتعالی با بشر را – جزبعنوان وحی- بگونه دیگری نباید تلقی کرد چنانکه می فرماید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا...»[29]
باید از ذکر این نکته دریغ نکنیم که اصل معنی لغوی وحی، اشاره سریع و نهانی است و مرحوم محدث قمی می نویسد: وحی در زبان تازی به این معنی است که انسان، مطلبی رابطور نهانی به دیگری القائ نماید. واصل وحی به معنی سخن پوشیده است. ولی بعدا بر هر سخنی اطلاق گردید که بطور پنهانی به دیگری القاء شود و بدو اختصاص یابد به گونه ای که دیگران از آن آگاه نشوند.[30]
این نکته که اساس نخستین مفهوم واژه وحی را تشکیل می دهد با هریک از معانی که قبلا گزارش گردید، مناسباتی دارد و بعبارت دیگر: معنی لغوی وحی نیست به معنای دیگری که از قرآن و یا کلام عرب منظور شده است بیگانه نیست، چون سخن یا اشاره سریع و پنهانی- که معنی اصلی لغت وحی است- در تمام معانی دیگر وحی راه دارد. پس به این نتیجه می رسیم که رابطه غیبی و نهانی میان خداوند و برگزیدگان او – یعنی انبیا و فرشتگان بهر صورتی برقرار شود- وحی نام دارد. و این رابطه منحصر به انزال کتب بر انبیاء نیست بلکه این ارتباط ممکن است به سه صورت زیر برقرار شود:
1- القاء معنی و مقصود بر قلب پیامبر بدون واسطه فرشته وحی.
2- سخن گفتن با پیامبر از پس پرده، چنانکه خداوند از وراء شجره، با موسی (ع) سخن گفت و موسی (ع) هم ندای الهی را شنید.
3- القاء امری به فرشته وحی تا او وحی الهی را از جانب خداوند به یکی از انبیاء ابلاغ نماید؛ و باید آنچه به وی تکلیف شده است بهمان صورت و با حفظ امانت به پیامبر اعلام و القاء کند، اعم از آن که این فرشته بصورت فردی از انسان عادی تجسم یابد و یا بگونه دیگری؛ و القاء فرشته به پیامبر نیز وجی نام دارد.
خداوند به این سه گونه وحی اشاره کرده و می گوید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا، او من وراء حجاب، او یرسل رسولا فیوحی بإذنه ما یشاء، انه علی حکیمٌ»[31]
کیفیت نزول وحی:
پیامبر اسلام (ص) نخستین پیامبر الهی نبوده است که وحی منحصرا بر او نازل گردد بلکه پیش از وی پیامبران دیگری بودند که وحی الهی به آنها نیز نزال می شد، چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم همین موضوع را به رسول خدا (ص) یادآوری کرده و فرموده است:
«انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و عیسی و ایوب و یونس و هود و سلیمان، و آتینا داود زبورا، و رسلا قد قصصناهم علیک من قبل و رسلا لم نقصصهم علیک و کلم الله موسی تکلیما»[32]
البته در این دو آیه نام چند تن از مشاهیر انبیا بنی اسرائیل (ع) یاد شده است، و مجموعا نام حدود بیست و شش نبی از انبیاء در موارد متعددی از قرآن آمده است[33]، که به آنان و همچنین سایر انبیاء دیگر- که نامی از آنها در قرآن به میان نیامده است- وحی نازل می گردید. و چنانکه در دو آیه فوق می بینیم، می گوید: همانگونه که بر پیامبراسلام (ص) وحی نازل می شد بر انبیا دیگر نیز وحی نازل می گردید و میان وحی به انبیا گذشته و وحی به پیامبراسلام (ص) در اصل مدلول وحی، تفاوتی وجود نداشت، ولی نزول وحی بر پیامبراسلام (ص) غالبا بوسیله جبرائیل (ع) صورت می گرفت. در حالی که وحی بر انبیاء دیگر، گاهی در خواب و گاهی از پس پرده، و گاهی بوسیله فرشته وحی انجام می گرفت.
وقتی یهودیان به رسول خدا (ص) عرض کردند که چه کسی این قرآن را بر تو نازل کرده؟ فرمود: جبرائیل، گفتند ما با جبرئیل دشمنیم، زیرا او برای ما محدویتها و تکالیفی شاق ودشوار فرو آورد و چون با او دشمنی داریم به کتابی که او آورده است، ایمان نمی آوریم.
خداوند در آیه «قل من کان عدوا لجبرئیل فانه نزله علی قلبک باذن الله...»[34]
به پیغمبر خود می گوید: به یهودیان بگو اگر کسی دشمن جبرائیل است [باید بداند] که او وحی را بر قلب تو بدستور و اذن خداوند متعال فروآورده است نه از پیش خود.[35]
در قرآن کریم از جبرائیل گاهی بنام «جبرئیل» تعبیر شده است چنانکه در آیه فوق دیدیم و گاهی به عنوان «روح الامین» نامبردار است، چنانکه گوید: «نزل به الروح الامین علی قلبک ...»[36] و گاهی نیز با عنوان «رسول کریم» معرفی شده است. آنجا که می گوید: «و انه لقول رسول کریم»[37]
اما کیفیت نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص) را می توانیم از زبان آن حضرت بشنویم و این بیان رسول خدا (ص) در طی حدیثی آمده است که در طرق روایات شیعه و اهل سنت دیده می شود: حارث بن هشام از پیامبرگرامی (ص) پرسید ، وحی چگونه بر شما نازل می شود؟ فرمود: گاه صدائی همانند صدای جرس بگوش من می رسید و وحیی که بدینصورت بر من نازل می شد، سخت بر من گران و سنگین بود، سپس این صداها قطع می شد و آنچه را جبرائیل می گفت فرا می گرفتم، و گاهی جبرائیل بصورت مردی بر من فرود می آمد، و سپس با من سخن می گفت و من گفته های او را حفظ و از بر می کردم[38] پیامبرگرامی (ص) در این حدیث، دو کیفیت را درباره وحی بخود یاد می کند که در یکی از آنها صداهای پی در پی همچون آواز جرس به سمع مبارکش می رسید و در دیگری، جبرائیل (ع) بصورت یک انسان عادی در نظرش مجسم می شد. وحی بگونه اول بر پیامبراسلام (ص) سخت گران و طاقت فرسا بوده است چنانکه خداوند متعال از این گونه وحی به قول «قول ثقیل= گفتاری گران و سنگین» تعبیر کرده و فرموده است: «انا سنلقی علیک قولا ثقیلا»[39]. ولی وحی بصورت دوم، کمی سبکتر و لطیف بوده و دیگر آن سروصداهای هولناک و ناآشنا بگوش نمی رسید بلکه جبرائیل (ع) بصورت فرد عادی و با فرمی مشابه شکل انسانی مالوف و مانوس مجسم می شد تا رسول خدا (ص) بدو آرام گرفته و رعب و بیمی در او بهم نرسد. ولی باید گفت که وحی در هر دو صورت بر پیامبرگرامی (ص) سنگین بوده، و همیشه همزمان با لحظاتی که وحی نازل می گردید – در تمام فصول سال- از پیشانی مبارکش عرق فرو می ریخت و خود نیز می فرمود: «فما من مره یوحی الی الا ظننت ان نفسی تقبض»: هیچ بار وحی بر من نازل نگردید جز آن که این تصور [بعلت سنگینی وحی] در من پدید می آمد که جانم گرفته می شود.[40]
گروهی از دانشمندان معاصر و همچنین علماء پیشین سعی کرده اند که با روشهای مختلف علمی، موضوع وحی را – که از مسائل غیبی است- توجیه و تفهیم نمایند و چون این کوششها- بعقیده نکارنده- تلاشی عقیم و بی ثمر برای فهم مسائل فوق ادراک انسانی است و جز آنکه کلافی سردرگم برای افکار و اندیشه های انسانی ارمغان دهد گروهی نیز از این مشکل نمی گشاید، لذا از بحث در این گونه ژرف بینی های بی ثمر، خودداری کرده و به کوتاهی سخنی درباره آثار وحی بسنده نمودیم، و علاقمندان به این نوع بررسیها را به مراجع در خور، رهنمون می شویم.[41]
| دسته بندی | مامایی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 140 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول(کلیات)
مقدمه
بیان مساله.........................
ضرورت و اهمیت تحقیق..................
اهداف بررسی........................
تعریف مفاهیم.......................
فصل دوم(بررسی و نقد منابع)
مقدمه ............................
سابقه و پیشینه مطالعات انجام شده در
ایران و خارج از کشور..............
فصل سوم(روش پژوهش) مقدمه...............................
فرضیات..............................
روش تحقیق............................
جامعه آماری.........................
تعیین حجم نمونه .....................
روش نمونه گیری.......................
ابزارو روش گردآوری اطلاعات.............
روش استخراج و تجزیه و تحلیل داده ها...
فصل چهارم(تجزیه و تحلیل داده ها)
مقدمه...............................
توصیف داده ها.........................
آمار استنباطی.....................
فصل پنجم(جمع بندی ونتیجه گیری) مقدمه..............................
نتایج آمار توصیفی..................
نتایج آمار استنباطی................
جمع بندی............................ پیشنهادات..........................
منابع فارسی........................
منابع لاتین.........................
چکیده.............................
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
1. جدول و نمودار شماره (1): توزیع فراوانی نسبی وزن هنگام تولد نوزادان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
2. جدول و نمودار شماره (2): توزیع فراوانی نسبی تعداد حاملگی در کل جمعیت مورد مطالعه
3. جدول و نمودار شماره (3):تعیین نسبت جنسی بدو تولد نوزادان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
4. جدول و نمودار شماره (4): توزیع فراوانی نسبی شغل مادران بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
5. جدول و نمودار شماره (5): توزیع فراوانی مطلق و نسبی نوع زایمان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
6. جدول و نمودار شماره (6): توزیع فراوانی مطلق و نسبی فصل زایمان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
7. جدول و نمودار شماره (7): توزیع فراوانی مطلق ونسبی فاصله حاملگی فعلی از حاملگی قبلی بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
8. جدول و نمودار شماره (8): توزیع فراوانی نسبی شروع اولین ماه مراقبت حاملگی مادر باردار بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
9. جدول و نمودار شماره (9): توزیع فراوانی مطلق و نسبی تعدادمراقبت حاملگی مادر باردار بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
14. جدول و نمودار شماره (14): توزیع فراوانی میانگین تعداد حاملگی بر حسب سطح تحصیلات مادران در کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
مقدمه:
محیط اجتماعی و اقتصادی زائیده روابط متقابل اجتماعی، اقتصادی و مناسبات اقتصادی میان افراد یک جامعه میباشد. روابط اجتماعی در سطوح وسیع موجد نهادهای اجتماعی خواهد بود.نهادها به نوبه خود جهت بقاء هر جامعه بوجود می آید وساخت یک اجتماع را شکل میدهد. جوامع متعدد بشری دارای خصوصیات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و ژنتیکی خاص خود میباشند.هر گونه مطالعه ای که درباره انسان صورت گیرد باید در چارچوب زمانی مکانی مشخص انجام پذیرد.چرا که جوامع در حال تحول دائمی هستند.انسان به عنوان موجودی اجتمایی که در جامعه دارای روابط متقابل متعددی است واز محیط اجتمایی ،اقتصادی تاثیر میپذیرد وتاثیر میگذارد مورد مطالعه علوم متعددی از جمله علم انسان شناسی زیستی قرار گرفته است. مراد از انسان شناسی زیستی مطالعه خصوصیات زیستی وبدنی تکامل وتحول انسان و اختلافات زیستی موجود میان انسانها است.این علم به مطالعه منشا تغییرات وتفاوتهای موجود میان افراد یک گروه از یک طرف و میان گروهها و جمعیتهای انسانی از طرف دیگر میپردازد.درانسان شناسی زیستی مطالعه اختلافات موجود میان انسانها با توجه به رشد ونمو و اختلافات تشریحی امری ضروری است و مقایسه وضع فیزیولوژیک، متابولیک و بیوشیمیک بدن در گروههای مختلف انسانی نیز انجام میشود. انسان شناسی زیستی همچنین تفاوت اندازه های بدن را در میان افراد مختلف از یکطرف ومیان گروههااز طرف دیگر مطالعه ومقایسه میکند.مطالعه خصوصیات زیستی و بدنی را با توجه به مطالعات علوم انسانی و اجتمایی انجام میدهد.
باتوجه به مطالب بیان شده روشن میگردد که آنچه در این تحقیق در پی آن هستیم بررسی تفاوت خصوصیات کمی در نزد افراد مختلف با توجه به شرایط محیطی متفاوت از جمله شرایط مربوط به مادر، محیط خانوار،سن ازدواج،رابطه خویشاوندی وغیره میباشد.بدین منظور با مطالعه کلیه منابع علمی در دسترس و شناسایی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران و نوزادان، مطالب طبقه بندی شده و بر اساس آن متغیر های تحقیق شناسایی شد و فرضیه های مورد نظر ارائه گردید و سپس اقدام به جمع آوری اطلاعات جهت آزمون فرضیه ها شده است .گزارش و ارائه این پژوهش در پنج فصل به شرح ذیل تهیه و تنظیم شده است :
فصل اول در برگیرنده مقدمه ،بیان مساله ،اهمیت و ضرورت ،اهداف تحقیق و تعریف مفاهیم و متغیرها میباشد .فصل دوم شامل چهارچوب تئوریک و پیشینه تحقیق میباشد.فصل سوم روش شناسی شامل معرفی متغیرهاوارائه فرضیه های تحقیق ،تعیین نمونه و جامعه آماری ،روشهای نمونه گیری ،نحوه جمع آوری اطلاعات وچگونگی استخراج آنها بحث ومعرفی شده است .فصل چهارم به یافته های تحقیق میپردازد که به سه بخش جداول مربوط به ویژگیهای بهداشتی و جمعیتی مادران (توصیفی) ،جداول مرتبط با ویژگیهای بهداشتی نوزادان(توصیفی) و جداول ارتباط بین ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران با ویژگیهای بهداشتی نوزادان (استنباطی )تقسیم بندی شده است .فصل پنجم به بحث و نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها بر اساس یافته های تحقیق پرداخته ونتایج تئوریک و عینی تحقیق حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .در پایان گزارش،منابع و ماخذ مورد استفاده در تحقیق آمده است.
بیان مساله:
همانطوریکه مشخص است مجموعه شرایط وعوامل بدنی، روانی، اجتماعی ،جمعیتی و بالاخره ژنتیکی، محیطی را برای جنین و نوزاد فراهم میکند که به طور قاطع و محسوسی بر هنجارهای حیاتی و زیستی او تاثیر میگذارند .
تنها عامل مهم بقاء نوزاد و تامین رشد ونمو او که در جهان ودر تمام گروههای جمعیت شناخته شده است پیشگیری از تولد نوزاد با وزن کم میباشد. در واقع در نوزادان سبک وزن (کمتر از 2500گرم)احتمال اینکه نوزاد بمیرد سه برابر است.
در کشور ما بر اساس مطالعه آقای دکتر ملک افضلی در سال 1371 نشان میدهد نسبت کم وزنی در کودکان شهری 7%ودر کودکان روستایی 8%میباشد .در استانهایی مانند کردستان ،سیستان و بلوچستان ،هرمزگان و لرستان نسبت کم وزنی نوزادان بالاتر است واین به دلیل محرومیت این استانها و مسائل مرتبط با محرومیت نظیر تغذیه مادران و کودکان است .معمولا در این استانها زنان به کارهای سخت اشتغال دارند که این مساله ارتباط خیلی نزدیک با وزن نوزاد دارد
بی تردید سلامتی جوامع ارتباط مستقیم با سلامتی و بقاء مادران و کودکان دارد.وقتی مادران زنده بمانند و رشد کنند کودکانشان نیز زنده مانده و رشد خواهند کرد .وقتی مادران و کودکان زنده بمانند و رشد کنند جوامعی که آنها در آن زندگی می کنند پیشرفت خواهند کرد.
مادران و کودکان بیشماری در جهان در اثر وضعیت بد بهداشتی، فقر غذایی و مراقبتهای بهداشتی نامناسب میمیرند و یا از عوارض آن رنج میبرند .سالانه بیش از نیم میلیون مادر در اثر بارداری و زایمان میمیرند. در همین زمان 6/10میلیون کودک زیر 5 سال بر اثر معدودی بیماری قابل پیشگیری و درمان پذیر جان خود را از دست میدهند.تقریبا تمامی این مرگها در کشورهای با درآمد پایین یا متوسط و در بین فقیرترین افراد در این کشورها روی میدهد.
مادران و کودکان بیشماری هر ساله از بیماری رنج میبرند یا میمیرند .میلیونها مادر و کودک در هر سال به علت حاملگی، زایمان و یا در اوایل کودکی جان خود را از دست میدهند .بسیاری دیگر از وضعیت بد بهداشتی و سوء تغذیه رنج میبرند. نوزادان «28-0روزه »در معرض بیشترین خطر برای مرگ هستند(2004who)
در هر دقیقه یک مادر بر اثر عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست میدهد به عبارت دیگر 1400 مادر هر روزو6/10میلیون مادر در هر سال(who2005) جان میبازند. در هر دقیقه 20 کودک زیر 5 سال میمیرد.این یعنی 30000مرگ کودک در هر روز و.نوزادان کمتر از یکماه در معرض بیشترین خطر هستند .سالانه حدود 4 میلیون مرگ از بین تمامی مرگهای زیر 5سال در بین نوزادان اتفاق میافتد(لاون و همکاران 2004)
70 درصد کل مرگهای مادران در اثر 5 عامل اتفاق می افتد :خونریزی( 24درصد) ،عفونت (15 درصد) ،سقط غیر ایمن (13 درصد)، بالا بودن فشار خون (12 درصد) و زایمان سخت( 8 درصد). با وجود این فقر، تبعیض اجتماعی، پایین بودن سطح تحصیلات و خشونت علیه زنان مهمترین علل زمینه ای مرگ ومیر و ناتوانیهای مادران را تشکیل میدهند. زنانی که در سنین پایین باردار میشوند، آنان که تعداد بارداریشان زیاد است، آنان که از بیماریهای عفونی مثل مالاریاو یا سل رنج میبرند وآنان که دچار سوء تغذیه یا کم خونی هستند بیشتر در معرض مرگ ومیر قرار دارند.
بیشترین عواملی که جان نوزادان«28-0روزگی»را تهدید میکند در اثر ترکیبی از شرایط دوره پریناتال یعنی زمان حول وحوش تولد (مثل وزن کم زمان تولد، صدمات زایمانی و خفگی زمان تولد )و عفونت های شدید است.
بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است. وقتی مادران و کودکان، بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشورهای آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.
بهداشت ضعیف یکی از دلایل اصلی فقیر شدن و فقیر ماندن خانواده است (نارایان و همکاران 2000 )مادران و کودکان بیمار باعث افزایش هزینه های خانواده میشوند. قیمتها و کسری مخارج مهمترین عوامل بازدارنده برای دریافت خدمات بهداشتی هستند که منجر به تاخیرهای خطرناک برای جستجوی کمک در خارج از خانه بویژه برای زنان حامله و کودکان میشوند.(2003oecd,who)وقتی یک مادر بیمار شده یا میمیرد سهم مولد او در خانه ، نیروی کار، اقتصاد و جامعه از بین میرود و بقاء و تحصیل فرزندان وی به مخاطره می افتد. هر سال حدود یک میلیون نفر از کودکان خردسال به واسطه مرگ مادرانشان میمیرند.(2003who)
بهداشت خوب کودکان امری الزامی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی است (بانک جهانی 1993)تخمین زده شده که به ازاء هر یک دلار سرمایه گذاری برای سلامت کودک 7 دلار از طریق کاهش هزینه های رفاه اجتماعی و افزایش قدرت تولید جمعیت جوان یا بالغین ذخیره میشود . (بانک جهانی 1996)وقتی کودکی بیمار شده ویا میمیرد هم خانواده وهم جامعه صدمه میبیند بیماریهای پی در پی و سوء تغذیه روی تکامل و نمو ذهنی اندازه جسمانی و توانایی کودکان خردسال تاثیر میگذارد. این امر باعث کاهش موفقیت در تحصیل بعلاوه کاهش در قدرت تولید و ظرفیت کار در سالهای آینده عمر میشود (کمیسیون اقتصاد ماکرو و بهداشت2001)
با توجه به مطالب فوق وحساسیتهای موجود پیرامون موارد مذکور،این مطالعه درصدد است تابه سوالات کلیدی از جمله اینکه آیا ویژگیهای جمعیتی مادراعم از سن ازدواج،سن حاملگی ،سطح تحصیلات ویا ویژگیهای بهداشتی او اعم از سوابق حاملگیهای قبلی وی بر سلامت نوزاد او تاثیرگذار است یا خیر ؟،پاسخ دهد.در حقیقت سوالات فوق پرسشهای اصلی تحقیق هستندکه موردمطالعه و آزمون قرارخواهند گرفت .امید است که با ارائه پاسخهای صحیح و منطقی به سوالات فوق توانسته باشیم گامی کوچک در جهت کمک به برنامه ریزان و دست اندرکاران امور بهداشتی و جمعیتی برداشته ونیز نقطه عطفی باشد در زمینه مطالعاتی از این قبیل در حوزه علوم جمعیتی
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
به جهت اهمیت بسیار زیاد سلامت مادر وکودک، موضوع روز جهانی بهداشت سال 2005" مادران و کودکان سالم "است ودر همین راستا بیش از 189 کشور در مورد قطعنامه هزاره و پیگیری اهداف توسعه هزاره متعهد شده اند.
بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است.اما غالبا به این دلیل که زنان و کودکان ضعیف ترین اعضاءجامعه هستند نیازهای آنان درک نمیشود. وقتی مادران و کودکان بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشور آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.خدمات پیشگیری باعث کاهش ناتوانیهای مربوط به دوران کودکی شده و میزان سرباری اجتماع را کاهش می دهد.
علاوه بر هزینه های اقتصادی آن برای کل جامعه افزایش باروری با زحمات و هزینه های زیادی برای زوجها به خصوص مادران همراه است. هر بار حاملگی و وضع حمل روی سلامت واحتمال زنده ماندن مادر اثر دارد.در طی مدت بارداری مادر ممکنست از عوارض بارداری به خصوص کم خونی رنج ببردوبه علت ضعف جسمی در معرض ابتلاء به بیماریهای مختلف قرار گیرد .در نتیجه این بیماریها غالبا جنین نیز صدمه دیده و قبل از موعد سقط میشود و معیوب یا مرده به دنیا می آید. هر کدام از این حوادث به نوبه خود روی سلامت جسمی وروحی مادر اثر گذاشته و ممکنست ادامه حیات او را مورد تهدید قرار دهد.بدیهی است هر چه وضع مالی خانواده ضعیفتر باشد احتمال بروز عواقب نامساعد باروری بیشتر خواهد بود.خطرات بالا به خصوص در مورد مادران جوان (کمتر از 20ساله)بسیار بالاست.
حاملگیهای متعدد و نزدیک به هم روی سلامت کودکان خانواده هم اثر معکوس گذاشته و سلامت آنها را به خطر می اندازد. ناتوانی مادر از رسیدگی به کودکان متعدد و از لحاظ سنی نزدیک به هم یکی از دلایل عمده این تاثیر معکوس است. ناتوانی خانواده از تامین نیازهای غذایی ،بهداشتی و تربیتی فرزندان متعدد در سلامت جسمی و روانی کودکان و دسترسی آنان به فرصتهای لازم برای آموزش و پرورش حائز اهمیت است. پایین بودن نسبی قد ووزن کودکان متعلق به خانواده های بزرگ ،بالا بودن نرخ مرگ ومیر کودکان واطفال در این قبیل خانواده هاو بالاخره عقب ماندگی هوشی و درسی کودکان متعلق به خانواده های بزرگ در مقایسه با خانواده های کوچک شواهد بارزی از تاثیر منفی باروری بالا بر روی سلامت و رشد طبیعی کودکان به دست میدهد.یکی دیگر از مضرات حاملگیهای مکرر واز لحاظ زمانی نزدیک به هم مداخله با امکان شیر دادن کودک توسط مادر وبه این ترتیب به خطر انداختن سلامت وامکان بقای مادران میباشد. لذا شیر دادن به کودکان هم از لحاظ حفظ سلامت کودک حائز اهمیت فراوان است و هم از بوجود آمدن بسیاری از بیماریها در مادر ازجمله ازخطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان پیشگیری میکند. بنابر این تشویق مادران به شیر دادن نوزادان به عنوان جزئی از برنامه های بهداشت باروری مورد تاکید قرار گرفته است.
طبق تخمینهای سازمان بهداشت جهانی همه ساله بیش از 585000زن جوان بر اثر عوارض ناشی از آبستنی و وضع حمل میمیرندو چون حدود 98%کل آبستنیها در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه صورت میگیردمیتوان حدس زد که اکثریت قاطع مرگهای مادران جوان بر اثر عوارض بارداری نیز در همان مناطق اتفاق میافتد.به همین ترتیب بیش از 11میلیون کودک کمتر از 5 سال هر سال در کشورهای در حال توسعه از بین میروند.
حاملگیهای نزدیک به هم با خطر بیشتری برای سلامت و حیات کودکان همراه است. کودکانی که کمتر از دو سال بعد از تولد بچه قبلی به دنیا می آیند، دو برابر بیش از کودکانی که با فاصله دو سال یا بیشتر به دنیا می آیند در معرض خطر مرگ ومیر در سال اول زندگی قرار دارند .به این ترتیب با افزایش فاصله آبستنیها به دو سال یا بیشتر میتوان به طور متوسط مرگ ومیر اطفال را به اندازه یک چهارم (بیست و پنج درصد)تقلیل داد.
کودکان مادرانی که کمتر از 20 سال دارند یک ونیم برابر بیش از کودکان مادران 29-20ساله در معرض خطر مرگ و میر دوران طفولیت قرار دارند .در هر دقیقه حداقل یک نفر زن جوان بر اثر عوارض ناشی از حاملگی و وضع حمل از بین میروند. احتمال اینکه یک زن متعلق به کشورهای در حال توسعه در طول دوره زندگی خود براثر این قبیل عوارض از بین برود سو هشت برابر بیش از همین احتمال در مورد زنان کشورهای پیشرفته است.
زنان به سن باروری و کودکان زیر 5 سال به ترتیب حدود 12و23درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. 4 نفر از 5نفر جمعیت جهان نیز در در کشورهای رو به رشد زندگی میکنند. سلامت زنان و کودکان این کشورها مستقیما دستخوش پیامد زاد وولدها و مرگهای فراوان و نیز بیماریهای عفونی و سوء تغذیه است .در این تردید نیست که آینده هر کشور و حتی نوع بشر به سلامت کودکان بستگی دارد. برای آنکه کودک به بزرگسالی سالم و توانا بدل شود نیازمند برخورداری از غذای کافی ،آب سالم، آموزش و مراقبتهای بهداشتی و شرایط ا من زندگی است .سلامت کودکان از سویی در گرو آن است که خود سالم به دنیا آیند و آسیب پذیریهای شدید نخستین روزها و سالهای حیات را پشت سر نهندو از سوی دیگر مادران باید از سلامت کافی برای مراقبت از آنها برخوردار باشند .زاد و ولد فراوان و با فواصل اندک دست یافتن به این حال را دشوار و گاه غیر ممکن میکند. یکی از جلوه های جمعیتی در کشورهای در حال توسعه جهان فاصله اندک تولدهاست. در این حال نه بدن مادر فرصت جبران نیرو و توان از دست رفته در جریان حاملگی قبلی را می یابد و نه مجالی برای مراقبت از کودک باقی میماند .به این ترتیب حاملگیهای با فاصله اندک خود به یکی از عاملهای مرگ کودکان تبدیل میشود . در شرایط جمعیتی کشورهای در حال توسعه کثرت تعداد فرزندان خانواده مساله ای عمده است. بررسیهای فراوان نشان داده است که هر چه شمار فرزندان (رتبه تولد )زیادتر میشود بر مرگ کودکان زیر یکسال نیز افزوده میگردد.
یکی از نتایج تعدد فرزندان خانواده اثر سوء آن بر سوء تغذیه کودکان است. هر چه تعداد فرزندان خانواده بیشترشود بر هزینه غذای خانوار افزوده و از سرانه غذای افراد آن کاسته میشود.
حاملگیهای مکرر ونزدیک به هم مانع بازیابی سلامت مادر میشود و مجالی برای تامین ذخایر عمده ای که مادر صرف پرورش جنین خود کرده است پدید نمی آید.به همین دلیل است که با افزوده شدن به تعداد فرزندان، سلامت مادر و کودک هر دو دستخوش اختلال و بحرانهای شدید میشود.بستگی شدید میان سلامت جسمی و روانی مادر و فرزند او آنقدر آشکار است که جای گفتگو ندارد. این ارتباط بخشی از فرآیند مداوم و دامنه داری است که گاه سبب میشود اختلال در سلامت طی چندین دهه از نسلی به نسل دیگر پایدار بماند. تداوم این اختلال حاصل مجموعه ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بیولوژیک است .مادر بیمار و ناتوان کودکی به دنیا می آورد که احتمال بقاء او چندان زیاد نیست و اگر زنده بماند ابزاری برای تداوم اختلال در سلامت خود او خواهد بود. مادر نیز انرژی وامکان کافی برای مراقبت از فرزند نخواهد داشت .فرزند او اگر دختر باشد همچون بسیاری از دختران جوان دنیای در حال توسعه با بیماری کم غذایی و شرایط دردناک اقتصادی ،اجتماعی رو به رو خواهد بود واین چرخه همچنان ادامه می یابد. این دختر ممکن است مبتلا به کمخونی، عفونتهای انگلی یا بیماریهای مختلف واگیردار شود که در کنار سوء تغذیه پایدار توان او برای مقابله با بسیاری از مخاطرات اولین سالهای حیات رابه تحلیل میبرد.
در این پژوهش کوشش شده است که عوامل اثر گذار بر سلامت نوزاد(عمدتا وزن تولد)مورد بررسی قرار گیرد.با توجه به اینکه بسیاری از عوامل ایجاد کننده کم وزنی را میتوانیم با مراقبتهای صحیح در دوران بارداری و قبل از آن برطرف کنیم و بخصوص اینکه کم وزنی خود یک عامل مهم ابتلا به بیماریهای زمان نوزادی و شیر خواری و همچنین مرگ ومیر است بنابراین شناخت عوامل موثر در اختلال در سلامتی نوزاد نظیر کم وزنی در منطقه میتواند از نظر برنامه ریزی برای کاهش موارد خطر فوق و در نهایت کاهش مرگ و میر نوزادان وارتقاء سطح سلامت آنان و همچنین توجه به سلامت مادران کارآمد و راهگشا باشدو امید آنکه نتایج این تحقیق بتواند راهنمایی هر چند کوچک در اختیار سیاستگذاران و متولیان بهداشتی ،مراکز جمعیت شناسی ،متولیان فرهنگ سازی در کشور از جمله رسانه ها ،سیستم آموزشی کشور و... قرا دهد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
صفحه |
|
||
|
|
فصل اول |
||
|
5 |
مقدمه |
||
|
7 |
بیان مسئله |
||
|
9 |
سؤالات پژوهش |
||
|
10 |
اهمیت پژوهش |
||
|
11 |
اهداف پژوهش |
||
|
11 |
فرضیه های پژوهش |
||
|
12 |
تعریف اصطلاحات |
||
|
12 |
ترس های تحولی |
||
|
13 |
الگوهای فرزندپروری |
||
|
16 |
کودک ناسازگار |
||
|
|
فصل دوم |
||
|
20 |
ادبیات تحقیق |
||
|
20 |
ترس |
||
|
21 |
فوبیا |
||
|
24 |
شباهت و تفاوت اضطراب با ترس |
||
|
26 |
ویژگی های محرک |
||
|
27 |
ویژگی های پاسخ |
||
|
28 |
ترس به عنوان هسته اصلی هیجان |
||
|
30 |
نظریه های مربوط به ترس |
||
|
30 |
نظریه زیستی، اجتماعی |
||
|
31 |
نظریه روانکاوی |
||
|
33 |
نظریه ادراکی |
||
|
33 |
نظریه رفتاری |
||
|
35 |
نظریه عملکرد |
||
|
36 |
علل ترس |
||
|
36 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
38 |
عوامل محیطی و یادگیری |
||
|
41 |
انواع ترس های تحولی بر حسب دوره های رشد |
||
|
41 |
ترس در نوزادی |
||
|
42 |
ترس در یک سالگی |
||
|
42 |
ترس در2-4 سالگی |
||
|
43 |
ترس در 5 سالگی |
||
|
43 |
ترس دوره کودکی |
||
|
45 |
ترس دوره نوجوانی |
||
|
45 |
شیوه های رویارویی با ترس کودکان خود در والدین |
||
|
45 |
دوران نوزادی |
||
|
45 |
دوران 5 سالگی و کودکی |
||
|
45 |
دوران نوجوانی |
||
|
48 |
ترس و سازگاری |
||
|
51 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
54 |
نقش خانواده |
||
|
56 |
نظریه های روانشناختی در زمینه خانواده |
||
|
56 |
نظریه روان تحلیلی |
||
|
56 |
نظریه یادگیری اجتماعی |
||
|
56 |
نظریه نقش |
||
|
57 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
58 |
الگوی شیفر |
||
|
60 |
الگوی وینترباتوم |
||
|
61 |
الگوی بامریند |
||
|
63 |
ناسازگاری |
||
|
63 |
علل ناسازگاری |
||
|
63 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
64 |
پویایی روانی |
||
|
64 |
تأثیر خانواده در شکل گیری رفتار |
||
|
65 |
تأثیر شیوه های تربیتی والدین در کودکان ناسازگار |
||
|
65 |
روابط نادرست کودک و والدین |
||
|
65 |
محافظت بیش از حد و ایجاد محدودیت |
||
|
66 |
پذیرش بیش از حد کودک و آزادگذاری او |
||
|
66 |
خواستهای غیرواقعی |
||
|
67 |
انضباط نادرست |
||
|
70 |
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین |
||
|
70 |
الف) تحقیقات مربوط به ترس |
||
|
70 |
شدت و شیوع ترس |
||
|
70 |
ترس های رایج |
||
|
85 |
ب) تحقیقات مربوط به رفتار والدین (الگوهای فرزندپروری) |
||
|
89 |
ج) ناسازگار |
||
|
89 |
کودکان ناسازگار |
||
|
91 |
والدین کودکان ناسازگار |
||
|
|
فصل سوم |
||
|
95 |
جامعه آماری |
||
|
96 |
نمونه تحقیق |
||
|
96 |
روش نمونه گیری |
||
|
96 |
روش اجرای آزمون |
||
|
98 |
وشها و فنون آماری |
||
|
|
فصل چهارم |
||
|
|
تجزیه و تحلیل آماری |
||
|
|
فصل پنجم |
||
|
|
نتایج بررسی پژوهش |
||
|
|
محدودیت های پژوهش |
||
|
|
فصل ششم |
||
|
|
منابع فارسی |
||
|
|
منابع خارجی |
||
|
|
پرسشنامه |
مقدمه
ابهامات گوناگونی در زمینه ریشه ترس وجود دارد. برخی از افراد اعتقاد دارند که ریشه ارثی دارد. در حالی که دیگران بر این باورند که ترس منشأ اکتسابی است و به عنوان یک ویژگی ارثی و خصیصه ای شناخته نمی شود افرادی که به اکتسابی بودن ترس ها تأیید دارند، بر این باورند که ریشه تمامی اختلالات اضطرابی را می توان در اصول دیگری مورد بررسی قرار داد و از طریق قوانین شرطی شدن توجیه منطقی را برای بروز ترس های غیر منطقی ارائه دهند. (شرفی، 1367).
بین کشورها و گروه های اجتماعی مختلف به اشکال گوناگون، روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه های متفاوت فرزند پر وری بر می خوریم. بالاخص در آمریکا در قرن نخست شیوه خشن و خشک رایج بود. در دهه 1940 شیوه ای آسان گیر و انعطاف پذیر زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار داشت (اتکینسون1 ، 1984. ترجمه براهنی، 1367).
بیشتر والدین در مورد ویژگیهایی که مایلند فرزندانشان داشته باشند و شیوه های پرورش کودک که منجر به آن ویژگیها می شود اعتقاداتی دارند. آنان برای سوق دادن کودک خود به سوی اهدافی که برگزیده اند با تلقینهای مختلفی از پذیرش و سختگیر رفتار می کنند. گاهی هم پذیرا و سختگیرند. این گونه والدین بدون اضطراب و بازداری، جزء شیوه ای انضباطی خصومت آمیز محدود کننده و قدرت طلبانه است یا ناآزمودگی در همنوایی با خواسته ها و نیازهای دیگران که با آسان گیر مفرط توأم می باشد به کودکان فرصت می دهند تا محیط اطراف را کند و کاو کنند. گاهی طرد کننده و سخت گیرند و شیوۀ آنان بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشک و تنبیه و قهرآمیز در برابر اشتباهات استوار است که این وضعیت به رفتار نامناسب منجر می شود. گاهی آسانگیر و طرد کننده هستند به انضباط بیش از حد آسانگیر و به کودکان اجازه می دهند که هر کاری می خواهند، بکنند و تکانشهای خود را بطور آزادانه ای اظهار کنند. آنان از فرزندان خود چندان متوقع نیستند که عاقلانه رفتار کنند و گاهی آسانگیر و پذیرا هستند که بر شیوه هایی چون گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تغیرهای ملایم در برابر اشتباهات تکیه می کنند. به هر حال افراط در آسان گیری یا محدودیت توسط والدین، بخصوص از طرف مادر نقش وی مهمتر از نقش پدر قلمداد شده است. رشد ناقص پرورش در کودکان منجر به رفتارهای نابهنجار یا ناسازگاری در کودکان می شود. (ماسن1) 1982، ترجمه یاسائی 1372).
تا قبل از قرن بیستم به بیماریهای روانی کودکان به صورت میناتوری از بزرگسالان نگاه می شد. از اوایل قرن بیستم با شروع مطالعات سیستماتیک بر روی جنبه های مختلف کودکان، اختلالات رفتاری آنان نیز به طور مستقل مورد توجه قرار گرفت (سیف نراقی، 1379).
بسیاری از این کودکان مبتلا به این اختلال، حاصل حاملگی های ناخواسته و طرحریزی نشده هستند، این گونه والدین بخصوص، پدران غالباً مبتلا به اختلال یا الکسیم شناخته می شوند (کاپلان1 ، 1991 . ترجمه پور افکاری 1382).
بیان مسئله
وجود مقدار معینی ترس و اضطراب در انسان برای وی مفید و حتی برای زنده ماندن او ضروری است. این حالات هیجانی می توانند انسان را از بسیاری از خطرات حفظ نمایند. همچنین ترس می تواند از منابع بسیار مهم انگیزش آدمی به حساب آید. بعنوان مثال دانش آموزی از گرفتن نمره کم به هنگام امتحان می ترسد، این ترس انگیزه ای برای مطالعه در او بوجود می آورد و برعکس ورزشکاری که خیلی آرام و بی دغدغه است بعید به نظر می رسد که به اندازه کافی برای پیروزی و برتری برانگیخته شود. در چنین مواردی ترس و اضطراب می توانند تا حدودی تسهیل کننده شرایط موجود باشند. از طرف دیگر ترس ها از شدت و قوت زیادی برخوردار باشند می توانند در عملکرد انسان مداخله نموده و باعث گردند تا یادآوری موضوعات یاد گرفته شده به آسانی صورت نگیرد (شرفی، 1367).
در این میان نقش خانواده ها و ارتباط مستقیم کودک با والدین حائز اهمیت است. نفوذ والدین در کودکان تنها محدود به جنبه های ارثی نمی باشد بلکه نحوه آشنایی و ارتباط کودک با بنیانهای فرهنگی، تربیتی جامعه بستگی به نحوه ارتباط والدین و فرزندان دارد. نقش مادر در تربیت کودک تا حدی است که محدودیت از وجود او اثرات ناگواری از جمله افزایش میزان ترس و اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، کاهش واکنش عاطفی ... را به همراه دارد. (کندال1 1982، ترجمه رضازاده، 1382).
از سوی دیگر خانواده ها علاقمند هستند، روشهای درست رویارویی با مسئله ترس را بدانند تا شیوه هایی که منجر به کاهش مشکلات کودکان خود می شود را مورد استفاده قرار دهند. آنان بیان می کنند که کودکان خود در مواجه با موارد ترس زا، دچار استرس، دلهره شدید شده و این مسائل موجب اختلال در مسائل زندگی، شخصی خود کودک می شود.
صحبت از ناسازگاریهای کودکان به مراتب پیچیده است. زیرا یک رفتار در یک مورد ممکن است نابهنجار تلقی شود و در شرایط دیگر مشکل آفرین نباشد که مثلاً شب ادراری کودکان زیر یک سال امر بدیهی است وی در نوجوانی به عنوان یک رفتار نابهنجار تلقی می شود (سیف نراقی و همکاران، 1379).
بر طبق تحریف DSM , IV , TR 2 : الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی را متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود. شامل تخریب اموال، نقض جدی مقررات، پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات...
بتازگی با دخیل کردن نقش سیستم های خانوادگی در بروز اختلالات رفتاری، حوزه جدیدی در این مقوله گشوده شده که توجه محققین را به خود جلب کرده است. در این مورد استدلال می کنند: پدر و مادرهایی که از خود استقلال کمتری را نشان می دهند تا حدی نمی توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای فرزندانی با یکی از انواع اختلالات رفتاری هستند 1 ، ترجمه رضازاده، 1382).
بسیاری از این کودکان ناتوان در برقراری با روابط همسالان خود هستند، کناره گیر و تنها هستند. احترام به نفس ضعیف دارند این کودکان نسبت به احساسات، امیال و رفاه دیگران اهمیتی قائل نیستند.... (کاپلان2 ، 1991، ترجمه پور افکاری، 1382).
در ارتباط با ترس های تحولی این کودکان با همان ترتیب، کودکان مادی شکل می گیرد یا اینکه در طی ایجاد رفتارها و هیجانات نابهنجار در آنها، ترس ها به صورت غیر عادی هستند.
به طور کلی سؤالات اساسی پژوهش حاضر شامل:
1- ترس های تحولی بلند در هر گروه سنی چیست؟
2- آیا همان ترس ها در کودکان ناسازگار نیز می توان دید؟
3- آیا در کودکان ناسازگار، ترس های متفاوتی با کیفیتی متفاوت دیده می شود؟
4- آیا بین الگوهای فرزند پروری والدین با ترس های تحولی کودکان رابطه وجود دارد؟
5- آیا الگوهای فرزند پروری والدین بین دو گروه کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد؟
اهمیت پژوهش
یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش در هر کشوری تهیه برنامه ریزی مناسب برای دانش آموزان است. در این راستا توجه به نگرانیهای عاطفی دانش آموزان یکی از عواملی است که در تهیه برنامه ریزی مناسب درسی کمک کننده است.
یکی از مشکلات عمده ای که والدین با آن روبرو هستند، عدم آگاهی از چگونگی شیوه های تربیتی در برخورد با این نوع ترس هاست. والدین معمولاً از نتایج برخوردهای خود با کودکانشان بازخوردی دریافت می کنند که ممکن است ناصحیح و به طور منامناسب باشد که ناشی از شرایط سنی کودکان و یا عواملی چون ناسازگاری و عقب ماندگی ذهنی است.
در این زمینه نحوه برخورد والدینی که دارای کودکان ناسازگار هستند با این نوع ترس ها و روش های بکارگیری تربیتی آنان در برخورد با این مسائل حائز اهمیت است.
اهمیت و نقش نهاد خانوادگی به عنوان جایگاه کودک در خانواده و شیوه های تربیتی مناسب برای کودکان مهم است. زیرا شیوه های نامناسب قرین با منحرف کردن زمینه های رشد به هنجار، می تواند آنرا به سوی نابهنجاری سوق دهد.
اهداف پژوهش
1- مطالعه رایج ترین ترس های دوران کودکی و هر گروه سنی و شناختن موضوعات ترس آور عمده.
2- مطالعه رابطه شیوه های تربیتی والدین با ترس های عادی کودکان
3- مقایسه ترس های کودکان عادی و ناسازگار
4- مقایسۀ شیوه های تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار.
فرضیه های پژوهش
1- بین شدت ترس های تحولی و سن ارتباط وجود دارد.
2- بین شیوع ترس های تحولی و جنسیت ارتباط وجود دارد.
3- ترس های تحولی کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد.
4- الگوهای تربیتی والدین با ترس های تحولی رایج ارتباط دارد.
5- الگوهای تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار تفاوت دارد.
6- بین راهبردهای رویارویی والدین در کودکان عادی و ناسازگار ارتباط وجود دارد.
تعریف اصطلاحات
ترس های تحولی
تعریف نظری: ترس یک واکنش طبیعی به تهدیدهای خیالی یا واقعی است که به عنوان یک تست لاینفک از رشد شناخته شده است. ترس های کودکان در یک توالی نظامدار، موازی با تغییرات رشد شناختی پیاژه (1955) قرار دارد. (میلر1، 1983) در توالی رشد، ترس دوران نوزادی ممکن است به صورت افزایش و بستگی بین نوزاد و مادر باشد. مانند ترس از صدای بلند، فقدان حمایت به صورت بالقوه در نوزاد وجود دارد (کوکر2 و همکاران، 1976).
در اولین سال زندگی اضطراب جدائی و ترس از غریبه پدیدار می گردد. در سال دوم: ترس از حیوانات در سال سوم ترس از مخلوقات بدیهی (مثل لولو) سال چهارم: ترس از تاریکی. همزمان با ورود مدرسه ترسهایی چون ترس از مدرسه، ترس از شکست و انتقاد و آسیب های بدنی. در نوجوانی: ترس از مرگ (سولانتز3 و همکاران ، (1984).
تعریف عملیاتی: نوعی از ترس ها که به صورت طبیعی در مرحله سن 12-7 سالگی بروز یابند که شامل:
امتحان – صدای بلند – حادثه – حیوانات – دیدن خون – جاهای نا آشنا – غریبه – مسافرت با وسایل نقلیه – دزد – تنهایی – آمپول زدن – بیمارستان یا درمانگاه استخر یا آب رودخانه یا دریا – قایق سواری – موجودات خیالی – مورد تمسخر قرار گرفتن – سایه – کتک کاری – تاریکی – جاهای متروکه – رعد و برق – دارو خوردن – ترک پدر و مادر – سنگ قبر – محبت ندیدن – عبور از خیابان – ساختمان بلند
این ترس ها بر حسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
الگوهای (فرزند پروری)
تعریف نظری : روشهایی که والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می کنند و در شکل گیری رشد و تکامل کودک در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد. مثلاً طرد کودک یا فقدان ارتباط معنادار بین کودک و مادر سبب پیدایش اختلال شخصیت می شود. (شعاری نژاد، 1364).
هر خانواده شیوه های خاص را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش بکار می گیرد که این شیوه ها به صورت مستبد – سهل گیر – مقتدر در خانواده ها بروز می کند (هاردی1 و همکاران، 1993).
تعریف عملیاتی: مقصود از شیوه هایی است که پرسشنامه ستوه های فرزند پروری با مریند آنرا می سنجد.
سهل گیر: سخت گیری کمتری را نسبت به کودکان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند که تا خودشان فعالیتهای خود را تنظیم نمایند و کنترل کمتری روی رفتار کودکان خود داشته و بندرت آنها را تنبیه می کنند.
مستبد: بیشتر دستور می دهند و عقیده دارند که کودک باید بدون چون و چرا از دستورات آنها پیروی نماید، در مقایسه با دیگر والدین صمیمیت کمتری با کودکان خود دارند و کودک را از گفت و شنود کلامی باز می دارند.
مقتدر منطقی: بین دو جنبه افراطی قرار می گیرند و کودکان خود را با صراحت و روشنی راهنمایی می کند و نظم و انضباط تربیتی آنها توأم با گرمی، منطقی، انعطاف پذیر و گفت شنود کلامی است.
در این تحقیق نمره ای که از پرسشنامه بدست می آید شاخصی برای تعریف عینی نوع الگوی فرزند پروری والدین است.
راهبردهای رویارویی
تعریف نظری: به کارگیری شیوه های مثبت، حل مشکل کودک، بوجود آوردن فضایی آکنده از محبت و صمیمیت، تلاش در برقراری آرامش و امنیت در خانه، بوجود آوردن استقلال و اعتماد به نفس در کودکان از جمله راهبردهایی است که برای بروز ترس می توان نام برد. (نوابی نژاد، 1379)
شرکت دادن کودک در رقص، بازی، موزیک، نقاشی، نوشتن و فعالیتهای تفریحی را از جمله راهبردها می توان نام برد. (میلانی فر، 1379)
تعریف عملیاتی: نوعی از راهبردها که به صورت مثبت و منفی در پرسشنامه محقق ساخته ذکر شده که شامل
الف) نوع مثبت
1- همیشه او را بغل کرده و آرام می کنیم.
2- بببرایش توضیح می دهیم که آن شیء یا موقعیت ترسناک نیست.
3- با آوردن وسایل دلخواهش او را سرگرم می کنید تا موضوع ترس آور را فراموش کند.
4- در فعالیتهای دسته جمعی شرکت می دهید.
5- به او آگاهی های بیشتر در مورد ترس می دهید.
ب) نوع منفی
1- او را از آن موقعیت دور می کنید.
2- به او دروغ گفته و تنها شیء را پنهان می کنید.
3- اهمیتی نمی دهید زیرا مسئله مهمی نیست.
4- به خاطر این رفتار او را سرزنش یا مسخره می کنید.
5- به زور و بالاجبار او را با موقعیت ترس آور روبرو می کنید تا ترسش بریزد.
6- گاهی اوقات برای تنبیه او، از آن شی یا موقعیت استفاده می کنید.
این راهبردها برحسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
کودک ناسازگار
تعریف نظری: کودک ناسازگار یا کر خو به افرادی اطلاق می شود که معمولاً از هوش عادی و یا حتی بالاتر برخوردار هستند وی دارای رفتاری غیرعادی و نابهنجار هستند و یا به عبارت دیگر مبتلا به اختلالات رفتاری می باشند، گاهی این کودکان را کودکان دشوار نیز می نامند (میلانی فر، 1356)
PSM – IV – TR ملاک های زیر را عنوان می کند:
الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی و اصول عمده متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود و با وجود حداقل یک ملاک در 6 ماه گذشته تظاهر می کند.
- پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
1) غالباً قلدری می کند، دیگران را می ترساند، تهدید می کند.
2) غالباً شروع کننده نزاع فیزیکی است.
3) از اسلحه ای که می تواند آسیب جدی به دیگران برساند (مثل چماق، پاره آجر، بطری شکسته، چاقو، تفنگ،
4) نسبت به مردم از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
5) نسبت به حیوانات از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
6) با حضور ، قربانی، اقدام به دزدی کرده است (مثل جیب بری – کیف زنی – اخاذی – سرقت مسلحانه)
7) کس دیگر را وادار به فعالیت جنسی کرده است.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
صفحه |
|
||
|
|
فصل اول |
||
|
5 |
مقدمه |
||
|
7 |
بیان مسئله |
||
|
9 |
سؤالات پژوهش |
||
|
10 |
اهمیت پژوهش |
||
|
11 |
اهداف پژوهش |
||
|
11 |
فرضیه های پژوهش |
||
|
12 |
تعریف اصطلاحات |
||
|
12 |
ترس های تحولی |
||
|
13 |
الگوهای فرزندپروری |
||
|
16 |
کودک ناسازگار |
||
|
|
فصل دوم |
||
|
20 |
ادبیات تحقیق |
||
|
20 |
ترس |
||
|
21 |
فوبیا |
||
|
24 |
شباهت و تفاوت اضطراب با ترس |
||
|
26 |
ویژگی های محرک |
||
|
27 |
ویژگی های پاسخ |
||
|
28 |
ترس به عنوان هسته اصلی هیجان |
||
|
30 |
نظریه های مربوط به ترس |
||
|
30 |
نظریه زیستی، اجتماعی |
||
|
31 |
نظریه روانکاوی |
||
|
33 |
نظریه ادراکی |
||
|
33 |
نظریه رفتاری |
||
|
35 |
نظریه عملکرد |
||
|
36 |
علل ترس |
||
|
36 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
38 |
عوامل محیطی و یادگیری |
||
|
41 |
انواع ترس های تحولی بر حسب دوره های رشد |
||
|
41 |
ترس در نوزادی |
||
|
42 |
ترس در یک سالگی |
||
|
42 |
ترس در2-4 سالگی |
||
|
43 |
ترس در 5 سالگی |
||
|
43 |
ترس دوره کودکی |
||
|
45 |
ترس دوره نوجوانی |
||
|
45 |
شیوه های رویارویی با ترس کودکان خود در والدین |
||
|
45 |
دوران نوزادی |
||
|
45 |
دوران 5 سالگی و کودکی |
||
|
45 |
دوران نوجوانی |
||
|
48 |
ترس و سازگاری |
||
|
51 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
54 |
نقش خانواده |
||
|
56 |
نظریه های روانشناختی در زمینه خانواده |
||
|
56 |
نظریه روان تحلیلی |
||
|
56 |
نظریه یادگیری اجتماعی |
||
|
56 |
نظریه نقش |
||
|
57 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
58 |
الگوی شیفر |
||
|
60 |
الگوی وینترباتوم |
||
|
61 |
الگوی بامریند |
||
|
63 |
ناسازگاری |
||
|
63 |
علل ناسازگاری |
||
|
63 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
64 |
پویایی روانی |
||
|
64 |
تأثیر خانواده در شکل گیری رفتار |
||
|
65 |
تأثیر شیوه های تربیتی والدین در کودکان ناسازگار |
||
|
65 |
روابط نادرست کودک و والدین |
||
|
65 |
محافظت بیش از حد و ایجاد محدودیت |
||
|
66 |
پذیرش بیش از حد کودک و آزادگذاری او |
||
|
66 |
خواستهای غیرواقعی |
||
|
67 |
انضباط نادرست |
||
|
70 |
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین |
||
|
70 |
الف) تحقیقات مربوط به ترس |
||
|
70 |
شدت و شیوع ترس |
||
|
70 |
ترس های رایج |
||
|
85 |
ب) تحقیقات مربوط به رفتار والدین (الگوهای فرزندپروری) |
||
|
89 |
ج) ناسازگار |
||
|
89 |
کودکان ناسازگار |
||
|
91 |
والدین کودکان ناسازگار |
||
|
|
فصل سوم |
||
|
95 |
جامعه آماری |
||
|
96 |
نمونه تحقیق |
||
|
96 |
روش نمونه گیری |
||
|
96 |
روش اجرای آزمون |
||
|
98 |
وشها و فنون آماری |
||
|
|
فصل چهارم |
||
|
|
تجزیه و تحلیل آماری |
||
|
|
فصل پنجم |
||
|
|
نتایج بررسی پژوهش |
||
|
|
محدودیت های پژوهش |
||
|
|
فصل ششم |
||
|
|
منابع فارسی |
||
|
|
منابع خارجی |
||
|
|
پرسشنامه |
مقدمه
ابهامات گوناگونی در زمینه ریشه ترس وجود دارد. برخی از افراد اعتقاد دارند که ریشه ارثی دارد. در حالی که دیگران بر این باورند که ترس منشأ اکتسابی است و به عنوان یک ویژگی ارثی و خصیصه ای شناخته نمی شود افرادی که به اکتسابی بودن ترس ها تأیید دارند، بر این باورند که ریشه تمامی اختلالات اضطرابی را می توان در اصول دیگری مورد بررسی قرار داد و از طریق قوانین شرطی شدن توجیه منطقی را برای بروز ترس های غیر منطقی ارائه دهند. (شرفی، 1367).
بین کشورها و گروه های اجتماعی مختلف به اشکال گوناگون، روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه های متفاوت فرزند پر وری بر می خوریم. بالاخص در آمریکا در قرن نخست شیوه خشن و خشک رایج بود. در دهه 1940 شیوه ای آسان گیر و انعطاف پذیر زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار داشت (اتکینسون1 ، 1984. ترجمه براهنی، 1367).
بیشتر والدین در مورد ویژگیهایی که مایلند فرزندانشان داشته باشند و شیوه های پرورش کودک که منجر به آن ویژگیها می شود اعتقاداتی دارند. آنان برای سوق دادن کودک خود به سوی اهدافی که برگزیده اند با تلقینهای مختلفی از پذیرش و سختگیر رفتار می کنند. گاهی هم پذیرا و سختگیرند. این گونه والدین بدون اضطراب و بازداری، جزء شیوه ای انضباطی خصومت آمیز محدود کننده و قدرت طلبانه است یا ناآزمودگی در همنوایی با خواسته ها و نیازهای دیگران که با آسان گیر مفرط توأم می باشد به کودکان فرصت می دهند تا محیط اطراف را کند و کاو کنند. گاهی طرد کننده و سخت گیرند و شیوۀ آنان بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشک و تنبیه و قهرآمیز در برابر اشتباهات استوار است که این وضعیت به رفتار نامناسب منجر می شود. گاهی آسانگیر و طرد کننده هستند به انضباط بیش از حد آسانگیر و به کودکان اجازه می دهند که هر کاری می خواهند، بکنند و تکانشهای خود را بطور آزادانه ای اظهار کنند. آنان از فرزندان خود چندان متوقع نیستند که عاقلانه رفتار کنند و گاهی آسانگیر و پذیرا هستند که بر شیوه هایی چون گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تغیرهای ملایم در برابر اشتباهات تکیه می کنند. به هر حال افراط در آسان گیری یا محدودیت توسط والدین، بخصوص از طرف مادر نقش وی مهمتر از نقش پدر قلمداد شده است. رشد ناقص پرورش در کودکان منجر به رفتارهای نابهنجار یا ناسازگاری در کودکان می شود. (ماسن1) 1982، ترجمه یاسائی 1372).
تا قبل از قرن بیستم به بیماریهای روانی کودکان به صورت میناتوری از بزرگسالان نگاه می شد. از اوایل قرن بیستم با شروع مطالعات سیستماتیک بر روی جنبه های مختلف کودکان، اختلالات رفتاری آنان نیز به طور مستقل مورد توجه قرار گرفت (سیف نراقی، 1379).
بسیاری از این کودکان مبتلا به این اختلال، حاصل حاملگی های ناخواسته و طرحریزی نشده هستند، این گونه والدین بخصوص، پدران غالباً مبتلا به اختلال یا الکسیم شناخته می شوند (کاپلان1 ، 1991 . ترجمه پور افکاری 1382).
بیان مسئله
وجود مقدار معینی ترس و اضطراب در انسان برای وی مفید و حتی برای زنده ماندن او ضروری است. این حالات هیجانی می توانند انسان را از بسیاری از خطرات حفظ نمایند. همچنین ترس می تواند از منابع بسیار مهم انگیزش آدمی به حساب آید. بعنوان مثال دانش آموزی از گرفتن نمره کم به هنگام امتحان می ترسد، این ترس انگیزه ای برای مطالعه در او بوجود می آورد و برعکس ورزشکاری که خیلی آرام و بی دغدغه است بعید به نظر می رسد که به اندازه کافی برای پیروزی و برتری برانگیخته شود. در چنین مواردی ترس و اضطراب می توانند تا حدودی تسهیل کننده شرایط موجود باشند. از طرف دیگر ترس ها از شدت و قوت زیادی برخوردار باشند می توانند در عملکرد انسان مداخله نموده و باعث گردند تا یادآوری موضوعات یاد گرفته شده به آسانی صورت نگیرد (شرفی، 1367).
در این میان نقش خانواده ها و ارتباط مستقیم کودک با والدین حائز اهمیت است. نفوذ والدین در کودکان تنها محدود به جنبه های ارثی نمی باشد بلکه نحوه آشنایی و ارتباط کودک با بنیانهای فرهنگی، تربیتی جامعه بستگی به نحوه ارتباط والدین و فرزندان دارد. نقش مادر در تربیت کودک تا حدی است که محدودیت از وجود او اثرات ناگواری از جمله افزایش میزان ترس و اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، کاهش واکنش عاطفی ... را به همراه دارد. (کندال1 1982، ترجمه رضازاده، 1382).
از سوی دیگر خانواده ها علاقمند هستند، روشهای درست رویارویی با مسئله ترس را بدانند تا شیوه هایی که منجر به کاهش مشکلات کودکان خود می شود را مورد استفاده قرار دهند. آنان بیان می کنند که کودکان خود در مواجه با موارد ترس زا، دچار استرس، دلهره شدید شده و این مسائل موجب اختلال در مسائل زندگی، شخصی خود کودک می شود.
صحبت از ناسازگاریهای کودکان به مراتب پیچیده است. زیرا یک رفتار در یک مورد ممکن است نابهنجار تلقی شود و در شرایط دیگر مشکل آفرین نباشد که مثلاً شب ادراری کودکان زیر یک سال امر بدیهی است وی در نوجوانی به عنوان یک رفتار نابهنجار تلقی می شود (سیف نراقی و همکاران، 1379).
بر طبق تحریف DSM , IV , TR 2 : الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی را متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود. شامل تخریب اموال، نقض جدی مقررات، پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات...
بتازگی با دخیل کردن نقش سیستم های خانوادگی در بروز اختلالات رفتاری، حوزه جدیدی در این مقوله گشوده شده که توجه محققین را به خود جلب کرده است. در این مورد استدلال می کنند: پدر و مادرهایی که از خود استقلال کمتری را نشان می دهند تا حدی نمی توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای فرزندانی با یکی از انواع اختلالات رفتاری هستند 1 ، ترجمه رضازاده، 1382).
بسیاری از این کودکان ناتوان در برقراری با روابط همسالان خود هستند، کناره گیر و تنها هستند. احترام به نفس ضعیف دارند این کودکان نسبت به احساسات، امیال و رفاه دیگران اهمیتی قائل نیستند.... (کاپلان2 ، 1991، ترجمه پور افکاری، 1382).
در ارتباط با ترس های تحولی این کودکان با همان ترتیب، کودکان مادی شکل می گیرد یا اینکه در طی ایجاد رفتارها و هیجانات نابهنجار در آنها، ترس ها به صورت غیر عادی هستند.
به طور کلی سؤالات اساسی پژوهش حاضر شامل:
1- ترس های تحولی بلند در هر گروه سنی چیست؟
2- آیا همان ترس ها در کودکان ناسازگار نیز می توان دید؟
3- آیا در کودکان ناسازگار، ترس های متفاوتی با کیفیتی متفاوت دیده می شود؟
4- آیا بین الگوهای فرزند پروری والدین با ترس های تحولی کودکان رابطه وجود دارد؟
5- آیا الگوهای فرزند پروری والدین بین دو گروه کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد؟
اهمیت پژوهش
یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش در هر کشوری تهیه برنامه ریزی مناسب برای دانش آموزان است. در این راستا توجه به نگرانیهای عاطفی دانش آموزان یکی از عواملی است که در تهیه برنامه ریزی مناسب درسی کمک کننده است.
یکی از مشکلات عمده ای که والدین با آن روبرو هستند، عدم آگاهی از چگونگی شیوه های تربیتی در برخورد با این نوع ترس هاست. والدین معمولاً از نتایج برخوردهای خود با کودکانشان بازخوردی دریافت می کنند که ممکن است ناصحیح و به طور منامناسب باشد که ناشی از شرایط سنی کودکان و یا عواملی چون ناسازگاری و عقب ماندگی ذهنی است.
در این زمینه نحوه برخورد والدینی که دارای کودکان ناسازگار هستند با این نوع ترس ها و روش های بکارگیری تربیتی آنان در برخورد با این مسائل حائز اهمیت است.
اهمیت و نقش نهاد خانوادگی به عنوان جایگاه کودک در خانواده و شیوه های تربیتی مناسب برای کودکان مهم است. زیرا شیوه های نامناسب قرین با منحرف کردن زمینه های رشد به هنجار، می تواند آنرا به سوی نابهنجاری سوق دهد.
اهداف پژوهش
1- مطالعه رایج ترین ترس های دوران کودکی و هر گروه سنی و شناختن موضوعات ترس آور عمده.
2- مطالعه رابطه شیوه های تربیتی والدین با ترس های عادی کودکان
3- مقایسه ترس های کودکان عادی و ناسازگار
4- مقایسۀ شیوه های تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار.
فرضیه های پژوهش
1- بین شدت ترس های تحولی و سن ارتباط وجود دارد.
2- بین شیوع ترس های تحولی و جنسیت ارتباط وجود دارد.
3- ترس های تحولی کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد.
4- الگوهای تربیتی والدین با ترس های تحولی رایج ارتباط دارد.
5- الگوهای تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار تفاوت دارد.
6- بین راهبردهای رویارویی والدین در کودکان عادی و ناسازگار ارتباط وجود دارد.
تعریف اصطلاحات
ترس های تحولی
تعریف نظری: ترس یک واکنش طبیعی به تهدیدهای خیالی یا واقعی است که به عنوان یک تست لاینفک از رشد شناخته شده است. ترس های کودکان در یک توالی نظامدار، موازی با تغییرات رشد شناختی پیاژه (1955) قرار دارد. (میلر1، 1983) در توالی رشد، ترس دوران نوزادی ممکن است به صورت افزایش و بستگی بین نوزاد و مادر باشد. مانند ترس از صدای بلند، فقدان حمایت به صورت بالقوه در نوزاد وجود دارد (کوکر2 و همکاران، 1976).
در اولین سال زندگی اضطراب جدائی و ترس از غریبه پدیدار می گردد. در سال دوم: ترس از حیوانات در سال سوم ترس از مخلوقات بدیهی (مثل لولو) سال چهارم: ترس از تاریکی. همزمان با ورود مدرسه ترسهایی چون ترس از مدرسه، ترس از شکست و انتقاد و آسیب های بدنی. در نوجوانی: ترس از مرگ (سولانتز3 و همکاران ، (1984).
تعریف عملیاتی: نوعی از ترس ها که به صورت طبیعی در مرحله سن 12-7 سالگی بروز یابند که شامل:
امتحان – صدای بلند – حادثه – حیوانات – دیدن خون – جاهای نا آشنا – غریبه – مسافرت با وسایل نقلیه – دزد – تنهایی – آمپول زدن – بیمارستان یا درمانگاه استخر یا آب رودخانه یا دریا – قایق سواری – موجودات خیالی – مورد تمسخر قرار گرفتن – سایه – کتک کاری – تاریکی – جاهای متروکه – رعد و برق – دارو خوردن – ترک پدر و مادر – سنگ قبر – محبت ندیدن – عبور از خیابان – ساختمان بلند
این ترس ها بر حسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
الگوهای (فرزند پروری)
تعریف نظری : روشهایی که والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می کنند و در شکل گیری رشد و تکامل کودک در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد. مثلاً طرد کودک یا فقدان ارتباط معنادار بین کودک و مادر سبب پیدایش اختلال شخصیت می شود. (شعاری نژاد، 1364).
هر خانواده شیوه های خاص را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش بکار می گیرد که این شیوه ها به صورت مستبد – سهل گیر – مقتدر در خانواده ها بروز می کند (هاردی1 و همکاران، 1993).
تعریف عملیاتی: مقصود از شیوه هایی است که پرسشنامه ستوه های فرزند پروری با مریند آنرا می سنجد.
سهل گیر: سخت گیری کمتری را نسبت به کودکان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند که تا خودشان فعالیتهای خود را تنظیم نمایند و کنترل کمتری روی رفتار کودکان خود داشته و بندرت آنها را تنبیه می کنند.
مستبد: بیشتر دستور می دهند و عقیده دارند که کودک باید بدون چون و چرا از دستورات آنها پیروی نماید، در مقایسه با دیگر والدین صمیمیت کمتری با کودکان خود دارند و کودک را از گفت و شنود کلامی باز می دارند.
مقتدر منطقی: بین دو جنبه افراطی قرار می گیرند و کودکان خود را با صراحت و روشنی راهنمایی می کند و نظم و انضباط تربیتی آنها توأم با گرمی، منطقی، انعطاف پذیر و گفت شنود کلامی است.
در این تحقیق نمره ای که از پرسشنامه بدست می آید شاخصی برای تعریف عینی نوع الگوی فرزند پروری والدین است.
راهبردهای رویارویی
تعریف نظری: به کارگیری شیوه های مثبت، حل مشکل کودک، بوجود آوردن فضایی آکنده از محبت و صمیمیت، تلاش در برقراری آرامش و امنیت در خانه، بوجود آوردن استقلال و اعتماد به نفس در کودکان از جمله راهبردهایی است که برای بروز ترس می توان نام برد. (نوابی نژاد، 1379)
شرکت دادن کودک در رقص، بازی، موزیک، نقاشی، نوشتن و فعالیتهای تفریحی را از جمله راهبردها می توان نام برد. (میلانی فر، 1379)
تعریف عملیاتی: نوعی از راهبردها که به صورت مثبت و منفی در پرسشنامه محقق ساخته ذکر شده که شامل
الف) نوع مثبت
1- همیشه او را بغل کرده و آرام می کنیم.
2- بببرایش توضیح می دهیم که آن شیء یا موقعیت ترسناک نیست.
3- با آوردن وسایل دلخواهش او را سرگرم می کنید تا موضوع ترس آور را فراموش کند.
4- در فعالیتهای دسته جمعی شرکت می دهید.
5- به او آگاهی های بیشتر در مورد ترس می دهید.
ب) نوع منفی
1- او را از آن موقعیت دور می کنید.
2- به او دروغ گفته و تنها شیء را پنهان می کنید.
3- اهمیتی نمی دهید زیرا مسئله مهمی نیست.
4- به خاطر این رفتار او را سرزنش یا مسخره می کنید.
5- به زور و بالاجبار او را با موقعیت ترس آور روبرو می کنید تا ترسش بریزد.
6- گاهی اوقات برای تنبیه او، از آن شی یا موقعیت استفاده می کنید.
این راهبردها برحسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
کودک ناسازگار
تعریف نظری: کودک ناسازگار یا کر خو به افرادی اطلاق می شود که معمولاً از هوش عادی و یا حتی بالاتر برخوردار هستند وی دارای رفتاری غیرعادی و نابهنجار هستند و یا به عبارت دیگر مبتلا به اختلالات رفتاری می باشند، گاهی این کودکان را کودکان دشوار نیز می نامند (میلانی فر، 1356)
PSM – IV – TR ملاک های زیر را عنوان می کند:
الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی و اصول عمده متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود و با وجود حداقل یک ملاک در 6 ماه گذشته تظاهر می کند.
- پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
1) غالباً قلدری می کند، دیگران را می ترساند، تهدید می کند.
2) غالباً شروع کننده نزاع فیزیکی است.
3) از اسلحه ای که می تواند آسیب جدی به دیگران برساند (مثل چماق، پاره آجر، بطری شکسته، چاقو، تفنگ،
4) نسبت به مردم از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
5) نسبت به حیوانات از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
6) با حضور ، قربانی، اقدام به دزدی کرده است (مثل جیب بری – کیف زنی – اخاذی – سرقت مسلحانه)
7) کس دیگر را وادار به فعالیت جنسی کرده است.
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 217 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
1 . مطالعات جمعیت منطقه 12 تهران
1.1. تحولات جمعیت
الف) کل منطقه
منطقه 12 با حدود 1357 هکتار وسعت ، در مرکز تاریخی شهر تهران ، در سال 1357 دارای جمعیتی معادل 189625 نفر بوده است . علی رغم برخورداری از ویژگی هایی چون قدمت و ارزش تاریخی ، واقع شدن در مرکزثقل ارتباطات درون شهری و در برگرفتن قلب تجارت شهر یعنی بازار قدیم تهران ، تحولات جمعیتی آن هماهنگ با تحولات شهر تهران و کشور نبوده است.
این منطقه تاریخی طی 20 سال اخیر روند جمعیت گریزی مداوم ، خروج ساکنان قدیمی و خانوارهای متعارف و ورود مهاجران تهیدست در جستجوی کار را شاهد بوده است ، تا حدی که جمعیت منطقه از 301701 نفر در سال 1359 تا آخرین سرشماری در سال 1357 ، با نرخ رشد 86/2- درصد درسال کاهش یافته است ( جدول1 و نمودار 1).
جدول 1: جمعیت و تغییرات آن طی سال های 75- 1359 در منطقه 12
|
جمعیت سال 1359 |
جمعیت سال 1365 |
جمعیت سال1375 |
رشد 65-1359 |
رشد 75-1365 |
رشد 75-1359 |
|
301701 |
230657 |
189625 |
38/4- |
94/1- |
86/2- |
نمودار 1: مقایسه جمعیت منطقه 12 تهران در 3 مقطع زمانی:
1359 ، 1365، 1375
این گریز پر شتاب جمعیت در حالی رخ داده که شهر تهران با نرخ رشد سالانه 36/1 در صد دائماً بر جمعیت خود افزوده است . در جدول شماره (2) و نمودارهای (2) و (3) تغییرات جمعیت منطقه 12 و شهر تهران ، طی دوره زمانی 75- 1359 ، و سهم جمعیت منطقه از کل شهر مقایسه شده .
جدول 2: مقایسه جمعیت و تغییرات آن طی سال های 75-1359 در شهر تهران و منطقه 12
|
محدوده مکانی |
جمعیت سال 1359 |
جمعیت سال 1365 |
جمعیت سال 1375 |
رشد 65-1359 |
رشد 75-1365 |
رشد 75-1359 |
نسبت غییر 75-1359 |
|
شهر تهران |
5444123 |
6042584 |
6758845 |
75/1 |
13/1 |
36/1 |
2/1 |
|
منطقه 12 |
301701 |
230657 |
189625 |
38/4- |
94/1- |
86/2- |
61/0 |
|
سهم منطقه 12 از کل شهر |
5/5 |
8/3 |
8/2 |
98/5- |
3- |
13/4- |
- |
نمودار 2: مقایسه تغییرات جمعیت تهران و منطقه 12 طی سال های 75-1359
همانگونه که در جدول (2) ملاحظه می شود، سهم جمعیت منطقه از شهر تهران از 5/5 درصد در سال 1359 به 8/3 و 8/2 درصد در سالهای 1365 و 1375 کاهش یافته است. البته شتاب این کاهش در دوره 65-1359 به مراتب بیشتر از دهه بعدی است. در واقع ، علی رغم بالا بودن نرخ رشد طبیعی شهر تهران در فاصله 1359 تا 1365 ، منطقه 12، 5/23 درصد از جمعیت خود را در فاصله 6 ساله 65- 1359 بیرون رانده است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که به بویژه در فاصله زمانی مورد بحث کل کشور با رشد شتابان جمعیت و نرخهای بالای موالید و باروری روبرو بوده است و جمعیت منطقه 12 تهران به دلیل داشتن برخی شاخص های فرهنگی نظیر پایین بودن سطح سواد زنان ، نرخ پایین اشتغال و فعالیت زنان و نظایر آن که در همین گزارش مورد بحث قرار خواهند گرفت ، در حد بالای رشد طبیعی شهر تهران قرار داشته است و به همین دلیل کاهش 23 درصد از جمعیت منطقه در سال 1359 دال بر خروج شمار بسیار بیشتری از جمعیت طی این دوره بوده است.
نمودار 3: سهم جمعیت منطقه 12 از شهر تهران
در مقاطع زمانی 1359و 1365 و 1375
چنانچه نرخ رشد سالانه جمعیت شهر تهران طی دوره 16 ساله 75- 1359 یعنی 36/1 درصد را بر جمعیت پایه منطقه 12 در سال 1359 اعمال کنیم ، یعنی فرض کنیم که این منطقه نیز از رشدی هماهنگ با میانگین رشد شهر تهران برخوردار بوده است به عدد 374492 نفر دست خواهیم یافت که تقریباً دو برابر جمعیت سال 1375 منطقه 12 است . به همین دلیل کاهش 23 درصد از جمعیت منطقه نسبت به سال 1359 معرف گریز شمار بسیار بیشتری از جمعیت طی این دوره بوده است.
نمودار 4: مقایسه تغییرات رشد جمعیت
طی سال های 75- 1359 در شهر تهران و منطقه 12
در واقع ، در حالی که نرخ رشد جمعیت شهر تهران در دوره 65- 1359 برابر با 75/1 و نرخ رشد جمعیت کل کشور برابر با 9/3 درصد در سال بوده است که از آن به عنوان نرخ رشد بی سابقه در تاریخ تحولات جمعیتی کشور یاد می شود ، اما منطقه 12 با رشد منفی 38/4- درصد در سال شاهد گریز شتابان جمعیت از خود بوده است.
1.1. تحولات بعد خانواده و ساختار سنی – جنسی
الف) بعد خانوار
در منطقه 12 تهران ، در سال 1359 ، 79953 خانوار زندگی می کرده اند و میانگین بعد خانوار در این مقطع برابر با 77/3 بوده است . علی رغم کاهش جمعیت منطقه و کاهش شمار خانوار در مقطع 1365 به 57931 خانوار بعد خانوار در این سال به 98/3 افزایش یافته است . این در حالی است که میانگین بعد خانوار در کل کشور در فاصله 1355 تا 1365 از 5 به 1/5 و در نقاط روستایی از 2/5 به 4/5 افزایش یافته ، اما در منطقه شهری این شاخص تغییری نکرده و برابر با 8/4 بوده است . به این ترتیب افزایش بعد خانوار منطقه 12 بیانگر مشابه بودن تغییرات رشد طبیعی منطقه با مناطق روستایی کشور و در واقع متأثر از بالا بودن شمار موالید طی سالهای 1359 تا 1364 است . اما این مسئله که بعد خانوار منطقه همواره از میانگین نقاط شهری کشور پایین تر بوده است ، عمدتاً به دلیل وجود خانوارهای مهاجر یک یا دو نفره است که به طور موقت و به منظور کار و فعالیت وارد منطقه شده اند . همین عامل و خروج خانوارهای معمولی از منطقه موجب کاهش شاخص به 9/3 در سال 1375 شده است. جدول (7) بعد خانوار منطقه و نقاط شهری کشور را در سه مقطع زمانی ارائه می دهد:
جدول 7: تعداد جمعیت و خانوار طی سال های 75- 1359 در منطقه 12 شهر تهران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سال |
جمعیت |
خانوار |
بعد خانوار |
بعد خانوار نقاط شهری کل کشور |
|
1359 |
301701 |
79953 |
77/3 |
8/4 |
|
1365 |
230657 |
57931 |
98/3 |
8/4 |
|
1375 |
189625 |
48600 |
9/3 |
6/4 |
همچنین بررسی توزیع خانوارهای معمولی منطقه بر حسب تعداد افراد بیانگر آن است که سهم خانوارهای یک و دو نفره در منطقه 12 از سهم این نوع خانوارها در کل شهر تهران بیشتر است . نمودار (13) این مقایسه را نشان می دهد.
نمودار 13: مقایسه توزیع درصد خانوارها در منطقه 12 و شهر تهران بر حسب
تعداد افراد خانوار در سال 1357
ملاحظه می شود که به جز خانوارهای یک و دو نفره ، خانوارهای با جمعیت 8 نفر و بیشتر منطقه نیز اندکی از نسبت مشابه در کل تهران بیشتر است . این دسته از خانوارها عمدتاً جمع کارگران مهاجری هستند که در یک جا و به صورت گروهی زندگی می کنند . در مجموع 9/2 درصد از کل خانوارهای تهران در منطقه 12 سکونت دارند اما سهم خانوارهای تک نفره و دو نفره منطقه به ترتیب 8/4درصد و 3/3 درصد از کل خانوارهای مشابه در شهر تهران است( جدول 8 و نمودار 14)
جدول 8 : تعداد و توزیع درصد خانوارهای معمولی بر حسب تعداد افراد در منطقه 12
|
|
جمع |
1 نفر |
2نفر |
3نفر |
4نفر |
5نفر |
6نفر |
7نفر |
8نفر |
9نفر |
10 نفر و بیشتر |
|
تعداد |
48579 |
4725 |
7471 |
9599 |
10748 |
7481 |
4479 |
2363 |
963 |
432 |
317 |
|
درصد |
100 |
73/9 |
4/15 |
8/19 |
12/22 |
4/15 |
22/9 |
86/4 |
98/1 |
89/0 |
65/0 |
|
سهم از کل خانوارهای مشابه در تهران |
93/2 |
78/4 |
25/3 |
86/2 |
612/2 |
6/2 |
76/2 |
94/2 |
03/3 |
22/3 |
56/3 |
نمودار 14: سهم خانوارهای منطقه 12 از کل خانوارهای مشابه در شهر تهران
بر حسب تعداد افراد خانوار
ب) ساخت جنسی جمعیت
نسبت جنسی جمعیت منطقه 12 در سه مقطع مورد مطالعه به ترتیب 3/106، 2/109 و 8/106 بوده است که طبق جدول زیر در هر سه مقطع از همین نسبت در کل کشور بیشتر بوده است. این امر نیز مؤید سکونت شماری از مهاجران مرد در این منطقه است.
جدول 11: نسبت جنسی در جمعیت منطقه 12 تهران و کل کشور
در 3 مقطع 1359، 1365 و 1375
|
|
1359 |
1365 |
1375 |
|
کل کشور |
1/106 |
105 |
103 |
|
منطقه 12 |
3/106 |
2/109 |
8/106 |
همچنین توزیع نسبت جنسی بر حسب سن در مقاطع 1359 و 1375· نیز نشان می دهد ( جدول 12 و نمودار 17 ) که در هر د مقطع نسبت جنسی در گروههای سنی فعال به لحاظ اقتصادی یعنی به ویژه سنین 44-20 سال در سرشماری 1375 و 39- 15 سال در سرشماری 1359 بسیار بالاست و حتی در گروه سنی 29- 25 سال در این منقطع به 152 نیز می رسد.
نمودار 17: مقایسه تغییرات نسبتهای جنسی بر حسب سن در منطقه 12 تهران
در دو مقطع 1359و 1375
جدول 12: نسبتهای جنسی بر حسب سن در منطقه 12 در دو مقطع 1359 و 1375
|
|
1359 |
1375 |
|
کل |
3/106 |
8/106 |
|
4-0 |
4/105 |
104 |
|
9-5 |
3/106 |
3/104 |
|
14-10 |
6/109 |
4/103 |
|
19-15 |
4/127 |
4/106 |
|
24-20 |
9/130 |
3/121 |
|
29-25 |
7/152 |
9/114 |
|
34-30 |
7/135 |
2/107 |
|
39-35 |
3/126 |
2/110 |
|
44-40 |
9/100 |
1/111 |
|
49-45 |
106 |
97 |
|
54-50 |
100 |
4/99 |
|
59-55 |
8/106 |
9/103 |
|
64-60 |
2/92 |
6/110 |
|
65+ |
8/90 |
8/94 |
در مجموع نسبتهای سال 1375 موزون تر از سال 1359 هستند که البته تا حدی نیز به دلیل بهبود کیفیت سرشماری 1375 در قیاس با سرشماری های قبلی و به ویژه بهبود گزارش سن زنان است.
ج) ساخت سنی جمعیت
ساخت سنی جمعیت منطقه 12 در سال 1375، ساخت تقریباً میانسال بوده است که مشابه ساخت سنی شهر تهران است ( جدول 15) . این در حالی است که در سال 1375 بیش از 39 درصد جمعیت کل کشور در گروه سنی زیر 15 سال جای داشتند و ترکیب کل جمعیت، ترکیبی جوان بوده است. اما در این منطقه 6/31 درصد زیر 15 سال هستند و 2862 درصد در گروه سنی میانسال (64- 15) قرار دارند. همچنین نسبت جمعیت 65 ساله و بیشتر نیز در ایران 7/6 درصد است در حالی که از آن شهر تهران برابر با 7/4 در صد محاسبه شده است . به این ترتیب جمعیت منطقه در قیاس با شهر تهران دارای شمار بیشتری از افراد سالخورده است و نسبت وابستگی سنی در منطقه 12 که وزن جمعیت در دو گروه سنی غیر فعال را بر گروه سنی فعال نشان می دهد، به همین دلیل از شهر تهران بیشتر است . این نسبت در منطقه و شهر تهران بسیار کمتر از مقدار نسبت در کل کشور ( 2/78) است که گویای سکونت جمعیت مهاجر در سنین فعالیت و آموزش در این مناطق است.
جدول 15 : مقایسه توزیع جمعیت در گروههای بزرگ سنی در منطقه 12
و شهر تهران سال 1375
|
|
14 -0 |
46 - 15 |
65+ |
نسبت وابستگی سنی |
|
منطقه 12 |
6/30 |
6/62 |
7/6 |
6/59 |
|
تهران |
74/3 |
18/64 |
74/4 |
3/55 |
|
کل کشور |
5/39 |
12/56 |
37/4 |
2/78 |
نمودار 20 : مقایسه ساخت سنی در منطقه 12 ، کل کشور و
شهر تهران در سال 1375
همچنین مقایسه توزیع سن دو جنس در گروههای سنی بزرگ و در دو مطقع 1359 و 1375 بیانگر آن است که اولاً در هر دو مقطع سهم جمعیت گروه سنی فعال برای مردان بیش از زنان است و ثانیاً طی 16 سال از سهم جمعیت فعال منطقه کاسته شده و عمدتاً بر جمعیت گروه سنی 65 سال و بیشتر افزوده شده است.
جدول 16 : مقایسه توزیع جمعیت منطقه 12 تهران بر حسب گروههای سنی بزرگ و جنس
در دو مقطع زمانی 1359 و 1375
|
سن |
کل |
مرد |
زن |
|||
|
1359 |
1375 |
1359 |
1375 |
1359 |
1375 |
|
|
14 – 0 |
9/30 |
6/30 |
7/29 |
2/30 |
4/32 |
1/31 |
|
46- 15 |
9/63 |
3/62 |
4/65 |
5/63 |
2/62 |
1/61 |
|
65+ |
1/5 |
7/6 |
9/4 |
3/6 |
4/5 |
1/7 |
نمودار 21 : توزیع درصد جمعیت گروههای بزرگ سنی در منطقه
12 تهران سال 1359
نمودارهای ( 22) و (23) هرمهای سنی – جنسی منطقه در دو مقطع 1359 و 1375 ارائه می دهد. بجز تغییراتی که منطبق بر تحولات دموگرافیک به طور عام در کل کشور است و طبعاً در تفاوت هرم منطقه در دو مقطع زمانی خود را نشان می دهند ( مانند افزایش موالید به ویژه در سالهای اولیه پس از انقلاب ) ، کاملاً مشهود است که در سرشماری 1359 شمار مردان در سنین 44 – 15 سال بر زنان برتری دارد و چهره منطقه کاملا مهاجر پذیر است، این مساله در سال 1375 تا حد زیادی تعدیل شده است . در واقع می توان نتیجه گرفت که جاذبه مهاجرت منطقه در دهه های قبل بیشتر بوده است.
نمودار 22: هرم سنی – جنسی جمعیت منطقه 12 تهران در سال 1359
$
نمودار 23 : هرم سنی – جنسی جمعیت منطقه 12 شهر تهران در سال 1375
$
بررسی ساخت سنی در نواحی پنجگانه بیانگر آن است که نواحی همگون نیستند. ناحیه یک در شمال منطقه با 5/26 درصد کمترین نسبت جمعیت زیر 15 سال و ناحیه 4 در جنوب منطقه بالاترین نسبت از این گروه سنی را دارا هستند و تأکیدی بر تفاوت در نوع خانوارها به لحاظ ترکیب جمعیتی و به تبع آن ترکیب اقتصادی ، سنی و رفتاری است. ناحیه یک همچنین از بیشترین نسبت افراد در سنین فعالیت یعنی 6.33 و همچنین بیشترین نسبت افراد سالخورده برخوردار است.
| دسته بندی | شیمی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 95 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
چکیده
روشی برای تولید نمونه های استوانه ای آلیاژ حافظه دار TiNi در توانایی برای ارائه نمونه های تست ترمومکانیکی به لحاظ اقتصادی برای پشتیبانی از یک تلاش مدل سازی رفتاری و ساختمندی مطلوب بود.
پیشرفت و نتایج اولیه چنین روشی در این مقاله ارائه شده اند . پودرهای عنصری به نسبت های 50.6 , 50.0 با Ni% ترکیب شده و به صورت ظروف فولاد ضد زنگ مهر و موم شده به لحاظ ایزواستاتیکی در zoompa و 900- c1050’ پرسکاری داغ شدند و برای قرارگیری در معرض یک مقطع درجه بندی ماده TiNi محکم شده .
برای آزمایش ترمومکانیکی صیقل شدند . برخی نمونه های ماده برای تحلیل DSC به منظور تعیین دماهای انتقال بعلاوه برای آزمایش میکروسکوپی استفاده شدند .
تأثیرات HIPing و حرارت پس از تحکیم با تقریباً 99% غلظت فرضی و تقریباً زیر ساختارهای TiNi همانند ایجاد شدند .
این نمونه ها به لحاظ مکانیکی در فشار تست شده و درجات متوسطی از تأثیر حافظه شکل و شبه ارتجاعی را نشان میدادند .
مقدمه
آلیاژ های حافظه شکل( SMA ها ) علاقه فراوانی را برای توانایی آنها برای استفاده بعنوان مواد کاربردی در بسیاری از عملیاتهای مهندسی مثل ساختارهای فعال ، انطباتی یا هوشمند ، ترکیبات حافظه شکل ( SMA ها ) بعلاوه عملیاتهای زیست پزشکی معینی بدست آورده اند .
بخشی از منحصر بفرد بودن این آلیاژها توانایی آنان برای کنترل مواد و خواص رطوبتی خود و نیز تغییر شکل آنها با توجه به دما است .
این ویژگی با توجه به تأثیر حافظه شکل ویژگی های شبیه ارتجاعی این آلیاژهاست . این رفتارهای منحصر بفرد مربوط به جهت یابی مجدد و یا باز کردن جهش های مارتنسیت و تغییر شکل مرحله مارتنبسیت- اوستنیت معکوس است.از میان بسیاری از ( SMA ها ) که شامل CuALNi , CuznAl , AuCd , TiNi هستند .
آلیاژهای نیکل –تینانیوم اتم مساوی نزدیک به طور گسترده ای به علت چکش خواری عالی آنها ، تأثیر مقاومت و خواص رطوبتی و مقاومت در برابر فرسایش بعلاوه خواص حافظه شکل برتر آنها بررسی شده اند .
به طور سنتی به خصوص به لحاظ تجاری TiNi SMAS توسط ذوب القایی خلاء یا تکنیک های ذوب قوسی خلاء پردازش می شوند .
هر چند اخیراً پیشرفت هایی در زمینه تولید آلیاژهای TiNi با استفاده از روشهای متالوژی پودری ایجاد شده اند . مشکلات تولید PM از TiNi SMAS تولید آلیاژهایی با خواص رفتاری شبیه به خواص آلیاژ های چودنی و نیز بهره برداری از مزیت ذاتی ساخت PM برای دستیابی به قطعات شکل شبکه ای نزدیک بوده است .
تکنیک های انجماد سریع ، مثل ترکیب شوک و رنیترینگ احتراق برای آلیاژهای TiNi از پودرهای عنصری استفاده شده اند .
هر چند چنین روشهایی موجب تخلخل فراوان و مشکلاتی با کنترل ابعادی شده اند . بسیاری از محققان استفاده از تکنیک های PM معمولی را برای تولید آلیاژهای حافظه شکل گزارش نموده اند.
در حالیکه چند پژوهشگر ( SMA ها یی را را توسط پودرهای TiNi از پیش آلیاژ شده پرسکاری ایزواستاتیکی داغ ایجاد کرده اند.هرچند تولید پودرهای پیش آلیاژی بسیار پر هزینه بوده است .
چندین بررسی بر روی زنتیرینگ معمولی و پرسکاری داغ تراکمات پودری tini عنصری منتشر شده است. بزرگترین مشکل که در این مطالعات گزارش شده مربوط به تشابه و غلظت بوده که آلیاژهای زنتیر شده موجب ترکیبات Ti²Ni TiNi ³, TiNi بعلاوه تخلق فراوانی شده اند که از انتشار و آلیاژی شدن موجب شده است.
استفاده از زنتیرینگ دمای بالای بالای c ’ 94² برای ایجاد ذوب جزئی یک جوری را افزایش میدهد اما با هزینه تخلخل بیشتر در پژوهش های زانگ نشان داده شد.
که یک فرایند زنتیرینگ دو مرحله ای برای تراکمات پودر TI-NI با دمای مرحله اول زیر اولین لیوتکتیک و دمای دومین مرحله بالای این یوتکتیک می تواند روش مؤثری از بهره برداری یک جور سازی سریعی باشد که توسط ذوب جزئی بدون افت زیاد غلظت با توجه به تأثیرات موئینی تحت تأثیر قرار گرفته است.
استدلال این بود که ساختاری اسکلتی از مرحله TiNi در طول انتشار حالت جامد مرحله اول شکل گرفته و از حفره های بزرگی که از ذوب در طول مرحله دوم تشکیل می شوند جلوگیری کند .
همانطور که در این مقاله مشاهده شده روشهای بسیاری در پردازش آلیاژهای TiNi با استفاده از روشهای PM آزمایش شده اند .
اگر چه بسیاری از تکنیک های بررسی شده ، زنتیرینگ پودرهای عنصری را بعلاوه زنتیرینگ و حتی فشار کاری ایزو استاتیکی داغ پودرهای پیش آلیاژی گزارش می کنند و هیچ گزارشی از پودرهای عنصری HIPing گزارش نشد. پرسکاری ایزواستاتیکی داغ مهمترین تکنیک های PM برای تولید TiNiاز پودرهای عنصری است.
زیرا شرایط ایزواستاتیکی و فشارهای بالای قابل دستیابی ، بیشترین کنترل زا ار شدت و ژئومتری آلیاژ نهایی فراهم می کنند.که بزرگترین نقاظ ضعف روشهای پرسکاری و زنتیرینگ دیگر است.
در این مقاله یک تکنیک پردازشی برای TiNi توسط پرسکاری ایزواستاتیکی داغ پودرهای Ti و Ni توضیح داده شده است.
نمونه ها با این روش با استفاده از شرایط HIPing گوناگونی تولید شده برای خواص حافظه شکل و ریز ساختاری در رابطه با آلیاژهای مشابهی که توسط تکنیک های PM دیگر تولید می شوند .
و روشهای ریخته گری معمولی مشخص میگردد . فرایند HIP سه مزیت مجزا بر فرایند های رقابتی برای استحکام پودرها دارد :
قابلیت نزدیک به شکل شبکه ای ، توانایی برای ذوب جزئی ، تراکم بدون تخریب شکل و هزینه پایین عمل حرارت پس از HIP .
نقاط ضعف آن هزینه چرخه بالای ماشین آلات HIP و ضرورت فراهم کردن کانتینرهای مناسب هستند.
روشهای آزمایش
سه روش برای فرایند استحکام انتشار HIP بررسی شدند : یوتکتیک فرعی ( مرحله جامد ) ، یوتکتیک پیشرفته ( تا حدی مایع )، و یک روش در مرحله ای که توسط پژوهش زانگ ارائه شد .
پرسکاری ایزواستاتیکی داغ برای استحکام ، حذف تخلخل و ایجاد فرایند انتشار استفاده شد . به علت هزینه راه اندازی نسبتاً بالای HIP نمونه ها برای مدت زمان کم لازم به منظور « دستیابی به غلظت فرض HIP شدند که پس از آن به کوره کمکی منتقل شدند که در آنجا عمل گرما با محیط فشار پیرامونی ادامه یافت.
نمونه های در کانتینر های مهر و موم شده خود در طول عمل حرارت بدن حذف نیاز به خلاء یا اتمسفر باقی ماندند . تأثیر بر روی اندازه ذره پودر با استفاده از پودرهای عنصری موجود بررسی شد .
پودرهای نیکل ( خلوص %99.9 ) با اندازه های 50 به و Nm 9 سه از مهندسان دستگاه آتلانتیک ( AEE) خریداری شدند .پودر تیتانیوم ( خلوص %99.7 ) با اندازه 50Nm به نیز توسط AEE فراهم شد .
پودر تیتانیوم ریز تر ( 20Nm سه) با خلوص % 99.0توسط « مواد پیشرفته زید » اهدا شده پودرهای بزرگتر به 50.0 با نسبت Ni% و 50.0 با نسبت Ti % ترکیب شدند .
پودرهای کوچکتر با نسبت 50.0 در Ni% بعلاوه نسبت50.6 با Ni% در تلاش برای تولید نمونه هایی که ممکن است رفتار شبه ارتجاعی را پس از سخت گردانی زمانی نشان بدهند ترکیب شوند .
هیچ تلاشی برای حذف اکسیدهای سطح از پودرهای عنصری انجام نشد هر چند تمامی پودرها در محفظه های خلاء ذخیره می شدند .
ترکیبات پودری با فشار هیدروکیلی به کانتینر های فولاد ضد رنگ استوانه ای با 133mm طول و قطر بیرونی و درونی 8mm , 16mm بسته بندی شدند .
کانتینر های بسته بندی شده بمدت 24 ساعت از هوا تخلیه شده و توسط جوشکاری مهر و موم شدند . استحکام نمونه در یک فشار ایزواستاتیکی داغ QIH-3 مدل Asea Brown Boreri اتفاق افتاد
شکل کانتینر استوانه ای برای تسهیل آزمایش مکانیکی انتخاب شد . احتمال مجزای شکست ترد به تجربه فراهم کردن ماده ای چکش خوار را در ناحیه کانال با استفاده از بخشی از کانتینر به عنوان اتصال بین نمونه و کانال ایجاد کرد. بنابراین فقط قسمت مرکزی کانتینر برای قرار گرفتن در معرض SMA تراشکاری شد .
قسمتهای انتهایی به راحتی تراش شده و به صورت قطر صحیحی برای انطباق کانالهای ماشین آزمایش در آمدند .انتظار میرفت که SMA به شدت به کانتینر فولاد ضد رنگ منتقل شده و اینکه هستند SMA از قوطی در طول آزمایش کشیده نخواهد شد .این در تماس تست ها مهم است
دو دسته متفاوت از نمونه ها آماده شدند . اولین دسته دارای نمونه های ایجاد شده از پودرهای درشت تر ( نوع A) و نمونه های ایجاد شده از پودرهای ریزتر ( نوع B) بود که هر دو توسط شبکه پرداخت بمدت 20 دقیقه با 50.0 در Ni% ترکیب شدند .
نگهداری دماهای 900’c بدنبال c- 1050 برای نمونه های معینی (نوع A) در دومین دسته به منظور بررسی تأثیرات ذوب جزئی پس از انتشار حالت جامد ابتدایی با بیشتر شدن از حد نقطه یوتیکتیکی دمای پایین ( 942ºc ) استفاده شدند .
نمونه های دیگر (نوع B) موجود در دومین دسته با دمای بالای 1050ºc به منظور بررسی تأثیراتی که بیشتر از یوتکتیک برای کل جزء نگهداری می شود محکم شدند .
حد فشار ماکسیم 180-200NPa برای هر دسته به منظور افزایش غلظت های نمونه استفاده شد . انتظار میرفت که فشار ایزواستاتیکی بالا تخلخل را بخصوص با ذوب جزئی در هر دو نوع نمونه دسته دوم حذف کند .
ویژگی های پارامتر HIP برای هر دسته در شکل 2 نشان داده شده است . برخی نمونه ها را به عمل یک جور سازی اضافی در کوره حرارتی در 900ºc پس از فرایند HIPing برای زمانهایی از 1 تا 104 ساعت پس از سرد سازی ببا آب نسبت میدهند .
مقاطع از نمونه ها از هر دسته برای تحلیل های میکروسکوپ الکترونی اسکن (SEM ) و طیف نهایی انتشار انرژی EPS) بریده شدند .
سطوح چند نمونه با یک تحلیل 8:1:1 HF:HNO³ گلیسیرین هک شدند . تحلیل های این نمونه ها با مدل 6400SEM . GEOL که با سیستم انتشار انرژی سری 2 شمالی ردیاب ترکیب شده بود انجام شد .
بخش هایی از نمونه ها از هر دو دسته برای اندازه گیریهای غلظت و تحلیل گالری سنجی اسکن متفاوت (DSC) به منظور تعیین دماهای انتقال گرفته شدند .
برای تحلیل های DSC برای دسته 2 توسط بازیافت تراشه های ماده آزمایش از ماشین تراش برشی در طول تشکیل نمونه تست مکانیکی بدست آمدند .
این نمونه ها در یک حمام فراصوتی با متانول قبل از تحلیل پاکسازی شدند . نمونه های اولین دسته با استفاده از یک DSC-2C مدل Perkin – Elmer تجزیه و تحلیل شدند .
نتایج تحلیل های DSC توسط Memry Cap برای نمونه های دسته دوم فراهم شدند .از دسته 2 یک نمونه نوع A که 104 ساعت در 900ºc پس از HIPing تا بکاری شده و یک نمونه نوع B که هیچ حرارتی به آن داده نشد برای تحلیل ها فرستاده شدند .
هر دو نمونه بمدت دو ساعت درºc 450 قبل از تحلیل ها سخت گردانی شدند .غلظت ها توسط روش Archimedes با استفاده از آب مقطر اندازه گیری شدند .
نمونه های باقیمانده به صورت اشکال نمونه فشرده ای برای آزمایش ترمومکانیکی برای تعیین خواص حافظه شکل برای تعیین خواص حافظه شکل صیقل شدند .
تست های مکانیکی با سیستم تیت ماده 810 حالت 1 55Kip MTS با سرعت فشارs/ 5×10-5 در فشار و سرعت فشار 3.45×106 در تراکم انجام شدند .
تمامی نمونه ها در 650ºc بمدت 1 ساعت حرارت داده شده ودر ºc 450 بمدت 1-2 ساعت در آماده سازی برای آزمایش مکانیکی سخت گردانی شدند .
نمونه های تست شده در حالت مارتنیسی در یک اسپری CO2 مایع یا عناصر گرمایش الکتریکی انجام شدند .
3. نتایج و گفتگو
3 . 1 غلظت.
مقدار غلظت 6.44 gcm-3 برای نمونه ها از اولین دسته اندازه گیری شد یعنی غلظت نسبی 99 .8% بر اساس مقدار فرقی 6.45 g cm-3 .
غلظت میانگین برای نمونه های دسته دوم در 6.42gcm اندازه گیری شد .که دارای مقدار غلظت نسبی 98.7% بر اساس مقدار فرقی gcm-3 6351 برای 50.6 در NI %
3.2 ارزیابی میکروسکوپی
3.2.1 اولین دسته
شکل 3 یک تصویر SEM از نمونه نوع A دسته اول است . این تصویر فواص از سه سایه مجزا را در بر دارد که حاکی از اینکه دانه های نیکال و تیتانیوم کاملاً برای تشکیل مرحله TiNi انتشار داخلی نمی شوند .
اکثریت ناحیه نشان داده شده مرحله خاکستری متوسط بود که ترکیبی با چند ناحیه خاکستری تیره و خاکستری روشن کوچکتر را تشکیل می دهد .
از این تصاویر ناحیه خاکستری متوسط چندین نقطه شبیه به جرقه مربوط به حضور مارتنیست را در تحلیل های میکروسکوپی نشان میدهد .
هر ناحیه مرحله اول مجزا یا ترکیبی از مراحل است که از مراحل گوناگون تصاعد انتشار ایجاد شده است . این نواحی متفاوت توسط EDS در تلاش برای شناسایی مراحل موجود تجزیه و تحلیل شدند .
نتیجه تحلیل های کمی EDS از ترکیب اتمی برای ناحیه خاکستری روشن ، Ti-62 در %Ni بود . از این نتیجه فرض بر این بود که این ناحیه محلول جامدی از Ti³Ti(Ti) یا TiNi (Ni) ترکیب ناحیه خاکستری تیره ، 33 در %Ni همانند Ti²Ni بود .
در حالیکه ناحیه سیاه 22 در %Ni بود . نواحی سیاه به احتمال زیاد باقیمانده هایی از ذرات پودر Ti بودند همانطور که توسط مقدار کم Ni انتشار داخلی نشان داده شده است.
به طور مشابه نواحی مقدار Ni زیاد ، این نواحی را احاطه میکردند . هیچ ناحیه ای از تراکمات Ni بی نهایت بالا پیدا نشد حاکی از اینکه ذرات Ni قبل از ذرات Ti منتشر می شوند که انتظار میرفت با توجه به سرعت انتشار داخلی Ni باشند .
شکل 4 یک تصویر SEM از نمونه مشابه قابکاری شده در900ºc بمدت 2 ساعت پس از عمل HIPing است . در مقایسه با شکل 3 مشخص بود که انتشار داخلی به طور قابل ملاحظه ای همانطور که توسط قسمت بیشتر ناحیه ماتریکس مشاهده می شود افزایش یافت .
نواحی باقیمانده نامتجانس بیشتر از مرحله Ti²Ni بودند . هیچ ناحیه غنی از Ni مشاهده شد . همچنین در این تصاویر افزایش شکل پیوندی مشاهده شد که حضور مارتنسیت خود تراکمی را در ماتریکس نشان میدهد .
شکل 5 میکروگرافی از اولین دسته نوع B پس از HIPing است . نواحی نامتجانس شبیه به موارد مشاهده شده در این شکل در سرتاسر مقطع عرضی مشاهده شدند .
تحلیل های کمی ناحیه خاکستری روشن ترکیبی از 74 در %Niرا محصور کردند که حاکی از حضور بیشتر مرحله TiNi³ بود .
ماده ناحیه ماتریکس در 48 در %Ni بیشتر TiNi ارزیابی شئه نواحی خاکستری تیره و سیاه شبیه به موارد مشاهده شده در نمونه اولین دسته بود که به طور ناقص ذرات Ti احاطه شده با مرحله غنی از Ti را منتشر کرد.
شکل 6 تصویری SEM از نمونه مشابه قابکاری شده بمدت یک ساعت در 900ºc پس از HIPing است نواحی منتشر شده از مرحله غنی Ti ، هنوز هم مشاهده می شوند .
هر چند فقط چند ناحیه کوچک Ti منتشر نشده باقی ماندند . بطور کامل نواحی باقیمانده مراحل عنصری و مرحله غنی از Ni توسط زنتیرینگ اضافی پس از HIPing حذف شدند .
در حالیکه نواحی مرحله غنی از Ti کمتر تحت تأثیر قرار گرفتند . این مشاهده بطور کل مطابق با مشاهدات موجود در پژوهش های هی و جاردین است در اینکه Ni ³ Ti و TiNi² ثابت تر از TiNi هستند و حذف آنها توسط انتشار حالت جامد مشکل است .
شکل 7 ریز ساختار SEM یک نمونه نوع IB و HIP شده را با سطح حکاکی شده نشان میدهد . بسیاری از دانه های مجزا با اندازه میانگین 10-15Mm مشاهده شدند .
مرزهای ذره پودری اولیه توسط نقاط سه گانه قدیمی که در آلیاژهای PM . HIP مشاهده می شوند قابل رویت بودند. مرزهای ذره دارای دندانه های مجزا حاکی از اندازه دانه ای نهایی توسط اندازه ذره اولیه پودر بزرگتر مشخص شد.
نتایج مشابهی در اندازه نهایی در پژوهش های زانگ یافت شد که او تولید آلیاژهای TiNi را از ترکیبات پودری با پودر Ni بزرگتر بعلاوه پودر Ti بزرگتر گزارش کرد .
2. 2. 3 دسته دوم
شکل 8 یک میکروگراف SEM پس تابش از نمونه نوع A دسته 2 پس از HIPing است . یکجوری در نمونه های دسته 1 توسط عمل HIPing اصلاح شده افزایش یافت ذوب جزئی به این علت روی می دهد که دمای یوتکتیکی و از حد لازم بیشتر می شد.
هیچ ناحیه ای از مرحله غنی Ni مشاهده نشد و نواحی باقیمانده Ti²Ni بسیار کمتر از دسته قبلی بودند . همچنین هیچ شواهدی از ذرات منتشر نشده Ti وجود نداشت .
این پیشرفتها را همچنین می شد به روش ترکیب پودری اصلاح شده نسبت داد . بر اساس تصویر موجود در شکل 8 ترکیب مرحله نمونه TiNi% 94.3vol و Ti²Ni% 5.7vol با استفاده از یک تحلیل شمارش نقطه گرافیل ساده از تصویر برآورد شد .
شکل 9 یک تصویر SEM از قسمتی از محلول نمونه آزمایش شده در 900ºc بمدت 60 ساعت پس از HIPing است .
کسر حجمی مرحله Ti²Ni ( خاکستری تیره ) باقیمانده در این ماده بر اساس این تصویر از نمونه % 7 .2 بود اگر چه مقدار قابل ملاحظه ای خطا را باید بر اساس روش برآوردن ترکیب انتظار داشت.
یعنی درجه معقولی از پیشرفت یکجوری ماده در محلول آزمایش شده در مقایسه با Ti²Ni % 5.7vol برآورد شده برای نمونه شبیه به HIP نامتجانس ماده برآورد شده برابر با %3.2vol بود.
با در نظر گرفتن خطای موجود در سرتاسر این تصویر ریز حفره ها مشخص شدند که از تأثیر KirKendall ایجاد می شدند .
تمامی حفره های مشاهده شده دارای اندازه کوچکتر از 0.25 بودند . شکل 10 میکروگراف SEM از نمونه نوع B دسته دوم را پس از HIPing نشان میدهد .
همانند تصاویر نمونه نوع A دسته 2 درجه معینی از تخلخل ریز در مقطع عرضی مشاهده گردید . نسبت حجم تخلخل برآورد شده %101 بر اساس این تصویر ناحیه نماینده بود .
در این نمونه های نوع B ، حفره های کمتری وجود داشت اما این حفره ها کمی بزرگتر و نزدیک به Mn 1 در مقابل حفره های0.25mm بودند که در نمونه های نوع A مشاهده می گردیدند .
نسبت تخلخل برآورد شده به خوبی با غلظت اندازه گیری شده 98.6% فرضی از تست Archimedes هماهنگی داشت .
درجه نامتجانس ( مرحله خاکستری تیره ) برای این تصویر نمونه برابر با %3.2vol Ti²Ni برآورد شد که بطور قابل توجهی برای نمونه های دیگر دسته 2 کمتر بود .
یکجوری زیاد با توجه به تغییر دریافت HIPing بود . در اولین دسته با استفاده از پودرهای بزرگتر نیاز به عمل HIP طولانی تری برای نزدیک شدن به انتشار داخلی کامل بود .
ریز ساختار نمونه نوع A دسته اول نواحی توزیع شده هماهنگی از مراحل ثانویه ای را نشان داد نیاز به عمل مایع پس از HIP گسترده ای برای منتشر شدن دارند .
در مقایسه نمونه ها ی نوع B نیاز به زمان HIPing بسیار کمتری با استفاده از پودرهای کوچکتر داشتند و ریز ساختار های مشاهده شده فقط نواحی توزیع شده بطور پراکنده آشکار میکردند که در آن مقدارهای بیشتر مرحله ثانویه وجود داشتند .
این نواحی به دسته ای نسبت داده می شدند که در طول ترکیب تجزیه نشده بودند . نواحی دیگر نامتجانس بسیار کوچکتر بوده و به طور بسیار راحتی توسط عمل محلول پس از HIP حذف می شدند .
علاوه بر این با استفاده از پودر Ni شبه کروی که کوچکتر از پودر Ti نوع B بود توزیع پودر کلی و آرایش مجدد بهتری انجام شد که غلظت سبز و بطور کلی یکجوری را در مقابل پودرهای نوع A ،Ni و Ti شبیه به اسفنج بزرگتر افزایش میداد .
نمونه های دومین دسته ، یکجوری بسیار بیشتری را نسبت به اولین دسته با توجه به دمای HIPing بالاتر نشان دادند . مقداری از این پیشرفت را می توان به روش ترکیب پودر اصلاح شده نسبت داد .
نمونه های دسته دوم نوع B بسیار کوچکتر از نوع A در شرایط شبیه به HIP شده بودند .تنها تفاوت دیگر بین انواع دسته دوم اختلاف کم اندازه حفره بود اگر چه مقدار کمی تخلخل موجود در هر نوع مشابه بود .
بنابراین هیچ مزیت دیگری در فرایند استحکام دو مرحله ای توسط HIPing وجود ندارد . یکجوری به طور قابل ملاحظه ای در نمونه های نوع A با عمل محلول پس HIP در 900ºc تا 60 ساعت افزایش یافت .
تابکاری نمونه های نوع B پس از HIPing عملا هیچ پیشرفتی را در یکجوری پس از 24 ساعت نشان نداد . هر دو نوع نمونه های دسته 2 در حدود Ti²Ni 2VOL% حتی با اعمال محلول گسترده پس از HIPing
3.3 اندازه گیری کالریمتری
حفظ شدند . شکل های 11 و 12 نتایج گرمایش و سرمایش DSC را به ترتیب برای ماده و نوع B دسته اول پس از زمانهای حرارتی گوناگون در ºc 450 نشان میدهد .
هیچ تغییر شکل در نتایج اعمال شده غیر حرارتی با توجه به فشارهای داخلی بالای موجود در تراشه های ماده معرفی شده توسط ابزار برش تراش مشخص نبود .
این فقدان تغییر شکل در تحلیل های DSC TiNi سرد کاری شده توسط موردیک ، استروز و کروباک نیز مشاهده شد .
پس از گرمایش در ºc 450 بمدت 20 دقیقه در محل دو تغییر شکل اگزوترمی در طول سرمایش مشاهده شد .
اولین تغییر شکل سرمایش مرحله R قبل از مارتفسیتی است و احتمالاً با توجه به تأثیر سخت گردانی عمل مرارت و احتمالاً فشارهای داخلی باقیمانده از صیقل کاری نقطه اوج اگزوترمی دمای پایین تر ، تغییر شکل مارتنسیتی را نشان می دهد.
یک نقطه اوج اندوترمی مجزا در گرمایش حاکی از تغییر شکل معکوس مشاهده گردید . در گرمایش اضافه تا کل 80 دقیقه دمایهای انتقال افزایش یافتند بخصوص دماهای Mf , Ms در حالیکه نقاط اوج R,M با افزایش زمانهای عمل حرارت به یکدیگر بیشتر نزدیک شدند .
این روندها مربوط به تأثیرات سخت گردانی بوده و چندین بار در این مقاله گزارش شده اند .اگر چه ترکیب پودری اولین دسته اتم مساوی بود .
این ماده محکم شده به تأثیرات سخت گردانی با توجه به تغییرات ریز ترکیبی حساس بود . در یک نواحی غنی از Ni موجود در ماتریکس موجب تشکیل رسوب با عمل گرما می شوند .
تغییرات ریز ترکیبی نیز نقاط اوج تغییر شکل وسیعی را توضیح دادند . هر نوع نمونه نمایش داده شده بوضوح تغییر شکل های مرحله R,M را در سرمایش بعلاوه تغییر شکل A در گرمایش مشخص کرده بدون عمل حرارتی بیشتر نقاط اوج تغییر شکل نمونه نوع B بسیار وسیع تر بودند .
بطور مشابه نمونه نوع A بوضوع حساسیت کمتری نسبت به تغییرات ریز ترکیبی با عمل محلول پس از HIPداشت. همانطور که با مقدار بیشتر Ni انتظار میرود تمامی دماهای انتقال بسیار و پایین تر از موارد موجود برای نمونه دسته 1 بودند.
دماهای انتقال از منحنی های DSC تفسیر شدند که دماهایی در نقاط تقاطع بین خط مبنا و نقطه اوج تغییر شکل بودند. دماهای تغییر شکل بدون بار برای نمونه نوع B دسته اول سخت گردانی شدهبه مدت یک ساعت و نمونه نوع A دسته 2 سخت گردانی شده بمدت 2 ساعت در جدول 1 نشان داده شده اند .
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 77 |
دین اسلام
اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از دینهای ابراهیمی جهان است. پیرو این دین را مسلمان می گویند. آنها بر این باورند که خدا مستقیماًبر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است. این دین هم اکنون از نظر تعداد رسمی پیروان در مکان دوم و پس از دین مسیحیت جای دارد.
ریشه واژه
اسلام در زبان عربی از ریشه ( س-ل-م) که به معنای « تسلیم صلح آمیز؛ تسلیم شدن؛ اطاعت؛ صلح ) است مشتق گردیده است. این واژه را می توان با واژه هم ریشهاش در زبان عبری مقایسه کرد. شالوم که از ریشه ( شین – لامد – مم ) در زبان عبری مشتق گردیده دارای معالهای دیگری در بسیاری از زبانهای سامی بوده و به معنای کمال، تکمیل و تندرستی است.
از دیگر مشتقات سه حرف ( س-ل-م ) می توان موارد زیر را نام برد:
باورها
اسلام برای هر فردی با شهادتین آغاز می شود. شهادتین به زبان آوردن دو جمله « لا اله الا الله » و « محمد رسول الله » است که به ترتیب به معنای هیچ خدایی جز الله وجود نداردو محمد پیامبر الله است. فردی که تصمیم به ایمان آوردن به اسلام را دارد باید این دو جمله را بر زبان آورده و آنها را باور کند.
مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فرو فرستاد. تقریباً همه مسلمانان بر این باورند که محمد آخرین پیامبر خدا و مکمل همه آنها است. در نتیجه سخنان او و کتابش تا روز قیامت برای بشریت وجود دارند. مسلمانان بر این باورند که بخشهایی از کتابهای تورات و انجیل فراموش شدهاند، اشتباه تفسیر یا نوشته شدهاند یا توسط دنباله روان آنها تحریف گشتهاند در نتیجه پیام اصلی آنها از بین رفته است. آنها با باور به این مساله، معتقدند که قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی شده به انسانها برای تصحیح آن کتابها نازل شده است.
باور مسلمانان بر آن است که دین خدا در اصل از آدم تا محمد یکی بوده و این اصول در قرآن گردآمدهاند. متون اسلامی این طور بیان می کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه جزو دینهای ابراهیمی به شمار می آیند. قرآن، از یهودیان و مسیحیان ( و گاهی اوقات دیگر معتقدان ) به صورت « اهل کتاب » یاد می کند.
باورهای بنیادین در دین اسلام
توحید، معاد، نبوت، از اصولی است که بین همه مسلمانان مشترک است .
بعضی از زیرشاخه های اسلام به خصوص شیعیان به جز این سه اصل ، دو اصل عدل و امامت را نیز جزء اصول می دانند. البته به این دو اصل اصول مذهب گفته می شود.
نام خدا
الله نام ویژه خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای عربی – اسلامی است . با این حال فارسی زبانان معمولاً از واژه خدا استفاده می کنند. واژه الله پیش از ظهور اسلام نیز در عربستان وجود داشته است و نام خدای بزرگ و آفریدگار جهان است که بتها به عنوان رابط و واسطه او در اداره جهان به او کمک می کنند و اعراب نیز جهت نزدیکی و ارتباط با او به پرستش بتهای خویش می پرداختند چرا که بتها را در اداره جهان میانجی فیض می دانستند.
نام گذاری پیروان
پیروان اسلام را در فارسی مسلمان می خوانند و در نوشتارهای عربی « مسلم » . به اضافه اینکه در آموزه های اسلامی بنا بر سخنان خداوند در قرآن کتاب مقدس مسلمانان، ادیانی که تمام پیامبران الهی آن را ترویج کردهاند یک دین است و همه آنها تحت عنوان اسلام خوانده می شوند، پس پیروان دیگر پیامبران الهی تا زمانی که آیین آنها توسط پیامبر بعدی نسخ نشده بود، مسلمان محسوب می شوند.
مذهب ها و زیر شاخه ها
مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی تقسیم می شوند. هر یک از این دو فرقه دارای انشعاباتی هستند. به عنوان مثال صوفی گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.
قوانین
پارهای از قوانین اسلام مابین بیشتر ادیان و ایدئولوژی ها ( اعم از اینکه خود را الهی بنامند یا زمینی ) مشترک است از جمله این قوانین می توان به احترام به والدین، یاری به یتیمان و ... اشاره نمود.
برخی قوانین اسلام دارای ویژگیها، شروط، محدودیتها و تعاریف ویژه خود هستند و انجام آنهامستلزم رعایت آن شروط و ویژگیها است. مانند ازدواج کردن، پرهیز از ظلم و ستم به خود و غیر، زنده کردن حقوق دیگران، دست گیری مستمندان عدم خود کشی و ... اشاره کرد.
کتاب مقدس
به اعتقاد مسلمانان « قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم کم کم در طول بیست و سه سال نازل شده. »
این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را « معجزه » و « سند اثبات پیامبری » محمد می دانند. تمام مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیاناً ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است،که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده می کنند. مسلمانان روی بی خطا بودن کتاب قرآن تأکید دارند.
اسلام و ایران
محمد پس از بعثت به پادشاهان کشورهای همسایه از جمله ایران نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد، پادشاه ایران – خسروپرویز – این دعوت را نپذیرفت . پس از درگذشت محمد اعراب به ایران تاختند و در آخرین نبرد در قادسیه رستم فرخزاد مشاور یزدگرد و سردار سپاه ایران کشته شد و اسلام به ایران آمد.
ستمگری و سختگیری تازیان بر ایرانیان و ستاندن مالیاتهای هنگفت به عنوان جزیه، سبب گسترش اسلام در ایران شد. رفتار خشن و گرفتن جزیه بر اساس نص صریح قرآن انجام می شد ( آیه 29 سوره توبه ).
ورود اسلام و اعراب به ایران پیش از هر تهاجم دیگری بر فرهنگ و روش زندگی ایرانیان تأثیر گذاشت به گونهای که امروز پس از 1400 سال از جشنهای ایرانی تنها نوروز ( که به نوبه خود تغییر زیادی کرده است ) باقی مانده و ایرانیان فقط اعیاد اسلامی را جشن می گیرند و برخلاف ایرانیان باستان که غم و ماتم را از جانب اهریمن می دانستند در سالگردهای شهادت امامان و ... به عزاداری می پردازند. این در حالی است که اثری از چنگیز مغول و اسکندر مقدونی جز چند خرابه در ایران به جای نمانده است.
مذهبها
1 – تشیع
شیعه، به معنای پیرو، عنوانی است که شیعیان دست کم از سده دوم هجری به کار می بردهاند و منظور « شیعه امام علی » همچنین شیعیان دوازده امامی با نام « امامیه » نیز خوانده شدهاند شیعه یکی از زیرساختهای اسلام است.
2 – تسنن
مذهب سنی بزرگترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود 90% مسلمانان جهان پیرو اهل سنت هستند این مذهب دارای چهار خلیفه می باشد که به خلفای راشدین معروفند عبارتند از:
1) ابوبکر 2) عمر 3) عثمان 4) علی
3 – تصوف ( صوفی گری ،عرفان )
جنبه راز و رزانه و نهانگرای اسلام است صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچ یک از صفاتی که ما می شناسیم نمی دانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی می دانند.
4 – مذاهب کلامی
1) امامیه 2) اسماعیلیه 3) خوارج 4) مرجئه 5) اشاعره 6) معتزله و ...
5 – مذاهب فقهی
1) جعفری 2) شافعی 3) حنفی 4) مالکی 5) حنبلی
قرآن
قرآن ( نام پارسی : نِبی ) کتاب دینی اسلام و یکی از ثقلین است.
در باور مسلمانان، این کتاب طول یک دوره 23 ساله از طریق جبرئیل بر محمد، که آخرین پیامبر می خوانندش، فرو فرستاده شده است. مجموع این فروفرستاده ها ( وحی ) به گونه کتابی گردآوری شده که قرآن نام دارد. قرآن دارای 30 جزء ، 114 سوره ( بخش )، و 6236 آیه ( بند ) است.
مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود می دانند و با القابی نظیر « کریم » و « مجید » نام آن را می برند. برای ایشان، این کتاب به شکل نگاشته شده و به ساختار یک کتاب به عنوان بازآفرینی زمینی از مفاهیم اصلی آسمانی ست که ابدی و ازلی هستند پذیرفته شده است. قرآن خود را به عنوان « لوح حفاظت شده » ( اللوح المحفوظ ) می خواند.
ساختار
آیه
آیه در لغت به معنی نشانه است و در اصطلاح کوچک ترین واحد تقسیم قرآن است. این کلمه در قرآن به همین معنای خاص نیز به کار رفته است. یک آیه می تواند چند حرف ، چند کلمه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند ( پاراگراف ) باشد. طبق روایت ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی از علی پسر ابوطالب تعداد کل آیات قرآن 6236 عدد است. برخی آیات نظیر آیه نور ( نور، 35 ) آیه الکرسی ( بقره، 255 ) ، آیه تطهیر ( احزاب، 33) ، و آیه حجاب ( نور ، 30 و 31 ) با نامهای خاصی مشهورند.
ترتیب آیات قرآن توسط پیامبر اسلام تنظیم شده است. به عبارت دیگر آیات قرآن به ترتیب فعلی فروفرستاده و خوانده نشده، بلکه پیامبر محل آیات را معین نموده است. البته برخی دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیه « اکمال دین » ( مائده ، 3 ) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شدهاند.
رکوع
رکوع یک بخش و گروهی از آیات که وحدت موضوعی دارد و پشت سرهم قرارگرفته است. تعداد رکوعهای قرآن طبق آنچه مشهور است 540 رکوع است .
سوره
سوره در لغت به معنای « بریده شده » است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرنده گروهی مستقل از آیات قرآن که مطلع « بسم الله الرحمن الرحیم » و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سوره قرآن – جز سوره توبه – با آیه « به نام خداوند بخشنده مهربان » آغاز می شود. و اهل سنت « بسم الله » را جزء سوره نمی دانند. در قرآن کلمه « سوره » به همین معنا به کار رفته است؛ مثلاً در آیه تحدی ( مبارزه طلبی ) ( بقره، 23 ).
قرآن 114 سوره دارد. هر یک یا دو نام دارد، که معمولاً از کلمهای از آن سوره گرفته شده است. برخی معتقدند ترتیب سوره ها توسط پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب طول مرتب شدهاند. سورههای قرآن به دو دسته مکی ( فروفرستاده شده در مکه ) و مدنی ( فروفرستاده شده در مدینه ) تقسیم می شوند. سوره ها لزوماً وحدت موضوعی ندارند، نام رایج و تعداد آیات هر یک در انتهای این مقاله آمده است. برای مشاهده فهرست نام سوره ها و تعداد آیات آنها به مقاله سوره رجوع کنید.
دیگر تقسیم بندیها
قرآن به 30 بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می شوند ( برخی نیز هر جزء را به چهار حزب تقسیم می کنند و در این صورت 120 حزب داریم ).
متن پاشان
اسلوب متعارف نگارش اغلب کتابها، روایت خطی است؛ یعنی از یک نقطه به عنوان مقدمه آغاز و پس از بیان مستندات و استدلالات به نتایجی می رسد. اما قرآن بدین معنا آغاز و پایانی ندارد و می توان آن را از هر قسمتی آغاز نمود، بی آنکه نیاز باشد بیش از چند آیه به عقب بازگشت . به بیان دیگر هر رکوع مستقل از باقی متن گویاست، جز در مواردی معدود نظیر سوره یوسف که تمام آن وحدت موضوع و مضمون دارد.
بهاءالدین خرمشاهی در اینباره می گوید:
« اما مهمترین مشخصه و خصیصه ساختاری قرآن که شاید قدما نیز به آن توجه داشته اند، اسلوب چندوجهی و بلاتشبیه گسسته نمای آن است. یعنی شاخه به شاخه شدن معانی و مضامین و قطع پیاپی توالی یک مضمون و مدام از معنایی به معنای دیگر پرداختن. این گسسته نمایی ظاهری قرآن مجید در فرهنگ و ادب فارسی نظیر دارد. دو کتاب عظیم که از شاهکارهای جاویدان زبان فارسی هستند نیز همین اسلوب و ساختار را دارند، نخست مثنوی معنوی اثر مولانا جلال الدین بلخی ( م 672 ق ) . دوم غزلهای خواجه شمس الدین حافظ ( م 792 ق ). در مورد مثنوی ، مرحوم فروزانفر بر آن [ نظر ] بودهاند که تحت تأثیر قرآن این سبک و سیاق را پیداکرده است. در مورد غزلهای حافظ که به اصطلاح بعضی فارسی زبانهای پاکستان، « پاشان » ( از پاشیدن ) است نگارنده برای نخستین بار این نظر را مطرح کرده است که حافظ با انقلابی که ( به قول آربری ) در غزل کرده است، نه تحت تأثیر سنت شعری و تاریخ غزل فارسی است ( چنانچه غزلش هیچ شباهت صوری و ساختاری باغزل بزرگترین سلفش سعدی ندارد )بلکه تحت تأثیر ساخت و ساختار سوره های قرآن کریم است. مسلمانها اعم از عرب و غیر عرب، گویی بیم داشته اند که به این خصیصه اشاره کنند. قدیمی ترین اشاره ای که در این باب دیده می شود حدیثی است که یکی از معاصران پیامبر که یهویی به نام « سلام بن مشکم » بوده است. [ او ] از سر شکوه و گلایه به [ پیامبر ] عرض می کند: « چگونه از تو پیروی کنیم حال آنکه قبله ما را ترک کرده ای و کتابی هم آورده ای آن طور که تورات متناسق است، تناسق ( نظم و نسق ) ندارند. کتابی بیاور که مأنوس و متعارف باشد وگر نه ما هم نظیر اینکه تو آورده ای می آوریم ». سپس خداوند این آیه را [ در مقام تحدی ] نازل کرد: قل لئن اجتمعت الانس و الجن ... [ اگر انس و جن همدستی کنند که نظیر این قرآن را بیاورند، نظیر آن را نخواهند آورد، ولو آنکه بعضی پشتیبان بعضی باشند ] ( اسراء ، 88 – اسباب النزول ، سیوطی ) طه حسین بحث مبسوطی در اینباره دارد و می نویسد: « مثلاً موضوعهای سوره بقره بسیار و از هم بیگانهاند و این خود دلیل است که این سوره یک مرتبه نازل نگشته، بلکه به تدریج و خرد خرد نازل می شده است. سپس دهها موضوع و مضمون متنوع سوره بقره را برای نمونه یاد می کند.
حال آنکه چنانچه این کتاب به شکل متعارف و نظیر سایر کتب نگاشته شده بود، به عنوان مثال باید از مباحث اعتقادی آغاز می کرد و پس از بیان داستان آفرینش و انبیا به روزگار پیامبر می رسید و نهایتاًاحکام را بیان می نمود، که در این صورت اسلوب آن بیشتر منطقی بود و نه هنری.
دیدگاه اسلام شناسان اروپایی
بهاءالدین خرمشاهی می گوید:
« از قرآن پژوهان اروپایی گویا ابتدا نولد که اسلامشناس آلمانی که مهمترین تاریخ قرآن را نوشته است، در مقاله قرآن که برای طبع یازدهم دایره المعارف بریتانیکا نوشته است به این خصیصه از سبک قرآن اشاره کرده و گفته است اصولاً ذهن هر پژوهشگر امروزین اروپایی سبک قرآن را به اصطلاح ناپیوسته و پاشان می یابد. ریچارد بل یکی از برجسته ترین قرآن پژوهان غربی، در کتاب مقدمه بر ترجمه قرآن به این خصیصه اشاره و آن را ناشی از بی دقتی و اشتباه ناسخان و کاتبان وحی می داند ولی مونتگمری وات قرآن شناس اسکاتلندی معروف که این مقدمه او را تهذیب کرده و گسترش داده است، تعلیل او را نادرست می شمارد. آرتور جان آربری ، از اسلام شناسان و قرآن پژوهان غربی، در مقدمه ترجمه قرآنش به انگلیسی و نیز فریتیوف شوآن در کتاب « فهم اسلام » بهتر از دیگران به اهمیت هنری و زبانی – ادبی این خصیصه ساختاری قرآن پی بردهاند و آن را حسن و هنر قرآن شمردهاند، نه عیب و ایراد آن. به نظر می رسد که اعجاز و سبک تقلید ناپذیر و خارق العاده قرآن جز از این طریق میسر نمی شد. اگر بیان اندیشه با رعایت ترتیب و توالی منطقی و مضمونی در کتابهای دیگر خطی باشد شیوه بیان اندیشه قرآن حجمی و حلقوی ... و به قول آربری کنترپوآنی و پلی فونیک است.»
محتوا
کتاب قرآ خود را این گونه معرفی می کند:
« کتابی است که به سوی تو فروفرستادهایم، تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی روشنی درآوری، به سوی راه خدای توانای ستوده » ( سوره ابراهیم ، آیه 1 ).
پیدایش
مسلمانان همگی قرآن را وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می دانند، که توسط روح الامین ( جبرئیل ) بر پیامبر اسلام نازل شده است.
برخی غیرمسلمانان قرآن را متنی می دانند، که محمد خود آن را بیان کرده است. برخی از ایشان نیز معتقدند قرآن یک کار گروهی و نوشته شده توسط اشخاص مشخصی است که محمد تنها یکی از آنها بوده است.
گردآوری
متن قرآن در سه مرحل گردآوری شد، تا نهایتاً به صورت امروزین یا اصطلاحاً « مصحف » درآمد. نخست زمان محمد، سپس زمان ابوبکر و در آخر زمان عثمان. در دوره های بعدی رسم الخط آن اصلاح شد.
زمان محمد
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می خواند. برخی آن را حفظ می کردند و برخی بر تکه های چرم، استخوانهای شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگهای صاف و صیقلی و گاه کاغذ می نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می شد و متن آن ناقص بود، امکان « کتاب ساختن » آن وجود نداشت . « جمع قرآ« در زمان رسول خدا را اصطلاحاً تألیف گویند.» در زمان حیات پیامبر 37 نفر حافظ کل قرآن بودند. و تعدادکاتبان وحی که برای خود نسخهای بر می گرفتند به بیش از پنجاه نفر می رسیده است.
زمان ابوبکر
در این زمان جنگهای ردّه بین مسلمانان و ازدین برگشتگان و متنبیان رخ داد، که در آن تعدادی از حافظان قرآن کشته شدند، به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر « زید بن ثابت » که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع آوری قرآن شد. « زید همه نوشته های قرآنی را ولو آنکه ده ها حافظ و دهها نوشته مطابق آن بود، با اخذ حداقل دو شاهد یکی از کتابت و یکی از حفظ می پذیرفت ».
قرآن توسط زید طی 14 ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال 13 هجری به صورت مجموعه ای از صحیفه ها جمع آوری شد و طبق وصیت ابوبکر در اختیار عمر و سپس دخترش « حفصه » قرار گرفت.
زمان عثمان
در زمان عثمان با توجه به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود به سرعت متن واحدی از قرآن در تمام سرزمینهای مسلمان منتشر شود. همچنین به علت فوت یا کشته شدن تعدادی از حافظان و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، خلیفه عثمان با جمع آوری نسخه های مختلف دست به یکسان سازی قرآن زد. وی انجمنی متشکل از « زید بن ثابت » ، « سعید بن عاص » ، « عبدالله بن زبیر » و « عبدالرحمن بن حارث » تشکیل داد. این گروه با همکاری دوازده نفر از قریش و انصار کار تهیه نسخه نهایی را انجام دادند. آنها تمام نوشته های قرآن موجود را گردآوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و حافظان نسخه نهایی یا « مصحف امام » را تهیه کردند، که معروف به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سالهای 24 تا 30 هجری قمری انجام شد و از روی آن 5 یا 6 نسخه تهیه شد، دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و باقی نسخه ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درستخوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین ارسال شد.
عثمان برای دستیابی به « توحید نص » با یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه نزاع و اختلاف از بین برود. نسخه هایی که نابود شدند شامل قرآن عبدالله پسر مسعود – که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده است- ابی پسر کعب بودند و قرآن امام علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گر چه وی در گردآوری قرآن مستقیماً حضورنداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت صحت متن گردآوری شده را رد نکرده است . صاحب نظران مسلمان معتقدنداین نسخه ها عموماً از نظر لغوی، املایی و تعداد سوره ها تفاوت جزیی داشته اند. اما به هر حال عموم مسلمانان حتی خاندان علی و سایر مخالفان خلافت بر صحت نسخه عثمان در طول تاریخ تأکید کرده اند.
نظر مشهور جمع آوری در مورد جمع آوری قرآن همین است که ذکر شده اما محققین متأخر نظر بر جمع آوری قرآن درهمان زمان محمد ( پیامبر ) دارند و روایات و نقلهای مربوط به جمع آوری قرآن بعد از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر نظیر تکثیر مصحف یا توحید مصاحف می دانند.
اصلاحات بعدی
نسخه عثمان به خط عربی اولیه نوشته شده بود، که بدون علامتگذاری ، اعراب و حروف « والی » ( حروفی که نوشته می شود و خوانده نمی شود ) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمینهای عرب زبان بود، اعراب مشکلی در قرائت قرآن نداشتند. اما با گسترش سرزمینهای مردمان غیر عرب زبان نمی توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل مشکلات ناشی از آن و مقابله با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی « ابوالاسود دوئلی » اقدام به اعراب گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر اساس شیوه رسم الخط سریانی بود. سپس در طی قرن اول به دستور خلفا و امرای اموی « یحیی بن عامر» و « نصر بن عاصم » حروف مشابه نظیر ب، ت و ث را نقطه گذاری کردند. یزید فارسی حرف «الف » را به قرآن افزود ( در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می شود ) در قرن دوم هجری « ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری » که اصلیتش ایرانی است، علم نحو و عروض را ابداع کرد و علائم همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در طی قرن سوم هجری رسم الخط قرآنی معیار ( استاندارد ) موجود بوده است و ابوحاتم سجستانی ( سیستانی ) رساله ای در رسم الخط قرآن نگاشته، که بخشهایی از آن امروزه موجود است. همچنین خط عربی به تدریج طی چند قرن از « کوفی اولیه » به « نسخ » که امروزه قرآن را بدان می نویسند تحول یافت .
نسخه ای که امروزه بیشترین استفاده را دارد در سال 1922 ( میلادی ) توسط دانشگاه الزهرا مصر تأیید شده است و اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان شیعه نیز معتقدند چیزی از آن کاسته یا به آن افزوده نشده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 153 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 189 |
بیان مسأله :
دعا از گذشته تا کنون تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و روش زندگی مردم گذاشته است وهمیشه از ارکان مهم زندگی مردم بوده است . هر چه به عقب بر می گردیم دعا ، دعا نویسی ، جادو و امثالهم در فرهنگ و آیین ها پررنگ تر دیده می شود .
دعا در زندگی روزمره ی مردم نقش داشته و دارد ، مواردی از قبیل بیماری ، کشاورزی ، عزا ، عروسی ، تولد نوزاد ، مراسم مختلفی که در هر منطقه وجود دارد ، ولی نکته قابل توجه این است که در گذشته جزو ارکان زندگی بوده است ولی امروزه استفاده از دعا کمرنگ تر شده است .
در گذشته (خصوصاً ) مردم برای انجام هر کاری و یا باز کردن گره ای یا حل گرفتاری به دعا متوسل می شدند و دعا نویسان نزد مردم از احترام خاصی برخورداربودند ، با اینکه همانطور که ذکرشد این اعتقادات امروزه کمتر مورد توجه قرار می گیرد ولی دعا و دعانویسی در مقایسه با دیگر فرهنگ های گذشته پا برجاتر است وهنوز هم جایگاه خاصی بین مردم دارد ، به خصوص در کشورهای جهان سوم.
در جوامع ابتدایی دعا بیشتر به صورت جادو و جادوگری رواج داشته است ، و جادوگران جوامع را زیر سیطره و نفوذ داشتند و مردم در بیشتر موارد به آنها مراجعه می کردند و دستورات آنها را اجرا می کردند و حتی در دل ترسی از این افراد داشته اند . همچنین در رابطه با دعا نیز مردم از استفاده ی نادرست از دعاها می ترسیدند و از اینکه دچار دعا یا دعا زده شوند و یا برای آنها از طرف دشمنان دعا نوشته شود می ترسیدند و این اعتقاد وجود داشته و دارد که به وسیله ی دعا زندگی آنها دگرگون شود .
روش تحقیق :
دراین پایان نامه از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی همراه هم کمک گرفته شده است ، در زمینه ی تحقیقات کتابخانه ای از نوشته های نویسندگان بزرگ و صاحبنظران در زمینه ی دعا کمک گرفته شده است وهمچنین از کتابهای دعا و دعا نویسی و همچنین از کتابهای آسمانی استفاده شده است .
در زمینه ی تحقیقات میدانی با مراجعه به دعانویسان و همچنین افرادی که به این افراد مراجعه می کنند و آنها را باور دارند و تحقیق در مورد اعتقادات مردم در بهتر انجام دادن پایان نامه تلاش کردن .
مشکلات تحقیق :
با وجود اینکه دعا در زندگی روزمره مردم ایران نقش ارزنده ای دارد ولی متأسفانه منابع واطلاعات بسیار کمی در این مورد در ایران وجود دارد و اطلاعات به راحتی و سهولت در دسترس قرار نمی گیرد و همچنین دعا نویسان و کسانی نیز که در این باره اطلاعات زیادی دارند به راحتی اطلاعات خود را در اختیار کسی قرار نمی دهند ، و انجام این تحقیق با مشکلات بسیاری همراه بود . و همچنین منابع خارجی نیز به سختی به دست می آید .
جادوگری و پیدایش آن :
همانطور که ذکر شده جادو و جادوگری در زندگی بدویان نقش مهمی داشته است . جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استعمال قرار می گرفته است ، مثل مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالا بردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان واز این قبیل .
جادو را بر اساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد: « جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
منبع این اعتقادات از گذشته در میان مردم بوده است ؛ همان گونه که لوکرتیوس حکیم رومی گفته است : ترس ، نخستین مادر خدایان است و از میان اقسام ترس ، خوف از مرگ مقام مهمتری دارد .
زندگی انسانهای اولیه مشکلات زیادی داشته است و کمتر اتفاق می افتاده است که انسانها به مرگ طبیعی بمیرند و بیشتر قبل از آنکه به پیری برسند از دنیا می رفتند . به همین جهت بود که انسان اولیه نمی توانست باور کند که مرگ یک اتفاق طبیعی است و همیشه برای آن علتی غیر طبیعی تصور می کرد . در اساطیر ساکنان جزیره ی بریتانیای جدید چنین آمده است که مرگ نتیجه اشتباهی از خدایان است . بسیاری از قبایل چنین می پندارند که مرگ نتیجه جمع شدن و کوچک شدن پوست است و اگر انسان می توانست پوست خود را عوض کند ، جاودانه زندگی می کرد . ترس از مرگ و تعجب از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند و امیدواری به کمک خدایان و شکرگزاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان حاصل می شده ، همه عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب شده است . آنچه بیشتر مایه ی تعجب انسان می شد و در نظر وی اسرار آمیز بوده است مسایل مربوط به خواب دیدن و تأثیر موجودات سماوی برروی زمین و انسان بوده است . انسان اولیه از اینکه در خواب اشباحی به نظرش می رسیدند و مخصوصاً وقتی اشباح کسانی بوده اند که قبلا ً از دنیا رفته اند ، دچار ترس و وحشت می شده و به فکر فرو می رفته است. او مردگان خود را با دست خود در خاک می گذاشت ویا مراسم تدفین مخصوص به خود را برای او انجام می دادند تا از بازگشت آنان در امان بمانند و زندگان از شر آنها در امان بمانند.
حتی در برخی از مناطق ، انسان های اولیه در دیوار خانه سوراخی ایجاد می کردند و مرده را از آنجا بیرون می بردند و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آنجا دور می کرد و به خاک می سپردند تا روح راه بازگشت به خانه را گم کند و دیگر هرگز نتواند به آنجا سر بزند .
نظایر چنین حوادثی که انسانهای اولیه با آنها برمی خورد اورا به این فکر می اندازد که هرموجود زنده باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در هنگام بیماری یا خواب یا مرگ از بدن خارج شود .
در کتاب اوپانیشادها آمده است که هرگز شخص خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید چه ممکن است روح در راه بازگشت به بدن راه را گم کند که چاره آن بسیار دشوار است .
به نظر انسان اولیه و در نظر شاعران سراسر روزگار ، کوه ها ، رودخانه ها ، سنگها ، درختان ، ستارگان ، ماه و آسمان همه عناصر مقدسی هستند و مظهر خارجی نفوس باطنی و غیر مرئی.
در نزد یونانیان قدیم آسمان ، خدایی به نام اورانوس بوده است،
ماه خدایی به نام سلنه و به همین ترتیب .
چون برای هر چیز روحی تصور شود به عبارت دیگر خدایی در آن نهفته باشد ؛ عدد اشیای پرستیدنی نامحدود می شود . این خدایان بی شماررا می توان در شش دسته قرار داد : آسمانی ، زمینی ، جنسی ، حیوانی ، انسانی و الهی . طبیعی است که نمی توان گفت اولی موجودی که مورد پرستش قرار گرفت چه بوده و شاید ماه در زمره ی آنها ئی باشد که مقام اولویت را داشته اند . ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته است و آن را به عنوان خدای حامی خود می پرستیده اند . قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده است و چنین تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد . وخورشید نیز زمانی جانشین ماه گردید و شاید آن هنگامی بوده است که کشاورزی جانشین شکار شد و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصل خیزی زمین می شود . در این هنگام زمین به عنوان الهه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آن را آبستن می کند و از همین وقت مردم خورشید را چون پدر هر چه زنده است مورد پرستش قرار دادند . از اینجا بود که آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستانه قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند ؛ حالت تجسمی و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند . هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسان رسم می کردند اثری از همین خورشید پرستی قدیمی بوده است .
شاید در دوره کشاورزی که نقش زن در جوامع بشری شکل آشکارتری گرفت ودر اجتماعات ابتدایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت زن به تدریج به بصورت یک عامل مذهبی در آمد و امروزه جادوگری را حرفه ای زنانه می پندارند [1] و نیز شاید در اثر همین تفکر که زنان در برابر وسوسه های شیطانی سست تر از مردانند همچنانکه در داستان حوا هم اوست که آسانتر گول مار را می خورد در جوامع غربی زنان را جادوگر می پندارند [2]. در آفریقا نیز بر این باورند که مردمانی خاص و به ویژه زنان دارای قدرتی هستند که می توانند خود را به هیأتی در آورند و تن و روح دشمنان یا خویشان را اسیر خود سازند .[3]
آسمان خود خدای بزرگی بود که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول یا بند آمدن باران میدانستند . در نزد بسیاری از قبایل اولیه برای نامیدن آسمان و الوهیت کلمه واحدی به کارمی رفته است . لفظ خدای بزرگ را تنگری می نامیدند که به معنی آسمان هم بود . در چین نیز کلمه تی همین مفهوم را داشت . در هندوستان ودایی خدا را به نام پدر آسمان می نامیدند . نزد یونانیان نان خدا را زئوس به معنی آسمان و گرد آورنده ی ابرها بوده است و در میان ایرانیان کلمه ی اهورا معنی آسمان آبی داشته است .
هسته ی مرکزی علم اساطیر نیز اتحاد و ازدواج بارور زمین و آسمان بوده است . زمین نیز یکی از خدایان بوده است و به هر یک از اوضاع اساسی آن خدایی حکومت می کرده است . برای درختان هم درست مانند انسان ، روحی قایل بوده و انداختن آن را با کشتن یکی می دانسته اند . در روئیده ها برای گیاه – انگل خاصی که به درخت بلوط می پیچد احترام خاصی می گذاشتند . هنوز هم در انگلستان برای چیدن این گیاه تشریفات خاصی به کار می رود قدیمی ترین عقیده در قاره آسیا عبارت بوده است از پرستش درخت و رودخانه و کوه . بسیاری از کوه ها مقدس بوده اند و جایگاه خدایانی به شمار می رفته اند که صاعقه ها را ایجاد می کرده اند .ز مین لرزه وقتی حاصل می شده که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را با لا می انداخته است . همان گونه که روح عمیق شاعرانه ی انسان اولیه ، سری الهی را در نمو گیاه می دید باردار شدن زن و ولادت را نیز تأثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . تقریباً تمام ملت های قدیمی هر یک به شکلی آلات تناسلی را می پرستیده اند نه از آن جهت که به جنبه ی قبیح آن نظر داشته اند بلکه بدان سبب که از این را عنایت خود را به حاصل خیزی زمین و زن آشکار می ساخته اند .
احتمالاً رواج توتم پرستی نیز از روی ترس بوده است . انسان به خاطر نیرومندی حیوانات آنان را می پرستیده و به خیال وسایل خوشنودی آنان را فراهم می ساخته است . و زمانی که کشاورزی ایجاد شد کم کم حیوان پرستی جای خود را به خدایان انسانی داد ولی خدایان انسانی نیز نمادی از حیوانات را داشتند .
در آثار هومر که بسیار پیشرفته و مترقی است . یکی از خدایان چشم جغد دارد و خدای دیگر چشم گاو . خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و تنه ی حیوان دارند همین مرحله ی انتقال از عالم حیوانی به انسانی را تشکیل می دهد . اما بسیاری از خدایان مردگانی بوده اند که پس از مرگ بر اثر نیروی تخیل زندگان حالت پهلوانی پیدا کرده اند . خواب دیدن مردگان از عواملی بوده است که باعث پرستیده شدن آنها شده است.مردانی که در زمان حیات خود نیرومند بوده اند وباعث ترس و وحشت دیگران پس از مرگ نیز مورد پرستش واقع می شدند . حتی در بسیاری از زبانهای اولیه خدا به معنی مرد مرده است .[4]
همچنین روح پرستی کم کم ایجاد شده تا به صورت نیا پرستی شد . همه مردم از مردگان میترسیدند و سعی می کردند تا آنها را خوشنود و راضی نگه دارند تا مورد لعنت یا انتقام آنها قرار نگیرند . پرستشی که مردم نسبت به گذشتگان خود می کردند واز ترس آغاز شده بود بعدها جای خود را به حس احترام و تقدیس مردگان داد . در آخر کار به صورت ورع و تقوای مذهبی در آمد.
هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت بدون آنکه ماهیتی واقعی و تمایلات آنها را بداند درصدد برآمد که خوشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید به این ترتیب که بر جانگرایی برای اشیاء که ریشه ی دیانت اولیه است عامل دیگر سحر و جادو افزوده شده است واین سحر به منزله ی روح شعایر دینی به شمار می رود . روشهایی که در ابتدا برای جلب کمک ارواح و پس از آن خدایان به کار می رفته روش تقلیدی بوده است به این معنی که هر کاری را که انسان می خواسته خدایان انجام دهند نظیر آن را می کرده وظاهراً می خواسته است خدایان را به تقلید از خود وادار سازد . برای مثال اگر می خواستند باران ببارد جادوگر آب را بر زمین می پاشید و برای آنکه تقلید شده باشد آب را از روی درختی به زمین می ریخت . در سوماترا زن نازا مجسمه ی طفلی درست می کند و در بغل می گیرد به این امید که هر چه زودتر جنینی در شکم او ظاهر شود .
روش تلقین بسیار به کار می رفته است . درنزد بعضی از ملت ها رسم چنان است که از میان خود برای فصل بهار شاه و ملکه ای انتخاب می کنند و آن دو را در یک مجلس علنی به یکدیگر تزویج می کنند به این امید که مزارع عبرت گیرند و شکوفه کنند و بارور شوند . غالباً در هنگام بذرافشانی جشنهای خاص گرفته می شد و زن و مرد بدون مراعات هیچ قاعده ای با هم می آمیختند از برپاداشتن این جشن ها سه چیز منظور بوده است . یکی یادی از گذشته خود می کردند هنگامی را به خاطر می آوردندکه همه از آزادی روابط جنسی برخورداربودند. دیگر اینکه فرصتی به دست می آوردند تا زنهایی را که شوهرانشان عقیم بودند بارور کنند . سوم آنکه در ابتدای بهار به زمین بفهمانند که از محافظه کاری زمستانی بیرون آید . چنین جشن هایی در قبیله کامرون کنگو در میان کافرها و قبایل هرتنتوت و بانتودیده می شود .[5]
دربعضی نواحی ازجمله نزد مردم پاونی وهندیشمردگان گوایاکیل مردی را می کشتند و خونش را هنگام بذر افشانی بر زمین می پاشیدند تا محصول بهتری بدست آورند . بعدها این قربانی به صورت قربانی حیوانی در آمد . هنگامی که موقع درو می شد آن را تعبیری از تجدید حیات مرد قربانی شده به شمار می آوردند و به همین جهت پیش از کشته شدن و پس از آن برای مرد قربانی شده جنبه ی خدایی قایل شده و او را تقدیس می کردند.
شاعری نیز در زیبا ساختن سحر و جادو تأثیر داشته و آنرا به نوعی علم الهی تبدیل کرده است .
قایل شدن جان گرایی برای اشیاء سبب پیدایش تعداد زیادی عقاید خارق العاده از قبیل نمازها ، مناسک مختلف شده است . مردم قبیله کوکی درحین جنگ با شجاعت به کارزار می رفتند و مطمئن بودند که اشخاصی که به دست ایشان کشته می شوند در جهان دیگر به بندگی آنان در خواهند آمد .
همانطور که در ابتدای صحبت ذکر شد سحر و جادو و انواع دعاها در مراحل نخستین تاریخ بشریت پیدا شده است و تا کنون هم ادامه دارد .
فیتیشیسم [6]از اعتقاد به سحر سابقه ی زیادتری دارد و آنچه که از آن برجای مانده شدید تر است . چون چنین تصور می شود که بسیاری از حرزها و طلسم ها اثر محدود دارند به این معنی که هر طلسم برای عمل خاص به کار میرود . به این جهت بسیاری از افراد دیده می شوند که بار سنگینی از اقسام طلسم ها را همراه خود دارند تا در مقابل هر بدبختی که بخواهد بر آنان هجوم آورد ، آماده باشند .
همانگونه که تصور حیات و روحانیت در اشیاء سبب پیدایش شعر گردیده سحر و جادو نیز وسیله ی ایجاد هنر نمایشی و علوم شده است .فریزر می گوید ریشه پیروزی های افتخار آمیز علم به موهومات و سخافت های علم سحر و جادو می رسد . حقیقت این است که هر وقت جادوگری در انجام منظور خود دچار شکست می شده در صدد بر می آمده است که وسیله ای بدست آورد تا به کمک آن بتواند نیروهای فوق طبیعت را به تبعیت از اوامر خود ناچار سازد . به این ترتیب بوده است که خرده خرده نیروهای طبیعی بیشتر مورد توجه قرار می گرفته ولی ساحر برای آنکه مقام خود را از دست ندهد اثر این نیروهای طبیعی را پنهان می داشته است تا مردم تصور کنند که اثر مربوط به همان نیروهای فوق طبیعت است . این درست شبیه به تفکر مردم این زمان است که برای نسخه داروها خاصیت سحری قایلند . به این ترتیب است که از جادوگری به تدریج پزشکی ، شیمی ، استخراج نفت و علم هیأت پدید آمده است .
کاهن یا عالم روحانی از سحر و ساحری به وجود آمده ؛ به تدریج مرد عادی به علت فراوانتر و پیچیده تر شدن مناسک و آداب ورسوم نمی توانست همه ی آنها را به خاطربسپارد و به آنها عمل کند . به همین دلیل حرفه خاصی از مردم مسئول انجام وظایف و آداب دینی شدند . کاهنان نیز مانند ساحران می توانستند از راه قطع رابطه روح با جسد و دریافت وحی وبه وسیله ی اذکار و اوراد و ادعیه ی مجرب و مستجاب خود را به اراده ی ارواح و خدایان نزدیک کنند واز این اراده برای منظورهای بشری استفاده نمایند . برای اینکه مردم درباره این علم واین نیروی خاص تصور می کردند که نیروهای عظیم فوق طبیعت در سر هر پیچ راه زندگی انسان وجود دارد و در سرنوشت او مؤثر است . ولی باید دانست کاهن دین را ایجاد نکرده است بلکه مانند هر مقام دیگری وی نیز برای رسیدن به مقاصد خود دین را مورد استفاده قرار داده است . کاهن از لحاظ باقی نگه داشتن مردم در افکار و باورهای دینی و منحصر داشتن پاره ای از علوم به خود مقصر به شمار می رود .
جادو و تعریف آن :
بیان شد که جادو در زندگی مردم ابتدایی نقش مهمی داشته است.
جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، مانند: مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالابردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان و از این قبیل مسائل.
جادو را براساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
«جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
فروید در کتاب توتم وتابو می نویسد :
اصل و علت وجودی جادو را با کمک دو دسته از اعمال جادویی زیر می توان روشن کرد ک
یکی از شیوه های جادویی که معمولاً از آن برای ضربه زدن به دشمن استفاده می شود همانا درست کردن آدمکی به شکل و شمایل اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست و هر بلایی که بر سر این آدمک قراردادی بیاورند ، درست مثل این است که به سر همان دشمن واقعی ( الگوی اصل یک آدمک ) آورده باشند . برای مثال : اگر به قسمتی از بدن آدمک آسیب وارد آورند قسمت مربوط در بدن دشمن آسیب خواهد دید .
در عوض استفاده اط این شیوه ی جادویی برای ارضاء حس خصومت فردی ، می توان آن را در خدمت عبادات گذاشت ،به این معنی که به کمک آن از خدایان در برابر گزند شیاطین و ارواح خبیثه استفاده کرد[7] .
درزیر قسمتی از کتاب فریزر را که به موضوع بحث نزدیک است نقل می کنیم :
« هر شب که خدای خورشید (درمصر باستانی) به مقر خود در غرب سوزان باز می گشت ، مجبور بود جنگی شدید را با قشونی از شیاطین که به رهبری اپپی apepe ، دشمن سرسخت او آغاز می شد رهبری کند . همه ی شب با آنها می جنگید و قوای ظلمت غالباً آنقدر قوی بود که حتی هنگام روز با ارسال ابرهای تیره وتار می توانست آسمان آبی را به ظلمت بکشاند و او را از اعمال خود برای روشن کردن جهان بازنگه دارد .
تشریفات زیر برای کمک به خدا هر روز در معبد او در تبس thebes برگزار می شد ، آدمکی از دشمن را از موم می ساختند و آن را به شکل تمساحی ترسناک یا ماری با حلقات بی شمار می آوردند و روی آن با مرکب اسم شیطان را می نوشتند و آن را در غلافی از کاغذ مصری می نهادند و مجدداً نام شیطان را روی این غلاف رسم می کردن و با موهای سیاه آن را می پوشاندند ، بعد کشیش روی آن آب دهان می انداخت و با کاردی از سنگ چخماق آن را پاره کرده به خاک می افکند ، سپس پای چپ خود را روی آن می گذاشت و بالاخره با آتش زدن آدمک با آتشی که از نباتات فراهم آمده بود مراسم را به پایان می رساندند . اپپی که بدین ترتیب از بین می رفت همه ی شیاطین رکاب او نیز با پدر و مادر و بچه هایشان منهدم می شدند ، تشریفات خدایی مزبور که با چند نطقی هم توام می شد نه تنها هنگام روز بلکه بعد از ظهر و شب هم انجام می شد ، بلکه در هر موقع روز نیز ممکن بود تکرار شود به شرط آنکه طوفانی بر می خاست و یا باران سیل آسایی نازل می شد یا اینکه ابرهای سیاهی آسمان را تیره و تار میکرد . دشمنان خبیث از آثار اعمالی که با آدمک شبیه آنها انجام گرفته بود ، آسیب می دیدند آنچنان که گویی مجازات مزبور مستقیماً در حق آنها اعمال شده است .» [8]
اعمال جادوی که بر همین اصول و انگیزه ها استواراست بسیار است که در زیر به دو مورد آن اشاره می کنیم :
اعمال جادویی همیشه نقش مهم و قابل توجهی در میان اقوام اولیه ایفا کرده و باز تا اندازه ای در اساطیر و آداب پرستش اقوام پیشرفته تر بعدی محفوظ مانده و به شکل های مختلفی بروز کرده است .
1. مراسم جادوی که برای باراندن باران و برداشت محصول فراوان بر پا می شده است ، برای ایجاد باران از وسایل جادویی نظیر تقلید از باران تکرار ساختگی ابر وطوفان استفاده می کردند ، به طوری که می شد گفت افراد نمایشنامه ی باران را بازی می کردند . ایئنوس های ژاپن برای مثال به شیوه ی زیر باران ایجاد می کردند :
عده ای غربال بزرگی به دشت می گرفتند و آب را به سبک باران از آن فرومی ریختند و حال آنکه عده ای دیگر دیگی را که با بادبان و پارو مجهز بود و به صورت یک کشتی در آمده بود در دهکده می گرداندند و اما راجع به برداشت محصول فراوان اینکار را با اعمال جنسی روی زمین عملی می کردند و به عنوان مثال در جزیره ی جاوه وقتی که زمان شکوفه کردن برنج فرا می رسد دهقانان مرد و زن شب هنگام به مزارع می روند تا به اعمال جنسی بپردازند . ولی اگر اعمال جنسی بوی زنای با محارم بدهد به دلیل آثار بد آن در میزان محصول به شدت شرمنده شده از آن دوری می کنند .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 73 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان خمین یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده است.
دادههای آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.
هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد میباشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی دادهها نتیجه زیر بدست آمد:
بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)
یافتههای فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست میآیند:
- بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)
- بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)
- بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)
- بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)
فصل اول
کلیــــات
مقدمه [1]
زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشه ای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و نالههای دلخراش و داستانهای غمانگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیههای زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سختتری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتیهای عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیدهای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند.
کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بیخبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم مینماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتنابناپذیر است.
انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد میکنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزشهای حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمیشود.
بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی میدانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه میگیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه میکند، دچار رنج و ناراحتی میگردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی میآورند و یا دلش میخواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.
در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشهیابی شده است :
1- اعتیاد
2- بیکاری
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد.
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیاد، جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر خمین گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند که خود میتواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر خمین شود.
بیان مسئله [2]
اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود میآورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست میدهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع میشود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار میدهد اینچنین افراد که اکثراً قانونشکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا میزنند.
با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی میزند و خود را از قید مسئولیتهای زندگی شخصی و اجتماعی رها میکند. اینگونه افراد که معمولاً خودپسند، بیعار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا میگردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمیکند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.
معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیمتر شده و موقعیتهای غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او میآیند، قضاوت و اندیشهاش مختل شده و اغلب در حال چرت و بیخبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)
امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازهای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنتهای مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذتهای کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه بردهاند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین میباشد.
با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علتهای گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط میشوند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها مینماید.
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعهشناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و میگویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمیآید. (قائمی 1373 ص 139)
بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)
لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد. (همان ، ص 14)
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیدهایست استعماری که زمینههای ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعهشناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)
با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشههای سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری میباشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر میشود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد میباشد.
اهداف تحقیق[3]
الف ) هدف کلی [4]
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین.
ب ) اهداف ویژه [5]
بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI
سوالات
آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟
فرضیات [6]
بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.
تعریف اصطلاحات
تعاریف نظری
معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر میاندازد.(فرجاد 1378 ص 12)
اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست میدهد و موجب میشود که خویشتنداری شخص از میان برود و زیادهروی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)
اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبههای متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)
تعاریف عملیاتی
معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز میکند.
اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است میباشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)
اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.
فصل دوم
پیشینــه پـژوهـــش
تاریخچه مواد مخدر در جهان
استعمال مواد مخدر سابقهای طولانی در میان جوامع داشته و شکلهای مصرف آن متنوع بوده و به زمینههای مساعد در هر جامعه بستگی داشته است. مواد مخدر در طول تاریخ انسان؛ زمانی به عنوان مواد خوراکی، گاهی به عنوان دارو، گاهی برای ایجاد لذت و یا فرار از ناراحتیها و از بین بردن و التیام درد بکار بده میشده است. لذا در طول تاریخ بُشر کمتر ملتی را میتوان یافت که با استفاده غلط از مواد مخدر روبرو نبوده باشد. مواد مخدر معمول در جشنها و مراسم مذهبی و گاهی نیز توسط جادوگران مورد استفاده قرار میگرفته است.
بررسی آثار نوشته تاریخی این نتیجه را میدهد که بشر از ابتدا از مواد مخدر اطلاع داشته است. زیرا با تجربه از خاصیت مواد مخدر آشنا شده و برای تسکین در از آن استفاده مینمود. مطالعه آثار نوشته دوران باستان بیانگر این حقیقت است که در سومر ، آشور ، بابل ، مصر، یونان و روم از تریاک استفاده میشد.
هومر شاعر یونانی در آثار خود ازگل خشخاش گفتگو کرد. و آنرا جزو گلهای زینتی باغهای روم در 600 سال پیش از میلاد دانسته است. نوشتههایی ازتمدن سومریها باقی است, نشان میدهد که سومریها از کهنترین اقوامی هستند که نه تنها از تریاک استفاده میکردند، بلکه نام «گیاه شادی بخش» نیز بر آن نهاده بودند، که این نام هنوز شایع است. پزشکان آشوری نیز صدها سال پیش از میلاد به خواص دارویی تریاک پی برده بودند.(اورنگ 1367 ص 6)
بشر از 7000 سال قبل ، از وجود یک ماده مخدر قوی در خشخاش آگاه بوده و در لوحههای گلی که از سومریان باقی مانده از تریاک نام برده شده است.
یونانیها تریاک را « اپیوم» [7] نامیده و اطباع ترکیباتی از تریاک را برای بیماریهای مختلف جسمی و روانی تجویز میکردند. جالینوس مشتقی از تریاک را نوشدارو نامیده و برای مداوای بیماریهای مختلف از قبیل صرع، یرقان ، سنگ کلیه و غیره بکار میبرده است. در حدود 4000 سال قبل، کشیدن تریاک در چین نیز رایج بوده است. (دانش 1379 ص 206)
لذا تریاک را اولین بار سومریها کشف کردند و ضمن استفاده از آن به عنوان یک داروی مسکن ، تدریجاً به عنوان «مکیف» و «مخدر» نیز مورد استفاده قرار گرفت. کشف تریاک بوسیله سومریها در لوحهای که از 7000 سال قبل به جای مانده ، ثبت شده است. (اورنگ 1376 ص 6)
نوشتههایی که بر روی پاپیروس از مصریان مانده نشان میدهد که مصریها از قدیم با استعمال تریاک آشنا بودند. لذا اصل تریاک از مصر بوده است. چرا که اسم بتائیکا مشتق از شهر طبس مصر است که خشخاش در آنجا میکاشتند. صادق کریمپور در مورد سابقه تاریخی خشخاش مینویسد:
« خشخاش ابتدا در مصر کشت میشد و بنام «بتائیکا»[8] معروف بود که از کلمه طبس نام شهری واقع در مصر که در آن خشخاش کشت میشد ماخوذ شده است . در 1500 سال قبل از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شد و در آنجا رواج پیدا کرد. در افسانههای هومر از جزیرهای نام برده شده که در آن قهرمانان اودیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیادآوری گردیده که نجات آنها به سادگی میسر نبوده است.» (کریمپور 1378 ص 42)
در این میان اشیایی که به داروسازان دوران باستان تعلق داشته و در موزه علوم لندن به معرض تماشا گذاشتهاند، کوزههایی به شکل گرز خشخاش دیده میشود که به جنس کاشی است و حدود 5/12 سانتیمتر بلندی دارد. بر روی یکی از این کوزهها خطوطی به شکل اثر تیغهای کشیده شده بر روی گرز خشخاش ، بچشم میخورد. کوزههای مزبور متعلق به اواخر دوره مفرغ یعنی حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح است که در قبرس ساخته شدهاند و احتمالاً به منظور نگهداری تریاک محلول در آب یا شراب، از آن استفاده میکردهاند تا بتوانند این فرآورده مخدر را به مصر صادر کنند.
دیری نگذشت که مصریان خود به کشت خشخاش دست زدند. آنها بر روی سکهها و سفالینههای یونانی و جواهراتی که بر روی تابوتها و مجسمههای رومی دیده میشود نقشهایی از گرز خشخاش را حک کردهاند که نشانه آگاهی آنها از خواص تریاک است. (همان منبع ص 44)
در کتاب ویرانگریهای اعتیاد در موارد سوابق تاریخی مواد مخدر چنین آمده است: « برخی میگویند در روی لوحههای گلی سومریان که مربوط به 7000 سال قبل است از خشخاش و طرز کشت و گرفتن شیره آن نام برده شده و یونانیان تریاک را بنام " اوپیوم" میشناختند ولی جز مصرف طبی، مصارف دیگری نداشت. ولی رواج آن در کشورهای اروپایی از آغاز فعالیت شرکت انگلیسی هند شرقی توسعه و گسترش یافته است.» (همان منبع ص 14)
در برسی تاریخچه مواد مخدر؛ روشن میشود که تریاک ابتدا در مراسم مذهبی و بساط جادوگران مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان شربت خوابآور یا مسکن مصرف میشد.
در کتاب اودیسه اثر هومر، بر شربتی اشاره میشود که هلن قهرمان تروا در اختیار داشته است. این شربت تمام دردها و ستیزهجوییها را از میان برده و هر بیماری را درمان میکرده است و احتمالاً ماده اصلی این شربت، تریاک نبوده است. همچنین تصور میشود « سرکهی آمیخته به مادهای تلخ» که به حضرت مسیح که بر صلیب کشیده شده بود تقدیم گردیده است (متی باب 27 آیه 34). ماده تلخ مزبور به زبان عبری باستان Rosh گفته میشود که به معنی تریاک است. (طالبی 1357 ص 33)
بدن شک از قرن 4 قبل از میلاد به بعد، پدران داروسازی در غرب مثل بقراط و جالینوس به خاصیت آرامبخش بودن تریاک پی برده بودند. گفته میشود که پاراسلوس حدود سال 1530 م تریاک را در الکل حل کرد و این تنتور تریاک به «لدانم» [9] یا افیون معروف است. موزه علوم لندن یادداشتهایی در مورد داروهای سینه بسیار قدیمی در اختیار دارد که همگی محتوی لدانم هستند. یونانیان در زمان سقراط از تریاک برای تسکین درد استفاده کرده و به خواص طبی آن پی برده بودند. هندیان نیز به گیاه کوکنار آشنایی داشتهاند. چرا که در زمان حمله داریوش بزرگ به هند آنان با «کوکنار» [10]آشنایی کامل داشتند. مجارستان هم از اولین کشورهایی است که با خشخاش آشنا بوده است. زیرا که 1200 سال قبل از میلاد مسیح گیاهشناسان مجارستان خشخاش را میشناخته و از شیره آن استفاده میکردهاند. بطور کلی در روزگار باستان اجتماعات بشری با موادمخدر و نباتات مکیف، به صورت ابتدایی برای استعلاج و مواد ضروری آشنایی داشتهاند، به طوریکه اقوام اروپایی در اول تاریخ میلادی افیون را شناخته و به عنوان دارو استفاده میکردند.
| دسته بندی | اندروید |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 24 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 1 |
فایل فلش ترمیم سریال گوشی هواوی مدل y600-u20 مخصوص فلش تولز
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 93 |
عنوان .......................................................................................................................... صفحه
پیشگفتار: ................................................................................................................ 7
گفتار اول:
تعریف حاکمیّت و انواع آن ..................................................................................... 14
حاکمیّت مطلق ......................................................................................................... 14
حاکمیّت مردم .......................................................................................................... 14
حاکمیّت ملی ............................................................................................................ 15
حاکمیّت تکوینی ...................................................................................................... 15
حاکمیّت تشریعی ................................................................................................... 16
حاکمیّت تئوکراتیک و دمکراتیک ........................................................................ 16
گفتار دوم .
منشأ حاکمیت در حقوق ایران ............................................................................ 24
حاکمیت الهی ........................................................................................................ 24
حاکمیت ملی ........................................................................................................... 28
رابطه ولایت فقیه با حقوق و ازادی های فردی ............................................... 31
طرق و روش های سلامت نظام با رهبری ولی فقیه ..................................... 31
مقایسه جمهوری اسلامی ایران با نظام های دمکراسی مطلق ..................... 33
(4)
گفتار سوم.
انسان شناسی ............................................................................................................. 36
ارتباط انسان شناسی با خدا شناسی ..................................................................... 37
انسان و اختیار ............................................................................................................ 38
جبر ................................................................................................................................. 40
قران و اختیار انسان .................................................................................................... 41
حاکمیّت مطلقه خدا بر انسان .................................................................................. 42
امر و نهی الهی ............................................................................................................ 46
آزادی دیگران .............................................................................................................. 46
نتیجه گیری ................................................................................................................ 48
منابع ............................................................................................................................... 50
پیشگفتار:
بر مبنای جهان بینی توحیدی، از آن جا که خداوند مالک تمام هستی است « لِلّهِ مَا فِیِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ» سر رشته و اختیار هستی نیز به دست اوست « فالله هو الوالی».
و شخص مؤمن که برای خداوند چنین منزلتی قائل است، همواره او را ولی و اختیار دارخود می داند « أنتَ وَلیّ فِی الدُنّیا و الاخِرَه » کسی که این حقیقت را که غیر از او هیچ ولی و صاحب اختیاری وجود ندارد، درک کرده باشد، خود را در سایه سار ولایت او قرار می دهد و خداوند نیز ولایت خاص خویش را از او دریغ نمی کند« الله وَلی الّذینَ آمَنوا یُخرِجهم مِنَ الظُّلُماتِ الَی النُّورِ » چنین کسی این حقیقت را دریافته است که خداوند بهترین مولا است « نِعْمَ الْمَوْلَی » و اگر او را به ولایت خود برگزیند، از هر مولایی دیگری، بی نیاز است.
کسی که به این بینش توحیدی دست یابد ، از شخصیت ممتاز و روح مقتدری بر خوردار خواهد بود.
در مقابل، کسی که ولایت خداوند را در عمل نپذیرفته و از مسیر حق خارج شده است، بی پناه خواهد ماند و فرمان برداری از غیرخداوند به هر شکل و اندازه که باشد نقض ولایت خداوندی است؛
نشانه پذیرش ولایت خداوند در عرصه فردی تن در دادن به احکام اوست و در صحنه اجتماع نیز، دل نبستن به غیر قانون الهی است.
مبنای هر گونه تصمیمی در جامعه مؤمنان باید خدا و احکام او باشدو باید هرگونه اختلاف با رجوع به دین خدا حل و فصل شود.
اجرای قانون در مورد دیگران نوعی دخالت در حیطه اختیار آنان است . از این رو به صرف اینکه قانون بر گرفته از دستورات دینی است کافی نیست تا هر کس بتواند آن را در مورد دیگران به اجرا درآورد. (7)
هیچ انسان و هیچ دستگاهی نمی تواند حکمی را بر دیگران جاری کند مگر آنکه ثابت شود از چنین حقی برخوردار است. دستگاهی واجد چنین صلاحیتی است که مشروعیت داشته باشد. بر مبنای جهان بینی توحیدی ـ همانطور که پیش تر گذشت ـ حق حاکمیت و ولایت در انحصار خدا است و کسی که در مصدر حکومت قرار می گیرد، به واقع در ولایت خدا دخالت کرده است. بنابراین اعمال ولایت نیز در انحصار کسی خواهد بود که مجوز چنین تصرف و ولایتی را از سوی خداوند داشته باشد.
مفهوم « حق الهی حاکمیت» این است که دخالت در امور دیگران ، از اختیارات انحصاری خالق و مدبّر و ولی حقیقی انسان ها است. خداوند این ولایت را از طریق اذنی که به فرد یا گروه خاصی می دهد، اعمال می کند؛
نه آنکه خود به جامعه انسان ها درآید و بر آنان حکم راند. امام خمینی(قدس سره) در کتاب مکاسب محرمه، می فرمایند:
« ولایت به حکم عقل، مخصوص ذات باری است، تنها اوست که حاکمیت بالذات دارد، حاکمیتی که مستند به جعل دیگران نیست و اصالتاً حق دارد برای انسانها و اداره امورشان تدبیر کنند ... دیگران تنها با جعل و نصب او می توانند متصدی امر ولایت گردند».
بنابراین حاکمیت ذاتاً و اصالتاً حق خداوند است و از این رو نظریاتی که این حق را به انسان ها می دهند، بر خلاف منطق توحیدی قلمداد می شوند.
انسان ها، به هیچ روی دارای حق ذاتی برای حاکمیت نیستند، که آن را از طریق قرار داد اجتماع
یا رضایت به دیگری واگذارند.آنان اگر حقی داشته باشند، حقی است که خداوند به ایشان عطاء فرموده است. (8)
خداوند اگر چه دارای حق حاکمیت و تصمیم گیری برای همگان است، انسان ها را مجبور یه پذیرش ولایت خود نکرده است. از این رو، حق حاکمیت خدا با آزادی انسان ها منافات ندارد. زیرا انسان ها در پذیرفتن ولایت خداوند بر خود ، مختارند؛ همچنان که راه گمراهی به روی ایشان گشوده است.
پس معلوم شد که حاکم اصلی خداوند است؛ اما او می تواند حاکمیت و ولایت را برای دیگران نیز اعتبتر کند؛ با این تفاوت که ولایت او اصلی و ذاتی است و ولایت دیگران تبعی.
بررسی بهترین شیوه های حکومت و شناخت اصولی که بشریّت را به ساحل نیکبختی و سعادت
می رساند و پایان هرگونه ظلم و ستم را ندا میدهد، یکی از مهمترین مباحثی است که دانشمندان و اندیشمندان را به تحقیق و کاوش واداشته است.
صاحبنظرانی که پیرامون این مسئله به کندوکاو پرداخته اند، به جز آنانکه به آئین اسلام پایبند بوده و به این مکتب رهائی بخش گرویده اند، همه از دو عنصر اساسی که بزرگترین نقش را در پی ریزی حکومت ایفاء می نمایند، غفلت ورزیده اند. این دو عنصر اساسی عبارتند از :
1ـ سعادت در سرای ابدی و زندگی عالم باز پسین.
2ـ کسب خشنودی پروردگار بزرگ.
حقیقت این است که هر چه زمان پیش میرود، بشر بر یک نکته دقیق آگاهی می یابد و براستی باورمی کند که تنها راه سعادت انسان در زندگی دنیا آنست که حکومت را در دنیا بر اساس قوانینی پی ریزی نماید که مبتنی بر وحی خداوندی است؛ خداوندی که بر همه نیازهای بشر واقف است و همه راه های رستگاری وی را می داند.
در شرایطی که حال دنیا اینگونه است، بدون تردید سعادت اخروی و تحصیل رضای خالق بستگی تام به اطاعت از قوانین دینی خواهد داشت. (9)
امروز، ما جهان را می نگریم که در دنیای خروشان ستم و درد غوطه ور است و هر آن خطر نابودی و نیستی، آن را تهدید می کند. شگفتا که پیشتازان اندیشه بشری پیوسته طرح های جدید عرضه
می کنند و بر نامه های گوناگون برای حکومت ارائه می دهند که همه تجربیّات تاریخی را در بر دارد.
اما این برنامه ها اندکی سود نمی بخشد و در شرائطی که همه وسایل آسودگی و رفاه،در اثر رشد تکنولوژی و صنعت، امکان آسایش بشر را فراهم آورده اند، هر روز سختی ها فزونی می یابد و بشریّت در گرداب هلاکت اسیر می گردد.
آری، این تلاش های بی ثمر، هرگز نمی تواند بشریت را از سر گشتگی و آشفتگی کنونی نجات بخشد. اما چه توان کرد که نیاز شدید انسان امروز به فضائی آکنده از مهر و عطوفت و راهیابی به سوی آرمان های خدائی، امری است انکار ناپذیز. در زمان ما نظام های: سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... بر جهان حکومت می کنند ،که هر یک با دیگری سر نا سازگاری داشته و در راه مبازره با دیگری قد بر افراشته اند.
از یک سو دموکراسی با اعتقاد به رشد بی قید و شرط سرمایه، مدعی آزادی مطلق هر فرد انسان در انجام خواسته هایش می باشد و حکومت های متکّی بر نظام سرمایه داری ، خود را بنیانگذار آزادی و اعطای حقوق انسانی بطور کامل می دانند.
از سوی دیگر نظام سوسیالیستی مارکسیسم فریاد می زند که آزادی و دمو کراسی فقط در راه رشد و پویائی حزب سوسیالیستی حاکم، بکار گرفته می شود و هرگز نمی توان در سراسر جامعه و در همه ابعاد آن به همه طبقات اجتماعی، آزادی عطا کرد؛ چرا که از دیدگاه این نظام باید « دیکتاتوری ـ پرو لتاریا» محقق شود.
(10)
در برابر این دو نظام ــ که هر دو بر خاسته از اندیشه های ناتوان و نارس بشری می باشند ــ آئین جهانی اسلام را داریم. اسلام نه با نظام سر مایه داری هم نوا است و نه با نظام سوسیالیسم همراهی می کند؛ بلکه خود بنیانگذار شیوه ای نو در برابر همه شیوه های ساخته دست بشر است.
اسلام فریاد می زند:(( آقائی و حاکمیّت فقط از جانب خداوند تفویض می گردد، خداوندی که مالک حقیقی جهان و قانونگذار حقیقی و منحصر به فرد عالم می باشد.))
از دید گاه اسلام، رسول خدا ( صلی الله علیه وآله) علاوه بر آنکه آورنده پیام های الهی به شمارمی رود، پیشوای امّت و سر پرست مسلمانان می باشد و نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختیار تر است.
البته گروهی از دانشمندان و نویسندگان عامّه معتقد اند که از جانب خدای یکتا « نظام شورا» به عنوان روش حکومت تعیین شده است. آنان در این زمینه به آیات قرآن، روایات رسیده از رسول مکّرم اسلام و روش صحابه آن حضرت استناد کرده اند.
ولی آنچه که مسلّم است این است که، قرآن مالکیّت همه اشیاء را از آن خدا دانسته و تنها یک مالکیّت حقیقی و اصیل را در جهان پذیرفته و آن مالکیّت خدا است و دیگر مالکیّت ها یا قراردادی است، مانند مالکیّت انسان نسبت به اموالش، یا مالکیّت اصلی که از آن خدا است و از سوی او به افراد بخشیده شده و لذا خداوند نسبت به آن سزاوارتراست. مانند: مالکیّت انسان بر بدن خود.
ولله ملک السموات و الارض و مالکیّت وفرمانروایی آسمانها و زمین از
والله علی کل شی قدیر آن خدا است وخدا بر همه چیز توانا می باشد.
(11)
قرآن خدا را ولی مطلق معرفی می کند و ولایت دیگران را در صورتیکه از سوی او باشد مجاز می شمارد. اما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که انسان در گزینش راه خود و انجام خواسته هایش از آزادی کامل بر خوردار است. این آزادی مبتنی بر خصوصیات تکوینی اوست که خواستن و نا خواستن و انجام دادن و انجام ندادن در وی به ودیعت نهاده شده است.
تحقیقی که اینک پیش روی خواننده محترم قرار دارد، بررسی رابطه حاکمیّت خدا بر انسان و حاکمیّت انسان بر سرنوشت خویش است که در سه گفتار ارائه خواهد شد:
گفتار اول ــ حاکمیّت خدا بر انسان
گفتار دوم ــ منشأ حاکمیت در حقوق اسلام
گفتار سوم ــ حاکمیّت انسان بر سرنوشت خویش
ازخداوند قادرِ مَنّان خواستارم که این اقدام ناچیز را از من بپذیرد و آنرا کوششی در راه رضای خویش محسوب فرماید.
من الله التوفیق و علیه التکلان و الیه انیب
اعظم خوشنام
(12)
گفتار اول:
حاکمیّت خدا بر جهان و انسان
(13)
حاکمیّت خدا بر انسان و جهان.
تعریف حاکمیّت و انواع آن:
حاکمیّت عبارت است از قدرت برتر فرماندهی یا امکان اعمال اراده ای فوق اراده های دیگر. هنگامی که گفته می شود فلان دولت حاکم است یعنی در حوزه اقتدارش دارای نیروی است خود جوش که از نیروی دیگری بر نمی خیزد و قدرت دیگری برابر با آن وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی را نمی پزیرد و از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند .هر گونه صلاحیتی ناشی از اوست، لکن صلاحیت های او فی نفسه است.
در خصوص منشأ حاکمیّت و مبنای مشروعیت آن نظرات بسیار متنوع و متفاوتی وجود دارد. از جمله نظریه تئوکراتیک و دمکراتیک که تو ضیحات لازمه در مورد آنها داده خواهد شد. اما به طور کلی تقسیم بندی که می تواند نظریات غالب را شامل گردد عبارت است از:
1ـ حاکمیت الهی 2ـ حاکمیت فردی 3ـ حاکمیت مردم 4ـ حاکمیت ملّی
البته برخی دیگر از حقوقدانان صور حاکمیّت را به سه نوع تقسیم نموده اند:
الف ـ حاکمیّت مطلق ب ـ حاکمیّت مردم ج ـ حاکمیّت ملی
حاکمیت مطلق :
که بر اساس آن حکومت در اختیار فردی به نام پادشاه قرار دارد. و معمولاً این امر را ناشی از ابتکارات فردی و یا مشیّت الهی می دانند.
حاکمیّت مردم :
بر مبنای این نظر ریشه حاکمیّت با خواست مردم و حکومت مردم بر مردم شکل پذیر است .
(14)
بر این اساس دمکراسی سر چشمه قدرت می باشد و مردم جمع افراد تشکیل دهنده جامعه ملی باشند. و حاکم یعنی حاصل جمع افراد اجتماع. بنابر این هر یک از افراد بخشی از این قدرت را در اختیار دارند.
حاکمیّت ملی:
ملت به عنوان شخصیت حقوقی مستقل از افراد محسوب می گردد . ملت در واقع حاصل جمع جبری افراد جامعه و یا مردم نیست، بلکه شخصیت حقوقی مستقلی است که به شخص یا گروه و یا کلیتی غیر ملی قابل انتقال نیست.
همانگونه که می دانیم تقسیم بندی در علوم نظری اصولاً برای تبیین و تفهیم مطلوبتر مطالب است و خود فی نفسه موضوعیت ندارد . ولی نکته مهم در آن، اینست که همه موارد ومطالب را در بر داشته ارتباط منطقی را دنبال نماید. نظر به آنکه در تشریح قانون اساسی ایران نکته مهم و بارز که زیر بنای قانون را تشکیل می دهد، جنبه مکتبی بودن آنست، لذا می توان به نحو زیر نظریات مختلف را جمع بندی نمود: 1ـ نظریه حاکمیّت الهی 2ــ نظریه حاکمیّت غیر الهی
البته حاکمیّت خدا بر انسان و جهان بر دو قسم است : 1ـ حاکمیّت تکوینی 2ـ حاکمیّت تشریعی
حاکمیّت تکوینی:
بر اساس اصل توحید که از اصول اعتقادی اسلام و مبتنی بر دلائل عقلی و منطقی میباشد، خداوند متعال خالق عالم است و حاکمیّت مطلق بر جهان از آن اوست. خداوند شریکی ندارد و پروردگار جهان است . حاکمیّت تکوینی خداوند، تمامی عرصه های هستی و آفرینش انسان را در بر می گیرد .
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
فلسطین ، قلب جهان عرب ، در قسمت غرب آسیا واقع شده است و نقش پل ارتباطی بین قاره آسیا و آفریقا را بازی می کند . این سرزمین از قسمت غرب به دریای مدیترانه از شمال به اردن و سوریه و از جنوب با شبه جزیره سینا که قسمتی از مصر بود محدود می شود . بنابراین اهمیت سوق الجیشی این منطقه به ویژه در قلب کشورهای اسلامی پوشیده نیست . مساحت این کشور ۲۰۷۰۰کیلومتر مربع است . تابستانهای گرم و زمستانی معتدل و بارانی دارد ، جمعیت آن بیش از ۶میلیون است که مرکب از یهودیان مهاجر و عربهای فلسطینی است ، بیت المقدس پایتخت آن است که زیارتگاه مسلمانان و مسیحیان و یهودیان جهان است معادن گوناگونی دارد مردم به کشاورزی دامپروری و کارگری اشتغال دارند و بیش از ۳میلیون فلسطینی از وطن خود رانده و ۵/۱میلیون نفر از آوارگان هنوز هم در چادرها واردوگاهها به سر می برند .
وجه تسمیه فلسطین :
در دورانهای گذشته به این سرزمین ارض کنعان گفته می شد چون اعراب کنعانی اولین گروهای مهاجر بودند که از جزیرة العرب کوچ کرده و به سرزمین فلسطین رفتند . و نام جد خود را که کنعان بود کنعان نامیدند و در محلی بنام اورسالم ساکن شدند . 1کلمه فلسطین در تورات بنام پالشتیسم که شامل نواحی جنوبی فنیقیه است اما برخی معتقدند که نام فلسطین از نام یکی از قبایل کریتی که جزایر مدیترانه به این ناحیه آمده اند گرفته شده است که حدوداً دوازده قرن قبل از میلاد و بعضی منابع اعلامی دارند که اولین بار از سوی امپراطوری رومی که به این ناحیه فالسطین یا فلسطین نامگذاری شده است .
این سرزمین بدلیل اماکن مقدس مذهبی در نظر مسیحیان ، یهودیان و مسلمانان از قداست خاصی برخوردار است مجسد الاقصی از بناهای دورۀ اسلامی است .
آرامگاه حضرت ابراهیم و همسرش ساره در این سرزمین و شهر بیت اللحم زادگاه حضرت مسیح و شهر ناصره محل ظهور حضرت حضرت مسیح و مساجد و کلیساهای بیشماری همگی برقداست آن افزوده است . در بخش غربی مسجدالاقصی ، دیوار قدیمی و معروف به دیوار ندبه قرار دارد. به عتقاد مسلمانان محل اسقرار براق ، مرکب پیامبر در شب معراج بوده است . یهود نیز می پندارند که دیوارند به ، جزئی از دیوار غربی معبد قدیمی هیکل سلیمان است و کنار آن نماز و دعا می خوانند و نزد آنان نیز مقدس است 2.مسجدالاقصی مسجدی است که پیغمبر اسلام همه دورانی را که در مکه زندگی می کردند و تا هفدماه پس از هجرت به مدینه به سمت آن نماز می کردند [1].
مروری بر تاریخچه فلسطین :
قبل از ورود اسلام به این ناحیه منابع به سه حکومت باستانی اشاره دارد : بنامهای کنعانیون ، فلسطینیون و ابراهیمیون .
سلسله کنعانیون : در حدود ۲۵۰۰ق . م توسط چند قبیله عرب که از شبه جزیرة العرب مهاجرت کرده بودند تأسیس و بنام جدشان کنعانیون نامیدند و بعدها در اثر جنگهای مداوم با مصر و بابل و بدلیل اختلافات درونی از دست رفت .
فلسطینیون :
در سال۱۱۸۴ ق .م موفق به تشکیل حکومت می شوند و حاکمان آنها را قبایل کریتی تشکیل دادند این سلسله تحت تأثیر تمدن کنعانیون واقع شد و بسیاری از اعتقادات خود را از کنعانیون گرفتند و جنگهای مداوم اینان با ابراهیمیون باعث شد که رو به زوال و رو به سقوط روند .
ابراهیمیون :
در سال ۱۸۵۰ق . م حضرت ابراهیم در شهر اور عراق متولد که بعدها به سرزمین کنعان مهاجرت کردند و از فرزندان او یعقوب بدلیل انتصابش به اسرائیل بنی اسرائیل نامیدند و بعد از مدتی قوم بنی اسرائیل بدلیل قحطی و و خشکسالی به مصر نزد یوسف می رود امّا بعد از گذشت زمان بعد از ترور مجبور به مهاجرت از مصر می گردد و حضرت موسی گروهی از بنی اسرائیل به رهبری فردی بنام یوشع به فلسطین می فرستد امّا بنی اسرائیل سرپیچی کرد و مدت ۴۰سال سرگردان می شود . بعد از مرگ حضرت موسی قوم بنی اسرائیل وارد فلسطین می شوند و از برخورد مصریها و بابلیها استفاده کرده و دست به تأسیس یک امپراطوری به رهبری حضرت داود می زنند . جانشین حضرت داوود ، سلیمان بود . بعد از مرگ سلیمان قلمرو ابراهیمون به دو قسمت تقسیم شد و بعدها بدست بابلیها تصرف می گردد وقتی که کوروش هخامنشی بابل را می گیرد و اجازه بازگشت به تبعیدیان یهودی می دهد از آن زمان به بعد یهودیان بطور مداوم تحت حاکمیت ایرانیها ، یونانیها و رومیها درمی آیند در دورۀ رومیها قیامها مانند مکابیون از سوی یهودیان سازمان داده می شود این قیام به شدت توسط سرداران رومی سرکوب می گردد و از آن زمان به بعد منطقه فلسطین بصورت یک ایالت رومی درمی آیند و یهودیان بر اثر حمله رومیها پراکنده شد و بدین صورت حضور قوم بنی اسرائیل در فلسطین پایان می یابد و باقی آنها به سایر سرزمینها مهاجرت می کنند .
همانطورکه نوشتیم در سال ۶۳ق. م یکی از سرداران رومی به نام پومپه موفق می شود منطقه فلسطین را تصرف کند و به صورت ایالت نشین روم در می آورد و مردم فلسطین قیامهایی را سالهای ۷۰و ۱۳۰م برپا می دارند که بشدت سرکوب می شود و یهودیان به سواحل مدیترانه ، اروپا متفرق می شوند و تا اوائل قرن بیستم از دست می دهند . دین یهودیان که مسیحیت را یک بدعت تلقی می کردند رشد چندانی ندارد امّا بعد از تجزیه امپراطوری روم به دو قسمت غربی و شرقی و بویژه حمات امپراطوری بیزانس از دین مسیحی زمینه های مسیحی شدن منطقه فراهم می شود و بخصوص سفر همسر کنستانتین بنام هیلانه در سال ۶۲۶م به شهر بیت المقدس انجام داد و کلیساهای معروفی چون قیامت و المهد را ساخت روند مسیحی شدن گسترش یافت . از سال ۳۲۶م تا ۶۱۶ م به مدت ۳ قرن فلسطین از مناطقی است که در جنگلهای ایران و بیزانس مورد ادعای دو طرف است و در سال ۶۱۴م فلسطین توسط ساسانیان تصرف می شود 1امّا این تسلط کوتاه بود و دوباره فلسطین به رومیها بازگشت .
پیامبر اسلام ( ص ) در سالهای پایانی عمر خود دستور پیشروی به شمال جزیرة العرب را صادر کرد اولین برخورد مسلمانان و رومیها جنگ موته بود . بعد از این برخورد پیامبر سپاهی به ریاست اسامة بن زید تدارک دید تا به قسمت شمال شبه جزیره عربستان پیشروی کند حرکت اسامه با رحلت پیامبر متوقف شد . ابوبکر بعد از پیامبر نقشه پیشروی را دنبال کرد 1و سپاه اسامه موفق شد تا نزدیکی اردن پیش رود امّا به دلیل مرّّتد شدن گروهی از مسلمانان عقب نشینی کرد .
در سال دوازدهم هجری چند سپاه جنوبی فلسطین و از رومیها می گیرند . تاریخ طبری تصرف فلسطین را در سال هـ ۱۵ . می داند در واقع سرنوشت جنگ مسلمانان با رومیها در ناحیه شام و به نفع مسلمانان تمام شد و خالد بن ولید موفق شد تمام فلسطین را تصرف کند این فتوحات بعدها توسط معاویه تکمیل گردید .
تصرف فلسطین برای مسلمین از نظر سیاسی ، تبلیغاتی و مذهبی اهمیت فراوانی داشت زیرا قبله اول مسلمین بود معراج پیامبر نیز به این سرزمین بود . خلیفه دوم عمر با هدف بالا بردن روحیه نظامی مسلمانان و نشان دادن اهمیت منطقه شخصاً سفری به بیت المقدس کرد و با هیأت مسیحی شهر قدس مذاکره و پیمان بست 2.
و در این پیمان حقوق مسیحیان را محترم شمرد و از این زمان به بعد فلسطین تبدیل به یک ناحیه مسلمان شد عمر در پیمان صلح خود مسیحیان را در جان و مال خود امان داد و آنها موظف به دادن جزیه شدند مردم این ناحیه برخورد ساده و رفتار بی تکلف خلیفه را دیدند شگفت زده شدند و برطبق نوشته تواریخ اسلامی عمر خود گرد و خاک و کثافات معبد معروف هیکل سلیمان را بیرون می ریخت و دستور داد مسجدی بر روی صخره در قسمت مرکزی هیکل سلیمان بسازند .
باید ذکر کرد که آیه های بیشماری در قرآن پیرامون مبارک بودن فلسطین آمده است . آیه ١٣٧سوره اعراف ، آیه ١ سورۀ اسراء ، آیه ٧١و ٨١ سوره انبیاء ، آیه ١٨سورۀ اسراء ، آیه ٢١سورۀ مائده .
در دورۀ بنی امیه فلسطین تابع شام و مرکز خلافت امویان بود و اهمیت زیادی داشت و قبة الصخره توسط عبدالملک مروان در سال ٦٩١م ساخته شد و امویان مخارج آنرا از خراج مصر تأمین می کردند . در دوره عباسیان فلسطین تابع دولت عراق بود و خلفای اول عباسی چون منصور و مهدی از بیت المقدس دیدن کردن و زمانی که روه به ضعف گذاشتند بطور مثال در قرن سوم به دست طولونیان افتاد در قرن چهارم هجری سلسله اخشیدیه که در قسمت شام و مصر حکومت می کرد فلسطین را بدست آوردند و از اواخر قرن چهارم فلسطین جز حکومت فاطمیان مصر شد که مدام بین آنها و قرامطه و سلاجقه روم برای تسلط این منطقه برخورد وجود داشت ، سلاجقه روم برای مدت کوتاهی موفق شدند برخی شهرها را تصرف کردند ولی بعدها توسط سپاه فاطمی رانده شدند این اختلافات و درگیری تا زمان ضعف فاطمیها و آمدن صلیبیها ادامه یافت .
فلسطین و صلیبیون
آغاز حرکت صلیبیها به سال ١٠٩٥ م برمی گردد بعد از سخن پاپهای مسیحی ، کلیسا موفق می شود ١٥٠هزار مسیحی را که علامت صلیب داشتند به سمت فلسطین بفرستد . هر چند که از این تعداد ٢٠ یا ٤٠ هزار به فلسطین رسیدند و بقیه از بین رفتند و بعد از تصرف این شهر صلیبها دستور قتل عام را می دهند 1. جنگهای دوّم صلیبی مسلمانان به رهبری صلاح الدین ایوبی و نورالدین زنگی اکثر شهرهای فلسطین را از مسیحیان می گیرند و قدس در سال١١٨٧ م تحت تسلط ایوبی ها در می آید 2. و در جنگهای سوم و چهام بطور کامل از منطقه رانده می شوند .
فلسطین در دورۀ مغول برای مدت کوتاهی زیر نفوذ آنها قرار می گیرد امّا با شکست هولاکوخان از ممالیک مصر پیشروی مغولان در منطقه متوقف شد و مغولان با آخرین بقایای صلیبها از فلسطین عقب می نشینند .
فلسطین در سال ١٥١٧م توسط سلطان سلیم عثمانی تصرف شد و تا سال ١٩١٧ م یعنی اواخر جنگ جهانی اوّل در حوزۀ قلمرو عثمانی بود و از آثار مهم عثمانیها در فلسطین دیواری بنام سلیمان قانونی بود که در سال١٥٤٢ م به دور شهر بیت المقدس کشیده شد . تا زمانی که امپراطوری عثمانی قدرتمند بود مشکل حادی در منطقه فلسطین دیده نمی شود از نیمه دوّم قرن١٨ شورشها و حملاتی علیه منطقه فلسطین صورت می گیرد که بطور عمده دست بیگانگان به خصوص استعمارگران فرانسه ، انگلیس و روسیه در آن دیده می شود .
اولین شورش توسط فردی بنام ظاهر العمر در سال ١٧٥٠ م اغاز شد که این شورش با حمایت و همدستی کاترین امپراطورروس تدارک شده بود که دولت عثمانی توانست شورش را سرکوب نماید و رهبر شورش به قتل می رسد .
شورش دوم از سوی احمد جزار در منطقه اکاء بود امّا چون در مقابل حملات ناپلئون امپراطور فرانسه مقاومت کرد سلطان عثمانی وی را حاکم تمام فلسطین و سوریه نمود .
حرکت بعدی توسط محمد علی پاشاه حاکم مصر بود که پس از ، از بین بردن ممالیک مصر به منظور توسعه خود به سمت سوریه و لبنان حرکت کرد و موفق شد در سال ١٨٣١ م شهرهای مختلف فلسطین را تصرف نماید . اما بر اثر فشار و روشهای دیکتاتوری در منطقه بخصوص مالیات های سنگین و قانون سربازی باعث ناراضی شدن فلسطینیان گردید و دولت عثمانی ازاین نا رسائیها استفاده کرده و مجدداّ فلسطین را از خاندان پاشا گرفت .
این مناطق همچنان در دست عثمانیان بود تا اینکه عثمانی در جنگ جهانی اول شکست خورد و این مناطق به دست استمارگران انگلیسی و فرانسوی افتاد .
صهیون به معنی کوه پرآفتاب و گاهی تمام شهر اورشلیم اطلاق می شود .
صهیونیزم مذهبی در واقع انگیزه و نهضتی بود که از سوی عرفا و روحانیون یهودی پدید آمده که هدف آنها بازگشت به ارض موعود و مقدس بود ،تا در آنجا کانون یهودیت ایجاد کنند .این آرزوی مذهبی در دوره های قبل باعث شد گرههایی از تبعید یهودی با این اندیشه به فلسطین برگشته و معبد بیت المقدس را بازسازی کنند ستم گریهای شاهان کاتولیک نیز سبب شد که زاهدان یهودی برای دین خود دست به تشکیل جوامع یهودی بزنند . بنابراین صهیونیزم مذهبی در بین گروههای معدودی رایج بود و هرگز با مسلمانان که از نسل ابراهیم بودند بر نخواسته اند این صهیونیزم به دور از از هر برنامه سیاسی برای ایجاد یک دولت در فلسطین بود .
صهیونیزم سیاسی :
از اواخر قرن ١٩ پدیده آمده ابتدا توسط پینسکر در کتاب ندای یک یهودی به برادرش در سال ١٨٢٢ م مطرح شد این اندیشه بعدها توسط هرتزل در کتاب وطن یهودی تدوین گشت . تئودورهرتزل با نگارش این کتاب بنیانگذار صهیونیزم سیاسی بشمار می رود پس از تلاشهای فراوان توانست سازمان جهانی یهود را در سال ١٨٩٧ م پایه گذاری کند و اولین کنگره در بال سوئیس تشکیل شد که بدنبال آن سازمان های دیگر برای تجمع یهودیان در فلسطین بوجود آمدند نظیر آژانس جهانی یهود ، بانک ملی یهود ، صندوق بین المللی یهود و غیره . بنابر این در اندیشه هرتزل بیش از همه عامل سیاسی دخالت داشت گفته می شود که وی حتی به خدا شکاک بود .
با شروع جنگ جهانی اول دولتهای استعمارگر بویژه انگلیس برای متلاشی کردن امپراتوری عثمانی و بهره برداری های سیاسی در آینده و عدۀ استقلال به شرط همراهی اعراب با انگلستان دادند . در این رابطه با حاکم مکه شریف حسین که آرزوی خلافت داشت تماسهای پنهانی برقرار کرد و وی نهضت عربها را برای رسیدن به استقلال رهبری کرد . اما انگلستان در خلال جنگ جهانی اول در سال ١٩١٦ م با نهضت رقیب خود فرانسه معاهده سایکس پیکو را بست که طی آن مناطق عراق ،اردن و فلسطین تحت الحمایه انگلیس شد و سوریه و لبنان تحت الحمایه فرانسه شد ، این پیمان پنهانی پس از پایان جنگ آغاز شد و اعراب متوجه شدند فریب انگلسنان را خورده اند . در سال ١٩١٧ م اعلامیه بالفور از سوی انگلستان صادر شد که اجازه داده شده بود در فلسطین دولت ملّی یهود را تشکیل دهند . این اعلامیه توسط آلفرد بالفور وزیر امور خارجه انگلستان خطاب به سرمایه داری یهود لرد روچیلر صادر شد . متن اعلامیه چنین است : « دولت علیا حضرت با نظر مساعد تآسیس یک کانون ملّی برای قوم یهود در فلسطین را در نظر دارد ...
البته با در نظر گرفتن این امر که هیچ تجاوزی به حقوق مذهبی و عرفی غیریهودی فلسطین وارد نیاید و نیز هیچ فشاری بر حقوق سیاسی یهودیان در دیگر کشورها وارد و تحمیل نگردد . »
نقد اعلامیه بالفور :
این اعلامیه که صیونیستها برای مشروعیت خود استناد می کنند بنابه دلائلی نمی تواند مورد پذیرش واقع شود :
١- صدور اعلامیه نمی تواند یک التزام بین المللی باشد و انگلیس مجاز نبود که سرنوشت کشور دیگری را که به خود تعلق ندارد به یک فرقه مذهبی که اقلیت دارد واگذارد .
۲- مخاطب شخصی است که اعتبار و جایگاه بین المللی و قانونی ندارد و تنها یک فرد ثروتمند و متنفد یهود است .
۳- کلمه کانون ملی یا وطن قومی در این اعلامیه در قوانین بین المللی و اصطلاحات سیاسی معنی و مفهوم مشخصی ندارد این اصطلاح ساخته و پرداخته صهیونیستها بود که انگلیسها از آن استفاده کردند .
۴- از دو هزار سال قبل یهودیان فلسطین در اطراف جهان پراکنده شده و هر یک تابع ملّتی شدند بنابراین وحدت ملّی و عبرانی آنها از بین رفته است . بیشتر این یهودیان زبان عبری را نمی دانند و بسیاری از محققان ابراز داشتند یهودیان سامی که به عنوان بین اسرائیل بود ارتباطی ندارد و یهودیان اروپای شرقی از خزرها هستند و در بیشتر کشورها از جمعیتهای گوناگون هستند .
ظاهراً تنها وسیلۀ وحدت فعلی یهودیان با بنی اسرائیل دوران اوّل عامل مذهب است و از نظر قوانین بین المللی مذهب به تنهایی نمی تواند به تنهائی تشکیل دهنده یک ملّت شود ( طبق قوانین و مفاهیم غربی در مورد ناسیونالیسم )
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 63 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 118 |
امروزه مسائل مربوط به جمعیت، خصوصیات و ویژگیهای آن، چنان رابطة تنگانگی با خود و با عوامل غیرجمعیتی پیدا کرده است که جایی را برای اثبات حقانیت خود مبنی بر ضرورت توجه به ضرورت توجه به مسائل جمعیتی در ارتباط با دیگر عوامل از قبیل منابع طبیعی، زیستمحیطی، غذایی ، مسائل سیاسی و امنیتی و ... باقی نگذاشته است. در حقیقت محدودیتهای موجود در سطح کرة زمین آن هم در ابعادی وسیع و در طیفی گسترده که کانون توجه اغلب دانشمندان و صاحبنظران است، اگر نگوییم همة آنها مستقیماً تحت تأثیر جمعیت و تحولات آن پا گرفته، حداقل میتوان مدعی شد که به طور غیرمستقیم تحمیل شده از سوی جمعیت و ابعاد مختلف آن بوده است. افزایش روزافزون جمعیت جهان و رشد شتابان آن بعد از انقلاب صنعتی در کشورهای توسعه یافته و متعاقب آن رشد بیرویه و انفجاری جمعیت در کشورهای در حال توسعه بعد از جنگ جهانی دوم (دهه 1950) به سب کنترل مرگ و میر، در نتیجة تحولات عظیم در ارتباطات جهانی، پیشرفتهای سریع تکنولوژی بویژه در زمینة داروهای جدید و گسترش سیاستهای جدید سرازیر شدن کالاهای مختلف ساخته شده صنعتی، گسترش مؤسسات آموزشی و بهداشتی و ارتقای سطح آگاهی، آموزش و پیشگیری در بین کشورهای مختلف و ... مشخص شدن رابطة نزدیک، پیچیده و مستقیم یافت و ساخت جمعیت کشورها با تمام شرایط زندگی انسانی و درجه توسعه اقتصادی و اجتماعی آنها، تلاش همه جانبة محافل علمی و اجرایی را جهت شناخت هر چه دقیقتر جمعیت و ویژگیهای آن در رابطه با بستر جغرافیایی خود ایجاب کرده است. بدیهی است این امر خود موجب توسعة علوم وابسته به جمعیت بویژه گسترش شاخه علمی جغرافیای جمعیت که یکی از جدیدترین ، هیجانانگیزترین و بحثانگیزترین شاخههای جغرافیا میباشد، گردیده است. دانشی نو که ریشه در اندیشههای کهن و نحلههای فکری ـ فلسفی مختلف دارد. البته لازم به یادآوری است که در کنار این تلاشها نباید پیدایش و توسعة دانش انفورماتیک ، تحولات شگرف علمی و تکنولوژی در زمینههای مختلف و بدنبال آن گسترش فعالیت انسانها و گشوده شدن چشماندازهای وسیع و جدید جغرافیایی را در چگونگی گسترش دامنه مباحث و قلمرو مطالعاتی آن نادیده انگاشت، چرا که دانش انفورماتیک به همراه شاخههای علمی دیگر امکانات وسیع کارآمدی را در اختیار جغرافیدانان و سایر دانشمندان قرارداد و امکان آن را فراهم ساخت که دانشمندان و صاحبنظران جمعیتی بتوانند همزمان با تحلیل عوامل مؤثر و مختلف بر چگونگی تحولات یک پدیده، معین بدور از اشتباهات و خطاهای ناشی از نگرش تک بعدی امکان تحلیل ترکیبی عوامل جمعیتی و غیرجمعیتی را داشته باشند. به عبارت دیگر نگرش سیستمی در تحلیل پدیدههای جمعیتی جایگزین روشهای مبتنی بر تجربهگرایی محض و تکبعدی گردید. تحت تأثیر این تحولات جغرافیای جمعیت از حالت توصیفی محض خارج و به عنوان علمی که علاوه بر تأکید بر تباینات مکانی، جنبههای فضایی را در رابطه با طبیعت به هم پیوسته مکانها مورد بحث و بررسی قرار میدهد، مطرح شده تا از این طریق بتواند نسبت به کشف و تشریح اصول روابط بین پدیدههای جمعیتی و غیرجمعیتی نایل آید.
با چنین نگرشی است که محققان جغرافیا تحت تأثیر نظامهای فلسفی، اقتصادی و اجتماعی گوناگون برداشتهای متفاوتی از جغرافیای جمعیت داشتهاند. مسألهای که موجب شده است جغرافیدانان گسترة نسبتاً وسیعی را دربارة قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت انتخاب کنند. امری که به دلیل پویایی این شاخة علمی، عدم وجود تعریف، قلمرو روشن و مشخص، فزونی تحقیق و بررسی در مورد جمعیت به دلیل مشخص شدن ارتباط پیچیده بافت و ساخت جمعیت با تمام شرایط زندگی انسانی، بهبود روشهای تحقیق و گسترش آمار ، رشد فزاینده جمعیت و بالاخره پذیرش انسان به عنوان محور مطالعات جغرافیایی، اجتنابناپذیر مینمود. بنابراین میتوان گفت هدف نهایی از مطالعات جمعیتی کمک به بهبود شرایط زیستانسانی از طریق مشخص کردن دو ضرورت است: نخست ایجاد اعتقاد عمیق نسبت به شناخت همه جانبه جمعیتها و تحولات آنها بویژه در بستر زمانی و مکانی و دیگری توجه به این امر که دو مقولة مطلوبیت ساختار جمعیت و توسعه، دو موضوع تفکیکناپذیر از هم هستند. مطلوبیت بخشیدن به جمعیت به منظور محدود نمودن فعالیت نامتعادل انسانی و تحدید حدود و تعداد آن در چارچوب ظرفیت قابل تحمل سرزمینها و قلمروهای مختلف جغرافیایی به قصد فراهم آوردن زندگی سالم، طولانی، پربار برای همه مردم و برای نسلها با کمترین خطرات زیستمحیطی.
با عنایت به مطالب بالا، مشخص میگردد که جمعیت ایران و چگونگی ، تراکم و تحولات آن عمدتاً به لحاظ جغرافیایی ، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این در حالی است که تحولات جمعیت در کشور بویژه در دهههای اخیر، بحثهای جمعیتی و مقولههای وابسته به آن را دامن زده است. افزایش بیرویة جمعیت ایران در دهه 60 و کاهش غیرمنتظره آن در دهه 70 و نمود بخشی از معضلات و مشکلات آن در حال حاضر به صورت آشکار و بخشی دیگر به صورت نهفته، آن هم در عرصههای گوناگون، ضرورت پرداختن به مسائل جمعیتی را بیش از پیش سبب شده است.
اینک به نظر میرسد اهمیت یافتههای جمعیتی به عنوان عنصری تعیینکننده در فرایند برنامهسازی و برنامهریزی بر کسی پوشیده نباشد. از این رو ، علاوه بر جنبههای آموزشی آن برای دانشجویان با هدف استفاده توسط کسانی تهیه شده که در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری بر روند توسعه و شرایط زیست انسانی کشور دخالت دارند. بدیهی است با توجه به ابعاد وسیع مسأله و طیف گسترده موضوع جرافیای جمعیت که در بالا به آن اشاره شد، محتویات جزوه حاضر تنها بخشی از موارد مذکور را دربرمیگیرد و بیشتر در پی ارائه و ارتقای سطح آگاهی و ایجاد اعتقاد نسبت به شناخت ساخت و بافت و پویایی جمعیت و اثرات آن روی برخی عوامل غیرجمعیتی میباشد. از این رو کتاب شامل مباحثی چون مفهوم و قلمرو جغرافیای جمعیت، توزیع و پراکندگی، باروری و مرگ ومیر، رشد، مهاجرتها ، سیاستها و برنامهریزیها و خطمشیهایی است که از طریق آن اثرات جمعیت و تحولات آن روی زمین و نواحی مختلف در بستر زمانی قابل بررسی و مشاهده است.
شایان ذکراست به دلیل رعایت جنبههای آموزشی، در اغلب موارد با این که کتاب دارای آمارهای توصیفی است ولی سعی بر این بوده است که خواننده را بیشتر به تفکّر و تعمق وادارد تا پذیرش آنها در چارچوب واقعیتهای از پیش ساخته شده، از این رو اثر حاضر میتواند علاوه بر دانشجویان رشته جغرافیا، مورد استفاده رشتههای دیگر از قبیل جامعهشناسی، برنامهریزی شهری، روستایی و ... قرار گیرد. همچنین به علت ماهیّت موضوع و علاقه عمومی نسبت به آشنایی با کم و کیف جمعیت و چگونگی تحولات و اثرات آن روی زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شغلی، و ... مطالعه آن برای افراد عادی خالی از فایده نخودهد بود.
در تدوین کتاب گرچه سعی مؤلف بر آن بوده است که از آخرین منابع آماری و علمی استفاده نماید ولی مسلماً کتاب دارای نقایص و نارساییهایی خواهد بود. یادآوری کاستیها و ارائه نظریات اصلاحی و پیشنهادهای سازنده آن به وسیله صاحبنظران و علاقمندان، مؤلف را نسبت به اصلاح آن و کاملتر کردن آن تواناتر خواهد ساخت.
در خاتمه وظیفه خود میدانم از زحمات ارزنده آقای محمود ضیایی، خانم ژیلا کلالی مقدم دانشجویان گروه جغرافیا بخاطر کمک در جمعآوری برخی آمارهای سال 1365 و 1375 ، قدردانی نمایم.
فصــل اول
جغرافیای جمعیت و روشهای مطالعه آن
مطالعه جمعیت و مسایل مربوط به آن به لحاظ گستردگی موضوع و طیف وسیع تغییرات آن در بین دانشمندان مختلف با زمینههای علمی متفاوت، که موضوع بررسیهای جغرافیای جمعیت است، نه تنها آن را در تلاقی با سایر شاخههای جغرافیا قرار داده بلکه منجر به پیدایش دیدگاههای مختلف در بین جغرافیدانان گردیده است که خود موجب مباحثه و منازعه بین جغرافیدانان و رشتههای علمی مجاور مثل جمعیتشناسی شده است، امری که همواره در محافل علمی دنیا مطرح بوده و از محتوای کتابها و مقالات مربوط به جغرافیای جمعیت یا جمعیتشناسی جغرافیایی کاملاً مشهود و قابل لمس است. حال سوأل این است که جغرافیای جمعیت با این مفاهیم وسیع و گستردگی موضوع ، به چه نحوی و با توسل به چه روشی میتواند زمینه و قلمرو مطالعاتی خود را در میان رشتههای علمی مجاور به ویژه جامعهشناسی و جمعیتشناسی برگزیند؟ پاسخ به این سؤال با توجه به ماهیت جغرافیای جمعیت ، چندان ساده نیست، زیرا اصولاً در اغلب شاخههای مختلف جغرافیا مثل جغرافیای شهری، روستایی، اقتصادی و ... مضافالیه توضیحدهنده مضاف است و به نحوی از انحاء آن را مشروط و مقید میکند، بدین نحو کلمة روستایی در جغرافیای روستایی، قلمرو مطالعاتی آن را به طور نسبتاً واضح مشخص کرده و مباحث اصلی آن را با تمرکز روی مسایل روستایی به عنوان عنصر اصلی یک تحلیل سیستماتیک تعیین میکند؛ ولی در جغرافیای جمعیت، کلمه «جمعیت» به لحاظ محتوا و طیف معنایی گسترده نه تنها نتوانسته است به قلمرو و مطالعات جغرافیایی جمعیت قطعیت ببخشد، بلکه آن را با توجه به تعاریف معمولی جغرافیا، به طرف یک کلیّت کشانده است. کلیّتی که موجب پیدایش نظریات افراطی در مورد جغرافیای جمعیت گردیده است. افزون بر این جغرافیای جمعیت نه تنها یک رشته علمی پویاست، بلکه با گسترش فعالیت انسانها و دستیابی به تکنیکهای جدید و بازشدن چشماندازهای تازه جغرافیایی، دامنه مباحث و قلمرو مطالعاتی آن همانند سایر رشتههای علوم انسانی گسترش مییابد؛ بخصوص وقتی جغرافیای جمعیت، به عنوان علمی که علاوه بر تأکید بر تباینات مکانی، جنبههای فضیی جمعیت را در رابطه با طبیعت به هم پیوستة مکانها مورد بررسی قرار داده و در پی کشف و تشریح اصولی روابط بین پدیدههای جمعیتی و غیر جمعیتی برمیآید، بر پیچیدگی آن میافزاید. علاوه بر این زمینههای فکری و فلسفی جغرافیدانان تحت تأثیر نظامهای مختلف اقتصادی و اجتماعی در برداشت از جغرافیای جمعیت و تعبیر و تفسیر آن به صور گوناگون، پیچیدگی آن را مضاعف میکند. بنابراین اگر عنوان شود که تا به حال از جغرافیای جمعیت هیچ تعریف قانعکنندهای ارائه نشده است امر غیرعادی نخواهد بود. علیرغم این که روی تعریف و محتوای جغرافیا، با وجود اختلافات دائمی جغرافیدانان، توافق عمومی جهت پذیرش این که «جغرافیا یکی از شاخههای علوم اجتماعی است که حق تقدم را به جنبههای فضایی پدیدهها میدهد» حاصل شده است.[1]
تا حدود سال 1950 علیرغم توجه زیاد به مطالعات جمعیتی، بیشتر از دیدگاه جمعیتشناسی و نه جغرافیای جمعیت بدان پرداخته میشد و از مطالعه جغرافیای جمعیت به صورت امروزی آن خبری نبود.[2] تا این که در سال 1951 «پیر ژرژ» با انتشار کتاب «مقدمهای بر مطالعه جغرافیای جمعیت دنیا»[3] و متعاقب آن «تراورثا» با انتشار مقالهای با عنوان «بحثی در جغرافیای جمعیت» در نشریه انجمن جغرافیدانان آمریکا[4] باب مباحثه و مطالعه جغرافیای جمعیت را با مفهومی تازه گشودند. شاید برای اولین بار در دنیای انگلیسی زبان «تراورثا» با مطرح کردن جمعیت به عنوان نقطة عطفی که دیگر عناصر و پدیدههای جغرافیایی از طریق آن قابل بررسی و مطالعه میباشد، جغرافیای جمعیت را به عنوان رشتهای از شاخههای جغرافیای انسانی مطرح و موضوعات آن را تقریباً مشخص و چهارچوبی اولیه برای مطالعات جغرافیای جمعیت ارائه کرد. در همان زمان تحت تأثیر «پیر ژرژ» در دنیای فرانسوی زبان بیشتر جغرافیدانان نظریه نسبتاً وسیعی را در باره قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت برگزیدند. امری که به دلیل نوپا بودن رشتة علمی، عدم وجود تعریف صریح و روشن از آن، مشخص نبودن قلمرو مطالعاتی، اثر زمینههای فکری و فلسفی دانشمندان در تعبیر و تفسیر از جغرافیای جمعیت، فزونی تحقیق و بررسی در مورد جمعیت به لحاظ گسترش آمار و ارقام و در پی آن مشخص شدن ارتباط مستقیم و پیچیده بافت و ساخت جمعیت با تمام شرایط زندگی انسانی و همزمان بودن آن با رشد فزاینده جمعیت و به ویژه بعد از دهه 1960 ، و بالاخره پذیرش انسان به عنوان محور مطالعات جغرافیایی ؛ اجتنابناپذیر مینمود به طوری که «پیر ژرژ» (1951) عنوان میکند، مطالعه جمعیت مربوط به توزیع فضایی گروههای انسانی تحت تأثیر نظامهای مختلف اقتصادی و اجتماعی، آهنگ مهاجرتها، جنبههای دموگرافیکی، کلیتهای سیاسی و روابط موجود بین گروههای انسانی میگردد. بعدها برای تحدید حدود مشخص آن یادآور میشود که مطالعات جغرافیای انسانی باید در 5 رشتة اصلی تعقیب گردد که یکی از آنها جغرافیای جمعیت است.[5] این دیدگاه از جغرافیای جمعیت در نظر «تروارثا» که برنامه کار منظمتری را ارائه میکند به صورت افراطی ظاهر میگردد. از نظر وی تعداد، تراکم و ویژگیهای جمعیت، پایة اساسی جغرافیا را تشکیل میدهد و نیز باید جنبههای مردمشناسی فیزیکی، فرهنگی، بهداشتی، مرحلة تحولات جمعیتی و به ویژه جغرافیای تاریخی جمعیت را به عوامل فوقالذکر اضافه نمود که به تعبیر «نوون» جغرافیدان فرانسوی،اصول یاد شده بسیار متعدد و برنامهکار، بسیار جاهطلبانه است.[6]البته مسأله به این جا ختم نمیشود، بلکه نظریات افراطیتری نیز مطرح میشود. «هوسون» (1960) توزیع جمعیت را به عنوان سنگ زیرین جغرافیا در نظر میگیرد و بدین ترتیب عملاً جغرافیای جمعیت را نه تنها با جغرافیای انسانی، که با کلیّت جغرافیا همانند میانگارد. این تعبیر از جغرافیای جمعیت عملاً در نظر «ویلسون» (1968) که از جغرافیدانان معتقد به محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت است، به کاری مدافکن تعبیر و تفسیر میگردد.[7] برای «پیرگورو» (1972) که از زمره جغرافیدانانی است که نظریات جالبی در جغرافیای انسانی و مسائل مورد بحث آن دارد، تراکم جمعیت و عوامل مترتب بر آن یک محور اساسی در جغرافیای انسانی است و بقیة مسایل جمعیتی را در رابطه با تراکم جمعیت از قبیل چگونگی توزیع، گذشته جمعیت، جمعیت شهری و روستایی، فرم و اشکال تراکم و تمرکز جمعیت، مورد بررسی و مطالعه قرار میدهد. [8] بعکس «گورو» جغرافیدان دیگر فرانسوی به نام «پییه» (1972) معتقد است که بسیاری از موضوعات مورد بررسی جغرافیای انسانی ، میتواند در محدوده بررسی جمعیت قرار گیرد.[9]افراطیتر از آن «برک» (1981) چنین اظهار میدارد: «به وسیله جغرافیای جمعیت میتوان تمامی روحیات اجتماعی را بررسی کرد به شرطی که آنها قابل شمارش، محدود و مشخص (قابل تحدید محل) باشند.[10] به عبارت دیگر جغرافیای جمعیت تمام جغرافیای انسانی را دربرمیگیرد.
از جغرافیدانان ایرانی که آثار منتشر شدهای در این زمینه دارند میتوان دکتر یدالله فرید، مسعود مهدوی و ... را نام برد. با این که دکتر فرید بیشتر تحت تأثیر مکتب جغرافیای فرانسه و به ویژه «پیر ژرژ» میباشد، اما توجهی خاص نسبت به مسایل جمعیتی و روابط متقابل بین پدیدههای جمعیتی و یر جمعیتی با تأکید بر الگوی توزیع فضایی آنها، از خود نشان داده است. این امر دیدگاه وی را به دیدگاههای جغرافیدانان اروپایی غیرفرانسوی نزدیک کرده است.[11]
بدینسان از لابهلای عقاید و نظریات دانشمندان مختلف، مشخص میگردد که گستره و قلمرو جغرافیای جمعیت بسیار وسیع است. این گسترش موضوع، بعضی از دانشمندان را واداشته است تا دامنة پژوهش را محدود سازند. از این میان «ویلبر زیلنسکی» نه به دلایل نظری، بلکه به دلایل علمی معتقد است که باید تنها خصایصی را که موضوع گردآوری اطلاعات در پیشرفتهترین کشورهاست مورد توجه قرار داد که عبارتند از :
2.خصوصیات اجتماعی: ترکیب خانواده، وضع ازدواج ، محل سکونت، آموزش، فعالیت، مذهب، قوم، ملیت ...؛
3.خصوصیات دینامیکی: باروری، مرگ و یر ، رشد، مهاجرت.
نظریة «زیلنسکی» مورد تأیید بسیاری از جغرافیدانان به ویژه «کلارک» (1972) قرار گرفته که این امر، از مباحث اصلی کتاب وی شامل : الگوهای توزیع و تراکم جمعیت، الگوهای ترکیب جمعیت، جمعیتهای شهری و روستایی، باروری، مرگ و میر، مهاجرتها، رشد جمعیت، جمعیت و منابع و ... میباشد. «جونز» (1981) و «وودز» (1982) در جغرافیدان انگلیسی، به طور آشکار سعی در محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت به یک هسته مرکزی یعنی ساخت و دینامیک جمعیت، مهاجرت و ویژگیهای جمعیتی دارند.
در دهههای اخیر برخورد سیستمی با مسائل جمعیتی مورد توجه جغرافیدانان دنیا قرار گرفته است که ریشه در برگشت مطالعات علوم اجتماعی از تجربهگرایی (Empirisme) به کار سیستماتیک از سال 1940 به بعد در امریکا و به ویژه بررسیهای جمعیتی دهة 1960 «وات» (1960) دارد. نگرش سیستمی نمایانگر روابط متقابل عناصر تشکیلدهنده درون و برون سیستم بوده و ناظر بر تغییرات کیفی و کمی سیستمها تحت تأثیر دگرگونی عناصر تشکیلدهنده درون و برون سیستم بوده و ناظر بر تغییرات کیفی و کمی سیستمها تحت تأثیر دگرگونی عناصر تشکیل دهنده آنها میباشد. بدین صورت هر کدام از پدیدههای مورد مطالعه جغرافیای جمعیت در عین حالی که در درون خود دارای سیستمی مشخص میباشد با دیگر پدیدههای غیر جمعیتی ، چون پدیدههای طبیعی، اقتصادی، سیاسی و ... که خود از سیستمهای دیگری تبعیت میکند، پیوند خورده و تحلیلهای جمعیتی عمق و اصالت بیشتری پیدا میکنند. از طرفداران این گروه میتوان به نظریات «و. زیلنسکی» ، «جان آی کلارک، 1972» «چارلز گیبسون 1980»، «جیمز نیومن» و «گوردون متزک» اشاره کرد. بر این اساس مسائل مورد بحث در جغرافیای جمعیت علیرغم گسترش ابعاد آن متمرکز در بررسی جمعیت مکانها در ارتباط با منابع طبیعی، اکولوژی جمعیتی ، جمعیت و کیفیت محیط طبیعی، رفاه اجتماعی، برنامهریزی جمعیتی و سازماندهی آینده، تحلیل سیاستهای جمعیتی در نواحی مختلف جغرافیایی و بالاخره تحلیل روابط متقابل آنها نه به صورت خطی بلکه به صورت زنجیرهای میگردد.
«استفان وایت» (1982) استاد دانشگاه ایالتی کانزاس، در معرفی و نقد کتاب «جمعیت» تألیف «متزک» و «نیومن» چنین مینویسد [12]: هدف و مقصود نهایی این کتاب، نتیجهگیری از روابط متقابل واقعیات، تئوریها، مسائل و مشکلات و خط مشیهایی است که از طریق آن ما میتوانیم اثرات جمعیت را در سطح کره زمین بهتر درک کنیم ـ کتاب شامل مباحثی از قبیل مفهوم جغرافیای جمعیت ، منابع، توزیع، رشد، باروری، مرگ و میر، مهاجرت، منابع طبیعی، سیاست، برنامهریزی و خطمشی و ... میباشد. با این که کتاب به حدّ کافی دارای آمارهای توصیفی است اما روشن است که مؤلفان سعی در این دارند که خواننده را بیشتر به تفکر وادارند تا حفظ واقعیات، ... کوتاه سخن این که دانشجویان به تفکر عمیق در مورد پدیدهها تشویق و ترغیب شوند تا این که آنها را به صورت یک ایده مشخص شده از قبل بپذیرند.
بدین صورت با بررسی عقاید جغرافیدانان از سال 1950 به بعد در مورد مفاهیم و قلمرو جغرافیای جمعیت به نظریات و دیدگاههای متضاد برمیخوریم، به طوری که عدهای جغرافیای جمعیت را جزء یکی از رشتههای جغرافیای انسانی تلقی کرده و گروهی دیگر عملاً آن را نه تنه با جغرافیای انسانی، که با کلیّت جغرافیا همانند میانگارند، دسته سوم در حد واسط این دو تلقی قرار میگیرند. به طور مسلم این برداشتهای مفهومی از جغرافیای جمعیت، گسترده شدن هر چه بیشتر قلمرو آن را ایجاب کرده است. اصولاً وسعت و گوناگونی موضوع مطالعه, اندیشه دائمی نسبت به اصلاح تئوریکی، اختلاف و منازعه بین محققان، از خصوصیات یک قلمرو علمی در حال تحول است. البته وجود این اختلافات هرگز مانع از این نخواهد شد که نتوان شمایی از یک قلمرو نسبی یا به عبارت دیگر در حال تحوّل را در ذهن داشت؛ وانگهی این اختلاف و تضاد تئوریکی بین دانشمندان مختلف دربرداشت از جغرافیای جمعیت و قلمرو آن در عمل نیز مشاهده میگردد! در این مورد «دانیل نوون»[13] (1984) جغرافیدان فرانسوی کار ارزندهای انجام داده است و آن بررسی موضوعات عمده و اساسی کتابهای جغرافیای جمعیت (به استثنای موارد متدلوژیکی و موضوعات جنبی) که از سال 1965 به بعد منتشر شده، میباشد. بدین صورت 19 کتاب به زبانهای گوناگون از نقاط مختلف دنیا را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است که درنتایج آن معلوم میگردد اختلافات زیادی در مورد زمینه و قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت در بین دانشمندان مختلف وجود دارد که این تفاوتها بر اساس دیدگاهها، ملیّت و تاریخ انتشار اثر به شرح ذیل به ضابطه درمیآیند:
میانگین موضوع مورد بررسی برای هر مؤلف 8/8، با دامنه تغییر زیاد بین 5 و 12 موضوع میباشد، البته فراوانی بیشتر از آن شش موضوع است ولی معالوصف تعداد مؤلفینی که بیش از ده موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند، نسبتاً زیاد است (حدود 50 درصد). این خود دلیل آشکاری بر عدم یکسان بودن قلمرو علمی جغرافیای جمعیت است که گاهی محدود و زمانی خیلی گسترده میگردد. این امر بر اساس ملیّت نیز قابل توجیه میباشد به طوری که قلمرو این علم در انتشارات انگلیسی زبان (3/7) موضوع فرانسوی (2/10)، روسی (5/9) ، آمریکایی (3/9) و سایر مؤلفان اروپایی محدودتر است. با بررسی تاریخ انتشار کتابها و مقایصه آن با تعداد موضوعات، چنین به نظر میرسد که گذشت زمان کاهش تعداد موضوعات را به دنبال داشته است. این امر در بین کتابهای انگلیسی زبان به ویژه انتشارات بریتانیا کاملاً محسوس است ولی در حالت کلی کتابهایی که در سالهای 1960 منتشر شدهاند به طور متوسط دارای 78 موضوع، کتابهای منتشر شده در دهؤ 70 شامل 2/9 موضوع، ولی کتابهایی که از سال 1980 به بعد منتشر شدهاند به طور متوسط 6/7 موضوع را شامل میشوند. البته باید منتظر شد که این گرایش تازه در محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت یک امر اتفاقی بوده است و یا در آینده نیز دنبال خواهد شد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 634 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
عنوان: پاورپوینت تداوم فعالیت در حسابداری و اثبات آن در حسابرسی و بررسی تحلیلی نسبت های مالی
دسته: حسابداری (ویژه ارائه کلاسی درس بررسی موارد خاص در حسابداری)
فرمت: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 51 اسلاید
این فایل در زمینه " پاورپوینت تداوم فعالیت درحسابداری و اثبات آن در حسابرسی و بررسی تحلیلی نسبت های مالی " می باشد که در حجم 51 اسلاید همراه با توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درس بررسی موارد خاص در حسابداری رشته حسابداری در مقطع کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
تعریف تداوم فعالیت
درجه شمول تداوم فعالیت
حسابداری تعهدی
حسابداری معافیت مالی
تداوم فعالیت و ارزشگذاری دارائیها
ارزش تصفیه
بهای تمام شده تاریخی
ارزشهای جاری
ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی
استاندارد حسابرسی 520 روشهای تحلیلی
ماهیت و هدف روشهای تحلیلی
کاربرد روشهای تحلیلی در برنامهریزی حسابرسی
کاربرد روشهای تحلیلی در آزمونهای محتوا
کاربرد روشهای تحلیلی در بررسی کلی در پایان کار حسابرسی
میزان اتکا بر روشهای تحلیلی
پیجویی اقلام غیرعادی
تاریخ اجرا
استاندارد حسابرسی 570 تداوم فعالیت
کلیـات
مسئولیت مدیریت
نشانههای مالی
نشانههای عملیاتی
مسئولیت حسابرس
ملاحظات برنامهریزی
بررسی ارزیابی مدیریت
دوره پس از ارزیابی مدیریت
روشهای اضافی حسابرسی در صورت شناسایی رویدادها یا شرایط
نتیجهگیری و گزارشگری حسابرسی
وجود ابهام نسبت به تداوم فعالیت
عدم تمایل مدیریت به انجام ارزیابی یا گسترش آن
تاخیر قابل توجه در امضا یا تایید صورتهای مالی
تاریخ اجرا
انواع نسبتهای مالی
نسبت های نقدینگی
نسبتهای اهرمی (بازپرداخت بدهی های بلند مدت)
نسبت های مربوط به ارزش بازار سهام
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 117 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
پیشگفتار:
ستیزه های خانواده که سرانجام به جدایی و طلاق می انجامد رفتاری است نابهنجار و غیر طبیعی، گاهی کسانی به چنین کاری دست می زنند که تصورش خیلی سخت است.
به هم ریختن کانون خانواده به خصوص، بودن فرزندان، گناهی است نابخشودنی.ناسازگاری خطائی است فردی،تعرضی است که از جانب انسانی به انسان دیگر که با قدری گذشت دربسیاری از مواردقابل جبران است.
طلاق امری است اجتماعی که صدمه و زیان آن به جامعه میرسد و عشق جوانان رابه تشکیل خانواده؟میکند،اعتماد اجتماعی و مخدوش و سعب میکند پس طلاق امری است ناموجه.
چکیده:
اثری که پیش روی شماست یکی از غامض ترین پدیده های عصر ما را بررسی می کند.
پدیده طلاق راه حل رایج وقانونی عدم سازش زن وشوهر ، فروریختن ساختمان خانواده، قطع پیوند زناشویی واختلال ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد.
طلاق از دیدگاهی یک پدیده ارتباطی است ، بدینسان در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم وطبیعی است پیوند رابطه زناشویی نیز استثنا نیست. پیوند های ازدواج به زودی برقرار می شوند ، بزودی نیز قطع می گردند .
پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است ، بلکه از دیدگاه جامعه ، فرهنگ ، اقتصاد و حتی جمعیت نیز قابل بررسی است .
موضوع این تحقیق بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روان شناختی طلاق ، اثرات سوء ، راههای پیشگیری و درمان طلاق می باشد . بطور کلی طلاق از 3 حیــــطه مورد بررسی قرار می گیرد .
اول اینکه در به وجود آمدن طلاق چه عوامل مهمی نقش اساسی دارند . دوم اینـکه بروز طلاق چه اثرات سوء و مخربی از لحاظ روانی ، اجتماعی ، فرهنگی واقتـصادی بــجای میگذارد ونکته سوم اینکه برای پیشگیری ، درمان یاحد اقل ، کاهش آمار آن چه اقداماتی می توان انجام داد.
مقدمه :
درمتون مختلف دین مبین اسلام ذکر شده که زن ومرد برای یکدیگر آفریده شده اند پیوند آن ها که همانا ازدواج است دارای فواید مختلف جسمی، روحی، تکاملی،اجتماعی،دینی است.تابدان حد که در احادیث با نصف دین برابرشده است پس ازآنکه پیوند زن و مرد طبق آئین و قراردادی رسمی و عرضی برقرارمی شود،چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی محیطی و اجتماعی با یکدیگر زندگی کنند به ناچار باید طبق مقررات و ضوابطی ازهم جدا شوند و این حق رادارند که شاید دوباره تصمیم بگیرند تا جفت مناسب و درخور خویش بیابند.
طلاق درزمره غم انگیزترین پدیده های اجتماعی است.طلاق همان طورکه بر جامعه آثار شومی برجای می گذارد،تعادل انسانها را نیز ناپایدار می سازد.
مشاهده مشکلات موجود در ازدواج جوانان که منجر به طلاق می شود در
جامعه ایرانی مرا به این اندیشه وا داشت که در مورد این
موضوع تحقیق کنم .
با مشاهده وضعیت فعلی جامعه در میا بیم که هنوز ملت ما علیرغم
بسیاری از نواوری ها وتجددها هنوز در قرون گذشته طی طریق می کند .
ما عموما به سنت ها و مذهب به یک دید نگاه می کنیم و حتی به سنت ها
فرا تر از مذهب و دین می نگریم در حالی که باید بین این دو جدایی قائل شد .
وقتی مذهب ما برای حل مشکلات ازدواج جوانان راه حل مناسبی ارائه
می دهد که هم او را از نظر روانی آرام میکند و هم مشکلات جنسی جوانان
را حل می کند ما هم بایــــــــد نگرشمان را به این امر مــهم هم با توجــه
به سنت و دین و با توجه به سنت و دین و بــا توجه به دورانــی که
درآن زندگــی می کنیم عوض کــنیم . پس باید بین سنت ها و مذهب تفکیک قائل شد .
چرا تفکیک ؟
به خاطر اینکه ما مسلمان هستیم و به این اصل معتقدیم که حقوق اسلامی ،
قوانین اسلامی چون منبعث از فطرت است و همان قوانینی است که ساخت
دست و اراده خالــــق قوانین طبیعت است .
قوانین طبیعت کهنه نمی شود بنـابراین ارزشها در امر ازدواج
کهنه نمی شود . اما سنت اجتماعــــــی زائیده نظام تولید ، نظام مصرف ،
نظام فرهنگــــــی اجتماعــــــی است . این نظام وقتی دوره اش تغییر می کند
تحول پیدا می کند عوض می شود کهنه می شود منفی می شود و یا مانع ترقی
می گردد .
بیان مسئله :
طلاق را از مهم ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند . این پدیده دارای
اضلاعی بـه تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامه انسانی است .
پدیده طلاق پدیده ای است دقیقا چند عاملی . بدینسان هرگز یک عامل به
تنهایی نمی تواند موجبات پیدایی آن را فراهم کند . چند یا چندین عامل بهم
می پیوندند و با هم شبکـــــه ای پیچیده فراهم می آورند .
این شبکه در نوع خود منحصر به فرد است . به بیان دیگر هر طلاق ،
از دیدگاه علی در نوع خود بی نظیر است . زیرا یک زن و شوهر با
توجه به شخصیت خاص هر یـک از آنان ، خانواده منشا ، نوع همسر گزینی ،
منش ، خلق و خوی هر یک ، رابطه ای خاص منحصر به فرد از عوامل صورت پذیر
است . از این روست که روشهایی چون مطالعه موردی زندگی نامه فردی
بهترین و دقیق ترین شیوه ها در راه شناخت همه ابعاد و عوامل طلاق به حساب می آیند .[1]
طلاق پدیده ای کاملا اجتماعی است . از اینرو هرگز نه با یک عامل پدید می آید
و نه با یک عامل از بین می رود . برخی از عناصری را که ممکن است
به طور بلقوه طلاق زا باشند مثل فقر ، جهل و نا آگاهی بر شمردیم .
اما هرگز آنان نمی توانند به تنهایی جدایی را موجب شوند . گفته می شود
که فقر ، جهل ، وناآگاهی عواملی موثر بر طلاقند ، اماتمامی فقرا و بی سوادان
همسران خود را طلاق نمی دهند . باید عوامل یا عناصری دیگر با این پدیده
بیامیزد تا از آن جدایی بر خیزد . آنچه در این زمینه اهمیت دارد ،
شناخت علل و عوامل طلاق در دنیایی است که رشد آنرا موجب شده است .
در بروز طلاق علل و عوامل متعددی نقش دارند ، عمده ترین عوامل آن عبارتند از:
1) ناسازگاری ، عدم تفاهم ، بداخلاقی و بگو مگوهای مکرر .
2) وجود شخص ثالث در روابط زنا شویی (خیانت).
3) تفاوت فاحش سنی هنگام ازدواج .
4) انواع انحرافات از قبیل اعتیاد ، الکلیسم ، قمار ، عیاشی .
5) اختلافات روانی ، رفتاری از قبیل عصبانیت شدید ، وسواسی ، اضطراب حاد
بدبینی ، کم خوابی ، رشد عاطفی و اخلاقی نا مناسب .
6) مشکلات مادی و اقتصادی از جمله بدست آوردن شغل وتهیه مسکن .
7) مداخله بیجا و بی مورد والدین و سایر اعضای خانواده .
8) عدم میانجیگری والدین درمشکلات و اختلافات زوجین .
9) عدم مشورت وتحقیق در امر ازدواج و انتخاب همسر .
چارچوب نظری :
کارکرد گرایان ریشه نیازهای نظام اجتماعی را در نیازهای اشخاص می بینند .
مالینوفسکی به عنوان نماینده این دیدگاه معتقد است که : اگر انسانها به
علت ترکیب جسمی و روحی خود ، نیازهای مستمری دارند . پس
برای براورده شدن ایـن نیازها ترتیباتـــــی اجتماعــی باید به وجود باید و
این ترتیبات است که بر مبنــای آنها نظام های اجتماعــــی بوجودمی آیند .
ممکن است به نظر رســد که نظامهای اجتـــماعی بر طبق اصــول خاص
خود سازمــــان یافته اند اما دست کم برای مالینوفســـکی این امرهرگز حقیقت ندارد .
در عوض او می تواند بگوید که در زیر هر شـکلی از نظام های اجتماعی انسانی نیاز
شخـــــص عمده ای وجود دارد.
شناسنامه نظریه کارکرد گرایی بسیار ساده می باشد . هر کل مرکب از
اجزایی است که به نحو خاصی با هم ترکیب شده اند و حتی اگر هر دو بخش
یعنی اجزاء کل دچار تغییر و دگرگونی هم شوند باز هم به حفظ ثبات
کل حیات کمک می کنند .کارکردگرایان نظام اجتماعی را دارای تعادل می دانند .
این امر موجب می شود که آنها بهوحدت اجزاء اهمیت دهند . در نظر
آنان کل و اجزاء متشکله با یکدیگر در آمیخته و به وفاق رسیده ، هویت واحدی
پیدا کرده اند . این نگرش نسبت به زندگی اجتماعی برالگو سازی
بسیار مناسب است .[2]
فونکسیون :
برای فهم کارکرد ، مستقیم ترین راه این است که اثر و نتیجه هر پدیده را
به صورت معلوم ببینیم . به طور مثال مراسم مبادله و هدیه دادن چه اثر و
فایده ای دارد که گفته می شود کارکرد هدیه و بخشش ، ایجاد همبستگی
اجتماعی است یعنی هدیه اثری ملموس در زندگی اجتماعی دارد. بنابراین
کارکرد گرایی درنخستین مرحله سعی می کند معلولهای دو طرفه را در
فعالیت های اجتماعی شناسایی کرده ، سپس اثر کل آنها را در
سیستم روشن سازد .[3]
دیدگاه لیبرالی :
در این دیدگاه جامعه شناسان کوشیده اند تا انتساب روانشناسانه ویژگیهای
مشخص زنان و مردان و نقشهای جنسی آنان را در خانواده معاصر نقض نماید .
به عقیده صاحبنظران این دیدگاه ، هر نسل برای همنوایی با جامعه و بر
اساس آن تربیت می شود . به عبارت دیگر ویژگیهای رفتارهای زن و مرد
در جامعه توسط عواملوراثتی ژنتیک مشخص نمی شود بلکه تحت تاثیرو شرایط اجتماعی وفرهنگی قرار دارد .[4]
دیدگاه کنش متقابل :
این دیدگاه که مبنای اتخاذ روش خاص در مطالعات مربوط به خانواده
گردید در اواسط قرن حاظر بیش از روشهای ذیگر بکار برده شد .
خانواده را از حیث کنش متقابل افراد و بر اساس موقعیت های خاص آنان و نقشهایی که ایفا می کنند مورد بررسی قرار داد . علاوه بر آن پایگاه حقوقی افراد در رابطه آن با قدرت و ابتکار ، فرایندارتباط ، تعارض ها وراه حل آنها مورد توجه قرار می گیرد.جورج هربرت مید در آمریکا ، ارنست بورکس ویس ، کونیت در آلمان و آندره میشل درفرانسه در مطالعات خود استفاده کرده اند .[5]
تدوین فرضیه پژوهش :
1) به نظر می رسد بین میزان تحصیلات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی دار
وجود دارد.
2) به نظرمی رسد بین پایگاه اجتماعی زوجین و درخواســـت طلاق رابطه مستقیـــم
وجود دارد .
3) به نظر می رسد بین برآورده نشدن انتظارات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی
داری وجود دارد .
4) به نظر می رسد بین سن و میزان تفاوتهای سنی وطلاق رابطه وجود دارد .
5) به نظر می رسد بین میزان شناخت زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری
وجود دارد .
6) به نظر می رسد بین عقاید زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
7) به نظر می رسد بین شغل مرد و میزان رضایت یا عدم رضایت از همسر و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
8) به نظر می رسد بین نظر مثبت خانواده و دوستان و نسبت به طلاق و درخواست طلاق و درخواست طلاق رابطه معنی دار وجود دارد .
9) به نظر می رسد بین اعتیاد مردان و درخواست طلاق از سوی زنان رابطه وجود
دارد.
اهداف پژوهش :
از هدفهای مهم این پزوهش و تحقیق می توان موارد زیر را ذکر کرد :
1) شناخت و بررسی علل و انگیزه های طلاق درجامعه .
2) بررسی و معرفی عواقب و اثرات سوء طلاق که در حقیقت نشان دهنده
پیامد های نامطلوب این پدیده می باشد .
3) پیشگیری از وقوع طلاق در جامعه به منظور پاکی و سالم داشتن محیط ، مردم ونسل .
4) درمان طلاق با استفاده از روش های مناسب و سازنده و قطع ریشه ها ،
انگیزه ها وعلل طلاق و در کل ایجاد زمینه برای دست اندرکاران ، مسئولان
و مجریان و سازندگان جامعه که قادر شوند جامعه ای انسانی ، مبتنی بر طرز
فکر مذهب یا مکتب و فلسفه ای پایه گذاری کنند و نسل موجود و آینده
را از گزندها و عوارضی که در سر راه آنهاســـت دور و برکنار دارند .
انگیزه و ضرورت تحقیق :
اقدام به این پژوهش دلایل متعددی داشت . مثلا کنجکاوی طبیعی انسانی ،
آگاهی از روندهای اجتماعی ، میل به آزمودن اعتبار نظرهای تثبیت شده و
صاحب نفوذ در مورد مسائل مهم ، اشتیاق به داشتن چیزهای تازه
در مواردی که هنوز ظاهرا خلاءهایی وجود دارد . آخرین دلیل ،
که البته کم اهمیت ترین نیست آنکه گذشته شخص پژوهشگران نیز
ممکن است در علایق و توجها تشان تاثیر بگذارد . همه این عوامل
پیش زمینه پژوهش فعلی را تشکیل داده اند .
طلاق و پیامد های آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود
بطــوری که در سالهای اخیر طلاق به یک روند ووجه اجتماعی مهم زندگی
خانوادگی بدل شده است و بیش از هرزمان ساده ترین و متداول ترین راه
حل یک ازدواج نا موفق گشته است .گسستن رابطه زناشویی و رها
ساختن زندگی مشترک زن و مردی را که به هم پیوسته بودند به راههای
گوناگون می کشاند هرچند امکان دارد چنین زن ومردی ، هر یک
خوشبختی نایافته یا از دست رفته را در کنارهمسری دیگر بیابد اما در بیشتر
موارد کاراینگونه نیک فرجام نیست . مشکلتر از سرنوشت آن دو نابسامانی فرزندان اســـت که ناچارند به محبت یکی از پدر و مادر بسنده کنند ویا در زیر سایه نا پدری
یا نا مادریروزگار بگذرانند .
تمامی این مشکلات زاییده جوامع امروزی است . هر چند که اصل مشکل در گذشته نیز
وجود داشته است . اما گاهی ازآن و ابعاد آن به اندازه حالا جدی و ضروری نبوده است .
در گذشته بار سنت های اجتماعی چنان بود که بسیاری از ناسازگاری های زندگی زناشویی کمتر مجال ظهور می یافت و از سوی دیگر نا آشنایی مردم به حقوق خود سبب می شد که نابسامانی ها را حق دانسته و تحمل کنند .
در دنیای کنونی به هم ریختن بافت سنی جوامع ، دگرگونیهای اقتصادی و
اجتماعی بی تردید در بالا بردن میزان طلاق موثربوده است .
که کشور ما نیز از این تحولات بی نصیب نمانده است . بنابراین با توجه به تفاسیر
و دلایل فوق انجام چنین تحقیقی در مورد طلاق و ارائــــه پیشنهادات درمانـــی وپیشگیری برای آن ازطرف اینجانب به عنوان یک مددکاراجتماعی لازم وضروری به نــظرمی رســید.
واژگان کلیدی پژوهش :
خانواده : در مورد خانواده تعاریف متعددی در منابع مختلف مجود دارد که به دو نمونه آن اشاره می شود .
" نهاد خانوادگی نظامی است که به تنظیم ، ثابت کردن و استاندارد کردن روابط
جنسی وتولید مثل انسانی می پردازد . رایج ترین صورت آن اتحاد زن و مرد
با فرزندان دردا خل یک خانوار است این نهاد یک سری نهاد های فرعی
مانند ازئواج ، نگهداری فرزندان وروابط خانوادگی را شامل می شود " .
" خانواده واحد اساسی جامعه شامل دو نسل که با ازدواج به هم پیوسته اند
واز نظرعاطفی با یکدیگر متکی اند و عهده دار مسئولیت رشد ، ثبات و حفظ هستند " .
ازدواج : ازدواج عبارت است از یک رابطه تائید شده اجتماعی بین دو بزرگسال میباشد .
ازدواج نقشهای مشخصی برای زن و شوهر معین می کند که مستلزم تعهدات ،
وظایف وحقوق دو جانبه است .
طلاق : طلاق عبارت است از ازاله نکاح (رابطه نکاح) با اجرای صیغه مخصوص .
درمان طلاق : اصول وروشهای درمانی برای زوجی که در فکر طلاق یا مواجه با
عواقب آن هستند .
| دسته بندی | شیمی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 68 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 72 |
فصل اول:
تیتانیوم در سال 1938 توسط W.J. kroll در آمریکا کشف شد. تیتانیوم فلزیست به رنگ سفید نقرهای و بسیار سبک است و پس از پولیش نمودن، رنگ فولادی پیدا مینماید. تیتانیوم و آلیاژهای آن به علت داشتن خواص خوب و مقاومت در مقابل خوردگی و فرسایش موارد استفاده زیادی در صنایع نظامی و هوافضا و نیروگاههای هستهای و کشتیسازی و صنایع دریائی و پتروشیمی کاربرد دارد. از جمله در ساخت بدنه و اجزای هواپیماها، وسایل حمل و نقل، لوازم جراحی، ظروف مورد استفاده در آزمایشگاههای شیمی و دیگر وسایل مقاوم به خوردگی کاربرد دارد. مهمترین ویژگی تیتانیوم، نسبت استحکام به وزن آن است که نسبت به سایر فلزات سبک بسیار عالیست. تیتانیوم استحکامی معادل فولادهای زنگ نزن دارد در حالی که وزن آن، 3/1 این فولادها است. خاصیت مهم دیگر تیتانیوم مقاومت به خوردگی و سایش بالای آن به ویژه در محیطهای دریایی است. هیچ یک از نمکهای فلزی، کلرورها، هیدروکسیدها، اسیدهای نیتریک و کرمیک، و نیز اسیدهای آلی مانند اسید استیک و آبهای شور، قادر به خوردگی تیتانیوم نیستند. به علت مقاومت در مقابل آب دریا امروزه جایگزین آلیاژهای نیکل و مس از نوع 70% نیکل و 30% مس شده است.
محصولات تولیدی فلز مزبور و آلیاژهای آن بصورت لوله (Pipe) و ورق (Plate) میباشد که پلیت یا ورق جهت ساخت و تولید مخازن مواد شیمیایی و لوله در داخل دریا جهت انتقال مواد شیمیائی مورد استفاده قرا میگیرد. جهت اتصال لولهها به هم دیگر و همچنین ساخت مخازن نیاز به جوشکاری میباشد.
تیتانیوم از احیا تتراکلرید تیتانیوم در درجه حرارت 800 تا 900 درجه سانتیگراد بوسیله منیزیم یا سدیم در محیط آرگون بدست میآید. تیتانیوم احیا شده، بصورت فلز خالص تیتانیوم، مجدداً در خلا ذوب شده و سپس مورد استفاده قرار میگیرد. فلز تیتانیوم خالص جز مواد آلتروپ میباشد.
تیتانیوم خالص دارای استحکام کمی بوده که استحکام آن برابر 216 نیوتن بر میلیمترمربع و درصد ازدیاد نسبی طول آن برابر 50 میباشد. تیتانیوم تجارتی بعلت داشتن عناصر آلیاژی استحکامی برابر 700 نیوتن بر میلیمتر مربع را دارا میباشد و نقطه ذوب آن 1725 درجه سانتیگراد و مقاومت به خوردگی آن نیز عالی است. وقتی تیتانیوم خالص از مذاب تبدیل به جامد میگردد از 1725 درجه سانتیگراد دارای ساختار کریستالی از نوع مکعب مرکزدار B.C.C میباشد که آنرا تیتانیوم یا فاز مینامند و از 882 درجه سانتیگراد تا درجه حرارت محیط که سرد میشود دارای ساختار کریستالی از نوع H.C.P بوده که بنام فاز یا تیتانیوم میباشد. در هنگام گرم شدن از درجه حرارت محیط تا C O 882 تیتانیوم دارای فاز و از C O 882 تا C O 1725 فاز بوده، به این جهت این فلز را آلتروپ مینامند.تیتانیوم فلزیست غیرمغناطیسی با قابلیت کشش بسیار عالی و ساختار B.C.C. دیگر خواص فیزیکی- مکانیکی و متالورژیکی تیتانیوم به قرار زیر است.
|
نقطه ذوب: |
C O1725 |
جرم اتمی: |
گرم 448 |
|
وزن مخصوص: |
gr/cm3 5/4 |
علامت اختصاری: |
|
|
ساختار کریستالی: |
BCC,CPH |
سختی: |
برنیل 90-70 |
حضور عناصر آلیاژی از قبیل اکسیژن، نیتروژن، آلومینیوم و کربن، به همراه تغییر درجه حرارت، در تیتانیوم تغییر ساختار کریستالی ایجاد میکند. ساختار کریستالی تیتانیوم در دمای اتاق تا حدود C O 882 به صورت (C.P.H) H.C.P است اما از این درجه حرارت به بالا، ساختار BCC تغییر شکل میدهد. همانطوری که گفته شد، وجود عناصری مثل اکسیژن، نیتروژن، آلومینیوم و کربن، درجه حرارت این استحالة فازی را افزایش میدهد و همچنین سختی و استحکام آلیاژ تیتانیوم را افزایش و انعطافپذیری آن را کاهش میدهد.
1-1- آلیاژهای تیتانیوم:
برحسب ساختار کریستالی که هر آلیاژ تیتانیوم در دمای محیط پیدا میکند، این آلیاژها را به چهار گروه تقسیم میکند:
1) آلیاژهای ، 2) ، 3) - و 4) تیتانیوم خالص تجاری با ساختمان کریستالی H.C.P
آلیاژهای تیتانیوم قابلیت ماشینکاری و چکش کاری خوبی دارد و در برابر حرارت عکسالعمل نشان داده و در مقابل زنگزدگی مقاوم میباشد. البته این وضعیت در درجه حرارت معمولی فوقالعاده بالاست و حقیقتاً آنها در برابر هوازدگی محفوظ هستند و همچنین در محیطهای دریائی و صنعتی جدول شماره 1-1 نشاندهندة چندین نوع از آلیاژها با مشخصات و بکارگیری خاص آنها میباشد.
جدول (1-1): نشاندهنده ترکیب، مشخصات مکانیکی و نوع کاربرد برای چهارنوع آلیاژهای معمولی تیتانیوم
1-1-1- تیتانیوم خالص تجاری:
تیتانیوم خالص تجاری بسته به غلظت آلیاژی به چهار نوع تقسیم میشوند که این چهار نوع در جدول زیر آمده است:
جدول (2-1): ترکیب شیمیائی و خواص مکانیکی آلیاژهای تیتانیوم خالص تجاری
با توجه به جدول فوق با کوچکترین تغییر در غلظت عناصر، خصوصاً اکسیژن و آهن، خواص مکانیکی به شدت تغییر مییابد.
2-1-1- آلیاژهای آلفا ( ):
آلیاژهای آلفا آلیاژهای تک فازی هستند که در دمای محیط دارای ساختار H.C.P بوده و ساختمان آنها با ساختمان تیتانیوم خالص یکسان است. این آلیاژها معمولاً دارای مقادیری آلومینیوم هستند. خصوصیات ویژة آلیاژهای آلفای تیتانیوم، استحکام، سختی و مقاومت به خوردگی آنها به ویژه در فاصلة حرارتی C O 315 تا C O 595 است. آلیاژهای مهم آلفا عبارتند از:
Sn 5/2- Al 5- Ti، Mo 2- Zr 4- Sn 5/2- Al 6- Ti، V 1- Mo 1- Al 8- Ti و Mo 1- Ta 1- Cb 2- Al 6- Ti و Mo 2- Zr 2- Sn 5- Al 5- Ti. شکل (1-1) نمودار فازی تیتانیوم- آلومینیوم را نشان میدهد. این آلیاژها، اغلب دارای قابلیت جوشپذیری خوبی هستند. مقدار آلومینیوم موجود در این آلیاژها حداکثر 6% بوده و گاهی تا 5/2 قلع نیز همراه دارد. آلیاژهای فاز واحد که دارای آلومینیوم است میتوانند از طریق کارهای سرد، استحکام پیدا کنند و معمولاً در وضعیت آنیل شده قابل جوشکاریاند.
شکل (1-1): نمودار فازی تیتانیوم- آلومینیوم
3-1-1- آلیاژهای بتا ():
در این آلیاژها، اغلب درصد بالایی از عناصر پایدار کنندة فاز از قبیل وانادیوم، کروم و اندکی آلومینیوم وجود دارد. ساختار این آلیاژها همان طور که گفته شد به صورت B.C.C بوده، از استحکام و سختی در اثر عملیات حرارتی بعدی برخوردارند. آلیاژهای در هر دو حالت آنیل شده و پیرسخت، قابل جوشکاریاند، اما بهتر است پس از پیرسختی و قبل از جوشکاری، آنها را تحت عملیات انحلال قرار داد. در این حالت، استحکام آنها تا ksi 215 با انعطافپذیری حدود 5% خواهد شد. مهمترین آلیاژهای عبارتند از:
Sn 55/4- Zr 6- Mo 5/11- Ti، Cr 11- V 13- Al 3- Ti، Mo 4- Zr4- Cr 6- V 8- Al 3- Ti، Sn 3- Al 3- Cr 3- V 15- Ti و Al 3- Fe 2- V 8- Mo 8- Ti.
آلیاژهای تیتانیوم و - را میتوان از طریق گرم کردن یا در بعضی موارد از طریق سرد کردن و یا پیرسختی مستحکم تر کرد. پس از سرد کردن از طریق شکلگیری ذرات فاز که در سراسر فاز به طور پراکنده قرار میگیرد استحکام بخشی آن انجام میگیرد.
4-1-1- آلیاژهای آلفا- بتا (- ):
با افزایش مقادیر معین از عناصر پایدار کنندة به تیتانیوم، آلیاژهای آلفا- بتا تشکیل میشود. این عمل، یک سیستم دوفازی آلفا- بتا با ساختمانهای B.C.C و H.C.P متراکم ایجاد میکند. با انجام عملیات حرارتی انحلال در سیکلهای طولانی، ذرات ریز آلفا از ذرات ناپایدار بتا جدا شده و رسوب میکنند. درنتیجه میتوان ساختار تغییر شکل یافتهای از سختی و مقاومت بالا (پیرسخت شده) ایجاد نمود. مقدار سختی و استحکام حاصله را میتوان با محاسبه و کنترل زمان نگهداری، تعیین نمود.
2-1- نکات مفهومی و کلیدی فصل:
تیتانیوم بصورت عنصر آلیاژی درحد پائین به فولادهای ساختمانی در شکل فرو تیتانیوم به مذاب فولادی آن اضافه میگردد که تیتانیوم آلیاژی استحکام فولاد را بالا برده و آنرا در مقابل خوردگی جوی مقاوم مینماید. چون فلز تیتانیوم کاربید قوی در فولادها ایجاد مینماید بدین جهت در فولادهای زنگ نزن برای قابلیت جوشکاری این نوع فولادها (آستنیت 18-8) از جنس 304 L، 308 L و 316 L به مقدار % C * Ti 25 (بصوریکه 0.05 C) افزوده میشود.
تیتانیوم با فلزاتی مانند کرم و مولیبدن و وانادیوم و قلع آلیاژ شده و عناصری مانند کرم و آهن و مولیبدن که خود دارای ساختار کریستالی از نوع B.C.C هستند فاز یا تیتانیوم را تثبیت یا پایدار نموده و باعث سختشدن آن میگردند که سختی تیتانیوم در این حالت بیشتر از سختی تیتانیوم از نوع میباشد. فاز دارای قابلیت آهنگری جوبی میباشد و همچنین فاز + براحتی در محدوده فاز بتا قابلیت گرم کاری دارد. آلیاژ تیتانیوم از نوع Ti 680 (یعنی 11% قلع، 25/2% آلومینیوم، 4% مولیبدن و 2/0 سیلیسیم) که استحکام کششی آن 1300 نیوتن بر میلیمتر مربع بوده که مناسب جهت عملیات حرارتی بوده و بسهولت آهنگری میگردد و این نوع آلیاژ در ساخت بدنه هواپیما کنکورد مورد استفاده قرار میگیرد. آلیاژ دیگری از تیتانیوم بنام Ex 700 بوده که 6% آلومینیوم، 5% زیرکونیوم، 3% مولیبدن و 1% مس داشته که استحکام کششی آن برابر 1540 نیوتن بر میلیمتر مربع یعنی استحکام بالایی را دارا میباشد که باز در ساخت تجهیزات فضایی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین آلیاژهای تیتانیوم در ساخت تجهیزات توربینهای گازی که در درجه حرارتهای بالا مقاوم به خزش خوبی دارد کاربرد فراوانی را دارا میباشد.
از انواع دیگر آلیاژهای تیتانیوم 4- Ti- 6 Al است که 6% آلومینیوم، 4% وانادیوم و 90% تیتانیوم میباشد و یا از نوع Ti- 8 Mn یعنی 8% منگنز و 92% تیتانیوم و یا Ti- 8 Mo- 8 V- 3 Al- 2 Fe که 8% مولیبدن، 8% وانادیوم، 3% آلومینیوم و 2% آهن میباشد.
تمام این آلیاژهای بیان شده تیتانیوم در مقابل خوردگی بسیار مقاوم میباشند، وقتی جهت جوشکاری فلز مبنا این نوع آلیاژها باشند، الکترودهای انتخاب شده برای جوشکاری از نوع این آلیاژها میباشند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 108 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 84 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
مقدمه
بیان کلی مسئله
هدف- ضرورت تحقیق
فصل دوم
مقدمه
انسان کامل در سیر تاریخ
ریشه گرایش به انسان کامل
نگاهی به ویژگیهای انسان کامل
انسان کامل از دیدگاه مولوی
عظمت انسان
انسان میان دو بینهایت
ارزیابی خود
موانع رشد و کمال
راه و روشهای نیل به کمال
انسان از دیدگاه مولوی
ویژگی های انسان کامل
حواس جسمانی و حس نهانی انسان
آدم شناسی از هر علم و فنی دشوارتر است
حل مشکل
خودشناسی، کلید رمز غیرشناسی است
آدمی دید است، باقی گوشت و پوست
نتیجة اخلاقی
راه لذت و الم از درون است نه از بیرون
دفع توهم و جواب شبهة احتمالی
حس و اندیشه انسانی اسیر عقل، و عقل اسیر روح است
درمان دردهای درونی بشر
فصل سوم
انسان با کنش کامل
عنوان صفحه
زندگی راجرز
نگرش راجرز به شخصیت
انگیزش شخصیت سالم: فعلیت بخشیدن
خود و تحقق خود
ویژگیهای افراد کامل
1. آگاهی از تمام تجربیات
2. تازگی درک در مورد تمام تجربیات
3. اعتماد کردن به رفتار و احساسهای خویش
4. آزادی انتخاب بدون بازداریها
5. خلاقیت و خودانگیختگی
6. نیاز مستمر به رشد
اظهار نظر شخصی
عملکرد کامل فرد
توجه بی قید و شرط
شرایط با ارزش بودن
اصول کلی نظریه راجرز
نظر راجرز در مورد انسان
همسانی و همخوانی خویشتن
تحقیق در همسان و همخوانی خویشتن
نیاز به توجه مثبت
دیدگاه یک درمانگر از زندگی خوب
انسان کارآمد
یک مشاهدة منفی
یک مشاهدة مثبت
ویژگیهای فرایند
بازبودن فرایند نسبت به تجربه
افزایش زندگی هستی گرایانه
یک اعتماد فزاینده نسبت به ارگانیسم
فرایند کارآمدی کاملتر
پاره ای پیامدها
عنوان صفحه
چشم انداز نو در بارة آزادی در برابر جبر علمی
آفرینندگی به عنوان یک عنصر زندگی خوب
پایة اطمینان بخش طبیعت انسان
پرباری عظیم زندگی
فرایند آفرینندگی
انگیزش برای آفرینندگی
شرایط درونی آفرینندگی سازنده
فصل چهارم
مقدمه
بحث و نتیجه گیری
نظریة مولوی
نظریة راجرز
محدودیتها
پیشنهادات
فهرست منابع
«فصل اول»
بیان کلی مسئله
بحث در مورد انسان و ماهیت او از ریشه دارترین مباحث عمومی فرهنگی، در اندیشه بشر است. این موضوع، همواره مورد مداقه و مناقشه فلاسفه یونان و پس از آن فلاسفه اسلامی، و در قرون اخیر، فلاسفه غرب نیز قرار گرفته است.
مقدمه
اینکه انسان نمونه و ایده آل باید دارای چه خصوصیات و ویژگیهایی باشد تا بعنوان یک الگو برای همة انسانها مطرح شود، در همة ادیان الهی و عمومی مکاتب بشری مورد توجه قرار گرفته است. اساساً هر مذهب و مکتبی که داعیة انسان سازی و انسان شناسی دارد باید انسانی را با ویژگیها و صفات خاصی بعنوان یک الگو معرفی کند و اگر مکتبی نتواند از عهدة چنین مهمی برآید، هیچگاه نمی توان از آن مکتب بعنوان یک مکتب عاری از عیب و نقص یاد کرد. هر مکتبی نه تنها باید «انسان ایده آل» خود را معرفی نماید، بلکه باید «جامعة نمونه» خود را نیز معرفی کند.
توجه به انسان و شناسائی وی مسئله ای است که از قدیم الایام مورد توجه مذاهب و مکاتب و فرهنگهای گوناگون بوده است و کمتر سیستم فکری و فلسفی را می توان سراغ گرفت که به گونه ای به شناسائی انسان پرداخته باشد. جملة معروف «خودت را بشناس» که از سقراط نقل شده، اما با تعابیر دیگر در تفکرات و اندیشه های قبل از سقراط وجود داشته، نمایشگر این مسئله است که آدمی نسبت به «خود» و حقیقت وجودی خود همواره بی اعتنا نبوده است و اگر هم بر بعضی از مکاتب فکری ایراد گرفته می شود که به انسان توجه نکرده اند، این نه به آن معناس که آن مکاتب اصلاً توجهی به انسان نداشته اند، بلکه مراد آنست که از اندیشیدن در بارة انسان آن گونه که شایستة مقام آدمی بوده است، خودداری کرده اند.
از مکاتب و مذاهب هند گرفته تا فلسفة یونان و رم، از تفکرات اندیشمندان قرون وسطائی مسیحی گرفته تا ندیشه های اصیل اسلامی، از رنسانس گرفته تا عصر حاضر، همواره شناسائی انسان و توجه به ابعاد وجودی وی مورد نظر بوده است. اگر چه توجهی که اسلام یا مذاهب هندی به انسان دارند، هیچگاه نمی توان با تئجه فیلسوفان یونانی به انسان یکی دانست، اما اینقدر هست که بتوان گفت شناسائی انسان مورد توجه همة سیستمهای فکری و عقیدتی بوده است.
بیان کلی مسئله
همانگونه که ذکر گردید، توجه به انسان کامل از جمله مطالبی است کهن ظرگاه بسیاری از مکاتب و مذاهب و همچنین بسیاری از فلاسفه و دانشمندان را به خود معطوف کرده است. روان شناس انسانی در مشرق زمین ریشه های ژرفی داشته و این گفتة راجرز که «هر کس سرانجام باید بر تجربه های خویش تکیه کند. اعتقاد و اعتماد به تجربه های شخصی تنها واقعیتی است که هر فرد می تواند بشناسد.» (شولتس، دوآن- روان شناسی کمال- 1362، ص 49)، نوعی خودشناسی علمی است که هر چند راجرز آن را ضرورتاً پایة خداشناسی به شمار نمی آورد و اصلاً او وارد قلمرو الهیات و عرفان نمی شود، با این وجود اندیشه های او در بارة انسان با تجربه های عرفا و سالکان خدا نزدیک می شود.
از اصطلاح «خود درمانی مراجع»، نیک پیداست که نظریة راجرز بر این فرض بنا شده است که فرد مبتلا به اختلال روانی از توانائی و هوشیاری معینی برخوردار می باشد. او مسئول بهبود شخصیت خویش است و توانائی این کار را دارد.
جلال الدین محمد مولوی شاعر پرآوازة قرن هفتم هجری، مفاهیم بالا را در بیت زیبای خود، چنین آورده است:
«آنانکه طلبکار خدائید، خدائید حاجت به طلب نیست شمائید، شمائید»
(دیوان شمس تبریز)
از مختصر فوق محرض است که نظرگاه کارل رنسام راجرز تا حدود بسیار زیادی با عقاید دانشمندان و فلاسفة مشرق زمین، بخصوص با دانشمندان و عرفای ایرانی مشابهت داشته و شاید بتوان گفت که تا حدود زیادی یک کلام د ردو بیان است.
در این تحقیق، محقق در پی آن است تا هر چه بیشتر نقاط اشتراک و تفارق دو دانشمند بزرگ شرق و غرب جهان یعنی جلال الدین محمد مولوی، عارف و شاعر نامدار ایرانی و کارل راجرز را جستجو کرده و به بررسی هر چه دقیق تر نظرگاههای این دو دانشمند بپردازد.
هدف – ضرورت تحقیق
کشور عزیزمان ایران، از دیرباز سرزمینی بوده است که مخزن بسیاری از بزرگان علم و دانش به شمار می رفته و کمابیش می رود. لیکن در گذر زمان به دلایل متعدد و گوناگون، این کشور در گربادهای سهمگین سیاسی – استعماری قرار گرفته و قدرت ذاتی خود در پرورش دانشمندان بزرگ را از کف داده است. پیشرفت و گسترش تکنولوژی، با سرعت سرسام آور از یک سو و استثمار فرهنگی کشورهای جهان سوم از سوی دیگر از جمله عواملی بوده است که باعث رکود فرهنگی و علمی بسیاری از کشورهای تحت سلطه (فرهنگی) شده است.
بسیاری از دانش پژوهان و دانشجویان کشورمان چنان مقهور مطالب و نظریات علمی دانشمندان بلوک غرب شده اند که حتی فرصت رجعت به نظرات بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان اصیل کشور خودشان را ندارند. چرا که اگر چنین می بود، به نکات ظریفی دست می یافتند که شاید راه گشای بسیاری از خلاقیتها و تفکرات می شد.
در کشورهای غربی شاید بتوانیم بگوئیم که دانشمندان شرقی را بهتر و بیشتر از خودشان (شرقیها) می شناسند و با نظریاتشان آشنا هستند و گاهاً مشاهده شده نظریاتی را که برخی دانشمندان غربی بیان می نمایند، مدتها قبل به نوعی دیگر توسط دانشمندان خودمان نیز گفته شده است. لیکن به دلیل پرزرق و برق بودن و جاذبه های کاذب این نظریات، ما آنها را فراموش کرده ایم (نظریات دانشمندان شرقی را).
با این حال هدف در تحقیق حاضر، بررسی و بیان نظریات دو دانشمند است و اینکه گذشته از شناسائی بررسی قدرت و تبین نظریات و اینکه بدانیم در نهایت تا چه اندازه این دو دانشمند با یکدیگر همفکر و هم عقیده بوده اند.
«فصل دوم»
ادبیات تحقیق
مقدمه
به انسان از دو دیدگاه می توان نگریست. یکی از این دیدگاه که «انسان چیست؟» یعنی چه صفات و انگیزه هایی در وجود انسان نهفته است. یا انسان دارای چه کششها و غرایز و فطریاتی است؟ به بیان دیگر انسان عینی و خارجی که در حال حرکت و تکاپوست دارای چه نوع طبیعت و سرشتی می باشد؟ آیا انسان دارای طبیعت وجودی مثبت است یا منفی؟ آیا انسان خوش طینت است یا بدطینت؟ آیا انسان موجودی است که ذاتاً فاسد است یا آنکه ذاتاً فرشته خوست یا اصلاً هیچکدام این دو نیست، بلکه هم گرایش به نیکی ها و خوبی ها دارد و هم گرایش به بدی ها و زشتی ها. از دیدگاه دوم این مسئله مطرح است که «انسان چه باید بشود؟» یعنی «انسان ایده آل» و «انسان کامل» کیست؟ به بیان دیگر انسان چه هدفی را باید در حیات خود در نظر بگیرد تا با سیر به سوی آن، به کمال وجودی خویش نایل شود؟ از همین دیدگاه دوم است که راه ها و روشهای نیل به کمال مطلق نیز مطرح می شود. یعنی اینکه انسان از چه مسیرهائی باید طی طریق کند تا به مقام کمال دسترسی پیدا کند و شایسته عنوان انسان کامل شود. بحث از دیدگاه اول یعنی شناسائی ابعاد وجودی انسان، در قلمرو روان شناسی است و وظیفة روان شناسان است که به کاوش در اعماق وجود انسان پرداخته تا شایستگیهای آدمی را آشکار سازند. اما دیدگاه دوم یعنی بحث از بایستگی ها و نه بایستگی های انسان مربوط به «اخلاق» است. یعنی وظیفه اخلاق است که بایدها و نبایدهائی را که موجب تعالی و کمال انسان می شود مشخص نماید. این دو بعد را متفکران و اندیشمندان و مکاتب مختلف، هر یک به گونه ای مطرح ساخته اند و در دورانهای گذشته که قلمرو کاوش های علوم از یکدیگر متمایز نگردیده بود، متفکران این دو بعد را با یکدیگر مطرح می ساختند. در مکاتب و آئینهای قدیم به کمتر آئین و یا مکتبی برمی خوریم که بطور سیستماتیک میان این دو بعد فرقی قایل شده باشد. آن مکاتب هم سخن از «هستی» های انسان به میان می آوردند و هم از «بایستی» ها، بدون آنکه مرزی میان این دو قایل شوند. نکتة جالب در مورد انسان شناسی متفکران دوران گذشته این است که آنها انسان را دقیق تر از روان شناسان حرفه ای قرون اخیر مطرح می ساختند و حتی در میان برخی از نویسندگان معاصر نیز کسانی چون «ویکتورهوگو» و «داستایوسکی» انسان را دقیق تر از روان شناسانی چون «فروید» مطرح کرده اند و این اشتباه بزرگی است که ما گمان کنیم که روان شناسی جدید در شناسائی انسان موفق تر از مکاتب دوران گذشته بوده است. البته این سخن بدان معنا نیست که بخواهیم کشفیات عمیق و دقیق برخی از روان شناسان صاحب نظر چون «پروفسور یونگ» را نادیده بگیریم. بلکه منظور اینست که در شناسائی ابعاد وجودی انسان آیینها و مکاتب دوران گذشته می تواند کمک بسیار ارزنده ای به ما بکند و در واقع بسیاری از اصول ثابته انسانی را ما می توانیم با مطالعة عمیق آن مکاتب به دست بیاوریم. اصول ثابته ای که متأسفانه روان شناسان حرفه ای بر اثر بازیگریهای خود از آنها غافل مانده اند. از همین جاست که می گوئیم برای معرفی «انسان ایده آل» و اینکه چگونه می توان خود را به سرمنزل مقصود کشاند لازم است که «طبیعت انسانی» درست مطرح شود. یعنی در ابتدا باید انسان را درست بشناسیم و از امکانات و استعدادهای وجودی او آگاه شویم و تا سرحد امکان اصول ثابته انسانی را بدست آوریم و سپس بر اساس آن استعدادها و توانائیها، هدفی را برای انسان در نظر بگیریم تا وی با حرکت به سوی آن هدف، شایسته مقام شامخ «انسان کامل» شود. (نصری- عبدا... 1371).
بنابراین برای آشنائی با «انسان کامل» از دیدگاه هر مکتب و آئین و اندیشمندی لازم است که در آغاز بررسی کنیم که آن مکتب و آیین چه تفسیری از انسان به دست می دهد؟ یعنی انسان را چگونه توجیه و تبیین می کند؟ چرا که اگر مکتبی نتواند انسان را بطور دقیق مطرح نماید بناگزیر در ارائه الگوی انسانی ناموفق خواهد بود. (نصری- عبدا...- 1371)
انسان کامل در سیر تاریخ
در سیر تاریخ همواره افراد بزرگ و انسانهای کامل مورد احترام بوده و افراد انسانی از آنها به نیکی یاد می کرده اند. گوئی گرایش به بزرگی و عظمت در ذات آدمی نهفته است، چرا که حتی کسانی هم که در پستی ها و رذالتها به سر می برند، در لحظاتی که به خود می آیند از انسانهای بزرگ باشکوه و جلال خاصی یاد می کنند. توجه به انسان کامل- انسانی که الگو و معیاری برای افراد انسانی است- سابقه ای بس دیرینه دارد. در سیر تاریخ، آدمی همیشه به دنبال انسان کامل بوده است و در همین جستجو بوده که گاه موجودات ماوراءالطبیعی و رب النوعها و گاه قهرمانان افسانه ای و اساطیری و زمانی هم شخصیتهای برجستة تاریخ را به عنوان انسان کامل برای خود مطرح کرده است. به هر یک از فرهنگها، سیستم های فکری و فلسفی، آیینها، مذهبها و مکتبها و ادیان که بنگریم رد پایی از انسان کامل را می بابیم. هم «بودا» و «کنفوسیوس» سخن از انسان کامل به میان آورده اند و هم «عیسی» (ع) و «محمد» (ص). هم «زردشت» از انسان متعالی به نیکی یاد می کند و هم «افلاطون» و «ارسطو». هم «نیچه» و «مارکس» به شناخت انسان برتر پرداخته اند و هم «متصوفه و عرفا». (نصری- عبدا...- 1371).
هر یک از اینان از دیدگاه خود یعنی جهان بینی حاکم بر اندیشه شان، انسانی را به عنوان انسان نمونه و برتر معرفی کرده اند. یکی کوشیده تا انسان کامل را از بعد ماده و مادیات مطرح سازد و دیگری در بینهایتها و معنویات. یکی از انسان متخلق به فضایل اخلاقی نام برده و دیگری از انسان عالم و حکیم. یکی بر قلب و دل تکیه کرده است و دیگری بر عقل و اندیشه. یکی کوشیده تا اصالت را به فردیت انسا بدهد و انسان کامل را انسانی بداند که فردیت وی به شکوفائی رسیده است ودیگری اصالت را از آن بعد اجتماعی انسان دانسته و انسان ایده آل خود را انسانی دانسته که توجه به غیر دارد نه خود.
در میان تما دیدگاهها و جهان بینی ها و نگرش های گاه متضاد، به قدر مشترکی می توان دست یافت و آن اینکه هر یک بر این عقیده اند که انسان کامل با انسان معمولی فرقهای بسیار دارد و همة افراد انسانی باید بکوشند تا خود را به آن نقطه ایده آل برسانند. از همی جاست که چنین وجودی را نادر می دانند و گاه در انتظار او لحظه شماری می کنند، گاه بر این باورند که انسان کامل یکبار در گذشته پا به عرصة هستی نهاده و گاه بر این عقیده اند که باید به امید ظهور او به انتظار نشست.
از انسان کامل به نامهای گوناگون یاد کرده اند. بودا او را «ارهات» می نامد و کنفوسیوس «کیون تسو». آیینهای یوگا و بهاکتی نیز از او با ع نوان «انسان آزاده» نام می برند افلاطون او را «فیلسوف» می خواند و ارسطو «انسانی بزرگوار» و از همه بالاتر آنکه قرآن وی را «خلیفه الله» می خواند. (نصری- عبدا...- 1371)
ریشه گرایش به انسان کامل
گفتیم که آدمی در طول تاریخ همواره در جستجوی انسان کامل بوده است و سراغ او را از آیینها، مذهبها، و مکتبها می گرفته است، حال می خواهیم ببینیم که ریشة این جستجو چه بوده است یعنی چرا آدمی به چنین جستجوئی دست می زده است؟
پاسخ این است که اولاً میل به کمال که در درون ذات آدمی نهفته است و انسان را به سوی کمال می کشاند او را به جستجوی انسان برین کشانده است تا در وجود او کمال خویش را ملاحظه کند. ثانیاً دوری از نقص و حقارت و پرهیز از ضعف و زبونی که به گفتة بعضی از روان شناسان چو «آلفرد آولر» از نیازهای اساسی آدمی است، انسان را بر آن داشته تا در جستجوی وجود کاملی که خالی از نقصها و ضعفهاست برآید. همین میل به کمال و پرهیز از ضعف و نقص آدمی را برآن داشته تا در جستجوی الگو برآید، الگویی برای رفتار و کردار و حتی اندیشة خویش.
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند که یافت می نشو، گشته ایم ما گفت: آنکه یافت می نشود، آنم آرزوست
انسان روزگار ما نیز که بر اثر خودباختگی و ماشین زدگی اصالت خود را از دست داده و تک بعدی و تک ساختی شده، همچنان در جستجوی اناسن کامل است.اگر به گرایشهای جوانان به قهرمانان فکری و علمی و حتی ورزشی بنگریم در می یابیم که گروهی فیلسوفان و دانشمندان را الگوی خود قرار داده و گروهی نیز قهرمانان ورزشی و مشاهیر هنری را و جمعی از فرط فقدان فرهنگ و شناخت صحیح، رفتار ستارگان کاذب سینما و تئاتر را معیار رفتار و کردار خود قرار داده اند. (نصری- عبدا... 1371)
نگاهی به ویژگیهای انسان کامل
همة آنهایی که از انسان کامل سخن گفته اند، او را به مجموعه ای از صفات و ویژگیهایاد کرده اند، بطوری که صرف نظر از دو سه تن متفکر نما، همه او را به صفات و کمالات انسانی و فضایل اخلاقی متصف دانسته اند. اینک ما به برخی از آن صفات و خصلتهایی که در میان عموم مکاتب و آیینها در بارة انسان کامل مشترک است اشاره می کنیم.
انسان کامل، انسانی است که از دیگران برتر است و والاتر، انسانی که در جانها نفوذ می کند و در دلها و قلبها رسوخ.
انسان کامل، انسانی است که با دیگران است، اما اندیشه و افکارش با همگان فرق می کند. دیگران در فکر خوداند و اسیر خویشتن خویش، اما او در فکر دیگران است و سرنوشت آنها.
انسان کامل، انسانی نیست که تنها دانش بیاندوزد، بدون آنکه مثمر ثمر واقع شود، بلکه او فردی است که با اعمال و رفتار خود راهبر دیگران است.
انسان کامل، انسانی است که همة استعدادها و خصلتهای وجودی خود را به فعلیت رسانده وشخصیت خویش را در جهت هدف اعلای حیات شکوفا ساخته است.
انسان کامل، انسانی است که از «خود طبیعی» گذشته و با انتخابهای خویش به «خود ایده آل» رسیده است.
انسان کامل، انسانی است که از زندان تن گریخته و روح خویش را در عرصه گاه هستی از امامی قیود و بندها آزاد نموده است. چنین انسانی اگر چه یک تن است، اما عظمت او منشاء اثر هزاران تن را دارد. او راه گشاست و می کوشد تا باری از دوش دیگران بردارد، نه آنکه باری بر دوش ها نهد.
انسان کامل، الگوست، او انسانی است که نه تنها در حیات خویش که حتی پس از مرگ نیز به عنوان الگو برای انسانها مطرح می باشد.
انسان کامل، از آنچنان عظمتی برخوردار است که هیچگاه در حیطه ای از زمان و مکان قرار نمی گیرد و همواره شهرة عام و خاص است. (نصری- عبدا... – 1371)
با توجه به مطالب فوق و مقدماتی که از مد نظر گذشت، در این قسمت به بیان دو نظریة اصلی پیرامون موضوع تحقیق می پردازیم. به این ترتیب که ابتدا نظریة دانشمند ایرانی (مولوی) مطرح و در ادامه فصل بعد را به نظریة کارل راجرز اختصاص خواهیم داد.
انسان کامل از دیدگاه مولوی
از دیدگاه مولانا انسان موجودی است دو بعدی، که یک بعد آن جسم است و بعد دیگر آن روح. و هر یک از این دو نیز سیری مخصوص به خود دارد. جنبه جسمانی انسان از حیوان است و حیوان نیز از نبات و نبات نیز از جماد. بابراین جسم انسانی از جماد شروع شده تا به انسان رسیده است.
آمده اول به اقلیم جماد و ز جمادی در نباتی اوفتاد
سالها اندر نباتی عمر کرد وز جمادی یاد ناورد از نبرد
و زنباتی چون به حیوانی فتاد نامدش حال نباتی هیچ یاد
باز از حیوان سوی انسانیش می کشد آن خالقی که دانیش
همچنین اقلیم تا اقلیم دقت باشد اکنون عاقل و دانا و زفت
اما بعد روحی انسان نیز داستانی مخصوص به خود دارد، چرا که اصل آن از عالم لاهوت است. و برای مدتی محدود به عالم ناسوت گام نهاده و در تخته بند تن اسیر شده است. مرغ جان انسان که به قفس تن گرفتار آمده همواره رو به سوی اصل خود دارد و از جدائی از نیستان خویش همواره شکوه ها دارد و شکایتها.
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدائیها شکایت می کند
از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم سوز درد از اشتیاق
مولانا در سیمانگاری خود از انسان همان ابعاد وجودی را برای انسان در نظر می گیرد که قرآن کریم برای او در نظر گرفته است. از باب مثال اگر قرآن انسان را دارای وجدان می داند و می گوید:
«فلا اقسم با النفس اللوامه» (قسم به نفس سرزنشگر)
مولانا هم می گوید:
این صدا در کوه دلها بانگ کیست که پر است از بانگ این که گه تهی است
هر کجا هست آن حکیم است اوستاد بانگ او زین کوه دل خالی مباد
همچنین اگر قرآن در بحث از امانتداری انسان می گوید:
«انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها فاشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا»
مولانا عین مطلب خود را به زبان شعر چنین بیان می کند:
خود زبیم این دم بی انتها بازخوان فابین این یحملنها
ورنه خود اشفقن منها چون بدی گرنه از بیمش دل که خون شدی
«دل» نیز در اندیشة مولانا جایگاه ویژه ای دارد. مولانا با استناد به حدیث:
«لایسعنی ارضی و لاسمائی و یسعنی قلب عبدی المؤمن.»
دل را جایگاه تجلی خدا می داند و می گوید:
گفت پیغمبر که حق فرموده است می نگنجم هیچ در بالا و پست
در زمین و آسمان و عرش نیز می نگنجم این یقین دان ای عزیز
در دل مؤمن نگنجم ای عجب گر مرا جوئی از آن دلها طلب
دل مسجد درون انسانها است و هر انسانی باید تا لحظة مرگ مراقب باشد که آنرا مخروبه نسازد:
پس خراب مسجد ما بی گمان نبود الا بعد مرگ ما بدان
مسجد است این دل که جسمش ساجداست یار بد خروب هر جا مسجد است
مولوی با استناد به حدیث:
«استفت قلبک و ان اتفاک المفتون.» (نظر صحیح را از قلبت سؤال کن، اگر چه اهل نظر خلاف آن نظر دهند.)
دل را ملاک حق و باطل می داند.
پس پیغمبر گفت استفت القلوب گرچه مفتی شان بگوید صد خطوب
(نصری- عبدا...- 1371)
عظمت انسان
به اعتقاد مولانا آدمی جوهر وجودی عالم است و هر آنچه غیر اوست فرع بر وجود وی می باشد.
جوهر ا ست انسان و چرخ او را عرض جمله فرع و سایه اندر او عرض
بحر علمی در نمی پنهان شده در دوگزتن عالمی پنهان شده
از نظر مولانا انسان موجودی با ارزش و با عظمت است. در میان موجودات جهان آفرینش موجودی یگانه و فرد است. هر آنچه در عالم ملک و ملکوت وجود دارد در نهاد انسان موجود است.
در سه گز قالب که دادش وانمود آنچه در الواح و در ارواح بود
الحذر ای مؤمنان کان در شماست در شما بس عالم بی انتهاست
عظمت انسان تا آنجاست که موجودات جهان آفرینش هر انازه هم که بزرگ باشند در مقابل انسان ناچیز و مسخر بشوند:
لب ببند وغور دریائی نگر بحر را حق کرد محکوم بشر
انسان عالم اکبر است:
پس به صورت عالم صغری توئی پس به معنی عالم کبری توئی
ظاهر آن شاخ اصل میوه است باطناً بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی میل و امید ثمر کی نشاندی باغبان هر سو شجر
ارزش و عظمت انسان از آنجا ناشی می شود که هدف و غایت خلقت است. همة موجودات آفریده شده اند تا انسان به کمال برسد.
خود جهان آن یک کس و باقیان جمله اتباع و طفیلند ای فلان
در جهان آفرینش هیچ موجودی با انسان قابل مقایسه نیست.
هفت دریا اندر او یک قطره ای جمله هستیها ز موجش چکره ای
جمله پاکیها از آن دریا برند قطره هایش یک به یک میناگرند
مجموعه استعدادها و کمالاتی ک در درون انسان است موجب بروز آثار بسیار از انسان می شود:
گرچه فرد است او اثر دارد هزار آن یکی را نام باشد بی شمار
(نصری- عبدا...- 1371)
انسان میان دو بینهایت
از نظر مولانا انسان میان دو بینهایت مثبت و منفی قار دارد از یک سو می تواند به قله کمال برسد و از ملائکه برتر شود و از سوی دیگر می تواند به اسفل السافلین کشانده شود و از حیوان پست تر گردد.
آدمی کو می نگنجد در جهان در سر خاری همی گردد نهان
انسان چونان کوهی است که گاه خود را به کاهی می بازد:
آدمی کوه است چون مفتون شود کوه اندر مار حیوان چون شود
خویشتن نشناخت مسکین آدمی از فزونی آمد و شد در کمی
در درون انسان تنها گیاهان زهرآگین هوا و هوسها نروییده است، بلکه تریاق شفابخش نیز وجود دارد:
اندر آن صحرا که رست این زهرتر نیز روییده است تریاق ای پسر
گویدت تریاق از من جو سپر که ز زهرم من به تو نزدیکتر
انسان موجودی است که نیروهای متضاد وی به هم آمیخته اند. به این بیا که هم میل به سوی عالم بالا و ماوراء طبیعت دارد و هم میل به سوی عالم پایین و خور و خواب و شهوت. میلی در درون انسان است که او را به سوی خدا و بندگی او می کشاند و میلی در نهاد وی است که او را به سوی ذلتها و خواریها می کشاند. گرایشهای مثبت انسان را مولانا مربوط به روح می داند و گرایشهای منفی را مربوط به تن. مولانا روح را به صالح و تن را به ناقة او تشبیه می کند:
روح همچون صالح و تن ناقه است روح اندر وصل و تن در فاقه است
روی صالح قابل آفات نیست زخم بر ناقه بود بر ذات نیست
جان گشاید سوی بالا بالها تن زده اندر زمین چنگالها
اگر انسان ابعاد مثبت درونی خود را شکوفا سازد از فرشته برتر می شود و اگر جنبه های منفی درون خود را به فعلیت برساند از حیوان پست تر می شود.
آدمیزاده طرفه معجونی است کز فرشته سرشته و ز حیوان
گر کند میل این شود پس از این ورکند میل آن شود به از آن
این که می گوئیم در انسان نیروهای متضاد وجود دارد به این معنا نیست که خلقت اونا متعادل است، بلکه انسان با وجود ابعاد و نیروهای متضاد از اعتدال در خلقت برخوردار است.
مولانا با استناد به آیة شریفه می گوید:
احسن التقویم در والتین بخوان که گرامی است ای دوست جان
احسن التقویم از فکرت برون احسن التقویم از عرشش فزون
گر بگیم قیمت آن ممتنع من بسوزم هم بسوزم مستمع
(نصری- عبدا...- 1371)
ارزیابی خود
از نظر مولانا انسان باید همواره به ارزیابی خویشتن خویش بپردازد. انسان همواره باید در تلاش باشد تا خود را بشناسد:
تو نمی دانی که آخر کیستی جهد کن چندان که دانی چیستی
انسان باید همواره کارنامة حیات خود را ارزیابی کند. یعنی بررسی کند که لحظات گرانبهای عمر را چگونه به پایان برده است.
عمر خود را در چه پایان برده ای قوت و قوت در چه فانی کرده ای
گوهر دیده کجا فرسوده ای پنج حسن را در کجا پالوده ای
گوش و چشم و هوش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش
اگر انسان به شناخت خویش و ارزیابی کرده و نکرده های خویش بپردازد خود را اسیر هوا و هوسهای نفسانی نمی سازد. انسان اگر به شناخت خود بپردازد در می یابد که روح او پذیرش حکمت لقمانی را دارد و نباید آن را اسیر خس و خاشاکهای عالم ماده سازد.
جان لقمان که گلستان خداست پای جانش خسته خاری چراست
اگر انسان به درون خود رجوع کند حقایق بسیاری را در خواهد یافت.
لاجرم کوتاه کردم من زبان گر تو خواهی از دورن خود بخوان
(نصری- عبدا...- 1371)
موانع رشد و کمال
بزرگترین مانع رشد و کمال انسان «خودپرستی» است. آن نیروئی که موجب به تباهی کشانده شدن انسان می شود، از نظر مولانا «نفس اماره» است. و اهمیت این مسئله در انسان شناسی مولانا تا آنجاست که هیچ چیز به اندازه آن مورد توجه مولانا قرار نگرفته است. کمتر مطلبی از مولانا را در مثنوی و یا دیگر آثار او می توان سراغ گرفت که در آن به گونه ای از نفس اماره و ضرر و زیانهای آن سخن به میان نیامده باشد. در اندیشة مولانا ریشه همه بدبختیها و گرفتاریهای بشر به جهت عدم کنترل نفس اماره است. و در واقع نفس اماره چونان اژدهایی است که مبارزه با آن سخت مشکل و توانفرساست، و همتی مردان همتی خواهد تا آدمی بتواند بر این بت درونی که ما در همة بتهاست غلبه کند.
مادر بتها بت نفس شماست زآنکه آن بت ما رو این بت اژدهاست
نفست اژدهاست او کی مرده است از غم بی آلتی افسرده است
در یک تشبیه دیگر نفس ااره سوسماری تلقی می شود که با دیدن مزاحم به سوراخ می رود و برای حیله گری از سوراخی دیگر سر بیرون می آورد.
نفس همچون زن پی چاره گری گاه خاکی جوید و گه سروری
در دل او سوراخها دارد کنون سر ز هر سوراخ می آرد برون
نفس اماره همواره در پی حیله گری است و در این راه نیز گاه جنبة منفی خود را آشکار می سازد و گاه پنهان. گاه ادعای خاکی بودن می کند و گاه ادعای سروری. عقل درست در مقابل نفس اماره عمل می کند و فکری جز نیل به الله ندارد.
نفس همچون زن پی چاره گری گاه خاکی جوید و گه سروری
عقل خود زین فکرها آگاه نیست در دماغش جز غم الله نیست
فعالیتهای نفس اماره موجب می شود که عقل از فعالیت باز بماند و در نتیجه انسان به بیراهه بیفتد.
نفس ما نفس دگر چون یاد شد عقل جز وی عاطل و بی کار شد
نفس با نفس دگر خندان شود ظلمت افزون گشت ره پنهان شود
مکاریهای نفس اماره تا آن جاست که اگر به عبادت خدا هم دستور دهد حتماً مکری در کار وی خواهد بود.
گر نماز و روزه می فرمایدت نفس مکار است مکر زایدت
من ز مکر نفس دیدم چیزها کاو برد از سحر خود تمییزها
اگر انسان به مطالعه درون خود بپردازد بدترین دشمنان را در خودش خواهد دید.
در خود این بد را نمی بینی عیان ورنه دشمن بوده ای خود را به جان
بهر خود او آتشی افروخته است در دل رنجور و خود را سوخته است
صفات و خویهای منفی انسان هر یک گرگی هستند که به کل موجودیت انسان لطمه می زنند.
ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو می داند از غضب اعضای تو
خون نخسبد بعد مرگت در قصاص تو مگو که میرم و یابم خلاص
خودپرستی یا طواف به دور خود بزرگترین مانع کمال انسان است.
چون به طوف خود به طوف مرتدی چون به خانه آمدی هم مرتدی
خودپرستی مظاهر بسیاری دارد که مولانا در کتاب مثنوی به بسیاری از آنها اشاره کرده است. یکی از این مظاهر «من منم» کردنهای انسان بی نواست.
این چه غل است ای خدا برگردنم ورنه غل باشد که گوید من منم
بسیاری از استدلالهائی که انسان برای فریب دیگران یا ادعای برتری بر دیگران به کار می برد نشانة خودپرستی است.
دم بجنبانیم ز استدلال و مکر تا که حیران ماند از مازید و بکر
طالب حیرانی خلقان شدیم دست طمع اندر الوهیت زدیم
در هوای آنکه گویندت زهی بسته ای بر گردن جانت زهی
هر چه انسان از نردبان خودپرستی بالاتر رود به هما اندازه احتمال سقوطش بیشتر خواهد شد.
نردبان خلق این ما و من است عاقبت زین نردبان افتادنست
هر که بالاتر رود ابله تر است کاستخوان اوبتر خواهد شکست
صورت پرستی نیز یکی از مظاهر خودپرستی است.
چند صورت آخر ای صورت پرست جان بی معنیت از صورت نرست
ملک و مال نیز غل و زنچیرهائی هستند که روح کمال وجودی انسان را به بند می کشند و او را اسیر خودخواهی و خودپرستی می گردانند.
ملک و مال و اطلس این مرحله هست بر جان سبک رو سلسله
سلسله زرین بدید و غره گشت ماند در سوراخ چاهی جان ز دشت
نام جوئی و جاه طلبی نیز از مکر جوییهای نفس اماره هستند.
نام میری و وزیری و شهی نیست الا درد مرگ و جاندهی
بنده باش و بر زمین روچون سمند چون جنازه نه که بر گردن نهند
جمله راحمال خود خواهد کفور بار مردم گشته چون اهل قبور
مظاهر دنیای مادی از قبیل مال و منال و شهوت جوئی و جاه طلبی ظاهری زیبا و فریبنده دارند که چند صباحی برای انسان می درخشد و نفس اماره از مزایای آن برخوردار می گردد، اما این امور تلخی هائی در باطن دارند که در پایان کار برای انسان آشکار می شوند.
آتشش پنهان و ذوقش آشکار دود او ظاهر شود پایان کار
(نصری- عبدا...- 1371)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 238 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 287 |
مقدمه
آدمی برای پاسخ به درخواستهای متنوع دنیای پیچیده عصر حاضر، نیازمند توانمندیهای بیشماری است از این رو براساس ضرورتهایی که بر وی تحمیل میشود ساز و کارهایی به صورت خود انگیخته یا خود ساخته در او شکل میگیرد و او را از سایر جانداران متمایز میسازد. انسان با نگاهی ژرف و متفکرانه به رفتارهای خویش در مییابد که از ویژگیهای خاصی بهرهمند است که موجب سهولت سازگاری او با شرایط جدید میگردد. در این میان ویژگیهای شناختی دارای نقش ویژهای در رویارویی با دنیای پیچیده هستند از جمله ویژگیهای برجسته و شاید منحصر به فرد انسانی، پدیده «هوش»[1] میباشد این پدیده در انسان از نظر کمی و کیفی به گونهای است که او را قادر به تمدنسازی کرده است. به این ترتیب تغییراتی که در زندگی و موقعیتهای مختلف روی میدهد انسان را وادار میسازد که از ابعاد مختلف هوش بهرهمند گردد.
انسان در طول حیات خود پیوسته در حال حل مسئله، خلق پدیدههای مستند با طبیعت و برقراری ارتباط و کنترل رفتار خود و دیگران به سر میبرد که هر یک از این فعالیتها با بعدی از توانمندیهای هوشی در ارتباط هستند. هرچند که بحث در مورد توانمندیهای هوشی انسان در این محدوده نمیگنجد اما با نگاهی تیزبین به یکی از ابعاد ممتاز هوش میتوان ظهور رفتارهای هوشمندانه انسان را در قالب هیجانات مشاهده کرد (سارنی[2]، 1999؛ به نقل از شمس،1384)، بعد مورد نظر «هوش هیجانی[3]» است که به شناخت فرد از خود و دیگران، ارتباط با دیگران و نیز سازگاری و انطباق با محیط برای دستیابی به اهداف موردنظر مربوط میشود، هوش هیجانی پیشبینی موفقیت فرد را ممکن میسازد زیرا نشان میدهد که فرد چگونه دانشش را در یک موقعیت بلادرنگ به کارگیرد (بار ـ آن[4]، 2000؛ به نقل از گلمکانی،1384) .
هیجانهایی که افراد احساس میکنند ناشی از ارزیابی اطلاعات است که این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، حافظه فرد، تمایل به پاسخگویی به شیوه خاص، و ملاحظه نتایج اعمالی که ممکن است از حالت هیجانی به دست آیند میباشد. (شاکتر[5] و سینگر[6]، 1942، محیالدین بناب، 1375) بنابراین افکار و شناخت فرد در تعیین این که چه هیجانهایی برانگیخته خواهد شد، نقش اساسی ایفا میکند و پس از ارزیابی موقعیت سبب واکنش هیجانی میگردند (اکمن[7]، 1992، به نقل از محیالدین بناب، 1375). ناتوانی افراد یک جامعه در شناخت صحیح و تجزیه و تحلیل موضوعات گوناگون، حل مشکلات، اتخاذ تصمیمهای صحیح وارزیابی نتایج انواع پدیدهها و جریانات، نسلهای ناتوان و سازشپذیر در مقابل انواع مسائل اجتماعی و فرهنگی را نتیجه خواهد داد ( پازارگادی و همکاران ،1381)
بدون شک، رشد تواناییهای پیچیده تفکر برای موفقیت انسان در قرن بیست و یکم ضروری است، اریکسون معتقد است که توانایی در تفکر انتقادی، حل مسئله و تعقل به عنوان اهداف اساسی تربیت محسوب میگردد (عباسی، 1380 ) . هر فرد چه در جریان تحصیل و چه پس از فراغت از تحصیل پیوسته در حال اظهارنظر و اخذ تصمیم است،روی این زمینه باید قضاوتهای او منطقی باشد و بتواند قضاوت دیگران را نیز ارزیابی کند و آنچه را که با دلیل همراه است صحیح تلقی و غیر از این را بیاعتبار بداند. هدف تعلیم و تربیت چیزی جز تفکر نمیباشد و در این بخش تفکر انتقادی بخشی اساسی در تفکر و یادگیری میباشد که با رشد افراد ارتباط دارد و در نهایت به رشد جامعه میانجامد. (مایرز[8] 1986؛ترجمه، ابیلی، 1380)
دعوت به تفکر در نظام فکری مسلمان نیز مورد تاکید است. در قران آیات زیادی در این رابطه وجود دارد. برای مثال در آیه 43 سوره عنکبوت آمده است:«تعجب نکنید از این که حشراتی از قبیل عنکبوت را مثال میزنیم جز عالمان و دانایان آن را در نمییابند.»، در این آیه خداوند مثالهایی را برای انسانهای آگاه و متفکر میزند. همچنین در احادیث مختلف به تفکر توصیه شده است از جمله حدیث نبوی، «یک دم اندیشه از هفتاد سال عبادت بهتر است» و اینکه حضرت علی (ع) میفرماید: «خردها، رهبران اندیشه، اندیشهها، رهبران دلها و دلها، رهبران حسها و حسها، رهبران اندامها هستند». (نهجالبلاغه، نقل از الحیات)، بزرگان ادب و اندیشه نیز ما را به تفکر دعوت نمودهاند چنانچه مولانا اندیشه را مهمترین عنصر وجودی انسان قلمداد میکند. (اسلامی، 1382)
افراد باید عقاید و افکار و عادات و مهارتها، تمایلات و طرز برخورد خویشتن را مورد ارزیابی قرار دهند و با توجه به نقش هر یک از آنها در زندگی و توجه به دلیل و نتایج خاص هر یک، در ارتباط با دیگران آنها را بررسی نمایند. (شریعتمداری، 1376، ص 29).
بیان مسأله
آدمی از همان بدو تولد در یک محیط اجتماعی قرار میگیرد که این محیط در فرد به همان اندازه موثر است که محیط طبیعی و فیزیکی در دگرگونی و تغییر وجودی فرد نقش دارد. زیرا نه تنها او را به بازشناسی واقعیات ملزم میسازد بلکه نظام یا سیستمی ساخته و پرداخته از نشانهها و علائم را نیز برای وی فراهم میکند که افکار و اندیشه و هیجانات و عواطف درونی فرد را تغییر میدهد و روشهای تازهای به او ارائه میدهد و یک رشته از فرایض و تکالیف بیشماری را به وی تحمیل میکند (گلمن[9]، 1994؛ ترجمه کوچک انتظار ، 1384).
تحقیقات نشان داده است که عواملی غیر از هوش یا استعداد در موفقیت افراد دخالت دارند از جمله این عوامل میتوان هوش هیجانی را نام برد، هوش هیجانی نوعی هوش درونفردی است و شامل ویژگیهایی مانند توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یاس در هنگام تفکر، همدلی، صمیمیت و امید داشتن است (گلمن، 1995؛ ترجمه کوچک انتظار، 1384) . افرادی که از لحاظ هیجانی باهوش هستند حالتهای هیجانی خود را به نحو صحیح درک و ارزیابی مینمایند. آنها میدانند چگونه و چه وقت احساسات خود را بیان نمایند و به نحو موثری خلق خود را تنظیم مینمایند. این افراد از لحاظ اجتماعی نیز کارآمد میباشند. (سالوی[10]، 1999؛ ترجمه اکبرزاده، 1383).
این که هیجانها تا چه حدی توانایی تفکر و برنامهریزی کردن برای حل مشکلات یا بهبود در روابط به کار گرفته میشوند مشخص میکند که شناخت هر فرد از تواناییهای خود، چقدر است و به این ترتیب نحوه عملکرد شخص را در زندگی مشخص میکند (اکمن 1990، به نقل از گلمن 1995؛ ترجمه پارسا، 1380).
کشفهای اخیر دنیای علم نیز به قدرت مغز و خاصیت اثرپذیری آن، یعنی توانایی در زمینه قدرتمند و باهوشتر شدن، حفظ محرکات ذهنی در بلند مدت اشاره دارند (صفوی، 1380). دیویی تفکر را جریانی میداند که در آن فرد کوشش میکند مشکلی را که با آن روبرو شده است مشخض سازد و با استفاده از تجربیات قبلی خویش به حل آن اقدام کند. (شریعمتداری، 1366)
علاوه بر این انسانها به طور طبیعی با دنیای خودنقادانه رابطه برقرار میکنند یعنی اهل تحقیق و بررسی هستند نه این که هر آنچه به آنها گفته میشود را قبول کنند (کدیور، 1381). تفکر انتقادی از جمله شیوههای تفکر است که به تواناییهای فکری افراد از جمله تحلیل، ترکیب، قیاس، نقد و انتقاد خلاقانه تجارب به موقعیتهای جدید کمک میکند (چت مایرز، 1986؛ ترجمه ابیلی، 1374) و به معنای شکایت از یک موقعیت یا پدیده نیست بلکه به معنی تیزبینی است و در واقع به دستهای از امور که با جریان تفکر سنجیده و منطقی منجر میشود، ارتباط دارد. (قاسمیفر، 1383)
روانشناسان در دو سه دهه اخیر موفقیت در زندگی اجتماعی و اقتصادی، احساس شادکامی و رضایت روانی، توانایی مقابله با استرس و ویژگیهای شخصیتی و مهارتهای اجتماعی را به هوش هیجانی نسبت دادهاند. مسئلهای که در این پژوهش برای محقق مطرح می باشداین است که:
آیا بین هوش هیجانی با تفکر انتقادی رابطه وجود دارد؟
آیا بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی دختران وپسران تفاوت وجود دارد؟
ضرورت یا اهمیت پژوهش
فلاسفه و دانشمندان در طول تاریخ عمدتاً بر هوش تحلیلی تکیه داشته و آن را تحسین کردهاند، از نظر آنها هیجان به عنوان یک عنصر پر هرج و مرج، اتفاقی، غیرعقلانی، ناپخته و تا حدی مخرب و راهنمایی خطاپذیر برای عملکرد انسان میباشد. به طوری که پابلیوس سیروس[11] مینویسد «بر احساسات خود حکمرانی کن، نگذار احساسات تو بر تو غلبه و حکمفرمایی کند». (اکبرزاده، 1383) . اما امروزه بر اهمیت روانشناختی هیجان تاکید زیادی میشود و این ایده که هیجان سایر تواناییهای شناختی را تقویت میکند نه این که مانع آنها باشد، مورد پذیرش قرار گرفته است. علاوه بر این بسیاری ازمحققان معتقدند که هیجان منبع اولیه انگیزش است (لازارد[12]، 1961، لیپر[13]، 1848؛به نقل از شمس ،1384) و تجربههای هیجانی اطلاعات مهمی درباره محیط و موقعیت فراهم میآورد که این اطلاعات قضاوتها، تعمیمها، اولویتها و فعالیتهای شخصی را شکل میدهد (شوآرز[14]، 1990، و کلر، 1983؛ همان منبع).
این ایده که هیجان نه تنها در فعالیتهای هوشمندانه بلکه در موفقیت زندگی نیز تاثیر دارد به طور چشمگیری در قلمرو و هوش هیجانی ظاهر شده است.تئوری هوش هیجانی دیدگاه جدیدی درباره پیشبینی عوامل موثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم میکند که تکمیل کننده علومشناختی، علوم اعصاب و رشد کودک است. قابلیتهای هوش هیجانی برای خودگردانی هیجانی و تدبر ماهرانه روابط بسیار با اهمیت هستند. مفهوم هوش هیجانی را میتوان در موقعیتهای آموزشی مانند دانشگاهها، مدارس و غیره برای کمک به روانشناسان و مشاوران در شناسایی دانشآموزان و دانشجویانی که نمیتوانند به طور موثر و مکفی با نیازهای تحصیلشان که ممکن است به اخراج از مدرسه یا احتمالاً مشکلات هیجانی بینجامد به کار برد (بار ـآن، 1997).
مربیان بزرگ تفکر را هم مبنا و اساس تعلیم و تربیت قرار میدهند و رشد استعداد تفکر را هدف عمده مؤسسات تربیتی میدانند. آنها معتقدند که هوش استعدادی عقلانی است و تفکر کار هوش یا عقل است اگر هوش یا عقل امری بالقوه باشد پس ما صرفاً در طریق پرورش تفکر میتوانیم هوش را به گیریم و آن را از قوه به فعل درآوریم (شریعتمداری، 1366، ص 422).
هر فعالیت علمی و تحقیقی باید دو تأثیر در انسان به وجود آورد یکی این که بینش و بصیرت به انسان بدهد و دیگر این که راه حلهای فنی برای غلبه بر مشکلات در اختیار او قرار دهد (قاسمیفرد، 1383). در جریان یادگیری نیز تعقل جزء ارکان اصلی به شمار میرود. فهم به معنای درک رابطه عنوان یا مطلب، درک رابطه اجزاء مطلب با هم و هر جزء به کل مطلب و به طور کلی قدرت ارائه تصویری کامل از موضوع ارائه شده است (شریعتمداری، 1375). یادگیرنده در این جریان به تحلیل موضوع و بررسی اجزاء آن میپردازد. او علاوه بر تحلیل به ترکیب اجزاء با هم مبادرت نموده از این طریق بهتر موضوع ارائه شده را درک میکند. (شریعتمداری، 1366). توجه به شناخت بستر ذهنی افراد و تواناییهای آنها در تفکر انتقادی به شهروندان دیدی نقاد وجامع نسبت به کلیه ابعاد اجتماعی،فردی،اقتصادی،سیاسی و... داده و آنها را با اصول بنیادی دموکراسی آشنا میکند. برای اینکه نسلی پویا و تلاشگر در پیشبرد ثبات و دوام جامعه تربیت شود، باید دانشآموزان شیوههای قضاوت درباره جامعه و تفکر در مورد زندگی خویش و دیگران را بیاموزند.(شعبانی، 1371).
بنابراین با توجه به این که غالباً، عاطفه به عنوان یک مؤلفه مفید و حتی حیاتی برای بروز واکنشهای سازگارانه در مقابل موقعیتهای اجتماعی به حساب میآید و با توجه به اهمیت مهارت افراد در تفکر و استدلال و پردازش اطلاعات و در نهایت به کارگیری آنها، پژوهش در زمینه هوش هیجانی و تفکر انتقادی ضروری به نظر میرسد.
اهداف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه میان هوش هیجانی با تفکر انتقادی در میان دانشآموزان دوره متوسطه شهر تهران است.
اهداف اختصاصی
- بررسی رابطه بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی در دانشآموزان دوره متوسطه
- مقایسه هوش هیجانی دانش آموزان دختر وپسر دوره متوسطه
- مقایسه تفکر انتقادی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه
- بررسی رابطه هوش هیجانی و تفکر انتقادی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه
- بررسی رابطه هوش هیجانی و تفکر انتقادی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه
فرضیههای پژوهش
- بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی دانش آموزان رابطه وجود دارد.
- بین هوش هیجانی کلی دانشآموزان دختر و پسر و مؤلفه های آن تفاوت وجود دارد.
- بین تفکر انتقادی دانشآموزان دختر و پسرو مؤلفه های آن تفاوت وجود دارد.
- بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی دانش آموزان دختر تفاوت وجود دارد.
- بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی دانش آموزان پسر تفاوت وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
در این پژوهش مطالعه بر روی دانشآموزان سوم متوسطه با دامنه سنی 17 ـ 16 سال (دختر و پسر) که در سال تحصیلی 85 ـ 84 در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیلی هستند انجام شده است. از این رو هوش هیجانی متغیر پیشبینیکننده و تفکر انتقادی متغیر ملاک و متغیر جنسیت به عنوان متغیر تعدیلکننده و میزان تحصیلات و سن به عنوان متغیرهای کنترلکننده در نظر گرفته میشوند.
تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم و متغیرها
1.هوش هیجانی
گلمن[15] (1995)، هوش هیجانی را عبارت از مهارتهایی میداند که دارنده آن میتواند از طریق خودآگاهی روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودکنترلی آنها را بهبود بخشد و از طریق همدلی، تأثیر آن را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوههایی رفتار کند که بر روحیه خود و دیگران به صورت مثبت تاثیر بگذارد (پارسا ، 1381).
مارتینز[16] (1997)، هوش هیجانی را یک سری از مهارتهای غیرشناختی، تواناییها و ظرفیتهایی میداند که توانایی فرد را در مقابل مطالبات و فشارهای بیرونی مقاوم میسازد. (وفا، 1384).
بار ـ آن[17] (1999)، هوش هیجانی را یک دسته از تواناییها و مهارتهای غیرشناختی میداند که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش میدهد.
2.تفکر انتقادی[18]:
تفکر انتقادی عبارت است از «تفکر مستدل و تیزبینانه درباره این که چه چیزی را باور کنیم و چه اعمالی را انجام دهیم و یا ارزیابی تصمیمات از راه وارسی منطقی و منظم مسایل، شواهد و راهحلها» (سیف، 1383)
تعاریف عملیاتی
1.هوش هیجانی: منظور از هوش هیجانی در این تحقیق، نمرهای است که هر یک از آزمودنیها از پرسشنامه هوش هیجانی بار ـ آن به دست میآورند.
2.تفکر انتقادی: منظور از تفکر انتقادی، نمرهای است که هر یک از آزمودنیها در پاسخ به پرسشنامه در آزمون مهارتهای تفکر انتقادی کالیفرنیا «فرم ب[19]» کسب میکنند.
در این فصل به بررسی و نقد منابع و تدوین چارچوب نظری متغیرهای تحقیق که شامل هوش هیجانی و تفکر انتقادی میباشد، پرداخته میشود.
قسمت اول: هوش هیجانی
هوش
بعد از استقلال روان شناسی به عنوان یک شاخه در سال 1879، هوش یکی از مفاهیمی بود همواره ذهن پژوهشگران و روانشناسان را در دورههای مختلف به خود مشغول ساخت، ولی چون هوش یک مفهوم کاملاً انتزاعی بوده و هیچگونه پایه و اساس محسوس عینی و فیزیکی ندارد تعریف این واژه همواره روانشناسان را با مشکل مواجه ساخته است. با این وجود تعاریف متفاوتی از هوش ارائه شده است و اکثر روانشناسان در این نکته توافق دارند که، هوش توانایی سازگاری فرد با شرایط و محیط است و هوش عامل اصلی موفقیت افراد محسوب میشود (مارنات[20]، 1990؛ ترجمه پاشا شریفی، 1375).
معانی هوش در فرهنگهای مختلف به شکلهای گوناگون وجود دارد اما به گونه کلی، آن را میتوان به سه گروه تربیتی (تحصیلی)، تحلیلی و کاربردی تقسیم کرد. روانشناسان تربیتی معتقدند هوش کیفیتی است که موجب موفقیت تحصیلی میشود و از این نظر یک نوع استعداد تحصیلی به شمار میآید. نظریهپردازان تحلیلی آن را توانایی استفاده از پدیدههای رمزی یا
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 138 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 106 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده...........................................
فصل اول: ضرورت تحقیق............................ 1
1-1- مقدمه: ضرورت تحقیق......................... 2
فصل دوم: ضرورت بهینه سازی سپتیک تانک............ 4
1-2- تعریف فاضلاب................................ 5
2-2- مشخصات فاضلاب............................... 5
1-2-2- مشخصات فیزیکی........................... 5
2-2-2-مشخصات شیمیایی............................ 5
33-2- انواع فاضلاب.............................. 11
1-3-2- فاضلاب خا نگی ............................ 11
2-3-2 فاضلاب صنعتی ............................. 11
3-3-2- فاضلاب سطحی............................... 12
4-2- تصفیه فاضلاب .............................. 12
1-4-2- تاریخچه.................................. 12
2-4-2- ضرورت و اهداف تصفیه فاضلاب................ 13
5-2- شناسایی و دلایل ساخت تصفیه خانه های کوچک ... 17
1-5-2 سپتیک تانک .............................. 17
2-5-2تعریف سپتیک تانک .......................... 18
3-5-2 علل کاربرد سپتیک تانک ................... 25
6-2- تاریخچه توسعه سیستم RBC ................. 36
1-6-2- توصیف سیستم RBC - ...................... 36
2-6-2- مرحله بندی کردن واحدهای RBC ............ 45
7-2- اصول تصفیه بیو لو ژیکی .................... 50
1-7-2 موازنه جرم روی سیستم RBC ................ 52
8-2- موازنه جرم روی سیستم RBC ................. 53
9-2- پارامترهای تایثر گذار برروی رشد بیو لوژیکی 54
1-9-2- اثر PH................................... 55
2-9-2- اثر سمیت وروش کاهش آن ................... 55
3-9-2 – اثر دما ................................ 55
10-2- محدود ه بارهیدرولیکی مناسب برای سیستم RBC 56
11-2- مشکلات عملیات اجرایی ...................... 59
12-2- تلفیق سپتیک تانک با RBC ................. 59
فصل سوم : تجهیزات و راه اندازی ................. 61
1-3- مقدمه .................................... 62
2-3- قوانین طراحی مدلهای هیدرو لیک ............. 62
1-2-3 – تئوری تشابه ............................ 62
2-2-3- اصول تشابه .............................. 62
3-3- مختصری در مورد طراحی مدل ................. 66
4-3- محاسبه ابعاد مدل آزمایشگاهی .............. 66
1-4-3- محاسبه «زمان ماند » در داخل تانک......... 67
2-4-3- محاسبه تعداد دیسکها...................... 69
5-3- ساخت پایلوتها ونصب تجهیزات مربوطه ........ 69
6-3 – جزئیات ساخت و راه اندازی پایلوت .......... 77
7-3- محاسبه میزان انرژی تقریبی لازم باری تماس دهنده ها 77
8-3- نصب تجهیزات مربوطه به سیستم RBC ........... 82
9-3- نحوه مونتاژ سیستم ......................... 83
10-3- آزمایشات ................................. 83
1-10-3- آزمایش اندازگیری اکسیژن محلول (DO)-..... 83
2-10-3- اکسیژن مورد نیاز بیو شیمیایی ()-..... 83
3-10-3- آزمایش اکسیژن مورد نیا شیمیایی (COD)-... 87
4-10-3- اندازه گیری مواد معلق (MISS)-............ 87
5-10-3- کل مواد باقیمانده (T.S)-................. 88
11-3-مواد و روشها .............................. 88
12-3- محلولهای لازم و روشهای ساخت آنها.......... 88
1-12-3- آزمایش اکسیژ ن محلول (DO)-.............. 89
2-12-3- آزمایش اکسیژن مورد نیا بیو شیمیایی ()- 89
3-12-3- اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD)-....... 90
13-3 – دستگاهها و وسایل مورد نیاز .............. 91
فصل چهارم : مطالعه تجربی روی پایلوتهای طراحی شده . 93
1-4- مختصری در مورد میکرو بیو لوژی سیستم ....... 94
2-4- سیستمهای مرکب.............................. 97
1-2-4- مکانیزم سپتیک تانک ...................... 97
3-4- مو جودات زنده موجود در سیستم ............. 100
5-4- رشد فیلم در RBC ........................... 117
4-4- محاسبه میزان فسفر ورودی به سیستم .......... 118
1-5-4- توسعه فیلم .............................. 120
2-5-4- انتقال اکسیژن بین فیلم و هوای داخل سیستم 121
6-4- تاثیر سطح مدیل (MEDIA) روی رشد فیلم و راندمان سیستم 121
7-4- تاثیر سرعت چرخش برروی رشد فیلم ............ 122
فصل پتنجم : نتایج و بحث......................... 125
1-5- اثرمیزان بار ورودی بر راندمان سیستم ....... 126
2-5- تغییرات PH نسبت به زمان ................... 126
3-5- اثر افزایش دور الکتروموتور در پایلوت(2)-... 132
4-5- اثر افزایش ضخات فیلم برراندمان حذف COD- .. 132
5-5- تغییرات غلظت فاضلاب ورودی به سیستم ......... 136
6-5- تاثیر کاهش ارتفاع فاضلاب ورودی در مخزن بادبی 136
7-5- تفییرات دما در ورودی و خروجیهای دو پایلوت.. 136
8-5- تغییرات جامدات کل (T.S) در ورودی و خروجی پایلوتها 138
1-8-5- تغییرات جامدات معلق (T.S.S) در ورودی و خروجی پایلوت 138
2-8-5- تغییرات جامدات معلق فرار (V.S.S) در ورودی و خروجی پا یلوتها 138
9-5- بررسی راندمان حذف COD در دو پایلوت ....... 143
10-5- مشکلات عملیات ............................. 143
نتایج .......................................... 146
پیشنهادات ..................................... 148
فهرست منابع .................................... 150
ضرورت تحقیق
نیاز انسان به محیط سالم امری انکارناپذیر است که بسادگی نمی توان از کنار آن گذشت ، چرا که متابولیسم بدن انسان در سایه محیط زیستی سالم راندمانی مطلوب از خود نشان میدهد و این مهم میسر نمی شود مگر اینکه در حفظ و نگهداری محیط زیست نهایت دقت و تلاش بکار گرفته شود در راستای اهمیت همین مسئله است که بحث تصفیه فاضلاب به میان می آید و دفت و تأمل در این امر کمک شایانی به سلامت محیط زیست می کند . از حدود یکصد سال پیش که رابطه ای بین اثر باکتریها و میکروبهای بیماریزا آشکار گشت انسان بفکر پاکسازی آبهای آلودهخ افتاد ، بعبارت دیگر فن تصفیه آب و فاضلاب در روند امروزی خود بیشتر در اثر پیشرفت علم زیست شناسی و پزشکی بوجود آمده است (1)
پرداختن و توجه به این فن از آنجا شروع گشت که بتدریج برای جلوگیری از آلوده شدن منابع طبیعی آب و بویژه رودخانه ها ، ورود فاضلاب به این منابع ممنوع اعلام گردید .متأسفانه افزایش شهرنشینی و پیشرفتهای صنعتی نه تنها باعث بالا رفتن میزان مصرف آب گردیده بلکه میزان آلودگی آبها را نیز افزایش داده است مخصوصا" که با گذشت زمان بعلت کاربرد دهها محصول شیمیایی جدید در زندگی روزمره و ورود آنها به فاضلاب شهری و تخلیه فاضلاب به آبها و یا مصرف هزاران ترکیب جدید شیمیایی در صنایع و تخلیه آنها به جریانها از طریق پسابها موضوع آلودگی محیط زیست را پیچیده تر ساخته است .بنا به دلایل ذکر شده ، تصفیه فاضلاب امری کاملا" ضروری بنظر رسیده و این ضرورت انگیزه ای جهت ساختن تصفیه خانه های بزرگ و مدرن گردید .
اما ، بعلت اینکه تصفیه خانه های بزرگ نیاز به صرف هزینه فراوان دارد لذا بطور خود بخود ساخت آنها محدود میشود و بجای آنها تصفیه خانه های کوچکتر و محدودتری در نظر گرفته می شوند .
منظور از تصفیه خانه های کوچک ، تصفیه خانه هایی هستند که بنا به عللی که توضیح داده خواهد شد چند واحد از تأسیسات تصفیه خانه بزرگ در آن بکلی حذف و یا ساختمان آن در واحدهای دیگر ادغام شده اند . مهمترین عاملی که موجب کوچک شدن یک تصفیه خانه می شود ، عبارت از کم بودن جمعیتی است که فاضلاب آنها به تصفیه خانه می رسد . بعلاوه علل زیر نیز میتواند کوچک شدن طرح یک تصفیه خانه گردد (1) :
1- عدم نیاز به تصفیه کامل فاضلاب
2- علل اقتصادی .
3- نوع آلودگی فاضلاب .
"سپتیک تانگ" ساده ترین نوع تصفیه خانه تک واحدی است که تصفیه مکانیکی (ته نشینی ) و تصفیه زیستی بکمک باکتریهای بی هوازی بطور همزمان در آن انجام می گیرد .
سپتیک تانک می تواند حدود 30٪ آلودگی را کاهش دهد که این مقدار کم محسوب می شود و نیاز سازمان حفاظت محیط زیست را برطرف نمی سازد . (15)
اما بعلت اینکه در شهرهای مختلف بویژه شهرهایی که در آنها شبکه جمع آوری فاضلاب وجود ندارد ( شهرهایی استان مازندران ) ، سپتیک تانک کاربرد وسیعی داشته و فاضلاب تصفیه شده باید به زمین و یا آبهای سطحی و زیرسطحی منتقل گردد .
لذا این منابع در اثر تماس با فاضلاب دفع شده بشدت آلوده می شوند . این مسأله بویژه در تقاطیکه سطح آب زیرزمینی بالاست ( استان مازندران ) شدت بیشتری پیدا می کند .
البته دفع فاضلاب ناشی از سپتیک تانک به رودخانه ها ، زمینهای کشاورزی و غیره مشکلاتی از قبیل آلودگی آبها ، شیوع انواع بیماریهای واگیر و غیر واگیر ، نابودی محصولات کشاورزی و غیره را نیز بهمراه دارد .
وقوع این مشکلات ، نیاز به بهینه سازی سپتیک تانک را ضروری می سازد . جهت بهینه سازی سپتیک تانک از سیستمی به نام RBC "1" ( دیسکهای بیولوژیکی چرخان ) استفاده شده است که این سیستم را درون سپتیک تانک سنتی تعبیه می کنیم .
با استفاده از RBC درون سپتیک تانک عملا" فیلم بیولوژیکی Biofilm ) ( تشکیل و راندمان حذف BOD افزایش می یابد و پساب با کیفیت مقبولتری وارد محیط زیست می گردد .
فصل دوم :
ضرورت بهینه سازی سپتیک تانک
1-2- تعریف فاضلاب
فاضلاب مخلوط رقیقی از انواع آبهای زائد حاصل از فعالیت انسان است که این فعالیتها را می توان در امور شخصی ، صنعتی ، خدماتی و کشاورزی خلاصه کرد (15) .
در فاضلاب همواره مقدار آب ( 9/99٪ ) بوده و تنها (1/0٪ ) بقیه را سایر مواد تشکیل می دهند . فاضلاب تازه ، مایع کدر خاکستری رنگ است که بوی زننده ای ندارد .
این فاضلاب حاوی مواد مختلفی می باشد که با توجه به منشأ تولید فاضلاب ، نوع آنها فرق می کند . البته باید توجه داشت در هنگامیکه فاضلاب از صنایع رنگسازی و نساجی تولید می شود ، فاضلاب رنگی خواهد بود . فاضلاب از هر جائیکه تولید شده باشد ، با گذشت زمان اکسیژن محلول آن پایان یافته و بعد از گذشت مدت زمانی متعفن خواهد شد و رنگ آن در مورد فاضلاب خانگی و شهری بطور اخص به ساه تبدیل می شود و بوی بسیار زننده ای دارد که بوی ناشی از تولید هیدروژن سولفید بوده و رنگ سیاه آن بخاطر تشکیل ترکیب سولفید آهن می باشد . ( 2 )
2-2- مشخصات فاضلاب
برای طراحی و بهره وری از تأسیسات جمع آوری ، تصفیه و دفع فاضلاب و نیز به منظور جلوگیری از مشکلات زیست محیطی آگاهی از ماهیت فاضلابها ضروری است .
مشخصات فاضلاب را می توان در سه گروه عمده : مشخصات فیزیکی ، مشخصات شیمیایی و مشخصات بیولوژیکی دسته بندی کرد (18)
1-2-2- مشخصات فیزیکی
مهمترین مشخصه فیزیکی فاضلاب عبارت است از کل مواد جامد که شامل مواد شناور ، مواد قابل ته نشینی ، مواد کلوئیدی و مواد محلول می باشد . سایر مشخصات فیزیکی عبارتند از بو ، دما ، چگالی ، رنگ و کدورت .
2-2-2- مشخصات شیمیایی
ویژگی شیمیایی فاضلاب بسیار گسترده و پیچیده می باشد چون با توجه به ورود مواد معدنی و آلی و آلی گوناگون در هر روز به محیط زیست و اثرات تقریبا" ناشناخته آنها روی همدیگر تنها می توان مشخصات شیمیائی را در سه گروه عمده بررسی کرد .
1- مواد آلی 2- مواد غیرآلی 3- گازها
1- موادآلی
ترکیبات آلی معمولا" شامل کربن ، هیدروژن و اکسیژن و در بعضی موارد همراه با نیتروژن هستند . ممکن است عناصر مهم دیگری نظیر گوگرد ، فسفر و آهن نیز وجود داشته باشند . گروههای اصلی مواد آلی موجود در فاضلاب عبارتند از :
پروتئین (40 تا 60 درصد ) ، کربوهیدراتها (25 تا 50 درصد ) و ( چربی و روغن 10 درصد ) "15" اوره ترکیب آلی دیگری است که در تشکیل فاضلاب نقش دارد . از آنجایی که اوره به سرعت تجزیه میشود ، اوره تجزیه نشده در فاضلابهائیکه تازه نباشند به ندرت دیده میشود . فاضلاب علاوه بر پروتئین ، کربو هیدات ، چربی ، روغن و اوره حاوی مقادیر کمی از مولکولهای آلی سنتزی مختلف با ساختمانهای ساده تا بی نهایت پیچیده است .
از این مواد سنتزی می توان به پاک کننده ها ، ترکیبات آلی فرار و سموم کشاورزی اشاره کرد علاوه بر اینها تعداد اینگونه ترکیبات در نتیجه ساختن مولکولهای آلی جدید ، هر ساله افزایش میابد .
2- مواد غیر آلی ( معدنی )
مواد معدنی داخل فاضلاب دارای اهمیت زیادی بوده و در تثبیت کثرت کیفیت آن حائز اهمیت اند. غلظت مواد غیر آلی در اثر فرسایش زمین و در مسیر حرکت فاضلاب افزایش می یابد . به جز برخی از فاضلابهای صنعتی ، اکثر فاضلابها بندرت از مواد غیرآلی که در چرخه طبیعی آب به آنها اضافه می شود ، تصفیه می شوند .
از مواردیکه روی تصفیه فاضلاب مؤثر بوده و در گروه مواد غیرالی قرار میگیرند می توان به PH ، قلیائیت ، نیتروژن ، فسفر ، گوگرد ، ترکیبات غیرآلی سمی و فلزات سنگین اشاره کرد . "16" .
3- گازها
گازهائی که عموما" در فاضلابهای تصفیه نشده یافت میشود عبارتند از :
نیتروژن ، اکسیژن ، کربن دی اکسید ، هیدروژن سولفید ، آمونیاک و متان سه گاز اول از گازهای عمومی جو بوده و در همه آبهائی که در معرض هوا باشند دیده می شوند . هر سه گاز در اثر تجزیه مواد آلی موجود در فاضلاب بوجود می آیند . سایر گازهایی که در فاضلاب تصفیه نشده وجود ندارد ولی برای مقاصدی وارد فاضلاب می شود عبارتند از گاز کلر ، اوزن و اکسیدهای گوگرد و نیتروژن می باشد .
3-2-2- مشخصا بیولوژیکی
در ارتباط با مشخصات بیولوژیکی باید به ارگانیزمهای بیماریزا و روشهای شناسائی شاخص آشنا بود" 6 " .
میکروارگانیزمهای اصلی که عمل بخش بیولوژیکی را بعهده دارند عبارتند از باکتریها ، قارچها ، جلبکها ، تک یاختگان ، جانوران و ویروسها که از این میان باکتریها به خاطر تنوع و گستره عملشان نقش مهمتری را بر عهده دارند .
بطور کلی مشخصات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی فاضلابها در جـدول ( 1-2 ) آورده شده است "18 و 15 "
همچنین بخاطر آشنایی با آلاینده های فاضلاب و دلیل اهمیت آنها در تصفیـه فاضلاب ، در جـدول (2-2 ) آلاینده های مهم فاضلاب و دلایل اهمیت حذف این آلاینده ها آورده شده است "16و 18 "
جدول (1-2 ) – مشخصه های فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی فاضلاب و منابع آنها .
3-2- انواع فاضلاب
فاضلاب بسته به شکل پیدایش و خواص آنها به سه گروه تقسیم می شود "9"
فاضلابهای خانگی ، فاضلابهای صنعتی و فاضلابهای سطحی . البته امروزه فاضلاب کشاورزی را نیز به دسته بندی بالا اضافه می کنند .
1-3-2- فاضلاب خانگی
فاضلاب خانگی از فاضلاب دستگاههای بهداشتی ، شیر دستشویی ، حمام ، ماشین لباس شویی و ظرفشویی و فاضلاب آشپزخانه و همچنین فاضلاب ناشی از شستشوی قسمت هاتی مختلف خانه ایجاد می گردد .
خواص فاضلابهای خانگی در سطح یک کشور تقریبا" یکسان است . فقط غلظت آن فرق میکند "1" .
علاوه بر فاضلاب خانگی ، فاضلاب ناشی از اماکن تجاری و خدماتی نیز به شبکه جمع آوری فاضلاب وارد شده و در نهایت فاضلاب شهری را تشکیل می دهند .
2-3-2- فاضلابهای صنعتی
فاضلابهای صنعتی بر خلاف فاضلابهای بهداشتی ( که از حالت پایداری غلظت مواد آلی و معدنی برخوردارند ) دارای اختلاف گسترده و زیادی هستند که بررسی و پژوهش جداگانه ای برای هر کدام از صنایع لازم خواهد بود .
مهمترین اختلاف فاضلابهای صنعتی با فاضلاب خانگی را می توان بصورت زیر بیان کرد :
الف – امکان وجود مواد و ترکیبات شیمیایی سمی در فاضلاب صنعتی بیشتر است .
ب – خاصیت خورندگی در فاضلاب صنعی بیشتر است .
ج – خاصیت قلیایی و اسیدی متفاوت و وسیعی در فاضلاب صنعتی دیده می شود .
د – امکان وجود موجودات زنده در فاضلاب صنعتی کمتر است .
بعضی از فاضلابهای صنعتی نظیر فاضلاب صنایع غذایی وجه اشتراک بیشتری با فاضلاب خانگی دارند . وجه مشترک فاضلاب صنعتی ناشی از کارخانجات مختلف تنها در فاضلاب خروجی از تأسیسات خنک کننده آنهاست "19" .
درفاضلاب ناشی از معادن ، کارخانجات فولاد سازی و کارخانجات شیمیایی بیشتر مواد خارجی را مواد معدنی تشکیل می دهند . در حالی که در کارخانجات صنایع غذایی و نشاسته سازی بیشتر مواد خارجی ، آلی هستند .
لذا مواد تشکیل دهنده فاضلابهای صنعتی چندین برابر بیشتر از محتویات فاضلاب خانگی است .
3-3-2- فاضلابهای سطحی
فاضلاب سطحی از بارندگی و ذوب برف و یخ در نقاط بلند بدست می آید "20 " .
این فاضلاب در اثر جریان روی سطح زمین و تماس با آشغال و مواد زائد روی زمین آنها را شسته و آلوده میگردد . بیشترین مواد خارجی را در این فاضلابها ، مواد معدنی مانند شن و ماسه تشکیل می دهند که در اثر شستشوی خیابانها ، وارد فاضلاب می شوند . پسمانده ذرات گیاهی و حیوانی و مواد نفتی ، قسمتهای دیگر مواد خارجی را تشکیل می دهند . شبکه های جمع آوری این فاضلابها می تواند بصورت در هم یا مجزا باشد . اگر شبکه به صورت مجزا باشد فاضلاب تنها شامل فاضلاب خانگی صنعتی و جریان ورودی خواهد بود و اگر از شبکه در هم برای جمع آوری استفاده گردد علاوه بر سه جزء برف ، آب باران نیز وارد فاضلاب می شود . در هر حالت اجزای فاضلاب بسته به شرایط محلی و فصلی نیز خواهد بود .
4-2- تصفیه فاضلاب
1-4-2- تاریخچه
بر خلاف فنون آبرسانی شهری و جمع آوری فاضلاب که تاریخچه ای نسبتا" طولانی و چند هزار ساله دارد "9" . پالایش و تصفیه فاضلاب بصورت امروزی دارای سنه تاریخی کوتاهی میباشد . از حدود یکصد سال پیش که رابطه بین اثر باکتریها و میکروبهای بیماری در واگیری و شیوع بیماریها آشکار گشت ، انسان بفکر پاکسازی آبهای آلوده افتاد . بعبارت دیگر ، تصفیه آب و فاضلاب با روند امروزی بیشتر در اثر پیشرفت علم زیست شناسی و پزشکی بوجود آمده است .
اعلام ممنوعیت دفع فاضلابها به رودخانه ها و منابع طبیعی آب ، ضرورت تصفیه را بوجود آورده است .
با گذشت زمان و توسعه شهرها و صنایع ، خطر آلودگی محیط زیست و در نتیجه نیاز به تصفیه فاضلاب با شدت بی سابقه ای افزایش یافته و با آن روشهای بسیاری برای تصفیه فاضلاب پیشنهاد و بکار گرفته شد . روشهای طبیعی تصفیه جزو قدیمی ترین روشهایی هستند که برای تصفیه فاضلاب بکار گرفته شده اند . بویژه استفاده از فاضلاب برای آبیاری در کشاورزی بعلت دارا بودن مواد آلی مورد نیاز گیاه از یکصد سال پیش تا کنون در کشورهای اروپایی متداول بوده است .
در ایالات متحده آمریکا بدلیل عدم وجود موانع قانونی در برابر دفع فاضلاب تصفیه نشده به داخل اقیانوسها و منابع پذیرنده آبی ( نسبت به اروپا ) و همچنین وجود زمینهای وسیع مناسب برای دفع تا اواخر قرن نوزدهم به تصفیه برای دفع فاضلاب چندان توجه نشد اما در اوایل قرن بیستم شرایط زیست محیطی ایجاب کرد ، فشار برای اعمال روشهای کارآمدتر در کنترل فاضلاب رشد فزاینده ای پیدا کند .
عدم امکان فراهم آوردن سطوح وسیع و کافی برای دفع زمینی فاضلاب تصفیه نشده بخصوص برای شهرهای بزرگ منجر به استفاده از روشهای مؤثرتری در تصفیه فاضلاب شد.
در ایران از زمانهای بسیار دور لجن بدست آمده از چاههای جذب بعنوان کود در کشاورزی استفاده می شد . ولی در تمام این روشها ، تکیه بر بازیافت کود حاصل از فاضلاب بوده است نه تصفیه آن "1" .
مهمترین عاملی که باعث رشد صنعت تصفیه فاضلاب شد بروز اپیدمیها و بیماریهای خطرناک توسط فاضلاب تصفیه نشده و تولید روزافزون فاضلاب بر اثر گسترش شهرنشینی و توسعه صنایع بوده است "19" .
2-4-2- ضرورت و اهداف تصفیه فاضلاب
قبل از اینکه فاضلاب را به آبهای پذیرنده دفع کنیم ، باید آنرا تصفیه کنیم تا اینکه به موارد زیر برسیم :
الف – کاهش گسترش بیماریهای عمومی بعلت وجود میکروارگانیزمهای بیماریزا در فاضلاب .
ب – جلوگیری از آلودگی آبهای سطحی و زیر زمینی "3 " .
این دو دلیل به یکدیگر وابسته بوده ، چرا که یک منبع آب آلوده می تواند بعنوان پتانسیل عفونت نیز باشد . هر چند که در حال حاضر و با آگاهی هر چه بیشتر می توان گفت که آلودگی شیمیایی و میکروبی محیط زیست برای خود طبیعت بیشتر نامطلوب بوده و بنابراین اندازه کاهش آلودگی باید بر اساس نقطه نظرات زیست محیطی استوار باشد .
تصفیه فاضلاب بصورت مصنوعی یکی از راهکارهای دستیابی به استانداردهای محیط های پذیرنده پساب دفع شونده می باشد . تصفیه فاضلاب ، جداکردن آلاینده های موجود در فاضلاب که بصورت جامد و مایع هستند می باشد . این کار امکارن دفع نهایی اجزاء تثبیت شده فاضلاب را بدون ایجاد اثر سوء در محیط فراهم می آورد . در تصفیه فاضلاب اهداف زیر مد نظر است :
الف – تأمین شرایط بهداشتی برای زندگی مردم
فاضلابهای شهری همیشه دارای میکروبهای گوناگونی می باشند که قسمتی از آنها میکروبهای بیماریزا هستند . ورود فاضلاب تصفیه نشده به محیط زیست و منابع طبیعی آب ، چه آنهائی که روی زمین قرار دارندت و چه آنهائی که زیر زمین قرار دارند موجب آلوده شدن این منابع به میکروبهای بیماریزا میگردد و در اثر تماس انسان با این منابع و یا مصرف آب آلوده خطر گسترش این بیماریها بین مردم بوجود می آید "19 " .
ب – پاکیزه نگهداشتن محیط زیست
وارد نمودن فاضلاب تصفیه نشده به محیط زیست موجب آلودگی این محیط شده که علاوه بر خطرهای مستقیمی که برای بهداشت مردم دارد ، نتایج دیگری از قبیل : ایجاد مناظر زشت ، بوهای ناخوشایند و سرانجام تولید حشرات را بهمراه دارد . این حشرات ، خود وسیله ای برای جابجا شدن میکروبهای بیماریزا و آلودخ سازی محیط زیست با این میکروبها می باشند " 19 " .
ج – بازیابی فاضلاب
با توجه به اینکه مقدار نمکهای معدنی محلول در فاضلاب بمراتب کمتر از آب دریاهای آزاد می باشد و فاضلاب جزء آبهای شیرین و آلوده بحساب می آید استفاده دوباره از فاضلاب تصفیه شده بجـای آب شیرین جهت آبیاری کشاورزی بمراتب ارزانتر خواهـد بود "15" .
3-4-2- روشهای تصفیه فاضلاب
برای تصفیه فاضلاب روشهای متعددی وجود دارد این روشها شامل تصفیه فیزیکی ، تصفیه شیمیایی و تصفیه بیولوژیکی می باشد . تصفیه فیزیکی شامل واحدهای دانه گیر و ته نشینی اولیه می باشد که مهمترین هدف آن حذف مواد قابل ته نشینی تحت تأثیر نیروی ثقل میباشد . در تصفیه شیمیایی ، استفاده از مواد شیمیایی در حذف آلاینده ها مورد نظر است که به دلیل ایجاد لجن زیاد و گران بودن ، تا حد امکان از این روش استفاده نکرده و از سایر روشها بجای آن بهره میگیریم .
تصفیه بیولوژیکی که مهمترین و پرکاربردترین روش تصفیه فاضلاب می باشد را می توان در دو گروه
کلی : 1- سیستمهای رشد معلق 2- سیستمهای رشد چسبیده تقسیم بندی نمود "19" .
1- سیستمهای رشد معلق ( Suspended growth process)
مواد آلی داخل فاضلاب بصورت محلول یا معلق هستند که وظیفه تجزیه و هضم آنها بر عهده میکروارگانیزمها می باشد .
چنانچه شرایطی فراهم آید که میکروارگانیزمها در داخل فاضلاب معلق باشند به اصطلاح در فاز مایع با هم برخورد داده شوند و در عین حال تصفیه فاضلاب نیز انجام گیرد . به این فرآیند رشد معلق گفته می شود . چون کلیه میکروارگانیزمها به رشد و تکثیر در محیطی می پردازند که همواره در آن معلق می باشند . از فرآیندهای اصلی تصفیه بیولوژیکی رشد معلق می توان به :
1- فرآیند لجن فعال .
2- حوضچه های هوادهی
3- راکتور ناپیوسته متوالی
4- هضم هوازی لجن
اشاره کرد . از میان این روشها ، لجن فعال فرایندی است که بیش از همه در تصفیه فاضلاب مورد استفاده قرار میگیرد که مختصرا" بررسی می شود "6 " .
روشهای تصفیه عموما" به دو دسته هوازی و بیهوازی تقسیم می شوند که روشهای تصفیه رشد معلق عموما" هوازی هستند . در سیستمهای بی هوازی گاز متان تولید می شود که منبع انرژی با ارزشی است . در سیستم بی هوازی لجن کمتری تولید می شود . هزینه های تأمین انرژی هوادهی در روش هوازی بیشتر از هزینه تأمین بی هوازی است . سرعت رشد میکروارگانیزمهای اختیاری در سیستم بی هوازی کمتر است "30 " . سیتمهای بیهوازی حساسیت بیشتری به دما و ph دارند .
فرآیندهای تصفیه هوازی عبارتند از :
1- لجن فعال .
2- فیلتر چکنده .
3- دیسکهای بیولوژیکی چرخان .
4- حوضچه های هوادهی .
5- هضم هوازی لجن .
6- راکتور ناپیوسته متوالی .
و غیره و فرآیندهای تصفیه بیهوازی عبارتند از :
1- سپتیک تانک .
2- فیلتر بیهوازی .
3- هضم بی هوازی لجن و غیره .
سیستمهای رشد چسبیده Attached growth processes) (
در سیستمهای کشت میکروبی چسبیده یا به عبارتی در فرآیندهای رشد چسبیده از راکتورهای بیولوژیکی استفاده می شود که در آنها فاضلاب با لایه های میکروبی متصل به سطوح در تماس است . میکروارگانیزمها در سطح ماده واسطه ای که Media) ( خوانده می شود جمع شده و با استفاده از مواد پروتئینی لزج ( آنزیمها ) به آن می چسبند این لایه جاندار که به آن بیوفیلم گفته می شود مکانی انباشته ااز میکروارگانیزمهاست که نقش تصفیه فاضلاب را بعهده دارد . در این فرآیندها حذف مواد آلی و همچنین فرآیند نیتریفیکاسیون Denitrification) ( قابل تحقق است (23 و 15 ) .
برجی که از ماده واسطه پر شده است بنام برج بیولوژیکی خوانده می شود و چنانچه بستر آن بصورت نامنظم پر شده باشد آن را فیلتر چکنده گویند . آنچه که در این فرآیند اتفاق می افتد بدین صورت است که فاضلاب از سطح بیوفیلم داخل راکتور عبور می رسند و بعلت وجود گرادیان غلظت در لایه به داخل آن نفوذ میکند . ذرات و کلوئیدهای معلق ممکن است در سطوح چسبیده باقی بمانند . اکسیژن لازم برای فرآیندهای هوازی رشد چسبیده از طریق اکسیژن فاضلاب ورودی و همچنین از طریق فضاهای خالی داخل داکتور تأمین می شود . رشد لایه بیوسم به یک جهت محدود میباشد و این جهت به طرف بیرون از سطح جامد است .
از مهمترین فرآیندهای رشد چسبیده میتوان به صافیهای چکنده با بار آلی کم و باز زیاد ، دیسکهای بیولوژیکی چرخان ) RBC ( و راکتورهای با بستر پر شده اشاره نمود .
فرآیند لجن فعال - ) Activated (
راکتورهای لجن توسط آردرن و لاکت در انگلستان ابداع شد "26 " .
چون در این فرآیند لجنی که ته نشین می شود حاوی میکروارگانیزمهای زنده است و این لجن را برای افزایش جرم زنده و تسریع واکنشها بر می گردانند آنرا لجن فعال می گویند .
فرآیند لجن یک سیستم تصفیه از نوع رشد معلق است که می توان آنرا در راکتورهای اختلاط کامل یا جریان پیستونی انجام داد .
با توجه به اینکه مطالعات زیادی در خصوص ترکیب روشهای تصفیه بطور مثال لجن فعال با فیلتر چکنده و یا سیستم های هوازی ، صورت گرفته اما کاربرد سیستم ترکیبی سپتیک تانک با دیسکهای بیولوژیکی چرخان در مطالعات و بخصوص در داخل کشور دیده نشده . لذا ضرورت تحقیق در این زمینه امری کاملا" اجتناب ناپذیر است .
در ادامه ابتدا به ضرورت وجود سپتیک تانک و معرفی آن و سپس نیاز به بهینه کردن سپتیک تانک توسط ترکیب با دیسکهای بیولوژیکی چرخان اشاره می شود .
5-2- شناسایی و دلایل ساخت تصفیه خانه های کوچک
هماهنگونه که مختصرا" در مقدمه ذکر گردید تأسیس پالایشگاههای بزرگ و مدرن فاضلاب تنها به دلایلی چند محدود می شود که این دلایل مفصلا" در ادامه بیان می گردد. بنابر این تصفیه خانه های کوچک مطرح می گردند . منظور از تصفیه خانه های کوچک ، تصفیه خانه هایی هستند که به عللی چند واحد از تأسیسات تصفیه خانه بزرگ یا بکلی حذف و یا ساختمان آن در واحدهای دیگر ادغام شده اند "1 " .
مهمترین عاملی که موجب کوچک شدن یک تصفیه خانه می شود ، عبارت از کم بودن جمعیتی است که فاضلاب آنها به تصفیه خانه می رسد . علاوه بر کمی جمعیت ممکن است علل دیگری نیز که در زیر نامبرده می شوند موجب کوچک شدن طرح تصفیه خانه گردند :
الف – عدم نیاز به تصفیه کامل فاضلاب
گاهی ممکن است بعلت وجود منابع طبیعی با ظرفیت تصفیه زیاد مانند رودخانه های بزرگ و یا دریا بتوان از ایجاد بعضی واحدهای تصفیه خانه خودداری و در هزینه سرمایه گذاری اولیه صرفه جویی نمود .
در این صورت فاضلاب را بصورت ناقص تصفیه کرده و بقیه عمل تصفیه را بعهده منابع طبیعی نامبرده می گذارند . البته در این حالت باید دقیقا" میزان آلودگی فاضلاب را داشته باشیم تا مبادا موجبات آلودگی محیط زیست را فراهم آوریم ، که اتفاقا" بحث اصلی مطرح شده در این تحقیق بر روی همین مسأله است .
ب – بعلت عدم امکان مالی و نیاز اجتناب ناپذیر به صرفه جویی از ساختن چند واحد تصفیه خانه صرفه جویی نموده و بدین ترتیب ساختمان تصفیه خانه را کوچکتر می سازند.
ج – نوع آلودگی فاضلاب
برای تصفیه فاضلابهای صنعتی ممکن است بعلت نوع آلودگی تنها نیاز به ایجاد چند واحد برای تصفیه خانه گردد و ساختمان آن کوچک طراحی شود .
امروزه با توجه به تعداد روزافزون شهرکهای مسکونی که در مجاورت شهرهای بزرگ ساخته می شوند ، مناطق ییلاقی که نمی توانند از شبکه فاضلاب شهری استفاده کننده روستاهایی که دفع فاضلاب آنها با مشکل مواجه است و بالاخره واحدهای مستقلی از قبیل بیمارستانها ، ارگانها و غیره ، مسأله تصفیه خانه های کوچک اهمیت زیادی پیدا کرده است . سبک تانک و ایمهاف تانک از انواع تصفیه خانه های کوچک هستند .
1-5-2- سپتیک تانک Septic tank ) ( .
تاریخچه- از حدود 100 سال پیش توسعه روش بی هوازی در اروپا شروع شد . در سال 1860 لوریس اچ مورزاس از تانکهای سپتیک ، که در آنها لجن ته نشین شده تحت هضم بی هوازی قرار میگیرد و عمل هضم و جدا سازی جامدات هر دو در یک نانک صورت می گیرد "1 " . در فرانسه استفاده کرد " 27 " .
دونالدکالرون در سال 1895 اولین کسی بود که به وجود متان پی برد و برای شهر اکستر انگلستان از تانک سپتیک استفاده نمود و از گاز متان حاصل شده برای روشنایی اطراف استفاده کرد "9 " .
در سالهای 1902 و 1912 آزمایشات مشابهی در آمریکا صورت گرفت . در سال 1904 دکتر کارل ایمهاف "1 " آلمانی ، از تانکی جهت تصفیه بی هوازی استفاده کرد که در آن عمل هضم و جداسازی جامدات در دو قسمت جداگانه انجام می گرفت . وی دستگاه تخمیر بیهوازی را بنام خویش ثبت نمود . که به مخزن ایمهاف معروف گردید و در سال 1904 در انگلستان محققی بنام تراویس "2 " ، تانکی مشابه تانک ایمهاف بکار برد . شمایی از ایمهاف نانک در شکل (3-2 ) آمده است .
2-5-2- تعریف سپتیک تانک
سپتیک تانک سـاده ترین نـوع تصفیـه خانه تـک واحـدی است که تصـفیه مکانیکی (ته نشینی) و تصفیه زیستی با کمک باکتریهای بیهوازی بطور همزمان در آن انجام می گیــرد "1 " .
سپتیک تانک مانند شکلهای صفحات بعد تشکیل شده است از تانک سرپوشیده ای که معمولا" با بتن آرمه و در ابعاد کوچک آن با مواد پلاستیکی مانند فایبرگلاس ساخته میشود .
فاضلاب پس از ورود به تانک و بعلت کاهش سرعت جریان آن ، قسمتی از مواد معلق خود را بصورت ته نشینی از دست می دهد و از سوی دیگر تانک بیرون می رود . درجه آلودگی فاضلابی که از سپتیک تانک بیرون می رود تقریبا" معادل درجه آلودگی فاضلاب بیرون آمده از استخرهای ته نشینی نخستین می باشد یعنی حدودا" 30 درصد کاهش آلودگی بهمراه دارد .
مواد ته نشینی شده بصورت لجن در کف تانک با کمک باکتریهای بیهوازی هضم می شود . بطوریکه تانک حداکثر 1 تا 2 بار در سال نیاز به خالی کردن پیدا می کند "1 " .
سپتیک تانک برای تصفیه فاضلاب یک ساختمان و یا مجتمعی از چند ساختمان مسکونی بکار می رود .
طول تانک مستطیل شکل را معمولا" دو تا چهار برابر عرض آن انتخاب می کنند و عمق مؤثر تانک حداقل باید 2/1 متر باشد . در تانکهای بزرگ عمق باید از نظر اقتصادی در حدود 2 تا 3 متر انتخاب گردد و بعلاوه فاصله سطح فاضلاب تا سقف تانک باید 30 تا 40 سانتیمتر انتخاب گردد "1 " .
برای بهتر زلال سازی فاضلاب معمولا" تانکها را مانند شکل (1-2 ) از دو قسمت و یا مانند شکل (2-2 ) از سه قسمت می سازند .
حجم قسمت اول را دو برابر قسمتهای بعدی انتخاب میکنند تا اینکه اولا" نوسانهای فاضلاب را تا حدودی جبران کند و ثانیا" مواد جامد بیشتری در آن ته نشین گردد .
ورود و خروج فاضلاب باید در نقطه ای زیر سطح تانک انجام گیرد که مواد شناور از تانک به بیرون نریزد و برای بیرون فرستادن گازهای تولید شده از عمل باکتریهای بیهوازی در سپتیک تانک لازم است لوله های تهویه ای به قطر حدود 10 سانتی متر پیش بینی گردد "15 " .
زمان ماندهیدرولیکی برای پساب در داخل تانک (ساعت 48-16 ) در نظر گرفته می شود بنابراین ابعاد تانک طبق این زمان ماند تعیین می گردند " 15 " .
کد اجرائی BS6297 برای پساب کم در سال 1983 بکار گرفته شده است "1 " .
فرمول زیر برای محاسبه ظرفیت کل سپتیک تانک جائیکه عمل لجن زدایی در فاصله کمتر از یک سال انجام می گیرد داده شده است :
وقتیکه جمعیت تحت پوشش 4 باشد ، ظرفیت تانک برابر است با
با استفاده از استاندارد ساخت سال 1985 مقدار مینیمم ظرفیت 2700 لیتر در نظر گرفته می شود " 10 " .
استاندارد آلمان ) DIN4261 ( حجم لازم در سپتیک تانک برای هر نفر 300 لیتر و حداقل حجم تانک را 3 متر مکعب پیشنهاد کرده است . حداقل حجم تانک در اطریش و سوئیس 5 متر مکعب می گیرند "1 " .
استاندارد انگلستان حجم تانک برای توقف یک شبانه روز میانگین فاضلاب در حالت بدون بارندگی بعلاوه 8/1 متر مکعب فضا برای جمع شدن لجن پیشنهاد می کند . همچنین حداقل حجم را 5/3 متر مکعب پیش بینی کرده است "1 " .
استاندارد هندستان حجم مفید تانک را حداقل 3/2 مترمکعب و بر مبنای 112 تا 252 لیتر برای هر نفر در نظر می گیرد و حجم لجن بدست آمده از تانک را 21٪ لیتر برای هر نفر در شبانه روز پیش بینی می کند "1 " .
لجن بدست آمده از سپتیک تانک از نظر وزنی 25 تا 30 درصد و از نظر حجمی 75 تا 80 درصد کمتر از لجنی است که از استخر ته نشینی نخستین بدست می آید "15 " .
| دسته بندی | قالب سایت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 58 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
در یک پروژه وِب عادی، با ورود افرادی مواجه میشویم که کارهای متفاوتی انجام میدهند؛ شماری از افراد حقیقی و توابع متغیر آنها. در طول انجام این پروژه ، باید خودتان را جای تکتک افراد بگذارید و کارهای مختلفی انجام دهید ولی در یک پروژة وِب عادی به افراد زیر نیاز دارید:
البته به این معنی نیست که فقط دست کم چهار نفر برای چهار کار لازم است. در پروژة یک شرکت بزرگ، ممکن است از افرادی که در واحدهای فروش یا خرید یا امور دارایی هستند، نیز کمک گرفته شود.
خوشبختانه، در این پروژه میتوانید جای هر کدام از افراد باشید و تمام تصمیمگیریها را خودتان انجام دهید. ولی باز هم باید نکاتی را مدنظر داشته باشید.
تا وقتی که نمیدانید، چه کاری میخواهید انجام دهید، نمیتوانید سایتی با کارایی بالا بسازید.
مثلاً در یک سایت شخصی، هدف داشتن خانهای خیالی است. شاید بخواهید اطلاعاتی در مورد چیزهایی که دوست دارید و به آن علاقهمند هستید، آنجا بگذارید و یا یک برنامة تلویزیونی که دوستش دارید و یا هزاران مطلب دیگری که به آن علاقه دارید؛ مثلاً بخواهید جایی را به عکسهای گربهتان اختصاص دهید تا آن را در دنیا پخش کنید!
به هر حال، در دنیای تجارت، هدف همیشه یک چیز است: به دست آوردن پول. در نهایت تاجران متوجه میشوند که به دست آوردن پول در وِب، ضرورتاً به معنی فروش میلیونها کتاب و کامپیوتر و چیزهای دیگر نیست. یک شرکت سایت وب میتواند مستقیماً ، از تجارب الکترونیکی یا دریافت سود سهم، پول به دست آورد و یا بطور غیرمستقیم با برقراری روابط اجتماعی بهتر با مشتریان ، قطع هزینههای زنجیروار موجود، ارتباط بهتر با کارپردازان و یا کم کردن هزینههای دیگر به پول دست یابد
.
اصطلاح جدید : تجارت الکترونیکی (E-commerce) ـ در چند سال اخیر به شکلهای مختلفی معنی شده است، ولی به نظر میرسد بیشتر به معنی خرید و فروش اجناس، از طریق وِب باشد. در گذشته هم، مربوط میشد به تجارت اجناس الکترونیکی که اکنون با e-business شناخته میشود.
چندی پیش، وارد یک شرکت مخابراتی بزرگ شدم که میخواست تجهیزات تلفنی را وارد یک کاتالوگ Onlineکند . مدیران نگران این نبودند که میزان فروش از طریق سایت چگونه باشد ، چون هزینة اصلی سایت را فرستادن کاتالوگ 400 صفحهای به تمامی مصرفکنندگان، به وجود میآورد. اکنون شرکت ضمیمة کوچکتری را برای مشتریان میفرستاد و مشتریان را به بیرون از سایت برمیگرداند. در این صورت هر بار که مشتری خرید نکند، به جای اینکه اطلاعاتش را از اتصال تلفنی با اداره بگیرد، آن اطلاعات را از خارج سایت دریافت کند و به این شکل، هر بار حدود 12 دلار برای شرکت ذخیره میشود. این نمونهای از کاستن هزینهها است.
در اینجا، یک مجلة فرضی با نام Primary-Outpost میسازیم و اهداف پروژه به ترتیب اهمیت چنین است:
در اینجا، ترتیب خیلی مهم است. زیرا شما میخواهید یک پروژة بزرگ با کارکرد درست را بسازید، اکثر مطالب و (Contents) وظایف (Functionality) پروژه، بر ایجاد حالتی متمرکز است که کاربران ، برای مدت طولانی میخکوب شوند و مرتباً به این سایت برگردند. در راستای این اهداف، شما مطالب خود را دائماً تغییر خواهید داد و میکوشید تا مفهوم تشکیل گروه و انجمنها را در سایت خود ایجاد کنید.
اگر بر تجارب الکترونیکی متمرکز میشدید، ممکن بود بیشتر بر جریان پردازش خریدکردن و جذابتر ساختن فضای سایت متمرکز شوید.
اصطلاحات جدید:
مخاطب مورد نظر شما، چیزهای زیادی را دربارة روش ساختن و توسعة سایت تعیین میکند. واضح است که یک سایت بازی برای بچهها باید قیافه و عملکرد کاملاً متفاوتی نسبت به سایت شرکت صنعتی Online داشته باشد. ولی چیزی که خیلی مشخص نیست، این است که مخاطب مورد نظر شما میتواند، استفاده از تکنولوژی جدیدتر مثلاً DHTML را برای سایتتان حکم کند.
اصطلاح جدید: (HTML Dynamic) ـ ترکیبی است از طرحبندی و قابلیتهای اسکریپت که به اشخاص اجازه میدهد، یک صفحة وِب را طوری بسازند که چیزهایی روی صفحه حرکت کنند یا وقتی که کاربر ماوس را روی آنها میکشد، ظاهرشان تغییر کند. DHTML بیشتر برای انیمیشنها به کار میرود و میتواند ابزار قدرتمندی باشد؛ البته اگر بطور شایستهای به کار رود.
به عنوان مثال، در این پروژه هدف، سرگرمیهای داستانهای علمی ـ تخیلی (Ficiton Science) است؛ این سایت دربرگیرندة گروهی از افراد حرفهای است که از محل کار خود با سایت تماس میگیرند (البته در وقت مخصوص خودشان!) ولی اکثر مخاطبان ، دانشجویان و مشتریان دیگری هستند که از خانة خود تماس میگیرند.
خوب اینها به چه معنی هستند؟ مفاهیم جزئی راجع به کاربران را بعداً توضیح خواهیم داد اینجا فقط خلاصهای از نحوة برقراری ارتباط کاربران را بیان میکنیم:
البته این بدین معنی نیست که اکنون نمیتوانید سایتی با امکانات گرافیکی قوی بسازید. فقط به این معنی که اگر شما این کار را انجام دهید، به یک نسخة سایت فقط متنی، با پهنای باند (bandwidth) کمتر نیاز خواهید داشت.
اصطلاحات جدید:
از طرفی، وقتی کاربران سایت را میبینند، هدفهایی را در ذهن خود دنبال میکنند. برای شما هم مفید است که بدانید اهداف آنان چیست. در این صورت، متوجه میشوید که طراحیتان به آنها کمک میکند یا مانعی برای رسیدن به اهداف آنهاست. در یک سایت پویا، کاربران به سایت شرکت متصل میشوند، محصولاتی را سفارش میدهند، سفارشهای موجود را بررسی میکنند، اطلاعات Offline دریافت میکنند و یا فعالیتهای دیگری انجام میدهند؛ این عملیات را میتوان تصور کرد. فرض کنید که کاربرانتان به ترتیب اهمیت چنین اهدافی داشته باشند:
اکنون، میتوانید در مورد نحوة کار، حدسهایی بزنید. در عمل هم ، برای اینکه متوجه شویم مشتریان به چه چیزهایی نیاز دارند، باید پول زیادی خرج کنیم. ولی در اینجا، بعد از اینکه سایت پیشرفت کرد، میتوانید کارهایی که کاربران برای دیدن سایت انجام میدهند را پیگیری کنید و یا حق تقدمها را تغییر دهید.
اکنون که میدانید چه کاری میخواهید انجام دهید، میتوانید مطالب و وظایفی که سایت دارد، را تعیین کنید. به اهداف مخاطبان توجه کنید. حداقل به این موارد نیاز دارید:
چون در حال حاضر، مورد زیر هم بازار بسیار داغی دارد، پروژه شامل این قسمت نیز میباشد:
و بهتر است برای کاربرانی که به سایت برمیگردند ، پیشنهاد کنیم:
اکنون که ما میدانیم چه میسازیم، لازم است نگاهی به چیزهایی که نیاز داریم تا کار انجام شود، بیندازیم. ابتدا به یک صفحة وِب سِرور واقعی نگاهی کنیم تا با طرز کار آن آشنا شویم.
هنگامی که با مرورگر خودتان به یک صفحة وِب دسترسی پیدا میکنید، در واقع با یک کامپیوتر دیگری ارتباط برقرار میکنید که ممکن است آن سوی دنیا باشد. عملیاتی که انجام میشوند، عبارتند از:
1- کامپیوتر شما به آدرس IP کامپیوتری که آن را فراخوانی کردهاید، مراجعه میکند. هر کامپیوتری که روی اینترنت است ـ همچنین کامپیوتر شما، در صورتی که به اینترنت متصل شوید ـ یک آدرس IP واحد و منحصر به فرد دارد که آن را به بقیة کامپیوترهای اینترنت میشناساند. مثلاً ، آدرس IP برای http://www.yahoo.com چیزی شبیه 204.71.200.67 است. آدرس IP ، شبیه شماره تلفن است.
2- کامپیوتر شما یک پیغام یا درخواست را به آن آدرس میفرستد. شبیه زنگ تلفن است. اگر کسی در خانه برای جواب دادن به تلفن نبود، از زنگزدن جلوگیری میکند تا مرورگر قطعاً بداند که جوابی نخواهد گرفت و قفل کند.
3- آن کسی که به صورت عادی جواب تلفن را میدهد و بعد صحبت میکند، برنامة وِب سِرور است که به روشهای متعددی فعال میشود، روشهایی مثل یک اپراتور سوئیچبْرد[1] درخواستها را دریافت میکند و عمل مناسب را برمیگرداند.
4- اولین چیزی که وِب سِرور احتیاج دارد، این است که تعیین کند چه چیزی درخواست شده است. اغلب اوقات، تقاضا برای دریافت یک صفحة وِب ایستاست. بنابراین سِرور اطلاعات مناسب را فراهم میکند و در جواب مرورگر میفرستد. گاهی اوقات، اطلاعات پویا درخواست میشوند؛ مثل Pages Server Active . در این حالت، سِرور عملاً کارهایی مثل اجرای یک دستور یا اجرای یک برنامه را برای بازگرداندن اطلاعات انجام میدهد. سِرور، اطلاعات را داخل یک صفحه تدوین میکند که در جواب مرورگر بفرستد.
5- مرورگر، اطلاعات را دریافت میکند و در واقع، اصلاً اطلاعی ندارد یا دانستن اطلاعاتی راجع به آن برایش مهم نیست، چه صفحه از چهارده بانک اطلاعاتی مجزا در نقاط مختلف دنیا ایجاد شده باشد و چه از یک فایل متنی سادة قدیمی تمام چیزی که مرورگر میفهمد این است که در حال دریافت یک سری از اطلاعات است. بر اساس سرآیندها [2] یعنی همان اطلاعاتی که درست قبل از بخش اصلی صفحه رسیدهاند و در مورد صفحه و محتوایش توضیح میدهند، مرورگر تصمیم میگیرد که با جریان اطلاعات چه کار کند. مثلاً یک صفحه HT/ML با سرآیند "text/html " برای مرورگر مشخص میکند باید دنبال برچسبها بگردند و متنی را نمایش دهند. یک فایل تصویری ممکن است با سرآیند "image/gif" بیاید که در حقیقت به مرورگر میگوید که به وسیلة بازسازی اطلاعات دریافتنی، یک تصویر را نمایش دهد.
اصطلاحات جدید : آدرس IP ـ برای هر کامپیوتر، آدرس Protocol Internet است ، یک عدد چهار قسمتی است که بطور منحصر به فردی ، کامپیوتر را در اینترنت میشناساند. شبیه شمارة تلفن کامپیوتر است.
برای اینکه هر مطلب پویایی بر روی ماشین شخصی شما بتواند اجرا شود، به یک وِب سِرور قابل دسترس احتیاج دارید. نحوة انجام عملیات به سیستم عامل شما بستگی دارد. ولی در هر حال برای ASP و HTML به یک صورت خواهد بود. مسألة مهم ، قراردادن ابزارها و نصب آنها میباشد. بعد هم میتوانید روی آن کارهایی انجام دهید.
ویندوز 2000
ویندوز 2000 دارای Service Information Internet نگارش 5 (IIS5.0) میباشد که برای سرویسدهی ASP لازم است. IIS نگارش 5 به صورت خودکار نصب میشود. مگر اینکه سیستمی را ارتقا دهید که Server Web Personal نصب کرده باشد، ولی افزودن آن کار مشکلی نیست. برای نصب و شروع کار با IIS نگارش 5 این مراحل را انجام دهید:
1- از منوی Start ابتدا Setting و سپس Panels Control را انتخاب کنید. روی قسمت Items Remove/ADD دوبار کلیک کنید.
2- ADD/Remove Windows Components را انتخاب کنید.
3- بلافاصله ، مطمئین شوید که کادرهای انتخاب مربوط به IIS و Debugger Script انتخاب شدهاند. Next را کلیک کنید. ممکن است لازم باشد سیدی نصب را وارد کنید.
4- نرمافزار، خودش نصب میشود. وقتی پایان یافت ، Finish را کلیک کنید.
از اینجا به بعد به نگارش ویندوز 2000 شما بستگی دارد. اگر ویندوز 2000 سِرور را اجرا کنید، یک ورودی، زیر Programs برای Manager Services Tools/Internet Administration خواهید دید.
اگر نگارش Professional ویندوز 2000 را اجرا میکنید، در واقع دو راه برای انتخاب دارید. به پانل کنترل برگردید، مثل مرحلة اول . ولی این بار Tools Administrative را دوبار کلیک کنید. از آنجا میتوان ، Manager Services Internet یا Manager Web Personal را اننتخاب کرد. هر دو ابزار ، IIS نگارش 5 را اداره میکنند و هیچکدام از آنها خیلی جدید نیستند.
Manager Services Internet خیلی شبیه واسط کاربردی IIS نگارش 4 است. به شما این امکانات را میدهد که شروع به کارکنید، متوقف شوید. سایتهای وِب متعددی را مدیریت میکند و سرویسهای مختلفی مثل FTP و email را ارائه میدهد. ظاهر آن شباهت زیادی به ویندوز اِکسپلُرر[3] دارد.
Manager Web Personal همان واسط کاربری برای Server Web Personal نگارش 4 است که برای اجرا روی ماشینهای ویندوز 9x طراحی شده است. Manager Web Personal نمایی از IIS نگارش 5 میباشد. ولی بسیار سادهتر از Manager Services Internet است.
در حالی که Manager Services Internet اجازة انجام هر کاری ، در هر سایت وِبی و بر هر ماشینی را که لازم باشد میدهد، PWM اینطور نیست و اختیارات کمتری، تنها در حد Site Web Default ارائه مینماید. وظایف اصلی اینها هستند: شروع کردن توقف، ساختن یک شاخة جدید (directory) ، پاک کردن شاخهها و تصمیمگیری اینکه آیا اسکریپتها[4] در شاخة اصلی اجرا بشوند یا خیر.
دسترسی به بانک اطلاعاتی با استفاده ازASP
آنچه در این قسمت میخوانید :
اکنون که میتوانید ASPها را کنار هم بگذارید و کارهای نیمهپویا[5] با آنها انجام دهید، زمان آن رسیده که به سمت تجارت پیش برویم. محاورات درست از اطلاعات به دست میآیند و اطلاعات در هر جا که باشند باید به صورت بانک اطلاعاتی [6] درآیند.
وقتی این قسمت در مراحل برنامهریزی بود (حتی بعد از آن) هر کسی که آن را مرور میکرد، یک سؤال از من میپرسید: از کدام بانک اطلاعاتی استفاده میکنی؟
جواب من به همة آنها یکی بود : «واقعاً مهم نیست».
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
معنا و مفهوم عقب ماندگی ذهنی
تاریخ تمدن ، سابقه تلاش انسان است در غلبه در تقاضای محیطی که در آن زندگی میکند. در فرهنگهای مختلف، افرادی که نمیتوانند به نحویس مطلوب خود را با تقاضاهای محیطی_فرهنگی خود سازگار نمایند، از نظر دیگران با تعاریف و ویژگیهای خاصی به عنوان درمانده، ضعیف، ناتوان، عقب افتاده و... ناشناخته میشوند . در طول تاریخ، سیر نگرش عموم نسبت به عقب ماندگی ذهنی و افراد عقب مانده در جهت مثبت و سازنده تر در تغییر بوده است.
گروهی از مردم استنباط نادرستی از عقب ماندگی داشته و تصور مینمودهاند که عقبماندگی همانند یک مرض یا بیماری مسری بوده و میتواند از فردی به فرد دیگر سرایت نماید یا مانند سل و آبله و سرخجه در میان کودکان قابل انتقال است، با این فرق که بیماری ذهنی طولانیتر و سختتر است.
عدهای نیز بر این عقیده بودهاند که عقب ماندگی ذهن همان بیماری روانی یا دیوانگی است. متأسفانه چنین برداشتهای غلط و تصورات نادرست، هنوز بعضی اوقات حتی در میان افراد تحصیلکرده نیز به چشم می خورد.
در حقیقت باید توجه داشت که عقب ماندگی ذهنی همانند مرض یا بیماری نیستو کودکان و بزرگسالان هرگز به واسطه مجاورت و همنشینی با افراد عقب مانده ذهنی دچار عقب ماندگی ذهنی نمی شوند. خوشبختانه برخی از صاحبنظران از دیرباز بدین امر توجه داشتهاند، به عنوان نمونه می توان از تلاشهای ارزنده اسکونیرول پزشک فرانسوی نام برد. او در کتابی که در سال 1838 منتشر نمود، برای اولین بار صریحاً بدین مسئله توجه کرده و گروه افراد عقب مانده ذهنی را از بیماران روانی و مجانین متمایز و اشارهای به درجات مختلف عقب ماندگی ذهنی می نماید.
در واقع عقب ماندگی یک وضعیت و شرایط خاص ذهنی است که به علت شرایط و دلایل گوناگونی پدید می آید. البته عقب ماندگی ذهنی ممکن است در اثر یک بیماری ، عفونت یا ویروس به وجود آید، اما شرایط یا وضعیت به وجود آمده ( عقب ماندگی ذهنی ) قابل سرایت به دیگری نیست. عقب ماندگی ذهنی را می توان به دست یا پایی تشبیه کرد که خوب کار نمی کند. علت آن نیز ممکن است قبل از تولد ، مادرزادی و در چگونگی تشکیل نطفه یا به علت مشکلات و نارسایی های دوران بارداری باشد یا اینکه بر اثر مشکلات که نوزاد به هنگام تولد با آن مواجه بوده است یا به دلیل بروز ضایعات، حوادث و تصادفات در دوران زندگی کودک عارض گردد.
عقب ماندگی ذهنی شرایطی است که اساساً بر ضعف توانایی عمومی و نقصان رشد هوش دلالت دارد.
اهداف آموزشی و ویژگی های کودکان عقب مانده ذهنی
با این نگرش حقیقت بینانه که کودک عقب مانده ذهنی اول یک کودک است و بعد کودکی است با عقب ماندگی ذهنی، در واقع اهداف آموزش و پرورش کودکان عقب مانده ذهنی نمی تواند تفاوتی با هدفهای کلی آموزش و پرورش عادی داشته باشد، زیرا هدف عبارت است از شکوفایی حداکثر تواناییها و استعدادها، تزکیه و تعلیم و تربیت و در نهایت، هدف غایی از دیدگاه مکتب اسلام به « فلاح » رسیدن انسانهاست.
به عبارت دیگر، هدفمندی و جهت گیری تمامی برنامههای آموزشی لاجرم باید به گونهای باشد که انسانها را در طریق حق و هدایت و نیل به فلاح تربیت نماید. از این روشها تفاوتی که اهداف تربیتی کودکان عقب مانده ذهنی با اهداف عمومی تعلیم و تربیت دارد، در مورد تأکید و اهمیت فوق العاده حصول این هدفها در رابطه با کودکان عقب مانده ذهنی است.
اهم این هدفها به شرح زیر است:
هدفهای عمومی تعلیم و تربیت کودکان عادی و استثنایی
1 – رسیدن به خود آگاهی و شناخت
خودآگاهی و خودشناسی از جمله هدفهای آموزش و پرورش بوده و اولیا و مربیان کودکان استثنایی به ویژه کودکان عقب مانده، نقش و رسالت سنگینی را بر دوش دارند . خودآگاهی و خودشناسی، خمیره اساسی سازگاهی عاطفی و اجتماعی، پذیرش مسئولیتها، شکوفایی حداکثر تواناییها و استعدادها و حرکت به سوی رستگاری و کمال است . روشها و شیوههای نیل به این هدف در کلاسهای دانش آموزان آهسته گام در سنین مختلف بسیار حساس و ظریف و در عین حال مهم و خطیر بوده و در شکل گیری باز خوردهای ایجاد علایق و انگیزههای مطلوب و حرکت آفرین نقش به سزایی دارد.
2 – سازگاری اجتماعی و برتر از نمودن روابط مفید و مؤثر با دیگران
توفیق در زندگی اجتماعی، پذیرش مسئولیتهای متقابل و حسن ایفای وظایف مربوطه به ویژه انجام صحیح وظایف شغلی و حرفهای ، مستلزم برقراری روابط مفید و مؤثر مابین افراد می باشد. نقش برنامههای آموزشی کودکان استثنایی به ویژه کودکان آهسته گام در تشریح روابط سازنده و آموزنده بسیار مهم است. در این میان چگونگی برقراری روابط متقابل مطلوب بین کودک آهسته گام و دیگر افراد خانواده و اجتماع، همکلاسیها، مربیان و کارفرمایان ( به ویژه در سنین بزرگسالی ) از اهمیت به سزایی برخوردار است.
اولیا و مربیان کودک آهسته گام که دچار مشکلات چگونگی برقراری ارتباط صحیح می باشد. در تحقق بخشیدن به این هدف که نقش فوق العاده مهمی در زندگی موفق اجتماعی و شغلی افراد آهسته گام دارد، رسالت و وظایف بسیار مهمی بر عهده دارند.
3 – رسیدن به شایستگی شغلی و کفایت اقتصادی
یکی از مهمترین جنبههای آموزشی کودکان استثنایی به ویژه کودکان و نوجوانان آهسته گام، توجه به بعد عملی و تجربی برنامههای آموزشی است. اگر چه تا آنجا که مقدور است باید دروس اصلی و مهارتهای اساسی و کاربردی خواندن و نوشتن به کودکان آهسته گام آموخته شود، اما با توجه به محدودیت ذهنی آنها، لزوم گرایش برنامه های آموزشی به طرف آموزش مهارتهای شغلی و حرفهای کاری است بسیاری ضروری. توانایی احراز یک شغل مناسب و نیل به خودکفایی اقتصادی و داشتن زندگی غیراتکایی برای دانش آموزان آهسته گام که تا پایان سنین دبیرستانی در مدارس ویژه آموزش در طرح و تنظیم برنامه های آموزشی کودکان آهسته گام از همان ابتدا ملحوظ باشد.
4 – پذیرش مسئولیت اجتماعی
احساس مسئولیت و ایفای وظایف ناشی از آن، قدم اولیه زندگی اجتماعی است. اولیا و مربیان کودکان آهسته گام می بایستی علی رغم نارساییهای ذهنی کودکان، آنان را به مسئولیتهای مختلف فردی و اجتماعی خود آگاه نمایند. از همان ابتدای سنین کودکستانی و دبستانی، کودکان آهسته گام باید یا دیگرند که چگونه در خانواده، کلاس و مدرسه و اجتماع فردی مفید و مؤثر و شریک در کارها و مسئولیتهای همگانی باشند در واقع ، در اینجا مراد ما داشتن توقع و انتظار فوق العاده و غیر ممکن از افراد عقب مانده که دارای محدودیت ذهنیاند، نیست و خداوند نیز انسانها را به قدر توان وسعشان مسئول می داند، از انسانها با توجه به قابلیتها و تواناییها که خود اعطا نموده است مسئولیت می خواهد. لذا ضمن آنکه با ملاحظه عقب ماندگی و محدودیت ذهنی این افراد انتظار پذیرش تمام مسئولیتها را از آنان نداریم، باید به تناسب تواناییهای ذهنی و جسمی ایشان، از آنها مسئولیت خواست. شروع مدرسه، آغاز اولین تجارب اجتماعی و جدی کودکان عقب مانده بوده و بیداری حس مسئولیتهای اجتماعی حتی در ساده ترین تعریف خود عینیت پیدا می کند.
ویژگیهای عمومی دانش آموزان آهسته گام
هدفها و برنامه های دانش آموزان، آهسته گام آموزش پذیر، اساساً مانند افراد عادی است. آهسته گامان آموزش پذیر مانند سایر همسالان خود باید به حد اعلا و به نحوی مطلوب از برنامه آموزش و پرورش بهره مند گردند. باید از حداکثر تواناییهای خود استفاده نموده و در جهت تأمین نیازهای خود و انتظارات معقول جامعه به کفایت لازم برسند. برنامه های آموزش باید به نحوی باشد که این قبیل دانش آموزان بتوانند به سهولت خود را تطبیق نموده و از روابط مفید و مؤثر انسانی و اجتماعی برخوردار شوند.
برنامه آموزشی افراد آهسته گام یا آموزش پذیر بایدبه نحوی تدوین گردد که تمامی برنامه و روشهای معمول تحقق هدفهای زیر را که از اولویت و ضرورت خاصی برخوردارند مقدور وسیله نماید:
1.سازگاری شخصی یا عاطفی
2.سازگاری اجتماعی
3.سازگاری و شایستگی شغلی و کفایت اقتصادی
به طور کلی سازگاری و تعادل عاطفی دانش آموز آهسته گام، در تحقق دیگر هدفهای آموزشی مهم بوده و از ضرورت فوق العادهای برخوردار است. بدین دلیل که لازمه سازگاری اجتماعی و کفایت و شایستگی شغلی حرفهای در درجه اول سازگاری شخصی و یا عاطفی است، زیرا تا زمانی که فردی از سلامت عاطفی و سازگاری اجتماعی برخوردار نباشد، نمی تواند با دیگر افرادی که به نحوی از انحاء در ارتباط با او هستند، روابط مفید و مؤثری برقرار نماید از جمله کوششها در نیل به این هدف، تدبیر و فراهم آوردن فرصتها و فعالیتهایی است که دانش آموزان به طور کاملاً فعال و ثمر بخشی در آن شرکت داشته باشند به طوری که به خوبی احساس نمایند که وجود و حضور و تلاش آنان مفید و با ارزش است.
مربیان و معلمان باید فرصتها و فعالیتها را به نحوی طرح ریزی و تدبر نمایند که موفقیت متعادل و مطلوب برای دانش آموزان عقب مانده یا برنامه ها و فعالیتهای غیر ضروری و غیر مفید که بیشتر جنبه سرگرمی و وقت گذرانی دارد حتی الامکان باید اجتناب نمایند. در اینجا تذکر این نکته ضروری است که تحقق بخشیدن به چنین برنامه های مدیرانه که دار آن سازگاری عاطفی و اجتماعی مقدم بر تحصیل مهارتهای علمی است، در کلاسها و مدارس عادی بسیار مشکل و یا چندان امکان پذیر نیست.
گرچه معمولاً اهداف آموزشی مدارس به نحوی به سازگاری و شکوفایی استعدادها و تواناییها استوار است، اما تأکید عمده در مدارس عادی و کلاسهای درس، ویژه در کلاس اول دبستان، بیشتر بر آموزش و تحصیل مهارتهای علمی استوار است. این مهمترین تفاوت و اختلاف اساسی بابرنامه آموزشی و پرورشی افراد آهسته گام است. چنانچه معلم در زمینه مذکور سعی نماید به کودک آهسته گام نیز مانند سایر همسالان او آموزش دوره، کودک در اینجا چارهای جز نگاه کردن و توجه به دیگر همسالان و همکلاسان و مقایسه خود با آنان نداشته و دچار احساس شکست و ناامیدیو یأس خواهد شد و بالطبع رفتار او نیزمتأثر از چنین حالات و شرایط عاطفی و اجتماعی خواهد بود. دانش آموز دیر آموز یا آهسته گام اگر نتواند رضایت و توجه معلم را در مورد مهارتهای درسی جلب کند، ناگزیر سعی خواهد نمود که در زمینه دیگری که او توانایی بیشتر دارد فعالیت نموده و توجه همکلاسان و همسالان خود را جلب نماید. توجهی که تحصیل آن مسلماً از نظر اجتماعی و کلاس درس نامطلوب دانش آموزی که بر خلاف نظر کلاس و معلم است موجب تشویق و تقویت چنین رفتار نامطلوب خواهند شد.
دانش آموزان آهسته گام با رفتار نامطلوب به دنیا نیامدهاند، بلکه غالباً چنین رفتار نامطلوبی به طور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از شرایط اجتماعی، انتظارات و توقعات نامناسب اولیا و مربیان است. اصولاً تشکیل مدرسه و کلاس استثنایی برای پرهیز از همین عوامل و شرایط و فراهم آوردن زمینههای صحیح رشد عاطفی و شکل گیری رفتار مطلوب که لازمه موفقیت در دیگر زمینه های آموزشی و شغلی است می باشد.
هدف نهایی از سازگاری اجتماعی عقب ماندگی ذهنی داشتن کفایت و توان زندگی اجتماعی در جامعه است. تحقق این هدف صرفاً با آموزش علوم اجتماعی مقدور نخواهد بود، بلکه لازم است به دانش آموزان با توجه به رشد ذهنی و توانایی سازگاری، آنان آموزش داده و به تناسب تجارب مختلف، رفتار و فعالیتهای اجتماعی را فراهم آورد. در واقع باید جنبههای عملی آموزش شغلی و حرفهای گردد. هر قدر عقب ماندگی بیشتر باشد، می بایست آموزش حرفهای و شغلی در سطوح ساده تر و یکنواخت تر انجام گیرد.
تحقق یکی دیگر از هدفهای آموزشی افراد آهسته گام آموزش پذیر یعنی کفایت اقتصادی بیشتر ، بستگی به سازگاری شخصی و اجتماعی آنان دارد.
در این زمینه تحقیقات و مطالعاتی که به عمل آمده بیانگر این است که در غالب موارد بیکاری افراد آهسته گام آمورش پذیر، بیشتر به دلیل عدم سازگاری شخصی و اجتماعی است تا نقصان رشد ذهنی. آنان نیاز به تشویق و راهنمایی بیشتر دارند . تحصیل تجارب و مهارتهای شغلی و حرفهای جهت خودکفایی اقتصادی قبل از سازگاری اجتماعی و برخورداری از سلامت عاطفی و روابط مفید و مؤثر و معشوق در محیط کار بسیار دشوار خواهد بود. البته آموزش تجارب و مهارتهای شغلی و حرفهای می بایست با تنظیم برنامهای معین و متناسب با رشد جسمی و ذهنی فرد آموزش پذیر باشد. بدیهی است در مراحل اولیه و کلاسهای دوره اول ابتدایی از جمله برنامه های درسی آموزش مهارتهای مقدماتی و ساده خواهد بود که دانستن آنها ضروری است و آموزش رسمی مهارتهای حرفهای و شغلی مستلزم تحصیل قبلی آنهاست.
تحقق اهداف و برنامههای فوق همواره توأم بوده و در برنامه ریزی های آموزشی می بایست به طور هماهنگ به آنها توجه داشت.
اصول آموزش و توانبخشی کودکان و نوجوانان آهسته گام
اساساً باید توجه داشت که فرایند یادگیری امری نیست که به خودی خود در فردی که هنوز آمادگی یادگیری را به معنای اخص آن ندارد به وقوع بپیوندد. آمادگی لازم برای حضور مؤثر و فعال در امر یادگیری ، مستلزم شرایط و عوامل مختلفی است.
عوامل مؤثر در یادگیری کودکان آهسته گام
1 – رشد بدنی و ذهنی
کودک تا زمانی که به اندازه کافی رشد نکرده باشد، نمی تواند بایستد، راه برود ، بدود، لی لی کند، و دیگر فعالیتهای حسی و حرکتی از خود نشان بدهد. تا زمانی که از نظر ذهنی رشد کافی نداشته باشد، نمی توان موفقیتی در درک مفاهیم ذهنی و انتزاعی از او انتظار داشت. به همین دلیل، برای کودکانی که از نظر بهره هوشی عادی یا طبیعی ( 100 – Ia ) می باشند. آغاز این قبیل فعالیتهای ذهنی، خواندن و نوشتن و حساب کردن بعد از پایان شش سالگی توصیه گردیده است. به عبارت دیگر، میزان و چگونگی رشد بدنی و ذهنی کودک از اساسی ترین عوامل یادگیری محسوب می گردد، و برای آنکه برنامه های آموزشی منجر به یادگیری مؤثر گردد، در جداول، باید متناسب با شرایط جسمی و ذهنی کودک باشد. متناسب بودن برنامههای آموزشی با ویژگی های بدنی و ذهنی کودکان آهسته گام ، امری است مهم و اجتناب ناپذیر.
2 – رشد عاطفی و سازگاری اجتماعی
چگونگی رشد عاطفی و سازگاری اجتماعی کودک نقش مهمی در برقراری ارتباط با دیگران به ویژه مربیان داشته و از عوامل مؤثر در یادگیری محسوب می شود. کودک، علی رغم اینکه از نظر جسمی و ذهنی رشد کافی را داشته باشد، ولی چنانچه دچار اختلالات عاطفی و هیجانی بوده و در سازگاری با محیط با مشکل روبرو باشد نمی تواند در امر یادگیری مواد آموزشی چندان توفیقی کسب نماید . به عنوان مثال کودکی که در هفت سالگی با توجه به اینکه از جهات جسمی و ذهنی طبیعی است و در کلاس اول دبستان پذیرفته شده است، اما به عللی از نظر عاطفی و رفتاری سازی نایافته است ، نمی تواند تحمل محیط جدید را که با خانوادهاش تفاوت دارد بنماید، لذا به سبب بی قراری فریادها و جیغ زدنهای مداوم و ... تا در نخواهد بود که با تمرکز حواس شرایطی ، در مورد آن دسته از شاگردانی که دچار ناسازگاری های عاطفی و اجتماعی هستند، برنامه های بدون اصلاح و تغییر تدریجی رفتارهای نامطلوب مهمترین بخش از برنامه های مدرسه بوده و آموزش موارد درسی مثل خواندن و حساب و غیره در درجه دوم اهمیت قرار خواهد داشت.
3 – آمادگی قبلی یا دارابودن زمینه و مهارتهای پیش نیاز
دانش آموز برای آنکه بتواند نقش مؤثری در یادگیری داشته با موفقیت از برنامه های آموزشی بهره ببرد، می بایست در زمینه مربوطه آمادگی لازم را داشته و قبلاً مهارتهای مقدماتی و پیش نیاز آن برنامه آموزشی را که ارائه می شود کسب کرده باشد. به عنوان مثال، کودک برای آنکه لی لی کردن، را بیاموزد ، لازمهاش آن است که قبلاً دویدن را یاد گرفته باشد، طبیعی است برای کسب مهارت دومین نیز کودک باید قبلاً موفقیت کامل در راه رفتن، را کسب نموده باشد و ...
در زمینه آموزشهای مختلف درسی نیز مسئله به همین نحو است، مثلاً دانش آموز برای آنکه، تقسیم کردن، را یاد بگیرد، باید قبلاً « ضرب کردن » را به خوبی آموخته باشد و قبلاً می بایست از عهده « جمع کردن » به خوبی فائق آمده باشد.
یکی از وظایف خطیر مربیان کودک عقب مانده ذهنی قبل از تعلیم هر ماده یا برنامه درسی، ارزیابی و تعیین میزان و چگونگی تواناییها و مهارتهای فعلی دانش آموزان است . باید توجه داشت که امر آموزشی به طور منظم و مرتب طرح گردیده و روابط منطقی آنان با فعالیتهای مختلف حفظ گردد. به عبارت دیگر ، آموزش برخی از مهارتهای ساده و مقدماتی می بایست قبل را ارائه مهارتهای نسبتاً کاملتر و پیچیده تر باشد. در اینجا برای تشریح و توجیه ترتیب و توالی برنامه های آموزشی برای دانش آموزان عقب مانده ذهنی به نمونههایی از این شیوه آموزشی اشاره می کنیم. در واقع معلم استثنایی ، نه تنها به روال منطقی برنامه های آموزشی کودکان آهسته گام در طول دوران تحصیلی ( سنین مدرسه ) آنها توجه کامل دارد، بلکه رعایت چنین روال منظم و منطقی را در برنامه های آموزشی در طول تمام سال تحصیلی ، در برنامه یک ماهه، در یک هفته و حتی در یک روز و یک ساعت آموزشی نیز ضروری می داند.
نمونهای از ترتیب و توالی منظم برنامههای آموزشی
1.آموزش ایستادن باید قبل از راه رفتن باشد، زیرا راه رفتن قابل ادامه نخواهد بود تا وقتی کودک حداقلی از توانایی ایستادن را از خود نشان دهد.
2.پریدن با دو پا قبل از پریدن با یک پا ( لی لی کردن ) ، کودک قادر نخواهد بود به خوبی از خودش مهارت حرکتی لی لی کردن را نشان دهد، مگر آنکه قبلاً در پریدن از خود مهارت، قابل قبولی داده باشد.
3.مهارت دویدن باید قبل از کسب مهارت پریدن به طور متناوب از این پا به آن پا ( لی لی کردن ) صورت گیرد و مهارت حرکتی خود برداشتن و پرش باید بعد از احراز حداقل مهارت در دویدن کسب گردد و غیره.
4.به خاطر سپردن فرم و ترکیب بعضی از اشکال هندسی و بعد ترسیم آنها از روی خود شکل باید قبل از کشیدن یک ربع از حافظه آموزش داده شود.
5.َآموزش ضرب کردن باید قبل از آموزش تقسیم صورت گیرد و قبل از آموزش ضرب کردن باید حتماً کودک جمع و تفریق را به خوبی آموخته باشد.
سرانجام معلم باید یک هماهنگی و ارتباط منظم و منطقی بین برنامه های آموزشی دیروز،امروز و فردای خود حفظ نماید. لازم به تذکر است که هر قدر یادگیری در موضوع به خصوص قوی تر و غنی تر باشد، انتقال این یادگیری در آموزش موضوعات دیگر مؤثرتر خواهد بود و تعمیم آن نیز ساده ترمی گردد.
4 – علاقه و انگیزه و نگرش مثبت
داشتن علاقه و انگیزه مثبت و سازنده نسبت به درس خواندن و فعالیتهای آموزشی، همواره به عنوان یک عامل مهم در امر یادگیری دخیل است کودک علی رغم اینکه شرایط فوق الذکر ( بندهای 1 تا 3 ) را برای یادگیری باید داشته باشد، تا زمانی که علاقه و انگیزه خاصی برای آموختن و مشارکت فعال در کلاس درس از خودشان نشاند ندهد، نمی تواند چندان موفقیتی در پیشرفت تحصیلی داشته باشد. انگیزه، آن تمایل و کششی است که برای حرکت و نیل به هدفی در فرد بوجود می آید. ایجاد علاقه و انگیزه هر چه قوی تر و پایدارتر در دانش آموزان، به ویژه دانش آموزان آهسته گام که در این زمینه بسیار ضعیفاند، از مسئولیت های مهم اولیا و مربیان است. انگیزهها نقش فوق العادهای در یادگیری دارند، ایجاد علائق و انگیزههای مطلوب در کودکان از دورههای مختلف سنی که لاجرم با در نظرگرفتن تفاوتها و ویژگیهای فردی از جهات گوناگون و با روشهای متنوع تشویق و استفاده از تقویت کنندههای مختلف صورت پذیر است، از مهمترین فعالیتهای معلمین و مربیان دلسوز و متعهد است.
5 – توجه و مشارکت
چگونگی و میزان درک مطالب و مباحث توسط دانش آموز، بستگی به نحوه توجه، دقت و تمرکز حواس او به برنامه آموزشی دارد. فعالیتهای اساسی معلم، جلب و حفظ توجه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان عقب مانده ذهنی که دارای دامنه توجه محدودند، به موضوعات مورد بحث می باشد. در این رابطه همان طوری که قبلاً نیز ذکر گردید، معلم ضمن ایجاد تنوع در روشهای تدریس خود برای جلوگیری از خستگی های ذهنی و جسمی شاگردان و جلب توجه و دقت مستمر آنها بهع کلاس درس، از هر گونه تحریکات و محرکات محیطی که از موجبات حواس پرتی و بی توجهی کودکان به درس است پیشگیرهای نماید. یکی دیگر از عوامل مؤثر در توجه و دقت کودک به موضوع درس و بالطبع توفیق بیشتر او در یادگیری، شرکت فعال او در مباحث مطروحه در کلاس است . هر چقدر ومیزان مشارکت شاگرد در کلاس بیشتر باشد، توجه و میزان یادگیری او افزایش می یابد. مشاکرت فعال در کلاس برای همه کودکان مخصوصاً کودکان آهسته گام امری است کاملاً ضروری مشارکت فعال کودک آهسته گام در کلاس، نه تنها به سبب افزایش توجه ذهنی او می شود، بلکه احساس می نماید که او نیز یکی از ارکان مهم جریان آموزشی، یعنی یاددان و یادگرفتن است. در این شرایط، کودکت فرصت می یابد که خیلی فعالانه صحت پاسخهای خود را بسنجد و اشتباهات خود را اصلاح نماید . از طرفی با مشارکت فعال نقاط ضعف و قوت شاگرد در امر یادگیری موضوعات مختلف آموزشی مشخص گردیده و باعث توجه خاص معلم به رفع نقاط و تقویت نقاط کودک می گردد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
درس : نظریه ها و مفاهیم ارتباطات اجتماعی
فهرست
عنوان
بخش اول –
* برخی مفاهیم و نظریه های ناظر بر تأثیر پیام های ارتباطی بر مخاطبان
- روند تاریخی – تحقیقی
1- نظریه تزریقی
2- نظریه استحکام یا تأثیر محدود
3- نظریه استفاده و رضامندی (نیازجویی)
4- نظریه برجسته سازی
5- نظریه وابستگی مخاطبان
6- نظریه شکاف آگاهی
7- نظریه کاشت
بخش دوم –
*شخصیت سازی و چهره پردازی در وسائل ارتباط جمعی :
- مقدمه
1- تحقیق درباره شخصیت
2- تعریف شخصیت بر مبنای خصلت های ثابت و متناقص نما
3- خلق پیش داستان
4- روانشناسی شخصیت
5- خلق روابط شخصیت
6- شخصیت های فرعی
7- گفتگو نویسی
8- خلق شخصیت های غیر واقعی
9- ماواری خلق شخصیت های قالبی
بخش اول –
نظریه های مربوط به تأثیر پیامدهای ارتباطی
- تاریخچه تحقیق در تأثیرات رسانه ها
در بسیاری از موارد ، تاریخ تحقیق در ارتباط ، در واقع تاریخ تحقیق در تأثیرات است که خود نشان دهنده اهمیت تأثیرات در مطالعات ارتباطات است . در طول سالها ، مفهوم سازی از تأثیرات حد زیادی تغییر کرده است . در این تحول ، سه مرحله کم و بیش مجزا شناسایی شده است :
در مرحله آغازین ، تصور می شد ارتباط جمعی دارای تأثیرات بسیار نیرومند است . این نظریه در سالهای میانه دو جنگ جهانی برتری داشت . اصطلاحاتی مانند « نظریه گلوله جادویی» و « نظریه تزریقی » برای توصیف این مرحله آغازین مفهوم سازی از تأثیرات ارتباط جمعی به کار می رود .
مرحله دوم زمانی پدیدار شد که محققان در باب این تأثیرات به تردید افتادند و شواهدی برای تأیید آنها پیدا نکردند . بسیاری از آنان عباراتی مانند « نظریه تأثیر محدود » یا « استحکام » را بکار گرفتند تا جریان عمده این مرحله را که از پایان جنگ جهانی دوم تا آغاز دهه هفتاد طول کشید ، نامگذاری کنند .
از آن زمان تاکنون ، محققان بسیاری از بازگشت به مفهوم رسانه های جمعی نیرومند جانبداری کرده اند . « اسپ » (1986) فرضیات اصلی مرحله اول را چنین توصیف می کند :
1- عوامل محرک (محتوای رسانه ها ) نقش اصلی را در فراگرد تأثیر بازی می کنند ؛
2- مردمی که محتوای رسانه ها به آنان عرضه می شود ؛ به شکل یکسانی واکنش نشان می دهند ، یعنی تفاوتهای فردی روانشناختی چندان اهمیتی ندارند ؛
3- تأثیر فوراً و مستقیماً روی می دهد . از آنجا که فرد مجزا دیده می شود ، عوامل زمینه ای در نظر گرفته نمی شوند .
امروزه ، محققان ارتباطی این دوره از تحقیق را دوره خام دستی و ساده اندیشی به شمار می آورند .
در مرحله شک و تردید نسبت به قوت و فوریت تأثیرات رسانه های جمعی افزایش می یابد . به نظر « اسپ » این تردید دو خاستگاه داشت : اول ، گروه تحقیق دانشگاه « بیل » به رهبری « کارل هاولند » تعدادی از عوامل نافذ در فراگرد تأثیر ار کشف کرد . یکی از الگوهایی که از تحقیقات گروه بیل استخراج شده ، به تعبیر « دی فلوئر » و « بال کیج » الگوی « روان پویایی » است :
الف : پیام های اقناع کننده ،
ب : فراگردهای روان شناختی ناپیدا را تغییر می دهند یا فعال می کنند و
ج : از این طریق کنش های مطلوب آشکار به دست می آیند .
با این استدلال ، اهمیت پیام کمتر می شود . عوامل دیگر ، مثل ویژگی های گیرنده اهمیت بسیار می یابند و در فراگرد میان محرک ها و واکنش ها دخالت می کنند .
خاستگاه دوم این شک ، مطالعات گروهی از محققان دانشگاه « کلمبیا» بود که ریاست آن را« پل لازارسفلد » به عهده داشت . مطالعات این گروه درباره رفتار رأی دادن نشان داد که توانایی ارتباط جمعی برای تغییر سلیقه های حزبی مردم بسی کمتر از آن چیزی است که انتظار می رفت . حداقل دو عامل در این باره مؤثر بودند : به نظر می رسید که مردم از رسانه ها هرچه را می خواهند بر می گزینند و ارتباط میان فردی در تغییر عقائد و نگرشه مؤثرتر از ارتباط جمعی است .
« کلاپر» تفکر مرحله دوم را با این عبارت خلاصه کرد که ارتباط جمعی معمولاً علت ضروری و کافی تأثیر بر مخاطب نیست ، بلکه به عنوان بخشی از مجموعه عوامل میانجی عمل می کند.
مرحله سوم شاهد بازگشت به مفهوم رسانه های جمعی پرقدرت بوده است . محققان به چند دلیل مفهوم تأثیرات محدود را ، حداقل بطور نسبی ، کنار گذاشتند . استفاده گسترده از تلویزیون باعث شده است که اعتقاد به تأثیرات قوی دوباره پدیدار شود . محققان مارکسیست هم اعتقاد دارند که ارتباط جمعی در مشروعیت دهی به جوامع سرمایه داری و بوروکراتیک بسیار مؤثر است . انواع تازه های از تأثیرات ، مثل « اثرات کاشت » و « برجسته سازی » پدیدار شده اند .
« اسپ » معتقد است که نظریات مربوط به تأثیر به دلایل متعددی تغییر کردند ، از جمله به دلیل تغییراتی که در درک فراگرد نفوذ پیش آمد ، به ویژه با توجه به اینکه تأثیراتی برای مطالعه دارای اهمیت اند . در مرحله اول ، عوامل محتوای در ایجاد اثرات برتری داشتند ، در مرحله دوم ، ویژگی های فردی مهم تر قلمداد شدند . سومین مرحله ، طبق نظر « اسپ » عوامل محتوایی و فردی را با هم ترکیب کرد . مرحله اول رسانه ها « قدرت مطلق » می پنداشت . مرحله دوم رسانه ها را « فاقد قدرت » تلقی می کرد و مرحله سوم رسانه ها را « قدرتمند » می داند .
1- نظریه تزریقی (Hypoderamic T .) :
اساس این نظریه بر قدرت نامحدود « پیام » استوار است و بر این عقیده است که اگر پیام خوب و قوی ارائه شود بیشترین تأثیر ار بر مخاطب دارد . در این نظریه ، مخاطب بسیار منفعل در نظر گرفته می شود و جامعه به صورت مجموعه ای از اتم های مجزا و پراکنده . در این نظریه ، به ارتباطات میان فردی توجهی نمی شود و چون فرد ساکن است می توان پیام را به او تزریق کرد . هدف این نظریه ، ایجاد نظم و پیوستگی اجتماعی در کوتاه مدت است و در این راستا به عواملی چون تحریک و تهییج احساسات و عواطف متوسل می شود .
توجه اصلی این نظریه به « پیام » است . به گیرنده پیام اهمیت و ارزشی نمی دهد . منبعی که پیام را تهیه می کند باید قدرتمند باشد پیام ها باید احساسی و آتشین باشد در این نوع ارتباط ، خطاب پیام به همه توده های مردم است بدون توجه به ویژگی های فردی آنها .
نظریه تزریقی بر این اساس استوار است که وسایل ارتباط جمعی دارای اثری قوی ، مستقیم و فوری بر مخاطبین می باشد . آثاری که به وسایل ارتباط جمعی نسبت داده می شد رابطه نزدیکی با نظریه محرک – پاسخ داشت که در پژوهش های روانشناسی در دهه 1930 مورد نظر بود .
این الگو در نظر اولین پژوهشگران اینگونه مجسم می شد :
1. وسایل ارتباطی قدرتمند می توانند مغزهای بی دفاع را تحت تأثیر قرار دهند 2. جمعیت مخاطب با وسایل ارتباط جمعی در ارتباط هستند اما با یکدیگر ارتباط ندارند .
انتقادهای وارده به نظریه تزریقی :
1. جامعه را به صورت واحدهای مجزا از یکدیگر می بیند و ارتباط میان فردی را نادیده می گیرد .
2. تأثیر پیام های وسایل ارتباطی ناپایدار و گذراست . به عبارتی این نظریه بیشتر دنبال تأثیرات کوتاه مدت جریان ارتباط بود در صورتی که اگر می خواهیم نظم اجتماعی ایجاد بکنیم با تأثیرات کوتاه مدت ، این نظم پایدار نمی ماند .
3 . تکرار پیام ، مساوی با تأثیرات پیام نیست زیرا تکرار پیام در مواردی ممکن است به ضرر ارتباط گر تمام شود .
4 . این نظریه شاید فقط در جوامعی که کثرت وسایل ارتباطی وجود ندارد یعنی در صورت عدم تنوع رسانه ای ، موفق باشد زیرا که مخاطب ، پیام های متناقض و متفاوت از رسانه های مختلف دریافت نمی کند .
2- نظریه استحکام یا تأثیر محدود (Limited Effecrt T .)
این نظریه توسط « لازار سفلد » و « برلسون » در اواخر دهه 1940 در ارتباطات شکل گرفت طبق این نظریه :
1 . پیام های ارتباطی قادر نیستند تغییرات بنیادی در عقاید و رفتار افراد بوجود آورند بلکه می توانند به صورت محدود آنها را استحکام بخشند و برای تأثیر گذاری باید زمینه قبلی وجود داشته باشد .
2. برعکس نظریه تزریقی ، در این نظریه مخاطب پویا در نظر گرفته می شود .
3 . این نظریه به پارامترهای غیر ارتباطی نظیر سن ، شغل ، خانواده ، تحصیلات و ... اهمیت زیادی در تأثیر یا عدم تأثیر پیام های ارتباطی می دهد .
در مورد اثرات وسایل ارتباط جمعی ، « ژان کازنو» معتقد است که برای شناخت روش های اعمال نفوذ بر توده ها از طریق رسانه ها ، باید سه حالت را از هم تمیز داد :
1 . تقویت عقیده موجود ؛
2 . ساختن عقیده تازه ( بدون ارتباط با عقیده قبلی ) ؛
3 . تغییر عقیده
از دیدگاه « کازنو » تأثیر رسانه ها ، بیشتر تقویت عقیده موجود است . روانشناسان اجتماعی ، تقدم نقش تقویت کننده رسانه های جمعی را با سه فراگرد
1 . استفاده انتخابی ؛ 2 . ادراک انتخابی ؛ 3 . حافظه (انباشت ) انتخابی توضیح می دهند .
نقش پیام از نظر تئوری تزریقی ، ایجاد تغییر نه تنها در اطلاعات و نگرش بلکه در رفتار افراد است اما با گذشت زمان و رسیدن به نظریه تأثیرات محدود پیام ، این نظریه ناظر بر ایجاد تغییرات رفتاری نیست بلکه تنها مدعی تأثیر گذاری بر اطلاعات و معرفت افراد است که از قبل در آنها زمینه داشته است . در حقیقت ، نقش رسانه ها بازسازی زمینه های معرفتی و نگرشی افراد است ، نه ساختن نگرش های جدید . همچنین رسانه ها نقش تثبیت افکار را دارند . این نظریه مخاطب را پویا و فعال فرض می کند زیرا مخاطب از نوع پیام و حوزه پیام مورد نظر ، دارای حق انتخاب است .
در این نظریه ، رهبران افکار از پارازیت های پیام به شمار می روند زیرا که در مرحله انتقال پیام ، بر روی آن تأثیر می گذارند .
خارج شدن پیام از حالت یکپارچه و طراحی پیام های متنوع برای مخاطبان مختلف و پیدایش پیام های تخصصی ( نشریات تخصصی ) از پیامدهای ظهور این نظریه است .
* انتقادهای وارده به نظریه استحکام :
1. نقش رهبران افکار رابسیار افراطی بررسی می کند .
2 . نقش رسانه ها را فقط به تثبیت نظریات و عقاید موجود محدود می کند و نقش آنها را در تغییر نیازها نادیده می گیرد .
3- نظریه استفاده و رضامندی ( نیازجویی ) (Use and Gratification T
این نظریه بر دو عمل متکی است :
1 . پویا دانستن مخاطب
2 . چند متغیره بودن فرایند ارتباط
این نظریه می گوید مخاطب به نیاز خود آگاه است و بنابراین فرایند انتقال پیام پنج ویژگی دارد :
1 . مخاطب آغازگر ارتباط است ( با انتخاب رسانه ها )؛
2 . مخاطب پویاست ؛
3 . رقابت رسانه ها برای تأمین نیاز مخاطبان الزامی است ؛
4 . مخاطب جستجو گر است یعنی برای تأمین نیازهای خود ، روشهای مختلف را تجربه می کند .
5 .مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی خود ، آگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کنند .
« میزان ابهام » و « مناسبت داشتن » موضوع به کار و زندگی فرد، تعیین کننده و میزان تمایل فرد به رویارویی با وسایل ارتباطی برای رفع نیازهای شناختی است .
|
میزان مناسبت داشتن موضوع به کار و زندگی فرد |
|||
|
میزان ابهام موضوع |
|
کم |
زیاد |
|
کم |
ناچیز |
زیاد |
|
|
زیاد |
نسبی |
بسیار زیاد |
|
اساساً رویکرد افراد به رسانه ها به دلیل کسب دو پاداش است :
1 . پاداش آنی مثل حوادث و رویدادها ( نیاز به داشتن اطلاعاتی که در زندگی جاری و روزمره مؤثر است ) .
2 . پاداش های آتی ، خدمات و مقوله های آموزش و دراز مدت ( نیاز به یافتن شغل و جستجوی آگهی ها ، استفاده های آموزشی و ... )
فرض اصلی نظریه استفاده و رضامندی این است که افراد مخاطب ، کم و بیش به صورت فعال ، به دنبال محتوایی هستند که بیشترین رضایت را فراهم کند . درجه این رضایت بستگی به نیازها و علائق فرد دارد . افراد هرچه بیشتر احساس کنند که محتوای واقعی ، نیاز آنان را برآورده می کند احتمال این که محتوا را انتخاب کنند بیشتر است .
انتقاد وارده به نظریه نیازجویی :
تأثیر رسانه ها را بر ایجاد نیازها و تأمین آنها نادیده می گیرد .
4 – نظریه برجسته سازی (Agenda – Setting T . )
این نظریه می گوید رسانه ها در انتقال پیام ها ، نوعی الویت یا برجسته سازی بوجود می آورند این نظریه باز هم تأثیرات رسانه ها را در حوزه رفتار محدود می کند . اما با برجسته ساختن برخی از موضوعات می توانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند و به عبارت دیگر ، رسانه ها گرچه نمی توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیاندیشند اما می توانند تعیین کنند که « درباره چه » بیاندیشند . « شاو» و « مک کومب » هم شعرهایی را که توسط کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا مطرح شده بود تحلیل محتوا کردند و هم نتایج نظر سنجی از مردم را تحلیل نمودند و به این نتیجه رسیدند که رسانه ها با بزرگ کردن و اولویت دادن به برخی موضوعات ، بر اولویت های مردم تأثیر می گذارند .
بررسی « شاو » و « مک کومب » در 1972 ، اولین پژوهش درباره برجسته سازی است ، اگر چه هنگامی که بررسی انجام می شد ، این فکر که رسانه ها اولویت همگان را تعیین می کنند کاملاً تازه نبود .
کارکرد برجسته سازی رسانه ها را گرایش رسانه ها به تأثیر گذاشتن بر آنچه مردم درباره آن فکر خواهند کرد ، یا آنچه مهم تلقی می کنند توصیف کرده اند . نخستین پژوهش ها بیشتر به اثرات آنچه مثلاً برحسب نگرشها درباره آن فکر می شود توجه داشتند . « راجرز » و « دیرینگ » برجسته سازی را چنین تعریف می کنند : « فراگردی که به واسطه آن رسانه های جمعی اهمیت نسبی موضوعات و تأثیرات گوناگون را به مخاطب منتقل می کنند »
اولویت بندی « فهرستی از موضوعات و رویدادهایی است که در یک نقطه زمانی بر حسب سلسله مراتب تنظیم شده اند » . « رویدادها » را وقایع معین و محدود به زمان و مکان تعریف کرده اند و « موضوعات ، رشته ای از رویدادهای مرتبط به هم هستند »
یکی از مهمترین جنبه ها در مفهوم برجسته سازی ، چارچوب زمانی این پدیده است . در تجزیه و تحلیل این مفهوم ، باید ببینیم چه چیزی چارچوب زمانی را تعیین می کند . از جمله عواملی که باید در نظر گرفت این ها هستند :
الف ) چارچوب زمانی کلی ، که کل دوره زمانی مورد نظر است .
ب ) زمان تأخیر که زمان مقتضی میان ظهور یک موضوع در اولویت های رسانه ها ( متغیر مستقل ) و ظهور آن در اولویت همگان ( متغیر وابسته ) است.
ج ) مدت عملیات برجسته سازی رسانه ها
د ) مدت اقدام به برجسته سازی از سوی همگان و
هـ ) حد نهایی تأثیر که اوج همگرایی میان تأکید رسانه ها و اهمیت دادن همگان به یک موضوع است .
* انتقادهای وارده به نظریه برجسته سازی :
1 . برخلاف این نظریه ، اولویت ها توسط زمینه ها و موقعیت های اجتماعی تعیین می شود و نه توسط رسانه ها به طور مستقیم .
2 . در بسیاری از موارد تمایز بین آنچه می اندیشیم و آنچه که در موردش می اندیشیم مشکل و ناممکن است .
5 – نظریه وابستگی مخاطبان (Depenent Audience T . )
تعریفی که این نظریه از مخاطب ارائه می دهد مجدداً او را منفصل فرض می کند چون معتقد به یک رابطه سه گانه بین رسانه ، جامعه و مخاطب است .
رسانه جامعه
|
این رابطه ، دوباره تحرک و پویایی مخاطب را در مقابل رسانه از او می گیرد چون مخاطب عصر حاضر به خاطر وجود در نیاز به رسانه وابسته می شود :
1 . نیاز به ندانستن اطلاعات ( اطلاع از تحولات و رویدادهای جامعه مدرن )
2 . نیاز به ندانستن و گریز از واقعیات ( برنامه های طنز در اوقات فراغت و ... )
این دو نیاز از پدیده های زندگی مدرن شهری است که از سویی داشتن اطلاعات بیشتر و از سوی دیگر ، گریز از واقعیت و نیاز به داشتن اوقات فراغت در حضور رسانه ها را بوجود می آورد .
خصوصیات این نظریه :
1 . تداوم نیازها : زیرا با رفع یک نیاز ، نیاز دیگری مطرح می شود که باید توسط رسانه ها رفع شود .
2 . هرچه نیازها بیشتر باشد میزان وابستگی بیشتر می شود .
3 . هرچه میزان وابستگی بیشتر باشد تأثیر رسانه ها بر رفتار و نگرش مخاطب بیشتر می شود .
در این نظریه پیام بر دانش ، نگرش و رفتار افراد مؤثر است اما یک تفاوت با نظریه تزریقی دارد و آن اینکه در افراد ، انفعال و اعتیاد بوجود می آورد . بر اساس نظریه تزریقی ، مخاطبان فیلمهای خشونت بار ، خشن می شوند و براساس نظریه استحکام ، تنها کسانی که زمینه خشونت دارند خشن می شوند و بر اساس نظریه وابستگی مخاطبان تنها یک حس انفعال و رکود دارند و به عبارتی دچار حس بی حسی می شود و عکس العملی نشان نمیدهند .
* انتقادوارده به نظریه وابستگی مخاطبان :
* مطلق انگاشتن نقش رسانه ها و نادیده گرفتن ویژگی های فردی و ارتباطات میان فردی . به عبارت دیگر ، این نظریه رسانه ها را در انجام تغییرات نگرشی و رفتاری ، توانای مطلق می داند در حالی که توانایی رسانه ها خود متأثر از « زمینه های قبلی مخاطب » و « ساختارهای اجتماعی » است .
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 83 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 166 |
فصــل اوّل
تاریخچة استفاده از حرکات ورزشی برای درمان:
انسانهای اولیه برای به دست آوردن غذا، لباس، مسکن و نیز برای مقابله با دشمن، ناچار به تلاش و کوشش گردیده است. غریزة طبیعی میل به زندگی، بشر را قادر به افزودن توانائیهای خود ساخته است، تا او بتواند رفته رفته به مهارتهائی دست یابد که برای محافظت از خود و مصون ماندن از شر دشمنان و حوادث و خطراتی که همواره زندگی او را تهددی می کردند، به آنها نیاز داشته است.
تنها پرورش قدرت فیزیکی و تواناییهای بدنی بود که می توانست انسانهای اولیه را از نظر امنیت به ادامه زندگی مطمئن سازد و از همین جاست که، افراد قبائل نخستین انسانی وجود کودکان قوی و با بنیه و چابک از موهبت و کودکان ضعیف و ناتوان و دارای ناهنجاریها و ناراحتیهای جسمانی را خطری برایگروه می پنداشتند، با این همه اعتبار و اهمیت بسیاری از انسان های روزگاران کهن برای قوای جسمانی و مهارت های بدنی و چابکی و چالاکی، به منظور مقابله با حیوانات درنده یا جنگ با دشمنان یا شکار و تهیه غذا، قایل بودند، آنان را از توجه به برخی دیگر از نیازهای بشری غافل نکرده بود.
نیازهای اساسی انسانهای اولیه آنها را وادار به تربیت قوای جسمانی و پرداختن به حرکات و فعالیتهای مختلف بدن نموده بود و همین امر سب سلامتی و نیرومندی جسمانی آنها و در نتیجه، بالا رفتن توان آنها در مقابل برخی ناراحتیهای جسمانی می گردید و عملاً آنها را در مقابل بسیاری از ناملایمات جسمی و روانی امروزی مصون می داشت.
سرزمین یونان که مهد و زادگاه اندیشه و علم و معرفت و فلسفه و فرهنگ مغرب زمین به شمار می رود، از نخستین سرزمینهای اروپایی بود که از نعمت تمدن برخوردار گردید. در دوران یونان باستان مردان به منزله سربازانی بودند که باید در برابر دشمنان از میهن و جان و مال اقوام خود پاسداری می کردند و هدف نهایی تربیت بدنی در این دوران نیز، پرورش مردان عمل و جنگ آوران میدان بود و از این رو توانایی بدن برای آنان امری حیاتی و اجتناب ناپذیر بود. ورزشهایی مانند: دو، کشتی، تیراندازی و ژیمناستیک از فعالیتهایی بودند که برای آمادگی رزمی یونانیان از اهمیت خاصی برخوردار بودند. ژیمناستیک، پایه و اساس فعالیتهای ورزشی کودکان نوآموزان بود و اولین فردی که این رشته را مورد توجه قرار داد. و به تعلیم و تعلم آن همت گماشت، هرودوت نام داشت. او یک سری از تمرینات منظم و هماهنگ را با توجه به قوانین و اصول هندسی تدوین کرد و برای رفع بعضی از ناهنجاریها و ضعفهای بدن جوانان و نوجوانان یونانی آن دوران به کاربرد. بعدها شاگردان او دنبال کار استاد خود را گرفته و به راهش ادامه دادند. تا آنجا که یکی از معروفترین شاگردان او به نام سقراط، که لقب پدر علم پزشکی نیز به او اختصاص دادر. در مورد حرکت و فعالیتهای بدنی و آثار مثبت آن در رشد طبیعی بدن و جلوگیری از بیماریها و ناهنجاریهای مختلف جسمانی، مطالب بسیار باارزش و مفیدی را بیان داشته است. او می گوید:«بیشترین خطر برای از بین رفتن قسمتهایی از عضلات بدن زمانی صورت می گیرد که افراد در اثر بیماری و نجوری از آن عضله ها استفاده نمی کنند و در اثر غیرفعال ماندن عضلات، آنها لاغر و کم توان می شوند».
سقراط راه رفتن را بسیار توصیه می کرد و می گفت که، راه رفتن می تواند موجب کاهش چاقی و جلوگیری از اضافه وزن شود. او تأکید می گرد که تمرین های سخت بدنی باید پس از یک دوره طولانی سخت، با احتیاط و به آرامی صورت گیرد.
در قرون وسطی و طی تسلط کلیسا بر زندگی مردم آن زمان، عقاید و اعتقاداتی بر اجتماع آن دوران تحمیل شد که با زندگی مادی مخالفت سرسختی داشت و آن را تقبیح می کرد و به ریاضت و زهد و تزکیه توصیه می نمود. و بدین طریق معتقد بودند که، تعالی روح به ارمغان خواهد آمد. به همین دلیل، پرورش و تربیت و تقویت بدن و جسم امری ناپسند و غیرالهی پنداشته شد و بدین سان، دور نگهداشتن جسم از بیماریها به کمک تمرینات ورزشی و پرداختن به فعالیتهای بدنی به دست فراموشی سپرده شد تا آنجا که ریاضت جسم که لاغری و ضعف را به دنبال داشت، مانند یکی از اصول تقدس فردی گسترش یافت. اعمالی چون: تحمل گرسنگی، سختی کشیدن، انجام کارهای طاقت فرسا، جای فعالیتهای مفید بدنی را که قبلاً توصیه می شد، بخود اختصاص دادند و فعالیتهای مناسب جسمانی که از دوران روم و یونان باستان در میان مردم رایج بود، به فراموشی سپرده شد. از آن پس، این طرز تفکر که انسان برای رنج کشیدن آفریده شده است، [1] حاکم بر جامعه بود و حتی استفاده از دارو برای کاهش درد و تسریع در بهبودی بیماران به میزان بسیار کمی تجویز و توصیه می شد.[2]
با شروع قرن چهاردهم و همزمان با دوره رنسانس، علاقه و توجه به فرهنگ و تمدن یونان و روم به طور مجدد نمایان شد و مسائل جدیدی که متناسب با آن دوره بود، رایج شد که بخشی از آنها از تمدن مشرق زمین گرفته شده است.
در طول دو قرن بعد از درک اهمیت ورزشهای درمانی، رشد و گسترش چشمگیری در چگونگی انواع مختلف شیوه های ورزش درمانی پدیدار شد. در قرن هفدهم فردریک هافمن[3] بیشترین تأثیر را بر کاردرمانی گذاشت. او معتقد بود که حرکت های روزمره زندگی از جمله: بریدن درخت، دوختن لباس و غیره خود نوعی تمرین به حساب می آیند و تا اندازه ای باعث افزایش قدرت و حفظ سلامتی می شوند. در ادامة فعالیتهای هافمن، نیکولاس آندره[4] تمرین هایی را برای اصلاح آسیب ها و انحرافات ستون مهره ها که باعث غیرطبیعی شدن آن قسمت از بدن می شوند، پیشنهاد کردکه مورد بررسی قرار گرفت. به دنبال اقدامات و فعالیتهای انجام شده دانشمند دیگری به نام دادلی سار جنت[5] در سال 1879 در دانشگاه هاروارد بخشی را به نام تربیت بدنی اصلاحی تأسیس کرد. هدف این بخش اصلاح پاره ای از آسیب دیده گی ها بود.
اندیشه استفاده از تربیت بدنی به صورت حرکات اصلاحی برای از بین بردن عادات غلط طرز قرار گرفتن بدن[6] و نیز رشد کلی سلامتی تا زمان جنگ جهانی اول ادامه داشت. سپس به دنبال پیشرفت موفقیت آمیز تکنیک های فیزیوتراپی برای بهبود افراد فلج و سربازان معلول و مجروح در جنگ، استفاده از تمرینات اصلاحی برای دانش آموزان مبتلا به معلولیت های جسمی مطرح شد. به زودی تعدادی از مدرسه های عالی برای دانشجویانی که قادر نبودند از برنامه های عادی تربیت بدنی استفاده کنند، کلاس های اصلاحی تأسیس کردند. بعد از آن استفاده از تربیت بدنی اصلاحی برای بهبود طرز قرار گرفتن بدن اهمیت خود را از دست داد و فقط معدودی از مدارس بر وجود کلاسهای تمرینات اصلاحی در برنامه های خود همچنان تأکید می نمودند. امروزه تربیت بدنی اصلاحی در مورد افرادی به کار می رود که، برای تغییر وضعیت قرار گرفتن بدن و آگاه ازحرکت های بدن به کمک نیاز دارند. و با انجام تمرینات و بکارگیری اصول صحیح و مدرن و پیشرفته ای نسبت به مداوا و درمان ناراحتیها و ناهنجاریهای وضعیتی آنان اقدام می نمایند.
علی رغم پیشرفتهای حاصله در توسعه و گسترش روشهای حرکت درمانی بخصوص حرکات اصلاحی، متأسفانه این روشها جایگاه مناسب و لازم خود را در جوامع امروزی پیدا نکرده و به طور کلی می توان ادعا کرد که هنوز برای بسیاری از اقشار جامعه و عدة کثیری از خانواده ها، ناهنجاریهای وضعیتی ناشناخته بوده و از کم و کیف آنها در فرزندانشان مطلع نمی باشند و با نقش حرکات اصلاحی در درمان و پیشگیری بروز آنها نیز هیچگونه آشنایی ندارند. در مواردی هم که بنا به تشخیص متخصین امر ناهنجاری یا ناراحتی در فرزندان و آشنایان چنین افرادی شناخته می شود، بیشتر مداوای این قبیل بیماران از روشهای فیزیوتراپی و امکانات محدود فیزیکی برای درمان استفاده می نمایند که البته در عین حال که مفید می باشد، اما باید اذعان داشت که به میزان تأثیر مثبت حرکات ویژه اصلاحی مؤثر و مفید نخواهد بود.
وضعیت مطلوب بدن
داشتن وضعیت بدنی طبیعی و مناسب یکی از نیازهای ضروری برای انسان می باشد. قامت صحیح بدنی در هر فرد، در وهله اول نشان دهندة سلامت و تندرستی اوست. چرا که اگر سیستم فیزیولوژیکی و آناتومیکی هر شخصی دارای آمادگی و رشد کامل باشد، مسلماً از نظر وضعیت ظاهری نیز در حالت مطلوبی قرار داشته و کیفیت درونی خود را در ظاهر نیز بروز خواهد داد.
در تعریف و توصی وضعیت مطلوب بدنی اظهارنظرهای متفاوت و مختلفی وجود دارد. که همه آنها سعی در تعیین موازین و چهارچوبهایی را برای یک وضعیت خوب و مناسب بدنی دارند. از آن جمله می توان به وضعیتی اشاره کرد که در آن بدن با مصرف کمترین انرژی و تولید خستگی کمتر به کار و فعالیت روزانه می پردازد. برخی معتقدند که آمادگی بدن برای انجام حرکات مختلف و داشتن آرامش جسمانی و روانی در طول شبانه روز نشانه وضعیت مطلوب بدنی در انسان است.
عده ای دیگر وضعیت مناسب بدنی را در عدم اختلال در عملکرد ارگان های داخلی بدن و هماهنگی آنها با یکدیگر و وجود شکل ظاهری خوب در استخوان بندی فرد می پندارند.
تعدادی نیز وضعیت خوب و ایده آل بدنی را در افراد مختلف و متناسب با ساختار فیزیکی و بیولوژیکی آنان متفاوت و ناهمسان دانسته و معتقدند که اصولاً وضعیت مطلوب بدنی یک صفت اختصاصی است و نمی توان فرم و مشخصات مشترک و معینی را برای همه مردم تعیین نموده و همه را با آن موازین یکسان ارزیابی کرد.
به طور کلی و برای اینکه لااقل بتوان افراد مختلف را در وضعیتهای مختلف بدنی مورد ارزیابی و بررسی اولیه قرار داد، شیوه ها و روشهای مختلفی بیان شده است و ابزار و وسایل متعددی نیز ابداع و تهیه گردیده است. امروزه، کارشناسان و دانشمندان با بهره گیری از اصول مهم بیومکانیکی و قوانین فیزیکی و فیزیولوژیکی و بررسی دقیق آناتومی بدن و مقایسه آن با وضعیتهای صحیح و سالم، می توانند تا حدود زیادی ناهنجاریهای بدن را شناسایی و معرفی نمایند. وجود ضعفها و ناهنجاریهای جسمانی که امروزه به دلیل ماشینی شدن زندگی در رشد و توسعه تمدن و رفاه، رو به افزایش می باشد سبب گردیده است که متخصصین امر نیز به تلاش و فعالیت بیشتری در جهت رشد و شکوفایی تکنیکها و روشهای درمانی مخصوص ناهنجاریهای بدنی بپردازند. وظیفة کارشناسان و صاحنظران حرکات اصلاحی این است که اقدامات و پیشگیری های لازم در این موارد را به عمل آورند، تا از بروز هرگونه ضعف و ناهنجاری در جسم که از یکسو باعث اختلال در رشد کودکان می شود و از طرف دیگر قابلیت های جسمانی را نقصان می بخشد، جلوگیری گردد. تا بدن سیر طبیعی رشد و سلامت خود را بازیابد.
اصولاً نوع هم سازگاری و تطبیق پذیری بین انسانها و محیط زیست آنها وجود دارد. ولی متأسفانه بعلت توسعه تمدن ماشینی اعضای بدن به تدریج دستخوش ضعف ها و اختلالات متعددی می گردد و در نتیجه کارآیی جسمانی، توان خود را از دست می دهد. مثلاً جاده های آسفالت شده و زمین های سفت و سخت شده شهرها، پاها را هنگام پیاده روی خسته و پوشیدن کفشهای نامناسب سبب ضعف عضلات پا می گردد. و یا ستون فقرات و ارگانهای داخلی بعلت کمی جنبش و حرکت در اثر زندگی شهری و اداری از یکسو رشد و تکامل طبیعی عضلات و لیگامنها را مختل کرده و بدن را دچار ضع و سستی می کند و از طرف دیگر ستون مهره ها حالت قائم بودن خود را از دست می دهند.
باید دانست که بین ضعف حالت نگهداری تن و ضعف ارگانهای داخلی، بویژه دستگاه تنفسی و کارآیی قلب وگردش خون رابه و همکاری مستقیمی وجود دارد. افرادی که به ضعف ها و ناهنجاریهای بالاتنه مبتلا هستند، غالباً شانه ها را به جلو آویزان کرده و عضلات پشت آنها کش می آید و برعکس عضلات تنفسی و بین دنده ای آنان کوتاه و حجم قفسه سینه تنگ می شود و این عمل باعث می گردد تا هنگام دم حجم تنفسی با مشکل روبرو شده و هوای کمتری وارد ششها گردد که این نوع افراد نهایتاً مجبور می شوند تا هنگام فعالیتهای بدنی عمل دم را سریع و کوتاه انجام دهند.
منظور از نگهداری تن حالتی است که بدن با انقباضات عضلات خود در نگهداری آن دخیل باشد. و در واقع وضعیت نگهداری بدن موقعی خوب و مناسب است که، تعادل و توازن بین نیروی کشش عضلات و نیروی سنگینی بدن برقرار شده باشد. چنانچه نیروی سنگینی بدن بر نیروی کشش عضلانی مسلط باشد، حالت نگهداری بدن دچار وقفه و سستی شده و به ناهنجاری و ضعفهای مختلف بدن منتهی می گردد و در نتیجه دستگاه حرکتی بدن کارآیی خود را از نظر قدرت و انعطاف پذیری عضلات، رباطها، استخوانها و تاندونها از دست می دهد.[7]
باید توجه داشت که نگهداری تن و بدن، حالات و جنبه های مختلفی دارد و نگهداری بدن حتی در حالت ثابت و ایستا نیز دارای کار و فعالیت عضلانی ویژه ای است. زیرا در هر مرحله از نگهداری بدن به منظور ایجاد تعادل مناسب، بین نیروی کشش و انقباض عضلانی و فشار سنگینی بدن تعارضی دائمی برقرار است تا بدین طریق سنگینی بدن توسط عضلات رفع و خنثی گردند. حتی هنگامی که بدن انسان در حالت قائم است مفاصل بدن وضعیت نامتعادل و بی ثباتی دارند و هر چند که مرکز ثقل بدن در بالای محور عرضی[8] قرار دارد اما با وجود این، وضع بدن طوری است که تمایل دارد با یکایک اعضای خود به طرف زمین سقوط نماید. ولی عضلات بدن به علت انقباض و انبساط دائمی خود [9] مانع از این کار می گردند و سبب می شوند تعادل بدن حفظ گردیده و مرکز ثقل بدن بر روی سطح اتکاء هر دو پا انتقال یابد و بدین طریق تعادل در بدن ایجاد شود.
وضعیت نگهداری بدن به علت یکنواختی در کار عضلات باید گاهگاه تغییر یابد تا عضلات دچار خستگی نشوند. مثلاً چنانچه عضلات راست کننده پشت که سبب قائم نگهداشتن بدن و ستون فقرات می شوند، کار یکنواخت انجام دهندف به علت خستگی، توانایی آنها در نگهداری کاهش می یابد و در نتیجه، بدن به سمت جلو متمایل می گردد. و با ازدیاد انحنای ستون فقرات به جلو مرکز ثقل نیز به جلو تغییر مکان می دهد.
لیگامنتهای بدن نیز که مانند نوار و تسمه مفاصل بدن را محکم نگهداشته و نمی گذارند مفاصل و استخوانها بیش از اندازه جابجا گردند. در اثر فعالیت بدنی مناسب تقویت می شوند اما برعکس در اثر کمبود فعالیت و تحرک ضعیف و ناتوان می شوند. همانطوری که می دانیم، برای نگهداری وضعیت صحیح بدنی عضلات با سیستم عصی همکاری و هم آهنگی کامل داشته و این همکاری گاهی ارادی و زمانی غیرارادی است.
مراحل رشد بدن و ویژگیهای آن
دانشمندان عقیده دارند که رشد به صورت یک رشته اعمال ثابت و مداوم است که مراحل مختلفی را در پی دارد. بدن انسان از دوران جنینی تا بلوغ و بزرگسالی با طی تغییرات متعددی، مراحل مذکور را می پیماید.
از یک نظرگاه مراحل رشد بدن انسان را به طور کلی می توان به شش دوره ذیل تقسیم بندی نمود که در هر بخش جزئیات فیزیولوژیکی و آناتومیکی بدن به طور مختصر بیان شده است.[10]
1-دورة جنینی که از تشکیل نطفه در رحم اغاز و در هنگام زایمان پایان می پذیرد.
2-دورة شیرخوارگی که از هنگام تولد شروع شده و تا 3 سالگی ادامه می یابد.
3-دورة نورستگی که از سن 3 سالگی تا سن 6 سالگی را شامل می شود.
4-دورة نوباوگی که از سن 6 سالگی آغاز و تا 12 سالگی ادامه دارد.
5-دورة نوجوانی (بلوغ) که از حدود 12 سالگی شروع شده و تا حدود 15 سالگی را شامل می شود.
6-دورة جوانی که از حدود 15 سالگی شروع گردیده و تا حدود 20 سالگی را دربرمی گیرد.
البته باید اذعان داشت که همه انسانها به طور یکسان در این تقسیم بندی قرار نمی گیرند. ممکن است برخی از آنان یک تا سه سال زودتر وارد دوره های مذکور بشوند. اما اکثر کودکانی که دارای امکانات و تواناییهای متوسط می باشند، مشمول خصوصیات این طبقه بندی واقع می شوند. هر دوره ممکن است شامل چند مرحله باشد چنانچه در تعیین حدود مرحله بلوغ و جوانی، تنها محدودة سنین مربوطه مد نظر می باشد و دقتی در کار نیست.
1- دورة جنینی ( از انعقاد نطفه تا تولد) ـ با نفوذ اسپرم در تخمک، جنین شکل گرفته و شروع به رشد و تکامل می کند. طی دو هفته اول دورة جنینی [11] رابط های زاید بین دیوارة رحم و تخمک کامل شده و در این مدت با تغذیه از مواد سلول اصلی بطور دائم تقسیم سلولی در جنین صورت می گیرد.
نوع پیکری[12]
قبل از اشاره به ناهنجاریهای مختلف بدن و علل و ذکر عوامل بروز آنها، مناسبتر است که، یکی دیگر از ویژگیهای ساختمان بدن انسان های مختلف را مورد مطالعه مختصر قرار دهیم.
به طور کلی نوع پیکری با شکل بدن یا طبقه بندی جسمانی بدن انسان سروکار دارد، مانند قد در حالت نشسته به قد در حالت ایستاده و همچنین نسبت قد به وزن هر فرد. بررسی شکل و ساختمان بدن انسان تاریخ نسبتاً طولانی دارد. به منظور توصیف یک فرد بر حسب نوع پیکری، شلدون[13] روش ذیل را ارائه کرده است.[14]
1- تیپ چاق[15] ـ شلدون افرادی را در این تقسیم بندی قرار می دهد که هیکل و بدنی چاق و فربه و نسبتاً درست هستند در این تیپ برتری با بافت های نرم (چربی) است. داشتن بدنی چاق وگرد و دارای ارگانهای داخلی بسیار سنگین از مشخصات فرد در این تیپ است.
2- تیپ عضلانی[16]ـ این تیپ بدنی ویژه افرادی است که دارای هیکل و بدنی عضلانی و تنومند هستند و این افراد معمولاً دارای استخوان بندی بزرگتری نیز می باشند اما به لحاظ رشد مناسب عضلانی با فرم و شکل مناسبی دیده شده و ورزیده و آماده بنظر می رسند.
3- تیپ لاغر[17] ـ اشخاصی که دارای بدنی لاغر و ضعیف بوده و عضلاتی کم توان نیز داشته باشند در این تقسیم بندی قرار می گیرند.
اصولاً روش شلدون یک تقسیم بندی است که توسط یک بررسی چشمی و نشانه های شاخص، بدون اندازه گیری دقیق[18] است که شکل و ساختمان بدن را به طور تخمینی و ذهنی مشخص می کند. روش شلدون در مقابل روش اندازه گیری ابعاد مختلف بدن[19] که یک اندازه گیری واقعی است قرار دارد. در روشن شلدون هر کدام از سه تیپ مذکور توسط کسب امتیازاتی از یک تا 7 ارزیابی می شوند و شخصی که دارای برتری در یکی از این تیپها باشد، امتیاز بیشتر را در آن نوع کسب نموده و تیپ بدنی ساختمان او معین می گردد. در این روش ارزیابی، عدد 1 نماینده کمترین و عدد 7 نماینده بیشترین خصوصیات مربوط به آن تیپ می باشد. بنابراین، هر شخصی از نظر شکل و ساختمان یک نمره سه رقمی دارد که اولین عدد نماینده چاقی و دومین عدد نمایندة عضلانی بودن و بالاخره سومین عدد نشانگر لاغری اوست. همچنین نمره 171 نمایانگر فردی کاملاً عضلانی است و فردی که نمره 117 را بدست آورد، فردی کاملاً لاغر است.
حرکات اصلاحی و هدف آن:
حرکات اصلاحی شاخه ای از تربیت بدنی به شمار می رود که درصدد اصلاح و برطرف کردن ضعفها و ناهنجاریهای مختلف عضلانی، ارگانیکی و هماهنگی و تعادل، با استفاده از حرکات و برنامه های دقیق و اصولی ورزشی می باشد، بدین ترتیب، می توان گفت که کلیه حرکات و فعالیتهای بدنی و ورزشهایی که برای درمان و اصلاح ضعفها و ناهنجاریهای بدنی به کار می رود حرکات اصلاحی نامیده می شوند.
حرکات اصلاحی بعد از مطالعه دقیق و شناخت علل و عوامل بروز ناهنجاریهای مختلف بدنی و ارگانیکی و ترجیحاً به وسیله متخصصین و کارشناسان حرکات اصلاحی و حرکت درمانی به افرادی که دچار ضعفهای مختلف وضعیتی هستند، توصیه و تجویز می گردد.
تمرینات و حرکات اصلاحی می تواند قدرت عضلانی، انعطاف پذیری، تسریع و تسهیل جریان گردش خون و تنفس، قدرت تعادل و هماهنگی بدنی را توسعه و افزایش داده و فرد را در حفظ آمادگی و قابلیت جسمانی و رفع و اصلاح ناهنجاریهای وضعیتی یاری نماید.
ضعف های بدنی و ناهنجاریهای وضعیتی به غیر از عوامل ارثی در اثر بیماریهای تمدن از قبیل ماشینی و صنعتی شدن زندگی، عدم تحرک انسانها، داشتن عادات غلط و ناپسند در طول زندگی روزمره و ساعات کار و تلاش در شبانه روز و عدم استراحت مناسب و کافی به وجود می آیند.
طبق تحقیقات به عمل آمده، در کشورهای مترقی بیش از 70 درصد کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به ضعف های اندام تحتانی و بیش از 35 درصد به ضعفهای ارگانیکی و ستون فقرات و در حدود 15 درصد به ضعفهای هم آهنگی و درصد کمتری نیز به انواع ضعفهای اندام فوقانی دچار هستند. لازم به ذکر است که علائم ضعفهای مذکور در جوامع شهری بزرگ بیشتر از جوامع شهری کوچک و روستایی به چشم می خورد.
بنابراین، هدف از حرکات اصلاحی و ورزشهای درمانی به طور کلی شناخت دقیق ضعف ها و ناهنجاریهای بدنی و هماهنگی و تعادل بوده و در وهلة دوم انتخاب حرکات و تمرینات مناسب و اعمال آنها برای درمان و اصلا ناهنجاریهای موجود می باشد.
علل بروز ناهنجاریها:
همانطوری که قبلاً مطرح گردید علل و عوامل مختلفی بر روی رشد و تکمیل انسان تأثیر داشته و می تواند روند طبیعی آن را تضمین نموده و یا اختلالاتی در آن ایجاد نمایند. به طور مثالف شرایط زندگی و حالات و اقدامات جسمانی و روانی مادران در دوران جنینی نقش مؤثری در شکل گیری و رشد و نمو جنین داشته و به طور کلی در وضعیتهای جسمانی و روانی نوزاد در آینده بروز خواهد کرد. شرایطی از قبیل: بیماریهای مادر، ناراحتیهای روانی او، مصرف داروها، و موادی مانند سیگار از جانب او همه و همه عواملی هستند که بر روی جنین تأثیرگذار خواهند بود.[20]
بعد از دوران جنینی و تولد نیز علل و عوامل مختلفی بر سر راه رشد انسان وجود دارد که در اینجا بطور اجمال به رئوس آنها اشاره می شود.
1- وراثت :
برخی از ناهنجاریهای موجود در نوزادان، همانطوری که گفته شد، در اثر اختلالات ژنتیکی و به صورت مادرزادی برای آنان رخ می دهد مثلاً کودکانی هستند که در هنگام تولد دارای ناراحتی و ناهنجاری وضعیتی در اندامهای طرف فوقانی و یا تحتانی و در مواردی نیز در بالاتنه خود هستند، مانند کودکان دارای اسکولیز و انحراف ستون فقرات و یا آنهایی که دارای انحنا و ناهنجاری در مچ پاها بوده و با پاهایی کج به دنیا می آیند. که در اغلب این موارد موضوع درمان در قالب مباحث حرکات اصلاحی قرار نگرفته و می بایست با مشاوره و راهنمایی متخصصین ارتوپدی بررسی و معالجه شود.
2- حوادث و بیماریها:
آسیبها و صدماتی که در اثر بروز حوادث مختلف مانند: تصادفات رانندگی و بیماریهایی از قبیل سل استخوانی، فلج اطفال و ... که منجر به ناهنجاری مختلفی در افراد می گردند، از علل دیگر بروز ناهنجاریها می باشند که این افراد عموماً در جهت پیشگیری و تا حدودی درمان محدود ناراحتی های خود می توانند از حرکات اصلاحی و ورزشهای درمانی استفاده نمایند. اما درمان اساسی آنان مسلماً باید به وسیله پزشکان متخصص مورد مطالعه و درمان قرار بگیرد.
3- وزن و فرم بدنی:
داشتن وزن زیاد و یا برخورداری از جثه و هیکل نسبتاً درشت و یا قد بلند از جمله عواملی هستند که زمینه را برای ایجاد ناهنجاریهایی مانند کف پای صاف در افراد چاق و همینطور پشت گرد و افتادن شانه ها به جلو در افراد قد بلند فراهم می سازد.
4- سن :
با افزایش سن بروز برخی از ناهنجاریها زمینه بیشتری پیدا می نمایند، مثلاً در سنین بالا عارضه شصت کج بخصوص در خانمها بیشتر دیده می شود و انگشت شصت این افراد به طرف انگشت دوم پا تمایل پیدا می کند. در همین رابطه، ناراحتیهای ارگانیکی مثل، مشکلات تنفسی و ناهنجاریهای دستگاه گردش خون نیز از ناراحتیهایی است که در سنین بالا گریبانگیر افراد می گردد.
5- عادات نادرست :
در برخی موارد رعایت و اجرای الگوهای غلط و نادرست حرکتی در وضعیتهای مختلف و در طول شبانه روز باعث ایجاد ناراحتیها و ناهنجاریهای متعددی مانند ستون فقرات کج می گردد.
بسیاری از افراد در هنگام نشستن، خوابیدن، ایستادن و کار کردن بدن خود را در وضعیتها و حالات نادرست و نامناسبی قرار می دهند که این امر به مرور زمان باعث کشیده شدن و یا منقبض و جمع شدن عضلات قسمتهایی از بدن شده و در نهایت باعث تغییر وضعیت و ناهنجاری در مفاصل و استخوانهایی می گردد که عضلات مذکور مسئول نگهداری آنها هستند. به طور مثال، اگر کسی بر حسب عادت و به منظور حمل بار و اثاثیه به طور مرتب از یک طرف بدن و یک دست خود استفاده نماید، مسلماً عضلات نگهدارنده ستون فقرات وی به یکطرف متمایل شده و موجب انحنا در مهره های او خواهند شد.
6- پوشاک نامناسب:
استفاده از پوشاک نامناسب که باعث می شوند تا بدن با استفاده از آنها فرم طبیعی و صحیح خود را از دست داده و مشکلاتی را به مرور زمان برای انسان ایجاد کند، مثلاً استفاده از کفشهای تنگ و نوک باریک از عوامل مهم به وجود آمدن شصت کج و انحنای آن می باشد.
7- سوءتغذیه و دیگر عوامل رشد:
داشتن تغذیه خوب و مناسب از عوامل اصلی و اساسی مؤثر در رشد و تکامل انسان می باشد چرا که در اثر سوءتغذیه، متابولیسم انسان با مشکلاتی روبرو شده و مواد مورد نیاز رشد و ترمیم بافتها و سلولهای بدنی دچار اختلال می شوند. علاوه بر تغذیه موارد دیگری نیز از قبیل: آفتاب، هوای سالم، آب و دیگر عوامل مشابه در رشد طبیعی بدن مؤثر بوده و منجر به خود می توانند در اثر فقدان در بدن معضلاتی را برای انسان بوجود آورند.
8-حالات روحی و روانی :
افرادی که از نظر حالات روانی دارای نوعی ناراحتی و افسردگی بوده و یا مانند آنهایی که خجالتی باشند سربه زیر و از جمعیت و گروه گریزان هستند، معمولاً تمایل به پایین نگه داشتن سر و نزدیک کردن چانه به سینه خود را دارند که این امر در اثر تکرار باعث برآمدگی در ناحیه مهره های پشتی می گردد.
9- کم تحرکی :
حرکت و فعالیت از مهمترین نیازهای بدن بخصوص عضلات بوده و برای رشد و تقویت آنها لازم می باشد و اصولاً افرادی که دارای حرکت مناسب بدنی و جسمانی نباشند در اثر همین کم تحرکی عضلات بدنشان لاغر و ضعیف شده و قدرت و استقامت لازم را نخواهند داشت و به همین سبب بدن اینگونه افراد در معرض بروز ناهنجاریهای عدیدة بدنی و تعادل و هماهنگی قرار خواهد داشت.
فصــل دوم
ناهنجاریهای وضعیتی بدن:
به منظور بحث و بررسی بهتر در مورد ناهنجاریهای بدن، مناسبتر خواهد بود که، ناراحتیهای قسمتهای مختلف بدن انسان به تفکیک مورد بحث قرار گیرد. بدین منظور معرفی ناهنجاریهای بدن در تقسیم بندی ذیل انجام خواهد گرفت:
الف ـ ناهنجاریهای اندام طرفی فوقانی که عبارتند از:
1-انواع دستهای معیوب
2-شانه منجمد که معمولاً در افراد مبتلا به علت عدم تحمل درد، شانه را بی حرکت نگه می دارند و از درد و محدودیت حرکات شانه شکایت دارند.
3-دست چنبری ـ در این ناهنجاری مچ دست به پایین خم و به طرف شست متمایل می گردد.
4-تغییر شکلهای مختلف دست شامل: ضایعات و ناهنجاریهای مختلفی است که در مفاصل انگشتان دست به وجود می آید.
5-ناهنجاریهای مادرزادی است مانند : چسبیدن انگشتان به یکدیگر و یا داشتن انگشت اضافی که نسبتاً شایع نیز هستند.
6-شصت و انگشت چکشی که در هر دو ناهنجاری بیمار دچار افتادگی بند انتهایی شست شده و قادر به راست کردن آن نیست.
7-انگشت جا دگمه ای ناهنجاری را در دست به وجود می آورد که ابتدا به صورت فعال قابل اصلاح می باشد، ولی پس از مدتی نسوج غیرقابل برگشت می شوند.
8-انگشت گردن قو، که در این ناهنجاری بند دوم انگشتان به طرف پایین افتاده و گودی را در پشت دست ایجاد می کنند.
9-انگشت ماشه ای، عارضه ای است که در آن فرد مبتلا گاه قادر به خم کردن انگشت مبتلا نیست و گاه آن را وقتی خم شده باشد نمی تواند راست کند.
10- دو پوئیترون که در اثر لیفی شدن نیام کف دستی و سفت شدن آن، تغییر شکلی در دست ایجاد می گردد.
ب ـ ناهنجاریهای تنه عبارتند از :
1- پشت صاف عارضه ای که در اثر از بین رفتن قوسهای طبیعی و تقریباً صاف شدن ستون مهره های فرد ایجاد می شود.
2- پشت گرد که در اثر افزایش انحنای پشتی و تمایل سر و سینه به جلو به وجود می آید.
3- پشت گود با افزایش فرورفتگی پشت کمر و تمایل شکم به سمت جلو بروز می نماید.
4- پشت گرد و گود که در حالت پیشرفتة پشت گود و یا پشت گرد ایجاد شده و گردی و گودی ستون مهره ها به طور همزمان پدید می آید.
5- پشت کج عارضه ای است که در هنگام وجود انحناء در ستون مهره ها به سمت چپ یا راست بدن و یا هر دو طرف بوجود می آید.
6- دیستروفی عضلات به آن دسته از بیماریهایی اطلاق می شود که عضلات به طور ارثی به آنها مبتلا می شوند.
ج ـ ناهنجاریهای اندام طرفی تحتانی عبارتند از :
1- ناهنجاریهای لگن، شامل بیمارها و ناراحتیهایی می گردد که به علل گوناگون در مفصل ران ایجادمی شوند.
2- بداخل گذاشتن پنجه های پا که معمولاً در کودکان مبتلا با گیرکردن پاها به همدیگر و زمین خوردن درموقع راه رفتن همراه است.
3- دررفتگی مادرزادی زانو که به صورت کامل و یا نیمه کامل به وجود می آید.
4- تغییر شکلهای زانو که عبارتند از : زاویه دار شدن زانو به داخل، به خارج، به عقب و جلو.
5- پا چنبری مادرزادی که شایعترین ناهنجاری مادرزادی پا است که تشخیص آن ساده و درمان آن تا اندازه ای مشکل است.
6- کف پای صاف که در اثر کاهش قوس طولی پاها و در موارد شدید از بین رفتن آن ایجاد می شود.
7- کف پای گود که به علت افزایش قوس کف پا ایجاد می گردد.
8- شست کج عارضه ای است که در آن انگشت شست بطرف انگشت دوم انحراف پیدا می کند.
9- انگشت چکشی، عارضه ای که بند دوم انگشتان پا به سمت بالا متمایل و برجسته می شوند.
10- پای پهن که در اثر از بین رفتن قوس عرضی پا بوجود می آید و پای بیمار پهن تر از پای معمولی دیده می شود.
د ـ ناهنجاریهای ارگانیکی عبارتند از :
1- ناهنجاری دستگاه تنفس، شامل اختلالات و ناراحتیهایی است که برای دستگاه تنفس ایجاد می گردد.
2- ناهنجاری دستگاه گردش خون
3- ناهنجاری دستگاه گوارش مانند: نفخ و کم اشتهایی.
هـ ـ ناهنجاریهای هماهنگی و تعادل
وضعیتهای صحیح بدن:
انسان در طول زندگی و در ساعات شبانه روز از نظر وضعیت بدنی در حالات گوناگونی قرار می گیرد که برخی از این حالات با ساختار آناتومیکی و نیز بیولوژیکی بدن او مناسب و سازگار بوده و برخی دیگر نامناسب می باشد و در اثر تکرار در بلند مدت باعث بروز ضایعات و ناهنجاریهایی می گردد.
وضعیتهای مناسب و نامناسب بدن می تواند در تمامی حالات زندگی از قبیل: ایستادن، راه رفتن، نشستن، خوابیدن و کار کردن وجود داشته باشد. در این بخش لازم می داند تا اشاره ای مختصر به وضعیتهای مناسب بدن در موقعیتهای مختلف فوق داشته باشیم.[21]
الگوی صحیح ایستادن ـ در هنگام ایستادن هر چقدر بدن با انقباض و درگیر ساختن عضلات کمتری بتواند فرم و وضعیت صحیح و قائم خود را نگهدارد به همان میزان وضعیت صحیح تر خواهد بود. مشروط بر اینکه بدن دارای تعادل قویتر و بهتری باشد.
بر طبق تحقیقات بعمل آمده، بدن هنگامی دارای بهترین تعادل است که اگر یک خط عمودی از کنار بدن او عبور نماید، وضعیتهای زیر را در مقایسه با قسمتهای مختلف بدن داشته باشد:
1-مستقیماً از مقابل لاله گوش عبور کند.
2-از وسط شانه ها و از مقابل برجستگی کتف در سرشانه عبور نماید. (زائده استخوان اکرومیون)
3-از مقابل مرکز برآمدگی بزرگ استخوان ران از پهلو بگذرد.
4-تقریباً کمی از پشت کشکک زانو عبور کند.
5-و در پایین بدن نیز از قسمت خارجی قوزک پا رد شود.
البته موارد مذکور شاید از نظر نشان دادن وضعیت قائم و صحیح بدن در حالت ایستاده مناسب و مورد قبول باشند، امّا مسلماً هر انسانی برای اینکه در حالت ایستاده کمترین انرژی را مصرف نموده و بتواند بدون وارد ساختن کمترین فشار بر عضلات و مفاصل، تعادل خود را حفظ نماید می تواند متناسب با شرایط خاص جسمانی خود تغییراتی را در وضعیتهای بدن خود در حالت ایستاده بدهد و به طور کلی دانشمندان و صاحبنظران امر عقیده دارند که در هنگام ایستادن علاوه بر موارد گفته شده به نکات زیر نیز باید توجه داشت:
1-هیچ وقت برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار نگرفت و هرچند دقیقه یکبار باید وزن بدن را از روی یک پا به پای دیگر منتقل کرد. بهتر است وزن بدن بر روی پاشنه ها قرار گیرند نه روی انگشتان پا.
2-در هنگام ایستادن در یک مکان به مدت طولانی مانند: ایستادن در صف، آشپزخانه و محیط کار و غیره باید یک پا را بر روی پله قرار داد.(شکل پایین)
3-در هنگام ایستادن از گذاشتن دستها به کمر و تکیه دادن به عقب خودداری کنید و سعی نمایید تا دستهایتان در جلوی بدن قرارگرفته و تنه مختصری به جلو خم شده باشد.
4-در حال ایستاده پاها را از هم کمی باز نگهدارید.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 432 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 32 |
فهرست:
تولید ناخالص ملی
کالای واسطه
کالاهای نهایی
مشکلاتی که در محاسبه تولید ناخالص ملی وجود دارد
روش های محاسبه تولید ناخالص ملی
تعریف ارزش افزوده
تولید ناخالص داخلی (GDP)
شاخص ساده
شاخص لاسپیر
شاخص پاشه
شاخص فیشر
مصرف
پس انداز
سرمایه گذاری
الیات ها
پرداختهای انتقالی
خالص مالیاتها
درآمد قابل تصرف
هزینه ها یا مخارج دولت
صادرات
واردات
خالص صادرات
عاملان اقتصادی
مدلهای اقتصادی
اقتصاد دو بخشی
ضرایب افزایش در مدل دو بخشی
اقتصاد سه بخشی
ضرایب افزایش در مدل دو بخشی
اقتصاد چهار بخشی
ضرایب افزایش در مدل دو بخشی
منحنی IS
شیب منحنی IS
عوامل موثر بر شیب منحنی IS
حالتهای افراطی شیب منحنی IS
عوامل جابجایی کننده منحنی IS
تعادل بازار پولی
منحنی LM
عرضه و تقاضای پول
معادله منحنی LM
شیب منحنی LM
حالتهای افراطی شیب منحنی LM
عوامل جابجایی کننده منحنی LM
تعادل همزمان بازار کالا و پول
سرمایه
سرمایه گذاری
تابع سرمایه گذاری
محاسبه ارزش فعلی سرمایه گذاری
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 15414 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
پاورپوینت فرودگاه
فرودگاه به محدوده ای مکانی – فضایی اتلاق می شود که برای کنترل ارتباط هوایی بین نقاط مختلف بکار می رود.
انواع فرودگاه
1 فرودگاههای کشوری که برای فعالیتهای ترابری، کارهای هوایی و هواپیمایی توریستی داخلی و بین المللی مورد استفاده قرار میگیرند .
2فرودگاههای نظامی یا پایگاههای هوایی که درآن به غیر از هواپیماها، واحدهای دیگر نیروی هوایی ، هوا نیروز یا هوا دریا مستقرند .
3 فرودگاههای فنی که معمولا در جوار کارخانههای تولید هواپیما بر پا می شوند و هواپیماهای نمونه در آن به آزمایشهای خود در زمین یا در حال پرواز می پردازند
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 294 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
پاورپوینت روشنایی در محیط کار
فهرست مطالب
§تعریف نور و روشنایی
§منابع روشنایی
§انواع سیستم های روشنایی
§روش های توزیع روشنایی
§روش ها و وسایل اندازه گیری روشنایی
§اندازه گیری و ارزیابی روشنایی در یک شرکت مورد نظر
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 766 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
پاورپوینت بررسی وضعیت وسیل حفاظت فردی
وسایل حفاظت فردی وسایلی هستند که کارگران، افراد خود اشتغال وسایر کسانی که در کارگاههای صنعتی فعالیت می کنند، برای ارتقاء در صد ایمنی باید متناسب با نوع کار خود، از آنها استفاده کنند.
آخرین راه کنترل عوامل زیان آور است و در صورتی قابل قبول است که نتوان از راه مهندسی و مدیریتی مشکل را حل کرد یا اقدام اساسی ایمنی مشکل و یا محتاج زمان باشد. ابزار کار تلقی می شود اقدام اساسی ایمنی بر روی محیط پیرامون کارگر و آنچه در اختیار دارد یک اقدام انسانی و یک وظیفه قانونی تلقی می شود
در واقع طبق استاندارد های جهانی و مقررات ، از مشکلات مهم صنایع به ویژه در کشورهای در حال توسعه، مشکلات ایمنی و بهداشتی پرسنل شاغل در صنایع است. بدیهی است که شناسایی و کنترل خطرات برای بالا بردن سطح بهره وری در صورت دارا بودن محیطی بهداشتی- ایمنی و کارگران سالم امکان پذیر خواهد بود. از نظر سازمان های بین المللی از قبیل osha زمانی می توان از لوازم حفاظت فردی استفاده کرد که به دلایل فنی و اقتصادی قابل اجرا و به کارگیری کنترل های مهندسی و مدیریتی عملی نبوده و یا نتواند سطح مواجهه کارگران با عوامل زیان آور را به حد بی خطر و یا قابل قبول کاهش دهد.
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 536 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
پاورپوینت مسجدالاقصی یا قبـه الصخره
جـالب است اگر بـدانـیـد تا بحال مسجدالاقصی را نـدیـده ایـد و آنـچه معمولاْ به عنـوان مسجدالاقصی به نـمایش در می آیـد قبـه الصخره است نه مسجد الاقصی
مقصود از صخره در اینجا، سنگی است که برای سه ادیان آسمانی: اسلام، مسیحیت و یهودیت مورد احترام است. در اثر آمده است که در شب معراج محمد پسر عبدالله پیغمبر اسلام از روی این صخره سوار بر براق و به معراج رفت. در سفرنامه ناصرخسرو ادعا شدهاست که به هنگام ورود پیامبر به مسجد، آن صخره پیش پایش از زمین بلند شد و پس از عروجاش، آن سنگ دیگر روی زمین برنگشت.
این صخره عبارت است از یک تخته سنگ نامنتظم که روزگارى قلهى کوه موریا بوده است. اینصخره آبى رنگ است و پاى هیچ انسانى بر آن نهاده نشده است. در قسمت روبه روى قبلهى اینسنگ یک فرورفتگى وجود دارد که به نظر مىرسد زمانى انسانى بر آن راه رفته و بر اثر آن این رد پا برجاى مانده است. بر این سنگ آثارى از هفت رد پا بر جا مانده است. گفته شده است که روزى ابراهیم پیامبر (ع) در آن منطقه بود و به همراه وى فرزند خردسالش اسماعیل نیز بود که اسماعیل در آن هنگام بر آن سنگ راه رفت، و این رد پاهاى اوست.